نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اره‌برقی در مجمع جهانی اقتصاد (+)
— سخنرانی خاویر میلی در مجمع جهانی اقتصاد

🍂 میلی در این سخنرانی از اهمیت «آزادی اقتصادی» سخن گفت و نظرش را دربارۀ سایر دیدگاه‌ها ارائه کرد و گفت هرگونه مداخله در بازار آزاد، باز کردن در به سوی سوسیالیسم و فقر است! او همچنین دربارۀ شکل‌های نوینِ «سوسیالیسم و نئومارکسیست‌ها» هشدار داد و گفت دیدگاه‌های آنان هم لاجرم به فقر منجر می‌شود.


#سیاست #نقد_چپ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘تمنای دوگانهٔ آزادی

✍🏻 #رضا_زمان

🍂 مهندس مهدی بازرگان، چونان دولت‌مردِ لیبرال که لیبرالیسم را «بابِ رحمت» تفسیر می‌کرد، هم در افکار و اندیشه‌ها و هم در عمل و سلوکِ خویش، بیش و پیش از هرچیز، در تمنای یک چیز بود: آزادیِ انسان.

🍂 بازرگان، سیاست و دیانتِ خود را بر گردِ آزادی می‌چرخاند و اجتماع و فرد را در گروی آزادی می‌خواست. او، نظراً و عملاً، ظاهراً و باطناً، مردی آزاد و آزادی‌خواه بود؛ هم سیاستِ آزاد می‌خواست، هم دیانتِ آزاد، هم آزادی عقیده و هم آزادی عمل.

🍂 بازرگان هر دو مفهوم دوگانهٔ آزادی‌‌خواهی را، در دو جهتِ منفی و مُثبت دنبال می‌کرد. و از آزادی‌خواهی، دو مقصد داشت: یکی استبدادستیزی، دوم دموکراسی‌خواهی. بازرگان، به‌راستی در امر آزادی، مردی لیبرال بود؛ آزادی‌خواهی او آزادی‌خواهی لیبرالیستی بود.

🍂 مهدی بازرگان، آزادی را به «آزاد شدن از اسارت» ترجمه می‌کرد، و این آزاد شدن از اسارت را به‌معنای «بیرون آوردن مردم از عبودیت و حاکمیتِ سلاطین»(م.آ ۲۵) می‌گرفت. این آزادی، احتراز از بندگی و بردگی‌ست، به تعبیر خود بازرگان، یعنی «یکدیگر را ارباب و سرور خود نگیریم؛ زیر بار استبداد و بندگیِ آدمیزاد نرویم»(م.آ ۶).

🍂 آزادی چونان رهایی از اسارت و استبداد، در تقریر بازرگان، «سرمایهٔ انسانیّت» است، و «اسبابِ رشد و سعادت» و «لازمهٔ حیثیت و ارزش»(همان). همان‌قدر که آزادی ضامن کرامت و شخصیتِ انسانی است، استبداد شخصیت‌شکن و کرامت‌ستان است.

🍂 مهندس بازرگان، در ابطالِ استبداد آورد «استبداد، هرگونه انسانیت را از تابعین خود سلب می‌کند...استبداد شخصیت‌کُش است...استبداد با محوِ شخصیت، نطفه‌های انسانیت را عقیم می‌سازد»(همان). او از آزادی منفی به استبدادگریزی رسید.

🍂 بازرگان، آزادی‌خواهی را در معنای دیگری هم به کار بست: آزادی به معنای «سپردنِ لگام بشر بر گردنِ خودِ بشر» هرچقدر که «بشر سرکش و نابینا» باشد(همان). به این معنا، انسانِ آزاد، آقابالاسر خود و صاحب‌اختیار خویش است، به تعبیر دینیِ خودِ بازرگان «خدا نخواسته است که انسان غیر از خودش «آقابالاسر» داشته باشد»(همان). آزادی از آقابالاسر به این معناست که انسان خودش «مسئول و مدیر خود» باشد(همان). بازرگان از همین مفهوم آزادی، مردم‌سالاری را نتیجه می‌گیرد، به معنای «مشارکت و حاکمیّتِ مردم» در امر سیاست و حکومت و دخالت و سهم در قدرت(م.آ ۲۴).

🍂 آزادی‌خواهی رو به سوی دموکراسی باز است. آزادیِ انسان، به معنای آزاد شدن از اسارت و به معنای آزاد بودن در لگام خویش به دست داشتن، ضرورتاً به دموکراسیِ آزادمنش (لیبرال)، مبتنی بر جمهوری، می‌رسد. تنها در یک نظم دموکراتیکِ لیبرال، ممکن و میسر است که افراد جامعه، از آزادیِ منفی و آزادی مُثبت برخوردار شوند. یعنی آزاد از بند باشند، و آزاد در صاحب خود بودن. این است که اندیشهٔ بازرگان، دفاع از دموکراسی است. به همین دلیل باور داشت که آزادی‌خواهی و استبدادگریزی دو روی یک سکه‌اند.


#سیاست
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سورپرایزِ شب انتخاب 😂


#نقدخند
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معجزات علمی و عددی قرآن (۲)
— نقدی بر سخنان آخوند قرائتی

🎙#وریا_امیری


#نقد_قرآن #مغلطجات

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ بیست ترانۀ برتر هایده


#بوقت_آواز
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘آتشی در زمستان

✍🏻 #ف_امیرفرهنگ


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘آتشی در زمستان

✍🏻 #ف_امیرفرهنگ

🍂 تغاری شکست و ماستی ریخت و دیوانگان به باغ ایران زدند و هرچه هزاردستان و بلبل را پرپر کردند و پراندند و کلاغانِ قیل‌و‌قال‌پرست، قُمریان باغ شدند و قورباغه‌ها ابوعطاخوان، به لطف #حکومت_اسلامی، آب‌شان سربالا رفت و رفت و رفت. مستی از می پرید و در قدح جز دُرد درد چیزی نماند.

🍂 تاریخِ اجتماعی به ما می‌گوید، دهۀ شصت که از منجنیقِ رسانه‌های حکومت اسلامی، جز سرودِ انقلابی و اذان و آهنگران و شجریان چیزی به گوش نمی‌بارید و هرچه بلندگوهای رژیم، این آخری را «دُردانۀ تاریخ آواز ایران» معرفی می‌کردند، ملت اما یک صدا را پناهِ سنگِ فتنه‌ها می‌دانستند؛ صدایی که چون استخوانی در گلوی کلاغانِ ردیف‌خوان، گیر کرده‌بود.

🍂 قیل‌و‌قال‌پرستان شریعت‌گرا اما، تاب همان یک صدا را هم نیاوردند؛ پس دست‌به‌کار شدند برای تخریبش؛ گاه او را به هویدا می‌بستند و گاه می‌گفتند با خواهرش، همۀ شهر را آباد کرده‌اند (که بر فرضِ درستی، مگر بقیه چه می‌کردند؟)؛ زنی که هم آواز بخواند و هم از مستی و می‌ بگوید، حکمش جز این چه خواهد بود؟

🍂 ایرانیان اما، هرگز به‌خاطر مسائل شرعی و دینی، هنرمندان‌ محبوب‌شان را کنار نگذاشته بودند و سده‌ها تبلیغ علیه می و مستی، موجب نشد حافظ را سر سفرۀ هفت‌سین نیاورند و دست‌ِ بالا برای نگهبانی از میراث‌شان، تفسیری عرفانی به تنگ‌شان می‌بستند؛ چنانکه زمانی عامۀ مردم، هایده را عارف می‌دانستند.

🍂 چاره‌ساز که نشد، به کمک چپ-اندر-قیچی‌ها، موسیقی فاخر را مقابل موسیقی مبتذل علم کردند. آنچه به گوش آن‌ها فاخر می‌آمد، مشتی روضه و زوزه و گریه و نوحه و دشتستانی بود. اگر هم گریه نبود، آنقدر جدی و خشک و فاضلانه و پادگانی بود که رقص و بشکن، چیزی جز ابتذال به حساب نمی‌آمد.

🔺همۀ این‌ها را بگذارید کنار این نکته که این صدا، صدای «یک زن» بود که در آن سرمای تاریخی، چون چراغی گرمابخشِ روح یک ملت بود.

🍂 محبوبیت روزافزونش پس از سه دهه از مرگش، نشان داد که در نهایت، «قال» را با هزار ترفندِ ایدئولوژیک، نمی‌توان زنده نگاه داشت و هنر، ماهیتا با «حال» است که نسبت دارد و نه قال! حال هرچه در پستو هم بماند، سرانجام عمر دوباره‌اش را خواهد یافت.


#هنر #نقد_فرهنگ #زنان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
هایده - آلبوم شانه‌هایت
@Naqdagin
🎧 آلبوم شانه‌هایت

🎙بانو #هایده


#بوقت_آواز
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘#اهل_غلو و تبارشناسیِ ادعای «زبانِ خدا»

✍🏻 #ب_بی‌نیاز (داریوش)

🍂 شیعهٔ دوازده امامی، از خرافی‌ترین مذاهبِ جهان است و سخنان غالیانۀ منتسب به امام محمد باقر (به «ام الکتاب» رجوع کنید) و امام جعفر صادق («کتاب الهفت الشریف» یا «الهفت و الأظله»)، چراغ راهنما و قطب‌نمای شیعیانِ دوازده امامی است. با خواندن این دو کتاب، می‌توان شیعۀ دوازده امامی را روی میز تشریح ایدئولوژیکی قرار داد و روح و روان آنها را «کالبد شکافی» کرد. ترجمۀ کتاب «الهفت الشریف» به پایان رسیده و بزودی آن را برای دوست و همکارم #محسن_بنائی می‌فرستم تا بر مبنای این دو کتاب، یک پیشگفتار روشنگرانه در این باره بر ترجمۀ این کتاب بنویسد.

🍂 کتاب «الهفت الشریف» در واقع مصاحبۀ مفضل جُعفی (مفضّل بن عمر) با امام جعفر صادق است.

🍂 چند جمله از کتاب «الهفت الشریف» تا خوانندگان بدانند که باورهای غالیانۀ شیعه دوازده امامی از کجا سرچشمه می‌گیرند و چرا حتا [برخی شیعیان] خود را از پیامبران و فرشتگان برتر می‌دانند؟ با خواندن این دو کتاب، می‌توان به‌گونه‌ای مستند، به درون‌مایۀ این حزبِ [شیعه] دوازده امامی پی برد [شیعه یعنی حزب، دسته و گروه. بارها در کتاب «الهفت» از شیعه نه به عنوان یک مذهب، بلکه به عنوان گروه و دسته نام برده شده‌است].

«ما امامان پرده‌های الله هستیم و براستی که الله از میان ما، رسولان خود را برای آفریدگانش برمی‌گزیند؛ البته تا زمانی که الله این را برای آفرینش خود لازم بداند. و اگر الله قصد کند که آفرینش خود را نابود سازد، آنگاه ما [امامان] را به سوی خود می‌برد و اگر الله شروع به آفرینش دیگر کند، ما نخستین رسولان هستیم که برای پاسداری از این آفرینش فرستاده می‌شویم».

.
«در میان بندگان الله، ما ائمه زبان او هستیم که با آن سخن می‌گوید و دست او در آفرینش او هستیم و ما چهرۀ الله هستیم که بخشش از آن اوست و ما در میان ستایشگران او باقی خواهیم ماند تا زمانی که الله این نیاز تشخیص دهد».

.
«زیرا هر گاه الله یک آفریده نوینی به بار آورد ما به سوی آن آفریده فرود می‌آئیم و آن را آموزش و پرورش می‌دهیم و اگر الله برنامه‌ای برای این آفریده داشته باشد آنگاه ما را به سوی خود فرامی‌خواند. آنگاه هر چه بخواهد انجام می‌دهد».

.
«ما امامان، برگزیدگان الله هستیم و هیچ چیز از دانش الله بر ما پوشیده نیست، چه در روی زمین، و چه در آسمان. ما دست و پهلوی [جنب/ور] الله هستیم، چهرۀ الله هستیم، چشمان الله هستیم و باورمند [مؤمن] به هر کجا که نگاه کند، ما را می‌بیند؛ اگر ما بخواهیم، الله نیز می‌خواهد و به کسی دیگر بجز مردم خودش چیزی نمی‌گوید».


🍂 وقتی کتاب «الهفت الشریف» نیز به اتمام رسید آن را به طور رایگان در اختیار خوانندگان علاقمند قرار خواهم داد.


#نقد_شیعه #نقد_کتاب #حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📓معرفیِ کتابِ «ام الکتاب»

🖍 ویراستار: ولادیمیر ایوانف
🖋 #ترجمه: #ب_بی‌نیاز (داریوش)

🍂 این کتاب، حداکثر به زمان هارون‌الرشید برمی‌گردد، یعنی اواخر سدۀ دوم هجری. این کتاب یکی از منابع باقی‌‌ماندۀ جریان‌های گنوسیِ (عرفانی) میانرودان و ایران است که بعدها به #اهل_غلو شیعه (گزافه‌گویان) شهرت یافتند. بن‌‌مایۀ این کتاب، علیرغم‌ِ ذکر‌ نام‌های اسلامی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین، گنوسی (عرفانی) است.

🍂 قدمت‌ جریان‌های گنوسی (عرفانی) بسیار طولانی‌تر از ادیان یکتاپرستی‌ است. جهان‌بینی‌ عرفانی، در مرتبۀ نخست بر «کیهان‌شناسی» استوار است و خدای آفریننده در ارتباط با «عناصر‌ کیهانی» توضیح داده می‌شود.

🍂 از این رو، بدون درک‌ «بودیسم» و همچنین «دستاوردهای علمی سومریان» در زمینۀ «کیهان‌شناسی»، فهمیدن‌ دستگاه‌ نظری عرفانی که بر میراث‌ سومریان و بودیسم استوار شده، ناممکن است. سومریان (۳۰۰۰ تا ۲۱۱۵ پیش از میلاد) که در بسیاری حوزه‌های تمدن، از جمله کیهان‌شناسی، کارآمد بودند، توانستند با اتکا به دانش خود، سال را به ۱۲ ماه یا ۳۶۰ روز، روز را به دو بخش‌ِ ۱۲ ساعته (شب و روز) تقسیم‌بندی کنند.

🍂 روش محاسبۀ سومری‌ها، در دستگاه‌ محاسباتی‌ شصتگان بود. نظام‌ شصتگانی یا دقیق‌تر گفته شود، عدد ۶۰، حاصل‌ ضرب‌ ۵ و ۱۲ است. همین دو عدد‌ ۵ و ۱۲، بعدها در جریا‌ن‌های گنوسی، به «اعداد مقدس» تبدیل شدند، ولی جالب این است که خود عدد ۱۲ نیز حاصل‌ جمع‌‌ دو عدد‌ اول‌ ۵ و ۷ است. عجیب نیست که گرایش‌های عرفانی، از عدد ۵، ۵ نور‌ الهی سازندۀ جهان را برداشت می‌کنند و جهان را به ۷ طبقه (آسمان) و زمان را به ۷ دور (Cycle time) تقسیم می‌کنند.

🍂 تقسیم کیهان به ۷ طبقه و ۷ دور‌ زمانی (Cycle) نیز یکی دیگر از کشفیات‌ سومریان بود. آنها نخستین کسانی بودند که کشف کردند خورشید در مرکز‌ منظومه شمسی قرار دارد و ۶ سیاره را کشف کرده بودند: سیاره‌ی تیر (Mercury)، ناهید (Venus)، زمین (Earth)، بهرام (Mars)، مشتری یا هرمز (Jupiter) و کیوان (Saturn) و این سیاره‌ها در کنار ماه یا قمری که دور زمین می‌چرخد، یک سامان‌ هفت‌گانه را تشکیل میدادند

🍂 جریان‌های عرفانی در ایران و میانرودان، یک ابتکار دیگر انجام دادند: عدد مقدس‌ ۷ را با عدد مقدس‌ ۱۲ جمع کردند و از آن عدد اول‌ ۱۹ را به دست آوردند. عدد‌ اول‌ ۱۹، عدد مقدس‌ در اسلام، یا بهتر است گفته شود «عرفان‌ اسلامی» است.

🍂 کسی که با قرآن آشنایی داشته باشد، می‌داند که نویسندگان‌ قرآن، تلاش کرده‌اند تا سوره‌ها و آیه‌‌های قرآن را به‌گونه ای با عدد ۱۹ تنظیم کنند. موردی که در بعضی از بخش‌های قرآن تظاهر می‌کند، ولی روی‌هم‌رفته، موفق نبوده‌است؛ برای نمونه، آغاز سوره‌‌های قرآن، همیشه با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز می‌شود که از ۱۹ حرف تشکیل شده‌‌است. موردی که در ام‌الکتاب مورد پرسش قرار می‌گیرد و "باقر‌العلم"، یعنی امام محمد باقر، که خود ظاهرن از گنوسی‌ها بوده، بدان پاسخ می‌دهد.

🍂 «ام‌الکتاب» تفسیر گنوسی از قرآن و جهان است. مانند مابقی‌ آثار گنوسی، در اینجا نیز ۲ خدا وجود دارد، خدای عالم بزرگ و خدای عالم‌ کوچک. در ام‌الکتاب‌، خدای خالق، "ملک‌ تعالی" نام دارد. همچنین جهان از ۵ نور الهی ساخته شده‌است که قالب‌های انسانی این ۵ نور، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین‌ هستند.

🍂 اگرچه این ۵ تن، شخصیت‌های اسلامی هستند، ولی در «ام‌الکتاب»، اساسا به‌گونه‌ای نمادین معرفی می‌شوند. در کنار‌ این عناصر گنوسی، ما با «حلول روح» یا بهتر بگوئیم «حلول‌ روح‌القدس در امامان» - یا دقیقتر گفته شود «امامان‌ زمان»- روبرو هستیم؛ موردی که تحت تاثیر دین زروان (زروانیسم) ایرانی است که خالق‌ جهان را "زمان بی‌کران" یا "صاحب‌ِ زمان" (زروان) می‌داند. از سوی دیگر، مانند دیگر جریانات عرفانی، «دوآلیسم» (دوگانه گرایی/ ثنویت) مبنای حکمت‌ و جهان بینی آنها را تشکیل می‌دهد: ماده در برابر روح، نور در برابر ظلمت، جسم در برابر روح و ...

📖 تعداد صفحات: ۱۳۸

⬅️ دانلود کتاب (اینجا)


#بازاندیشی #نقد_کتاب #نقد_شیعه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
ام‌‌‌الکتاب. @Naqdagin.pdf
1.3 MB
📓ام الکتاب

🖍 ویراستار: ولادیمیر ایوانف
🖋 #ترجمه: #ب_بی‌نیاز (داریوش)

🍂 این کتاب، حداکثر به زمان هارون‌الرشید برمی‌گردد، یعنی اواخر سدۀ دوم هجری. این کتاب یکی از منابع باقی‌‌ماندۀ جریان‌های گنوسیِ (عرفانی) میانرودان و ایران است که بعدها به #اهل_غلو شیعه (گزافه‌گویان) شهرت یافتند. بن‌‌مایۀ این کتاب، علیرغم‌ِ ذکر‌ نام‌های اسلامی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین، گنوسی (عرفانی) است.

🍂 قدمت‌ جریان‌های گنوسی (عرفانی) بسیار طولانی‌تر از ادیان یکتاپرستی‌ است. جهان‌بینی‌ عرفانی، در مرتبۀ نخست بر «کیهان‌شناسی» استوار است و خدای آفریننده در ارتباط با «عناصر‌ کیهانی» توضیح داده می‌شود.

📖 تعداد صفحات: ۱۳۸

⬅️ ادامۀ معرفی #کتاب (اینجا)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 نورِ ازلیِ علی یا انسان-خداییِ تشیع

🔸دکتر #محمدعلی_امیرمعزی دربارۀ الله و نورِ علی در نگاهِ شیعه سخن می‌گوید

🔸ایمان و فراروی از اسلام در شیعه، یعنی پذیرشِ قلبی و عملیِ تعالیم ائمۀ شیعه و شناخت علی و امامان به‌مثابه نورِ یگانه با الله

🔸نور طبق قرآن، خودِ خداوند است (نه اینکه الله مثل نور باشد، الله خودِ نور است) و در نگاهِ تشیعِ غالی، علی همان نورِ الله است:
هر کس که مرا به نورانیت بشناسد، الله را شناخته و هر کس که الله را بشناسد، من را بعنوان نور می‌شناسد.



#اهل_غلو #نقد_شیعه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
دین علی
@Naqdagin
🎧 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی

🎙دکتر #محمدعلی_امیرمعزی

❓چرا علی اینقدر مهم است و مرکز ثقل تاریخ اسلام؟

🔸مهمترین رسالت محمد، اعلام «آخرالزمان» در زمانی بس نزدیک بود

🔸برخلاف پروپاگاندای تاریخ‌تراشی عباسی دربارۀ جاهلیت قبل اسلام، قرن‌ها در عربستان، بت‌پرستی‌ای وجود نداشته و هدف محمد متعلق به فرهنگی بایبلی (یهودی-مسیحی) بوده‌، مبنی بر اینکه آخرالزمان و بازگشت مسیح موعود را اعلام کند

🔸علی یگانگی‌اش را با مسیح اعلام می‌کند و محمد می‌گوید:
اگر باک نداشتم که مؤمنان درباره‌ات همان را بگویند که دربارۀ مسیح گفتند، مؤمنان خاک پایت را برای برکت می‌ربودند


🔸عبدالملک مروان بنیان‌گذار «دین امپراتوری»

🔸والله نباء عظیم منم؛ منم سرّ الاسرار؛ منم چشم و صورت خدا؛ منم دست خدا؛ منم شاهد و مشهود؛ منم خالق و مخلوق؛ منم الرحمان و الرحیم


🗄پست مرتبط
📺 پیرامون نسبت شیعه و اهل غلو
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📻 مطالعاتی نو دربارۀ ریشه‌های قرآن-اسلام
📻 جنبه‌های باطنی اسلام شیعی
📻 بتان سیره مقابل شرک در قرآن
📓 «افسانۀ اسکندر» در قرآن (معنای "قیامت نزدیک"؟)

.


#بازنگری #نقد_شیعه #اهل_غلو

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا #اهل_غلو
(۱/۲)

🍂 در آغاز، #ترجمه کل «خطبۀ نورانیة» آورده شده و در پایان، نظر سایتی اسلامی دربارۀ سندیت این خطبه.

📍خطبۀ نورانیة

🍂 هرکس ظاهر او در ولایت من بیشتر از باطنش باشد، کفۀ ترازویش سبک خواهد بود.

🍂 ای سلمان! ایمان مؤمن کامل نمی‌شود مگر آنکه مرا به نورانیت بشناسد و وقتی مرا به آن شناخت، او مؤمنی است که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده‌است و سینه‌اش برای اسلام وسعت داده و در دین خود عارف و صاحب بصیرت شده‌است. و هر کس از این معرفت کوتاهی کند، دچار شک و تردید است.

🍂 ای سلمان و ای جندب (ابوذر)، معرفت من با نورانیت معرفت خداوند است و معرفت خداوند معرفت من است و این همان دین خالص است که خداوند در سخن خود می‌گوید: «و ما أُمرِوُا إِلا لَّیِعَبْدُوُا اللهَّ مَُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ حنُفَاءَ و یَقُیموُا الصلَّاةَ و یَُؤتْوُا الزکَّاةَ و ذَلکِ دَینُ القْیَمِّۀ» [در این آیه] «الا لیعبدوا الله مخلصین» همان اخلاص است، و «حنُفَاء» همان اعتراف به نبوت محمد (ص) است که همان دین حنیف است و «و یَقُیموُا الصلَّاةَ» همان ولایت من است؛ پس هرکس ولایت مرا بپذیرد، نماز را اقامه کرده‌است و البته این سخت و دشوار است.

🍂 ای سلمان و ای جندب! مؤمن امتحان‌شده کسی‌ست که چیزی از امر ما بر او وارد نشود، مگر آنکه خداوند سینۀ او را برای پذیرش آن وسعت دهد و در آن شک و تردید نکند، اما کسی که بگوید «چرا و چگونه؟» در این صورت او کافر شده‌است؛ پس تسلیم امر خداوند باشید که ما «امر خداوند» هستیم!

🍂 ای سلمان و ای جندب! خداوند مرا امانت‌دار خودش در بین مخلوقات و خلیفۀ خودش در بین زمین و شهرها و بندگانش قرار داده‌است و چیزی به من عطا کرده است که توصیف‌کنندگان نمی‌توانند آن را توصیف کنند و عارفان نمی‌توانند به آن معرفت پیدا کنند؛ پس وقتی شما با این صفت مرا بشناسید، مؤمن خواهید بود.

🍂 ای سلمان! خداوند متعال می‌گوید: «وَ اسْتَعینوُا بِالصَّبْرِ وَ الصلَّاةِ» پس صبر محمد است و نماز ولایت من است. لذا گفت «و إَِنهَّا لَکَبیرَة» (آن بسیار بزرگ است) و و نگفت «و انهما» (و آن دو)، و در ادامه آیه می فرماید، «الا علی الخاشعین» (مگر بر خاشعان)؛ پس اهل ولایت مرا استثناء کرد؛ همان کسانی که با نور هدایت من دارای بصیرت هستند.

🍂 ای سلمان! ما اسرار خداوند هستیم که نمی‌توان آن را پنهان کرد و نور او هستیم که نمی‌توان آن را خاموش کرد و نعمت او هستیم که جزا داده نمی‌شود.... اول ما محمد وسط ما محمد و آخر ما محمد است؛ پس هرکس ما را بشناسد دین استوار خود را کامل کرده‌است.

🍂 ای سلمان و ای جندب! من و محمد یک نور بودیم که قبل از همه تسبیح می‌گفتیم و قبل از مخلوقات اشراق داشتیم و خداوند آن نور را به ۲ قسمت تقسیم کرد: یک نصف آن پیامبر برگزیده و نصف دیگر وصی مورد رضایت . و خداوند عزوجل به آن نصف فرمود، محمد باش! و به نصف دیگر فرمود، علی باش! و به همین خاطر پیامبر (ص) فرمود: من از علی هستم و علی از من است و کسی نمی‌تواند چیزی را از طرف من بیان کند، مگر خودم یا علی!

🍂 ای سلمان و ای جندب! محمد «صامت» بود و من «ناطق»؛ و باید در هر زمان، یک نفر صامت باشد و دیگری ناطق؛ پس محمد صاحب جمع است و من صاحب نشر هستم؛ محمد انذار‌کننده است و من هدایت‌کننده؛ محمد صاحب حوض است و من صاحب لواء؛ محمد صاحب کلیدهاست و من صاحب بهشت و جهنم؛ محمد صاحب وحی است و من صاحب الهام؛ محمد صاحب دلالت‌هاست و من صاحب معجزات؛ محمد خاتم پیامبران است و من خاتم اوصیاء؛ محمد صاحب دعوت است و من صاحب شمشیر و سطوت؛ محمد پیامبر کریم است و من صراط مستقیم؛ محمد رئوف است و من «علی عظیم».

🍂 ای سلمان! خداوند سبحان می فرماید «یلُْقیِ الروُّح مَنِ أَْمْرِهِ عَلى منَ یْشَاء مُنِ عْبِادهِ»، و این روح را به کسی نمی‌دهند مگر آنکه امر و تقدیر را به او تفویض کرده باشند.

🍂 من مردگان را زنده می‌کنم و می‌دانم در آسمان‌ها و زمین چیست؛ من کتاب مبین هستم. ای سلمان! محمد اقامه‌کنندۀ حجت است و من حجت حق بر مخلوقات و با آن روح بود که او به آسمان به معراج رفت.

🍂 من نوح را در کشتی حمل کردم؛ من در کنار یونس در شکم نهنگ بودم؛ من بودم که موسی را از دریا عبور دادم و ملت‌های اولین را نابود کردم؛ من علم پیامبران و اوصیاء و علم فصل الخطاب را در اختیار دارم و نبوت محمد با من کامل و تمام شد؛ من نهرها و دریاها را جاری کردم؛ من چشمه‌های زمین را جوشاندم من دنیا را بر صورتش واژگون کردم.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin