نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘اهمیت دیدنِ «هر شش پا» (+)
— قسمت یکم - #ترجمه بخشی از مقدمه

🍂 ... وقتِ آن است که برویم سراغ اینترسکشنالیتیِ روابطِ ادیان. یک جوکِ نه‌چندان مبتذل وجود دارد که نکته‌اش روشن است.

🍂 جوک با یک زن و معشوقش بر روی تخت شروع می‌شود. ناگهان آن‌ها صدای شوهر را می‌شنفند که بی‌وقت به خانه برگشته و درحالی‌که سیاه‌مست است، از پله‌ها بالا می‌آید. معشوق دچار وحشت می‌شود، اما زن او را آرام می‌کند و می‌گوید: «شوهرم خیلی مسته. آنقدر که اصلاً نمی‌فهمه یکی دیگه هم توی تخته. برای همین، تکون نخور و جایی که هستی بمون!».

🍂 و طبق پیش‌بینی زن، شوهر تلوتلوخوران می‌آید و می‌افتد روی تخت. ساعتی بعد، شوهر چشمانش را باز می‌کند و به زنش می‌گوید: «عزیزم انقدر مستم که نمی‌تونم چیزی که می‌بینم رو بشمارم؟ انگار پایین تختمون شش تا پا هست!». زن با صدایی آرام می‌گوید: «ناراحتی نداره؛ بلند شو برو دم در و از جلو یک نگاه دقیق بکن!». شوهر اين کار را می‌کند و با تعجب می‌گوید: «راست میگی؛ فقط چهار تا پا هست! حالا میتونم با خیال راحت بگیرم بخوابم!...»

🍂 اگرچه این جوک، مبتذل به نظر می‌رسد، ولی به‌هرجهت، ساختار صوری‌اش همانندِ جوک معروف ژاک لاکان است: من سه برادر دارم: پال، رابرت و خودم. شوهر وقتی خیلی مست است، خودش را هم در مجموعه جا می‌دهد. خودش را در شمار یکی از برادرانش قرار می‌دهد؛ اما وقتی مستی‌اش انقدری پریده است که بتواند یک نگاه نیمه‌هوشیارانۀ کوتاه بیندازد، می‌فهمد که تنها دو برادر دارد (یعنی خودش را از مجموعه بیرون می‌گذارد).

🍂 ما بنا به قاعده انتظار داریم، فردی که از بیرون از فاصله‌ای امن نظارت می‌کند، کل وضعیت را به‌طور واضح ببیند، اما فردی که در موقعیتی غوطه‌ور است، نسبت به بُعد کليدی آن (نسبت به افقی که آن را محدود می‌کند) کور باشد؛ هرچند که در جوک ما، این موقعيتِ بیرونی‌ست که مارا کور می‌کند؛ حال آنکه حقیقت، زمانی دیده می‌شود که در آن گیر افتاده‌ايم (از قضاء همین در موردِ روانکاوی و مارکسیسم نیز صدق می‌کند).

🍂 دقيق‌تر اینکه، مرد صرفاً خودش را بیرون نمی‌گذارد: بیرون‌گذاردن او (ایستادنش کنار در، بیرون از تخت)، منجر به گنجانشی اشتباه می‌شود و سبب می‌شود او پاهای معشوق را با پاهای خودش اشتباه بگیرد -او پاهای معشوق را در تخت، به‌عنوان پای خودش می‌شمارد؛ بنابراین، با خرسندی به تخت بازمی‌گردد و درسی که می‌گیرد نیز بسیار بی‌رحمانه است: او خیانتِ زنش با مردی دیگر را به‌مثابه عمل خود می‌پذیرد...

🍂 وجه کناییِ داستان البته این است که عمل احمقانۀ شوهر، یعنی بیرون‌گذاشتن خودش از مجموعه، در حالتی اتفاق می‌افتد که مستی از سرش پریده‌است: یک نسخۀ غیرمنتظره از «مستی و راستی».

🍂 حقیقتِ لیبیدوییِ چنین موقعیت‌هایی این است که حتی هنگامی که در تخت، فقط زوجِ مشغول به سکس حضور دارند. شش پا وجود دارد (دو پای اضافی، مصداق حضور یک عاملیتِ سوم است) -نقش لکانیِ «به‌علاوۀ آن» همواره در کار است.

🍂 اینجا بایستی از آن «سه‌شاخ محال» نیز یادی بکنیم (که همچنین معروف است به «چنگال غیرممکن» یا «چنگال شیطان»)؛ از آن طرح که ابر محال را ترسیم کرده‌است (شکلِ فهم‌ناپذیر) که یک جور توهم بصری است: به نظر می‌رسد در یک طرف، سه عدد شاخۀ استوانه‌ای وجود دارد که به‌طرز مرموزی در طرف دیگر به دو عدد شاخۀ مستطیلی تغییر شکل يافته است.

🍂 در مورد مثالِ ما، شوهرِ مست، وقتی که در تخت است (قسمتِ آبی) و به پایین تخت نگاه می‌کند، سه جفت پا می‌بیند، اما وقتی که از تخت قدم بیرون می‌گذارد (به‌سوی قسمتِ سبز) و به پایین تخت نگاه می‌کند، دو جفت پا می‌بیند.

🍂 حال که به اینجا رسیده‌ایم. بد نیست تا انتهای مبتذل این مسیر را طی کنیم و یک صحنۀ غاییِ مشابه را تصور کنیم با مریم «عذرا» و شوهرش یوسف: یوسف در حال عیش‌ونوش است و مریم در تخت‌شان با (شخصی که کنش می‌ورزد به‌مثابه) روح‌القدس، مشغول تفریح است. یوسف زود به خانه برمی‌گردد و می‌خزد درون تخت. وقتی کمی بعدتر هوشیار می‌شود، در پایینِ تخت، شش پا می‌بیند و سپس مثل جوک ما، تا آخر - از کنار در به پایین تخت که نگاه می‌کند، تنها دو جفت پا می‌بیند و پاهای روح‌القدس را به‌اشتباه پاهای خود می‌پندارد...

✍🏻#اسلاوی_ژیژک، کتاب «خداناباوری مسیحی: چگونه یک ماتریالیست واقعی باشیم؟»، ص ۱۴-۱۶


#گزیده‌کتاب #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin| @philosophyinthetoilet
📘از سرکوب میل تا توحش در رمان «مرگ در ونیز»
— توحش در ما همان‌سان کمین کرده‌است که ببری در بیشۀ خیزران

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی




🌾 @Naqdagin | @nasaksara
📘از سرکوب میل تا توحش در رمان «مرگ در ونیز»
— توحش در ما همان‌سان کمین کرده‌است که ببری در بیشۀ خیزران
(۱/۲)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 توماس مان نویسنده‌ای مسحورکننده و برآشوبنده و بازگوکنندۀ اشتیاق‌هایی پنهانی‌ست که در ما نهفته هستند و به‌ناگاه پدیدار می‌شوند و ما را می‌ترسانند. اشتیاق‌هایی پس‌رانده‌شده که فکر می‌کردیم زیستن در جامعه، اخلاق عمومی و فرهنگ یا ایمان، می‌طلبد که از شرشان خلاص شویم. جرقه‌هایی گذرا که اگر مواظب نباشیم، ممکن است کل خانۀ وجود را به خاکستر بدل کند. جرقه‌ای که فروید آن را «آرزوی مرگ» می‌خواند و ساد «تمنای آزادی» و باتای «شر» می‌نامدش.

🍂 تنها در سایۀ سرکوب امیالی چند است که همزیستی در جامعه امکان‌پذیر می‌شود. به‌تعبیر فروید «سرکوبِ میل بهایی‌ست که برای متمدن‌شدن می‌پردازیم». برآمدنِ این اشتیاق‌های نهفته یا پس‌زده‌شده، می‌تواند درصورتی‌که از کنترل خارج شوند، جامعه را دچار توحش و فروپاشی کند.

🍂 سرکوبِ میل جنسی و واپس‌رانی آن، آن را مرتفع نمی‌کند، بلکه میل سرکوب‌شده را در جایی که ناخودآگاهش خوانند، پنهان شده و در کمین می‌نشیند تا بازآید، همچون دملی زیر-پوستی که خود را در رویا، در زبان و در کنش‌های نامتعارف تجلی می‌دهد.

🍂 جامعه‌ای که میل جنسی در آن سرکوب شده‌است، بخش عمده‌ای از لطیفه‌ها، جوک‌ها و شوخی‌هایش ردای جنسی به تن می‌کنند. جامعه‌ای که سر از هیزی درمی‌آورد و نگاه‌های خیره، ویرانگر و همواره آزاردهنده، متلک‌پرانی، آزار و اذیت‌های خیابانی، اعمال نامتعارف جنسی که گاه در جامعه شاهدش هستیم، نشان می‌دهد که این هیولای سرکوفت‌شده، آرام نیست؛ می‌غرد، تکان می‌خورد و بی‌قراری می‌کند و بازمی‌آید تا تخیل را در اختیار خود بگیرد.

🍂 به‌همین‌سبب، بسیاری را باور بر این است که انسان، آمیزه‌ای‌ست از «عقل و شهوت، فرشته و شیطان». فرشته‌ای که در وجودِ ماست، هیچ‌گاه قادر نبوده شیطانی را که در همین قالب خانه دارد، یکسره شکست دهد. وسوسۀ دوزخ، هم‌پیاله‌شدن با شیطانِ وجود، رمیدنِ اسبِ شهوت و شیهه‌های مکرر آن، نشان می‌دهد که حتی منضبط‌ترین شخصیت‌ها نیز در برابرِ وسوسۀ دوزخ مبرا نیستند.

🍂 ماجرای گوستاو فون اشنباخ هم همین است. شهروندی سلیم با انضباطی عقلانی و اخلاقی که تصور می‌کند، نیروهای ویرانگر شخصیتش را مهار کرده، اما ناگهان در برابرِ آن شکست می‌خورد.

🍂 خرد و نظم و تقوا، ضامن پیشرفت جامعه بشری‌اند، اما برای شادکامی کفایت نمی‌کنند، برای شادکامی، ما به غرایز نیاز داریم. غرایزی از جنسِ «آتش» که اگر منضبط شوند، خانه را گرم می‌کنند، اما اگر از کنترل خارج شوند، خانه را به آتش می‌کشند و با خود، ویرانی و تباهی بارمی‌آورند.

🍂 تبعید کامل غرایز، زندگی را از رنگ و بو می‌اندازد و آن را از سرخوشی و شور و وجد و سور و سرور و ماجرا تهی می‌کند. رمان «مرگ در ونیز» بر همین پارۀ وجودِ ما پرتوافکنی می‌کند و نشان می‌دهد که انسان، هرچقدر هم تظاهر به زندگی معنوی کند، باز هم همواره در کمین کارگزاران شر و آشوب است که در گوشه و کنار ذهن آدمی، لانه کرده‌اند.

🍂 اشنباخ که دیری زندگی را به فضیلت زیسته‌است، ناگهان هستیِ سامان‌مندش دچار لرزه می‌شود و عامل آن، تخیل است؛ نیرویی فرساینده که فرانسوی‌ها به‌درستی آن را «زن دیوانۀ درونِ خانه» می‌نامندش. او بی‌آنکه بداند، تن به وسوسۀ خیال می‌دهد. اشنباخ در-می‌یابد که جسمش، صرفاً گهوارۀ افکاری متعالی نیست، بلکه کنام جانوری فحل آمده، حریص و خودخواه نیز هست.

🍂 با برآمدن نیرویِ مهیب وسوسه و شور و شهوت، به‌ناگاه افکار به کناری رانده می‌شوند و جای به حس و عاطفه می‌دهند و جسم، بدل به واقعیتی انکارناپذیر می‌شود که روح باید در خدمت آن باشد، نه این که مهارش بزند.

🍂 با وجهی اخلاقی دادن به غریزه، روح از مقاومتِ سرسختانه، به‌تدریج پا پس می‌کشد، تا آنجا که تماماً در خدمتِ جسم و خواست‌های آن قرار می‌گیرد؛ چیزی که در مورد اشنباخ هم اتفاق می‌افتد و او شاهد سقوط خویش در حد فردی فرومایه می‌شود.

🍂 با پیشتازی جسم و خواست‌های آن، اشنباخ در تباهیِ اخلاقی غرق می‌شود. تمنایی که با یک جرقه آغاز می‌شود، اگر مهار نشود، به شعله‌ای عظیم و مهیب بدل می‌شود. همیشه یک نگاه، یک تصویر، یک مواجهه، جرقه را می‌زند و تخیل آن را شعله‌ورتر می‌کند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘از سرکوب میل تا توحش در رمان «مرگ در ونیز»
— توحش در ما همان‌سان کمین کرده‌است که ببری در بیشۀ خیزران
(۲/۲)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 مسئله همین است که آنچه ما نیاز داریم، «گریز از آن جرقه» نیست، یا «فرار از مهلکۀ غریزه»، بلکه مکانیسمِ «مهار تخیل» است، همان زن دیوانۀ توی خانه. میل جسمانی، خیال را به خدمت می‌گیرد و به میلِ روح جوابِ «نه» می‌دهد. روح طرد‌شده به گوشه‌ای می‌خزد و زمینه را برای تک‌تازی اسب جسم آماده می‌گذارد. همینجاست که زندگی به جنگلی آکنده از جانوران تبدیل می‌شود.

🍂 زیستن بنا به‌خواست غریزه، صرفا زیستی بدویت‌گونه است، نه استوار بر اخلاق. بدویت، زیستنِ هماهنگ با طبیعت است. شورها و سوداها و هوس‌ها، همان‌سان در ما کمین کرده‌اند که ببری در بیشه‌های خیزران.

🍂 هر چیز افراطی، مرگ را در درون خود حمل می‌کند. من‌جمله، شادکامی‌های افراطی که می‌تواند به خود-ویرانگری بینجامد. چاره چیست؟ فون اشنباخ تلاش می‌کند شور خود را صورتی متعالی ببخشد.

🍂 او تمنایِ درون را به عالم فرهنگ می‌کشاند و خود را بدل به سقراط می‌کند که در ساحل ایلیوس با فایدروس، از زیبایی و عشق سخن می‌گوید. شگردی برای زدودن بخارات سمی دوزخی که اشنباخ در آن گرفتار شده‌است، اما راه دیگر این است که تعادلی بین این دو برقرار شود، بین سوداهای روح و تمناهای جسم.

🍂 روح و جسم، همچون دو اسبی که درشکۀ جانمان را پیش می‌برند و اگر بگوییم عشق تنها نیرویی‌ست که جسم و روح را به هم پیوند می‌دهد، سخنی به‌گزاف نگفته‌ایم.

🍂 عشق فقط ستودنِ روح نیست، پاسخ‌دادن به تمناهای جسم هست؛ متعادل کردنِ آدمی‌ست؛ تصعید و والایش و پالایش روح است، رویاندن روح در بستر تن. بایست مراقب بود. توماس مان به ما یادآوری کرده‌است: توحش در ما همان‌سان کمین کرده‌است که ببری در بیشه خیزران.


#خیالپرسه #زیست‌روان


🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – E10 1776
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو پیرامون «آتئیسم»

🍂 در تقویم سالانۀ ایالات متحدۀ امریکا، ۲۳ماه مارچ، «روز آتئیست» نامیده شده، برای «احترام به حق انتخاب خداناباوران».

🎙با حضور
#سروش_دباغ (اسلام‌شناس و روان‌درمان‌گر)،
#محسن_بنائی/مزدک بامدادان (تاریخ‌پژوه)،
#امین_قضایی (پژوهشگر علوم جتماعی)،
محمد ماشین‌چیان (تحلیل‌گر مسائل ایران)

📅 تاریخ: امشب، چهارشنبه ۲۷ مارچ ۲۰۲۴ / ۸ فروردین۱۴۰۳
ساعت: ساعت۲۱ (به وقت ایران)
🔗 مکان: کلاب‌هاوس توانا

#خبر_نقدآگین


🌾 @Naqdagin
1️⃣ #مهدی_سلیمانیه

"امام‌ حسن! تولدتون مبارک!" و تصویر کیک کاکائویی و اسمارتیزهای رنگی..

انگار که امام هم کسی باشد مثل پسرخاله، مثل زن‌دایی.. تولدش با کیک و برف شادی و هورا و فشفشه و اسمارتیز و شمع و فوت..

امامان شیعه که قرن‌ها قدسی‌ترین چهرۀ تشیع بودند و با هاله‌ای از نورانیت و فاصله‌گیری به ذهن می‌آمدند؛ حالا در دست حکومت دینی و نسل جدیدش، به چنین موجود زمینی و معمولی بدل می‌شود.

اوج فانتزی کردن دین با سودایِ جذاب‌تر، امروزی‌تر یا جوان‌پسندتر کردنش.. به هزینۀ خرج هزار و اندی‌سالِ سنت انباشته.. چه کسی جز خود حکومت دینی می‌توانست این چهره‌ها و مفاهیم را چنین عرفی و روزمره کند؟

عادت کرده‌ایم؛ اما حقیقتاً تحول غریبی برای دین و دینداری است!

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 گویا چسباندنِ هر چیزی به‌ بیخِ ریشِ حکومت آخوندی-اسلامی، بدل به یک مُدِ مقبول و تاکتیکِ سادۀ ماله‌کشی برای مسلمین شده‌است. برای مثال، فردی که در همدلانه‌ترین تفاسیرِ شیعه نیز حداقل ۱۸ همسر داشته و معروف به «مطلاق» بوده و تا حدود ۳۰۰ - ۴۰۰ همسر نیز دربارۀ او گزارش داده‌اند، بی‌شک یک انسانِ بسیار معمولی و لذت‌جو و تنوع‌طلب، بنا بر مقتضایِ موقعیتِ مرفهِ اقتصادی‌اش و آن زمانه و زمینۀ تاریخی بوده‌است؛ و صرفا ایدئولوژی سیاسیِ شیعه‌گری در طولِ تاریخ، برای تامینِ اهدافِ سیاسی‌-فرقه‌ای‌اش، خواسته تا از چنین شخصیتی، فردی مقدس و معصوم و با هاله‌ای از نورانیت بسازد.

🍂 نسلِ جدیدِ مذهبی نیز بنا بر مقتضایِ تنفس در اتمسفری که عقلانیتِ سکولار و نگاهِ علمی و فرهنگِ مدرن در آن سیطرهٔ بلامنازع دارد، مشخص است که نمی‌تواند تن به این برساخته‌های ثقیلِ تئولوژیک-ایدئولوژیک که فاصلۀ عظیمی با عقلانیتِ عرفی‌‌اش دارد، بدهد، و مآلاً با یک «سقوط» روبرو نیستیم که برخی بخواهند «گناه» آن را هم به دامنِ حکومتِ آخوندی-اسلامی بیاندازند، بلکه با یک «تحولِ عظیمِ تاریخی و فرهنگی و تمدنی»، فراتر از اراده و عملکردِ افراد و نهادهای حکومتی، بسوی عرفی‌تر شدنِ روزافزونِ دینداری و کاسته‌شدنِ جبریِ فربهیِ خرافاتِ موجود در هر دینی مواجهیم.


#نقد_شیعه


🌾 @Naqdagin
روحانیت شیعه به کجا می‌رود؟
@Naqdagin
🎧روحانیت شیعه به کجا می‌رود؟
— از مادر قمی تا محمدتقی اکبرنژاد

🎙#مهدی_خلجی


#آخوندیسم #نقد_شیعه #زنان



🌾 @Naqdagin
👳🏿‍♂️بخش کوچکی از جملات قصار گوهربار و حکیمانۀ منسوب به امام جمعۀ تهران، رئیس ستاد امر به معروف و تولیت حوزۀ علمیه ازگل

👳🏿‍♂️عالمِ جلیل‌القدر ابو شهیدی که امام جماعتِ تهران بود، بعد از شهادتِ پسرش، با خواندنِ ۱۰۰۰ سورۀ قدر در یک شب (بنا به «فرمولی» که آیت‌الله بهجت به او داده‌بود)، به تشرف حضرت امام زمان دست یافت و پرسید: آقا! «حضرت آقا» در نظر شما چطور هستند؟ «حضرت» فرمودند: "ایشان از مایند"؛ سلمان از ما اهل بیت است! به‌قدری این جریان من را شارژ کرده که ما رهبری داریم که قماش و گوهرش [از جنسِ] حضرت است".

👳🏿‍♂️چرا صبر نکردیم تا موریانه بیاید و عهدنامۀ آنها [تحریم‌های هسته‌ای] را بخورد؟ (مرداد ۹۴)

👳🏿‍♂️فردی که از شب تا صبح کنار پیکر شیخ فضل‌الله نوری مانده بود… پس از مدتی متوجه می‌شود که صدای تلاوت از پیکر شیخ فضل‌الله نوری شنیده‌می‌شود (تیر ۹۳)

👳🏿‍♂️اگر درِ آمریکا به روی ما بسته شود… خود آنها [آمریکایی‌ها] از گرسنگی می‌میرند (اردیبهشت ۹۳)

👳🏿‍♂️اگر حضرت آقا همسر آقای رییس‌جمهور [احمدی نژاد] را طلاق بدهد، همسر رییس‌جمهور برایش حرام می‌‌شود و رییس‌جمهور نمی‌تواند به او دست بزند (اردیبهشت ۹۰)

👳🏿‍♂️امام زمان فرمودند، امامزاده‌ها نامه‌های مردم را برای من حواله می‌کنند و من آنها را وا می‌کنم (فروردین ۹۸)

👳🏿‍♂️در روز قیامت از شیوۀ استفاده از اعضای بدن و شیوۀ زندگی افراد سوال می‌شود… از انسان سوال می‌شود که آیا افرادی که به آن‌ها رای داده‌ایم انقلابی و … بوده‌اند یا خیر؟ (دی ۹۵)

👳🏿‍♂️علت پیدایش کرونا گناهان مردم است و همین کروناست که مانع توفیق رفتن به زیارت اربعین شده‌است (مهر ۹۸)

👳🏿‍♂️قرآن… تنها کتابی‌ست که آلمانی‌ها آن را به‌صورت نظم موسیقی درآوردند و دیدند که تمام آیات با هم هماهنگی دارد (تیر ۹۳)

👳🏿‍♂️بانوانی که ظاهر مناسبی ندارند، باعث گسترش زنا در جامعه می‌شوند که این باعث افزایش زلزله است (فروردین ۸۹)

👳🏿‍♂️این امنیتی که شما [مردم] دارید را والله هیچ کشور اروپایی ندارد (اردیبهشت ۹۳)

👳🏿‍♂️در بیمارستان‌های روانی روسیه از آیات قرآن برای آرامش روحی افرادی که گرفتار تشویش روانی هستند، استفاده می‌کنند و می‌گویند اثر آن از هر دارویی بهتر است (تیر ۹۳)

👳🏿‍♂️شما یک شاه یا رئیس جمهوری در دنیا می‌شناسید که در هر کشوری یک خانه‌ای، ویلایی نداشته باشد؟ بگردید در دنیا… رهبر ما شبیه انبیاء است (اردیبهشت ۹۳)

👳🏿‍♂️كمك به افزايش رای آقای احمدی‌نژاد را بعنوان یک جهاد فی‌سبيل‌الله و با قصد قربت بايد انجام داد (خرداد ۸۸) 

👳🏿‍♂️مردم از مشکلات و مسائل اقتصادی، نماز، از جمله نماز استغاثه به‌حضرت زهرا، نماز جعفر طیار بخوانند و به‌ خداوند پناه ببرند و صبر پیشه کنند (بهمن ۱۳۹۷)

👳🏿‍♂️رهبری اولین حرف را در رأس هرم طراحی می‌کرد که خودش می‌جوشد، خودش وجود دارد، خودش حضور دارد، خودش علم دارد، خودش معرفت دارد و خودش خودش نیست و خدا در وجود او تجلی کرده است (شهریور ۹۸)

👳🏿‍♂️فکر نکنیم موضوع هسته‌ای ایران موجب تحریم بود. فتنه [اعتراضات هشتاد و‌ هشت] موجب تحریم بود (فروردین‌ ۹۳).

👳🏿‍♂️بر ما [هنگام کسالت آیت‌الله مصباح یزدی] خیلی سخت می‌گذشت. ایشان که دید ما بسیار ناراحت هستیم، چشمشان را باز کردند و فرمود که ناراحت نباشید! این ناراحتی تا دو هفته است. بعد از دو هفته، «باغ وسیعی» برای ما تدارک دیده شده‌است که ما را به آنجا می‌برند. این دلداری را به ما داد و دقیقا دو هفته بعد، همه چیز تمام شد. یعنی ایشان از زمان فوتشان خبر داشتند و جایگاهشان را هم به ایشان نشان داده بودند (در یک باغ وسیعی ما را می‌برند). آیت‌الله مصباح یزدی را در خانه غسل دادند و کسی غسل داد که آیت‌الله حق‌شناس را غسل داده بود؛ دامادِ داماد ایشان، آقای دکتر محمدی جزو مریدان آیت‌الله حق‌شناس بود، او تعریف کرد، آیت الله جاودان به ما پیام داد که اگر از آقای مصباح یک کرامتی دیدید، به ما بگویید! غسال روایت می کند، وقتی این پیام را دریافت کردم، آرزو کردم که ای کاش آیت‌الله مصباح در آن دنیا شفاعتی بکند. تا این آرزو را کردم دیدم آیت‌الله مصباح چشمانشان را باز کردند و یک نگاه مهربانانه‌ای کرد و دوباره چشمانش را بست.


#آخوندیسم #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
خسته‌ای آشیخ! بودی «وقتِ خواب»ی کاشکی
یا نمازی، سوره‌ای، بهر ثوابی کاشکی

بهمن پنجاه و هفتم نوش جانت! کاش بود
«فتح باب معده‌ات» را «ختمِ بابی» کاشکی!

وعده‌ی نان داده بودیمت(!) کنون شرمنده‌ایم
بودت از چشمان مردم، اجتنابی کاشکی!

بهمن جاوید چون «خر داغ می‌کردیم» بود
قسمتِ مستضعفان «بوی کبابی» کاشکی

از «اذانِ صبح» مشغولی به خدمت با طناب
قسمتت گردد شبی، ردّ طنابی کاشکی

لای توضیح‌المسائل، قیمت اقلام نیست
«عمر ما» چند است؟ می‌دادی جوابی کاشکی

در پی پالان نو، پابند نعلینت شدیم!
تا ابد در موزه بودی، کنج قابی کاشکی

آنکه با وردت برون آورد و خود گم شد، کجاست؟
بازگردی در چراغِ انقلابی کاشکی

آمدی، گفتیم آن دیوی که می‌گفتند رفت
ای پری! افسانه‌ بودی در کتابی کاشکی

✍🏻#طاها_میرحسینی


#شعرانه #آخوندیسم


🌾 @Naqdagin
ز شاعران وطن، درهم‌اند خيلی‌ها
که ضایعات بنی‌آدم‌اند خیلی‌ها

گذشت دوره‌ی عشقی و فرخی و بهار
برای تكه‌ی نانی خم‌اند خيلی‌ها

كه شهره‌اند به مداح خاندان علی‎
همان كه خود پسر ملجم‌اند خيلی‌ها

امير و قافله‌سالار شعر و شاعری‌اند
به قول خشتكشان، پرچم‌اند! خيلی‌ها

بگو كه تخم سخن را دوباره كشت كنند‎
به دست ما، كه به ما محرم‌اند خيلی‌ها

✍🏻 #طاها_میرحسینی


#شعرانه


🌾 @Naqdagin
🍂 ‌حکومت‌های غیرملی، همیشه به سیرک‌هایی برای نمایش مشروعیت تبدیل می‌شوند. سیرک‌ها نیز تا زمانی که حقه‌بازی‌های صحنه‌ای‌شان لو نرفته‌است، موفق‌اند، اما وقتی دستشان رو می‌شود و تماشاگران خود را از دست می‌دهند، برای فرار از ورشکستگی و سقوط محتوم، ۲ راه پیش‌ِ روی خود می‌بینند:
یا باید دلقک‌های قدیمی صحنه‌های خود را عوض کنند، یا تماشاگران خود را.

🍂 سیرکی که دلقک‌های قدیمی‌اش را عوض می‌کند، بنا دارد با اصلاحات عمیق، تماشاگران خود را حفظ کند، اما سیرک‌هایی که نمایش خود را مقدس می‌دانند و لجوجانه بر ادامه‌ی آن اصرار دارند، ناچارند تماشاگران جدیدی بخرند.

🍂 دولت‌های غیرملی نیز به همین ترتیب، ناچارند ملتی مصنوعی برای خود بسازند. ملتی که با هزار وعده و وعید، فقط کافی‌ست یک استادیوم فوتبال را پر کنند و تصویرشان در قاب‌های تلویزیونیِ بسیار بسته، شوآف شود.

🍂 اما حکومتی که ملت خود را از دست داده‌است، ملت جدید را از کجا می‌آورد؟ بخشی از این ملت جدید، خرفت‌هایی هستند که توانایی داوری را از دست داده‌اند، و بخش دیگر، رانت‌خورهایی هستند که دو دستی به ثروت‌های بادآورده‌‌ی خود چسبیده‌اند، اما بخش دیگر، مهاجرانی هستند که از فلاکت‌ کشورهای خود گریخته‌اند و با وعده و وعیدهای حکومت، برای دستیابی به ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، نظیر اقامت‌، حق تحصیل، و غذای بخور و نمیر، به سیستم می‌پیوندند.

🍂 این افراد از آنجا که مطلقاً احساس تعلقی به هویت جمعی مردم کشور میزبان ندارند (و حتا گه‌گاه از آن نفرت هم دارند)، لقمه‌های چرب و نرم برای دهان گشاد حکومت‌های غیرملی هستند.

🍂 رفتار این قبیل حکومت‌ها برای جذب این مهاجران، دقیقاً برخلاف حکومت‌ها در کشورهای آزاد است. در جامعه‌ی باز، همواره تلاش می‌شود تا مهاجران جدید در بافت هویت ملی کشور میزبان ادغام شوند (سوشال انتگریشن) و خود را به متعلق به ملت-میهن جدید بدانند (همان چیزی که آمریکا را ساخت و البته همان چیزی که در اثر ناتوانی دولت‌های امروز اروپایی در انجام آن، بحران اجتماعی پدید آورده)، اما حکومت‌های غیرملی که همواره علیه ارزش‌ها و هویت ملی هستند، دقیقاً به مسیر عکس می‌روند.

🍂 آنها نه‌تنها تمام تلاش خود را می‌کنند تا کینه‌ی نژادی و قومی را گسترش دهند، بلکه با به اسارت گرفتن مهاجرانی که عموماً سطح فرهنگی پایین‌تری دارند و باورهای ارتجاعی‌شان به حکومت نزدیک است، مانع ادغام آنها می‌شوند؛ به این ترتیب، حکومت تدریجاً سپاه خود را بزرگ‌تر می‌کنند و با همین ترفندِ ایزوله‌سازی مهاجران و گسترش شکاف‌های هویتی، برای نمایش قدیمی و خطرناک‌ خود، کف و هورای جدید می‌خرد.

✍🏻 #میلاد_روشنی_پایان


#حکومت_اسلامی #ایران


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 آیا مردگانی که به خواب ما می‌آیند، دلیلی بر وجود روح‌اند؟
👤 ارائه‌دهنده: جنابِ دکتر عینی‌زاده (روان‌شناس)

📆 تاریخ: آدینه، ۱۴۰۳/۰۱/۱۰
ساعت: ۲۱:۰۰ به‌وقت ایران
🔗 مکان: گروه اتوپیا


#خبر_نقدآگین


🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue