رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
2.57K subscribers
445 photos
92 videos
31 files
376 links
ویژه والدین و تسهیلگران

الهام فخرایی
مدرس- کوچ مهارتهای شناختی- روانشناختی
تفکر، یادگیری و تسهیلگری
دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
دانش‌آموخته درمانگری

پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C

برای دریافت لینک خرید اشتراک دوره‌های آفلاین و مشاوره به پشتیبانی پیام دهید.
Download Telegram
🔻دنیا به چه تغییراتی نیاز دارد؟

مارگارت مید (انسان شناس) جمله ای دارد که : "شک نکنید گروه کوچکی از شهروندان متفکر و متعهد می‌توانند جهان را تغییر دهند."

این جمله را در قالب یک فعالیت در برنامه #فلسفه_برای_کودکان به بحث بگذارید.
جهان به چه تغییراتی نیاز دارد؟
اولین تغییری که من می‌خواهم در جهان ایجاد کنم، چیست؟
اولین تغییری که می‌توانم در جهان ایجاد کنم، چیست؟

حالا برای هر سوال یک فهرست از جواب های ممکن بسازید.

مفاهیم: #کنشگری، مسئولیت‌پذیری، کنش یا واکنش، مشارکت مدنی

منبع تکمیلی : جستجو و مطالعه مطالب مرتبط با هشتگ کتاب #چیزی_بگو از رینولدز

#پیشنهاد
می‌توانید جواب های مورد نظرتان را در بخش کامنت بنویسید.
این می‌تواند اولین قدم برای تغییر و تشکیل گروه افراد متفکر و چه بسا متعهد باشد.


#الهام_فخرایی
مناسب برای انواع کاوشگری در حلقه کندوکاو


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
7👍1
🔺گرگ‌ها توی دیوار؛ داستانی درباره تفاوت مشکل و مساله
الهام فخرایی

داستان «گرگ‌ها توی دیوار» با یک مشکل شروع می‌شود؛ صداهایی که از داخل دیوارهای یک خانه به گوش می‌رسد، اما به جز لوسی، دختر کوچک خانواده، بقیه آن را نادیده می‌گیرند. درواقع صداهای توی دیوار مساله هیچ‌کس نیست و بقیه صرفا با تکرار جمله‌های «اگر گرگ‌ها از توی دیوار بیرون بیایند، کار تمام است»، «هیچ گرگی توی دیوار زندگی نمی‌کند» و «همه می‌دانند» توجه به این موضوع را پشت گوش می‌اندازند. تا اینکه بالاخره یک روز، گرگ‌ها از توی دیوار بیرون می‌آیند و آنها مجبور می‌شوند خانه را ترک کنند و به‌طور جمعی تاوان این نادیده‌گرفتن و بی‌عملی یا درواقع عمل بدون اندیشه را بپردازند.

اعضای خانواده که بی‌سرپناه مانده‌اند، به مهاجرت فکر می‌کنند؛ سفر به جزیره‌ای متروک، صحرای آفریقا، قطب شمال و حتی سفر به فضا هم از گزینه‌های پیشنهادی آنهاست، حتی مادر به لوسی که عروسک مورد علاقه‌اش را در خانه جا گذاشته پیشنهاد می‌دهد که یکی دیگر برای او می‌خرند که نو و تمیز باشد. درواقع آنها به‌جای ایستادن و حل مساله، فرار رو‌به‌جلو را انتخاب کرده‌اند، چون فکر می‌کنند وقتی گرگ‌ها از توی دیوار بیرون بیایند، کار تمام است!

اما لوسی زندگی در خانه خودشان و عروسک قدیمی‌اش را ترجیح می‌دهد، او شبانه و یواشکی وارد خانه می‌شود تا عروسکش را بردارد. ورود او و توصیف وضعیت مفرح و خنده‌دار گرگ‌ها در خانه به‌تدریج مشکل موجود را به مساله تبدیل می‌کند. لوسی راه حلی پیشنهاد می‌دهد و در ادامه پایه‌های صندلی ابزاری می‌شود برای فراری‌دادن گرگ‌ها؛ به همین راحتی!

داستان «گرگ‌ها توی دیوار» نشان می‌دهد که مشکل معمولا از جایی شروع می‌شود که همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد و ما درگیر تکرار می‌شویم؛ مادر مربا می‌پزد و مربا، برادر وقتش را به بازی ویدئویی می‌گذراند و پدر ساز توبا می‌نوازد و همگی یک جور فکر می‌کنند. اما بالاخره یک مشکل از راه می‌رسد و دعوت برای تغییر آغاز می‌شود؛ البته ما اغلب خودمان را به آن راه می‌زنیم و حاضر نیستیم از دنیای امن‌مان بیرون بیاییم، اما اگر به این روال ادامه بدهیم، آن‌وقت همه‌چیز به گونه‌ای پیش می‌رود که انگار کار تمام است، ولی اگر جرات روبه‌روشدن با آن را پیدا کنیم، آن‌وقت مشکل به مساله تبدیل می‌شود و راه حلی پیدا خواهیم کرد. بازگشت لوسی به خانه مقدمه‌ای برای همین امر است.

نیل گیمن، نویسنده کتاب، داستان را با الهام از کابوس کودک چهار ساله‌اش نوشته و توانسته به‌خوبی تفاوت مواجهه روان‌شناختی کودک و بزرگسال را با دنیای اطراف نشان بدهد.

لوسی به‌عنوان تنها کودک داستان، اولین و تنها فردی است که حضور گرگ‌ها را جدی می‌گیرد و درباره آن با بقیه حرف می‌زند، اما پدر، مادر و برادر به حرف‌های او اعتنایی نمی‌کنند.

در کهن الگوی کودکی به معنای مثبت آن، هنوز جست‌وجوگر وجود فعال است و جهان برای فرد فارغ از سن و جنسیت تکراری و از پیش تعریف شده نیست؛ آگاهی کودک از جنس آنچه در جریان اجتماعی‌شدن و آموزش از مردم و مدرسه می‌آموزیم نیست، بنابراین این‌جاست که لوسی به‌عنوان تنها کودک داستان و تنها فردی که هنوز از موهبت آگاهی برخوردار است، باور «هیچ گرگی توی دیوار نیست» و «اگر گرگ‌ها از توی دیوار دربیایند، کار تمام است» و «همه می‌دانند» را به چالش می‌کشد.

از طرفی شباهت وضعیت گرگ‌ها با وضعیت خانواده لوسی منجر به نوعی تساهل و تسامح در مورد گرگ‌ها می‌شود. بعد از اینکه می‌بینیم آنها هم دچار همان خطای شناختی خانواده لوسی هستند، احساس ترس یا تنفر اولیه از گرگ‌ها...[ متن کامل را با کلیک روی این لینک بخوانید]


داستان «گرگ‌ها توی دیوار» نمونه خوبی برای بررسی تفاوت این دو مفهوم و آموختن آن به بچه‌ها و یادآوری‌اش به بزرگترهاست.

به‌خصوص اگر گفت‌وگو درباره این کتاب را با طرح پرسش‌هایی درباره تجربه‌های مشابه خودمان یا بچه‌ها همراه کنیم.


مطالب مشابه را در مجله نقد و بررسی کتاب در سایت دنبال کنید


#گرگها_توی_دیوار
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
9
آموزگار خوب

کسی نيست که شاگردانش توانسته اند به سوالات او جواب بدهند، بلکه کسی است که شاگردانش را به پرسشگری و طرح سوالاتی تشویق کرده که جواب دادن به آنها برای خودش هم دشوار است.
آليس ويلينگتون رولينز

#آموزگاران_خوب_روزتان_مبارک🌿


و من اضافه کنم که:
آموزگار خوب بیشتر از جواب دادن به دنبال ارزش گذاشتن روی پرسشگری و کنجکاوی است.

"نمی دانم" یا "تو چه فکر می کنی" و سوال را با سوال جواب دادن و تاکید روی اینکه هیچ جوابی آنقدرها کامل نیست و همیشه سوال ها مهمترند، از نشانه های این آموزگاران است.

#الهام_فخرایی
#رادیوفبک
#آموزگاران_خوب

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@Radiop4c
@RadioP4C
👍6
🔻روباهی به نام پکس” (درباره جنگ و صلح)

الهام فخرایی
رمان “روباهی به نام پکس” درباره پسر نوجوانی است که با پدرش زندگی می کند. جنگ به زودی شروع می شود و پیتر مجبور است روباهی را که چند سال، پیش خودش نگه داشته، در جنگل رها کند. پسر سرباز پلاستیکی را پرت می کند لابلای درخت ها، پکس می رود تا سرباز را بیاورد. اما وقتی برمی گردد پسر نیست.

چرا پیتر روباه را رها کرد؟

چون پدرش عازم جنگ است و او قرار است با پدربزرگ زندگی کند. رفتن به خانه پدربزرگ خیلی چیزها را برای پیتر روشن می کند. قوطی زیر تخت، سربازهای پلاستیکی، عکس دونفره و … .

به این ترتیب کمتر از یک روز بعد از رفتن پدر به خط مقدم، پیتر تصمیم می گیرد پکس را پیدا کند. پس شبانه و بی خبر خانه پدربزرگ را ترک می کند.

داستان “روباهی به نام پکس” درباره جنگ است، جنگ هایی که درون آدم ها رخ می دهد و بعد که راهشان را به بیرون باز می کنند.

مثل جنگی که بین والدین پیتر در گذشته اتفاق افتاده، جنگ پدر با خودش، با پیتر و جنگی که به زودی و در مرز اتفاق خواهد افتاد. با هر جنگ، خیلی ها از چیزها یا کسانی که برایشان باارزش است، جدا خواهند شد. مثل پکس و پیتر که هنوز هیچی نشده از هم جدا شده اند.

فصل های کتاب یکی در میان، درباره پکس و پیتر است.

پکس که فقط چند روز بعد از تولدش توسط پیتر نجات داده شده بود و پیتر که سال های زندگی بدون مادرش را با دوستی و معاشرت پکس دوام آورده است. پسر برای یافتن پکس، باید از مناطق تخلیه شده بگذرد. پایش آسیب می بیند. کمی بعد با یک کهنه سرباز آشنا می شود. زنی که پایش را در جنگ از دست داده است.

“وولا” خیلی چیزها درباره جنگ می داند.

اینکه آدم بعد از جنگ، شباهتی به قبل ندارد. آدمی که بتواند روی دیگری ماشه بچکاند، خودش را فراموش می کند. از افراد غریبه “دیگری” ساختن باعث می شود، بعد از مدتی حتی خودمان را هم نشناسیم.

درست مانند “وولا” که تا مدت ها حتی نمی دانست به عنوان یک انسان (نه یک سرباز) از چه چیزهایی خوشش می آمده و زندگی ایده آلش در ادامه چه طور می تواند باشد.

زاویه ای نو
“سارا پنی پکر” نویسنده کتاب با وارد کردن شخصیت روباه و تجربه هایی که از سر می گذراند، داستان را از نمونه های مشابه متمایز می کند. در رمان “روباهی به نام پکس” روباه به ما کمک می کند که با “دیگری” از زاویه ای نو آشنا شویم؛ حیوانات و طبیعت.

وقتی توپ های جنگ شلیک می شوند، فقط سربازهای دشمن نیستند که می میرند. با هر شلیکی، چشم مان را روی خیلی چیزها می بندیم و چیزهای بیشتری را به “دیگری” تبدیل می کنیم. آدم ها، طبیعت، حیوانات، ویژگی ها و ارزش های اخلاقی، ظرافت های زیباشناسانه، خاطرات و ….

یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، مواجه شدن به جای اجتناب و فرار است.

رابطه جنگ با خشم یکی از استعاره های پنهان کتاب است. پیتر همیشه از خشم ترسیده است. برای همین ... [ متن کامل در این لینک]

مفاهیم:
پیوند، صلح، دوستی، همدلی، حل مساله، فرار، مقابله، امید، پذیرش، دیگری سازی، امنیت، خانه، فهم متقابل، ارتباط، تنهایی، تنها ماندن، دوست داشتن، نفرت، خشم، مراقبت، فقدان، سوگ، احساس تعلق، به دست آوردن و از دست دادن و…


مشخصات کتاب
عنوان: روباهی به نام پکس
نویسنده: سارا پنی پکر
مترجم: بهرنگ خسروی
ناشر: پرتقال

در همین رابطه در سایت بخوانید:
تابستان با جاسپر
مجله کتاب کودک و نوجوان

https://elhamfakhraee.ir


#روباهی_بنام_پکس
#الهام_فخرایی
#سوگ_درمانی
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
👍9
Forwarded from هشت دقیقه
کارما

تا زمانی که آدمهایی بودند که حاضر بودند کمک کنند، هرگز گم نمی‌شدم.

این جمله را در کتاب میخوانم و یاد پسرک جوان و خسته ای می افتم که ایستاد.

وقتی یک جورهایی گم شده بودیم و کسی زبان انگلیسی را هم متوجه نمی‌شد. توی ایستگاه سرگردان شده بودیم و با هم حرف می زدیم که ناگهان ایستاد.

برگشت و نگاهمان کرد.
پسرک جوان و خسته ای اهل افغانستان...


زبان فارسی را بلد بود و حرف هم را می‌فهمیدیم، حتی بیشتر؛ همسایه یک اقلیم و زبان و فرهنگیم، حافظ و سعدی و رودکی و سمرقند و بخارا برایمان آشناست.

خستگی از سر و رویش می بارد، اما می‌ایستد و کمک می‌کند تا راه برگشت را پیدا کنیم.

و من همزمان دارم به همه رنجی که افغانستانی ها تجربه کرده اند، فکر می‌کنم، بی سرزمین تر از باد شده ایم ...


امروز که این جمله را خواندم، بلافاصله یاد پسرک افتادم

کاش نامش را پرسیده بودیم
کاش نشانی ازش داشتیم
کاش دوباره ببینیمش


#شخصی_نوشت
#هزاروچهارصدودو

@Sayeyedanaee
5👍1
🔻 ثبت نام کوچینگ نوجوان
یک فصل

گروه سنی "سیزده تا هجده سال"
با طراحی اختصاصی ویژه هرنوجوان

آنلاین

برنامه ریزی برای رشد و توسعه فردی
ویژه نوجوان ها به مدت یک فصل


این دوره یک سرمایه گذاری ویژه برای رشد شخصیت #نوجوان ها است.

چیزهایی که در مدرسه یاد نمی دهند ولی زندگی نوجوان را می سازد!

📌 نوجوان های دوره های قبلی امکان تمدید و ادامه دوره با محتوای جدید را دارید.

برای اطلاعات بیشتر درباره رزومه راهنما و ثبت نام پیام دهید به:
@Asist_RadioP4C

این دوره را به والدین معرفی و به نوجوان ها هدیه کنید. ساختن نیاز به زمان دارد، زودتر شروع کنیم!

#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
2👍1
🔺زندگی، یک دیوار نقاشی است

الهام فخرایی

"دیوار نقاشی" ماجرای دختر کوچکی را روایت می‌کند که مادرش مانند بسیاری از والدین امروزی مجبور است تا دیروقت کار کند و او هم به‌ناچار بیشتر اوقاتش را به‌تنهایی در خانه می‌گذارند.

تنها سرگرمی مورد علاقه لولیتا (Lolita) که در نسخه فارسی از نام «حنا» برای او استفاده شده، نقاشی‌کردن است، اما مشکل اینجاست که دفتر نقاشی برای به تصویر‌کشیدن ایده‌های حنا زیادی کوچک است.

تااینکه یک روز دخترک تصمیم می‌گیرد ایده‌هایش را به‌جای دفتر کوچک، روی دیوارهای خانه نقاشی کند. او دست به‌کار شده و هر روز بعد از رفتن مادر، یک منظره از اقیانوس و صخره‌های زیبا، گل‌های وحشی، پرنده و پروانه و… روی دیوارها می‌کشد و هربار هم نقاشی را با وسیله‌ای می‌پوشاند؛ یک‌بار آن را پشت کتابخانه مخفی می‌کند، بار دیگر تخت خواب و دفعه بعدی جالباسی و… تا مبادا مادرش از ماجرا باخبر شود. این روال ادامه دارد تا اینکه مادر تصمیم می‌گیرد... {ادامه مطلب را در اینجا بخوانید}


داستان "دیوار نقاشی" می تواند یک پیام مهم برای خواننده بزرگسال داشته باشد؛ بگردید و کودکی هایتان را پیدا کنید، ببینید آنها را کجا مخفی کرده اید؟ تسلیم محدودیت ها نشوید، مرزها را وسیع تر کنید، آنطور که می خواهید زندگی کنید و دنیای اطرافتان را آهسته آهسته برای کودک درون تان و کودکان تغییر بدهید.

مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان دنبال کنید.

#الهام_فخرایی
#نوشتار
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#دیوار_نقاشی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@‌RadioP4C
@RadioP4C
👍21
چه گردن های باریکی؛ چه اسماعیل هایی!
#شخصی_نوشت

گمانم نوجوان بودم که کتاب "ترس و لرز" را دیدم. خیلی سال پیش خواندمش، بارها و بارها.

بعدها فیلم "پری" و "هامون" را هم بارها دیدم. رویای ابراهیم و فرمان قربانی کردن اسماعیل برای من هم مساله بود و "کی یرگه گارد" فیلسوف خیلی خوب به این چالش ها در کتابش پرداخته بود.

در این جستجو رسیدم به خواندن درباره آیین "حج" مسلمانان و قربانی کردن "گوسفند". گفته شده بود که حاجی خودش باید آیین قربانی کردن را به جا آورد و من به این فکر می کردم که چرا؟!

برای بریدن گردن ها، نباید قصاب بود؟!

راستی وقتی دلت نمی آید گوسفند را قربانی کنی، وقتی قرار باشد شخصا این کار را انجام بدهی، آیا بیشتر از هر چیز، ارزش حیات و احترام به زندگی برایت پررنگ تر نمی شود؟! اگر من بودم حتما همین را یاد می گرفتم که جان برای گرفتن نیست، گردن برای بریدن نیست، دار یعنی درخت؛ یعنی زندگی و گردن ها را نمی شود و نباید به تیغ سپرد، به دار آویزان کرد.


#الهام_فخرایی
#شخصی_نوشت
#بچه_های_ایران

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
9
🔻ای واژه خجسته آزادی!
(کاوشگری ادبی)

ای واژه خجسته آزادی
با این همه خطا
با این همه شکست که ماراست
آیا به عمر من، تو تولد خواهی یافت؟
خواهی شکفت ای گل پنهان؟
خواهی نشست آیا روزی به شعر من؟
آیا تو پا به پای فرزندانم رشد خواهی داشت؟

ای دانه نهفته
آیا درخت تو
روزی در این کویر به ما چتر می زند؟

گفتم دگر به غم ندهم دل، ولی دریغ
غم با تمام دلبریش می برد دلم

فریاد ای رفیقان، فریاد!
مردم ز تنگ حوصلگی ها، دلم گرفت

وقتی غرور چشمش را با دست می کند و
کینه بر زمین های باطل
می افکند شیار

وقتی گوزنهای گریزنده
دل سیر از سیاحت کشتارگاه عشق
مشتاق دشت بی حصار آزادی
همواره
در معبر قرق
قلب نجیب خود را آماج می کنند

غم می کشد دلم
غم می برد دلم
بر چشم های من
غم می کند زمین و زمان تیره و تباه

آیا دوباره دستی
از برترین بلندی جنگل
از دره های تنگ
صندوقخانه های پنهان این بهار
از سینه های سوخته صخره های سنگ
گل خارهای خونین خواهد چید؟

آیا هنوز هم
آن میوه یگانه آزادی
آن نوبرانه را
باید درون آن سبد سبز جست و بس؟

با باد شیونی است
در بادها زنی است که می میرد
در پای گاهواره این تل و تپه ها
غمگین زنی است که لالایی می گوید ...

ای نازنین من! گل صحرایی
ای آتشین شقایق پرپر!
ای پانزده پر متبرک خونین
بر بادرفته از سر این ساقه جوان

من زیست می دهم به تو در باغ خاطرم
من در درون قلبم در این سفال سرخ
عطر امیدهای تو را غرس می کنم

من بر درخت کهنه اسفند می کنم به شب عید
نام سعید سفیدت را ای سیاهکل ناکام

گفتم نمی کشند کسی را
گفتم به جوخه های آتش
دیگر نمی برندش کسی را

گفتم کبود رنگ شهیدان عاشق است
غافل من، ای رفیق!

دور از نگاه غمزده تان، هرزه گوی من
به پگاه می برند ...
بی نام می کشند...
خاموش می کنند ...

سیاوش کسرایی

مفاهیم:
آزادی، ما، کنشگری، استعاره، وطن، سوگ، حق، باطل، عشق، محدود، جستن، انفعال، شهید و ...

برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.

#الهام_فخرایی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
5😢1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
🔻 ثبت نام کوچینگ نوجوان یک فصل گروه سنی "سیزده تا هجده سال" با طراحی اختصاصی ویژه هرنوجوان آنلاین برنامه ریزی برای رشد و توسعه فردی ویژه نوجوان ها به مدت یک فصل این دوره یک سرمایه گذاری ویژه برای رشد شخصیت #نوجوان ها است. چیزهایی که در مدرسه یاد نمی…
اعلان ظرفیت باقی مانده دوره های #در_حال_ثبت‌نام:



🔻دوره #آنلاین "کوچینگ" مخصوص نوجوان:
ویژه ۱۳ سال به بالا
ظرفیت باقی مانده: ۵ نفر
شروع دوره: هفته اول تیرماه ۱۴۰۲

📌 نوجوان های دوره های قبلی امکان تمدید و ادامه دوره با محتوای جدید را دارید.

🔻دوره #آفلاین "درمسیر زندگی" نوجوان
ویژه 14 سال به بالا
ظرفیت باقی مانده: ۷ نفر
شروع دوره: هفته اول تیرماه ۱۴۰۲
برای این دوره امکان تمدید تا یکسال را دارید.
ثبت‌نام به صورت سه‌ماهه انجام می‌شود.


ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر از پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C


📌 این دوره تربیت مربی نیست.
📌این فرسته به روز رسانی خواهد شد.

#کوچینگ_نوجوان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
اعلان #کوچینگ
قابل توجه اعضای دوره کوچینگ

با توجه به دوره امتحانات نوجوان ها و درخواست مکرر والدین، برای استفاده بهتر از محتوا، جلسات کوچینگ فردا برگزار نمی‌شود و به هفته بعد موکول می‌شود.
سپاس 🌹

[بدیهی است این جلسه محفوظ و هفته آینده در ساعت های اعلام شده، جلسات برگزار می شود.]

@RadioP4C
@RadioP4C
🙏1
🔻کلاس چی ثبت‌نام کنیم؟

۱. سه شرط اساسی را درنظر بگیرید:
علاقه، نیاز، توان

به چه چیزهایی علاقه دارید؟
به چه مهارتی نیاز دارید؟
چه توانایی‌هایی دارید؟

توانایی را می‌توان از زوایای مختلف درنظر گرفت؛ مثلا توانایی مالی، جسمی، شناختی، روانی و ...

۲. تجربه به جای آموزش مستقیم
در مورد بچه ها و حتی نوجوانها، به جای پر کردن تمام وقت با انواع کلاس‌ها، اجازه دهید از فرصت تعطیلات استفاده کنند. سعی کنید بیشتر از آموزش مستقیم، برای تجربه های متنوع فرصت سازی کنید.

۳. تجربه ملال
حتى اجازه دهید فرصت (نه تهدید) سر رفتن حوصله و ملال را تجربه کنند. تجربه‌های متنوع و تلاش برای خودگردانی از دل بی‌حوصلگی ها، به شدت انواع هوش ها را تقویت می‌کند.

سعی کنید فقط بیست درصد زمان بچه ها را با کلاس پر کنید و اجازه دهید حداکثر استفاده را از زمان باز تعطیلات داشته باشند. زمان باز یعنی؛ تمرین خودگردانی.

می‌توانید به‌جای صرفا کلاس ثبت‌نام کردن، انواع تجربه‌ها و چالشهای خاص هفتگی فردی یا خانوادگی برنامه‌ريزي کنید. 

سعی کنید تنوع حسی، مکانی، زمانی و ... را در طراحی تجربه داشته باشید.

حجم یادگیری در این تجربه‌ها به مراتب از کلاس‌های روتین آموزشی ارزشمندتر و بیشتر است.

چند پیشنهاد را با هم مرور کنیم:

- تغییر و تجربه مکانی
۱. سفر کنید.
۲. به کمک بچه‌ها برنامه سفر، "طراحی" کنید.
۳. سفرهای نیمروزی و یک روزه داشته باشید.
۴. محله‌گردی کنید.
۵. از مکان‌های خاص بازدید کنید.

- سوژه یابی
۱. با دوربین موبایل یا نمایاب دستی سوژه‌های جذاب پیدا کنید.

۲. سوژه‌های موضوعی تعیین کنید؛ مثلا نماها، حشرات، ابرها، آدم‌ها، بچه ها، ساختمان‌ها، حیوانات، گل‌ها و ...

برای یافتن سوژه‌ها گاهی کاملا عامدانه، از محیط اطرافتان شروع کنید. محیط اطراف پر از چیزهایی است که اغلب به آن‌ها دقت نمی‌کنیم. با این تمرین مهارت‌های حسی و قطعا شناختی بچه‌ها را تقویت می‌کنیم.

- ویژگی‌های تسهیلگر
تسهیلگر یا مربی باید از دانش لازم در رشته موردنظر، دانش زمینه‌ای در آموزش آن رشته و تجربه کافی برای کار با کودک برخوردار باشد.

- ویژگی کلاس
فارغ از فضای فیزیکی مناسب، اگر یک جمع بتواند محیطی صمیمانه، پویا و حمایتگر برای فرزندتان بسازد، بیشتر پیشنهاد می‌شود.

حالا اگر از من می‌پرسید، هر وقت توانستید کلاسی پیدا کنید که نیاز، علاقه، توانایی، تسهیلگر شایسته، محیط فیزیکی مناسب و گروه حامی را با هم داشته باشد، آن را از دست ندهید.

#الهام_فخرایی

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم.


#باشگاه_والدین
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
12👍4
🔻نقد و بررسی انیمیشن “میچل ها دربرابر ماشین‌ها”

“میچل ها دربرابر ماشین‌ها” یک انیمیشن خانوادگی و کلیدواژه مفهومی آن ارتباط است. ارتباطی که به نظر می‌رسد به شدت از فناوری متاثر شده است. از طرفی گرچه راوی اصلی دختر نوجوان خانواده است، اما همه اعضای خانواده میچل، سگشان، همسایه‌ها و شخصیت‌های فرعی… درگیر ماجرای اصلی و چالش‌های شخصی خود هستند.

میچل ها در برابر میچل ها
در بخش اول با دختر نوجوانی روبرو هستیم که آماده می‌شود تا خانواده و شهرش را برای رفتن به کالج ترک کند. دختری که علایق متفاوتی دارد و دلبسته دنیای تکنولوژی و حواشی مرتبط با آن است. در مقابل پدر خانواده هیچ ارتباطی با این دنیا ندارد و بالتبع اشتیاق کیتی یا سایر اعضای خانواده را برای صرف وقت با گوشی موبایل درک نمی‌کند. چالش کیتی و پدر و هم‌زمان تلاش مادر و آرون؛ برادر کوچکتر برای ترمیم رابطه این دو از نقاط قوت داستان است.


به چالش کشیدن ایده خانواده کامل
همه ما چه به‌عنوان فرزند یا والدین ممکن است رویای یک خانواده بی‌نقص را داشته باشیم، اما واقعیت همیشه با ایده‌آل ما فاصله دارد. خانواده میچل ها نمونه یک خانواده معمولی است. والدین سال‌ها برای ارتباط با دختر و پسرشان وقت صرف کرده‌اند. اما حالا همه چیز فرق کرده است. ما با مجموعه‌ای از رویاهای از دست رفته، غرق شدن در فضای مجازی، جاروجنجال، درک نشدن ها، زوایای دید متفاوت، پرت بودن از دنیای تکنولوژی، شکاف بین نسل‌ها و مقایسه بین آن‌چه ما هستیم و آن‌طور که دیگران به‌نظر می‌رسند … روبرو هستیم؛ چالش‌های مشابهی که در اکثر خانواده‌ها وجود دارد.

با این حال، “میچل ها دربرابر ماشین‌ها” کاملا مفرح است. درواقع نقطه قوت انیمیشن در پرداختن به نیمه خالی لیوان، استفاده از قالب کمدی است. مثلا جمله “من به تو باور دارم عزیزم” مادر، وقتی متوجه می‌شویم هم به بچه‌ها و هم خطاب به سگ خانواده گفته می‌شود یا وقتی ده ثانیه حفظ ارتباط چشمی به‌جای خیره شدن به گوشی برای اعضای خانواده یک چالش جدی است. البته به موازات دشواری‌ها، جنبه‌های مثبت روابط میچل ها را هم داریم و همین درک روابط کلیدی داستان را ملموس‌تر می‌کند.

میچل ها دربرابر ماشین‌ها
در بخش دوم داستان، چالش میچل ها در برابر شخصیت “پال” شروع می‌شود. در این‌ بخش چالش‌های مفهومی و فلسفی درباره رابطه هوش مصنوعی و انسان، دانش فناوری، سیلیکون ولی*، تجربه آخرالزمانی، نیاز به بازنگری و اهمیت عواطف مطرح می‌شود.   ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید]

مفاهیم:
ارتباط، هوش مصنوعی، دنیای مجازی، آخرالزمان، عواطف، هیجانات، صلح، جنگ، مراقبت، پذیرش، عشق، اعتماد، تعصب، نقص، خیر و شر، برتری، بازنگری، بدفهمی، بخشش، انتقام، ثابت قدم بودن، تجدید نظر کردن  و …

راهنمای والدین:
این انیمیشن را می‌توانید با کودکان ۹ سال به بالا ببینید. برخی صحنه‌ها ممکن‌است برای کودک شما ترسناک باشد.

#الهام_فخرایی

منابع تکمیلی: مجله نقد و بررسی فیلم و انیمیشن در سایت
 
نوشته‌های تازه
نقد و بررسی انیمیشن “میچل ها دربرابر ماشین‌ها”

زندگی، یک دیوار نقاشی است
 
گرگ‌ها توی دیوار؛ داستانی درباره تفاوت مشکل و مساله
 
ما اینجا زندگی می‌کنیم (کاوش‌گری درباره مفهوم صلح و زمین)
 

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#انیمیشن
#یک_پیشنهاد
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر


@RadioP4C
@RadioP4C
3👍1
دکتر فلان!

#شخصی_نوشت

[فارغ از این که زمانی دیپلم مدرسه دارالفنون برای خودش اعتباری داشت و امروز مدرک دکترای بسیاری بی اعتبار است، فارغ از این که روزگاری با یک دیپلم می‌شد فارغ‌التحصیل شد و امروز اگر در مسیر درستی قرار داشته باشیم، هرگز چیزی به نام فارغ‌التحصیلی را تجربه نخواهیم کرد] سه یا چهارسال پیش شاهد مدارا و مماشات بسیار یک دکتر با فردی بودم که وقتی ازش پرسیدم در چه زمینه ای تحصیل کرده، جوابش این بود: تندخوانی موسسه نصرت.

کمی که جستجو کردم، مشخص شد که آن دکتر هم، واقعا دکتر نبود و همین بود که این دو فعال در حوزه آموزش و روان و ... زیاد به پر و پای هم نمی پیچیدند.

حالا این روزها هم برخی در کسوت کنشگری، مرتبا به دکتر فلان ها نامه و بیانیه و درخواست و ... می نویسند.

در حالی که به‌نظرم اول باید تکلیف خودشان را با همین دکتر بودن و دکتر خطاب کردن فلانی و فلان ها روشن کنند.

همین وضعیت را هم البته در آموزش و ادعای آموزش داریم. [شاید درباره اش بیشتر بنویسم]

دروغ از آنچه تصور می‌کنیم، به ما نزدیک تر است.

#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی

پ.ن
برای توضیح بیشتر
- مثلا باراک اوباما از بلاد کفر، مدرک دکتری حقوق از هاروارد دارد. چند بار شنیده‌اید در جریان مصاحبه ها، کسی او را دکتر باراک اوباما خطاب کند؟ (هر چند واقعا مدرک دکتری معتبر از دانشگاهی بسیار معتبر را دارد)

- محمد فاضلی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در ایران با اشاره به بازتاب‌های جلسه‌ای موسوم به «دانشمندان یک درصد برتر جهان» با ابراهیم رییسی در توییتر نوشت: «باید از هزاران جلسه‌ای که در آن‌ها مقامات در معرض دانشمندان «پایتونی» قرار می‌گیرند، ترسید.»


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍6👏2
🔻 رویاهای‌تان را بکارید!
(تاملی درباره داستان "قول")

الهام فخرایی

نوشتن یک قصهٔ خوب برای کودک بدون تصویرگری مناسب اگر نگوییم ناممکن، قطعا دشوار است. داستان «قول» اثر نیکلا دیویس این خوش‌شانسی را دارد که تصویرگری هوشمندانهٔ لورا کارلین را در کنار خود داشته باشد. در صفحات ابتدایی کتاب با تصویری مواجه‌ایم که کمی بعد متوجه می‌شویم بخشی از دیوارها و سنگفرش شهری خاکستری است؛ شهر خشک، غبارآلود، ترک‌خورده و باران‌ندیده که همیشه شن‌بادی زردرنگ مثل سگی گرسنه به ساختمان‌هایش پنجه می‌کشد، شهری بدون رویش، رشد و لبخند.

نیکلا دیویس برای ما تعریف می‌کند که مردم این شهر هم درست مثل خود شهر هستند؛ حتی راوی داستان هم آن‌طور که خودش می‌گوید خشک و خشن و زشت است. مردم شهر به پستی و حقارت عادت کرده‌اند و زندگی‌شان را از راه دله‌دزدی می‌گذرانند. راوی داستان از آنجا شروع می‌کند که دختری جوان بوده و او هم مثل بقیه اهالی شهر قلبش مچاله و سرد شده و هیچ شور و هیجان و احساسی که بشود زندگی را در آن دید، احساس نمی‌کند.

کمی بعد دختر جوان سعی می‌کند کیسه‌ای را از یک پیرزن بدزد. البته پیرزن هم مقاومت می‌کند و در نهایت در ازای گرفتن یک قول از دختر، کیسه را به او می‌دهد: «اگر قول بدهی آنها را بکاری، می‌گذارم کیسه را ببری.»

تا این‌جای داستان ما با تصاویری روبه‌رو هستیم که یک شهر خاکستری، سرد و مملو از سازه‌های مدرن را نشان می‌دهد. اما وقتی دختر در کیسه را باز می‌کند و با دانه‌های بلوط مواجه می‌شود، تازه می‌فهمیم که نویسنده چه خوابی برای شهر و ما دیده است. دختر جوان می‌گوید: «یک جنگل در دستانم بود. احساس جدیدی وجودم را فراگرفت.»

نیکلا دیویس با همین عبارت نشان می‌دهد که از نظر او زیست عاطفی و اخلاقی انسان تا چه حد به طبیعت وابسته است. دختر برای اولین‌بار در زندگیش احساس خوشبختی می‌کند و در برابر این احساس، پول و غذا و خواسته‌های این‌چنینی بی‌مقدار می‌شوند. رویای داشتن یک جنگل بلوط در شهر، آهسته‌آهسته در وجودش جان می‌گیرد و او که کمی قبل به‌دنبال دزدی از یک پیرزن بود، حالا صبح را با عزم بر عملی‌کردن قولش آغاز می‌کند. ما هم با دختر (راوی) همراه می‌شویم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.

دختر جوان شروع می‌کند به کاشتن دانه‌ها؛ اینجا و آنجا. نیکلا دیویس در جریان کاشتن دانه‌های بلوط به تمام سازه‌های مختلف شهری اشاره می‌کند: گاراژ، خیابان‌ها، کنار میدان، پارک‌های متروک، کارخانه‌ها و بازارها، خط راه‌آهن، چراغ‌های راهنمایی، ایستگاه‌های اتوبوس، کافه‌ها، خانه‌ها و… حتی میان سنگ‌ها، بین ریل‌های زنگ‌زده و خرابه‌ها. در واقع نویسنده با ساختن این فهرست تصور جدایی شهر و طبیعت از یکدیگر را به چالش می‌کشد.

شهر یک محصول انسانی است و در نگاه نمادین، مردانه.

ولی دیویس در این داستان اشاراتی ظریف به گرفتار‌شدن انسان در سازه‌های ساخت خودش و دورافتادگی از طبیعت به‌عنوان اصل، مبنا و جنبه‌های زنانه وجود، دارد.

راوی داستان «قول» زنی کهنسال است که خاطره‌ای را از جوانی‌اش نقل می‌کند؛ در عین حال اولین مواجهه بین شخصیت‌ها در داستان «قول» بین یک پیرزن و دختر جوان اتفاق می‌افتد. اینکه پیرزنی حامل بذرهای بلوط است، اینکه پیرزن به سادگی و تا پیش از گرفتن قول از دختر جوان حاضر به رهاکردن کیسه نمی‌شود ... [ادامه در اینجا]

#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#گروه_سنی_ب

پ.ن
۱. نیکولا دیویس، کارشناس رشته جانورشناسی از کالج کینگز دانشگاه کمبریج، به تعبیر خودش تمام دوران حرفه‌ای خود را صرف انتقال علوم زیستی به کودکان و پرورش جانورشناسان پرشور، حامیان محیط‌زیست و مبارزان حقوق زیست‌محیطی کرده است.

۲. رویای شما چیست؟


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
8
🔻نقد و بررسی انیمیشن “دنیای عجیب”
( چالش انتخاب بین تفکر علمی، اخلاقی یا قبيله‌ای؟)


“دنیای عجیب” بی تردید شبیه هیچ یک از انیمیشن هایی که قبلا تماشا کرده‌اید، نیست. طراحی منحصر به فرد و جذابیت بصری بلافاصله به چشم می‌آید.

موضوع انیمیشن درباره خانواده سه نفره کلیئد و چالش زیست‌محیطی شهر آوالونیا است که آن‌ها را درگیر می‌کند.

من تو نیستم!
البته داستان از خرده روایت ها و مفاهیم متعددی تشکیل شده است. همان ابتدای داستان که با شخصیت شکارچی (jaeger) بزرگ آشنا می‌شویم، شاهد اولین تفاوت ها و کمی بعد اختلاف نظرها و انتخاب‌های متفاوت بین پدر و پسر (searcher) هستیم. یکی برای ماجراجویی آفریده شده و آن یکی برای جستجو به روش خودش.

جمله کلیدی این بخش "من تو نیستم" است که به خصوص برای والدین می‌تواند راهگشا باشد.

آیا انتظار داریم فرزندان، نسخه های رونوشت والدین باشند؟ آیا فرزندان انتخابهایشان را از والدین به ارث می‌برند؟ یا آزادند و لازم است که خودشان انتخاب کنند؟

این چالش بعدها برای سرچر که حالا خودش صاحب فرزند است، هم مطرح می‌شود. آیا ایتان هم دوست دارد مثل پدرش یک کشاورز باشد؟ یا مثل پدربزرگ گمشده اش، برای اکتشاف دنیاهای جدید سفر کند؟ کشاورز بودن مهمتر است یا کاوشگر بودن؟ مهم بودن یا مفید بودن؟

در بخش ابتدایی انیمیشن، مهمترین موضوعی که با آن سر و کار داریم، روابط است. روابط بین نسل ها، پدر و پسر، همسران، والدین، دوستان و همکاران.

تفکر علمی، اخلاقی یا تفکر قبیله‌ای
در بخش بعدی، سرچر از طرف کالیستو، دوست قدیمی و رهبر فعلی آوالونیا دعوت می‌شود تا با گروه تحقیقاتی برای بررسی مشکل مزارع گیاه پاندو، یک سفر اکتشافی داشته باشند. حالا شخصیت‌های داستان با یک چالش بزرگتر روبه‌رو هستند.

طرح تضاد بین انتخاب‌های فردی یا منافع دیگری و به‌خصوص پرداختن به مفاهيم زیست‌محیطی و اهمیت و یکپارچگی زیست‌بوم یکی دیگر از وجوه تمایز این انیمیشن است.

مزارع پاندو به دلایل مختلف هدف یا موضوع مشترک بین شخصیت‌ها محسوب می‌شود. اما در ادامه آن‌ها ناگزیرند بین نجات زیست‌بوم یا منافع و رویاهای فردی و خانوادگی‌شان انتخاب کنند.

برای درک بهتر این وضعیت، آن را با موقعیت‌های مشابه مقایسه کنید. آیا تابه‌حال با طرح‌هایی مانند انتقال آب، ساختن سد، احداث کارخانه، تبدیل مناطق حفاظت شده و بکر به مناطق تجاری و تفریحی و ... روبرو شده‌اید؟ چه کسانی اغلب علی‌رغم آسیب‌های زیست‌محیطی، مدافع این طرح‌ها هستند؟

اینکه داده‌ها و گزاره‌های بررسی شده علمی را ملاک تصميم‌گيري ها قرار می‌دهیم یا منافع فردی و قبیله‌ای مان؟ اینکه تفکر اخلاقی را لحاظ می‌کنیم یا فقط منافع خودمان و آنچه برای ما (و معمولا در کوتاه‌مدت) بهتر است، را دنبال می‌کنیم یکی دیگر از مباحث مهم "دنیای عجیب" است.

بنی‌آدم اعضای یک پیکرند
در انیمیشن "دنیای عجیب" با استعاره موجود زنده، پیوستگی و ارتباط زندگی و بقای همه موجودات به یکدیگر، به وضوح نمایش داده می‌شود. تمثیل اعضای بدن نه تنها از نظر عینی‌سازی کارکرد هر عضو در بدن، به صورت جزئی نگرانه مفید است، بلکه با نشان دادن تصویر بزرگتر ضرورت هماهنگی کل یک مجموعه و ساختار را نشان می‌دهد.

استعاره رنگین کمان
"دنیای عجیب" مملو ... [ متن کامل را در اینجا بخوانید]


انیمیشن "دنیای عجیب" را حتما تماشا کنید و مفاهیم آن را در کاوشگرهای چندجانبه به بحث بگذارید.

#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_علمی
#کاوشگری_اجتماعی
#کاوشگری_اخلاقی

مفاهیم:
مراقبت، محیط زیست، تفاوت‌های فردی، پذیرش، عشق، اعتماد، تعصب، پژوهش، خیر و شر، بازنگری، عذرخواهی، بخشش، جبران، تلافی، ثابت قدم بودن، تجدید نظر کردن، مهم بودن یا مفید بودن  و …

راهنمای والدین:
این انیمیشن را ابتدا خودتان ببینید و بررسی کنید. همین‌طور می‌توانید فقط با کودکان ۹ سال به بالا آن را تماشا کنید. برخی صحنه‌ها ممکن‌است تا اندازه ای برای کودک شما ترسناک باشد. "ایتان" شخصیت نوجوان داستان به پسر نوجوان دیگری علاقه‌مند است و به این موضوع در داستان اشاره می‌شود. همین‌طور در ابتدای انیمیشن با تاکید بر اهمیت رابطه مثبت بین والدین، پدر و مادر ایتان یکدیگر را می‌بوسند.

#الهام_فخرایی

منابع تکمیلی: 
۱. مجله نقد و بررسی فیلم و انیمیشن
۲. کتاب ویلا، جنگجوی کوچک بیشه


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#انیمیشن
#یک_پیشنهاد

#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر


@RadioP4C
@RadioP4C
7👍1
🔻وقتی برقع را برداشتم ...
(تمرین کاوشگری)

وقتی که من برقع برداشتم همه فکر می‌کردند من زن بدی‌ام... ناراحتی من این بود که حتی دوستانم فکر می‌کردند من خرابم... همه دور من را خالی می‌کردند. هیچ‌کس با من حرف نمی‌زد. خانواده‌ام سرزنشم می‌کردند مرا همراه خودشان به عروسی نمی‌بردند. اگر زنی دو دقیقه دم در خانه یا جای دیگر پیش من می‌ایستاد، بعداً از مردش کتک می‌خورد که چرا پیش زینت ایستاده بودی. خیلی اذیت شدم. نمی‌دانید چقدر وحشتناکه. دو بار خودکشی کردم.... بعداً فکر کردم به جای خودکشی آن‌قدر ادامه می‌دهم تا به این‌ها ثابت کنم که زن بدی نیستم، عاشقم. من به زندگی، به دنیا و به همه مردم عشق می‌ورزم و دلم می‌خواهد به همه کمک کنم. بگذار پشت سر من هرچه می‌خواهند بگویند. شصت هفتاد سال عمرم را سختی می‌کشم و تمام این حرف‌ها و بد و بیراه‌ها را تحمل می‌کنم. شاید آن‌ها بفهمند که رفتن زن به میان مردم چیز بدی نیست... اگر بتوانم کاری انجام بدهم و تغییری در این جامعه به وجود بیاید، بعدها روح من می‌رود در قالب تک‌تک این دخترهای کوچک. دوست دارم هزاران سال در قالب دخترهای دیگر زندگی کنم. دلم نمی‌خواهد آن‌ها این‌قدر زجر بکشند. شصت هفتاد سال سختی زیاد نیست، ولی اگر تغییری پیدا نشود ما باید هزاران سال این دردها را تحمل کنیم... فکر می‌کنم بعد از خودم در زندگی دخترهای دیگر، در قالب دخترهای دیگر ادامه پیدا می‌کنم.

تلاش مداوم زنی در جامعه‌ای بسته و مردسالار


خاطرات #زینت_دریایی بهورز روستای سلخ که برقع از چهره برداشت.

مفاهیم مورد نظرتان را از متن استخراج کنید و آن را در کاوشگرهای چندجانبه به بحث بگذارید.

#فلسفه_برای_کودکان
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_اجتماعی
#کاوشگری_اخلاقی

ویژه نوجوان
مفاهیم: کنشگری، کاوشگری، فرهنگ، فرایند، نتیجه، مقاومت کردن، تسلیم شدن، خوب، بد، عرف، قانون، پذیرش، تغییر و...


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر


@RadioP4C
@RadioP4C
13👎1
از صفحه اینستاگرام
روی کلمه لینک کلیک کنید.

این روزها درباره دوپامین و مباحث مرتبط با بچه‌ها، بزرگترها و یادگیری گفتگو می‌کنیم.
اگر به این بحث علاقه‌مند هستید، روی لینک بالا کلیک کنید.

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر


@RadioP4C
@RadioP4C