وطن
روزگاری کسی گفته بود که وطن را باید تبدیل به جایی کرد که بدترین مجازات برای دشمنانش، تبعید باشد.
دیگری گفته بود وطن باید جایی باشد که هیچکس زندگی در هر جای دیگری را به آنجا ترجیح ندهد.
درباره وطن بسیار با فرزندانش گفتگو کنیم.
منبع: کتاب "هفت جاویدان" از مرجان فولادوند
مفاهیم:
میهن، وطن، مادر، خاستگاه، ریشه، مراقبت، همبستگی، قوم، تعامل، تاریخ، فراموشی نسلی، صلح، خاطره، حقوق مدنی، کنشگری مدنی، آزادی، نان، نیاز، خواسته، هرم مازلو و...
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
روزگاری کسی گفته بود که وطن را باید تبدیل به جایی کرد که بدترین مجازات برای دشمنانش، تبعید باشد.
دیگری گفته بود وطن باید جایی باشد که هیچکس زندگی در هر جای دیگری را به آنجا ترجیح ندهد.
درباره وطن بسیار با فرزندانش گفتگو کنیم.
قطعه پیشنهادی:
آوش گفت: ما هم وطنمان را جای دیگری میسازیم، وطن جایی است که به تو زندگی و شادی بدهد، نه ترس و نه... مرگ، جایی که در آن آرام بگیری، نه این که آوارهات کند.»
آبتین گفت: «وطن» جایی است که تو آبادش میکنی فرزند!
جایی که تو را سیر میکند و پناهت میدهد و تو از آبادانیش مراقبت میکنی، نه این که رهایش کنی تا بمیرد و پس از آن برایش سوگواری کنی.»
لحن راستان از تردید پر بود؛ پیدا بود برای سربازی چون او وارد شدن در گفتوگوی جمعی آسان نیست، اما همین که شروع کرد، خیلیها برای شنیدن حرفهایش ساکت شدند:
راستان گفت:
«گفتی زندگی کوتاه است، راست میگویی آوش، زندگی کوتاهتر و بسیار بیاعتبارتر از آن است که بخواهی به چیزی که دوستش داری پشت کنی، که رهایش کنی تا نابود شود در حالی که دستش را به سوی تو دراز کرده و کمک میخواهد؛ حالا مادرت باشد یا کسی که دوستش داری یا وطنی که در آن زاده شدهای...»
منبع: کتاب "هفت جاویدان" از مرجان فولادوند
مفاهیم:
میهن، وطن، مادر، خاستگاه، ریشه، مراقبت، همبستگی، قوم، تعامل، تاریخ، فراموشی نسلی، صلح، خاطره، حقوق مدنی، کنشگری مدنی، آزادی، نان، نیاز، خواسته، هرم مازلو و...
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5🕊3👍2
🔻میز خانه ما
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
به عنوان دقت کنید؛ چه چیزهای دیگری را می توانید به جای کلمه میز جایگزین کنید؟ قبل از جواب دادن بیایید کمی فکر کنیم و ماجرای کتاب "میز خانه ما" را با هم مرور کنیم.
همین ابتدای کتاب، وایولت دخترک موبنفش را میبینیم که به یک میز خیلی خیلی کوچک قاب شده، خیره شده و دلش حسابی برای میز خانه شان تنگ شده است.
کمی بعد متوجه می شویم که وایولت خاطرههای زیادی با میز خانه شان دارد: خرید کردن و بعد چیدن میز، خوردن غذا کنار اعضای خانواده، وقت گذراندن ها، جشن تولدها و ...
شما از میز خانه تان چه خاطره هایی دارید؟ یا معمولا کدام قسمت خانه برایتان جذاب تر است؟
اما راستی میز بزرگ خانه وایولت کجاست؟ چه اتفاقی برای میز افتاده؟ بین آن میز خیلی خیلی کوچک قاب شده و میز بزرگ خانه چه رابطه ای وجود دارد؟
جواب این سوالات را می توانید با جزییات در کتاب پیدا کنید.
پیتر اچ. رینولدز نویسنده و تصویرگر کتاب از میز به عنوان یک استعاره ... [برای مطالعه متن کامل روی لینک کلیک کنید.]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید.
مشخصات کتاب:
عنوان: “میز خانه ما"
Our table
نویسنده و تصویرگر: پیتر اچ. رینولدز
نشر مهرسا
مناسب برای گروه سنی: ۶ تا ۹ سال
#یک_کتاب
#میز_خانه_ما
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_ادبی
#فلسفه_برای_کودکان
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
به عنوان دقت کنید؛ چه چیزهای دیگری را می توانید به جای کلمه میز جایگزین کنید؟ قبل از جواب دادن بیایید کمی فکر کنیم و ماجرای کتاب "میز خانه ما" را با هم مرور کنیم.
همین ابتدای کتاب، وایولت دخترک موبنفش را میبینیم که به یک میز خیلی خیلی کوچک قاب شده، خیره شده و دلش حسابی برای میز خانه شان تنگ شده است.
کمی بعد متوجه می شویم که وایولت خاطرههای زیادی با میز خانه شان دارد: خرید کردن و بعد چیدن میز، خوردن غذا کنار اعضای خانواده، وقت گذراندن ها، جشن تولدها و ...
شما از میز خانه تان چه خاطره هایی دارید؟ یا معمولا کدام قسمت خانه برایتان جذاب تر است؟
اما راستی میز بزرگ خانه وایولت کجاست؟ چه اتفاقی برای میز افتاده؟ بین آن میز خیلی خیلی کوچک قاب شده و میز بزرگ خانه چه رابطه ای وجود دارد؟
جواب این سوالات را می توانید با جزییات در کتاب پیدا کنید.
پیتر اچ. رینولدز نویسنده و تصویرگر کتاب از میز به عنوان یک استعاره ... [برای مطالعه متن کامل روی لینک کلیک کنید.]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید.
مشخصات کتاب:
عنوان: “میز خانه ما"
Our table
نویسنده و تصویرگر: پیتر اچ. رینولدز
نشر مهرسا
مناسب برای گروه سنی: ۶ تا ۹ سال
#یک_کتاب
#میز_خانه_ما
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_ادبی
#فلسفه_برای_کودکان
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👍2
🔻سالی که یاد گرفتیم پرواز کنیم
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
ژاکلین وودسن نویسنده کتاب، داستان را با یک روز بارانی بهاری شروع میکند. از آن روزهایی که انگار قرار نیست باران هیچوقت بند بیاید، صدای رعد و برق هم خیلی بلند است و اینقدر توی خانه مانده ای که حوصلهات حسابی سر رفته است.
دخترک تعریف میکند که چطور حوصله خودش و برادرش سر رفته و بعد مادربزرگ به آنها یاد میدهد:
این تجربه چندین بار تا انتهای کتاب به شکل های مختلفی تکرار میشود، یک بار وقتی با هم دعوایشان شده و حسابی از دست هم عصبانی هستند، دفعه بعد موقع خداحافظی و دلتنگی برای دوستانشان و ... تجربه های دیگر.
مادربزرگ این طور پرواز کردن را از آدمهایی یاد گرفته که میخواهند دنیا را به جای بهتری تبدیل کنند. آنها تغییر را از رویاها شروع میکنند، چون می دانند هیچکس نمیتواند ذهن آنها را محدود کند. اما ... [برای مطالعه متن کامل روی لینک کلیک کنید.]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید.
مشخصات کتاب:
عنوان: “سالی که یادگرفتیم پروازکنیم"
نویسنده: ژاکلین وودسن
تصویرگر: رافائل لوپز
نشر مهرسا
مناسب برای گروه سنی: ۴ تا ۹ سال
#یک_کتاب
#سالی_که_یادگرفتیم_پروازکنیم
#روایت_درمانی
#مدیتیشن
#ذهن_آگاهی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
ژاکلین وودسن نویسنده کتاب، داستان را با یک روز بارانی بهاری شروع میکند. از آن روزهایی که انگار قرار نیست باران هیچوقت بند بیاید، صدای رعد و برق هم خیلی بلند است و اینقدر توی خانه مانده ای که حوصلهات حسابی سر رفته است.
دخترک تعریف میکند که چطور حوصله خودش و برادرش سر رفته و بعد مادربزرگ به آنها یاد میدهد:
"هر وقت مشکلی سراغت میآید از ذهن خلاق و آزادت کمک بگیر. دست هایت را ببر بالا، چشمهایت را ببندد، نفس عمیق بکش و به این فکر کن که یک نفر دیگر هم در گوشه ای از دنیا درست به اندازه تو بی حوصله است."آنها تصمیم میگیرند پیشنهاد مادربزرگ را قبول کنند. این اولین تجربه شان از تصویرسازی ذهنی است. چشم ها را میبندند و خیال پردازی را شروع میکنند.
این تجربه چندین بار تا انتهای کتاب به شکل های مختلفی تکرار میشود، یک بار وقتی با هم دعوایشان شده و حسابی از دست هم عصبانی هستند، دفعه بعد موقع خداحافظی و دلتنگی برای دوستانشان و ... تجربه های دیگر.
مادربزرگ این طور پرواز کردن را از آدمهایی یاد گرفته که میخواهند دنیا را به جای بهتری تبدیل کنند. آنها تغییر را از رویاها شروع میکنند، چون می دانند هیچکس نمیتواند ذهن آنها را محدود کند. اما ... [برای مطالعه متن کامل روی لینک کلیک کنید.]
#الهام_فخرایی
مطالب مشابه را در مجله نقد کتاب کودک و نوجوان در سایت بخوانید.
مشخصات کتاب:
عنوان: “سالی که یادگرفتیم پروازکنیم"
نویسنده: ژاکلین وودسن
تصویرگر: رافائل لوپز
نشر مهرسا
مناسب برای گروه سنی: ۴ تا ۹ سال
#یک_کتاب
#سالی_که_یادگرفتیم_پروازکنیم
#روایت_درمانی
#مدیتیشن
#ذهن_آگاهی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👍1
تاملی بر "تذکره بادها"
"تذکره بادها" یک روایت معمولی نیست. یک اثر متفاوت است؛ از آن دست آثاری که بیشتر از جنس تجربه است؛ تجربهای با ترجیعبندی ساده اما دشوار؛ "چیزهایی هست که نمیدانم".
ساده است، چون مفهومش را درک میکنی و دشوار است چون حتی تا پایان این تجربه و چه بسا تا مدتها بعد، این شگفتی همچنان با تو باقی میماند.
نویسنده داستانی را روایت میکند که مدام این گزاره را پیش چشم میآورد و تو بهعنوان خواننده، بهناچار باید با آن سر کنی.
درست به همین دلیل، متنی را که اکنون میخوانید نقدی بر کتاب "تذکره بادها" نیست.
نقد باید مبنا و معیار مشخصی داشته باشد، در حالی که تجربه شخصی هیچ بنیان تکراری و از پیش تعیین شدهای ندارد. تجربه شخصی پدیدارگونه رخ میدهد و بیخبر پایان میپذیرد. بدون اینکه تو فاعل برنامهریز آن تجربه بوده باشی.
اساسا در تجربههای پدیدارشناسانه، ما بیشتر پذیرنده هستیم تا فاعل ماجرا. البته که مقدماتی هم دارد و آن مقدمات را کم و بیش ما فراهم میکنیم، اما اینطور نیست که بر کیفیت وقوع آن کنترل و تسلط تام داشته باشیم.
درست مثل وقتی که به دور از آلودگی نوری، خیره شدهای به آسمان شب و بعد ناگهان از ناکجا یک شهاب رد میشود و تمام.
تو غافلگیر شدهای؛ رد نورهای سبزآبی در ذهنت حک شده ولی نمیتوانی دقیقا آن تجربه را تکرار کنی، حتی نمیتوانی آن را با همه جزییات برای دیگری وصف کنی و مطمئن باشی مو به مو درک کرده است.
اما مثلا میتوانی زاویه تلسکوپ را روی زحل یا صورت فلکی کماندار تنظیم کنی و حتی پیش از تماشا کردن از دریچه دوربین، بدانی که دقیقا قرار است چه چیزی ببینی یا به دیگری نشان دهی.
خواندن تذکره بادها از جنس همین تجربهها است. مهمتر اینکه، نه فقط تو به عنوان خواننده چنین تجربهای داری، بلکه راوی داستان هم دقیقا چنین احوالی دارد.
بنابراین چطور میتوان اینجا انتظار یک نقد معمول را داشت. برای نقد این روایت، تو ابتدا باید مطمئن باشی زبان راوی را فهمیدهای.
مثلا فرض کنید من زبان فارسی نمیدانم، آیا می توانم یک اثر نوشتاری فارسی را که هرگز ترجمه نشده، نقد کنم؟
یا مثال دیگری بزنم؛ فرض کنید دو نفر به زبانی که شما نمیدانید با هم گفتگو میکنند، آیا میتوانید محتوای گفتگوی آن دو را تایید یا حتی رد کنید؟ در چنین شرایطی شما فقط میتوانید شاهدی بر وقوع آن ماجرا باشید، مگر تا وقتی که برای هر مدلولی، دلالتی داشته باشید و زبان آن گفتگو را بدانید و درک کنید.
"تذکره بادها" همان طور که از نامش کم و بیش پیداست، زبانی دیگر را برای روایت داستانش انتخاب کرده است. بنابراین خیلی زود متوجه میشوید که :"چیزهایی هست که نمیدانم".
یعنی؛ گرچه جذابیت داستان، زیباییشناسی تصویری کتاب، سبک روایت و ظرافتهای نشانهشناسانه آن و ... شما را تا انتها به دنبال خود میکشد، اما همچنان فاصلهای بین شما و جهان این کتاب و چه بسا نویسنده وجود دارد.
به تعبیر ویتگنشتاین اینجا یک تعین انتولوژیک وجود ندارد که بتوانید به آن ارجاع دهید، بلکه نوعی زبان خصوصی شکل گرفته است که نمیتوان آن را رد، تایید یا توصیه کرد و ما به عنوان خواننده تا انتها فقط شاهدی بر این ماجرا هستیم.
به عبارتی، "تذکره بادها" درباره یکی از همین زبانهای خصوصی یا به تعبیری گمشده است. شاید قبلا داستان آن کیمیاگری که با صحرا حرف زد را خوانده باشید، شاید این که بومیهای فلان قبیله در آن سوی این سیاره پیش از شکار یک حیوان، از او اجازه میگیرند، شما را حیرت زده کرده باشد، شاید حتی ندانید هنوز مردمانی وجود دارند که برای هر رنگ سبزی که ما در طبیعت میبینیم، یک نام جداگانه دارند و از این قبیل، اما اگر این روایت ها برای شما جذابیتی دارند، پس پیشنهاد میکنم حتما "تذکره بادها" را بخوانید.
رضا عبدی در این کتاب، تجربههای پدیدارشناسانه نوجوانی را روایت میکند که زبان بادها را میفهمد، نوجوانی از جهت جغرافیایی جنوب؛ از هرمز؛ جایی که "آیین زار" یکی از پنجرههای گشوده به یکی از همان جهانهای خصوصی همچنان باز است و این کتاب آن را به شما نشان میدهد.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “تذکره بادها"
نویسنده: رضا عبدی
نشر: رسم کودکی
پ.ن
اگر مربی هستید، میتوانید انواع کاوشگری ها را با این کتاب با مخاطب نوجوان تمرین کنید.
#یک_کتاب
#رمان_نوجوان
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_هنری
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
"تذکره بادها" یک روایت معمولی نیست. یک اثر متفاوت است؛ از آن دست آثاری که بیشتر از جنس تجربه است؛ تجربهای با ترجیعبندی ساده اما دشوار؛ "چیزهایی هست که نمیدانم".
ساده است، چون مفهومش را درک میکنی و دشوار است چون حتی تا پایان این تجربه و چه بسا تا مدتها بعد، این شگفتی همچنان با تو باقی میماند.
نویسنده داستانی را روایت میکند که مدام این گزاره را پیش چشم میآورد و تو بهعنوان خواننده، بهناچار باید با آن سر کنی.
درست به همین دلیل، متنی را که اکنون میخوانید نقدی بر کتاب "تذکره بادها" نیست.
نقد باید مبنا و معیار مشخصی داشته باشد، در حالی که تجربه شخصی هیچ بنیان تکراری و از پیش تعیین شدهای ندارد. تجربه شخصی پدیدارگونه رخ میدهد و بیخبر پایان میپذیرد. بدون اینکه تو فاعل برنامهریز آن تجربه بوده باشی.
اساسا در تجربههای پدیدارشناسانه، ما بیشتر پذیرنده هستیم تا فاعل ماجرا. البته که مقدماتی هم دارد و آن مقدمات را کم و بیش ما فراهم میکنیم، اما اینطور نیست که بر کیفیت وقوع آن کنترل و تسلط تام داشته باشیم.
درست مثل وقتی که به دور از آلودگی نوری، خیره شدهای به آسمان شب و بعد ناگهان از ناکجا یک شهاب رد میشود و تمام.
تو غافلگیر شدهای؛ رد نورهای سبزآبی در ذهنت حک شده ولی نمیتوانی دقیقا آن تجربه را تکرار کنی، حتی نمیتوانی آن را با همه جزییات برای دیگری وصف کنی و مطمئن باشی مو به مو درک کرده است.
اما مثلا میتوانی زاویه تلسکوپ را روی زحل یا صورت فلکی کماندار تنظیم کنی و حتی پیش از تماشا کردن از دریچه دوربین، بدانی که دقیقا قرار است چه چیزی ببینی یا به دیگری نشان دهی.
خواندن تذکره بادها از جنس همین تجربهها است. مهمتر اینکه، نه فقط تو به عنوان خواننده چنین تجربهای داری، بلکه راوی داستان هم دقیقا چنین احوالی دارد.
بنابراین چطور میتوان اینجا انتظار یک نقد معمول را داشت. برای نقد این روایت، تو ابتدا باید مطمئن باشی زبان راوی را فهمیدهای.
مثلا فرض کنید من زبان فارسی نمیدانم، آیا می توانم یک اثر نوشتاری فارسی را که هرگز ترجمه نشده، نقد کنم؟
یا مثال دیگری بزنم؛ فرض کنید دو نفر به زبانی که شما نمیدانید با هم گفتگو میکنند، آیا میتوانید محتوای گفتگوی آن دو را تایید یا حتی رد کنید؟ در چنین شرایطی شما فقط میتوانید شاهدی بر وقوع آن ماجرا باشید، مگر تا وقتی که برای هر مدلولی، دلالتی داشته باشید و زبان آن گفتگو را بدانید و درک کنید.
"تذکره بادها" همان طور که از نامش کم و بیش پیداست، زبانی دیگر را برای روایت داستانش انتخاب کرده است. بنابراین خیلی زود متوجه میشوید که :"چیزهایی هست که نمیدانم".
یعنی؛ گرچه جذابیت داستان، زیباییشناسی تصویری کتاب، سبک روایت و ظرافتهای نشانهشناسانه آن و ... شما را تا انتها به دنبال خود میکشد، اما همچنان فاصلهای بین شما و جهان این کتاب و چه بسا نویسنده وجود دارد.
به تعبیر ویتگنشتاین اینجا یک تعین انتولوژیک وجود ندارد که بتوانید به آن ارجاع دهید، بلکه نوعی زبان خصوصی شکل گرفته است که نمیتوان آن را رد، تایید یا توصیه کرد و ما به عنوان خواننده تا انتها فقط شاهدی بر این ماجرا هستیم.
به عبارتی، "تذکره بادها" درباره یکی از همین زبانهای خصوصی یا به تعبیری گمشده است. شاید قبلا داستان آن کیمیاگری که با صحرا حرف زد را خوانده باشید، شاید این که بومیهای فلان قبیله در آن سوی این سیاره پیش از شکار یک حیوان، از او اجازه میگیرند، شما را حیرت زده کرده باشد، شاید حتی ندانید هنوز مردمانی وجود دارند که برای هر رنگ سبزی که ما در طبیعت میبینیم، یک نام جداگانه دارند و از این قبیل، اما اگر این روایت ها برای شما جذابیتی دارند، پس پیشنهاد میکنم حتما "تذکره بادها" را بخوانید.
رضا عبدی در این کتاب، تجربههای پدیدارشناسانه نوجوانی را روایت میکند که زبان بادها را میفهمد، نوجوانی از جهت جغرافیایی جنوب؛ از هرمز؛ جایی که "آیین زار" یکی از پنجرههای گشوده به یکی از همان جهانهای خصوصی همچنان باز است و این کتاب آن را به شما نشان میدهد.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “تذکره بادها"
نویسنده: رضا عبدی
نشر: رسم کودکی
پ.ن
اگر مربی هستید، میتوانید انواع کاوشگری ها را با این کتاب با مخاطب نوجوان تمرین کنید.
#یک_کتاب
#رمان_نوجوان
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_هنری
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🙏5❤3
شیر و خورشید
تازه خواندن کتاب شیر و خورشید با عنوان تفصیلی «راه و رسم دنیا» از نیکلا بوویه را شروع کردهام، سفرنامهای مربوط به سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۴ که همراه دوستش با یک فیات توپولینو از کشورهای ایران، ترکیه و پاکستان دیدن کرده بود.
و من به این فکر میکنم که چه خوب که فارسها، کردها، ترکها و بقیه اقوام ... را دوست دارند و به تجربههای اخیرم در سفر به سیستان و بلوچستان زیبا و مردمان مهماننوازش فکر میکنم ...
و خوشبینانه خوشحالم که چه خوب که ایران بزرگ همچنان برقرار است و امیدوارانه آرزو میکنم مردمان ایران امروز این تنگنظریها را دور انداخته باشند و همه اقوام در کنار هم برای صلح و برای ایران با هم همدست و همداستان باشند؛ چنانکه دیدهایم ...
و نقل قول کنم از بوویه:
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#آنچه_میخوانم
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
تازه خواندن کتاب شیر و خورشید با عنوان تفصیلی «راه و رسم دنیا» از نیکلا بوویه را شروع کردهام، سفرنامهای مربوط به سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۴ که همراه دوستش با یک فیات توپولینو از کشورهای ایران، ترکیه و پاکستان دیدن کرده بود.
بوویه مینویسد که روسها گاهی حتی یک هفته قبل از اینکه انتخابات بهطور رسمی در تبریز انجام شود، نتایج را از رادیو باکو اعلام میکردند.
ترکها، از کردها خوششان نمیآمد، چند خانواده ارامنه ساکن شهر با ترکها همدست شده بودند تا تنها خانواده یهودی ساکن شهر را که از تلآویو گریخته بودند، اذیت کنند. اما حوالی عاشورا، همین ارامنه برای تقریبا بیست و چهار ساعت خودشان را در خانه حبس میکردند ...
و بعد رودخانه قزل اوزن که ناگهان زبان و جهان عوض میشد و از آن آسمان همیشه خاکستری (ابری) و سرد به سرزمین خورشید و فارس زبانها میرسیدید ...
و من به این فکر میکنم که چه خوب که فارسها، کردها، ترکها و بقیه اقوام ... را دوست دارند و به تجربههای اخیرم در سفر به سیستان و بلوچستان زیبا و مردمان مهماننوازش فکر میکنم ...
و خوشبینانه خوشحالم که چه خوب که ایران بزرگ همچنان برقرار است و امیدوارانه آرزو میکنم مردمان ایران امروز این تنگنظریها را دور انداخته باشند و همه اقوام در کنار هم برای صلح و برای ایران با هم همدست و همداستان باشند؛ چنانکه دیدهایم ...
و نقل قول کنم از بوویه:
به راستی که هیچ کشور باستانی ای نیست که قادر باشد تجمل خود را چنین در چیزهای روزمره جای دهد و ... مردمان ایران شاعرترین مردمان جهانند!
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#آنچه_میخوانم
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
❤13😍2👍1🔥1
دروغ، دشمن، خشکسالی
#آنچه_میخوانم
کتاب شیر و خورشید
نیکلا بوویه
بوویه درباره تهران آن روزها نوشته، اما امروز میدانیم که این ویژگی مختص شهر خاصی نیست.
کتاب سفرنامه بوویه با گذشتن از مرز پاکستان برای او و دوستش و برای من با بازگشت از این مرز تمام شد.
سفرنامهها همیشه خواندنیاند، در سفر خواندنیتر.
#یک_کتاب
#آنچه_میخوانم
#سفرمراتاکجامیبرد
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
#آنچه_میخوانم
کتاب شیر و خورشید
نیکلا بوویه
اینجا مثل بیشتر دنیا به آینده تا جایی که میشود، امیدوارند اما نه تا آنجا که گمراه بشوند ... از زمان هرودت می دانیم که ایرانی ها چقدر از دروغ متنفرند. از سوی دیگر کمتر در دروغ دست و پا میزنند...پ.ن
در ایران آدم پرمدعا کم است، اما آدم ظاهرفریب به اندازه کافی هست.
تهران هم مانند کیوتو و آتن، شهری باسواد است. خوب میدانیم که در پاریس هيچکس فارسی حرف نمیزند. در تهران اما خیلی از مردم که هیچوقت موقعیت و شرایطی نداشتند که پاریس را ببینند، به خوبی فرانسه حرف میزنند و این نه به خاطر نفوذ سیاسی است مثل هند و نه یک اشغال استعماری.
این تنها از فرهنگ ایرانیها نشات گرفته که در مورد هر چیزی کنجکاو هستند.
بوویه درباره تهران آن روزها نوشته، اما امروز میدانیم که این ویژگی مختص شهر خاصی نیست.
کتاب سفرنامه بوویه با گذشتن از مرز پاکستان برای او و دوستش و برای من با بازگشت از این مرز تمام شد.
سفرنامهها همیشه خواندنیاند، در سفر خواندنیتر.
#یک_کتاب
#آنچه_میخوانم
#سفرمراتاکجامیبرد
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
❤5👍4🔥1
تاملی بر کتاب "سیکادا"
سیکادا در یک ساختمان بلند کار میکند. هفده سال بدون حتی یک روز مرخصی، تشویق یا ترفیع شغلی یا حتی مزایا، امکانات یا قدردانی خشک و خالی. حتی حقوقش را هم هر بار کمتر و کمتر میکردند.
شان تن در این داستان مصور سیکادا را بهعنوان شخصیتی طرد شده معرفی میکند که از طرف همکارانش (انسانها) به رسمیت شناخته نمیشود.
تبعیض، طردشدگی و دیگریسازی از سیکادا تا آخرین لحظه ادامه دارد. تا وقت خداحافظی.
تعلیق پایانی داستان سیکادا با پلانهای منتهی به پشتبام مطرح میشود و به جرات میتوان گفت از لحظات نفسگیر داستان است.
اما نکته دقیقا همینجا است که این فقط یک داستان نیست، بلکه میتواند شبیه یک مستند باشد. مستندی که افراد زیادی میتوانند با آن همذاتپنداری داشته باشند.
به نظر میرسد شان تن در این داستان بهشدت تحت تاثیر رمان "مسخ" کافکا قرار دارد و حتی میتوان گفت "سیکادا" به نوعی اقتباسی از همان داستان است.
با این تفاوت که اینبار اثر در قالب مصور برای ۹ سال به بالا منتشر شده است.
اگر اندکی با فلسفه اگزیستانس و مفاهیم اساسی آن از جمله ناامیدی، انتخاب و اضطراب وجودی آشنا باشيد، بهخوبی ردپاي این مکتب فکری را در کتاب خواهید یافت. پتانسیل فلسفی داستان راه را باز میگذارد تا از زوایای مختلف طرح بحث کرد، اما بهطور خاص این محتوا با احتیاط لازم بیشتر مناسب ۱۲ سال به بالا و برای گفتوگوهای فلسفی مناسب ۱۴ سال به بالا است.
ضمن اینکه تصاویر کتاب از نظر جذابیت دیداری و همینطور مضامین روانتکان برای زیر ۱۲ سال چندان جذابیتی ندارد و توصیه نمیشود.
بهنظرم علیرغم اینکه بهعنوان خواننده بزرگسال بسیار از خواندن سیکادا لذت بردم، اما این اثر نیز با توجه به محتوا شبیه به مثلا کتاب "پر" است که گرچه در قالب کتاب کودک ارائه شده، اما برای خواننده کودک مناسب نیست.
پیام پایانی داستان نیز از منظر فلسفه پشتیبان کتاب، بیشتر به یک شمشیر دولبه میماند و قبل از اینکه نماد امید باشد، بیشتر یاس و ناامیدی اگزیستانس را یادآوری میکند. در واقع اگر در روند داستان قرار بود روی امید تاکید شود یا حتی گوشهچشمی به جنبههای طبیعی و دگردیسی رشدی حشره داشته باشيم، باز منطق موجود در داستان از این نقطه امید یا تحول پشتیبانی نمیکند. چراکه سیکادا بیشتر دچار خودفراموشی، خودفروختهگی و انفعال است تا ناگزیر طی کردن یک مرحله زیستی.
البته که لباس فرم میتواند تداعی کننده پیله باشد، اما غرق شدن انسان پساصنعتی در مطالبات کار و تاخت زدن زندگی با درآمد و البته تکرار مکرر کلیشه کارمندی باز بر وجه فلسفی- وجودی و البته تاریک ماجرا تاکید بیشتری دارد تا وجه زیستی.
این است که فارغ از اینکه آیا مفاهیم این کتاب در جهان کودک اساسا جایی دارد یا خیر، کتابهای دیگری با محتوای مفهومی مشابه ولی بدون وجوه روانتکان وجود دارد که میتوان با آسودگی خاطر بیشتری برای کودک استفاده کرد و مخاطب را از آسیبهای احتمالی دور نگه داشت.*
راهنمای والدین و تسهیلگرها
- کتاب مناسب زیر ۱۲ سال نیست.
- برای تسهیلگری این کتاب به دانش فلسفی و روانشناختی نیاز دارید.
- توصیه میشود خوانش کتاب حتما با همراهی کتابیار مطلع انجام شود.
#هشدار:
برگزار کردن یک یا چند حلقه گفتگو ملاک مناسبی برای توصیه یک کتاب نیست، چرا؟ چون حلقه کندوکاو بهشدت وابسته به نفرات و بهویژه تسهیلگر است و از طرفی (این مهمتر است) ما هرگز بعد از حلقه با بچهها و آنچه در روان آنها به جا میماند و نشست میکند، همراه نیستیم. بنابراین حتی اگر برای یک کودک هم احتمال خطر وجود داشته باشد، ترجیح این است که پرهیز لازم را داشته باشیم.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “سیکادا"
نویسنده: شان تن
مترجم: اعظم مهدوی
نشر: چ
مفاهیم: اضطراب وجودی، ناامیدی، امید، بیگاری، انفعال، انتخاب، خودکشی، مرگ خودخواسته، زندگی، طردشدگی، دیگری سازی، همدلی، فاصله طبقاتی، انسان، اراده، آزادی و ...
#یک_کتاب
#نوجوان
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#تسهیلگری
پ.ن
* "خری که میخواست آزاد باشد"
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
سیکادا در یک ساختمان بلند کار میکند. هفده سال بدون حتی یک روز مرخصی، تشویق یا ترفیع شغلی یا حتی مزایا، امکانات یا قدردانی خشک و خالی. حتی حقوقش را هم هر بار کمتر و کمتر میکردند.
شان تن در این داستان مصور سیکادا را بهعنوان شخصیتی طرد شده معرفی میکند که از طرف همکارانش (انسانها) به رسمیت شناخته نمیشود.
تبعیض، طردشدگی و دیگریسازی از سیکادا تا آخرین لحظه ادامه دارد. تا وقت خداحافظی.
تعلیق پایانی داستان سیکادا با پلانهای منتهی به پشتبام مطرح میشود و به جرات میتوان گفت از لحظات نفسگیر داستان است.
اما نکته دقیقا همینجا است که این فقط یک داستان نیست، بلکه میتواند شبیه یک مستند باشد. مستندی که افراد زیادی میتوانند با آن همذاتپنداری داشته باشند.
به نظر میرسد شان تن در این داستان بهشدت تحت تاثیر رمان "مسخ" کافکا قرار دارد و حتی میتوان گفت "سیکادا" به نوعی اقتباسی از همان داستان است.
با این تفاوت که اینبار اثر در قالب مصور برای ۹ سال به بالا منتشر شده است.
اگر اندکی با فلسفه اگزیستانس و مفاهیم اساسی آن از جمله ناامیدی، انتخاب و اضطراب وجودی آشنا باشيد، بهخوبی ردپاي این مکتب فکری را در کتاب خواهید یافت. پتانسیل فلسفی داستان راه را باز میگذارد تا از زوایای مختلف طرح بحث کرد، اما بهطور خاص این محتوا با احتیاط لازم بیشتر مناسب ۱۲ سال به بالا و برای گفتوگوهای فلسفی مناسب ۱۴ سال به بالا است.
ضمن اینکه تصاویر کتاب از نظر جذابیت دیداری و همینطور مضامین روانتکان برای زیر ۱۲ سال چندان جذابیتی ندارد و توصیه نمیشود.
بهنظرم علیرغم اینکه بهعنوان خواننده بزرگسال بسیار از خواندن سیکادا لذت بردم، اما این اثر نیز با توجه به محتوا شبیه به مثلا کتاب "پر" است که گرچه در قالب کتاب کودک ارائه شده، اما برای خواننده کودک مناسب نیست.
پیام پایانی داستان نیز از منظر فلسفه پشتیبان کتاب، بیشتر به یک شمشیر دولبه میماند و قبل از اینکه نماد امید باشد، بیشتر یاس و ناامیدی اگزیستانس را یادآوری میکند. در واقع اگر در روند داستان قرار بود روی امید تاکید شود یا حتی گوشهچشمی به جنبههای طبیعی و دگردیسی رشدی حشره داشته باشيم، باز منطق موجود در داستان از این نقطه امید یا تحول پشتیبانی نمیکند. چراکه سیکادا بیشتر دچار خودفراموشی، خودفروختهگی و انفعال است تا ناگزیر طی کردن یک مرحله زیستی.
البته که لباس فرم میتواند تداعی کننده پیله باشد، اما غرق شدن انسان پساصنعتی در مطالبات کار و تاخت زدن زندگی با درآمد و البته تکرار مکرر کلیشه کارمندی باز بر وجه فلسفی- وجودی و البته تاریک ماجرا تاکید بیشتری دارد تا وجه زیستی.
این است که فارغ از اینکه آیا مفاهیم این کتاب در جهان کودک اساسا جایی دارد یا خیر، کتابهای دیگری با محتوای مفهومی مشابه ولی بدون وجوه روانتکان وجود دارد که میتوان با آسودگی خاطر بیشتری برای کودک استفاده کرد و مخاطب را از آسیبهای احتمالی دور نگه داشت.*
راهنمای والدین و تسهیلگرها
- کتاب مناسب زیر ۱۲ سال نیست.
- برای تسهیلگری این کتاب به دانش فلسفی و روانشناختی نیاز دارید.
- توصیه میشود خوانش کتاب حتما با همراهی کتابیار مطلع انجام شود.
#هشدار:
برگزار کردن یک یا چند حلقه گفتگو ملاک مناسبی برای توصیه یک کتاب نیست، چرا؟ چون حلقه کندوکاو بهشدت وابسته به نفرات و بهویژه تسهیلگر است و از طرفی (این مهمتر است) ما هرگز بعد از حلقه با بچهها و آنچه در روان آنها به جا میماند و نشست میکند، همراه نیستیم. بنابراین حتی اگر برای یک کودک هم احتمال خطر وجود داشته باشد، ترجیح این است که پرهیز لازم را داشته باشیم.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “سیکادا"
نویسنده: شان تن
مترجم: اعظم مهدوی
نشر: چ
مفاهیم: اضطراب وجودی، ناامیدی، امید، بیگاری، انفعال، انتخاب، خودکشی، مرگ خودخواسته، زندگی، طردشدگی، دیگری سازی، همدلی، فاصله طبقاتی، انسان، اراده، آزادی و ...
#یک_کتاب
#نوجوان
#کاوشگری_فلسفی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#تسهیلگری
پ.ن
* "خری که میخواست آزاد باشد"
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤6🙏4👍1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻چیزهایی که پشت سر گذاشته ایم (درباره مهاجرت و دلتنگی)
کتاب "کنسرت آقای خرس" یا آنچنان که در عنوان اصلی آمده "خرس و پیانو" The Bear and Piano را می توان با خیال راحت برای بچه ها خواند. نویسنده از یک پیانوی رها شده در جنگل و بچه خرسی کنجکاو استفاده کرده وموضوع دلتنگی برای جایی که سال ها در آن ریشه دواندیم و کسانی که دوستشان داریم را مطرح می کند.
خرس کوچک سال ها با پیانو تمرین می کند، از کودکی، احوال ناشناخته و ترس اولیه از شی رها شده در جنگل، به آقای خرس و مهارت نواختن پیانو و غرق شدن در لذت نواها می رسد تا اینکه پیشنهادی دریافت می کند و تصمیم می گیرد جنگل و دوستانش را ترک کند.
کمی بعد با اینکه همه چیز خوب پیش می رود، اما آقای خرس دلش تنگ شده و نگران است، آیا وقتی برمی گردد، دوستانش هنوز او را به یاد دارند؟ هنوز دوستش دارند؟ اصلا او را می پذیرند یا بابت اینکه آنها را ترک کرده و دنبال آرزوهایش رفته، طردش می کنند؟!
دیوید لیچفیلد نویسنده و تصویرگر کتاب موضوعی مهم را به زبانی ساده و با تصاویری دلپذیر مطرح کرده است.
پنجه های خرس را روی پیانو تصور کنید؛ حالا خرسی را تصور کنید که بتواند آن قدر خوب بنوازد که در "برادوی" اجرا داشته باشد، آیا اگر خرس در جنگل می ماند، می توانست چنین چیزی را تجربه کند؟ آیا رفتن همیشه بهترین تصمیم است؟ آیا دوست داشتن با فاصله گرفتن کم می شود؟ با تغییر کردن چطور؟ مثلا با مشهور شدن؟ بزرگ شدن؟ و... ما با افرادی که ترک مان می کنند، چطور مواجه می شویم؟ چطور باید برخورد کنیم؟ ما نسبت به افراد یا سرزمینی که پشت سر میگذاریم، چه حسی داریم؟ چه مسئولیت هایی؟ و پرسش های دیگر.
کتاب "کنسرت آقای خرس" می تواند برای کودکان عادی و کودکی که تجربه مهاجرت دارد و همین طور کودکی که این تجربه را به شکل روان تکان تجربه کرده توسط درمانگر استفاده شود.
مفاهیم: ترس، تغییر، تجربه، جسارت، نگرانی، مهاجرت، هویت، دلبستگی، پیوند، وابستگی، دوستی، سرمایه اجتماعی، شهرت، وطن و...
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#کنسرت_آقای_خرس
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#قصه_درمانی
#گروه_سنی_ب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
مشخصات کتاب:
عنوان: "کنسرت آقای خرس"
نویسنده و تصویرگر:
دیوید لیچفیلد
ناشر: پرتقال
اینستاگرام
@RadioP4C
کتاب "کنسرت آقای خرس" یا آنچنان که در عنوان اصلی آمده "خرس و پیانو" The Bear and Piano را می توان با خیال راحت برای بچه ها خواند. نویسنده از یک پیانوی رها شده در جنگل و بچه خرسی کنجکاو استفاده کرده وموضوع دلتنگی برای جایی که سال ها در آن ریشه دواندیم و کسانی که دوستشان داریم را مطرح می کند.
خرس کوچک سال ها با پیانو تمرین می کند، از کودکی، احوال ناشناخته و ترس اولیه از شی رها شده در جنگل، به آقای خرس و مهارت نواختن پیانو و غرق شدن در لذت نواها می رسد تا اینکه پیشنهادی دریافت می کند و تصمیم می گیرد جنگل و دوستانش را ترک کند.
کمی بعد با اینکه همه چیز خوب پیش می رود، اما آقای خرس دلش تنگ شده و نگران است، آیا وقتی برمی گردد، دوستانش هنوز او را به یاد دارند؟ هنوز دوستش دارند؟ اصلا او را می پذیرند یا بابت اینکه آنها را ترک کرده و دنبال آرزوهایش رفته، طردش می کنند؟!
دیوید لیچفیلد نویسنده و تصویرگر کتاب موضوعی مهم را به زبانی ساده و با تصاویری دلپذیر مطرح کرده است.
پنجه های خرس را روی پیانو تصور کنید؛ حالا خرسی را تصور کنید که بتواند آن قدر خوب بنوازد که در "برادوی" اجرا داشته باشد، آیا اگر خرس در جنگل می ماند، می توانست چنین چیزی را تجربه کند؟ آیا رفتن همیشه بهترین تصمیم است؟ آیا دوست داشتن با فاصله گرفتن کم می شود؟ با تغییر کردن چطور؟ مثلا با مشهور شدن؟ بزرگ شدن؟ و... ما با افرادی که ترک مان می کنند، چطور مواجه می شویم؟ چطور باید برخورد کنیم؟ ما نسبت به افراد یا سرزمینی که پشت سر میگذاریم، چه حسی داریم؟ چه مسئولیت هایی؟ و پرسش های دیگر.
کتاب "کنسرت آقای خرس" می تواند برای کودکان عادی و کودکی که تجربه مهاجرت دارد و همین طور کودکی که این تجربه را به شکل روان تکان تجربه کرده توسط درمانگر استفاده شود.
مفاهیم: ترس، تغییر، تجربه، جسارت، نگرانی، مهاجرت، هویت، دلبستگی، پیوند، وابستگی، دوستی، سرمایه اجتماعی، شهرت، وطن و...
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#کنسرت_آقای_خرس
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#قصه_درمانی
#گروه_سنی_ب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
مشخصات کتاب:
عنوان: "کنسرت آقای خرس"
نویسنده و تصویرگر:
دیوید لیچفیلد
ناشر: پرتقال
اینستاگرام
@RadioP4C
❤4🕊3
تاملی بر کتاب "سمسون تنبل زرنگ"
کتاب درباره یک "تنبل" برونگرا و معاشرتی به نام سمسون است که به مهمانیهای مختلف دعوت میشود، اما همیشه دیر میرسد.
فارغ از اینکه سمسون خیلی خیلی آهسته حرکت میکند، از آنجایی که نمیتواند نسبت به مشکلات دیگران بیتوجه باشد، این موضوع هم باعث میشود اغلب بهموقع به قرارهایش نرسد.
به نظر میرسد بتانی کریستو دست روی موضوعی گذاشته که مشکل بسیاری از بچهها است و مخاطب کودک خیلی خوب میتواند با آن ارتباط برقرار کند:
آیا سمسون، تنبل و وقتنشناس است؟ چطور میتواند مشکلش را با زمان حل کند؟ چه احساساتی را تجربه میکند؟
راهکار سمسون برای سر وقت رسیدن چیست؟ بهتر نیست بعد از این سر راه، هیچ توقفی نداشته باشد؟ آیا موفق میشود؟
بقیه حیوانات وقتی او همیشه از جشن و مهمانیها جا میماند، چه واکنشی نشان میدهند؟ آیا تجربه مشابهی دارید؟ شما چه راهکاری پیشنهاد میدهید؟
روایت کریستو همراه با تصویرگری چشمنواز بهخوبی احساسات مختلفی را که سمسون و دوستانش تجربه میکنند، نشان میدهد.
در این کتاب با نگرشی خلاق میتوانید حل مساله را در کنار چند مفهوم دیگر به بچهها معرفی کنید.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “#سمسون_تنبل_زرنگ"
نویسنده و تصویرگر: بتانی کریستو
مترجم: فرزاد محمدی
نشر: مهرسا
مفاهیم: اهمالکاری، همدلی، دوستی، حل مسئله، احساسات، زمان، سرعت، شتاب، آهستگی، تنبل، زرنگ، سود، زیان، مهربانی، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#تسهیلگری
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کتاب درباره یک "تنبل" برونگرا و معاشرتی به نام سمسون است که به مهمانیهای مختلف دعوت میشود، اما همیشه دیر میرسد.
فارغ از اینکه سمسون خیلی خیلی آهسته حرکت میکند، از آنجایی که نمیتواند نسبت به مشکلات دیگران بیتوجه باشد، این موضوع هم باعث میشود اغلب بهموقع به قرارهایش نرسد.
به نظر میرسد بتانی کریستو دست روی موضوعی گذاشته که مشکل بسیاری از بچهها است و مخاطب کودک خیلی خوب میتواند با آن ارتباط برقرار کند:
آیا سمسون، تنبل و وقتنشناس است؟ چطور میتواند مشکلش را با زمان حل کند؟ چه احساساتی را تجربه میکند؟
راهکار سمسون برای سر وقت رسیدن چیست؟ بهتر نیست بعد از این سر راه، هیچ توقفی نداشته باشد؟ آیا موفق میشود؟
بقیه حیوانات وقتی او همیشه از جشن و مهمانیها جا میماند، چه واکنشی نشان میدهند؟ آیا تجربه مشابهی دارید؟ شما چه راهکاری پیشنهاد میدهید؟
روایت کریستو همراه با تصویرگری چشمنواز بهخوبی احساسات مختلفی را که سمسون و دوستانش تجربه میکنند، نشان میدهد.
در این کتاب با نگرشی خلاق میتوانید حل مساله را در کنار چند مفهوم دیگر به بچهها معرفی کنید.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “#سمسون_تنبل_زرنگ"
نویسنده و تصویرگر: بتانی کریستو
مترجم: فرزاد محمدی
نشر: مهرسا
مفاهیم: اهمالکاری، همدلی، دوستی، حل مسئله، احساسات، زمان، سرعت، شتاب، آهستگی، تنبل، زرنگ، سود، زیان، مهربانی، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#تسهیلگری
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤8👍1🔥1
روایتدرمانی با میکا
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
کتاب " #موشی_بهنام_میکا" میتواند یک منبع کاربردی در #روایت_درمانی باشد و گرچه برای کودک نوشته شده، اما نویسندهاش را اغلب با کتابهای بزرگسال میشناسیم.
مت هیگ در این کتاب هم مانند "کتابخانه نیمهشب" از نظریه روایت استفاده میکند تا به زبان ساده، ولی این بار به مخاطب کودک نشان دهد که مجبور نیست به روایت شناخته شده وفادار بماند و میتواند داستان زندگیاش را این بار آگاهانه و از نو بنویسد.
داستان تقریبا نیمه بلند "موشی بهنام میکا" درباره موشی است که خاطرهاش از دوران کودکی، او را رها نمیکند. مادرش هیچوقت برای او نامی انتخاب نکرد، در رقابت خواهر و برادرهایش بر سر غذا، او اغلب گرسنه میماند و در نهایت یک روز صبح زمستانی، بهخاطر شرمندگی طاقتفرسایی که گریبانش را گرفته بود، برای همیشه خانه و خانوادهاش را ترک کرد، چون شب قبل یواشکی یک قارچ را از مادرش دزدیده و خورده بود. اما احتمالا هیچکس متوجه غیبتش نشد، حتی مادرش.
در قسمتهای مختلف این داستان، میکا بارها به خاطرات دوران کودکیاش برمیگردد و خواننده بزرگسال و آشنا با مفاهیم روانشناسی، حتما اهمیت و ردپای این دادهها را درک میکند، با اینحال داستان مت هیگ برای مخاطب کودک و نوجوان هم مناسب است، هم به این دلیل که به مساله هویت و روایت میپردازد و هم طرح چالش رهاشدگی و چنگ زدن به رابطههای ناسالمی که برای فرار از تنهایی به آنها پناه میبریم:
و البته نقطه قوت داستان بهنظرم اینجاست که میکا قرار نیست بدون اشتباه این مسیر را پشت سر بگذارد.
کتاب "موشی بهنام میکا" را میتوانید به کودک و نوجوان معرفی کنید، همینطور داستان میتواند دستمایه مناسبی برای گفتگو درباره مفاهیم متعدد نهفته در تجربههای متنوع و ملموس شخصیتهای کتاب باشد؛ چه در جمع خانواده و چه در کلاس درس.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “موشی بهنام میکا"
نویسنده: مت هیگ
مترجم: نیلوفر آهنگران
#داستان_کودک_فلسفه
مفاهیم: روایتدرمانی، دوستی، حل مسئله، احساسات، اعتماد، اشتباه، درست، نادرست، داوری، سود، زیان، مهربانی، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی، فداکاری، شجاعت، ترس، تنهایی، و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
کتاب " #موشی_بهنام_میکا" میتواند یک منبع کاربردی در #روایت_درمانی باشد و گرچه برای کودک نوشته شده، اما نویسندهاش را اغلب با کتابهای بزرگسال میشناسیم.
مت هیگ در این کتاب هم مانند "کتابخانه نیمهشب" از نظریه روایت استفاده میکند تا به زبان ساده، ولی این بار به مخاطب کودک نشان دهد که مجبور نیست به روایت شناخته شده وفادار بماند و میتواند داستان زندگیاش را این بار آگاهانه و از نو بنویسد.
داستان تقریبا نیمه بلند "موشی بهنام میکا" درباره موشی است که خاطرهاش از دوران کودکی، او را رها نمیکند. مادرش هیچوقت برای او نامی انتخاب نکرد، در رقابت خواهر و برادرهایش بر سر غذا، او اغلب گرسنه میماند و در نهایت یک روز صبح زمستانی، بهخاطر شرمندگی طاقتفرسایی که گریبانش را گرفته بود، برای همیشه خانه و خانوادهاش را ترک کرد، چون شب قبل یواشکی یک قارچ را از مادرش دزدیده و خورده بود. اما احتمالا هیچکس متوجه غیبتش نشد، حتی مادرش.
در قسمتهای مختلف این داستان، میکا بارها به خاطرات دوران کودکیاش برمیگردد و خواننده بزرگسال و آشنا با مفاهیم روانشناسی، حتما اهمیت و ردپای این دادهها را درک میکند، با اینحال داستان مت هیگ برای مخاطب کودک و نوجوان هم مناسب است، هم به این دلیل که به مساله هویت و روایت میپردازد و هم طرح چالش رهاشدگی و چنگ زدن به رابطههای ناسالمی که برای فرار از تنهایی به آنها پناه میبریم:
میکا یاد چیزهایی افتاد که پری دربارۀ تغییر کردن گفته بود؛ اینکه میتواند حقیقت را بگوید یا دروغ، ترسو باشد یا شجاع، خودخواه باشد یا مهربان، تو مجبور نیستی اون کسی باشی که بقیه فکر میکنند هستی.
همان موقع فهمید که مشکل او این نیست که بقیه درباره اش چه فکری میکنند؛ مشکل اصلی تصوری بود که او از خودش داشت. از آن روزی که قارچ را از مادرش دزدید، همیشه فکر میکرد که یک دزد و یک موش بزدل است، ولی مجبور نبود که هیچ کدام از آنها باشد.
و البته نقطه قوت داستان بهنظرم اینجاست که میکا قرار نیست بدون اشتباه این مسیر را پشت سر بگذارد.
کتاب "موشی بهنام میکا" را میتوانید به کودک و نوجوان معرفی کنید، همینطور داستان میتواند دستمایه مناسبی برای گفتگو درباره مفاهیم متعدد نهفته در تجربههای متنوع و ملموس شخصیتهای کتاب باشد؛ چه در جمع خانواده و چه در کلاس درس.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: “موشی بهنام میکا"
نویسنده: مت هیگ
مترجم: نیلوفر آهنگران
#داستان_کودک_فلسفه
مفاهیم: روایتدرمانی، دوستی، حل مسئله، احساسات، اعتماد، اشتباه، درست، نادرست، داوری، سود، زیان، مهربانی، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی، فداکاری، شجاعت، ترس، تنهایی، و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کتاب_نوجوان
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#درسهایروانشناسیبرایکودکان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👌4🔥2
چالش عصر ما: قبیلهگرایی
دکستر دیاس، حقوقدان، محقق مهمان در کمبریج و هاروارد و همچنین برنده جایزه تحقیق دانشگاه کمبریج در کتاب «ده نوع انسان» بر اساس ارتباط بین حقوق بشر و روانشناسی ده دستهبندی برای انسان تعریف میکند.
در بین این دستهبندیها که شامل نجاتدهنده، همدلیکننده، عاشقپیشه، طرد کننده و ... میشود، دستهبندی هشتم برای من جالبتر است:
نوع هشتم: قبیلهگرا
قبیلهگرایی جهان را به «ما» و «آنها» تقسیم میکند که یکی از قدرتمندترین ماژولهای روانشناختی انسانها است. قبیلهگرایی هم وفاداری، تعلق و هویت را هدایت میکند، و هم تعصب، طرد و خشونت را تقویت میکند.
دیاس استدلال میکند که بهنوعی در انسان یک سیمکشی قبیلهای وجود دارد که هم عمیقاً تکاملی و ضامن بقا است و هم از نظر اجتماعی خطرناک.
از نظر تکاملی، عضویت در گروه برای بقا بسیار مهم بوده چون خوراک، سرپناه و محافظت را تامین میکرده است.
از نظر روانشناختی، ما طوری برنامهریزی شدهایم که تقریباً بلافاصله سیگنالهای درونگروهی را در مقابل برونگروهی (لهجه، رنگ پوست، نمادها، نشانههای فرهنگی) تشخیص میدهیم.
علاوه بر این قبیلهگرایی پیامدهایی دارد:
۱. جانبداری درونگروهی
ما با کسانی که آنها را «یکی از خود» میدانیم، رفتار ترجیحی داریم.
آزمایشها نشان میدهند که مردم نسبت به اعضای گروه خودی سخاوتمندتر، بخشندهتر و قابل اعتمادتر هستند - حتی زمانی که گروهها به طور دلخواه تعیین میشوند ("الگوی گروه حداقلی").
۲. سوءظن به گروه بیرونی
افراد بیرونی با شدت بیشتری قضاوت میشوند، راحتتر سرزنش میشوند و کمتر شایسته ارزیابی میشوند که میتواند زمینهساز نژادپرستی، بیگانههراسی و قربانی کردن دیگران شود.
۳. ادغام هویت
پیوندهای قبیلهای میتوانند آنقدر قوی باشد که افراد خود را برای گروه فدا کنند.
نژادپرستی، نسلکشی و جنایات جنگی، خشونت انتحاری، تعصب روزمره، اختلافات طبقاتی از نمونههای منفی قبیلهگرایی محسوب میشوند.
ملیگرایی، هواداری ورزشی، جنبشهای همبستگی، شبکههای حمایتی جامعه و هویت جمعی در مقابل میتوانند پیامدهای مثبت داشته باشند و حتی برای مقاومت در برابر بیعدالتی یک گروه توانمند بسازند.
اما چالش عصر ما به تعبیر نویسنده این است: آیا میتوانیم این «ما» را گسترش دهیم تا بخش بیشتری از بشریت را در بر بگیرد؟ بدون اینکه قدرت محافظتی و پیونددهنده هویت گروهیمان را از دست بدهیم؟
آیا میتوانیم از این دوراهی اخلاقی بگذریم: "یا خطر آن را تشخیص میدهیم و مانعش میشویم، یا خطر تکرار تاریکترین فصلهای تاریخ را به جان میخریم؟"
بهنظر میرسد همانطور که نویسنده مثالهای فراوانی در کتاب ارائه میکند، ما هم در تجربه زیسته خودمان و بهخصوص این سالهای اخیر بتوانیم نمونههای زیادی را بازیابی کنیم که مصداق قبیلهگرایی مثبت یا منفی باشد. شما چه مثالهایی دارید؟
پیشنهاد میکنم مفهوم قبیلهگرایی و پیامدهایش را در جمعهای خانوادگی یا در یک گفتگوی فلسفی و کندوکاو فکری به بحث بگذارید.
#کاوشگری_فلسفی
مفاهیم: قبیله، هویت، زندگی، اخلاق، بردگی مدرن، جاودانگی، انسان، گروه، عرف، قانون، کاربرد، درست، نادرست، فداکاری، ایثار، بقا، رقابت، دیگریسازی، دیگردوستی ...
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
دکستر دیاس، حقوقدان، محقق مهمان در کمبریج و هاروارد و همچنین برنده جایزه تحقیق دانشگاه کمبریج در کتاب «ده نوع انسان» بر اساس ارتباط بین حقوق بشر و روانشناسی ده دستهبندی برای انسان تعریف میکند.
در بین این دستهبندیها که شامل نجاتدهنده، همدلیکننده، عاشقپیشه، طرد کننده و ... میشود، دستهبندی هشتم برای من جالبتر است:
نوع هشتم: قبیلهگرا
قبیلهگرایی جهان را به «ما» و «آنها» تقسیم میکند که یکی از قدرتمندترین ماژولهای روانشناختی انسانها است. قبیلهگرایی هم وفاداری، تعلق و هویت را هدایت میکند، و هم تعصب، طرد و خشونت را تقویت میکند.
دیاس استدلال میکند که بهنوعی در انسان یک سیمکشی قبیلهای وجود دارد که هم عمیقاً تکاملی و ضامن بقا است و هم از نظر اجتماعی خطرناک.
از نظر تکاملی، عضویت در گروه برای بقا بسیار مهم بوده چون خوراک، سرپناه و محافظت را تامین میکرده است.
از نظر روانشناختی، ما طوری برنامهریزی شدهایم که تقریباً بلافاصله سیگنالهای درونگروهی را در مقابل برونگروهی (لهجه، رنگ پوست، نمادها، نشانههای فرهنگی) تشخیص میدهیم.
علاوه بر این قبیلهگرایی پیامدهایی دارد:
۱. جانبداری درونگروهی
ما با کسانی که آنها را «یکی از خود» میدانیم، رفتار ترجیحی داریم.
آزمایشها نشان میدهند که مردم نسبت به اعضای گروه خودی سخاوتمندتر، بخشندهتر و قابل اعتمادتر هستند - حتی زمانی که گروهها به طور دلخواه تعیین میشوند ("الگوی گروه حداقلی").
۲. سوءظن به گروه بیرونی
افراد بیرونی با شدت بیشتری قضاوت میشوند، راحتتر سرزنش میشوند و کمتر شایسته ارزیابی میشوند که میتواند زمینهساز نژادپرستی، بیگانههراسی و قربانی کردن دیگران شود.
۳. ادغام هویت
پیوندهای قبیلهای میتوانند آنقدر قوی باشد که افراد خود را برای گروه فدا کنند.
نژادپرستی، نسلکشی و جنایات جنگی، خشونت انتحاری، تعصب روزمره، اختلافات طبقاتی از نمونههای منفی قبیلهگرایی محسوب میشوند.
ملیگرایی، هواداری ورزشی، جنبشهای همبستگی، شبکههای حمایتی جامعه و هویت جمعی در مقابل میتوانند پیامدهای مثبت داشته باشند و حتی برای مقاومت در برابر بیعدالتی یک گروه توانمند بسازند.
اما چالش عصر ما به تعبیر نویسنده این است: آیا میتوانیم این «ما» را گسترش دهیم تا بخش بیشتری از بشریت را در بر بگیرد؟ بدون اینکه قدرت محافظتی و پیونددهنده هویت گروهیمان را از دست بدهیم؟
آیا میتوانیم از این دوراهی اخلاقی بگذریم: "یا خطر آن را تشخیص میدهیم و مانعش میشویم، یا خطر تکرار تاریکترین فصلهای تاریخ را به جان میخریم؟"
بهنظر میرسد همانطور که نویسنده مثالهای فراوانی در کتاب ارائه میکند، ما هم در تجربه زیسته خودمان و بهخصوص این سالهای اخیر بتوانیم نمونههای زیادی را بازیابی کنیم که مصداق قبیلهگرایی مثبت یا منفی باشد. شما چه مثالهایی دارید؟
پیشنهاد میکنم مفهوم قبیلهگرایی و پیامدهایش را در جمعهای خانوادگی یا در یک گفتگوی فلسفی و کندوکاو فکری به بحث بگذارید.
#کاوشگری_فلسفی
مفاهیم: قبیله، هویت، زندگی، اخلاق، بردگی مدرن، جاودانگی، انسان، گروه، عرف، قانون، کاربرد، درست، نادرست، فداکاری، ایثار، بقا، رقابت، دیگریسازی، دیگردوستی ...
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍6❤3🔥1
🔻دوستی شبیه الاکلنگ است
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
کتاب "دوستی شبیه الاکلنگ است" با نویسندگی #شونا_آینز و تصویرگری چشمنواز آیریس آگوچ بهخوبی مجموعه ای از مشکلات مختلفی را که ممکن است در یک #دوستی تجربه شود، بیان میکند.
با توجه به نوع تصویرها و نحوه بیان، کتاب بیشتر برای مخاطب کودک ۳ تا ۹ سال مناسب است؛ یعنی سنی که کودک به تدریج روابط اجتماعیاش را در #مهدکودک یا سایر موقعیتها شروع میکند.
البته مثالها و موقعیتهای مطرح شده بهگونهای پیش میرود که به نظر میرسد حتی مخاطب بزرگسال هم میتواند از این کتاب در درک بهتر یک ارتباط سالم استفاده کند.
بنابراین میتوانید کتاب را برای کودکتان بخوانید و همزمان از آن بهره ببرید.
اما مهمترین نکتهای که در استفاده از روایت #شونا_آینز باید به آن توجه داشت، تمرکز روی مفهوم کلیدی #تعادل است.
در بخشهای مختلف کتاب با موقعیتهایی مواجه میشویم که میتواند زمینهساز یک برداشت اشتباه برای تحمل کردن یا کنار آمدن یا حتی پذیرش یک رفتار نادرست باشد. مثلا وقتی از تعادل صحبت میکنیم گاهی ممکن است این تصور پیش بیاید که حد و اندازه یک رفتار بد در رابطه را میتوانیم با تلافی کردن به تعادل برسانیم یا مدتی رفتار اشتباه را تحمل کنیم تا دوستمان حالش خوب شود و ... .
وقتی این کتاب را برای کودکتان میخوانید، حتما درباره این موقعیتها حساس باشید و درباره تک تک چالشها به دقت گفتگو کنید.
مفهوم تعادل زمانی ارزشمند است که به شکلی سالم برقرار بماند و رابطه برای طرفین لذتبخش باشد. اینکه هدف رابطه صرفا تعادل باشد یا در تعادل ماندن یا اجتناب کردن و ... به خودی خود برای یک رابطه ارزش محسوب نمیشود؛ یعنی اگر از مثال الاکلنگ برای این مفهوم استفاده شده، اما ماندن در این مثال میتواند گمراهکننده باشد. همینطور راهحلهای پیشنهادی را کاملا با نگاهی نقادانه بررسی کنید.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: #دوستی_شبیه_الاکلنگ_است
نویسنده: شونا آینز
تصویرگر: آیریس آگوچ
مترجم: احمد تصویری
نشر: مهرسا
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
مفاهیم: دوستی، همدلی، حل مسئله، احساسات، سود، زیان، مهرطلبی، مهربانی، درست، نادرست، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی، تعادل، رکود، تلافی و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#تسهیلگری
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درسهای روانشناسی برای کودکان)
کتاب "دوستی شبیه الاکلنگ است" با نویسندگی #شونا_آینز و تصویرگری چشمنواز آیریس آگوچ بهخوبی مجموعه ای از مشکلات مختلفی را که ممکن است در یک #دوستی تجربه شود، بیان میکند.
با توجه به نوع تصویرها و نحوه بیان، کتاب بیشتر برای مخاطب کودک ۳ تا ۹ سال مناسب است؛ یعنی سنی که کودک به تدریج روابط اجتماعیاش را در #مهدکودک یا سایر موقعیتها شروع میکند.
البته مثالها و موقعیتهای مطرح شده بهگونهای پیش میرود که به نظر میرسد حتی مخاطب بزرگسال هم میتواند از این کتاب در درک بهتر یک ارتباط سالم استفاده کند.
بنابراین میتوانید کتاب را برای کودکتان بخوانید و همزمان از آن بهره ببرید.
اما مهمترین نکتهای که در استفاده از روایت #شونا_آینز باید به آن توجه داشت، تمرکز روی مفهوم کلیدی #تعادل است.
در بخشهای مختلف کتاب با موقعیتهایی مواجه میشویم که میتواند زمینهساز یک برداشت اشتباه برای تحمل کردن یا کنار آمدن یا حتی پذیرش یک رفتار نادرست باشد. مثلا وقتی از تعادل صحبت میکنیم گاهی ممکن است این تصور پیش بیاید که حد و اندازه یک رفتار بد در رابطه را میتوانیم با تلافی کردن به تعادل برسانیم یا مدتی رفتار اشتباه را تحمل کنیم تا دوستمان حالش خوب شود و ... .
وقتی این کتاب را برای کودکتان میخوانید، حتما درباره این موقعیتها حساس باشید و درباره تک تک چالشها به دقت گفتگو کنید.
مفهوم تعادل زمانی ارزشمند است که به شکلی سالم برقرار بماند و رابطه برای طرفین لذتبخش باشد. اینکه هدف رابطه صرفا تعادل باشد یا در تعادل ماندن یا اجتناب کردن و ... به خودی خود برای یک رابطه ارزش محسوب نمیشود؛ یعنی اگر از مثال الاکلنگ برای این مفهوم استفاده شده، اما ماندن در این مثال میتواند گمراهکننده باشد. همینطور راهحلهای پیشنهادی را کاملا با نگاهی نقادانه بررسی کنید.
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
عنوان: #دوستی_شبیه_الاکلنگ_است
نویسنده: شونا آینز
تصویرگر: آیریس آگوچ
مترجم: احمد تصویری
نشر: مهرسا
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
مفاهیم: دوستی، همدلی، حل مسئله، احساسات، سود، زیان، مهرطلبی، مهربانی، درست، نادرست، خودخواهی، دیگرخواهی، خود دوستی، دیگردوستی، تعادل، رکود، تلافی و ...
#یک_کتاب
#کتاب_کودک
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فلسفی
#تسهیلگری
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤10👍2
خنده و فراموشی
کوندرا در کتاب " خنده و فراموشی" داستانی را روایت میکند که در یک کشور کمونیستی در جغرافیای چکسلواکی اتفاق میافتد.
ایده اصلی کتاب درباره این است که چطور حافظه و بهخاطر سپردن در نقطه مقابل فراموشی میتواند نجاتدهنده باشد و خنده در این رابطه چه نقشی دارد.
البته شکل دیگری از ایده نقشآفرینی "حافظه" را در کتاب "۱۹۸۴" جورج اورول و در رمان "کوری" از کوندرا هم میبینیم.
در همه این داستان ها، آنچه میتواند انسان را از تکرار یک اشتباه دور نگه دارد، داشتن یک حافظه تاریخی سنجیده شده است.
در کتابهای "خنده و فراموشی" و "۱۹۸۴" میبینیم که حافظه تاریخی توسط یک قدرت برتر دستکاری میشود و افراد اغلب تحتتأثیر دادههایی قرار میگیرند که فاقد اعتبار تاریخیاند. این ایده در فیلم "شهر تاریک" هم استفاده میشود.
موجوداتی فرازمینی نیمهشبها وارد شهر میشوند و خاطرات آدمها را دستکاری میکنند، تغییر میدهند، جایگزین میکنند و ... .
از آنجاکه آدمها در خواب هستند، در برابر این موجودات، کاملا بیدفاع به نظر میرسند. این روند آن قدر تکرار میشود که شهر را به یک موجودیت تاریک و منفعل تبدیل میکند.
اما در این کتاب، بهطور خاص رابطه خنده و فراموشی طرح شده که بسیار قابل تامل است.
کوندرا در فضای معمول کشورهای کمونیستی، "خنده" را بهعنوان یک ابزار معرفی میکند برای اینکه مردم در برابر قدرت برتر، چیزهایی را فراموش نکنند. اینجاست که انواع و اقسام لطیفهها وارد فرهنگ عامه و روزمرهشان میشود.
اما فارغ از فضایی که کوندرا در کتابش توصیف میکند، در زندگی روزمره هم بسیاری اوقات، ما به عنوان یک واکنش یا کنش در مقابل افراد یا یک واقعه، از خندیدن بهعنوان ابزاری استفاده میکنیم تا آن خاطره یا درواقع "داده" را زنده نگه داریم و نگذاریم فراموش شود یا بر عکس میخندیم تا آن را موضوعی کوچک و بیاهمیت جلوه دهیم تا فراموش شود.
برای من این کارکرد دوگانه خنده ایده محوری و قابل تامل کتاب است.
خندیدن برای فراموشی در مقایسه با خندیدن ضد فراموشی؛ گرچه هر دو میتواند دستاویزی برای دست انداختن دیگری باشد و اساسا یک روش منفعل محسوب میشوند، اما در شکل دوم رگههایی از یک هوشمندی فعال دیده میشود.
به این معنا که اگر خندهای در کار نباشد، "داده" مورد نظر هم فراموش میشود. انگار که دکارت به جای کوژیتو - میاندیشم، پس هستم"- گفته باشد: "میخندم، پس هستم!" یا "میخندم تا فراموش نشود!"
#الهام_فخرایی
#آنچه_میخوانم
#یک_کتاب
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کوندرا در کتاب " خنده و فراموشی" داستانی را روایت میکند که در یک کشور کمونیستی در جغرافیای چکسلواکی اتفاق میافتد.
ایده اصلی کتاب درباره این است که چطور حافظه و بهخاطر سپردن در نقطه مقابل فراموشی میتواند نجاتدهنده باشد و خنده در این رابطه چه نقشی دارد.
البته شکل دیگری از ایده نقشآفرینی "حافظه" را در کتاب "۱۹۸۴" جورج اورول و در رمان "کوری" از کوندرا هم میبینیم.
در همه این داستان ها، آنچه میتواند انسان را از تکرار یک اشتباه دور نگه دارد، داشتن یک حافظه تاریخی سنجیده شده است.
در کتابهای "خنده و فراموشی" و "۱۹۸۴" میبینیم که حافظه تاریخی توسط یک قدرت برتر دستکاری میشود و افراد اغلب تحتتأثیر دادههایی قرار میگیرند که فاقد اعتبار تاریخیاند. این ایده در فیلم "شهر تاریک" هم استفاده میشود.
موجوداتی فرازمینی نیمهشبها وارد شهر میشوند و خاطرات آدمها را دستکاری میکنند، تغییر میدهند، جایگزین میکنند و ... .
از آنجاکه آدمها در خواب هستند، در برابر این موجودات، کاملا بیدفاع به نظر میرسند. این روند آن قدر تکرار میشود که شهر را به یک موجودیت تاریک و منفعل تبدیل میکند.
اما در این کتاب، بهطور خاص رابطه خنده و فراموشی طرح شده که بسیار قابل تامل است.
کوندرا در فضای معمول کشورهای کمونیستی، "خنده" را بهعنوان یک ابزار معرفی میکند برای اینکه مردم در برابر قدرت برتر، چیزهایی را فراموش نکنند. اینجاست که انواع و اقسام لطیفهها وارد فرهنگ عامه و روزمرهشان میشود.
اما فارغ از فضایی که کوندرا در کتابش توصیف میکند، در زندگی روزمره هم بسیاری اوقات، ما به عنوان یک واکنش یا کنش در مقابل افراد یا یک واقعه، از خندیدن بهعنوان ابزاری استفاده میکنیم تا آن خاطره یا درواقع "داده" را زنده نگه داریم و نگذاریم فراموش شود یا بر عکس میخندیم تا آن را موضوعی کوچک و بیاهمیت جلوه دهیم تا فراموش شود.
برای من این کارکرد دوگانه خنده ایده محوری و قابل تامل کتاب است.
خندیدن برای فراموشی در مقایسه با خندیدن ضد فراموشی؛ گرچه هر دو میتواند دستاویزی برای دست انداختن دیگری باشد و اساسا یک روش منفعل محسوب میشوند، اما در شکل دوم رگههایی از یک هوشمندی فعال دیده میشود.
به این معنا که اگر خندهای در کار نباشد، "داده" مورد نظر هم فراموش میشود. انگار که دکارت به جای کوژیتو - میاندیشم، پس هستم"- گفته باشد: "میخندم، پس هستم!" یا "میخندم تا فراموش نشود!"
#الهام_فخرایی
#آنچه_میخوانم
#یک_کتاب
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤14
وطن 🌱
کاوشگری درباره وطن
قطعه پیشنهادی:
منبع: کتاب "هفت جاویدان" از مرجان فولادوند
مفاهیم:
میهن، وطن، مادر، خاستگاه، ریشه، مراقبت، همبستگی، قوم، تعامل، تاریخ، فراموشی نسلی، صلح، خاطره، حقوق مدنی، کنشگری مدنی، آزادی، نان، نیاز، خواسته، هرم مازلو و...
#یک_کتاب
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کاوشگری درباره وطن
قطعه پیشنهادی:
آوش گفت: ما هم وطنمان را جای دیگری میسازیم، وطن جایی است که به تو زندگی و شادی بدهد، نه ترس و نه... مرگ، جایی که در آن آرام بگیری، نه این که آوارهات کند.»
آبتین گفت: «وطن» جایی است که تو آبادش میکنی فرزند!
جایی که تو را سیر میکند و پناهت میدهد و تو از آبادانیش مراقبت میکنی، نه این که رهایش کنی تا بمیرد و پس از آن برایش سوگواری کنی.»
لحن راستان از تردید پر بود؛ پیدا بود برای سربازی چون او وارد شدن در گفتوگوی جمعی آسان نیست، اما همین که شروع کرد، خیلیها برای شنیدن حرفهایش ساکت شدند:
راستان گفت:
«گفتی زندگی کوتاه است، راست میگویی آوش، زندگی کوتاهتر و بسیار بیاعتبارتر از آن است که بخواهی به چیزی که دوستش داری پشت کنی، که رهایش کنی تا نابود شود در حالی که دستش را به سوی تو دراز کرده و کمک میخواهد؛ حالا مادرت باشد یا کسی که دوستش داری یا وطنی که در آن زاده شدهای...»
منبع: کتاب "هفت جاویدان" از مرجان فولادوند
مفاهیم:
میهن، وطن، مادر، خاستگاه، ریشه، مراقبت، همبستگی، قوم، تعامل، تاریخ، فراموشی نسلی، صلح، خاطره، حقوق مدنی، کنشگری مدنی، آزادی، نان، نیاز، خواسته، هرم مازلو و...
#یک_کتاب
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤8
وطن 🌱
کاوشگری درباره وطن
قطعه پیشنهادی:
منبع: کتاب "هفت جاویدان" از مرجان فولادوند
پ.ن
این رمان اگرچه اقتباسی از شاهنامه است، اما برای من روایتش آن اندازه ملموس است که انگار زندگیاش کرده باشم.
مفاهیم:
میهن، وطن، مادر، خاستگاه، ریشه، مراقبت، همبستگی، قوم، تعامل، تاریخ، فراموشی نسلی، صلح، خاطره، حقوق انسانی، آزادی، نان، نیاز، خواسته، امنیت و...
#یک_کتاب
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کاوشگری درباره وطن
قطعه پیشنهادی:
از آسمان ایران باران خاکستر میبارید -خاکستر بدنهای سوخته فرزندانی که برای جنگ با تاریکی رفته بودند- خورشید مدتها بود که از حرکت ایستاده بود، زمین مملو از گنداب و مارهایی شده بود که طول بدنشان را دندان پوشیده بود، آواز هیچ پرندهای به گوش نمیرسید، هیچ گیاهی نمیرویید، خیلیها مدتها پیش رفته بودند، پیش از آن که گنداب و مارها اینطور محاصرهشان کند.
نان و آب اندکی باقی مانده بود.
قرار بود درها را به روی مهاجران در راه مانده باز کنند، اما ترس از گرسنگی و مرگ مانع شد.
گنداب بالاتر و بالاتر آمد
تا اینکه ساکنان قلعه تصمیم گرفتند مرگ و زندگی را با مهاجران تقسیم کنند، هموطنهایی که در محاصره شورشیها و مارها مانده بودند و گوشت تنشان به غارت میرفت.
همین که تصمیم ساکنان قلعه امن تغییر کرد، ناگهان گنداب فرونشست.
همین که غذا را تقسیم کردند، باران خاکستر قطع شد.
همین که با هم متحد شدند، پرندهها برگشتند.
همین که شنیدن آواز پرندهها را به خوردنشان ترجیح دادند، جوانهها روییدند و خورشید دوباره تابید ...
منبع: کتاب "هفت جاویدان" از مرجان فولادوند
پ.ن
این رمان اگرچه اقتباسی از شاهنامه است، اما برای من روایتش آن اندازه ملموس است که انگار زندگیاش کرده باشم.
مفاهیم:
میهن، وطن، مادر، خاستگاه، ریشه، مراقبت، همبستگی، قوم، تعامل، تاریخ، فراموشی نسلی، صلح، خاطره، حقوق انسانی، آزادی، نان، نیاز، خواسته، امنیت و...
#یک_کتاب
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤8🕊2
🔻این دنیا جای عادلانهای نیست.
کتاب "درخت زیبای من" نوشته ژوزه مائورو روایت یک کودک پنجساله است. ژوزه یا همان "زهزه" در یک خانواده دورگه سرخپوست؛ پرجمعیت و فقیر متولد شده و با زبانی جذاب تجربههای دردناک و متفاوتش را روایت میکند.
پدر مدتهاست که بیکار شده، مادر مجبور است گاهی چند شیفت در کارخانه کار کند تا هزینههای خانواده را تامین کند. سرپرستی یکی از بچههای خانواده به دلیل فقر واگذار شده و یکی از دخترها علیرغم اینکه دانشآموز خوبی بوده، مجبور شده مدرسه را رها کند و مشغول کار شود.
همه اینها فضای خانه و روابط را متاثر کرده و در این بین، کنجکاویها و شیطنتهای ژوزه اغلب مایه دردسر است و به تنبیه بدنی سخت منجر میشود.
اما آنچه رمان "درخت زیبای من" را متمایز کرده، فقط بیان ملموس فقر و تبعات آن نیست، بلکه بیان روایت یک کودک پنجساله، بسیار تیزهوش و حساس است که در انتها معلوم میشود ژوزه نویسنده کتاب است.
همان اوایل کتاب، متوجه میشویم که زهزه بدون اینکه هیچ آموزشی گذرانده باشد، میتواند بخواند و خیلی خوب تلفظ کند.
بعد به تعبیر خودش، برای اینکه اهالی خانه چند ساعتی از دستش خلاص شوند، او را در مدرسه ثبتنام میکنند. جایی که ژوزه به بهترین دانشآموز کلاس و شاگرد محبوب معلمها تبدیل میشود.
بعدتر میبینیم که او چطور تلاش میکند تا آن همه توان ذهنی و عاطفی را مدیریت کند و به زندگیاش دلخوشیهایی هر چند کوچک اضافه کند.
گرچه گاهی در کنترل آن، ناتوان است و همین باعث خرابکاریهای بیشتری میشود؛ فقط به این دلیل ساده که هنوز بسیار کوچک است و خیلی وقتها نمیتواند بین کار خوب و بد از نظر بزرگترها تمیز قائل شود.
ژوزه بارها به همین دلیل ساده، به سختی تنبیه بدنی میشود.
خواندن رمان "درخت زیبای من" بهویژه از این جهت توصیه میشود که بهعنوان یک بزرگسال میتوانیم درک بهتری از دنیای ذهنی و روانی یک کودک داشته باشیم.
در داستان میبینیم که ژوزه چطور به دوستان خیالی و حرف زدن با درخت پرتقال پناه میبرد، اما اینها کافی نیست.
اینجاست که اهمیت نقش خودمان را نه حتی بهعنوان والدین، بلکه به عنوان یک بزرگسال حامی بهتر درک کنیم؛ نقشی که افرادی مثل معلم، همسایه یا حتی یک رهگذر آگاه میتوانند در زندگی یک کودک ایفا کنند و گاهی حتی نجاتدهنده یک زندگی باشند.
خواندن این رمان به افراد بزرگسال، بهویژه آموزگاران پیشنهاد میشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مشخصات:
نام کتاب: "درخت زیبای من"
نویسنده: ژوزه مائورو
مترجم: مرضیه کردبچه
نشر: شبگون
مفاهیم:
مراقبت، خودکشی کودکان، تنبیه، حقوق کودک، خیالپردازی، دوست خیالی و ...
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کتاب "درخت زیبای من" نوشته ژوزه مائورو روایت یک کودک پنجساله است. ژوزه یا همان "زهزه" در یک خانواده دورگه سرخپوست؛ پرجمعیت و فقیر متولد شده و با زبانی جذاب تجربههای دردناک و متفاوتش را روایت میکند.
پدر مدتهاست که بیکار شده، مادر مجبور است گاهی چند شیفت در کارخانه کار کند تا هزینههای خانواده را تامین کند. سرپرستی یکی از بچههای خانواده به دلیل فقر واگذار شده و یکی از دخترها علیرغم اینکه دانشآموز خوبی بوده، مجبور شده مدرسه را رها کند و مشغول کار شود.
همه اینها فضای خانه و روابط را متاثر کرده و در این بین، کنجکاویها و شیطنتهای ژوزه اغلب مایه دردسر است و به تنبیه بدنی سخت منجر میشود.
اما آنچه رمان "درخت زیبای من" را متمایز کرده، فقط بیان ملموس فقر و تبعات آن نیست، بلکه بیان روایت یک کودک پنجساله، بسیار تیزهوش و حساس است که در انتها معلوم میشود ژوزه نویسنده کتاب است.
همان اوایل کتاب، متوجه میشویم که زهزه بدون اینکه هیچ آموزشی گذرانده باشد، میتواند بخواند و خیلی خوب تلفظ کند.
بعد به تعبیر خودش، برای اینکه اهالی خانه چند ساعتی از دستش خلاص شوند، او را در مدرسه ثبتنام میکنند. جایی که ژوزه به بهترین دانشآموز کلاس و شاگرد محبوب معلمها تبدیل میشود.
بعدتر میبینیم که او چطور تلاش میکند تا آن همه توان ذهنی و عاطفی را مدیریت کند و به زندگیاش دلخوشیهایی هر چند کوچک اضافه کند.
گرچه گاهی در کنترل آن، ناتوان است و همین باعث خرابکاریهای بیشتری میشود؛ فقط به این دلیل ساده که هنوز بسیار کوچک است و خیلی وقتها نمیتواند بین کار خوب و بد از نظر بزرگترها تمیز قائل شود.
ژوزه بارها به همین دلیل ساده، به سختی تنبیه بدنی میشود.
خواندن رمان "درخت زیبای من" بهویژه از این جهت توصیه میشود که بهعنوان یک بزرگسال میتوانیم درک بهتری از دنیای ذهنی و روانی یک کودک داشته باشیم.
در داستان میبینیم که ژوزه چطور به دوستان خیالی و حرف زدن با درخت پرتقال پناه میبرد، اما اینها کافی نیست.
اینجاست که اهمیت نقش خودمان را نه حتی بهعنوان والدین، بلکه به عنوان یک بزرگسال حامی بهتر درک کنیم؛ نقشی که افرادی مثل معلم، همسایه یا حتی یک رهگذر آگاه میتوانند در زندگی یک کودک ایفا کنند و گاهی حتی نجاتدهنده یک زندگی باشند.
خواندن این رمان به افراد بزرگسال، بهویژه آموزگاران پیشنهاد میشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مشخصات:
نام کتاب: "درخت زیبای من"
نویسنده: ژوزه مائورو
مترجم: مرضیه کردبچه
نشر: شبگون
مفاهیم:
مراقبت، خودکشی کودکان، تنبیه، حقوق کودک، خیالپردازی، دوست خیالی و ...
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍11
🔻نبرد نور در برابر تاریکی
چهار پاره از #لوئیس_لوری با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی از نشر چ درواقع چهار جلد رمان است که بهترتیب با نامهای بخشنده، در جستجوی آبیها، پیامرسان و پسر منتشر شده است.
بهطور خلاصه مفهوم بنیادین این آثار درباره نبرد خیر و شر است [دو مفهومی که در فرهنگ ایران، پیشینه دیرینهای دارد] که نویسنده آن را به تفصیل در چهار روایت بیان میکند.
در چهارپاره لوئیس لوری هر کدام از انسانها موهبتی دارند که لازم است به وقتش از آن استفاده کنند.
بعد همین کارهای کوچک و نیک، مثل قطعات دومینو به تدریج نیروی قدرتمندی را شکل میدهند که در زمان درست میتواند تاریکی را حتی با حرکتی کوچک عقب براند و به نرمی بر شر یا شیطان پیروز شود.
پاره نخست: #بخشنده
در جلد نخست میبینیم که چطور یوناس به کمک دریافتکننده تلاش میکند تا نظم آموختهشده را در هم بریزد و رنج انتخابی تازه، آگاهانه و مستقل را به جان میخرد. یوناس خطر میکند، اما نه فقط برای خودش، بلکه برای آیندهای ارزشمندتر برای مردمش.
پاره دوم: #در_جستجوی_آبیها
کایرا دخترکی با پای ناتوان که پیش از تولد، پدرش و بهتازگی مادرش را از دست داده، تلاش میکند در برابر افرادی که میخواهند او را بهعنوان یک نیروی سربار و اضافی از دهکده اخراج کنند، روی پای خودش بایستد و نه تنها سرنوشت خودش که آدمهای اطرافش را هم به سهم خودش تغییر دهد.
پاره سوم: #پیامرسان
داستان متی است؛ پسرکی که با حمایت کایرا مهربانی را تجربه کرد و در نهایت از میان جنگل فشرده تاریک راهی برای دهکده باز کرد. داستان پیامرسان بهویژه از این جهت قابل توجه است که نشان میدهد چطور حرص، طمع و خودخواهی میتواند خلاف آنچه به نظر میرسد، بهرهمندی را کمتر و ما را فقیرتر کند.
پاره چهارم: #پسر
و درنهایت داستان کلر؛ زنی که جوانیاش را با مهر مادری تاخت میزند. رمان پسر پاسخ پایانی معمایی است که نویسنده با هوشمندی در پارههای قبلی طرح کرده و دلیلی برای اینکه میتوان و باید بر تاریکی پیروز شد، گرچه در این راه افرادی جانشان را فدا میکنند و یادشان مانا میماند.
خواندن این آثار برای پانزده سال به بالا پیشنهاد میشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مفاهیم:
انتخاب، آزادی، اراده، فداکاری، شجاعت، حماقت، امید، ناامیدی، همراهی، طمع، حرص، بخشندگی، فردیت، هویت، هویت جمعی، داد و ستد، اخلاق، قدرت، ثروت، دانش، خیر، نیکی، شر، شیطان، عرف، خوب، بد، قانون، دموکراسی، اکثریت، اقلیت و ...
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
چهار پاره از #لوئیس_لوری با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی از نشر چ درواقع چهار جلد رمان است که بهترتیب با نامهای بخشنده، در جستجوی آبیها، پیامرسان و پسر منتشر شده است.
بهطور خلاصه مفهوم بنیادین این آثار درباره نبرد خیر و شر است [دو مفهومی که در فرهنگ ایران، پیشینه دیرینهای دارد] که نویسنده آن را به تفصیل در چهار روایت بیان میکند.
اگر بپرسید که چرا باید این چهار جلد را خواند، پاسخ من این خواهد بود که قهرمانهای این اثر به ما نشان میدهند که چطور میتوان و باید آزادانه زندگی کرد و مغلوب تاریکی نشد و حتی وقتی به نظر میرسد هیچ راه و روزنی نیست، ناامید نشویم، بلکه فقط کافی است تا همان کاری را که سهم ما است، انجام دهیم.
در چهارپاره لوئیس لوری هر کدام از انسانها موهبتی دارند که لازم است به وقتش از آن استفاده کنند.
بعد همین کارهای کوچک و نیک، مثل قطعات دومینو به تدریج نیروی قدرتمندی را شکل میدهند که در زمان درست میتواند تاریکی را حتی با حرکتی کوچک عقب براند و به نرمی بر شر یا شیطان پیروز شود.
پاره نخست: #بخشنده
در جلد نخست میبینیم که چطور یوناس به کمک دریافتکننده تلاش میکند تا نظم آموختهشده را در هم بریزد و رنج انتخابی تازه، آگاهانه و مستقل را به جان میخرد. یوناس خطر میکند، اما نه فقط برای خودش، بلکه برای آیندهای ارزشمندتر برای مردمش.
پاره دوم: #در_جستجوی_آبیها
کایرا دخترکی با پای ناتوان که پیش از تولد، پدرش و بهتازگی مادرش را از دست داده، تلاش میکند در برابر افرادی که میخواهند او را بهعنوان یک نیروی سربار و اضافی از دهکده اخراج کنند، روی پای خودش بایستد و نه تنها سرنوشت خودش که آدمهای اطرافش را هم به سهم خودش تغییر دهد.
پاره سوم: #پیامرسان
داستان متی است؛ پسرکی که با حمایت کایرا مهربانی را تجربه کرد و در نهایت از میان جنگل فشرده تاریک راهی برای دهکده باز کرد. داستان پیامرسان بهویژه از این جهت قابل توجه است که نشان میدهد چطور حرص، طمع و خودخواهی میتواند خلاف آنچه به نظر میرسد، بهرهمندی را کمتر و ما را فقیرتر کند.
پاره چهارم: #پسر
و درنهایت داستان کلر؛ زنی که جوانیاش را با مهر مادری تاخت میزند. رمان پسر پاسخ پایانی معمایی است که نویسنده با هوشمندی در پارههای قبلی طرح کرده و دلیلی برای اینکه میتوان و باید بر تاریکی پیروز شد، گرچه در این راه افرادی جانشان را فدا میکنند و یادشان مانا میماند.
خواندن این آثار برای پانزده سال به بالا پیشنهاد میشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
مفاهیم:
انتخاب، آزادی، اراده، فداکاری، شجاعت، حماقت، امید، ناامیدی، همراهی، طمع، حرص، بخشندگی، فردیت، هویت، هویت جمعی، داد و ستد، اخلاق، قدرت، ثروت، دانش، خیر، نیکی، شر، شیطان، عرف، خوب، بد، قانون، دموکراسی، اکثریت، اقلیت و ...
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤6👍1
🔻آنچه در زندگی اهمیت دارد
آرتور کلاینمن، روانپزشک و انسانشناس پزشکی در هاروارد، ایده قابل تاملی را مطرح میکند.
کلاینمن معتقد است ما از طریق مراقبت مهمترین تجربهها را کشف میکنیم.
طبق استدلال او پزشکی مدرن اغلب درمان بیماری، مداخلات تکنولوژیکی و کارایی را در اولویت قرار میدهد، اما ابعاد عمیقتر و انسانی مراقبت بیشتر اوقات فراموش میشود.
شفقت، حضور داشتن، کارهای کوچک، بودن در کنار کسی وقتی احساس آسیبپذیری میکند و ... در نهایت، مراقبت راهی برای درک افراد و معنای زندگی است، حتی زمانی که درمان امکانپذیر نباشد.
کلاینمن نقد میکند که چطور سیستمهای بهداشتی و پزشکی، اغلب مراقبت را کمارزش جلوه میدهند.
او تلاش میکند خواننده را متقاعد کند که جامعه نیاز دارد مراقبت را جدیتر بگیرد، نه به عنوان یک فعالیت اختیاری و حاشیهای، بلکه به عنوان محوری در نحوه زندگی، ارتباط، پیری، رنج و بهبودی ما.
#یک_کتاب
منبع: The soul of care
- پرسش اصلی اینجاست: مراقبت چه جایگاهی در روش تربیتی، آموزشی، سبک زندگی و ارتباطی شما در خانه، مدرسه و جامعه دارد؟
#تفکرمراقبتی
📌رسانه شمایید؛ لطفا این متن را برای دوستان و افراد علاقهمند ارسال کنید. سپاس.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
آرتور کلاینمن، روانپزشک و انسانشناس پزشکی در هاروارد، ایده قابل تاملی را مطرح میکند.
کلاینمن معتقد است ما از طریق مراقبت مهمترین تجربهها را کشف میکنیم.
طبق استدلال او پزشکی مدرن اغلب درمان بیماری، مداخلات تکنولوژیکی و کارایی را در اولویت قرار میدهد، اما ابعاد عمیقتر و انسانی مراقبت بیشتر اوقات فراموش میشود.
شفقت، حضور داشتن، کارهای کوچک، بودن در کنار کسی وقتی احساس آسیبپذیری میکند و ... در نهایت، مراقبت راهی برای درک افراد و معنای زندگی است، حتی زمانی که درمان امکانپذیر نباشد.
کلاینمن نقد میکند که چطور سیستمهای بهداشتی و پزشکی، اغلب مراقبت را کمارزش جلوه میدهند.
او تلاش میکند خواننده را متقاعد کند که جامعه نیاز دارد مراقبت را جدیتر بگیرد، نه به عنوان یک فعالیت اختیاری و حاشیهای، بلکه به عنوان محوری در نحوه زندگی، ارتباط، پیری، رنج و بهبودی ما.
#یک_کتاب
منبع: The soul of care
- پرسش اصلی اینجاست: مراقبت چه جایگاهی در روش تربیتی، آموزشی، سبک زندگی و ارتباطی شما در خانه، مدرسه و جامعه دارد؟
#تفکرمراقبتی
📌رسانه شمایید؛ لطفا این متن را برای دوستان و افراد علاقهمند ارسال کنید. سپاس.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤9👍1🔥1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
🔻آنچه در زندگی اهمیت دارد آرتور کلاینمن، روانپزشک و انسانشناس پزشکی در هاروارد، ایده قابل تاملی را مطرح میکند. کلاینمن معتقد است ما از طریق مراقبت مهمترین تجربهها را کشف میکنیم. طبق استدلال او پزشکی مدرن اغلب درمان بیماری، مداخلات تکنولوژیکی و کارایی…
🔻مراقبت به عنوان قلب تمرین
قبلا درباره نظریه آرتور کلاینمن نوشتم.
در کتاب «چرا مدیتیشن میکنیم؟» اثر دنیل گلمن و تسوکنی رینپوچه (۲۰۲۲) به مطلب مشابهی برخورد کردم.
در این کتاب نویسندهگان توضیح میدهند: مراقبه شفقت، فعالیت مدارهای مغزی مرتبط با احساسات مثبت و همدلی را افزایش میدهد.
این تمرین و فعالسازی حس مراقبت و شفقت حتی به متخصصان و افرادی که در مشاغل پراسترس فعالیت میکنند، کمک میکند تا از سلامت پایدارتر و فرسودگی شغلی کمتری رنج ببرند و گزارشها این سطح از بهبود را تایید میکنند.
رینپوچه توضیح میدهد که شفقت اصیل از شفقت به خود آغاز میشود و آن را اینطور توضیح میدهد: شناخت رنج خود بدون قضاوت.
بنابراین ما از طریق مهربانی حتی نسبت به خودمان میتوانیم سلامت بیشتری تجربه کنیم.
هر دو نویسنده تأکید میکنند که شفقت یک افزودنی اخلاقی اختیاری نیست، بلکه هسته اصلی تحقق مراقبه است.
از طرفی، هرچه ذهن شفافتر و کمتر خودمحور میشود، شفقت بهطور طبیعی بیشتر ایجاد میشود.
طبق توضیحات کتاب، تحقیقات علمی نیز این موضوع را تایید میکنند.
#یک_کتاب #یک_پیشنهاد
منبع: Why we meditate
مراقبت چه جایگاهی در روش تربیتی، آموزشی، سبک زندگی و ارتباطی شما در خانه، مدرسه و جامعه دارد؟
#تفکرمراقبتی
#آنچه_میخوانم
📌رسانه شمایید؛ اگر مایلید انتشار محتوا ادامه پیدا کند، لطفا به سهم خودتان، با ارسال بازخورد و همرسانی آن به افراد دیگر، به افزایش سطح آگاهی کمک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
قبلا درباره نظریه آرتور کلاینمن نوشتم.
در کتاب «چرا مدیتیشن میکنیم؟» اثر دنیل گلمن و تسوکنی رینپوچه (۲۰۲۲) به مطلب مشابهی برخورد کردم.
در این کتاب نویسندهگان توضیح میدهند: مراقبه شفقت، فعالیت مدارهای مغزی مرتبط با احساسات مثبت و همدلی را افزایش میدهد.
این تمرین و فعالسازی حس مراقبت و شفقت حتی به متخصصان و افرادی که در مشاغل پراسترس فعالیت میکنند، کمک میکند تا از سلامت پایدارتر و فرسودگی شغلی کمتری رنج ببرند و گزارشها این سطح از بهبود را تایید میکنند.
اما نکته بسیار مهم و قابل توجه اینجاست:
رینپوچه توضیح میدهد که شفقت اصیل از شفقت به خود آغاز میشود و آن را اینطور توضیح میدهد: شناخت رنج خود بدون قضاوت.
بنابراین ما از طریق مهربانی حتی نسبت به خودمان میتوانیم سلامت بیشتری تجربه کنیم.
هر دو نویسنده تأکید میکنند که شفقت یک افزودنی اخلاقی اختیاری نیست، بلکه هسته اصلی تحقق مراقبه است.
از طرفی، هرچه ذهن شفافتر و کمتر خودمحور میشود، شفقت بهطور طبیعی بیشتر ایجاد میشود.
طبق توضیحات کتاب، تحقیقات علمی نیز این موضوع را تایید میکنند.
#یک_کتاب #یک_پیشنهاد
منبع: Why we meditate
- پس یکبار دیگر این پرسش را تکرار میکنم:
مراقبت چه جایگاهی در روش تربیتی، آموزشی، سبک زندگی و ارتباطی شما در خانه، مدرسه و جامعه دارد؟
#تفکرمراقبتی
#آنچه_میخوانم
📌رسانه شمایید؛ اگر مایلید انتشار محتوا ادامه پیدا کند، لطفا به سهم خودتان، با ارسال بازخورد و همرسانی آن به افراد دیگر، به افزایش سطح آگاهی کمک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤7👍1
شکارگاه عجیب
زنجیره ای از طبیعت، هنر و زنانگی
الهام فخرایی
"شکارگاه عجیب" را می توان به عنوان یکی از نمونه های تلفیقی موفق و منحصر به فرد ادبیات کودک در ایران معرفی کرد.
همراهی مخاطب با این کتاب، از همان تصویر روی جلد آغاز می شود؛ نمایی آشنا از دار قالی و فرش ایرانی در کنار عنوان "شکارگاه عجیب" بن مایه مناسبی را تدارک دیده، به نحوی که حتی پیش از خواندن کتاب می تواند دستمایه گفتگو، پرسشگری و نگاه خلاقانه قرار بگیرد و پرسش هایی از این دست مطرح شود که راستی در صفحات بعدی قرار است چه چیزهایی بخوانیم و ببینیم؟
در این کتاب از یک سو با داستانی زیست محیطی طرفیم و از سوی دیگر روایت پادشاه، شکارگاه و به کار گرفتن زنان برای بافتن قالی، داستان را همزمان با سیاست، فرهنگ و هنر پیوند می دهد.
نقطه قوت کتاب، کنشگری متفاوت دختران بافنده است. مفهوم کنشگری زنانه همراه با بوم شناختی ایرانی و تلاش برای مراقبت از طبیعت در برابر سلطه شاهانه، گویای بن مایه فلسفی داستان است که می تواند از زاویه اکوفمینیسم مورد توجه قرار بگیرد؛ فارغ از اینکه نویسنده تا چه اندازه آگاهانه این پیوستگی مفهومی را به کار گرفته است.
ایده خاص نویسنده با تصویرگری کاملا چفت شده و همخوانی دارد. رنگ های گرم و زنده در کنار فضاهای خالی، هم زمان فرش ایرانی و وسعتی را که عنوان شکارگاه در ذهن تداعی می کند، به خوبی نشان می دهد.
#شکارگاه_عجیب یک نمونه قابل توصیه است که از جهات مختلف بار آموزشی دارد و کاملا گفتگو محور است. شما می توانید این کتاب را با کودکان 9 سال به بالا بخوانید و همزمان به عنوان فعالیت جانبی در کلاس های علوم، علوم اجتماعی، تاریخ، ادبیات، هنر و نمایش به کار بگیرید و درباره وجوه مختلف آن گفتگو کنید.
مفاهیم:
#هنر، زنان و طبیعت #اکوفمنیسم #هوشزیستمحیطی، فرهنگ، مشارکت، تجربه، طبیعت، تغییر و...
دسته بندی:
آموزشی
ارزشی
فعالیت محور
#یک_کتاب
مشخصات
عنوان: شکارگاه عجیب
نویسنده: سمیرا آرامی
تصویرگر: معصومه صحبتی
ناشر: فنی ایران؛ کتاب های نردبان
#الهام_فخرایی
#شکارگاه_عجیب
#کاوشگری_هنری
#کاوشگری_طبیعی
#کنشگری_اجتماعی
#هوش_زیست_محیطی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهیبخشی بیشتر کمک میکنیم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
زنجیره ای از طبیعت، هنر و زنانگی
الهام فخرایی
"شکارگاه عجیب" را می توان به عنوان یکی از نمونه های تلفیقی موفق و منحصر به فرد ادبیات کودک در ایران معرفی کرد.
همراهی مخاطب با این کتاب، از همان تصویر روی جلد آغاز می شود؛ نمایی آشنا از دار قالی و فرش ایرانی در کنار عنوان "شکارگاه عجیب" بن مایه مناسبی را تدارک دیده، به نحوی که حتی پیش از خواندن کتاب می تواند دستمایه گفتگو، پرسشگری و نگاه خلاقانه قرار بگیرد و پرسش هایی از این دست مطرح شود که راستی در صفحات بعدی قرار است چه چیزهایی بخوانیم و ببینیم؟
در این کتاب از یک سو با داستانی زیست محیطی طرفیم و از سوی دیگر روایت پادشاه، شکارگاه و به کار گرفتن زنان برای بافتن قالی، داستان را همزمان با سیاست، فرهنگ و هنر پیوند می دهد.
نقطه قوت کتاب، کنشگری متفاوت دختران بافنده است. مفهوم کنشگری زنانه همراه با بوم شناختی ایرانی و تلاش برای مراقبت از طبیعت در برابر سلطه شاهانه، گویای بن مایه فلسفی داستان است که می تواند از زاویه اکوفمینیسم مورد توجه قرار بگیرد؛ فارغ از اینکه نویسنده تا چه اندازه آگاهانه این پیوستگی مفهومی را به کار گرفته است.
ایده خاص نویسنده با تصویرگری کاملا چفت شده و همخوانی دارد. رنگ های گرم و زنده در کنار فضاهای خالی، هم زمان فرش ایرانی و وسعتی را که عنوان شکارگاه در ذهن تداعی می کند، به خوبی نشان می دهد.
#شکارگاه_عجیب یک نمونه قابل توصیه است که از جهات مختلف بار آموزشی دارد و کاملا گفتگو محور است. شما می توانید این کتاب را با کودکان 9 سال به بالا بخوانید و همزمان به عنوان فعالیت جانبی در کلاس های علوم، علوم اجتماعی، تاریخ، ادبیات، هنر و نمایش به کار بگیرید و درباره وجوه مختلف آن گفتگو کنید.
مفاهیم:
#هنر، زنان و طبیعت #اکوفمنیسم #هوشزیستمحیطی، فرهنگ، مشارکت، تجربه، طبیعت، تغییر و...
دسته بندی:
آموزشی
ارزشی
فعالیت محور
#یک_کتاب
مشخصات
عنوان: شکارگاه عجیب
نویسنده: سمیرا آرامی
تصویرگر: معصومه صحبتی
ناشر: فنی ایران؛ کتاب های نردبان
#الهام_فخرایی
#شکارگاه_عجیب
#کاوشگری_هنری
#کاوشگری_طبیعی
#کنشگری_اجتماعی
#هوش_زیست_محیطی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهیبخشی بیشتر کمک میکنیم.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤6👏2