آموزشکده توانا
48.6K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
جغرافیا، تصادف و باور
چرا ایمان ما تا حد زیادی به خاک زادگاه‌مان بند است؟

ریچارد داوکینز در گفت‌وگویی معروف با طرح یک پرسش بنیادین یادآور می‌شود که بسیاری از ما اگر در جغرافیایی دیگر متولد می‌شدیم، نظامی کاملا متفاوت از باورهای دینی یا عقیدتی را برمی‌گزیدیم. این گزاره ساده اما عمیق، پرده از حقیقتی پنهان برمی‌دارد: «عامل تصادف جغرافیایی و خانوادگی» نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری هویت عقیدتی انسان‌ها دارد.

▪️نقش تصادف در هندسه باورها
انسان‌ها در بستری چند وجهی چشم به جهان می‌گشایند که از پیش توسط نسل‌های پیشین طراحی شده است. زبان، فرهنگ، آداب‌ورسوم و از همه مهم‌تر «دین و مذهب»، میراثی تحمیلی در نخستین سال‌های زندگی است.
اگر کودکی در خانواده‌ای سنتی در شبه‌قاره هند متولد شود، احتمال هندو یا مسلمان شدنش بسیار بالاست.
همان کودک اگر در قلب اروپا یا آمریکا متولد شود، احتمالا آیین مسیحیت را به‌عنوان حقیقت مطلق خواهد پذیرفت.
این واقعیت نشان می‌دهد که بخش بزرگی از تعصبات مذهبی یا عقیدتی، محصول انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست، بلکه نتیجه تصادف محض مکان تولد و محیط پیرامون است.

▪️فروتنی معرفت‌شناختی؛ راهی به سوی مدارا
اعتراف به این واقعیت تصادفی بودن، ما را به سوی مفهوم حیاتی «فروتنی در ایمان» رهنمون می‌شود. هنگامی که بپذیریم دینداری یا حتی خداناباوری ما تا حد زیادی تحت تاثیر جغرافیا و خانواده شکل گرفته است، نگاه ما به دیگران تغییر می‌کند و دیگر به راحتی مخالفان فکری خود را گمراه یا مستحق سرزنش نمی‌دانیم، زیرا درک می‌کنیم که اگر جای آن‌ها بودیم، احتمالا همان باور را داشتیم.
همچنین درک مداراجویانه از ایمان زمانی شکل می‌گیرد که بدانیم سیستم‌های اعتقادی ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند، نه لزوما در اثبات‌های علمی و قطعی.

پذیرش عامل تصادف در باورمندی به ما می‌آموزد که به جای پافشاری کورکورانه بر حق مطلق بودن خود، به انسان‌های دیگر با تمام تفاوت‌های عقیدتی‌شان احترام بگذاریم و فضایی برای گفت‌وگو و مدارا فراهم کنیم.

شما چه تجربه و دیدگاهی در این مورد دارید ؟

#باور #ایمان #دین_موروثی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
13💯3👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
تیغ تیز تبعیض بر پیکر شهروندی
حکمرانی دوگانه‌ساز در جمهوری اسلامی

بیانیه‌ جهانی حقوق بشر برابری ذاتی انسان‌ها را نوید می‌دهد، اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، این اصل بنیادین جای خود را به سیستم مهندسی‌شده‌ای از تبعیض داده است.
حکومتی که طی دهه‌ها با خلق دوگانه‌های ساختگی نظیر خودی/دیگری، مسلمان/غیرمسلمان، مرد/زن و صاحب «التزام عملی» به ولایت فقیه و…، جامعه را به شهروندان درجه‌یک و درجه‌دو تقسیم کرده است. در این چارچوب، حقوق قانونی نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای میزان وفاداری به ایدئولوژی حاکم توزیع می‌شود.

این تبعیض سیستماتیک تنها به حوزه‌ عقیده و جنسیت محدود نمانده، بلکه فراتر رفته و آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه نظیر معلولان، سالمندان و کودکان را نیز در بر گرفته است. افراد دارای معلولیت به جای برخورداری از حمایت‌های ویژه و زیرساخت‌های متناسب برای زندگی برابر، با موانع مضاعف و بی‌توجهی ساختاری مواجه‌اند که آن‌ها را از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی محروم می‌کند.

نهادینه شدن این تبعیض چندلایه، بنیان‌های اخلاقی جامعه را فرسوده کرده و رواداری را به شدت کاهش داده است.

جامعه‌ای که در آن تفاوت‌ها بهانه‌ای برای سلب حقوق انسانی شوند، پویایی خود را از دست می‌دهد. استقرار عدالت اجتماعی و کرامت انسانی نیازمند نفی کامل این شکاف‌ها و بازگشت به اصل برابری حقوقی همه‌ی شهروندان است.

راستی، تا زمانی که ساختار حقوقی کشور بر پایه‌ حذف و تبعیض بنا شده است، چگونه می‌توان از تحقق عدالت اجتماعی و انسجام ملی سخن گفت؟


#رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
13👌2👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
معین محمدی‌دهج، شهروند بهائی ساکن یزد، به تحمل ۱۶ سال و ۷ ماه و ۱۸ روز حبس تعزیری و مجازات‌های تکمیلی محکوم شد

معین محمدی‌دهج، شهروند ۳۹ سالهٔ بهائی ساکن یزد، توسط شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر‌ از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شد. او همچنین برای اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق تبلیغ بهائیت» به استناد ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس دیگر و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی ‌محکوم شد. این شهروند همچنین در خصوص اتهام «اقدام رسانه‌ای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» به استناد ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی به ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی محکوم شده است. در صورت تایید احکام صادره، مجازات اشد یعنی ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.

از مصادیق اتهام آقای محمدی، «اقدام به ترغیب و دعوت افراد به اعمال خشونت‌آمیز با آﻣﻮزش ﺷﯿﻮه آن از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ‌ﻫﺎی راﯾﺎﻧﻪ‌ای و ﻣﺨﺎبراتی» در «اغتشاشات دوره‌های گذشته» ذکر شده است. این در حالی است که آقای محمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هر دو در زندان و در حال سپری کردن احکام حبس پیشین خود بوده است.

احکام صادره در خصوص اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» ظرف ۲۰ روز و در خصوص اتهام «اقدام رسانه‌ای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ، قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است.

آقای محمدی پیشتر در تاریخ ۱۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت و شماری از لوازم شخصی او و خانواده‌اش ضبط شد. او سپس در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ ابتدا با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد تومان موقتا از زندان آزاد شد. اگرچه به فاصله‌ای کوتاه با درخواست چهار میلیارد تومان دیگر از خانواده، مجموع وثیقه به مبلغ پنج میلیارد تومان رسید.

آقای محمدی، پیشتر نیز به‌واسطه باورهای دینی خود سابقهٔ محکومیت داشته است.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊7💔63
Forwarded from گفت‌وشنود
تزوتان تودوروف
چگونه رنج دیگری را به بنیان هم‌زیستی بدل کنیم؟

تزوتان تودوروف (۱۹۳۹–۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانه‌شناس و تاریخ‌دان برجسته بلغاری-فرانسوی، یکی از متعالی‌ترین صداهای انسانی در حوزه نقد فرهنگی و اخلاق حافظه است. او که سال‌ها تحت تاثیر جو خفقان‌آور کمونیسم در بلغارستان زیسته بود و بعدها در فرانسه به یکی از برجسته‌ترین روشنفکران تبدیل شد، آثار عمیقی درباره استبداد، فجایع قرن بیستم و چگونگی مواجهه با «دیگری» نگاشت. تودوروف نشان داد که چگونه فرهنگ و ادبیات می‌توانند ابزاری برای نجات انسانیت در تاریک‌ترین دوران‌ها باشند.

▪️نظریه تفاهم بین‌فرهنگی؛ پذیرش از طریق روایت دیگری

از دیدگاه تودوروف، رواداری و پذیرش تنها یک مدارای قانونی نیست، بلکه یک «تعهد اخلاقی» به رسمیت شناختن غیریت است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این هم‌زیستی مطرح می‌کند:


▪️تفاهم بین‌فرهنگی (Cross-Cultural Understanding)

تودوروف معتقد است هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند فرهنگ یا ارزش‌هایش معیار مطلقِ حقیقت است. پذیرش دیگری یعنی تواناییِ خارج شدن از خودشیفتگی فرهنگی و تلاش برای دیدن جهان از چشم «دیگری». او رواداری را سفری فکری و عاطفی می‌داند که در آن ما با فرهنگ‌های بیگانه گفتگو می‌کنیم تا ابعاد ناشناخته‌ی انسان بودن را کشف کنیم.

▪️اخلاق حافظه و سوگواری

تودوروف در بررسی تاریخ استبداد و استعمار بر مفهوم «حافظه» تاکید می‌کند. او هشدار می‌دهد که استفاده‌ ابزاری از فجایع گذشته برای ایجاد نفرت جدید، جامعه را نابود می‌کند. پذیرش در نگاه او یعنی توانایی «به یاد آوردن رنج دیگران» (حتی دشمنان یا بیگانگان) و تبدیل آن به خشتی برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز. یادآوری رنج، قطب‌نمای اخلاقی رواداری است.

▪️نقد بربریت درونی

تودوروف با مطالعه توتالیتاریسم دریافت که بربریت مختص جوامع بدوی نیست، بلکه در دل مدرنیته و تمدن پیشرفته‌ غربی نیز سر برمی‌آورد. پذیرش دیگری یعنی شناخت این خطر که اگر ما به نام ارزش‌های خود، انسانیت دیگری را انکار کنیم، به همان بربریت مدرن دچار شده‌ایم. رواداری یعنی مقاومت در برابر این وسوسه که خود را حق مطلق و دیگری را باطل مطلق بدانیم.

پذیرش در اندیشه‌ تودوروف، یعنی تمرین مداوم «انسان‌گرایی انتقادی». او معتقد است که ما در مواجهه با دیگری، همواره در حال بازتعریف خودمان هستیم. جامعه‌ روادار از منظر تودوروف، جامعه‌ای است که در آن حافظه‌ تاریخی مانع از تکرار خشونت می‌شود و افراد می‌آموزند که تفاوت‌ها، تهدیدی برای بقا نیستند، بلکه دعوتی هستند برای فهم عمیق‌تر جهان مشترک انسانی.

#اخلاق #انسانگرایی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
10👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی، نظام‌های ایدئولوژیک و مذهبی تمامیت‌خواه، برای تداوم سلطه و تثبیت گفتمان خود، به ابزاری بنیادین نیاز دارند؛ «جزم‌اندیشی» (Dogmatism) در این ساختارها نه یک پدیده اتفاقی، بلکه یک «مهندسی معکوس آگاهی» برای تحقق کنترل اجتماعی است.
این نظام‌ها با اتکا به دو بازوی اجرایی، جهان‌بینی شهروندان را محدود می‌کنند:

۱. ایدئولوژیک‌سازی سیستم آموزشی:
در این نظام‌ها، آموزش از «تولید دانش انتقادی» به «بازتولید باورهای رسمی» تغییر کارکرد می‌دهد. با حذف تفکر نقادانه و جایگزینی آن با حافظه‌محوری ایدئولوژیک، نظام تلاش می‌کند ذهن پرسشگر را از دوران کودکی به یک «پذیرنده منفعل» تبدیل کند. این روند باعث می‌شود «شک علمی» به‌عنوان یک ناهنجاری اخلاقی یا امنیتی بازتعریف شود.

۲. تبلیغات غیرمستقیم و بدعت‌گذاری:
تبلیغات دینی در این جوامع فراتر از دعوت به ایمان، ابزاری برای تنظیم رفتار اجتماعی است. ترویج روایات خاص از دین (که عموما با بدعت‌گذاری همراه است تا با نیازهای سیاسی روز هماهنگ شود)، فضایی ایجاد می‌کند که در آن «اطاعت» به‌عنوان «فضیلت» و «تامل» به‌عنوان «انحراف» تلقی می‌گردد. این «مهندسی هنجارها» باعث می‌شود که جامعه به‌صورت خودکار، مخالفان ایدئولوژی حاکم را طرد کند.

هدف مشخص است؛ مهندسی کنترل اجتماعی. نتیجه این جزم‌اندیشیِ سیستماتیک، «اتمیزه کردن» جامعه است. وقتی شهروندان قدرتِ تحلیل فراتر از چارچوب‌های دیکته‌شده را از دست می‌دهند، توانایی سازمان‌دهی برای تغییر و کنش جمعی نیز کاهش می‌یابد. در واقع، این حکومت‌ها با جزم‌اندیشی، «زمینه فکریِ نافرمانی» را در نطفه خفه می‌کنند تا ثبات ساختار قدرت حفظ شود.

وظیفه شهروند در چنین ساختاری مقاومت در برابر جزم‌گرای است؛ در برابر این تکنیک کنترل حکومتی، «آزاداندیشی» صرفا یک امر ذهنی نیست، بلکه یک «کنش سیاسی-اجتماعی» است. آزاداندیشی در اینجا به معنای بازگشت به «عقلانیت انتقادی» است. وظیفه شهروند آزاداندیش عبارت است از:
تطبیق فکت‌ها با روایت‌های رسمی: به چالش کشیدن داده‌های ایدئولوژیک و جستجوی حقیقت در منابع مستقل.
ترویج شک روش‌مند: آموزش گفتگو به جای تقابل احساسی و تشویق دیگران به پرسشگری.
مقاومت در برابر برساخت‌های کاذب: رد بدعت‌های مذهبی که برای سرکوب حقوق شهروندی به کار می‌روند.

آزاداندیشی در تقابل با جزم‌اندیشی، نه تنها راهی برای رشد فردی، بلکه تنها مسیر خروج از چنبره کنترل اجتماعی و بازپس‌گیریِ عاملیت انسانی است. جامعه‌ای که آزاد می‌اندیشد، به سادگی به بند جزمیت‌های ساختگی درنمی‌آید.

#تفکر_نقاد #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
7👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
بی‌چرایی
بازتولید سکوت ساختاری و فرسایش تفکر انتقادی

در تحلیل جامعه‌شناختی امروز ایران، مفهوم «ملت بی‌چرا» نه یک صفت اخلاقی، بلکه وضعیتی ساختاری است که از تلاقیِ پیشینه‌ استبداد تاریخی، فرهنگ اقتدارگرا و نظام‌های آموزشی حافظه‌محور حاصل شده است. در ایران، «بی‌چرا بودن» به مثابه مکانیسمی برای بقا عمل می‌کند؛ جایی که پرسشگری نه به عنوان کنشی شناختی، بلکه به مثابه تهدیدی برای امنیت فردی تلقی می‌شود.

فکت‌های موجود در تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که هرگاه ساختار قدرت از پاسخگویی گریخته، مکانیزم‌های «نقد درون‌ساختاری» به سرعت سرکوب شده‌اند.
جامعه‌ای که در آن نهادهای واسط (مانند احزاب، سندیکاها و رسانه‌های آزاد) تضعیف شوند، به ناچار به سمت «توده‌وار شدن» پیش می‌رود. در چنین فضای اتمیزه شده‌ای، «بی‌چرا بودن» تنها به معنای پذیرش تحمیلی وضع موجود نیست، بلکه نتیجه‌ فقدان بستر امن برای «نقد» است.

مطالعات علوم سیاسی نیز نشان می‌دهد که در ایران، انحصار در تولید حقیقت توسط مراکز قدرت، جایگاه «پرسش» را به «خط قرمز» تبدیل کرده است. وقتی تفکر انتقادی در سطح کلان تصمیم‌گیری جای خود را به «ایدئولوژی‌های تغییرناپذیر» می‌دهد، بدنه جامعه هم برای پرهیز از هزینه‌های پرشمار پرسشگری، دچار نوعی «انفعال استراتژیک» می‌شود. این انفعال، منجر به شکل‌گیری پدیده‌ای می‌شود که در آن، شکاف عمیقی میان «ساحت خصوصی نقد» و «ساحت عمومی اطاعت» به وجود می‌آید.

تداومِ این وضعیت، فرآیند فرسایشِ سرمایه اجتماعی را تسریع کرده است. در غیاب پرسش‌های بنیادین، افکار عمومی به سمت سطحی‌نگری و پذیرشِ بی‌تردید روایت‌هایی خالی از حقیقت حرکت می‌کند. پیامدِ این «بی‌چرا بودن»، نه تنها توقف توسعه سیاسی، بلکه اضمحلال ظرفیت‌های عقلانی برای مواجهه با بحران‌های روزمره است. در ایران امروز، سکوت ناشی از «بی‌چرا بودن»، نه لزوما نشانه رضایت، که بازتابی از انباشت فشارهای ساختاری است که هرگونه فضایِ «چرا گفتن» را به مثابه تزلزل ثباتِ خود می‌انگارد. این وضعیت، جامعه‌ای را بازتولید می‌کند که در آن پرسشگری پیش از آنکه بیان شود، در گلوگاه محافظه‌کاری جمعی خفه می‌شود.

#تفکر_نقاد #جزم_اندیشی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
6👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فتوای محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران: به بی‌حجاب‌ها حمله کنید؛ حکم آن‌ها مرگ است!

محمدباقر خرازی، دبیر‌کل حزب‌الله ایران‌ که انتشار نطق‌های پرحاشیه‌اش طی روزهای اخیر خبرساز شده، در یک اظهارنظر جدید حکم کشتن بی‌حجاب‌ها را صادر کرد!

سید محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران، در ویدئویی جنجالی منتشره در شبکه‌های اجتماعی، فتوایی صادر کرد که بر اساس آن مدعی شد حکم برخورد با زنان بی‌حجاب در مرحله نخست «تضریب» (ضرب و شتم) و در صورت پافشاری آنان، «قتل» است. او در این اظهارات همچنین دولت وقت ایران را «دولت شیطانی» خواند و پیشنهاد کرد گروهی ۵۰ هزار نفری برای برخورد با بی‌حجابان در تهران به خیابان‌ها بیایند.

وی پیش از این نیز در اظهار نظری جنجالی دیگر، ساخت بمب اتم و شلیک آن در اقیانوس اطلس برای ایجاد سونامی و رسیدن موج آن به سواحل آمریکا را راه نجات کشور دانسته بود.

#حجاب_اجباری #فتوا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14🕊31
Forwarded from گفت‌وشنود
انتقاد محمد سروش محلاتی، فقیه و پژوهشگر دینی، به احکام اعدام معترضان: وقتی مسیر اعتراض مسالمت‌آمیز بسته است، مجازات حداکثری موضوعیت ندارد

کانال تلگرامی روزنامه «هم‌میهن» با انتشار تصویری از یک نامه، واکنش «محمد سروش محلاتی»، از پژوهشگران دینی و فقهای شیعه ساکن ایران، را رسانه‌ای کرد که در آن نسبت به صدور احکام اعدام برای معترضان حوادث دی‌ماه هشدار داده شده است.

این چهره دینی در بخشی از دست‌نوشته خود صراحتا تاکید کرده است که در خصوص اجرای حکم اعدام، حتی درباره آن دسته از معترضان که رویکرد خشونت‌طلبانه داشته‌اند نیز باید تامل و بازنگری جدی صورت گیرد.

او همچنین در فراز دیگری از این نامه، سیاست‌های حاکمیتی در سرکوب اعتراضات را به چالش کشیده و استدلال کرده است: در شرایطی که بستر و امکان ابراز اعتراض به‌صورت مسالمت‌آمیز وجود ندارد، نمی‌توان معترضان خشن را به جرم اعتراض مستحق اعمال مجازات‌های حداکثری دانست.

#محمد_سروش_محلاتی #فقیه #نه_به_اعدام #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍10🕊5
Forwarded from گفت‌وشنود
🔶باروخ اسپینوزا تنها یک فیلسوف در میانه کتاب‌های غبارگرفته نیست، او یک «شورشی آرام» علیه زنجیرهای ذهنی بشریت بود. در جهانی که جزم‌اندیشی (Dogmatism) با تکیه بر ارعاب و خرافه، حقیقت را در انحصار خود می‌پنداشت، اسپینوزا با تیغ عقل، پیوند میان «دین نهادینه» و «قدرت سیاسی» را کالبدشکافی کرد. در ادامه به بررسی اهمیت میراث او در نبرد با انسداد فکری می‌پردازدیم.

🔶جزم‌اندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزم‌اندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظام‌های جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر توده‌ها استفاده می‌کنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسان‌ها به «بندگیِ داوطلبانه» تن می‌دهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» می‌بوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطه‌های مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.

🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیده‌ای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمی‌شود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورت‌های هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بی‌ثباتی می‌دانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی می‌برد.

🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزم‌اندیشی شاید بتواند زبان‌ها را ببندد، اما هرگز نمی‌تواند بر ذهن‌های بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری می‌کند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعه‌ای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍146👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
همبستگی با وجود تفاوت؛ تنها راه عبور از استبداد

هانا آرنت، نظریه‌پرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسان‌ها شرط اساسی سلطه‌ تمامیت‌خواه است». از نظر او، رژیم‌های توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمی‌آورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفت‌وگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بی‌ارتباط تبدیل می‌کنند. این انزوا، هرچند در کوتاه‌مدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر می‌شود.

در ایران امروز، یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت، قطبی‌سازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطن‌پرست در برابر وطن‌فروش. این دوگانه‌ها، همان‌طور که آرنت هشدار می‌دهد، پیوندهای انسانی را تخریب می‌کنند و جامعه را از درون فرسوده می‌سازند. نتیجه این می‌شود که به‌جای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.

میشل فوکو نیز نشان می‌دهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمی‌شود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید می‌شود. یعنی وقتی بی‌اعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار می‌کنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار می‌گیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید می‌کند: فضایی که در آن گفت‌وگوی آزاد و عقلانی شکل می‌گیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمع‌های کوچک آغاز می‌شود دوستان، خانواده، حلقه‌های محدود، اما می‌تواند به تدریج اعتماد از دست‌رفته را بازسازی کند.

همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفت‌وگو و حداقلی از اعتماد، حتی گسترده‌ترین نارضایتی‌ها نیز به کنش موثر تبدیل نمی‌شوند.

آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف می‌کند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.

#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍76💯6👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
مبارک بالا
از برگشت از اسلام تا تهمت دیوانگی و اتهامات سیاسی

در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریه‌ای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود.
مبارک در فضای مذهبی محافظه‌کار، متولد شد و از خانواده‌ای برخاسته بود که نسل‌هایی از روحانیان مسلمان در آن حضور داشتند. اما او بعدها اعلام کرد به‌تدریج ایمان خود به اسلام را از دست داده و به بی‌خدایی رسیده است.

برچسب دیوانگی
ترفندی برای نجات یا مجازات؟

خانواده مبارک بالا پس از اعلام بی‌دینی‌اش، او را به اجبار در بیمارستان روانی بستری کردند. این اقدام میان سه احتمال تلخ معلق بود: مجازات و ایجاد ترس، ابراز انکارِ خروج از دین با انگ جنون، یا راهکاری نهایی برای نجات جان او از دست مسلمانان خشمگینی که مرتد را مستحق مرگ می‌دانستند. او در آنجا تحت فشار و دارودرمانی اجباری قرار گرفت.

زندان کانو و فرمول ارعاب جمعی

پست‌های فیس‌بوکی، بالا را به اتهام توهین به اسلام روانه بازداشت‌های طولانی‌مدت و در نهایت ۲۴ سال زندان در ایالت کانو کرد. این محکومیت سنگین هدف بزرگ‌تری داشت: ایجاد
هراس و خودسانسوری عمومی. با محاکمه او، جنبش انسان‌گرایان در شمال نیجریه به زیرزمین کشیده شد تا ثبات مذهبی با اهرم ترس حفظ شود.

آزادی مذهبی
حق باور نداشتن چیست؟

سرنوشت مبارک بالا این پرسش کلیدی را مطرح می‌کند که آیا آزادی مذهبی شامل «حق بی‌دین بودن» هم می‌شود؟ تجربیات مشابه در نیجریه و ایران نشان می‌دهد که خروج از دین حاکم با اتهاماتی چون انحراف، تهدید امنیتی و تبعید اجباری پاسخ داده می‌شود؛ هزینه‌ای سنگین که هویت، امنیت و وطن افراد را به تاراج می‌برد.


سایه سنگین بوکوحرام و خشونت ساختاری

داستان بالا در بستر کشوری رخ می‌دهد که تنوع مذهبی‌اش با خشونت گروه‌های افراطی مانند بوکوحرام (به معنای حرام بودن آموزش غربی) گره خورده است. در شمال نیجریه، تعصبات مذهبی همراه با ضعف حکمرانی، نه تنها دگراندیشان را با خطر مرگ روبرو می‌کند، بلکه همزیستی مسالمت‌آمیز میان پیروان ادیان مختلف را نیز نابود ساخته است.

متن کامل این روایت را در وبسایت گفت‌و شنود بخوانید

https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/

#خداناباوری #آتئیسم #ارتداد #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔21
Forwarded from گفت‌وشنود
تحول در معناخواهی
جستجوی معنویت در بستر تغییرات اجتماعی

بررسی تاریخ جوامع بشری نشان می‌دهد که نیاز به معنا و تمسک به معنویت، از عناصر پایداری بوده است که در طول زمان‌های مختلف همواره حضور داشته و متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی هر عصر بازتعریف شده است. انسان در هیچ دوره‌ای از تاریخ نسبت به پرسش‌های بنیادی وجودی بی‌تفاوت نبوده، بلکه پیوسته کوشیده است تا الگویی برای درک هستی و جایگاه خود در آن بیابد.

از منظر جامعه‌شناختی، پدیدار شدن جریانات نوظهور معنوی در جهان معاصر را می‌توان در راستای همین دگرگونی‌های ساختاری و جامعه‌شناختی تحلیل کرد. با دگرگون شدن نهادها، روابط اجتماعی و الگوهای زیست در عصر جدید، شیوه‌های رویکرد انسان به امر معنوی نیز دستخوش تغییر شده است. دیوید تیسی (David Tacey)، پژوهشگر روانشناسی و مطالعات دینی، این وضعیت را نوعی «انقلاب معنوی» در بستر فرهنگ معاصر می‌داند؛ رویکردی که نشان می‌دهد تغییر در الگوهای معنوی، برآمده از پویایی‌های روانی و اجتماعی جدید است.

در این نگاه، معنویت‌گرایی معاصر الزاما نفی سنت‌های گذشته یا بازگشت مستقیم به آن‌ها نیست، بلکه بازتاب نوعی پویایی فرهنگی است که طی آن، افراد در پی تجربه‌ای از معنویت هستند که با ویژگی‌های دنیای امروز همخوانی داشته باشد. همان‌طور که تیسی اشاره می‌کند، این جریان در تلاش است تجربه‌ای معنوی شکل دهد که هم‌زمان ابعاد فردی و جمعی و نیز پیوندهای تاریخی و امروزی را در بر گیرد.

در مجموع، تحلیل جامعه‌شناختی معنویت‌های نوظهور نشان می‌دهد که جامعه معاصر با انکار معنویت روبرو نیست، بلکه شاهد تغییر شکل و تغییر بازنمایی آن در ساختارهای نوین اجتماعی است. تمایل انسان به معناخواهی، امری سیال و متناسب با زمانه است که در هر دوره تاریخی، قالبی نو برای تجلی می‌یابد.

#دین #معنا #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
Forwarded from گفت‌وشنود
تسلیمه نسرین (Taslima Nasrin)، متولد ۱۹۶۲ در بنگلادش، پزشک، نویسنده، شاعر و فعال حقوق بشر است. او پس از سال‌ها کار بالینی و مشاهده آسیب‌های ناشی از خشونت علیه زنان، طبابت را رها کرد و به قلم‌زدن در دفاع از حقوق زنان، سکولاریسم و آزادی بیان روی آورد. 
نوشته‌ها و رمان‌های صریح او، از جمله رمان معروف «شر‌م» (Lajja) در نقد بنیادگرایی مذهبی و تبعیض علیه اقلیت‌ها موجب خشم افراط‌گرایان و صدور فتوا علیه او شد. این فشارها نسرین را از سال ۱۹۹۴ مجبور به زندگی در تبعید اجباری (عمدتاً در اروپا و هند) کرد.
او خود را انسان‌گرایی سکولار می‌داند و باور دارد نقد ادیان و سنت‌های مردسالار، شرط لازم برای تحقق برابری جنسیتی است. نسرین جوایز بین‌المللی معتبری چون جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه (۱۹۹۴)، جایزه PEN سوئد (۱۹۹۴) و جایزه سیمون دوبووار (۲۰۰۸) را به پاس شجاعت در دفاع از حقوق بشر دریافت کرده است.

درباره او بیشتر در وبسایت توانا بخوانید
https://tavaana.org/taslima_nasrin/

#تسلیمه_نسرین #انسانگرایی #اومانیسم #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊6