🗣👤
چو دزدیده نخواهی دانهی خویش
مَهِل بیگانه را در خانهی خویش
چنان گو راز خود با بهترین دوست
که پنداری که دشمنتر کسی اوست
#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
چو دزدیده نخواهی دانهی خویش
مَهِل بیگانه را در خانهی خویش
چنان گو راز خود با بهترین دوست
که پنداری که دشمنتر کسی اوست
#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅سخن روز
🔸به فارسی
عِمران خان نخست وزیر پاکستان:
اگر بریتانیاییها حوالی سال ۱۸۰۰ به هند نمیآمدند الان مترجم نیاز نبود چون همه ما قبلا فارسی صحبت میکردیم و زبان قضایی هند برای ۶۰۰ سال فارسی بود.
🔸به پارسی
«اِمرانخان» نخستویچیر پاکستان:
اگر بریتانیاییها دور و بر سال ۱۸۰۰ به هند نمیآمدند اکنون به تَرزَبان نیاز نبود چون همهی ما پیشتر پارسی سخن میگفتیم و زبان دادگزاریِ هند برای ۶۰۰ سال پارسی بود.
#برگردان_به_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅سخن روز
🔸به فارسی
عِمران خان نخست وزیر پاکستان:
اگر بریتانیاییها حوالی سال ۱۸۰۰ به هند نمیآمدند الان مترجم نیاز نبود چون همه ما قبلا فارسی صحبت میکردیم و زبان قضایی هند برای ۶۰۰ سال فارسی بود.
🔸به پارسی
«اِمرانخان» نخستویچیر پاکستان:
اگر بریتانیاییها دور و بر سال ۱۸۰۰ به هند نمیآمدند اکنون به تَرزَبان نیاز نبود چون همهی ما پیشتر پارسی سخن میگفتیم و زبان دادگزاریِ هند برای ۶۰۰ سال پارسی بود.
#برگردان_به_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
🇮🇷 @AdabSar
با درود؛
در این روزها که تندآبهی فرهنگهای بیگانه بهسوی سرزمینمان سرازیر شده، تنها یک جنبش همگانی برای پاسداری از زبان و فرهنگ پارسی و پالایش آن از تازش بیگانه میتواند به این نابسامانی پایان دهد.
در سرای «ادبسار» كوشيدهايم برای واژگان بيگانه، برابرهای پارسى آنها را بنمايانيم تا پارسىگويان بتوانند در گفتار و نوشتار روزانهی خود، از آن بهره گيرند.
همچنین امید داریم با نگاه پژوهشی به فرهنگ نژاده و نوین ایرانی در زمینههای جشنها و آیینهای کهن و فراموش شدهی ایرانی و پارسیسرودگان، گامی هرچند کوچک در شناساندن و والایش فرهنگ ایرانی برداشته باشیم.
شما نیز میتوانید برای پاسداری از فرهنگ ایرانی و زبان پارسی، همدوش با دیگر فرزانگان و با برانگیختن دیگران برای پیوستن به سرای «ادبسار»، درفش والای فرهنگ و ادب ایران را به دوش بگیرید.
🔻برای آشنایی با جایگزینِ پارسیِ واژگانِ بیگانه برچسب(هشتگ) #پارسی_پاک
🔺برای آشنایی با جشنهای کهن ایرانی برچسب #جشن_های_ایرانی و #فرهنگ_ایران
🔻برای خواندن سرهسرودگان برچسب #چکامه_پارسی
🔺برای خواندن یادداشتهای پارسی سره برچسب #پیام_پارسی
🔻برای آشنایی با برخی از نامهای ایرانی برچسب #نام_دخترانه_ایرانی و #نام_پسرانه_ایرانی
🔺برای خواندن نوشتارهای برگردان شده به پارسی برچسب #برگردان_به_پارسی را دنبال کنید.
🔻همچنین دیدگاه بزرگان پارسیگرا را با برچسب نامشان بجویید. برای نمونه: #میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar
با درود؛
در این روزها که تندآبهی فرهنگهای بیگانه بهسوی سرزمینمان سرازیر شده، تنها یک جنبش همگانی برای پاسداری از زبان و فرهنگ پارسی و پالایش آن از تازش بیگانه میتواند به این نابسامانی پایان دهد.
در سرای «ادبسار» كوشيدهايم برای واژگان بيگانه، برابرهای پارسى آنها را بنمايانيم تا پارسىگويان بتوانند در گفتار و نوشتار روزانهی خود، از آن بهره گيرند.
همچنین امید داریم با نگاه پژوهشی به فرهنگ نژاده و نوین ایرانی در زمینههای جشنها و آیینهای کهن و فراموش شدهی ایرانی و پارسیسرودگان، گامی هرچند کوچک در شناساندن و والایش فرهنگ ایرانی برداشته باشیم.
شما نیز میتوانید برای پاسداری از فرهنگ ایرانی و زبان پارسی، همدوش با دیگر فرزانگان و با برانگیختن دیگران برای پیوستن به سرای «ادبسار»، درفش والای فرهنگ و ادب ایران را به دوش بگیرید.
🔻برای آشنایی با جایگزینِ پارسیِ واژگانِ بیگانه برچسب(هشتگ) #پارسی_پاک
🔺برای آشنایی با جشنهای کهن ایرانی برچسب #جشن_های_ایرانی و #فرهنگ_ایران
🔻برای خواندن سرهسرودگان برچسب #چکامه_پارسی
🔺برای خواندن یادداشتهای پارسی سره برچسب #پیام_پارسی
🔻برای آشنایی با برخی از نامهای ایرانی برچسب #نام_دخترانه_ایرانی و #نام_پسرانه_ایرانی
🔺برای خواندن نوشتارهای برگردان شده به پارسی برچسب #برگردان_به_پارسی را دنبال کنید.
🔻همچنین دیدگاه بزرگان پارسیگرا را با برچسب نامشان بجویید. برای نمونه: #میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar
@AdabSar
قطعِ قلم به قیمت نان میکنی رفیق؟
این خط و این نشان که زیان میکنی رفیق
گیرم در این میانه به جایی رسیدهای
گیرم که زود دَکّه دُکان میکنی رفیق
روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد
حیرت ز کار و بار جهان میکنی رفیق
تیر و کمان چو دست تو افتاد هوش دار
سیب است یا سَر است نشان میکنی رفیق
کفارهاش ز گندم عالَم فزونتر است
از عمر آنچه خدمت خان میکنی رفیق
خود بستمش به سنگ لحد، مُرده توش نیست
گوری که گریه بر سر آن میکنی رفیق
گفتی: «گمان کنم که درست است راه من»
داری گمان چو گمشدگان میکنی رفیق
فردا که آفتاب حقیقت برون زند
سَر در کدام برف نهان میکنی رفیق؟
#حسین_جنتی
@AdabSar
قطعِ قلم به قیمت نان میکنی رفیق؟
این خط و این نشان که زیان میکنی رفیق
گیرم در این میانه به جایی رسیدهای
گیرم که زود دَکّه دُکان میکنی رفیق
روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد
حیرت ز کار و بار جهان میکنی رفیق
تیر و کمان چو دست تو افتاد هوش دار
سیب است یا سَر است نشان میکنی رفیق
کفارهاش ز گندم عالَم فزونتر است
از عمر آنچه خدمت خان میکنی رفیق
خود بستمش به سنگ لحد، مُرده توش نیست
گوری که گریه بر سر آن میکنی رفیق
گفتی: «گمان کنم که درست است راه من»
داری گمان چو گمشدگان میکنی رفیق
فردا که آفتاب حقیقت برون زند
سَر در کدام برف نهان میکنی رفیق؟
#حسین_جنتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
گفتم مستی گفت که آری بهخدا
گفتم مگذار گفت که بگذار مرا
گفتم بازا گفت که از من بازا
گفتم رفتم گفت دگر باز میا
#کمال_خجندی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
گفتم مستی گفت که آری بهخدا
گفتم مگذار گفت که بگذار مرا
گفتم بازا گفت که از من بازا
گفتم رفتم گفت دگر باز میا
#کمال_خجندی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
گفتم که چه ریزد ز لبت گفت که قند
گفتم که چه خیزدت ز مو گفت کمند
گفتم که بفرما سخنی گفت خموش
گفتم به شکرخنده دَرا گفت مخند
#کمال_خجندی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
گفتم که چه ریزد ز لبت گفت که قند
گفتم که چه خیزدت ز مو گفت کمند
گفتم که بفرما سخنی گفت خموش
گفتم به شکرخنده دَرا گفت مخند
#کمال_خجندی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌱🌧 @AdabSar
🌻 آشنایی با جشنهای ایرانی
جشن اردیبهشتگان
🌻 "جشن اردیبهشتگان" یا "گلستانْجشن" دومین جشن باستانی اردیبهشتماه بود که در اردیبهشتروز برابر با سوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد. اردیبهشتگان یکی از جشنهای آتش* در ایران بود.
اَردیبهشت از واژهی اوستایی "اَشاوَهیشتا" گرفته شده و به چم(معنی) پاکی است.
☀️ آنچه اهورامزدا با اندیشهی نیک(امشاسپند بهمن یا وهومنه) آفریده با امشاسپند راستی(اردیبهشت) دنبال میشود و راستی دومین ویژگی از ویژگیهای نیک هفتگانه* و در راستای اندیشه، گفتار و کردار نیک است. از اینرو اردیبهشتگان جشن نیکمنشی(اخلاق) نیز شمرده میشد.
🌷 ماه اردیبهشت اوگ(اوج) شکوه و زیبایی بهار است و در این هنگام از سال در ستایش زیباییهای بهار جشنی به نام اردیبهشتگان برگزار میشود. از اینرو اردیبهشتگان جشنی در پیوند با پاسداشت زیستبوم(محیط زیست) در ایران است. اکنون نیز در این ماه در کشورهای فراوانی جشن گل و سرسبزی برگزار میشود.
🔥 اردیبهشت در مانَک(معنی) ستایشگر راستی و پاکی در برابر ناراستی میایستد و نمایندهی راستی، این رَستَک(قانون) ایزدی در جهان است. این جشن دارای انگارهی ماتکیک(مادی) آتش است و آتش فروغی خداداده است که به زندگی گرما و روشنی میبخشد و در پرتو آن میتوان راست و دروغ را بازشناخت. بر پایهی باورهای کهن امشاسپند اردیبهشت بیماریها را نیز از میان میبرد و نگهبان گیاهان روی زمین بود.
🏳 ایرانیان باستان در این روز پوشاک سپید که نشانهی پاکیست بر تن میکردند و به نیایش اهورامزدا میپرداختند. این روز روزِ دیدار و ارجدانی پادشاه از هنرمندان، ادبوران، دانشمندان و دیگر بزرگان اندیشه بود.
🌸 گل "مرزنگوش" نماد جشن اردیبهشتگان است. گل و گیاه در فرهنگ ما جایگاه ویژهای دارد و برای هر یک از ماههای سال گلی ویژه است. هر یک از گلها نماد یکی از ویژگیهای برجسته همچون آزادگی، راستی، اندیشهی نیک، بردباری، فروتنی، مهرورزی، خویشتنداری، پایداری و... است. ابوریحان بیرونی نوشته است که مرزنگوش در زمان انوشیروان ساسانی از روم به ایران آمد و برای همانندی برگهایش به گوش موش، انوشیروان آن را مرزنگوش نامید. به نوشتهی ابوریحان، "ارجانی" پزشک زرتشتی این گل را برای گوشدرد و سردرد سودمند میدانست.
فَرتور(عکس) این گل به پیام پیوست شده است.
🌺 "ابوریحان بیرونی" در "آثار الباقیه" دربارهی اردیبهشتگان نوشته است:
«اردیبهشت ماه روز سوم آن اردیبهشت است و آن عیدی است که اردیبهشتگان نام دارد برای آنکه هر دو نام با هم متفق شدهاند و معنای این نام آن است(راستی بهتر است) و برخی گفتهاند که انتهای خیر است و اردیبهشت ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده که نیز علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را از کذب ظاهر کند و محق را از مبطل به سوگندهایی که گفتهاند و در اوست مبین است تمیز دهد.»
✍ #پریسا_امام_وردی
goo.gl/yaejJm
__________
📝 پینوشت*
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و چهارشنبهسوری، جشنهای آتش بودند.
۲- نیکهای هفتگانه: روان نیکوکار(اورمزد یا اهورامزدا)، اندیشهی نیک(بهمن)، راستی(اردیبهشت)، شهریار دادگر(شهریور)، سپندارمذ(پاکی و یکرنگی)، آرَستگی(خرداد) و بیمرگی(امرداد)
آرستگی= کمال
__________
📚 برگرفته از:
۱- گل مرزنگوش، نماد اَردیبهشت و جشن اَردیبهشتگان #شاهین_سپنتا
۲- گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان #ذبیح_الله_صفا
۳- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
#جشن_های_ایرانی #اردیبهشتگان
🌾☀️ @AdabSar
🌻 آشنایی با جشنهای ایرانی
جشن اردیبهشتگان
🌻 "جشن اردیبهشتگان" یا "گلستانْجشن" دومین جشن باستانی اردیبهشتماه بود که در اردیبهشتروز برابر با سوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد. اردیبهشتگان یکی از جشنهای آتش* در ایران بود.
اَردیبهشت از واژهی اوستایی "اَشاوَهیشتا" گرفته شده و به چم(معنی) پاکی است.
☀️ آنچه اهورامزدا با اندیشهی نیک(امشاسپند بهمن یا وهومنه) آفریده با امشاسپند راستی(اردیبهشت) دنبال میشود و راستی دومین ویژگی از ویژگیهای نیک هفتگانه* و در راستای اندیشه، گفتار و کردار نیک است. از اینرو اردیبهشتگان جشن نیکمنشی(اخلاق) نیز شمرده میشد.
🌷 ماه اردیبهشت اوگ(اوج) شکوه و زیبایی بهار است و در این هنگام از سال در ستایش زیباییهای بهار جشنی به نام اردیبهشتگان برگزار میشود. از اینرو اردیبهشتگان جشنی در پیوند با پاسداشت زیستبوم(محیط زیست) در ایران است. اکنون نیز در این ماه در کشورهای فراوانی جشن گل و سرسبزی برگزار میشود.
🔥 اردیبهشت در مانَک(معنی) ستایشگر راستی و پاکی در برابر ناراستی میایستد و نمایندهی راستی، این رَستَک(قانون) ایزدی در جهان است. این جشن دارای انگارهی ماتکیک(مادی) آتش است و آتش فروغی خداداده است که به زندگی گرما و روشنی میبخشد و در پرتو آن میتوان راست و دروغ را بازشناخت. بر پایهی باورهای کهن امشاسپند اردیبهشت بیماریها را نیز از میان میبرد و نگهبان گیاهان روی زمین بود.
🏳 ایرانیان باستان در این روز پوشاک سپید که نشانهی پاکیست بر تن میکردند و به نیایش اهورامزدا میپرداختند. این روز روزِ دیدار و ارجدانی پادشاه از هنرمندان، ادبوران، دانشمندان و دیگر بزرگان اندیشه بود.
🌸 گل "مرزنگوش" نماد جشن اردیبهشتگان است. گل و گیاه در فرهنگ ما جایگاه ویژهای دارد و برای هر یک از ماههای سال گلی ویژه است. هر یک از گلها نماد یکی از ویژگیهای برجسته همچون آزادگی، راستی، اندیشهی نیک، بردباری، فروتنی، مهرورزی، خویشتنداری، پایداری و... است. ابوریحان بیرونی نوشته است که مرزنگوش در زمان انوشیروان ساسانی از روم به ایران آمد و برای همانندی برگهایش به گوش موش، انوشیروان آن را مرزنگوش نامید. به نوشتهی ابوریحان، "ارجانی" پزشک زرتشتی این گل را برای گوشدرد و سردرد سودمند میدانست.
فَرتور(عکس) این گل به پیام پیوست شده است.
🌺 "ابوریحان بیرونی" در "آثار الباقیه" دربارهی اردیبهشتگان نوشته است:
«اردیبهشت ماه روز سوم آن اردیبهشت است و آن عیدی است که اردیبهشتگان نام دارد برای آنکه هر دو نام با هم متفق شدهاند و معنای این نام آن است(راستی بهتر است) و برخی گفتهاند که انتهای خیر است و اردیبهشت ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده که نیز علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را از کذب ظاهر کند و محق را از مبطل به سوگندهایی که گفتهاند و در اوست مبین است تمیز دهد.»
✍ #پریسا_امام_وردی
goo.gl/yaejJm
__________
📝 پینوشت*
۱- در میان جشنهای پرشمار ایران، جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و چهارشنبهسوری، جشنهای آتش بودند.
۲- نیکهای هفتگانه: روان نیکوکار(اورمزد یا اهورامزدا)، اندیشهی نیک(بهمن)، راستی(اردیبهشت)، شهریار دادگر(شهریور)، سپندارمذ(پاکی و یکرنگی)، آرَستگی(خرداد) و بیمرگی(امرداد)
آرستگی= کمال
__________
📚 برگرفته از:
۱- گل مرزنگوش، نماد اَردیبهشت و جشن اَردیبهشتگان #شاهین_سپنتا
۲- گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان #ذبیح_الله_صفا
۳- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
#جشن_های_ایرانی #اردیبهشتگان
🌾☀️ @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻توکل = پشتداشتن، پشتگرمی، امید، امیدواری، بهخداسپاری، خداسپاری، خداباوری، واگذاردن، باخدایی
🔻توکلکردن = پشتدادن، پشتگرمبودن، امیدداشتن، امیدواربودن، بهخداسپردن
✍️نمونه:
🔺توکلت علی الله =
به خدا پناه ببر
امیدت به آفریدگار باشد
🔺به خدا توکل داشته باش =
به خدا بسپار
به امید پروردگار باش
چشم به ایزد داشته باش
🔺کلید توکل ز دل جویم ایرا
به از دل توکلسرائی نبینم #خاقانی =
پژنگ امیدواری ز دل جویم ایرا
به از دل امیدوارسرایی نبینم
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#توکل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻توکل = پشتداشتن، پشتگرمی، امید، امیدواری، بهخداسپاری، خداسپاری، خداباوری، واگذاردن، باخدایی
🔻توکلکردن = پشتدادن، پشتگرمبودن، امیدداشتن، امیدواربودن، بهخداسپردن
✍️نمونه:
🔺توکلت علی الله =
به خدا پناه ببر
امیدت به آفریدگار باشد
🔺به خدا توکل داشته باش =
به خدا بسپار
به امید پروردگار باش
چشم به ایزد داشته باش
🔺کلید توکل ز دل جویم ایرا
به از دل توکلسرائی نبینم #خاقانی =
پژنگ امیدواری ز دل جویم ایرا
به از دل امیدوارسرایی نبینم
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#توکل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
📚📖 @AdabSar
#روزشمار نیاکان - بیستوچهارم آپریل/چهارم اردیبهشت
🔅 ایران، پایهگذار نخستین بنیاد نویسندگی و ترزبانی(ترجمه) در جهان
نخستین بنیاد نویسندگی و ترزبانی نبیگ(ترجمهی کتاب) جهان، ماه آپریل سال ۵۵۲ ترسایی(میلادی) و به خواست خسروانوشیروان دادگر در ایران گشایش یافت. در کنار آن یک نامکسرا(کتابخانه)ی همگانی و پژوهشی برای گردآوری نسک(کتاب)های گوناگون از سراسر جهان ساخته شد. پارهای از گذشتهنگاران روز نوزدهم آپریل(سیام فروردین) و بیشتر آنها روز بیستوچهارم آپریل(چهارم اردیبهشت) همان سال را روز آغاز کار این بنیاد دانستهاند.
برای آوردن نیپیک(کتاب) از گوشهوکنار جهان به این بنیاد، خسروانوشیروان هتا(حتی) پزشک ویژهی خود "برزویه" را به هند فرستاد و او "کلیله و دمنه" را به ایران آورد که به پارسی میانه(پارسی ساسانی)، سپس به اربی(عربی) و دوباره به پارسی نوین (پارسی دری) برگردان شد.
چهار سده پس از خسرو یکم، سامانیان چنین بنیادی را در کنار نامکسرای همگانی "مرو" ساختند. این بنیاد "دانشنامهی نسک (دائرةالمعارف كتاب) و چاپ نامکسرای مرو" نام داشت و بزرگترين نسکخانه(کتابخانه) و کانون نگارش و ترزبانی نبیگ جهان در آن زمان بود که روزانه دستكم چهارسد(چهارصد) نگارنده، نوشتهها را رونویسی میکردند. این کانون به زنده داشتن زبان و ادب پارسی نیز یاری بسیاری رساند. روش كار نسکخانهی مرو، الگوی نامکسراهای همگانی و پژوهشی جهان امروز است. "مرو"، اينک در استان "ماری" کشور ترکمنستان است و نامکسرای مرو تا زمان تازش مغولان در فرارود(ماوراءالنهر) برپا بود.
✍🏻 برگرفته از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
✍🏻 بازنویسی به #پیام_پارسی : #ادبسار
📚📖 @AdabSar
#روزشمار نیاکان - بیستوچهارم آپریل/چهارم اردیبهشت
🔅 ایران، پایهگذار نخستین بنیاد نویسندگی و ترزبانی(ترجمه) در جهان
نخستین بنیاد نویسندگی و ترزبانی نبیگ(ترجمهی کتاب) جهان، ماه آپریل سال ۵۵۲ ترسایی(میلادی) و به خواست خسروانوشیروان دادگر در ایران گشایش یافت. در کنار آن یک نامکسرا(کتابخانه)ی همگانی و پژوهشی برای گردآوری نسک(کتاب)های گوناگون از سراسر جهان ساخته شد. پارهای از گذشتهنگاران روز نوزدهم آپریل(سیام فروردین) و بیشتر آنها روز بیستوچهارم آپریل(چهارم اردیبهشت) همان سال را روز آغاز کار این بنیاد دانستهاند.
برای آوردن نیپیک(کتاب) از گوشهوکنار جهان به این بنیاد، خسروانوشیروان هتا(حتی) پزشک ویژهی خود "برزویه" را به هند فرستاد و او "کلیله و دمنه" را به ایران آورد که به پارسی میانه(پارسی ساسانی)، سپس به اربی(عربی) و دوباره به پارسی نوین (پارسی دری) برگردان شد.
چهار سده پس از خسرو یکم، سامانیان چنین بنیادی را در کنار نامکسرای همگانی "مرو" ساختند. این بنیاد "دانشنامهی نسک (دائرةالمعارف كتاب) و چاپ نامکسرای مرو" نام داشت و بزرگترين نسکخانه(کتابخانه) و کانون نگارش و ترزبانی نبیگ جهان در آن زمان بود که روزانه دستكم چهارسد(چهارصد) نگارنده، نوشتهها را رونویسی میکردند. این کانون به زنده داشتن زبان و ادب پارسی نیز یاری بسیاری رساند. روش كار نسکخانهی مرو، الگوی نامکسراهای همگانی و پژوهشی جهان امروز است. "مرو"، اينک در استان "ماری" کشور ترکمنستان است و نامکسرای مرو تا زمان تازش مغولان در فرارود(ماوراءالنهر) برپا بود.
✍🏻 برگرفته از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
✍🏻 بازنویسی به #پیام_پارسی : #ادبسار
📚📖 @AdabSar
🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺
بپرسيد و گفتا: «چه با زيبتر
کز آن برفرازد به خورشید سر؟»
چنين داد پاسخ که: «ای پادشا!
مده گنج هرگز به ناپارسا
چو کَردار با ناسپاسان کنی
همی خشتِ خشک اندر آب افگنی»
بدو گفت: «اندر چه چيزست رنج
کز او کم شود مرد را آزِ گنج؟»
بدو داد پاسخ که: «ای شهريار!
هميشه دلت باد چون نوبهار
پرستندهی شاهِ بدخو ز رنج
نخواهد تن و زندگانی و گنج»
امید که در این هفته:
نباشد و گرچه بود در نهان
که بدخواه تو دور باد از جهان
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺
بپرسيد و گفتا: «چه با زيبتر
کز آن برفرازد به خورشید سر؟»
چنين داد پاسخ که: «ای پادشا!
مده گنج هرگز به ناپارسا
چو کَردار با ناسپاسان کنی
همی خشتِ خشک اندر آب افگنی»
بدو گفت: «اندر چه چيزست رنج
کز او کم شود مرد را آزِ گنج؟»
بدو داد پاسخ که: «ای شهريار!
هميشه دلت باد چون نوبهار
پرستندهی شاهِ بدخو ز رنج
نخواهد تن و زندگانی و گنج»
امید که در این هفته:
نباشد و گرچه بود در نهان
که بدخواه تو دور باد از جهان
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺
Forwarded from ادبسار
💫
ابرو به ما متاب که ما دل شکستهایم
خاکستریم و بر رخ آتش نشستهایم
کاری نکرده ایم و کسی را نکشتهایم
ما دلشکستگان همه یکجا نشستهایم
فرستنده #یوتاب
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ابرو به ما متاب که ما دل شکستهایم
خاکستریم و بر رخ آتش نشستهایم
کاری نکرده ایم و کسی را نکشتهایم
ما دلشکستگان همه یکجا نشستهایم
فرستنده #یوتاب
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#ابریق= آبریز، آوتابه، آفتابه
#برهان= پَروَهان
#بسطام= گستهم، وستهم، ویستهم، بَستَهَم(=بسیار پهلوان)
#بوالهوس= بُلهَوَس
#ثناء= سَنایش
#ثناخوان= سَناخوان
#ثناگوی= سَناگوی، نیایشگوی
#جاجرم= جاگرم(شهری در خراسان اَپاختری)
#چپق= چُپُک، چوبَک
#سراج= چراغ
#سطل= سَتل
#سق= سَک
#سق_زدن= سَکزدن
#سقز= سَغِز(شهری در کردستان، آدامس)، سَکِز
#شاقول= شاغول
#طارم= تارم
#طاس= تاس
#طاقچه= تاکچه، تاغچه
#طاقدیس= تاکدیس
#طالبی= تالبی
#طب= تَب
#طبرستان= تبرستان
#طبس= تَبَس، تَبَرس
#طپانچه= تُوانچِه
#طپش= تپش
#طراز= تراز
#طوطی= توتی(مرغی که توت میخورد)
#طوطی_وار= توتیوار
#طهمورث= تَهمورِس
#عروسک= اَروسَک
#فاق= فاژ
#فرسخ= پرسنگ، فرسنگ
#فسا= پَسا(شهری در استان پارس)
#فسقلی= فِسغِلی
#فیروزه= پیروزه
#مائده= میده
#مفلوک= مَفلاک
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#ابریق= آبریز، آوتابه، آفتابه
#برهان= پَروَهان
#بسطام= گستهم، وستهم، ویستهم، بَستَهَم(=بسیار پهلوان)
#بوالهوس= بُلهَوَس
#ثناء= سَنایش
#ثناخوان= سَناخوان
#ثناگوی= سَناگوی، نیایشگوی
#جاجرم= جاگرم(شهری در خراسان اَپاختری)
#چپق= چُپُک، چوبَک
#سراج= چراغ
#سطل= سَتل
#سق= سَک
#سق_زدن= سَکزدن
#سقز= سَغِز(شهری در کردستان، آدامس)، سَکِز
#شاقول= شاغول
#طارم= تارم
#طاس= تاس
#طاقچه= تاکچه، تاغچه
#طاقدیس= تاکدیس
#طالبی= تالبی
#طب= تَب
#طبرستان= تبرستان
#طبس= تَبَس، تَبَرس
#طپانچه= تُوانچِه
#طپش= تپش
#طراز= تراز
#طوطی= توتی(مرغی که توت میخورد)
#طوطی_وار= توتیوار
#طهمورث= تَهمورِس
#عروسک= اَروسَک
#فاق= فاژ
#فرسخ= پرسنگ، فرسنگ
#فسا= پَسا(شهری در استان پارس)
#فسقلی= فِسغِلی
#فیروزه= پیروزه
#مائده= میده
#مفلوک= مَفلاک
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
* شخمزن و ساززن *
شخمزنی توی دهی در خزان
در پیِ هیهیِ دو گاوش دمان
خیشزنان برزگر و گاوجفت
ساززنی دید و چو گل درشکفت
گاوزنان کرد بدان مرد رو
خواند فرا تا کُنَدَش گفتگو:
تو ز چه راهی؟ به چه راهی روی؟
در پیِ روزی به کجا میدوی؟
گفت: یکی ساززنِ سادهام
در پیِ سور روز و شب آمادهام
نانِ مرا ساززنی میدهد
چون تو که از شخمزنی میرسد
مرد بدو گفت که: "ای ساززن
بهر من امروز همی ساز زن
تا کمی افسردگی از من رَمَد
شاد شَوَم، خستگی از تن رود
گر تو زنی خوش یکی امروز ساز
میدهمت کِشت چو آید فراز
گندم از این کِشت چو آید به دست
مزدِ تو نزدم یکی خروار هست
پاسخ سرنای تو و ساز تو
مزدِ برازنده ی آواز تو"
مرد شد از گفتهی او در شگُفت
غنچهی او زین سخنش در شکُفت:
"برزگری نیک و هنرمنددوست
دادنِ بس مُزدِ فزونتر نکوست"
ساززن از خُرّمی از جا پرید
دست و لبش برد و به سازَش دمید
ساز به سرنای نکو در گرفت
بانگِ خوشش دشت و دمن برگرفت
مرد همی شد خوش و بس شادمان
هی زد و راند آن دو چو شیر ژیان
برزگر از بانگ خوشِ سازِ وی
خرم و خوش گاو همی کرد هِی
بانگزنان یکسره در کند و کاو
از ته و بالای زمین جفتِ گاو
شخمزن آن روز از این تیز خیش
خاک همی چاک زد و کرد ریش
برزگر از سازِ خوشش کام یافت
سازِ نکویش همه انجام یافت
مرد ز سرنا چو لبش برگرفت
در برِ خود برزگرش بر گرفت
گفت چو بدرود به او این یکی
داد بدین پاسخِ او بهتری
از پیِ هم ماه و شب و روز رفت
تیر رسید از پیِ خرداد تفت
ساززن آمد به پیِ برزگر
گندم از او تا بسِتانَد مگر
گفت که ای برزگرِ خوشسخن
آمدهام تا دهی گندم به من
گفت: چرا بهر تو گندم دهم؟
یا به چه چیزی ز تو گردن نهم؟
گفت: نگفتی تو به من در خزان
ساز بزن تا دَهَمت مزد آن؟
ساز زدم بهرِ تو با فرَّهی
تا یکی خروار تو گندم دهی
گفت بدو برزگر: ای سادهمرد
هیچکسی این که تو گویی نکرد
توی خزان آنچه که پیمان گرفت
بود چو پاییز که پایان گرفت
من سخنم نیک خوش آمد تورا
ساز زدی نیز خوش آمد مرا
سربهسر آن روز شدیم ما دوتا
ساز و سخن روی ترازو جدا
ساززنش گفت که: ناراستیست
کارِ تو نیرنگ و پر از کاستیست
بهره تو بردی ز من و از زمین
پاسخم امروز دهی اینچنین؟
گر همه سرمایهی تو کِشتن است
ساززدن مایهی دست من است
ساز زدم روز و شب و سالها
شادی فزودم به سبکبالها
برزگرش گفت: چنین داد نیست
دادِ چنین دور ز بیداد نیست
سربهسری گندم و بادت که دید؟
بادِ هوایی که به سازت دمید!
مرد دلش سوخت ز سرنا و گفت:
هوشوخرد با چو تویی نیست جفت
یا تو چنانگونه مرا ساز زن
یا که بپرداز بهایش به من
گفت بدو کِشتگر: ای ساززن
گندمِ زرین تو به سرنا مَتَن
هست همی سنجهی تو نابجا
ساز کجا هست چو گندم روا؟
گفت بدو: کار تو ناراستیست
دانهی گندم همه با راستیست
دست بپرداز ز بیهودگی
شرم بکن زین همه آلودگی
ساز روا بود مگر گاه شخم؟
یا که روا بود بههنگام تخم؟
ننگ بدین مردک پیمانشکن
بر تو فریبندهی نیرنگزن
چربزبانی و فریبِ تو کرد
سخت مرا خسته دل و روی زرد
نیست همین ره که تو پنداشتی
دانهی گندم به گنه کاشتی
کردهای پیمانِ خودت زیر گل
گَشتهای آلوده و بیماردل
لیک چو ناپاکی و سنگینهگوش
می شوم امروز ز تو چشمپوش
هیچ نیرزی به جویی زین سپس
هستی بسی پستتر از خار و خس
زشتیِ کار تو شده خوارساز
خوار به نزد زن و فرزند و ساز
شادیِ آن روز چو بردی ز یاد
شرمت از این خرمنِ امروزه باد
ساز من آلوده شد از این دروغ
بُرد دروغِ تو ز سُرنا فروغ
سخت من از کارِ تو آزردهام
آبِ رُخِ ساز چنین بُردهام
گاو و زمینت همه چون خرمناند
آنهمه آغشتهی اهریمناند
زود ز تو دور شوم ای پلید
تا شوی از یاد و دلم ناپدید
#محمد_پوریان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
* شخمزن و ساززن *
شخمزنی توی دهی در خزان
در پیِ هیهیِ دو گاوش دمان
خیشزنان برزگر و گاوجفت
ساززنی دید و چو گل درشکفت
گاوزنان کرد بدان مرد رو
خواند فرا تا کُنَدَش گفتگو:
تو ز چه راهی؟ به چه راهی روی؟
در پیِ روزی به کجا میدوی؟
گفت: یکی ساززنِ سادهام
در پیِ سور روز و شب آمادهام
نانِ مرا ساززنی میدهد
چون تو که از شخمزنی میرسد
مرد بدو گفت که: "ای ساززن
بهر من امروز همی ساز زن
تا کمی افسردگی از من رَمَد
شاد شَوَم، خستگی از تن رود
گر تو زنی خوش یکی امروز ساز
میدهمت کِشت چو آید فراز
گندم از این کِشت چو آید به دست
مزدِ تو نزدم یکی خروار هست
پاسخ سرنای تو و ساز تو
مزدِ برازنده ی آواز تو"
مرد شد از گفتهی او در شگُفت
غنچهی او زین سخنش در شکُفت:
"برزگری نیک و هنرمنددوست
دادنِ بس مُزدِ فزونتر نکوست"
ساززن از خُرّمی از جا پرید
دست و لبش برد و به سازَش دمید
ساز به سرنای نکو در گرفت
بانگِ خوشش دشت و دمن برگرفت
مرد همی شد خوش و بس شادمان
هی زد و راند آن دو چو شیر ژیان
برزگر از بانگ خوشِ سازِ وی
خرم و خوش گاو همی کرد هِی
بانگزنان یکسره در کند و کاو
از ته و بالای زمین جفتِ گاو
شخمزن آن روز از این تیز خیش
خاک همی چاک زد و کرد ریش
برزگر از سازِ خوشش کام یافت
سازِ نکویش همه انجام یافت
مرد ز سرنا چو لبش برگرفت
در برِ خود برزگرش بر گرفت
گفت چو بدرود به او این یکی
داد بدین پاسخِ او بهتری
از پیِ هم ماه و شب و روز رفت
تیر رسید از پیِ خرداد تفت
ساززن آمد به پیِ برزگر
گندم از او تا بسِتانَد مگر
گفت که ای برزگرِ خوشسخن
آمدهام تا دهی گندم به من
گفت: چرا بهر تو گندم دهم؟
یا به چه چیزی ز تو گردن نهم؟
گفت: نگفتی تو به من در خزان
ساز بزن تا دَهَمت مزد آن؟
ساز زدم بهرِ تو با فرَّهی
تا یکی خروار تو گندم دهی
گفت بدو برزگر: ای سادهمرد
هیچکسی این که تو گویی نکرد
توی خزان آنچه که پیمان گرفت
بود چو پاییز که پایان گرفت
من سخنم نیک خوش آمد تورا
ساز زدی نیز خوش آمد مرا
سربهسر آن روز شدیم ما دوتا
ساز و سخن روی ترازو جدا
ساززنش گفت که: ناراستیست
کارِ تو نیرنگ و پر از کاستیست
بهره تو بردی ز من و از زمین
پاسخم امروز دهی اینچنین؟
گر همه سرمایهی تو کِشتن است
ساززدن مایهی دست من است
ساز زدم روز و شب و سالها
شادی فزودم به سبکبالها
برزگرش گفت: چنین داد نیست
دادِ چنین دور ز بیداد نیست
سربهسری گندم و بادت که دید؟
بادِ هوایی که به سازت دمید!
مرد دلش سوخت ز سرنا و گفت:
هوشوخرد با چو تویی نیست جفت
یا تو چنانگونه مرا ساز زن
یا که بپرداز بهایش به من
گفت بدو کِشتگر: ای ساززن
گندمِ زرین تو به سرنا مَتَن
هست همی سنجهی تو نابجا
ساز کجا هست چو گندم روا؟
گفت بدو: کار تو ناراستیست
دانهی گندم همه با راستیست
دست بپرداز ز بیهودگی
شرم بکن زین همه آلودگی
ساز روا بود مگر گاه شخم؟
یا که روا بود بههنگام تخم؟
ننگ بدین مردک پیمانشکن
بر تو فریبندهی نیرنگزن
چربزبانی و فریبِ تو کرد
سخت مرا خسته دل و روی زرد
نیست همین ره که تو پنداشتی
دانهی گندم به گنه کاشتی
کردهای پیمانِ خودت زیر گل
گَشتهای آلوده و بیماردل
لیک چو ناپاکی و سنگینهگوش
می شوم امروز ز تو چشمپوش
هیچ نیرزی به جویی زین سپس
هستی بسی پستتر از خار و خس
زشتیِ کار تو شده خوارساز
خوار به نزد زن و فرزند و ساز
شادیِ آن روز چو بردی ز یاد
شرمت از این خرمنِ امروزه باد
ساز من آلوده شد از این دروغ
بُرد دروغِ تو ز سُرنا فروغ
سخت من از کارِ تو آزردهام
آبِ رُخِ ساز چنین بُردهام
گاو و زمینت همه چون خرمناند
آنهمه آغشتهی اهریمناند
زود ز تو دور شوم ای پلید
تا شوی از یاد و دلم ناپدید
#محمد_پوریان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
💫
چشم من است کان و رخ توست بوستان
از چشم من نهفته مکن بوستان خویش
از بوستان خویش بر من فرست گل
تا من بر تو لعل فرستم ز کان خویش
#امیر_معزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
چشم من است کان و رخ توست بوستان
از چشم من نهفته مکن بوستان خویش
از بوستان خویش بر من فرست گل
تا من بر تو لعل فرستم ز کان خویش
#امیر_معزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
هر کسی را همدم غمها و تنهایی مدان
سایه هم راهِ تو میآید، ولی همراه نیست
#رضا_خادمه_مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
هر کسی را همدم غمها و تنهایی مدان
سایه هم راهِ تو میآید، ولی همراه نیست
#رضا_خادمه_مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar