ادب‌سار
12.8K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🏔🏔🏔🏔🏔🏔
goo.gl/KhwBCu
🔅روز دماوند

ای دیوِ سپیدِ پای در بند!
ای گنبد گیتی، ای دماوند! #بهار

🗻 "دماوند"، برکشیده‌ترین کوه ایران و برافراشته‌ترین چَکادِ(قله‌ی) آتشفشانی آسیا است.

بر چرایی نامگذاری "دماوند"، گمانزدهای گوناگونی رواگ(رواج) دارد:
۱. دَماوند = دم (دمه، گاز، بخار) + آوند(پسوند دارندگی) = دارای دمه و دود
۲. دُماوند = دُما(‌پشت، دنبال) + وند(نهادن، ایستادن بر جایی) = شهر یا آبادی یا کلاتِ(قلعه‌ی) ایستاده در دنبال و پشت.

"دماوند" همچنین جایگاه ویژه‌ای در افسانه‌های ایران دارد:
🌋 در افسانه‌ها آمده است که "گیومرت"(کیومرث) در کوه دماوند می‌زیسته است و گور فرزند وی "سیامک" هم آنجا دانسته شده است. آمده است که چون فرزندش کشته شد، خداوند چاهی بر سر کوه دماوند برآورد و "گیومرت" فرزند را در چاه فروهِشت. سپس بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز آتش بارها پر زند و به هوا بَرشود و این آتش دیو را از فرزند او دور بدارد.
@AdabSar
"دماوند" همچنین جایی است که فریدون، پادشاه پیشدادی و از چهره‌های افسانه‌ای ایران، با آژی‌دهاک(ضحاک)، فرمانروای ستمگر و خونریز، رویاروی شده و می‌جنگد.
بر پایه‌ی افسانه‌ها، سپاه فریدون به سپهسالاری "کاوه آهنگر"، در نبرد با آژی‌دهاک پیروز شده و او را در غاری در دماوند به بند می‌کشد. و آژی‌دهاک آنجا زندانی است تا پایان جهان، که بند بگسلد و کشتن مردمان آغاز کند و سرانجام به دست "گرشاسپ" کشته شود.
بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند #فردوسی
ز بیدادی سمر گشته‌ست ضحاک
که گویند او به بند است در دماوند #ناصرخسرو

🏹 "دماوند" دیگربار در گاهِ پادشاهی "منوچهر" زبانزد می‌شود. آنگاه که بر آن می‌نهند تا "آرش کمانگیر"، دلاور ایرانی، از فراز "دماوند" تیری بپراند و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد.
از این رو "آرش" از چکاد دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و به کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد و آنجا مرز شناخته شد.

🌄 همچنین آورده‌اند که "کیخسرو" پادشاه کیانی و پیشوای دادگر ایرانی، پس از واگذاری پادشاهی به "لهراسب"، به "دماوند"رفته و از آنجا به فَراز می‌رود(عروج می‌کند).


سیزدهم تیرماه، روز "دماوند" این بَرماندِ نیادی(میراثِ طبیعی) و میهنی، اِسپَهبُدِ پایداری و ایستادگی، و نماد سرزمین ایران، گرامی باد.

#مجید_دری
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
سیزدهم تیرماه، #روز_دماوند این بَرماندِ نیادی(میراثِ طبیعی) و میهنی، اِسپَهبُدِ پایداری و ایستادگی و نماد سرزمین ایران، گرامی باد.

🏔🌋 @AdabSar
سیاوش کسرایی - آرش کمانگیر
@AdabSar
... زندگانی شعله می‌خواهد
شعله‌ها را هیمه باید روشنی‌افروز
کودکانم، داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
🏔🌋
مرز را پرواز تیری می‌دهد سامان
گر به نزدیکی فرود آید
خانه‌هامان تنگ
آرزومان کور
ور بپرد دور
تا کجا؟ تا چند؟
آه! کو بازوی پولادین و کو سرپنجه‌ی ایمان؟
🏔🌋
منم آرش!
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن
منم آرش؛ سپاهی‌مَرد آزاده
به تنها تیر ترکش، آزمون تلخ‌تان را اینک آماده!
🏔🌋
کمان کهکشان در دست
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سربلند کوه ماوایم
به چشم آفتاب تازه‌رس جایم
مرا تیر است آتش‌پر
مرا باد است فرمانبر
🏔🌋
آری، آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله‌اش از هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست ...
🏔🌋
سروده‌ی بلند، باشکوه، جاودان و افسون‌گر "آرش کمانگیر" را با سدا(صدا)ی سراینده، #سیاوش_کسرایی بشنوید.
#تیرگان #جشن_تیرگان

@AdabSar
🏹 @AdabSar

آرش و تیرگان
#توران_شهریاری

از دوره‌های دور که دوران رازهاست
در هر زمان نشان ز نشیب و فرازهاست
گاهی فروغ و پرتویی از چاره‌سازهاست
گه نیز جای پای بهین پیشتازهاست
آرش نژاده‌ای است دلاور از آن زمان
او داد آب و رنگ حماسی به تیرگان

گاه پگاه بود
روزی ز روزهای خوش تیرماه بود
آغاز تیر روز
زیبا و خاطره‌انگیز و دل‌فروز
البرز، پر صلابت و با فرّ و جاه بود
همراه با سپیده‌دمان فروغ‌مند
شد آشکار بر رخ خورشید نوش‌خند
مانده‌ست از آن طلوع رهایی به یادها
فرمان مینوی اهورا به بادها
کای باد تندسیر
سبک‌تاز
تیزرو
زین کوه، زین کرانه جیحون روانه شو
تا تیر جان آرش فرخ‌تبار را
بر ساقه تناور گردوبنی بلند
نزدیک مرو، ساحل جیحون، کنار رود
تا نیم‌روز گرم و دمان، آوری فرود

آن‌گه سروش، پیک اهورایی از سپهر
این‌گونه داد مژده به ایرانیان ز مهر
کز تیر سرنوشت که نیروی جان در اوست
زنجیر و بندهای اسیری و بندگی
از دست و پای ملتی آزاده وا شود
آن شهرها که خصم ز ایران‌زمین گرفت
بعد از فرود تیر، ز توران جدا شود
اکنون برای زود رسیدن به این هدف
تیرافکنی است گرد و کمانگیر و جان به کف
آرش همان دلیرترین پهلوان شهر
در راه جاودانی ایران فدا شود
جان حماسه‌پرور و شور آفرین او
با تیر سرنوشت به خاور رها شود
هان، باد، تیر آرشی از عشق و آتش است
فریاد دادخواهی گردی کمان‌کش است
پاسش بدار چون که در آن جان آرش است

آن روزهای تار و غم انگیز و جان‌گذار
بخشی ز خاک پاک اهورایی وطن
هنگام جنگ در کف دشمن فتاده بود
ایران به‌سان مام ز فرزند مانده دور
دل‌شادی و توان خود از دست داده بود
زان سوز و درد شرح غمش را به خون نوشت
با خط سرخ بر ورق لاله‌گون نوشت

دوران جنگ بود
ایران دلش ز دوری فرزند تنگ بود
بهر وطن شکست ز بیگانه ننگ بود
چون مهد جم چراغ ره فرّ و هنگ بود
این سرزمین تحمل خواری نمی‌کند
در تنگنای حادثه زاری نمی‌کند
با دشمن شناخته یاری نمی‌کند
پیش ستم‌گر آینه‌داری نمی‌کند

از چندگاه پیش در آن روزگار تار
در راه سازشی که شود صلح برقرار
افراسیاب بود و منوچهر شهریار
بستند عهدی آن دو به آیین و استوار
پیمان چنان بخواست که تیرافکنی دلیر
پرتاب سازد از تبرستان به شرق تیر
هر جا که تیر آمد و بر هر کجا نشست
آن جایگاه مرز و حریم دو کشور است

آرش کنار قله‌ البرز سربلند
با قامتی بلند چو سرو فرازمند
در هاله‌ای ز نور سحرگاهی سپند
برپا ستاده بود
در چله‌‌ی کمان غرور آفرین خویش
تیر از پی رهایی میهن نهاده بود
با یاد و نام نامی دادار مهربان
سر برفراشت زمزمه‌خوان سوی آسمان
با نیروی خدایی و افزون‌ترین توان
تیر از کمان کشید
آن را نه از کمان، که ز ژرفای جان کشید
تا تیر جان خویش به باد وزان سپرد
شد پاره پاره پیکر و افتاد و جان سپرد
جان عزیز را به ره آرمان سپرد

اکنون هزاره‌ها سپری شد از آن زمان
آرش حماسه‌ای‌ست به تاریخ جاودان
ایران به‌جاست همچو مه و مهر و آسمان
بادا هزاره‌های دگر باز در جهان

هان ای جوان برومند هم‌وطن
اینک تو آرشی و چراغ ره وطن
با دانش و خرد و عشق خویشتن
مرز نوین بگستر و کن تازه‌تر سخن
تا نو شود حماسه شورآور کهن...

#جشن_تیرگان #تیرگان

goo.gl/v8GXB3
🏹 @AdabSar
🏔🏔 @AdabSar

🏹 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🏹 جشن تیرگان
بخش سوم - آرش کمانگیر


آری آری، جان خود در تیر کرد آرش؛
کار سد[صد]ها سد هزاران تیغه‌ی شمشیر کرد آرش!
#سیاوش_کسرایی

🇮🇷 "جشن تیرگان" یکی از بزرگ‌ترین و فرازمندترین جشن‌های کهن ایران است.
"جشن تیرگان" نماد پاسداری از خاک و یکپارچگی میهنی(تمامیت ارضی) است.

🗺 ابوریحان بیرونی نوشته است در ایران باستان جنگ منوچهر پادشاه پیشدادی با افراسیاب تورانی سال‌ها به درازا کشید و ایرانیان بسیاری جان سپردند. تورانیان تا نزدیکی تبرستان(مازندران) پیشروی کرده بودند و مردم در بند بودند. منوچهر از افراسیاب خواست که به اندازه‌ی پرتاب تیری مرزهای کشور را گسترش دهد و افراسیاب پذیرفت. آن‌ها پیمان‌نامه‌ای نوشتند و سپس تیر و کمانی در اندازه‌ای که فرشته‌ی اسپندارمذ خواسته بود، ساختند و برای پرتاب آن «آرش» را که پهلوانی راستین، تندرست و میهن‌دوست بود برگزیدند.
او به پادشاه و مردم گفت من کسی با توان بالای تن و بی هیچ کژی هستم و می‌دانم که با پرتاب این تیر پاره پاره خواهم شد ولی جان خود را در راه آزادی می‌سپارم.

🌬 آرش این دردانه‌ی افسانه‌های ایران نیروی جان بر تیر گذاشت و کمان کشید...
خداوند به باد دستور داد که تیر را از کوه رویان بردارد و به دورترین جای خراسان پرتاب کند.
آرش جان سپرد و تیرش با یاری ایزد باد یک نیمروز از تبرستان تا آنسوی تخارستان به تندی راه پیمود و سپس بر درخت گردویی فرود آمد. درختی که در بزرگی در جهان بی‌مانند بود.(التفهیم و آثارالباقیه)
در باور ایرانیان پرواز تیر آرش در آسمان همچون پرواز تیشتر یا ایزد باران بود.

در نامه‌های اوستا و پهلوی از اَرَخش(آرش) بسیار یاد شده و او را مایه‌ی پیروزی ایران بر توران دانسته‌اند. در مجمل‌التوایخ نیز نام او را «شیواتیر» از خاندان آرش دانسته‌اند. همچنین برنام(لقب) کمانگیر را نخستین‌بار فخرالدین گرگانی در سروده ویس و رامین برای آرش نهاده است.

🌠 در تاریخ تبری نوشته که منوچهر و افراسیاب پیمان‌نامه‌ای نوشتند. آرش بر کوهی شد که از آن بلندتر نیست و تیری بینداخت که در کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد.
در "تیریَشت" درباره پرواز تیر آرش آمده: «ستاره درخشان و شکوهمند تشتر را می‌ستایم که تند به سوی دریای فَراخکَرت تازد که گویی تیری است که آرش، بهترین تیرانداز آریایی، در هوا به پرواز درآورد...»

🇮🇷 یکی از افسانه‌های تیرگان این است که پرتاب تیر آرش در تیرروز از تیرماه(تیرگان کوچک) رخ داد و روز چهاردهم(تیرگان بزرگ) روزی است که پیام‌آوران پیام فرود تیر در کنار آمودریا را آوردند و مردم برای رهایی از بند افراسیاب تورانی و پایان جنگ جشن گرفتند.

🕯 از گذشته‌های دور تاکنون در چنین روزی زرتشتیان آیین بزرگداشتی را برای شادی روان پاک جانسپاران(شهیدان) میهن و به یاد کشته‌شدگان فراوان جنگ هفت ساله‌ی منوچهر و افراسیاب برگزار می‌کردند که به نام "روز جانبازی" نیز شناخته می‌شود.(پیک موبدان تهران)

🌸 گل بنفشه‌ی ایرانی نماد گیاهی جشن تیرگان است. سرایندگان پارسی‌گوی لب، گیسو و جامه‌ی کبود یار را به کبود بنفشه و تاب و شکن گیسو را به تاب بنفشه همانند کرده‌اند. از آنجا که دُمگل یا ساگ(ساقه) نرم بنفشه خمیده است، این سربه‌زیری را با خواب‌آلودگی، افتادگی و خماری از باده همانند می‌دانند.
goo.gl/F4aMUY

✍🏻 #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- هفته نامه‌ی "امرداد"
۲- گل بنفشه، نماد جشن تیرگان #شاهین_سپنتا - تارنمای ایران‌نامه
۳- آیین برگزاری جشن‌های ایران باستان #اردشیر_آذرگشسب
۴- یشت‌ها #ابراهیم_پورداوود به کوشش #بهرام_فره‌وشی
۵- "جشن تیرگان"؛ از پیک کنکاش موبدان تهران
۶- تیرگان روز صلح و آشتی در ایران باستان #میترا_مرادپور
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان #آرش_کمانگیر

🏹🏔 @AdabSar
🌾 @AdabSar

🌱 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌻 گاهنبار مدیو شهیم

🌾 پیدایش گاهنبار را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی می‌دانند. گاهنبارها با پیشه‌ی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونی‌های بنیادین برای کشاورزان رخ می‌داد و این دگرگونی‌ها با خود جشن و شادی می‌آورد.

🌻 گاهنبار یا گاهانبارها جشن ستایش آفرینش بودند. ولی نباید فراموش کرد که بیشتر جشن‌های باستانی ریشه‌ی زیستی داشتند. جشن‌های گاهنباری نیز سال را برای کشاورزان بخش‌بندی می‌کردند. پژوهشگران کنونی می‌گویند در زمان باستان که هنوز گاهشمار(تقویم) هفته و ماه نبود ایرانیان برای بخش‌بندی سال یک سال را به چهار وَرشیم(فصل) بخش می‌کردند و هر ورشیم را با برگزاری جشنی در میانه‌ی آن به دو بخش می‌کردند و این بخش‌بندی راهکاری ساده ولی باریک‌بینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزه‌های برگزاری جشن‌های نیمه‌ی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشت‌وکار خود برنامه‌ریزی کنند. در گذشته‌های دور به این جشن‌ها گاهنباری می‌گفتند.

🌱 پژوهشگران بر این باورند که جشن‌های گاهنباری هشت جشن بودند. ولی موبدان ساسانی با دستبَری(تحریف) آیین‌های کهن دو جشن را زدوده‌اند تا جشن‌های گاهنباری شش‌گانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی و برخی از باورهای دینی نوساخته‌ی این موبدان هماهنگ گردد. از سویی جشن‌ها را دارای ریشه‌ی دینی بنمایانند. به گفته‌ی آنان سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان(بلندترین روز سال) آغاز می‌شد و پس از هفت پاره‌ی زمانی(سه پایان ورشیم و چهار میانه) به آغاز سال پسین می‌رسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر ورشیم‌ها دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو به‌شمار می‌رفت.

🌾 چنانچه جشن‌های گاهنباری را شش‌گانه بدانیم گاهنبار "میدیو شهیم" روزهای یازدهم تا پانزدهم تیر در پنج روز برگزار می‌شد. این نام دارای ریشه‌ی اوستایی و به چمار (معنی) میانه‌ی تابستان است. این جشن دومین جشن گاهنباری سال و نماد دومین گام آفرینش یا پدیدار شدن آب است. به باور ایرانیان آب دومین آفریده‌ی آفریدگار بود.

🌱 آیین جشن‌های گاهنباری گرد هم آمدن و ستایش برای دَهِش‌های زمین بود. خوان(سفره) مهمانی گاهنباری باید همه‌جا گسترده می‌شد، مردم جویای روز و روزگار هم می‌شدند و با داد و بخشندگی رفتار می‌کردند. در بندهش آمده است: «اگر کسی در سال یک‌بار به [جشن]گاهان‌بار برود بر کارهای نیکی که کرده‌است افزوده خواهد شد.»

🌻 انگیزه و زمان برگزاری جشن‌های گاهانباری بر پایه‌ی داده‌های کنونی:
- گاهنبار مدیو زَرِم، نیمه‌ی اردیبهشت، آفرینش آسمان
- گاهنبار مدیو شهیم، نیمه‌ی تیر، آفرینش آب
- گاهنبار پَیتَ شهیم، پایان شهریور، آفرینش زمین
- گاهنبار اَیاسَرِم، پایان مهر، آفرینش گیاه
- گاهنبار مِدیارِم، بیستم دی، آفرینش جانواران
- گاهنبار هَمَسپَت مَیدیم، واپسین روز اسپند، آفرینش مردمان

#پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان #اردشیر_آذرگشسب
۲- دیدی نو از دینی کهن #فرهنگ_مهر
۳- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_گاهنباری #تیرگان

🌾 @AdabSar
👍1
🍇🍒 @AdabSar

🥗 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🥗 جشن خام خواری

🍏🍎 یکی از جشن‌های باستانی ایران به گفته‌ی ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه جشن خام‌خواری در سرزمین سُغد باستان و بخشی از خراسان بود. سرزمین سغد باستان ایرانی‌نشین و پیرو فرهنگ و آیین‌های ایرانی بود که بخش‌هایی از آن همچون سمرکند(سمرقند) و بخارا پس از تازش تازیان از فرهنگ، ادب و آیین‌های ایران پاسداری کردند.

🍋🍊 سرزمین سغد گاهشمار(تقویم) ویژه‌ی خود را داشت که با گاهشمار ایرانی همسانی بسیاری داشت. روز جشن خام‌خواری در ماه پوساک یا پوساکیچ(ماه چهارم سغدی) و «دی به مهر روز» برابر با پانزدهم تیر در گاهشمار کهن ایرانی برگزار می‌شد. بیرونی از این جشن با نام غفس و عمس یاد کرده است.

🌽🍇 مردم در روز جشن خام‌خواری از خوردن گوشت، هرگونه فراورده‌ی جانوری و هر خوراکی که با آتش پخته شده باشد پرهیز می‌کردند. شوربختانه از دیگر آیین‌های این جشن آگاهی در دست نیست.

🥬🥦 بر پایه‌ی افسانه‌های کهن ایران که در شاهنامه‌ی فردوسی هم آمده گوشتخواری پدیده‌ای است که به دست آژی‌دهاک(ضحاک) ماردوش و با ناسپاسی جمشیدشاه و پشت کردن به راستی در ایران رواگ‌دار(رایج) شد و از نرمش و مهربانی مردم کاست. سپس زرتشت نیز کشتن جانوران در برابر دیدگان همه را نکوهید.

🌶🍒 در ایران چندین جشن در پیوند با خوراک برگزار می‌شد که شماری از آن‌ها همچون جشن سیر یا سیرسور ویژه‌ی گیاه‌خواری یا خام‌خواری بودند و آرمان آن‌ها کوشش برای میانه‌روی در خوردن گوشت بود. اکنون نیز چند روز از هر ماه در میان زرتشتیان روزهای ویژه‌ی گیاه‌خواری هستند. به این روزها نَـبُـر می‌گویند. نبر به چم(معنی) سر نبریدن و کشتار نکردن جانوران است.

برای آشنایی با جشن سیر یا سیرسور این پیام را بخوانید:
t.me/AdabSar/12656

#پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 بهره از:
- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_خام_خواری #تیرگان

🍓🍑 @AdabSar
آهسته بیا سمت دلم بند بکش
از سمت خزر به سوی اروند بکش؛

یکبار دگر قلم در دست بگیر
ایران مرا پر از دماوند بکش!

#افسانه_توکلی (کوهنورد)
@AdabSar
✒️📜 @AdabSar

🎋 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🎋 جشن تیرگان
بخش چهارم - بزرگداشت نویسندگان و دبیران

🌟 «گویال تیر» (سیاره‌ی عُطارِد) نزدیک‌ترین گویال به خورشید است و از زمین چندان دور نیست. این گویال بامدادان و پیش از برآمدن خورشید در آسمان می‌درخشد. از این‌رو آن را «ستاره‌ی صبح» نامیده‌اند. همچنین از آنجا که اندکی پس از فروشُد(غروب) خورشید در آسمان دیده می‌شود آن را «ستاره‌ی غروب» نیز می‌نامند. پس به شَوَند نزدیکی آن به دیدگان مردم در فرهنگ‌ کشورهای گوناگون نمود استوره‌ای یافته است. نام اروپاییِ این گویال «مرکوری» است و در استوره‌های یونان و روم، خدای سخن‌وری و نویسندگی است. در ادب‌سار(ادبیات) پارسی و عرب نیز تیر را «دبیر آسمان» یا «تیر آسمان» گفته‌اند. به سخن دیگر تیر «نویسنده‌ی آسمان» است.

📚 «بیرونی» در «آثارالباقیه» نوشته است که نام دیگر این روز تیر است که ستاره‌ی نویسندگان است. در این روز هوشنگ پادشاه پیشدادی برادر خود را بزرگداشت و او را در شمار «دهگانان» درآورد و از مردم، درباریان، دهگانان(دهقانان)، موبدان و... خواست که جامه‌ی دبیری بپوشند.
به سخن دیگر هوشنگ در چنین روزی همه‌ی رده‌های هازمان(طبقات جامعه) را به فراگیری نوشتن فراخواند و «دهقنه» یا آیین دهگانی را در میان آنان گسترد. بیرونی دهقنه را «عمارت دنیا و زراعت» چمیده(معنی کرده) است که به برداشت امروزی کوشش برای آبادانی سرزمین و کشاورزی بر بنیان دانش است. به سخن دیگر دهقنه یا آیین دِهگانی، شیوه‌ی دهگانان و کشاورزان شد. آنان افزون بر کشاورزی، نوشتن آموختند، در آبادانی شهر و روستا کوشیدند و نگاهبان فرهنگ، جشن‌ها، آیین‌ها، باورهای کهن و داستان‌های ایرانی شدند. همچنین فرزندان خود را آشنا با فرهنگ ایرانی پروردند.

🖋 مسعودی، طبری و مسکویه نیز برآمدن دهگانان را از زمان پیشدادی دانسته‌اند که سده‌ها و هزاره‌ها دنباله یافته است. به گواهی ارداویراف‌نامه و کارنامه‌ی اردشیر بابکان، دهگانان در روزگار ساسانیان از جایگاه برجسته‌ای در رده‌های همبودین (طبقات اجتماعی) برخوردار بودند.
گفتنی است در سال ۱۳۸۱ انجمن کِلْک(قلم) ایران به پشتوانه‌ی استوره‌ی تیرگان روز چهاردهم تیر را "روز کلک[قلم] نامید.
________________
برشی از یادداشت "جشن تیرگان و روز قلم"، نوشته‌ی #شاهین_سپنتا
برگردان شده به پارسی

#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان

✒️📜 @AdabSar
🌺🍀🌼🌸🌺🍀🌼🌸🌺🍀🌼🌸🌺
@AdabSar
سخن هیچ مَسْرای با رازْدار
که او را بوَد نیز انباز و یار

سخن را تو آگنده دانی همی
به گیتی پراگنده خوانی همی

چو رازت به شهر آشکارا شود
دل ِبخردان بی‌مدرا شود

برآشوبی و سَرسَبُک خوانَدَت
خردمند گر پیش بنْشانَدَت

تو عیبِ کسان هیچ‌گونه مجوی
که عیب آورد بر تو بر عیب‌‌گوی

وگر چیره گردد هوا بر خرد
خردمندت از مردمان نشمرد

و در این هفته:
همی خواهم از کردگار جهان
شناسنده‌ی آشکار و نهان

که باشد ز هر بد نگهدارتان
همه نیک‌نامی بود یارتان
#فردوسی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🍀🌺🌸🌼🍀🌺🌸🌼🍀🌺🌸🌼
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻مسواک۱= چوچ۱، دندان‌شو، دندان‌شوی، دندان‌شویه، دندان‌شویَک، دندان‌کاو، دندان‌سای، دندان‌پاک‌کن، دندان‌زُدا، روفان، ژاکی۳، نیمبَگ۴، غَرواش۵، پیلو۶
🔻مسواک‌زدن= چوچیدن، روفانیدن، دندان‌شستن، دندان‌شویی

نمونه:
🔺مسواک وسیله‌ای است که از آن برای تمیزکردن دندان استفاده می‌کنند=
چوچ/دندان‌شو ابزاری است که از آن برای پاکیزگی دندان بهره می‌برند

🔺قبل از خوابیدن، دندان‌ها را مسواک بزنید=
پیش از خوابیدن، دندان‌ها را بشویید/بروفانید

🚩 پی‌نوشت:
۱ و ۲. «مسواک» نام درختچه‌ای است که در زبان پارسی به آن «چوچ» گویند.
۳. ژاکی: درختچه‌ای که شاخه‌های نازک آن را برای چوچیدن(مسواک‌زدن) به‌کار می‌بردند.
۴. نیمبَگ: نام درختچه‌ای است که شاخه‌های نورس آن برای دندان‌شویی(مسواک‌زدن) به‌کار می‌رفته است.
۵. غَرواش: نام گیاهی است که کاربردی چون «چوچ» دارد.
۶. پیلو: نامِ پارسی‌ی درخت «اراک» است که از چوب آن دندان‌شویَک(مسواک) می‌ساختند.


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مسواک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی، چو هستی خوش باش


🔹خیام‌خوانیِ بانوی روس به زبان پارسی!

#خیام
@AdabSar
آرش به فروغ و نور ایمان
آن روز بلند تیرگان را
بنوشت به قلب سرخ تاریخ
با خامه‌ی عشق و جوهر جان

آری، گاه قلم همان تیر آرش است که سرفرازی سرزمینی را بر سینه تاریخ نقش می‌زند. قلمی که خامه‌ی عشق است و جوهرش جان آرش پهلوان!

روز قلم، بر نیک‌اندیشان جهان خجسته باد.
#هما_ارژنگی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

به تو خو کرده‌ام، مانند سربازی به سربندش
تو معروفی به دل‌کندن، مونالیزا به لبخندش

تو تا وقتی مرا سربار می‌بینی، نمی‌بینی
درخت میوه را پُربار خواهد کرد پیوندش

به تو تقدیم کردم، از همان اول دلت را زد
بهای شعرهایم را بپرس از آرزومندش

به دنیا اعتباری نیست، این حاجی بازاری
نه قولش قول خواهد شد، نه پابرجاست سوگندش

گریزی نیست جز راه‌آمدن با مردم پابند
همیشه کفش تقدیرش گره خورده‌ست با بندش

به غیر از رفتنت چیزی اگر هم بوده یادم نیست
چنان شعری که می‌ماند به خاطر آخرین بندش

چه حالی داشتم با رفتنت! سربسته می‌گویم
شبیه حال مردی شاهد اعدام فرزندش!

#حسین_زحمتکش
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکی‌ست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی‌ست

این همه جنگ‌و‌جدل حاصل کوته‌نظری‌ست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکی‌ست

#عماد_خراسانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم
از همین دور ولــی روی تو را می‌بوسم

گر چــه در سبزترین باغ، ولی خاموشم
گر چه در بازترین دشت، ولی محبوسم

خلوتِ ساکتِ یک جوی حقیرم بی تو
با تــو گستردگی پهنـــه‌ی اقیانوسم

ای به‌راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه
من چــــرا اینقــدَر از آمدنت مایـــوسم؟

این غزل حامل پیغام خصوصی من است
مهـــربان باشی با قاصدک مخصوصـــم!

گـــر چــــه تکرار نبـــاید بکنـم قافیــــه را
به خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم

بـار دیگــر مـی‌گویـــــم تا یادت نرود
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم!


#بهروز_یاسمی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

خواستم بعد از فروغ کتاب بخوانم

دیدم دنیا شاید خنده می‌خواهد...!


#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

با تو حس شعر در من بیشتر گل می‌کند
یاسم و باران که می‌بارد معطر می‌شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می‌بری
آسمان وقتی که می‌پوشی کبوتر می‌شوم

#مهدی_فرجی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

مرا درکوره سوزانده‌ست و او را کرده نقاشی
تفاوت‌ها بود در کار خلق آجر و کاشی

مرا سوزانده تا از آجرم سازد نگارستان
که آویزد به هر طاق و رفش یک قاب نقاشی

لبش را طرح مریم داده چشمش را تب نرگس
و از هفت يخن بیرون کشیده صبح بشّاشی

قلم یک شاخه گل گردیده دستش ناگهان گلدان
کشیده رنگ از گل تا کشیده کرپک و قاشی

به وقت طرح لب‌هایش چه کرده دست آن نقاش
که گل‌باران شده هفت آسمان هنگام نقاشی

چنان حیران شده نقاش بر نقش نگار خود
که پرگل کرده دامن را و او را کرده گل‌پاشی

خدا کرده‌ست خود نقاشی آتش‌پاره‌ی خود را
که در هُرمش بسوزاند هر آن دل را که شد ناشی

#محمدشریف_سعیدی
@AdabSar