ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

اگرچه زخم می‌زنی ولی تو را نوشته‌اند
به روی صفحه‌ی دلم خطوطِ تازیانه‌ها

خلاصه بر درختِ دل تو باید آشیان کنی
وگرنه می‌سپارمش به دست موریانه‌ها

#نجمه_زارع
@AdabSar
ادب‌سار
📜🖋 @AdabSar راهنمای پارسی‌نویسی در #نامه_نگاری سازمانی با سلام و احترام = با درود و مهر مورخه، تاریخ = گاهداد، روز و مَه مستدعی است ترتیبی اتخاذ فرمایید = خواهشمند است شیوه‌ای سامان یافته در پیش بگیرید ریاست محترم = فرنشین گرامی، سرپرست ارجمند احتراماً…
📜🖋 @AdabSar

راهنمای پارسی‌نویسی در #نامه_نگاری سازمانی


حق‌الزحمه مشاورالیه = دستمزد نامبرده
متمنی است اینجانب را از اقدامات بعمل آمده مطلع سازید = خواهشمند است بنده را از کارهای انجام شده آگاه سازید
ضمن قبولی طاعات و عبادات = همراه با آرزوی پذیرش بندگی‌ها و نیایش‌ها
در خصوص مذاکرات فی‌مابین = درباره‌ی گفتگویی انجام شده در میان
اقدامات لازم را مبذول دارید = کارهای نیازین را انجام دهید، به سرانجام رسانید

بر اساس ضوابط و مقررات = بر پایه‌ی شیوه‌ها و آیین‌نامه‌ها
متعاقبا طی اعلامیه‌ای اعلام خواهد شد = در پی یا پس از این با ازدنامه‌ای به  آگاهی خواهد رسید
ضمن تشکر از زحمات بی‌وقفه و صادقانه‌ی جنابعالی = همراه سپاس از کوشش‌های پیوسته و بی‌دریغ  و پاکدلانه‌ی شما
لازم است که اقدام عاجل به عمل آید = بایسته است که هرچه زودتر انجام شود

لذا تقاضامند است = از این روی خواهشمند است
موافقت و تصویب شد = هم‌آوایی/هماهنگی و پذیرش یافت
در اسرع وقت نسبت به تکمیل فرم ثبت‌نام اقدام به عمل آورید = هر چه زودتر/در زودترین هنگام پرسشنامه‌ی نام‌نویسی را پر نمایید
فرم‌های استخدامی به ضمیمه می‌باشد = پرسشنامه‌های کارگماری/کارگزاری به پیوست است


*درخور یادآوری است که واژه‌ی «تاریخ» خود واژه‌ای است پارسی


📝 برگرفته از برگه‌ی یادداشت‌های «ایراندوست»
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

📜🖋 @AdabSar
#فردوسی بزرگ، آن پهلوان نامه‌نگار مهرین بی‌همتا، در #شاهنامه لَخت‌های یاد شده را در داستان‌های سیاوش، پادشاهی گشتاسپ و جنگ بزرگ کیخسرو و افراسیاب آورده است.

#قاتل = کُشنده
اگر ویژه ابری شود در بار
کُشنده پدر چون بود دوستدار

#مقتول = کُشته
گرامی خرامید با خشم تیز
دل از کینه‌ی کُشتگان پر ستیز


کشتگان: کشت + پسوند «گان» = مقتول‌ها
کشتگاه: کشت + پسوند «گاه» = قتلگاه
چنين گفت پس با پشوتن كه خيز
برين كشتگان آب چندين مريز


پیشکش به جان باختگان راه میهن
#بزرگمهر_صالحی

نگاره: نبرد رستم و سهراب
🎨 هنرمند: حمید رحمانیان

📒 @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌺🌼
🌺🌼
🌼
چنین بود تا بود چرخِ روان
به اندیشه رنجه چه داری روان؟

چه گویی؟ چه جویی؟ چه شاید بُدَن؟
بر این داستانی نشاید زدن

روانت گر از آز فرتوت نیست
نِشیمِ تو جز تنگْ‌تابوت نیست
#فردوسى

امید آن:«که از دادگَر یک‌خدای
خرِد بادِمان بهره و داد و رای»


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🌺🌼
🌸🌺🌼
💫

چقدر ایستاده تا کوه شده است؟
چقدر گریسته تا دریا شده است؟
ایستادم
گریستم
«من» شدم!

#صابر_ساده
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
💫

آمد به سر کوی تو مسکین درویش
با چشم پرآب و با دل پاره‌ی ریش

بگذار که در پای تو اندازد سر
کو بی رخ خوب تو ندارد سر خویش

#فخرالدین_عراقی
@AdabSar
ادب‌سار
🍀 واژگان پارسی در عربی اجناس = از پارسی جنس‌ها، گونه‌ها، کالاها اجوام = از پارسی جام، جام‌ها احوال = از ریشه‌ی پارسی هال، جاورها، چگونگی‌ها اَخش = از پارسی خوش اِخوان = از پارسی خوان ، سفره یا تبق خوراکی ادوار = از پارسی دوره، دور، دورها، گردش‌ها ادیان =…
🌳 واژه‌های پارسی در زبان عربی

اَذقان (تک: ذَنَق) = از پارسی زنَخ، زنخ‌ها
اَذناب (تک: ذَنَب) = از پارسی دُنب، دُنب‌ها، پیروان
اَرائکِ (تک: اریکه) = از پارسی اورنگ،تخت‌ها، ریم‌ها
اَران/آران = از پارسی اران، گاهوک، تخت مُرده
اُربیان، روبیان = از پارسی ملخ دریایی
اِرتِزاق = از ریشه‌ی پارسی روزی، رزق یافتن
اَرجان = از پارسی اورجان، پسته‌ی بیابانی
ارجَوان = از پارسی ارغوان
اَرز = از پارسی ارزن
اَرش = از پارسی ارز، ارج، بها
اَرندج = از پارسی ارنده، رنده
آزاذ = از پارسی آزاد
آزار = از پارسی آذار

🌳 @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها(منابع):
۱- المنجد فی‌الغه و الاعلام بیروت ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فی‌المعاجم
۳- معجم المعربات الفارسیه
۴- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🌳 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

#آمرا = فرمانی، زورکی، دستوری

#ابتدائا = نخست، در آغاز، نخستین

#ابدا = هرگز، هَگـَرز، هیچگاه، به‌هیچ‌روی، همیشه، برای همیشه، جاودانه، کـَنارجِه(پارسی پهلوی)

#ابداعا = نوآوری، نوپیدایی، من‌درآوردی

#اتصالا = دمادم، پیوسته، پَیاپی

#اتفاقا = ناگهانی، ناگهان، بی‌گمان، یکباره، به‌ناگاه، باری، وانگهی، همگی، با هم، با همراهی هم

#اتهاما = دروغ‌زنی، بدنامی، نارواگویی، به‌دروغ، به‌ناروا

#اجبارا = به‌ناچار، از روی ناچاری، زورکی، ناگزیر، ناگزیری، به‌ستم، به‌زور، فِرِچپانیک(پارسی پهلوی)

#اجماعا = گروهی

#اجمالا = به‌کوتاهی، اندک، کوتاه، فشرده، به‌فشردگی

#عامدا = دانسته، به‌دلخواه، آگاهانه

نمونه:
🔻هر مالکی که عامداً یا آمراً باغ خود را از بین ببرد مجرم است =
هر دارنده‌ای که به‌دلخواه یا دستوری باغ خود را از میان ببرد بزه‌کار است

🔺ابتدائا باید از همه ی شما تشکر کنم =
در آغاز باید از همه‌ی شما سپاسگزاری کنم

🔻ورزش را ابدا از برنامه یومیه تان حذف نکنید =
ورزش را هرگز از برنامه‌ی روزانه‌تان نزدایید

🔺آز نگردد ابداً گرد آنک
در شکم مادر گردد غنی (ناصرخسرو) =
آز نگردد هرگز گرد آنک
در شکم مادر گردد بی‌نیاز

🔻نه فقط فعلا، که ابدا دوستت خواهم داشت =
نه‌تنها اکنون، که همیشه دوستت خواهم داشت

🔺ابداعا به راه حل جدیدی رسید =
من‌درآوردی به راهکار نویی رسید
نوآورانه به راهِ چاره‌ی تازه‌ای رسید

🔻در صحبت هایش اتصالا به این مساله اشاره می کند =
در سخنانش پیوسته این پرسمان را می‌نُمارد

🔺اتفاقاً من هم نظرم همین است
باری من هم نگرم همین است

🔻در خیابان بودم که اتفاقا رفیقم را دیدم =
در خیابان بودم که به‌ناگاه دوستم را دیدم

🔺همگی تصمیم گرفتیم که اتفاقا محل را ترک کنیم =
همگی بر آن شدیم که با هم از آنجا برویم

🔻اتفاقاً این‌طور هم نبود که شما گفتید =
باری این‌گونه هم نبود که شما گفتید
وانگهی این‌گونه هم نبود که شما گفتید

🔺در پيامشان، اتهاماً از زبان مـن مطالبی را نقل قول کرده اند =
در پیامشان، با دروغ‌زنی از زبان من سخنانی را بازگفته‌اند
در پیامشان، به‌دروغ از زبان من سخنانی را بازگفت کرده‌اند

🔻اجبارا انصراف داد =
ناگزیر کناره گرفت
به‌ناچار کناره‌گیری کرد

🔺اجبارا با پسرعمویش ازدواج کرد =
به‌زور با پسر اَپدَرش زناشویی کرد
زورکی زن اَپدَرزاده‌اش شد

🔻اجماعا به دیدن دوست مریض‌شان رفتند =
همگی به دیدن دوست بیمارشان رفتند

🔺دکترش، اجمالا وضعیت مریضی اش را شرح داد =
پزشکش، کوتاه چندو‌چون بیماری‌اش را گزارش داد
پزشگش، به‌کوتاهی چگونگی بیماری‌اش را گزارش داد


🚩دنباله دارد...

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

خسته‌ام اما اهورا با من است
پاکی این قلب تنها با من است

گرچه محکومم به تنهایی ولی
سایه‌ی آن عشق دانا با من است

سربه‌زیر و خسته و سردرگمم
موج ناآرام دریا با من است

نت به نت واژه به واژه خط به خط
عقده‌های زشت و زیبا با من است

عاشق ایران و ایرانی منم
پند آن موبد دانا با من است

گر نباشی در میان ایرانِ من
درد بی‌پایان دنیا با من است

سراینده و فرستنده #سورنا_آرام
@AdabSar
💫

در زیر بار منّت پرتو نمی‌رویم

دانسته‌ایم قدر شب تار خویش را

#صائب_تبریزی
@AdabSar
💫

دلت چون رود پاک است و زلال اما به این پاکی
نباید خو کنم چون رودها یک جا نمی‌مانند

شبیه دانه‌ی تسبیح زیبایی ولی افسوس
که در تسبیح هرگز دانه‌ها تنها نمی‌مانند

#مصطفی_پاکدل
@AdabSar
#استیضاح

پارسی: واپرسی، بازخواست، کاوش، گزارش‌خواهی
عربی: استیضاح
انگلیسی: Impeachment


نمونه:
با به رای گذاشتن فراخوانی گواهان(احضار شاهدان)، گمان می‌رود که دونالد ترامپ در دادگاه برای واپُرسی گناهکار شناخته شود.

برای پی‌ریزی واپرسی وزیران در مهستان ایران، غوغای سخنرانان کر کننده بود.


#بزرگمهر_صالحی
👩🏻‍⚖ @AdabSar
ادب‌سار
🌳 واژه‌های پارسی در زبان عربی اَذقان (تک: ذَنَق) = از پارسی زنَخ، زنخ‌ها اَذناب (تک: ذَنَب) = از پارسی دُنب، دُنب‌ها، پیروان اَرائکِ (تک: اریکه) = از پارسی اورنگ،تخت‌ها، ریم‌ها اَران/آران = از پارسی اران، گاهوک، تخت مُرده اُربیان، روبیان = از پارسی ملخ دریایی…
🌾 واژگان پارسی در زبان عربی

ازدخانه = از پارسی خانه
ازل = از پارسی اَسَر، آغاز، نخست
ازمِنه = از پارسی زمان، زمان‌ها، روزگاران
اساتِذِه = از پارسی اُستاد
اساطین = از پارسی ستون‌ها، عربی شده‌ی اُستوُانِه‌ها
اَساوِر، اسوار = از پارسی اسب سوار
اِسبانَج = از پارسی اسپناج
اَسبَرَنج = از پارسی اسپرَنگ، مهره‌ی اسب در شَترنَگ
اِسپیداج = عربی شده‌ی سپیدآب
اِستاج = از پارسی ستاک، شاخه
اِستار = از پارسی چهار، چهارتایی
اِستتَبرَق = از پارسی استَبرَک درختان چوب پنبه در کناره‌ی دریای پارس
اَستَم = از پارسی ستم
استنِساخ = از ریشه‌ی پارسی نُسک(نسخه)،نُسک بَرداری، رونویسی

🌾 @AdabSar
دنباله دارد

📜بازخن‌ها:
۱- الکلمات الفارسیه فی‌المعاجم
۲- فرهنگ دانشگاهی عربی پارسی از المنجدالابجدی لویس معلوف
۳- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🌾 @AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی #آمرا = فرمانی، زورکی، دستوری #ابتدائا = نخست، در آغاز، نخستین #ابدا = هرگز، هَگـَرز، هیچگاه، به‌هیچ‌روی، همیشه، برای همیشه، جاودانه، کـَنارجِه(پارسی پهلوی) #ابداعا = نوآوری، نوپیدایی، من‌درآوردی #اتصالا = دمادم، پیوسته،…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

#احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، با‌سِنایش، با گرامی‌داشت

#احتمالا = شاید، چه‌بسا، گمانم، انگارکه ، گمان می‌رود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4552)

#احتیاطا = از روی دوراندیشی

#احیانا = شاید، گهگاه، گاهگاه، گاهگاهی، اگر

#اختصارا = به‌کوتاهی، کوته‌سخن

#اصلا = هرگز، هیچ، از هیچ، هیچگاه، از بیخ، از بن، از هیچ‌باره، هیچ بُن، همیشه، همواره، هر آینه، از آغاز، از کنده

#اقلا = کمینه، کمترین، دستِ کم، کمیست (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/1850)

#اکثرا = بیشتر، بیشینه، بیشین، بیشترین

#اولا = یکم، نخست، نخستین، پیش از همه (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/3236)


نمونه:
🔻احتراما به استحضار می رساند... =
ارجمندانه به آگاهی می‌رساند...

🔺حین مسافرت احتیاطا زنجیر چرخ همراه داشته باشید =
هنگام بوم‌نوردی از روی دوراندیشی زنجیر چرخ همراه داشته باشید

🔻مقصر اصلی در تهدید و احیانا نابودی منابع آب کشور کیست؟ =
گنهکار مِهادین در هراساندن و شاید نابودی سرچشمه‌های آب کشور کیست؟

🔺اسم گروهشان را اختصارا "داعش" نامیده اند =
نام گروه‌شان را به‌کوتاهی "داعش" نامیده‌اند

🔻اصلاً نفس نمی کشد =
هیچ دَمِش ندارد

🔺اصلا خر ما از کره گی دُم نداشت =
از آغاز خر ما از کره‌گی دُم نداشت

🔻اصلا تمام حرف هایش کذب بود =
از بیخ همه‌ی سخنانش دروغ بود

🔺بهیچ چیز و بهیچ کس اصلاً مشغول نگردم =
به‌ هیچ‌چیز و به هیچکس هرگز سرگرم نگردم

🔻اصلاً از اول هم کارش اشتباه بود =
هرآینه از آغاز هم کارش نادرست بود

🔺اکثراً در نیمکرۀ جنوبی قرار دارند =
بیشتر در نیمپادَک نیمروزی هستند


🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

بانو اجازه هست غمم را رها کنم
دردِ تمامِ بی‌کسی‌ات را دوا کنم
یک گریه بغض را بکشانم به دغدغه
یا با تمام خنده‌ی تو جابه‌‌جا کنم

بانو اجازه هست دوباره سرودنت
دل دادن و دوباره کمی دل ربودنت
حالا که چشم‌های درون شسته می‌شود
بانو دوباره چشم بدوزم به بودنت

بانو اجازه هست تو را نقش دل کنم
با تو تمام خاطره‌ها را خجل کنم
برخیزم و به سردیِ شبهای انتظار
بر شانه‌ات تمام خودم را شنل کنم

بانو اجازه هست بخندم کنار تو
بانو بگو شکوفه کنم در بهار تو
بر روی ریل بودن تو شعر دل شوم
این ساک این بلیط و این هم قطارِ تو

#محسن_انشایی
@AdabSar
👍1
💫

چو من هلاک شوم از طبيب شهر بپرس

كه مرگ كشت مرا يا تو بی‌وفا کشتی

#محتشم_کاشانی
@AdabSar
💫

شبت زِ بهر چه بر روز سایبان انداخت
که روزِ من به شبِ تیره در گمان انداخت

دو زلف پُر شِکنت گر نگه کنی دو شب‌اند
که روزِ رویِ تو خود را در آن میان انداخت

هزار روز به شب کردم از غمت که رُخَت
بگفت سایه بر این ناتوان توان انداخت

#امامی_هروی
@AdabSar
☔️🧣 جشن نیران
جشن شادی و ستایش باران


🌦 «جشن نیران» واپسین جشن از جشن‌های پرشمار دی‌ماه، در «انارام روز» یا سی‌ام دی در ایران باستان برگزار می‌شد. جشن نیران یکی از ده‌ها جشن شاد برای ستایش باران و نمادی از آفریدن و زندگی بخشیدن بود. شاید آیین آب پاشیدن از بازمانده‌های جشن نیران باشد. اگرچه این گمان درباره‌ی دیگر جشن‌های آب هم گفته شده است.

🌨 ویژگی جشن‌های دی‌ماه این است که با افسانه‌ها و رویدادهای ماندگار ایران باستان پیوند دارند.
درباره‌ی پیدایش جشن نیران گفته شده که در زمان «پیروز ساسانی» ایران را خشکسالی فراگرفت و همه چشم‌به‌راه باران بودند تا اینکه در این روز در جایی به‌نام «دهکام پیروز»(در استان پارس کنونی و یا ایلام)، چکه‌های باران بر زمین فروریختند، شاه به آرزویش رسید و مردم شادی و پایکوبی کردند. از این‌رو جشن نیران جشنی برای یادآوری پایان یافتن تنگدستی و خشکسالی و آغاز رویش و فراوانی است. این افسانه را نیز برای دیگر جشن‌های آب گفته‌اند.

❄️ آب پاشیدن روی زمین و آتش افروختن از آیین‌های این جشن و بسیاری دیگر جشن‌های ایرانی بود.

☔️🧣 @AdabSar
__________________
🖋 برگرفته از:
۱- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #حسام_الدین_مهدوی
۲- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
__________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_نیران #دیگان
☔️🧣 @AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی #احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، با‌سِنایش، با گرامی‌داشت #احتمالا = شاید، چه‌بسا، گمانم، انگارکه ، گمان می‌رود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4552) #احتیاطا = از روی دوراندیشی…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

#اخیرا = به‌تازگی، تازنگ، واپسینگاه، در زمان بازپسین، در این نزدیکی‌ها، در این روزها، چندی پیش، پس از همه، سپس

#ایضا = (Idem، لاتینی تازی‌شده)، هاس، اَیدی، بِنیز، نیز، و نیز، و نیز هم، اَندی، هم، باز هم، همچنین، گذشته از این

#باطنا = نهانی، درونی، در پنهانی، پنهانی، در بنیاد، در شکم

#بعضا = برخی، پاره‌ای، تک‌وتوک، گاه، گاهی

#تادبا = از سر ادب

نمونه:
🔻آیا اخیرا سردرد شدیدی داشته اید؟ =
آیا به‌تازگی سردرد سختی داشته‌اید؟
آیا در این روزها سردرد سختی داشته‌اید؟

🔺اخیرا کمی سردرد داشت =
چندی پیش کمی سردرد داشتم

🔻بسیاری از مشکلات را حل کردیم و اخیرا این مشکل هم حل شد =
بسیاری از گره‌ها را گشودیم و پس از همه این گرفتاری هم چاره شد

🔺ایضا می‌توان از این تکنولوزی استفاده‌های دیگری هم کرد =
همچنین می‌توان از این فناوری بهره‌های دیگری هم برد

🔻در ظاهر دوستش بود و باطناً بقتل او مصمم =
آشکارا دوستش بود و در پنهانی به کشتن‌اش استوار

🔺ظاهر خوبی داشت ولی باطنا عذاب‌آور بود =
بیرون خوبی داشت ولی درونی رنج‌آور بود

🔻باربرهای بازار بعضا لیسانسه‌اند=
باربرهای بازار برخی کارشناس‌اند
باربرهای بازار تک‌وتوک کارشناسی دارند

🔺بعضا دیده شده که بعضی از روی تفریح دست به سرقت می‌زنند =
گاهی دیده شده که برخی از روی سرخوشی دست به دزدی می‌زنند

🔻با وجود عدم اطمینان به انتخابش، تادبا بر نظر وی صحه گذاشتند =
با همه‌ی نگرانی از گزینش‌اش، از روی ادب رای‌اش را پذیرفتند


#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

 
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی، جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
که نه اندازه‌ی توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

#مولوی
@AdabSar