💫
گر غبارم دیدهی آیینهام منزل بُود
نیستم گَردی که از دامن بیفشانی مرا
در میان گلرخانم همچو شاخِ گل «رفیع»
خارم اما میکند صد گل نگهبانی مرا
#رفیع_مشهدی
@AdabSar
گر غبارم دیدهی آیینهام منزل بُود
نیستم گَردی که از دامن بیفشانی مرا
در میان گلرخانم همچو شاخِ گل «رفیع»
خارم اما میکند صد گل نگهبانی مرا
#رفیع_مشهدی
@AdabSar
ادبسار
🌾 واژگان پارسی در زبان عربی ازدخانه = از پارسی خانه ازل = از پارسی اَسَر، آغاز، نخست ازمِنه = از پارسی زمان، زمانها، روزگاران اساتِذِه = از پارسی اُستاد اساطین = از پارسی ستونها، عربی شدهی اُستوُانِهها اَساوِر، اسوار = از پارسی اسب سوار اِسبانَج = از…
🌹 واژگان پارسی در زبان عربی
اسکاف = از پارسی اسکاف، کفشدوز
اَسکَدار = از پارسی اسگُدار، نامهبر
اُسکُرَّجهٔ = از پارسی سکرچه، آوند(ظرف) کوچک برای چاشنیها
اسلحه = از ریشه ی اوستایی سَلَهش، جنگافزار
اُسوه = از پهلوی اسا، الگو، نمونه
اَشائب = از پارسی آشوبها
اَشبانی = از پارسی شبانه، می خوری شبانه
اُشتربان = از پارسی شتربان
اشرار = از ریشهی پارسی شَر (بد)
اُشُق = از پارسی اُشَج، گیاهی زردرنگ که از آن ژَد (صمغ) دارویی میگیرند
اِشکاره = از پارسی شکاره، زمین کوچکی که برای کشت به دهگانان (دهقانان) واگذار میشود
🌹 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم
۲- فرهنگ دانشگاهی عربی پارسی از المنجدالابجدی لویس معلوف
۳- واژهنامهی عمید
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🌹 @AdabSar
اسکاف = از پارسی اسکاف، کفشدوز
اَسکَدار = از پارسی اسگُدار، نامهبر
اُسکُرَّجهٔ = از پارسی سکرچه، آوند(ظرف) کوچک برای چاشنیها
اسلحه = از ریشه ی اوستایی سَلَهش، جنگافزار
اُسوه = از پهلوی اسا، الگو، نمونه
اَشائب = از پارسی آشوبها
اَشبانی = از پارسی شبانه، می خوری شبانه
اُشتربان = از پارسی شتربان
اشرار = از ریشهی پارسی شَر (بد)
اُشُق = از پارسی اُشَج، گیاهی زردرنگ که از آن ژَد (صمغ) دارویی میگیرند
اِشکاره = از پارسی شکاره، زمین کوچکی که برای کشت به دهگانان (دهقانان) واگذار میشود
🌹 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم
۲- فرهنگ دانشگاهی عربی پارسی از المنجدالابجدی لویس معلوف
۳- واژهنامهی عمید
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🌹 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#ادب = پارسی تازیشده، آزرم، هنر، فرهنگ، دانش، پرهیخت، آیین، اندازه نگاهداشتن، پالایش درون، زیرکی، هوشیاری
#ادباء = ادبمَندان
ادب کردن = فَرهنجیدن، فَراهِختن، فَرهیزش، فَرهیختن
#ادبی = از پارسی، ادبی، ادبیک، فرهنگی
#ادبیات = ادبسار، دانشهای ادبیک، خوبنوشتهها(خوب نیپک، پارسی پهلوی)، فن، فرهنگ، شیوه، سبک، رفتار، راه و روش
#ادبیات_فارسی = ادبسار پارسی
#ادیب = ادبوَر، ادبشناس، ادبمَند، ادبدان، اندازهدان، زباندان
#ادیبانه = ادبمَندانه
#تادب = ادبیافتن، فَرهیختن
#تادبا = از سر ادب
#تادیب = ادب آموختن، فَرهیختن، ادبکردن، گوشمال، گوشمالیدن، گوشمالیدادن
#تادیبی = گوشمالی، فَرهیختی
#مؤدب = باادب، بافرهنگ، فَرهیخته
🔴 به گواه بسیاری از دانشوران زبان پارسی، واژهی «ادب» پارسی است و تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفتهاند.
چند نمونه:
۱. دهخدا:
ادب . [ اَ دَ ] (ع اِ) (معرب از فارسی) فرهنگ
۲. ابوالقاسم پرتو در واژهیاب:
ادب: پارسی تازی گشته
۳. فرهنگستان زبان پارسی در واژهنامهی پارسی سره:
ادب: ادب به چم دانش و فرهنگِ نوشتهشده، خود یک واژهی پارسی است که از پارسی به تازی رفته است. دبیر، دبیره، دبستان و دبیرستان هر یک از ادب برگرفته شدهاند.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#ادب = پارسی تازیشده، آزرم، هنر، فرهنگ، دانش، پرهیخت، آیین، اندازه نگاهداشتن، پالایش درون، زیرکی، هوشیاری
#ادباء = ادبمَندان
ادب کردن = فَرهنجیدن، فَراهِختن، فَرهیزش، فَرهیختن
#ادبی = از پارسی، ادبی، ادبیک، فرهنگی
#ادبیات = ادبسار، دانشهای ادبیک، خوبنوشتهها(خوب نیپک، پارسی پهلوی)، فن، فرهنگ، شیوه، سبک، رفتار، راه و روش
#ادبیات_فارسی = ادبسار پارسی
#ادیب = ادبوَر، ادبشناس، ادبمَند، ادبدان، اندازهدان، زباندان
#ادیبانه = ادبمَندانه
#تادب = ادبیافتن، فَرهیختن
#تادبا = از سر ادب
#تادیب = ادب آموختن، فَرهیختن، ادبکردن، گوشمال، گوشمالیدن، گوشمالیدادن
#تادیبی = گوشمالی، فَرهیختی
#مؤدب = باادب، بافرهنگ، فَرهیخته
🔴 به گواه بسیاری از دانشوران زبان پارسی، واژهی «ادب» پارسی است و تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفتهاند.
چند نمونه:
۱. دهخدا:
ادب . [ اَ دَ ] (ع اِ) (معرب از فارسی) فرهنگ
۲. ابوالقاسم پرتو در واژهیاب:
ادب: پارسی تازی گشته
۳. فرهنگستان زبان پارسی در واژهنامهی پارسی سره:
ادب: ادب به چم دانش و فرهنگِ نوشتهشده، خود یک واژهی پارسی است که از پارسی به تازی رفته است. دبیر، دبیره، دبستان و دبیرستان هر یک از ادب برگرفته شدهاند.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
ادبسار
📜🖋 @AdabSar راهنمای پارسینویسی در #نامه_نگاری سازمانی حقالزحمه مشاورالیه = دستمزد نامبرده متمنی است اینجانب را از اقدامات بعمل آمده مطلع سازید = خواهشمند است بنده را از کارهای انجام شده آگاه سازید ضمن قبولی طاعات و عبادات = همراه با آرزوی پذیرش بندگیها…
🖋📜 شوربختانه در گفتوگوی روزانه یا در #نامه_نگاری های دیوانی (اداری) برخی زبانزدها را با بهرهگیری از واژهی بیگانهی «حَسَب» بهکار میبریم که هم زبان ما را کممایه کرده و هم جایگزین پارسی شیواتر و زیباتری دارند:
#حَسَب = شَوَند، برابر، انگیزه، اندازه
#حسب_الاجازه = با پروانه
#حسب_الاشاره = برابر دستور
#حسب_الاضطرار = به ناچار، ناگزیر
#حسب_الاقتضا = به فراخور
#حسب_الالتماس = به خواهش
#حسب_الامر = به فرمان، به فرموده، به فرمایش، به دستور، برابر فرمایش، برابر فرموده، برابر دستور
#حسب_الامکان = تا جایی که شود
#حسب_الحال = چُنانکه باید
#حسب_الحکم = به فرمان
#حسب_الفرمایش (!) = (از ساختههای نادرست فارسیگویان)برابر فرموده، برابر فرمایش، برابر فرمان
#حسب_الفرموده (!) = (از ساختههای نادرست فارسیگویان)به فرموده، به فرمایش، به فرمان
#حسب_المعمول = به روایی
#حسب_الوظیفه = به خویشکار
@AdabSar
✍ نمونه:
📃 حَسَبُالامر امیر، شورشیان را زندانی کردند =
برابر فرمان سردار، شورشیان را زندانی کردند
📃 حَسَبُالاجازهی اوليای دولت، جمعی که تقريبا پنجهزار خانوار میشدند در سرخس منزل کردند =
با پروانهی کشورداران، گروهی که نزدیک به پنجهزار خانوار میشدند در سرخس خانه کردند
📃 بر حَسَبِ وظیفه وارد عرصه شدم =
به خویشکار پا به میدان گذاشتم
از روی بایستگی به میدان آمدم
✒️📜 @AdabSar
#حَسَب = شَوَند، برابر، انگیزه، اندازه
#حسب_الاجازه = با پروانه
#حسب_الاشاره = برابر دستور
#حسب_الاضطرار = به ناچار، ناگزیر
#حسب_الاقتضا = به فراخور
#حسب_الالتماس = به خواهش
#حسب_الامر = به فرمان، به فرموده، به فرمایش، به دستور، برابر فرمایش، برابر فرموده، برابر دستور
#حسب_الامکان = تا جایی که شود
#حسب_الحال = چُنانکه باید
#حسب_الحکم = به فرمان
#حسب_الفرمایش (!) = (از ساختههای نادرست فارسیگویان)برابر فرموده، برابر فرمایش، برابر فرمان
#حسب_الفرموده (!) = (از ساختههای نادرست فارسیگویان)به فرموده، به فرمایش، به فرمان
#حسب_المعمول = به روایی
#حسب_الوظیفه = به خویشکار
@AdabSar
✍ نمونه:
📃 حَسَبُالامر امیر، شورشیان را زندانی کردند =
برابر فرمان سردار، شورشیان را زندانی کردند
📃 حَسَبُالاجازهی اوليای دولت، جمعی که تقريبا پنجهزار خانوار میشدند در سرخس منزل کردند =
با پروانهی کشورداران، گروهی که نزدیک به پنجهزار خانوار میشدند در سرخس خانه کردند
📃 بر حَسَبِ وظیفه وارد عرصه شدم =
به خویشکار پا به میدان گذاشتم
از روی بایستگی به میدان آمدم
✒️📜 @AdabSar
🔥1
ادبسار
🌹 واژگان پارسی در زبان عربی اسکاف = از پارسی اسکاف، کفشدوز اَسکَدار = از پارسی اسگُدار، نامهبر اُسکُرَّجهٔ = از پارسی سکرچه، آوند(ظرف) کوچک برای چاشنیها اسلحه = از ریشه ی اوستایی سَلَهش، جنگافزار اُسوه = از پهلوی اسا، الگو، نمونه اَشائب = از پارسی آشوبها…
🌵 واژگان پارسی در زبان عربی
اشکرا = اشکره از پارسی اشکار
اُشکُز = از پارسی اَدرَنگ، ادرنج، چرم سفید زین
اِشکست = از پارسی شکستن، پیشآمد ناگوار
اَشکَفته = از پارسی شکافته، دخمه
اِشکنّج = از پارسی اشکنک
اُشنان = از پارسی اشنان گیاهی که با آن رخت و دست میشویند
اِشناو = از پارسی شنا
اُشنه = از پارسی اشنه، از پیچکهای گیاهی
اَشِهّ = از پارسی آش
اِصالَت = از ریشه ی پارسی آسال، گوُهَر
اِصبَهبُد = از پارسی اسپَهبُد، سپِهبد
🌵 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- المنجد فیالغه و الاعلام بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
3- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🌵 @AdabSar
اشکرا = اشکره از پارسی اشکار
اُشکُز = از پارسی اَدرَنگ، ادرنج، چرم سفید زین
اِشکست = از پارسی شکستن، پیشآمد ناگوار
اَشکَفته = از پارسی شکافته، دخمه
اِشکنّج = از پارسی اشکنک
اُشنان = از پارسی اشنان گیاهی که با آن رخت و دست میشویند
اِشناو = از پارسی شنا
اُشنه = از پارسی اشنه، از پیچکهای گیاهی
اَشِهّ = از پارسی آش
اِصالَت = از ریشه ی پارسی آسال، گوُهَر
اِصبَهبُد = از پارسی اسپَهبُد، سپِهبد
🌵 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- المنجد فیالغه و الاعلام بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
3- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🌵 @AdabSar
🕊 بهمنگان، جشن خردورزی
بخش نخست
🕊🌱 بهمنگان از واژهی اوستایی «وهومنه» وهو(خوب)+منه(من، منش و اندیشه) ساخته شده است. وهومنه، وهومن، وهمن و سپس بهمن و بهمنش به چم بهترین اندیشه، اندیشهی نیک، منش نیک و من نیک و بهمنگان جشنی در ستایش درستکاری است. بهمن در آیینهای کهن ایران یکی از ویژگیهای ایزد یکتاست.
«فرهنگ مهر» در نیپیک(کتاب) «فلسفه زرتشت» نوشته است که شش فرشتهی اهورامزدا، هریک پاسدار زیستبوم(محیط زیست)، جانواران و آدمیان بودند که نخستین آنها فرشتهی وهومن یا بهمن پاسدار جانوران سودمند، تندرستی و نیکاندیشی در روی زمین بود. از اینرو ایرانیان در جشن بهمنگان بیش از هر جشن و آیین دیگری از کشتن و آسیب رساندن به جانوران پرهیز میکردند.
🕊🌱 بر پایهی باورهای کیش زرتشتی، زرتشت پیامبر ایرانی برای دریافت پیامهای اهورامزدا از فرشتهی وهومن یاری میگرفت. در «گاتها» آمده است که زرتشت به یاری او پیامبر شد. بر پایهی این باورها نیکوکاران در سرای وهومن یا بهشت جای دارند. در نسک(کتاب)های دینکرد و بندهش نوشته شده که وهومن نخستین آفریدهی خداست. از این رو نخستین روز هر ماه(اورمزد) نام پروردگار است و روز دوم ماه وهومن/بهمن نام دارد. ایشمَه یا خشم، آز و اَکوُمَن(اندیشهی بد و اهریمنی) دیوهایی هستند که امشاسپند بهمن با آنان میستیزد. او در جهان مینوی(معنوی) نماد منش نیک اهورامزدا و در جهان ماتکیک(مادی) پاسبان جانوران سودمند است ولی با آدمیان نیز سروکار دارد. چرا که اندیشهی نیک در هستی آدمی و کار او جایگاه بهسزایی دارد.
🕊🌱 «خروس» نشان ویژهی بهمنگان بود. ایرانیان باور داشتند كه از ميان جانوران خروس همانند سروش(از فرشتگان خدا) با بانگ هوشياری و بيداری خود نویدبخش روزی روشن با انديشهای روشن و سپيد است. همچنین رنگ سپید رنگ ویژه و گل یاسمن سپید گل ویژهی بهمن و جشن بهمنگان بود. جشن بهمنگان پیش از تازش مغولان در ایران فراگیر بود. در زمان صفویان برخی از آیینهای آن زنده شد.
🕊🌱 جشن بهمنگان یا جشن بهمنجنه در بهمنروز از بهمنماه برابر با دوم بهمن در ایران باستان برگزار میشد. بهمنگان در ایران نماد مردان نیکاندیش بود.
🌿 @AdabSar
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
__________________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان #شاهین_سپنتا
۳- اصل و نسب دینهای ایرانیان باستان #عبدالعظیم_رضایی
۴- گاتها #ابراهیم_پورداود
۵- فرهنگ ایران باستان #ابراهیم_پورداود
۶- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
__________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_بهمنگان #بهمنگان
یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان
plink.ir/xDhei
🌿 @AdabSar
بخش نخست
🕊🌱 بهمنگان از واژهی اوستایی «وهومنه» وهو(خوب)+منه(من، منش و اندیشه) ساخته شده است. وهومنه، وهومن، وهمن و سپس بهمن و بهمنش به چم بهترین اندیشه، اندیشهی نیک، منش نیک و من نیک و بهمنگان جشنی در ستایش درستکاری است. بهمن در آیینهای کهن ایران یکی از ویژگیهای ایزد یکتاست.
«فرهنگ مهر» در نیپیک(کتاب) «فلسفه زرتشت» نوشته است که شش فرشتهی اهورامزدا، هریک پاسدار زیستبوم(محیط زیست)، جانواران و آدمیان بودند که نخستین آنها فرشتهی وهومن یا بهمن پاسدار جانوران سودمند، تندرستی و نیکاندیشی در روی زمین بود. از اینرو ایرانیان در جشن بهمنگان بیش از هر جشن و آیین دیگری از کشتن و آسیب رساندن به جانوران پرهیز میکردند.
🕊🌱 بر پایهی باورهای کیش زرتشتی، زرتشت پیامبر ایرانی برای دریافت پیامهای اهورامزدا از فرشتهی وهومن یاری میگرفت. در «گاتها» آمده است که زرتشت به یاری او پیامبر شد. بر پایهی این باورها نیکوکاران در سرای وهومن یا بهشت جای دارند. در نسک(کتاب)های دینکرد و بندهش نوشته شده که وهومن نخستین آفریدهی خداست. از این رو نخستین روز هر ماه(اورمزد) نام پروردگار است و روز دوم ماه وهومن/بهمن نام دارد. ایشمَه یا خشم، آز و اَکوُمَن(اندیشهی بد و اهریمنی) دیوهایی هستند که امشاسپند بهمن با آنان میستیزد. او در جهان مینوی(معنوی) نماد منش نیک اهورامزدا و در جهان ماتکیک(مادی) پاسبان جانوران سودمند است ولی با آدمیان نیز سروکار دارد. چرا که اندیشهی نیک در هستی آدمی و کار او جایگاه بهسزایی دارد.
🕊🌱 «خروس» نشان ویژهی بهمنگان بود. ایرانیان باور داشتند كه از ميان جانوران خروس همانند سروش(از فرشتگان خدا) با بانگ هوشياری و بيداری خود نویدبخش روزی روشن با انديشهای روشن و سپيد است. همچنین رنگ سپید رنگ ویژه و گل یاسمن سپید گل ویژهی بهمن و جشن بهمنگان بود. جشن بهمنگان پیش از تازش مغولان در ایران فراگیر بود. در زمان صفویان برخی از آیینهای آن زنده شد.
🕊🌱 جشن بهمنگان یا جشن بهمنجنه در بهمنروز از بهمنماه برابر با دوم بهمن در ایران باستان برگزار میشد. بهمنگان در ایران نماد مردان نیکاندیش بود.
🌿 @AdabSar
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
__________________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان #شاهین_سپنتا
۳- اصل و نسب دینهای ایرانیان باستان #عبدالعظیم_رضایی
۴- گاتها #ابراهیم_پورداود
۵- فرهنگ ایران باستان #ابراهیم_پورداود
۶- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
__________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_بهمنگان #بهمنگان
یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان
plink.ir/xDhei
🌿 @AdabSar
🌱🕊 @AdabSar
#جشن_بهمنگان
سراینده: #شاهین_سپنتا
به فرخندگی جشن بهمن رسید
به هر بوستان یاسمن نودمید
بُوَد تا در این جشن باشی به هوش
نیوشنده باشی پیام سروش
خروس سپید است پیک سروش
که هر بامدادان برآرد خروش
که یزدان به جاندار داده است جان
مبادا به جانش رسانی زیان
«چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
که رحمت بر آن تربت پاک باد:
میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
سیاه اندرون باشد و سنگ دل
که خواهد که موری شود تنگدل»
مکن با سگ پیر آواره، جنگ
مبندش به زنجیر و قلاده، تنگ
مکش بیش از اندازه از باره کار
مکن روز حیوان بیچاره تار
مزن لانهی مرغکان را به سنگ
مشو پشتوان خروسان به جنگ
مکن صید ماهی به وقت خوشی
مکن پیشهات کار ماهیکُشی
منه بار بر اسب بیمار و لنگ
مکش در پیاش چوب و الوار و سنگ
چنان بستهای تنگ راه نفس
که بلبل دهد جان به کنج قفس؟
چرا میکنی دشمنی با ددان؟
چرا میکنی کار نابخردان؟
ز نامهربانی بهرام گور
تهی شد همه دشت میهن ز گور
کنون پند گیر از سرانجام او
نشد جز دل خاک انجام او
گر ایرانستایی مزن تیر کین
به قرقاول و کبک ایرانزمین
تو بر شیر ایران ستم کردهای
دل مام میهن دُژَم کردهای
چو خالی شده بیشه از نرهشیر
شده این وطن مُلک کفتار پیر
بسی ببر کشتند پتیارگان
که ناهست شد ببر مازندران
نباشد جز این پند و پیغام دین
ز پیغام دین پند نیکو گزین
همه دام و دد را ز ریز و درشت
نباید شکار و نباید بکشت
همه جیرهخوارند از مور و شیر
بر این خوان گستردهی بینظیر
نخواهد چنین خوار و خرد و نزار
سرانجام مخلوق، پروردگار
نگهدار، گنجینهی زیست.بوم
گرانپایه سرمایهی مرز و بوم
مبادا ز کف مفت و آسان دهی
ز خودکرده نالان و پژمان شوی
حمایت ز حیوان کسی پیشه کرد
که در زندگی، سبز اندیشه کرد!
🌱🕊 @AdabSar
#جشن_بهمنگان
سراینده: #شاهین_سپنتا
به فرخندگی جشن بهمن رسید
به هر بوستان یاسمن نودمید
بُوَد تا در این جشن باشی به هوش
نیوشنده باشی پیام سروش
خروس سپید است پیک سروش
که هر بامدادان برآرد خروش
که یزدان به جاندار داده است جان
مبادا به جانش رسانی زیان
«چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
که رحمت بر آن تربت پاک باد:
میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
سیاه اندرون باشد و سنگ دل
که خواهد که موری شود تنگدل»
مکن با سگ پیر آواره، جنگ
مبندش به زنجیر و قلاده، تنگ
مکش بیش از اندازه از باره کار
مکن روز حیوان بیچاره تار
مزن لانهی مرغکان را به سنگ
مشو پشتوان خروسان به جنگ
مکن صید ماهی به وقت خوشی
مکن پیشهات کار ماهیکُشی
منه بار بر اسب بیمار و لنگ
مکش در پیاش چوب و الوار و سنگ
چنان بستهای تنگ راه نفس
که بلبل دهد جان به کنج قفس؟
چرا میکنی دشمنی با ددان؟
چرا میکنی کار نابخردان؟
ز نامهربانی بهرام گور
تهی شد همه دشت میهن ز گور
کنون پند گیر از سرانجام او
نشد جز دل خاک انجام او
گر ایرانستایی مزن تیر کین
به قرقاول و کبک ایرانزمین
تو بر شیر ایران ستم کردهای
دل مام میهن دُژَم کردهای
چو خالی شده بیشه از نرهشیر
شده این وطن مُلک کفتار پیر
بسی ببر کشتند پتیارگان
که ناهست شد ببر مازندران
نباشد جز این پند و پیغام دین
ز پیغام دین پند نیکو گزین
همه دام و دد را ز ریز و درشت
نباید شکار و نباید بکشت
همه جیرهخوارند از مور و شیر
بر این خوان گستردهی بینظیر
نخواهد چنین خوار و خرد و نزار
سرانجام مخلوق، پروردگار
نگهدار، گنجینهی زیست.بوم
گرانپایه سرمایهی مرز و بوم
مبادا ز کف مفت و آسان دهی
ز خودکرده نالان و پژمان شوی
حمایت ز حیوان کسی پیشه کرد
که در زندگی، سبز اندیشه کرد!
🌱🕊 @AdabSar
👍1
بازتاب #جشن_بهمنگان در شماری از چامههای پارسی:
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بود
فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
#منوچهری
فرخش باد و خداوندش فرخنده کناد
عید فرخندهی بهمنجنه و بهمنمه را
#فرخی
بجوش اندرون دیگ بهمنجنه
بگوش اندرون بهمن و قیصران
منوچهری
رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
ای درخت ملک، عزت بار و بیداری تنه
منوچهری
اندرآمد ز در حجرهی من صبحدمی
روز بهمنجنه یعنی دویم از بهمن ماه
#انوری
❄️ @AdabSar 🕊
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بود
فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
#منوچهری
فرخش باد و خداوندش فرخنده کناد
عید فرخندهی بهمنجنه و بهمنمه را
#فرخی
بجوش اندرون دیگ بهمنجنه
بگوش اندرون بهمن و قیصران
منوچهری
رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
ای درخت ملک، عزت بار و بیداری تنه
منوچهری
اندرآمد ز در حجرهی من صبحدمی
روز بهمنجنه یعنی دویم از بهمن ماه
#انوری
❄️ @AdabSar 🕊
🕊 جشن بهمنگان، روز مردان نیکاندیش در ایران گرامی باد.
بهمنگان میتواند روزی نمادین در ستایش خردورزی و اندیشه، دوستی با زیستبوم و زندگی بر پایهی همیاری آدمیان باشد. باورها و آیینهای افسانهای و نمادین بهمنگان چشماندازی از زندگی در آشتی و زیستن جهانی آرام را به باورمندانش مینمایاند.
فرتور: نگارهی نمادین امشاسپند وهومَنَه(فرشتهی بهمن) نماد نیکی و نیکاندیشی و پاسدار جانوران.
🌿 @AdabSar 🕊
بهمنگان میتواند روزی نمادین در ستایش خردورزی و اندیشه، دوستی با زیستبوم و زندگی بر پایهی همیاری آدمیان باشد. باورها و آیینهای افسانهای و نمادین بهمنگان چشماندازی از زندگی در آشتی و زیستن جهانی آرام را به باورمندانش مینمایاند.
فرتور: نگارهی نمادین امشاسپند وهومَنَه(فرشتهی بهمن) نماد نیکی و نیکاندیشی و پاسدار جانوران.
🌿 @AdabSar 🕊
🕊 بهمنگان، پاسداشت جانوران سودمند
بخش دوم و پایانی
🕊🌱 جشن بهمنگان جشنی فراگیر در ایران باستان و جشنی در ستایش نیکاندیشی و پاسداری از جانوران بود. گویا آیینهای این جشن با گذشت هزارهها دستخوش دگرگونیهایی شد.
🕊🌱 پوشیدن جامهی سپید یکی از آیینهای کهن جشن بهمانگان بود. ایرانیان با این کار نمادین از هرگونه ناپاکی و آلودگی بیزاری میجستند. سپس به دیدار یکدیگر میرفتند و گلهای یاسمن سپید به یکدیگر پیشکش میکردند. در جشن بهمنگان نوشیدن شیر، نوشیدنیهای گیاهی و خوردن گیاهان نیک شمرده میشد. از آنجا که این روز، نماد نگهداری از جانوران بود، آیین نَبُر یا پرهیز از کشتن جانوران و خوردن گوشت یکی از آیینهای بهمنگان بود ولی به گمان این باور با گذر زمان دستخوش دگرگونیهایی شد. زیرا ابوریحان بیرونی نوشته است که به هنگام بهمنگان در خراسان مهمانی بزرگی میدهند و آشی به نام «دانگو» از هر دانه خوراکی، گوشت، تره و سبزی میپزند. در پختن این آش هر کس یا خانواده دانگ(سهم) داشت و برای فراهم کردن آن میکوشید. این کار نمادی از همکاری گروهی بود. شاید نام دانگو از همین آیین دانگی گرفته شده است. هرچند «دانکو» نیز به چم بنشن است که میتواند همان دانگو باشد.
🕊🌱 بیرونی نوشته است: ایرانیان در این روز گل بهمن زرد و سپید را با شیر میخوردند و باور داشتند که این کار فراموشی را از میان برده و به یادهورزی(تقویت حافظه) میانجامد. مردم پارس(شیراز کنونی) نیز از بُنشَن(حبوبات) و گوشت خوراک میپختند و با شیر میخوردند تا بر فراموشی چیره شوند.
در این آیینها ایرانیان پس از خوردن و آشامیدن از آفریدگار برای دادههایش سپاسگزاری میکردند.
🕊🌱 «اسدی توسی» در نیپیک «لغت فرس» نوشته است که ایرانیان باستان در جشن بهمنجنه خوراکی آمیخته از بهمن سپید، ماهی، ماست و تره میخوردند.
گیاهان بهمن سرخ، زرد و سپید گیاهانی همچون هویج بودند که آن را با شیر میآمیختند و خوراکی نیروبخش و گندزُدای(ضدعفونیکنندهی) تَن درست میکردند.
بر پایهی نوشتههای بیرونی چیدن گیاهان از کنار رودخانهها و جویها، روغن گرفتن از گیاهان، سوزاندن و دود کردن گیاهان گندزدا از دیگر آیینهای بهمنگان بود. او ریشهی این آیین را از جاماسب، وزیر گشتاسب میدانست ولی امروز نویسندگان در درستی آن شک دارند زیرا در زمان باستان این ماه بسیار سرد بود و گیاهی از زمین نمیرویید مگر در بخشهای خوش آبوهوا و کمابیش گرم!
🕊🌱 برهان: «گویند دراین روز سپند را با شیر باید خورد بجهت زیادتی حافظه و در بعضی از بلاد در این روز مهمانی کنند بطعامی که در آن جمیع حبوبات باشد.»
صحاحالفرس: «پادشاهان عجم این روز را بفال نیکو داشتندی و بهمن سرخ و زرد سر همه چیز بیفشاندندی.»
🌱🕊 @AdabSar
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
__________________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان #شاهین_سپنتا
۳- اصل و نسب دینهای ایرانیان باستان #عبدالعظیم_رضایی
۴- گاتها #ابراهیم_پورداود
۵- فرهنگ ایران باستان #ابراهیم_پورداود
۶- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
__________________
#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #جشن_بهمنگان
فرتور(عکس):سنگنگارهای از جانوران در آیینهای ایران باستان
yon.ir/Adabsar01
🌱🕊 @AdabSar
بخش دوم و پایانی
🕊🌱 جشن بهمنگان جشنی فراگیر در ایران باستان و جشنی در ستایش نیکاندیشی و پاسداری از جانوران بود. گویا آیینهای این جشن با گذشت هزارهها دستخوش دگرگونیهایی شد.
🕊🌱 پوشیدن جامهی سپید یکی از آیینهای کهن جشن بهمانگان بود. ایرانیان با این کار نمادین از هرگونه ناپاکی و آلودگی بیزاری میجستند. سپس به دیدار یکدیگر میرفتند و گلهای یاسمن سپید به یکدیگر پیشکش میکردند. در جشن بهمنگان نوشیدن شیر، نوشیدنیهای گیاهی و خوردن گیاهان نیک شمرده میشد. از آنجا که این روز، نماد نگهداری از جانوران بود، آیین نَبُر یا پرهیز از کشتن جانوران و خوردن گوشت یکی از آیینهای بهمنگان بود ولی به گمان این باور با گذر زمان دستخوش دگرگونیهایی شد. زیرا ابوریحان بیرونی نوشته است که به هنگام بهمنگان در خراسان مهمانی بزرگی میدهند و آشی به نام «دانگو» از هر دانه خوراکی، گوشت، تره و سبزی میپزند. در پختن این آش هر کس یا خانواده دانگ(سهم) داشت و برای فراهم کردن آن میکوشید. این کار نمادی از همکاری گروهی بود. شاید نام دانگو از همین آیین دانگی گرفته شده است. هرچند «دانکو» نیز به چم بنشن است که میتواند همان دانگو باشد.
🕊🌱 بیرونی نوشته است: ایرانیان در این روز گل بهمن زرد و سپید را با شیر میخوردند و باور داشتند که این کار فراموشی را از میان برده و به یادهورزی(تقویت حافظه) میانجامد. مردم پارس(شیراز کنونی) نیز از بُنشَن(حبوبات) و گوشت خوراک میپختند و با شیر میخوردند تا بر فراموشی چیره شوند.
در این آیینها ایرانیان پس از خوردن و آشامیدن از آفریدگار برای دادههایش سپاسگزاری میکردند.
🕊🌱 «اسدی توسی» در نیپیک «لغت فرس» نوشته است که ایرانیان باستان در جشن بهمنجنه خوراکی آمیخته از بهمن سپید، ماهی، ماست و تره میخوردند.
گیاهان بهمن سرخ، زرد و سپید گیاهانی همچون هویج بودند که آن را با شیر میآمیختند و خوراکی نیروبخش و گندزُدای(ضدعفونیکنندهی) تَن درست میکردند.
بر پایهی نوشتههای بیرونی چیدن گیاهان از کنار رودخانهها و جویها، روغن گرفتن از گیاهان، سوزاندن و دود کردن گیاهان گندزدا از دیگر آیینهای بهمنگان بود. او ریشهی این آیین را از جاماسب، وزیر گشتاسب میدانست ولی امروز نویسندگان در درستی آن شک دارند زیرا در زمان باستان این ماه بسیار سرد بود و گیاهی از زمین نمیرویید مگر در بخشهای خوش آبوهوا و کمابیش گرم!
🕊🌱 برهان: «گویند دراین روز سپند را با شیر باید خورد بجهت زیادتی حافظه و در بعضی از بلاد در این روز مهمانی کنند بطعامی که در آن جمیع حبوبات باشد.»
صحاحالفرس: «پادشاهان عجم این روز را بفال نیکو داشتندی و بهمن سرخ و زرد سر همه چیز بیفشاندندی.»
🌱🕊 @AdabSar
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
__________________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- یاسمن سپید، نماد جشن بهمنگان #شاهین_سپنتا
۳- اصل و نسب دینهای ایرانیان باستان #عبدالعظیم_رضایی
۴- گاتها #ابراهیم_پورداود
۵- فرهنگ ایران باستان #ابراهیم_پورداود
۶- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
__________________
#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #جشن_بهمنگان
فرتور(عکس):سنگنگارهای از جانوران در آیینهای ایران باستان
yon.ir/Adabsar01
🌱🕊 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#مسئله #مساله = چالش، دشواری، پیشآمد، فرانهاد، گزاره، جُستار، پرسمان، پرسش، چیستان، فَرَش(پارسی پهلوی)، پَردَک*
✍ نمونه:
🔻محیط زیست مسالهای نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم =
زیستبوم جُستاری نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم
زیستگاه چالشی نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم
🔺در مورد این مسئله نمیتوان به ضرس قاطع سخن گفت =
دربارهی این دشواری نمیتوان با گواه بُران سخن گفت
🔻این مساله باعث شد تا بیشتر در این مورد فکر کنم =
ین پیشآمد انگیزه شد تا بیشتر در این باره بیندیشم
🔺حریت یا عبودیت، مسئله این است =
آزادگی یا بندگی، پرسمان این است
🔻این مساله را حل کنید =
این پرسش را پاسخ دهید
* ز پردک های دورادور بسته
که از فکرش دل داناست خسته (ناصرخسرو)
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#مسئله #مساله = چالش، دشواری، پیشآمد، فرانهاد، گزاره، جُستار، پرسمان، پرسش، چیستان، فَرَش(پارسی پهلوی)، پَردَک*
✍ نمونه:
🔻محیط زیست مسالهای نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم =
زیستبوم جُستاری نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم
زیستگاه چالشی نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم
🔺در مورد این مسئله نمیتوان به ضرس قاطع سخن گفت =
دربارهی این دشواری نمیتوان با گواه بُران سخن گفت
🔻این مساله باعث شد تا بیشتر در این مورد فکر کنم =
ین پیشآمد انگیزه شد تا بیشتر در این باره بیندیشم
🔺حریت یا عبودیت، مسئله این است =
آزادگی یا بندگی، پرسمان این است
🔻این مساله را حل کنید =
این پرسش را پاسخ دهید
* ز پردک های دورادور بسته
که از فکرش دل داناست خسته (ناصرخسرو)
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
شنیدم پشهای بر پشتِ پیلی
نشست و خواست برخیزد دگربار
بگفت ای پیل چون خیزم من از جای
ملرز و خویش را محکم نگه دار
بگفت از آمدن دادی چه رنجم
که تا از رفتنت باشم در آزار
نفهمیدم چو گشتی بارِ دوشم
ز بس ناچیز و خُردی و سبکبار
ز جا جَست و به مغزِ وی درون شد
برآوردش دمار از جانِ افگار
ز پا افکند وی را و چنین گفت
بزرگا دشمنت را خُرد مشمار
مبین بر خصمِ خود از چشمِ تحقیر
که گاهی مور بینی و بُود مار
#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
شنیدم پشهای بر پشتِ پیلی
نشست و خواست برخیزد دگربار
بگفت ای پیل چون خیزم من از جای
ملرز و خویش را محکم نگه دار
بگفت از آمدن دادی چه رنجم
که تا از رفتنت باشم در آزار
نفهمیدم چو گشتی بارِ دوشم
ز بس ناچیز و خُردی و سبکبار
ز جا جَست و به مغزِ وی درون شد
برآوردش دمار از جانِ افگار
ز پا افکند وی را و چنین گفت
بزرگا دشمنت را خُرد مشمار
مبین بر خصمِ خود از چشمِ تحقیر
که گاهی مور بینی و بُود مار
#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
💫
هرگز نرسد گزندی از ما به غمت
ای ماه دلم خوش است شبها به غمت
سرمایهی هستیام دلی بود و سری
سر را به تو بخشیدم و دل را به غمت
#منصوره_قیاسی
@AdabSar
هرگز نرسد گزندی از ما به غمت
ای ماه دلم خوش است شبها به غمت
سرمایهی هستیام دلی بود و سری
سر را به تو بخشیدم و دل را به غمت
#منصوره_قیاسی
@AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍀🌼🌺
🌼🌺
🌺
به فرهنگ یازد کسی کِش خِرَد
بُوَد روشن و مردمی پرورد
سرِ مردمی بردباری بُوَد
چو تندی کند تن به خواری بُوَد
هر آنکس که گشت اِیمِِن او شاد گشت
غم و رنج با اِیمِنی باد گشت
توانگرتر آن کو دلی راد داشت
دِرَم گِرد کردن به دل باد داشت
#فردوسى
همه آرزویم این که:
مباشید یک تَن ز دیگر جدا
جدایی مبادا میان شما
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀
🌺🍀
🌼🌺🍀
🌼🌺
🌺
به فرهنگ یازد کسی کِش خِرَد
بُوَد روشن و مردمی پرورد
سرِ مردمی بردباری بُوَد
چو تندی کند تن به خواری بُوَد
هر آنکس که گشت اِیمِِن او شاد گشت
غم و رنج با اِیمِنی باد گشت
توانگرتر آن کو دلی راد داشت
دِرَم گِرد کردن به دل باد داشت
#فردوسى
همه آرزویم این که:
مباشید یک تَن ز دیگر جدا
جدایی مبادا میان شما
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀
🌺🍀
🌼🌺🍀
💫
گر یک شب دیگر از تو دورم بینند
ای وای که سخت ناصبورم بینند
دیدن نتوان مرا به نادیدنِ تو
جز آنکه بیایند و به گورم بینند
#قربی_دماوندی
@AdabSar
گر یک شب دیگر از تو دورم بینند
ای وای که سخت ناصبورم بینند
دیدن نتوان مرا به نادیدنِ تو
جز آنکه بیایند و به گورم بینند
#قربی_دماوندی
@AdabSar
ادبسار
🌵 واژگان پارسی در زبان عربی اشکرا = اشکره از پارسی اشکار اُشکُز = از پارسی اَدرَنگ، ادرنج، چرم سفید زین اِشکست = از پارسی شکستن، پیشآمد ناگوار اَشکَفته = از پارسی شکافته، دخمه اِشکنّج = از پارسی اشکنک اُشنان = از پارسی اشنان گیاهی که با آن رخت و دست میشویند…
☀️ واژههای پارسی در زبان عربی
اِصطُرَک = از پارسی اَستُرَک، از دارویی سرخ رنگ
اُسطِه = از پارسی استاد
اصُول = از ریشه ی پارسی آسال، بُنها
اِضریح = از پارسی اَسرُنگ، رنگ سرخ در رنگرزی
اَطباق = از ریشهی پارسی تَبَگ
اعظَم = از ریشه.ی پارسی آسیم «بسیار بزرگ»، سترگتر، بزرگ.تر
اِغراء = از پارسی اغرا، اغالش
اِغیام، اَغیام = از پارسی غیمها، غیوم، ابرها، اَبرناک
افراس (تک فرس) = از ریشهی پارسی اسب، اسبان
☀️ @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- المنجد فیالغه و الاعلام بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
☀️ @AdabSar
اِصطُرَک = از پارسی اَستُرَک، از دارویی سرخ رنگ
اُسطِه = از پارسی استاد
اصُول = از ریشه ی پارسی آسال، بُنها
اِضریح = از پارسی اَسرُنگ، رنگ سرخ در رنگرزی
اَطباق = از ریشهی پارسی تَبَگ
اعظَم = از ریشه.ی پارسی آسیم «بسیار بزرگ»، سترگتر، بزرگ.تر
اِغراء = از پارسی اغرا، اغالش
اِغیام، اَغیام = از پارسی غیمها، غیوم، ابرها، اَبرناک
افراس (تک فرس) = از ریشهی پارسی اسب، اسبان
☀️ @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- المنجد فیالغه و الاعلام بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
☀️ @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#کمدی = خندهدار، شوخواره، شوخناک
#کمدین = شوخباز، شوخبازیگر
#استندآپ_کمدی = ایستخند
✍نمونه:
🔻تئاترهای کمدی فروش بیشتری دارند =
نمایشهای خندهدار فروش بیشتری دارند
🔺بازیگران زیادی در این کمدی شرکت داشتند =
بازیگران بسیاری در این شوخواره بازی داشتند
🔻یکی از آرتیستها از همه کمدیتر بود =
یکی از بازیگرها از همه شوخناکتر بود
🔺«اکبر عبدی» از کمدینهای مطرح سینمای ایران است =
«اکبر عبدی» از شوخبازان نامی رُخشارگاه ایران است
🔻«کمدی الهی» دانته، سهگانهایست به شعر، در مورد جهنم، برزخ و بهشت =
«شوخوارهی ایزدی» دانته، سهگانهایست به چامه، دربارهی دوزخ، برزخ و بهشت
🔺«استندآپ کمدی» نوعی نمایش زنده است که طی آن کمدین در مقابل حضار ایستاده و هنر خود را برای خنداندن مخاطبان به کار میگیرد =
«ایستخند» گونهای نمایش زنده است که در آن شوخباز در برابر باشندگان ایستاده و هنر خود را برای خنداندن بینندگان به کار میگیرد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#کمدی = خندهدار، شوخواره، شوخناک
#کمدین = شوخباز، شوخبازیگر
#استندآپ_کمدی = ایستخند
✍نمونه:
🔻تئاترهای کمدی فروش بیشتری دارند =
نمایشهای خندهدار فروش بیشتری دارند
🔺بازیگران زیادی در این کمدی شرکت داشتند =
بازیگران بسیاری در این شوخواره بازی داشتند
🔻یکی از آرتیستها از همه کمدیتر بود =
یکی از بازیگرها از همه شوخناکتر بود
🔺«اکبر عبدی» از کمدینهای مطرح سینمای ایران است =
«اکبر عبدی» از شوخبازان نامی رُخشارگاه ایران است
🔻«کمدی الهی» دانته، سهگانهایست به شعر، در مورد جهنم، برزخ و بهشت =
«شوخوارهی ایزدی» دانته، سهگانهایست به چامه، دربارهی دوزخ، برزخ و بهشت
🔺«استندآپ کمدی» نوعی نمایش زنده است که طی آن کمدین در مقابل حضار ایستاده و هنر خود را برای خنداندن مخاطبان به کار میگیرد =
«ایستخند» گونهای نمایش زنده است که در آن شوخباز در برابر باشندگان ایستاده و هنر خود را برای خنداندن بینندگان به کار میگیرد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸