🌱🌸 جشن #سپندارمذگان یا #اسپندگان نیز همچون دیگر جشنهای ماهانه نمادی از میان گلها داشت. مهرداد بهار در برگردان «بندهش ایرانی»، رقیه بهزادی در برگردان «بندهش هندی» و سعید عریان در برگردان پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» گل ویژه سپندارمذ را «پلنگمشک» دانستهاند که گلی خوشبو است. جلیل دوستخواه، سهراب خدابخشی و جهانگیر اوشیدری برپایهی گمانزدی در «برهان قاطع»، گل ویژهی سپنتاآرمئیتی را «بیدمشک» نام بردهاند.
فرتور(عکس)، گل زیبای «پلنگمشک» است.
پنجم اسپند، روز جشن بزرگ باستانی سپندارمذگان گرامی باد.
#جشن_های_ایرانی
🌸🌱 @AdabSar
🌱🌸 جشن #سپندارمذگان یا #اسپندگان نیز همچون دیگر جشنهای ماهانه نمادی از میان گلها داشت. مهرداد بهار در برگردان «بندهش ایرانی»، رقیه بهزادی در برگردان «بندهش هندی» و سعید عریان در برگردان پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» گل ویژه سپندارمذ را «پلنگمشک» دانستهاند که گلی خوشبو است. جلیل دوستخواه، سهراب خدابخشی و جهانگیر اوشیدری برپایهی گمانزدی در «برهان قاطع»، گل ویژهی سپنتاآرمئیتی را «بیدمشک» نام بردهاند.
فرتور(عکس)، گل زیبای «پلنگمشک» است.
پنجم اسپند، روز جشن بزرگ باستانی سپندارمذگان گرامی باد.
#جشن_های_ایرانی
🌸🌱 @AdabSar
🐎 جشن اسپندی و افسانهی بازگشت اسپندیار با اسب سپید
🐎 «جشن اسپندی» یکی از نخستین جشنهای اسپندماه بود که نویسندگان زمان برگزاری آن را یکی از نخستین روزهای اسپند میدانند و از اورمزدروز (یکم) تا اسپندروز (پنجم) اسپند را در گمانهای خود آوردهاند. «جلال خالقی مطلق» باور دارد که جشن اسپندی نمودی دیگر از جشن بزرگ اسپندگان است که در روز پنجم این ماه برگزار میشد و با گذر زمان در شهرها و روستاهای گوناگون روز آن جابجا شده است. زیرا در هر دو به نشانهی مهر به زنان شادباش و پیشکش (هدیه) میدادند. ولی بسیاری دیگر جشن اسپندی را همزمان با جشن آبسالان در یکم اسپند میپندارند.
🐎 در سالهای نه چندان دور شب اسپندی را به اسپندیار پیوند میدادند و باور داشتند اسپندیار (اسفندیار) رویینتن که با اسب سیاه کشته شد در این شب با اسب سپید بازمیگردد. اسب سیاه او را به جهان زیرین برده و اسب سپید بازمیگرداند. پس با چسباندن سبزه به سردر خانه به پیشوازش رفته و کنار درِ خانه جو میریختند تا اسب اسپندیار بخورد. همچنین دیگی از آش اسپندی را از شب تا بامداد در تنور میگذاشتند تا در آن سال تنور خانه گرم بماند و آش اسپندی آنها را از سرماخوردگی نگهدارد. یکی آیینهای ماندگار و همگانی آن پخت آش اسپندی بود.
🐎 شاید ریشهی باور به بازگشت اسپندیار به نام واپسین ماه سال که اسپند یا سپندارمذ نام دارد، بازمیگردد. در این باور ایزدبانوی اسپندارمذ با اسب سیاه (نماد شب، سرما و زمستان) به زیر زمین رفت و با اسب سپید (نماد روز، گرما و بهار) به زمین بازمیگردد و زمین کمکم گرم و سبز میشود. همانند این داستان دربارهی ایزد رپیثوین هم سینه به سینه گفته میشد. شاید بنیاد این افسانه، باور به باروری و زندگی است. در این روز زنان گرد هم میآمدند، جشن میگرفتند، آیینهای زنانه داشتند و آش اسپندی میپختند تا شبهای سرد زمستان را به خوبی سپری کنند.
🐎 در گذشته مردم گوسگان (جوشقان) شب نخست اسپند را آغاز سال میدانستند. جشن باشکوهی میگرفتند، بهترین خوراک را میپختند، شادی میکردند و به یکدیگر شادباش میگفتند. در این شب جوانان به بامها رفته و با انداختن دستمالی به درون خانه پیشکشی به نام اسپندی میگرفتند. در این هنگام از سال اگر مردی با زنی نامزد بود یا تازه پیمان زناشویی بسته بود پیشکش اسپندی به خانه اروس (عروس) میفرستاد و همگی شام را در خانه اروس میخوردند. همچنین در این روز افسون میخواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش مینوشتند، مویز و دانهی انار را میکوبیدند و باور داشتند با این کار از جانوران و گزندگان آسیبی به آنها نمیرسد.
🐎 امروز در برخی شهرستانهای گوناگون اسپادانا (اصفهان)، یزد، اراک و استان پارس جشن اسپندی پاس داشته شده و در یکی از روزهای یکم، پنجم، نیمهی اسپند یا پنج روز مانده به نوروز آش جو اسپندی پخته میشود. در این شهرها به آش اسپندی آش دانگو (همریشه با دانگ و دانگی)، دانکو، هفتدانه، دونکی، آش دونی، آش ترش، آش گندم و آش جهجه نیز میگویند. پخت آش برای جشنهای ایرانی نمادی از کار گروهی است.
در بیدگل «پلوی شب اسفندی» با خورش نخود میپزند و در خورش گوشت خروس میریزند. در نیاسر کاشان نیز هلیم میپزند.
🐎 در آبادیها برای جشن اسپنده میخوانند:
غم مخور دهقان (دهگان) که اسفند (اسپند) در رسید
نان و خاگینه به دلبند در رسید
غم مخور دهقان که اسفند آمده
هفتسین، امشب به کامت آمده
و
امشب شب اسپنده
زاییدن گوسپنده
🐎 برای دیدن فرتور(عکس)هایی از برگزاری جشن اسپندی در شهرهای اراک و استان اسپادانا به این پیوند بروید:
markazi.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=87929
✍🏻 #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #جشن_اسپندی #اسپندگان
📚 برگرفته از:
- مردگیران، جشن بهاری زنان «جلال خالقیمطلق»
- آش اسفندی و جشن اسفندگان، از تارنمای ایراننامه «شاهین سپنتا»
- جشن اسفندی نمودی از سپندارمذ «محمد جعفری قنواتی»
🐎 @AdabSar
🐎 «جشن اسپندی» یکی از نخستین جشنهای اسپندماه بود که نویسندگان زمان برگزاری آن را یکی از نخستین روزهای اسپند میدانند و از اورمزدروز (یکم) تا اسپندروز (پنجم) اسپند را در گمانهای خود آوردهاند. «جلال خالقی مطلق» باور دارد که جشن اسپندی نمودی دیگر از جشن بزرگ اسپندگان است که در روز پنجم این ماه برگزار میشد و با گذر زمان در شهرها و روستاهای گوناگون روز آن جابجا شده است. زیرا در هر دو به نشانهی مهر به زنان شادباش و پیشکش (هدیه) میدادند. ولی بسیاری دیگر جشن اسپندی را همزمان با جشن آبسالان در یکم اسپند میپندارند.
🐎 در سالهای نه چندان دور شب اسپندی را به اسپندیار پیوند میدادند و باور داشتند اسپندیار (اسفندیار) رویینتن که با اسب سیاه کشته شد در این شب با اسب سپید بازمیگردد. اسب سیاه او را به جهان زیرین برده و اسب سپید بازمیگرداند. پس با چسباندن سبزه به سردر خانه به پیشوازش رفته و کنار درِ خانه جو میریختند تا اسب اسپندیار بخورد. همچنین دیگی از آش اسپندی را از شب تا بامداد در تنور میگذاشتند تا در آن سال تنور خانه گرم بماند و آش اسپندی آنها را از سرماخوردگی نگهدارد. یکی آیینهای ماندگار و همگانی آن پخت آش اسپندی بود.
🐎 شاید ریشهی باور به بازگشت اسپندیار به نام واپسین ماه سال که اسپند یا سپندارمذ نام دارد، بازمیگردد. در این باور ایزدبانوی اسپندارمذ با اسب سیاه (نماد شب، سرما و زمستان) به زیر زمین رفت و با اسب سپید (نماد روز، گرما و بهار) به زمین بازمیگردد و زمین کمکم گرم و سبز میشود. همانند این داستان دربارهی ایزد رپیثوین هم سینه به سینه گفته میشد. شاید بنیاد این افسانه، باور به باروری و زندگی است. در این روز زنان گرد هم میآمدند، جشن میگرفتند، آیینهای زنانه داشتند و آش اسپندی میپختند تا شبهای سرد زمستان را به خوبی سپری کنند.
🐎 در گذشته مردم گوسگان (جوشقان) شب نخست اسپند را آغاز سال میدانستند. جشن باشکوهی میگرفتند، بهترین خوراک را میپختند، شادی میکردند و به یکدیگر شادباش میگفتند. در این شب جوانان به بامها رفته و با انداختن دستمالی به درون خانه پیشکشی به نام اسپندی میگرفتند. در این هنگام از سال اگر مردی با زنی نامزد بود یا تازه پیمان زناشویی بسته بود پیشکش اسپندی به خانه اروس (عروس) میفرستاد و همگی شام را در خانه اروس میخوردند. همچنین در این روز افسون میخواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش مینوشتند، مویز و دانهی انار را میکوبیدند و باور داشتند با این کار از جانوران و گزندگان آسیبی به آنها نمیرسد.
🐎 امروز در برخی شهرستانهای گوناگون اسپادانا (اصفهان)، یزد، اراک و استان پارس جشن اسپندی پاس داشته شده و در یکی از روزهای یکم، پنجم، نیمهی اسپند یا پنج روز مانده به نوروز آش جو اسپندی پخته میشود. در این شهرها به آش اسپندی آش دانگو (همریشه با دانگ و دانگی)، دانکو، هفتدانه، دونکی، آش دونی، آش ترش، آش گندم و آش جهجه نیز میگویند. پخت آش برای جشنهای ایرانی نمادی از کار گروهی است.
در بیدگل «پلوی شب اسفندی» با خورش نخود میپزند و در خورش گوشت خروس میریزند. در نیاسر کاشان نیز هلیم میپزند.
🐎 در آبادیها برای جشن اسپنده میخوانند:
غم مخور دهقان (دهگان) که اسفند (اسپند) در رسید
نان و خاگینه به دلبند در رسید
غم مخور دهقان که اسفند آمده
هفتسین، امشب به کامت آمده
و
امشب شب اسپنده
زاییدن گوسپنده
🐎 برای دیدن فرتور(عکس)هایی از برگزاری جشن اسپندی در شهرهای اراک و استان اسپادانا به این پیوند بروید:
markazi.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=87929
✍🏻 #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #جشن_اسپندی #اسپندگان
📚 برگرفته از:
- مردگیران، جشن بهاری زنان «جلال خالقیمطلق»
- آش اسفندی و جشن اسفندگان، از تارنمای ایراننامه «شاهین سپنتا»
- جشن اسفندی نمودی از سپندارمذ «محمد جعفری قنواتی»
🐎 @AdabSar
ایسنا
جشن "آش اسفندی" - دلیجان
ز پیش دیده تا جانان من رفت
تو پنداری که از تن جان من رفت
سر و سامان مجو از من چو رفتی
تو چون رفتی سر و سامان من رفت
#وحشی
#چکامه_پارسی
فرتور: ایستگاه راهآهن نیشابور از «محسن مهرنگاری»
@AdabSar
ز پیش دیده تا جانان من رفت
تو پنداری که از تن جان من رفت
سر و سامان مجو از من چو رفتی
تو چون رفتی سر و سامان من رفت
#وحشی
#چکامه_پارسی
فرتور: ایستگاه راهآهن نیشابور از «محسن مهرنگاری»
@AdabSar
ما به روی دوستان از بوستان آسودهایم
گر بهار آید وگر باد خزان آسودهایم
باغبان را گو اگر در گلسِتان آلالهایست
دیگری را ده که ما با دلسِتان آسودهایم
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ما به روی دوستان از بوستان آسودهایم
گر بهار آید وگر باد خزان آسودهایم
باغبان را گو اگر در گلسِتان آلالهایست
دیگری را ده که ما با دلسِتان آسودهایم
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻«سرطان» واژهای بیگانه است که در زبان پارسی به چند چم بهکار میرود:
- از بیماریها: Cancer، چَنگار، دُژبافت
- از جانوران: Crab، خرچنگ، کَرچنگ
- از ماهها: تیر
🔻سرطان بحری= خرچنگ دریایی
🔻سرطان نهری= خرچنگ رودی
🔻سرطان خون= Leukemia، خونچَنگار، چَنگارِ خون
🔻سرطانزا= چَنگارزا، مایهی دُژبافتی
🔻راسالسرطان= سر چَنگار
🔻غدهی سرطانی= تودهی چَنگاری
✍نمونه:
🔺سرطان، تکثیر بیرویۀ سلولها به سبب جهش ژنتیکی و دستاندازی به بافتهای مجاور است که باعث اختلال در عملکرد آن بافت میشود=
چَنگار، افزونی بیرویهی یاختهها به رایَن جهش زَکَیکی و دستاندازی به بافتهای کناری است که مایهی آشفتگی در کارکرد آن بافت میشود
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سرطان #Cancer #Crab #Leukemia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻«سرطان» واژهای بیگانه است که در زبان پارسی به چند چم بهکار میرود:
- از بیماریها: Cancer، چَنگار، دُژبافت
- از جانوران: Crab، خرچنگ، کَرچنگ
- از ماهها: تیر
🔻سرطان بحری= خرچنگ دریایی
🔻سرطان نهری= خرچنگ رودی
🔻سرطان خون= Leukemia، خونچَنگار، چَنگارِ خون
🔻سرطانزا= چَنگارزا، مایهی دُژبافتی
🔻راسالسرطان= سر چَنگار
🔻غدهی سرطانی= تودهی چَنگاری
✍نمونه:
🔺سرطان، تکثیر بیرویۀ سلولها به سبب جهش ژنتیکی و دستاندازی به بافتهای مجاور است که باعث اختلال در عملکرد آن بافت میشود=
چَنگار، افزونی بیرویهی یاختهها به رایَن جهش زَکَیکی و دستاندازی به بافتهای کناری است که مایهی آشفتگی در کارکرد آن بافت میشود
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سرطان #Cancer #Crab #Leukemia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
اگر از عرش (ارگ) افتد کس، امید زیستن دارد
کسی کز طاق (تاک) دل اُفتاد، از جا برنمیخیزد
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
اگر از عرش (ارگ) افتد کس، امید زیستن دارد
کسی کز طاق (تاک) دل اُفتاد، از جا برنمیخیزد
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بباید درِ پادشاهی سپاه
سپاهی درِ گنج دارد نگاه
اگر گنجت آباد داری به داد
تو از گنج شاد و سپاه از تو شاد
سلیحت در آرایشِ خویش دار
سزد کِت شبِ تیره آید به کار
بس ایمن مشو بر نگهدارِ خویش
چو ایمن شدی راست کن کارِ خویش
سرانجام مرگ آیدت بیگمان
اگر تیرهای گر چراغِ جهان
#شاهنامه #فردوسی
باشد که:
به کامِ تو گردد سراسر سخن
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
سپاهی درِ گنج دارد نگاه
اگر گنجت آباد داری به داد
تو از گنج شاد و سپاه از تو شاد
سلیحت در آرایشِ خویش دار
سزد کِت شبِ تیره آید به کار
بس ایمن مشو بر نگهدارِ خویش
چو ایمن شدی راست کن کارِ خویش
سرانجام مرگ آیدت بیگمان
اگر تیرهای گر چراغِ جهان
#شاهنامه #فردوسی
باشد که:
به کامِ تو گردد سراسر سخن
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌧 جشن وخشنکام؛ جشن ستایش آمودریا
🌧 «جشن وخشنکام» در آبانروز از اسپندماه برابر با دهم اسپند در ستایش آمودریا (رود جیهون) و بیشتر در سرزمینهای اَپاختَر خورآیی (شمال شرقی) ایران پهناور برگزار میشد.
🌧 در کرانهی خورآیی (شرقی) خراسان بزرگ یا سرزمین آفتاب دو رود بزرگ روان بود که گاه به نامهای سيهون و جيهون خوانده میشدند و سرزمینهای آن سوی آنها را فرارود یا ورارود (ماوراءالنهر) مینامیدند. نام کهن آنها آمودریا و سيردريا بود. آمودریا در گذشته مرز ایران و توران بود. این رود نزد مردم و فرمانروایان ایران ارزش و جایگاه ویژهای داشت چرا که ایرانیان باستان همواره ارجدان آب و زیستبوم بودند.
🌧 آمودريا با نام آبپنج یا پنجآب از کوهستانهای پامیر (بلندیهای هُکَر در اوستا) سرچشمه میگیرد. این رود در گذشتههای دور به دریای کاسپین (دریای فراخکرت در اوستا) سرازیر میشد. ولی امروز به دریاچهی آرال میریزد.
🌧 نام #وخشنکام از رود وخش یا سرخآب که بزرگترین شاخهی آمودریاست گرفته شده است.
ابوریحان بیرونی وخشنکام را فرشتهی جیهون میدانست که در پیوند با آناهیتا ایزدبانوی آب یا شاید نمود دیگری از آناهید یا آناهیتا بود. از آیینهای این جشن هیچ گواهی برای ما نمانده است. گفته میشود وخشنکام جشنی در پیوند با #اسپندگان و شادی سبز و بارور شدن زمین هم بود.
🌧 آمودریا بزرگترين، پرآبترين، بلندترین و پهنترين رود همهی سرزمينهای ايران و آسیای میانه بود و در گذرگاه بیش از ۲۵۰۰ گز(متر)ی خود از رودها، دریاچهها، تالابها و آبشارهای بسياری برخوردار میشود.
رود وخش که از آسیای میانه و کشور تاجیکستان سرچشمه میگیرد، به آمودریا میریخت. امروز در تاجیکستان بر آن آببند زدهاند.
🌧 آمو، آموی، آمویَه، آبِهی، آببِهی، بِهرود، وِهرود، وخشو، وخشاب، جیهون، مولیان و جوی مولیان نامهای دیگر آمودریا در گذر زمان بودهاند. در روزگار هخامنشیان به آن وخاب میگفتند.
⚡️ افسانهی نبرد ایزد باران و دیو خشکسالی بر فراز دریای فراخکرت/فراخکرد را بخوانید:
t.me/AdabSar/6609
☔️ افسانهی آناهیتا، ایزدبانوی آبها را بخوانید:
t.me/AdabSar/8874
t.me/AdabSar/4912
📜 سرودهای از #رودکی با جستار آمودریا:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیهون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی!
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #جشن_وخشنکام
🏖🏝 @AdabSar
🌧 «جشن وخشنکام» در آبانروز از اسپندماه برابر با دهم اسپند در ستایش آمودریا (رود جیهون) و بیشتر در سرزمینهای اَپاختَر خورآیی (شمال شرقی) ایران پهناور برگزار میشد.
🌧 در کرانهی خورآیی (شرقی) خراسان بزرگ یا سرزمین آفتاب دو رود بزرگ روان بود که گاه به نامهای سيهون و جيهون خوانده میشدند و سرزمینهای آن سوی آنها را فرارود یا ورارود (ماوراءالنهر) مینامیدند. نام کهن آنها آمودریا و سيردريا بود. آمودریا در گذشته مرز ایران و توران بود. این رود نزد مردم و فرمانروایان ایران ارزش و جایگاه ویژهای داشت چرا که ایرانیان باستان همواره ارجدان آب و زیستبوم بودند.
🌧 آمودريا با نام آبپنج یا پنجآب از کوهستانهای پامیر (بلندیهای هُکَر در اوستا) سرچشمه میگیرد. این رود در گذشتههای دور به دریای کاسپین (دریای فراخکرت در اوستا) سرازیر میشد. ولی امروز به دریاچهی آرال میریزد.
🌧 نام #وخشنکام از رود وخش یا سرخآب که بزرگترین شاخهی آمودریاست گرفته شده است.
ابوریحان بیرونی وخشنکام را فرشتهی جیهون میدانست که در پیوند با آناهیتا ایزدبانوی آب یا شاید نمود دیگری از آناهید یا آناهیتا بود. از آیینهای این جشن هیچ گواهی برای ما نمانده است. گفته میشود وخشنکام جشنی در پیوند با #اسپندگان و شادی سبز و بارور شدن زمین هم بود.
🌧 آمودریا بزرگترين، پرآبترين، بلندترین و پهنترين رود همهی سرزمينهای ايران و آسیای میانه بود و در گذرگاه بیش از ۲۵۰۰ گز(متر)ی خود از رودها، دریاچهها، تالابها و آبشارهای بسياری برخوردار میشود.
رود وخش که از آسیای میانه و کشور تاجیکستان سرچشمه میگیرد، به آمودریا میریخت. امروز در تاجیکستان بر آن آببند زدهاند.
🌧 آمو، آموی، آمویَه، آبِهی، آببِهی، بِهرود، وِهرود، وخشو، وخشاب، جیهون، مولیان و جوی مولیان نامهای دیگر آمودریا در گذر زمان بودهاند. در روزگار هخامنشیان به آن وخاب میگفتند.
⚡️ افسانهی نبرد ایزد باران و دیو خشکسالی بر فراز دریای فراخکرت/فراخکرد را بخوانید:
t.me/AdabSar/6609
☔️ افسانهی آناهیتا، ایزدبانوی آبها را بخوانید:
t.me/AdabSar/8874
t.me/AdabSar/4912
📜 سرودهای از #رودکی با جستار آمودریا:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیهون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی!
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #جشن_وخشنکام
🏖🏝 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ضابط= سَرباک، پاسدار، نگهبان، نگاهدارنده، بایگان، فراهمآورنده، پاکار(=مباشر)، کاردار، فرماندار، مرد هشیار، مرد نیرومند، باژستان(گمرک)، شماررَس(=مُمَیِز)، افسر، دهدار، دهخدا
🔻ضابطه= دستور، شیوه، روال، آسال، فراریز(=حکمی کلی منطبق بر جزییات)، باژستانی
🔻ضابطین عدلیه = پاسگَران، کارگزاران دادگستری
🔻ضابط قضایی= پاسگر، کارگزار دادگستری
🔻انضباط= ادب، سامانگرفتن، سامانپذیری، بهسامانی، آراستگی، بِنُوایی، سِرُوشِگی
🔻انضباطی= سِرُوشیک
🔻باانضباط= باادب، ساماندار، آراسته، بهسامان
🔻بیانضباط= بیادب، گستاخ، شلخته، ولنگار، نابسامان، ناخوددار
🔻منضبط= بهسامان، ساماندار، سامانمند، سختگیر
✍نمونه:
🔺ساختوسازها در کشور باید طبق ضابطه صورت بگیرد=
ساختوسازها در کشور باید برپایهی دستور/آییننامه انجام یابد
🔺با ایجاد قشونی باانضباط، به جنگ دشمن رفت=
با پدیدآوردن سپاهی بهسامان و گوش بهفرمان، به جنگ دشمن رفت
🔺از محصلین باانضباط مدرسه است=
از شاگردان آراستهی دبستان/دبیرستان است
از دانشآموزان باادبِ آموزشگاه است
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضابط #ضابطه #انضباظ #منضبط
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ضابط= سَرباک، پاسدار، نگهبان، نگاهدارنده، بایگان، فراهمآورنده، پاکار(=مباشر)، کاردار، فرماندار، مرد هشیار، مرد نیرومند، باژستان(گمرک)، شماررَس(=مُمَیِز)، افسر، دهدار، دهخدا
🔻ضابطه= دستور، شیوه، روال، آسال، فراریز(=حکمی کلی منطبق بر جزییات)، باژستانی
🔻ضابطین عدلیه = پاسگَران، کارگزاران دادگستری
🔻ضابط قضایی= پاسگر، کارگزار دادگستری
🔻انضباط= ادب، سامانگرفتن، سامانپذیری، بهسامانی، آراستگی، بِنُوایی، سِرُوشِگی
🔻انضباطی= سِرُوشیک
🔻باانضباط= باادب، ساماندار، آراسته، بهسامان
🔻بیانضباط= بیادب، گستاخ، شلخته، ولنگار، نابسامان، ناخوددار
🔻منضبط= بهسامان، ساماندار، سامانمند، سختگیر
✍نمونه:
🔺ساختوسازها در کشور باید طبق ضابطه صورت بگیرد=
ساختوسازها در کشور باید برپایهی دستور/آییننامه انجام یابد
🔺با ایجاد قشونی باانضباط، به جنگ دشمن رفت=
با پدیدآوردن سپاهی بهسامان و گوش بهفرمان، به جنگ دشمن رفت
🔺از محصلین باانضباط مدرسه است=
از شاگردان آراستهی دبستان/دبیرستان است
از دانشآموزان باادبِ آموزشگاه است
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضابط #ضابطه #انضباظ #منضبط
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌳 امروز دانهای کاشته میشود
و فردا غنچهای سر باز میکند
و آیندهی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم بهراه گلدانهای کوچک ماست
🪴 «جشن اینجه» یا «جشن گلدان» جشن آمادهسازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپند برابر با بیستم اسپند برگزار میشد. شاید روز درختکاری برآمده از جشن اینجه باشد.
🌳 #جشن_گلدان همچون دیگر جشنهای ایرانی، آیینی برای مهر و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار میرفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آیندهای سبز برای این سرزمین بود.
🪴 ابوریحان بیرونی واژهی #اینجه را «خانههای نزدیک به هم» چمیده(معنی کرده) است ولی نمیدانیم پیوند واژهی اینجه با جشن گلدان چیست. شوربختانه آگاهی بیشتری از این جشن نمانده است.
🌳 زیستبوم زیبای ما رو به نابودی است.
به بهانهی روز درختکاری بهیاد بسپاریم که برای نگهداری، پایندگی و شادابی آن بکوشیم.
اگر آهنگ (تصمیم) درختکاری داریم، درختان بومی در جای درست و با رای کارشناسان زیستبوم بکاریم و از آن نگهداری کنیم.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🪴🌷 @AdabSar
🌳 امروز دانهای کاشته میشود
و فردا غنچهای سر باز میکند
و آیندهی سرزمین من سبز خواهد شد
زمین چشم بهراه گلدانهای کوچک ماست
🪴 «جشن اینجه» یا «جشن گلدان» جشن آمادهسازی و کاشت نهال، گل و گیاه در ایران باستان و پیشواز نوروز بود. اینجه در بهرام/وهرام روز از اسپند برابر با بیستم اسپند برگزار میشد. شاید روز درختکاری برآمده از جشن اینجه باشد.
🌳 #جشن_گلدان همچون دیگر جشنهای ایرانی، آیینی برای مهر و دوستی با زیستگاه و آرزوی سرسبزی و فراوانی به شمار میرفت. آرمان برگزاری اینجه، داشتن بهار و تابستانی پرگل و آیندهای سبز برای این سرزمین بود.
🪴 ابوریحان بیرونی واژهی #اینجه را «خانههای نزدیک به هم» چمیده(معنی کرده) است ولی نمیدانیم پیوند واژهی اینجه با جشن گلدان چیست. شوربختانه آگاهی بیشتری از این جشن نمانده است.
🌳 زیستبوم زیبای ما رو به نابودی است.
به بهانهی روز درختکاری بهیاد بسپاریم که برای نگهداری، پایندگی و شادابی آن بکوشیم.
اگر آهنگ (تصمیم) درختکاری داریم، درختان بومی در جای درست و با رای کارشناسان زیستبوم بکاریم و از آن نگهداری کنیم.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🪴🌷 @AdabSar
بدانید کآنکس که گوید دروغ
نگیرد از این پس برِ ما فروغ
دروغ از برِ ما نباشد ز رای
که از رای باشد بزرگی به جای
همان مَر تنِ سِفله را دوستدار
نیابی به باغاندرون چون نگار
سری را کجا مغز باشد بسی
گُواژه نباید زدن بر کسی
#شاهنامه #فردوسی
امید که همواره:
سرت سبز باد و تنت ارجمند
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
نگیرد از این پس برِ ما فروغ
دروغ از برِ ما نباشد ز رای
که از رای باشد بزرگی به جای
همان مَر تنِ سِفله را دوستدار
نیابی به باغاندرون چون نگار
سری را کجا مغز باشد بسی
گُواژه نباید زدن بر کسی
#شاهنامه #فردوسی
امید که همواره:
سرت سبز باد و تنت ارجمند
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
📜 منم کوروش، پسر ماندانا و کمبوجیه...
و چنین بود که نخستین ترانهی ستایش زن در جهان سروده شد!
آنجا که کوروش، خود را تنها فرزند پدر ندانست، که نخست فرزند مادر(ماندانا) و سپس فرزند پدر(کمبوجیه) خواند!
بزرگداشت و گرامیداشت زن برای ایرانیان، منش و روش تازهای نیست و ریشه در روانباستانِ ما دارد.
در زمانهای که بوداییان باور داشتند «زن، اگرچه نمودی فرشتهگونه دارد، ولی گوهرهاش پلید و ناپاک است(ازهمينرو تا چندی هيچ زنی را به كیش خود نمیپذيرفتند) و نیایش میکردند: خدايا، از گزند اهریمن و زن، به تو پناه میبریم»، در همان هنگام کوروش چنین فرمان میراند: «زنان را گرامی بدارید، چرا که زنان هستیبخش جهانند و زنانِ میهنِ من بزرگ و برازنده»!
در زمانهای که تازیان با زنان و دختران، چون کالا رفتار میکردند و شرمگین از داشتن نوزاد دختر، کودک بیگناه را زندهبهگور میکردند(از همین رو، با کشتن دختران بیگناه، ازشمار زنان کاسته میشد و بهناچار، هر زن چند مرد را به همسری میگرفت که چنین پیوندی را «ضمد» مینامیدند)، در همان هنگام در ایران باستان، زنانی چون «پوراندخت» و «آذرمیدخت» بر تخت پادشاهی مینشستند، «آرتیمیس» بر نیروی دریایی فرمان میراند، «آرتادخت» ویچیر(وزیر) گنجوری(خزانهداری) ایران بود و «یوتاب» شیرزن و سردار ایرانی، دلاورانه راه را بر تازِشِ اسکندر و سپاهیانش به ایران بسته بود.
در زمانهای که یونانیان باستان دختران را میکشتند و یا سر راه رها میکردند(زیرا اگر بزرگ میشدند نیاز به وَردَک(جهیزیه) داشتند) و زنان از دادوستد در بازار و دادخواهی در دادگستری بازداشته شده و اگر فرزند نمیآوردند کشته میشدند، در همان هنگام، در ایران باستان زنان دارای جایگاه بسیار بلند و بس ارجمند بوده و همیشه و همهجا دوشادوش و همراه مردان بودهاند، کارکردن زنِ آبستن ناروا بود و برایشان دستمزد ماهیانه، تا هنگام زادن نوزاد پیشبینی شده بود.
بهترین نمونهی برابری زن و مرد در ایران باستان نیز، رسیدن پادشاهی از شاه به دختر بود.
اینک، در آستانهی روز جهانی زن، آرزو میکنیم زنانمان، این هستیبخشان جهان، به جایگاه درخور و شایستهشان برسند و نهتنها در این روز، که در همهی روزهای دریغشده از ایشان، گرامی داشته شوند.
به امید آن روز!
#مجید_دری
#روز_زن
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
و چنین بود که نخستین ترانهی ستایش زن در جهان سروده شد!
آنجا که کوروش، خود را تنها فرزند پدر ندانست، که نخست فرزند مادر(ماندانا) و سپس فرزند پدر(کمبوجیه) خواند!
بزرگداشت و گرامیداشت زن برای ایرانیان، منش و روش تازهای نیست و ریشه در روانباستانِ ما دارد.
در زمانهای که بوداییان باور داشتند «زن، اگرچه نمودی فرشتهگونه دارد، ولی گوهرهاش پلید و ناپاک است(ازهمينرو تا چندی هيچ زنی را به كیش خود نمیپذيرفتند) و نیایش میکردند: خدايا، از گزند اهریمن و زن، به تو پناه میبریم»، در همان هنگام کوروش چنین فرمان میراند: «زنان را گرامی بدارید، چرا که زنان هستیبخش جهانند و زنانِ میهنِ من بزرگ و برازنده»!
در زمانهای که تازیان با زنان و دختران، چون کالا رفتار میکردند و شرمگین از داشتن نوزاد دختر، کودک بیگناه را زندهبهگور میکردند(از همین رو، با کشتن دختران بیگناه، ازشمار زنان کاسته میشد و بهناچار، هر زن چند مرد را به همسری میگرفت که چنین پیوندی را «ضمد» مینامیدند)، در همان هنگام در ایران باستان، زنانی چون «پوراندخت» و «آذرمیدخت» بر تخت پادشاهی مینشستند، «آرتیمیس» بر نیروی دریایی فرمان میراند، «آرتادخت» ویچیر(وزیر) گنجوری(خزانهداری) ایران بود و «یوتاب» شیرزن و سردار ایرانی، دلاورانه راه را بر تازِشِ اسکندر و سپاهیانش به ایران بسته بود.
در زمانهای که یونانیان باستان دختران را میکشتند و یا سر راه رها میکردند(زیرا اگر بزرگ میشدند نیاز به وَردَک(جهیزیه) داشتند) و زنان از دادوستد در بازار و دادخواهی در دادگستری بازداشته شده و اگر فرزند نمیآوردند کشته میشدند، در همان هنگام، در ایران باستان زنان دارای جایگاه بسیار بلند و بس ارجمند بوده و همیشه و همهجا دوشادوش و همراه مردان بودهاند، کارکردن زنِ آبستن ناروا بود و برایشان دستمزد ماهیانه، تا هنگام زادن نوزاد پیشبینی شده بود.
بهترین نمونهی برابری زن و مرد در ایران باستان نیز، رسیدن پادشاهی از شاه به دختر بود.
اینک، در آستانهی روز جهانی زن، آرزو میکنیم زنانمان، این هستیبخشان جهان، به جایگاه درخور و شایستهشان برسند و نهتنها در این روز، که در همهی روزهای دریغشده از ایشان، گرامی داشته شوند.
به امید آن روز!
#مجید_دری
#روز_زن
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💃
تا تو هستی
تا خون «یوتاب» میجوشد
تا «فروغ» پیشانیِ ادب است
تا «قمر» هزاردســتانِ آواز است
تا نام «ماندانا» بر زبان کوروش است
تا دریاها فریاد «آرتیمیس» را به یاد دارند
تا شور شهنامه و دلاوری «گردآفرید» پابرجاست
و
تا تو زن هستی
ما مَردیم!
روز زن
بر زنانِ هستیبخشِ میهنم
گرامی و فرخنده باد 🌹
✍ #مجید_دری #روز_زن
♥️ @AdabSar
تا تو هستی
تا خون «یوتاب» میجوشد
تا «فروغ» پیشانیِ ادب است
تا «قمر» هزاردســتانِ آواز است
تا نام «ماندانا» بر زبان کوروش است
تا دریاها فریاد «آرتیمیس» را به یاد دارند
تا شور شهنامه و دلاوری «گردآفرید» پابرجاست
و
تا تو زن هستی
ما مَردیم!
روز زن
بر زنانِ هستیبخشِ میهنم
گرامی و فرخنده باد 🌹
✍ #مجید_دری #روز_زن
♥️ @AdabSar
🎑 جشن نوروز رودها و شادی روان شدن رودها
🌧 جشن «نورور رودان» یا «نوروز رودها» جشنی شاد برای لایروبی و پاکسازی رودخانهها، کاریزها و چشمهها در ایران بود.
هنگامی که برفها آب شده و رودها روان میشدند ایرانیان به این بهانه به کنار رودخانهها میرفتند و رودها را پاکسازی و آنها را برای فرارسیدن بهار آماده میکردند و پس از پایان این کار به دستافشانی و پایکوبی میپرداختند. پس از بهسازی و لایروبی در رودها و پیرامون آن گل، گلبرگ، گلاب و خوشبویه (عطر) میریختند و با این کار از رودها برای روانشدن دوبارهشان سپاسگزاری میکردند. شاید این کار نمادی از آرزوی داشتن سالی پرباران و داشتن آب گوارا و شادی به پایان رسیدن سرمای سخت زمستان بود. #جشن_نوروز_رودها در فروردینروز از اسپندماه برابر با نوزدهم اسپند برگزار میشد. این جشن همچون بسیاری دیگر از جشنهای ایرانی نمایانگر مهر نیاگان ما به زمین و زیستبوم بود.
🌧 دربارهی پیدایش این جشن گفته شده که در افسانههای ایرانی هوشنگ پیشدادی نخستین شهرساز با ساختن شهرها، مردمان بسیاری را یکجانشین کرد. یکجانشینی وابسته به کشاورزی و آب بود. ازاینرو مردم در جشنی نمادین برای کشاورزی آماده میشدند و از پروردگار آب فراوان و گوارا و فرآوردهی کشاورزی پربار میخواستند.
بیرونی نوشته است: «روز ۱۹ سپندارمذ را به نام "انهار و میاه جاری" جشن میگرفتند و آن هنگامی بود که آب در رودخانهها جاری میشد و گلها شکوفه میکردند و فضا عطرافشان میشد. در این روز مردم به دشت و صحرا و جاهایی که جویهای روان و چشمهسارها بوده میرفتند و طیّ مراسم و تشریفاتی گلاب و عطر در آب میریختند.»
مکمونی: «نوزدهم این روز را فروردین خوانند و این روز را نوروز خوانند و انهار و میاه جاری سازند و ماءورد و طیبها در آن ریزند.»
با نگاه به اینکه اسپندارمذ، واپسین ماهی است که مکمونی پیش از این بریده دربارهاش سخن گفته است، میبایست فردید (منظور) او نوزدهم اسپندماه باشد.
گردیزی: «و اندرین روز جایها را آب زنند که این روز نام فرشتهای است که بر آب موکل است.»
🌧 تا چند دهه پیش از این جشن «بیلگردانی» در روستای نیمهوَر یا نیموَر یکی از روستاهای پیرامون شهرستان محلات برگزار میشد که جشن پایان لایروبی و آمادهسازی زمینهای کشاورزی و با آیینهای شاد و نمایشی همراه بود. این آیین در روزی میان آغاز نوروز تا سیزدهبدر برگزار میشد. شیوههای دیگری از جشنهای بجا مانده از #نوروز_رودها در برخی شهرها و روستاهای استان کرمانشاه برگزار میشود.
🌧 فرتور(عکس)های پیوست را ببینیم و ردپای امروز خود را در زمین و آبها به سنجش بگذاریم.
B2n.ir/Nowroozroodha
✍🏻 #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🎑 @AdabSar
🌧 جشن «نورور رودان» یا «نوروز رودها» جشنی شاد برای لایروبی و پاکسازی رودخانهها، کاریزها و چشمهها در ایران بود.
هنگامی که برفها آب شده و رودها روان میشدند ایرانیان به این بهانه به کنار رودخانهها میرفتند و رودها را پاکسازی و آنها را برای فرارسیدن بهار آماده میکردند و پس از پایان این کار به دستافشانی و پایکوبی میپرداختند. پس از بهسازی و لایروبی در رودها و پیرامون آن گل، گلبرگ، گلاب و خوشبویه (عطر) میریختند و با این کار از رودها برای روانشدن دوبارهشان سپاسگزاری میکردند. شاید این کار نمادی از آرزوی داشتن سالی پرباران و داشتن آب گوارا و شادی به پایان رسیدن سرمای سخت زمستان بود. #جشن_نوروز_رودها در فروردینروز از اسپندماه برابر با نوزدهم اسپند برگزار میشد. این جشن همچون بسیاری دیگر از جشنهای ایرانی نمایانگر مهر نیاگان ما به زمین و زیستبوم بود.
🌧 دربارهی پیدایش این جشن گفته شده که در افسانههای ایرانی هوشنگ پیشدادی نخستین شهرساز با ساختن شهرها، مردمان بسیاری را یکجانشین کرد. یکجانشینی وابسته به کشاورزی و آب بود. ازاینرو مردم در جشنی نمادین برای کشاورزی آماده میشدند و از پروردگار آب فراوان و گوارا و فرآوردهی کشاورزی پربار میخواستند.
بیرونی نوشته است: «روز ۱۹ سپندارمذ را به نام "انهار و میاه جاری" جشن میگرفتند و آن هنگامی بود که آب در رودخانهها جاری میشد و گلها شکوفه میکردند و فضا عطرافشان میشد. در این روز مردم به دشت و صحرا و جاهایی که جویهای روان و چشمهسارها بوده میرفتند و طیّ مراسم و تشریفاتی گلاب و عطر در آب میریختند.»
مکمونی: «نوزدهم این روز را فروردین خوانند و این روز را نوروز خوانند و انهار و میاه جاری سازند و ماءورد و طیبها در آن ریزند.»
با نگاه به اینکه اسپندارمذ، واپسین ماهی است که مکمونی پیش از این بریده دربارهاش سخن گفته است، میبایست فردید (منظور) او نوزدهم اسپندماه باشد.
گردیزی: «و اندرین روز جایها را آب زنند که این روز نام فرشتهای است که بر آب موکل است.»
🌧 تا چند دهه پیش از این جشن «بیلگردانی» در روستای نیمهوَر یا نیموَر یکی از روستاهای پیرامون شهرستان محلات برگزار میشد که جشن پایان لایروبی و آمادهسازی زمینهای کشاورزی و با آیینهای شاد و نمایشی همراه بود. این آیین در روزی میان آغاز نوروز تا سیزدهبدر برگزار میشد. شیوههای دیگری از جشنهای بجا مانده از #نوروز_رودها در برخی شهرها و روستاهای استان کرمانشاه برگزار میشود.
🌧 فرتور(عکس)های پیوست را ببینیم و ردپای امروز خود را در زمین و آبها به سنجش بگذاریم.
B2n.ir/Nowroozroodha
✍🏻 #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🎑 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
درود فراوان به پاس پشتکارتون در ادب سار
متن ادبی تبریک انتصاب معاون رو به پارسی میخواستم. سپاس🙏
«هوالقادر»
همواره شایستگی و لیاقت در عرصه مدیریت از جایگاه رفیعی برخوردار بوده و شاخص تعیین کنندهای در واگذاری مسئولیتهاست.
جناب آقای....
باسلام و تحیّت
ویژگیهای برجسته شخصیتی و اجرایی حضرتعالی سبب گردید تا این مسئولیت مهم بر دوش و دست-های توانایتان دوام و قوام گیرد. رجاء واثق دارد با عنایت به سوابق و خدمات ارزنده آن مقام عالی در سالیان متمادی خدمت در عرصه آبادانی استان و بطور خاص و مشهود ، مدیریت توانمند و اثربخش جنابعالی در بحرانهای اخیر استان شاهد توسعه و گسترش فعالیتهای حوزه عمران و سازندگی در دیار عزیزمان باشیم. این بالندگی را به شما تبریک عرض مینمایم و مزید توفیقات روزافزونتان را از پروردگار یکتای بیهمتا مسئلت دارم.
#برگردان_به_پارسی
به نام مهرآفرین
شایستگی و برازندگی در پهنهی راهبری، همواره از جایگاه والایی برخوردار بوده و نمودارِ کارسازی در واگذاری سرپرستی است.
کیا ... ارجمند/سَروَر... وَرجاوَند
با درود
ویژگیهای برجستهی رفتاری و کارکردی شما، زمینهساز شد تا این کار بزرگ بر دوش و دستهای توانمند شما استوار گردد.
امید بسیار داریم، با آگاهی از پیشینه و کارهای ارزندهی آن بزرگوار در سالیان بسیارِ یاریرسانی و کوشایی در زمینهی آبادانی استان، و بهویژه راهبری توانمند و کارساز شما در پیشامدهای چندی پیشِ استان، بینندهی پیشرفت و پویایی در گسترهی آبادانی و سازندگی دیار دلبندمان باشیم.
این بالندگی را به شما شادباش میگوییم و افزونی بهروزیهای روزافزونتان را از پروردگار یکتای بیهمتا خواهانیم.
✍ #مجید_دری
#تبریک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
درود فراوان به پاس پشتکارتون در ادب سار
متن ادبی تبریک انتصاب معاون رو به پارسی میخواستم. سپاس🙏
«هوالقادر»
همواره شایستگی و لیاقت در عرصه مدیریت از جایگاه رفیعی برخوردار بوده و شاخص تعیین کنندهای در واگذاری مسئولیتهاست.
جناب آقای....
باسلام و تحیّت
ویژگیهای برجسته شخصیتی و اجرایی حضرتعالی سبب گردید تا این مسئولیت مهم بر دوش و دست-های توانایتان دوام و قوام گیرد. رجاء واثق دارد با عنایت به سوابق و خدمات ارزنده آن مقام عالی در سالیان متمادی خدمت در عرصه آبادانی استان و بطور خاص و مشهود ، مدیریت توانمند و اثربخش جنابعالی در بحرانهای اخیر استان شاهد توسعه و گسترش فعالیتهای حوزه عمران و سازندگی در دیار عزیزمان باشیم. این بالندگی را به شما تبریک عرض مینمایم و مزید توفیقات روزافزونتان را از پروردگار یکتای بیهمتا مسئلت دارم.
#برگردان_به_پارسی
به نام مهرآفرین
شایستگی و برازندگی در پهنهی راهبری، همواره از جایگاه والایی برخوردار بوده و نمودارِ کارسازی در واگذاری سرپرستی است.
کیا ... ارجمند/سَروَر... وَرجاوَند
با درود
ویژگیهای برجستهی رفتاری و کارکردی شما، زمینهساز شد تا این کار بزرگ بر دوش و دستهای توانمند شما استوار گردد.
امید بسیار داریم، با آگاهی از پیشینه و کارهای ارزندهی آن بزرگوار در سالیان بسیارِ یاریرسانی و کوشایی در زمینهی آبادانی استان، و بهویژه راهبری توانمند و کارساز شما در پیشامدهای چندی پیشِ استان، بینندهی پیشرفت و پویایی در گسترهی آبادانی و سازندگی دیار دلبندمان باشیم.
این بالندگی را به شما شادباش میگوییم و افزونی بهروزیهای روزافزونتان را از پروردگار یکتای بیهمتا خواهانیم.
✍ #مجید_دری
#تبریک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌱 همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد
دل ز تن بِه بوَد یقین باشد
🌿✨
گوشهای از پارسیسرودههای #نظامی_گنجوی
به پاس ۲۱ اسپند، روز بزرگداشت این سخنسرای پارسیگوی:
به کار اندر آی این چه پژمردگیست
که پایان بیکاری افسردگیست
به دست کسان کان گوهر مکن
اگر زندهای دست و پایی بزن
تورا دست و پای آن پرستشگرند
که تا نگذری از تو در نگذرند
پرستندگان گرچه داری هزار
پرستشگران را میفکن ز کار
🌿✨
چه کرد آن رهزن خونخوارهی من
جز آتشپارهای دربارهی من
من اینک زنده او با یار دیگر
ز مهر انگیخته بازار دیگر
🌿✨
چه خوش گفت فرزانهی پیشبین
زبان گوشتین است و تیغ آهنین
نباشد به خود بر کسی مَرزَبان
که گوید هر آنچ آیدش بر زبان
🌿✨
بیا تا ز بیداد شوییم دست
که بی داد نتوان ز بیداد رَست
چه بندیم دل در جهان سال و ماه
که هم دیوِ خان است و هم غولِ راه
🌿✨
به سختی در اختر مشو بدگمان
که فرختر آید زمان تا زمان
ز پیروزهگون گنبد اندُه مدار
که پیروز باشد سرانجام کار
🌿✨
بَدان را بَد آید ز چرخ کبود
به نیکان همه نیکی آید فرود
مکن جز به نیکی گرایندگی
که در نیکنامی است پایندگی
🌿✨
آنچه او هم نو است و هم کهن است
سخن است و در این سخن سخن است
ز آفرینش نزاد مادر کن
هیچ فرزند خوبتر ز سخن
تا نگویی سخنوران مُردند
سر به آب سخن فرو بردند
چون بری نام هر کرا خواهی
سر برآرد ز آب چون ماهی
بنگر از هرچه آفرید خدای
تا ازو جز سخن چه ماند بهجای
یادگاری کز آدمیزاد است
سخن است آن دگر همه باد است
#چکامه_پارسی
برچسب #نظامی را در ادبسار دنبال کنید و پارسیسرودههای بیشتری از این سراینده بخوانید.
🌿✨ @AdabSar
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد
دل ز تن بِه بوَد یقین باشد
🌿✨
گوشهای از پارسیسرودههای #نظامی_گنجوی
به پاس ۲۱ اسپند، روز بزرگداشت این سخنسرای پارسیگوی:
به کار اندر آی این چه پژمردگیست
که پایان بیکاری افسردگیست
به دست کسان کان گوهر مکن
اگر زندهای دست و پایی بزن
تورا دست و پای آن پرستشگرند
که تا نگذری از تو در نگذرند
پرستندگان گرچه داری هزار
پرستشگران را میفکن ز کار
🌿✨
چه کرد آن رهزن خونخوارهی من
جز آتشپارهای دربارهی من
من اینک زنده او با یار دیگر
ز مهر انگیخته بازار دیگر
🌿✨
چه خوش گفت فرزانهی پیشبین
زبان گوشتین است و تیغ آهنین
نباشد به خود بر کسی مَرزَبان
که گوید هر آنچ آیدش بر زبان
🌿✨
بیا تا ز بیداد شوییم دست
که بی داد نتوان ز بیداد رَست
چه بندیم دل در جهان سال و ماه
که هم دیوِ خان است و هم غولِ راه
🌿✨
به سختی در اختر مشو بدگمان
که فرختر آید زمان تا زمان
ز پیروزهگون گنبد اندُه مدار
که پیروز باشد سرانجام کار
🌿✨
بَدان را بَد آید ز چرخ کبود
به نیکان همه نیکی آید فرود
مکن جز به نیکی گرایندگی
که در نیکنامی است پایندگی
🌿✨
آنچه او هم نو است و هم کهن است
سخن است و در این سخن سخن است
ز آفرینش نزاد مادر کن
هیچ فرزند خوبتر ز سخن
تا نگویی سخنوران مُردند
سر به آب سخن فرو بردند
چون بری نام هر کرا خواهی
سر برآرد ز آب چون ماهی
بنگر از هرچه آفرید خدای
تا ازو جز سخن چه ماند بهجای
یادگاری کز آدمیزاد است
سخن است آن دگر همه باد است
#چکامه_پارسی
برچسب #نظامی را در ادبسار دنبال کنید و پارسیسرودههای بیشتری از این سراینده بخوانید.
🌿✨ @AdabSar
☘ برشی سراسر پارسی از گفتاورد (مناظره) خسرو و فرهاد، «پنج گنج» #نظامی
🌱 ریزنگارنده (مینیاتوریست): #مجید_مهرگان
بگفت از دل شدی عاشق بدینسان؟
بگفت از دل تو میگویی من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟
بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟
بگفت آری چو خواب آید، کجا خواب؟
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟
بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر خرامی در سرایش؟
بگفت اندازم این سر زیر پایش
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟
بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ
بگفتا گر نیابی سوی او راه؟
بگفت از دور شاید دید در ماه
بگفتا دوری از مه نیست در خور
بگفت آشفته از مه دور بهتر
بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟
بگفت این از خدا خواهم به زاری
بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟
بگفت از گردن این وام افکنم زود
بگفت از عشق کارت سخت زار است
بگفت از عاشقی خوشتر چه کار است؟
بگفتا جان مده بس دل که با اوست
بگفتا دشمنند این هر دو بیدوست
🌿 #چکامه_پارسی
🍃 @AdabSar
☘ برشی سراسر پارسی از گفتاورد (مناظره) خسرو و فرهاد، «پنج گنج» #نظامی
🌱 ریزنگارنده (مینیاتوریست): #مجید_مهرگان
بگفت از دل شدی عاشق بدینسان؟
بگفت از دل تو میگویی من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟
بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟
بگفت آری چو خواب آید، کجا خواب؟
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟
بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر خرامی در سرایش؟
بگفت اندازم این سر زیر پایش
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟
بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ
بگفتا گر نیابی سوی او راه؟
بگفت از دور شاید دید در ماه
بگفتا دوری از مه نیست در خور
بگفت آشفته از مه دور بهتر
بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟
بگفت این از خدا خواهم به زاری
بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟
بگفت از گردن این وام افکنم زود
بگفت از عشق کارت سخت زار است
بگفت از عاشقی خوشتر چه کار است؟
بگفتا جان مده بس دل که با اوست
بگفتا دشمنند این هر دو بیدوست
🌿 #چکامه_پارسی
🍃 @AdabSar
🧹🏡 خانه تکانی، آیین میزبانی مردگان
خانهتکانی پیش از نوروز از آیینهای چند هزارسالهی ایرانیان است که گفته میشود همسال با آمدن آریاییان به این سرزمین است.
پیدایش خانهتکانی بر این باور استوار بود که ده روز مانده به نوروز، به گفته برخی دیگر پنج روز مانده به نوروز، فَرَوَهَر(روح) پاک درگذشتگان به خانه زمینی خود و کنار خانواده بازمیگردند تا به آنان سرکشی کنند. اگر خانه پاک باشد، آنان از خانواده خود خشنود خواهند شد و اگر خانه پاکیزه نباشد، دلخور و رویگردان میشوند. از اینرو ایرانیان گَردِ فراوردههای کشاورزی و خاکستر تنور را از خانه میتکاندند و خانه را آب و جارو میکردند.
آن دسته از کهننگارانی که میگویند آیین خانهتکانی باید ده روز پیش از نوروز به پایان میرسید نوشتهاند که از پیش از پنجه بزرگ که ۲۰ اسپند است خانه تکانیها به پایان میرسید، ابزارهای کهنه دور ریخته میشد و ایرانیان زمینها را شخم میزدند و برای گاهنبار پنجه آماده میشدند. گروهی هم نوشتهاند که به باور باستانیان فروهر/فرورها در پنج روز پایانی سال به زمین فرود میآیند تا پنج روز در کنار زندگان باشند. اگر میان خویشان و بستگان خود شادمانی، آرامش و آشتی ببینند بیگمان با خوشنودی به جهان مردگان باز میگردند.
ایرانیان همانگونه که همراه با نو شدن جهان آفرینش گرد کهنگی را از خانه میزدودند و رخت تازه برتن میکردند، غبار پلیدی و دشمنی را نیز از کاشانهی دل پاک میکردند تا نیاکان خود را شاد کنند. یکی از نشانههای بهجا مانده از این باور اکنون در میان گروهی از زرتشتیان دیده میشود. آنان در واپسین شب سال برای پَسواز(بدرقه) فروهرها آتش میافروزند، نیایش ویژهی این شب را بهجا میآورند و آرزو میکنند که فروهرها از آنها خشنود باشند. همچنین خواهان بازگشت آنان در سال آینده میشوند.
در فروردین یشت آمده است: «فَرَوَشیهای نیکِ توانای پاکان را می ستاییم که در جشن آفرینش از جایگاه خود فرود آیند و در دَه شبانهروز پیاپی در اینجا برای آگاهی بهسر برند.»
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #نوروز
دربارهی فرزانِش (حکمت) نوروز و خانهتکانی بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/10427
دربارهی جشن فرورگان که همتای خانهتکانی بود، بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/13296
📚 بهره از:
۱- جهان فروری #بهرام_فره_وشی
۲- نوروز و گاهشماری در ایران باستان #هاشم_رضی
🌸🌱 @AdabSar
خانهتکانی پیش از نوروز از آیینهای چند هزارسالهی ایرانیان است که گفته میشود همسال با آمدن آریاییان به این سرزمین است.
پیدایش خانهتکانی بر این باور استوار بود که ده روز مانده به نوروز، به گفته برخی دیگر پنج روز مانده به نوروز، فَرَوَهَر(روح) پاک درگذشتگان به خانه زمینی خود و کنار خانواده بازمیگردند تا به آنان سرکشی کنند. اگر خانه پاک باشد، آنان از خانواده خود خشنود خواهند شد و اگر خانه پاکیزه نباشد، دلخور و رویگردان میشوند. از اینرو ایرانیان گَردِ فراوردههای کشاورزی و خاکستر تنور را از خانه میتکاندند و خانه را آب و جارو میکردند.
آن دسته از کهننگارانی که میگویند آیین خانهتکانی باید ده روز پیش از نوروز به پایان میرسید نوشتهاند که از پیش از پنجه بزرگ که ۲۰ اسپند است خانه تکانیها به پایان میرسید، ابزارهای کهنه دور ریخته میشد و ایرانیان زمینها را شخم میزدند و برای گاهنبار پنجه آماده میشدند. گروهی هم نوشتهاند که به باور باستانیان فروهر/فرورها در پنج روز پایانی سال به زمین فرود میآیند تا پنج روز در کنار زندگان باشند. اگر میان خویشان و بستگان خود شادمانی، آرامش و آشتی ببینند بیگمان با خوشنودی به جهان مردگان باز میگردند.
ایرانیان همانگونه که همراه با نو شدن جهان آفرینش گرد کهنگی را از خانه میزدودند و رخت تازه برتن میکردند، غبار پلیدی و دشمنی را نیز از کاشانهی دل پاک میکردند تا نیاکان خود را شاد کنند. یکی از نشانههای بهجا مانده از این باور اکنون در میان گروهی از زرتشتیان دیده میشود. آنان در واپسین شب سال برای پَسواز(بدرقه) فروهرها آتش میافروزند، نیایش ویژهی این شب را بهجا میآورند و آرزو میکنند که فروهرها از آنها خشنود باشند. همچنین خواهان بازگشت آنان در سال آینده میشوند.
در فروردین یشت آمده است: «فَرَوَشیهای نیکِ توانای پاکان را می ستاییم که در جشن آفرینش از جایگاه خود فرود آیند و در دَه شبانهروز پیاپی در اینجا برای آگاهی بهسر برند.»
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #نوروز
دربارهی فرزانِش (حکمت) نوروز و خانهتکانی بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/10427
دربارهی جشن فرورگان که همتای خانهتکانی بود، بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/13296
📚 بهره از:
۱- جهان فروری #بهرام_فره_وشی
۲- نوروز و گاهشماری در ایران باستان #هاشم_رضی
🌸🌱 @AdabSar
🔥 «جشن سوری» یا #چهارشنبه_سوری جشن دور ریختن پلیدیها و بدشگونیهای سال کهنه بود.
به باور پیشینیان، آتش نماد فروغ ایزدی و پاک کننده هر پلیدی است. از این رو در جشنی در پایان سال آتش میافروختند تا با آتش که پاککننده است، بدیها و رخدادهای تلخ از میان برود. در سدههای پس از اسلام که مسلمانان ایرانی با باور بدشگونی چهارشنبه از سوی تازیان روبرو شدند، برای از میان بردن این بدشگونی آتشافروزیهای پایان سال را در شب چهارشنبه برگزار کردند تا پیشآمدهای سال نو از گزند روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار بماند. اگرچه امروز میدانیم که بدشگونی روزها باوری نادرست است، ولی این باور جا افتاده بود. گفتنی است در روزگار پیش از اسلام روزهای هفته وجود نداشت و هر روز یک ماه، نام ویژهی خود را داشت.
🖋 برداشت آزاد از:
«آناهیتا» نوشتارهای ایرانشناسی #ابراهیم_پورداود
🔥 @AdabSar
🔥 «جشن سوری» یا #چهارشنبه_سوری جشن دور ریختن پلیدیها و بدشگونیهای سال کهنه بود.
به باور پیشینیان، آتش نماد فروغ ایزدی و پاک کننده هر پلیدی است. از این رو در جشنی در پایان سال آتش میافروختند تا با آتش که پاککننده است، بدیها و رخدادهای تلخ از میان برود. در سدههای پس از اسلام که مسلمانان ایرانی با باور بدشگونی چهارشنبه از سوی تازیان روبرو شدند، برای از میان بردن این بدشگونی آتشافروزیهای پایان سال را در شب چهارشنبه برگزار کردند تا پیشآمدهای سال نو از گزند روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار بماند. اگرچه امروز میدانیم که بدشگونی روزها باوری نادرست است، ولی این باور جا افتاده بود. گفتنی است در روزگار پیش از اسلام روزهای هفته وجود نداشت و هر روز یک ماه، نام ویژهی خود را داشت.
🖋 برداشت آزاد از:
«آناهیتا» نوشتارهای ایرانشناسی #ابراهیم_پورداود
🔥 @AdabSar
🔥 «جشن سوری» به باور ایرانیتباران به هزارههای دور و یادکرد از فرَوَهَر درگذشتگان برمیگردد.
#ابراهیم_پورداود دربارهی دگرگون شدن آیینهای «جشن سوری» نوشته است:
در جشن چهارشنبهسوری پریدن از روی آتش و گفتن سخنی چون «سرخی تو از من، زردی من از تو» از روزگارانی است که دیگر ایرانیان همچون نیاکان خود آتش را نمایندهی فروغ ایزدی نمیدانستند. همچون جشن سده که پرندگان و چارپایان را آتش زدن در جشن از روزگاران پس از اسلام است.
امروز زرتشتیان باور دارند آتش پاک و سپند است و نباید ترانهی «زردی من از تو، سرخی تو از من» در #چهارشنبه_سوری خوانده شود و خود میخوانند: «غم برو، شادی بیا. زردی برو، سرخی بیا. محنت برو، روزی بیا»
🔥 @AdabSar
🔥 «جشن سوری» به باور ایرانیتباران به هزارههای دور و یادکرد از فرَوَهَر درگذشتگان برمیگردد.
#ابراهیم_پورداود دربارهی دگرگون شدن آیینهای «جشن سوری» نوشته است:
در جشن چهارشنبهسوری پریدن از روی آتش و گفتن سخنی چون «سرخی تو از من، زردی من از تو» از روزگارانی است که دیگر ایرانیان همچون نیاکان خود آتش را نمایندهی فروغ ایزدی نمیدانستند. همچون جشن سده که پرندگان و چارپایان را آتش زدن در جشن از روزگاران پس از اسلام است.
امروز زرتشتیان باور دارند آتش پاک و سپند است و نباید ترانهی «زردی من از تو، سرخی تو از من» در #چهارشنبه_سوری خوانده شود و خود میخوانند: «غم برو، شادی بیا. زردی برو، سرخی بیا. محنت برو، روزی بیا»
🔥 @AdabSar