Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ۱۲ قانون برای زندگیِ معنادار (+)
— خلاصۀ کتابِ #جردن_پیترسون
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 مقدمه
01:15 قانون اول - ایستادن
03:41 قانون دوم – مراقبت از خود
04:44 قانون سوم - دوست
07:23 قانون چهارم - مقایسه
09:09 قانون پنجم – تربیت
11:36 قانون ششم – نظم
13:27 قانون هفتم و هشتم – معنا و دروغ
15:24 قانون نهم - تجربه
17:27 قانون دهم – بیان
18:21 قانون یازدهم – تربیت
20:05 قانون دوازدهم – محبت
21:33 خلاصه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خلاصۀ کتابِ #جردن_پیترسون
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 مقدمه
01:15 قانون اول - ایستادن
03:41 قانون دوم – مراقبت از خود
04:44 قانون سوم - دوست
07:23 قانون چهارم - مقایسه
09:09 قانون پنجم – تربیت
11:36 قانون ششم – نظم
13:27 قانون هفتم و هشتم – معنا و دروغ
15:24 قانون نهم - تجربه
17:27 قانون دهم – بیان
18:21 قانون یازدهم – تربیت
20:05 قانون دوازدهم – محبت
21:33 خلاصه
.
#خلاصه_کتاب #معرفی_کتاب #زیستروان #خودشناسی#خودسازی #روانشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
چرا؟ چونکه: نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است!
✍🏻 #جناب_گاو
🍂 از بدشانسیهای تاریخی ما گرفتار شدن به قومی شدیدا گندهگوست که حتی طالبان و تحریرالشام مقابل حجم گندهگوییهای آن جفت میکنند! قومی عمیقا عقدهای که با گندهگوییِ رگباری، حسِ حقارت شدیدشان را فرافکنی میکنند. اگر بگوییم عاملِ اصلی نیمقرن فرو رفتن در فلاکتِ فقر و فساد و انزوا و تحریم، همین خصلتِ روانی-اخلاقیِ «آخوند شیعه» است، پر بیراه نگفتیم! چه در سیاست خارجه که بزرگتر از دهان اقتصاد و قدرت نظامیشان، از جیب ملت مستضعف و زیر خط فقر ایران، از گندهگوییهای مکررِ هزینهزای خود به ارگاسم میرسند، چه در سیاست داخلی، مثل حجاب اجباری، که دنبال توجیهکردن گندهگوییهاشان دربارۀ جزئی از امت اسلام بودن ایرانیاناند، خلاف تمامی قرائن و شواهد و آمارها!
🍂 آخوندِ شیعه که زیپ دهانش مثل زیپ شلوارش (بنا به اصلِ مترقیِ صیغه) باز است، جز وراجی بدونِ محاسبۀ هزینه-فایده، هنری ندارد و اگر این زیپ دهان را کمی ببندد که توجهها را از این طریق به خود جلب نکند، حس پوچیِ شدیدی میکند؛ چرا که با حقایقِ تراژیکِ عظیمی چون «مرگ خدای ادیان»، از جمله خدای اسلام، مواجه میشود.
🍂 خبطِ تاریخیِ دادنِ قدرت سیاسی به آخوند شیعه، مثل دادنِ قدرت به یک «سخنران انگیزشی زرد» بود؛ البته چندصدبار فاجعهبارتر؛ چرا که سخنرانِ انگیزشی، لااقل از هزار سال «عقدۀ قدرت» رنج نمیبرد، و همچین در توهمِ «جن و جهان آخرت» نیست و شعرهای خود را «کلام خدا» خیال نمیکند که نتواند بعد از تجربۀ مواجهه با انواع شکست، در آن تجدیدنظری اساسی کند، تا مبادا کلام خدا(!) دو تا شود!
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻نمایندهٔ مجلس:
"مردم تحمل کنن تا شرایط عادی بشه!"
🎙#زینب_موسوی (امپراطور کوزکو)
🌾 @Naqdagin
"مردم تحمل کنن تا شرایط عادی بشه!"
🎙#زینب_موسوی (امپراطور کوزکو)
.➖➖➖
#نقدخند #حکومت_اسلامی
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تاریخچۀ کریسمس (+)
— تاریخچه و توضیح تمام نمادهای آن
🔸کریسمس از مهمترین و زیباترین جشنهای سالانه در جهان است که بمناسبت میلاد عیسی مسیح برگزار میشود. اما این جشن پرشکوه چه تاریخی دارد و چگونه به سنتی جهانی تبدیل شدهاست؟
🔸کریسمس ریشه در قرن چهارم میلادی دارد، زمانی که کلیسای مسیحی ۲۵ دسامبر را بعنوان تاریخ تولد عیسی مسیح تعیین کرد. این تصمیم احتمالاً با هدف جایگزینی جشنهای باستانی مانند جشن "ساتورنالیا" در روم گرفتهشد.
🔸با گذر زمان، آداب و رسوم مختلفی به کریسمس اضافه شد. در قرون وسطی، این جشن با غذاهای لذیذ، موسیقی، و بازیهای شاد همراه بود. درخت کریسمس، که امروز یکی از نمادهای اصلی این جشن است، ریشه در رسوم اروپای شمالی دارد و در قرن شانزدهم در آلمان رایج شد.
🔸کریسمس نمادی از عشق، صلح، و همدلی است. در دنیای مدرن، این جشن تنها به یک رویداد مذهبی محدود نمیشود، بلکه به یک فرصت برای دورهمیهای خانوادگی، هدیه دادن، و بازتاب ارزشهای انسانی تبدیل شدهاست.
🔸در این ویدئو به بررسی تاریخچۀ کریسمس، تحولات آن در طول قرون، و نقش آن در فرهنگ جهانی پرداخته میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تاریخچه و توضیح تمام نمادهای آن
🔸کریسمس از مهمترین و زیباترین جشنهای سالانه در جهان است که بمناسبت میلاد عیسی مسیح برگزار میشود. اما این جشن پرشکوه چه تاریخی دارد و چگونه به سنتی جهانی تبدیل شدهاست؟
🔸کریسمس ریشه در قرن چهارم میلادی دارد، زمانی که کلیسای مسیحی ۲۵ دسامبر را بعنوان تاریخ تولد عیسی مسیح تعیین کرد. این تصمیم احتمالاً با هدف جایگزینی جشنهای باستانی مانند جشن "ساتورنالیا" در روم گرفتهشد.
🔸با گذر زمان، آداب و رسوم مختلفی به کریسمس اضافه شد. در قرون وسطی، این جشن با غذاهای لذیذ، موسیقی، و بازیهای شاد همراه بود. درخت کریسمس، که امروز یکی از نمادهای اصلی این جشن است، ریشه در رسوم اروپای شمالی دارد و در قرن شانزدهم در آلمان رایج شد.
🔸کریسمس نمادی از عشق، صلح، و همدلی است. در دنیای مدرن، این جشن تنها به یک رویداد مذهبی محدود نمیشود، بلکه به یک فرصت برای دورهمیهای خانوادگی، هدیه دادن، و بازتاب ارزشهای انسانی تبدیل شدهاست.
🔸در این ویدئو به بررسی تاریخچۀ کریسمس، تحولات آن در طول قرون، و نقش آن در فرهنگ جهانی پرداخته میشود.
.
#غربشناسی #میترائیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘در درازای شب یلدا
(۱/۲)
✍🏻#آرمین_لنگرودی
سرآغاز
🍂 برای دریافت بهتر درونمایهی ادیان کهن و بایستگی “تاریخی” آنها باید یک نکتهرا همیشه در برابر دیدگان داشت و آن اینکه؛ “کرانهی شناخت” و یا “افق معرفت” پیشینیان بسیار دور ما، بیش از هرچیزی از نوع “انگارهای” (تصویری) بوده و نه آنگونه که امروزه بخطا گمان میشود، بر پایهی “اندیشه”. در همین راستا، آنها برای پاسخ دادن به چراییِ هر “نمود” شناخته شده در پیرامون خود، لازم میدانستند آنرا به یک “سیمای” تخیلی و توانمند ناشناخته پیوند زنند، کاری که در دورانهای اولیهی پیدایش دینها به انگارهی “چندگانگی خدایان” انجامید. روشن است که در آن دوران، هر یک از این خداوندگاران تنها یک جنبه و یا یک بخش از هستی جهانی را پوشش میدادند (aspectiv). بعدها با پیدایش ایده “یکتاپرستی”، تمامی ویژگیهای تمیز دهنده، و حتا ناسازگار خدایان گوناگون در پیکرهی یک خدای یگانه گرد هم آمدند (holistic). بعنوان نمونه اگر ما در آغاز دو خدای جداگانهی “نیکی” و “پلیدی” داشتیم که هر یک صاحب جهان خویش بود، این دو ویژگی، در درون “خدای توحیدی” با یکدیگر در سیمای خدای رحیم و جابر یکی شدند.
🍂 بر همین بنیان، سالنامهی آداب دینهای کهن، یک سالنامهی دگرگونیها و رخدادهای مربوط به محیط زیست انسانها و در این راستا خدایانی است که به بخشهای گوناگون این زیستگاه پیوند مییافتند؛ خدایان آسمان، زمین، آتش، باد، سرما، آب و غیره. آشکار است که این رویدادها و دگرگونیهای زیستگاهی بر زندگی آدمی و آیندهی او کارکردی بنیادین و نقشپردازانه داشتند. دلجویی آدمی بدرگاه خدایان، به انگیزهی تشویق آنها به ازدیاد رویدادهای نیکو و جلوگیری از گزندهای نابودکننده (همچون سیل، خشکسالی و یا بیماریهای کشنده) بود. برای همین هم در بیشتر دینهای کهن، یعنی در باورهایی که در آنها ویژگیهای گوناگون اخلاقی و طبیعی هنوز در یک خدا نگنجیده بودند، خدایان “بد” بهمان اندازهی خدایان “خوب” مورد توجه و دلجویی قرار میگرفتند. آدمیان خشم خدایان “بد” را نه از یک دیدگاه اخلاقی، بلکه بعنوان یک امر در پیوند با “خوی” آنها میدیدند که میتوانست پیامد رشک، خودخواهی، گرسنگی و یا ناخرسندیشان باشد. نیایشها و قربانیها، چیزی مگر ابزاری برای همین دلجوییها، تشویقها و یا بازداریها نبودند. در این میان، برخی از این نیایشها از گونهای بودند که هر ساله – برای نمونه بهنگام آغاز موسم توفان یا خشکسالی، آغاز دوران باروری زمین، پایان یافتن شبهای طولانی و … – در زمانهای شناخته شده انجام میگرفتند، کاری که سبب دگردیسی این “نیایشها” به “آیینهای” دینی و یا قومی بود.
🍂 در میان، تمامی باورهای بر ما شناخته شده، بیشتر آنهایی مورد توجه تاریخشناسان و یا دینپژوهان معاصر قرار گرفتهاند که تأثیرات بسیار زیادی بر فرهنگ اروپا داشته و هنوز هم جای پای خود را در ادیان امروزی بروشنی نگه داشتهاند. خوشبختانه یکی از کهنترین این باورها – که گذشته از ریشهها و ویژگیهای برجستهی “زیستمحیطی” آن، نقش آشکارانهی زیادی در شکلگیری مسیحیت امروزی بازی نموده است – آیین مهر یا میتراست. این آیین، از خود دو چهره بجای نهاده که نشانگر دو دورهی تاریخی جداگانه در روند هستی آن میباشد و ما آنها را با دو نام «مهر» (میثرَه) و «میترا» از یکدیگرتمیز میدهیم. به این پرسش، که آیا در بین این دو یک پیوستگی درونی وجود داشته است یا نه، نمیتوان به آسانی پاسخ داد، چرا که زمینههای پیدایش این دو، در دو محیط جداگانه شکل گرفته بودند. ولی آنچه که بیتردید همه در بارهاش همداستانند، این است که ریشهی میترای رومی در همان مهر ایرانی نهفتهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻#آرمین_لنگرودی
سرآغاز
🍂 برای دریافت بهتر درونمایهی ادیان کهن و بایستگی “تاریخی” آنها باید یک نکتهرا همیشه در برابر دیدگان داشت و آن اینکه؛ “کرانهی شناخت” و یا “افق معرفت” پیشینیان بسیار دور ما، بیش از هرچیزی از نوع “انگارهای” (تصویری) بوده و نه آنگونه که امروزه بخطا گمان میشود، بر پایهی “اندیشه”. در همین راستا، آنها برای پاسخ دادن به چراییِ هر “نمود” شناخته شده در پیرامون خود، لازم میدانستند آنرا به یک “سیمای” تخیلی و توانمند ناشناخته پیوند زنند، کاری که در دورانهای اولیهی پیدایش دینها به انگارهی “چندگانگی خدایان” انجامید. روشن است که در آن دوران، هر یک از این خداوندگاران تنها یک جنبه و یا یک بخش از هستی جهانی را پوشش میدادند (aspectiv). بعدها با پیدایش ایده “یکتاپرستی”، تمامی ویژگیهای تمیز دهنده، و حتا ناسازگار خدایان گوناگون در پیکرهی یک خدای یگانه گرد هم آمدند (holistic). بعنوان نمونه اگر ما در آغاز دو خدای جداگانهی “نیکی” و “پلیدی” داشتیم که هر یک صاحب جهان خویش بود، این دو ویژگی، در درون “خدای توحیدی” با یکدیگر در سیمای خدای رحیم و جابر یکی شدند.
🍂 بر همین بنیان، سالنامهی آداب دینهای کهن، یک سالنامهی دگرگونیها و رخدادهای مربوط به محیط زیست انسانها و در این راستا خدایانی است که به بخشهای گوناگون این زیستگاه پیوند مییافتند؛ خدایان آسمان، زمین، آتش، باد، سرما، آب و غیره. آشکار است که این رویدادها و دگرگونیهای زیستگاهی بر زندگی آدمی و آیندهی او کارکردی بنیادین و نقشپردازانه داشتند. دلجویی آدمی بدرگاه خدایان، به انگیزهی تشویق آنها به ازدیاد رویدادهای نیکو و جلوگیری از گزندهای نابودکننده (همچون سیل، خشکسالی و یا بیماریهای کشنده) بود. برای همین هم در بیشتر دینهای کهن، یعنی در باورهایی که در آنها ویژگیهای گوناگون اخلاقی و طبیعی هنوز در یک خدا نگنجیده بودند، خدایان “بد” بهمان اندازهی خدایان “خوب” مورد توجه و دلجویی قرار میگرفتند. آدمیان خشم خدایان “بد” را نه از یک دیدگاه اخلاقی، بلکه بعنوان یک امر در پیوند با “خوی” آنها میدیدند که میتوانست پیامد رشک، خودخواهی، گرسنگی و یا ناخرسندیشان باشد. نیایشها و قربانیها، چیزی مگر ابزاری برای همین دلجوییها، تشویقها و یا بازداریها نبودند. در این میان، برخی از این نیایشها از گونهای بودند که هر ساله – برای نمونه بهنگام آغاز موسم توفان یا خشکسالی، آغاز دوران باروری زمین، پایان یافتن شبهای طولانی و … – در زمانهای شناخته شده انجام میگرفتند، کاری که سبب دگردیسی این “نیایشها” به “آیینهای” دینی و یا قومی بود.
🍂 در میان، تمامی باورهای بر ما شناخته شده، بیشتر آنهایی مورد توجه تاریخشناسان و یا دینپژوهان معاصر قرار گرفتهاند که تأثیرات بسیار زیادی بر فرهنگ اروپا داشته و هنوز هم جای پای خود را در ادیان امروزی بروشنی نگه داشتهاند. خوشبختانه یکی از کهنترین این باورها – که گذشته از ریشهها و ویژگیهای برجستهی “زیستمحیطی” آن، نقش آشکارانهی زیادی در شکلگیری مسیحیت امروزی بازی نموده است – آیین مهر یا میتراست. این آیین، از خود دو چهره بجای نهاده که نشانگر دو دورهی تاریخی جداگانه در روند هستی آن میباشد و ما آنها را با دو نام «مهر» (میثرَه) و «میترا» از یکدیگرتمیز میدهیم. به این پرسش، که آیا در بین این دو یک پیوستگی درونی وجود داشته است یا نه، نمیتوان به آسانی پاسخ داد، چرا که زمینههای پیدایش این دو، در دو محیط جداگانه شکل گرفته بودند. ولی آنچه که بیتردید همه در بارهاش همداستانند، این است که ریشهی میترای رومی در همان مهر ایرانی نهفتهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘در درازای شب یلدا
(۲/۲)
✍🏻#آرمین_لنگرودی
پیشینه
🍂 اولین پرسشی که همیشه در پیوند با میترا شنیده میشود، همان تفاوت «میترا» با «مهر» (یا میثرَه) است. من اگر بخواهم این تفاوت را در یک جمله بیان کنم؛ «میترا» برآیش دوبارهی «مهر» در یونان بود، پس از به پس رانده شدنش بدست «مزدا» از مرتبهی قدرت و در دوران تسلط آیین زرتشت در ایران. بعنوان یکی از خدایان سهگانهی (تثلیث) هندوایرانی، میترا در کنار «وارونا» (وَرُونَه) و «آریامان» (آیرْیَمَن [یسنا؛ ۵۴;۱])، پاسدار نیکی در نبرد بر علیه پلیدی (دروغ، اهریمن) بود. در کرانهای به گستردگی هند تا آسیای کوچک، میترا بتدریج خود را از این “تثلیث” جدا کرد و به یکی از خدایان بلندمرتبهی ایرانی (و حتا در ورای «آریامان» و «مزدا») تبدیل نمود. پلوتارک یونانی (Plutarch) مینویسد، که ایرانیان مهر را خدای “پیوند” (وفاداری و پیمان) میدانستند. با در نظر گرفتن جایگاه مهر در سالنامهی ایرانی، این گفتهی پلوتارک گویاتر بنظر میآید: ماه مهر، ماهِ آغازین نیمهی دوم سال و پیونددهندهی آن به نیمهی اولسال و همزمان روز شانزده مهر، یعنی آغاز نیمهی دومِ ماه مهر و بدینگونه پیونددهندهی دونیمهی این ماه به یکدیگر است. همزمانی این دو پیوند، یعنی روز شانزدهم ماه مهر، همان «مهرگان» است. فیلسوف رومی «پُرفیریوس» (Porphyrios) نیز اشارهای به همین “پیوند دهندگی” مهر در زودیاک (دایرة البروج) دارد که همانا “هموگانِ پاییزی” (اعتدال پاییزی در نیمکرهی شمالی) و برابری شب و روز است.
🍂 جایگاه مهر بعنوان خدای پیمان، یک جایگاه اجتماعی و بدینترتیب “سیاسی” است. جامعهی ایرانی که بر پایهی “پیمانهای اجتماعی” و “سلسلهمراتبی” – از شهروند گرفته تا شاه، بهمراه همهی ردههای میانی آنها – پایدار بود، شاه را تبلور مهر میدانست، که خود را بعنوان نمونه در نام «اردشیر» (آرتا + خشترا) بمعنی «نظم حکومتی» (دادگری زمینی) نمایان میساخت. همین ویژگی بعدها میترائیسم را به آیین سیاستمداران، مردان و یا سربازان وفادار به حکومت و در نهایت به یک دین حکومتی رومیان تبدیل کرد. مراسم سوگند وفاداری ارتشیان و ارگانهای انتظامی به سیستم حاکمهی یک کشور هنوز هم از مراسم باقیمانده از آن دوران است.
🍂 با برآیش دین زرتشت اما جایگاه مهر به اورمزد داده شد و او به خدایی کناری تبدیل گشت. با اینکه بسیاری امروزه به “وحدانیت” خدایی اهورامزدا در دین زرتشت گمان دارند و بهمین سبب آنرا یک دین “توحیدی” میانگارند، خدایگونگی میترا در دین زرتشت (همسان باخداوندگاران دیگری چون آناهیتا [خدای آب]، سروش [خروس یا پیک خورشید؛ نگاه کنید به مهریشت ۴۱ و ۱۰ – سروشیشت – یسنه ۵۷]، …) با وجود کاهش مرتبهاش، هیچگاه بزیر پرسش نرفت[۱].
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۱۹ دقیقه
🔖 ۳۴۵۹ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#آرمین_لنگرودی
پیشینه
🍂 اولین پرسشی که همیشه در پیوند با میترا شنیده میشود، همان تفاوت «میترا» با «مهر» (یا میثرَه) است. من اگر بخواهم این تفاوت را در یک جمله بیان کنم؛ «میترا» برآیش دوبارهی «مهر» در یونان بود، پس از به پس رانده شدنش بدست «مزدا» از مرتبهی قدرت و در دوران تسلط آیین زرتشت در ایران. بعنوان یکی از خدایان سهگانهی (تثلیث) هندوایرانی، میترا در کنار «وارونا» (وَرُونَه) و «آریامان» (آیرْیَمَن [یسنا؛ ۵۴;۱])، پاسدار نیکی در نبرد بر علیه پلیدی (دروغ، اهریمن) بود. در کرانهای به گستردگی هند تا آسیای کوچک، میترا بتدریج خود را از این “تثلیث” جدا کرد و به یکی از خدایان بلندمرتبهی ایرانی (و حتا در ورای «آریامان» و «مزدا») تبدیل نمود. پلوتارک یونانی (Plutarch) مینویسد، که ایرانیان مهر را خدای “پیوند” (وفاداری و پیمان) میدانستند. با در نظر گرفتن جایگاه مهر در سالنامهی ایرانی، این گفتهی پلوتارک گویاتر بنظر میآید: ماه مهر، ماهِ آغازین نیمهی دوم سال و پیونددهندهی آن به نیمهی اولسال و همزمان روز شانزده مهر، یعنی آغاز نیمهی دومِ ماه مهر و بدینگونه پیونددهندهی دونیمهی این ماه به یکدیگر است. همزمانی این دو پیوند، یعنی روز شانزدهم ماه مهر، همان «مهرگان» است. فیلسوف رومی «پُرفیریوس» (Porphyrios) نیز اشارهای به همین “پیوند دهندگی” مهر در زودیاک (دایرة البروج) دارد که همانا “هموگانِ پاییزی” (اعتدال پاییزی در نیمکرهی شمالی) و برابری شب و روز است.
🍂 جایگاه مهر بعنوان خدای پیمان، یک جایگاه اجتماعی و بدینترتیب “سیاسی” است. جامعهی ایرانی که بر پایهی “پیمانهای اجتماعی” و “سلسلهمراتبی” – از شهروند گرفته تا شاه، بهمراه همهی ردههای میانی آنها – پایدار بود، شاه را تبلور مهر میدانست، که خود را بعنوان نمونه در نام «اردشیر» (آرتا + خشترا) بمعنی «نظم حکومتی» (دادگری زمینی) نمایان میساخت. همین ویژگی بعدها میترائیسم را به آیین سیاستمداران، مردان و یا سربازان وفادار به حکومت و در نهایت به یک دین حکومتی رومیان تبدیل کرد. مراسم سوگند وفاداری ارتشیان و ارگانهای انتظامی به سیستم حاکمهی یک کشور هنوز هم از مراسم باقیمانده از آن دوران است.
🍂 با برآیش دین زرتشت اما جایگاه مهر به اورمزد داده شد و او به خدایی کناری تبدیل گشت. با اینکه بسیاری امروزه به “وحدانیت” خدایی اهورامزدا در دین زرتشت گمان دارند و بهمین سبب آنرا یک دین “توحیدی” میانگارند، خدایگونگی میترا در دین زرتشت (همسان باخداوندگاران دیگری چون آناهیتا [خدای آب]، سروش [خروس یا پیک خورشید؛ نگاه کنید به مهریشت ۴۱ و ۱۰ – سروشیشت – یسنه ۵۷]، …) با وجود کاهش مرتبهاش، هیچگاه بزیر پرسش نرفت[۱].
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۱۹ دقیقه
🔖 ۳۴۵۹ واژه
.
#ایران #اسطورهشناسی #نقد_ادیان#میترائیسم #مهرپرستی #مسیحیت #شب_یلدا #کریسمس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
در درازای شب یلدا
آرمین لنگرودی [ادامه از تلگرام نقدآگین....] کهنترین نبشتهای که نام میترا را بعنوان «خدای پاسداری از پیوند و پیمان» بر خود دارد، یک پیماننامهی دوستی بین «هیتیها» و یک قوم همسایهی آنها است، که دیرینگیاش به سدهی ۱۴ پیش از میلاد رسیده و در «بُغازکوی»…
نقدآگین
🔻نمایندهٔ مجلس: "مردم تحمل کنن تا شرایط عادی بشه!" 🎙#زینب_موسوی (امپراطور کوزکو) . #نقدخند #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
من سربازی رفتم. ۲۱ ماه کامل، بدون یک روز کسری. کاری به اتلاف عمر و هزینه و فکر و ایناش ندارم. غربتی که یک پسر جوان تو سربازی میکشه، دیگه در هیچ کجای زندگی تجربه نخواهد کرد. و چقدر غم انگیز که آدم تو این غربت، جونش رو از دست بده. به امید اون روز که این بساط برچیده بشه. 🖤
بذارید بدترین چیز در مورد سربازی رو بگم: اینکه از پایان دورهی دبیرستان، تا روزی که به هر دلیلی مجبور بشی بری سربازی، یک استرس و اضطراب پنهانِ همیشگی باهاته. اینکه یه روزی بالاخره باید اون پوتینهای بد بوی سیاه رو پات کنی و بری یه ناکجا آبادی و سرباز بشی. در تمام سالهای قبل از سربازی، از این اضطراب نهفته رنج کشیدم؛ و حتی تا سالها بعد از سربازی هم درگیرش بودم.
✍🏻 دکتر #دانیال
🍂 جوون دستهگل مردم را علنا با این ضدقانونِ عصر وایکینگها، مثل یکسری بردۀ بیاراده و مفت ربایش میکنند و بعد هم که دچارِ انواعِ بیماری روان شد، یا بیماریهای روانش در جامعۀ اکثرا بیمار ایران تشدید شد، یا مثل بسیاری از سربازان به چیزی معتاد شد، یا حتی اگر خودکشی کرد یا بهصورت فلهای کشته شد (مثل حادثۀ اخیر)، به احدی هم پاسخگو نیستند و هیچ ارگانی هم وارد تحقیقوتفحص و شکایت از چنین جنایات روزمرهای نمیشود.
🔻طبق آمارسنجیای که اخیرا صورت گرفته:
« تنها ۱۶ درصد از ۱۲ هزار شرکتکننده اظهار داشتهاند که اصلاً به مهاجرت فکر نمیکنند»
این یعنی ۸۴ درصد ایرانیان میخواهند از این جهنمی که آخوند درست کرده بروند یا درصدی از آنها رفتهاند! و اگر این ضدقانون برچیده بشه، درصد زیادی از این ۸۴ درصد حاضرند که دمشان را روی کولشان بگذارند و برای ابد ایران را به آخوند و اندک تولههای باقیماندهاش در وطنِ اشغالی تقدیم کنند، اما با این وجود، حتی این جمعیتِ عظیمِ ذله و متنفر از آخوند و وطن به گندآب بدلشده که حتی حاضرند برای ابد قیدِ خانواده و دوستان و میهن مادری و خاطراتشان را بزنند، وفقِ این فرمان بدوی و وحشیانه، باید ۲ سال از عمرشان را به بیگاری مطلق برای نظامی که از آن متنفرند و حاضرند بر صدر تا ذیلش بالا میآورند، بسپارند تا خلاص شوند و بعد شرشان را کم کنند! تناقضی از این بزرگتر وجود ندارد که افرادی متنفر از یک نظام سیاسی و زیست در ذیل جهنمِ تولید آن نیز مجبور به بردگی برای آن باشند!
🍂 یکی از عوامل مهم سقوط برقآسای حکومت بشار اسد، همین «سربازی اجباری» بود که سربازان غیرمتخصص و غیرعلاقهمند در هنگامِ رسیدن بزنگاه، پست خود را خالی کردند و در رفتند (و البته موردِ فحاشیِ سربازانِ روس نیز قرار گرفتند). بهخاطر همین، جولانی بعنوان کسی که در میدان بوده و فهمی انضمامی از ارزشِ «سرباز متخصص» و «اختیاری» داشته، سریعا این ضدقانونُِ «سربازی اجباری» را برداشت. اما از پوچگرایانِ تهیمغزی که شاهدیم حتی برای ضدقانون «حجاب اجباری»، بعد از این همه هزینه و خونریزی و بههمریختنِ امنیت ملی، هنوز هم دنبال گندهگوییهای سابق خود هستند و از تکرار گندکاریها لذت میبرند، نمیتوانیم انتظار داشتهباشیم حتی در حدِ جولانی عقلانیتی نشان بدهند!
ُ
.
#حکومت_اسلامی #مردان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 اگه گندهگوی ایرانی رو میشد روی نقشه نشون داد، دقیقا این شکلی میشد! میلیاردها دلار سرمایهگذاری، خونریختن و خوندادن به تعدادی که برای ایجاد «حمام خون» کافی باشه؛ بعلاوه به لجن کشیدن اسم و وجهۀ ائمه شیعه؛ تا اینکه در نهایت، حتی جرئت نکنند از آسمان جایی که سودای سلطه بر اون رو داشتند، عبور کنند.
🍂 اشتباه مهلک اینه که این داستان رو «اشتباه استراتژیک» نامگذاری کنند. این اشتباه نیست، این حاصل «پوچگرایی مذهبی»ه. ویروسی که باعث میشه تمام مفاهیم عقلانی مثل فایده/ضرر، خیر/شر، شکست/پیروزی، در اون بیمعنا بشن.
🍂 اما اشتباه مهلکتر اینه که چون آخوند در مقام اشغالگری ایران، دست به این کثافت پوچ زد، نتیجه گرفت که این «پوچگرایی مذهبی» هیچ ربطی به بقیه ایرانیها نداره.
🍂 نباید یادمون بره ایرانی لائیک هم باورش شدهبود که عمق استراتژیکی در کاره و خبراییه و پوستش از زیر لباس و یواشکی برای احیای دوباره ساسانیان گوسبامپ شده بود.
🍂 آخوند به گورش منتقل خواهد شد بالاخره، ولی با این ایرانیها کار زیاد داریم.
✍🏻 #اریک
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
🍂 اشتباه مهلک اینه که این داستان رو «اشتباه استراتژیک» نامگذاری کنند. این اشتباه نیست، این حاصل «پوچگرایی مذهبی»ه. ویروسی که باعث میشه تمام مفاهیم عقلانی مثل فایده/ضرر، خیر/شر، شکست/پیروزی، در اون بیمعنا بشن.
🍂 اما اشتباه مهلکتر اینه که چون آخوند در مقام اشغالگری ایران، دست به این کثافت پوچ زد، نتیجه گرفت که این «پوچگرایی مذهبی» هیچ ربطی به بقیه ایرانیها نداره.
🍂 نباید یادمون بره ایرانی لائیک هم باورش شدهبود که عمق استراتژیکی در کاره و خبراییه و پوستش از زیر لباس و یواشکی برای احیای دوباره ساسانیان گوسبامپ شده بود.
🍂 آخوند به گورش منتقل خواهد شد بالاخره، ولی با این ایرانیها کار زیاد داریم.
✍🏻 #اریک
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
Telegram
نقدآگین
🎧انقلاب یا اصلاح؟ (یکم) (+)
🎙مناظرۀ #مهدی_نصیری و #بیژن_عبدالکریمی
🔻بیژن عبدالکریمی [من میدونم نمیشه!😖]
▪️انقلاب ما اصلا و اساسا برای مقاومت و مبارزه با «نظام سلطه» انجام شد!
[اساسا وعدههای خمینی در پاریس حتی یکی هم از این حرفها نبود! عجیبتر از این نمیشه انقلاب ۵۷ رو بهنفع غربستیزی و فردیدیسم تحریف کرد؛ درسته وجوه ارتجاعیِ و ضدزنِ جدی چون اسلامگرا بودند داشتند، ولی دقیقا آرمانشهری که خمینی تصویر کردهبود، جمهوریای مثل جمهوریِ [استعماری] فرانسه بود، نه یک کشور مبارز با استعمار مثل الجزایز؛ جالبه حتی در نماز اون اوایل، قبل بساط مشکوک تسخیر سفارت [در رقابت با مجاهدین و چپگراهای آمریکاستیز]، سفیر آمریکا و انگلیس هم میروند و در صف اول، پشت ایتالله نماز جماعت (یا جمعه) میخوانند!]
▪️جریانات لیبرالی، یعنی جریانات وابسته به نظام سلطه!
👆🏻[وقتی میگوید من میخواهم فراتر از چپزدگی و راستزدگی تحلیل کنم، ولی دم خروس چپزدگی هاردش بالا میزند، در لغزشی فرویدی: جریانات لیبرالی مساوی جریانات وابسته به سلطه؟! در نظر چه کسانی این اینهمانی وجود داشت و از لیبرال با عنوان فحش و ناسزا با معنایِ وابسته استفاده میکردند؟!]
▪️اگر وعدۀ صادق ۳ بشود، من حمایت میکنم، اگر هم نشود، من حمایت میکنم!
👇🏻[بیان کامل حزب تودهای: زلنسکی را که مقابل حمله و تجاوز روسیه مردانه و تا آخر ایستاد «دلقک» میداند و تحقیر میکند، اما دیگرانی که در شرایط صلح و بعد از میلیاردها دلار خرج از بودجۀ مملکت، طرحهاشان شکست خورد و ایران را به انزوایی بدتر از اوکراین کشاندند که ارزش پول ملیاش در وضعیت غیرجنگی از اوکراین جنگزده پایینتر است، عارف و بصیر و فرمانده و... مینامد!]
▪️این سادهاندیشیست که اگر از مقاومت در مقابل نظام سلطه دست برداریم، ایران به لیبرالدموکراسی و سعادت و رفاه میرسد! نمونهاش دلقلکی بهنام زلنسکی که فکر میکرد با نزدیکی به ناتو، آلمان دوم و فرانسه میشود!
👆🏻[اینجا دقیقا یک قیاس معالفارق بدجور انجام میدهد حتی یک دانشآموز فلسفهخوانده هم به آن دچار نمیشود! اینکه روسیه قبل از پیوستن به ناتو میخواست به اوکراین (مثل مابقی کشورهای همسایهای که حملاتی خونین کردهبود) حمله کند و حمله کرد را با این موضوع مقایسه میکند که اگر ایران مثل ترکیه و کشورهای عربی، روابطِ نرمالی با جهان داشتهباشد، ضرورتا بدبختتر میشود؛ بهخاطر چه؟ حملۀ روسیه؟ مگر ایران مرز مشترک با روسیه دارد یا قبلا جزئی از روسیه بودهاست؟ یا چه؟ این بضاعتِ ذهنیِ استاد فلسفۀ مملکت واقعا رقتانگیز است که تا این حد مغالطات سطحی را مرتکب میشود و بعد خود را در قلۀ تفکر مملکت هم تصور میکند!]
▪️نیروهای انقلاب، بنا به خواست مردم انقلابی ما تصمیم گرفتند مقابل غرب بایستند! نه بنا به روان بیمار هستهای کوچک از رهبران! بلکه نتیجۀ «اجتماع طبیعی»(!) ایرانیان علیه استعمار بود!
▪️اپوزیسیون نادان ما فضای کشور را برای اصلاحات بهشدت مسدود کرده است. من خواهان تغییر و اصلاحاتم حتی اگر بهقیمت براندازی تمام شود، اما تغییر باید بهواسطه نیروهای ایرانی باشد، نه از مسیری که دشمنان ایران تعیین میکنند. دشمنی آنها فقط با جمهوری اسلامی نیست. حاکم بد را به تغییراتی که منجر به خلا قدرت و هرجومرج شود، ترجیح میدهم.
▪️هیچ کشوری مسالۀ امنیت کشور خودشو با پول و کشتهها نمیسنجه
👆🏻[درحالیکه دقایقی قبل زلنسکی را «دلقک» خطاب کردهبود که برای امنیتش که به آمریکا نزدیک شد، عملا کشورش ویرانه شد! مگه میشه سیاست تامین امنیت رو بدون بحث جدی اقتصادی و هزینه-فایده بررسی کرد؟]
🔻مهدی نصیری
فاجعهای بزرگتر از بقای حاکمیت کنونی نیست. باب هرگونه اصلاحی بسته است. هیچ عنصری از اپوزیسیون دنبال دخالت خارجی نیست، حتی کشورهای غربی نمیخواهند منافع مردم را از بین ببرند. در آینده، خطر تجزیه وجود ندارد. دهها بحران برای ایران ایجاد شده و با حملات اسرائیل نیز معلوم شد سیاست سلطهستیزی باعث امنیت نمیشود.
🥲از عجایبِ زمانه اینه که نصیریِ کیهان، بدل شده به یک محمد نوریزاد ثانی و بسی معقولتر و منصفتر و دقیقتر از او، و روشنفکر جامعه، بنا به پسزمینه و ذهنیتِ حزبتودهایوار و چپزدهاش، بدل شده به سخنگوی کیهان و یالثارات و...! درست مثل نقش وارونی که آیتالله منتظری و کیانوری (حزب توده) در مظالم پس از انقلاب ایفا کردند! در واقع اینجاست که میتوان درک کرد چپزدگی بسی از اسلامزدگی خطرناکتر است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مناظرۀ #مهدی_نصیری و #بیژن_عبدالکریمی
🔻بیژن عبدالکریمی [من میدونم نمیشه!😖]
▪️انقلاب ما اصلا و اساسا برای مقاومت و مبارزه با «نظام سلطه» انجام شد!
[اساسا وعدههای خمینی در پاریس حتی یکی هم از این حرفها نبود! عجیبتر از این نمیشه انقلاب ۵۷ رو بهنفع غربستیزی و فردیدیسم تحریف کرد؛ درسته وجوه ارتجاعیِ و ضدزنِ جدی چون اسلامگرا بودند داشتند، ولی دقیقا آرمانشهری که خمینی تصویر کردهبود، جمهوریای مثل جمهوریِ [استعماری] فرانسه بود، نه یک کشور مبارز با استعمار مثل الجزایز؛ جالبه حتی در نماز اون اوایل، قبل بساط مشکوک تسخیر سفارت [در رقابت با مجاهدین و چپگراهای آمریکاستیز]، سفیر آمریکا و انگلیس هم میروند و در صف اول، پشت ایتالله نماز جماعت (یا جمعه) میخوانند!]
▪️جریانات لیبرالی، یعنی جریانات وابسته به نظام سلطه!
👆🏻[وقتی میگوید من میخواهم فراتر از چپزدگی و راستزدگی تحلیل کنم، ولی دم خروس چپزدگی هاردش بالا میزند، در لغزشی فرویدی: جریانات لیبرالی مساوی جریانات وابسته به سلطه؟! در نظر چه کسانی این اینهمانی وجود داشت و از لیبرال با عنوان فحش و ناسزا با معنایِ وابسته استفاده میکردند؟!]
▪️اگر وعدۀ صادق ۳ بشود، من حمایت میکنم، اگر هم نشود، من حمایت میکنم!
👇🏻[بیان کامل حزب تودهای: زلنسکی را که مقابل حمله و تجاوز روسیه مردانه و تا آخر ایستاد «دلقک» میداند و تحقیر میکند، اما دیگرانی که در شرایط صلح و بعد از میلیاردها دلار خرج از بودجۀ مملکت، طرحهاشان شکست خورد و ایران را به انزوایی بدتر از اوکراین کشاندند که ارزش پول ملیاش در وضعیت غیرجنگی از اوکراین جنگزده پایینتر است، عارف و بصیر و فرمانده و... مینامد!]
▪️این سادهاندیشیست که اگر از مقاومت در مقابل نظام سلطه دست برداریم، ایران به لیبرالدموکراسی و سعادت و رفاه میرسد! نمونهاش دلقلکی بهنام زلنسکی که فکر میکرد با نزدیکی به ناتو، آلمان دوم و فرانسه میشود!
👆🏻[اینجا دقیقا یک قیاس معالفارق بدجور انجام میدهد حتی یک دانشآموز فلسفهخوانده هم به آن دچار نمیشود! اینکه روسیه قبل از پیوستن به ناتو میخواست به اوکراین (مثل مابقی کشورهای همسایهای که حملاتی خونین کردهبود) حمله کند و حمله کرد را با این موضوع مقایسه میکند که اگر ایران مثل ترکیه و کشورهای عربی، روابطِ نرمالی با جهان داشتهباشد، ضرورتا بدبختتر میشود؛ بهخاطر چه؟ حملۀ روسیه؟ مگر ایران مرز مشترک با روسیه دارد یا قبلا جزئی از روسیه بودهاست؟ یا چه؟ این بضاعتِ ذهنیِ استاد فلسفۀ مملکت واقعا رقتانگیز است که تا این حد مغالطات سطحی را مرتکب میشود و بعد خود را در قلۀ تفکر مملکت هم تصور میکند!]
▪️نیروهای انقلاب، بنا به خواست مردم انقلابی ما تصمیم گرفتند مقابل غرب بایستند! نه بنا به روان بیمار هستهای کوچک از رهبران! بلکه نتیجۀ «اجتماع طبیعی»(!) ایرانیان علیه استعمار بود!
▪️اپوزیسیون نادان ما فضای کشور را برای اصلاحات بهشدت مسدود کرده است. من خواهان تغییر و اصلاحاتم حتی اگر بهقیمت براندازی تمام شود، اما تغییر باید بهواسطه نیروهای ایرانی باشد، نه از مسیری که دشمنان ایران تعیین میکنند. دشمنی آنها فقط با جمهوری اسلامی نیست. حاکم بد را به تغییراتی که منجر به خلا قدرت و هرجومرج شود، ترجیح میدهم.
▪️هیچ کشوری مسالۀ امنیت کشور خودشو با پول و کشتهها نمیسنجه
👆🏻[درحالیکه دقایقی قبل زلنسکی را «دلقک» خطاب کردهبود که برای امنیتش که به آمریکا نزدیک شد، عملا کشورش ویرانه شد! مگه میشه سیاست تامین امنیت رو بدون بحث جدی اقتصادی و هزینه-فایده بررسی کرد؟]
🔻مهدی نصیری
فاجعهای بزرگتر از بقای حاکمیت کنونی نیست. باب هرگونه اصلاحی بسته است. هیچ عنصری از اپوزیسیون دنبال دخالت خارجی نیست، حتی کشورهای غربی نمیخواهند منافع مردم را از بین ببرند. در آینده، خطر تجزیه وجود ندارد. دهها بحران برای ایران ایجاد شده و با حملات اسرائیل نیز معلوم شد سیاست سلطهستیزی باعث امنیت نمیشود.
🥲از عجایبِ زمانه اینه که نصیریِ کیهان، بدل شده به یک محمد نوریزاد ثانی و بسی معقولتر و منصفتر و دقیقتر از او، و روشنفکر جامعه، بنا به پسزمینه و ذهنیتِ حزبتودهایوار و چپزدهاش، بدل شده به سخنگوی کیهان و یالثارات و...! درست مثل نقش وارونی که آیتالله منتظری و کیانوری (حزب توده) در مظالم پس از انقلاب ایفا کردند! در واقع اینجاست که میتوان درک کرد چپزدگی بسی از اسلامزدگی خطرناکتر است.
🗄پست مرتبط
📻 در ستایش سلحشوری
📕عبدالکریمی را چه شدهاست؟!
📕زیستجهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕بیژن عبدالکریمی استادِ «حشو و اطناب»
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی #مغلطجات#نقد_روشنفکران #اپوزیشنقد #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 خمینی هیچچیز جز تحصیلاتِ کلاسیکِ حوزوی نداشت و از طباطبایی هم کمدانشتر بود
🎙#عبدالکریم_سروش
🔸هیچوقت یادم نمیره که روی در و دیوار از قول خمینی نوشتهبودند که "روزی که «احکام اسلام» اجرا شود، کار ما تمام است!" حتی نمیگفت "روزی که «اخلاق اسلامی» پیادهشود" و این نشانهای جدی بود از غلبۀ نگاه فقهی بر او.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالکریم_سروش
🔸هیچوقت یادم نمیره که روی در و دیوار از قول خمینی نوشتهبودند که "روزی که «احکام اسلام» اجرا شود، کار ما تمام است!" حتی نمیگفت "روزی که «اخلاق اسلامی» پیادهشود" و این نشانهای جدی بود از غلبۀ نگاه فقهی بر او.
.
#حکومت_اسلامی#روحالله_خمینی #خمینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🎧در ستایش سلحشوری 🎙#علینجات_غلامی ❓چرا محافظهکارانِ منادیِ توهمی بهنام «گفتمان انقلاب» چون #بیژن_عبدالکریمی، به ترویج «روحیۀ بزدلی» روی آورده و «اخلاق سلحشوران» را تخریب میکنند؟ 🔸وظیفۀ متفکر راستین اینه که سمهایی که ایدئولوگها، از جمله بیژن عبدالکریمی،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
📎
📘هیچ نواندیشی دینیِ بنیهداری نمیتواند که به ژرفای هستیشناسیِ دین فرو نشود!
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در این "آخرخطِ" حکومتاسلامی در ایران، بازنشر این فقره از سخنان دکتر سروش "مغتنم" است. البته دکتر سروش نگاه خاصی به مسائل دین و تاریخ معاصر دارند که همه کسانیکه ایشان را دنبال میکنند، مختصاتش را بخوبی میشناسند. نگاه من دیگرست.
🍂 در نگاه من، "مسلمانی" چندان سنتی و متجدد ندارد؛ بلکه "مسلمانی"، باشندهبودن در "زیستجهانِ" ویژهای از فرهنگ است که بر پایه هستیشناسیِ خاصی ایستاده است. هردوی مسلمان سنتی و متجدد، در آن هستیشناسی "اشتراک دارند". سنتیبودن یا متجددبودن، به آن هستیشناسی سرایت نمیکند، بلکه متعَلَقِ "فرعیاتی" از آن میشود. درست از اینروست که جمله ابتدایی همین بند را گفتم.
🍂 وقتی پای خودِ آن "هستیشناسی" در میان باشد، اختلاف در فرعیات (که بین مسلمانان سنتی و متجدد هست) غالباً رو به جناح سنتی حلمیشود نه رو به آن دیگری! این نکته بسیار مهمی برای فهمیدنِ ژرفایی مطلب و رمزگشایِ حیرت محمد مجتهد،شبستری است که دکتر سروش روایت میکند. چرا چنین است؟
🍂 برای این که "هستیشناسی" فرهنگها، سازهای تاریخی است. مثلا درباره اسلام فقط قرآن نبود که هستیشناسی اسلام را ساخت، قرآن - فارغ از تعدد تفسیرهای صورتگرفته از آن - فقط یکی از آن منابع بود، هرچند اهمیت درجهاولی داشت. مصادر و عوامل دیگری علاوه بر قرآن هم بودند که در فراگردی تاریخی، حتی بر "فهمِقرآن" نیز موثر افتادند. یک نمونه درشت از این، فهمِ ویژهای از قرآن است که در سنتعرفانی ما حاصل شد. بگذارید نمونهای نشان بدهم:
🍂 وقتی شما "النوبهالثالثه" تفسیر قرآن "کشفالاسرار" میبدی، یا مقالات شمس و مثنوی مولانا، یا "گلشنراز" شیخمحمود شبستری را در مطالعه میگیرید، شاهد انبوه محیرالعقولی از تفسیر و تاویلهای بشدت نچسب و بهغایت پرتکلفِ لجامگسیخته از آیات قرآن (و احادیث) میشوید. هرگز چنین نبود که این افراد قصد "تحریفمعنی" آیات قرآن را داشتند، بلکه آن عینک ویژهای که پیشچشمِ فاهمه آنان بود، آیات قرآن را بداننحو غریب و نچسب، و گاهی بکلی پرتوپلا میفهمید! بنابراین "قرآن" یکمطلب است، و "فهمقرآن" که صورتبخشِ هستیشناسیِ مسلمانی(ها) [یعنی فرهنگهای مسلمانی] شد، مطلب بکلی دیگری است.
🍂 در جریان تکوین تاریخی هستیشناسی فرهنگ، و همعنان با آن، آنچه "سنتِ" فرهنگی نامیده میشود نیز حاصل میآید. بنابراین، تفکیک "سنتِ (فرهنگی)" از "هستیشناسیِ (فرهنگ)" یک تفکیکِ تجریدی است، نه واقعی.
🍂 هر "نگاه نویی" که تغییرِ "سنت" را در آماج داشتهباشد، اگر نخواهد هیچتغییری در کلانسازه هستیشناسی آن فرهنگ بدهد، لاجرم امری سطحی و بیریشه خواهد بود و چنینهم خواهد ماند.
🍂 ادعای من آن است که مسلمانی بهاصطلاح متجددِ امثالِ محمدبهشتی تا موسیصدر تا همین محمدخاتمی امروز، مصداق همین بیبنیادی است. چون آنان در نظر به هستیشناسی تشیع امامیه هیچ تفاوتی با کلینی تا علامه حلی، گرفته تا برسیم به همین علمالهدی بدنام خراسان امروز نداشته و ندارند. البته من "علامالغیوب" نیستم، ولی همه شواهد و قرائن مشهود، حکم به همین که گفتم میدهند.
🍂 اگر چنین باشد، نه بهشتی و خاتمی، و نه حتی موسیصدری که در میدان تجدد جسور و تیز میتاخت، نمیتوانست وقتی پای مسلماتِ اجماعیِ فقه در میان باشد، کمترین مخالفتی را بکند. زیرا چنان مخالفتی، مخالفت با یک یا چند حکم فقهی نیست، بلکه به جِرخوردگیای میانجامد که بیخاش به هستیشناسی مسلمانی خواهد رسید، لاجرم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
محمد مجتهد شبستری: من از فریبخوردگان این انقلابم
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در این "آخرخطِ" حکومتاسلامی در ایران، بازنشر این فقره از سخنان دکتر سروش "مغتنم" است. البته دکتر سروش نگاه خاصی به مسائل دین و تاریخ معاصر دارند که همه کسانیکه ایشان را دنبال میکنند، مختصاتش را بخوبی میشناسند. نگاه من دیگرست.
🍂 در نگاه من، "مسلمانی" چندان سنتی و متجدد ندارد؛ بلکه "مسلمانی"، باشندهبودن در "زیستجهانِ" ویژهای از فرهنگ است که بر پایه هستیشناسیِ خاصی ایستاده است. هردوی مسلمان سنتی و متجدد، در آن هستیشناسی "اشتراک دارند". سنتیبودن یا متجددبودن، به آن هستیشناسی سرایت نمیکند، بلکه متعَلَقِ "فرعیاتی" از آن میشود. درست از اینروست که جمله ابتدایی همین بند را گفتم.
🍂 وقتی پای خودِ آن "هستیشناسی" در میان باشد، اختلاف در فرعیات (که بین مسلمانان سنتی و متجدد هست) غالباً رو به جناح سنتی حلمیشود نه رو به آن دیگری! این نکته بسیار مهمی برای فهمیدنِ ژرفایی مطلب و رمزگشایِ حیرت محمد مجتهد،شبستری است که دکتر سروش روایت میکند. چرا چنین است؟
🍂 برای این که "هستیشناسی" فرهنگها، سازهای تاریخی است. مثلا درباره اسلام فقط قرآن نبود که هستیشناسی اسلام را ساخت، قرآن - فارغ از تعدد تفسیرهای صورتگرفته از آن - فقط یکی از آن منابع بود، هرچند اهمیت درجهاولی داشت. مصادر و عوامل دیگری علاوه بر قرآن هم بودند که در فراگردی تاریخی، حتی بر "فهمِقرآن" نیز موثر افتادند. یک نمونه درشت از این، فهمِ ویژهای از قرآن است که در سنتعرفانی ما حاصل شد. بگذارید نمونهای نشان بدهم:
🍂 وقتی شما "النوبهالثالثه" تفسیر قرآن "کشفالاسرار" میبدی، یا مقالات شمس و مثنوی مولانا، یا "گلشنراز" شیخمحمود شبستری را در مطالعه میگیرید، شاهد انبوه محیرالعقولی از تفسیر و تاویلهای بشدت نچسب و بهغایت پرتکلفِ لجامگسیخته از آیات قرآن (و احادیث) میشوید. هرگز چنین نبود که این افراد قصد "تحریفمعنی" آیات قرآن را داشتند، بلکه آن عینک ویژهای که پیشچشمِ فاهمه آنان بود، آیات قرآن را بداننحو غریب و نچسب، و گاهی بکلی پرتوپلا میفهمید! بنابراین "قرآن" یکمطلب است، و "فهمقرآن" که صورتبخشِ هستیشناسیِ مسلمانی(ها) [یعنی فرهنگهای مسلمانی] شد، مطلب بکلی دیگری است.
🍂 در جریان تکوین تاریخی هستیشناسی فرهنگ، و همعنان با آن، آنچه "سنتِ" فرهنگی نامیده میشود نیز حاصل میآید. بنابراین، تفکیک "سنتِ (فرهنگی)" از "هستیشناسیِ (فرهنگ)" یک تفکیکِ تجریدی است، نه واقعی.
🍂 هر "نگاه نویی" که تغییرِ "سنت" را در آماج داشتهباشد، اگر نخواهد هیچتغییری در کلانسازه هستیشناسی آن فرهنگ بدهد، لاجرم امری سطحی و بیریشه خواهد بود و چنینهم خواهد ماند.
🍂 ادعای من آن است که مسلمانی بهاصطلاح متجددِ امثالِ محمدبهشتی تا موسیصدر تا همین محمدخاتمی امروز، مصداق همین بیبنیادی است. چون آنان در نظر به هستیشناسی تشیع امامیه هیچ تفاوتی با کلینی تا علامه حلی، گرفته تا برسیم به همین علمالهدی بدنام خراسان امروز نداشته و ندارند. البته من "علامالغیوب" نیستم، ولی همه شواهد و قرائن مشهود، حکم به همین که گفتم میدهند.
🍂 اگر چنین باشد، نه بهشتی و خاتمی، و نه حتی موسیصدری که در میدان تجدد جسور و تیز میتاخت، نمیتوانست وقتی پای مسلماتِ اجماعیِ فقه در میان باشد، کمترین مخالفتی را بکند. زیرا چنان مخالفتی، مخالفت با یک یا چند حکم فقهی نیست، بلکه به جِرخوردگیای میانجامد که بیخاش به هستیشناسی مسلمانی خواهد رسید، لاجرم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
📎
📘هیچ نواندیشی دینیِ بنیهداری نمیتواند که به ژرفای هستیشناسیِ دین فرو نشود!
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 همینهم بود که بهنظر من نواندیشیِ امثال این آدمها بجز از "ژستی" برای طنازی و دلبری از جوانان، هیچ "محتوایی" نداشت. چنین میشود که آقای محمد مجتهد شبستریِ "مدرنشده" در بلاد فرنگ، حیرت میکند از رفیقش محمد بهشتی که مصداق بدویتی چون "لایحه قصاص" را بیهیچ شرم و آزرم به مجلس اول انقلاب میآورد برای تصویب! انگار نهانگار که این همان بهشتی است که تا همین دیروز لاف نوگرایی مسلمانی میزد! هرآنچه میزد و میگفت، لافی دلبرانه بیش نبود! رنگی بود، اگر نگویم که نیرنگی بود!
🍂 نواندیشی دینی، اگر بیخوبندار باشدُ نباید کمترین پروای رویگردانی از استوانههای هستیشناختی آن دین را داشته باشد. چنین نواندیشیای "درد داشتن" میخواهد! ادا درآوردن نیست!
🍂 مثلا "آریوس"، متالهی مسیحی در قرن چهارم میلادی بود که خدابودگی عیسیمسیح را برنتافت و بنیانگذار مسیحیت "آریانی" شد که عملا غیرتثلیثی بود. البته "بدعت" شناخته و طرد گشت، ولو که در اسکندریه پیروان زیادی یافت.
🍂 نواندیشیدینیِ مارتینلوتر هم از سرِ درد بود، و گامبهگام نقدهایش به کاتولیسیسم چنان ژرفایی یافت که جِرخوردگیاش از پدران متقدم کلیسا گذشت و دامن بخشهایی (هرچند جزئی) از عهدجدید را نیز گرفت. نواندیشی دینی اگر آمادگی چنین نقادی بنیادی "سنت دینی" را نداشته باشد، اصلا نواندیشی نیست، ادا و اطوار است!
🍂 البته در امروزِ ایران، عملا کار از نواندیشی دینی گذشته است؛ خیلی هم گذشته است. حتی رونق بازار تذوقات عرفانی هم شکسته است، تا نتوان مسلمانیِ عرفانی را بدیل مسلمانی آبروباخته شریعتمحورِ ولو غیربنیادگرایانه کرد.
🍂 امروزه نگاه ما به گذشته نیمقرن اخیر، تلاش برای "فهم" چگونگی زوال حاد و تسریعیِ یک زیستجهان فرهنگ و بیاعتباری تقریباً جامعِ یک هستیشناسی است.
🍂 این فهم هم کمکاری نیست! بهرحال چنین شتابی در متلاشیشدن یک فرهنگ، اتفاق رایجی که نیست، بسیار هم نادر است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
محمد مجتهد شبستری: من از فریبخوردگان این انقلابم
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 همینهم بود که بهنظر من نواندیشیِ امثال این آدمها بجز از "ژستی" برای طنازی و دلبری از جوانان، هیچ "محتوایی" نداشت. چنین میشود که آقای محمد مجتهد شبستریِ "مدرنشده" در بلاد فرنگ، حیرت میکند از رفیقش محمد بهشتی که مصداق بدویتی چون "لایحه قصاص" را بیهیچ شرم و آزرم به مجلس اول انقلاب میآورد برای تصویب! انگار نهانگار که این همان بهشتی است که تا همین دیروز لاف نوگرایی مسلمانی میزد! هرآنچه میزد و میگفت، لافی دلبرانه بیش نبود! رنگی بود، اگر نگویم که نیرنگی بود!
🍂 نواندیشی دینی، اگر بیخوبندار باشدُ نباید کمترین پروای رویگردانی از استوانههای هستیشناختی آن دین را داشته باشد. چنین نواندیشیای "درد داشتن" میخواهد! ادا درآوردن نیست!
🍂 مثلا "آریوس"، متالهی مسیحی در قرن چهارم میلادی بود که خدابودگی عیسیمسیح را برنتافت و بنیانگذار مسیحیت "آریانی" شد که عملا غیرتثلیثی بود. البته "بدعت" شناخته و طرد گشت، ولو که در اسکندریه پیروان زیادی یافت.
🍂 نواندیشیدینیِ مارتینلوتر هم از سرِ درد بود، و گامبهگام نقدهایش به کاتولیسیسم چنان ژرفایی یافت که جِرخوردگیاش از پدران متقدم کلیسا گذشت و دامن بخشهایی (هرچند جزئی) از عهدجدید را نیز گرفت. نواندیشی دینی اگر آمادگی چنین نقادی بنیادی "سنت دینی" را نداشته باشد، اصلا نواندیشی نیست، ادا و اطوار است!
🍂 البته در امروزِ ایران، عملا کار از نواندیشی دینی گذشته است؛ خیلی هم گذشته است. حتی رونق بازار تذوقات عرفانی هم شکسته است، تا نتوان مسلمانیِ عرفانی را بدیل مسلمانی آبروباخته شریعتمحورِ ولو غیربنیادگرایانه کرد.
🍂 امروزه نگاه ما به گذشته نیمقرن اخیر، تلاش برای "فهم" چگونگی زوال حاد و تسریعیِ یک زیستجهان فرهنگ و بیاعتباری تقریباً جامعِ یک هستیشناسی است.
🍂 این فهم هم کمکاری نیست! بهرحال چنین شتابی در متلاشیشدن یک فرهنگ، اتفاق رایجی که نیست، بسیار هم نادر است.
.
#نقد_روشنفکران #نواندیشی #آخوندیسم #حکومت_اسلامی#نقد_اسلام #محمد_مجتهد_شبستری #عبدالکریم_سروش #دکتر_سروش #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi