نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🔸می‌گویند این شکست نتیجه شعار «نه غزه، نه لبنان …» است. انگار جمهوری‌اسلامی ساختار دموکراتیکی است که وقتی متوجه شد مردم مخالف این دشمنی بیمارگونه‌اش‌ با اسرائیل‌اند، دیگر منابع مالی‌اش را خرج حزب‌الله و حماس نکرد. ابله‌ها! شما هر آنچه می‌توانستید انجام دادید و باز شکست خوردید.

🔸شما میلیاردها دلار خرج نیروهای نیابتی‌تان کردید، هزاران نفر را در سوریه و لبنان به کشتن دادید، و باز شکست خوردید. شعار «نه غزه نه لبنان…» اتفاقا نگاهش به همین‌جا بود. می‌دید که در فردای آن همه هزینه‌های مالی و جانی، نه امنیت ما افزایش می‌یابد، نه رفاه و آسایش ما بیشتر می‌شود.

✍🏻 #بامداد_اعتماد

@BamdadEtemaad

📕بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
📉 هزینه‌ای که می‌توانست قدرت‌ساز باشد
📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📕درس‌هایی «برای نیاموختن»
📕ایرانی عزیز؛ لطفاً از خود...پنداری دست بردار!
📕صحت‌سنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتی‌ها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا می‌شود
📕بحران جدید، راه‌حل‌های قدیمی
..


#حکومت_اسلامی #سیاست


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دیالکتیکِ‌ تاریخ در انقلاب بهمن ۱۳۵۷
(۱/۲)
✍🏻#علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بزرگترین چرخشگاه تاریخ ایران به‌حساب خواهد آمد! این سخن در نظر به تف‌ولعنت‌های میلیونی که بر آن انقلاب باریده می‌شود، غریب می‌نماید، اما من به درستی این داوری باور دارم. الباقی این یادداشت تلاشی برای ترسیم دلایلم بر این باور است.

🍂 تاریخ ایران از عصر باستان تا انقلاب ۱۳۵۷ عرصه آمدن‌ورفتن "سلطان"ها بوده است. ایرانیان کنشگرانی در این آمدن و رفتن‌ها نبودند. البته هیچ‌جای جهانِ پیشامدرن مردم چنان نبودند؛ یعنی انفعال ملت‌ها ویژگی ایران نیست، خصلت جهانِ پیشامدرن است.

🍂 ایرانیان برای نخستین‌بار در تاریخ طولانی‌ خود طی انقلاب مشروطه دست به کنشگریِ سیاسی زدند که البته در تقریر و تعیین منظر زیرساختیِ "سیاست" ناموفق بود. برآمدن سلسله‌پهلوی در حقیقت بازگشتی به همان وضع پیشینِ "سلطانی" شد.

🍂 این سخن به معنای انکار خدمات عظیم توسعه‌ای‌ رضاشاه نیست، بلکه بیانی از صورت امرِ "سیاست" است که در خصلت "سلطانی"اش برقرار ماند. ما پیش‌تر هم سلطان‌های "مصلح" داشته‌ایم مثل انوشیروان که اصلاحات عمده‌ای در امر حکمرانی کرد، یا شاه‌عباس اول یا حتی کریم‌خان زند که فی‌الجمله نیک‌مردی عشایری بود که در راحتِ مردم کوشید.

🍂 بنابراین تاسیس سلسله پهلوی - به‌لحاظ سرشت و بن‌مایه‌ی "سیاست" - مصداق چرخش و برون‌رفتی از نظام سلطانی نبود، هرچند جهشی عظیم و مطلقا بی‌سابقه در "توسعه" بود، که او هم میراث "تجدد" بود که در عاقله دو سلطان پهلوی خزید و جهت‌گیریِ توسعه‌ای را صورت داد.

🍂 در انقلاب ۱۳۵۷ مردم ایران کنشگری عظیمی نمودند که وسعت آن بس بیش از انقلاب مشروطیت بود، اما بن‌مایه‌‌ی واقعیِ واپسگرا و سنت‌خواه و ضدتجدد داشت که به جباریتِ "ولایت‌فقیه" انجامید. تعبیر "جباریت" را حساب‌شده برگزیدم. زیرا ولایت‌فقیه صورتی دیگر از "سلطانیسم" نیست، امری ورای آن است! چرا؟

🍂 همه "سلطان‌"های تاریخِ بیش از دوهزاره‌ای ایران، به‌درجات "ناگزیر" از پاسخگویی به مصادری بودند، خواه اعیان، خواه سپاهیان، خواه روحانیان، خواه مجموعه‌ای از اینان با دبیران، خواه اقوام (مثل تنشی که بین پارتیان و پارسیان در طول ساسانیان بود و برقرار ماند و دست آخر هم تعیین‌کننده شد). حفظ تعادل ماندنِ بر قدرت، از منظر داخلی، بازبسته موفقیت "سلطان" در تامینِ موازنه این پاسخ‌دهی‌ها و مقبولیت آن‌ پاسخ‌ها بود.

🍂 "ولایت‌فقیه"، نه در نظر و نه در عمل، ابداً به هیچ مصدری، پاسخگو نیست؛ بلکه در نظریه و در عمل تنها به خداوند پاسخگوست. این خصلتِ مطلقاً بی‌سابقه و ممتازِ "ولایت‌فقیه" از نظام سلطانی است. صفت "جباریت"، نظر به این فراغتِ مطلقِ ولایت‌فقیه از هرگونه مصدرِ ناسوتی دارد، این‌که پسند یا ناپسندشان افتد یا نیفتد. از این‌نظر، "ولی‌فقیه" مثل خداوند است، که "فعال‌ماشاء و لایُسَئلُ عَمّا یَفعَل است!
بدیت‌ترتیب است‌که "ولایت‌فقیه" بیرون از "میدان سیاست" مستقر است، او به سپهر تعلق الوهیت دارد! جباریت‌اش هم از این‌روست.

🍂 اگر از این معترضه که در بیان وصف جباریتِ ولایت‌فقیه گفتم بگذریم، به محور اصلی سخنم برمی‌گردم که نتیجه سیاسی انقلاب ۱۳۵۷ - که مصداق تجلی "هویت‌اسلامی" ایرانیان بود - خلاف‌آمدِ خُردکننده، بل منهدم‌سازی، از آب درآمد. این انهدام دامن همان سویه از هویت‌ایرانیان را گرفت که در انقلاب ۱۳۵۷ "ولایت‌فقیه" را مستقر نموده و قوانین اسلام را در کشور برقرار ساخته‌بود.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘دیالکتیکِ‌ تاریخ در انقلاب بهمن ۱۳۵۷
(۲/۲)
✍🏻#علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 شاید اگر پیشینه "تجدد" و انقلاب مشروطه نمی‌بود، تجربه "ولایت‌فقیه" در ایران به چنین افتضاح ویرانگری نمی‌رسید. ایرانیان در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ نوعاً مردمانی "بینابینی" میان آفاق سنت و تجدد بودند. حتی سنتی‌ترین لایه‌های ایران نیز بکلی مبرا از اثرات تجدد نبودند. تذبذبی که با این "بینابینی" بودن ملازم است، مُبیّنِ وضعیتی ناپایدار است.

🍂 این ناپایداری در عصر پهلوی‌ها چهارنعل به‌سوی سکولاریسم و توسعه کشانده شد. همین کشاندن، سویه اسلامی/سنتی ایرانیان را برآشفت تا درپی انقلاب ۱۳۵۷ خمینی را مستقر نموده و بر "ولایت‌فقیه" پنهان‌داشته به تلبیس او تمکین نمودند.

🍂 تجربه ویرانگر همه‌جانبه‌ای که ولایت‌فقیه به‌بار آورد، سویه اسلامی/سنتی هویتِ ایرانیان را فرسود، بلکه به‌ویژه در نسل‌های جوان، آن را به‌کلی منهدم نمود (یادمان باشد که "ایران" بزودی تمام‌وکمال مال این نسل‌ها خواهد بود).

🍂 اینک می‌توان به سخنان #حاتم_قادری برگشت و در آینه‌ آن مشاهده نمود که ولایتِ خامنه‌ای پس از خمینی، چگونه "ترمیناتور" نظام شد، در حالی‌که می‌شد چنین نشود.
شما برای غرق‌کردن زورقی در رودی خروشان، نیازی به هیچ مهارت خاص ندارید، اما برای ناوبریِ سالم آن بسیار نیازمندِ دانش و مهارت و هوش و قدرت پیش‌بینیِ لحظه‌ی آینده‌اید!

🍂 اساسی‌تر از این، آن‌است که کرختی و نابخردیِ خامنه‌ای، فقط این نبود که نظام‌سیاسی ولایت‌فقیه را به سوی ایستگاه آخرش راند و رساند، بلکه بس مهم‌تر از این، تخم نفرت از دین را در دل‌های ایرانیان، خاصه نسل جوان، کاشت.

🍂 مومنان می‌گویند: "لِیَقضی‌الله اَمراً کانَ مَفعولا" [خداوند آنچه را می‌بایست می‌شد، رقم می‌زند] که البته گزاره‌ای دُوری و مصادره‌به‌مطلوبی است که مفید هیچ "معرفت" نیست. اما هگل ماوقعِ ما را "دیالکتیک‌تاریخ‌‌" می‌خواند: یعنی ما از دیوارِ سکولاریسمِ توسعه‌گرایِ پهلوی‌ها، به دیوارِ جباریتِ ولایت‌فقیه‌ واپسگرایی کوفته‌شدیم که هلاکت حرث‌ونسل به‌بار آورد، تا واکنشِ طبیعی و منتظره‌اش ما را از نو به دامانِ سکولاریسم‌ و آرمانِ توسعه و تجدد افکند.
اما و هزار اما، که این سکولاریسم اخیر دیگر مثل مورد پهلوی‌ها "دستوری" نیست، بلکه طبیعی، عُقلائی، "وجدانی"، و اعتقادیست! همین هم هست که "دیالکتیک‌تاریخ" هگل مصداق هرزه‌گردی نیست، بلکه پویشی جهت‌دار است؛ جهتی که "تنشِ‌درونی"، تعیین و تقریرش می‌کند.

🔻این‌ جهت، در امروزِ تاریخ‌ایران:
اولاً رو به پایان‌پروژه صفویه دارد - آن هم در معنای جامع‌اش،
ثانیاً موجب بسط و ژرفانشینیِ سکولاریسمِ هم سیاسی و هم فلسفی، در گستره و ژرفای وجدان ایرانیان گشته‌ است،
ثالثاً زوال و انحلال کامل لایه‌های مذهبی‌سنتی ایران را قطعاً درپی دارد که هم‌اینک نیز از فرزندان آن خانواده‌ها می‌توانش دید،
رابعاً بسا خیز توسعه‌ای پرشتابی را درپی‌آورد که ممکن است حیرت‌افکن شود.

@sahebolhavashi

.


#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ #آخوندیسم #سکولاریسم #لائیسیته #ولایت_فقیه



🌾 @Naqdagin
🎧 از «انکار و ستیز با ایران» تا «بازی در نقشِ وطن‌دوستی»

چرا از روشنفکران دینی تا چپ‌گرایانی که تا دیروز با شنیدنِ هرگونه سخن از «ملی‌گرایی» و «ایران‌دوستی» و اهمیتِ پاس‌داشتِ «ایران و نمادهای تاریخی‌ و مشترک مردمانش» و ضرورتِ برخورد علمی و با احتیاط با «چسب‌های فرهنگی‌-تاریخی ایرانیان» دچار مورمور شدید می‌شدند، و آن را تحت تسلطِ گفتمانی عمیقا ایدئولوژیک، تحریف‌گر، کاریکاتورساز و ستیزه‌جو (ترویج‌شده توسطِ دشمنانِ موجودیتِ ایران در رسانه‌های معلوم‌الحال) به «ناسیونالیسم افراطی و فاشیسم و مرکزگرایی و پان‌فارسیسم» تعبیر می‌کردند، و اساسا «ایران» و «ملت ایران» را مفهومی «جعلی و برساخته و سرکوب‌گر» و تاریخ چند هزار ساله‌اش را «تاریخی سراسر دروغ و تباهی و استبداد و زور و تجاوز و حقارت» معرفی می‌کردند، امروز، ناگهان کنار برادرانِ حزب‌اللهی‌ «پرچم‌مدار وطن‌دوستی» شده‌اند؟ آیا در «وطن‌گوییِ» امروز این کسان حقیقت و اصالتی وجود دارد، یا صرفا «دستاویزی برای بهره‌کشی سیاسی» و ابزاری برای امتدادِ پیشبردِ «اهداف ایدئولوژیکِ»‌‌ سابقشان است؟ یا ریشۀ این سردرگمی تاریخی و چرخش‌های متناقض در نسبت با وطن، در امری عمیق‌تر است؟ در تفاوت بنیادین مواجهه با سرزمین در اسطوره‌های یونان (که وطن را مرزی سیاسی، عینی و محدود می‌دید) با جهان‌بینی زرتشتی (که وطن را مفهومی الهیاتی و نامحدود می‌شناساند).

🔺در اپیزود پنجاه‌وسوم از #نقدآگین‌گپ، به طرح خلاصۀ مقاله‌ای از #ناهید_زمانیان با عنوانِ «سوداگران خاک؛ وطن در اسارت ایدئولوژی» می‌پردازیم که به نقد این «ذهنیت غیر مکان‌مند و اسطوره‌ای» از وطن، و چرخش‌های موضعِ برخی چهره‌های چپ‌گرا و اسلام‌گرا می‌پردازد.


📕‏آسیب‌شناسی جریانِ ملّی در جنگ ۱۲روزه
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار!

📕وقتی 'شاهنامه' قانون اساسی می‌شود!
📕ایرانی عزیز؛ لطفاً از خود...پنداری دست بردار!

🔻ناهید زمانیان
📕مارکسیسم به‌مثابه دین
📕میانمایگی؛ دام روشنفکری
📕محسن رنانی؛ عذرخواهی یا نمایش!
📻 از سعدی تا وایکینگ‌ها
📺 نقدی بر «تصور روحانیون از آزادی»

.


#فلسفیدن #اسطوره‌شناسی #ایران #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 کشیشِ صهیونیست: جنگ در راه است 🍂 این کشیشِ شارلاتانِ ایرانی تا اینجای کار، بارها از نقشه‌هایی که قدرت‌های جهانی برای منطقه (از غزه تا سوریه و...) و ایران دارند، به‌اسم "نبوتِ انبیای بنی‌اسرائیل" گفته‌است، و البته مشابه با قرآن، از طریق تهدید مکرر به عذابِ…
📘سرکوبِ منتقدان و پرورشِ مداحان و نفوذیان
بازی با آتش جنگ: "جنگ نخواهد شد" و فاجعه‌ای که رخ داد

🔷 وطن‌دوستی واقعی: نقد دائمیِ قدرت، نه توجیه و مجیزه‌گویی (چون عبدالکریمی‌ها
)

🍂 درست ۱۱۱ روز پیش، در ۷ فوریه ۲۰۲۵، برابر با ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ایران در آستانه فاجعه‌ای بود که مدت‌ها پیش، صدای آژیر آن به گوش می‌رسید. پستی که در آن روز منتشر شد، نه‌تنها از تبلیغات شبانه‌روزی تریبون‌های مسیحی صهیونیست دربارۀ «جنگ نهایی و آخرالزمانی» می‌گفت، بلکه هشدار می‌داد که مسئولان حکومتی، غافل یا بی‌پروا، هیچ توجهی به اقدامات پیشگیرانه نشان نمی‌دهند و با کوری و کندی به همان مسیر سابق می‌روند و خوش‌اند و به ضرورتِ اقداماتی چون مذاکرۀ فوری به‌قصد ختمِ اساسیِ مخاصمه و عادی‌سازی روابط با آمریکا و ایجاد روابط اقتصادی و سیاسی و باز کردن سفارت برای خنثی کردن توطئه‌های پیچیده اما آشکار اسرائیل، ملتفت نشده‌اند.

🔻در فروردین ماه ۱۴۰۴، مواضعی تکراری و کلیشه‌ای و بدون کوچک‌ترین نشانی از تحولِ حاصل از فهم شرایط جدید مطرح شد:

▪️"جنگ نمی‌شود." در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۴۰۴ و در خطبه‌های نماز عید سعید فطر، صراحتاً بیان شد:
حتمال زیادی نمی‌دهیم از بیرون شرارتی انجام بگیرد امّا اگر شرارتی انجام بگیره قطعاً ضربه‌ی متقابل محکم خواهند خورد."
▪️ "محو این رژیم." همچنین در پیامی تصویری به مناسبت راهپیمایی روز قدس در ۷ فروردین ۱۴۰۴، به جنگ غزه و جنایات رژیم صهیونیستی اشاره شد و بر لزوم محو این رژیم تأکید گردید.
▪️ "مذاکره خلاف شرافت است." در همین فروردین ماه، درباره مذاکره، به‌ویژه با آمریکا، گفت شد که
"مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد."
🔺این اصرار بر دوری از میز مذاکره‌ای واقعی و سریع و خاتمه‌بخش به مهم‌ترین و طولانی‌ترین بحران زعامت رهبر، در عمل، کشور را به سمت میدان جنگ راند.

🔶 چند دهه غفلت، یک ملت در آتش: از "جام زهر" دیروز تا شعله‌های امروز


🍂 این جنگ، تنها محصول توطئه‌های خارجی نبود؛ پیش از آنکه شعله‌های آتش زبانه کشد، صداهای دلسوز و هشدارهای سرنوشت‌ساز از داخل بلند شد، اما در میان بوق‌های ایدئولوژیک و توهم قدرت، ناشنیده ماند.

🔻نمونۀ بارز آن، نامه‌ای محرمانه بود که در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۱ (۲۳ سال و ۳۸ روز پیش) از سوی ۱۲۷ نفر از نمایندگان دوره ششم مجلس شورای اسلامی به رهبر ارسال شد و بعدها به "نامه جام زهر" معروف گشت. بخش اصلی و معروف این نامه:
"اگر جام زهری باید نوشید، قبل از آنکه کیان نظام و مهم‌تر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد، باید نوشیده شود."

🔺نمایندگان در این نامه، پس از ارائه تصویری که آن را "بسیار ناامیدکننده" و "از علائم فروپاشی نظام از داخل" می‌دانستند، و همچنین "آرایش مقتدرانه دشمنان در مرزهای خارجی"، راهکار "تسلیم و مذاکره با آمریکا" را برای جلوگیری از حمله به ایران توصیه کرده بودند. آن‌ها وضعیت کشور را با زمان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم یا پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ قابل مقایسه دانسته و معتقد بودند که:
فرصت چندانی باقی نمانده


🔺این نمایندگان، نه تنها با چشم‌پوشی از منافع شخصی، بلکه با شهامت تمام، واقعیت تلخ وضعیت داخلی و آرایش مقتدرانه دشمنان خارجی را گوشزد کرده و راهکار "تسلیم و مذاکره با آمریکا" را برای جلوگیری از یک فاجعه محتمل پیشنهاد دادند.

اما پاسخ به این دلسوزی و بصیرت چه بود؟ نه تنها به این هشدارها توجهی نشد، بلکه سرنوشت بسیاری از نویسندگان آن نامه، ردصلاحیت فله‌ای، محرومیت از حقوق اجتماعی، و حتی در مواردی، زندان و حبس بود. این برخورد قهرآمیز با کسانی که صادقانه منافع ملی را فریاد می‌زدند، خود گواه روشنی‌ست بر اینکه قدرت حاکم، نقد دلسوزانه را برنمی‌تابد و هرگونه صدای مخالف را، حتی اگر از درون ساختار باشد، سرکوب می‌کند. این رویکرد، نه تنها به نفع ایران نبوده و نیست، بلکه آن را از مسیر عقلانیت و واقع‌بینی دور ساخته و به تکرار فجایع تاریخی می‌کشاند.

🔶 توهم "محو اسرائیل": قیمتی که ایران با خون و خاک پرداخت

این جنگ قابل پیش‌گیری بود. کسانی که واقعاً دوستدار ایران بودند، بسی پیشتر از این، از قطعی‌بودن جنگ با ادامۀ رویۀ موجود گفتند. اگر هشدارهای دوران مجلس ششم و نامه‌ای که دلسوزان ملت دادند شنیده می‌شد و سرمایه‌های عظیم مملکت در حوزه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی، با رویکردی عقلانی، سرمایه‌گذاری می‌شد، اساساً از لحاظ اقتصادی و نظامی و حسن شهرت به جایی می‌رسیدیم که هیچ‌وقت بحث جنگ و چنین تعرض تحقیرآمیزی ممکن نمی‌شد و امنیت کشور بازیچه نمی‌شد. اما دریغ که توهم قدرت و ایدئولوژی‌زدگی، گوش‌ها را کر و چشم‌ها را کور کرده بود تا چنین فرصت‌هایی در غبار خصومت از دست برود و ملت، هزینه سنگین این حماقت را بپردازد.

.


#حکومت_اسلامی #ایران #آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘چپ و اسلام‌گرایی: اتحاد اضداد بر محور نفرت
نیم‌قرن ستیزه‌گری و تهی‌سازیِ سیاست از معنا

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 در تاریخ سیاسی معاصر، کمتر پدیده‌ای به اندازه‌ی «نفرت از اسرائیل» توانسته است چپ‌ها و اسلام‌گرایان را، این دو جریان ظاهراً متضاد، در یک اتحاد شگفت‌آور و متناقض گرد آورد. چپ‌های رادیکال، که زمانی مدعی دفاع از حقوق بشر و عدالت اجتماعی بودند، و اسلام‌گرایانی که خود را وارثان تمدن نبوی می‌دانند، در یک نقطه به شکلی رقت‌بار به هم رسیده‌اند: نفرت کور از اسرائیل، و گاه – بی‌پرده یا در لفافه – نفرت از یهود.

چرا این همه ستیز؟ چرا اسرائیل، این دولت کوچک و پرتنش در قلب خاورمیانه، این‌چنین محل تمرکز خصومت ایدئولوژیک و عاطفی شده است؟ آیا مسئله واقعاً فلسطین است؟ یا خود فلسطین، بهانه‌ای است برای تخلیه‌ی عقده‌های عمیق‌تر، برای توجیه زخم‌هایی که نه از سوی اسرائیل، بلکه از ناکامی‌های خود ما نشئت گرفته‌اند؟

🍂 برای چپ‌ها، اسرائیل از دهه ۱۹۶۰ به بعد، به نماد امپریالیسم بدل شد؛ نماد غرب، سرمایه‌داری، و سلطه‌جویی. اما این تحلیل ساده‌انگارانه، واقعیت پیچیده خاورمیانه را نادیده گرفت. چپ، اسرائیل را به‌جای آن‌که چونان یک پروژه‌ی ملت‌سازی با ریشه‌های تاریخی و تبعیدیان آشویتس ببیند، به کاریکاتوری از استعمار سفیدپوست فروکاست. برای اسلام‌گرایان، اسرائیل تجسم دشمنی تاریخی شد: یهودی‌ای که پیامبران را کشت، با محمد جنگید، و امروز نیز سرزمین «اسلامی» را «نجس» کرده است. این خوانش، یهود را نه صرفاً یک قوم یا مذهب، که یک شر مطلق، یک دشمن ذاتی و همیشگی ساخت.

اما آیا در این همه ستیز، یک پرسش اساسی نباید ما را متوقف کند؟ چهل و اندی سال نفرت‌ورزی به اسرائیل و غرب، چه حاصلی داشته است؟ فلسطین آزاد شد؟ هرگز. فقر و استبداد در کشورهای اسلامی کاهش یافت؟ بالعکس.

🍂 آزادی، عدالت، کرامت انسانی که شعارهای مشترک چپ و اسلام سیاسی بودند، در این مسیر جز قربانیان اولیه چیزی نداشتند. از تهران تا دمشق، از غزه تا بیروت، از صنعا تا طرابلس، نفرت از اسرائیل، پوششی شد برای سرکوب مخالفان، تعطیل آزادی‌ها، غارت ثروت‌ها و جاودانه‌سازی قدرت‌های فاسد.

🍂 در پس این اسرائیل‌ستیزی مزمن، یک بیزاری عمیق‌تر پنهان است: بیزاری از خود. از ناتوانی در ساختن، از شکست در مدرن شدن، از تحقیر تاریخی، از فقر و عقب‌ماندگی. نفرت از اسرائیل، برای بسیاری، راهی برای فرار از مسئولیت خود است. «او» مقصر است، نه ما. و یهود، باز هم همان بزِعذرخواهیِ تاریخی شد که در قرون وسطی برای طاعون و در قرن بیستم برای سرمایه‌داری و اکنون برای همه‌ی زخم‌های تمدنی ما مسئول است.

🍂 اما این ستیز دیگر صرفاً سیاسی نیست؛ این یک بیماری روانی جمعی است. ستیزی که چهل سال است حتا یک پیروزی واقعی نیافریده، اما میلیون‌ها کودک را با زهر نفرت بزرگ کرده، هزاران نفر را در جبهه‌هایی بی‌سرانجام به کام مرگ کشیده، و وجدان جمعی ما را فلج کرده است.

🍂 وقت آن نیست که این ستیز بی‌ثمر را کنار بگذاریم؟ وقت آن نیست که به‌جای نفرین دیگری، خود را نقد کنیم؟ اسرائیل، با همه‌ی نقدهایی که می‌توان به سیاست‌هایش وارد دانست، کشوری است که با فرار از اردوگاه‌های مرگ، ملتی را از خاکستر ساخته، دموکراسی را ولو ناقص حفظ کرده، و جامعه‌ای مولد و خلاق ایجاد کرده است. و ما؟ ما درگیر پروژه‌ی ابدی نفی و حذف و فحاشی مانده‌ایم.

🍂 وقتی نفرت، جانشین تفکر شود، آن‌چه می‌میرد، حقیقت نیست، بلکه شرافت خود ماست. اسرائیل‌ستیزی امروز دیگر نه یک موضع سیاسی، بلکه ابزار خودویران‌گری است. و هیچ آزادی‌ای، با نفرت حاصل نمی‌شود.

📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
📕غرب‌زدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفس‌ساز
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشره‌ای بیش نمی‌دانیم
📕زوال جهان اسلام؛ یک پیش‌بینی
📕غرب‌ستیزی و غرب‌گدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غرب‌ستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📕مذاکره و عادی‌سازی: پیامدها و قواعد سیاسی آن
📺 دربارۀ «جلال آل‌ احمد» (۱)
📺 عللِ افولِ سنت‌گرایان
📺 «غرب‌ستیزی سنت‌گرایان»
📺 ریشه‌های غرب‌ستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📺 روان‌کاوی «غرب‌ستیزی سنت‌گرایان»
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر علی خامنه‌ای گذاشت؟
📕تحلیل اظهارات ترامپ از انگیزۀ حمله به ایران
📉 هزینه‌ای که می‌توانست قدرت‌ساز باشد
📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📕صحت‌سنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتی‌ها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا می‌شود

.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #حکومت_اسلامی #غرب‌ستیزان #یهودستیزان #سیاست



🌾 @Naqdagin| @nasaksara
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا راجع به هیچی (جز هایده) هم‌نظر نیستیم؟ (+)

🔸ما ایرانی‌ها، مثل اکثر مردمان دنیا، همیشه بر سر همه‌چیز اختلاف‌نظر داریم! اما تا حالا فکر کردید شاید پشت این همه دعوا، یک داستان پنهان و مشترک وجود داره؟

🔸در این ویدیو #بنیامین نشون میده چطور کهن‌الگوهای ذهنی ما، حتی در موضوعات مهمی مثل جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل، باعث میشن هر کس یک قصه از قهرمان و ضدقهرمان خودش رو تعریف کنه.

🔸البته، هم‌نظر بودن در هیچ کجای دنیا نه تنها یک واقعیت نیست، بلکه ارزش و هدف هم نیست. اختلاف نظر، ذات طبیعی جامعه‌های پویا و سالم است و اتفاقاً بستر لازم برای رشد، نوآوری و پیشرفت را فراهم می‌کند و حفاظت از اون و کثرت‌گراییه که زمینه‌ساز پیشرفت یک جامعه از هر لحاظ رو مهیا می‌کند.

🔸فقط کافیه به یاد بیاورید از چند دهه قبل که اینترنتی نبود، و رسانۀ ملا/میلی در مصاحبه‌های ابلهانه موهن نظر واحدِ مطلوبش رو از زبان افراد مختلف نقل می‌کرد تا امتی گوسفندشده بسازد، و اکثر ما نیز دسترسی‌ای به رسانه‌ای مستقل نداشتیم، مگر برخی به رادیوهای خارجی!

🔸احتمالا اگر امثال بیژن عبدالکریمی قدرتی داشتند، می‌خواستند از اینترنت تا همۀ رسانه‌های مخالف خودشون رو منفجر کنند تا ملت ایران فقط رسانه‌های محور مقاومت و مبارزان نظام سلطه رو ببینند، و در توهم پیروزی و له‌کردنِ شیطان بزرگ و اذنابش شادی کنند، و همۀ دیگری‌های جامعه و روشنفکران را مشتی وطن‌فروش و خائن ببینند.

🔸راه مواجهه با هر رسانه‌ای در عصر استارلینک و ماهواره‌‌ها و انفجار اطلاعات، حفظ فاصله و نگاه نقادانۀ مستمر است، نه بایکوت دائمی و کلۀ خود را در غار پروپاگاندای یک‌سو فرو کردن! هر رسانه‌ بزرگی از بی‌بی‌سی تا صداوسیمای ملا، بدرجات ابزار پروپاگاندای خاص قدرت‌های پشت آن است، و رسانۀ بی‌طرف و منزه یک دروغ دست‌نیافتنی‌ست. جستجوگر حقیقت خودش را به یک رسانه محدود نمی‌کند و به همین‌خاطر می‌کوشد مجذوب و مغلوبِ هیچ رسانه و روایت خاصی هم نشود، و البته همیشه احتمال اثرپذیری ناخودآگاه را جدی می‌گیرد. راهی که یک فیلسوف باید به جامعه معرفی کند، چنین است، نه آنکه رسانه‌ای را لعن کند بعنوان پروپاگاندای دشمن، اما خودش صبح‌وشام در پروپاگاندای دروغ‌سالار حکومتی بنیادگرای مرگ/جنگ‌پرست، که انواعِ اعترافات اجباری و دروغ‌های بزرگ و خرافات مهوع، بشکلی روزانه در آن نشر می‌شود، به یک عروسک خیمه‌‌شب‌بازی و شومن تمام‌عیار بدل شود!

🔸نکته‌ای که ویدئو به آن اشاره می‌کند و می‌توان از آن نتیجه گرفت، این نیست که ما باید به دنبال هم‌نظری مطلق باشیم. بلکه بحث بر سر این است که چگونه اختلاف نظرهای ما شکل می‌گیرد و چرا گاهی این اختلاف‌ها به جای سازندگی، به بن‌بست و تخریب می‌انجامد. وقتی افراد مختلف، با وجود دیدگاه‌های متضاد، همگی در یک چارچوب روایی (کهن‌الگویی) مشترک قرار می‌گیرند که نتیجه‌اش همیشه "قربانی بودن" و "انتظار ناجی" است، این خود می‌تواند به مانعی برای عاملیت‌ورزی و یافتن راه‌حل‌های واقعی تبدیل شود.

🔸یعنی مشکل اصلی شاید این نباشد که ما هم‌نظر نیستیم، بلکه در این است که زیربنای ناخودآگاه فکری مشترک ما، چگونه به اختلاف نظرهایمان جهت می‌دهد و آیا این جهت‌گیری، به جای حرکت به جلو، ما را در چرخه‌ای از ناکامی و انتظار محبوس کرده است؟

🔸این همان جایی است که اهمیت "داستان جدیدی که خودمان قهرمانش باشیم" مطرح می‌شود؛ داستانی که به ما اجازه می‌دهد ضمن حفظ اختلافات، مسیرهای جدیدی برای کنشگری و سازندگی پیدا کنیم.

🔻بعد از دیدن ویدیو بد نیست کمی تامل کنید که:

▪️ریشه اختلاف‌نظرهای عمیق ما کجاست؟

▪️چه کسی قهرمان داستان شماست و چه کسی ضدقهرمان؟

▪️آیا ما واقعا "قربانی" ابدی هستیم و منتظر یک "ناجی"؟

▪️و چطور می‌تونیم داستان جدیدی رو شروع کنیم که خودمون قهرمانش باشیم؟


.


#جامعه #نقد_رسانه #زیست‌روان #خودشناسی #جامعه‌شناسی #روانشناسی_اجتماعی #فرهنگ_ایرانی #تحلیل_سیاسی #اختلاف_نظر #کهن_الگو



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
Video
📺 راز «قویِ سیاه» چیست و چرا زندگی ما را زیر و رو می‌کند؟
🦢⚫️ خلاصۀ کتابِ «قوی سیاه» از #نسیم_طالب

تا حالا به این فکر کردید که بزرگترین اتفاقات زندگی‌مون، اونایی نیستن که پیش‌بینی می‌کنیم، بلکه اونایی‌اند که ناگهان از ناکجاآباد ظاهر میشن و همه چیو عوض می‌کنن؟

🔸این ویدئو، خلاصه جذاب و کاربردی کتاب "قوی سیاه" اثر نسیم نیکلاس طالب رو بهتون معرفی می‌کنه. یاد می‌گیرید چطور رویدادهای غیرقابل پیش‌بینی، اما با تأثیر عظیم، دنیا رو شکل میدن و چرا ما همیشه در پیش‌بینی اون‌ها شکست می‌خوریم.

🔻در این ویدئو کشف می‌کنید:

▪️مفهوم "قوی سیاه" از کجا اومده و چرا اینقدر مهمه؟

▪️چرا انسان‌ها در پیش‌بینی آینده ناتوانن؟ (با مثال تکان‌دهنده گوسفند!)

▪️۳ ویژگی اصلی یک رویداد قوی سیاه چیه؟

▪️چرا ما قوهای سیاه رو نمی‌بینیم؟ (با توضیح سوگیری تأیید و مغالطه روایت)

▪️تفاوت "مدیوکریستان" و "اکستریمیستان" چیه و چرا باید حواسمون به اکستریمیستان باشه؟

▪️به حرف چه کسانی باید گوش بدیم؟ (مفهوم "پوست در بازی")

🔺اگر می‌خواید در دنیای پر از عدم قطعیت امروز، با دید بازتری حرکت کنید و از غافلگیری‌های بزرگ کمتر آسیب ببینید، این ویدئو رو از دست ندید!


⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:33 - مفهوم "قوی سیاه" و ریشه‌های آن
01:25 - چگونگی تلاش ما برای پیش‌بینی و ناکامی‌های آن
03:04 - ریشه‌های تغییرات بزرگ: ناشناخته‌ها
05:32 - تمثیل گوسفند و قوی سیاه
07:06 - ویژگی‌های رویدادهای قوی سیاه
11:37 - چرا قوهای سیاه را از دست می‌دهیم: سوگیری تأیید
14:21 - چرا قوهای سیاه را از دست می‌دهیم: مغالطه روایت
16:07 - مدیوکریستان در مقابل اکستریمیستان
20:25 - درس‌هایی برای عمل: به چه کسانی اعتماد کنیم؟ (پوست در بازی)

.


#خلاصه_کتاب #خودشناسی #تفکر_انتقادی #مدیریت_ریسک #توسعه_فردی #روانشناسی #کتابخوانی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 ترجمه پیام جدید دونالد جی. ترامپ

«چرا آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر به‌اصطلاح "معظمِ" کشور جنگ‌زدۀ ایران، باید این‌قدر آشکارا و احمقانه بگوید که او در جنگ با اسرائیل پیروز شده، در حالی که می‌داند سخنش دروغ است، این حقیقت ندارد.

به عنوان یک مرد با ایمان بزرگ، قرار نیست دروغ بگوید. کشورش ویران شد، سه سایت هسته‌ای شیطانی‌اش نابود شد،

و من دقیقاً می‌دانستم او کجا پنهان شده بود، و به اسرائیل، یا نیروهای مسلح ایالات متحده، که بی‌شک بزرگ‌ترین و قدرتمندترین نیروهای جهان هستند، اجازه نمی‌دادم زندگی او را به پایان برسانند. من او را از یک مرگ بسیار زشت و ننگین نجات دادم، و او حتی نمی‌تواند بگوید: "متشکرم، رئیس‌جمهور ترامپ!"

در واقع، در آخرین اقدام جنگی، من از اسرائیل خواستم که گروه بسیار بزرگی از هواپیماها را که مستقیماً به سمت تهران می‌رفتند، برای یک روز بزرگ، شاید همان ضربه نهایی، بازگرداند! خسارات عظیمی به بار می‌آمد و بسیاری از ایرانیان کشته می‌شدند. قرار بود این بزرگترین حمله‌ی جنگ باشد، بی‌شک.

در چند روز گذشته، من روی راه‌های ممکن برای مقاومت در برابر تحریم‌ها و دیگر چیزها کار می‌کردم، که شانس بسیار بهتری برای ایران برای بهبودی کامل، سریع و جامع فراهم می‌کرد – تحریم‌ها دارند [به ایران] آسیب می‌زنند! اما، در عوض با بیانیه‌ای پر از خشم، نفرت و انزجار مواجه شدم و تمام کارها برای رفع تحریم‌ها و موارد دیگر را متوقف کردم.

ایران باید به جریان نظم جهانی بازگردد، وگرنه اوضاع برایشان بدتر خواهد شد. آن‌ها همیشه عصبانی، خصمانه و ناراحت هستند، و ببینید این چه بر سرشان آورده است – کشوری سوخته و ویران، با آینده‌ای نامعلوم، ارتش ویران‌شده، اقتصادی وحشتناک، و مرگ در همه جا.

آن‌ها هیچ امیدی ندارند، و اوضاع فقط بدتر خواهد شد! ای کاش رهبری ایران متوجه می‌شد که اغلب با شیرینی بیشتر به دست می‌آورید تا با سرکه. صلح!!!»


▪️بخش پایانی توئیت دونالد ترامپ یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است: "You catch more flies with honey than with vinegar."

معنی اصطلاح:
این ضرب‌المثل به این معنی است که با رفتار دوستانه، ملایمت و تشویق (شیرینی/عسل) می‌توانید افراد را راحت‌تر قانع کنید یا به اهداف خود برسید تا با زور، خشونت، تهدید یا رویکرد خصمانه (سرکه).

در این زمینه خاص (توئیت ترامپ)، معنایش این است:
ترامپ خطاب به رهبری ایران می‌گوید که اگر به جای لحن خصمانه، تهدید، و سیاست‌های ستیزه‌جویانه (که او آن را "سرکه" می‌نامد)، رویکردی نرم‌تر، منعطف‌تر و سازنده‌تر (که او آن را "شیرینی" می‌نامد) در پیش بگیرند، می‌توانند نتایج بهتری (مانند رفع تحریم‌ها یا بهبود وضعیت کشور) کسب کنند و به صلح دست یابند. او معتقد است که رویکرد فعلی ایران، تنها به تباهی و انزوای بیشتر منجر شده است.

.


#سیاست #آمریکا #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترامپ [ادای پیرمردِ لج‌باز رو در می‌آره و] رسماً پشماش ریخته که ادعای پیروزی کرده؛ اما جناب ترامپ! ما چی بگیم که این‌ها ۵۰ سال همیشه گند زدن و همیشه هم ادعای پیروزی کردند؟

🔻خلاصه پیام اخیر ترامپ:
آقای خامنه‌ای، من بودم که جونت رو نجات رو دادم. من بودم که جلوی حمله اسرائیل رو گرفتم. تو هنوز تو پناهگاهی. من ازت تشکر نخواستم اما حداقل نیا و بگو تو جنگ پیروز شدم!
من داشتم روی رفع تحریم‌ها کار می‌کردم اما به جای تشکر با خشم و نفرت مواجه میشم!
یک کلام ختم کلام! ایران باید به جای خشم و نفرت همیشگی به نظم جهانی ملحق بشه وگرنه دهنش سرویسه!


✍🏻 #شاهین_طهماسبی
@iranjanejahan

.


#سیاست #آمریکا #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM