نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘روایتِ سینمایی از «اضطرار انسان» ‌

✍🏻 #رضا_زمان

🍂 آثارِ داریوش مهرجویی، روایتِ سینمایی از «اضطرار انسان» و «انسان در اضطرار» است؛ یعنی نوعی حکایت از زیستِ انسانی در بحران و آشفتگی، در استیصال و درماندگی. خود مهرجویی اذعان داشت که «مضمونِ انسان در بحران» همیشه برایش جذاب بوده است (کارنامهٔ چهل‌ساله: گفت‌وگوی مانی حقیقی با داریوش مهرجویی/مانی حقیقی). وی در آثارش، این اضطرار را به اَشکال مختلف و متفاوت، در تیپ‌ها و چهره‌های گوناگون، به نمایش گذاشت؛ گاهی این انسان مضطرّ، یک روستایی مثل مش‌حسن است، گاهی یک نویسنده و روشنفکر مثل هامون، گاهی زنی اصیل و فکور و اشرافی مثل مریم بانو، گاهی یک دانشجوی عارف‌مسلکِ صوفی‌صفت مثل پری، گاهی یک زن مُدرن و مستقل است مثل سارا، گاهی یک زن عاشق و ابراهیم‌منش است مثل لیلا، و گاهی هم هنرمند و نوازنده‌ای است مثل علی سنتوری، و گاه یک ساختار و ساختمان، تماماً با تمام اعضا و ساکنانش، در اضطرار است مثل «اجاره‌نشین‌ها».

🍂 گاهی این اضطرار، از بحرانِ عاطفی برمی‌آید، گاهی از بحرانِ اجتماعی-سیاسی. گاه این اضطرار با تم کمدی و طنز بیان می‌شود، گاهی خشک و جدی، گاهی آرام و شیرین، و گاهی هم سخت و تلخ؛ اما در هر حال، روایتِ اضطرار است؛ این‌جاست که مرحوم مهرجویی به سراغ فلسفه‌های گوناگون می‌رود، اینکه هر شخصیتی در بحران، نوعی فلسفه را دنبال می‌کند.

🍂 در اضطرار، دغدغه‌های وجودی و درونی بروز می‌نماید. یکی از این دغدغه‌ها، که در آثار مهرجویی ظاهر شده، دل‌مشغولی‌های دینی و معنوی است. انسانِ در اضطرار، همچنان که از مناسبات اجتماعی خود و از نهادها و سازمان‌ها می‌پرسد، از مناسبات و باورهای دینی خود هم می‌پرسد. از رابطۀ خود با خدا، از معنای زندگی، معنای رنج، مفهوم ایمان، و چون این. این است که آثار مهرجویی، پرسش‌گر است؛ پرسش‌گر پرسش‌های سخت و اساسیِ بشر: ما از کجا آمده ایم؟ کجا هستیم؟ به کجا می‌رویم؟ در چه دنیایی زیست می‌کنیم؟ خدا چیست؟ زندگی چیست؟ مرگ چیست؟ معنای زندگی چیست؟


.


#نقد_فیلم #مهرجویی #سینما #داریوش_مهرجویی



🌾@Naqdagin | @shahrvand_sabz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی لطافت است؛ به همین دلیل است که ما آن را نمی فهمیم و هرگز نخواهیم فهمید. سنگ نسیم را نمی فهمد. "ما مدار ستارگان را اندازه می‌گیریم و در برابرِ گلی شگفت‌زده می‌شویم".


✍🏻 رافائل بارت*

📸 توسط عکاس استرالیایی امی وودوارد


.

*رافائل بارت (۱۸۷۶–۱۹۱۰) نویسنده، راوی، مقاله‌نویس و روزنامه‌نگار اسپانیایی و از چهره‌های برجسته ادبیات پاراگوئه قرن بیستم بود.

.


#نگار_نو #گزیده‌سخن #عکس #عکاسی #نوزاد #مادر #مادری



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ «هنر رنسانس» (+)
— بررسی هنرمندان و آثارِ دورۀ اوج تاریخ هنر


.


#هنر #نگار_نو #تاریخ_هنر #رنسانس #میکلانژ



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بررسی مهمترین اخبار انتخابات آمریکا ۲۴ (۲۲) روز تا انتخابات (+)

🎙#رضا_عامری


.


#سیاست #آمریکا #دونالد_ترامپ #کاملا_هریس #بایدن #جو_بایدن



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا اقتصاد ایران توسعه پیدا نمی‌کند؟ (+)

🎙#پیمان_مولوی (اقتصاددان)


📻فایلِ صوتیِ کم‌حجم (اینجا)

.


#اقتصاد #سیاست #حکومت_اسلامی #توسعه #رانت #اقتصاد_توسعه #تحریم #آزادی_اقتصادی #اقتصادی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقد و معرفیِ فیلمِ گرگ‌ها (Wolfs)

🔸معرفی فیلم ولفس (گرگ‌‌‌ها) محصول ۲۰۲۴
با بازی برد پیت و جرج کلونی؛ یک فیلم کمدیِ اکشن به نویسندگی و کارگردانی جان واتس

🎙#مسعود_فراستی


.


#نقد_فیلم #فیلم #اکشن #کمدی #برد_پیت و #جرج_کلونی



🌾@Naqdagin
📘سنت و نابخردی، یا سنتِ نابخردی؟!

✍🏻#علی_صاحب‌الحواشی

🔻محسن کدیور:
«اول شهید این انقلاب خود اسلام است».

روایت هفتم از عبارت تاریخی آقای طباطبایی

[...]


🍂 چه اهمیتی دارد که محمدحسین‌طباطبایی این جمله را گفت یا نگفت؟ چه اهمیتی دارد که او طرفدار انقلاب بود یا نبود؟ این‌ها در "میزان حقیقت و واقعیت" یا در میزان "حقانیت و اخلاق"، چه اهمیتی دارند؟

🍂 به‌هرحال، جلوی چشم‌مان است که انقلاب ۱۳۵۷ و پیامدهایش، با "اسلام و مسلمانی" چه کرد. از آنچه بر ما گذشت و بَیّنه‌ همین امرزمان است، چه نیازی به جستن نظرِ این و آن هست؟ وانگهی، معنا ندارد تا بخواهیم دکان طباطبایی را تبلیغ کنیم، اویی که بهرحال از دنیا رفت و در شکار مرگ شدنش با هفت‌هزارسالگان سربه‌سر شد. حتی از کوبیدن طباطبایی بر کلّه خمینی هم چیزی حاصل نمی‌شود؛ چه چیزی را می‌خواهیم از این‌ کوبیدن یاد کرده و گفته‌باشیم؟ به کی؟ برای چه؟

🍂 در روان‌شناسی تعبیر "اتوماتیسم" را داریم که عبارت است از انجام کنش‌هایی تکراری، بی‌آن‌که فردِ کنشگر، آگاه از انگیزش‌هایش در انجام آن‌ها باشد؛ بعد از انجام اتوماتیسم او ممکن است از خودش بپرسد: وا...! چرا در یخچال را بازکردم؟ پناه برخدا...! چرا عینکم را از پنجره بیرون پرت کردم؟ "اتوماتیسم" خودآگاه نیست، در بهترین صورت نیمه‌خودآگاه است، به هرزه‌گردی گیج اسکیزوفرنیک‌ها می‌ماند، الا آن‌که اینان مطلقا بصیرتی ندارند ولی در اتوماتیسم خیلی‌وقت‌ها به‌خودمان می‌آییم.

🍂 صنف روحانیت با مسمومیت‌ عاقله‌اش در "چشم‌به‌دهان‌بودگیِ" اخباری/اشعری به مراجع‌اش، عنایتی به واقعیت هستی ندارد که مثلا این و آن چیز و امور چگونه‌اند؛ بجایش می‌گردد ببیند این و آن امام و مقدس و مرجع درباره چگونگی این‌ و آن چیز و امور، چه فرمایشات و افاضاتی فرموده‌اند، تا همان‌ها را به‌مثابه حقیقت برگیرد؟!!! این اخباریگری، بر یک اصل‌موضوعه الاهیاتی مبتنی است که "واقعیتِ هستی در حجاب" است؛ و دستِ "معرفت" ما بدان نمی‌رسد؛ تنها "اولیاء‌الله" به‌ اذن‌الاهی، توفیق "خرق‌حجاب" و دیدن "اشیاء کماهی" را پیدا می‌کنند.

🍂 همین است که انبان احادیث و اخبار ما پر است از لاطائلاتی قال‌الاین‌وآن‌ها، که درپی‌اش یک توضیح‌واضحات می‌آید! شاید همین‌ بصیرت رندانه به مسخرگی بسیاری از احادیث هم بود که برخی این متلک را ساخته و رواج داده‌اند که: "از کرامات شیخ ما چه عجب، شیره را خورد و گفت شیرین است!"

🍂 سویۀ اندیشگی و غیرکنشیِ "اتوماتیسم" که در بالا گفتم، "وسواسِ" جستجو‌های "سلسله‌رجالی" سخنانی است که دست آخر اگر یاوه هم نباشد، زائد است! و درحال ابداً هم گمان نکنید که این اعوجاج تنها دامن ما را گرفت، هرگز! کاتولیک‌ها به رغم الاهیات فلسفی که داشتند، عاقل‌تر از ماها نبودند! باید سرکی به حلقه جنون بیش‌از هزارساله آنان کشید و دید که چه خبرها از لایعقلی و بی‌خردی در میان‌شان بوده‌است!

🍂 واقعیت آن‌ است که "سنت"(ها) مسموم‌کننده عاقله آدمی می‌شوند، زیرا وسواس‌فکری و اتوماتیسمِ کنشی و نابیناییِ حسی ایجاد می‌کنند. این قاعده، فلسفه و الاهیات و علم ندارد؛ "سنت‌"های علمی هم ذهن‌انسانی را مسموم می‌کنند، طوری که مانع از فهم و اندیشیدنِ بیرون از چارچوب‌های مقرر گشته توسط سنت علمی و پارادایم(های) مربوطه‌اش می‌شوند: آینشتاین تا آخر عمر هم نظریه کوانتومی را برنتافت، که "خدا طاس‌بازی نمی‌کند"، خبر نداشت که خدا در سطح زیراتمی اصلاً کارش طاس‌بازیست!!

🍂 این است در خلال اندکی بیش از یک‌قرن اخیر، در تربیت فکر دانش‌آموزان و دانشجویان، "بیرون‌از چارچوب‌ها اندیشیدن" را تشویق می‌کنند، نه که توی سرش بزنند که "ره چنان رو که رهروان رفتند!". این معنای "مدرنیته" است!

🍂 اینکه: همیشه آماده شکستن چارچوب‌ها و ویران کردن شالوده‌ها باشی، و پیوسته به‌جای تمکین به "مذهب‌مختارها"، ذوقِ پیمودن راه‌های نرفته را داشته باشی و خوشت بیاید موجب "تشویش اذهان عمومی" بشوی، و آدم‌ها را تکان بدهی تا چرتشان را بهم بزنی، و نگذاری تا "سنت‌ها"، خودت و دیگران را کور و دنگ و منگ و متحجر بکنند؛ تا فکرهایی بکنی بی‌آن‌که از خودت بپرسی چرا به این مهملات می‌اندیشم، کارهایی بکنی بدون آن‌که بدانی چرا چنین می‌کنم!

🍂 ما آدم‌ها برای بیرون‌شدن از گرایش‌مان به ساختنِ زندانِ "سنت‌ها"، نقداً ششصدسال راه آمده‌ایم؛ این کفش‌های پاره و پاهای تاول‌زده، هزینه‌ایست که برای "هشیار ماندن" پرداخته‌ایم. هشیاری و آگاهی، بودنِ بی‌قیمتی است که حال و طوری شکننده دارد! خیلی باید حواسمان باشد که خوابِ "سنت" نگیردمان!


.


#آخوندیسم #محسن_کدیور



🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi