Telegram
نقدآگین
📘از زباله تا زوال (۲)
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🧟♂️ در شگفتانگیزترین تناقض تاریخ، درست زمانی که زمین در آستانۀ نوروز از شوق زایش میتپد و هستی سرشار از نوید رستاخیز است، مومنان مغز-باخته و گسسته-خرد را با تازیانۀ تبلیغ به سوی گورستانها میرانند؛ نه بر سوگواری، که برای اجرای آیینهای وارونهای که مرگ را جشن میگیرد و زندگی را لعنت میکند.
⚰️ در این نمایشِ شیطانی، قبورِ شهدا به صحنههای نورپردازیشده تبلیغات بدل شدهاند—جایی که اشکهای ساختگی به جای عطرِ بهاران، بوی تعفن دروغ میپراکنند. اینجا، مرگ دیگر نقطهٔ پایان نیست؛ حملهٔ سازمانیافتهای است به روانِ جمعی، هزاربار تکرارشده با نورافشانیهای خونرنگ، تا جایی که تنِ مردم نه زیستگاهِ جان، که گورستانی متحرک شود. و اینگونه، نظامِ مردهپرست، حتی فصلِ زایشِ طبیعت را نیز به مراسم تدفین خودکامگی بدل میکند.
📚 کتابهای درسی، این ماشینهای شستوشوی مغزی نظام،
📺 رسانههای فرمایشی، این بلندگوهای دروغ،
🕌 حوزههای تربیتی، این زندانهای روح،
🔺همه و همه صحنههای از پیش تعیینشدهای برای نمایشِ مرگپرستی اجباری هستند.
⚰️ مرگی که در قابهای پرزرقوبرق تبلیغات، با دیالوگهای ساختگی و چهرههای گزافهگرایانه، هر روز و هر ساعت به خوردِ ذهنهای معصوم داده میشود. بلندگوهای رژیم جای بوی خاکِ تازه و عطر رویش بهار را گرفتهاند تا فریادهای ساختگیِ سوگ را به جای ترانههای زندگی بنشانند.
🔊 اینجا، حکمرانی بر مردمِ خسته و فرسوده نه با صفآرایی سربازان، که با بمبارانِ بیامانِ مناسک دروغین و ایدئولوژیک تداوم مییابد؛ حملهای خزنده و نامرئی که از مدارس تا رسانهها، از کوچهها تا خانهها پیشروی میکند تا هیچ ذهنی از چنگالِ این شستوشوی بزرگ جان سالم به در نبرد.
🖤 این چرخشِ سیاهِ تاریخ، نه فقط فومن، که تمام ایران را به دوزخِ رویاهای سرکوبشده و فرداهای سوخته تبدیل کرده است. بازاری عظیم از نفرت و فلاکت که در آن کالای اصلی، جانهای لهشده و امیدهای بر باد رفتهاند؛ کالاهایی که هر روز به حراج گذاشته میشوند تا سوداگرانِ مرگ، مافیای قدرت و شبکههای پلیدِ ثروت و جنایت، سهم خود را از این خوانِ یغما ببرند.
🏴 در این سرزمینِ اشباح، زندگی گروگانِ مراسمی پوچ و آیینهایی وارونه است که هر سپیدهدم، به جای طلوع خورشید، سیاهی یک شب بیپایان را نوید میدهند.
🏥 حکومتی که از ساخت بیمارستان عاجز است، در معماری رنج و تباهی استاد است. آنجا که نمیتواند دارویی بسازد، درد را به هنرنماییای شیطانی تبدیل میکند — نه برای التیام، که برای نمایشی هراسانگیز از سلطه. با دستانی لرزان از بیکفایتی، قلمو را در خون مردم فرو میبرد و بر دیوارهای شهر، تابلویی از فلاکت میکشد؛ تابلویی با قابهای زرین و نورپردازیهای فاخر، تا زخم را به جشن تبدیل کند.
🍞 نان را از دهان کودکان میدزدند، اما گرسنگی را در ویترینی بلورین به نمایش میگذارند — گرسنهای که باید زیبا بمیرد، در حالی که دستانش به شکل هنرمندانهای شکسته شدهاست. از استخوانهای برآمده از پوست، مجسمههایی میسازند و در میادین شهر میگذارند، نه برای بیداری وجدانها، که برای عادت دادن چشمها به «منظرۀ بردگی».
🍂 اینجا رنج به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ کالایی که باید در نور مناسب دیده شود، با زاویهای حساب شده عکاسی شود، و در شبکههای اجتماعی با هشتگ همدلی به فروش برسد.
📷 در این سرزمین وارونه، تصویر فقر جای واقعیت آن را گرفته است. مردمی که باید فریاد بزنند، به تماشاچیان ساکت درد خود تبدیل شدهاند. حکومت، همچون کارگردانی بیمار، نه تنها مردم را به گرسنگی میکشاند، بلکه از آنها میخواهد در قاب دوربین، گرسنگی را "زیبا" تجربه کنند.
🩸 این است اوج شقاوت: وقتی جمهوری اسلامی زخم را نه برای درمان، که برای نمایش بهینه میآراید؛ وقتی فقر را قاب میگیرد و بر سینه شهر میکوبد؛ وقتی از اشک یتیمان، جواهر میسازد و بر گردن تاریخ میآویزد؛ و بدین سان، جامعه تبدیل به گالری عظیمی از رنجهای لوکس شده است — گالری که در آن بیننده و قربانی یکیاند، و دیدن، خود شکلی از شکنجه است.
⚰️ در این نمایشگاه مرگآور، هر "اثر هنری" حکومت، جسدی کوچک است از کودکی که هنوز نفس میکشد؛ کودکی که باید: در سکوت تحسینِ دروغینِ مسئولان، له شود، در سکوت رسانههای فرمایشی، جان بسپارد، و در سکوتِ کوچههای تاریک، ناپدید گردد.
🎬 این است هنر شیطانی نظامی که به جای نان، "نمایش گرسنگی" میدهد؛ به جای درمان، "تئاتر بیمارستانسازی" اجرا میکند؛ و به جای زندگی، "مجسمههای زنده رنج" میسازد.
🛑 این حکومت، رنج مردم را "ثابت" نگه میدارد، آن را "به نمایش" میگذارد، اما هیچ کار و حرکتی برای تغییر واقعی انجام نمیدهد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🧟♂️ در شگفتانگیزترین تناقض تاریخ، درست زمانی که زمین در آستانۀ نوروز از شوق زایش میتپد و هستی سرشار از نوید رستاخیز است، مومنان مغز-باخته و گسسته-خرد را با تازیانۀ تبلیغ به سوی گورستانها میرانند؛ نه بر سوگواری، که برای اجرای آیینهای وارونهای که مرگ را جشن میگیرد و زندگی را لعنت میکند.
⚰️ در این نمایشِ شیطانی، قبورِ شهدا به صحنههای نورپردازیشده تبلیغات بدل شدهاند—جایی که اشکهای ساختگی به جای عطرِ بهاران، بوی تعفن دروغ میپراکنند. اینجا، مرگ دیگر نقطهٔ پایان نیست؛ حملهٔ سازمانیافتهای است به روانِ جمعی، هزاربار تکرارشده با نورافشانیهای خونرنگ، تا جایی که تنِ مردم نه زیستگاهِ جان، که گورستانی متحرک شود. و اینگونه، نظامِ مردهپرست، حتی فصلِ زایشِ طبیعت را نیز به مراسم تدفین خودکامگی بدل میکند.
📚 کتابهای درسی، این ماشینهای شستوشوی مغزی نظام،
📺 رسانههای فرمایشی، این بلندگوهای دروغ،
🕌 حوزههای تربیتی، این زندانهای روح،
🔺همه و همه صحنههای از پیش تعیینشدهای برای نمایشِ مرگپرستی اجباری هستند.
⚰️ مرگی که در قابهای پرزرقوبرق تبلیغات، با دیالوگهای ساختگی و چهرههای گزافهگرایانه، هر روز و هر ساعت به خوردِ ذهنهای معصوم داده میشود. بلندگوهای رژیم جای بوی خاکِ تازه و عطر رویش بهار را گرفتهاند تا فریادهای ساختگیِ سوگ را به جای ترانههای زندگی بنشانند.
🔊 اینجا، حکمرانی بر مردمِ خسته و فرسوده نه با صفآرایی سربازان، که با بمبارانِ بیامانِ مناسک دروغین و ایدئولوژیک تداوم مییابد؛ حملهای خزنده و نامرئی که از مدارس تا رسانهها، از کوچهها تا خانهها پیشروی میکند تا هیچ ذهنی از چنگالِ این شستوشوی بزرگ جان سالم به در نبرد.
🖤 این چرخشِ سیاهِ تاریخ، نه فقط فومن، که تمام ایران را به دوزخِ رویاهای سرکوبشده و فرداهای سوخته تبدیل کرده است. بازاری عظیم از نفرت و فلاکت که در آن کالای اصلی، جانهای لهشده و امیدهای بر باد رفتهاند؛ کالاهایی که هر روز به حراج گذاشته میشوند تا سوداگرانِ مرگ، مافیای قدرت و شبکههای پلیدِ ثروت و جنایت، سهم خود را از این خوانِ یغما ببرند.
🏴 در این سرزمینِ اشباح، زندگی گروگانِ مراسمی پوچ و آیینهایی وارونه است که هر سپیدهدم، به جای طلوع خورشید، سیاهی یک شب بیپایان را نوید میدهند.
🏥 حکومتی که از ساخت بیمارستان عاجز است، در معماری رنج و تباهی استاد است. آنجا که نمیتواند دارویی بسازد، درد را به هنرنماییای شیطانی تبدیل میکند — نه برای التیام، که برای نمایشی هراسانگیز از سلطه. با دستانی لرزان از بیکفایتی، قلمو را در خون مردم فرو میبرد و بر دیوارهای شهر، تابلویی از فلاکت میکشد؛ تابلویی با قابهای زرین و نورپردازیهای فاخر، تا زخم را به جشن تبدیل کند.
🍞 نان را از دهان کودکان میدزدند، اما گرسنگی را در ویترینی بلورین به نمایش میگذارند — گرسنهای که باید زیبا بمیرد، در حالی که دستانش به شکل هنرمندانهای شکسته شدهاست. از استخوانهای برآمده از پوست، مجسمههایی میسازند و در میادین شهر میگذارند، نه برای بیداری وجدانها، که برای عادت دادن چشمها به «منظرۀ بردگی».
🍂 اینجا رنج به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ کالایی که باید در نور مناسب دیده شود، با زاویهای حساب شده عکاسی شود، و در شبکههای اجتماعی با هشتگ همدلی به فروش برسد.
📷 در این سرزمین وارونه، تصویر فقر جای واقعیت آن را گرفته است. مردمی که باید فریاد بزنند، به تماشاچیان ساکت درد خود تبدیل شدهاند. حکومت، همچون کارگردانی بیمار، نه تنها مردم را به گرسنگی میکشاند، بلکه از آنها میخواهد در قاب دوربین، گرسنگی را "زیبا" تجربه کنند.
🩸 این است اوج شقاوت: وقتی جمهوری اسلامی زخم را نه برای درمان، که برای نمایش بهینه میآراید؛ وقتی فقر را قاب میگیرد و بر سینه شهر میکوبد؛ وقتی از اشک یتیمان، جواهر میسازد و بر گردن تاریخ میآویزد؛ و بدین سان، جامعه تبدیل به گالری عظیمی از رنجهای لوکس شده است — گالری که در آن بیننده و قربانی یکیاند، و دیدن، خود شکلی از شکنجه است.
⚰️ در این نمایشگاه مرگآور، هر "اثر هنری" حکومت، جسدی کوچک است از کودکی که هنوز نفس میکشد؛ کودکی که باید: در سکوت تحسینِ دروغینِ مسئولان، له شود، در سکوت رسانههای فرمایشی، جان بسپارد، و در سکوتِ کوچههای تاریک، ناپدید گردد.
🎬 این است هنر شیطانی نظامی که به جای نان، "نمایش گرسنگی" میدهد؛ به جای درمان، "تئاتر بیمارستانسازی" اجرا میکند؛ و به جای زندگی، "مجسمههای زنده رنج" میسازد.
🛑 این حکومت، رنج مردم را "ثابت" نگه میدارد، آن را "به نمایش" میگذارد، اما هیچ کار و حرکتی برای تغییر واقعی انجام نمیدهد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از زباله تا زوال (۳)
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🔥 در ایرانِ جمهوری اسلامی، هر شهر «طبقهای از جهنم» است: یکی در دود و زباله میسوزد، دیگری در بوی فقر و تحقیر، و آنیکی در هیاهوی مرگ و خفقان. اما فومن، نخستین شهریست که در آن جهنم را به نمايش گذاشتهاند؛ نه به قصد هشدار، که برای «فرمانبرداری»؛ نه برای سوگ، که برای «شو».
🎫 برای نخستینبار، جهنم را نه انذار دادهاند، نه در خطبهای خط و نشانش را کشیدهاند، با سالن، بلیت، راهنما، نورپردازی، و شاید حتی غرفهای برای فروش سوغات!
🧟♂️ مرگ را به "تجربه" بدل کردهاند، وحشت را به "تماشا"، و بیم و هول را به خوراکی روزانه؛ نه چونان اندوهی درونی، بلکه نمایشی ددمنشانه که باید ایستاده تماشا کرد، با چشمهای باز، بیاشک، بیاعتراض—در صفی طولانی، همچون زائران مرگ، در معبدی که دیو آن را بنا کرده است.
🧠 راستی را که عقل هیچ خدایی، در هیچ دینی، به چنین مادهپرستی و کاسبی شیطانی نمیرسید—نه فقط در معنای اقتصادیاش که «با ترس نان درمیآورند»؛ نه فقط در وجه اجتماعیاش که «صف زائران جهنم» میسازند؛ نه فقط در بُعد نمادیناش که مرگ را زیبانمایی میکنند؛ بلکه در ژرفترین لایهاش: پیوندی آیینی میان «قدرت و مرگ»، میان «نمایش و ایمان».
🚫 جایی به نام "جهنم" ساختهاند—نه برای «اندیشیدن»، که برای «بیعت»؛ نه برای «آگاهی»، که برای «اطاعت».
🕳 مردمان را، نه به سوی گلزار، که به درون «لجنزار» هدایت میکنند، تا در برابر چهرۀ نورپردازیشدۀ مرگ، سر خم کنند، وحشت را بچشند، و با ولیفقیه خویش بیعت مجدد نمایند!
💡 این دیگر تهخطِّ جامعۀ نمایشی است؛ آنجا که حقیقت نه پنهان، که با نورافکنها نمایش داده میشود.
👶 مرگ، دیگر نه تجربهای شخصی، نه حادثهای زیستی، بلکه بازسازی آیینی جهنم است—صحنهآراییشده، مهندسیشده، با نور و صدا، و فراخوانی غیررسمی برای خانوادهها، و بیش از همه: برای کودکان.
⚰️ اینجا، مرگ را چون مومیاییهای مصری، آراستهاند؛ نه برای دفن، بلکه برای نمایش.
🎭 هر شهری در این سرزمین، جهنمی است واقعی؛ اما فومن، نخستین شهریست که جهنمِ نمایشی را نیز در خود پذیرفته است: ماکتی زیباشناختی از سوختن، ابزاری برای فرمانبری، و بدلشده به جغرافیای بیمرزِ وحشت نمادین.
🏴☠️ فومن دیگر صرفاً گرفتار زباله و تعفن نیست، بلکه بدل شده به ویترین جهنم نمایشدادهشده؛ همانگونه که در سراسر ایران، دیوارها با «قاب عکس شهدا» تزئین شده، سفره مردم با «تصویرِ نان»، و رنج با «مراسم حکومتی» آراسته میشود؛ در فومن، تابلوی"یک کیلومتر مانده به جهنم" را با افتخار نصب خواهند کرد، تا به مردمان بگویند: "این است فرهنگ ما!"
🪦 نه گور، نه گل، نه گسست، بلکه گالری جهنم؛ شهری که پیکرِ زندهبهگور شدهاش در باتلاق زباله را با فلاش و میکروفون در ویترین نهادهاند.
🧴 در اینجا زباله را نه جمعآوری، که به سازمایۀ ساخت جهنم تبدیل میکنند. گل، نور، و متون عرفانزدۀ حکومتی را روی آن میپاشند. به فقر که میرسند، دوربین میگذارند، شاید هم فریم زرین؛ و سپس آن را در گالری قدرت آویزان میکنند تا نشان دهند: این است شکوهِ درد ما.
👥 مردم فومن دیگر شهروند نیستند. آنها تبدیل شدهاند به سیاهیلشکر یک پروژۀ تبلیغاتی؛ نه دیالوگ دارند، نه اختیار، نه حتی اجازۀ گریستن. فقط مجازند سکوت کنند و گاهگاهی در قاب "شهر جهنم" ظاهر شوند تا «حضور نظام» را تایید کنند.
🔥👨🏿🎨 جمهوری اسلامی فقط یک کار را بلد است: جهنمسازی.
هیچ چیز را به پایان نرسانده جز خرابی.
نه بهشت را میشناسد، نه عدالت را. فقط آتش را میفهمد، آن هم نه برای گرما، که برای سوزاندن، خاکستر کردن، و ریختن آن بر سر زنان و پیران و کودکان.
🎬 فومن آخرین پردۀ این تئاتر خونین است. نه نمایشنامهای معنادار، بلکه صحنهای بینویسنده با بازیگرانی که تنها ویژگیشان زندهماندن است. حکومتی که زبالههایش را نه در زبالهدان، بلکه در موزه میریزد؛ نه برای هشدار، که برای غرور!
⚠️ این نه نقدی اجتماعی، که جنایتی اجتماعی است. نه هنر، که توهینی نظاممند است به هنر، به انسان، به زیبایی.
🌍 اگر این چیزی که میبینیم، فرهنگ و تمدن اسلامی است، پس تمدن چیست؟
تمدنی که از زخم مردم دکور میسازد، از رنج کودکان قاب تبلیغاتی میسازد، و از نابرابری ابزار قدرت میتراشد. تمدنی که نه بر مردگان رحم دارد، نه برای زندگان امیدی باقی میگذارد.
🧭 فومن اتوپیا نیست.
🔻اتوپیا به معنای ناکجاآباد است؛ اما فومن، کجاآباد جمهوری اسلامی است.
☑️ جایی که هر آنچه نباید باشد، هست؛
☑️ آنچه باید برود، مانده؛
☑️ و آنچه باید ساختهشود، خاکستر شدهاست.
🔥از زباله تا زوال: [قسمت ۴ تا ۹] [قسمت ۱۰]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🔥 در ایرانِ جمهوری اسلامی، هر شهر «طبقهای از جهنم» است: یکی در دود و زباله میسوزد، دیگری در بوی فقر و تحقیر، و آنیکی در هیاهوی مرگ و خفقان. اما فومن، نخستین شهریست که در آن جهنم را به نمايش گذاشتهاند؛ نه به قصد هشدار، که برای «فرمانبرداری»؛ نه برای سوگ، که برای «شو».
🎫 برای نخستینبار، جهنم را نه انذار دادهاند، نه در خطبهای خط و نشانش را کشیدهاند، با سالن، بلیت، راهنما، نورپردازی، و شاید حتی غرفهای برای فروش سوغات!
🧟♂️ مرگ را به "تجربه" بدل کردهاند، وحشت را به "تماشا"، و بیم و هول را به خوراکی روزانه؛ نه چونان اندوهی درونی، بلکه نمایشی ددمنشانه که باید ایستاده تماشا کرد، با چشمهای باز، بیاشک، بیاعتراض—در صفی طولانی، همچون زائران مرگ، در معبدی که دیو آن را بنا کرده است.
🧠 راستی را که عقل هیچ خدایی، در هیچ دینی، به چنین مادهپرستی و کاسبی شیطانی نمیرسید—نه فقط در معنای اقتصادیاش که «با ترس نان درمیآورند»؛ نه فقط در وجه اجتماعیاش که «صف زائران جهنم» میسازند؛ نه فقط در بُعد نمادیناش که مرگ را زیبانمایی میکنند؛ بلکه در ژرفترین لایهاش: پیوندی آیینی میان «قدرت و مرگ»، میان «نمایش و ایمان».
🚫 جایی به نام "جهنم" ساختهاند—نه برای «اندیشیدن»، که برای «بیعت»؛ نه برای «آگاهی»، که برای «اطاعت».
🕳 مردمان را، نه به سوی گلزار، که به درون «لجنزار» هدایت میکنند، تا در برابر چهرۀ نورپردازیشدۀ مرگ، سر خم کنند، وحشت را بچشند، و با ولیفقیه خویش بیعت مجدد نمایند!
💡 این دیگر تهخطِّ جامعۀ نمایشی است؛ آنجا که حقیقت نه پنهان، که با نورافکنها نمایش داده میشود.
👶 مرگ، دیگر نه تجربهای شخصی، نه حادثهای زیستی، بلکه بازسازی آیینی جهنم است—صحنهآراییشده، مهندسیشده، با نور و صدا، و فراخوانی غیررسمی برای خانوادهها، و بیش از همه: برای کودکان.
⚰️ اینجا، مرگ را چون مومیاییهای مصری، آراستهاند؛ نه برای دفن، بلکه برای نمایش.
🎭 هر شهری در این سرزمین، جهنمی است واقعی؛ اما فومن، نخستین شهریست که جهنمِ نمایشی را نیز در خود پذیرفته است: ماکتی زیباشناختی از سوختن، ابزاری برای فرمانبری، و بدلشده به جغرافیای بیمرزِ وحشت نمادین.
🏴☠️ فومن دیگر صرفاً گرفتار زباله و تعفن نیست، بلکه بدل شده به ویترین جهنم نمایشدادهشده؛ همانگونه که در سراسر ایران، دیوارها با «قاب عکس شهدا» تزئین شده، سفره مردم با «تصویرِ نان»، و رنج با «مراسم حکومتی» آراسته میشود؛ در فومن، تابلوی
🪦 نه گور، نه گل، نه گسست، بلکه گالری جهنم؛ شهری که پیکرِ زندهبهگور شدهاش در باتلاق زباله را با فلاش و میکروفون در ویترین نهادهاند.
🧴 در اینجا زباله را نه جمعآوری، که به سازمایۀ ساخت جهنم تبدیل میکنند. گل، نور، و متون عرفانزدۀ حکومتی را روی آن میپاشند. به فقر که میرسند، دوربین میگذارند، شاید هم فریم زرین؛ و سپس آن را در گالری قدرت آویزان میکنند تا نشان دهند: این است شکوهِ درد ما.
👥 مردم فومن دیگر شهروند نیستند. آنها تبدیل شدهاند به سیاهیلشکر یک پروژۀ تبلیغاتی؛ نه دیالوگ دارند، نه اختیار، نه حتی اجازۀ گریستن. فقط مجازند سکوت کنند و گاهگاهی در قاب "شهر جهنم" ظاهر شوند تا «حضور نظام» را تایید کنند.
🔥👨🏿🎨 جمهوری اسلامی فقط یک کار را بلد است: جهنمسازی.
هیچ چیز را به پایان نرسانده جز خرابی.
نه بهشت را میشناسد، نه عدالت را. فقط آتش را میفهمد، آن هم نه برای گرما، که برای سوزاندن، خاکستر کردن، و ریختن آن بر سر زنان و پیران و کودکان.
🎬 فومن آخرین پردۀ این تئاتر خونین است. نه نمایشنامهای معنادار، بلکه صحنهای بینویسنده با بازیگرانی که تنها ویژگیشان زندهماندن است. حکومتی که زبالههایش را نه در زبالهدان، بلکه در موزه میریزد؛ نه برای هشدار، که برای غرور!
⚠️ این نه نقدی اجتماعی، که جنایتی اجتماعی است. نه هنر، که توهینی نظاممند است به هنر، به انسان، به زیبایی.
🌍 اگر این چیزی که میبینیم، فرهنگ و تمدن اسلامی است، پس تمدن چیست؟
تمدنی که از زخم مردم دکور میسازد، از رنج کودکان قاب تبلیغاتی میسازد، و از نابرابری ابزار قدرت میتراشد. تمدنی که نه بر مردگان رحم دارد، نه برای زندگان امیدی باقی میگذارد.
🧭 فومن اتوپیا نیست.
🔻اتوپیا به معنای ناکجاآباد است؛ اما فومن، کجاآباد جمهوری اسلامی است.
☑️ جایی که هر آنچه نباید باشد، هست؛
☑️ آنچه باید برود، مانده؛
☑️ و آنچه باید ساختهشود، خاکستر شدهاست.
🔥از زباله تا زوال: [قسمت ۴ تا ۹] [قسمت ۱۰]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
خبرنگار مشهور روسمارگاریتا سیمونیان که مدتی سردبیر آرتی روسیه بوده و از چهرههای نزدیک به پوتین است و حتی به خاطر پوشش رسانه جنگ اوکراین مورد تحریم اتحادیه اروپا نیز میباشد در توییت خود در مورد حمله امروز نوشته
دنبال عبارتی افتضاحتر از عبارت افتضاح برای توصیف اتفاقی که امروز افتاده میگردم
@jangaavaran1390
اوکراین مدعی است امروز ما ۳۴ درصد از بمبافکنهای روسی که قادر به پرتاب موشکهای کروز به سمت اوکراین بودند را هدف قرار دادیم. خسارت وارده به دشمن: ۷ میلیارد دلار
@jangaavaran1390
در 29 اگوست 2022 بود خبرگزاری TASS وابسته به وزارت دفاع فدراسیون روسیه گزارش داد که ارتش روسیه، تمام نیرو هوایی اوکراین را نابود میکند. از ان گزارش سه سال گذشت و نیرو هوایی اوکراین هنوز پا برجا و حتی گسترده تر از گذشته شده است...
در شب 24 فوریه همان سال وزارت دفاع ارتش دوم جهان(؟) مدعی نابودی تمام سامانه های پدافندی اوکراینی شد و ساعتی بعد تصاویری از سرنگونی Su-27 روسی منتشر شد...
این جنگی که روس ها آغاز کردند هروز یک شگفتی پیش روی ما گذاشت که از خود بپرسیم، ارتش دوم جهان؟ و سپس بخندیم، این جنگ نشان داد این ارتش در تمام زمینهها ضعف شدید دارد اما این ضعف مبحث کوچکی نیست بلکه در بحث کلانتر مبحث دو تفکر غربی و شرقی است...
اوکراین با عملیات امروز خود نهتنها شرف سرویس اطلاعاتی روسیه (FSB) را بلکه شرف کل حکومت این کشور و شخص ولادیمیر پوتین را از بین برد... این عملیات شاید به عنوان بزرگترین عملیات اطلاعاتی-رزمی یک دهه اخیر بوده است... خسارت این عملیات باید بررسی شود اما در همین نگاه اولیه آنقدر سنگین است که در مورد ارتش روسیه هرچه بگوییم کم گفتهایم...
@P_raetorio
🔺به مبارکی این اخبار، دوباره بپرسیم: دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻مناظرۀ اخیر دکتر مهدی مطهرنیا نیز شنیدنیست که چگونه از دکانداری دانشگاهیان رو در روی خود او میگوید چندین بار و تبیین میکند این دکانداری ممزوج شده با دنکیشوتیسم و رمانتیسیسم چپزده را!
.
#سیاست #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
🎙گفتوگوی #مهدی_مطهرنیا و #بیژن_عبدالکریمی
📻 فایل صوتی فشردۀ گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #مهدی_مطهرنیا و #بیژن_عبدالکریمی
📻 فایل صوتی فشردۀ گفتگو
.
#سیاست #بینالملل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دربارۀ آیین قدرت
@Naqdagin
🎧 دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
🎙گفتوگوی #مهدی_مطهرنیا و #بیژن_عبدالکریمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #مهدی_مطهرنیا و #بیژن_عبدالکریمی
.
#سیاست #بینالملل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بیمحتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن
— اعجاز ادبی قرآن؟ (۵) (+)
🎙#مزدک_فرامرزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اعجاز ادبی قرآن؟ (۵) (+)
🎙#مزدک_فرامرزی
📗مرجع تقلید: قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهجالبلاغه پیروز تحدیست
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشههای سریانی آن)
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: مصحف بهغلط موسوم به قرآن، صدها ایراد ادبی و گرامری دارد - اعجاز ادبی (۴)
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
.
#نقد_قرآن #نقد_ادبی#نقد_اسلام #اعجاز_ادبی #معجزه #اعجاز_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 عربزبانان قرآن را میفهمیدند/میفهمند؟! (+)
— اعجاز ادبی قرآن؟ (۶)
🎙#مزدک_فرامرزی
🔸 اگر قرآن، "نوری روشنگر" و "کتابی واضح" و "بدون هیچ کم و کاستی" برای "هدایت جهانیان" است، پس چرا حتی "صاحبانِ زبان فصیح عربی" و "صحابۀ پیامبر" - کسانی که در ظاهر "از بیخ عرب بودن" و "قرآن اول بر آنها و به زبانشون نازل شد" - در فهم بسیاری از "واژگان مبهم و بیمعنی" آن "سرگردان بودن و حتی به سکوت دعوت میکردن"؟!
🔸چگونه است که ابوبکر، عمر و ابن عباس معنای کلماتی چون "عباً"، "فاکهه"، "حَناناً"، "غسلین"، و "رَقیم" را نمیدانستند؟ اگر "هیچ خطایی" در قرآن نیست، چرا به گفتۀ مراجع تقلیدی چون کمال حیدری "قرآن سرشار از اشتباهات صرف و نحوی هست"، چه رسد به "اشتباهات علمی و اخلاقی و منطقی و استدلالی" که منتقدانِ دگردین یا دگراندیش، لیست بلندبالایی از آنها ساختهاند و کتابها و مقالات متعددی بدانها اختصاص دادهاند؟ و مهمتر اینکه چرا کسی حق نداره اصلاً فکر بکنه و بدون ترس از اللهِ قرآن (و لشکریانِ متعصبش) سوالات و اشکالاتش رو آزادانه بگه طبق قرآن؟ اگر الله به خودش مطمئنه و خدای حقیقیه و نه یک ماسک و نقاب برای مولفانِِ ترسو و بیاعتمادبهنفسِ قرآن؟ آیا کتابی که "در همان گذشتههای صدر اسلام هم برای خود مسلمانان مفهوم نبوده" و "هدایتکننده"، میتواند ادعای "هدایت جهانیان" را داشتهباشد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اعجاز ادبی قرآن؟ (۶)
🎙#مزدک_فرامرزی
🔸 اگر قرآن، "نوری روشنگر" و "کتابی واضح" و "بدون هیچ کم و کاستی" برای "هدایت جهانیان" است، پس چرا حتی "صاحبانِ زبان فصیح عربی" و "صحابۀ پیامبر" - کسانی که در ظاهر "از بیخ عرب بودن" و "قرآن اول بر آنها و به زبانشون نازل شد" - در فهم بسیاری از "واژگان مبهم و بیمعنی" آن "سرگردان بودن و حتی به سکوت دعوت میکردن"؟!
🔸چگونه است که ابوبکر، عمر و ابن عباس معنای کلماتی چون "عباً"، "فاکهه"، "حَناناً"، "غسلین"، و "رَقیم" را نمیدانستند؟ اگر "هیچ خطایی" در قرآن نیست، چرا به گفتۀ مراجع تقلیدی چون کمال حیدری "قرآن سرشار از اشتباهات صرف و نحوی هست"، چه رسد به "اشتباهات علمی و اخلاقی و منطقی و استدلالی" که منتقدانِ دگردین یا دگراندیش، لیست بلندبالایی از آنها ساختهاند و کتابها و مقالات متعددی بدانها اختصاص دادهاند؟ و مهمتر اینکه چرا کسی حق نداره اصلاً فکر بکنه و بدون ترس از اللهِ قرآن (و لشکریانِ متعصبش) سوالات و اشکالاتش رو آزادانه بگه طبق قرآن؟ اگر الله به خودش مطمئنه و خدای حقیقیه و نه یک ماسک و نقاب برای مولفانِِ ترسو و بیاعتمادبهنفسِ قرآن؟ آیا کتابی که "در همان گذشتههای صدر اسلام هم برای خود مسلمانان مفهوم نبوده" و "هدایتکننده"، میتواند ادعای "هدایت جهانیان" را داشتهباشد؟
📻 سلمان و مغالطه در کلام نبوی
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
📺 خوانش سریانی و محو لاسوگاس
📺 معرفی و نقد کتاب خوانش سریانی قرآن
📺 زبان اولیۀ قرآن (قبل از ترجمه) سریانی بود
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📓خوانش سریانی-آرامی قرآن (جستاری برای رازگشایی زبان قرآن)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
📕باکره؛ کدام باکره؟
📻انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📺 بیمحتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن - اعجاز ادبی ۵
📺 کمال حیدری: اشکالات صرف و نحوی قرآن - اعجاز ادبی (۴)
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشههای سریانی آن)
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهجالبلاغه پیروز تحدیست
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
📗مرجع تقلید: قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📻 واژگانِ پارسی و عبری در قرآن
.
#بازنگری #نقد_قرآن #نقد_ادبی#نقد_اسلام #اعجاز_ادبی #معجزه #اعجاز_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تحلیلِ عدمِ فصاحت قرآن: واژگانِ فارسی (+)
— اعجاز ادبی قرآن؟ (۷)
🎙#مزدک_فرامرزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اعجاز ادبی قرآن؟ (۷)
🎙#مزدک_فرامرزی
📻 سلمان و مغالطه در کلام نبوی
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
📺 خوانش سریانی و محو لاسوگاس
📺 معرفی و نقد کتاب خوانش سریانی قرآن
📺 زبان اولیۀ قرآن (قبل از ترجمه) سریانی بود
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📓خوانش سریانی-آرامی قرآن (جستاری برای رازگشایی زبان قرآن)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
📕باکره؛ کدام باکره؟
📻انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 واژگانِ پارسی و عبری در قرآن
📺 عربزبانان قرآن را میفهمیدند/میفهمند؟!
📺 بیمحتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن - اعجاز ادبی ۵
📺 کمال حیدری: اشکالات صرف و نحوی قرآن - اعجاز ادبی (۴)
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشههای سریانی آن)
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهجالبلاغه پیروز تحدیست
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
📗مرجع تقلید: قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
.
#بازنگری #نقد_قرآن #نقد_ادبی#نقد_اسلام #اعجاز_ادبی #معجزه #اعجاز_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🛐 محدوده مقدس و پترا
✍🏻 #کاظم_استادی
🔸مسئلۀ «تقدس کعبه» یکی از پیچیدهترین موضوعات در مطالعات دینی، تاریخی و «فلسفهٔ مکان» است؛ که نیازمند بررسی دقیق و چندوجهی میباشد.
🍂 یکی از مهمترین مشکلات در تحلیل تقدس کعبه، عدم تفکیک روشن میان «بنای کعبه» و «زمین کعبه» است. برخی به دلیل تخریب و بازسازی چندباره کعبه به این نتیجه رسیدهاند که «بنا» به خودی خود، نمیتواند حامل تقدس باشد و بنابراین، مکان است که تقدس دارد.
🔺🔻اما این استدلال به لحاظ فلسفی ایراد دارد:
✖️تقدس یک مکان بهصورت کلی، بدون واسطهگری یک نشانگر مادی، برای انسان قابل ادراک نیست.
✖️خاصیت «قابل تقسیم بودن جسم» نیز پیچیدگی فلسفی و علمی خاصی به مفهوم مکان مقدس میدهد.
📍 اگر تقدس را صرفاً به یک نقطه کوچک تقلیل دهیم، این نقطه باید دارای ابعاد و مرزهای مشخص باشد و هرگونه تغییر فیزیکی بنا، میتواند تقدس آن را محل تردید قرار دهد.
🕋 واقعیت تاریخی کعبه که شامل تخریبها و بازسازیهای متعدد است، مفهوم «تقدس مکان کوچک» را مخدوش میکند.
🔑 بنابراین، تمایز میان «نقطه مقدس» و «محدوده مقدس» کلیدی است:
✖️«نقطه مقدس»: محدود به ابعاد کوچک و دقیق؛ اما همراه با چالش اثبات و تثبیت.
✅ «محدوده مقدس»: گستره جغرافیایی وسیعتر که قابلیت انعطاف در برابر تغییرات تاریخی و مکانی دارد.
📖 آیات قرآن نیز شواهدی از مفهوم «تقدس محدودهای» ارائه میدهند:
🔺این آیات نشان میدهند که تقدس میتواند به یک «گستره جغرافیایی» نسبت داده شود که بهواسطۀ «حضور معنوی خاص»، مقدس شدهاند.
❗️ اما نکته چالشبرانگیز، سابقۀ تاریخی و جغرافیایی «محدوده مقدس الهی» است:
✅ مناطقی مثل فلسطین و حجاز شمالی، دارای سابقه مستند حضور پیامبران و رویدادهای مقدساند.
❌ در مقابل، حجاز جنوبی (محل کنونی مکه) پیش از پیامبر اسلام(ص)، فاقد پیشینه معتبری از حضور پیامبران یا رویدادهای مقدس الهی است.
⚠️ این تفاوت تاریخی، پرسشی جدی در خصوص اصالت و صحت تقدس محدودهای کعبه در حجاز جنوبی ایجاد میکند.
🍂 به نظر میرسد، احتمال معقولتر آن است که «محدوده مقدس» اولیه کعبه، در منطقهای متفاوت از حجاز جنوبی کنونی قرار داشته باشد.
❓ سؤالاتی برای تأمل بیشتر:
1️⃣ معیارهای دقیق فلسفی و دینی برای تعیین و تثبیت محدوده مقدس چیست؟
2️⃣ در چه صورتی تقدس بنا مستقل از مکان جغرافیایی آن است؟
3️⃣ چگونه میتوان با رویکرد میانرشتهای (تاریخ، فلسفه دین، جغرافیا و انسانشناسی) به تعریفی دقیقتر از مفهوم «مقدس بودن مکان» دست یافت؟
4️⃣ چرا زمین مکه کنونی مقدس بوده است تا حضرت ابراهیم مأمور به ساخت کعبه در آن گردد؟
@dinaznegahidigar
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #کاظم_استادی
🔸مسئلۀ «تقدس کعبه» یکی از پیچیدهترین موضوعات در مطالعات دینی، تاریخی و «فلسفهٔ مکان» است؛ که نیازمند بررسی دقیق و چندوجهی میباشد.
🍂 یکی از مهمترین مشکلات در تحلیل تقدس کعبه، عدم تفکیک روشن میان «بنای کعبه» و «زمین کعبه» است. برخی به دلیل تخریب و بازسازی چندباره کعبه به این نتیجه رسیدهاند که «بنا» به خودی خود، نمیتواند حامل تقدس باشد و بنابراین، مکان است که تقدس دارد.
🔺🔻اما این استدلال به لحاظ فلسفی ایراد دارد:
✖️تقدس یک مکان بهصورت کلی، بدون واسطهگری یک نشانگر مادی، برای انسان قابل ادراک نیست.
✖️خاصیت «قابل تقسیم بودن جسم» نیز پیچیدگی فلسفی و علمی خاصی به مفهوم مکان مقدس میدهد.
📍 اگر تقدس را صرفاً به یک نقطه کوچک تقلیل دهیم، این نقطه باید دارای ابعاد و مرزهای مشخص باشد و هرگونه تغییر فیزیکی بنا، میتواند تقدس آن را محل تردید قرار دهد.
🕋 واقعیت تاریخی کعبه که شامل تخریبها و بازسازیهای متعدد است، مفهوم «تقدس مکان کوچک» را مخدوش میکند.
🔑 بنابراین، تمایز میان «نقطه مقدس» و «محدوده مقدس» کلیدی است:
✖️«نقطه مقدس»: محدود به ابعاد کوچک و دقیق؛ اما همراه با چالش اثبات و تثبیت.
✅ «محدوده مقدس»: گستره جغرافیایی وسیعتر که قابلیت انعطاف در برابر تغییرات تاریخی و مکانی دارد.
📖 آیات قرآن نیز شواهدی از مفهوم «تقدس محدودهای» ارائه میدهند:
«إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى»
🔺این آیات نشان میدهند که تقدس میتواند به یک «گستره جغرافیایی» نسبت داده شود که بهواسطۀ «حضور معنوی خاص»، مقدس شدهاند.
❗️ اما نکته چالشبرانگیز، سابقۀ تاریخی و جغرافیایی «محدوده مقدس الهی» است:
✅ مناطقی مثل فلسطین و حجاز شمالی، دارای سابقه مستند حضور پیامبران و رویدادهای مقدساند.
❌ در مقابل، حجاز جنوبی (محل کنونی مکه) پیش از پیامبر اسلام(ص)، فاقد پیشینه معتبری از حضور پیامبران یا رویدادهای مقدس الهی است.
⚠️ این تفاوت تاریخی، پرسشی جدی در خصوص اصالت و صحت تقدس محدودهای کعبه در حجاز جنوبی ایجاد میکند.
🍂 به نظر میرسد، احتمال معقولتر آن است که «محدوده مقدس» اولیه کعبه، در منطقهای متفاوت از حجاز جنوبی کنونی قرار داشته باشد.
❓ سؤالاتی برای تأمل بیشتر:
1️⃣ معیارهای دقیق فلسفی و دینی برای تعیین و تثبیت محدوده مقدس چیست؟
2️⃣ در چه صورتی تقدس بنا مستقل از مکان جغرافیایی آن است؟
3️⃣ چگونه میتوان با رویکرد میانرشتهای (تاریخ، فلسفه دین، جغرافیا و انسانشناسی) به تعریفی دقیقتر از مفهوم «مقدس بودن مکان» دست یافت؟
4️⃣ چرا زمین مکه کنونی مقدس بوده است تا حضرت ابراهیم مأمور به ساخت کعبه در آن گردد؟
@dinaznegahidigar
⚔️ پترا یا مدینه؟ معمای فرماندهی نبرد موته
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتومِ پترا
📕خطبۀ علی و پترا
📕تحلیل جغرافیایی مسیر پیامبر به بُصری شام
📕وادی «غیر ذیزرع» و پترا
📕مرکز زمین و محل واقعی کعبه
📕ایران باستان و پترا
📕مسجد و پترا
📕معراج و پترا
📕پترا و امام حسین
📕نظریهٔ دو کعبهای
📕ابراهیم و افسانۀ «سفر به حجاز»
📕قرآن و افشای «امالقرای جعلی»
📺 از شهر پترا به کربلا و راز واقعۀ عاشورا
📺 پترا قبلۀ اصلی مسلمانان
📺 مسجدالاقصی اصلی کجاست؟
📺 سنگنبشتههای مسجدالاقصی چه میگویند؟
📺 معجزۀ «نصفکردنِ ماه و سفر با الاغ به آسمانها»
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 چرا کعبه مکعب است؟
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 مکۀ واقعی؟ چرا روایتهای اسلامی دروغ میگویند؟
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📻 با کاروانِ حجاز (۱) (۲) (۳) (۴) (۵) (۶) (۷) (۸) (۹) (۱۰) (۱۱)
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
.
#بازنگری#نقد_اسلام #مکه #کعبه #پترا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اسلام سریانی و پترا
✍🏻 #کاظم_استادی
🍂 مطالعه ریشهها و پیوندهای فرهنگی و دینی، دریچهای برای فهم عمیقتر اسلام است. اسلام، بهعنوان یکی از بزرگترین ادیان ابراهیمی، در بستر فرهنگی و دینی پیچیدهای از اقوام و عقاید مختلف شکل گرفته است.
🍂 بررسی شباهتهای آیینی و فقهی اسلام با ادیان منطقه، بهویژه مسیحیت سریانی، میتواند به درک بهتر آموزهها و احکام اسلامی کمک کند و فرضیات جدیدی در حوزه مطالعات تاریخی و دینی مطرح نماید.
🏛 نقش شام و شمال حجاز:
🔸 این مناطق کانونهای تبادل فرهنگی و دینی بودهاند.
🔸 اقلیتهای مسیحی سریانی در مناطق اطراف پترا و بصری شام حضور پررنگی داشتهاند.
🔸 زبان سریانی، شاخهای از آرامی و نزدیک به عربی، زبان حضرت عیسی بوده است.
🔻شباهتهای آیینی و فقهی میان اسلام و مسیحیت سریانی:
1️⃣ واژگان مذهبی:
▪️ «ܐܠܗܐ» (Alaha) = الله.
▪️ ساختار دعایی سریانی، شباهت زیادی با فضای دعاهای اسلامی دارد.
2️⃣ جهت قبله و عبادات:
▪️ سریانیها در عبادات خود رو به شرق میایستند، مشابه قبله مسلمانان.
▪️ اعمالی چون خم شدن، زانو زدن و سجدهگونه نشستن در هر دو مشترک است.
3️⃣ روزه و امساک:
▪️روزهداری سریانیها شامل دورههای سخت، مشابه روزه اسلامی است.
4️⃣ اذان و اعلام عمومی عبادت:
▪️در سنت سریانی، دعایی صدادار برای شروع مراسم مذهبی وجود دارد.
5️⃣ احترام به مکانهای مقدس:
▪️ورود با کفش ممنوع و شستوشو قبل از ورود، مشابه وضو در اسلام.
6️⃣ ذبح و پرهیز از خون:
▪️قواعد مشابهی برای ذبح حیوانات و پرهیز از خون وجود دارد.
7️⃣ ذکرهای مکرر و آهنگین:
▪️دعای سریانیها پر از ذکرهای مکرر و آهنگین است، مشابه تسبیح در اسلام.
🔑 احکام امضائی در اسلام:
▪️برخی احکام شرعی مانند نماز، روزه، طهارت و ذبح، پیش از اسلام نیز در میان ادیان ابراهیمی و قبایل عرب رایج بودهاند. اسلام این احکام را تأیید و گاه اصلاح کرده است.
❗️ این واقعیت نشان میدهد که اسلام، ادامهدهنده سنتهای الهی پیشین، بهویژه یهودیت و مسیحیت سریانی است.
.
🌀 فرضیهای جالب:
✅ ممکن است پیامبر اسلام(ص)، در منطقهای نزدیک به مناطق تحت نفوذ مسیحیت سریانی مانند شمال حجاز، پترا یا بصری شام زندگی کرده باشد یا تجربیات فرهنگی و دینی خود را در چنین فضایی کسب کرده باشد.
➕سفرهای تجاری پیامبر به شمال حجاز و شام نیز این احتمال را تقویت میکند. این زمینه فرهنگی-جغرافیایی، نمیتواند محدود به جنوب حجاز باشد.
❓ سؤالات کلیدی برای پژوهشهای آینده:
1️⃣ چند درصد از احکام اسلامی، قابل ردیابی در متون مسیحیت سریانی شمال حجاز هستند؟
2️⃣ چگونه میتوان تأثیرات فرهنگی و دینی اقوام شمال حجاز بر اسلام را مستند کرد؟
3️⃣ آیا بررسی این پیوندها، میتواند به بازتعریف تاریخی و جغرافیایی اسلام منجر شود؟
@dinaznegahidigar
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #کاظم_استادی
🍂 مطالعه ریشهها و پیوندهای فرهنگی و دینی، دریچهای برای فهم عمیقتر اسلام است. اسلام، بهعنوان یکی از بزرگترین ادیان ابراهیمی، در بستر فرهنگی و دینی پیچیدهای از اقوام و عقاید مختلف شکل گرفته است.
🍂 بررسی شباهتهای آیینی و فقهی اسلام با ادیان منطقه، بهویژه مسیحیت سریانی، میتواند به درک بهتر آموزهها و احکام اسلامی کمک کند و فرضیات جدیدی در حوزه مطالعات تاریخی و دینی مطرح نماید.
🏛 نقش شام و شمال حجاز:
🔸 این مناطق کانونهای تبادل فرهنگی و دینی بودهاند.
🔸 اقلیتهای مسیحی سریانی در مناطق اطراف پترا و بصری شام حضور پررنگی داشتهاند.
🔸 زبان سریانی، شاخهای از آرامی و نزدیک به عربی، زبان حضرت عیسی بوده است.
🔻شباهتهای آیینی و فقهی میان اسلام و مسیحیت سریانی:
1️⃣ واژگان مذهبی:
▪️ «ܐܠܗܐ» (Alaha) = الله.
▪️ ساختار دعایی سریانی، شباهت زیادی با فضای دعاهای اسلامی دارد.
2️⃣ جهت قبله و عبادات:
▪️ سریانیها در عبادات خود رو به شرق میایستند، مشابه قبله مسلمانان.
▪️ اعمالی چون خم شدن، زانو زدن و سجدهگونه نشستن در هر دو مشترک است.
3️⃣ روزه و امساک:
▪️روزهداری سریانیها شامل دورههای سخت، مشابه روزه اسلامی است.
4️⃣ اذان و اعلام عمومی عبادت:
▪️در سنت سریانی، دعایی صدادار برای شروع مراسم مذهبی وجود دارد.
5️⃣ احترام به مکانهای مقدس:
▪️ورود با کفش ممنوع و شستوشو قبل از ورود، مشابه وضو در اسلام.
6️⃣ ذبح و پرهیز از خون:
▪️قواعد مشابهی برای ذبح حیوانات و پرهیز از خون وجود دارد.
7️⃣ ذکرهای مکرر و آهنگین:
▪️دعای سریانیها پر از ذکرهای مکرر و آهنگین است، مشابه تسبیح در اسلام.
🔑 احکام امضائی در اسلام:
▪️برخی احکام شرعی مانند نماز، روزه، طهارت و ذبح، پیش از اسلام نیز در میان ادیان ابراهیمی و قبایل عرب رایج بودهاند. اسلام این احکام را تأیید و گاه اصلاح کرده است.
❗️ این واقعیت نشان میدهد که اسلام، ادامهدهنده سنتهای الهی پیشین، بهویژه یهودیت و مسیحیت سریانی است.
.
🌀 فرضیهای جالب:
✅ ممکن است پیامبر اسلام(ص)، در منطقهای نزدیک به مناطق تحت نفوذ مسیحیت سریانی مانند شمال حجاز، پترا یا بصری شام زندگی کرده باشد یا تجربیات فرهنگی و دینی خود را در چنین فضایی کسب کرده باشد.
➕سفرهای تجاری پیامبر به شمال حجاز و شام نیز این احتمال را تقویت میکند. این زمینه فرهنگی-جغرافیایی، نمیتواند محدود به جنوب حجاز باشد.
❓ سؤالات کلیدی برای پژوهشهای آینده:
1️⃣ چند درصد از احکام اسلامی، قابل ردیابی در متون مسیحیت سریانی شمال حجاز هستند؟
2️⃣ چگونه میتوان تأثیرات فرهنگی و دینی اقوام شمال حجاز بر اسلام را مستند کرد؟
3️⃣ آیا بررسی این پیوندها، میتواند به بازتعریف تاریخی و جغرافیایی اسلام منجر شود؟
@dinaznegahidigar
⚔️ پترا یا مدینه؟ معمای فرماندهی نبرد موته
🛐 محدوده مقدس و پترا
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتومِ پترا
📕خطبۀ علی و پترا
📕تحلیل جغرافیایی مسیر پیامبر به بُصری شام
📕وادی «غیر ذیزرع» و پترا
📕مرکز زمین و محل واقعی کعبه
📕ایران باستان و پترا
📕مسجد و پترا
📕معراج و پترا
📕پترا و امام حسین
📕نظریهٔ دو کعبهای
📕ابراهیم و افسانۀ «سفر به حجاز»
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
📕قرآن و افشای «امالقرای جعلی»
📺 از شهر پترا به کربلا و راز واقعۀ عاشورا
📺 پترا قبلۀ اصلی مسلمانان
📺 مسجدالاقصی اصلی کجاست؟
📺 سنگنبشتههای مسجدالاقصی چه میگویند؟
📺 معجزۀ «نصفکردنِ ماه و سفر با الاغ به آسمانها»
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 چرا کعبه مکعب است؟
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 مکۀ واقعی؟ چرا روایتهای اسلامی دروغ میگویند؟
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📻 با کاروانِ حجاز (۱) (۲) (۳) (۴) (۵) (۶) (۷) (۸) (۹) (۱۰) (۱۱)
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
.
#بازنگری#نقد_اسلام #مکه #کعبه #پترا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دربارۀ اخلاق در ذهن و ضمیر ایرانی
— گسستها و بحرانها در تاریخ ذهن و ضمیر ایرانی
🎙#سپاس_ریوندی
آیا ایرانی پیش از اسلام که در یک ابرقدرت جهانی زندگی میکند با ایرانی پس از اسلام که تحت استیلا و هجوم اقوام دیگر است به یک سان فکر میکند؟ نظام اخلاقی ایرانی به دین بومی او، دین زردشت، مربوط بودهاست. با نابودی این دین، چه اتفاقی برای این نظام اخلاقی ممکن است افتادهباشد؟
🔻سرتیتر مباحث
🔻یک مقایسۀ اسطورهای جالب
🌾 @Naqdagin
— گسستها و بحرانها در تاریخ ذهن و ضمیر ایرانی
🎙#سپاس_ریوندی
آیا ایرانی پیش از اسلام که در یک ابرقدرت جهانی زندگی میکند با ایرانی پس از اسلام که تحت استیلا و هجوم اقوام دیگر است به یک سان فکر میکند؟ نظام اخلاقی ایرانی به دین بومی او، دین زردشت، مربوط بودهاست. با نابودی این دین، چه اتفاقی برای این نظام اخلاقی ممکن است افتادهباشد؟
🔻سرتیتر مباحث
🌐 مسئلهساز بودن واژه "ایرانی" و تاریخ طولانی و پیچیده آن
🔄 گسستها و عدم یکدستی مفاهیم در تاریخ بلندمدت
↔️ ایران باستان و ایران پس از اسلام به عنوان دو دوره متمایز
✨ تحولات درونی ایران باستان: ادیان و درکهای متفاوت اخلاقی (زرتشت، مانی، مزدک)
🚨 ایران در چهارچوب خلافت اسلامی: کانون بحران و جنبشهای دینی ایرانی
🧩 پیچیدگی فرایند پذیرش اسلام و ظهور مدعیان گوناگون
⚔️ تغییر مذهب رسمی (صفویه) و تعارضات تاریخی
📉 گذار از جایگاه "سیادت" (ابرقدرتی) به "قیادت" (انقیاد) و بحران روانشناختی/الهیاتی
🎭 تفاوت اخلاق در دوران سیادت و قیادت و تاثیر شرایط بر آن
🏗 "اعاده" (بازسازی/نیکوسازی) به عنوان مفهوم محوری اخلاق زرتشتی و بازتاب آن در ادبیات (شاهنامه)
🔻یک مقایسۀ اسطورهای جالب
⚔️ راگناروک در برابر فرشگرد: نبرد بیاخلاق وایکینگی یا نیکوسازی اخلاقی ایرانی؟
📜 در میان اقوام شمال اروپا، که به وایکینگها مشهورند، داستانی درباره پایان جهان وجود دارد که به آن راگناروک گفته میشود؛ به معنای "روزی که فرجام کار خدایان معلوم میشود". این داستان تصویری از یک آخرالزمان هولناک و مخرب ارائه میدهد. در این تصویر، یک گرگ با ابعاد بسیار بزرگ ظهور میکند و میتواند جهان را ببلعد 🌍🍽. خدایان به جنگ با این گرگ و نیروهای دیگر میروند و سربازانی را جمعآوری کردهاند، اما نتیجه این نبرد چیزی جز نابودی نیست؛ نه تنها سربازان، بلکه خود خدایان نیز از بین میروند. نیروهای وحشتناک دیگری نیز در این رویداد دخیل هستند که تمام جهان را در سیاهی مطلق فرو میبرند. نکته مهم اینجاست که در این تصویر آخرالزمانی، نیروهای اخلاقی نقشی در تعیین فرجام ندارند ❌⚖️. وقتی فردی میمیرد، به "هل" (قلمرو مردگان) یا "والهالا" (تالار کشتگان) میرود. رفتن به والهالا صرفاً برای تأمین سرباز برای نبرد آخرالزمانی است که خدایان میدانند در آن شکست خواهند خورد 💔، و این جمعآوری سرباز بر اساس معیارهای شجاعت است، نه دلایل اخلاقی؛ از مردگان برای علل اخلاقی چیزی خواسته نمیشود. این دیدگاه، تقابلی میان آشوب و نظم را به تصویر میکشد که در آن بُعد اخلاقی انسان محوری نیست.
✨ در مقابل این دیدگاه، در فرجامشناسی زرتشتی مفهوم فرشگرد مطرح میشود. فرشگرد به معنی "نیکوسازی" است؛ یعنی بازگرداندن جهان به آن کمال اولیهای که اهورامزدا آفریده بود، پیش از اینکه اهریمن به آن حمله کند و جهان با شر آمیخته شود (مانند پیری، بیماری، مرگ، آتش با دود). جهانی که ما اکنون در آن زندگی میکنیم، جهانی آمیخته با شر است که اهریمن به آن حمله کرده است. ماجرای فرجام جهان در زرتشتیت این است که در آن روز پایانی، این جنگ به نحوی به پایان برسد که جهان به آن کمال اولیه خود بازگردد.
🤝 تفاوت بنیادین میان این دو دیدگاه در نقش انسان است. در فرجامشناسی زرتشتی، انسان صرفاً تماشاگر یا سربازی برای نبرد از پیش باخته خدایان نیست. انسانها در یک داستان پویا نقش دارند که تهش باز است 🗝. شما سرباز نبرد نیکی و بدی هستید. اما پیروزی در این جنگ نهایی، یعنی تحقق فرشگرد و بازگرداندن جهان به کمال، به عمل اخلاقی انسانها بستگی دارد ✅. شما با زندگی اخلاقی، با آباد کردن جهان 🏡🌳، با شاد بودن 😊، و اعمال نیک دیگر، به امکان پیروزی در آن جنگ نهایی و تحقق فرشگرد کمک میکنید. شما وسط یک داستان قرار گرفتهاید و باید نقش خودتان را در این داستان بازی کنید تا آن وعده نهایی (پیروزی روشنی بر تاریکی) محقق شود.
🏗 بنابراین، لغت کلیدی در اخلاقیات زرتشتی در این زمینه، مفهوم "اعاده" است. اعاده به معنی بازسازی و نیکوسازی چیزی است که به هر علت تخریب یا ویران شده و کوشش برای برگرداندن آن به نظم و سلامت قبلی است. این ایده که ما باید آنچه را از دست رفته است (چه در سطح کیهانی، چه جامعه و چه زندگی فردی) نیکوسازی و بازسازی کنیم، در مقابل دیدگاه وایکینگی قرار میگیرد که در آن فرجام بیشتر یک تخریب محتوم و بدون نقش تعیینکننده برای اخلاق انسان است. این مفهوم "اعاده" در ادبیات ایران، مانند شاهنامه نیز بازتاب یافته است، جایی که محور داستانهایی مانند داستان سیاوش، بازگرداندن نظم، انتقام و برپایی دوباره عدالت و حق است. حتی کار خود فردوسی در سرودن شاهنامه نیز به نوعی تلاشی برای اعاده آن چیزی دیده شده که ایرانیان پس از مرگ یزدگرد از دست داده بودند.
.➖➖➖
#اسطورهشناسی #نقد_فرهنگ #ایران
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 دربارۀ اخلاق در ذهن و ضمیر ایرانی
— گسستها و بحرانها در تاریخ ذهن و ضمیر ایرانی
@Azarborzinmehr
🎙#سپاس_ریوندی
آیا ایرانی پیش از اسلام که در یک ابرقدرت جهانی زندگی میکند با ایرانی پسا اسلام که تحت استیلا و هجوم اقوام دیگر است به یک سان فکر میکند؟ نظام اخلاقی ایرانی به دین بومی او، دین زردشت، مربوط بودهاست. با نابودی این دین، چه اتفاقی برای این نظام اخلاقی ممکن است افتادهباشد؟
🔻سرتیتر مباحث
🔻یک مقایسۀ اسطورهای جالب
🌾 @Naqdagin
— گسستها و بحرانها در تاریخ ذهن و ضمیر ایرانی
@Azarborzinmehr
🎙#سپاس_ریوندی
آیا ایرانی پیش از اسلام که در یک ابرقدرت جهانی زندگی میکند با ایرانی پسا اسلام که تحت استیلا و هجوم اقوام دیگر است به یک سان فکر میکند؟ نظام اخلاقی ایرانی به دین بومی او، دین زردشت، مربوط بودهاست. با نابودی این دین، چه اتفاقی برای این نظام اخلاقی ممکن است افتادهباشد؟
🔻سرتیتر مباحث
🌐 مسئلهساز بودن واژه "ایرانی" و تاریخ طولانی و پیچیده آن
🔄 گسستها و عدم یکدستی مفاهیم در تاریخ بلندمدت
↔️ ایران باستان و ایران پس از اسلام به عنوان دو دوره متمایز
✨ تحولات درونی ایران باستان: ادیان و درکهای متفاوت اخلاقی (زرتشت، مانی، مزدک)
🚨 ایران در چهارچوب خلافت اسلامی: کانون بحران و جنبشهای دینی ایرانی
🧩 پیچیدگی فرایند پذیرش اسلام و ظهور مدعیان گوناگون
⚔️ تغییر مذهب رسمی (صفویه) و تعارضات تاریخی
📉 گذار از جایگاه "سیادت" (ابرقدرتی) به "قیادت" (انقیاد) و بحران روانشناختی/الهیاتی
🎭 تفاوت اخلاق در دوران سیادت و قیادت و تاثیر شرایط بر آن
🏗 "اعاده" (بازسازی/نیکوسازی) به عنوان مفهوم محوری اخلاق زرتشتی و بازتاب آن در ادبیات (شاهنامه)
🔻یک مقایسۀ اسطورهای جالب
⚔️ راگناروک در برابر فرشگرد: نبرد بیاخلاق وایکینگی یا نیکوسازی اخلاقی ایرانی؟
📜 در میان اقوام شمال اروپا، که به وایکینگها مشهورند، داستانی درباره پایان جهان وجود دارد که به آن راگناروک گفته میشود؛ بمعنای "روزی که فرجام کار خدایان معلوم میشود". این داستان تصویری از یک آخرالزمان هولناک و مخرب ارائه میدهد. در این تصویر، یک گرگ با ابعاد بسیار بزرگ ظهور میکند و میتواند جهان را ببلعد. خدایان به جنگ با این گرگ و نیروهای دیگر میروند و سربازانی را جمعآوری کردهاند، اما نتیجه این نبرد چیزی جز نابودی نیست؛ نه تنها سربازان، بلکه خود خدایان نیز از بین میروند. نیروهای وحشتناک دیگری نیز در این رویداد دخیل هستند که تمام جهان را در سیاهی مطلق فرو میبرند. نکته مهم اینجاست که در این تصویر آخرالزمانی، نیروهای اخلاقی نقشی در تعیین فرجام ندارند ❌⚖️. وقتی فردی میمیرد، به "هل" (قلمرو مردگان) یا "والهالا" (تالار کشتگان) میرود. رفتن به والهالا صرفاً برای تأمین سرباز برای نبرد آخرالزمانیست که خدایان میدانند در آن شکست خواهند خورد، و این جمعآوری سرباز بر اساس معیارهای شجاعت است، نه دلایل اخلاقی؛ از مردگان برای علل اخلاقی چیزی خواسته نمیشود. این دیدگاه، تقابلی میان آشوب و نظم را به تصویر میکشد که در آن بُعد اخلاقی انسان محوری نیست.
✨ در مقابل این دیدگاه، در فرجامشناسی زرتشتی مفهوم فرشگرد مطرح میشود. فرشگرد به معنی "نیکوسازی" است؛ یعنی بازگرداندن جهان به آن کمال اولیهای که اهورامزدا آفریده بود، پیش از اینکه اهریمن به آن حمله کند و جهان با شر آمیخته شود (مانند پیری، بیماری، مرگ، آتش با دود). جهانی که ما اکنون در آن زندگی میکنیم، جهانی آمیخته با شر است که اهریمن به آن حمله کرده است. ماجرای فرجام جهان در زرتشتیت این است که در آن روز پایانی، این جنگ بنحوی به پایان برسد که جهان به آن کمال اولیه خود بازگردد.
🤝 تفاوت بنیادین میان این دو دیدگاه در نقش انسان است. در فرجامشناسی زرتشتی، انسان صرفاً تماشاگر یا سربازی برای نبرد از پیش باخته خدایان نیست. انسانها در یک داستان پویا نقش دارند که تهش باز است 🗝. شما سرباز نبرد نیکی و بدی هستید. اما پیروزی در این جنگ نهایی، یعنی تحقق فرشگرد و بازگرداندن جهان به کمال، به عمل اخلاقی انسانها بستگی دارد. شما با زندگی اخلاقی، با آباد کردن جهان 🏡🌳، با شاد بودن 😊، و اعمال نیک دیگر، به امکان پیروزی در آن جنگ نهایی و تحقق فرشگرد کمک میکنید. شما وسط یک داستان قرار گرفتهاید و باید نقش خودتان را در این داستان بازی کنید تا آن وعده نهایی (پیروزی روشنی بر تاریکی) محقق شود.
🏗 بنابراین، لغت کلیدی در اخلاقیات زرتشتی در این زمینه، مفهوم "اعاده" است. اعاده به معنی بازسازی و نیکوسازی چیزی است که به هر علت تخریب یا ویران شده و کوشش برای برگرداندن آن به نظم و سلامت قبلی است. این ایده که ما باید آنچه را از دست رفته است (چه در سطح کیهانی، چه جامعه و چه زندگی فردی) نیکوسازی و بازسازی کنیم، در مقابل دیدگاه وایکینگی قرار میگیرد که در آن فرجام بیشتر یک تخریب محتوم و بدون نقش تعیینکننده برای اخلاق انسان است. این مفهوم "اعاده" در ادبیات ایران، مانند شاهنامه نیز بازتاب یافته است، جایی که محور داستانهایی مانند داستان سیاوش، بازگرداندن نظم، انتقام و برپایی دوباره عدالت و حق است. حتی کار خود فردوسی در سرودن شاهنامه نیز به نوعی تلاشی برای اعاده آن چیزی دیده شده که ایرانیان پس از مرگ یزدگرد از دست داده بودند.
.➖➖➖
#اسطورهشناسی #نقد_فرهنگ #ایران
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 معرفی ۱۱ کتاب (+) 🎙#مسعود_فراستی . #معرفی_کتاب #نمایشگاه_کتاب #نقد_کتاب ➖➖➖ 🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ستیز با جهان مدرن
✍🏻 دکتر #احمد_باستانی
🍂 بالاخره کتاب مهم "ستیز با جهان مدرن" نوشته مارک سجویک به فارسی ترجمه و منتشر شد. من متن انگلیسی کتاب را سالها قبل خوانده بودم و سجویک را هم کمابیش میشناسم و در چند پروژه و کنفرانس علمی با او همکاری داشتهام. سجویک در اصل مورخ دین است و در دانشگاه اکسفورد تاریخ خوانده است. عربی را بسیار خوب میداند و برای مدتهای مدید استاد دانشگاه آمریکایی قاهره بوده و با فرهنگ دینی و صوفیانه شمال آفریقا آشنایی کامل دارد. زندگینامه شیخ محمد عبده به قلم او به نظرم از بهترین نوشتهها درباره عبده محسوب میشود.
📜 تاریخنگاری دقیق و روایت شیرین
🍂 به دلیل وسواسهایی که در تاریخنگاری دارد، کار او درباره سنتگرایی هم اثری فوقالعاده جالب و خواندنی از آب درآمده چون بر حجم عظیمی از مطالعه، مصاحبه و سندپژوهی استوار شده است و درعینحال فوقالعاده بیطرفانه و آکادمیک نوشته شده است. لحن کتاب هم روایی و شیرین است و مانند یک رمان نگاشته شده است.
📖 سنتگرایی در سیاست و جامعه
🍂 چندسال قبل عبدالله شهبازی، شبهمورخ نظریهپرداز توطئه، با کپی کردن جزییاتی از کتاب سجویک که نتیجه سالها زحمت و تلاش این مورخ ارجمند بود، کوشید تا کتابی، به خیال خود، بر علیه سنتگرایی بسازد که البته همانند باقی رطب و یابسهایی که او بهم بافته است، مانند کف روی آب از یادها رفت و نشانی از آن نماند.
🍂 کتاب سجویک چنانکه از عنوان فرعی پرمعنای آن برمیآید، نوعی تاریخ فکری پنهان سده بیستم است. هدف آن پی گرفتن تاریخ سنتگرایی در فراز و نشیبهای آن در سده بیستم است. تاریخچه جریانی نانوشته و حاشیهای در رد مدرنیته که با رنه گنون شروع میشود و با کوماراسوامی، فریتیوف شوان، تیتوس بورکهارت، مارتین لینگز، سید حسین نصر و دیگران تداوم مییابد. جریان سنتگرایی با کار سجویک به یک حوزه مطالعاتی تبدیل شد و خود سجویک در بیست سال اخیر با جدیت تحولات جهانی آن را دنبال میکند و در وبلاگی که دو دهه است در اختیار دارد، ثبت کرده و میکند.
📚 تحولات سیاسی و افشاگریها
🍂 از بخشهای جالب کتاب، نسبت سنتگرایی و سیاست است که سجویک بیتردید مهمترین کسی است که به آن توجه نشان داد و حتی مفهوم سنتگرایی سیاسی را برای نوصیف کار امثال یولیوس اوولا و الکساندر دوگین برای نخستین بار به کار برد. سجویک خودش هم مهمترین کتاب درباره نظریهپردازان راست افراطی را ویرایش کرده است که مهمترین مرجع برای شناسایی ریشههای فکری جریانهای راست جدید، آلت رایت و فاررایت محسوب میشود.
🍂 به علاوه نشان دادن تاثیر سنتگرایی بر جریانهای سیاسی ارتجاعی و فاشیستی هم از مباحث جالب کتاب است. بحث جالب دیگر افشاگریهایی است که سجویک با نکیه بر اسنادی اختصاصی درباره فعالیتهای فریتیوف شوان به ویژه در سالهای آخر زندگیاش در آمریکا و تشکیل یک کالت معنوی انجام داده است که به رسواییهای جنسی و اعمال غیراخلاقی متعددی منجر شده و حتی کار به شکایت حقوقی هم رسیده است (قسمتهای مورد علاقه استاد شهبازی هم بیشتر همین بخشها بوده است).
💡ابهامات و نقدها
🍂 کتاب سجویک به گمان من ابهاماتی هم دارد. نخست اینکه مفهوم سنتگرایی در کتاب همواره معنای دقیقی ندارد. نویسنده کوشیده تا با تفکیک سنتگرایی نرم و سخت مساله را حل کند که به نظرم چندان موفق نبوده است. سنتگرایی مفهومی بسیار گسترده است و اگر به سنتگرایی گنونی هم محدودش کنیم، بخشهای زیادی از کتاب سجویک چندان مرتبط نخواهد بود. مثلا به سختی میتوان میرچا الیاده را سنتگرا به مفهوم گنونی خواند. و یا دوگین هرچند تاثیری از سنتگرایی پذیرفته ولی تاثیرپذیریاش از متفکران غیرسنتگرایی چون هایدگر و اشمیت و کربن و جغرافیدانان سیاسی و دیگران بسی بیشتر بوده است (آندریاس اوملاند و آنتون شخوفتسوف در مقالهای مفصل با تکیه بر منابع روسی دست اول نشان دادهاند چرا دوگین سنتگرا نیست). یا مثلا فعالیتهای انجمن شاهنشاهی فلسفه لزوما در جهت سنتگرایی گنونی نبوده است و تاریخچه سنتگرایی در ایران لزوما با تاریخچه فعالیتهای این انجمن گره نخورده است.
📗ترجمهای خواندنی و پیشنهاد آینده
🍂 به هر روی کتاب سجویک فوقالعاده خواندنی و ارزشمند است و با ترجمه بسیار خوب و چاپی پاکیزه توسط نشر نو منتشر شده است. سجویک به تازگی کتاب دیگری هم در همین موضوع نوشته است تحت عنوان "سنتگرایی: پروژهای رادیکال برای احیای نظم مقدس" که اطلاعات آن به روزتر است، جنبه تاریخنگاریاش کمتر است و به شخصیتهای رسانهای چون جردن پیترسون هم پرداخته است. به گمانم ترجمه و نشر آن کتاب نیز میتواند برای مخاطبان فارسی زبان جالب و جذاب باشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrBostani
✍🏻 دکتر #احمد_باستانی
🍂 بالاخره کتاب مهم "ستیز با جهان مدرن" نوشته مارک سجویک به فارسی ترجمه و منتشر شد. من متن انگلیسی کتاب را سالها قبل خوانده بودم و سجویک را هم کمابیش میشناسم و در چند پروژه و کنفرانس علمی با او همکاری داشتهام. سجویک در اصل مورخ دین است و در دانشگاه اکسفورد تاریخ خوانده است. عربی را بسیار خوب میداند و برای مدتهای مدید استاد دانشگاه آمریکایی قاهره بوده و با فرهنگ دینی و صوفیانه شمال آفریقا آشنایی کامل دارد. زندگینامه شیخ محمد عبده به قلم او به نظرم از بهترین نوشتهها درباره عبده محسوب میشود.
📜 تاریخنگاری دقیق و روایت شیرین
🍂 به دلیل وسواسهایی که در تاریخنگاری دارد، کار او درباره سنتگرایی هم اثری فوقالعاده جالب و خواندنی از آب درآمده چون بر حجم عظیمی از مطالعه، مصاحبه و سندپژوهی استوار شده است و درعینحال فوقالعاده بیطرفانه و آکادمیک نوشته شده است. لحن کتاب هم روایی و شیرین است و مانند یک رمان نگاشته شده است.
📖 سنتگرایی در سیاست و جامعه
🍂 چندسال قبل عبدالله شهبازی، شبهمورخ نظریهپرداز توطئه، با کپی کردن جزییاتی از کتاب سجویک که نتیجه سالها زحمت و تلاش این مورخ ارجمند بود، کوشید تا کتابی، به خیال خود، بر علیه سنتگرایی بسازد که البته همانند باقی رطب و یابسهایی که او بهم بافته است، مانند کف روی آب از یادها رفت و نشانی از آن نماند.
🍂 کتاب سجویک چنانکه از عنوان فرعی پرمعنای آن برمیآید، نوعی تاریخ فکری پنهان سده بیستم است. هدف آن پی گرفتن تاریخ سنتگرایی در فراز و نشیبهای آن در سده بیستم است. تاریخچه جریانی نانوشته و حاشیهای در رد مدرنیته که با رنه گنون شروع میشود و با کوماراسوامی، فریتیوف شوان، تیتوس بورکهارت، مارتین لینگز، سید حسین نصر و دیگران تداوم مییابد. جریان سنتگرایی با کار سجویک به یک حوزه مطالعاتی تبدیل شد و خود سجویک در بیست سال اخیر با جدیت تحولات جهانی آن را دنبال میکند و در وبلاگی که دو دهه است در اختیار دارد، ثبت کرده و میکند.
📚 تحولات سیاسی و افشاگریها
🍂 از بخشهای جالب کتاب، نسبت سنتگرایی و سیاست است که سجویک بیتردید مهمترین کسی است که به آن توجه نشان داد و حتی مفهوم سنتگرایی سیاسی را برای نوصیف کار امثال یولیوس اوولا و الکساندر دوگین برای نخستین بار به کار برد. سجویک خودش هم مهمترین کتاب درباره نظریهپردازان راست افراطی را ویرایش کرده است که مهمترین مرجع برای شناسایی ریشههای فکری جریانهای راست جدید، آلت رایت و فاررایت محسوب میشود.
🍂 به علاوه نشان دادن تاثیر سنتگرایی بر جریانهای سیاسی ارتجاعی و فاشیستی هم از مباحث جالب کتاب است. بحث جالب دیگر افشاگریهایی است که سجویک با نکیه بر اسنادی اختصاصی درباره فعالیتهای فریتیوف شوان به ویژه در سالهای آخر زندگیاش در آمریکا و تشکیل یک کالت معنوی انجام داده است که به رسواییهای جنسی و اعمال غیراخلاقی متعددی منجر شده و حتی کار به شکایت حقوقی هم رسیده است (قسمتهای مورد علاقه استاد شهبازی هم بیشتر همین بخشها بوده است).
💡ابهامات و نقدها
🍂 کتاب سجویک به گمان من ابهاماتی هم دارد. نخست اینکه مفهوم سنتگرایی در کتاب همواره معنای دقیقی ندارد. نویسنده کوشیده تا با تفکیک سنتگرایی نرم و سخت مساله را حل کند که به نظرم چندان موفق نبوده است. سنتگرایی مفهومی بسیار گسترده است و اگر به سنتگرایی گنونی هم محدودش کنیم، بخشهای زیادی از کتاب سجویک چندان مرتبط نخواهد بود. مثلا به سختی میتوان میرچا الیاده را سنتگرا به مفهوم گنونی خواند. و یا دوگین هرچند تاثیری از سنتگرایی پذیرفته ولی تاثیرپذیریاش از متفکران غیرسنتگرایی چون هایدگر و اشمیت و کربن و جغرافیدانان سیاسی و دیگران بسی بیشتر بوده است (آندریاس اوملاند و آنتون شخوفتسوف در مقالهای مفصل با تکیه بر منابع روسی دست اول نشان دادهاند چرا دوگین سنتگرا نیست). یا مثلا فعالیتهای انجمن شاهنشاهی فلسفه لزوما در جهت سنتگرایی گنونی نبوده است و تاریخچه سنتگرایی در ایران لزوما با تاریخچه فعالیتهای این انجمن گره نخورده است.
📗ترجمهای خواندنی و پیشنهاد آینده
🍂 به هر روی کتاب سجویک فوقالعاده خواندنی و ارزشمند است و با ترجمه بسیار خوب و چاپی پاکیزه توسط نشر نو منتشر شده است. سجویک به تازگی کتاب دیگری هم در همین موضوع نوشته است تحت عنوان "سنتگرایی: پروژهای رادیکال برای احیای نظم مقدس" که اطلاعات آن به روزتر است، جنبه تاریخنگاریاش کمتر است و به شخصیتهای رسانهای چون جردن پیترسون هم پرداخته است. به گمانم ترجمه و نشر آن کتاب نیز میتواند برای مخاطبان فارسی زبان جالب و جذاب باشد.
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📕روشنفکران قفسساز
.
#معرفی_کتاب #نقد_کتاب #سنتگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrBostani
Telegram
نقدآگین
🎧خدای سید حسینِ نصر در ترازو (+)
🎙#وریا_امیری
🌾 @Naqdagin
🎙#وریا_امیری
🔸در برنامه دو آتئیست به دو موضوع پرداخته شد. بخش اول بحثی در مورد دیدگاههای #غلامحسین_ابراهیمی_دینانی پیرامون مد، زیباییشناسی و پیروی از هنجارها بود. در این بخش، با استفاده از مثال شلوار جین پاره و اشاره به حکایتی از سعدی، به نقد دیدگاههای سنتی و مداخلهجویانه در مسائل شخصی افراد میپردازند.
🔸در بخش دوم به بررسی افکار پرفسور سید حسین نصر پرداخته شد. ایشان به عنوان فیلسوفی جدیتر نسبت به برخی دیگر توصیف شدند و دارای سابقه تحصیلی قوی در دانشگاههای معتبر خارجی (از جمله هاروارد و احتمالا امآیتی) میباشند. پرفسور نصر پیش از انقلاب نقش مهمی در بنیانگذاری موسسات فلسفی در ایران، نظیر انجمن شاهنشاهی فلسفه/مؤسسه پژوهشی حکمت فلسفه ایران، ایفا کردند. تمرکز اصلی ایشان بر فلسفه اسلامی بودهاست.
🔸بخش مهمی از گفتگو به برهان ایشان برای اثبات خدا اختصاص داشت که با برهان واجبالوجوب و برهان صدیقین در ارتباط است. پرفسور نصر با تمرکز بر "ماهیت" (whatness) اشیاء و مفهوم "وجود ناب"، استدلال میکنند که وجود موجودات ممکنالوجود مستلزم وجود یک واجبالوجود یا وجود خالص است که خود منشأ و اصل وجود است. ایشان برای توضیح این مفهوم از مثال "نور" استفاده کرده و با اقتباس از دکارت ("میاندیشم، پس هستم")، مطرح میکنند که "میاندیشم، پس خدا هست"، به این معنا که هستی موجودات متفکر خود اثباتی برای وجود ناب الهی است که امکان هستی ما را فراهم میکند.
🔸در این گفتگو به نقدهای وارد بر این نوع استدلالها از منظر منطق جدید پرداخته شد که وجود را نه یک خاصیت یا صفت، بلکه یک اپریتور (operator) در نظر میگیرد. این دیدگاه، روشی که وجود را شیء یا چیزی اضافی به ماهیت میبیند (مانند فلسفه ابن سینا و ملا صدرا) را مبتنی بر منطق ورشکستهای دانسته و آن را به "عالم هپروت" تشبیه میکند.
📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📕سخنی با متکلمِ فیلسوفنما
📕 دُم خروسِ بچهشیعهای در نقابِ فیلسوف!
📕 کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران#فلسفه #الهیات #دین #اسلام #آتئیسم #ندانم_گرایی #سید_حسین_نصر #فلسفه_اسلامی #اثبات_خدا #برهان_واجب_الوجود #برهان_صدیقین #وجود #ماهیت #منطق #منطق_جدید #فلسفه_تحلیلی #اخلاق #زیباییشناسی #نقد_فلسفه #گفتگو #مناظره
🌾 @Naqdagin