📘میانمایگی؛ دام روشنفکری
✍🏻 #ناهید_زمانیان
ریشۀ زبانی میانمایه
واژۀ میانمایه به صورت کلی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، یک واسطه یا میانجی میان دو طرفِ دخیل در یک مسئله قرار میگیرد، به این منظور که روابط بین طرفین را تسهیل کند. طبق این تعریف، تمامی رشتههای علوم انسانی، اعم از هنر و ادبیات و جامعهشناسی و... حتی روشنگران و روشنفکران نیز میانمایه محسوب میشوند!! میبینید یک واژه چطور میتواند حیات یک جامعه را به خطر بیندازد و یا نجاتش دهد؟!
🍂 در مقابلِ میانمایه، گرانمایه را داریم که بهمعنای ارزش یا چیزی ارزشمند است که بهعنوان پایه و محور مسئله در نظر گرفته میشود. با این توصیف، گرانمایه به طرفین دخیل در مسئله اعتنا نمیکند؛ زیرا با خودِ مسئله کار دارد (آیا فلسفه اینگونه نیست؟!).
اسطوره
در تمام اسطورهها و تراژدیهای یونان، تقابل میان میانمایگی و گرانمایگی بهصورت جدی مطرح میشود. با یک مثال واحد از دو اسطورۀ یونانی و ایرانی، به تکیهگاهها این واژه میپردازم:
🍂 در یونان الههای داریم بهنام آفرودیت. این الهه از پرتاب آلت تناسلی پدرش (اورانوس) در دریا بهوجود آمده و زیباییِ بیحدش باعث میشود که به محض ورود به کوه المپ، زئوس به فکر شوهری برای او بیفتد؛ زیرا میترسد خدایان برای دسترسی به آفرودیت به جان هم بیفتند.
🍂 او هفایستوس، یکی از نخبهترین و در عین حال زشتروترین خدایانی که پایش لنگ میزند را بهعنوان شوهر آفرودیت انتخاب میکند، اما طبیعتا آفرودیت به همسرش خیانت کرده و با یکی از خدایان همبستر میشود.
🍂 هفایتسوس که مخترع بزرگی بوده و حتی برای خودش ربات خدمتکار میساخته، دست به کار ساختن یک تور نامرئی میشود و زمانی که آفرودیت با معشوق خود در بستر است، آنها را در این تور گرفتار میکند.
🍂 پس از آن، خدایان المپ را فرامیخواند تا شاهد خیانت آفرودیت شوند، اما زمانی که خدایان این صحنه را میبینند، داستان برعکس میشود.
🍂 صحنهای که هفایستوس ایجاد کرده انقدر مبتذل و زشت است که همه را به خنده میاندازد و در نهایت، همگی رای بر «میانمایه» بودن هفتاستوس میدهند.
🍂 آخر چه کسی خیانت زنش را تبدیل به صحنۀ تئاتر میکند؟! این اشتباه هفایستوس باعث میشود خیانت آفرودیت بهسادگی فراموش شود. در نهایت این دو از یکدیگر جدا میشوند، آفرودیت با خدایان بسیاری همبستر میشود و در عینحال همیشه الهه باقی میماند و هیچ شان و منزلتی از او ستانده نمیشود؛ زیرا او باید تا ابد نقش میانجی جسم زنان با هستی را ایفا کند.
🍂 مشابه این داستان را در اسطورۀ آفرینش ایرانی داریم. این داستان به ما میفهماند که چرا زن در نگاه ایرانیان همیشه «میانمایه» بودهاست تا حدی که اگر مرد خیانت کند، فقط خیانتکار نامیده میشود، اما زن اگر خیانت کند برچسب ج*ده بودن میخورد (ببخشید که از چنین واژهای استفاده کردم. از آنجایی که این واژه تاریخ دارد مجبورم از آن استفاده کنم).
🍂 داستان از این قرار است که اهورامزدا هنگام آفرینش هستی مجبور میشود اهریمن را با افیون به خواب چند هزار ساله فرو ببرد.
🍂 در انتهای آفرینش، زنی بهنام جهی، که از دیوهای مونث است، اهریمن را بیدار میکند و او را از ساخت جهان آگاه میکند. از آنجایی که اهورامزدا مثل زئوس نیست، یعنی خدایی واحد و همهآگاه است، پیشاپیش میداند که جهی دست به چنین کاری میزند؛ بنابراین اهریمنِ زشترو را در چشم او به پسر پانزدهسالۀ بسیار زیبا تبدیل میکند. جهی عاشق اهریمن شده و همانجا به او پیشنهاد همبستری میدهد، اما از آنجایی که اهریمن مقام خودش را از اهورامزدا بالاتر میداند، از تقاضای جهی که یک دیو دونپایه است عصبانی میشود و او را نفرین میکند که هر ماه پریود شده، رذیلتهای زنانه همراه همیشگی او شود، و همواره آرزومند همبستری با مردان باشد؛ درحالیکه نیاز جنسیاش در نظر مردان همچون عیب و ننگ تصور شود، و در نهایت، سالاری خانه را از دست بدهد و از مجرای او، همۀ این نفرینها تا ابد برای زنان دنیا نیز به ارث گذاشتهشود.
🍂 نام جهی در تغییر و تحولات زبانی در نهایت به ناسزایی زشت تبدیل میشود، درحالیکه او میانجی جسم زنان ایرانی و هستیست.
🍂 در انتهای بخش اسطورهها باید اضافه کنم در نظام اسطورهای یونان و ایران، زنان بسیاری مانند گایا، هرا، آناهیتا و غیره وجود دارند، اما در این میان، آفرودیت و جهی نمایندۀ تامالاختیار بدن زنانهاند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۴۵ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #ناهید_زمانیان
ریشۀ زبانی میانمایه
واژۀ میانمایه به صورت کلی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، یک واسطه یا میانجی میان دو طرفِ دخیل در یک مسئله قرار میگیرد، به این منظور که روابط بین طرفین را تسهیل کند. طبق این تعریف، تمامی رشتههای علوم انسانی، اعم از هنر و ادبیات و جامعهشناسی و... حتی روشنگران و روشنفکران نیز میانمایه محسوب میشوند!! میبینید یک واژه چطور میتواند حیات یک جامعه را به خطر بیندازد و یا نجاتش دهد؟!
🍂 در مقابلِ میانمایه، گرانمایه را داریم که بهمعنای ارزش یا چیزی ارزشمند است که بهعنوان پایه و محور مسئله در نظر گرفته میشود. با این توصیف، گرانمایه به طرفین دخیل در مسئله اعتنا نمیکند؛ زیرا با خودِ مسئله کار دارد (آیا فلسفه اینگونه نیست؟!).
اسطوره
در تمام اسطورهها و تراژدیهای یونان، تقابل میان میانمایگی و گرانمایگی بهصورت جدی مطرح میشود. با یک مثال واحد از دو اسطورۀ یونانی و ایرانی، به تکیهگاهها این واژه میپردازم:
🍂 در یونان الههای داریم بهنام آفرودیت. این الهه از پرتاب آلت تناسلی پدرش (اورانوس) در دریا بهوجود آمده و زیباییِ بیحدش باعث میشود که به محض ورود به کوه المپ، زئوس به فکر شوهری برای او بیفتد؛ زیرا میترسد خدایان برای دسترسی به آفرودیت به جان هم بیفتند.
🍂 او هفایستوس، یکی از نخبهترین و در عین حال زشتروترین خدایانی که پایش لنگ میزند را بهعنوان شوهر آفرودیت انتخاب میکند، اما طبیعتا آفرودیت به همسرش خیانت کرده و با یکی از خدایان همبستر میشود.
🍂 هفایتسوس که مخترع بزرگی بوده و حتی برای خودش ربات خدمتکار میساخته، دست به کار ساختن یک تور نامرئی میشود و زمانی که آفرودیت با معشوق خود در بستر است، آنها را در این تور گرفتار میکند.
🍂 پس از آن، خدایان المپ را فرامیخواند تا شاهد خیانت آفرودیت شوند، اما زمانی که خدایان این صحنه را میبینند، داستان برعکس میشود.
🍂 صحنهای که هفایستوس ایجاد کرده انقدر مبتذل و زشت است که همه را به خنده میاندازد و در نهایت، همگی رای بر «میانمایه» بودن هفتاستوس میدهند.
🍂 آخر چه کسی خیانت زنش را تبدیل به صحنۀ تئاتر میکند؟! این اشتباه هفایستوس باعث میشود خیانت آفرودیت بهسادگی فراموش شود. در نهایت این دو از یکدیگر جدا میشوند، آفرودیت با خدایان بسیاری همبستر میشود و در عینحال همیشه الهه باقی میماند و هیچ شان و منزلتی از او ستانده نمیشود؛ زیرا او باید تا ابد نقش میانجی جسم زنان با هستی را ایفا کند.
🍂 مشابه این داستان را در اسطورۀ آفرینش ایرانی داریم. این داستان به ما میفهماند که چرا زن در نگاه ایرانیان همیشه «میانمایه» بودهاست تا حدی که اگر مرد خیانت کند، فقط خیانتکار نامیده میشود، اما زن اگر خیانت کند برچسب ج*ده بودن میخورد (ببخشید که از چنین واژهای استفاده کردم. از آنجایی که این واژه تاریخ دارد مجبورم از آن استفاده کنم).
🍂 داستان از این قرار است که اهورامزدا هنگام آفرینش هستی مجبور میشود اهریمن را با افیون به خواب چند هزار ساله فرو ببرد.
🍂 در انتهای آفرینش، زنی بهنام جهی، که از دیوهای مونث است، اهریمن را بیدار میکند و او را از ساخت جهان آگاه میکند. از آنجایی که اهورامزدا مثل زئوس نیست، یعنی خدایی واحد و همهآگاه است، پیشاپیش میداند که جهی دست به چنین کاری میزند؛ بنابراین اهریمنِ زشترو را در چشم او به پسر پانزدهسالۀ بسیار زیبا تبدیل میکند. جهی عاشق اهریمن شده و همانجا به او پیشنهاد همبستری میدهد، اما از آنجایی که اهریمن مقام خودش را از اهورامزدا بالاتر میداند، از تقاضای جهی که یک دیو دونپایه است عصبانی میشود و او را نفرین میکند که هر ماه پریود شده، رذیلتهای زنانه همراه همیشگی او شود، و همواره آرزومند همبستری با مردان باشد؛ درحالیکه نیاز جنسیاش در نظر مردان همچون عیب و ننگ تصور شود، و در نهایت، سالاری خانه را از دست بدهد و از مجرای او، همۀ این نفرینها تا ابد برای زنان دنیا نیز به ارث گذاشتهشود.
🍂 نام جهی در تغییر و تحولات زبانی در نهایت به ناسزایی زشت تبدیل میشود، درحالیکه او میانجی جسم زنان ایرانی و هستیست.
🍂 در انتهای بخش اسطورهها باید اضافه کنم در نظام اسطورهای یونان و ایران، زنان بسیاری مانند گایا، هرا، آناهیتا و غیره وجود دارند، اما در این میان، آفرودیت و جهی نمایندۀ تامالاختیار بدن زنانهاند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۴۵ واژه
.
#نقد_روشنفکران #اسطورهشناسیمیانمایگی #رستم #سهراب #شاهنامه #یونان #تراژدی #علی_شریعتی #موسی_غنینژاد #آل_احمد #مهران_مدیری
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
میانمایگی؛ دام روشنفکری
ناهید زمانیان قهرمانان تا اینجا دیدیم که تکیهگاه اسطورهای غرب در بحث میانمایگی کجاست و این موضوع تا چه میزان حساس و قابل تامل در نظر گرفته میشود. همین تکیهگاه است که باعث میشود در تراژدیها نیز قهرمان از میانمایگی دوری کنند و اگر چنین اتفاقی بیفتد باید…
🍂 دوست عزیزی دیشب توییتی از کاربری برای من فرستاد که ویدئویی از صحنه انفجار موشکی در بیروت را بارگزاری کرده بود. انفجار بسیار وحشتناکی بود.
🔻پرسش آن کاربر بسیار ساده بود:
این پرسش بهظاهر ساده به نظر میرسد، اما در عین حال پاسخ به آن بسیار سخت است.
🍂 هوخوگروتیوس، فیلسوف، سیاستمدار و نمایشنامهنویس قرن هفدهمیِ هلندی، معتقد بود که «جنگ، جدال نیست، بلکه موقعیتیست برای چالشی زورمندانه»، این تعریف جامعترین تعریف از جنگ در طول تاریخ است؛ جامعتر از تعریف سیسرو که «جنگ چالشی با استفاده از زور» است.
🍂 در پسِ تمامِ این لفاظیها و تعریفها اما، واقعیتی بسیار سهمگین نهفته است: جنگ باعث کشتار، ویرانی و آوارگی است. این واقعیت سهمگین، لزوم پرهیز از جنگ را به ما یادآور میشود، اما واقعیتی دیگری نیز در پس این گزاره وجود دارد: در اغلب جنگها خیر و شری وجود ندارد؛ طرفین جنگ به دنبال منافع خود هستند.
🍂 داستان مدرنشدن انسان اروپایی، دقیقا از نقطهای آغاز میشود که او پس از قرنها جستجو برای درد و رنج در جهت پالوده شدن خود، به جهان قبل از مسیحیت رجوع میکند. به دوران روم باستان که خود متاثر از یونان باستان بود. دورانی که تراژدیها اوج نبوغ بشری بودند و روایتگر تقابل شخصیتهایی خاکستری که آنها نیز، در عین آن که منافع خود را دنبال میکردند، در کشاکش با ارادۀ خدایانی بودند که با قوانین خود، نظم را برای بشر به ارمغان آوردهبودند.
🍂 پس از رنسانس و رجعت انسان به پاگانیسم، شکسپیر سنت تراژدینویسی را پس از قرنها احیا کرد. در آثار شکسپیر هم همان اسلوب تراژدیهای سوفوکل و آیستخولوس جاری بودند: شخصیتهای خاکستری که به دنبال منافع خود هستند و در جدال با نیرویی که بر آن احاطه نداشتند. آن نیرو در آثار شکسپیر، همان خدایانِ تراژدیهای باستانی بودند، اما در عصر تکخدایی، نامش واقعیت بود. واقعیت نیرویی بود که شخصیتها، یارای فرار از آن و یا احاطه بر آن را نداشتند. فجایع تراژیک حاصلِ هامارتیایِ (واژهی هامارتیا از بوطیقای (پوئتیکا) ارستو و نگرهی تراژدی در آن میآید؛ خطا یا اشتباهی که به نابودی قهرمان تراژیک میانجامد) شوریدن بر نظم و قانون منبعث از واقعیات بودند. مهمترین درس تراژدی برای ابناء بشر و بهخصوص سیاستمداران، وقوف به ناتوانی انسان از فرار از واقعیت و یا احاطه بر آن است.
🍂 اینگونه، سیاستورزی مدرن و تراژدی در هم تنیده شدند. سیاستمداران مدرن باید دارای ذهنی تراژیک باشند. ذهن تراژیک بیمی آیندهنگرانه دارد و سعی در پرهیز از هامارتیایِ منجر به فاجعهای تراژیک میکند. او در کنار مطالعه، رنج را نیز درک کردهاست. آن که ذهنی تراژیک دارد، سعی میکند اهداف و راهبردهایش منطبق بر واقعیات و تواناییهایش باشد؛ به رویاپردازیهای احمقانه نمیپردازد و سرانجام درک میکند که باید بهدنبال منافع مردمان سرزمین خودش بوده و از دلبستگیهای غیرسرزمینی پرهیز کند.
🍂 سیاستمدار تراژدیاندیش همواره بهدنبال راهی غیر از جنگ برای حل تضاد منافع است؛ او سعی در تحصیل قدرت دارد، اما تمایلی به استفاده از قدرت در راستای جنگافروزی ندارد چرا که او از سرانجام جنگ آگاه است: جنگ شاید پیشرویهایی را به دنبال داشتهباشد، اما عواقبی ویرانگر را در پی دارد.
🍂 این روزها که تصاویر جنگ در بیروت، این عروس هزارداماد خاورمیانه را میبینم، دائما به تراژدی میاندیشم؛ به لزوم تراژیک اندیشیدن.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @pagardmnv
🔻پرسش آن کاربر بسیار ساده بود:
فارغ از سوگیری سیاسی، اگر از نزدیک با چنین صحنهای مواجه شوید، واکنش شما چه خواهد بود؟
این پرسش بهظاهر ساده به نظر میرسد، اما در عین حال پاسخ به آن بسیار سخت است.
🍂 هوخوگروتیوس، فیلسوف، سیاستمدار و نمایشنامهنویس قرن هفدهمیِ هلندی، معتقد بود که «جنگ، جدال نیست، بلکه موقعیتیست برای چالشی زورمندانه»، این تعریف جامعترین تعریف از جنگ در طول تاریخ است؛ جامعتر از تعریف سیسرو که «جنگ چالشی با استفاده از زور» است.
🍂 در پسِ تمامِ این لفاظیها و تعریفها اما، واقعیتی بسیار سهمگین نهفته است: جنگ باعث کشتار، ویرانی و آوارگی است. این واقعیت سهمگین، لزوم پرهیز از جنگ را به ما یادآور میشود، اما واقعیتی دیگری نیز در پس این گزاره وجود دارد: در اغلب جنگها خیر و شری وجود ندارد؛ طرفین جنگ به دنبال منافع خود هستند.
🍂 داستان مدرنشدن انسان اروپایی، دقیقا از نقطهای آغاز میشود که او پس از قرنها جستجو برای درد و رنج در جهت پالوده شدن خود، به جهان قبل از مسیحیت رجوع میکند. به دوران روم باستان که خود متاثر از یونان باستان بود. دورانی که تراژدیها اوج نبوغ بشری بودند و روایتگر تقابل شخصیتهایی خاکستری که آنها نیز، در عین آن که منافع خود را دنبال میکردند، در کشاکش با ارادۀ خدایانی بودند که با قوانین خود، نظم را برای بشر به ارمغان آوردهبودند.
🍂 پس از رنسانس و رجعت انسان به پاگانیسم، شکسپیر سنت تراژدینویسی را پس از قرنها احیا کرد. در آثار شکسپیر هم همان اسلوب تراژدیهای سوفوکل و آیستخولوس جاری بودند: شخصیتهای خاکستری که به دنبال منافع خود هستند و در جدال با نیرویی که بر آن احاطه نداشتند. آن نیرو در آثار شکسپیر، همان خدایانِ تراژدیهای باستانی بودند، اما در عصر تکخدایی، نامش واقعیت بود. واقعیت نیرویی بود که شخصیتها، یارای فرار از آن و یا احاطه بر آن را نداشتند. فجایع تراژیک حاصلِ هامارتیایِ (واژهی هامارتیا از بوطیقای (پوئتیکا) ارستو و نگرهی تراژدی در آن میآید؛ خطا یا اشتباهی که به نابودی قهرمان تراژیک میانجامد) شوریدن بر نظم و قانون منبعث از واقعیات بودند. مهمترین درس تراژدی برای ابناء بشر و بهخصوص سیاستمداران، وقوف به ناتوانی انسان از فرار از واقعیت و یا احاطه بر آن است.
🍂 اینگونه، سیاستورزی مدرن و تراژدی در هم تنیده شدند. سیاستمداران مدرن باید دارای ذهنی تراژیک باشند. ذهن تراژیک بیمی آیندهنگرانه دارد و سعی در پرهیز از هامارتیایِ منجر به فاجعهای تراژیک میکند. او در کنار مطالعه، رنج را نیز درک کردهاست. آن که ذهنی تراژیک دارد، سعی میکند اهداف و راهبردهایش منطبق بر واقعیات و تواناییهایش باشد؛ به رویاپردازیهای احمقانه نمیپردازد و سرانجام درک میکند که باید بهدنبال منافع مردمان سرزمین خودش بوده و از دلبستگیهای غیرسرزمینی پرهیز کند.
🍂 سیاستمدار تراژدیاندیش همواره بهدنبال راهی غیر از جنگ برای حل تضاد منافع است؛ او سعی در تحصیل قدرت دارد، اما تمایلی به استفاده از قدرت در راستای جنگافروزی ندارد چرا که او از سرانجام جنگ آگاه است: جنگ شاید پیشرویهایی را به دنبال داشتهباشد، اما عواقبی ویرانگر را در پی دارد.
🍂 این روزها که تصاویر جنگ در بیروت، این عروس هزارداماد خاورمیانه را میبینم، دائما به تراژدی میاندیشم؛ به لزوم تراژیک اندیشیدن.
.
#سیاست#جنگ #اسرائیل #لبنان #ایران #یونان #روم #تراژدی #تراژیک
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @pagardmnv
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا افلاطون هنرمندان را از شهر بیرون میکرد؟ (+)
— هنر و افلاطون به زبان ساده
🔸در تاریخ آمده که افلاطون میخواست هنرمندان را از آتن اخراج کند (آتن شهری بود که میخواست «مدینۀ فاضله» یا یک آرمانشهر باشد و عدالت ایدهآل را در آن پیاده کند). ولی چرا؟ هنرمند بودن چه جایی در اندیشۀ افلاطون داشتهاست؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 افلاطون کیه و راجع به هنر چی میگه؟
03:06 هنر در جمهور افلاطون
06:10 زیباییشناسی افلاطون در هیپیاس بزرگ
14:50 نقد افلاطون به تعریف زیبایی گذشتگانش
16:30 تلقی افلاطون از زیبایی و فیثاغورس
21:22 مخالفت افلاطون با تئاتر
29:38 مخالفت افلاطون با نقاشی
37:58 چرا اصلا افلاطون رو بررسی میکنیم؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— هنر و افلاطون به زبان ساده
🔸در تاریخ آمده که افلاطون میخواست هنرمندان را از آتن اخراج کند (آتن شهری بود که میخواست «مدینۀ فاضله» یا یک آرمانشهر باشد و عدالت ایدهآل را در آن پیاده کند). ولی چرا؟ هنرمند بودن چه جایی در اندیشۀ افلاطون داشتهاست؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 افلاطون کیه و راجع به هنر چی میگه؟
03:06 هنر در جمهور افلاطون
06:10 زیباییشناسی افلاطون در هیپیاس بزرگ
14:50 نقد افلاطون به تعریف زیبایی گذشتگانش
16:30 تلقی افلاطون از زیبایی و فیثاغورس
21:22 مخالفت افلاطون با تئاتر
29:38 مخالفت افلاطون با نقاشی
37:58 چرا اصلا افلاطون رو بررسی میکنیم؟
.
#فلسفیدن #هنر#فلسفه #فلسفه_هنر #افلاطون #یونان #سقراط #معماری #موسیقی #تراژدی #تئاتر #نمایشنامه #زیباییشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
— تقدیر ملتی بیپرسش: قربانیِ ابدیِ ذهنِ اسطورهای
✍🏻 #حسین_میرصلاح
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— تقدیر ملتی بیپرسش: قربانیِ ابدیِ ذهنِ اسطورهای
✍🏻 #حسین_میرصلاح
.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نواندیشی_دینی #تراژدی #نقد_شیعه #نقد_اسلام #کربلا #دینخویی #آرامش_دوستدار
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🟥 از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد.
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
✍🏻 #حسین_میرصلاح
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
✍🏻 #حسین_میرصلاح
.
#فلسفیدن #نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #تراژدی #یونان#بنیادگرایی #کربلا #حسین #تشیع
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧ذهنیتِ زارِ روضهزده
— تراژدیِ پنهان: آنچه اسطوره از ما دزدید و روضه هرگز نگفت!
🔸در قسمتِ پنجاهوپنجم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرح خلاصهای از قسمت اولِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، با عنوان «تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی! نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی» پرداختهایم.
❓آیا عاشورا تنها یک روضهخوانیِ احساسی از داستانِ قهرمانان مقدس است، یا تراژدی پیچیدهای که ما را به پرسشهای عمیقتر وامیدارد؟
🔸نویسنده اشاره میکند که ذهنیت اسطورهای تمایل دارد جهان را به دو قطب خیر مطلق و شر مطلق تقسیم کند، قهرمانان را ایدهآلسازی نماید و از طرح پرسشهای جدی و نقادانه درباره علل و عوامل رویدادها خودداری کند.
🔺این رویکرد، مانع از حرکت به سمت تفکر تاریخی-انتقادی میشود و به جای تحول، به بازتولیدِ ایدههای از پیش تعیین شده میپردازد. اما تراژدی، برخلاف روضهخوانی، با پرسشهایی بنیادین آغاز میشود:
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— تراژدیِ پنهان: آنچه اسطوره از ما دزدید و روضه هرگز نگفت!
🔸در قسمتِ پنجاهوپنجم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرح خلاصهای از قسمت اولِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، با عنوان «تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی! نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی» پرداختهایم.
❓آیا عاشورا تنها یک روضهخوانیِ احساسی از داستانِ قهرمانان مقدس است، یا تراژدی پیچیدهای که ما را به پرسشهای عمیقتر وامیدارد؟
🔸نویسنده اشاره میکند که ذهنیت اسطورهای تمایل دارد جهان را به دو قطب خیر مطلق و شر مطلق تقسیم کند، قهرمانان را ایدهآلسازی نماید و از طرح پرسشهای جدی و نقادانه درباره علل و عوامل رویدادها خودداری کند.
🔺این رویکرد، مانع از حرکت به سمت تفکر تاریخی-انتقادی میشود و به جای تحول، به بازتولیدِ ایدههای از پیش تعیین شده میپردازد. اما تراژدی، برخلاف روضهخوانی، با پرسشهایی بنیادین آغاز میشود:
چه شد که چنین شد؟ آیا راهی جز این نبود؟ آیا قهرمان میتوانست جور دیگری انتخاب کند؟
آیا تمرکز صرف بر پایان واقعه عاشورا، ما را از تحلیل عمیقتر انتخابها و کشمکشهای انسانی درگیر در این فاجعه غافل نکردهاست؟ و آیا همین نگاه اسطورهای نیست که «تقدیر ملتی بیپرسش» را رقم زده و مانع مواجهه عقلانی و انتقادی ایرانیان با تاریخ شده است؟
🔻قسمتهای منتشره از مقاله:
1️⃣ تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
— نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت» یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نواندیشی_دینی #تراژدی #نقد_شیعه #نقد_اسلام #کربلا #دینخویی #آرامش_دوستدار
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
✍🏻 #حسین_میرصلاح
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
📘شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
— تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔻قسمتهای منتشره از مقاله:
1️⃣ تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
— نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت» یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
🔻پادکستِ خلاصۀ قسمتهای منتشره:
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نواندیشی_دینی #تراژدی #نقد_شیعه #نقد_اسلام #کربلا #دینخویی #آرامش_دوستدار
➖➖➖
🌾@Naqdagin
آنتیگونه در برابرِ حسین
@Naqdagin
🎧 آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
🔸در قسمتِ پنجاهوششم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت دومِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
❓آیا حسین در کربلا نماد "حق مطلق" بود و یزید "شر مطلق"؟ یا نبرد آنها، جدالی پیچیده میان "دو حقیقت" بود؟ در این قسمت از پادکست، با نگاهی به تراژدی یونانی آنتیگونه و مقایسه آن با روایت عاشورا، به کاوش این پرسش اساسی میپردازیم که چگونه ذهنیت ما بین پذیرش تضادهای انسانی و میل به قطعیت مطلق، در فهم تاریخ و هویتمان نقش بازی میکند. آیا آمادگی رویارویی با ابهام و شکست را داریم، یا همچنان در پی قهرمانان بیخطا و دشمنان اهریمنی هستیم؟
🌾@Naqdagin
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
🔸در قسمتِ پنجاهوششم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت دومِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
❓آیا حسین در کربلا نماد "حق مطلق" بود و یزید "شر مطلق"؟ یا نبرد آنها، جدالی پیچیده میان "دو حقیقت" بود؟ در این قسمت از پادکست، با نگاهی به تراژدی یونانی آنتیگونه و مقایسه آن با روایت عاشورا، به کاوش این پرسش اساسی میپردازیم که چگونه ذهنیت ما بین پذیرش تضادهای انسانی و میل به قطعیت مطلق، در فهم تاریخ و هویتمان نقش بازی میکند. آیا آمادگی رویارویی با ابهام و شکست را داریم، یا همچنان در پی قهرمانان بیخطا و دشمنان اهریمنی هستیم؟
🔻و به این پرسشها نیز میاندیشیم:
اگر ذهنیت اسطورهای به دنبال "قطعیت" و "رستگاری نهایی" است، این جستجو چه تأثیری بر توانایی جامعه برای رویارویی با بحرانها و ناکامیهای واقعی در طول تاریخ ایران گذاشته است؟
چرا پذیرش "شکست" به عنوان بخشی از سرشت انسانی، میتواند به جای ناامیدی، به منبعی برای "اخلاق و سیاست بازاندیشانه" تبدیل شود؟ چه موانعی در فرهنگ ما برای این پذیرش وجود دارد؟
آیا میتوان قهرمانان تاریخی مانند حسین را همزمان مقدس و انسانی در نظر گرفت؟ چگونه میتوان از قید "مطلقگرایی" رها شد و همزمان به ارزشهای معنوی پایبند ماند؟
چطور میتوانیم در روایتهای تاریخی خود، به جای "قهرمانسازی" یا "قربانیسازی" صرف، به پیچیدگیها، تضادها و پیامدهای ناخواسته تصمیمات تاریخی بپردازیم؟
در جامعه امروز ایران، غیبت "تفکر تراژیک" چه پیامدهای عملی در مواجهه با چالشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد؟ چگونه میتوان این ذهنیت را پرورش داد؟
🔻قسمتهای منتشره از مقاله:
1️⃣ تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
— نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت» یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ قسمتهای منتشره:
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_شیعه #نقد_روشنفکران#روشنفکری_دینی #نواندیشی_دینی #تراژدی #نقد_اسلام #کربلا #دینخویی #آرامش_دوستدار
🌾@Naqdagin
از اودیپ تا حسین
@Naqdagin
🎧 از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 معرفی نقدآگینگپ
1:36 - عنوان و مقدمۀ مقاله
16:49 - تعریفِ چند اصطلاح بینش تراژیک گویندۀ جدید (تا انتهای پادکست)
22:32 - جاهطلبی حسین و نادیدهگرفتن عقلانیت سیاسی؛ غرور و گستاخی و خطای معرفتی - اخلاقیِ تراژیک
26:17 - هیبْریس و جاهطلبی: عاملی در از دست دادن آخرین فرصت
29:03 - پیشنهادهای حسین در کربلا: تلاشی تراژیک در برابر سرنوشت محتوم
43:16 - اما چه عدالتی و ظلمی؟ و چه احیایِ سنتی با بدعت؟
46:40 - بدعت "بَغی" و نقض وحدت: پیامد "هامارتیا"
49:19 - مقایسه با قهرمانان تراژدی یونان: از اودیپ تا آنتیگونه
🔸در قسمتِ پنجاهوهفتم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت سوم مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
🔸در این اپیزود به دنبال پاسخی صریح و بیپرده به پرسشهایی هستیم که برای قرنها از خودمان نپرسیدهایم، ما عروسکهایِ گرفتارِ ابر-روایتهای اندیشیدهنشدهای که بر ذهنمان از نوزادی وارد کردهاند.
🔸با بهرهگیری از بینش تراژیک یونانی – مفاهیمی چون هامارتیا (خطای تراژیک) و هیبْریس (غرور مفرط) – به کاوش این برهۀ تاریخی میپردازیم، و سوالهای جدی و نویی پیش روی خود میگذاریم.
🔸آیا محتمل است که جاهطلبی و "خطاهای تراژیک" یک رهبر سیاسی چون حسین بن علی، یک دین چون اسلام را به انحراف کشاندهباشد و ایران را برای زمانی دراز، در لبۀ پرتگاه گرفتار کردهباشد؟ آیا کربلا صرفاً یک واقعهی دینی بود، یا سرآغازی بر "انحطاطی فراگیر" که ملتی با سابقهی تمدنی درخشان را به سوی چرخۀ ابدیِ بحران و خشونت سوق داد؟
🔸چرا ایرانِ معاصر، بر خلاف دیگر کشورهای مسلمان، در چرخهی بیپایان تنش و نزاع گرفتار آمده و از مسیر توسعه باز ماندهاست؟ آیا ریشۀ زیست بحرانطلب و مرگپرست تشیع در همین نقطۀ تاریخی اندیشیده نشده، نهفته نیست؟
🔸در این مقاله نویسنده کوشیده تا با نگاهی انتقادی و مستقل، روانشناسی حسین و پیامدهای نادیدهگرفتن عقلانیت را بررسی کند.
❓آیا آمادهاید برای اولین بار، به جای ستایش یا سوگواری صرف، به "تصمیماتی" فکر کنید که سرنوشتِ ما را برای قرونِ متمادی را رقم زدهاند؟
🌾@Naqdagin
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 معرفی نقدآگینگپ
1:36 - عنوان و مقدمۀ مقاله
16:49 - تعریفِ چند اصطلاح بینش تراژیک گویندۀ جدید (تا انتهای پادکست)
22:32 - جاهطلبی حسین و نادیدهگرفتن عقلانیت سیاسی؛ غرور و گستاخی و خطای معرفتی - اخلاقیِ تراژیک
26:17 - هیبْریس و جاهطلبی: عاملی در از دست دادن آخرین فرصت
29:03 - پیشنهادهای حسین در کربلا: تلاشی تراژیک در برابر سرنوشت محتوم
43:16 - اما چه عدالتی و ظلمی؟ و چه احیایِ سنتی با بدعت؟
46:40 - بدعت "بَغی" و نقض وحدت: پیامد "هامارتیا"
49:19 - مقایسه با قهرمانان تراژدی یونان: از اودیپ تا آنتیگونه
🔸در قسمتِ پنجاهوهفتم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت سوم مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
🔸در این اپیزود به دنبال پاسخی صریح و بیپرده به پرسشهایی هستیم که برای قرنها از خودمان نپرسیدهایم، ما عروسکهایِ گرفتارِ ابر-روایتهای اندیشیدهنشدهای که بر ذهنمان از نوزادی وارد کردهاند.
🔸با بهرهگیری از بینش تراژیک یونانی – مفاهیمی چون هامارتیا (خطای تراژیک) و هیبْریس (غرور مفرط) – به کاوش این برهۀ تاریخی میپردازیم، و سوالهای جدی و نویی پیش روی خود میگذاریم.
🔸آیا محتمل است که جاهطلبی و "خطاهای تراژیک" یک رهبر سیاسی چون حسین بن علی، یک دین چون اسلام را به انحراف کشاندهباشد و ایران را برای زمانی دراز، در لبۀ پرتگاه گرفتار کردهباشد؟ آیا کربلا صرفاً یک واقعهی دینی بود، یا سرآغازی بر "انحطاطی فراگیر" که ملتی با سابقهی تمدنی درخشان را به سوی چرخۀ ابدیِ بحران و خشونت سوق داد؟
🔸چرا ایرانِ معاصر، بر خلاف دیگر کشورهای مسلمان، در چرخهی بیپایان تنش و نزاع گرفتار آمده و از مسیر توسعه باز ماندهاست؟ آیا ریشۀ زیست بحرانطلب و مرگپرست تشیع در همین نقطۀ تاریخی اندیشیده نشده، نهفته نیست؟
🔸در این مقاله نویسنده کوشیده تا با نگاهی انتقادی و مستقل، روانشناسی حسین و پیامدهای نادیدهگرفتن عقلانیت را بررسی کند.
❓آیا آمادهاید برای اولین بار، به جای ستایش یا سوگواری صرف، به "تصمیماتی" فکر کنید که سرنوشتِ ما را برای قرونِ متمادی را رقم زدهاند؟
🔻قسمتهای منتشره از مقاله:
1️⃣ تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
— نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت» یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ قسمتهای منتشره:
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_شیعه #نقد_روشنفکران#روشنفکری_دینی #نواندیشی_دینی #تراژدی #نقد_اسلام #کربلا #دینخویی #آرامش_دوستدار
🌾@Naqdagin
"احیای سنت" از شعار تا واقعیت
@Naqdagin
🎧 "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
🔸در قسمتِ پنجاهوهشتم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت چهارم مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
🔸آیا روایتِ رسمیِ شیعیان از کربلا، تمام حقیقت را پوشش دادهاست؟ یا پشت پردهی این فاجعهی بزرگ، داستانهایی از جاهطلبیهای پنهان، معاملاتِ قدرت و تناقضاتِ عمیق انسانی نهفته است که هرگز نشنیدهاید؟
💥به ریشههای حقیقی و کمتر شنیدهشدهی این تراژدی میپردازیم؛ حقایقی که نه تنها سرنوشت شخصیتها، بلکه تقدیر یک ملت را برای قرنها رقم زد. شاید این گفتگو، نگاه شما به تاریخ و مکانیزمِ ایجاد و تطورِ مذهب را، برای همیشه تغییر دهد.
جرات شنیدن روایتی متفاوت را دارید؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 معرفی نقدآگینگپ
1:34 - عنوان و مقدمۀ مقاله
3:41 - مفاد دقیق پیمان صلح حسن با معاویه و پیامدهای مالی آن
06:02 - فعالیتهای حسین پس از صلح: نقض ضمنی و ریشههای جاهطلبی
07:29 - 🏴☠️ کاروانزنیهای حسین: از معاویه تا کربلا
8:50 - نقض سنت محمد؛ قاطعیت در برابر غارتگری و کاروانزنی
13:39 - 💌 ادامۀ نامهنگاری معاویه و حسین
🌾@Naqdagin
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
🔸در قسمتِ پنجاهوهشتم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت چهارم مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
🔸آیا روایتِ رسمیِ شیعیان از کربلا، تمام حقیقت را پوشش دادهاست؟ یا پشت پردهی این فاجعهی بزرگ، داستانهایی از جاهطلبیهای پنهان، معاملاتِ قدرت و تناقضاتِ عمیق انسانی نهفته است که هرگز نشنیدهاید؟
💥به ریشههای حقیقی و کمتر شنیدهشدهی این تراژدی میپردازیم؛ حقایقی که نه تنها سرنوشت شخصیتها، بلکه تقدیر یک ملت را برای قرنها رقم زد. شاید این گفتگو، نگاه شما به تاریخ و مکانیزمِ ایجاد و تطورِ مذهب را، برای همیشه تغییر دهد.
جرات شنیدن روایتی متفاوت را دارید؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 معرفی نقدآگینگپ
1:34 - عنوان و مقدمۀ مقاله
3:41 - مفاد دقیق پیمان صلح حسن با معاویه و پیامدهای مالی آن
06:02 - فعالیتهای حسین پس از صلح: نقض ضمنی و ریشههای جاهطلبی
07:29 - 🏴☠️ کاروانزنیهای حسین: از معاویه تا کربلا
8:50 - نقض سنت محمد؛ قاطعیت در برابر غارتگری و کاروانزنی
13:39 - 💌 ادامۀ نامهنگاری معاویه و حسین
🔻قسمتهای منتشره از مقاله:
1️⃣ تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
— نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت» یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ مقاله:
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_شیعه #نقد_روشنفکران#روشنفکری_دینی #نواندیشی_دینی #تراژدی #نقد_اسلام #کربلا #دینخویی #آرامش_دوستدار
🌾@Naqdagin
سودایِ مرگ: کالبدشکافیِ روانِ حسین
@Naqdagin
🎧 سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
🔸در قسمتِ شصتویکم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت پنجم مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
❓چرا حسین، با وجود هشدارهای مکرر نزدیکترین کسانش، بر مسیری اصرار کرد که به فاجعهٔ کربلا انجامید؟ آیا این تصمیم، تنها از سر ایمان بود یا ریشههای عمیقتری در ویژگیهای روانشناختی او و یک «خطای تراژیک» داشت؟
🔸در این پادکست، به جای پرداختن به روایتهای مرسوم، به کالبدشکافیِ شخصیتِ حسین میپردازیم و تفاوت رویکرد او با مشی سیاسیِ جدش، علی، و برادرش، حسن، را بررسی میکنیم. در ادامه، این پرسش را مطرح خواهیم کرد که چگونه اسطورهسازی از یک فاجعهٔ تاریخی، منجر به «تقدیس حماقت» در جامعهٔ شیعه شده و تفکر انتقادی را فلج کرده است.
🔹اگر به دنبال پاسخی متفاوت و عمیق به چرایی وقایع تاریخ اسلام هستید، با ما همراه باشید.
🌾@Naqdagin
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
🔸در قسمتِ شصتویکم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت پنجم مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
❓چرا حسین، با وجود هشدارهای مکرر نزدیکترین کسانش، بر مسیری اصرار کرد که به فاجعهٔ کربلا انجامید؟ آیا این تصمیم، تنها از سر ایمان بود یا ریشههای عمیقتری در ویژگیهای روانشناختی او و یک «خطای تراژیک» داشت؟
🔸در این پادکست، به جای پرداختن به روایتهای مرسوم، به کالبدشکافیِ شخصیتِ حسین میپردازیم و تفاوت رویکرد او با مشی سیاسیِ جدش، علی، و برادرش، حسن، را بررسی میکنیم. در ادامه، این پرسش را مطرح خواهیم کرد که چگونه اسطورهسازی از یک فاجعهٔ تاریخی، منجر به «تقدیس حماقت» در جامعهٔ شیعه شده و تفکر انتقادی را فلج کرده است.
🔹اگر به دنبال پاسخی متفاوت و عمیق به چرایی وقایع تاریخ اسلام هستید، با ما همراه باشید.
🔻قسمتهای منتشره از مقاله:
1️⃣ تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
— نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت» یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ مقاله:
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
🔻قسمتهای نقدآگینگپ
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📻 خلاصهای از کتابِ «گفتگوهایی دربارۀ دین طبیعی»
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_شیعه #نقد_روشنفکران#روشنفکری_دینی #نواندیشی_دینی #تراژدی #نقد_اسلام #کربلا #دینخویی #آرامش_دوستدار
🌾@Naqdagin
سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
@Naqdagin
🎧 سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔸در قسمتِ شصتودوم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت ششم مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
❓چگونه میتوان به عقلانیت و اصولِ اخلاقی پایبند ماند و شکستِ فاحشِ یک رهبر سیاسی - مذهبی و فجایعِ تاریخیِ حاصل از تصمیماتِ فاجعهبار او را ندید و توجیه کرد؟
❓در اپیزود شصتودوم #نقدآگینگپ با طرح پرسشی بنیادین، به سراغ واقعه کربلا میرویم. آیا عقیدۀ فرقۀ شیعه مبنی بر «حقّ الهی ولایت» با واقعیتهای تلخ میدان سیاست سازگار بودهاست؟
🔺به این گفتوگوی تاملبرانگیز گوش دهید و تحلیلِ اندیشمندانی چون ماکیاولی، وبر و سون تزو دربارۀ تصمیماتِ حسین را بشنوید! و بدین نکته توجه داشتهباشید: سنتی که با شجاعت به پرسش کشیده نشود، ذهنها را بهشکلی بسته و همشکل و کوتوله بار میآورد؛ مایۀ بسی تاسف است که چنین مقایسهها و پرسشها و نگاههای انتقادی جدیای به سنت را تا به امروز تجربه نکردهبودیم؛ چه اشتباهاتِ خسارتباری که از فقدانِ شجاعتِ پرسشگری و اندیشه، بارها و بارها متحمل شدیم.
🌾@Naqdagin
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔸در قسمتِ شصتودوم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرحِ خلاصهای از قسمت ششم مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای)، پرداختهایم.
❓چگونه میتوان به عقلانیت و اصولِ اخلاقی پایبند ماند و شکستِ فاحشِ یک رهبر سیاسی - مذهبی و فجایعِ تاریخیِ حاصل از تصمیماتِ فاجعهبار او را ندید و توجیه کرد؟
❓در اپیزود شصتودوم #نقدآگینگپ با طرح پرسشی بنیادین، به سراغ واقعه کربلا میرویم. آیا عقیدۀ فرقۀ شیعه مبنی بر «حقّ الهی ولایت» با واقعیتهای تلخ میدان سیاست سازگار بودهاست؟
🔺به این گفتوگوی تاملبرانگیز گوش دهید و تحلیلِ اندیشمندانی چون ماکیاولی، وبر و سون تزو دربارۀ تصمیماتِ حسین را بشنوید! و بدین نکته توجه داشتهباشید: سنتی که با شجاعت به پرسش کشیده نشود، ذهنها را بهشکلی بسته و همشکل و کوتوله بار میآورد؛ مایۀ بسی تاسف است که چنین مقایسهها و پرسشها و نگاههای انتقادی جدیای به سنت را تا به امروز تجربه نکردهبودیم؛ چه اشتباهاتِ خسارتباری که از فقدانِ شجاعتِ پرسشگری و اندیشه، بارها و بارها متحمل شدیم.
🔻قسمتهای منتشره از مقاله:
1️⃣ تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
— نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت» یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ مقاله:
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
🔻قسمتهای نقدآگینگپ
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📻 خلاصهای از کتابِ «گفتگوهایی دربارۀ دین طبیعی»
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_شیعه #نقد_روشنفکران#روشنفکری_دینی #نواندیشی_دینی #تراژدی #نقد_اسلام #سیاست #حکومت_دینی #حکومت_اسلامی #تشیع #کربلا #دینخویی #آرامش_دوستدار
🌾@Naqdagin