نقدآگین
#هنر 📘پیرامون «مرا به کلیسا ببر» ✍️#آناهیتا_اکبرزاده 🍂 این ترانهی اعتراضی از "هوزیر" خواننده، ترانهسرا و آهنگساز ایرلندی متولد ۱۷ مارچ ١٩٩٠ که در سال ٢٠١٣ منتشر شد. این هنرمند ایرلندی با اعتقادات کویکر پروتستان که حاکم بر نگرش سیاسی و اجتماعی ایرلند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🍂 اروتیسم یک بازیست؛ یک بازنمایی که در آن تخیل و زبان نقشی همارز و همپای حسیات ایفا میکنند؛ عملی حیوانی نیست.
🍂 اروتیسم آتش نیست؛ نور شعلهایست که در همۀ ما باید خود را برکشد و فروغش بر تن تیرهمان پرتو افکند.
🍂 اروتیسم را نباید به فرجامشناسی و حتی تجربههای دگر-آزارطلبانۀ -سادیستی- تقلیل داد. اگر متلک، تجاوز به حریم زبان است، در عین حال، واکنش علیه اروتیسم لطیفیست که در ادبیات امروز نادیده انگاشته شدهاست.
🍂 اگر قرار است به واکنشهای جسم اهمیت ندهیم، باید به تب و حالت تهوع هم اهمیت ندهیم. تمنای جنسی واکنش جسم است. اروتیسم نباید گلوی خود را بدرد. اگر زن و تن زنانه، خوان نعمت و مجلس ضیافت هستیست، در عین حال منزلگه مرگ نیز هست؛ آگاهی ازین امر، نباید ما را به ورطۀ بیزاری بکشاند.
🍂 اروتیسم شورش و بیداری حواس است. باز-پدیداری شوریدگی و سرمستی و در عین حال، واقعیتی مجذوب کنندهاست.
🍂 اروتیسم اهمیت دادنِ مضاعف است به غلیان عواطف، نقطۀ آشتی انسان با سایرین و با خودش است و همینطور، نقطۀ حرکت به فراسوی جسم، بسوی دیگری. خودانگیختگی است. اروتیسم کسب شور از تن و جسم دیگریست.
🍂 و در یک کلام، اهمیت دادن به «حساسیت» بسی بیش از اهمیت دادن به «تفکر». از نظر ساد، «مرگ نوعی بیاحساسی است». اغلب، لذت جنسی را با مرگ مرتبط میانگارند؛ مثلا از انزال با نام بسیار با معنا و با مسمای «مرگ کوچک» هم یاد کردهاند؛ چراکه بهنوعی، نائل شدن بر اوج آرامش مطلق تن و روح است.
🍂 اروتیسم با احساس سروکار دارد و پورنو با جسم. سانسور اروتیسم، نادیدهانگاری «حسانیت، سرمستی، شور و شعف و تمناهای درون و فرازجویی»ست و سوق دادن او به سوی یک هبوط؛ هبوط به حیوانیتِ پورنوگرافی محض.
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🗄پست مرتبط
📕خوشبختی و گفتمان تن
#هنر #فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🍂 اروتیسم آتش نیست؛ نور شعلهایست که در همۀ ما باید خود را برکشد و فروغش بر تن تیرهمان پرتو افکند.
🍂 اروتیسم را نباید به فرجامشناسی و حتی تجربههای دگر-آزارطلبانۀ -سادیستی- تقلیل داد. اگر متلک، تجاوز به حریم زبان است، در عین حال، واکنش علیه اروتیسم لطیفیست که در ادبیات امروز نادیده انگاشته شدهاست.
🍂 اگر قرار است به واکنشهای جسم اهمیت ندهیم، باید به تب و حالت تهوع هم اهمیت ندهیم. تمنای جنسی واکنش جسم است. اروتیسم نباید گلوی خود را بدرد. اگر زن و تن زنانه، خوان نعمت و مجلس ضیافت هستیست، در عین حال منزلگه مرگ نیز هست؛ آگاهی ازین امر، نباید ما را به ورطۀ بیزاری بکشاند.
🍂 اروتیسم شورش و بیداری حواس است. باز-پدیداری شوریدگی و سرمستی و در عین حال، واقعیتی مجذوب کنندهاست.
🍂 اروتیسم اهمیت دادنِ مضاعف است به غلیان عواطف، نقطۀ آشتی انسان با سایرین و با خودش است و همینطور، نقطۀ حرکت به فراسوی جسم، بسوی دیگری. خودانگیختگی است. اروتیسم کسب شور از تن و جسم دیگریست.
🍂 و در یک کلام، اهمیت دادن به «حساسیت» بسی بیش از اهمیت دادن به «تفکر». از نظر ساد، «مرگ نوعی بیاحساسی است». اغلب، لذت جنسی را با مرگ مرتبط میانگارند؛ مثلا از انزال با نام بسیار با معنا و با مسمای «مرگ کوچک» هم یاد کردهاند؛ چراکه بهنوعی، نائل شدن بر اوج آرامش مطلق تن و روح است.
🍂 اروتیسم با احساس سروکار دارد و پورنو با جسم. سانسور اروتیسم، نادیدهانگاری «حسانیت، سرمستی، شور و شعف و تمناهای درون و فرازجویی»ست و سوق دادن او به سوی یک هبوط؛ هبوط به حیوانیتِ پورنوگرافی محض.
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🗄پست مرتبط
📕خوشبختی و گفتمان تن
#هنر #فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
📘نسبت «بدن زیباییشناختی» با «بدن سیاسی»
✍🏻 #سینا_جهاندیده
#فلسفیدن #زنان #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
✍🏻 #سینا_جهاندیده
#فلسفیدن #زنان #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
Telegram
نقدآگین
📘نسبت «بدن زیباییشناختی» با «بدن سیاسی»
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 تاریخ «بدن» از دهۀ هفتاد در ایران، دچار گسست گفتمانی شد. آنچه اکنون در خیابانها میبینید، همان «پروژۀ ناتمام بدن» در ایران است که خود را به شکل «بدن سیاسی» بازنمایی میکند. هر چیزی که از نو کشف میشود، بهنوعی بازگو کنندۀ تغییر در اپیستمه و گفتمان است. هر گفتمانی، قرائت ویژهای از بدن دارد. تغییر گفتمان منجر تغییر بدنها میشود. قبل از دههی هفتاد، «بدنِ مراقبتشده» با آموزهها و باورهای دینی، خود را مناسب با گفتمان عصر مییافت؛ اکنون همان بدن، در مقابل بدن سکولار است؛ بدنهای آشکار شدهای که خود را طلبکار گذشته میدانند؛ زیرا میلی را از دست دادهاند که امروز آن میل، خود را معنادار نشان میدهد.
🍂 با توجه به تحولات بازنمایی بدن در چهار دهۀ اخیر ایران، میتوان گفت که میل به آشکار کردن بدن، هر سال نسبت به سال گذشته بیشتر بودهاست. این فرایند چرا جوابگوی تاریخ آن میل مکنون نشد و ناگهان خود را به مثابه جرقۀ یک رخداد آشکار کرد؟ اگر بدنهای دهۀ شصت را با بدنهای دهۀ نود مقایسه کنیم، کاملاً مشخص است که میل به آشکار شدن در لحظهلحظهاش مستتر بود. این مسیر میتوانست همچنان ادامه یابد، اما ناگهان تبدیل به چیزی فراتر از تغییرات فرایندی شد.
🍂 آیا دال حجاب به یک مدلول بر میگردد، یا اینکه این دال، مدلولهای نامکشوف بسیاری را فراخواندهاست؟ قرائت غرب از اعتراض بدن زنانه ایرانی، بیشتر رویکرد فمنیستی دارد، اما آنچه ایرانیان میفهمند، تاریخ دیگری را نشان میدهد.
🍂 قبل از اینکه رخداد اخیر خود را با استعارۀ بدن زنانه آشکار کند، اتفاقات بسیاری در باورهای زنان متولدین دهههای چهل تا شصت افتاده بود. زنانی که در بدن اکنونی خود، حسرت بدن ایدهآل را میجستند. چنانکه کشف دوبارۀ بدن زیباییشناختی را با انواع آرایشها و جراحیها تجربه میکردند.
🍂 زن و مرد دهههای چهل و پنجاه، خود را مثل زن و مرد دههی بیست و سی، انسانی نمیداند که به پیری رسیدهاست تا زیباییها بدن را فراموش یا در پشت استعارههای غیربدنی پنهان کند. این آگاهی، در واقع نوعی فهم تازه از بدن بود که تاریخ پر طول و عرضی در ایران نداشت.
🍂 در دورۀ پهلوی، میل به رها کردن بدنها میل فراگیر نبود. مردم ایران عموما از جهان پیچیدۀ رابطۀ بدن و شهر دور بودند. هنوز طبقۀ متوسط شکل کامل و فراگیر نداشت. این عامل سبب شد که بدنمندی در عصر پهلوی، منشأ تعارضات طبقاتی، دینی و فرهنگی شود.
🍂 سینمای ایران در عصر پهلوی یکی از مهمترین نهادهایی بود که تعارض را برجستهتر نشان میداد؛ به همین دلیل برخی از تأویلها منجر به این حکم شد که سینمای عصر پهلوی، نوعی «رواج فحشا» بودهاست. «فیلمفارسی»ها بیشتر، وجه اروتیک بدن زنانه را برجسته میکردند؛ در حالی فهم عمومی مردم با آموزههای دینی همراه بود؛ بنابراین اصلا تعصبآمیز نیست اگر بگوییم که فیلمفارسیها، نهتنها نتوانستند «تجدد آمرانه» را محقق کنند، بلکه موجبات سقوط حکومت پهلوی را فراهم آوردند.
🍂 اما گسست دهۀ هفتاد، فهم دیگری از بدن را آشکار کرد. این فهم بهشکل ناگهانی بروز نکرد، بلکه سیری را به دنبال داشت که میتوان آن را نوعی آگاهی از زیباییشناسی بدن دانست. این آگاهی، منشأ آزاد شدن میلی شد که در زیر آموزهای سنتی و دینی پنهان شده ود.
🍂 در دهۀ هفتاد، حتی زنان چادری بهشکل زنان دهۀ شصت چادر به سر نمیکردند. کمکم روسریهای رنگی از چادرها بیرون آمد؛ شکلهای دیگری از پوشیدن چادر آشکار شد. تبدیل اکثر زنان چادری به زنانی که پوشش اسلامی داشتند، اما چادر به سر نمیکردند، نشان از فهم دیگر از بدن داشت.
🍂 تغییر مانتو و کوتاه شدن آن، باز تاریخ دیگری را از بدن روایت کرد. با این روایت تازه از بدن بود که بسیاری از خانوادهها، با پرسشهای تازهای روبرو شدند و احساسات نوظهوری دربارۀ «عشق و زندگی معطوف به بدن»، آشکار شد.
🍂 این احساسات متراکم سبب شد که بسیاری، خود را طلبکار گذشتهای بدانند که غافلانه از دست رفتهاست. فهم نسلی از بدن، ابتدا سبب شد تا فهم مادران از پوشش و بدن از فهم دختران بسیار متفاوت باشد.
🍂 خیابانهای بازارها و مراکز خرید پر بود از مادرانی که شبیه دختران لباس نمیپوشیدند؛ این تعارض گاهی آنچنان زیاد بود که نگاه مردم را جلب میکرد. در دهههای ۸۰ و ۹۰، این تعارض بسیار کم شد و چادر بهعنوان پوشش اکثر زنان ایرانی، هم به حاشیه رفت و هم کارکرد دولتی پیدا کرد؛ چنانکه زنان کارمند به دو شیوۀ متضاد لباس میپوشیدند؛ لباسی برای کارهای دولتی و لباسی در غیاب نگاه خیرۀ قدرت به بدن.
🍂 تاریخ بدن و تمرکز روی حجاب، میتواند بیانگر بسیاری از شکافهای معرفتی، ایدئولوژیک و سیاسی باشد، و اینکه چگونه بدن زن در ایران، همیشه منشأ تعارضات پیچیده بودهاست.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 تاریخ «بدن» از دهۀ هفتاد در ایران، دچار گسست گفتمانی شد. آنچه اکنون در خیابانها میبینید، همان «پروژۀ ناتمام بدن» در ایران است که خود را به شکل «بدن سیاسی» بازنمایی میکند. هر چیزی که از نو کشف میشود، بهنوعی بازگو کنندۀ تغییر در اپیستمه و گفتمان است. هر گفتمانی، قرائت ویژهای از بدن دارد. تغییر گفتمان منجر تغییر بدنها میشود. قبل از دههی هفتاد، «بدنِ مراقبتشده» با آموزهها و باورهای دینی، خود را مناسب با گفتمان عصر مییافت؛ اکنون همان بدن، در مقابل بدن سکولار است؛ بدنهای آشکار شدهای که خود را طلبکار گذشته میدانند؛ زیرا میلی را از دست دادهاند که امروز آن میل، خود را معنادار نشان میدهد.
🍂 با توجه به تحولات بازنمایی بدن در چهار دهۀ اخیر ایران، میتوان گفت که میل به آشکار کردن بدن، هر سال نسبت به سال گذشته بیشتر بودهاست. این فرایند چرا جوابگوی تاریخ آن میل مکنون نشد و ناگهان خود را به مثابه جرقۀ یک رخداد آشکار کرد؟ اگر بدنهای دهۀ شصت را با بدنهای دهۀ نود مقایسه کنیم، کاملاً مشخص است که میل به آشکار شدن در لحظهلحظهاش مستتر بود. این مسیر میتوانست همچنان ادامه یابد، اما ناگهان تبدیل به چیزی فراتر از تغییرات فرایندی شد.
🍂 آیا دال حجاب به یک مدلول بر میگردد، یا اینکه این دال، مدلولهای نامکشوف بسیاری را فراخواندهاست؟ قرائت غرب از اعتراض بدن زنانه ایرانی، بیشتر رویکرد فمنیستی دارد، اما آنچه ایرانیان میفهمند، تاریخ دیگری را نشان میدهد.
🍂 قبل از اینکه رخداد اخیر خود را با استعارۀ بدن زنانه آشکار کند، اتفاقات بسیاری در باورهای زنان متولدین دهههای چهل تا شصت افتاده بود. زنانی که در بدن اکنونی خود، حسرت بدن ایدهآل را میجستند. چنانکه کشف دوبارۀ بدن زیباییشناختی را با انواع آرایشها و جراحیها تجربه میکردند.
🍂 زن و مرد دهههای چهل و پنجاه، خود را مثل زن و مرد دههی بیست و سی، انسانی نمیداند که به پیری رسیدهاست تا زیباییها بدن را فراموش یا در پشت استعارههای غیربدنی پنهان کند. این آگاهی، در واقع نوعی فهم تازه از بدن بود که تاریخ پر طول و عرضی در ایران نداشت.
🍂 در دورۀ پهلوی، میل به رها کردن بدنها میل فراگیر نبود. مردم ایران عموما از جهان پیچیدۀ رابطۀ بدن و شهر دور بودند. هنوز طبقۀ متوسط شکل کامل و فراگیر نداشت. این عامل سبب شد که بدنمندی در عصر پهلوی، منشأ تعارضات طبقاتی، دینی و فرهنگی شود.
🍂 سینمای ایران در عصر پهلوی یکی از مهمترین نهادهایی بود که تعارض را برجستهتر نشان میداد؛ به همین دلیل برخی از تأویلها منجر به این حکم شد که سینمای عصر پهلوی، نوعی «رواج فحشا» بودهاست. «فیلمفارسی»ها بیشتر، وجه اروتیک بدن زنانه را برجسته میکردند؛ در حالی فهم عمومی مردم با آموزههای دینی همراه بود؛ بنابراین اصلا تعصبآمیز نیست اگر بگوییم که فیلمفارسیها، نهتنها نتوانستند «تجدد آمرانه» را محقق کنند، بلکه موجبات سقوط حکومت پهلوی را فراهم آوردند.
🍂 اما گسست دهۀ هفتاد، فهم دیگری از بدن را آشکار کرد. این فهم بهشکل ناگهانی بروز نکرد، بلکه سیری را به دنبال داشت که میتوان آن را نوعی آگاهی از زیباییشناسی بدن دانست. این آگاهی، منشأ آزاد شدن میلی شد که در زیر آموزهای سنتی و دینی پنهان شده ود.
🍂 در دهۀ هفتاد، حتی زنان چادری بهشکل زنان دهۀ شصت چادر به سر نمیکردند. کمکم روسریهای رنگی از چادرها بیرون آمد؛ شکلهای دیگری از پوشیدن چادر آشکار شد. تبدیل اکثر زنان چادری به زنانی که پوشش اسلامی داشتند، اما چادر به سر نمیکردند، نشان از فهم دیگر از بدن داشت.
🍂 تغییر مانتو و کوتاه شدن آن، باز تاریخ دیگری را از بدن روایت کرد. با این روایت تازه از بدن بود که بسیاری از خانوادهها، با پرسشهای تازهای روبرو شدند و احساسات نوظهوری دربارۀ «عشق و زندگی معطوف به بدن»، آشکار شد.
🍂 این احساسات متراکم سبب شد که بسیاری، خود را طلبکار گذشتهای بدانند که غافلانه از دست رفتهاست. فهم نسلی از بدن، ابتدا سبب شد تا فهم مادران از پوشش و بدن از فهم دختران بسیار متفاوت باشد.
🍂 خیابانهای بازارها و مراکز خرید پر بود از مادرانی که شبیه دختران لباس نمیپوشیدند؛ این تعارض گاهی آنچنان زیاد بود که نگاه مردم را جلب میکرد. در دهههای ۸۰ و ۹۰، این تعارض بسیار کم شد و چادر بهعنوان پوشش اکثر زنان ایرانی، هم به حاشیه رفت و هم کارکرد دولتی پیدا کرد؛ چنانکه زنان کارمند به دو شیوۀ متضاد لباس میپوشیدند؛ لباسی برای کارهای دولتی و لباسی در غیاب نگاه خیرۀ قدرت به بدن.
🍂 تاریخ بدن و تمرکز روی حجاب، میتواند بیانگر بسیاری از شکافهای معرفتی، ایدئولوژیک و سیاسی باشد، و اینکه چگونه بدن زن در ایران، همیشه منشأ تعارضات پیچیده بودهاست.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
نقدآگین
📅 بلندپایهترین ارتشی علیه هیتلر 🗓 ۱۴۲ سال پيش #در_چنین_روزی، (۴ دسامبر ۱۸۸۱) اِروين فُن ويتسلِبِن ژنرال ارتش در برِسلاو (لهستان كنونی) زاده شد. خانواده اِروين فُن ويتسلِبِن Erwin von Witzleben از اشراف سرزمين تورينگِن در شرق آلمان بودند. پدرش نظامی بود ولی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 کجای پاییزی؟
— ترانهای بهیاد آذر شیوا
🎙#اشکان_خطیبی
🍂 #در_چنین_روزی در ۱۴ آذر ۱۳۴۹، آذر شیوا (هنرپیشۀ سینما) در اعتراض به وضعیتِ فرهنگی و ساختاری سینمای ایران، در مقابل دانشگاه، اقدام به «آدامسفروشی» کرد. در عرض چند روز، تمام اهالی سینمای آن روزگار (از تهیهکنندگان تا کارگردانان و بازیگران)، در مقابل این اعتراض قد علم کردند و آن را «اقدامی نمایشی و برای جلب توجه بیشتر» نامیدند. پس از این اعتراض، آذر شیوا دیگر در هیچ فیلمی بازی نکرد.
ترانه: محمد رحمانیان
ویدیو: سپهر وکیلی
گیتار بیس: دارا دارایی
گیتار الکتریک: مسعود همایونی
گیتار اکوستیک: امیرحسین حسنی
گیتار نایلون: بابک مالکیفر
آکاردئون: سردار سرمست
میکس و مسترینگ: آرش پاکزاد
آهنگساز و تنظیم کننده دوست و همکار دیرینهٰ اشکان خطیبی
#زنان #بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ترانهای بهیاد آذر شیوا
🎙#اشکان_خطیبی
🍂 #در_چنین_روزی در ۱۴ آذر ۱۳۴۹، آذر شیوا (هنرپیشۀ سینما) در اعتراض به وضعیتِ فرهنگی و ساختاری سینمای ایران، در مقابل دانشگاه، اقدام به «آدامسفروشی» کرد. در عرض چند روز، تمام اهالی سینمای آن روزگار (از تهیهکنندگان تا کارگردانان و بازیگران)، در مقابل این اعتراض قد علم کردند و آن را «اقدامی نمایشی و برای جلب توجه بیشتر» نامیدند. پس از این اعتراض، آذر شیوا دیگر در هیچ فیلمی بازی نکرد.
ترانه: محمد رحمانیان
ویدیو: سپهر وکیلی
گیتار بیس: دارا دارایی
گیتار الکتریک: مسعود همایونی
گیتار اکوستیک: امیرحسین حسنی
گیتار نایلون: بابک مالکیفر
آکاردئون: سردار سرمست
میکس و مسترینگ: آرش پاکزاد
آهنگساز و تنظیم کننده دوست و همکار دیرینهٰ اشکان خطیبی
#زنان #بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه — دیالوگی با آتش و بسیاری ذهنیتهای مشابه 🔸نقدی بر این گزارۀ #آتش_شاکرمی: «غرب "عامل اصلیِ" بالا آمدن و سر پا ماندنِ حکومت آخوندی و دیگر حکومتهای افراطیست و باید از این کار دست بردارد» #چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🍂 دو سه سال پیش، حین جستجو برای یافتن کتابی مناسب برای ترجمه، کتابی دیدم با عنوان «چرا تحت رژیمهای سوسیالیستی، زنان سکس بهتری دارند؟(!)». عنوان عجیبی بود چرا که اجرای کمونیسم و سوسیالیسم در جهان، هماره همراه بوده با «فقر و تنگدستی، سرکوب آزادیهای فردی و آزادی بیان و ...» و فکر کردم چطور ممکن است در حین فقر و گرسنگی و نبود آزادی، زنانِ ساکن در چنین کشورهایی، بیش از زنان ساکن در کشورهای سرمایهداری و دموکراسی، از سکس لذت ببرند؟! مگر لذت بردن مستلزمِ داشتنِ فکری آزاد و تنی سالم نیست؟! لطفا نگویید که سوئد و کشورهای اسکاندیناوی، سوسیالیستیاند، که فقط سادهلوحی شما را به ذهن متبادر میکند؛ بگذریم.
🍂 پست جدیدِ دوستی دربارۀ این کتاب، دوباره مرا نسبت به کتاب و نویسندهاش کنجکاو کرد و در گوگل شروع به جستجو کردم. و بله! ماشالله هر جا گندی هست، پای یک ایرانی هم در میان است! نویسندۀ کتاب سرکار خانم کریستن قدسی، اصالتا ایرانی (از پدری ایرانی و مادری پورتوریکویی)، فمینیستی پروگرسیو است و از بقیۀ ایرانیهای معروف هم بیشتر جایزه برده!
🍂 ایشان همچنین معتقدند که قدرتهای غربی، بعد از جنگ سرد، از طریق مرتبط کردن ایدههای سیاسی سوسیالیسم و چپ با خشونت و ترور استالینیسم، موفق شدند نظر مردم نسبت به چپ را منحرف کنند و با اقتصاد «نئولیبرالیستی»، نابرابری را گسترش دهند و برای همین هم در اروپای شرقی، مردم دلشان برای کمونیسم و کمونیستها تنگ شده و در حسرت آن دورانند(!) 🙄😳
🔺حوزۀ مطالعه ایشان، کشورهای اروپای شرقی، بهعبارتی همان اقمار سابق شوروی و وضعیت مسلمانان در این کشورهاست.
🔺اسلاونکا دراکولیچ در کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» میگوید: «ما در یوگسلاویِ سوسیالیستی حتی مشکل نوار بهداشتی داشتیم».
🔺سکس و لذتبردن از آن، نهتنها مذموم نیست، بلکه یکی از اساسیترین نیازهای بشر است، اما استفاده از آن برای تبلیغ و پروپاگاندای سوسیالیسم و تزریق این ایده که زنان، در کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی، بیش از سایر زنان جهان از آن لذت میبرند، چرند و مزخرف محض است. فکر کنید در کوبا، ساعتها در صف خرید کاندوم بایستی، یا در ونزوئلا برای کسب نان، روزانه در صف ورود به کشورهای همسایه برای کار بایستی و شب در بازگشت و تحت سوسیالیسم، بیش از مثلا زنان امریکا (تحت دموکراسی لیبرال) از سکس لذت ببرید!!! زنده باد سکس سوسیالیستی! مرگ بر سکس نئولیبرالیستی!
✍🏻 #سودابه_قیصری
#چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 پست جدیدِ دوستی دربارۀ این کتاب، دوباره مرا نسبت به کتاب و نویسندهاش کنجکاو کرد و در گوگل شروع به جستجو کردم. و بله! ماشالله هر جا گندی هست، پای یک ایرانی هم در میان است! نویسندۀ کتاب سرکار خانم کریستن قدسی، اصالتا ایرانی (از پدری ایرانی و مادری پورتوریکویی)، فمینیستی پروگرسیو است و از بقیۀ ایرانیهای معروف هم بیشتر جایزه برده!
🍂 ایشان همچنین معتقدند که قدرتهای غربی، بعد از جنگ سرد، از طریق مرتبط کردن ایدههای سیاسی سوسیالیسم و چپ با خشونت و ترور استالینیسم، موفق شدند نظر مردم نسبت به چپ را منحرف کنند و با اقتصاد «نئولیبرالیستی»، نابرابری را گسترش دهند و برای همین هم در اروپای شرقی، مردم دلشان برای کمونیسم و کمونیستها تنگ شده و در حسرت آن دورانند(!) 🙄😳
🔺حوزۀ مطالعه ایشان، کشورهای اروپای شرقی، بهعبارتی همان اقمار سابق شوروی و وضعیت مسلمانان در این کشورهاست.
🔺اسلاونکا دراکولیچ در کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» میگوید: «ما در یوگسلاویِ سوسیالیستی حتی مشکل نوار بهداشتی داشتیم».
🔺سکس و لذتبردن از آن، نهتنها مذموم نیست، بلکه یکی از اساسیترین نیازهای بشر است، اما استفاده از آن برای تبلیغ و پروپاگاندای سوسیالیسم و تزریق این ایده که زنان، در کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی، بیش از سایر زنان جهان از آن لذت میبرند، چرند و مزخرف محض است. فکر کنید در کوبا، ساعتها در صف خرید کاندوم بایستی، یا در ونزوئلا برای کسب نان، روزانه در صف ورود به کشورهای همسایه برای کار بایستی و شب در بازگشت و تحت سوسیالیسم، بیش از مثلا زنان امریکا (تحت دموکراسی لیبرال) از سکس لذت ببرید!!! زنده باد سکس سوسیالیستی! مرگ بر سکس نئولیبرالیستی!
✍🏻 #سودابه_قیصری
#چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – گافها و تحریفهای ثابتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘اندر حکایتِ «دیدن کاه و ندیدن کوه»
— عیب مشترکِ دو حکمرانیِ استبدادی
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 اگر در داوری سیاسی، ارزشی برخورد نکنیم و توصیفی بنگریم و موقتاً سوگیریهای خود را تا حد امکان، در اپوخه قرار دهیم، مهمترین مشکلِ حکومت شاه و امثال پرویز ثابتی که حتی برای جزئیاتِ بیاهمیتِ سکانسهای فیلمها نیز جلسۀ بررسی و تحلیلِ تخیلی و رائفیپور-وار میگذاشتند و فرمان سانسور میدادند، این بیتدبیری و بیبصری بود که در جامعهای که اکثراً دهاتی و سنتی و مذهبی-فقهی بودند و لشکر آخوندهای بیسواد و بیکار و بیهنر وجود داشت و در زمانه و زمینهای که اکثریت جامعه، حتی موسیقی سنتی و نیز درس خواندن زنها و رأی دادن زنها و امثالهم را حرام و قبیح میدانستند، نباید آنقدر در رسانههای عمومی و سینماها، نوع پوشش غربیِ زنان و برهنگیِ غربی و این وجه از فرهنگ و سبکِ زندگیِ غربی را نشان میدادند و ترویج میکردند، تا برای مذهبیهای موصوف، حساسیت ایجاد شود و دچار حسّ تحقیر شوند و یا به انواعِ اضطراب هویتی تا سر حدّ وحشتِ از دست دادنِ دینِ موروثی یا نوامیس خود، مبتلا شوند.
🍂 هرچند جنازۀ حکومت شاه، با تمام ضعفهایش، به این آخوندها و حکومت آخوندی شرف داشت و اگر حکومتش تا الان دوام میآورد، یعنی فروپاشی شوروی اتفاق میافتاد و کمونیسم و مآلاً چپهای متوهم و رمانتیک وطنی، به محاق میرفتند و دموکراسی و حقوق بشر و تکنولوژی و رسانه بسط مییافت و ...، الان حداقل در حد مالزی بودیم، اما بهشکل طیفی، دستگاه مغزیِ حکومت پهلوی دچار بیماری و نقصان مهلکی بود که حکومت آخوندی با درجاتی بیشتر، بدان دچار شدهاست.
🍂 حالا ما باید در قرن ۲۱، بنشینیم و برای این ماموتها و فسیلهای ماقبلِ تاریخ و قرون وسطایی، راجع به شکستِ محتومِ سیاستِ «حجاب اجباری» و بیحاصل بودنِ بالماسکۀ حجاببانها (بعد از آن همه خرجِ پوچ و اتلاف منابع برای گشتهای داعشی ارشاد) و فواید و بلکه ضرورت جواز-دهی سهلگیرانه به کنسرتهای موسیقی داخلی و بینالمللی (مثل سیاست سعودیها در عربستانِ مهد اسلام)، استدلال کنیم و نیز راجع به اینکه، باران باریدن و یا خشکسالی یا شیوع بیماریهایی چون کرونا و فرآیندِ تولید واکسن، هیچ ربطی به رعایت و یا عدم رعایتِ حجاب اسلامی یا توطئۀ دشمنان ندارد، یا سریال بیتوقفِ اختلاسهای کلان، از مورد اخیرش، چای دبش (۳ میلیارد و سیصد و هفتاد میلیون دلار) که پس از اختلاس فولاد مبارکۀ اصفهان (۹۲ هزار میلیارد تومان) رخ داد، تا موارد قبلی چون اختلاس خاوری (۳ هزار میلیارد تومان)، اختلاس زنجانی (۱۳ هزار میلیارد تومان)، اختلاس محمدرضا رحیمی (۲ میلیارد و ۸۵۰ میلیون)، اختلاس سعید مرتضوی (۱ هزار میلیارد)، اختلاس پتروشیمی (۶.۶ میلیارد یورو) و اختلاس صندوق ذخیرۀ فرهنگیان (۸ هزار میلیارد) و...، یکسری تصادفِ کور و خطای موردی و شخصی نبوده و نیستند، بلکه حاصلِ «فساد سیستماتیک»اند؛ یعنی حاصل سیستمی بسته و غیردموکراتیک که اجازۀ ورود نخبگان به حلقههای مدیریتی کشور را نمیدهد و مآلاً حکومتی که متعلق به تمام ایرانیان است، توسطِ لشکر کوتولهها و هفتخطهای هزارچهره و قالتاق اشغال میشود. واقعاً چگونه میتوان نخبگانی پیدا کرد که هم مسلمان باشند، هم شیعه (آن هم شیعۀ ۱۲ امامی) و هم معتقد به تئوری ولایت مطلقۀ فقیه که جزء اصول دین نیست، و هم معتقدِ چشم و گوش بسته به مصداق امروزش، بدون کمترین زاویۀ انتقادی به سیاستهای کلانی که حال و روز مملکت را به این وضعیت فاجعهبار کشاندهاست؟
🍂 ندیدنِ این کوهِ عظیمِ نقصانهایِ سیستمیِ بنیانافکن که نخبگان دانشگاهی و روشنفکران جامعه و فعالان مدنی و سیاسیِ با سابقه، مکرر هشدار داده و میدهند و برای رفع آنها، با کمال حسن نیت و دلسوزی به حال سرنوشت ایران و مردمش، راه حل نشان میدهند از یک سو، و تشدیدِ گسلهای اجتماعی با پرداختن به کاههایی چون پوششِ مویِ دختران و زنان در مترو و مدارس و خیابانها، یا کشفِ حجابِ فلان بازیگر و سلبریتی، یا رقص و شادی در فلان بازار یا پارتیِ جوانان و... از سوی دیگر، دقیقاً همان اشتباهیست که رژیم سابق نیز بهدرجاتی ولو خفیفتر و با مصادیقی متفاوت، مرتکب شد. نظام اولویتبندیِ وارونه در تصمیمسازیهای کلان، مهمترین عاملِ سقوط حکومت پهلوی بود. حکومت پهلوی، بخشِ سنتی که اکثریت جامعه را تشکیل میدادند، نمیدید و با سیاستهای خطا و حسابنشدۀ خود، سرکوب و تحریکشان میکرد و به جریانهای انقلابیِ و چپ سوقشان میداد؛ حکومت اسلامی-آخوندی هم بخش مدرن که اکثریت جامعۀ امروز را تشکیل میدهند و موتور پیشران توسعۀ کشورند، نمیبیند و مدام با اصرار بر روشهای خطا و شکستخورده، تحریک و سرکوبشان میکند و از اولویتهای ضروریِ حکمرانیِ کارآمد و حرکت در مسیرِ توسعۀ کشور باز میماند.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— عیب مشترکِ دو حکمرانیِ استبدادی
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 اگر در داوری سیاسی، ارزشی برخورد نکنیم و توصیفی بنگریم و موقتاً سوگیریهای خود را تا حد امکان، در اپوخه قرار دهیم، مهمترین مشکلِ حکومت شاه و امثال پرویز ثابتی که حتی برای جزئیاتِ بیاهمیتِ سکانسهای فیلمها نیز جلسۀ بررسی و تحلیلِ تخیلی و رائفیپور-وار میگذاشتند و فرمان سانسور میدادند، این بیتدبیری و بیبصری بود که در جامعهای که اکثراً دهاتی و سنتی و مذهبی-فقهی بودند و لشکر آخوندهای بیسواد و بیکار و بیهنر وجود داشت و در زمانه و زمینهای که اکثریت جامعه، حتی موسیقی سنتی و نیز درس خواندن زنها و رأی دادن زنها و امثالهم را حرام و قبیح میدانستند، نباید آنقدر در رسانههای عمومی و سینماها، نوع پوشش غربیِ زنان و برهنگیِ غربی و این وجه از فرهنگ و سبکِ زندگیِ غربی را نشان میدادند و ترویج میکردند، تا برای مذهبیهای موصوف، حساسیت ایجاد شود و دچار حسّ تحقیر شوند و یا به انواعِ اضطراب هویتی تا سر حدّ وحشتِ از دست دادنِ دینِ موروثی یا نوامیس خود، مبتلا شوند.
🍂 هرچند جنازۀ حکومت شاه، با تمام ضعفهایش، به این آخوندها و حکومت آخوندی شرف داشت و اگر حکومتش تا الان دوام میآورد، یعنی فروپاشی شوروی اتفاق میافتاد و کمونیسم و مآلاً چپهای متوهم و رمانتیک وطنی، به محاق میرفتند و دموکراسی و حقوق بشر و تکنولوژی و رسانه بسط مییافت و ...، الان حداقل در حد مالزی بودیم، اما بهشکل طیفی، دستگاه مغزیِ حکومت پهلوی دچار بیماری و نقصان مهلکی بود که حکومت آخوندی با درجاتی بیشتر، بدان دچار شدهاست.
🍂 حالا ما باید در قرن ۲۱، بنشینیم و برای این ماموتها و فسیلهای ماقبلِ تاریخ و قرون وسطایی، راجع به شکستِ محتومِ سیاستِ «حجاب اجباری» و بیحاصل بودنِ بالماسکۀ حجاببانها (بعد از آن همه خرجِ پوچ و اتلاف منابع برای گشتهای داعشی ارشاد) و فواید و بلکه ضرورت جواز-دهی سهلگیرانه به کنسرتهای موسیقی داخلی و بینالمللی (مثل سیاست سعودیها در عربستانِ مهد اسلام)، استدلال کنیم و نیز راجع به اینکه، باران باریدن و یا خشکسالی یا شیوع بیماریهایی چون کرونا و فرآیندِ تولید واکسن، هیچ ربطی به رعایت و یا عدم رعایتِ حجاب اسلامی یا توطئۀ دشمنان ندارد، یا سریال بیتوقفِ اختلاسهای کلان، از مورد اخیرش، چای دبش (۳ میلیارد و سیصد و هفتاد میلیون دلار) که پس از اختلاس فولاد مبارکۀ اصفهان (۹۲ هزار میلیارد تومان) رخ داد، تا موارد قبلی چون اختلاس خاوری (۳ هزار میلیارد تومان)، اختلاس زنجانی (۱۳ هزار میلیارد تومان)، اختلاس محمدرضا رحیمی (۲ میلیارد و ۸۵۰ میلیون)، اختلاس سعید مرتضوی (۱ هزار میلیارد)، اختلاس پتروشیمی (۶.۶ میلیارد یورو) و اختلاس صندوق ذخیرۀ فرهنگیان (۸ هزار میلیارد) و...، یکسری تصادفِ کور و خطای موردی و شخصی نبوده و نیستند، بلکه حاصلِ «فساد سیستماتیک»اند؛ یعنی حاصل سیستمی بسته و غیردموکراتیک که اجازۀ ورود نخبگان به حلقههای مدیریتی کشور را نمیدهد و مآلاً حکومتی که متعلق به تمام ایرانیان است، توسطِ لشکر کوتولهها و هفتخطهای هزارچهره و قالتاق اشغال میشود. واقعاً چگونه میتوان نخبگانی پیدا کرد که هم مسلمان باشند، هم شیعه (آن هم شیعۀ ۱۲ امامی) و هم معتقد به تئوری ولایت مطلقۀ فقیه که جزء اصول دین نیست، و هم معتقدِ چشم و گوش بسته به مصداق امروزش، بدون کمترین زاویۀ انتقادی به سیاستهای کلانی که حال و روز مملکت را به این وضعیت فاجعهبار کشاندهاست؟
🍂 ندیدنِ این کوهِ عظیمِ نقصانهایِ سیستمیِ بنیانافکن که نخبگان دانشگاهی و روشنفکران جامعه و فعالان مدنی و سیاسیِ با سابقه، مکرر هشدار داده و میدهند و برای رفع آنها، با کمال حسن نیت و دلسوزی به حال سرنوشت ایران و مردمش، راه حل نشان میدهند از یک سو، و تشدیدِ گسلهای اجتماعی با پرداختن به کاههایی چون پوششِ مویِ دختران و زنان در مترو و مدارس و خیابانها، یا کشفِ حجابِ فلان بازیگر و سلبریتی، یا رقص و شادی در فلان بازار یا پارتیِ جوانان و... از سوی دیگر، دقیقاً همان اشتباهیست که رژیم سابق نیز بهدرجاتی ولو خفیفتر و با مصادیقی متفاوت، مرتکب شد. نظام اولویتبندیِ وارونه در تصمیمسازیهای کلان، مهمترین عاملِ سقوط حکومت پهلوی بود. حکومت پهلوی، بخشِ سنتی که اکثریت جامعه را تشکیل میدادند، نمیدید و با سیاستهای خطا و حسابنشدۀ خود، سرکوب و تحریکشان میکرد و به جریانهای انقلابیِ و چپ سوقشان میداد؛ حکومت اسلامی-آخوندی هم بخش مدرن که اکثریت جامعۀ امروز را تشکیل میدهند و موتور پیشران توسعۀ کشورند، نمیبیند و مدام با اصرار بر روشهای خطا و شکستخورده، تحریک و سرکوبشان میکند و از اولویتهای ضروریِ حکمرانیِ کارآمد و حرکت در مسیرِ توسعۀ کشور باز میماند.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فلسفۀ اسپینوزا ۵
@Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه پنجم
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #هستیکاوی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #هستیکاوی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 روانکاویِ جنگ غزه 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی 🔸پیرامون مختصات ذهنیِ منفی و مثبتِ تاریخیِ یهودیان و عربها (اسلامگرایان) 🔸سیطرۀ قدرت رسانهایِ اسرائیل و کور-چشمیِ استراتژیک-رسانهایِ حاصل از ایدئولوژی و نظام توتالیترِ بنیادگرایان اسلامی 🔸برنامهریزیِ حسابشده…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘دیکتاتور و دیالوگ؟
— روانشناسی سیاسی حاکمان ایران
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 روانشناسی سیاسی علمیست که به خوی و خصلت رهبران سیاسی و اهل قدرت میپردازد؛ اینکه چگونه میاندیشند و چگونه عمل میکنند و چه تصوراتی از خود و دیگران دارند؟ همگی در ذیل این شاخۀ علمی مورد بررسی قرار میگیرد.
🍂 ترسزدگی، بیاعتمادی به دیگران، حتی اعضای خانوادۀ خود، خودشیفتگی و غرور، خودبزرگبینی و خودحقپنداری از جمله خوی و خصلتهایی هستند که روانشناسان سیاسی، با مطالعۀ رفتارها و دستنوشتههای حاکمان به آنها اشاره کردهاند.
🍂 چند روز پیش، آقای رئیسی در جملهای اشاره کردند که:
🍂 ایشان به این علت، این خاطره احتمالاً ساختگی را مطرح میکنند که این روزها، بیش از همه بر تغییر قانون اساسی و اصلاحات بنیادین آن تاکید میشود. پیامد ضمنی سخنان رئیسی این است که لزومی ندارد تغییری صورت بگیرد؛ چون مترقیترین قانون اساسی جهان را داریم.
🍂 همین رفتار خودشیفتهگون را چند سال پیش، احمدینژاد (رئیس جمهور پوپولیست جمهوری اسلامی) هم آشکار کرده بود؛ با ذکر این سخن که برخی حین سخنرانی ایشان در مجمع عمومی سازمان ملل، شاهد هالۀ نور بودهاند و با این وسیله، میخواست به مخاطبانش بگوید که وی و جمهوری اسلامی که مبتنی بر «شریعت اسلامی» و با تکیه بر «آموزههای دینی و تشیع دوازده امامی» اداره میشود، از قدسیت خاصی برخوردار است، و امر قدسی البته امری نیست که تن به نقد بسپارد. در برابر امر قدسی، فقط باید سر خم کرد و تعظیم نمود.
🍂 با شنیدن این جملات، یاد سفرنامۀ مظفرالدین شاه به فرنگ افتادم. ببینیم ایشان چه میگویند:
🍂 هنگام بازگشت از سفر نخستین و هنگام ورود به تبریز، از مذاکراتش با کنسولهای روس و انگلیس و عثمانی و اینکه در همۀ بلاد کفر، بر وی خوش گذشتهاست و دربارۀ استقبال پرشور مردم در خاطرات خود، چنین نوشتهاست:
🍂 این خودشیفتگی و خودبزرگبینی، البته سویه دیگری هم دارد؛ فرد خودبزرگبین، لاجرم دیگران را کوچک و حقیر میبیند. فقط اوست که شجاع است. فقط اوست که قبلۀ عالم است و فقط اوست که میفرماید! زبان این جماعت و شیوۀ بیانشان، پر از تحقیر دیگریست:
🍂 دیکتاتور مطلقالعنان، همه را خدمتگزار و نوکر و کنیز خود میبیند:
🍂 زبان دیکتاتور خودشیفته، زبان امریست. از بالا به پایین است. امکان گفتگو با او وجود ندارد. فقط باید در برابر او سر تعظیم فرود آورد و آری گفت. وزیر که در پیشگاه او نوکری بیش نیست، همین رفتار خودشیفتهگون را با زیردستان خود میکند و اینگونه میشود که زبان جامعه، به زبان مداهنه و چاپلوسی و زبانی غیرارتباطی بدل میشود.
🍂 عباراتی چون «تصدقت گردم»، «فدایت شوم»، «قربانت بشوم»، «امر امر شماست»، «چاکریم»، «مخلصیم»، «گوش به فرمانیم»، «هرچه خسرو کند، شیرین کند»، تداوم همان وضعیت دیکتاتوری و زبان ایدئولوژیک و عادات زبانی نهادینه شدهاست. ما نهتنها باید با دیکتاتوری سیاسی مبارزه کنیم، بلکه باید همزمان مبارزهای گسترده را برای پالایش ذهن و زبان خود آغاز کنیم. زبانی که بر برابری حقوقی و شهروندی مدرن، و به قول هابرماس، زبانی «شایستۀ کنش ارتباطی عقلانی» باشد.
🍂 دیالوگ با دیکتاتور امکان ندارد؛ چون دیالوگ امری دوسویه و ارتباطی متقابل است. درحالیکه دیکتاتوری، امری یکسویه و از بالا به پایین است. اگر امروز حاکمان سیاسی ایران، قادر به گفتگو با جامعه نیستند؛ بخشی از آن را باید در روانشناسی سیاسیِ برآمده از فرهنگ دیکتاتوری جست. فرهنگی که تکتک ما را میتواند آلوده کند.
#زیستروان #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
— روانشناسی سیاسی حاکمان ایران
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 روانشناسی سیاسی علمیست که به خوی و خصلت رهبران سیاسی و اهل قدرت میپردازد؛ اینکه چگونه میاندیشند و چگونه عمل میکنند و چه تصوراتی از خود و دیگران دارند؟ همگی در ذیل این شاخۀ علمی مورد بررسی قرار میگیرد.
🍂 ترسزدگی، بیاعتمادی به دیگران، حتی اعضای خانوادۀ خود، خودشیفتگی و غرور، خودبزرگبینی و خودحقپنداری از جمله خوی و خصلتهایی هستند که روانشناسان سیاسی، با مطالعۀ رفتارها و دستنوشتههای حاکمان به آنها اشاره کردهاند.
🍂 چند روز پیش، آقای رئیسی در جملهای اشاره کردند که:
در آفریقا یکی از حقوقدانها به ما نزدیک شد و گفت، من تقریباً همۀ قوانین اساسی کشورهای جهان را مطالعه کردهام، ولی باید اعتراف کنم که قانون اساسی جمهوری اسلامی، یکی از مترقیترین قوانین اساسی جهان است(!).
🍂 ایشان به این علت، این خاطره احتمالاً ساختگی را مطرح میکنند که این روزها، بیش از همه بر تغییر قانون اساسی و اصلاحات بنیادین آن تاکید میشود. پیامد ضمنی سخنان رئیسی این است که لزومی ندارد تغییری صورت بگیرد؛ چون مترقیترین قانون اساسی جهان را داریم.
🍂 همین رفتار خودشیفتهگون را چند سال پیش، احمدینژاد (رئیس جمهور پوپولیست جمهوری اسلامی) هم آشکار کرده بود؛ با ذکر این سخن که برخی حین سخنرانی ایشان در مجمع عمومی سازمان ملل، شاهد هالۀ نور بودهاند و با این وسیله، میخواست به مخاطبانش بگوید که وی و جمهوری اسلامی که مبتنی بر «شریعت اسلامی» و با تکیه بر «آموزههای دینی و تشیع دوازده امامی» اداره میشود، از قدسیت خاصی برخوردار است، و امر قدسی البته امری نیست که تن به نقد بسپارد. در برابر امر قدسی، فقط باید سر خم کرد و تعظیم نمود.
🍂 با شنیدن این جملات، یاد سفرنامۀ مظفرالدین شاه به فرنگ افتادم. ببینیم ایشان چه میگویند:
«هنگام ترک انگلیس، مردم افسوس میخوردند از اینکه ما میرویم».
🍂 هنگام بازگشت از سفر نخستین و هنگام ورود به تبریز، از مذاکراتش با کنسولهای روس و انگلیس و عثمانی و اینکه در همۀ بلاد کفر، بر وی خوش گذشتهاست و دربارۀ استقبال پرشور مردم در خاطرات خود، چنین نوشتهاست:
«تقریباً تمام اهالی در خارج و داخل، اطراف معابر جمع شده بودند. اقلاً به قصد یکصد هزار نفر در اطراف خیابان و کوچه و بازار، از زن و مرد ایستاده و از دیدن ما اظهار مسرت و خوشحالی مینمودند و متصل سلام و صلوات میفرستادند».و ادامه میدهد:
«جمعیت مردم همه از مرد و زن، در اطراف خیابان و بامها بهقدری جمع شده بودند که مافوق نداشت و تماماً از روی یک ذوق مخصوصی، اظهار خوشحالی و مسرت و شکرگزاری زیاد از دیدن ما میکردند».
🍂 این خودشیفتگی و خودبزرگبینی، البته سویه دیگری هم دارد؛ فرد خودبزرگبین، لاجرم دیگران را کوچک و حقیر میبیند. فقط اوست که شجاع است. فقط اوست که قبلۀ عالم است و فقط اوست که میفرماید! زبان این جماعت و شیوۀ بیانشان، پر از تحقیر دیگریست:
«جناب اشرف اتابک اعظم آمدند. قدری فرمایشات کردیم و بعد استراحت فرمودیم».
🍂 دیکتاتور مطلقالعنان، همه را خدمتگزار و نوکر و کنیز خود میبیند:
«بعد از گردش پارک دومونو، آمدیم منزل و شب را در منزل بودیم و شام خوردیم و خوابیدیم. بعضی از نوکرها هم بودنند» و «جناب اشرف اعظم و وزیر دربار و سایر نوکرها بودند. رفتیم به مهمانخانهای که قوامالسلطنه برای ما گرفتهاست؛ بسیار هتل خوبیست. حقیقتا بسیار نوکر خوبیست. از خدمات نوکریاش راضی هستیم».
🍂 زبان دیکتاتور خودشیفته، زبان امریست. از بالا به پایین است. امکان گفتگو با او وجود ندارد. فقط باید در برابر او سر تعظیم فرود آورد و آری گفت. وزیر که در پیشگاه او نوکری بیش نیست، همین رفتار خودشیفتهگون را با زیردستان خود میکند و اینگونه میشود که زبان جامعه، به زبان مداهنه و چاپلوسی و زبانی غیرارتباطی بدل میشود.
🍂 عباراتی چون «تصدقت گردم»، «فدایت شوم»، «قربانت بشوم»، «امر امر شماست»، «چاکریم»، «مخلصیم»، «گوش به فرمانیم»، «هرچه خسرو کند، شیرین کند»، تداوم همان وضعیت دیکتاتوری و زبان ایدئولوژیک و عادات زبانی نهادینه شدهاست. ما نهتنها باید با دیکتاتوری سیاسی مبارزه کنیم، بلکه باید همزمان مبارزهای گسترده را برای پالایش ذهن و زبان خود آغاز کنیم. زبانی که بر برابری حقوقی و شهروندی مدرن، و به قول هابرماس، زبانی «شایستۀ کنش ارتباطی عقلانی» باشد.
🍂 دیالوگ با دیکتاتور امکان ندارد؛ چون دیالوگ امری دوسویه و ارتباطی متقابل است. درحالیکه دیکتاتوری، امری یکسویه و از بالا به پایین است. اگر امروز حاکمان سیاسی ایران، قادر به گفتگو با جامعه نیستند؛ بخشی از آن را باید در روانشناسی سیاسیِ برآمده از فرهنگ دیکتاتوری جست. فرهنگی که تکتک ما را میتواند آلوده کند.
#زیستروان #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
Telegram
نقدآگین
📘اندوه مردی که خواست «سلطان» باشد
✍🏻 دکتر #علیرضا_ترکمن
🍂 تتلو با آن استعداد و کوششی که داشت، در ذهن درمانگر و اصلاحگر من، همیشه پر از حسرت و اگر بودهاست؛ اگر مخدر را ترک میکرد، اگر روحش را به شیطان نمیفروخت، اگر به هر شکلی نمیخواست دیده بشود، اگر با یک تراپیست حرف میزد و هزاران اگر دیگر که اگر تحقق مییافت، میتوانست از این تراژدی جلوگیری کند. در روانشناسی، افکار مهمند، اما «طرز فکر»ها مهمترند؛ طرز فکری که میتواند آدمها را نابود کند، طرز فکر «هرچی بیشتر بهتر» است. یکجور منفعتطلبیِ غیراخلاقی که به هیچ اصولی پایبند نیست.
🍂 امیر تتلو، قریب ۸ میلیون پست در فضای مجازی گذاشته و فکر میکنم، نزدیک ۵۰۰ آهنگ تولید کردهاست. رقم عجیبیست و نشان میدهد که این آدم، برای دیدهشدن و موفقیت و لذتبردن، از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاست. مسئله دقیقاً همین است که شما هیچ اصول و خط قرمز و سقفی برای لذتی که میخواهید ببرید نداشته باشد و از مخدر و آزار جنسی گرفته تا مواضع سیاسی و توهین به مردم، برای رسیدن به لذت و توجه و پول و... استفاده کنید.
🍂 همۀ ما یک تتلوی کوچولو در ذهن خودمان داریم که به ما میگوید، ارزشها و اصول اخلاقی مهم نیستند؛ با فلان نهاد کار کن و برو بالا؛ گور پدرشون، از تورم استفاده کن و پول دربیار؛ مهم نیست یه چیزی نشر کنی که دیده بشی؛ تعهد تو رابطه رو بذار کنار و...
🍂 و چقدر این منفعتطلبی میتواند کنترل زندگیمان را از ما بگیرد و ما به هر خفت و کثافتی تن بدیم که منفعت بیشتر و لذت بیشتری کسب کنیم. اگر هیچوقت به هیچ چیزی نه نگیم و ارزشمند بدونیم که هر چیزی رو فدای منفعت و لذت آنیمان بکنیم؛ نتیجهاش آدمی مثل تتلو میشود.
🍂 باری، تتلو برایم تصویر یک آدم زجر کشیده است؛ چهره و اندامش، پر از زخم است که سعی کردهاست قشنگ نشانشان بدهد، اما نیستند؛ چهره زیبا نیست، نقشها مأیوسکننده و ترسناکند. من چهرۀ کودک قربانیای را میبینم که بهشکل رقتانگیزی، از خودش فرار میکند و نمیداند که از زندگیاش چی میخواهد؟ و بهشکل یأسآوری، از زندگیاش فقط لذت بردن و فرار از مواجهه با خود و جستجوی زیستی اصیل.
#زیستروان #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #علیرضا_ترکمن
🍂 تتلو با آن استعداد و کوششی که داشت، در ذهن درمانگر و اصلاحگر من، همیشه پر از حسرت و اگر بودهاست؛ اگر مخدر را ترک میکرد، اگر روحش را به شیطان نمیفروخت، اگر به هر شکلی نمیخواست دیده بشود، اگر با یک تراپیست حرف میزد و هزاران اگر دیگر که اگر تحقق مییافت، میتوانست از این تراژدی جلوگیری کند. در روانشناسی، افکار مهمند، اما «طرز فکر»ها مهمترند؛ طرز فکری که میتواند آدمها را نابود کند، طرز فکر «هرچی بیشتر بهتر» است. یکجور منفعتطلبیِ غیراخلاقی که به هیچ اصولی پایبند نیست.
🍂 امیر تتلو، قریب ۸ میلیون پست در فضای مجازی گذاشته و فکر میکنم، نزدیک ۵۰۰ آهنگ تولید کردهاست. رقم عجیبیست و نشان میدهد که این آدم، برای دیدهشدن و موفقیت و لذتبردن، از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاست. مسئله دقیقاً همین است که شما هیچ اصول و خط قرمز و سقفی برای لذتی که میخواهید ببرید نداشته باشد و از مخدر و آزار جنسی گرفته تا مواضع سیاسی و توهین به مردم، برای رسیدن به لذت و توجه و پول و... استفاده کنید.
🍂 همۀ ما یک تتلوی کوچولو در ذهن خودمان داریم که به ما میگوید، ارزشها و اصول اخلاقی مهم نیستند؛ با فلان نهاد کار کن و برو بالا؛ گور پدرشون، از تورم استفاده کن و پول دربیار؛ مهم نیست یه چیزی نشر کنی که دیده بشی؛ تعهد تو رابطه رو بذار کنار و...
🍂 و چقدر این منفعتطلبی میتواند کنترل زندگیمان را از ما بگیرد و ما به هر خفت و کثافتی تن بدیم که منفعت بیشتر و لذت بیشتری کسب کنیم. اگر هیچوقت به هیچ چیزی نه نگیم و ارزشمند بدونیم که هر چیزی رو فدای منفعت و لذت آنیمان بکنیم؛ نتیجهاش آدمی مثل تتلو میشود.
🍂 باری، تتلو برایم تصویر یک آدم زجر کشیده است؛ چهره و اندامش، پر از زخم است که سعی کردهاست قشنگ نشانشان بدهد، اما نیستند؛ چهره زیبا نیست، نقشها مأیوسکننده و ترسناکند. من چهرۀ کودک قربانیای را میبینم که بهشکل رقتانگیزی، از خودش فرار میکند و نمیداند که از زندگیاش چی میخواهد؟ و بهشکل یأسآوری، از زندگیاش فقط لذت بردن و فرار از مواجهه با خود و جستجوی زیستی اصیل.
#زیستروان #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
توسعه بدون دموکراسی؟
@Naqdagin
🎧 آیا توسعۀ اقتصادی بدون دموکراسی ممکن است؟
🎙رضا بخشی آنی (تحلیلگر اقتصاد) و فائز دینپرستی صالح (تحلیلگر اقتصاد سیاسی)
🍂 نظریۀ غالب میگوید که اقتصاد آزاد و دموکراسی، دو وجه واقعیتی یگانه هستند. همچنانکه عناصر اصلی دموکراسی، یعنی آزادی، رقابت، قرارداد و... عناصر اصلی اقتصاد آزاد هم به حساب میآیند.
🍂 در مقابل، برخی از نظریهپردازان هم بر این باورند که چنین نیست و آنچه ما در مثلا اروپای غربی و آمریکای شمالی در خصوص ظهور دموکراسی و اقتصاد آزاد با فاصلهای کم و بیش اندک شاهد بودیم، صرفا حاصل یک تقارن بودهاست. شاید چین و مالزی سنگاپور و اخیرا کشورهای عربی خلیج فارس رو بتوان شاهد آورد که لزوما سرمایهداری و عملکرد اقتصادی میتواند لازمه ظهور دموکراسی نباشد.
❓اما آیا رشد اقتصادی حاصل شده در این کشورها پایدار است؟ آيا در ایران نیز میتوانیم رشد و توسعه اقتصادی بدون دموکراسی تجربه کنیم؟
🗄پست مرتبط
📕توهمِ پینوشهخواهی
📺 آیا ایران در زمان پهلوی در حال تبدیل شدن به ژاپن دوم بود؟
#سیاست #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙رضا بخشی آنی (تحلیلگر اقتصاد) و فائز دینپرستی صالح (تحلیلگر اقتصاد سیاسی)
🍂 نظریۀ غالب میگوید که اقتصاد آزاد و دموکراسی، دو وجه واقعیتی یگانه هستند. همچنانکه عناصر اصلی دموکراسی، یعنی آزادی، رقابت، قرارداد و... عناصر اصلی اقتصاد آزاد هم به حساب میآیند.
🍂 در مقابل، برخی از نظریهپردازان هم بر این باورند که چنین نیست و آنچه ما در مثلا اروپای غربی و آمریکای شمالی در خصوص ظهور دموکراسی و اقتصاد آزاد با فاصلهای کم و بیش اندک شاهد بودیم، صرفا حاصل یک تقارن بودهاست. شاید چین و مالزی سنگاپور و اخیرا کشورهای عربی خلیج فارس رو بتوان شاهد آورد که لزوما سرمایهداری و عملکرد اقتصادی میتواند لازمه ظهور دموکراسی نباشد.
❓اما آیا رشد اقتصادی حاصل شده در این کشورها پایدار است؟ آيا در ایران نیز میتوانیم رشد و توسعه اقتصادی بدون دموکراسی تجربه کنیم؟
🗄پست مرتبط
📕توهمِ پینوشهخواهی
📺 آیا ایران در زمان پهلوی در حال تبدیل شدن به ژاپن دوم بود؟
#سیاست #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 همۀ مخالفانِ دموکراسی
🎙#مراد_ثقفی
🔸بهعلت استمرار «آگاهیِ سرزمینی» در تاریخ معاصر و خودآگاهی ما به «وضعیت تاریخیِ جزیرهای»مان و میل گستردۀ جامعۀ ما به «سوادآموزی» و گسترش مستمر و شتابناک «شهرنشینی»، ۳ ویژگی را در ساخت سیاسی #ایران میبینیم:
۱. حضور مستمر و فزایندۀ مردم در سیاست و امر مشترک اچتماعی (در همهجای جهان چنین نیست؛ در فرانسه چنین وضعیتی داریم، در آلمان و سوئیس نداریم در این سطح)
۲. هیچ جریان سیاسی که از دوران مشروطیت سر بلند کردهاست، تا به امروز از بین نرفتهاست و قابل حذف نیست: ملی، چپی، راستی، مذهبی، سلطنتطلب، مصدقی و...؛ اگر انقلابی نیز صورت بگیرد، باز هیچ کدام از این نیروها حذفشدنی نخواهند بود
۳. «عشق به ایران» دربارۀ تمام گروههای سیاسی ما صادق است؛ حتی آنان که با نفی این امور مطرح شدهاند
🔸مردم ایران به عرصۀ سیاست انتخاباتی بیتردید برمیگردند؛ فقط کافیست آزادی انتخاب کاندیدها به سطح دهۀ هفتاد و هشتاد برگردد. حرکتهای اخیر، هیچ دستاورد محسوسی نداشت، جز شعار اولیهاش: «زن، زندگی، آزادی» و کسبِ آزادیِ نسبی از حجاب. اگر همین الآن در خیابان بروید کاملا آشکار است که دستاورد این ماجرا به وجود آمدن یکسری انسان آزادۀ آگاه به آزادی خودش است که هنوز یک مقدار میترسد. یک شهروند جديدی به دنيا آمده است؛ اين شهروند جديد قرار نيست سوژۀ انقلاب هر گروهی بشود. نیروهای رادیکالِ برانداز به نظر من، خودِ بنبستاند
🔸جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بسیار ملی بود و قابل ستایش، با وجود آنکه بخش گستردهای از آن متعلق به ایرانیان خارج از وطن بود
🔸داستان مولدسازی یک فاجعۀ تمامعیار برای هر نوع ساختار سیاسیست
🔸«نظرسنجی» یکی از ابزارهای مهم دموکراسیست که کسی به سازوکار استفاده از آن و ضرورتش فکر نکرده و از سویی دیگر، اولین رفراندومی که برخی پیشنهاد میدهند، رفراندوم قانون اساسی است و میان این دو بسیار فاصله است
❓چرا ما باید اینقدر سریع رادیکالیزه و دچار نفرت از دیگر گروههای سیاسی شویم و دنبال حذفشان در ساحت شعار و نظر برویم؟
#سیاست #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مراد_ثقفی
🔸بهعلت استمرار «آگاهیِ سرزمینی» در تاریخ معاصر و خودآگاهی ما به «وضعیت تاریخیِ جزیرهای»مان و میل گستردۀ جامعۀ ما به «سوادآموزی» و گسترش مستمر و شتابناک «شهرنشینی»، ۳ ویژگی را در ساخت سیاسی #ایران میبینیم:
۱. حضور مستمر و فزایندۀ مردم در سیاست و امر مشترک اچتماعی (در همهجای جهان چنین نیست؛ در فرانسه چنین وضعیتی داریم، در آلمان و سوئیس نداریم در این سطح)
۲. هیچ جریان سیاسی که از دوران مشروطیت سر بلند کردهاست، تا به امروز از بین نرفتهاست و قابل حذف نیست: ملی، چپی، راستی، مذهبی، سلطنتطلب، مصدقی و...؛ اگر انقلابی نیز صورت بگیرد، باز هیچ کدام از این نیروها حذفشدنی نخواهند بود
۳. «عشق به ایران» دربارۀ تمام گروههای سیاسی ما صادق است؛ حتی آنان که با نفی این امور مطرح شدهاند
🔸مردم ایران به عرصۀ سیاست انتخاباتی بیتردید برمیگردند؛ فقط کافیست آزادی انتخاب کاندیدها به سطح دهۀ هفتاد و هشتاد برگردد. حرکتهای اخیر، هیچ دستاورد محسوسی نداشت، جز شعار اولیهاش: «زن، زندگی، آزادی» و کسبِ آزادیِ نسبی از حجاب. اگر همین الآن در خیابان بروید کاملا آشکار است که دستاورد این ماجرا به وجود آمدن یکسری انسان آزادۀ آگاه به آزادی خودش است که هنوز یک مقدار میترسد. یک شهروند جديدی به دنيا آمده است؛ اين شهروند جديد قرار نيست سوژۀ انقلاب هر گروهی بشود. نیروهای رادیکالِ برانداز به نظر من، خودِ بنبستاند
🔸جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بسیار ملی بود و قابل ستایش، با وجود آنکه بخش گستردهای از آن متعلق به ایرانیان خارج از وطن بود
🔸داستان مولدسازی یک فاجعۀ تمامعیار برای هر نوع ساختار سیاسیست
🔸«نظرسنجی» یکی از ابزارهای مهم دموکراسیست که کسی به سازوکار استفاده از آن و ضرورتش فکر نکرده و از سویی دیگر، اولین رفراندومی که برخی پیشنهاد میدهند، رفراندوم قانون اساسی است و میان این دو بسیار فاصله است
❓چرا ما باید اینقدر سریع رادیکالیزه و دچار نفرت از دیگر گروههای سیاسی شویم و دنبال حذفشان در ساحت شعار و نظر برویم؟
#سیاست #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin