🌾🌬 «جشن فَروَرگان» جشن شاد کردن روان درگذشتگان و یادبود رفتگان بود. ایرانیان در این زمان کنار گور یا گوردخمهی رفتگان خوراک میگذاشتند. امروز سر زدن به مزار رفتگان در روزهای پایانی سال و پتیست(نذری) دادن بهجا مانده از این جشن است.
به باور آنها در این روز روان درگذشتگان به بازدید خانههایشان میآید. پس برای شاد کردن آنها، خانهها را پاکیزه میکردند، در بامها آتش میافروختند و سبزی، شیرینی و خوراک میگذاشتند، دشمنیها را کنار میگذاشتند و از نیازمندان دستگیری میکردند.
فرورگان در ایران و هند هنباز(مشترک) بود. همسان آن را کاتولیکها نیز دارند. امروز پارسیان هند در این جشن چوبهای خوشبو دود میکنند، پوشاک تازه و خوشبو میپوشند، در آتشکدهها نیایش میکنند و میان باشندگان گل و میوه بخش میکنند.
#جشن_فروردگان در «اشتاد روز» یا ۲۶ اسپند آغاز میشد و ۱۰ روز دنباله داشت. جشن فروردینگان در فروردینماه گونهی دیگر آن است و بیرونی هر دو را با یک نام خوانده است.
⛰ فرتورها از چند گوردخمه است. گونهای از آرامگاه شاهان ایران که در کوهها و سنگهای بزرگ ساخته میشد.
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🌬🌾 @AdabSar
به باور آنها در این روز روان درگذشتگان به بازدید خانههایشان میآید. پس برای شاد کردن آنها، خانهها را پاکیزه میکردند، در بامها آتش میافروختند و سبزی، شیرینی و خوراک میگذاشتند، دشمنیها را کنار میگذاشتند و از نیازمندان دستگیری میکردند.
فرورگان در ایران و هند هنباز(مشترک) بود. همسان آن را کاتولیکها نیز دارند. امروز پارسیان هند در این جشن چوبهای خوشبو دود میکنند، پوشاک تازه و خوشبو میپوشند، در آتشکدهها نیایش میکنند و میان باشندگان گل و میوه بخش میکنند.
#جشن_فروردگان در «اشتاد روز» یا ۲۶ اسپند آغاز میشد و ۱۰ روز دنباله داشت. جشن فروردینگان در فروردینماه گونهی دیگر آن است و بیرونی هر دو را با یک نام خوانده است.
⛰ فرتورها از چند گوردخمه است. گونهای از آرامگاه شاهان ایران که در کوهها و سنگهای بزرگ ساخته میشد.
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🌬🌾 @AdabSar
🌼🍀🌺
🍀🌺
🌺
ندانی که هرکس که هَنگام جُست
ز کار آن گزیند که باید نخست؟
تو گر بای هَنگام جویی همی
دل از نیکُویها بشویی همی
همه کارِ بیگاه بیبر بُوَد
بهین از تنِ زندگان سر بُوَد
سرِ راستی دانش آرَد دُرُست
خُنُک آنک از آغاز فرجام جُست
#فردوسی
و همواره:
درود جهانآفرین بر تو باد
خمِ چرخِ گردان زمین تو باد
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🍀🌺
🌼🍀🌺
🍀🌺
🌺
ندانی که هرکس که هَنگام جُست
ز کار آن گزیند که باید نخست؟
تو گر بای هَنگام جویی همی
دل از نیکُویها بشویی همی
همه کارِ بیگاه بیبر بُوَد
بهین از تنِ زندگان سر بُوَد
سرِ راستی دانش آرَد دُرُست
خُنُک آنک از آغاز فرجام جُست
#فردوسی
و همواره:
درود جهانآفرین بر تو باد
خمِ چرخِ گردان زمین تو باد
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🍀🌺
🌼🍀🌺
🌱
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بردمیدن بودی
#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بردمیدن بودی
#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
«گوسپند» واژهای پارسیست که نباید آن را «گوسفند» خواند یا نوشت!
گوسپند = گو + سپند
گو (GOW) = جانور خانگی مانند گاو، بز و میش
سپند یا سپنت = ورجاوند (مقدس)
در داستانهای باستانی ایرانزمین آمده که این جانور جان زرتشت پیامبر را در کودکی رهانیده است، از آن پس واژهی «سپند» به نام آن افزوده شد.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
فرتور نوآورانه از: هِلگا استِنتزِل
@AdabSar
گوسپند = گو + سپند
گو (GOW) = جانور خانگی مانند گاو، بز و میش
سپند یا سپنت = ورجاوند (مقدس)
در داستانهای باستانی ایرانزمین آمده که این جانور جان زرتشت پیامبر را در کودکی رهانیده است، از آن پس واژهی «سپند» به نام آن افزوده شد.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
فرتور نوآورانه از: هِلگا استِنتزِل
@AdabSar
👍1
🌦 @AdabSar
برادران من، دل گنجینهی خدایی و جایگاه ریزش رحمت الهی است و مرکز کشور تن، دل است که همیشه بین وسواس شیطان و تلقین ملک است. باید مراقب دل بود که آنچه بر دل غالب بود، اعضا و قوا زیر فرمان اوست و چون بستگی دنیا دام جان و مایهی هر خطاست دل را باید به دستور، متوجه غیب نمود و از غیب خود را به غیب مطلق آورد که پراکندگی خیال و وساوس رفع و هموم یکی گردد و نفس پاکیزه شود و اخلاق نکوهیده که زاییدهی ی دوستی دنیاست برود و به جای آن اخلاق پسندیده آید و متدرجا انس به یاد خدا افزون گردد تا دری که خداوند گشوده، باز و دل جایگاه یار شود.
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
برادران من، دل گنجینهی خدایی و جایگاه ریزش بخشایش خدایی است و میان کشور تن، دل است که همیشه میان دو دلی اهریمن و وادار نمودن پادشاه است. باید دیدهبان دل بود که آنچه بر دل برتر بود، اندامها و نیروها زیر فرمان اوست و چون بستگی جهان دام جان و مایهی هر نادرستی است دل را باید به دستور، هشیار پنهانها نمود و از پنهان خود را به پنهان تنها آورد که پراکندگی پندار و دودلیها برداشتن و اندوهها یکی گردد و خود پاکیزه شود و خوی نکوهیده که زاییدهی دوستی جهان است، برود و به جای آن خوی پسندیده آید و به آرامی خو گیری به یاد خدا افزون گردد تا دری که خداوند گشوده، باز و دل جایگاه یار شود.
✍ فرستنده #اردشیر_مردیها
🌦 @AdabSar
برادران من، دل گنجینهی خدایی و جایگاه ریزش رحمت الهی است و مرکز کشور تن، دل است که همیشه بین وسواس شیطان و تلقین ملک است. باید مراقب دل بود که آنچه بر دل غالب بود، اعضا و قوا زیر فرمان اوست و چون بستگی دنیا دام جان و مایهی هر خطاست دل را باید به دستور، متوجه غیب نمود و از غیب خود را به غیب مطلق آورد که پراکندگی خیال و وساوس رفع و هموم یکی گردد و نفس پاکیزه شود و اخلاق نکوهیده که زاییدهی ی دوستی دنیاست برود و به جای آن اخلاق پسندیده آید و متدرجا انس به یاد خدا افزون گردد تا دری که خداوند گشوده، باز و دل جایگاه یار شود.
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
برادران من، دل گنجینهی خدایی و جایگاه ریزش بخشایش خدایی است و میان کشور تن، دل است که همیشه میان دو دلی اهریمن و وادار نمودن پادشاه است. باید دیدهبان دل بود که آنچه بر دل برتر بود، اندامها و نیروها زیر فرمان اوست و چون بستگی جهان دام جان و مایهی هر نادرستی است دل را باید به دستور، هشیار پنهانها نمود و از پنهان خود را به پنهان تنها آورد که پراکندگی پندار و دودلیها برداشتن و اندوهها یکی گردد و خود پاکیزه شود و خوی نکوهیده که زاییدهی دوستی جهان است، برود و به جای آن خوی پسندیده آید و به آرامی خو گیری به یاد خدا افزون گردد تا دری که خداوند گشوده، باز و دل جایگاه یار شود.
✍ فرستنده #اردشیر_مردیها
🌦 @AdabSar
💃🏻🥁 @AdabSar
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
حافظ
حاجی فیروز، پیامآور بهار، اگر او را همان میر نوروزی بدانیم، کسی نمیداند از کدام راه دور پا به آیین ما گذاشته است. با هم دیدگاه فرهیختگان را در این باره واکاوی میکنیم.
🪗 دکتر مهرداد بهار در نبیک (کتاب) «از استوره تا تاریخ» حاجیفیروز را وابسته به جشنهای سیاوش دانسته است. به گفتهی او گمان میرود که این چهره برگرفته از یکی از استورههای تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میانرودان باستان باشد. او درباره چهرهی سیاه حاجیفیروز مینویسد: چهرهی سیاه شدهی حاجیفیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمین مردگان است و جامهی سرخ او، نشان از خون سیاوش دارد. او همچنین گفتهاست که واژهی سیاوش میتواند به مانک «مردِ سیاه» یا «سیاهرخ» باشد.
🪗 دکتر کتایون مزداپور داستان اين جنبش نمادین و استورهای را که بنیانیترین نماد نوروز است، چنین باز گفته است: «ایشتر» که همان «ایزدبانوی تموز» است، «شاه دوموزی» را برای همسری برمیگزیند. یک روز ایشتر به زیر زمين میرود. هنوز روشن نیست که چرا میرود. برخی گمان بردهاند که شاید خودش، ایزدبانوی زير زمين نيز باشد. با رفتنش به زير زمين، باروری در روی زمين باز ایستاد. ديگر نه درختی سبز شد و نه ديگر گياهی رویید. زندگی از روند سرشتین ایستاد و هيچ كس برای پرستشگاه خدایان پیشکش نداد. پس خدايان که از ايستایی جهان آزرده بودند، برای یافتن چاره، نشستی سامان میدهند و بر آن میشوند که نيمی از سال را دوموزی به زير زمين برود و زمانی که دوموزی به روی زمين میآيد، نيم ديگر سال را خواهرش كه «گشتی ننه» نام دارد به جای برادر به زير زمين برود. زمانی که دوموزی به روی زمین میآيد، بهار میشود و همهی آیین نوروز هم گوییا و چه بسا به شَوَند آمدن اوست.
زمانی که دوموزی را از زير زمين به بيرون میفرستند، لبانش را قرمز میکنند و دایره و تنبک و ساز و نیلبک به دستش میدهند و اين به چَم (معنی) خود حاجی فيروز است. دكتر مزداپور باور دارد که با برگردان روان این نماد اكدی از استوره حاجی فيروز رازگشایی شد. دموزی نماد نرینگی و باروری است و گشتیننه خواهرش نماد مادینگی.
🪗 بهار مختاریان، استورهشناس، بودن حاجیفیروز را بازنمود نمایش بازگشت مردگان در پایان زمستان و خوشآمدگویی به زنده شدن گیتی میداند. بخشش به این روانها همانگونه که فروردین یشت (یکی از بخشهای اوستا) به روشنی میگوید، مایهی برکت است. گفته میشود که روانهای سپنتا (ارواح مقدس) از خان خود به پرواز درمیآیند و ۱۰ روز با هم در آنجا میچرخند تا بدانند چه کسی آنها را میستاید، چه کسی شادمان میشود و برایشان با دستان بخشنده، با کرپانی (قربانی)، شیر و خوراک میآورد. چه کسی نامشان را میخواند. آنکه برای روانهای نیاکان خود کرپانی آماده سازد، برای خود خوراک جاودان فراهم کرده است.
📕 بازخَنها (منابع):
۱-مهرداد بهار، از استوره تا تاریخ
۲-کتایون مزداپور، مجموعه مقالات
۳-بهار مختاریان، گفت گو با خبرگزاری ایسنا ۴/۱۲/۹۴
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
#حاجی_فیروز #نوروز
💃🏻🥁 @AdabSar
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
حافظ
حاجی فیروز، پیامآور بهار، اگر او را همان میر نوروزی بدانیم، کسی نمیداند از کدام راه دور پا به آیین ما گذاشته است. با هم دیدگاه فرهیختگان را در این باره واکاوی میکنیم.
🪗 دکتر مهرداد بهار در نبیک (کتاب) «از استوره تا تاریخ» حاجیفیروز را وابسته به جشنهای سیاوش دانسته است. به گفتهی او گمان میرود که این چهره برگرفته از یکی از استورههای تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میانرودان باستان باشد. او درباره چهرهی سیاه حاجیفیروز مینویسد: چهرهی سیاه شدهی حاجیفیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمین مردگان است و جامهی سرخ او، نشان از خون سیاوش دارد. او همچنین گفتهاست که واژهی سیاوش میتواند به مانک «مردِ سیاه» یا «سیاهرخ» باشد.
🪗 دکتر کتایون مزداپور داستان اين جنبش نمادین و استورهای را که بنیانیترین نماد نوروز است، چنین باز گفته است: «ایشتر» که همان «ایزدبانوی تموز» است، «شاه دوموزی» را برای همسری برمیگزیند. یک روز ایشتر به زیر زمين میرود. هنوز روشن نیست که چرا میرود. برخی گمان بردهاند که شاید خودش، ایزدبانوی زير زمين نيز باشد. با رفتنش به زير زمين، باروری در روی زمين باز ایستاد. ديگر نه درختی سبز شد و نه ديگر گياهی رویید. زندگی از روند سرشتین ایستاد و هيچ كس برای پرستشگاه خدایان پیشکش نداد. پس خدايان که از ايستایی جهان آزرده بودند، برای یافتن چاره، نشستی سامان میدهند و بر آن میشوند که نيمی از سال را دوموزی به زير زمين برود و زمانی که دوموزی به روی زمين میآيد، نيم ديگر سال را خواهرش كه «گشتی ننه» نام دارد به جای برادر به زير زمين برود. زمانی که دوموزی به روی زمین میآيد، بهار میشود و همهی آیین نوروز هم گوییا و چه بسا به شَوَند آمدن اوست.
زمانی که دوموزی را از زير زمين به بيرون میفرستند، لبانش را قرمز میکنند و دایره و تنبک و ساز و نیلبک به دستش میدهند و اين به چَم (معنی) خود حاجی فيروز است. دكتر مزداپور باور دارد که با برگردان روان این نماد اكدی از استوره حاجی فيروز رازگشایی شد. دموزی نماد نرینگی و باروری است و گشتیننه خواهرش نماد مادینگی.
🪗 بهار مختاریان، استورهشناس، بودن حاجیفیروز را بازنمود نمایش بازگشت مردگان در پایان زمستان و خوشآمدگویی به زنده شدن گیتی میداند. بخشش به این روانها همانگونه که فروردین یشت (یکی از بخشهای اوستا) به روشنی میگوید، مایهی برکت است. گفته میشود که روانهای سپنتا (ارواح مقدس) از خان خود به پرواز درمیآیند و ۱۰ روز با هم در آنجا میچرخند تا بدانند چه کسی آنها را میستاید، چه کسی شادمان میشود و برایشان با دستان بخشنده، با کرپانی (قربانی)، شیر و خوراک میآورد. چه کسی نامشان را میخواند. آنکه برای روانهای نیاکان خود کرپانی آماده سازد، برای خود خوراک جاودان فراهم کرده است.
📕 بازخَنها (منابع):
۱-مهرداد بهار، از استوره تا تاریخ
۲-کتایون مزداپور، مجموعه مقالات
۳-بهار مختاریان، گفت گو با خبرگزاری ایسنا ۴/۱۲/۹۴
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
#حاجی_فیروز #نوروز
💃🏻🥁 @AdabSar
ادبسار
⚱ واژگان پارسی در زبان عربی بَرزًغ، برزوغ = از پارسی پُرزیغ (پر ذوق و نشاط) بُرزُل = از پارسی پزُال، مرد تنومند بَرزنت = از پارسی برزیدن، نگرنده بَرزه = از پارسی برزگر، برزکار برزیق = از پارسی پَروَز، (صفبندی مردم و ستور) برزین =از پارسی برزین، کوزهای برای…
🪶 واژگان پارسی در زبان عربی
بَرَستوک = از پارسی پرستو
بَرسیاووشان = از پارسی پرسیاووشان. گیاهی است پایا از تیرهی سرخسها با ساقههای باریک و برگهای ریز که در جاهای گرم و نمناک میروید. در انگلیسی Adiantum capillus-veneris میگویند.
بُرشُم = از پارسی برشم، روی بند، مِغنا
بَرطیل = از پارسی پَرتَلِه، (آسیازنه آهن بلندی که با آن آسیاب را دندانه دهند)
بَرغَز = از پارسی بُزغُر، بچه گاو جنگلی و از بُزمُرغ (پرنده ی بز مانند)
بَرغشت = از پارسی برغست سبزی مانند اسپناج که پخته آن را میخورند، ترهی بهاری.
بُرغُل = از پارسی بَرغول، گندم خرد شده
بُرغی = از پارسی بُرغو، پیچ آهنی و…
بَرَق = از پارسی بَرّه
برقیل = از پارسی برغیل، کمانی که از آن گلوله رها میکنند
بَرقَع = از پارسی پرده، پردَک
برکار = از پارسی پرگار، چنبرکِش
بَرّکَان، بَرنَکان = از پارسی پرکانه، جامهی ابریشمی کلفت و سیاه، گلیم سیاه (دهخدا)
بَرَکنده = از پارسی پرکنده، درمانده
🪶 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت، ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس، ۲۰۰۳
۳- معجم المعربات
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🪶 @AdabSar
بَرَستوک = از پارسی پرستو
بَرسیاووشان = از پارسی پرسیاووشان. گیاهی است پایا از تیرهی سرخسها با ساقههای باریک و برگهای ریز که در جاهای گرم و نمناک میروید. در انگلیسی Adiantum capillus-veneris میگویند.
بُرشُم = از پارسی برشم، روی بند، مِغنا
بَرطیل = از پارسی پَرتَلِه، (آسیازنه آهن بلندی که با آن آسیاب را دندانه دهند)
بَرغَز = از پارسی بُزغُر، بچه گاو جنگلی و از بُزمُرغ (پرنده ی بز مانند)
بَرغشت = از پارسی برغست سبزی مانند اسپناج که پخته آن را میخورند، ترهی بهاری.
بُرغُل = از پارسی بَرغول، گندم خرد شده
بُرغی = از پارسی بُرغو، پیچ آهنی و…
بَرَق = از پارسی بَرّه
برقیل = از پارسی برغیل، کمانی که از آن گلوله رها میکنند
بَرقَع = از پارسی پرده، پردَک
برکار = از پارسی پرگار، چنبرکِش
بَرّکَان، بَرنَکان = از پارسی پرکانه، جامهی ابریشمی کلفت و سیاه، گلیم سیاه (دهخدا)
بَرَکنده = از پارسی پرکنده، درمانده
🪶 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت، ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس، ۲۰۰۳
۳- معجم المعربات
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🪶 @AdabSar
👰🏻♀🤵🏻♂ @AdabSar
پیوندها و رویاروییها
✍ نویسنده و فرستنده: #احمد_ابراهیمیان(رهگذر)
جشن آغازین پیوند(ازدواج) در تیرههای گونهگون ایرانی مانند همهی جهان جشنی شادانه و بهیادماندنی است.
ولی آنچه مردم را درگیر خود میکند، برنامهریزی و هماهنگی آیینهای ریز و درشت پیش از آن است که دامنهی بسیاری از آن به پس از جشن هم کشیده میشود.
نمونهی میانوند همهی تیرهها، پررنگ کردن دوسویگی این پیوند است که دانسته یا نادانسته کسانی که تا دیروز دوست و یار و یاور هم بودند از روز یا شب خواستگاری روبهروی هم مینشینند و در بهم پیوستگی و هتا نگاه به هم تیزنگری میکنند و در پیمان نوشتها و گفتوگوها به نام پیروی از هنجارها میکوشند دست برتر را داشته باشند و همین نکتهها کم کم افزون شده و هنجارهای دست و پاگیر دیگری از دل آن بیرون میآید و گاه رنجش و دلخوری هم میزاید.
نگریستنی اینکه در روزگاران گذشته نمایی از این رودررویی را که به گونه نمایشهایی برجسته شده چنان پاس میداشتند که گویی از نخست بوده است. نمونه آن در میان ترکمنها هستند که کابین(مهریه) را شب پیوند پرداخت میکنند، نمایندهای از دو سو برگزیده میشود و پیمانکننده(عاقد) از نمایندهی اروس(عروس) میپرسد:
شما اینجا چه کار دارید؟
نمایندهی اروس با نـُمارش(اشاره)به نمایندهی داماد و با نوای بلند میگوید: من از این مرد بستانکاری(طلب) دارم.
نماینده داماد هم با سدا(صدا)ی بلند و ساختگی پاسخ میدهد:
من هیچ بدهی به شما ندارم.
و با این گفتوگوی نمایشی، زمینهی بده بستان و خواندن پیماننامهی پیوند آغاز میشود.
در تیرههای دیگر هم از این نمونهها یافت میشد. در میان ترکها، بازی خروس دزدی یا گرو برداشتن از خانهی اروس در روز اروسبـَران و پایاپای کردن آن با چیز درخور دیگری که گاه رنجش و گلایه پدید میآورد.
یا آیین «قارداش یولو» یا «دایو یولو» که برادر یا دایی اروس در درگاه خانه میایستاد و از داماد یا بزرگ ایشان پیشکشی که بیشتر پول بود میگرفت تا راه را برای بیرون بردن اروس باز کند.
این هنجارهای شگفت ولی بیسود نمایشهای دردسرساز پیوندها بودهاند که اکنون برخی از آن دیگرگون شدهاند.
#پیام_پارسی
👰🏻♀🤵🏻♂ @AdabSar
پیوندها و رویاروییها
✍ نویسنده و فرستنده: #احمد_ابراهیمیان(رهگذر)
جشن آغازین پیوند(ازدواج) در تیرههای گونهگون ایرانی مانند همهی جهان جشنی شادانه و بهیادماندنی است.
ولی آنچه مردم را درگیر خود میکند، برنامهریزی و هماهنگی آیینهای ریز و درشت پیش از آن است که دامنهی بسیاری از آن به پس از جشن هم کشیده میشود.
نمونهی میانوند همهی تیرهها، پررنگ کردن دوسویگی این پیوند است که دانسته یا نادانسته کسانی که تا دیروز دوست و یار و یاور هم بودند از روز یا شب خواستگاری روبهروی هم مینشینند و در بهم پیوستگی و هتا نگاه به هم تیزنگری میکنند و در پیمان نوشتها و گفتوگوها به نام پیروی از هنجارها میکوشند دست برتر را داشته باشند و همین نکتهها کم کم افزون شده و هنجارهای دست و پاگیر دیگری از دل آن بیرون میآید و گاه رنجش و دلخوری هم میزاید.
نگریستنی اینکه در روزگاران گذشته نمایی از این رودررویی را که به گونه نمایشهایی برجسته شده چنان پاس میداشتند که گویی از نخست بوده است. نمونه آن در میان ترکمنها هستند که کابین(مهریه) را شب پیوند پرداخت میکنند، نمایندهای از دو سو برگزیده میشود و پیمانکننده(عاقد) از نمایندهی اروس(عروس) میپرسد:
شما اینجا چه کار دارید؟
نمایندهی اروس با نـُمارش(اشاره)به نمایندهی داماد و با نوای بلند میگوید: من از این مرد بستانکاری(طلب) دارم.
نماینده داماد هم با سدا(صدا)ی بلند و ساختگی پاسخ میدهد:
من هیچ بدهی به شما ندارم.
و با این گفتوگوی نمایشی، زمینهی بده بستان و خواندن پیماننامهی پیوند آغاز میشود.
در تیرههای دیگر هم از این نمونهها یافت میشد. در میان ترکها، بازی خروس دزدی یا گرو برداشتن از خانهی اروس در روز اروسبـَران و پایاپای کردن آن با چیز درخور دیگری که گاه رنجش و گلایه پدید میآورد.
یا آیین «قارداش یولو» یا «دایو یولو» که برادر یا دایی اروس در درگاه خانه میایستاد و از داماد یا بزرگ ایشان پیشکشی که بیشتر پول بود میگرفت تا راه را برای بیرون بردن اروس باز کند.
این هنجارهای شگفت ولی بیسود نمایشهای دردسرساز پیوندها بودهاند که اکنون برخی از آن دیگرگون شدهاند.
#پیام_پارسی
👰🏻♀🤵🏻♂ @AdabSar
🔥 «جشن سوری» یا #چهارشنبه_سوری جشن دور ریختن پلیدیها و بدشگونیهای سال کهنه بود.
به باور پیشینیان، آتش نماد فروغ ایزدی و پاک کننده هر پلیدی است. از این رو در جشنی در پایان سال آتش میافروختند تا با آتش که پاککننده است، بدیها و رخدادهای تلخ از میان برود. در سدههای پس از اسلام که مسلمانان ایرانی با باور بدشگونی چهارشنبه از سوی تازیان روبرو شدند، برای از میان بردن این بدشگونی آتشافروزیهای پایان سال را در شب چهارشنبه برگزار کردند تا پیشآمدهای سال نو از گزند روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار بماند. اگرچه امروز میدانیم که بدشگونی روزها باوری نادرست است، ولی این باور جا افتاده بود. گفتنی است در روزگار پیش از اسلام روزهای هفته وجود نداشت و هر روز یک ماه، نام ویژهی خود را داشت.
🖋 برداشت آزاد از:
«آناهیتا» نوشتارهای ایرانشناسی #ابراهیم_پورداود
🔥 @AdabSar
به باور پیشینیان، آتش نماد فروغ ایزدی و پاک کننده هر پلیدی است. از این رو در جشنی در پایان سال آتش میافروختند تا با آتش که پاککننده است، بدیها و رخدادهای تلخ از میان برود. در سدههای پس از اسلام که مسلمانان ایرانی با باور بدشگونی چهارشنبه از سوی تازیان روبرو شدند، برای از میان بردن این بدشگونی آتشافروزیهای پایان سال را در شب چهارشنبه برگزار کردند تا پیشآمدهای سال نو از گزند روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار بماند. اگرچه امروز میدانیم که بدشگونی روزها باوری نادرست است، ولی این باور جا افتاده بود. گفتنی است در روزگار پیش از اسلام روزهای هفته وجود نداشت و هر روز یک ماه، نام ویژهی خود را داشت.
🖋 برداشت آزاد از:
«آناهیتا» نوشتارهای ایرانشناسی #ابراهیم_پورداود
🔥 @AdabSar
ادبسار
🔥 «جشن سوری» یا #چهارشنبه_سوری جشن دور ریختن پلیدیها و بدشگونیهای سال کهنه بود. به باور پیشینیان، آتش نماد فروغ ایزدی و پاک کننده هر پلیدی است. از این رو در جشنی در پایان سال آتش میافروختند تا با آتش که پاککننده است، بدیها و رخدادهای تلخ از میان برود.…
🔥 پیوند چهارشنبهسوری با ستارگان
چهارشنبهسوری همچون بسیاری از جشنهای ایرانی با ستارهشناسی در پیوند است. در سال ۱۷۲۵ پیش از زایش مسیها(میلاد مسیح)، زرتشت بزرگترین گاهشمار(تقویم) را درست کرد و بهیزَک(کبیسه) را پدید آورد و رخدادهای کهنتر را درست و سامانمند کرد. در شبی که ساخت و سامان این گاهشمار به دست زرتشت به پایان رسید، مردم جشن بزرگی برپا کرده و به نشانهی شادی آتش افروختند و یادمان آن اکنون با جشن #چهارشنبه_سوری به جا مانده است.
📙 برگرفته از:
تقویم و تاریخ در ایران، #ذبیح_بهروز
🔥 @AdabSar
چهارشنبهسوری همچون بسیاری از جشنهای ایرانی با ستارهشناسی در پیوند است. در سال ۱۷۲۵ پیش از زایش مسیها(میلاد مسیح)، زرتشت بزرگترین گاهشمار(تقویم) را درست کرد و بهیزَک(کبیسه) را پدید آورد و رخدادهای کهنتر را درست و سامانمند کرد. در شبی که ساخت و سامان این گاهشمار به دست زرتشت به پایان رسید، مردم جشن بزرگی برپا کرده و به نشانهی شادی آتش افروختند و یادمان آن اکنون با جشن #چهارشنبه_سوری به جا مانده است.
📙 برگرفته از:
تقویم و تاریخ در ایران، #ذبیح_بهروز
🔥 @AdabSar
🎁 پیشکشی بهگوهر (اصیل) با بوی بهار برای شادیانه(عیدی) نوروز، ویژهی دوستداران زبان پارسی و فرهنگ ایران.
🖋 با واژگان کمتر شنیده شدهی پارسی آشنا شوید: «دستان مستان»، با دستینه(امضا)ی سراینده
🖋 کزازی، پرچمدار و پیشرو در پاسداشت و پالایش زبان پارسی نوشته است:
این دفتر در بهاران فراپیش یاران نهاده میآید.
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمیهای بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمیهای روزگار دل بر کنار بتوانند داشت.
باشد که دستان مستان بهانهای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را در شکفتنی بهارآذین و دستانزنیی هَزارآیین. ایدون باد!
اندازه: رقعی (A5)
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
سرودهها: ۷۰ رویه(صفحه)
دیباچه: یک رویه(صفحه)
بها: ۳۵ هزار تومان
برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
🖋 با واژگان کمتر شنیده شدهی پارسی آشنا شوید: «دستان مستان»، با دستینه(امضا)ی سراینده
🖋 کزازی، پرچمدار و پیشرو در پاسداشت و پالایش زبان پارسی نوشته است:
این دفتر در بهاران فراپیش یاران نهاده میآید.
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمیهای بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمیهای روزگار دل بر کنار بتوانند داشت.
باشد که دستان مستان بهانهای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را در شکفتنی بهارآذین و دستانزنیی هَزارآیین. ایدون باد!
اندازه: رقعی (A5)
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
سرودهها: ۷۰ رویه(صفحه)
دیباچه: یک رویه(صفحه)
بها: ۳۵ هزار تومان
برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
۱٠۴۲ سال پیش در چنین شبی خردمند توس سرایش شاهنامه را به پایان رسانید.
📔 ۲۵ اسپند ماه، سالروز پایان سرایش شاهنامه همایون باد.
در پایان شاهنامه میخوانیم:
سرآمد کنون قصهی یزدگرد
به ماه سِپندارمَذ روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهان داورِ کَردگار
📔 شاهنامه، دفتر هشتم، پادشاهی یزدگرد، ویرایش جلال خالقی مطلق، چاپ و پراکنش دایرهالمعارف
روز اِرد از ماه سپندارمذ برابر میشود با ۲۵ اسپند. پایان سرایش شاهنامه به گفتهی خود سراینده ۲۵ اسپند سال ۴۰۰ مهی (قمری) است.
📔 یادداشتهای شاهنامه، جلال خالقی مطلق، دایرهالمعارف
برای خواندن بیشتر دربارهی اینکه روز ارد از سپندازمذ، روز پایان نخستین نگارش شاهنامه در سال ۳۸۴ بوده یا سال نگارش پایانی آن در سال ۴۰۰ مهی، بنگرید به: سخنهای دیرینه(مجموعه مقاله درباره فردوسی و شاهنامه) نوشتهی جلال خالقی مطلق، بخش تاریخ روز پایان نظم شاهنامه.
✍ نویسنده و فرستنده #بهادر_قاسمی
🖋 خوشنویس: «نصرالله افجهای»
#روز_پایان_سرایش_شاهنامه
📔 @AdabSar
📔 ۲۵ اسپند ماه، سالروز پایان سرایش شاهنامه همایون باد.
در پایان شاهنامه میخوانیم:
سرآمد کنون قصهی یزدگرد
به ماه سِپندارمَذ روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهان داورِ کَردگار
📔 شاهنامه، دفتر هشتم، پادشاهی یزدگرد، ویرایش جلال خالقی مطلق، چاپ و پراکنش دایرهالمعارف
روز اِرد از ماه سپندارمذ برابر میشود با ۲۵ اسپند. پایان سرایش شاهنامه به گفتهی خود سراینده ۲۵ اسپند سال ۴۰۰ مهی (قمری) است.
📔 یادداشتهای شاهنامه، جلال خالقی مطلق، دایرهالمعارف
برای خواندن بیشتر دربارهی اینکه روز ارد از سپندازمذ، روز پایان نخستین نگارش شاهنامه در سال ۳۸۴ بوده یا سال نگارش پایانی آن در سال ۴۰۰ مهی، بنگرید به: سخنهای دیرینه(مجموعه مقاله درباره فردوسی و شاهنامه) نوشتهی جلال خالقی مطلق، بخش تاریخ روز پایان نظم شاهنامه.
✍ نویسنده و فرستنده #بهادر_قاسمی
🖋 خوشنویس: «نصرالله افجهای»
#روز_پایان_سرایش_شاهنامه
📔 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#صراط = سرات
#جاده = سرات، راه
واژهی «صراط» به چم (معنی) «جاده - راه»، تازی نیست و از ریشهی كهن هندو اروپایی است كه در لاتین Strata، در انگلیسی Street، در آلمانی Strasse و در زبان پارسی پهلوی سرات "Srat" (فرهنگ پهلوی) بوده است که تازی آن را از ما گرفته، «ص» و «ط» بدان بسته و به ما بازگردانده است!
بر این پایه، میتوان این واژه را «سرات» نوشت و به جای واژهی بیگانه و تازی «جاده» و برابر واژهی "Road" انگلیسی و یا به چم "راه" از آن سود برد.
✍ نمونه:
#جاده_ابریشم = سرات ابریشم، راه ابریشم
#صراط_مستقیم = سرات راست، راه راست
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
#صراط = سرات
#جاده = سرات، راه
واژهی «صراط» به چم (معنی) «جاده - راه»، تازی نیست و از ریشهی كهن هندو اروپایی است كه در لاتین Strata، در انگلیسی Street، در آلمانی Strasse و در زبان پارسی پهلوی سرات "Srat" (فرهنگ پهلوی) بوده است که تازی آن را از ما گرفته، «ص» و «ط» بدان بسته و به ما بازگردانده است!
بر این پایه، میتوان این واژه را «سرات» نوشت و به جای واژهی بیگانه و تازی «جاده» و برابر واژهی "Road" انگلیسی و یا به چم "راه" از آن سود برد.
✍ نمونه:
#جاده_ابریشم = سرات ابریشم، راه ابریشم
#صراط_مستقیم = سرات راست، راه راست
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادبسار
🔥 پیوند چهارشنبهسوری با ستارگان چهارشنبهسوری همچون بسیاری از جشنهای ایرانی با ستارهشناسی در پیوند است. در سال ۱۷۲۵ پیش از زایش مسیها(میلاد مسیح)، زرتشت بزرگترین گاهشمار(تقویم) را درست کرد و بهیزَک(کبیسه) را پدید آورد و رخدادهای کهنتر را درست و سامانمند…
🔥 آتش در ایران نماد پاکی، روشنی، شادی، سازندگی، تندرستی و نماد خداوند بود. تاریکی و تیرگی نیز نمود اهریمن بهشمار میرفت. به باور آنان، هرگاه که آتش افروخته میشود، بیماری، تنگدستی، ناکامی و زشتی که نشانههای اهریمن هستند، ناپدید میشوند. این رفتار نماد روشنی دل و جان و از میان بردن بدی درون است.
گمانهای زمان و انگیزههای برگزاری «جشن سوری»:
- جشن در پایان روز ۳۶۰ سال و در شب پنجه برگزار میشد. در گذشته هر ماه سی روز داشت و پنج روز پایانی پنجه نامیده میشد که روزهایی سپنت(مقدس) بود.
- در نخستین شب از ۱۰شب فرورگان یا نخستین شب «گاهنبار چَهرهی هَمَسپَتمَدَم» برگزار میشد و آتشافروزی به انگیزهی پیشواز روان درگذشتگان بود که ۱۰ روز به میان بستگان خود بازمیگشتند. روشنی آتش راهنمای درگذشتگان بود تا به خانه درآیند. در پشت بام و کنار آتش نیز خوراک ویژه مینهادند.
- در واپسین شب سال و شب پایانی گاهنبار که زمان به سرانجام رسیدن آفرینش آدم بود برگزار میشد.
شب سوری یا جشن سوری نام باستانی #چهارشنبه_سوری است و سور بجز جشن به چم افروختن آتش سرخ است.
📕 برگرفته از:
گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
🔥 @AdabSar
گمانهای زمان و انگیزههای برگزاری «جشن سوری»:
- جشن در پایان روز ۳۶۰ سال و در شب پنجه برگزار میشد. در گذشته هر ماه سی روز داشت و پنج روز پایانی پنجه نامیده میشد که روزهایی سپنت(مقدس) بود.
- در نخستین شب از ۱۰شب فرورگان یا نخستین شب «گاهنبار چَهرهی هَمَسپَتمَدَم» برگزار میشد و آتشافروزی به انگیزهی پیشواز روان درگذشتگان بود که ۱۰ روز به میان بستگان خود بازمیگشتند. روشنی آتش راهنمای درگذشتگان بود تا به خانه درآیند. در پشت بام و کنار آتش نیز خوراک ویژه مینهادند.
- در واپسین شب سال و شب پایانی گاهنبار که زمان به سرانجام رسیدن آفرینش آدم بود برگزار میشد.
شب سوری یا جشن سوری نام باستانی #چهارشنبه_سوری است و سور بجز جشن به چم افروختن آتش سرخ است.
📕 برگرفته از:
گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
🔥 @AdabSar
🔥
در آتش بسوزان غم و درد را
به آتش بکش این شب سرد را
بنوش و بخند و برقص و بکوب
شب بازی قرمز و زرد را!
#گلین_شیرزاد
#چهارشنبه_سوری
🔥 @AdabSar
در آتش بسوزان غم و درد را
به آتش بکش این شب سرد را
بنوش و بخند و برقص و بکوب
شب بازی قرمز و زرد را!
#گلین_شیرزاد
#چهارشنبه_سوری
🔥 @AdabSar
❤1
ادبسار
🔥 آتش در ایران نماد پاکی، روشنی، شادی، سازندگی، تندرستی و نماد خداوند بود. تاریکی و تیرگی نیز نمود اهریمن بهشمار میرفت. به باور آنان، هرگاه که آتش افروخته میشود، بیماری، تنگدستی، ناکامی و زشتی که نشانههای اهریمن هستند، ناپدید میشوند. این رفتار نماد روشنی…
🔥 چهارشنبهسوری فراتر از سرزمین ماست.
#سعید_نفیسی نوشته است:
جشنهای میهنی از دورترین زمان تاکنون با ایرانیان همراه بوده است. «جشن سوری» در ایران آیینهای بسیاری دارد که در همهجای ایران و هتا کشورهای دیگر و آریاییان و سرزمین قفقاز میتوان یافت. این آیینها بر دو بخش است. بخشی که میان همهی مردم یکسان است و بخشی که به دست مردم تهران بنیادگذاری شده و به دیگر شهرها راه یافته است. آنچه میان همه ایرانیان نهادیک(مرسوم) است، زیباترین آیینهای بهجا مانده از ایران باستانی است که هر #چهارشنبه_سوری در سراسر این سرزمین با شور و دلبستگی آشکار میشود. ایرانیان شهروند دیگر کشورها همچون ترکیه، مصر، هندوستان و… نیز بدان پایبندند.
🔥 @AdabSar
#سعید_نفیسی نوشته است:
جشنهای میهنی از دورترین زمان تاکنون با ایرانیان همراه بوده است. «جشن سوری» در ایران آیینهای بسیاری دارد که در همهجای ایران و هتا کشورهای دیگر و آریاییان و سرزمین قفقاز میتوان یافت. این آیینها بر دو بخش است. بخشی که میان همهی مردم یکسان است و بخشی که به دست مردم تهران بنیادگذاری شده و به دیگر شهرها راه یافته است. آنچه میان همه ایرانیان نهادیک(مرسوم) است، زیباترین آیینهای بهجا مانده از ایران باستانی است که هر #چهارشنبه_سوری در سراسر این سرزمین با شور و دلبستگی آشکار میشود. ایرانیان شهروند دیگر کشورها همچون ترکیه، مصر، هندوستان و… نیز بدان پایبندند.
🔥 @AdabSar
🔥 «جشن سوری» به باور ایرانیتباران به هزارههای دور و یادکرد از فرَوَهَر درگذشتگان برمیگردد.
#ابراهیم_پورداود دربارهی دگرگون شدن آیینهای «جشن سوری» نوشته است:
در جشن چهارشنبهسوری پریدن از روی آتش و گفتن سخنی چون «سرخی تو از من، زردی من از تو» از روزگارانی است که دیگر ایرانیان همچون نیاکان خود آتش را نمایندهی فروغ ایزدی نمیدانستند. همچون جشن سده که پرندگان و چارپایان را آتش زدن در جشن از روزگاران پس از اسلام است.
امروز زرتشتیان باور دارند آتش پاک و سپند است و نباید ترانهی «زردی من از تو، سرخی تو از من» در #چهارشنبه_سوری خوانده شود و خود میخوانند: «غم برو، شادی بیا. زردی برو، سرخی بیا. محنت برو، روزی بیا»
🔥 @AdabSar
#ابراهیم_پورداود دربارهی دگرگون شدن آیینهای «جشن سوری» نوشته است:
در جشن چهارشنبهسوری پریدن از روی آتش و گفتن سخنی چون «سرخی تو از من، زردی من از تو» از روزگارانی است که دیگر ایرانیان همچون نیاکان خود آتش را نمایندهی فروغ ایزدی نمیدانستند. همچون جشن سده که پرندگان و چارپایان را آتش زدن در جشن از روزگاران پس از اسلام است.
امروز زرتشتیان باور دارند آتش پاک و سپند است و نباید ترانهی «زردی من از تو، سرخی تو از من» در #چهارشنبه_سوری خوانده شود و خود میخوانند: «غم برو، شادی بیا. زردی برو، سرخی بیا. محنت برو، روزی بیا»
🔥 @AdabSar