نقدآگین
📺 ملکم خان: مردِ هزار چهرۀ تاریخ معاصر ایران (+) 🍂 میرزا ملکم خان ناظمالدوله، چهرهای پر رمز و راز در تاریخ معاصر ایران است. از روشنفکر اصلاحطلب تا متهم به فساد مالی، زندگی او پر از فراز و نشیب بود. در این ویدیو، به بررسی زندگی و افکار ملکم خان او پرداخته…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 عایشه قذافی، ملکۀ مرموزِ لیبی (+)
🍂 بعد از بررسی زندگی و فعالیتهای رغد صدام، به سراغ عایشه قذافی میرویم؛ دختری که سالیان سال در ناز و نعمت در طرابلس لیبی زندگی کرد، اما پس از قیامِ مردم و سرنگونی حکومت معمر قذافی، از آنجا فرار کرد و هنوز هم در تبعید زندگی میکند.
🍂 عایشه نمونۀ کسانیست که در خانوادۀ یک دیکتاتور قرار گرفتهاند و تمام تلاش خود را برای سفیدشویی حکومت متبوعشان به کار میبندند. او که در فرانسه در رشتۀ حقوق تحصیل کردهبود، قبل از اخذ مدرک دکترا در رشتۀ حقوق بینالملل ترک تحصیل میکرد. دربارۀ دلیل ترک تحصیل او دو روایت وجود دارد که در ویدیو بررسی شدهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 بعد از بررسی زندگی و فعالیتهای رغد صدام، به سراغ عایشه قذافی میرویم؛ دختری که سالیان سال در ناز و نعمت در طرابلس لیبی زندگی کرد، اما پس از قیامِ مردم و سرنگونی حکومت معمر قذافی، از آنجا فرار کرد و هنوز هم در تبعید زندگی میکند.
🍂 عایشه نمونۀ کسانیست که در خانوادۀ یک دیکتاتور قرار گرفتهاند و تمام تلاش خود را برای سفیدشویی حکومت متبوعشان به کار میبندند. او که در فرانسه در رشتۀ حقوق تحصیل کردهبود، قبل از اخذ مدرک دکترا در رشتۀ حقوق بینالملل ترک تحصیل میکرد. دربارۀ دلیل ترک تحصیل او دو روایت وجود دارد که در ویدیو بررسی شدهاند.
.
#سیاست#تاریخ #جهان_اسلام #بهار_عربی #خاورمیانه #سازمان_ملل #سیاست #پادکست پادکست_تاریخی #خاورمیانه #طرابلس #لیبی #صدام #حقوق #حقوق_بینالملل #دیکتاتوری #دیکتاتور #لاکچری #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘توجیهِ جنایاتِ حکام توسطِ فقها 🍂 از صحنههای تاریخی در کتاب «قلائدالعقيان في فضائل آل عثمان» (مرعی الكرمی، شيخ حنبلی، مرگ ۱۶۲۴م)، این قصه است که دولتهای امپراتوری عثمانی، رسمی داشتند که از ترس مخالفتهای نظامی و کودتای شاهزادگان، خود دست به قتل پسران خویش…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘داستان شیخ علیش مصری و کلاه شاپو
— «تعطیلی شنبه» چه مغزهایی را به رعشه انداخته؟
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 اجازه دهید امشب از «شیخ محمد علیش» برایتان بگویم؛ شیخی قشری از الازهر در اواخر قرن نوزدهم در مصر که تمام فتواهایش جنجالی بود. مثلاً یکی از فقیهانی که به «حرام بودن قهوه» فتوا دادهبود. همین شیخ است و دستور «بستن قهوهخانهها» را در زمان پاشایان مصری همين فقیه صادر کردهبود.
🍂 او در عصر جمالالدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده بود و از سرسختترین دشمنان این دو و حرکات اصلاحی آنها. یکی از جنجالبرانگیزترین فتواهایش فتوا به «حرام بودنِ کلاه شاپوی فرانسوی» بود: نام این کلاه آن زمان به لهجهی مصریها (البرنيطة) بود که ریشهاش از «بلنسیه و قلنسوه» از توابع «اندلس» پیشین بود که کشیشان بر سر میگذاشتند.
🍂 یک شیخ الجزایری به نام "سليمان بن على"برای مقلدانش رسالهای نوشت به نام: "أجوبة الحيارى عن حكم قلنسوة النصارى" یعنی: «پاسخی به سرگشتگان دربارهی حکم کلاه مسیحیان» که پوشیدن آن را مجاز شمردهبود.
🍂 این فتوا به مذاق شیخ علیش خوش نیفتاد و فوراً فتوا به کفر شیخ سلیمان فقيه الجزايري داد و تا جواز قتل و هدر بودن خونش پیش رفت صرفا به خاطر همین یک فتوا.
🍂 اما بخش فکاهی داستان، استدلال شیخ علیش بر حرمت این کلاه است که شیخ به آیهی «واسجدوا» استناد کردهبود و گفته بود چون سجده با پیشانی است و لبهی دراز این کلاه مانع قرار گرفتن پیشانی بر زمین است پس پوشش این کلاه مانع سجده و طبعا منافی با رکن نماز است و برابر با کفر است.
🍂 لازم است به مدرک این ماجرا اشاره کنم که در مجلة الرسالة در شماره ٤١٦ ص٢٩ آن را به تفصیل نقل کرده و آورده که حتا شیخ تنها به صدور این فتوا بسنده نکرد، بلکه بسی دشنام و لعن و ناسزا نثار شیخ سلیمان الجزایری کردهبود و در خطاب به او نوشتهبود:
🍂 در حاشیه باید افزود که شیخ محمد علیش، از بزرگانِ فقهایِ مالکی در الازهر است که به گفتۀ دکتر سامح عسکر، پژوهشگرِ فلسفۀ دین، هنوز نظرات و دیدگاههایش در فقه مالکی موردِ استفاده است و تدریس میشود.
🗄پست مرتبط
📕توجیهِ جنایاتِ حکام توسطِ فقها
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
— «تعطیلی شنبه» چه مغزهایی را به رعشه انداخته؟
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 اجازه دهید امشب از «شیخ محمد علیش» برایتان بگویم؛ شیخی قشری از الازهر در اواخر قرن نوزدهم در مصر که تمام فتواهایش جنجالی بود. مثلاً یکی از فقیهانی که به «حرام بودن قهوه» فتوا دادهبود. همین شیخ است و دستور «بستن قهوهخانهها» را در زمان پاشایان مصری همين فقیه صادر کردهبود.
🍂 او در عصر جمالالدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده بود و از سرسختترین دشمنان این دو و حرکات اصلاحی آنها. یکی از جنجالبرانگیزترین فتواهایش فتوا به «حرام بودنِ کلاه شاپوی فرانسوی» بود: نام این کلاه آن زمان به لهجهی مصریها (البرنيطة) بود که ریشهاش از «بلنسیه و قلنسوه» از توابع «اندلس» پیشین بود که کشیشان بر سر میگذاشتند.
🍂 یک شیخ الجزایری به نام "سليمان بن على"برای مقلدانش رسالهای نوشت به نام: "أجوبة الحيارى عن حكم قلنسوة النصارى" یعنی: «پاسخی به سرگشتگان دربارهی حکم کلاه مسیحیان» که پوشیدن آن را مجاز شمردهبود.
🍂 این فتوا به مذاق شیخ علیش خوش نیفتاد و فوراً فتوا به کفر شیخ سلیمان فقيه الجزايري داد و تا جواز قتل و هدر بودن خونش پیش رفت صرفا به خاطر همین یک فتوا.
🍂 اما بخش فکاهی داستان، استدلال شیخ علیش بر حرمت این کلاه است که شیخ به آیهی «واسجدوا» استناد کردهبود و گفته بود چون سجده با پیشانی است و لبهی دراز این کلاه مانع قرار گرفتن پیشانی بر زمین است پس پوشش این کلاه مانع سجده و طبعا منافی با رکن نماز است و برابر با کفر است.
🍂 لازم است به مدرک این ماجرا اشاره کنم که در مجلة الرسالة در شماره ٤١٦ ص٢٩ آن را به تفصیل نقل کرده و آورده که حتا شیخ تنها به صدور این فتوا بسنده نکرد، بلکه بسی دشنام و لعن و ناسزا نثار شیخ سلیمان الجزایری کردهبود و در خطاب به او نوشتهبود:
ای احمق فریبخوردهی ابله! چطور جرأت و جسارت کردی که کلاهی که نشانهی خواری و کفر و ذلت آنهاست را به دینی که شریفترین و منیعترین دین است منسوب داری؟ چه رسوایی بیش از این ای کوردلِ خبیث باطن! که با این فتوا به شقاوتی گرفتار آمدی که سعادتی پس از آن نباشد وخونت هدر است و تلاش برای ریختن آن واجبی ستودنی است.
🍂 در حاشیه باید افزود که شیخ محمد علیش، از بزرگانِ فقهایِ مالکی در الازهر است که به گفتۀ دکتر سامح عسکر، پژوهشگرِ فلسفۀ دین، هنوز نظرات و دیدگاههایش در فقه مالکی موردِ استفاده است و تدریس میشود.
🗄پست مرتبط
📕توجیهِ جنایاتِ حکام توسطِ فقها
.
#آخوندیسم #تحجر #فتوا #تکفیر #تکفیری #تعصب #آخوند #فتوا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
نقدآگین
📺 کعبۀ زرتشت (+) — در مجموعۀ «نقشِ رستم» در استان فارس 🎙دکتر #زند 🔸بنایی از دورۀ هخامنشی که سند پیروزی شاپور یکم ساسانی بر روی آن نویسانده شدهاست. . #آینه_تاریخ #ایران #نقش_رستم #ایران_باستان #کعبه #کعبه_زرتشت #باستانشناسی #هخامنشی #هخامنشیان #ساسانیان …
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 کاخِ هدیش (+)
— قسمتی کمتر پرداختهشده از پارسه (تخت جمشید)
🎙دکتر #زند
🍂 کاخ هَدیش نشسته بر مرتفعترین قسمت کوشکِ شاهی تخت جمشید، کاخ اختصاصی خشایارشا بوده است. این کاخ به لحاظ معماری و تزئینات، مشابه کاخ داریوش (تَچَر) اما بزرگتر از آن است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمتی کمتر پرداختهشده از پارسه (تخت جمشید)
🎙دکتر #زند
🍂 کاخ هَدیش نشسته بر مرتفعترین قسمت کوشکِ شاهی تخت جمشید، کاخ اختصاصی خشایارشا بوده است. این کاخ به لحاظ معماری و تزئینات، مشابه کاخ داریوش (تَچَر) اما بزرگتر از آن است.
.
#ایران#شیراز #تخت_جمشید #آثار_باستانی #ایران_باستان #معماری #تاریخ_ایران #باستانشناسی #داریوش #خشایارشا #هخامنشی #هخامنشیان #دنیای_باستان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 امروز این مطلب را خیلی جاها دیدم. کاربری عکس صبا معصوم نیا رتبه اول کنکور تجربی را که بین کتابها دو زانو نشسته، در ایکس گذاشته و نوشته:
البته که سیل انتقاد و ناسزا به سمت کسی که چنین مطلب سخیفی نوشته سرازیر شده و چنانکه خودش هم پیشبینی کرده، نظرش نامطلوب از آب در آمده است.
🍂 مافیای کنکور و سیستمِ بیرحم و ناعدالتی آموزشی که سهم مدارس دولتی در رتبههای برتر کنکورِ آن فقط هفت درصد است را بگذارید کنار، سوی سخنِ من دختریست که این نظر نامطلوب را دربارۀ همجنس خودش نوشتهاست. او خودش یک قربانی است. قربانی جامعهای که در آن دختران و زنان برحسبِ معیارهای دمدستی و گاهی مبتذل ارزش گذاری میشوند. قربانیِ نگاه جنسیت زدهای که زوایای مختلف آن را میشود برشمرد.
🍂 نگاه کنید به مراکز تزریق ژل و جراحیهای زیبایی که در مملکت ما چگونه مثل قارچ رشد میکنند. نگاه کنید به میزانِ گرایش دخترهای نوجوان به عمل بینی و تزریق ژل و دستکاری قیافهای که هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است!!!! نگاه کنید به درصد خانوادههایی که ازدواج کردن را غایت نهایی و موفقیت و بختِ یک دختر میدانند. نگاه کنید به چهره دخترهایی که انگار از یک خط تولید مشترک خارج شدهاند.
🍂 بینیهای یک شکل، ابروهای یک شکل، لبها و زاویه فک تکراری و همۀ آنچه که مثل یک شابلون روی چهره دخترهای میهنمان بعنوان استاندارهای مدرن و امروزیِ زیبایی نشستهاست. خب خروجی چنین جامعهای مسلما تفکّری بیمار و بهقول معروف Obsessed است که نظری نامطلوب مثل همین تصویر از شکمِ آن زاییده میشود.
🍂 شاید متن من هم بهنوعی تبدیل به یک نظر نامطلوب شود، ولی گمان میکنم، خودکالاپنداری در بین دختران و زنانِ بسیاری در کشور ما شایع شدهاست؛ چه آن دختر جوانی که در جلسه مصاحبۀ شغلی با موی شنیون شده و دگمههای تا چاک سینه باز روبروی مصاحبهگر مینشیند، چه آن دختر نوجوانی که چهرۀ نابالغ خودش را به تیغ جراحی میسپارد، چه آن زنی که در میانسالی نه برای دل خودش، که برای نجات زندگی زناشوییاش، به سفت کردنِ پستان و تنگی واژن اقدام میکند، درگیر این خودکالاپنداری است. صد البته سهم عمده این Obsession یا (عقده) متوجّهِ مردان است؛ مردانی که میل و سلیقه آنها در شکل و شمایل زنان و دختران و القای حس ناکافی بودن به آنها موثر است.
🍂 القصّه، صبا خانم را باید تشویق و تمجید کرد؛ چرا که توانمند شدنِ زنان در یک جامعه، اولین قدم برای رهایی از قالب و شابلونهایی است که در بالا اشاره شد.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دخترهای زشت محکوم به موفقیت هستند
البته که سیل انتقاد و ناسزا به سمت کسی که چنین مطلب سخیفی نوشته سرازیر شده و چنانکه خودش هم پیشبینی کرده، نظرش نامطلوب از آب در آمده است.
🍂 مافیای کنکور و سیستمِ بیرحم و ناعدالتی آموزشی که سهم مدارس دولتی در رتبههای برتر کنکورِ آن فقط هفت درصد است را بگذارید کنار، سوی سخنِ من دختریست که این نظر نامطلوب را دربارۀ همجنس خودش نوشتهاست. او خودش یک قربانی است. قربانی جامعهای که در آن دختران و زنان برحسبِ معیارهای دمدستی و گاهی مبتذل ارزش گذاری میشوند. قربانیِ نگاه جنسیت زدهای که زوایای مختلف آن را میشود برشمرد.
🍂 نگاه کنید به مراکز تزریق ژل و جراحیهای زیبایی که در مملکت ما چگونه مثل قارچ رشد میکنند. نگاه کنید به میزانِ گرایش دخترهای نوجوان به عمل بینی و تزریق ژل و دستکاری قیافهای که هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است!!!! نگاه کنید به درصد خانوادههایی که ازدواج کردن را غایت نهایی و موفقیت و بختِ یک دختر میدانند. نگاه کنید به چهره دخترهایی که انگار از یک خط تولید مشترک خارج شدهاند.
🍂 بینیهای یک شکل، ابروهای یک شکل، لبها و زاویه فک تکراری و همۀ آنچه که مثل یک شابلون روی چهره دخترهای میهنمان بعنوان استاندارهای مدرن و امروزیِ زیبایی نشستهاست. خب خروجی چنین جامعهای مسلما تفکّری بیمار و بهقول معروف Obsessed است که نظری نامطلوب مثل همین تصویر از شکمِ آن زاییده میشود.
🍂 شاید متن من هم بهنوعی تبدیل به یک نظر نامطلوب شود، ولی گمان میکنم، خودکالاپنداری در بین دختران و زنانِ بسیاری در کشور ما شایع شدهاست؛ چه آن دختر جوانی که در جلسه مصاحبۀ شغلی با موی شنیون شده و دگمههای تا چاک سینه باز روبروی مصاحبهگر مینشیند، چه آن دختر نوجوانی که چهرۀ نابالغ خودش را به تیغ جراحی میسپارد، چه آن زنی که در میانسالی نه برای دل خودش، که برای نجات زندگی زناشوییاش، به سفت کردنِ پستان و تنگی واژن اقدام میکند، درگیر این خودکالاپنداری است. صد البته سهم عمده این Obsession یا (عقده) متوجّهِ مردان است؛ مردانی که میل و سلیقه آنها در شکل و شمایل زنان و دختران و القای حس ناکافی بودن به آنها موثر است.
🍂 القصّه، صبا خانم را باید تشویق و تمجید کرد؛ چرا که توانمند شدنِ زنان در یک جامعه، اولین قدم برای رهایی از قالب و شابلونهایی است که در بالا اشاره شد.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
.
#نقد_فرهنگ جامعه#زنان #مافیای_کنکور #زیبایی #زنستیزی #مردسالاری #عمل_زیبایی #اجتماعی #سرمایهداری #حجاب_اجباری #عدالت_آموزشی #بندرعباس #توییتر #توییتر_فارسی #رتبه_کنکور #جراحی_زیبایی #سکسیسم #موفقیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیا وطن باید مقدس باشد؟
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 اجازه دهید بدون پرداختن به اشخاصی که چنین سخنی را مطرح میکنند یا انگیزههایی که ممکن است از مطرح کردن آن داشته باشند، خود این داعیه را کمی دقیقتر و تا جای ممکن با روش علمی بشکافیم. برای این کار ما پرسشی را مطرح کرده و کوشش میکنیم به آن پاسخ دهیم. پرسش ما این است که وقتی میگویند چیزی مقدس است منظور چیست؟ امر قدسی به چه معناست؟
🍂 برای پاسخ به این پرسش از همان مثال بسیار مشهور «رابینسون کوروزوئه» استفاده میکنیم. فرض کنیم فردی در یک جزیره گرفتار شدهاست، تا سالها یا شاید تا پایان عمر بخت نجات یافتن از آنجا را ندارد و تنها خودش در آن جزیره زندگی میکند. آیا برای چنین شخصی امر مقدس معنا دارد؟ احتمال زیادی دارد که پاسخ اکثر مردم به این پرسش مثبت باشد و اساساً ارتباط میان تنها بودن یا نبودن یک انسان و امر قدسی را درک نکنند. برای مثال بگویند اگر آن فرد آدم مذهبی بوده باشد شاید اکنون در وضعیت تنهایی مطلق حتی امر قدسی در او نیرومندتر هم بشود. مشکل این حرف آن است که ایمان را با امر قدسی یکسان میگیرد. من ادعا نمیکنم که این دو به یکدیگر ارتباطی ندارند، ولی یکی هم نیستند.
🍂 ممکن است فردی به چیزی ایمان داشته باشد و در عین حال موضوع ایمان برای او مقدس نباشد. مصداق چنین چیزی را در مورد اعمال خرافی عامیانه مثل کفبینی و احضار ارواح میتوان یافت.
🍂 اگر کسی در مقابل فالگیر اثربخشی کار او را منکر شود احتمالاً از اینکه حرفش باعث کساد شدن کسبوکار فالگیر میگردد هدف خشم او قرار بگیرد و حتی ممکن است فالگیر دست به اعمال خشن علیه فرد منکر هم بزند؛ ولی در اینگونه موارد ما بیش از اینکه با چیزی از نوع تقدس مواجه باشیم با یک تعصب صنفی مواجهیم. پس ایمان داشتن به امری میتواند در پیرامون خود، پدیدۀ تقدس را هم به وجود آورد و تقویت کند، ولی ایمان و تقدس یک پدیدۀ واحد نیستند و میتوان این دو را مستقل از یکدیگر هم تصور کرد.
🍂 پدیدۀ تقدس و پدیدۀ «به وجد آمدن» هم در ارتباط هستند، ولی باز یکسان نیستند. یک مسیحیِ معتقد، از توهین به تمثال مسیح خشمگین میشود و همزمان از تماشای این تمثال به وجد میآید. این موردی است که در آن تقدس و به وجد آمدن همزمان وجود دارند. اما میتوان مثالی هم آورد که در آن این دو پدیده همراه یکدیگر وجود ندارند.
🍂 همان فرد گرفتار در جزیره یا حتی خود ما هنگامیکه به بیرون از شهر سفر میکنیم ممکن است از مشاهدۀ لحظۀ طلوع یا غروب خورشید به وجد بیاییم و حالات روحی ویژهای به ما دست دهد. بااینهمه بعید است ما از «اهانت به لحظۀ غروب خورشید» یا به وجد نیامدن از آن خشمگین شویم.
🍂 من منکر این نمیشوم که ممکن است در جایی از دنیا دینی وجود داشته باشد که دقیقاً لحظۀ غروب خورشید را مقدس بدانند. صرفاً میگویم تقدس و به وجد آمدن دو پدیدۀ جدا هستند که میتوانند همراه یکدیگر حادث بشوند یا نشوند.
🍂 همچنین «دلبستگی» هم همان تقدس نیست. انسانها ممکن است نسبت به بسیاری انسانهای دیگر یا حتی اشیاء دلبستگی داشته باشند و به شدت در برابر آسیبها از آنها محافظت کنند و دیگران را نیز از آسیب به آنها نهی کنند. اما برای مثال کسی که از یک خودروی آنتیک بهشدت محافظت میکند آن خودرو را مقدس میداند؟ البته بسیار پیش میآید که در صحبتهای روزمره ما چنین توصیفی را برای بعضی دلبستگیهای شدید به کار ببریم؛ ولی توصیفات روزمره نمیتوانند معیار بحث علمی و دقیق باشند. حتی افراد بهاصطلاح مقدسمأب معمولاً از اینکه عنوان مقدس بر روی چنین دلبستگیهایی گذاشته شود خشمگین میشوند. در ضمن باز هم در اینجا دلبستگی و تقدس میتوانند در ارتباط باشند و به تقویت یکدیگر بیانجامند، اما دو پدیدۀ متفاوت هستند.
🍂 در تمام این مثالها مشاهده میکنید که در پدیدۀ تقدس نوعی «حریم» و «نهی» دیگران از شکسته شدن آن حریم وجود دارد. دلیل اینکه مثال رابینسون کوروزوئه را ذکر کردم و ادعا کردم که امر مقدس برای او نمیتواند وجود داشتهباشد نیز همین بود.
🍂 در آن جزیره کس دیگری وجود ندارد که رابینسون بخواهد او را از شکستن حریم خاصی «نهی» کند. آری، او در آن جزیره حتی بیشتر از گذشته به راز و نیاز میپردازد. ایمان دارد که این راز و نیازها روزی به نجات او خواهند انجامید. در برابر پدیدههای طبیعی به وجد میآید، اما تا زمانی که نفر دومی وارد جزیره نشده باشد اساساً معنا ندارد که بابت شکسته شدن حریم خاصی خشمگین گردد و تلاش کند دیگری را از شکستهشدن آن حریم نهی کند. پس امر قدسی هم برای او وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 اجازه دهید بدون پرداختن به اشخاصی که چنین سخنی را مطرح میکنند یا انگیزههایی که ممکن است از مطرح کردن آن داشته باشند، خود این داعیه را کمی دقیقتر و تا جای ممکن با روش علمی بشکافیم. برای این کار ما پرسشی را مطرح کرده و کوشش میکنیم به آن پاسخ دهیم. پرسش ما این است که وقتی میگویند چیزی مقدس است منظور چیست؟ امر قدسی به چه معناست؟
🍂 برای پاسخ به این پرسش از همان مثال بسیار مشهور «رابینسون کوروزوئه» استفاده میکنیم. فرض کنیم فردی در یک جزیره گرفتار شدهاست، تا سالها یا شاید تا پایان عمر بخت نجات یافتن از آنجا را ندارد و تنها خودش در آن جزیره زندگی میکند. آیا برای چنین شخصی امر مقدس معنا دارد؟ احتمال زیادی دارد که پاسخ اکثر مردم به این پرسش مثبت باشد و اساساً ارتباط میان تنها بودن یا نبودن یک انسان و امر قدسی را درک نکنند. برای مثال بگویند اگر آن فرد آدم مذهبی بوده باشد شاید اکنون در وضعیت تنهایی مطلق حتی امر قدسی در او نیرومندتر هم بشود. مشکل این حرف آن است که ایمان را با امر قدسی یکسان میگیرد. من ادعا نمیکنم که این دو به یکدیگر ارتباطی ندارند، ولی یکی هم نیستند.
🍂 ممکن است فردی به چیزی ایمان داشته باشد و در عین حال موضوع ایمان برای او مقدس نباشد. مصداق چنین چیزی را در مورد اعمال خرافی عامیانه مثل کفبینی و احضار ارواح میتوان یافت.
🍂 اگر کسی در مقابل فالگیر اثربخشی کار او را منکر شود احتمالاً از اینکه حرفش باعث کساد شدن کسبوکار فالگیر میگردد هدف خشم او قرار بگیرد و حتی ممکن است فالگیر دست به اعمال خشن علیه فرد منکر هم بزند؛ ولی در اینگونه موارد ما بیش از اینکه با چیزی از نوع تقدس مواجه باشیم با یک تعصب صنفی مواجهیم. پس ایمان داشتن به امری میتواند در پیرامون خود، پدیدۀ تقدس را هم به وجود آورد و تقویت کند، ولی ایمان و تقدس یک پدیدۀ واحد نیستند و میتوان این دو را مستقل از یکدیگر هم تصور کرد.
🍂 پدیدۀ تقدس و پدیدۀ «به وجد آمدن» هم در ارتباط هستند، ولی باز یکسان نیستند. یک مسیحیِ معتقد، از توهین به تمثال مسیح خشمگین میشود و همزمان از تماشای این تمثال به وجد میآید. این موردی است که در آن تقدس و به وجد آمدن همزمان وجود دارند. اما میتوان مثالی هم آورد که در آن این دو پدیده همراه یکدیگر وجود ندارند.
🍂 همان فرد گرفتار در جزیره یا حتی خود ما هنگامیکه به بیرون از شهر سفر میکنیم ممکن است از مشاهدۀ لحظۀ طلوع یا غروب خورشید به وجد بیاییم و حالات روحی ویژهای به ما دست دهد. بااینهمه بعید است ما از «اهانت به لحظۀ غروب خورشید» یا به وجد نیامدن از آن خشمگین شویم.
🍂 من منکر این نمیشوم که ممکن است در جایی از دنیا دینی وجود داشته باشد که دقیقاً لحظۀ غروب خورشید را مقدس بدانند. صرفاً میگویم تقدس و به وجد آمدن دو پدیدۀ جدا هستند که میتوانند همراه یکدیگر حادث بشوند یا نشوند.
🍂 همچنین «دلبستگی» هم همان تقدس نیست. انسانها ممکن است نسبت به بسیاری انسانهای دیگر یا حتی اشیاء دلبستگی داشته باشند و به شدت در برابر آسیبها از آنها محافظت کنند و دیگران را نیز از آسیب به آنها نهی کنند. اما برای مثال کسی که از یک خودروی آنتیک بهشدت محافظت میکند آن خودرو را مقدس میداند؟ البته بسیار پیش میآید که در صحبتهای روزمره ما چنین توصیفی را برای بعضی دلبستگیهای شدید به کار ببریم؛ ولی توصیفات روزمره نمیتوانند معیار بحث علمی و دقیق باشند. حتی افراد بهاصطلاح مقدسمأب معمولاً از اینکه عنوان مقدس بر روی چنین دلبستگیهایی گذاشته شود خشمگین میشوند. در ضمن باز هم در اینجا دلبستگی و تقدس میتوانند در ارتباط باشند و به تقویت یکدیگر بیانجامند، اما دو پدیدۀ متفاوت هستند.
🍂 در تمام این مثالها مشاهده میکنید که در پدیدۀ تقدس نوعی «حریم» و «نهی» دیگران از شکسته شدن آن حریم وجود دارد. دلیل اینکه مثال رابینسون کوروزوئه را ذکر کردم و ادعا کردم که امر مقدس برای او نمیتواند وجود داشتهباشد نیز همین بود.
🍂 در آن جزیره کس دیگری وجود ندارد که رابینسون بخواهد او را از شکستن حریم خاصی «نهی» کند. آری، او در آن جزیره حتی بیشتر از گذشته به راز و نیاز میپردازد. ایمان دارد که این راز و نیازها روزی به نجات او خواهند انجامید. در برابر پدیدههای طبیعی به وجد میآید، اما تا زمانی که نفر دومی وارد جزیره نشده باشد اساساً معنا ندارد که بابت شکسته شدن حریم خاصی خشمگین گردد و تلاش کند دیگری را از شکستهشدن آن حریم نهی کند. پس امر قدسی هم برای او وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیا وطن باید مقدس باشد؟
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 ممکن است گفتهشود که او خودش را از شکستن حریمهایی نهی میکند. مثلاً اگر تمثالی همراهش باشد آن را در بهترین جایی که در دسترس او قرار دارد میگذارد. اما این پاسخ از لحاظ منطقی مشکل دارد، چون مانند این است که ما یک نفر را در واقع دو نفر فرض کرده باشیم که یک وجودش میخواهد کاری را انجام دهد و وجود دیگرش او را نهی میکند. ما میتوانیم بگوییم که او از عواقب ماورالطبیعیِ بیاحترامی به تمثال در این جهان یا جهان دیگر هراس دارد. این هراس هم باز مانند موارد بالا هرچند میتواند با تقدس در ارتباط باشد، ولی با آن یکسان نیست.
🍂 فرد معتقد به ارواح خبیث هم از بیاحترامی به آنها یا حتی ذکر نامشان میترسد، ولی شاید حتی از اینکه دشمنش به آن ارواح اهانت کند شادمان هم بشود، چون معتقد است آن ارواح به حسابش خواهند رسید! در اینجا ما با پدیدۀ تقدس روبهرو نیستیم.
🍂 پس امر مقدس را با دو صفت «حریم» و «نهی» تعریف میکنم؛ و این نهی خطاب به دیگران است. یعنی این نهی در اجتماعی از آدمیان اتفاق میافتد. تا اینجا بحث جامعهشناختی بود و تا حد زیادی آن را مدیون امیل دورکیم - جامعهشناس فرانسوی - هستم؛ بنابراین وظیفه دارم از او نام ببرم.
🍂 دورکیم سرچشمۀ امر قدسی و بهطور کلی دین را به «جامعه» نسبت میدهد و این بهنظر من کاملاً صحیح است؛ هرچند نتایجی که میگیرم چیزی نیستند که او احتمالاً اگر آنها را میشنید باب میلش میبودند. دورکیم رسماً یک سوسیالیست بود. بااینهمه در اینجا این پرسشها فارغ از لیبرال بودن یا نبودن و با رجوع به منطق محض مطرح میشوند: در یک جامعه
❓چه کسی این حریم را تعریف میکند؟ چه کسی مصادیق شکستن آن حریم را تعریف میکند؟ چه کسی ابزار نهی از شکستن آن حریم را در اختیار دارد؟ هزینۀ محافظت از آن حریم چگونه تأمین میشود؟ هزینۀ جا انداختن آن حریم در ذهن کودکان چگونه تأمین میشود؟
🍂 و باز نه بهعنوان یک لیبرال بلکه با رجوع به منطق محض تنها پاسخی که برای این پرسشها وجود دارد این است: آن کسی که زورش برسد و بتواند مؤثرتر از دیگران آدم بکشد.
🍂 شما برای آنکه امری را - در اینجا یک واحد سیاسی به نام دولتملت - مقدس بدانید باید «حریمی» را در رابطه با آن تعریف کنید، مصادیق نقض آن حریم را تعریف کنید و در ضمن این پتانسیل را داشته باشید که برای حفظ آن «حریم» دست به خشونت و اعمال زور بزنید. یعنی باید جامعهای را بر پایۀ زور بنیان بگذارید. پس تقدس و خشونت لازم و ملزوم یکدیگر هستند. این دقیقاً آن چیزی است که لیبرالیسم نفی میکند.
🍂 اگر بخواهم وارد تعریف و توضیح لیبرالیسم بشوم باید متنی به همین اندازه بنویسم که خارج از موضوع بحث است. همچنین ممکن است کسی پاسخ بدهد «به درک که نفی میکند، من میخواهم آدم بکشم!» من در اینجا به دنبال بحث با آدمکشهای بالقوه یا بالفعل و قانع کردنشان نیستم. صرفاً دارم موضوعی را توضیح میدهم و نشان میدهم که دعاوی ما منطقاً ره به کجا میبرند. اینکه کسی مایل باشد به همانجا برود یا نه موضوع بحث من نیست.
🍂 همچنین اینکه جامعۀ مبتنی بر لیبرالیسم به خوشبختی انسانها منتهی میشود یا جامعۀ مبتنی بر خشونت موضوع بحث من در اینجا نیست، اما اگر کسی خود را مقید به اصول اخلاقی میداند و معتقد است من دارم اشتباه میکنم ممنون میشوم که توضیح بدهد کجای بحث از لحاظ منطقی ایراد دارد.
🍂 در پایان یک توضیح هم بدهم. لیبرالیسم خشونت را بهطور مطلق رد نمیکند؛ بلکه آغاز به خشونت و نهادینه کردن آن و بنیان جامعه بر مبنای آن را نفی میکند. اگر کسی قصد جان یا مال کس دیگری را داشته باشد طبعاً فرد مورد تهاجم حق دارد با ابزارهایی که در اختیار دارد از خود دفاع کند.
🍂 البته میتوان واژگان را بهگونهای دیگر به کار برد و اساساً دفاع را خشونت ندانست و تنها حمله را بهعنوان خشونت تعریف کرد. این تعاریف میتوانند به شفاف شدن بحث کمک کنند، اما اصل موضوع را تغییر نمیدهند. بنابراین شاید اشکالی نداشته باشد که یک نتیجه بگیریم: لیبرالیسم برای دفاع از جان انسانها با خشونت مشکلی ندارد و چون خشونت و تقدس لازم و ملزوم یکدیگر هستند، پس میتوان گفت برای لیبرالیسم تنها یک چیز مقدس است: جان انسان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 ممکن است گفتهشود که او خودش را از شکستن حریمهایی نهی میکند. مثلاً اگر تمثالی همراهش باشد آن را در بهترین جایی که در دسترس او قرار دارد میگذارد. اما این پاسخ از لحاظ منطقی مشکل دارد، چون مانند این است که ما یک نفر را در واقع دو نفر فرض کرده باشیم که یک وجودش میخواهد کاری را انجام دهد و وجود دیگرش او را نهی میکند. ما میتوانیم بگوییم که او از عواقب ماورالطبیعیِ بیاحترامی به تمثال در این جهان یا جهان دیگر هراس دارد. این هراس هم باز مانند موارد بالا هرچند میتواند با تقدس در ارتباط باشد، ولی با آن یکسان نیست.
🍂 فرد معتقد به ارواح خبیث هم از بیاحترامی به آنها یا حتی ذکر نامشان میترسد، ولی شاید حتی از اینکه دشمنش به آن ارواح اهانت کند شادمان هم بشود، چون معتقد است آن ارواح به حسابش خواهند رسید! در اینجا ما با پدیدۀ تقدس روبهرو نیستیم.
🍂 پس امر مقدس را با دو صفت «حریم» و «نهی» تعریف میکنم؛ و این نهی خطاب به دیگران است. یعنی این نهی در اجتماعی از آدمیان اتفاق میافتد. تا اینجا بحث جامعهشناختی بود و تا حد زیادی آن را مدیون امیل دورکیم - جامعهشناس فرانسوی - هستم؛ بنابراین وظیفه دارم از او نام ببرم.
🍂 دورکیم سرچشمۀ امر قدسی و بهطور کلی دین را به «جامعه» نسبت میدهد و این بهنظر من کاملاً صحیح است؛ هرچند نتایجی که میگیرم چیزی نیستند که او احتمالاً اگر آنها را میشنید باب میلش میبودند. دورکیم رسماً یک سوسیالیست بود. بااینهمه در اینجا این پرسشها فارغ از لیبرال بودن یا نبودن و با رجوع به منطق محض مطرح میشوند: در یک جامعه
❓چه کسی این حریم را تعریف میکند؟ چه کسی مصادیق شکستن آن حریم را تعریف میکند؟ چه کسی ابزار نهی از شکستن آن حریم را در اختیار دارد؟ هزینۀ محافظت از آن حریم چگونه تأمین میشود؟ هزینۀ جا انداختن آن حریم در ذهن کودکان چگونه تأمین میشود؟
🍂 و باز نه بهعنوان یک لیبرال بلکه با رجوع به منطق محض تنها پاسخی که برای این پرسشها وجود دارد این است: آن کسی که زورش برسد و بتواند مؤثرتر از دیگران آدم بکشد.
🍂 شما برای آنکه امری را - در اینجا یک واحد سیاسی به نام دولتملت - مقدس بدانید باید «حریمی» را در رابطه با آن تعریف کنید، مصادیق نقض آن حریم را تعریف کنید و در ضمن این پتانسیل را داشته باشید که برای حفظ آن «حریم» دست به خشونت و اعمال زور بزنید. یعنی باید جامعهای را بر پایۀ زور بنیان بگذارید. پس تقدس و خشونت لازم و ملزوم یکدیگر هستند. این دقیقاً آن چیزی است که لیبرالیسم نفی میکند.
🍂 اگر بخواهم وارد تعریف و توضیح لیبرالیسم بشوم باید متنی به همین اندازه بنویسم که خارج از موضوع بحث است. همچنین ممکن است کسی پاسخ بدهد «به درک که نفی میکند، من میخواهم آدم بکشم!» من در اینجا به دنبال بحث با آدمکشهای بالقوه یا بالفعل و قانع کردنشان نیستم. صرفاً دارم موضوعی را توضیح میدهم و نشان میدهم که دعاوی ما منطقاً ره به کجا میبرند. اینکه کسی مایل باشد به همانجا برود یا نه موضوع بحث من نیست.
🍂 همچنین اینکه جامعۀ مبتنی بر لیبرالیسم به خوشبختی انسانها منتهی میشود یا جامعۀ مبتنی بر خشونت موضوع بحث من در اینجا نیست، اما اگر کسی خود را مقید به اصول اخلاقی میداند و معتقد است من دارم اشتباه میکنم ممنون میشوم که توضیح بدهد کجای بحث از لحاظ منطقی ایراد دارد.
🍂 در پایان یک توضیح هم بدهم. لیبرالیسم خشونت را بهطور مطلق رد نمیکند؛ بلکه آغاز به خشونت و نهادینه کردن آن و بنیان جامعه بر مبنای آن را نفی میکند. اگر کسی قصد جان یا مال کس دیگری را داشته باشد طبعاً فرد مورد تهاجم حق دارد با ابزارهایی که در اختیار دارد از خود دفاع کند.
🍂 البته میتوان واژگان را بهگونهای دیگر به کار برد و اساساً دفاع را خشونت ندانست و تنها حمله را بهعنوان خشونت تعریف کرد. این تعاریف میتوانند به شفاف شدن بحث کمک کنند، اما اصل موضوع را تغییر نمیدهند. بنابراین شاید اشکالی نداشته باشد که یک نتیجه بگیریم: لیبرالیسم برای دفاع از جان انسانها با خشونت مشکلی ندارد و چون خشونت و تقدس لازم و ملزوم یکدیگر هستند، پس میتوان گفت برای لیبرالیسم تنها یک چیز مقدس است: جان انسان.
.
#جامعه#نقد_فرهنگ #جامعهشناسی #دورکیم #ملت #ملیگرایی #تقدس #لیبرالیسم #لیبرال #خشونت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
نقدآگین
📺 به یادِ آلن دلون (+) 🍂 نگاهی به فیلمها و زندگی بازیگر فراموشنشدنیِ فرانسه 🎙#مسعود_فراستی . #نقد_فیلم #آلن_دلون #موفقیت #خوشبختی #بازیگر #بازیگری #اسکار #مرگ #مرگآگاهی #فرانسه #مکرون #سینما #سینمایی #دوبلر #خسرو_خسروشاهی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقدِ فیلمِ «هاراکیری» اثرِ ماساکی کوبایاشی (+)
🎙#مسعود_فراستی
🔸فیلمی ژاپنی (۱۹۶۲) با بازی تاتسویا ناکادای
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مسعود_فراستی
🔸فیلمی ژاپنی (۱۹۶۲) با بازی تاتسویا ناکادای
.
#نقد_فیلم#هاراکیری #سینما #ژاپن #فیلم #تحلیل_فیلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 حافظ خیلی وقتها شخصیتهای قرآنی رو مسخره میکنه. به این بیت دقت کنید:
در قسمتی از آیهٔ ۸۱ از سورۀ انبیا گفته میشه که:
🔺در واقع، طبق این آیه، حضرت سلیمان بر بادهای عالم حکمرانی میکرد. حالا حافظ وقتی میخواد بگه که به وصال معشوق نرسیده، میگه «مثل سلیمان تنها چیزی که به دست آوردم، باد بود». «باد بهدست بودن» کنایه از «تهیدست» بودنه؛ درواقع، حضرت سلیمان رو هم مثل خودش سرکار میدونه:) و روایت قرآنی رو به سخره میگیره.
✍🏻 #پیام
🌾 @Naqdagin
حافظ أز دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواش نیست بهجز باد بهدست
در قسمتی از آیهٔ ۸۱ از سورۀ انبیا گفته میشه که:
باد را در تسخیر سلیمان درآوردیم.
🔺در واقع، طبق این آیه، حضرت سلیمان بر بادهای عالم حکمرانی میکرد. حالا حافظ وقتی میخواد بگه که به وصال معشوق نرسیده، میگه «مثل سلیمان تنها چیزی که به دست آوردم، باد بود». «باد بهدست بودن» کنایه از «تهیدست» بودنه؛ درواقع، حضرت سلیمان رو هم مثل خودش سرکار میدونه:) و روایت قرآنی رو به سخره میگیره.
✍🏻 #پیام
.➖➖➖
#نقد_قرآن#حافظ #سلیمان #آرایه_ادبی #تلمیح #وصال #فراق #رند #شعر
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
نگاهی به سوژۀ مستأجر. #آرش_حیدری، جامعهشناس، برای توصیف لحظهٔ از نو شروعکردن، وضعیت مستأجری را مثال میزند که مجبور به جابهجایی است. 🍂 بینید وقتی مساله رو از دریچه خودتون ببینید، درگاه ذهنتون هم همینطوری بسته باقی میمونه و در نهایت مساله رو خرابتر هم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 وام میلیاردیِ بانکها به کارمندان خود
🎙#کیاداوود_اسفندیاری
🍂 عصبانیت مردم از این نیست که چرا کارمندان بانکها وام میگیرند. عصبانیت از نابرابریه.
🍂 متوسط وام کارمندان بانکها در سال حدود ۴۰۰ میلیونه. بعضی بانکها بین ۱ تا ۲ میلیارد متوسط به کارمندانشون وام دادهاند.
🍂 وام تو ایران با وام تو سایر کشورا فرق میکنه. اینجا وام نوعی توزیع رانته. وقتی نرخ بهرۀ وام کارمندای بانک ۱۰ درصده، تورم ۵۰ درصده و نرخ بهرۀ بازار بین ۷۰ تا ۱۲۰ درصده؛ یعنی هرکس این وامها رو میگیره، سود نجومی به دست آورده.
🍂 وقتی اینگونه رانت ایجاد میکنیم و بیعدالتی تو توزیعش مشاهده میشه، مردم خشمگین میشن، دیگه نمیشه مردم رو کنترل کرد؛ جرم و تخلف و قانونگریزی بهشدت بیشتر میشه. شما حساب کنید از هشتاد و چند میلیون ایرانی ۲۰۰ هزار نفر وامهای چند صدمیلیونی در سال و بقیه هیچ.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#کیاداوود_اسفندیاری
عبدالناصر همتی وزیر اقتصادِ پزشکیان در گفتوگویی تلویزیونی از پرداخت وام به کارکنان بانکها دفاع کرد (+).
🍂 عصبانیت مردم از این نیست که چرا کارمندان بانکها وام میگیرند. عصبانیت از نابرابریه.
🍂 متوسط وام کارمندان بانکها در سال حدود ۴۰۰ میلیونه. بعضی بانکها بین ۱ تا ۲ میلیارد متوسط به کارمندانشون وام دادهاند.
🍂 وام تو ایران با وام تو سایر کشورا فرق میکنه. اینجا وام نوعی توزیع رانته. وقتی نرخ بهرۀ وام کارمندای بانک ۱۰ درصده، تورم ۵۰ درصده و نرخ بهرۀ بازار بین ۷۰ تا ۱۲۰ درصده؛ یعنی هرکس این وامها رو میگیره، سود نجومی به دست آورده.
🍂 وقتی اینگونه رانت ایجاد میکنیم و بیعدالتی تو توزیعش مشاهده میشه، مردم خشمگین میشن، دیگه نمیشه مردم رو کنترل کرد؛ جرم و تخلف و قانونگریزی بهشدت بیشتر میشه. شما حساب کنید از هشتاد و چند میلیون ایرانی ۲۰۰ هزار نفر وامهای چند صدمیلیونی در سال و بقیه هیچ.
.
#اقتصاد #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان#وام #تبعیض #رانت #وام_بانکی #اقتصاد_مقاومتی #اقتصادی #پزشکیان #مسعود_پزشکیان #حکومت_آخوندی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin