Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا نباید به زندگی پس از مرگ اعتماد کنیم؟
— هشدار مهم نیچه (+)
🔸دربارۀ فلسفۀ مرگ از دیدگاه نیچه و هایدگر و آلبر کامو
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 مرگ یعنی چی ؟
01:58 چگونه انگیزمون نسبت به زندگی بیشتر شود؟
04:05 جملات ارزشمند فردریش نیچه
07:15 تحلیل فلسفی فیلم substance
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— هشدار مهم نیچه (+)
🔸دربارۀ فلسفۀ مرگ از دیدگاه نیچه و هایدگر و آلبر کامو
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 مرگ یعنی چی ؟
01:58 چگونه انگیزمون نسبت به زندگی بیشتر شود؟
04:05 جملات ارزشمند فردریش نیچه
07:15 تحلیل فلسفی فیلم substance
🗄پست مرتبط
📕«تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»
📺 آیا انسان خدا را آفرید؟
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان#معنای_زندگی #مرگ #زندگی #اندیشه #فلسفه #فلسفه_زندگی #نیچه #فردریش_نیچه #اروین_یالوم #کارل_پوپر #مارتین_هایدگر #آلبر_کامو #جردن_پیترسون #تحلیل_فیلم #فیلم #کامو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 زندگی عذابه؛ درسته و غیرقابل انکار!
🎙#جردن_پیترسون
🔸وقتی دچار بیانگیزگی مزمن میشوید، بیمارگونه شروع به زیر سوال بردن وجودتان (هستیتان) میکنید. همهچیز تبدیل به شبهسوالاتی هوشمندانه میشوند که شما هیچگونه قصدی برای جواب دادنشان ندارید.
🔸این روزمرگی لباسی بر تن شماست که نه تنها شما را تحت تاثیر قرار داده، بلکه تعریفتان میکند و شما خود را سایهای انساننما میپندارید، فاقدِ از ارزش برای پرورشِ هرگونه تمایل و یا حتی توانِ شگفتزدهشدن دربارۀ دنیای اطراف؛ از هر لحاظ عمیقا غایب از حضور خود هستید.
@PersianJordanBPeterson
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#جردن_پیترسون
🔸وقتی دچار بیانگیزگی مزمن میشوید، بیمارگونه شروع به زیر سوال بردن وجودتان (هستیتان) میکنید. همهچیز تبدیل به شبهسوالاتی هوشمندانه میشوند که شما هیچگونه قصدی برای جواب دادنشان ندارید.
🔸این روزمرگی لباسی بر تن شماست که نه تنها شما را تحت تاثیر قرار داده، بلکه تعریفتان میکند و شما خود را سایهای انساننما میپندارید، فاقدِ از ارزش برای پرورشِ هرگونه تمایل و یا حتی توانِ شگفتزدهشدن دربارۀ دنیای اطراف؛ از هر لحاظ عمیقا غایب از حضور خود هستید.
@PersianJordanBPeterson
🗄پست مرتبط
📺چرا نباید به زندگی پس از مرگ اعتماد کنیم؟
📺 آیا انسان خدا را آفرید؟
📕«تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»
.
#فلسفیدن #معنای_زندگی #فلسفه_زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
اجرای قطعهای از باخ در روز بازگشایی کلیسای نوتردام در پاریس
📘معنا، معنا، و باز هم معنا...
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 روزیروزگاری، در پاریس قرن ۱۲ میلادی، که بنای کلیسای جامع نوتردام شروع به ساختهشدن کرد، مردم دستهدسته "صدقهها" میآوردند برای برپا شدنش، این بنا، دوقرن بعد تکمیل شد؛ زیرا که بنا بود "سقفیالهی" باشد رنج و شوربختی اینجهان را.
🍂 نمایش بیرونِ این دست کلیساهای قرونوسطایی تیره و عبوس، و درونشان عظیم و سربهفلککشیده و فروتنکننده و آرامبخش است.
🍂 نخستینبار، اندیشمندی رنسانسی تعبیر "گوتیک" را برای این کلیساهای جامعِ قرون وسطایی وضع نمود. "گوتیک" به معنای هراسناک و خوفانگیز است! بیرونی این دست کلیساها، هراسانگیز است! از قصد چنیناش کردهاند، نه که تصادفاً چنین شده باشد. شاهدش آنکه بر سازه بیرونی کلیساهای گوتیک، تندیس اقسام جانورگونهای عجیبالخلقه ترسناک نیز ساخته و کارگذاشتهاند که بدانها "گارگویل" میگویند! گاهی نمادهایی اژدهاگون هم در بیرونیِ آنها تعبیه کردهاند! چرا؟! تندیسهای وحشت را چه به کلیسای رحمت؟!
🍂 میخواستند افاده این "معنا" کرده باشند که بیرون از این مکان، "اینجهان" است که عرصه شرور و تباهیها و هیولاها و تهدیدهاست، بهدرون درآی تا در امان باشی!
🍂 این"معنا"، میراث گنوستیکیِ نهادینه شده در کلانسازهی مسیحیت کاتولیک است که "اینجهان" را عرصه شَرّی میدانست که انسان "اسیر آن شدست" و تنها راه رهایی تمسک به اندرونِ معناییِ کلیساست که کالبدِ نمادینِ عیسیمسیح است. چنین معنایِ گنوستیکی در عرفان ما هم هست تا برایمان آشنا باشد:
🍂 انسان قرونوسطایی در چنین "اینجهانی" میزیست، تا گنبد فرازان کلیسا برایش سقفِ رحمت و امنِالهی باشد که وطنِ انسانِ "راندهشده" به هاویه اینجهانِ پُر شرور است. مومن، در کلیسا میتوانست چنگ در دامان عیسیمسیح زند و به زیر چتر رحمت و نجات او خَزَد و در "سفینهنجاتِ" او، از شرور "اینجهانِ" شیطانیِ پناه جوید و رایحه آشنای "وطنمالوف"ای که از آن راندهشده بود را در جان کِشَد و آرام یابد: تو دستگیر شو ای خضر پیخجسته...
🍂 کلیسا بدین ترتیب، انسان پیشامدرن را "مامَن و مَلجَاء" بود، از هرآنچه شوربختی و تلخکامی بود؛ مگر اینجهان عرصه تلخیها و حرمانها نیست تا گاهی، و فقط گاهی، نسیم گذرایی فرحبخش و دلنواز بر متنِ شوربختیها و ناخرسندیهایش بِوَزد؟
🍂 انسان در جهانی اینچنین، در جستجوی "پناه" بود و این پناه را "دین" میداد، با "معناها" که برآورده بود برای به سَر کشیدن و غنودن در ساحاتی که خرم از اوست...
🍂 در این صورتبندی از "بودن"، مرگ، دالان فرار و رهایی به وطنِ آشناست، همان ملکوتِ برینِ پدر/پسر/روحالقدس، آنکه مَسکَنِ روح، که بر "زَبَرِ هفتطبق" (هفتمآسمان) است، همان "مَلاءِاعلی" که "پُریِ فرازین" (Pleroma) است.
🍂 رنسانس که از راه رسید، "اینجهان" دیگر زشت و خوفناک دیده نشد، بلکه خُرَّم و مایه نشاط و بهروزی دیده شد که در او میبایست "در عیش کوشید و مستی"، و میشد آن را "ساخت" تا بهتر نیز بشود تا رنج کمتر و شادی فزونتر باشد.
🍂 آنچه دستمایه چرخش نگاه رنسانسی از منظرِ تاریکبینِ گنوستیکی از "اینجهان"، به زیبا و خرم دیدن آن شد، چشماندازی بود که در نگاه انسان رنسانسی از "عصرکلاسیکها" (یونان و روم) پدیدار گشت.
🍂 زیستجهان یونان و روم، عمدتا "مثبتاندیش" بود، عنایتچندانی به "آسمان" نداشت، بر "زمین" بود و در "عمارتدنیا" میکوشید.
🍂 البته استثناهایی چون "رواقیونِ" عصر یونانیمآبی هم بودند که عمدتا سیاهبینان بودند و از همینروی با نگاه مسیحی سنخیتها داشتند. آنقدر همسنخی با کلانمنظرِ مسیحی داشتند که اینان کوشیدند تا "رواقیون" را "بهخود منتسب دارند"!
🍂 مثلا نامههای "سِنِکا به پولسرسول" را ساختند و باورش کردند تا در عصر رنسانس اصالتشان مورد تردید واقع شد و اراسموس رتردامی با تحلیلِ ادبی، بر جعلیبودن آنها احتجاج کرد تا قدری بعدتر ثابت شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
📘معنا، معنا، و باز هم معنا...
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 روزیروزگاری، در پاریس قرن ۱۲ میلادی، که بنای کلیسای جامع نوتردام شروع به ساختهشدن کرد، مردم دستهدسته "صدقهها" میآوردند برای برپا شدنش، این بنا، دوقرن بعد تکمیل شد؛ زیرا که بنا بود "سقفیالهی" باشد رنج و شوربختی اینجهان را.
🍂 نمایش بیرونِ این دست کلیساهای قرونوسطایی تیره و عبوس، و درونشان عظیم و سربهفلککشیده و فروتنکننده و آرامبخش است.
🍂 نخستینبار، اندیشمندی رنسانسی تعبیر "گوتیک" را برای این کلیساهای جامعِ قرون وسطایی وضع نمود. "گوتیک" به معنای هراسناک و خوفانگیز است! بیرونی این دست کلیساها، هراسانگیز است! از قصد چنیناش کردهاند، نه که تصادفاً چنین شده باشد. شاهدش آنکه بر سازه بیرونی کلیساهای گوتیک، تندیس اقسام جانورگونهای عجیبالخلقه ترسناک نیز ساخته و کارگذاشتهاند که بدانها "گارگویل" میگویند! گاهی نمادهایی اژدهاگون هم در بیرونیِ آنها تعبیه کردهاند! چرا؟! تندیسهای وحشت را چه به کلیسای رحمت؟!
🍂 میخواستند افاده این "معنا" کرده باشند که بیرون از این مکان، "اینجهان" است که عرصه شرور و تباهیها و هیولاها و تهدیدهاست، بهدرون درآی تا در امان باشی!
🍂 این"معنا"، میراث گنوستیکیِ نهادینه شده در کلانسازهی مسیحیت کاتولیک است که "اینجهان" را عرصه شَرّی میدانست که انسان "اسیر آن شدست" و تنها راه رهایی تمسک به اندرونِ معناییِ کلیساست که کالبدِ نمادینِ عیسیمسیح است. چنین معنایِ گنوستیکی در عرفان ما هم هست تا برایمان آشنا باشد:
"اینجهان" زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان!
🍂 انسان قرونوسطایی در چنین "اینجهانی" میزیست، تا گنبد فرازان کلیسا برایش سقفِ رحمت و امنِالهی باشد که وطنِ انسانِ "راندهشده" به هاویه اینجهانِ پُر شرور است. مومن، در کلیسا میتوانست چنگ در دامان عیسیمسیح زند و به زیر چتر رحمت و نجات او خَزَد و در "سفینهنجاتِ" او، از شرور "اینجهانِ" شیطانیِ پناه جوید و رایحه آشنای "وطنمالوف"ای که از آن راندهشده بود را در جان کِشَد و آرام یابد: تو دستگیر شو ای خضر پیخجسته...
🍂 کلیسا بدین ترتیب، انسان پیشامدرن را "مامَن و مَلجَاء" بود، از هرآنچه شوربختی و تلخکامی بود؛ مگر اینجهان عرصه تلخیها و حرمانها نیست تا گاهی، و فقط گاهی، نسیم گذرایی فرحبخش و دلنواز بر متنِ شوربختیها و ناخرسندیهایش بِوَزد؟
🍂 انسان در جهانی اینچنین، در جستجوی "پناه" بود و این پناه را "دین" میداد، با "معناها" که برآورده بود برای به سَر کشیدن و غنودن در ساحاتی که خرم از اوست...
🍂 در این صورتبندی از "بودن"، مرگ، دالان فرار و رهایی به وطنِ آشناست، همان ملکوتِ برینِ پدر/پسر/روحالقدس، آنکه مَسکَنِ روح، که بر "زَبَرِ هفتطبق" (هفتمآسمان) است، همان "مَلاءِاعلی" که "پُریِ فرازین" (Pleroma) است.
🍂 رنسانس که از راه رسید، "اینجهان" دیگر زشت و خوفناک دیده نشد، بلکه خُرَّم و مایه نشاط و بهروزی دیده شد که در او میبایست "در عیش کوشید و مستی"، و میشد آن را "ساخت" تا بهتر نیز بشود تا رنج کمتر و شادی فزونتر باشد.
🍂 آنچه دستمایه چرخش نگاه رنسانسی از منظرِ تاریکبینِ گنوستیکی از "اینجهان"، به زیبا و خرم دیدن آن شد، چشماندازی بود که در نگاه انسان رنسانسی از "عصرکلاسیکها" (یونان و روم) پدیدار گشت.
🍂 زیستجهان یونان و روم، عمدتا "مثبتاندیش" بود، عنایتچندانی به "آسمان" نداشت، بر "زمین" بود و در "عمارتدنیا" میکوشید.
🍂 البته استثناهایی چون "رواقیونِ" عصر یونانیمآبی هم بودند که عمدتا سیاهبینان بودند و از همینروی با نگاه مسیحی سنخیتها داشتند. آنقدر همسنخی با کلانمنظرِ مسیحی داشتند که اینان کوشیدند تا "رواقیون" را "بهخود منتسب دارند"!
ذرهذره کاندرین ارض و سماست
جنس خود را همچو کاه و کهرباست!
🍂 مثلا نامههای "سِنِکا به پولسرسول" را ساختند و باورش کردند تا در عصر رنسانس اصالتشان مورد تردید واقع شد و اراسموس رتردامی با تحلیلِ ادبی، بر جعلیبودن آنها احتجاج کرد تا قدری بعدتر ثابت شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
Telegram
نقدآگین
اجرای قطعهای از باخ در روز بازگشایی کلیسای نوتردام در پاریس
📘معنا، معنا، و باز هم معنا...
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 آنگاه که جنسِ نگاهِ رنسانسی از همسنخی با چشماندازِ گنوستیکیِ مسیحیت، به همجنسی با آفاقِ "کلاسیکها" گرائید، کلیساهایی هم که ساختند "زیبا" و دلباز و لبخندزنان شدند، مثل جامع سانتاماریا دلفیوره در فلورانس و بسیارانی دیگر، که دیگر سیاهرنگ و عبوس نبودند، تندیسِ "گارگویل" و اژدها هم نداشتند، نمای بیرونشان روشن و فرحبخش بود. مریمها که نقش کردند، دیگر گریان نبود، لبخند بر چهره داشت، زیبا بود، و در پسزمینهای خرم و سرسبز نشسته یا ایستاده بود، با عیسای کودکِ دوستداشتنی در آغوش. عجب نبود که انسان رنسانسی، کلیساهای جامع قرونوسطایی را "گوتیک" (خوفانگیز) دید و نامید!
🍂 امروز، کلیساهای متکثر گوتیک در اروپا، "مردهریگ" شدهاند. چندان کسی برای عبادت بهآنجا نمیرود؛ چندان مراسم ازدواج و ختم مردهای در آن برگزار نمیشود؛ برخی بکلی متروک گشتهاند. آنها دیگر "مامنوملجاء" مردم نیستند، زیرا "معناها"یی که افاده میکردند، بیمعنا شدهاست؛ بدل به موزههایی برای تماشای جهانگذشتهای گشتهاند، همان "گذشته که سرزمین بیگانه" تلقی میشود. گاهی هم کنسرتهای موسیقی کلاسیک در آنها اجرا میشود، ندرتا به عنوان نمایشگاه هنرهای تجسمی استفاده میشوند. دیگر در آنجاها نه کشیشی هست، نه راهبی، و نه مجاور و معتکفی!
🍂 انسان در جهان زندگی نمیکند، او در "معنا" سَر میکند، "معنا"یی که خود میسازد و به درونش میخزد و مقیماش میشود. تاریخ، عرصه آمد و شد "معناها"ست. همین"معناها"یند که "فضای" بودوباش انسان را میسازند، از خانه تا معبد و آبادی و روابطاجتماعی و آداب و آئینها و هنرها و فهمها...
🍂 معناها، "سنخ" دارند و همسنخهای خود را میکشند و ناهمسنخها را میرانند. مثلا در این افتتاحیه پساز تعمیرات جامع نتردام، باید "باخ" نواخته میشد، نمیشد Jazz یا بولوز نواخت، یا یک "شانسون" امروزی را اجرا کرد، بیربط و تاراننده میشد!
🍂 اینکه معناها "سنخ" دارند، تاملبرانگیز است. "معنا" امر بسیطی نیست، تاریخی که هست، خودش هم تاریخ دارد؛ "سنخ" داشتن معنا، ترجمانی از خصلتِ "پارادایمیِ" آن است. همین خصلت پارادایمی است که به معنا "سنخ" میدهد تا پذیرای هرچیزی نباشد، بلکه گزینش بکند.
🍂 زیستجهان را فرهنگ میسازد و کانون فرهنگ هستیشناسی آن است. از این هستیشناسی است که "معناها" برمیآید و تا ذرات فرهنگ نفوذ میکند. زوال معنا، مرگ فرهنگی است که در ذرات او بوده است. همان زوال و همین مرگ بود که کلیسای نوتردام را از ملجاء بودن بدل به مردهریگ کرد، تا "موزهای" شد. موزه تجمعی از "چیزها"ست که "معنا"یشان مرده است. تنها دانشمندان خبر از چند و چون آن "معناهای" مرده و ازدست رفته دارند. دیگران میآیند ومیروند و میگویند این مجسمه چه بامزه است، آن کوزه چه قشنگ است، آن پنجره چه زیباست، آن تندیس چه مسخره است!
🍂 تاریخ ملتها صحیفه "تصریفالریاح" معناهاست، که میآیند و میپایند و میروند، و "زیستجهان" انسانها با آمدن و رفتن آنها دگر میشود، انسانها هم دگر میشوند، آنقدر که پیشینیان خود را دیگر چندان نمیفهمند و در صورت دانستن چگونگیشان، بههم میگویند:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
📘معنا، معنا، و باز هم معنا...
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 آنگاه که جنسِ نگاهِ رنسانسی از همسنخی با چشماندازِ گنوستیکیِ مسیحیت، به همجنسی با آفاقِ "کلاسیکها" گرائید، کلیساهایی هم که ساختند "زیبا" و دلباز و لبخندزنان شدند، مثل جامع سانتاماریا دلفیوره در فلورانس و بسیارانی دیگر، که دیگر سیاهرنگ و عبوس نبودند، تندیسِ "گارگویل" و اژدها هم نداشتند، نمای بیرونشان روشن و فرحبخش بود. مریمها که نقش کردند، دیگر گریان نبود، لبخند بر چهره داشت، زیبا بود، و در پسزمینهای خرم و سرسبز نشسته یا ایستاده بود، با عیسای کودکِ دوستداشتنی در آغوش. عجب نبود که انسان رنسانسی، کلیساهای جامع قرونوسطایی را "گوتیک" (خوفانگیز) دید و نامید!
🍂 امروز، کلیساهای متکثر گوتیک در اروپا، "مردهریگ" شدهاند. چندان کسی برای عبادت بهآنجا نمیرود؛ چندان مراسم ازدواج و ختم مردهای در آن برگزار نمیشود؛ برخی بکلی متروک گشتهاند. آنها دیگر "مامنوملجاء" مردم نیستند، زیرا "معناها"یی که افاده میکردند، بیمعنا شدهاست؛ بدل به موزههایی برای تماشای جهانگذشتهای گشتهاند، همان "گذشته که سرزمین بیگانه" تلقی میشود. گاهی هم کنسرتهای موسیقی کلاسیک در آنها اجرا میشود، ندرتا به عنوان نمایشگاه هنرهای تجسمی استفاده میشوند. دیگر در آنجاها نه کشیشی هست، نه راهبی، و نه مجاور و معتکفی!
🍂 انسان در جهان زندگی نمیکند، او در "معنا" سَر میکند، "معنا"یی که خود میسازد و به درونش میخزد و مقیماش میشود. تاریخ، عرصه آمد و شد "معناها"ست. همین"معناها"یند که "فضای" بودوباش انسان را میسازند، از خانه تا معبد و آبادی و روابطاجتماعی و آداب و آئینها و هنرها و فهمها...
🍂 معناها، "سنخ" دارند و همسنخهای خود را میکشند و ناهمسنخها را میرانند. مثلا در این افتتاحیه پساز تعمیرات جامع نتردام، باید "باخ" نواخته میشد، نمیشد Jazz یا بولوز نواخت، یا یک "شانسون" امروزی را اجرا کرد، بیربط و تاراننده میشد!
🍂 اینکه معناها "سنخ" دارند، تاملبرانگیز است. "معنا" امر بسیطی نیست، تاریخی که هست، خودش هم تاریخ دارد؛ "سنخ" داشتن معنا، ترجمانی از خصلتِ "پارادایمیِ" آن است. همین خصلت پارادایمی است که به معنا "سنخ" میدهد تا پذیرای هرچیزی نباشد، بلکه گزینش بکند.
🍂 زیستجهان را فرهنگ میسازد و کانون فرهنگ هستیشناسی آن است. از این هستیشناسی است که "معناها" برمیآید و تا ذرات فرهنگ نفوذ میکند. زوال معنا، مرگ فرهنگی است که در ذرات او بوده است. همان زوال و همین مرگ بود که کلیسای نوتردام را از ملجاء بودن بدل به مردهریگ کرد، تا "موزهای" شد. موزه تجمعی از "چیزها"ست که "معنا"یشان مرده است. تنها دانشمندان خبر از چند و چون آن "معناهای" مرده و ازدست رفته دارند. دیگران میآیند ومیروند و میگویند این مجسمه چه بامزه است، آن کوزه چه قشنگ است، آن پنجره چه زیباست، آن تندیس چه مسخره است!
🍂 تاریخ ملتها صحیفه "تصریفالریاح" معناهاست، که میآیند و میپایند و میروند، و "زیستجهان" انسانها با آمدن و رفتن آنها دگر میشود، انسانها هم دگر میشوند، آنقدر که پیشینیان خود را دیگر چندان نمیفهمند و در صورت دانستن چگونگیشان، بههم میگویند:
اینها چقدر عجیبوغریب بودند! شاید هم چقدر خُلوضع و شوتوپوت بودند!
🗄پست مرتبط
📕انسانی که "معنا" میآفریند
📕زیستن در حکمتهای خیالین
📕معناهای مندرسشونده و هستیشناسیهای معناآفرینِ در شُرُف زوال
📺 زندگی عذابه؛ درسته و غیرقابل انکار!
📺چرا نباید به زندگی پس از مرگ اعتماد کنیم؟
📺 آیا انسان خدا را آفرید؟
.
#فلسفیدن#معنای_زندگی #فلسفه #مسیحیت #نهیلیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
نقدآگین
🎧انقلاب یا اصلاح؟ (یکم) (+) 🎙مناظرۀ #مهدی_نصیری و #بیژن_عبدالکریمی 🔻بیژن عبدالکریمی [من میدونم نمیشه!😖] ▪️انقلاب ما اصلا و اساسا برای مقاومت و مبارزه با «نظام سلطه» انجام شد! [اساسا وعدههای خمینی در پاریس حتی یکی هم از این حرفها نبود! عجیبتر از این…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انقلاب یا اصلاح؟ - ۲
@Naqdagin
🎧انقلاب یا اصلاح؟ (دوم) (+)
🎙مناظرۀ #مهدی_نصیری و #بیژن_عبدالکریمی
🔻بیژن عبدالکریمی
نظام سیاسی ایران فعلا تغییر نخواهد کرد، اما اگر چنین اتفاقی رخ میداد و قدرت مرکزی از بین میرفت، سرنوشتی مثل سرنوشت اسفناک سوریه در انتظار ما بود. نه غرب خواهان تغییر نظام سیاسی ایران است و نه روسیه و چین اجازه چنین اتفاقی را میدهند. تکنولوژی نیز قدرتهایی به نظامهای سیاسی داده که بهسادگی تغییر نمیکنند. ذهنیت انتزاعی روشنفکران ایران آسیبهای زیادی به منافع ملی وارد کرده است.
🔻مهدی نصیری
نظام سیاسیِ آینده باید یک نظام نرمال باشد. بزودی این حکومت تغییر میکند، چون وارد یک جنگ خطرناک با آمریکا و اسرائیل شدهاست. دربارۀ بشار نیز کسی فکر نمیکرد براحتی این اتفاقات رخ دهد و او برود. نه آمریکا و غرب و نه حتی روسیه نمیخواهند ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند. غرب دنبال یک ایران فروپاشی شده نیست و بسیاری از ایرانیان نیز این را فهمیدهاند.
🌾 @Naqdagin
🎙مناظرۀ #مهدی_نصیری و #بیژن_عبدالکریمی
🔻بیژن عبدالکریمی
نظام سیاسی ایران فعلا تغییر نخواهد کرد، اما اگر چنین اتفاقی رخ میداد و قدرت مرکزی از بین میرفت، سرنوشتی مثل سرنوشت اسفناک سوریه در انتظار ما بود. نه غرب خواهان تغییر نظام سیاسی ایران است و نه روسیه و چین اجازه چنین اتفاقی را میدهند. تکنولوژی نیز قدرتهایی به نظامهای سیاسی داده که بهسادگی تغییر نمیکنند. ذهنیت انتزاعی روشنفکران ایران آسیبهای زیادی به منافع ملی وارد کرده است.
🔻مهدی نصیری
نظام سیاسیِ آینده باید یک نظام نرمال باشد. بزودی این حکومت تغییر میکند، چون وارد یک جنگ خطرناک با آمریکا و اسرائیل شدهاست. دربارۀ بشار نیز کسی فکر نمیکرد براحتی این اتفاقات رخ دهد و او برود. نه آمریکا و غرب و نه حتی روسیه نمیخواهند ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند. غرب دنبال یک ایران فروپاشی شده نیست و بسیاری از ایرانیان نیز این را فهمیدهاند.
🗄پست مرتبط
📕«عمق استراتژیک ما» و پیامدهای جنگ قره باغ
📕چرا آنتیامپریالیسم چامسکی امپریالیستی است؟
.➖➖➖
#حکومت_اسلامی #اپوزیشنقد#نقد_روشنفکران #اپوزیشنقد
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سیاستی جایگزین برای رویکرد نظامیگریهای فرامرزی
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 از زمان آغاز مداخلهی نظامی ایران در سوریه و شکلگیری گفتمان محورمقاومت، بیش از ۱۳ سال میگذرد. در تمام طول این سالها، از همان نخستین روزهای شروع انقلاب سوریه، به دفعات در مورد سیاست فاجعهبار حمایت از دیکتاتور جنایتکاری همچون اسد نوشتیم، آن هم در شرایطی که دستگاه امنیتی کشور برای جنگافروزان منطقهای یک خط قرمز قداست و نقدناپذیری ایجاد کردهبود.
🍂 مسالهی محورمقاومت اما در همان فقرهی دفاع از اسد خلاصه نمیشد، کما اینکه امروز دیگر همگان با بازوهای قطعشدهی این جریان در بسیاری از کشورهای منطقه آشنایی دارند.
🍂 مجموعهی سیاستهای نظامیگری فرامرزی، به همان اندازه که در بخش بزرگی از کشورهای منطقه وسعت پیدا کرده بود، توانسته بود دامنهی وسیعی از حامیان و توجیهگران را در خارج از حلقهی اصلی حاکمیت به خود جلب کند.
🍂 در واقع، با بخش بزرگی از تحلیلگران مواجه بودیم که در ظاهر مدعی استقلال از حکومت و حتی حضور در جایگاه اپوزوسیون بودند، اما در عین حال از نظامیگری منطقهای رژیم با توجیهاتی همچون «منافع ملی» دفاع میکردند.
🍂 شاهبیت ادعای این تحلیلگران آن بود که رویکرد فرامرزی رژیم، نه برآمده از یک ایدئولوژی بنیادگرایی تهاجمی مذهبی، بلکه سیاستی «رئالیستی» در راستای «منافع ملی» است؛ و در نتیجه مدعی میشدند (و شاید هنوز هم هستند) که هر حکومت دیگری هم که در ایران بر سر کار بیاید، باید برای تامین منافع ملی رویکرد مشابهی در «عمق استراتژیک» خود اتخاذ کند.
🍂 اما امروز که نتایج فاجعهبار تمامی آن سیاستها عیان شده و درست در شرایطی که پس از متلاشی شدن کامل محور مقاومت، ترکشهای قریبالوقوع آن به داخل مرزهای کشور خواهد رسید، از دریچهای جدید میتوان به مساله نگاه کرد:
📍 آیا سرنوشت ایران، مستقل از رژیم حاکم بر آن همین است که میبینیم؟
📍 آیا حتی با تغییر حکومت، ما ناچاریم قدم در مسیر بحرانزای همین سیاستهای منطقهای بگذاریم؟
📍و آیا اگر این سیاستها، نه ایدئولوژیک، بلکه «واقعگرایانه» بودهاند، اساسا ما میتوانیم به چشماندازی برای یک سیاست بینالملل متناسب با توسعهی کشور امیدوار باشیم؟
🔻دعوت دوستان پادکست «مدبویز» (@MadBoysPodcast) بهانهای شد که با نگاهی جدید به همین پرسشها بپردازم. امروز دیگر فایدهای ندارد که بخواهیم مقصر وضعیت فاجعهبار منطقهای را پیدا کنیم؛ اما بدون شک باید به فکر فردای کشور باشیم و از خود بپرسیم که:
❓ایراد کار این سیاست در کجا بود که به چنین شکستی منجر شد؟
❓آیا آنگونه که مدعیان سیاست رئالیستی در توجیه مواضع خود بیان میکنند، اصل نظامیگری فرامرزی درست بود و تنها ایراد کار در جزییات اجرایی آن خلاصه میشد؟
❓از همه مهمتر، اگر بخواهیم این سیاست شکستخورده و فاجعهبار را کنار بگذاریم، آیا میتوانیم به جایگزینی مطمئن در سیاستهای منطقهای دست پیدا کنیم که منافع ملی ما را در دل یک طرح صلحآمیز منطقهای فراهم کند و با نیاز روزافزون کشور به توسعه سازگاری و تناسب داشته باشد؟
📻 گفتگو پیرامون این پرسشها را میتوانید از طریق کانال یوتیوبی پادکست «مدبویز» (از اینجا) ببینید [یا در تلگرام نقدآگین بشنوید].
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 از زمان آغاز مداخلهی نظامی ایران در سوریه و شکلگیری گفتمان محورمقاومت، بیش از ۱۳ سال میگذرد. در تمام طول این سالها، از همان نخستین روزهای شروع انقلاب سوریه، به دفعات در مورد سیاست فاجعهبار حمایت از دیکتاتور جنایتکاری همچون اسد نوشتیم، آن هم در شرایطی که دستگاه امنیتی کشور برای جنگافروزان منطقهای یک خط قرمز قداست و نقدناپذیری ایجاد کردهبود.
🍂 مسالهی محورمقاومت اما در همان فقرهی دفاع از اسد خلاصه نمیشد، کما اینکه امروز دیگر همگان با بازوهای قطعشدهی این جریان در بسیاری از کشورهای منطقه آشنایی دارند.
🍂 مجموعهی سیاستهای نظامیگری فرامرزی، به همان اندازه که در بخش بزرگی از کشورهای منطقه وسعت پیدا کرده بود، توانسته بود دامنهی وسیعی از حامیان و توجیهگران را در خارج از حلقهی اصلی حاکمیت به خود جلب کند.
🍂 در واقع، با بخش بزرگی از تحلیلگران مواجه بودیم که در ظاهر مدعی استقلال از حکومت و حتی حضور در جایگاه اپوزوسیون بودند، اما در عین حال از نظامیگری منطقهای رژیم با توجیهاتی همچون «منافع ملی» دفاع میکردند.
🍂 شاهبیت ادعای این تحلیلگران آن بود که رویکرد فرامرزی رژیم، نه برآمده از یک ایدئولوژی بنیادگرایی تهاجمی مذهبی، بلکه سیاستی «رئالیستی» در راستای «منافع ملی» است؛ و در نتیجه مدعی میشدند (و شاید هنوز هم هستند) که هر حکومت دیگری هم که در ایران بر سر کار بیاید، باید برای تامین منافع ملی رویکرد مشابهی در «عمق استراتژیک» خود اتخاذ کند.
🍂 اما امروز که نتایج فاجعهبار تمامی آن سیاستها عیان شده و درست در شرایطی که پس از متلاشی شدن کامل محور مقاومت، ترکشهای قریبالوقوع آن به داخل مرزهای کشور خواهد رسید، از دریچهای جدید میتوان به مساله نگاه کرد:
📍 آیا سرنوشت ایران، مستقل از رژیم حاکم بر آن همین است که میبینیم؟
📍 آیا حتی با تغییر حکومت، ما ناچاریم قدم در مسیر بحرانزای همین سیاستهای منطقهای بگذاریم؟
📍و آیا اگر این سیاستها، نه ایدئولوژیک، بلکه «واقعگرایانه» بودهاند، اساسا ما میتوانیم به چشماندازی برای یک سیاست بینالملل متناسب با توسعهی کشور امیدوار باشیم؟
🔻دعوت دوستان پادکست «مدبویز» (@MadBoysPodcast) بهانهای شد که با نگاهی جدید به همین پرسشها بپردازم. امروز دیگر فایدهای ندارد که بخواهیم مقصر وضعیت فاجعهبار منطقهای را پیدا کنیم؛ اما بدون شک باید به فکر فردای کشور باشیم و از خود بپرسیم که:
❓ایراد کار این سیاست در کجا بود که به چنین شکستی منجر شد؟
❓آیا آنگونه که مدعیان سیاست رئالیستی در توجیه مواضع خود بیان میکنند، اصل نظامیگری فرامرزی درست بود و تنها ایراد کار در جزییات اجرایی آن خلاصه میشد؟
❓از همه مهمتر، اگر بخواهیم این سیاست شکستخورده و فاجعهبار را کنار بگذاریم، آیا میتوانیم به جایگزینی مطمئن در سیاستهای منطقهای دست پیدا کنیم که منافع ملی ما را در دل یک طرح صلحآمیز منطقهای فراهم کند و با نیاز روزافزون کشور به توسعه سازگاری و تناسب داشته باشد؟
📻 گفتگو پیرامون این پرسشها را میتوانید از طریق کانال یوتیوبی پادکست «مدبویز» (از اینجا) ببینید [یا در تلگرام نقدآگین بشنوید].
🗄پست مرتبط
📕«عمق استراتژیک ما» و پیامدهای جنگ قره باغ
📕چرا آنتیامپریالیسم چامسکی امپریالیستی است؟
📻دفاع از بشار اسد؛ تکلیف شرعی یا مصلحت سیاسی؟!
📺 مردم ایران یا فلسطین؟ (قسمت یکم) (قسمت دوم)
.➖➖➖
#سیاست #حکومت_اسلامی #نقد_چپ#چپ_ایرانی#خاورمیانه #بینالملل
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
منافع ملی واقعی ایران در سوریه
@Naqdagin
🎧 منافع ملی "واقعی" ایران در سوریه
🎙#آرمان_امیری و #ساسان_آقایی
🔸با سرنگونی سریع بشار اسد، بخش زیادی از سرمایهگذاریهای حکومت اسلامی برای بر سر قدرت ماندن بشار اسد و نگاه داشتن زمین بازی سوریه تحت تسلط خودش، از بین رفت.
🔸اسد سرانجام سرنگون شد، مخالفان پیروز شدند، ترکیه و کشورهای غربی به یک پیروزی تعیینکننده دست یافتند و محور گروههای وابسته به حکومت اسلامی در منطقه، یک زمین بااهمیت بازی را از دست داده است.
🔸ساسان آقایی و آرمان امیری که هر دو از جمله منتقدان حکومت بشار اسد بودهاند، در این گفتوگو دربارهی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه، انتقادهایی وارد میکنند و دربارهی منافع ملی واقعی ایران در سوریه و چیستی گفتمانِ صحیح منافع ملی از منظری لیبرال سخن میگویند. متنِ کوتاه آرمان امیری دربارۀ این گفتگو را «اینجا» بخوانید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
🎙#آرمان_امیری و #ساسان_آقایی
🔸با سرنگونی سریع بشار اسد، بخش زیادی از سرمایهگذاریهای حکومت اسلامی برای بر سر قدرت ماندن بشار اسد و نگاه داشتن زمین بازی سوریه تحت تسلط خودش، از بین رفت.
🔸اسد سرانجام سرنگون شد، مخالفان پیروز شدند، ترکیه و کشورهای غربی به یک پیروزی تعیینکننده دست یافتند و محور گروههای وابسته به حکومت اسلامی در منطقه، یک زمین بااهمیت بازی را از دست داده است.
🔸ساسان آقایی و آرمان امیری که هر دو از جمله منتقدان حکومت بشار اسد بودهاند، در این گفتوگو دربارهی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه، انتقادهایی وارد میکنند و دربارهی منافع ملی واقعی ایران در سوریه و چیستی گفتمانِ صحیح منافع ملی از منظری لیبرال سخن میگویند. متنِ کوتاه آرمان امیری دربارۀ این گفتگو را «اینجا» بخوانید.
🗄پست مرتبط
📕«عمق استراتژیک ما» و پیامدهای جنگ قره باغ
📕چرا آنتیامپریالیسم چامسکی امپریالیستی است؟
📻دفاع از بشار اسد؛ تکلیف شرعی یا مصلحت سیاسی؟!
📺 مردم ایران یا فلسطین؟ (یکم) (دوم)
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #نقد_چپ #چپ_ایرانی#خاورمیانه #سوریه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 امیر عباس فخرآور و خودشیفتگیِ آشکار
— چرا فخرآور اینقدر دروغ میگوید؟
🎙#اشکان
🔸در این ویدیو به تحلیل رفتارها-گفتارهای امیرعباس فخرآور پرداختهام و نشان دادهام که دچار نوعی خودشیفتگیِ آشکار است.
🔸این اختلال موجب آن شده که صحبتهایش پر از دروغ، اغراق و بزرگنمایی باشد. یکی از ویژگیهای بارز گفتار فخرآور، تمایل شدیدش به گراندیوز (بزرگ منشی) است؛ به این معنا که او بهطور مداوم نقش خود را بسیار مهمتر و تأثیرگذارتر از آنچه واقعاً هست، جلوه میدهد. این ویژگی، یکی از شاخصههای اصلی اختلال شخصیت خودشیفته محسوب میشود
🔸همچنین، در صحبتهای فخرآور نوعی غرور و نخوت وجود دارد که برای بسیاری از مخاطبان ناخوشایند و حتی آزاردهنده است. این رفتار تنها حس همدلی و ارتباط را از بین میبرد. این خودشیفتگی و غرور مفرطِ امیر عباس فخرآور باعث میشود که اپوزیسیون بیاعتبار شود.
🔸مصاحبۀ او با کامبیز حسینی نشان از غیرقابل کنترل بودن خودشیفتگی اوست. فخرآور برای تحسینشدن حاضر است هر دروغ یا هر لافی را بر زبان بیاورد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— چرا فخرآور اینقدر دروغ میگوید؟
🎙#اشکان
🔸در این ویدیو به تحلیل رفتارها-گفتارهای امیرعباس فخرآور پرداختهام و نشان دادهام که دچار نوعی خودشیفتگیِ آشکار است.
🔸این اختلال موجب آن شده که صحبتهایش پر از دروغ، اغراق و بزرگنمایی باشد. یکی از ویژگیهای بارز گفتار فخرآور، تمایل شدیدش به گراندیوز (بزرگ منشی) است؛ به این معنا که او بهطور مداوم نقش خود را بسیار مهمتر و تأثیرگذارتر از آنچه واقعاً هست، جلوه میدهد. این ویژگی، یکی از شاخصههای اصلی اختلال شخصیت خودشیفته محسوب میشود
🔸همچنین، در صحبتهای فخرآور نوعی غرور و نخوت وجود دارد که برای بسیاری از مخاطبان ناخوشایند و حتی آزاردهنده است. این رفتار تنها حس همدلی و ارتباط را از بین میبرد. این خودشیفتگی و غرور مفرطِ امیر عباس فخرآور باعث میشود که اپوزیسیون بیاعتبار شود.
🔸مصاحبۀ او با کامبیز حسینی نشان از غیرقابل کنترل بودن خودشیفتگی اوست. فخرآور برای تحسینشدن حاضر است هر دروغ یا هر لافی را بر زبان بیاورد.
.
#اپوزیشنقد #زیستروان#اپوزیسیون #روانکاوی #امیرعباس_فخرآور #اختلال_شخصیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
امیر عباس فخرآور و خودشیفتگی پنهان
🎧 امیر عباس فخرآور و خودشیفتگیِ آشکار
— چرا فخرآور اینقدر دروغ میگوید؟
🎙#اشکان
🔸در این ویدیو به تحلیل رفتارها-گفتارهای امیرعباس فخرآور پرداختهام و نشان دادهام که دچار نوعی خودشیفتگیِ آشکار است.
🔸این اختلال موجب آن شده که صحبتهایش پر از دروغ، اغراق و بزرگنمایی باشد. یکی از ویژگیهای بارز گفتار فخرآور، تمایل شدیدش به گراندیوز (بزرگمنشی) است؛ به این معنا که بطور مداوم نقش خود را بسیار مهمتر و تأثیرگذارتر از آنچه واقعاً هست، جلوه میدهد. این ویژگی، یکی از شاخصههای اصلی اختلال شخصیت خودشیفته محسوب میشود.
🔸همچنین، در صحبتهای فخرآور نوعی غرور و نخوت وجود دارد که برای بسیاری از مخاطبان ناخوشایند و حتی آزاردهنده است. این رفتار تنها حس همدلی و ارتباط را از بین میبرد. این خودشیفتگی و غرور مفرطِ امیر عباس فخرآور باعث میشود که اپوزیسیون بیاعتبار شود.
🔸مصاحبۀ او با کامبیز حسینی نشان از غیرقابل کنترل بودن خودشیفتگی اوست. فخرآور برای تحسینشدن حاضر است هر دروغ یا هر لافی را بر زبان بیاورد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— چرا فخرآور اینقدر دروغ میگوید؟
🎙#اشکان
🔸در این ویدیو به تحلیل رفتارها-گفتارهای امیرعباس فخرآور پرداختهام و نشان دادهام که دچار نوعی خودشیفتگیِ آشکار است.
🔸این اختلال موجب آن شده که صحبتهایش پر از دروغ، اغراق و بزرگنمایی باشد. یکی از ویژگیهای بارز گفتار فخرآور، تمایل شدیدش به گراندیوز (بزرگمنشی) است؛ به این معنا که بطور مداوم نقش خود را بسیار مهمتر و تأثیرگذارتر از آنچه واقعاً هست، جلوه میدهد. این ویژگی، یکی از شاخصههای اصلی اختلال شخصیت خودشیفته محسوب میشود.
🔸همچنین، در صحبتهای فخرآور نوعی غرور و نخوت وجود دارد که برای بسیاری از مخاطبان ناخوشایند و حتی آزاردهنده است. این رفتار تنها حس همدلی و ارتباط را از بین میبرد. این خودشیفتگی و غرور مفرطِ امیر عباس فخرآور باعث میشود که اپوزیسیون بیاعتبار شود.
🔸مصاحبۀ او با کامبیز حسینی نشان از غیرقابل کنترل بودن خودشیفتگی اوست. فخرآور برای تحسینشدن حاضر است هر دروغ یا هر لافی را بر زبان بیاورد.
.
#اپوزیشنقد #زیستروان#اپوزیسیون #روانکاوی #امیرعباس_فخرآور #اختلال_شخصیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
نقدآگین
📺 تحلیل فیلمِ جدیدِ “مرتد” - HERETIC (+) 🔸فیلم هرتیک (Heretic) با پایانبندی مرموز و چالشبرانگیزش، سوالات زیادی تو ذهن مخاطب ایجاد میکنه. تو این ویدیو به بررسی دقیق داستان، تحلیل پایانبندی و مفاهیم پنهان فیلم پرداخته میشود. . #نقد_فیلم #نقد_ادیان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقدِ فیلمِ «خون بهپا خواهد شد»
— خودشیفتگیِ پنهان و تحلیلِ روانشناختیِ شخصیت دنیل پلینویو (+)
🔸فیلمِ «خون بهپا خواهد شد» یکی از بهترینهای تاریخ سینماست. با بازی فوقالعادۀ دنی دی لوئیز که شخصیت دنیل پلینویو رو به یکی از بهیادماندنیترین کاراکترهای سینما تبدیل کرده. با این وجود، ابعاد روانشناختی شخصیت دنیل پلین ویو بهخوبی بررسی نشده. تو این ویدیو ویژگیهای شخصیتی و اتفاقات مهمی که روی دنیل تاثیر گذاشتن بررسی میشه.
🗄پست مرتبط
📺 امیر عباس فخرآور و خودشیفتگیِ آشکار
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خودشیفتگیِ پنهان و تحلیلِ روانشناختیِ شخصیت دنیل پلینویو (+)
🔸فیلمِ «خون بهپا خواهد شد» یکی از بهترینهای تاریخ سینماست. با بازی فوقالعادۀ دنی دی لوئیز که شخصیت دنیل پلینویو رو به یکی از بهیادماندنیترین کاراکترهای سینما تبدیل کرده. با این وجود، ابعاد روانشناختی شخصیت دنیل پلین ویو بهخوبی بررسی نشده. تو این ویدیو ویژگیهای شخصیتی و اتفاقات مهمی که روی دنیل تاثیر گذاشتن بررسی میشه.
🗄پست مرتبط
📺 امیر عباس فخرآور و خودشیفتگیِ آشکار
.
#نقد_فیلم #زیستروان #روانشناسی #روانکاوی#تحلیل_روانشناختی #شخصیت #اختلال_شخصیت #دنیل_پلینویو #تحلیل_شخصیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«راهی جز اندوه و گریه برای وضعیت منابع طبیعی کشور باقی نمانده است»
🔺این سخن معاون اول رئیسجمهوریه، محمدرضا عارف. نمیدونم چرا خیلی دیده نشد. نکتۀ مهمی که میشه با خواندنش یادآوری بشه، اینه که امید همیشه دومین عُنصره. هیچوقت نباید از همون اول امید داشته باشی. ابتدا باید شرایط رو بسنجی و ببینی چهقدر امید وجود داره. مثلاً در مورد وضعیت مملکت ایران، میتونی بگی اینجا به فنا رفته و رو به نابودیه؛ بعدش ببینی چندتا از امیدها باقی موندن. اگر اول امید داشته باشی، ممکنه اصلاً امور واقع رو درست نفهمی.
🍂 عارف میدونه که این وضع فقط گریه میخواد، چون خودش هم در کشتیه، اونم نه ته کشتی، جایی نزدیک به سُکان، و میبینه که همهچیز درحال به گِل نشستنه. اون با اینکه میبینه اما نمیتونه چیزی رو تغییر بده. اگر قرار به تغییر باشه اون دیگه کنار سکان نخواهد بود.
🔻حالا یک خبر دیگر:
«بیش از ۵۰ هزار سیمکارتِ فعال در کشور، اصطلاحا سفید -یعنی بدونِ فیلتر- است که تعدادِ قابل توجهی از مصرفکنندگانِ آن، همین مسئولانِ ما هستند»
🔺۵۰ هزار نفر صبح تا شب یک ذره دغدغۀ میلیونها نفر دیگر رو ندارن و به ریش داشته و نداشتهشون میخندن. اونها خودرو و وام و ملک و جایگاه شغلی و هزاران چیز دیگر هم دارن. اونها حتی لازم نمیبینن ادای پاسخگو بودن به اون میلیونها نفر رو دربیارن چون در یک سامانۀ انتخابمردمی بالا نیومدن.
🍂 یه زمانی چنین شرایطی رو وقتی متصور میشدیم که یک معادلۀ استعمارگر و استعمارپذیر واضح وجود داشت. چندتا مملکت اروپایی در جهان میتازوندن. خیلی راحت میتونستی بگی زندگی در ممالک محروسۀ ایران به اعراب بادیهنشین جنوب خلیج فارس و جنگلیهای هندوچین و بردگان سابق آفریقایی شرف داره. حتی آمریکای جنوبی هم هنوز چیزی جز یک منبع تولید صرف نیست.
🍂 امروز، ما میبینیم که کشورهای همسایه روزبهروز تغییر میکنن. حتی جنگزدگانی مثل عراق باوجود اسقاط زیرساختی یک چشمانداز امیدبخش نشونمون میدن. چین و هند و غیره در مسیر قدرت جهانی شدن با صد سال قبل خودشون قابل قیاس نیستند و... اما ایران مفلوک داره با فانتزی سلطنتطلبی خودش رو جلا میده، درحالی که شبهجمهوری موجودش درگیر بازگشایی پلیاستور و طرح چهگونه جریمه کردن زنان برای دیدن شدن موهاشونه.
🍂 بیمعنیترین کار در مخمصهای مثل این، دنبال سیاستورزی و سیاسیکاری به اصطلاح مدنیه. ما ته اختلاف طبقاتیایم. مسئله اساساً رانته. آزاد و بسته بودن اقتصاد اینجا یعنی تغییر رانت ده نفر به پانزده نفر دیگر، تأیید یا رد شدن فلان نامزد مجلس هم.
همهچیز در گرداب فساده.
🍂 خیلی میشه در تحلیل چگونگی رسیدن به این وضعیت نوشت. خود شما خوانندگان که در یکی از سیاستزدهترین جامعههای جهانید شاید بهتر از من بدونید چهخبره. دلیل نوشتن این متن فقط یادآوری به گستردگی این تباهی و لزوم خشم ایرانیان نسبت به اونه.
🍂 هر ایرانیِ آزاده باید از این چیزی که درش هست خشمگین باشه و بدونه نباید اینطور زندگی میکرده. جایی که رانت طبقات گوناگون رو شدیدتر از وخیمترین دورانهای سرمایهداری به خودیها و بیگانگان تقسیم میکنه و ستماش رو از حد میگذرونه. نه اونی که گریه میکنه تغییر رو به ارمغان میآره، نه اونی که از خنده ریسه میره. با این خشم ارزشمنده که میشه امید داشت.
✍🏻 #مجتبی
.
#حکومت_اسلامی#استمرارطالبان #پزشکیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @startreatments
Telegram
نقدآگین
🔻باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
🔸خصوصا در دوران قتلهای زنجیرهای، روشنفکران با نزدیکی به ابزارهای قتاله، و عدم حمایت از انصار حزبالله و عدم نکوهشِ کافی غرب و امپریالیسم برای مشکلات اقتصادی و فرهنگی کشور، دچار کشتهسازی توسط دوژمن شدند و باعث دور شدن آقاجان از روشنفکران و تقریبشان به مصباح یزدی، تا حدی که مصباح را مطهری خود دانست و فردی فراتر از هگلِ مشرکِ بیسوادِ غربی، و بودجههای نجومی بهپایش ریخت و از آن پس بود که علوم انسانی را ذاتا سکولار دانست و به جنگشان رفت، وگرنه تا قبل از آن، قربانصدقۀ کارل پوپر و راسل میرفت، و عقلانیت را مقدم بر دیانت میدانست، و اصلا به همینخاطر پیپ میکشید و در جلسات شعر چپها شرکت میجست!
🔸وقتی روشنفکری آویزان توجه قدرت و تریبونها شود، در نهایت چاپلوسی و حقارت نفس را به آنجا میکشاند که حتی روشنفکرستیزی ذاتی حکومت بنیادگرا را نیز تقصیر روشنفکران بداند (در واقع، حس گناهش به وضعیت عمیقا پارادوکسآمیز خود در جایگاه روشنفکری را با حمله به روشنفکران فرافکنی میکند) و «مسخسازیِ ذاتیِ قدرت مطلقۀ ناپاسخگو» را نیز تقصیر همان افرادی که حتی کتابهاشان اکثرا از ممیزی قابل گذشت نیست و اگر بگذرد، تیراژی ندارد، بیاندازد؛ نهتنها این، بلکه بشکلی مبتذلتر و شرمآورتر از برخورد با استاد حاتم قادری، برای فرد دگراندیش مناظرهکننده (مهدی نصیری)، با فروارد پیامِ یک اکانت ناشناس (و از جهتی شناسا: با اسم «سرباز گمنام»!)، پروندهسازی کند و بگوید چرا او را نمیگیرند و آزاده، چرا زودتر دنبالش نمیروند؟! (استادی که تا دیروز از اخراج خود از دانشگاه شاکی بود و دانشگاهیان را به مدد طلبید، امروز از ارباب خواهان برخورد با یک طرف مناظره میشود!).
🔸اینکه شخصی در خارج از قدرت، روشنفکری چون لنین هم باشد، دلیلی بر آن نیست که هنگام قرارگیری در ساختار قدرت مطلقهای ناپاسخگو (همان «دموکراسی متعهد» دکتر شریعتی شما!)، آن هم ساختار قدرتی که اساسا بنیادگرا، غربستیز و ضدلیبرالیسم است، با همان خصائل بماند و سایهاش آشکار نشود! چراکه اگر چنان بماند، عملا (اگر حذف نشود، مثل آیتالله منتظری) باعث استحالۀ حکومت ایدئولوژیک و در نهایت براندازیِ نرمش میشود، نه تثبیث و افزایش اندک طول عمرش با تمسک به ساخت دریایی از خون و دروغ و پروپاگاندا؛ از سوریه تا تهران! با کورسازی چشم هزاران جوان و پمپاژ شبانهروزی دروغ در صداوسیما!
🔸اینکه نباید عوامزده باشیم یک حرف است، ولی اینکه نباید خودشیفته و دچار توهم نخبگی تا آن حد باشیم که مثل شریعتمداری، تمام نخبگان قوم را یکسری ابله غربزده و... بدانیم، یک حرف است. وقتی با اکثریت نخبگان مستقل از قدرت با زبان درشت و هتاکانه روبرو میشویم، نباید تعجب کنیم که عامۀ مردم هم انواع فحشهای رکیک را روانۀ ما و خانوادۀ محترم ما کنند، یا هزار حرف و حدیث و تهمت را پشت سر ما طرح کنند. اینکه فردی بنحوی عمل کند که بخش بزرگی از جامعه موضوع خشمش شوند و به او فحشهای رکیک نثار کنند، احتمال ناچیزی دارد که از پلشتی حاکم بر مردم و نخبگی فراتاریخی و برگزیدگیاش حکایت کند (و فردی چون پیامبر قوم لوط باشد)، ای بسا فرد چنان دچار کجومعوجشدگی و ایدئولوژیزدگی و دریوزگی و خودشیفتگی شدهباشد که کامنسنسی که بیت ظالمی با سابقۀ کیفکشیِ یکسری چپ را موضوع فحش خود قرار میدهد، او را نیز فردی مشابه، بهشکل طیفی، تشخیص دهد.
🔸یک نکته هم جهت یادآوری به فیلسوف! مصباح یزدی «سنتی» نبود، بلکه از قبیلۀ «بنیادگرایان و ایدئولوژیکاندیشان» بود و در تقابل با علمای سنتی حوزۀ تشیع قرار داشت. علمای سنتی و جو غالب روحانیت شیعه، حکومت در زمان غیبت را حق معصوم و برای غیر «غصبی» میدانند و ابدا حکومت را حق فقها نمیدانند و این حکومت را بزرگترین بدعت و عامل تباهی دین و دنیای ملت میدانند؛ نصیری سخنگوی همان علمای سنتیست، و عجیب است که حتی توان درک و تفکیک این امر بدیهی در فیلسوف حکومتی وجود ندارد.
🔸بنیادگرایی یک ایدئولوژی مدرن و نهیلیستیک است که در زمانۀ بحران هویت جهان مدرن، به قدرت و سرنیزه سجده میکند تا مواجهه با بحران را به تعویق اندازد، اما از قضا سرکنگبین صفرا میافزاید و به تشدید و تسریع قدسیتزدایی/دینزدایی کمک میکند. بنیاد حکومت اسلامی و رهبرش (خمینی) بر ایدئولوژی بنیادگرایی استوار بودهاست، نه باورهای کلیدی سنتی تشیع، یعنی از جمله، تقیۀ حداکثری، پرهیز از قدرت سیاسی و علمایی که با دربارها نزدیکی دارند. اینکه یک فیلسوفِ شیعه حتی این امور ابتدایی را خلط کند و تشخیص ندهد که رجوع به مصباح، رجوع به خود خمینی و اصل و ذات حکومت بنیادگرا بوده، نشان از بیسوادی و چپزدگی عمیقِ او دارد.
✍🏻 #فریدون_فرخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
روشنفکران خود باعث شدند آقای خامنهای از آنها دور شود! وگرنه ایشان از چهرههای نزدیک به جریان روشنفکری بود.
🔸خصوصا در دوران قتلهای زنجیرهای، روشنفکران با نزدیکی به ابزارهای قتاله، و عدم حمایت از انصار حزبالله و عدم نکوهشِ کافی غرب و امپریالیسم برای مشکلات اقتصادی و فرهنگی کشور، دچار کشتهسازی توسط دوژمن شدند و باعث دور شدن آقاجان از روشنفکران و تقریبشان به مصباح یزدی، تا حدی که مصباح را مطهری خود دانست و فردی فراتر از هگلِ مشرکِ بیسوادِ غربی، و بودجههای نجومی بهپایش ریخت و از آن پس بود که علوم انسانی را ذاتا سکولار دانست و به جنگشان رفت، وگرنه تا قبل از آن، قربانصدقۀ کارل پوپر و راسل میرفت، و عقلانیت را مقدم بر دیانت میدانست، و اصلا به همینخاطر پیپ میکشید و در جلسات شعر چپها شرکت میجست!
🔸وقتی روشنفکری آویزان توجه قدرت و تریبونها شود، در نهایت چاپلوسی و حقارت نفس را به آنجا میکشاند که حتی روشنفکرستیزی ذاتی حکومت بنیادگرا را نیز تقصیر روشنفکران بداند (در واقع، حس گناهش به وضعیت عمیقا پارادوکسآمیز خود در جایگاه روشنفکری را با حمله به روشنفکران فرافکنی میکند) و «مسخسازیِ ذاتیِ قدرت مطلقۀ ناپاسخگو» را نیز تقصیر همان افرادی که حتی کتابهاشان اکثرا از ممیزی قابل گذشت نیست و اگر بگذرد، تیراژی ندارد، بیاندازد؛ نهتنها این، بلکه بشکلی مبتذلتر و شرمآورتر از برخورد با استاد حاتم قادری، برای فرد دگراندیش مناظرهکننده (مهدی نصیری)، با فروارد پیامِ یک اکانت ناشناس (و از جهتی شناسا: با اسم «سرباز گمنام»!)، پروندهسازی کند و بگوید چرا او را نمیگیرند و آزاده، چرا زودتر دنبالش نمیروند؟! (استادی که تا دیروز از اخراج خود از دانشگاه شاکی بود و دانشگاهیان را به مدد طلبید، امروز از ارباب خواهان برخورد با یک طرف مناظره میشود!).
🔸اینکه شخصی در خارج از قدرت، روشنفکری چون لنین هم باشد، دلیلی بر آن نیست که هنگام قرارگیری در ساختار قدرت مطلقهای ناپاسخگو (همان «دموکراسی متعهد» دکتر شریعتی شما!)، آن هم ساختار قدرتی که اساسا بنیادگرا، غربستیز و ضدلیبرالیسم است، با همان خصائل بماند و سایهاش آشکار نشود! چراکه اگر چنان بماند، عملا (اگر حذف نشود، مثل آیتالله منتظری) باعث استحالۀ حکومت ایدئولوژیک و در نهایت براندازیِ نرمش میشود، نه تثبیث و افزایش اندک طول عمرش با تمسک به ساخت دریایی از خون و دروغ و پروپاگاندا؛ از سوریه تا تهران! با کورسازی چشم هزاران جوان و پمپاژ شبانهروزی دروغ در صداوسیما!
🔸اینکه نباید عوامزده باشیم یک حرف است، ولی اینکه نباید خودشیفته و دچار توهم نخبگی تا آن حد باشیم که مثل شریعتمداری، تمام نخبگان قوم را یکسری ابله غربزده و... بدانیم، یک حرف است. وقتی با اکثریت نخبگان مستقل از قدرت با زبان درشت و هتاکانه روبرو میشویم، نباید تعجب کنیم که عامۀ مردم هم انواع فحشهای رکیک را روانۀ ما و خانوادۀ محترم ما کنند، یا هزار حرف و حدیث و تهمت را پشت سر ما طرح کنند. اینکه فردی بنحوی عمل کند که بخش بزرگی از جامعه موضوع خشمش شوند و به او فحشهای رکیک نثار کنند، احتمال ناچیزی دارد که از پلشتی حاکم بر مردم و نخبگی فراتاریخی و برگزیدگیاش حکایت کند (و فردی چون پیامبر قوم لوط باشد)، ای بسا فرد چنان دچار کجومعوجشدگی و ایدئولوژیزدگی و دریوزگی و خودشیفتگی شدهباشد که کامنسنسی که بیت ظالمی با سابقۀ کیفکشیِ یکسری چپ را موضوع فحش خود قرار میدهد، او را نیز فردی مشابه، بهشکل طیفی، تشخیص دهد.
🔸یک نکته هم جهت یادآوری به فیلسوف! مصباح یزدی «سنتی» نبود، بلکه از قبیلۀ «بنیادگرایان و ایدئولوژیکاندیشان» بود و در تقابل با علمای سنتی حوزۀ تشیع قرار داشت. علمای سنتی و جو غالب روحانیت شیعه، حکومت در زمان غیبت را حق معصوم و برای غیر «غصبی» میدانند و ابدا حکومت را حق فقها نمیدانند و این حکومت را بزرگترین بدعت و عامل تباهی دین و دنیای ملت میدانند؛ نصیری سخنگوی همان علمای سنتیست، و عجیب است که حتی توان درک و تفکیک این امر بدیهی در فیلسوف حکومتی وجود ندارد.
🔸بنیادگرایی یک ایدئولوژی مدرن و نهیلیستیک است که در زمانۀ بحران هویت جهان مدرن، به قدرت و سرنیزه سجده میکند تا مواجهه با بحران را به تعویق اندازد، اما از قضا سرکنگبین صفرا میافزاید و به تشدید و تسریع قدسیتزدایی/دینزدایی کمک میکند. بنیاد حکومت اسلامی و رهبرش (خمینی) بر ایدئولوژی بنیادگرایی استوار بودهاست، نه باورهای کلیدی سنتی تشیع، یعنی از جمله، تقیۀ حداکثری، پرهیز از قدرت سیاسی و علمایی که با دربارها نزدیکی دارند. اینکه یک فیلسوفِ شیعه حتی این امور ابتدایی را خلط کند و تشخیص ندهد که رجوع به مصباح، رجوع به خود خمینی و اصل و ذات حکومت بنیادگرا بوده، نشان از بیسوادی و چپزدگی عمیقِ او دارد.
✍🏻 #فریدون_فرخ
.
#چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 چرا نباید به زندگی پس از مرگ اعتماد کنیم؟ — هشدار مهم نیچه (+) 🔸دربارۀ فلسفۀ مرگ از دیدگاه نیچه و هایدگر و آلبر کامو ⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب 0:00 مرگ یعنی چی ؟ 01:58 چگونه انگیزمون نسبت به زندگی بیشتر شود؟ 04:05 جملات ارزشمند فردریش نیچه 07:15 تحلیل…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ آیین زروان (+)
— فلسفهای که تاریخ ایران را تغییر داد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فلسفهای که تاریخ ایران را تغییر داد!
.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #ایران#زروان #زرتشت #اهورا_مزدا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🔻باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲 روشنفکران خود باعث شدند آقای خامنهای از آنها دور شود! وگرنه ایشان از چهرههای نزدیک به جریان روشنفکری بود. 🔸خصوصا در دوران قتلهای زنجیرهای، روشنفکران با نزدیکی به ابزارهای قتاله، و عدم حمایت از انصار حزبالله و عدم نکوهشِ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM