نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسول‌پور

🍂 اما سفسطه‌ی دوم سلطنت‌طلب‌ها: می‌گویند کودتا بد است! می‌گویند که کودتا علیه شاه، کاری غیرقانونی و مخالف مصالح ملی است و مصدق با کودتا می‌خواست شاه را ساقط و خود، شاه یا رئیس جمهور شود. ما می‌گوییم به فرض که مصدق واقعا خوسته علیه شاه کودتا کند و خود به جای او بنشیند.

🍂 اما کجای این عمل بد است؟ مگر رضا خان دقیقاً همین دو کار را نکرده بود؟ مگر رضاخان در سال ۱۲۹۹ علیه دولت قانونی کودتا نکرد و یک سال و خرده‌ای بعد نخست‌وزیر نشد و در دوران نخست‌و‌زیری، شاه و قاجاریه را از سلطنت خلع نکرد و چند ماه بعد، خود به جای او بر تخت سلطنت ننشست؟ چرا آن زمان کودتا و خلع شاه بد نبود اما حالا بد شده؟

🍂 اگر آن زمان احمدشاه قاجار (که اتفاقاً او هم در خارج کشور بود) حکم عزل رضاخان را صادر می‌کرد و ساعت یک و نیم نیمه شب به دست فرماندهان نظامی به او تحویل می‌داد، ‌رضا خان نخست وزیر چه می‌کرد؟ شما چه می‌گفتید؟ آیا نمی‌گفتید که مگر ساعت یک و نیم نیمه شب هم می شود حکم عزل نخست‌وزیر صادر کرد؟ مگر حکم عزل را دم در خانه می برند و خانه را توسط ارتش محاصره می‌کنند؟

🍂 سلطنت‌طلب‌ها حتا حالا هم (بعد از گذشت صد سال از تغییر سلطنت قاجار به پهلوی) به پنج نفر نماینده‌ی مجلس که با این کار مخالفت قانونی (و فقط مخالفت قانونی) کرده بودند فحش می‌دهند اما حتا نمی‌پذیرند که ۲۷ سال بعد، خیال چنین کاری هم به ذهن نخست‌وزیر یا چند وزیر رسیده باشد. چرا؟ چون آن زمان رضاخان قرار بود شاه شود اما حالا مصدق!

🔻در واقع، ۲۸ مرداد (فارغ از هر داوری و همدلی یا مخالفت و فارغ از اینکه مصدق می‌ماند یا عزل می‌شد) سومین نقطه‌ی بازگشت دوباره‌ی حکومت مطلقه‌ی فراقانونی به جای سلطنت مشروطه‌ی قانون‌مدار بود. دو نقطه‌ی پیشین عبارت بودند از:

اول: بمباران مجلس شورای ملی در تاریخ ۲ تیر ۱۲۸۷ به دستور محمدعلیشاه قاجار و شروع استبداد صغیر

دوم: تصویب قانون اعطاء سلطنت به رضاشاه پهلوی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۰۴

🍂 ممکن است بگویند (و فراوان هم می‌گویند) که جامعه‌ی ایرانی آن زمان آمادگی و امکان دموکراسی را نداشت و برپایی دوباره‌ی حکومت مطلقه‌ی فردی کار درستی بوده‌است. من می‌گویم این هم قبول. اما اگر آن ادعا (بدون آنکه فرصت آزمون داشته باشد) درست بوده پس لابد می‌توان ادعا کرد که شکست و فروپاشی فاجعه‌بار سلطنت مطلقه‌ی پهلوی هم (با مشاهده‌ی کامل فرصت آزمونی که در اختیار داشت) نشان داد که که حکومت مطلقه‌ی فردی مناسب مردم و کشور ایران نبوده‌ یا مردم ایران لیاقت این یکی را نداشته‌اند.


.


#آینه_تاریخ #مغلطجات #اپوزیشنقد #تاریخ_معاصر #مغلطه #غالطات #سفسطه #کودتا #سلطنت #سلطنت‌طلب #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #رضاشاه #رضا_شاه #مشروطه #مشروطه‌خواه #مصدق #محمد_مصدق #انقلاب #انقلاب_اسلامی #حزب_توده #تاریخ #استبداد #دیکتاتوری #پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #اپوزیسیون #رضا_پهلوی #سلطنت_مطلقه



🌾 @Naqdagin
📘کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون

✍🏻 #رضا_زمان

🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبهه‌ی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطه‌خواهان به دست آمده‌بود.

🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شده‌بود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.

🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کرده‌بود؛ اراده‌ای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخ‌گو می‌خواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وام‌دارِ مشروطیت، دولتی که می‌خواست شاهْ‌سلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.

🍂 کودتای مردادی، به‌واقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت می‌بُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.

🍂 دموکراسیِ ملی و قانون‌مندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهره‌گیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفس‌های خود را در حدود محدودی از آزادی‌های نسبی و مدنی، می‌کشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تک‌حزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.

🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابه‌ی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.


.


#آینه_تاریخ #سیاست #کودتا #تاریخ #حکومت_قانون #انقلاب_اسلامی #آمریکا #انگلستان #تاریخ_معاصر #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #سلطنت‌طلب #مشروطه #مشروطه‌خواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنی‌نژاد #ناسیونالیسم



🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
📘فاجعۀ دولتی‌شدنِ نفت
(۳/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 دولت ایران حتی یک ریال بابت ایجاد تأسیسات استخراج، پالایش و صدور نفت پرداخت نکرده بود. زمانی که حتی در سطح جهان هم کمتر کسی برای نفت اهمیت قائل بود یک آنتروپرونر این ریسک را بر روی دارایی‌های خود کرد و در آستانۀ شکست کامل سرمایه‌گذاری خود بالاخره در مسجدسلیمان به نفت رسید.

🍂 اگر عملیات اکتشاف شکست می‌خورد دولت ایران موظف نبود حتی یک ریال خسارت پرداخت کند. اما مطابق با قرارداد در صورت موفقیت عملیات اکتشاف قسمتی از عایدات به دولت ایران می‌رسید.

🍂 مصدق هنگام نخست‌وزیری به خبرنگاران خارجی می‌گفت بروید مناطق جنوب تهران را نگاه کنید که در چه وضعی زندگی می‌کنند و آیا این حق است که نفت این مردم را انگلیس ببرد؟ لابد الان پس از هفتاد سال که دیگر نفت ایران را انگلیس نمی‌برد جنوب تهران بهشت شده است!

🍂 این حرف اما از لحاظ تئوری اقتصادی هم مطلقاً غلط است (تاریخ را بدون دانستن تئوری نمی‌توان خواند). بخش اعظم هزینۀ عملیات شرکتی مانند شرکت نفت عبارت از دستمزدی است که به پرسنل خود می‌پردازد. همچنین به نفع شرکت است که تجهیزات و مواد مورد نیاز خود را از همان کشور محل فعالیت خود تهیه کند، مگر آنکه امکان تهیه‌اش فراهم نباشد. اکثر پرسنل شرکت نفت در آن زمان کارگران ایرانی بودند. پرسنل رده بالا و متخصص البته ایرانی نبودند و یکی از مفاد قراردادی که در زمان رضا پهلوی امضاء شد، آموزش پرسنل متخصص ایرانی بود. ولی تعداد پرسنل متخصص به هر حال اندک بود. بنابراین در نهایت حاصل بخش بزرگی از عملیات شرکت نفت خواه ناخواه در خود ایران هزینه می‌شد و به جیب کارگر ایرانی می‌رفت.

🍂 دولتی شدن صنعت نفت (یا کانال سوئز یا صنایع نیشکر و قهوه و...) منطقش یک منطق سوسیالیستی است، حتی اگر هواداران آن این را ندانند. مصدق، کاشانی و پهلوی (در آن زمان) سوسیالیست نبودند، ولی با منطق سوسیالیستی عمل می‌کردند. و به همان دلیلی که سوسیالیسم محکوم به شکست است، ملی/دولتی‌سازی صنایع هم به فاجعه ختم می‌شود. نیازی نیست راه دوری برویم: وضعیت آرامکو سعودی را با شرکت ملی نفت ایران مقایسه کنید.

🍂 در سال‌ها و دهه‌های پس از قرارداد دارسی دولت انگلیس - که تأسیسات را خریداری کرده بود - به هر حال با دولت ایران وارد مذاکره شد تا سهم ایران را افزایش دهد. ایران هم البته استدلال‌های درستی در دست داشت، مانند اینکه حق ۱۶ درصدی ایران باید شامل عملیات شرکت در خارج از کشور نیز بشود، یا اینکه شرکت باید حساب‌های دخل و خرج را به رویت نمایندگان دولت ایران هم برساند.

🍂 نتیجۀ مذاکرات شد انداختن متن مذاکرات درون شومینه توسط رضا پهلوی. دیکتاتور وقت ایران تصور می‌کرد در سطح بین‌المللی هم مانند درون ایران کارها با لات‌بازی مطابق میل او پیش می‌روند. آن زمان البته همۀ کاسه کوزه‌ها بر سر چند نفر، از جمله تیمورتاش، شکسته شدند و بدنامی امضای قرارداد جدید هم نصیب تقی‌زاده شد. دیکتاتور به هر حال پاسخگو نیست.

🍂 پس از شهریور بیست، «ملی شدن» را - بنا به نظر آبراهامیان - حزب توده برای نخستین بار به کار برد. در آن جو آکنده از جهالت که از پهلوی و مصدق و کاشانی گرفته تا حزب توده و فداییان اسلام و جبهه ملی تا روشنفکر و مذهبی و شاعر و ملا، همه و همه علیرغم تمام اختلافاتشان بر سر مسائل دیگر در آن جهالت مشترک بودند، رزم‌آرا یکی از معدود کسانی بود که جرأت کرد و آشکارا ملی شدن را غیرممکن خواند. تاوان بر زبان آوردن حقیقت تلخ را با خونش داد و همه از مرگش شادمان شدند. انگار اگر گویندۀ حقیقت حذف شود حقیقت عوض می‌شود.

🍂 بنابراین اینجا هم نمی‌توان گفت مصدق یگانه مقصر وضعیت به وجود آمده بود. ولی به هر حال هم در پیدایش جو به وجود آمده که باعث شد هرگونه مذاکره و امکان تفاهمی قفل شود سهیم بود، و هم اینکه وقتی مسئولیت نخست‌وزیری را آن هم با پیش‌شرط تصویب «ملی شدن» صنعت نفت در مجلس پذیرفت، متهم درجه اول می‌شود.

🍂 مصدق پس از چند ماه تا اندازه‌ای متوجه پوچ بودن وعده‌های اولیه شد. اما وقتی از ترور دو نخست‌وزیر کشور تلویحاً حمایت کرده بود و اعضای حزبش با تروریست‌ها لاس می‌زدند و پس از کلی وعده وعید، در نهایت نمی‌توانست به همان‌جایی برسد که قبلی‌ها رسیده بودند و بخاطرش محکوم شده بودند (آشنا نیست؟!). در آن شرایط ادامۀ حکومت مصدق و همزمان خودداری از دستیابی به یک توافق - که باعث می‌شد به خیانت متهم شود تازه اگر ترور نمی‌شد - فقط و فقط یک توجیه داشت: حفظ نام و آبروی شخصی. و این تنها زمینه‌ای بود که مصدق در آن به موفقیتی تمام و کمال دست یافت. حاصل موفقیتش این شد که الان در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ من دارم دربارۀ او مطلب می‌نویسم نه ساعد و هژیر و علا و سهیلی و...!

.


#آینه_تاریخ #اقتصاد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #سوسیالیسم #کمونیسم #تاریخ_معاصر #پهلوی #رضاشاه #محمدرضا_پهلوی #مصدق



🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia