نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🔺گزارش یک قتل
— روایت «شرق» از مرگ دلخراش «سیدمحمد میرموسوی» جوان لنگرودی

✍🏻 #مریم_لطفی


🔹یکی از محلی‌ها به «شرق» می‌گوید:
مادر و پدر او هر دو بازنشسته یکی از ارگان‌ها هستند و برای همین مجبور شده‌اند قضیه را یک‌طوری جمع کنند، اما مظلومیت این جوان و دادخواهی برای او همچنان پابرجاست.


🔹او می‌گوید سر درگیری و نزاعی که درگرفته بود، سیدمحمد را به درختی بسته بودند و ماشینش را آتش می‌زنند.
البته ماشین برای پدرش بوده است. بعد او را به پاسگاه می‌برند و آنجا هم او را به صندلی یا ستونی می‌بندند و با کابل و آهن و میله و باتوم کتکش می‌زنند و بر اثر همین ضربات او کشته می‌‌شود.


🔹یکی از همکلاسی‌های سیدمحمد میرموسوی در گفت‌وگو با «شرق» می‌گوید:
من و محمد دو سال در هنرستان کلانتری سمت جاده لیلاکو لنگرود در رشته برق صنعتی همکلاس بودیم. ساکن اطراف لنگرود بود و ما او را به عنوان بچه همین‌جا می‎شناختیم. بچه بااخلاق و باادب و خوش‌رو و خوش‌خنده‌ای بود. او را برده بودند سمت پاسگاه ناصر کیاده لاهیجان و با نامردی تمام کشتنش.


🔹گزارش کامل
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-941594

#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin | @sharghdaily
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چگونه استوره‌ها در زندگی به ما یاری می‌رسانند؟

🎙
پروفسور #جوزف_کمبل؛ اسطوره‌شناس آمریکایی و استاد ادبیات در کالج سارالارنس نیویورک؛ تخصص او اسطوره‌شناسی تطبیقی و دین‌شناسی تطبیقی بود.

🖌#ترجمه: شهرام مهرافروز


.


#اسطوره‌شناسی #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ #زندگی #هندوستان #مسیح #مسیحیت



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دعویِ بیگناهی (+)

🎙#مرتضی_مردیها


🔻فهرست مباحث طرح‌شده
00:08 حفاظ دور فیلسوفان
04:40 جنگل
06:00 روی دیگر: سیاستمداران و سرمایه‌گذاران
07:38 تفاوت و شباهت‌های آدمها
10:05 میکروفون
14:05 متفکران می‌توانند تاثیر خوب و بد بگذارند
15:13 یکی از بزرگترین اختراعات
16:40 نیچه
18:08 خلاصه

.


#فلسفیدن #فلسفه #اندیشه #اختراع #نیچه #تفکر #فیلسوفان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خرچنگ‌های مردابی | #محمدعلی_بهمنی (+)

🎙#رشید_کاکاوند

🍂 محمّدعلی بهمنی (۲۷ فروردین ۱۳۲۱ – ۹ شهریور ۱۴۰۳) شاعر و غزل‌سرای ایرانی بود.

در این زمانۀ بی‌های‌وهوی لال‌پرست
خوشا به حال کلاغان قیل‌وقال‌پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظۀ خود را
برای این همه ناباور خیال‌پرست

به شب‌نشینی خرچنگ‌های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال‌پرست

رسیده‌ها چه غریب و نچیده می‌افتند
به پای هرزه علف‌های باغ کال‌پرست

رسیده‌ام به کمالی که جز انالحق نیست
کمال‌دار برای من کمال‌پرست

هنوز هم زنده‌ام و زنده‌بودنم خاری‌ست
به چشم تنگ مردم زوال‌پرست



.


#شعرانه #خیال‌پرسه #در_چنین_روزی #شعر #شاعر #غزل #غزل‌سرا #نیما_یوشیج #منزوی #ناصر_عبداللهی #حمیرا #حبیب #علیرضا_قربانی #شادمهر_عقیلی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 هر اثر هنری جهان خاص خودش را خلق می‌کند و اگر هنرمند از پس کارش به درستی بر بیاید (یعنی یک اثر منسجم و ارزشمند از نظر هنری خلق کند) آن‌گاه جهان جدیدی را خلق کرده‌است که با حذف حواشی واقعیت، اصلی‌ترین عناصر آن را مقابل چشم مخاطب برجسته می‌کند. این نخستین کارکرد، یا ظرفیتی‌ست که اثر هنری برای خوانش‌های نظری و اجتماعی فراهم می‌آورد.

🍂 از سوی دیگر، تجربه‌ی مواجهه با اثری هنری که به لایه‌های متفاوتی از جامعه با ارزش‌ها و نگرش‌های کاملا متفاوت مربوط می‌شود، از جهت «ضرورت‌های یک زیست جمعی» اهمیت پیدا می‌کنند.

🍂 ما ممکن است در تجربه‌ی شخصی هرگز با این‌ گروه‌های اجتماعی برخورد نکنیم و با توجه به ارزش‌ها و نگرش‌های بسیار متفاوت، چندان علاقه‌ای هم به شنیدن نظرات آن‌ها نداشته‌باشیم، اما نمی‌توانیم انکار کنیم که در نهایت، سرنوشت اجتماعی همه‌ی ما به یکدیگر وابسته است؛ همین پیوستگیِ اجتماعی ضرورت و اهمیت آثاری را تعیین می‌کند که ما را با لایه‌های دیگر جامعه آشنا می‌کنند. «قیصر» یکی از شاخص‌ترین این فیلم‌ها در تاریخ سینمای ماست.

🍂 جهان فیلم قیصر، جهانی کاملا منسجم با قواعدی‌ست که تمامی اجزای آن در-هم-تنیده‌اند و از نظم واحدی پیروی می‌کنند؛ حتی اختلاف نگرش‌های موجود در فیلم (مثل جدال قیصر با ارزش‌های خان‌دایی)، صرفا در دل همان قشر اجتماعی قابل فهم هستند و خبر از یک «گذار» در این اجتماع مشخص می‌دهند. استقبال باقی اهالی محل از تصمیم قیصر، و حتی همراهی آشکارا تشویق‌کننده‌ی آن‌ها در مسیر انتقام‌جویی او نیز نشان می‌دهد که قیصر در جهان‌بینی خودش، اصلا موجودی خاص و یگانه نیست؛ حتی دلیلِ استقبال‌ِ گیشه‌ی سینما از فیلم را هم می‌توان در تداوم همین همدلی عمومی با اهالی محله‌ی قیصر فهم کرد.

🍂 اگر من بخواهم به اختصار داستان قیصر را در دو «عاملیت» ویژه خلاصه کنم، نخست فیلم را حکایت‌گر «بیگانگی» یک قشر اجتماعی، با قواعد کلان سیاسی و اجتماعی می‌دانم. نه قیصر، نه هیچ یک از هم‌محلی‌های او کوچکترین پیوند و اشتراکی با نظم حقوقی موجود احساس نمی‌کنند. در نتیجه، حواله‌کردنِ مسائلِ خودشان به چنین نظمی را مصداق «بی‌غیرتی» می‌دانند.

🍂 فهمی سطحی و تقلیل‌گرایانه از معنای این «غیرت» می‌تواند آن را صرفا در تعصب‌های ناموسی خلاصه کند، اما غیرت مورد اشاره‌ی من، برای این قشر اجتماعی، کارکردِ نوعی از «مسوولیت اجتماعی» را دارد و اتفاقا با همین خوانش و کارکرد است که به دومین عاملیت تعیین‌کننده در فیلم می‌رسیم: «ضرورت عمل اجتماعی».

🍂 حتی در مناقشه‌ی بین «خان‌دایی» و «قیصر»، به نظر نمی‌رسد که بر سر بخش اول مساله، اختلاف‌نظری وجود داشته‌باشد. خاستگاه ارزش‌های آنان مشترک است و اختلافی اگر ایجاد شده، بر سر وجه دوم یا همان «ضرورت عمل» است.

🍂 البته «مادرِ» قیصر، اشارۀ گذرایی به واگذاریِ مساله به ماموران قانون می‌کند، اما به‌نظر نمی‌رسد که پیشنهادش از سر وجود یک نوع نگرش متفاوت (مثلا باور به ضرورت پایبندی به نظم نوین حقوقی) باشد. او هم صرفا می‌خواهد به بهانه‌ای جلوی «ضرورت عمل» قیصر را بگیرد.

🍂 از ترکیب این دو وجه مهم، یعنی «احساس بیگانگی با جهان موجود» و البته «ضرورت عمل اجتماعی» است که مشخصا «انسان یاغی» زاده می‌شود.

🍂 اینکه ۱۰ سال پس از ساختِ فیلم، انقلابی در کشور رخ داد که بسیاری رویکرد و فرم آن را با گرایش‌های حاضر در فیلم کیمیایی مشابه دانستند، نه نقطه‌ی ضعف کیمیایی، بلکه اتفاقا نشان‌دهنده‌ی اوج نبوغ او بود که توانسته‌بود واقعیتی را که زیر پوست لایه‌های پنهان اجتماعی در جریان است، پیشاپیش تشخیص دهد و به تصویر بکشد.

🍂 سنت دیرپا و البته آشنایی برای ماست که در نظام‌های استبدادی، هرگاه منتقدی نسبت به ناهنجاری‌های اجتماعی هشداری بدهد، یا هنرمندی این عارضه‌ها را به تصویر بکشد، دستگاه سانسور، به‌جای آنکه هشدارها را جدی بگیرد و تلاش کند کارکردهای خودش را اصلاح کند، ترجیح می‌دهد که صدای هشدار را خاموش و سرکوب کند.

🍂 نگاه تک‌بعدی دستگاه سانسور گمان می‌کند که با سرکوبِ «نشانه‌ها» می‌تواند بر ریشه‌ها غلبه کند. اگر چنین رویکردی از جانب «سانسورچی‌ها» قابل فهم باشد، تکرار آن از جانب مدعیان «نقد اجتماعی» واقعا حیرت‌انگیز است.

🍂 نیم‌قرن پس از آن «ضرورت عمل»ی که به فاجعه‌ی ۵۷ ختم شد، همچنان شاهد خوانش‌های شگفت‌انگیزی از تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور هستیم که حتی با دیدنِ نتایج وقایع هم به‌جای درس گرفتن در باب عوامل مشهود اجتماعی، انگشت اتهام را به سمت و سوی هشداردهندگان و حتی هنرمندان اشاره می‌روند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 گروه نخست که به‌صورت یک مضحکه‌ی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعه‌شناس» ظهور پیدا کرده‌اند، به‌جای تلاش برای یافتن ریشه‌های بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب می‌زنند! یعنی به‌جای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی می‌کند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفته‌اند که «تو لیاقت نظم حقوقی‌ات را نداشتی»! یا مضحک‌تر اینکه به هنرمندان نهیب می‌زنند که «چرا واقعیت را همان‌گونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!

🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تامل‌تر هستند. این گروه، دست‌کم به این اندازه دن‌کیشوت‌وار بر سیمای واقعیت چنگ نمی‌کشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخه‌ی درمان متفاوتی را تجویز می‌کنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار می‌دهند: «ضرورت عمل».

🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقه‌ی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصه‌ی سینما، در رمان‌های دهه‌ی ۷۰ قابل مشاهده است. جمع‌بندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه می‌شود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!

🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونت‌آمیز» آن بود و نه سویه‌های نظری و ایده‌آل‌های واپس‌گرایانه‌ی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف می‌شود با تخطئه‌ی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه می‌رسند که در ادعای «خشونت‌پرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی می‌گیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجن‌مال می‌کنند «روح طغیان‌گری و مقاومت»ی است که بن‌مایه‌ی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.

🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریه‌های کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد می‌کنند، سبب شد که نتیجه‌ی نهایی یک دستگاه به‌نسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلی‌ترین سنگ‌بنای سنت سیاست‌ورزی «اصلاح‌طلبان ایرانی» را تشکیل می‌دهد.

🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) می‌تواند توضیح دهنده‌ی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاح‌طلبانی باشد که تمرکز اصلی‌شان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصه‌ی سیاست، و اقبال به سمت‌و‌سویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافق‌گرا» به دست آورده.

🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، به‌طرز جالبی در میان اصلاح‌طلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت‌ پهلوی کاملا مشترک است!

🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنت‌طلبان، در اکثر حوزه‌های تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانه‌های شبه‌امنیتی اصلاح‌طلبان قرار دارد!

🍂 پشتوانه‌های نظری و تاریخی این رویکرد را سال‌هاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کرده‌اند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصه‌ی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهه‌های ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.

🍂 جریان جدید پهلوی‌گرا نیز، همین منطق و همین تاریخ‌نگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمه‌ای و با این حجم تنفر از نقش‌آفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئه‌ی تمامی بن‌مایه‌های دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».


🗄پست مرتبط
📕غیرت به‌مثابهِ عدالت
📺 به کی می‌شه گفت منتقد؟
.


#نقد_فیلم #اپوزیشنقد #استمرارطالبان #سلطنت‌طلب #پهلوی #پهلویسم #مشروطه‌خواه #سینما #انقلاب #غیرت #ناموس #مسعود_کیمیایی #قیصر #فیلم_فارسی #اصلاح‌طلبان



🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
#خبر_نقدآگین

⚜️نشریهٔ پراکسیس برگزار می‌کند:
مدخل‌های ورود به فلسفهٔ قرون وسطی

📆 زمان برگزاری: پنج‌شنبه ۱۵ شهریورماه، ساعت ۱۹

📌 مکان برگزاری: گوگل‌میت (آنلاین)

🎙ارائه‌دهنده: جان مارنبون | فیلسوف و استادِ فلسفهٔ قرون وسطی در دانشگاه کمبریج

✔️جهت ثبت‌‌نام می‌توانید با این آیدی در ارتباط باشید:‏ @praxispress


.


#نظریه_فلسفی #فلسفه #اندیشه #تاریخ_فلسفه_غرب #فلسفه_قرون_وسطی #فلسفه_اسلامی #فلسفه_یهودی #فلسفه_لاتینی #فلسفه_اسلامی #جان_مارنبون



🌾 @Naqdagin
📘‌‌انسانی که "معنا" می‌آفریند

✍🏻 #علی_صاحب‌الحواشی

🍂 انسان موجودی "معنا‌آفرین" است. این معنا، در لایه‌های مختلفی متجلی می‌شود که در ژرفایی‌ترین لایه‌، پاسخی به "اضطراب‌ وجودی" است. رنج و حرمان قابل تحمل است، بشرطی که "معنایی" بر آن حمل شود؛ در حیرانی نمی‌توان سَر کرد.

🍂 هانس بلومنبرگ راست می‌گفت که:
خاستگاهِ اساطیر را در گرایشِ انسان به تدوین روایتی دانست تا "اضطراب" را بدل به "ترس" کند؛ ترس از خدایان، پس‌ آنگاه خدای واحد!

🔺همین تقلیبِ "اضطراب" به "ترس"، آن خدمتی‌ست که الوهیت به انسان می‌کند و طی آن "دستاویزی" تدارک می‌شود تا انسان در برابر نیروهای سهمگین طبیعت و شوربختی‌های حیات‌جمعی در دامن آن بیاویزد، به تمنای نجات؛ آن "معنایی" که دین برمی‌آورد، همین است.

🍂 اینجا دیگر سخن از این‌ و آن دین نیست، بلکه سخن بر سر "دین" بطور کلی است. همۀ ادیان نقشِ "آشنایی‌زایی" انسان با جهان را ایفا کرده‌اند؛ زیرا که همۀ هستی را از مبدا و منشائی عنوان نمودند که انسان نیز از همان مبدأ است. بدین‌طریق، انسان و جهان هم‌ریشه می‌شوند.

🍂 این "آشنایی‌زایی" است که اضطرابی را که نمی‌توان برتافت، بدل به ترسی می‌کند که می‌شود با آن کنار آمد و مهم‌تر آنکه، سازوکاری برای انسان تدارک می‌کند تا با "ترس" کنار بیاید: نماز، عرض حاجت، نذر و پیمان بستن‌ها با خدایی که جهان‌آفرین است و قادری متعال.

🍂 بی‌جهت نیست که قصۀ "دین" در تاریخ انسان اینقدر بالا گرفت تا اقیانوسی از تفسیرها و تاملات ژرفکاو پدیدار شدند که "الاهیات" را ساختند و آنگاه سلسله‌جبالی از ادبیات در پیرامونش شکل گرفت، از تکه‌های به‌هم پیوسته‌ای که اناجیل شدند، تا اپانیشادها، تا کمدی الاهی دانته و "رساله‌ الغفرانِ" ابوالعلای معری تا برسیم به باریک‌بینی‌های حکمت‌آمیزِ منطق‌الطیر و تداعی‌های داراز-دامن بیقرار و ژرفاپیمایِ مقالات شمس و فیه‌مافیه و مثنوی خودمان.

🍂 بر همین سیاق، دریا-دریا هنرهای تجسمی و موسیقیایی نیز در پایِ دین آفریده شدند؛ از آیکون‌های مسیحیت‌شرقی تا نگاره‌های میکل‌آنژ بر سقفِ نمازخانۀ سیستین، تا قرآنِ ثلث بایسنقر-میرزا و جامعِ گوهرشادِ مادرش، تا مَسِ بی‌ماینور و صدها کانتات‌ِ باخ، تا برسیم به این آریای (تکخوانی) دعایی دل‌انگیز "کاستا دیوا" از اپرای "نورما" اثر وینچنزو بِلینی (۱۸۰۱-۱۸۳۵).

🍂 انسان "معنا" می‌سازد و بندیِ آن می‌شود و درون آن می‌خزد و در سایه‌سار آن "آرام می‌گیرد". بی‌معنا نمی‌توان سر کرد!


.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #معنا #معنای_زندگی #اگزیستانسیالیسم #اضطراب_وجودی #مرگ‌آگاهی #فلسفه_زندگی #هنر



🌾 @Naqdagin |‌ @sahebolhavashi