Telegram
نقدآگین
📘دربابِ تفاوت مهسا امینی و آهو دریایی
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنشگر (عصیانگر) در فرهنگِ نرینهسالارِ مظلومپرست
(۱/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 مهسا امینی در مظلومیت و غربت (هنگامی که مهمان پایتختِ ایران بود)، بعنوان عضوی از ایرانیترین اقوم که با تبعیضها و محرومیتهای جدی مواجهاند، بهخاطر پوشش کمی متفاوتش از مطلوبِ حاکمیت داعشی، در هنگام اسارت درون ونِ گشت ارشاد، و بدون امکان هیچ نوع دفاعی از خود، مورد ضربوشتم قرار گرفت، و در نتیجۀ ضربوشتم شدید و عدم رسیدگی پزشکی بهموقع، بهقتل رسید.
🍂 در مواجهه با لحظۀ مهسا، وجهی از ناخودآگاه ملی ایرانیان مورد فراخوان قرار گرفت که در مواجهه با قصۀ حسین مورد فراخوان گرفتهبود تا مظلومیتِ ایرانیِ گرفتار اسلام را نمایندگی کند و ابزاری برای مبارزهای استقلالطلبانه از حاکمیت اعراب شود، که در ادامه، همین وجه توسط صفویه، به نوعی از آیین سوگِ مازوخیستی و غمپرستانه و مرگستایانه بدل شد.
🍂 همین فراخوان ناخودآگاه در جنبش مهسا هم باعث رخداد جنبشی ملی و تاریخی شد که در آن، خونهای بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان ریختند و چشمهای بسیاری را کور کردند و بسیاری را گرفتار زندان و شکنجه و تعرض کردند، تا اثبات کنند که مهسا امینی «بیماری زمینهای» داشته و درحالیکه دوربینهای ماموران گشت داعشی ارشاد بهشکل مرموز خاموش بودهاست، او با لطافت کامل به چنین تیرِ غیبی در جمجهاش دچار شدهاست!
🍂 در واقع، مهسا سوژگی خاصی در رقم زدن حوادث پس از خودش نداشت، بلکه این پیوند خوردنِ سوژگی انسان مدرن ایرانی با ناخودآگاهِ تاریخیِ مهربان و مظلومپرست او بود که لحظۀ تاریخی مهسا را رقم زد، که باعثِ شتابگرفتنِ تحولاتِ شگرفی در ساحت جامعه و افکار و نوع مواجهۀ ایرانیان با خودشان و حکومت و دیگریها و همبندانشان در «بزرگترین زندانِ سر باز جهان» شد.
🍂 آهوی دریایی امتداد و نقطۀ عطفی در سوژهشدن انسانِ ایرانی پس از مهساست، از جمله امتدادِ ویدا موحد و نیکا شاکرمی و زینب مولاییراد و مجیدرضا رهنورد و...، امتدادی که سطحی دیگر از شجاعت و ایستادن مقابل اشغالگری و توتالیتریسم اسلامی را رقم زدهاست. مواجهۀ دوگانۀ جامعه و روشنفکران و اپوزیسیون با حرکت او، که البته غلبه بر مواجهۀ همدلانه و ستایشگرایانه است، عمق و شجاعت ویژۀ او را نشان میدهد؛ شجاعتی که بیشک تکثیر خواهد شد و مرزهای حکومتِ وحشتِ موجود و استیلای ضدفرهنگِ بردۀ مملوک دیدنِ زنان را درمینوردد، و از همینروست که از وحشتشان، از همان آغاز کوشیدند با طرح انواع روایتهای کاذب و مهوع و مردسالارانه، عظمت حرکت او را ناچیز جلوه دهند و بلکه هرگونه آگاهی و سوژگی را از او دور سازند و بگویند عکس و تصویری از او مخابره نکنید، که او «ناموس کسیست! و صاحب و مالک اسبق او از این کار ناراضیست» و «دیوانه شده!» و «نامتعادل بودهاست!» و «بیماری زمینهای داشتهاست! (طلاق و...)». بخشی از اپوزیسیون، و یا سپاه سایبری در لباس اپوزیسیون، نیز که ذهنیتی عمیقا متحجر و نامعاصر داشتند، و دچار انواع حقارت وجودی و بیماریهای شخصیتی هستند، او را بسهولت «پرستو» و «عامل خود نظام» نامیدند، تا ماموریت خود را انجام دهند، یا «فاحشگی مغزی»شان را با حمله به زیباترین پرفورمنس اعتراضیِ این نیمقرن علیه تحجر اسلامی و نظام زنستیز و زنهراس و زندگیستیز آشکار کنند.
🍂 اما از همه جالبتر، برخورد برخی روشنفکران و فیلسوفان پر ادعا و خودشیفتۀ جامعه بود که رسانهها را به اشغال خود درآوردهاند، اما در این بزنگاه نیز وجه دیگر از عقبماندگی فرهنگی خود را آشکار کردند. یکی از آنها، تا همین لحظه حتی یک پست کوتاه دربارۀ این دختر دانشجو ننوشته است، اما یک پست را از یک مخاطب پر از تناقض فروارد کرده که ضمن ستایش حرکت این دختر و تاریخساز بودن آن (در خاتمه)، شکایت کرده که چرا عکس او را در گروه آن استاد گذاشتهاند که شوهر سابقش (بنا به روایتِ حکومتِ دروغسالار) ناراضیست و آیندۀ فرزندانش بهخاطر این عکس ممکن است بهخطر بیافتد(!):
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنشگر (عصیانگر) در فرهنگِ نرینهسالارِ مظلومپرست
(۱/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 مهسا امینی در مظلومیت و غربت (هنگامی که مهمان پایتختِ ایران بود)، بعنوان عضوی از ایرانیترین اقوم که با تبعیضها و محرومیتهای جدی مواجهاند، بهخاطر پوشش کمی متفاوتش از مطلوبِ حاکمیت داعشی، در هنگام اسارت درون ونِ گشت ارشاد، و بدون امکان هیچ نوع دفاعی از خود، مورد ضربوشتم قرار گرفت، و در نتیجۀ ضربوشتم شدید و عدم رسیدگی پزشکی بهموقع، بهقتل رسید.
🍂 در مواجهه با لحظۀ مهسا، وجهی از ناخودآگاه ملی ایرانیان مورد فراخوان قرار گرفت که در مواجهه با قصۀ حسین مورد فراخوان گرفتهبود تا مظلومیتِ ایرانیِ گرفتار اسلام را نمایندگی کند و ابزاری برای مبارزهای استقلالطلبانه از حاکمیت اعراب شود، که در ادامه، همین وجه توسط صفویه، به نوعی از آیین سوگِ مازوخیستی و غمپرستانه و مرگستایانه بدل شد.
🍂 همین فراخوان ناخودآگاه در جنبش مهسا هم باعث رخداد جنبشی ملی و تاریخی شد که در آن، خونهای بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان ریختند و چشمهای بسیاری را کور کردند و بسیاری را گرفتار زندان و شکنجه و تعرض کردند، تا اثبات کنند که مهسا امینی «بیماری زمینهای» داشته و درحالیکه دوربینهای ماموران گشت داعشی ارشاد بهشکل مرموز خاموش بودهاست، او با لطافت کامل به چنین تیرِ غیبی در جمجهاش دچار شدهاست!
🍂 در واقع، مهسا سوژگی خاصی در رقم زدن حوادث پس از خودش نداشت، بلکه این پیوند خوردنِ سوژگی انسان مدرن ایرانی با ناخودآگاهِ تاریخیِ مهربان و مظلومپرست او بود که لحظۀ تاریخی مهسا را رقم زد، که باعثِ شتابگرفتنِ تحولاتِ شگرفی در ساحت جامعه و افکار و نوع مواجهۀ ایرانیان با خودشان و حکومت و دیگریها و همبندانشان در «بزرگترین زندانِ سر باز جهان» شد.
🍂 آهوی دریایی امتداد و نقطۀ عطفی در سوژهشدن انسانِ ایرانی پس از مهساست، از جمله امتدادِ ویدا موحد و نیکا شاکرمی و زینب مولاییراد و مجیدرضا رهنورد و...، امتدادی که سطحی دیگر از شجاعت و ایستادن مقابل اشغالگری و توتالیتریسم اسلامی را رقم زدهاست. مواجهۀ دوگانۀ جامعه و روشنفکران و اپوزیسیون با حرکت او، که البته غلبه بر مواجهۀ همدلانه و ستایشگرایانه است، عمق و شجاعت ویژۀ او را نشان میدهد؛ شجاعتی که بیشک تکثیر خواهد شد و مرزهای حکومتِ وحشتِ موجود و استیلای ضدفرهنگِ بردۀ مملوک دیدنِ زنان را درمینوردد، و از همینروست که از وحشتشان، از همان آغاز کوشیدند با طرح انواع روایتهای کاذب و مهوع و مردسالارانه، عظمت حرکت او را ناچیز جلوه دهند و بلکه هرگونه آگاهی و سوژگی را از او دور سازند و بگویند عکس و تصویری از او مخابره نکنید، که او «ناموس کسیست! و صاحب و مالک اسبق او از این کار ناراضیست» و «دیوانه شده!» و «نامتعادل بودهاست!» و «بیماری زمینهای داشتهاست! (طلاق و...)». بخشی از اپوزیسیون، و یا سپاه سایبری در لباس اپوزیسیون، نیز که ذهنیتی عمیقا متحجر و نامعاصر داشتند، و دچار انواع حقارت وجودی و بیماریهای شخصیتی هستند، او را بسهولت «پرستو» و «عامل خود نظام» نامیدند، تا ماموریت خود را انجام دهند، یا «فاحشگی مغزی»شان را با حمله به زیباترین پرفورمنس اعتراضیِ این نیمقرن علیه تحجر اسلامی و نظام زنستیز و زنهراس و زندگیستیز آشکار کنند.
🍂 اما از همه جالبتر، برخورد برخی روشنفکران و فیلسوفان پر ادعا و خودشیفتۀ جامعه بود که رسانهها را به اشغال خود درآوردهاند، اما در این بزنگاه نیز وجه دیگر از عقبماندگی فرهنگی خود را آشکار کردند. یکی از آنها، تا همین لحظه حتی یک پست کوتاه دربارۀ این دختر دانشجو ننوشته است، اما یک پست را از یک مخاطب پر از تناقض فروارد کرده که ضمن ستایش حرکت این دختر و تاریخساز بودن آن (در خاتمه)، شکایت کرده که چرا عکس او را در گروه آن استاد گذاشتهاند که شوهر سابقش (بنا به روایتِ حکومتِ دروغسالار) ناراضیست و آیندۀ فرزندانش بهخاطر این عکس ممکن است بهخطر بیافتد(!):
همین قدر میدانم که انتشار تصاویر و فیلم مربوط به آن در رسانه ها و از جمله در گروه جدید شما ، از برخی جهات شاید اخلاقی و انسانی نباشد حتی اگر شوهرش گریه کنان از مردم استدعا نمیکرد که برای آینده دو فرزندشان از نشر این تصاویر خودداری کنند.
لذا صرفاً جهت اطلاع شما تصمیم گرفتم لینک مربوط به بارگذاری تصویر و نیز مطلب نگاشته شده در ذیل آن که از جهاتی قابل نقد جدی نیز هستند را برای شما ارسال کنم که حسب صلاحدید خودتان عمل کنید... با پوزش فراوان
حرکت این دختر شجاع ایران ، نقطه عطفی در مبارزات جنبش زن ، زندگی ، آزادی خواهد شد ، جنبش مترقی که هر روز به گونه ای خاص و مدرن زنده بودن خود را به نمایش میگذارد ….🟢 اوج انفجار یک زن ، که ایران و جهان را تکان داد…❤️🤍💚🌹🕊
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دربابِ تفاوت مهسا امینی و آهو دریایی
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنشگر (عصیانگر) در فرهنگِ نرینهسالارِ مظلومپرست
(۲/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 یعنی حرکتی که یک زن شجاع تحصیلکرده با آگاهی کامل انجام داده (و حتی اسم آن در هیچ جای جهان غربی نیز «اعتراضِ برهنه» (که نوعی اعتراض رایج است) نیست) و جهان را از این حجم از تعرض و خشونت و تحقیر زنان، آن هم در دانشگاه، آگاه کرده، موضوعِ شرم است و نه افتخار؟! یا بدن زن مملوک شوهر سابق و بعدیاش است، یا موضوع شرم که باید فرزندان یک مادر از آن شرم کنند؟! یا باید از این ترسید و هشدار داد که مبادا هزار و یک بلا در تیمارستان و بازداشتگاه بر سر او آورند بهخاطر سکوت و بیتفاوتی روشنفکران و جامعه؟ و با نقد این واکنش خام و زنستیزانه و متناقض، نسبت به این موضوع هشدار دهد این استاد دانشگاه و فیلسوفِ جامعۀ ما؟ فرق جامعۀ عقبافتاده و جامعۀ مدرن دقیقا در همین واکنش نخبگان است که آشکار میشود؛ تصور کنید اسلاوی ژیژک یا چامسکی یا آلن بدیو و سارتر، چنین متن مهوع و متناقضی که مطلوب دستگاه سرکوبِ زنستیز است، و در جهت تحقیر و تخفیف شجاعت و عملی آگاهانه و تاریخساز، در جهتِ جلوگیری از تکثیر آن و شجاعت تابنده از کنش او در جامعه، بازنشر میکرد! واقعا چنین امکانی را در ذهن خود متصورید؟ این دقیقا از عوامل درجا زدن جامعۀ ما در غار طالبانیسم است، یعنی روشنفکریای که با روح روشنفکر جهانی هزاران سالِ نوری فاصله دارد و به این فاصله و بلکه وارونهرویِ خود نیز خودآگاه نیست.
🍂 فیلسوف هایدگریِ ما اما، بهشکل رگباری و مکرر از غزه و کودکانش و مظلومیت فلسطینیها، از حقوق بشر پلشت غربی، از یک فاشیست حزباللهی، بهنام سعید زیبا کلام، پست فروارد کرده، اما از این دانشجوی آزاده، یعنی از عضوی برجسته از جمعیتی که مکرر و بهشکلی هیجانی «فرزندان واقعیِ خود» مینامید، هیچ نگفتهاست. آن زمان که از دانشگاه اخراج شد، با تمام اختلافهای جدی، از سوی دانشجویان و اهالی قلم و فرهنگ حمایت کامل و بدون چونوچرا شد، اما حال که نوبت دانشجویی دختر در چنین وضعیت حادی شده، کمترین سخن صریحی گفته نمیشود تا از شهرت و نفوذ خود در حمایت از این دختر شجاع، اندکی استفاده کند و قدردانیای عملی از حمایت دانشجویان و اهالی فرهنگ از خود نشان دهد.
🍂 البته این وضعیت محدود به فیلسوفِ ترازِ جمهوری اسلامی و جبهۀ مقاومت نیست، و برخی دیگر از افراد مشهور دانشگاهی و روشنفکران نیز کمترین واکنش مستقیم و درخوری به این موضوع نشان ندادهاند، تا لااقل اندکی از خطراتِ محتمل برای این دختر دانشجو و آزاده بکاهند، تحلیل و تبیینِ عظمتِ تاریخیِ کار او بهکنار؛ از جمله، کسانی که برای قطع یک میکروفن، صدایشان را بالا بردند و اقدام به پرتابِ میکروفن جلوی چشم میلیونها شهروند کردند، حال در سکوتی قابل توجهاند، گویا تعرض آشکار به یک دختر دانشجو و ایستادگی شجاعانۀ او و آزادی و حقوق و امنیتِ او، ارزش چندانی برای پرداختن ندارد، و نباید فراتر از موقعیت و مقامِ دانشگاهی خود، یا حق صحبت در یک برنامۀ سیاسی، صدای خود را بلند کرد که از سلامت و آزادی یک دانشجو که هیچ جرم و خلافی نکرده، حمایتی انسانی کرد؛ برخی دیگر نیز پرداختن به موضوعات غیرمرتبط با رشتۀ تخصصیشان، برایشان جذابتر و مهمتر است تا اسطورههای زنستیزِ اسلامی که اکنون در حال مکیدنِ جان، و فسردن و خوردنِ روح نیمی از جامعهاند تا حدی که از زن بودن یا ایرانیبودن متنفر شدهاند، و در نوع مواجههشان مشخص است که آسیب و اهمیتِ کمتری در ایندست موضوعات اجتماعی میبینند، در مقایسه با اسطورههایی که محتملا در حکومت بعدی موضوع خطری خواهند شد؛ نتیجتا در این بزنگاهها، موضوعِ امروزِ جامعۀ ایران و یک پدیدۀ تاریخساز در جنبش زنان را در اپوخه قرار دادهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنشگر (عصیانگر) در فرهنگِ نرینهسالارِ مظلومپرست
(۲/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 یعنی حرکتی که یک زن شجاع تحصیلکرده با آگاهی کامل انجام داده (و حتی اسم آن در هیچ جای جهان غربی نیز «اعتراضِ برهنه» (که نوعی اعتراض رایج است) نیست) و جهان را از این حجم از تعرض و خشونت و تحقیر زنان، آن هم در دانشگاه، آگاه کرده، موضوعِ شرم است و نه افتخار؟! یا بدن زن مملوک شوهر سابق و بعدیاش است، یا موضوع شرم که باید فرزندان یک مادر از آن شرم کنند؟! یا باید از این ترسید و هشدار داد که مبادا هزار و یک بلا در تیمارستان و بازداشتگاه بر سر او آورند بهخاطر سکوت و بیتفاوتی روشنفکران و جامعه؟ و با نقد این واکنش خام و زنستیزانه و متناقض، نسبت به این موضوع هشدار دهد این استاد دانشگاه و فیلسوفِ جامعۀ ما؟ فرق جامعۀ عقبافتاده و جامعۀ مدرن دقیقا در همین واکنش نخبگان است که آشکار میشود؛ تصور کنید اسلاوی ژیژک یا چامسکی یا آلن بدیو و سارتر، چنین متن مهوع و متناقضی که مطلوب دستگاه سرکوبِ زنستیز است، و در جهت تحقیر و تخفیف شجاعت و عملی آگاهانه و تاریخساز، در جهتِ جلوگیری از تکثیر آن و شجاعت تابنده از کنش او در جامعه، بازنشر میکرد! واقعا چنین امکانی را در ذهن خود متصورید؟ این دقیقا از عوامل درجا زدن جامعۀ ما در غار طالبانیسم است، یعنی روشنفکریای که با روح روشنفکر جهانی هزاران سالِ نوری فاصله دارد و به این فاصله و بلکه وارونهرویِ خود نیز خودآگاه نیست.
🍂 فیلسوف هایدگریِ ما اما، بهشکل رگباری و مکرر از غزه و کودکانش و مظلومیت فلسطینیها، از حقوق بشر پلشت غربی، از یک فاشیست حزباللهی، بهنام سعید زیبا کلام، پست فروارد کرده، اما از این دانشجوی آزاده، یعنی از عضوی برجسته از جمعیتی که مکرر و بهشکلی هیجانی «فرزندان واقعیِ خود» مینامید، هیچ نگفتهاست. آن زمان که از دانشگاه اخراج شد، با تمام اختلافهای جدی، از سوی دانشجویان و اهالی قلم و فرهنگ حمایت کامل و بدون چونوچرا شد، اما حال که نوبت دانشجویی دختر در چنین وضعیت حادی شده، کمترین سخن صریحی گفته نمیشود تا از شهرت و نفوذ خود در حمایت از این دختر شجاع، اندکی استفاده کند و قدردانیای عملی از حمایت دانشجویان و اهالی فرهنگ از خود نشان دهد.
🍂 البته این وضعیت محدود به فیلسوفِ ترازِ جمهوری اسلامی و جبهۀ مقاومت نیست، و برخی دیگر از افراد مشهور دانشگاهی و روشنفکران نیز کمترین واکنش مستقیم و درخوری به این موضوع نشان ندادهاند، تا لااقل اندکی از خطراتِ محتمل برای این دختر دانشجو و آزاده بکاهند، تحلیل و تبیینِ عظمتِ تاریخیِ کار او بهکنار؛ از جمله، کسانی که برای قطع یک میکروفن، صدایشان را بالا بردند و اقدام به پرتابِ میکروفن جلوی چشم میلیونها شهروند کردند، حال در سکوتی قابل توجهاند، گویا تعرض آشکار به یک دختر دانشجو و ایستادگی شجاعانۀ او و آزادی و حقوق و امنیتِ او، ارزش چندانی برای پرداختن ندارد، و نباید فراتر از موقعیت و مقامِ دانشگاهی خود، یا حق صحبت در یک برنامۀ سیاسی، صدای خود را بلند کرد که از سلامت و آزادی یک دانشجو که هیچ جرم و خلافی نکرده، حمایتی انسانی کرد؛ برخی دیگر نیز پرداختن به موضوعات غیرمرتبط با رشتۀ تخصصیشان، برایشان جذابتر و مهمتر است تا اسطورههای زنستیزِ اسلامی که اکنون در حال مکیدنِ جان، و فسردن و خوردنِ روح نیمی از جامعهاند تا حدی که از زن بودن یا ایرانیبودن متنفر شدهاند، و در نوع مواجههشان مشخص است که آسیب و اهمیتِ کمتری در ایندست موضوعات اجتماعی میبینند، در مقایسه با اسطورههایی که محتملا در حکومت بعدی موضوع خطری خواهند شد؛ نتیجتا در این بزنگاهها، موضوعِ امروزِ جامعۀ ایران و یک پدیدۀ تاریخساز در جنبش زنان را در اپوخه قرار دادهاند.
.
#نقد_روشنفکران #زنان #ایران #آهو_دریایی #حجاب_بیحجاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دستاوردهای جنبش زن، زندگی،آزادی
✍🏻 #محمدرضا_عین
موارد فوق، تنها برخی نظرات، سوالات و ابهاماتیست که ذهن بسیاری از ما را درگیر کردهاست. مخصوصا آنکه نه بویی از تغییر معنادار از آمدن فرشتهوار پزشکیان پس از دیو رئیسی-جلیلی به مشام میرسد، و نه اقتصاد این مرزوبوم کمی رونق میگیرد. از هر دو ناامیدکنندهتر شاید، بودن در آستانهی جنگی است که گویی برخی نیروهای اجتماعی را به هرچه نزدیک شدن به حاکمیت برای بقا نزدیک میکند.
🍂 در چنین شرایطی، خواندن یک پست که مثلا بخواهد از جنبش ز.ز.آ دفاع کند نیز حوصله میخواهد و گویی چنین محتوایی اصلا محلی از اعراب ندارد چون اصلا آن جنبش مُرد و تمام شد.
🍂 اما گهگاه حادثهای چون #دختر_علوم_تحقیقات اتفاقا به خوبی نشان میدهد که چگونه یک جنبش زنده است.
🔻پیش از هر چیز به گمانم بد نیست مروری داشته باشیم بر آنچه گذشت و اینکه چطور جنبش ز.ز.آ شکل گرفت.
🟥 مروری بر جنبش زن، زندگی، آزادی
۱. ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی
جنبش زن-زندگی-آزادی مترادفی عینیوار به نام جنبش مهسا امینی نیز دارد. واقعهای که خون بسیاری از ایرانیان را به علت سرکوب زنان به وسیلهی قانونی دینی-اسلامی (در مرحلهی پیشاقانونی و شرعی) به جوش آورد ...
🌐مطالعۀ ادامۀ متن (تلگراف)
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۰ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمدرضا_عین
«ما در جنبش زن-زندگی-آزادی (ز.ز.آ) گول خوردیم»، «جنبش ز.ز.آ بیش از فایده به ما ضرر رساند»، «دستاوردهای جنبش ز.ز.آ چه بود؟» و «آیا محدودیتها، نارضایتی اقتصادی، ناامیدی از اصلاح و تغییر نظام، شکست جنبش ز.ز.آ را کلید نمیزند؟»
موارد فوق، تنها برخی نظرات، سوالات و ابهاماتیست که ذهن بسیاری از ما را درگیر کردهاست. مخصوصا آنکه نه بویی از تغییر معنادار از آمدن فرشتهوار پزشکیان پس از دیو رئیسی-جلیلی به مشام میرسد، و نه اقتصاد این مرزوبوم کمی رونق میگیرد. از هر دو ناامیدکنندهتر شاید، بودن در آستانهی جنگی است که گویی برخی نیروهای اجتماعی را به هرچه نزدیک شدن به حاکمیت برای بقا نزدیک میکند.
🍂 در چنین شرایطی، خواندن یک پست که مثلا بخواهد از جنبش ز.ز.آ دفاع کند نیز حوصله میخواهد و گویی چنین محتوایی اصلا محلی از اعراب ندارد چون اصلا آن جنبش مُرد و تمام شد.
🍂 اما گهگاه حادثهای چون #دختر_علوم_تحقیقات اتفاقا به خوبی نشان میدهد که چگونه یک جنبش زنده است.
🔻پیش از هر چیز به گمانم بد نیست مروری داشته باشیم بر آنچه گذشت و اینکه چطور جنبش ز.ز.آ شکل گرفت.
🟥 مروری بر جنبش زن، زندگی، آزادی
۱. ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی
جنبش زن-زندگی-آزادی مترادفی عینیوار به نام جنبش مهسا امینی نیز دارد. واقعهای که خون بسیاری از ایرانیان را به علت سرکوب زنان به وسیلهی قانونی دینی-اسلامی (در مرحلهی پیشاقانونی و شرعی) به جوش آورد ...
🌐مطالعۀ ادامۀ متن (تلگراف)
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۰ واژه
.
#سیاست #جامعه #زنان #اپوزیشنقد #استمرارطالبان#آهو_دریایی #اصلاحطلبان #اپوزیسیون #مهسا_امینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from Farsi VOA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد»
@FarsiVOA
@FarsiVOA
Farsi VOA
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد» @FarsiVOA
🍂 درود به شعور و شرفِ بازنشستگانِ کرمانشاه که در کنارِ طرح مطالباتِ بحقشان، از بخشی از روشنفکران و اساتید مدعی علوم انسانی، بسی جسورتر و صریحتر درخواستی انسانی را مطالبه کردند و درکی عمیقتر از پیوستگی مطالبات ملی بروز دادهاند و تجمعشان را بدل به یک امر چندوجهی و ملی کردند: مطالبۀ مکرر و موکدِ «آزادی یک زن دانشجو: آهو دریایی»، «ضدیت با جنگ و جنگافروزان و جنگطلبان و جنگشعاران» و «خواست یک زندگی نرمال و مرفه»:
https://t.me/farsivoa/194480
🍂 دستهای که برای پزشکیان با آه و گریه و سوءاستفاده از ایرانگرایی و ترساندن از جنگ و طالبانیسم و...، رای جمع کردند، بیشتر از همه مسئول وضعیت امروزِ آهو دریایی و امثال او و حرکت ایران به سمت جنگ هستند (چرا که از وعدههای پزشکیان این بود که بساط گشت ارشاد را جمع میکند و جلوی جنگطلبان و تحریمطلبان میایستد، اما در دانشگاه نیز دختران و زنان ما امنیت ندارند و کشور نیز هر لحظه به جنگی ویرانگر نزدیکتر میشود)، اما این کسان و مصلحان و ایرانگرایانِ سر انتخاباتی، بیتفاوت و در سکوت به فجایع حاصل از دروغگویی و بیعملی پزشکیان مینگرند، بدون واکنشی درخور به فجایعی که خلفوعدۀ پزشکیان بهبار آوردهاست و خواهد آورد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
https://t.me/farsivoa/194480
🍂 دستهای که برای پزشکیان با آه و گریه و سوءاستفاده از ایرانگرایی و ترساندن از جنگ و طالبانیسم و...، رای جمع کردند، بیشتر از همه مسئول وضعیت امروزِ آهو دریایی و امثال او و حرکت ایران به سمت جنگ هستند (چرا که از وعدههای پزشکیان این بود که بساط گشت ارشاد را جمع میکند و جلوی جنگطلبان و تحریمطلبان میایستد، اما در دانشگاه نیز دختران و زنان ما امنیت ندارند و کشور نیز هر لحظه به جنگی ویرانگر نزدیکتر میشود)، اما این کسان و مصلحان و ایرانگرایانِ سر انتخاباتی، بیتفاوت و در سکوت به فجایع حاصل از دروغگویی و بیعملی پزشکیان مینگرند، بدون واکنشی درخور به فجایعی که خلفوعدۀ پزشکیان بهبار آوردهاست و خواهد آورد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
Farsi VOA
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد»
@FarsiVOA
@FarsiVOA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#صدیقه_وسمقی (اسلامپژوه و حقوقدان) با اشاره به اتفاقاتی که برای دختر دانشگاه علوم تحقیقات رخ داد، گفت: «شنیده شده دختر علوم تحقیقات به بیمارستان روانی فرستاده شده، این اقدام مجرمانه و غیرانسانی است»، و به تشریح چراییِ مجرمانهبودنِ این عمل پرداخت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
.
#زنان #حکومت_اسلامی #ایران #آهو_دریایی #حجاب_بیحجاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘با این ریش نمیشه رفت تجریش!
🔻فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت:
🔻عبدالکریم سروش:
🔻محمد مجتهد شبستری:
🔺خلاصه، موقع خریدِ رای، روشنفکرانِ ۵۷ی و لبِ گورِ این جامعه، دچار فانتزیهای قبلِ دیت یک نوجوانِ نوبالغ میشوند و تا میتوانند رویابافی و رویافروشی میکنند، و وقتی خر از پل گذشت، مسئولیت قضاوتها و وعدههای تخیلی خود را بعهده نمیگیرند، و حتی نسبت به فجایعی که انسانهای واقعی و گوشت و پوست و استخواندار گرفتارشان میشوند، بیتفاوت میشوند و به غار سکوت و روزمرگی و درسگفتارهایشان فرو میروند و حتی شجاعت معذرتخواهی و غلطکردم گفتن هم از خود نشان نمیدهند، تا موعدِ نمایشِ انتخاباتِ بعدی و فریب بعدی برسد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ولی پزشکیان «فرق داره» و «اهل دروغگویی نیست»
🔻فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت:
وزیر علوم این موضوع را از رئیس دانشگاه آزاد پیگیری کرده و او از کلانتری با اورژانس اجتماعی مستقیماً به مراکزی برای درمان منتقل شدهاست.
هنوز این مسیر کامل طی نشده تا بتوانیم درباره بازگشت این دانشجو به دانشگاه صحبت کنیم. طبق ویدئویی که همسر او منتشر کرده و گفته نیاز به درمان دارد، حتماً باید این مرحله طی شود و بعد از آن اقدامات بعدی صورت گیرد.
بیشتر از اینکه به این موضوع نگاهی امنیتی وجود داشته باشد، نگاه اجتماعی به آن وجود دارد. تلاش میشود مشکل این دانشجو بهعنوان فردی که دچار مشکلی است، برطرف شود.
🔻عبدالکریم سروش:
یکی از عزیزان محبوس و محبوسان عزیز از من خواست تا نام آن طبیب حبیب را برجسته کنم و لذا آنرا که عیان است به بیان هم میگویم:
جلیلی خلیلتان نیست.
پزشکتان پزشکیان است.
🔻محمد مجتهد شبستری:
چرا به مسعود پزشکیان رأی خواهم داد؟
قرائن نشان میدهد دکتر مسعود پزشکیان دولتی عقلمحور تشکیل خواهد داد که اعضای آن بر مدار خردورزی، تخصص و برنامه عمل میکنند؛ به ملت دروغ نمیگویند؛ وعدههای فریبنده نمیدهند؛ در هیچ شرایطی تسلیم رانت و فساد نمیشوند؛ در سپهری از شفافیت، صداقت و قانونمندی حرکت میکنند؛ خود را به حقوق شهروندی آحاد ملت ملتزم میدانند؛ از انتقاد استقبال میکنند؛ در عرصههای فرهنگی به خشونت متوسل نمیشوند؛ تزویر و ریا نمیورزند؛ به ضرورت توسعه همهجانبه پایدار برای رهایی از مشکلات و معضلات کنونی کشور ایمان دارند و با جهل و فقر میستیزند؛ بیهوده دشمنتراشی نمیکنند و با تعامل سازنده با کشورهای جهان، ایران عزیز را از انزوا بیرون میآورند و در صحنه بینالملل جای شایستهای برای این کشور تدارک میبینند.
به مسعود پزشکیان رأی خواهم داد با این امید که آنچه گفتم و بسیاری دیگر از فضایلی که نگفتم، گرچه بهصورت نسبی، جامه تحقق بپوشد.
🔺خلاصه، موقع خریدِ رای، روشنفکرانِ ۵۷ی و لبِ گورِ این جامعه، دچار فانتزیهای قبلِ دیت یک نوجوانِ نوبالغ میشوند و تا میتوانند رویابافی و رویافروشی میکنند، و وقتی خر از پل گذشت، مسئولیت قضاوتها و وعدههای تخیلی خود را بعهده نمیگیرند، و حتی نسبت به فجایعی که انسانهای واقعی و گوشت و پوست و استخواندار گرفتارشان میشوند، بیتفاوت میشوند و به غار سکوت و روزمرگی و درسگفتارهایشان فرو میروند و حتی شجاعت معذرتخواهی و غلطکردم گفتن هم از خود نشان نمیدهند، تا موعدِ نمایشِ انتخاباتِ بعدی و فریب بعدی برسد.
.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان #حکومت_اسلامی#آهو_دریایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آبگولایتها
🍂 حکومتتون و باورهای نرینهسالارتون، همش فدای یه تار موی دختر ایرانی که بجایی رسوندینش که جونشو بذاره کف دستش.
🍂 امروز هم خبر خودکشیِ یه دختر ۱۶ ساله بخاطر فشار بابت حجاب در مدرسه نشر شد، اگه آهو دریایی هم خودسوزی میکرد یا خودکشی، یحتمل اون بخش از اپوزیسیون که مثل یک باکرۀ مغزی بهش نسبت «پرستو/ پروژه» بودن رو دادن، خفه میشدند، و همۀ این اساتید و روشنفکران و فیلسوفانِ ۵۷ی و پروردۀ شریعتی، روزۀ سکوتشون رو میشکستند و ابراز وجودی میکردند. مهسا امینی هم اگه کشته نمیشد، موضوع توجه خیلیهاشون قرار نمیگرفت، ولو معلولش میکردند یا زیر ضربوجرح، سیاه و کبودش میکردند. زن مرده و توسریخورِ ترسو موضوع جالبتریه برای اظهار نظر، تا زنِ ترسناکی که فاعلیت داره و تاریخسازه.
🍂 بعضی ازین آبگولایتها بعد از ج.ا. هم باقی خواهند ماند، ولی خوشبختانه هر روز دارن کمتر میشن و نسل جدید، کمتر آدم حسابشون میکنه. اگه مرگ و تغییر نسل و اینترنت نبود، معلوم نبود تا کی باید این همه تباهیِ آبگولایتها رو تحمل میکردیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 حکومتتون و باورهای نرینهسالارتون، همش فدای یه تار موی دختر ایرانی که بجایی رسوندینش که جونشو بذاره کف دستش.
🍂 امروز هم خبر خودکشیِ یه دختر ۱۶ ساله بخاطر فشار بابت حجاب در مدرسه نشر شد، اگه آهو دریایی هم خودسوزی میکرد یا خودکشی، یحتمل اون بخش از اپوزیسیون که مثل یک باکرۀ مغزی بهش نسبت «پرستو/ پروژه» بودن رو دادن، خفه میشدند، و همۀ این اساتید و روشنفکران و فیلسوفانِ ۵۷ی و پروردۀ شریعتی، روزۀ سکوتشون رو میشکستند و ابراز وجودی میکردند. مهسا امینی هم اگه کشته نمیشد، موضوع توجه خیلیهاشون قرار نمیگرفت، ولو معلولش میکردند یا زیر ضربوجرح، سیاه و کبودش میکردند. زن مرده و توسریخورِ ترسو موضوع جالبتریه برای اظهار نظر، تا زنِ ترسناکی که فاعلیت داره و تاریخسازه.
🍂 بعضی ازین آبگولایتها بعد از ج.ا. هم باقی خواهند ماند، ولی خوشبختانه هر روز دارن کمتر میشن و نسل جدید، کمتر آدم حسابشون میکنه. اگه مرگ و تغییر نسل و اینترنت نبود، معلوم نبود تا کی باید این همه تباهیِ آبگولایتها رو تحمل میکردیم.
.
#اپوزیشنقد #نقد_روشنفکران#حجاب_اجباری #دختر_علوم_تحقیقات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Fanoos Cast – ٣- تدارک جنگ بزرگ - بر اساس پیشگویی های انبیای بنی اسرائیل - پایان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🎧تدارکِ جنگِ بزرگ (۴) (+)
— بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل
🔳 این قسمت: رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
🔸رپچر (Rapture) یا «ربودگی»، یک باور آخرالزمانی (Eschatological) است که برخی مسیحیان، بهویژه مسیحیان انجیلی (اونجلیست) آمریکایی به آن باور دارند:
🔸ایدۀ «ربودگی» آنطور که در حال حاضر تعریف میشود، در مسیحیت تاریخی یافت نمیشود و یک دکترین نسبتاً جدید است که دهۀ ۱۸۳۰ میلادی آغاز شد. این اصطلاح، اغلب در میان واعظان و باورمندان مسیحیِ بنیادگرا در ایالات متحده استفاده میشود.
🔸منبع اصلی ارجاع این مسیحیان بنیادگرا در انجیل، یکی آیات ۱۵ تا ۱۷ بخش ۴ نامه اول پلوس رسول به تسالونیکیان است:
🔻و دیگری، آیات ۳۷ تا ۴۰ از بخش ۲۴ انجیل متی:
🔺این مسیحیان “حیات نو یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخر الزّمان ، به نام ”هار مَجِدّون” به پایان میرسد و نقطه اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل
🔳 این قسمت: رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
🔸رپچر (Rapture) یا «ربودگی»، یک باور آخرالزمانی (Eschatological) است که برخی مسیحیان، بهویژه مسیحیان انجیلی (اونجلیست) آمریکایی به آن باور دارند:
شامل رویدادیست که در آن همه ایمانداران مسیحی مرده زنده خواهند شد و به همراه مسیحیان که هنوز زنده هستند، با هم در ابرها برمیخیزند. برای ملاقات خداوند در آسمان.
🔸ایدۀ «ربودگی» آنطور که در حال حاضر تعریف میشود، در مسیحیت تاریخی یافت نمیشود و یک دکترین نسبتاً جدید است که دهۀ ۱۸۳۰ میلادی آغاز شد. این اصطلاح، اغلب در میان واعظان و باورمندان مسیحیِ بنیادگرا در ایالات متحده استفاده میشود.
🔸منبع اصلی ارجاع این مسیحیان بنیادگرا در انجیل، یکی آیات ۱۵ تا ۱۷ بخش ۴ نامه اول پلوس رسول به تسالونیکیان است:
۱۵- این را من جانب خداوند میگویم: «ما که هنگام بازگشت مسیح خداوند زنده باشیم، زودتر مردگان به آسمان نخواهیم رفت.
۱۶- زیرا خودِ خداوند آسمان فرود خواهد آمد، با فرمانی بلندآوا و صدای رئیس فرشتگان و نوای شیپور فراخوان خدا. آنگاه پیش همه، مسیحیانی که خوابیدهاند، برخواهند خاست. [مولف/مولفان قرآن نیز گویا از این تعبیر برداشت کردهاند: «و پروردگارت و فرشتهها صف در صف آیند» (فجر، ۲۲) و ایضا: «مگر انتظار آنان غير از اين است كه خدا و فرشتگان در [زير] سايبانهايى از ابر سپيد به سوى آنان بيايند و كار [داورى] يكسره شود و كارها به سوى خدا بازگردانده مىشود» (بقره، ۲۱۰)].
۱۷- سپس، ما که هنوز زندهایم و روی زمین باقی هستیم، همراه ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا همگی، خداوند را در هوا ملاقات کنیم و تا ابد با او باشیم».
🔻و دیگری، آیات ۳۷ تا ۴۰ از بخش ۲۴ انجیل متی:
۳۷- زمان ظهور پسرانسان مانند روزگار نوح خواهد بود.
۳۸- در روزهای پیش از طوفان، قبل از اینکه نوح وارد کشتی شود، مردم سرگرم عیش و نوش و میهمانی و عروسی بودند.
۳۹- در آن وقت کسی باور نمیکرد که واقعاً طوفانی در کار باشد، تا آنکه طوفان آمد و همهٔ آنان را با خود برد. آمدن پسر انسان نیز چنین خواهد بود.
۴۰- آنگاه از دو مرد که در مزرعه با هم کار میکنند، یکی برده خواهد شد و دیگری خواهد ماند.
🔺این مسیحیان “حیات نو یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخر الزّمان ، به نام ”هار مَجِدّون” به پایان میرسد و نقطه اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.
.
#کتاب_صوتی #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_یهودیت #نقد_قرآن#یهودیت #مسیحیت #مسیح #امام_زمان #ظهور #اسرائیل #جنگ #اخبار_جنگ #آخرالزمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 مناظرۀ قرن — دور اولِ مناظره، قسمت دوازدهم 🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون ❓مفهوم خدا نزد جردن پیترسون چیست؟ دعا چیست و کدام دعا استجابت میشود؟ و معنای استجابت چیست؟ 🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP) . #مناظره #فلسفیدن #روشنفکری_دینی #تفکر_انتقادی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ قرن
— دور اولِ مناظره، قسمت سیزدهم
🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون
🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دور اولِ مناظره، قسمت سیزدهم
🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون
🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)
.
#مناظره #فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان#اندیشه #گفتگو #اخلاق #اخلاقیات #فلسفه_اخلاق #فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 این را میتوان فهم و درک کرد که در اخلاقِ استوار بر دین، یعنی در ارزشگذاری دینی، برهنگی و برهنهنمایی، همچو شرابخواری و میگساری، «گناه» و «معصیت» باشد و مؤمنان و دینداران از این گناهان و معاصی، منع و نهی شوند.
🍂 البته سخن از «فهم و درک» است، نه «توجیه و راستی». در هرحال، قابل فهم و درک است که اخلاقِ دینمدار، در جامعهی دینداران، ارزشگذاریهای خاص دروندینی داشتهباشد و چیزهایی را بد بداند که بد مطلق نیستند و چیزهایی را خوب بشمارد که خوب مطلق نیستند، و اهل دین التزام به آن اخلاق داشته باشند.
🍂 اما هیچ جوری نمیتوان فهم و درک کرد که در همین اخلاقِ استوار بر دین، در جامعهی متدیّن، کشتار، قتل، آزارگری، تجاوز، زورگویی، خودکامگی، سرکوبگری، دگرستیزی، تعذیب و تبعیض علیه انسانها، آنقدری گناه و معصیت نباشد که برهنگی و برهنهنمایی گناه و معصیت است؛ یعنی گناهِ برهنگی سیاهتر و تیرهتر باشد نسبت به گناهِ جُرم و جنایتهای ضدّ انسانی.
🍂 بزرگترین و بدترین خطای اخلاقِ دینی، یا اخلاق استوار بر دین، برتریدادن ترجیحات شرعی بر نهادها و بنیادهای اخلاقِ جهانی است.
🍂 چنین بهاصطلاح اخلاقی، البته مؤمنی را تربیت میکند که برایش زنِ برهنه، گناهکارتر است از قاتل و آزارگر.
🍂 اینگونه اخلاقِ استوار بر دین را، اساساً نمیتوان در اخلاقِ جهانی پذیرفت و جایی برای آن در ساحتِ انسانی باز کرد. این سنخِ اخلاق دینی، فقط به اسم اخلاق است، وگرنه این گونه را نه اخلاق بلکه باید «واژگونی اخلاق» نام نهاد؛ که چیزی جز وارونهکردن ارزشهای اخلاقی نیست.
🍂 چگونه میتوان زیر بار دین و مذهبی رفت که مؤلف اخلاقی است که برهنگی را از حقکُشی و حقستیزیِ گناهکارانهتر میشناسد؟
🍂 اما غریبتر و عجیبتر آن است که این گونه اخلاقِ دروغین، ادعای مطلقیت و الوهیت داشتهباشد و ارزشگذاریهای قومی و قبیلهای خود را فرمانهای الهی و دستورات مقدس بشمارد. بیخردیست که آدمی تسلیم خدایی شود که خیر و شر را واژگون میکند!
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
🍂 البته سخن از «فهم و درک» است، نه «توجیه و راستی». در هرحال، قابل فهم و درک است که اخلاقِ دینمدار، در جامعهی دینداران، ارزشگذاریهای خاص دروندینی داشتهباشد و چیزهایی را بد بداند که بد مطلق نیستند و چیزهایی را خوب بشمارد که خوب مطلق نیستند، و اهل دین التزام به آن اخلاق داشته باشند.
🍂 اما هیچ جوری نمیتوان فهم و درک کرد که در همین اخلاقِ استوار بر دین، در جامعهی متدیّن، کشتار، قتل، آزارگری، تجاوز، زورگویی، خودکامگی، سرکوبگری، دگرستیزی، تعذیب و تبعیض علیه انسانها، آنقدری گناه و معصیت نباشد که برهنگی و برهنهنمایی گناه و معصیت است؛ یعنی گناهِ برهنگی سیاهتر و تیرهتر باشد نسبت به گناهِ جُرم و جنایتهای ضدّ انسانی.
🍂 بزرگترین و بدترین خطای اخلاقِ دینی، یا اخلاق استوار بر دین، برتریدادن ترجیحات شرعی بر نهادها و بنیادهای اخلاقِ جهانی است.
🍂 چنین بهاصطلاح اخلاقی، البته مؤمنی را تربیت میکند که برایش زنِ برهنه، گناهکارتر است از قاتل و آزارگر.
🍂 اینگونه اخلاقِ استوار بر دین را، اساساً نمیتوان در اخلاقِ جهانی پذیرفت و جایی برای آن در ساحتِ انسانی باز کرد. این سنخِ اخلاق دینی، فقط به اسم اخلاق است، وگرنه این گونه را نه اخلاق بلکه باید «واژگونی اخلاق» نام نهاد؛ که چیزی جز وارونهکردن ارزشهای اخلاقی نیست.
🍂 چگونه میتوان زیر بار دین و مذهبی رفت که مؤلف اخلاقی است که برهنگی را از حقکُشی و حقستیزیِ گناهکارانهتر میشناسد؟
🍂 اما غریبتر و عجیبتر آن است که این گونه اخلاقِ دروغین، ادعای مطلقیت و الوهیت داشتهباشد و ارزشگذاریهای قومی و قبیلهای خود را فرمانهای الهی و دستورات مقدس بشمارد. بیخردیست که آدمی تسلیم خدایی شود که خیر و شر را واژگون میکند!
✍🏻 #رضا_زمان
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #زنان#آهو_دریایی #اخلاق #فلسفه_اخلاق #گشت_ارشاد #حجاب_اجباری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
نقدآگین
📘با این ریش نمیشه رفت تجریش! ولی پزشکیان «فرق داره» و «اهل دروغگویی نیست» 🔻فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت: وزیر علوم این موضوع را از رئیس دانشگاه آزاد پیگیری کرده و او از کلانتری با اورژانس اجتماعی مستقیماً به مراکزی برای درمان منتقل شدهاست. هنوز این مسیر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘بَربَسته دگر باشد و بَررُسته دگر!
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در کلیپ بالا مضحکه خوبی ساختهاند از پروپاگاندای انتخاباتی جمهوریاسلامی که در او "دمکراسی" و "انتخابات" بَربَستهای مضحک و مسخره است، در حالیکه برای ایالات متحدهآمریکا و "غرب"، اینها بَررُستههای ریشهدارِ تمدنیاند. بقول مولانا:
🍂 در این میان هستند کشورهایی که لاجرم بَربستههای "تجدد"، بر اندامِ جامعهشان طوری پیوند خورده است، که تاحدی حکمِ "بَررُسته" را یافتهاست، مثل هندوستان و ژاپن.
🍂 هندیها هرچند توسط انگلیسیها چپاول شدند ولی دانشآموزانِ شایستهای از تمدن غرب نیز گشتند تا دمکراسیشان مثل مال قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ما، "قلابی" از آب درنیامد. از بامداد استقلال نیز به راه توسعه شتابانی رفتند که از نیمقرن پیش بهاینسو شاهد شواهدش هستیم.
🍂 در عوض، مثلا پاکستان که از هندوستان جداشد، بدل به لانهفساد گشت؛ دمکراسیاش هم فاسد و تبهکارانه شد تا چندین صدمیلیون پاکستانی، اسیرِ دستگیرِ چندصدهزار نظامی فاسد و مفسد آنجا شدند که سراسر این کشور را چپاول میکنند و آن ملت عقبمانده و مفلوک هم ناز به دزدانِ هستونیستشان میکنند! در تاریخ پاکستان حتی یک سیاستمدار پاکدست، لااقل من نمیشناسم، اگر شما میشناسید به من هم معرفی بکنید.
🍂 ژاپن را ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی اتمی در جنگ دوم جهانی، با اُردنگی وارد "سیاست مدرن" کرد! برایش قانون اساسی نوشت، امپراطورش را با خفتوخواری از اریکه الوهیت به زمین سلطنت فروکشید و مجبورش کرد تا در رادیوی ژاپن بگوید: من، امپراطور هیروهیتو، "خدا" نیستم! سپس آمریکاییها نظام آموزشی ژاپنیها را هم تدوین کردند؛ و البته ژاپنیها نیز به شکست گردن نهاده و بهعوض ستیز احمقانه، میدان رقابت با ایالات متحده را عوضِ جنگافزار و توسعهطلبیِ "عمقاستراتژیک"، فناوری و اقتصاد نمودند تا از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم تا همین چندسال پیش اقتصاد دوم جهان بعد از آمریکا شدند.
🍂 "تجدد" ما سرنوشت دیگری یافت؛ دوقطبی شد! یک قطبِ ما برخلاف هندیها چهارنعل به راه "غربیشدنِ" رنگولعاب رفتند، در حالیکه در زیر فوکلکراوات و عطر و ادوکلن، و لباسها و زیورآلات شانل و بالانسیاگا، کمابیش همان آدمهای سنتیِ کجاندیش و فروبسته و متصلب ماندیم؛ قطب دوم زیر عبای شیخ فضلاللهنوری گردآمدند و عربده اسلامخواهی سر دادند و از چهل و چندسال پیش هستونیست ما را به این "دارالبَوارِ" ولایی کشیدند.
🍂 در این میان، متهم اصلی را میشود "عقبماندگی" واقعی آن قشر فرنگیمآب دانست که فرنگیمآبیشان عموماً ژرفای چندانی نداشت و نیافت. البته ما آدمهای واقعا "متجدد" کم نداشتیم ولی جریان اصلیِ آن قطب اول، دست این جریان واقعاً متجدد نیفتاد بلکه دست فرنگیمآبهای سطحیِ ذاتاً سنتیمانده افتاد. همین ها هم بودند که در دهه پنجاه شمسی دستخوش خارخارِ "حکومت عدلعلی" شدند تا به جبههای که فضلالله نوری عَلمش کرده بود، پیوستند و جادهصاف کنِ "دارَالبَوار" کنونی گشتند.
🍂 فضلاللهنوری پیچیدگی و پیچوتاب نداشت، قمه را از رو بسته بود و رو به همگان میگفت یا "امتِ محمد"اید یا "مهدورالدَّم"! در صورت اول باید بندگان "شریعت" باشید که ما "روحانیت" حاملانش هستیم. سخنگوی معاصر فضلالله، همین مصباحیزدی معروف بود که ریاکاری خمینی را فرونهاد و گفت: "مردم چکارهاند؟!" راست هممیگفت که در حکومت اسلامی مردم هیچکارهاند. حکومتاسلامی یک "جباریتِ مطلقالعنان است" که طرفدارانش لافدرغریبیِ "عصمتِ" نایبامامش را میزنند؛ فرقی هم نمیکند این نایبامام چه آدم ضایعی باشد یا نباشد، بهرحال بنابهتعریف "معصوم"اش فرض میکنند تا مالکالرقابِ "امتمحمد" باشد!! در قتل و غارت، و اِنعام و اِکرام...
🍂 در آن قطب متجددی که اکثرشان را فوکلیهای فرنگیمآبِ ذاتاً "سنتی" و "مدرنیته" فهمنکرده تشکیل میداد که خودشان را درون سیل اسلامخواهی دهه پنجاه شمسی انداختند، بیداریی رخ داد که با کوبیدهشدن به سنگهای قساوت ولایی و تکهپارهشدنشان حاصل آمد و در طول همان بیداری نیز بر "خیال" بودن برخی باورهاشان آگاه شدند.
🍂 اینک پرسش آن است که آن "انسان سنتیِ" مستقر در زیر هیاتِ فرنگیمآبی، تا چه میزان تحلیل رفته است؟ من امیدوارم زیاد تحلیلرفته باشد، ولی خیلی هم مطمئن نیستم، کاش بودم!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در کلیپ بالا مضحکه خوبی ساختهاند از پروپاگاندای انتخاباتی جمهوریاسلامی که در او "دمکراسی" و "انتخابات" بَربَستهای مضحک و مسخره است، در حالیکه برای ایالات متحدهآمریکا و "غرب"، اینها بَررُستههای ریشهدارِ تمدنیاند. بقول مولانا:
بربَسته دگر باشد و بررُسته دگر!
🍂 در این میان هستند کشورهایی که لاجرم بَربستههای "تجدد"، بر اندامِ جامعهشان طوری پیوند خورده است، که تاحدی حکمِ "بَررُسته" را یافتهاست، مثل هندوستان و ژاپن.
🍂 هندیها هرچند توسط انگلیسیها چپاول شدند ولی دانشآموزانِ شایستهای از تمدن غرب نیز گشتند تا دمکراسیشان مثل مال قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ما، "قلابی" از آب درنیامد. از بامداد استقلال نیز به راه توسعه شتابانی رفتند که از نیمقرن پیش بهاینسو شاهد شواهدش هستیم.
🍂 در عوض، مثلا پاکستان که از هندوستان جداشد، بدل به لانهفساد گشت؛ دمکراسیاش هم فاسد و تبهکارانه شد تا چندین صدمیلیون پاکستانی، اسیرِ دستگیرِ چندصدهزار نظامی فاسد و مفسد آنجا شدند که سراسر این کشور را چپاول میکنند و آن ملت عقبمانده و مفلوک هم ناز به دزدانِ هستونیستشان میکنند! در تاریخ پاکستان حتی یک سیاستمدار پاکدست، لااقل من نمیشناسم، اگر شما میشناسید به من هم معرفی بکنید.
🍂 ژاپن را ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی اتمی در جنگ دوم جهانی، با اُردنگی وارد "سیاست مدرن" کرد! برایش قانون اساسی نوشت، امپراطورش را با خفتوخواری از اریکه الوهیت به زمین سلطنت فروکشید و مجبورش کرد تا در رادیوی ژاپن بگوید: من، امپراطور هیروهیتو، "خدا" نیستم! سپس آمریکاییها نظام آموزشی ژاپنیها را هم تدوین کردند؛ و البته ژاپنیها نیز به شکست گردن نهاده و بهعوض ستیز احمقانه، میدان رقابت با ایالات متحده را عوضِ جنگافزار و توسعهطلبیِ "عمقاستراتژیک"، فناوری و اقتصاد نمودند تا از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم تا همین چندسال پیش اقتصاد دوم جهان بعد از آمریکا شدند.
🍂 "تجدد" ما سرنوشت دیگری یافت؛ دوقطبی شد! یک قطبِ ما برخلاف هندیها چهارنعل به راه "غربیشدنِ" رنگولعاب رفتند، در حالیکه در زیر فوکلکراوات و عطر و ادوکلن، و لباسها و زیورآلات شانل و بالانسیاگا، کمابیش همان آدمهای سنتیِ کجاندیش و فروبسته و متصلب ماندیم؛ قطب دوم زیر عبای شیخ فضلاللهنوری گردآمدند و عربده اسلامخواهی سر دادند و از چهل و چندسال پیش هستونیست ما را به این "دارالبَوارِ" ولایی کشیدند.
🍂 در این میان، متهم اصلی را میشود "عقبماندگی" واقعی آن قشر فرنگیمآب دانست که فرنگیمآبیشان عموماً ژرفای چندانی نداشت و نیافت. البته ما آدمهای واقعا "متجدد" کم نداشتیم ولی جریان اصلیِ آن قطب اول، دست این جریان واقعاً متجدد نیفتاد بلکه دست فرنگیمآبهای سطحیِ ذاتاً سنتیمانده افتاد. همین ها هم بودند که در دهه پنجاه شمسی دستخوش خارخارِ "حکومت عدلعلی" شدند تا به جبههای که فضلالله نوری عَلمش کرده بود، پیوستند و جادهصاف کنِ "دارَالبَوار" کنونی گشتند.
🍂 فضلاللهنوری پیچیدگی و پیچوتاب نداشت، قمه را از رو بسته بود و رو به همگان میگفت یا "امتِ محمد"اید یا "مهدورالدَّم"! در صورت اول باید بندگان "شریعت" باشید که ما "روحانیت" حاملانش هستیم. سخنگوی معاصر فضلالله، همین مصباحیزدی معروف بود که ریاکاری خمینی را فرونهاد و گفت: "مردم چکارهاند؟!" راست هممیگفت که در حکومت اسلامی مردم هیچکارهاند. حکومتاسلامی یک "جباریتِ مطلقالعنان است" که طرفدارانش لافدرغریبیِ "عصمتِ" نایبامامش را میزنند؛ فرقی هم نمیکند این نایبامام چه آدم ضایعی باشد یا نباشد، بهرحال بنابهتعریف "معصوم"اش فرض میکنند تا مالکالرقابِ "امتمحمد" باشد!! در قتل و غارت، و اِنعام و اِکرام...
🍂 در آن قطب متجددی که اکثرشان را فوکلیهای فرنگیمآبِ ذاتاً "سنتی" و "مدرنیته" فهمنکرده تشکیل میداد که خودشان را درون سیل اسلامخواهی دهه پنجاه شمسی انداختند، بیداریی رخ داد که با کوبیدهشدن به سنگهای قساوت ولایی و تکهپارهشدنشان حاصل آمد و در طول همان بیداری نیز بر "خیال" بودن برخی باورهاشان آگاه شدند.
🍂 اینک پرسش آن است که آن "انسان سنتیِ" مستقر در زیر هیاتِ فرنگیمآبی، تا چه میزان تحلیل رفته است؟ من امیدوارم زیاد تحلیلرفته باشد، ولی خیلی هم مطمئن نیستم، کاش بودم!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin