Telegram
نقدآگین
📘دستاوردهای جنبش زن، زندگی،آزادی
✍🏻 #محمدرضا_عین
موارد فوق، تنها برخی نظرات، سوالات و ابهاماتیست که ذهن بسیاری از ما را درگیر کردهاست. مخصوصا آنکه نه بویی از تغییر معنادار از آمدن فرشتهوار پزشکیان پس از دیو رئیسی-جلیلی به مشام میرسد، و نه اقتصاد این مرزوبوم کمی رونق میگیرد. از هر دو ناامیدکنندهتر شاید، بودن در آستانهی جنگی است که گویی برخی نیروهای اجتماعی را به هرچه نزدیک شدن به حاکمیت برای بقا نزدیک میکند.
🍂 در چنین شرایطی، خواندن یک پست که مثلا بخواهد از جنبش ز.ز.آ دفاع کند نیز حوصله میخواهد و گویی چنین محتوایی اصلا محلی از اعراب ندارد چون اصلا آن جنبش مُرد و تمام شد.
🍂 اما گهگاه حادثهای چون #دختر_علوم_تحقیقات اتفاقا به خوبی نشان میدهد که چگونه یک جنبش زنده است.
🔻پیش از هر چیز به گمانم بد نیست مروری داشته باشیم بر آنچه گذشت و اینکه چطور جنبش ز.ز.آ شکل گرفت.
🟥 مروری بر جنبش زن، زندگی، آزادی
۱. ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی
جنبش زن-زندگی-آزادی مترادفی عینیوار به نام جنبش مهسا امینی نیز دارد. واقعهای که خون بسیاری از ایرانیان را به علت سرکوب زنان به وسیلهی قانونی دینی-اسلامی (در مرحلهی پیشاقانونی و شرعی) به جوش آورد ...
🌐مطالعۀ ادامۀ متن (تلگراف)
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۰ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمدرضا_عین
«ما در جنبش زن-زندگی-آزادی (ز.ز.آ) گول خوردیم»، «جنبش ز.ز.آ بیش از فایده به ما ضرر رساند»، «دستاوردهای جنبش ز.ز.آ چه بود؟» و «آیا محدودیتها، نارضایتی اقتصادی، ناامیدی از اصلاح و تغییر نظام، شکست جنبش ز.ز.آ را کلید نمیزند؟»
موارد فوق، تنها برخی نظرات، سوالات و ابهاماتیست که ذهن بسیاری از ما را درگیر کردهاست. مخصوصا آنکه نه بویی از تغییر معنادار از آمدن فرشتهوار پزشکیان پس از دیو رئیسی-جلیلی به مشام میرسد، و نه اقتصاد این مرزوبوم کمی رونق میگیرد. از هر دو ناامیدکنندهتر شاید، بودن در آستانهی جنگی است که گویی برخی نیروهای اجتماعی را به هرچه نزدیک شدن به حاکمیت برای بقا نزدیک میکند.
🍂 در چنین شرایطی، خواندن یک پست که مثلا بخواهد از جنبش ز.ز.آ دفاع کند نیز حوصله میخواهد و گویی چنین محتوایی اصلا محلی از اعراب ندارد چون اصلا آن جنبش مُرد و تمام شد.
🍂 اما گهگاه حادثهای چون #دختر_علوم_تحقیقات اتفاقا به خوبی نشان میدهد که چگونه یک جنبش زنده است.
🔻پیش از هر چیز به گمانم بد نیست مروری داشته باشیم بر آنچه گذشت و اینکه چطور جنبش ز.ز.آ شکل گرفت.
🟥 مروری بر جنبش زن، زندگی، آزادی
۱. ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی
جنبش زن-زندگی-آزادی مترادفی عینیوار به نام جنبش مهسا امینی نیز دارد. واقعهای که خون بسیاری از ایرانیان را به علت سرکوب زنان به وسیلهی قانونی دینی-اسلامی (در مرحلهی پیشاقانونی و شرعی) به جوش آورد ...
🌐مطالعۀ ادامۀ متن (تلگراف)
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۰ واژه
.
#سیاست #جامعه #زنان #اپوزیشنقد #استمرارطالبان#آهو_دریایی #اصلاحطلبان #اپوزیسیون #مهسا_امینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from Farsi VOA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد»
@FarsiVOA
@FarsiVOA
Farsi VOA
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد» @FarsiVOA
🍂 درود به شعور و شرفِ بازنشستگانِ کرمانشاه که در کنارِ طرح مطالباتِ بحقشان، از بخشی از روشنفکران و اساتید مدعی علوم انسانی، بسی جسورتر و صریحتر درخواستی انسانی را مطالبه کردند و درکی عمیقتر از پیوستگی مطالبات ملی بروز دادهاند و تجمعشان را بدل به یک امر چندوجهی و ملی کردند: مطالبۀ مکرر و موکدِ «آزادی یک زن دانشجو: آهو دریایی»، «ضدیت با جنگ و جنگافروزان و جنگطلبان و جنگشعاران» و «خواست یک زندگی نرمال و مرفه»:
https://t.me/farsivoa/194480
🍂 دستهای که برای پزشکیان با آه و گریه و سوءاستفاده از ایرانگرایی و ترساندن از جنگ و طالبانیسم و...، رای جمع کردند، بیشتر از همه مسئول وضعیت امروزِ آهو دریایی و امثال او و حرکت ایران به سمت جنگ هستند (چرا که از وعدههای پزشکیان این بود که بساط گشت ارشاد را جمع میکند و جلوی جنگطلبان و تحریمطلبان میایستد، اما در دانشگاه نیز دختران و زنان ما امنیت ندارند و کشور نیز هر لحظه به جنگی ویرانگر نزدیکتر میشود)، اما این کسان و مصلحان و ایرانگرایانِ سر انتخاباتی، بیتفاوت و در سکوت به فجایع حاصل از دروغگویی و بیعملی پزشکیان مینگرند، بدون واکنشی درخور به فجایعی که خلفوعدۀ پزشکیان بهبار آوردهاست و خواهد آورد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
https://t.me/farsivoa/194480
🍂 دستهای که برای پزشکیان با آه و گریه و سوءاستفاده از ایرانگرایی و ترساندن از جنگ و طالبانیسم و...، رای جمع کردند، بیشتر از همه مسئول وضعیت امروزِ آهو دریایی و امثال او و حرکت ایران به سمت جنگ هستند (چرا که از وعدههای پزشکیان این بود که بساط گشت ارشاد را جمع میکند و جلوی جنگطلبان و تحریمطلبان میایستد، اما در دانشگاه نیز دختران و زنان ما امنیت ندارند و کشور نیز هر لحظه به جنگی ویرانگر نزدیکتر میشود)، اما این کسان و مصلحان و ایرانگرایانِ سر انتخاباتی، بیتفاوت و در سکوت به فجایع حاصل از دروغگویی و بیعملی پزشکیان مینگرند، بدون واکنشی درخور به فجایعی که خلفوعدۀ پزشکیان بهبار آوردهاست و خواهد آورد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
Farsi VOA
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد»
@FarsiVOA
@FarsiVOA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#صدیقه_وسمقی (اسلامپژوه و حقوقدان) با اشاره به اتفاقاتی که برای دختر دانشگاه علوم تحقیقات رخ داد، گفت: «شنیده شده دختر علوم تحقیقات به بیمارستان روانی فرستاده شده، این اقدام مجرمانه و غیرانسانی است»، و به تشریح چراییِ مجرمانهبودنِ این عمل پرداخت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
.
#زنان #حکومت_اسلامی #ایران #آهو_دریایی #حجاب_بیحجاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘با این ریش نمیشه رفت تجریش!
🔻فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت:
🔻عبدالکریم سروش:
🔻محمد مجتهد شبستری:
🔺خلاصه، موقع خریدِ رای، روشنفکرانِ ۵۷ی و لبِ گورِ این جامعه، دچار فانتزیهای قبلِ دیت یک نوجوانِ نوبالغ میشوند و تا میتوانند رویابافی و رویافروشی میکنند، و وقتی خر از پل گذشت، مسئولیت قضاوتها و وعدههای تخیلی خود را بعهده نمیگیرند، و حتی نسبت به فجایعی که انسانهای واقعی و گوشت و پوست و استخواندار گرفتارشان میشوند، بیتفاوت میشوند و به غار سکوت و روزمرگی و درسگفتارهایشان فرو میروند و حتی شجاعت معذرتخواهی و غلطکردم گفتن هم از خود نشان نمیدهند، تا موعدِ نمایشِ انتخاباتِ بعدی و فریب بعدی برسد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ولی پزشکیان «فرق داره» و «اهل دروغگویی نیست»
🔻فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت:
وزیر علوم این موضوع را از رئیس دانشگاه آزاد پیگیری کرده و او از کلانتری با اورژانس اجتماعی مستقیماً به مراکزی برای درمان منتقل شدهاست.
هنوز این مسیر کامل طی نشده تا بتوانیم درباره بازگشت این دانشجو به دانشگاه صحبت کنیم. طبق ویدئویی که همسر او منتشر کرده و گفته نیاز به درمان دارد، حتماً باید این مرحله طی شود و بعد از آن اقدامات بعدی صورت گیرد.
بیشتر از اینکه به این موضوع نگاهی امنیتی وجود داشته باشد، نگاه اجتماعی به آن وجود دارد. تلاش میشود مشکل این دانشجو بهعنوان فردی که دچار مشکلی است، برطرف شود.
🔻عبدالکریم سروش:
یکی از عزیزان محبوس و محبوسان عزیز از من خواست تا نام آن طبیب حبیب را برجسته کنم و لذا آنرا که عیان است به بیان هم میگویم:
جلیلی خلیلتان نیست.
پزشکتان پزشکیان است.
🔻محمد مجتهد شبستری:
چرا به مسعود پزشکیان رأی خواهم داد؟
قرائن نشان میدهد دکتر مسعود پزشکیان دولتی عقلمحور تشکیل خواهد داد که اعضای آن بر مدار خردورزی، تخصص و برنامه عمل میکنند؛ به ملت دروغ نمیگویند؛ وعدههای فریبنده نمیدهند؛ در هیچ شرایطی تسلیم رانت و فساد نمیشوند؛ در سپهری از شفافیت، صداقت و قانونمندی حرکت میکنند؛ خود را به حقوق شهروندی آحاد ملت ملتزم میدانند؛ از انتقاد استقبال میکنند؛ در عرصههای فرهنگی به خشونت متوسل نمیشوند؛ تزویر و ریا نمیورزند؛ به ضرورت توسعه همهجانبه پایدار برای رهایی از مشکلات و معضلات کنونی کشور ایمان دارند و با جهل و فقر میستیزند؛ بیهوده دشمنتراشی نمیکنند و با تعامل سازنده با کشورهای جهان، ایران عزیز را از انزوا بیرون میآورند و در صحنه بینالملل جای شایستهای برای این کشور تدارک میبینند.
به مسعود پزشکیان رأی خواهم داد با این امید که آنچه گفتم و بسیاری دیگر از فضایلی که نگفتم، گرچه بهصورت نسبی، جامه تحقق بپوشد.
🔺خلاصه، موقع خریدِ رای، روشنفکرانِ ۵۷ی و لبِ گورِ این جامعه، دچار فانتزیهای قبلِ دیت یک نوجوانِ نوبالغ میشوند و تا میتوانند رویابافی و رویافروشی میکنند، و وقتی خر از پل گذشت، مسئولیت قضاوتها و وعدههای تخیلی خود را بعهده نمیگیرند، و حتی نسبت به فجایعی که انسانهای واقعی و گوشت و پوست و استخواندار گرفتارشان میشوند، بیتفاوت میشوند و به غار سکوت و روزمرگی و درسگفتارهایشان فرو میروند و حتی شجاعت معذرتخواهی و غلطکردم گفتن هم از خود نشان نمیدهند، تا موعدِ نمایشِ انتخاباتِ بعدی و فریب بعدی برسد.
.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان #حکومت_اسلامی#آهو_دریایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آبگولایتها
🍂 حکومتتون و باورهای نرینهسالارتون، همش فدای یه تار موی دختر ایرانی که بجایی رسوندینش که جونشو بذاره کف دستش.
🍂 امروز هم خبر خودکشیِ یه دختر ۱۶ ساله بخاطر فشار بابت حجاب در مدرسه نشر شد، اگه آهو دریایی هم خودسوزی میکرد یا خودکشی، یحتمل اون بخش از اپوزیسیون که مثل یک باکرۀ مغزی بهش نسبت «پرستو/ پروژه» بودن رو دادن، خفه میشدند، و همۀ این اساتید و روشنفکران و فیلسوفانِ ۵۷ی و پروردۀ شریعتی، روزۀ سکوتشون رو میشکستند و ابراز وجودی میکردند. مهسا امینی هم اگه کشته نمیشد، موضوع توجه خیلیهاشون قرار نمیگرفت، ولو معلولش میکردند یا زیر ضربوجرح، سیاه و کبودش میکردند. زن مرده و توسریخورِ ترسو موضوع جالبتریه برای اظهار نظر، تا زنِ ترسناکی که فاعلیت داره و تاریخسازه.
🍂 بعضی ازین آبگولایتها بعد از ج.ا. هم باقی خواهند ماند، ولی خوشبختانه هر روز دارن کمتر میشن و نسل جدید، کمتر آدم حسابشون میکنه. اگه مرگ و تغییر نسل و اینترنت نبود، معلوم نبود تا کی باید این همه تباهیِ آبگولایتها رو تحمل میکردیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 حکومتتون و باورهای نرینهسالارتون، همش فدای یه تار موی دختر ایرانی که بجایی رسوندینش که جونشو بذاره کف دستش.
🍂 امروز هم خبر خودکشیِ یه دختر ۱۶ ساله بخاطر فشار بابت حجاب در مدرسه نشر شد، اگه آهو دریایی هم خودسوزی میکرد یا خودکشی، یحتمل اون بخش از اپوزیسیون که مثل یک باکرۀ مغزی بهش نسبت «پرستو/ پروژه» بودن رو دادن، خفه میشدند، و همۀ این اساتید و روشنفکران و فیلسوفانِ ۵۷ی و پروردۀ شریعتی، روزۀ سکوتشون رو میشکستند و ابراز وجودی میکردند. مهسا امینی هم اگه کشته نمیشد، موضوع توجه خیلیهاشون قرار نمیگرفت، ولو معلولش میکردند یا زیر ضربوجرح، سیاه و کبودش میکردند. زن مرده و توسریخورِ ترسو موضوع جالبتریه برای اظهار نظر، تا زنِ ترسناکی که فاعلیت داره و تاریخسازه.
🍂 بعضی ازین آبگولایتها بعد از ج.ا. هم باقی خواهند ماند، ولی خوشبختانه هر روز دارن کمتر میشن و نسل جدید، کمتر آدم حسابشون میکنه. اگه مرگ و تغییر نسل و اینترنت نبود، معلوم نبود تا کی باید این همه تباهیِ آبگولایتها رو تحمل میکردیم.
.
#اپوزیشنقد #نقد_روشنفکران#حجاب_اجباری #دختر_علوم_تحقیقات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Fanoos Cast – ٣- تدارک جنگ بزرگ - بر اساس پیشگویی های انبیای بنی اسرائیل - پایان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🎧تدارکِ جنگِ بزرگ (۴) (+)
— بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل
🔳 این قسمت: رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
🔸رپچر (Rapture) یا «ربودگی»، یک باور آخرالزمانی (Eschatological) است که برخی مسیحیان، بهویژه مسیحیان انجیلی (اونجلیست) آمریکایی به آن باور دارند:
🔸ایدۀ «ربودگی» آنطور که در حال حاضر تعریف میشود، در مسیحیت تاریخی یافت نمیشود و یک دکترین نسبتاً جدید است که دهۀ ۱۸۳۰ میلادی آغاز شد. این اصطلاح، اغلب در میان واعظان و باورمندان مسیحیِ بنیادگرا در ایالات متحده استفاده میشود.
🔸منبع اصلی ارجاع این مسیحیان بنیادگرا در انجیل، یکی آیات ۱۵ تا ۱۷ بخش ۴ نامه اول پلوس رسول به تسالونیکیان است:
🔻و دیگری، آیات ۳۷ تا ۴۰ از بخش ۲۴ انجیل متی:
🔺این مسیحیان “حیات نو یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخر الزّمان ، به نام ”هار مَجِدّون” به پایان میرسد و نقطه اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل
🔳 این قسمت: رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
🔸رپچر (Rapture) یا «ربودگی»، یک باور آخرالزمانی (Eschatological) است که برخی مسیحیان، بهویژه مسیحیان انجیلی (اونجلیست) آمریکایی به آن باور دارند:
شامل رویدادیست که در آن همه ایمانداران مسیحی مرده زنده خواهند شد و به همراه مسیحیان که هنوز زنده هستند، با هم در ابرها برمیخیزند. برای ملاقات خداوند در آسمان.
🔸ایدۀ «ربودگی» آنطور که در حال حاضر تعریف میشود، در مسیحیت تاریخی یافت نمیشود و یک دکترین نسبتاً جدید است که دهۀ ۱۸۳۰ میلادی آغاز شد. این اصطلاح، اغلب در میان واعظان و باورمندان مسیحیِ بنیادگرا در ایالات متحده استفاده میشود.
🔸منبع اصلی ارجاع این مسیحیان بنیادگرا در انجیل، یکی آیات ۱۵ تا ۱۷ بخش ۴ نامه اول پلوس رسول به تسالونیکیان است:
۱۵- این را من جانب خداوند میگویم: «ما که هنگام بازگشت مسیح خداوند زنده باشیم، زودتر مردگان به آسمان نخواهیم رفت.
۱۶- زیرا خودِ خداوند آسمان فرود خواهد آمد، با فرمانی بلندآوا و صدای رئیس فرشتگان و نوای شیپور فراخوان خدا. آنگاه پیش همه، مسیحیانی که خوابیدهاند، برخواهند خاست. [مولف/مولفان قرآن نیز گویا از این تعبیر برداشت کردهاند: «و پروردگارت و فرشتهها صف در صف آیند» (فجر، ۲۲) و ایضا: «مگر انتظار آنان غير از اين است كه خدا و فرشتگان در [زير] سايبانهايى از ابر سپيد به سوى آنان بيايند و كار [داورى] يكسره شود و كارها به سوى خدا بازگردانده مىشود» (بقره، ۲۱۰)].
۱۷- سپس، ما که هنوز زندهایم و روی زمین باقی هستیم، همراه ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا همگی، خداوند را در هوا ملاقات کنیم و تا ابد با او باشیم».
🔻و دیگری، آیات ۳۷ تا ۴۰ از بخش ۲۴ انجیل متی:
۳۷- زمان ظهور پسرانسان مانند روزگار نوح خواهد بود.
۳۸- در روزهای پیش از طوفان، قبل از اینکه نوح وارد کشتی شود، مردم سرگرم عیش و نوش و میهمانی و عروسی بودند.
۳۹- در آن وقت کسی باور نمیکرد که واقعاً طوفانی در کار باشد، تا آنکه طوفان آمد و همهٔ آنان را با خود برد. آمدن پسر انسان نیز چنین خواهد بود.
۴۰- آنگاه از دو مرد که در مزرعه با هم کار میکنند، یکی برده خواهد شد و دیگری خواهد ماند.
🔺این مسیحیان “حیات نو یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخر الزّمان ، به نام ”هار مَجِدّون” به پایان میرسد و نقطه اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.
.
#کتاب_صوتی #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_یهودیت #نقد_قرآن#یهودیت #مسیحیت #مسیح #امام_زمان #ظهور #اسرائیل #جنگ #اخبار_جنگ #آخرالزمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 مناظرۀ قرن — دور اولِ مناظره، قسمت دوازدهم 🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون ❓مفهوم خدا نزد جردن پیترسون چیست؟ دعا چیست و کدام دعا استجابت میشود؟ و معنای استجابت چیست؟ 🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP) . #مناظره #فلسفیدن #روشنفکری_دینی #تفکر_انتقادی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ قرن
— دور اولِ مناظره، قسمت سیزدهم
🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون
🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دور اولِ مناظره، قسمت سیزدهم
🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون
🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)
.
#مناظره #فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان#اندیشه #گفتگو #اخلاق #اخلاقیات #فلسفه_اخلاق #فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 این را میتوان فهم و درک کرد که در اخلاقِ استوار بر دین، یعنی در ارزشگذاری دینی، برهنگی و برهنهنمایی، همچو شرابخواری و میگساری، «گناه» و «معصیت» باشد و مؤمنان و دینداران از این گناهان و معاصی، منع و نهی شوند.
🍂 البته سخن از «فهم و درک» است، نه «توجیه و راستی». در هرحال، قابل فهم و درک است که اخلاقِ دینمدار، در جامعهی دینداران، ارزشگذاریهای خاص دروندینی داشتهباشد و چیزهایی را بد بداند که بد مطلق نیستند و چیزهایی را خوب بشمارد که خوب مطلق نیستند، و اهل دین التزام به آن اخلاق داشته باشند.
🍂 اما هیچ جوری نمیتوان فهم و درک کرد که در همین اخلاقِ استوار بر دین، در جامعهی متدیّن، کشتار، قتل، آزارگری، تجاوز، زورگویی، خودکامگی، سرکوبگری، دگرستیزی، تعذیب و تبعیض علیه انسانها، آنقدری گناه و معصیت نباشد که برهنگی و برهنهنمایی گناه و معصیت است؛ یعنی گناهِ برهنگی سیاهتر و تیرهتر باشد نسبت به گناهِ جُرم و جنایتهای ضدّ انسانی.
🍂 بزرگترین و بدترین خطای اخلاقِ دینی، یا اخلاق استوار بر دین، برتریدادن ترجیحات شرعی بر نهادها و بنیادهای اخلاقِ جهانی است.
🍂 چنین بهاصطلاح اخلاقی، البته مؤمنی را تربیت میکند که برایش زنِ برهنه، گناهکارتر است از قاتل و آزارگر.
🍂 اینگونه اخلاقِ استوار بر دین را، اساساً نمیتوان در اخلاقِ جهانی پذیرفت و جایی برای آن در ساحتِ انسانی باز کرد. این سنخِ اخلاق دینی، فقط به اسم اخلاق است، وگرنه این گونه را نه اخلاق بلکه باید «واژگونی اخلاق» نام نهاد؛ که چیزی جز وارونهکردن ارزشهای اخلاقی نیست.
🍂 چگونه میتوان زیر بار دین و مذهبی رفت که مؤلف اخلاقی است که برهنگی را از حقکُشی و حقستیزیِ گناهکارانهتر میشناسد؟
🍂 اما غریبتر و عجیبتر آن است که این گونه اخلاقِ دروغین، ادعای مطلقیت و الوهیت داشتهباشد و ارزشگذاریهای قومی و قبیلهای خود را فرمانهای الهی و دستورات مقدس بشمارد. بیخردیست که آدمی تسلیم خدایی شود که خیر و شر را واژگون میکند!
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
🍂 البته سخن از «فهم و درک» است، نه «توجیه و راستی». در هرحال، قابل فهم و درک است که اخلاقِ دینمدار، در جامعهی دینداران، ارزشگذاریهای خاص دروندینی داشتهباشد و چیزهایی را بد بداند که بد مطلق نیستند و چیزهایی را خوب بشمارد که خوب مطلق نیستند، و اهل دین التزام به آن اخلاق داشته باشند.
🍂 اما هیچ جوری نمیتوان فهم و درک کرد که در همین اخلاقِ استوار بر دین، در جامعهی متدیّن، کشتار، قتل، آزارگری، تجاوز، زورگویی، خودکامگی، سرکوبگری، دگرستیزی، تعذیب و تبعیض علیه انسانها، آنقدری گناه و معصیت نباشد که برهنگی و برهنهنمایی گناه و معصیت است؛ یعنی گناهِ برهنگی سیاهتر و تیرهتر باشد نسبت به گناهِ جُرم و جنایتهای ضدّ انسانی.
🍂 بزرگترین و بدترین خطای اخلاقِ دینی، یا اخلاق استوار بر دین، برتریدادن ترجیحات شرعی بر نهادها و بنیادهای اخلاقِ جهانی است.
🍂 چنین بهاصطلاح اخلاقی، البته مؤمنی را تربیت میکند که برایش زنِ برهنه، گناهکارتر است از قاتل و آزارگر.
🍂 اینگونه اخلاقِ استوار بر دین را، اساساً نمیتوان در اخلاقِ جهانی پذیرفت و جایی برای آن در ساحتِ انسانی باز کرد. این سنخِ اخلاق دینی، فقط به اسم اخلاق است، وگرنه این گونه را نه اخلاق بلکه باید «واژگونی اخلاق» نام نهاد؛ که چیزی جز وارونهکردن ارزشهای اخلاقی نیست.
🍂 چگونه میتوان زیر بار دین و مذهبی رفت که مؤلف اخلاقی است که برهنگی را از حقکُشی و حقستیزیِ گناهکارانهتر میشناسد؟
🍂 اما غریبتر و عجیبتر آن است که این گونه اخلاقِ دروغین، ادعای مطلقیت و الوهیت داشتهباشد و ارزشگذاریهای قومی و قبیلهای خود را فرمانهای الهی و دستورات مقدس بشمارد. بیخردیست که آدمی تسلیم خدایی شود که خیر و شر را واژگون میکند!
✍🏻 #رضا_زمان
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #زنان#آهو_دریایی #اخلاق #فلسفه_اخلاق #گشت_ارشاد #حجاب_اجباری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
نقدآگین
📘با این ریش نمیشه رفت تجریش! ولی پزشکیان «فرق داره» و «اهل دروغگویی نیست» 🔻فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت: وزیر علوم این موضوع را از رئیس دانشگاه آزاد پیگیری کرده و او از کلانتری با اورژانس اجتماعی مستقیماً به مراکزی برای درمان منتقل شدهاست. هنوز این مسیر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘بَربَسته دگر باشد و بَررُسته دگر!
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در کلیپ بالا مضحکه خوبی ساختهاند از پروپاگاندای انتخاباتی جمهوریاسلامی که در او "دمکراسی" و "انتخابات" بَربَستهای مضحک و مسخره است، در حالیکه برای ایالات متحدهآمریکا و "غرب"، اینها بَررُستههای ریشهدارِ تمدنیاند. بقول مولانا:
🍂 در این میان هستند کشورهایی که لاجرم بَربستههای "تجدد"، بر اندامِ جامعهشان طوری پیوند خورده است، که تاحدی حکمِ "بَررُسته" را یافتهاست، مثل هندوستان و ژاپن.
🍂 هندیها هرچند توسط انگلیسیها چپاول شدند ولی دانشآموزانِ شایستهای از تمدن غرب نیز گشتند تا دمکراسیشان مثل مال قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ما، "قلابی" از آب درنیامد. از بامداد استقلال نیز به راه توسعه شتابانی رفتند که از نیمقرن پیش بهاینسو شاهد شواهدش هستیم.
🍂 در عوض، مثلا پاکستان که از هندوستان جداشد، بدل به لانهفساد گشت؛ دمکراسیاش هم فاسد و تبهکارانه شد تا چندین صدمیلیون پاکستانی، اسیرِ دستگیرِ چندصدهزار نظامی فاسد و مفسد آنجا شدند که سراسر این کشور را چپاول میکنند و آن ملت عقبمانده و مفلوک هم ناز به دزدانِ هستونیستشان میکنند! در تاریخ پاکستان حتی یک سیاستمدار پاکدست، لااقل من نمیشناسم، اگر شما میشناسید به من هم معرفی بکنید.
🍂 ژاپن را ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی اتمی در جنگ دوم جهانی، با اُردنگی وارد "سیاست مدرن" کرد! برایش قانون اساسی نوشت، امپراطورش را با خفتوخواری از اریکه الوهیت به زمین سلطنت فروکشید و مجبورش کرد تا در رادیوی ژاپن بگوید: من، امپراطور هیروهیتو، "خدا" نیستم! سپس آمریکاییها نظام آموزشی ژاپنیها را هم تدوین کردند؛ و البته ژاپنیها نیز به شکست گردن نهاده و بهعوض ستیز احمقانه، میدان رقابت با ایالات متحده را عوضِ جنگافزار و توسعهطلبیِ "عمقاستراتژیک"، فناوری و اقتصاد نمودند تا از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم تا همین چندسال پیش اقتصاد دوم جهان بعد از آمریکا شدند.
🍂 "تجدد" ما سرنوشت دیگری یافت؛ دوقطبی شد! یک قطبِ ما برخلاف هندیها چهارنعل به راه "غربیشدنِ" رنگولعاب رفتند، در حالیکه در زیر فوکلکراوات و عطر و ادوکلن، و لباسها و زیورآلات شانل و بالانسیاگا، کمابیش همان آدمهای سنتیِ کجاندیش و فروبسته و متصلب ماندیم؛ قطب دوم زیر عبای شیخ فضلاللهنوری گردآمدند و عربده اسلامخواهی سر دادند و از چهل و چندسال پیش هستونیست ما را به این "دارالبَوارِ" ولایی کشیدند.
🍂 در این میان، متهم اصلی را میشود "عقبماندگی" واقعی آن قشر فرنگیمآب دانست که فرنگیمآبیشان عموماً ژرفای چندانی نداشت و نیافت. البته ما آدمهای واقعا "متجدد" کم نداشتیم ولی جریان اصلیِ آن قطب اول، دست این جریان واقعاً متجدد نیفتاد بلکه دست فرنگیمآبهای سطحیِ ذاتاً سنتیمانده افتاد. همین ها هم بودند که در دهه پنجاه شمسی دستخوش خارخارِ "حکومت عدلعلی" شدند تا به جبههای که فضلالله نوری عَلمش کرده بود، پیوستند و جادهصاف کنِ "دارَالبَوار" کنونی گشتند.
🍂 فضلاللهنوری پیچیدگی و پیچوتاب نداشت، قمه را از رو بسته بود و رو به همگان میگفت یا "امتِ محمد"اید یا "مهدورالدَّم"! در صورت اول باید بندگان "شریعت" باشید که ما "روحانیت" حاملانش هستیم. سخنگوی معاصر فضلالله، همین مصباحیزدی معروف بود که ریاکاری خمینی را فرونهاد و گفت: "مردم چکارهاند؟!" راست هممیگفت که در حکومت اسلامی مردم هیچکارهاند. حکومتاسلامی یک "جباریتِ مطلقالعنان است" که طرفدارانش لافدرغریبیِ "عصمتِ" نایبامامش را میزنند؛ فرقی هم نمیکند این نایبامام چه آدم ضایعی باشد یا نباشد، بهرحال بنابهتعریف "معصوم"اش فرض میکنند تا مالکالرقابِ "امتمحمد" باشد!! در قتل و غارت، و اِنعام و اِکرام...
🍂 در آن قطب متجددی که اکثرشان را فوکلیهای فرنگیمآبِ ذاتاً "سنتی" و "مدرنیته" فهمنکرده تشکیل میداد که خودشان را درون سیل اسلامخواهی دهه پنجاه شمسی انداختند، بیداریی رخ داد که با کوبیدهشدن به سنگهای قساوت ولایی و تکهپارهشدنشان حاصل آمد و در طول همان بیداری نیز بر "خیال" بودن برخی باورهاشان آگاه شدند.
🍂 اینک پرسش آن است که آن "انسان سنتیِ" مستقر در زیر هیاتِ فرنگیمآبی، تا چه میزان تحلیل رفته است؟ من امیدوارم زیاد تحلیلرفته باشد، ولی خیلی هم مطمئن نیستم، کاش بودم!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در کلیپ بالا مضحکه خوبی ساختهاند از پروپاگاندای انتخاباتی جمهوریاسلامی که در او "دمکراسی" و "انتخابات" بَربَستهای مضحک و مسخره است، در حالیکه برای ایالات متحدهآمریکا و "غرب"، اینها بَررُستههای ریشهدارِ تمدنیاند. بقول مولانا:
بربَسته دگر باشد و بررُسته دگر!
🍂 در این میان هستند کشورهایی که لاجرم بَربستههای "تجدد"، بر اندامِ جامعهشان طوری پیوند خورده است، که تاحدی حکمِ "بَررُسته" را یافتهاست، مثل هندوستان و ژاپن.
🍂 هندیها هرچند توسط انگلیسیها چپاول شدند ولی دانشآموزانِ شایستهای از تمدن غرب نیز گشتند تا دمکراسیشان مثل مال قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ما، "قلابی" از آب درنیامد. از بامداد استقلال نیز به راه توسعه شتابانی رفتند که از نیمقرن پیش بهاینسو شاهد شواهدش هستیم.
🍂 در عوض، مثلا پاکستان که از هندوستان جداشد، بدل به لانهفساد گشت؛ دمکراسیاش هم فاسد و تبهکارانه شد تا چندین صدمیلیون پاکستانی، اسیرِ دستگیرِ چندصدهزار نظامی فاسد و مفسد آنجا شدند که سراسر این کشور را چپاول میکنند و آن ملت عقبمانده و مفلوک هم ناز به دزدانِ هستونیستشان میکنند! در تاریخ پاکستان حتی یک سیاستمدار پاکدست، لااقل من نمیشناسم، اگر شما میشناسید به من هم معرفی بکنید.
🍂 ژاپن را ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی اتمی در جنگ دوم جهانی، با اُردنگی وارد "سیاست مدرن" کرد! برایش قانون اساسی نوشت، امپراطورش را با خفتوخواری از اریکه الوهیت به زمین سلطنت فروکشید و مجبورش کرد تا در رادیوی ژاپن بگوید: من، امپراطور هیروهیتو، "خدا" نیستم! سپس آمریکاییها نظام آموزشی ژاپنیها را هم تدوین کردند؛ و البته ژاپنیها نیز به شکست گردن نهاده و بهعوض ستیز احمقانه، میدان رقابت با ایالات متحده را عوضِ جنگافزار و توسعهطلبیِ "عمقاستراتژیک"، فناوری و اقتصاد نمودند تا از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم تا همین چندسال پیش اقتصاد دوم جهان بعد از آمریکا شدند.
🍂 "تجدد" ما سرنوشت دیگری یافت؛ دوقطبی شد! یک قطبِ ما برخلاف هندیها چهارنعل به راه "غربیشدنِ" رنگولعاب رفتند، در حالیکه در زیر فوکلکراوات و عطر و ادوکلن، و لباسها و زیورآلات شانل و بالانسیاگا، کمابیش همان آدمهای سنتیِ کجاندیش و فروبسته و متصلب ماندیم؛ قطب دوم زیر عبای شیخ فضلاللهنوری گردآمدند و عربده اسلامخواهی سر دادند و از چهل و چندسال پیش هستونیست ما را به این "دارالبَوارِ" ولایی کشیدند.
🍂 در این میان، متهم اصلی را میشود "عقبماندگی" واقعی آن قشر فرنگیمآب دانست که فرنگیمآبیشان عموماً ژرفای چندانی نداشت و نیافت. البته ما آدمهای واقعا "متجدد" کم نداشتیم ولی جریان اصلیِ آن قطب اول، دست این جریان واقعاً متجدد نیفتاد بلکه دست فرنگیمآبهای سطحیِ ذاتاً سنتیمانده افتاد. همین ها هم بودند که در دهه پنجاه شمسی دستخوش خارخارِ "حکومت عدلعلی" شدند تا به جبههای که فضلالله نوری عَلمش کرده بود، پیوستند و جادهصاف کنِ "دارَالبَوار" کنونی گشتند.
🍂 فضلاللهنوری پیچیدگی و پیچوتاب نداشت، قمه را از رو بسته بود و رو به همگان میگفت یا "امتِ محمد"اید یا "مهدورالدَّم"! در صورت اول باید بندگان "شریعت" باشید که ما "روحانیت" حاملانش هستیم. سخنگوی معاصر فضلالله، همین مصباحیزدی معروف بود که ریاکاری خمینی را فرونهاد و گفت: "مردم چکارهاند؟!" راست هممیگفت که در حکومت اسلامی مردم هیچکارهاند. حکومتاسلامی یک "جباریتِ مطلقالعنان است" که طرفدارانش لافدرغریبیِ "عصمتِ" نایبامامش را میزنند؛ فرقی هم نمیکند این نایبامام چه آدم ضایعی باشد یا نباشد، بهرحال بنابهتعریف "معصوم"اش فرض میکنند تا مالکالرقابِ "امتمحمد" باشد!! در قتل و غارت، و اِنعام و اِکرام...
🍂 در آن قطب متجددی که اکثرشان را فوکلیهای فرنگیمآبِ ذاتاً "سنتی" و "مدرنیته" فهمنکرده تشکیل میداد که خودشان را درون سیل اسلامخواهی دهه پنجاه شمسی انداختند، بیداریی رخ داد که با کوبیدهشدن به سنگهای قساوت ولایی و تکهپارهشدنشان حاصل آمد و در طول همان بیداری نیز بر "خیال" بودن برخی باورهاشان آگاه شدند.
🍂 اینک پرسش آن است که آن "انسان سنتیِ" مستقر در زیر هیاتِ فرنگیمآبی، تا چه میزان تحلیل رفته است؟ من امیدوارم زیاد تحلیلرفته باشد، ولی خیلی هم مطمئن نیستم، کاش بودم!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بَربَسته دگر باشد و بَررُسته دگر!
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 بدون تردید "هویتطلبان" از این سخن من بُراق خواهند شد که گفتم "امیدوارم انسانسنتی تحلیل رفته باشد". منظورم بیاعتناشدن به میراث فرهنگ تاریخیمان نیست. بلکه منظورم تحلیلرفتن "پدرسالاری"، "مرجعیتمداری"، "منزلتمحوریِ سلسلهمراتبی"، "اسطورهاندیشی"، و "خردستیزیِ اعتقادی"، و سادهلوحیِ ایمانی است، نه ابوریحان و مولانا و حافظ و غزالی و مقرنس و مُنَبّت و شجریان، تا برسیم به سفره عقد و کلهقند.
🍂 آدمهایی مثل ذکاءالملک فروغی، و در مرتبتهایی به درجات فروتر، امثال محمد مصدق و عباساقبال و حتی مهدی بازرگانِ متاخری که آخر عمری دوزاریش افتاد، و رفیقِ بارها بهتر از اویش مثل صدرحاجسیدجوادیِ دوزاریافتادهای که در آخرین روزهای عمر از مردمایران عذرخواهی کرد، در زمره مدرنهای بیگانهنشده با جهانسنت بودند. اینها "متجدد"هایی بودند که پای اساسی در زیستجهان سنتی ما داشتند ولی ابلهی و کجاندیشیِ "انسانسنتی" را نداشتند (بجز از امثال بازرگانِ متقدم، که اینجا در حساب نیستند)؛ و البته نمونهوارِ بیبدیلشان همان فروغیِ کاروانسالار بود؛ ایکاش ایران دهتا فروغی داشت! ولی حتی یک مهدیبازرگان هم نداشت! همان متاخر دوزاریافتادهاش هم یکی بس بود!
🍂 امروز "حکومتاسلامی" نزد اکثریت قاطع ایرانیان دیگر حرمتی ندارد که هیچ، ذکر نامش نیز موجب کهیر و تنگینفس میشود! این قسمت از بلوغملی ما تماموکمال حاصل است. اما بدون عبور از پدرسالاری و مرجعیتمداری و اسطورهاندیشی (که بهویژه در میان سلطنتطلبان غلبه تام دارد، ولی محدود به آنان هم نیست) عبور از زندان کجاندیشی سنتی و متولدشدن به "مدرنیته"، به کمال نرسیده است که هیچ، خطر افتادن در چاهویلهایی سوای حکومتاسلامی هم موجود است.
🍂 آیا ما نیاز به "فرهیختگی" داریم؟ هم آری و هم نه! آری نیاز به فرهیختگی در میان نخبگانمان داریم. متاسفانه نظام آموزشی ما از اول دبستان تا آخر دانشگاه در این "دارالبَوارِ" چهلوچند ساله "فاجعه" شد، ولی جُورِ این کاستی را بلوغ ملیِ کوبیدهشدن به صخرههای قساوتی که مبتلایش هستیم، تا حدی کشیده و جبران کرده است. امروز اینتلیجنسیای ایران خیلی باسوادتر و باشعورتر و فهیمتر از پیش از انقلاب است.
🍂 اما مشکل در تودۀ مردم است که نیازی به فرهیختگی ندارند ولی بشدت نیاز به ارتقای شعور اجتماعی دارند تا مرجعیتمدار و پدرسالار و اسطورهاندیش و کوردلِ کجاندیش نباشند، یا چندان نباشند. این راه را مطمئن نیستم چقدر پیموده باشیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 بدون تردید "هویتطلبان" از این سخن من بُراق خواهند شد که گفتم "امیدوارم انسانسنتی تحلیل رفته باشد". منظورم بیاعتناشدن به میراث فرهنگ تاریخیمان نیست. بلکه منظورم تحلیلرفتن "پدرسالاری"، "مرجعیتمداری"، "منزلتمحوریِ سلسلهمراتبی"، "اسطورهاندیشی"، و "خردستیزیِ اعتقادی"، و سادهلوحیِ ایمانی است، نه ابوریحان و مولانا و حافظ و غزالی و مقرنس و مُنَبّت و شجریان، تا برسیم به سفره عقد و کلهقند.
🍂 آدمهایی مثل ذکاءالملک فروغی، و در مرتبتهایی به درجات فروتر، امثال محمد مصدق و عباساقبال و حتی مهدی بازرگانِ متاخری که آخر عمری دوزاریش افتاد، و رفیقِ بارها بهتر از اویش مثل صدرحاجسیدجوادیِ دوزاریافتادهای که در آخرین روزهای عمر از مردمایران عذرخواهی کرد، در زمره مدرنهای بیگانهنشده با جهانسنت بودند. اینها "متجدد"هایی بودند که پای اساسی در زیستجهان سنتی ما داشتند ولی ابلهی و کجاندیشیِ "انسانسنتی" را نداشتند (بجز از امثال بازرگانِ متقدم، که اینجا در حساب نیستند)؛ و البته نمونهوارِ بیبدیلشان همان فروغیِ کاروانسالار بود؛ ایکاش ایران دهتا فروغی داشت! ولی حتی یک مهدیبازرگان هم نداشت! همان متاخر دوزاریافتادهاش هم یکی بس بود!
🍂 امروز "حکومتاسلامی" نزد اکثریت قاطع ایرانیان دیگر حرمتی ندارد که هیچ، ذکر نامش نیز موجب کهیر و تنگینفس میشود! این قسمت از بلوغملی ما تماموکمال حاصل است. اما بدون عبور از پدرسالاری و مرجعیتمداری و اسطورهاندیشی (که بهویژه در میان سلطنتطلبان غلبه تام دارد، ولی محدود به آنان هم نیست) عبور از زندان کجاندیشی سنتی و متولدشدن به "مدرنیته"، به کمال نرسیده است که هیچ، خطر افتادن در چاهویلهایی سوای حکومتاسلامی هم موجود است.
🍂 آیا ما نیاز به "فرهیختگی" داریم؟ هم آری و هم نه! آری نیاز به فرهیختگی در میان نخبگانمان داریم. متاسفانه نظام آموزشی ما از اول دبستان تا آخر دانشگاه در این "دارالبَوارِ" چهلوچند ساله "فاجعه" شد، ولی جُورِ این کاستی را بلوغ ملیِ کوبیدهشدن به صخرههای قساوتی که مبتلایش هستیم، تا حدی کشیده و جبران کرده است. امروز اینتلیجنسیای ایران خیلی باسوادتر و باشعورتر و فهیمتر از پیش از انقلاب است.
🍂 اما مشکل در تودۀ مردم است که نیازی به فرهیختگی ندارند ولی بشدت نیاز به ارتقای شعور اجتماعی دارند تا مرجعیتمدار و پدرسالار و اسطورهاندیش و کوردلِ کجاندیش نباشند، یا چندان نباشند. این راه را مطمئن نیستم چقدر پیموده باشیم.
.
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ #نقدخند#انتخابات_آمریکا #دونالد_ترامپ #حماسه_حضور
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
نقدآگین
@Naqdagin – اشتباه یا معجزه قرآن؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
🍂 ماجرای دیدار سلیمان با ملکۀ سبا هم در قرآن هم در کتاب مقدس آمده، اما روایت قرآنیِ این داستان تقریبا به کلی با روایت کتاب مقدس متفاوت است.
🍂 در عهد عتیق، ملکۀ سبا که آوازۀ قدرت و حکمت سلیمان را شنیده، همراه با هدایای فراوان به اورشلیم میآید. او پرسشهایی از سلیمان میپرسد و سلیمان به سادگی به آنها پاسخ میدهد. ملکه از حکمت سرشار سلیمان و مظاهر شکوهمند قدرت او به وجد میآید. پس سلیمان را ستایش میکند و به سرزمینش برمیگردد.
🍂 اما در روایت قرآنی، یک روز سلیمان هدهد را میان پرندگانش نمییابد و بسیار خشمگین میشود. هدهد وقتی بازمیگردد به سلیمان خبر میدهد که در سرزمین سبا زنی حکمرانی میکند و مردم آن سرزمین خورشیدپرست هستند. سلیمان نامهای خطاب به ملکۀ سبا مینویسد و ملکه را تهدید میکند که تسلیم او شود. ملکه تصمیم میگیرد راهی قلمروی سلیمان شود. در این حد فاصل سلیمان تخت ملکه را به نحوی معجزهآسا به اورشلیم منتقل میکند. ملکه وقتی به اورشلیم میرسد با دیدن تختش و رواق شیشهایِ قصر سلیمان به شگفت میآید و اظهار اسلام میکند.
🔺این داستان معروف را تقریبا کامل تعریف کردم تا مشخص شود روایت قرآنی صرفا بسط روایت عهد عتیق نیست، بلکه تفاوتهای بنیادین با آن دارد. اکنون به مقایسۀ دقیق دو روایت نمیپردازم.
🍂 بیتردید در این جا سوال پیش میآید که ریشۀ این اختلافات چیست. از قضا متنی یهودی به دست ما رسیده (Second Targum of Esther) که ماجرای سلیمان و ملکۀ سبا را از نو روایت کرده و بسیار شبیه به روایت قرآنی است. (البته باز هم با تفاوتهایی مثل اینکه ماجرای انتقال تخت [توسط اجنبه(!)] در روایت یهودی نیست).
🍂 از قرن نوزدهم بحث است که قرآن زودتر نوشته شده یا آن متن یهودی و کدام یک این داستان را از دیگری اقتباس کرده. به نظر میرسد پاسخ اطمینانبخشی نیز برای این مناقشه وجود ندارد.
🍂 همۀ اینها را گفتم تا به این جا برسم. اگر روایت قرآن از این داستان را نوعی واکنش به روایت عهد عتیق فرض کنیم، این واکنش را میتوان با واکنشهای پیش از قرآن مقایسه کرد. مشخصا اریگنس، نخستین فیلسوف مسیحی و متوفی در قرن ۳ م، تفسیر تمثیلی جالبی از ماجرا دارد (پیش از این چندین بار به تفاسیر تمثیلی اریگنس از کتاب مقدس اشاره کردهام، مثلا).
🍂 اریگنس همان روایت عهد عتیق را (بدون تغییر) مبنا قرار میدهد. نقطۀ کانونی تفسیر اریگنس سفر ملکۀ سبا به اورشلیم برای طرح پرسشهایی از سلیمان و جواب سلیمان به آنها است (عنصری که در قرآن غایب است). اریگنس سلیمان را استعارهای از مسیح و ملکۀ سبا را استعارهای از همۀ مشرکان میداند. ملکۀ سبا پرسشهایی دارد که معلمانش (فلاسفه) نتوانستند به آن پاسخ دهند (پرسش از آفرینش جهان، جاودانگی نفس و روز داوری). سلیمان (مسیح) به همۀ این پرسشها پاسخهای رضایتبخش میدهد. ملکه با انبوهی طلا (آموختههای دقیق فکری) نزد سلیمان میآید، اما از دیدن ثروت و شوکت سلیمان (دانش حقیقی او) شگفتزده میشود.
🍂 جای دیگر اشاره کردهام که در ماجرای دیدار موسی با خدا در کوه طور، عناصری در روایت عهد عتیق هست که بعدا الهامبخش تفاسیر تمثیلیِ مسیحی شده، اما آن عناصر در قرآن غایب هستند و بهجای آن بر «مظاهر قدرت» خداوند تکیه میشود. در داستان حاضر نیز «پرسشگری ملکۀ سبا» حذف و بر «قدرت الهی و معجزات سلیمان» بیشتر تاکید میشود. البته روایت قرآنی همچنان ظرفیت تفاسیر تمثیلی متفاوت را دارد، اما گویی گسستی معنادار میان قرآن و «سنت تمثیلی-فلسفیِ» پیش از آن قابل مشاهده است.
🔹منابع:
[1] 1 Kings 10:1-12; 2 Chronicles 9:1-13
[2] سورۀ نمل، آیات 20 تا 44
[3] Stinchcomb, Jillian. "The Queen of Sheba in the Qur’ān and Late Antique Midrash". The Study of Islamic Origins: New Perspectives and Contexts. De Gruyter (2021). pp. 85-96.
[4] Origen. The Song of Songs: Commentary and Homilies. Paulist Press (1957). pp. 98-99.
🗄پست مرتبط
📕رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
📻 شکست رومیان در نزدیکترین سرزمین
📺 آیا قرآن از تورات کپی شدهاست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |@adam_podcast
🍂 ماجرای دیدار سلیمان با ملکۀ سبا هم در قرآن هم در کتاب مقدس آمده، اما روایت قرآنیِ این داستان تقریبا به کلی با روایت کتاب مقدس متفاوت است.
🍂 در عهد عتیق، ملکۀ سبا که آوازۀ قدرت و حکمت سلیمان را شنیده، همراه با هدایای فراوان به اورشلیم میآید. او پرسشهایی از سلیمان میپرسد و سلیمان به سادگی به آنها پاسخ میدهد. ملکه از حکمت سرشار سلیمان و مظاهر شکوهمند قدرت او به وجد میآید. پس سلیمان را ستایش میکند و به سرزمینش برمیگردد.
🍂 اما در روایت قرآنی، یک روز سلیمان هدهد را میان پرندگانش نمییابد و بسیار خشمگین میشود. هدهد وقتی بازمیگردد به سلیمان خبر میدهد که در سرزمین سبا زنی حکمرانی میکند و مردم آن سرزمین خورشیدپرست هستند. سلیمان نامهای خطاب به ملکۀ سبا مینویسد و ملکه را تهدید میکند که تسلیم او شود. ملکه تصمیم میگیرد راهی قلمروی سلیمان شود. در این حد فاصل سلیمان تخت ملکه را به نحوی معجزهآسا به اورشلیم منتقل میکند. ملکه وقتی به اورشلیم میرسد با دیدن تختش و رواق شیشهایِ قصر سلیمان به شگفت میآید و اظهار اسلام میکند.
🔺این داستان معروف را تقریبا کامل تعریف کردم تا مشخص شود روایت قرآنی صرفا بسط روایت عهد عتیق نیست، بلکه تفاوتهای بنیادین با آن دارد. اکنون به مقایسۀ دقیق دو روایت نمیپردازم.
🍂 بیتردید در این جا سوال پیش میآید که ریشۀ این اختلافات چیست. از قضا متنی یهودی به دست ما رسیده (Second Targum of Esther) که ماجرای سلیمان و ملکۀ سبا را از نو روایت کرده و بسیار شبیه به روایت قرآنی است. (البته باز هم با تفاوتهایی مثل اینکه ماجرای انتقال تخت [توسط اجنبه(!)] در روایت یهودی نیست).
🍂 از قرن نوزدهم بحث است که قرآن زودتر نوشته شده یا آن متن یهودی و کدام یک این داستان را از دیگری اقتباس کرده. به نظر میرسد پاسخ اطمینانبخشی نیز برای این مناقشه وجود ندارد.
🍂 همۀ اینها را گفتم تا به این جا برسم. اگر روایت قرآن از این داستان را نوعی واکنش به روایت عهد عتیق فرض کنیم، این واکنش را میتوان با واکنشهای پیش از قرآن مقایسه کرد. مشخصا اریگنس، نخستین فیلسوف مسیحی و متوفی در قرن ۳ م، تفسیر تمثیلی جالبی از ماجرا دارد (پیش از این چندین بار به تفاسیر تمثیلی اریگنس از کتاب مقدس اشاره کردهام، مثلا).
🍂 اریگنس همان روایت عهد عتیق را (بدون تغییر) مبنا قرار میدهد. نقطۀ کانونی تفسیر اریگنس سفر ملکۀ سبا به اورشلیم برای طرح پرسشهایی از سلیمان و جواب سلیمان به آنها است (عنصری که در قرآن غایب است). اریگنس سلیمان را استعارهای از مسیح و ملکۀ سبا را استعارهای از همۀ مشرکان میداند. ملکۀ سبا پرسشهایی دارد که معلمانش (فلاسفه) نتوانستند به آن پاسخ دهند (پرسش از آفرینش جهان، جاودانگی نفس و روز داوری). سلیمان (مسیح) به همۀ این پرسشها پاسخهای رضایتبخش میدهد. ملکه با انبوهی طلا (آموختههای دقیق فکری) نزد سلیمان میآید، اما از دیدن ثروت و شوکت سلیمان (دانش حقیقی او) شگفتزده میشود.
🍂 جای دیگر اشاره کردهام که در ماجرای دیدار موسی با خدا در کوه طور، عناصری در روایت عهد عتیق هست که بعدا الهامبخش تفاسیر تمثیلیِ مسیحی شده، اما آن عناصر در قرآن غایب هستند و بهجای آن بر «مظاهر قدرت» خداوند تکیه میشود. در داستان حاضر نیز «پرسشگری ملکۀ سبا» حذف و بر «قدرت الهی و معجزات سلیمان» بیشتر تاکید میشود. البته روایت قرآنی همچنان ظرفیت تفاسیر تمثیلی متفاوت را دارد، اما گویی گسستی معنادار میان قرآن و «سنت تمثیلی-فلسفیِ» پیش از آن قابل مشاهده است.
🔹منابع:
[1] 1 Kings 10:1-12; 2 Chronicles 9:1-13
[2] سورۀ نمل، آیات 20 تا 44
[3] Stinchcomb, Jillian. "The Queen of Sheba in the Qur’ān and Late Antique Midrash". The Study of Islamic Origins: New Perspectives and Contexts. De Gruyter (2021). pp. 85-96.
[4] Origen. The Song of Songs: Commentary and Homilies. Paulist Press (1957). pp. 98-99.
🗄پست مرتبط
📕رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
📻 شکست رومیان در نزدیکترین سرزمین
📺 آیا قرآن از تورات کپی شدهاست؟
.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن#قصص_قرآن #یهودیت #نقد_یهودیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |@adam_podcast