نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘محمد از «مراقبه و آگاهی» هیچ نمی‌دانست!

✍🏻 #اشو

🍂 در این جهان، کشورهای مختلفی با آداب و سنن گوناگون وجود دارند. برخی جوامع از مسیر تمدن عقب‌ مانده‌اند، و برخی دیگر، جوامعی وحشی و غیرمتمدن باقی مانده‌اند. هنوز هیچ تمدنی بصورت کامل محقق نشده‌است؛ تمدن واقعی منتظر است تا توسط شما به‌وجود آید و شما باید منادیان این تحول و تمدن باشید.

🍂 اما باید به شما بگویم که کشورهای مسلمان حتی معاصر هم نیستند، چه برسد به متمدن. آنها حتی یک اینچ هم از زمان محمد فاصله نگرفته‌اند. چهارده قرن گذشته است و آنها هنوز فکر می‌کنند که قرآن کتابی مقدس است؛ در حالی که نود و نه درصد قرآن فقط مزخرف محض است. شاید بتوان یک درصد آن را چیزی معنوی دانست، اما مابقی کمترین اهمیت را دارد.

🍂 مسلمانان به قرآن وفادار مانده‌اند و حتی حاضر نیستند به حرف دیگری گوش دهند. چند مسلمان از شاگردان من هستند. این مردم بیچاره از من درخواست کرده‌اند:
"باگوان، ما می‌خواهیم شاگرد شما بمانیم، می‌خواهیم معاصر باشیم و بخشی از انقلابی که شما در ما ایجاد کرده‌اید، باشیم. اما نمی‌توانیم با لباس قرمز به خانه برگردیم. مسلمانان به‌راحتی ما را خواهند کشت... آنها بحث نمی‌کنند."

🔺مسلمانان بحث نمی‌کنند. آنها هیچ استدلالی را نمی‌پذیرند. تنها استدلال آنها شمشیر است:
یا باید آنها را بکشی، یا توسط آنها کشته خواهی شد!


🔺و از دیدگاه آنها، هر کسی که کشته شود، اشتباه کرده‌است. و این عجیب است. برای مثال، کشتن سقراط بسیار آسان است. هر احمقی مثل محمدعلی کلی می‌تواند سقراط را بدون هیچ مشکلی بکشد. سقراط کشتی‌گیر نیست و بوکسور هم نیست؛ فقط یک مشت محکم به بینی‌اش بزنید تا کارش با تمام فلسفه‌اش تمام شود.

🔺قدرت بدنی یا قدرتی که از طریق سلاح به‌دست می‌آید، نمی‌تواند جایگزینی برای استدلال باشد. استدلال به هوشمندی نیاز دارد و این هوشمندی در مسلمانان وجود ندارد.


🍂 در هند، من با صدها مسلمان در تماس بوده‌ام. شاید ندانید که هند از نظر تعداد، حتی پس از جدایی از پاکستان، هنوز بزرگترین کشور مسلمان در جهان است. هند هنوز جمعیت مسلمان بیشتری نسبت به هر کشور دیگری دارد. کشورهایی که کاملاً مسلمان هستند، از همه عقب‌مانده‌ترند. اما شما می‌دانید که مسلمانان هند کمی بهتر از هر مسلمان دیگری هستند، زیرا قرن‌هاست در کنار انواع فیلسوفان، انواع ادیان، انواع نگرش‌ها و رویکردها زندگی می‌کنند. بدیهی‌ست که تعصب آنها کمتر شده‌است، اما همین اندک تعصب هم برای کشتن شما کافی‌ست!

🔻شما نمی‌توانید چیزی علیه قرآن بگویید؛ کلیت اسلام همین سه کلمه است:
فقط یک خدا، یک قرآن و یک محمد.

🔺شما نمی‌توانید علیه هیچ یک از این سه صحبت کنید، و البته که انتقادها و حرف‌های زیادی علیه هر سه وجود دارد!

🔺خدای اسلام اصلاً شبیه خدا نیست؛ کتاب مقدس آنها فقط مزخرف محض است، و تنها پیامبر آنها فقط یک مرد بی‌سواد و غیرمتعهد است؛ بدون هیچ تصویری از قله‌های آگاهی، کسی که هرگز در زندگی خود مراقبه نکرده‌است. او چیزی در مورد مراقبه نمی‌داند.

💬 اما شاگردانی که مسلمان هستند از من پرسیده‌اند:
"به ما اجازه دهید... ما ملا (گردن‌بند) و لباس‌هایمان را در خانه‌هایمان پنهان نگه می‌داریم. ما حتی نمی‌توانیم به خانواده‌مان اطلاع دهیم که شاگرد شما هستیم، زیرا این پایان کار ما خواهد بود."

🔻آنها به من گفته‌اند:
"اگر نیاز باشد که ما کشته شویم، ما آماده‌ایم."

🔻 اما من در مورد رنگ لباس یا ملا متعصب نیستم. گفتم:
"نگران آن نباشید، فقط به قلب شما نیاز دارم، و اگر آن قرمز شده باشد بس در آن حضور دارم. اگر به آنجا رسیدم، پس نگران نباشید. من نمی‌خواهم کسی به نام من کشته شود، من می‌خواهم مردم به نام من «طولانی‌تر، سالم‌تر و شادتر» زندگی کنند."


🔻محمد به مسلمانان می‌گوید:
"اگر به نام خدای من بمیرید، بهشت شما قطعی است."

🔺 اما من به شما می‌گویم:
"اگر به نام من زندگی کنید، به نام من عشق بورزید و به نام من برقصید، شما در حال حاضر در بهشت زندگی می‌کنید".

🔺🔺🔺من هیچ نوع تضمینی در مورد آینده و وعدۀ دروغی نمی‌دهم؛ چگونه می‌توانم به کسی بگویم که به خاطر من بمیرد؟!

📖 کتاب «آخرین وصیت»، #ترجمه: ashvan.asl

🔻اشو
📓علم مراقبه و تانترا
📺 دربارۀ مراقبه
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده‌؟
📕خدا یا عروسک‌خرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!

🔻شرق Vs اسلام
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکار وجود بردگی/بت‌پرستی خطای خطرناک تاریخی‌ست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📻 عارفۀ تن‌باز
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن‌؟
📺 تروریسم و بوکیسم

.


#نقد_اسلام #نقد_قرآن



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ایرانی‌ای که جهانِ اسلام را به‌تباهـی کشـاند!
محمـد غزالی که بود؟ (+)

🔸این ویدیو دربارۀ زندگی و آثار محمد غزالی (فقیه ایرانی قرن پنجم هجری) است و نقش او در تاریخ اسلام را بررسی می‌کند. ویدیو به تأثیرات مهم او مانند نوشتن کتاب‌های «تهافت الفلاسفه»، «احیاء علوم‌الدین» و «کیمیای سعادت» اشاره دارد. همچنین، در این ویدیو به نقدهای فیلسوفانی مانند ابن رشد و مورخانی مثل احمد کسروی بر اندیشه‌های او پرداخته می‌شود. غزالی با محدود کردن عقل به مرزهای دین و وارد کردن برچسب تکفیر، در افول #تفکر_انتقادی در جهان اسلام نقشی جدی ایفا کرده‌است.

📻 تکفیر و تشیع: داعشِ غربی؟
📕اشو: تعصب و روح تکفیر مسلمانان
— محمد از «مراقبه و آگاهی» هیچ نمی‌دانست!
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
— «یک نگاه» کافی‌ست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕توجیهِ جنایاتِ حکام توسطِ فقها
📺 پیامبری که داعش را روسفید کرد!
چهرۀ هولناک محمد در صحیح بخاری
📺 آیا داعش ظهور اسلام نیست؟

.


#آینه_تاریخ #نقد_اسلام



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا داعش ظهور اسلام نیست؟

یکی از تحریک‌کننده‌ترین کلیشه‌هایی که طی چند سال اخیر، تقریبا هر روزه می‌شنویم، این است که: «#حکومت_اسلامی (داعش) نمایندۀ اسلام واقعی نیست، و جنایاتش هیچ ربطی به اسلام ندارد».


🔺#شریف_جابر می‌کوشد با ذکر رویه‌هایی تکرار-شونده در تاریخ اسلام، احادیث نبوی و آراءِ فقها از یک سو، و ارجاع به مرتبۀ علمی رهبران گروه‌های تروریستی مختلف جهان، و ارجاع به نظرسنجی‌های مختلف از مسلمانان جهان، این کلیشه را مورد چالشی جدی قرار دهد و اثبات کند که داعش در مقایسه با تاریخ و قوانین اسلامی، تقریبا هیچ جرمی مرتکب نشده است.

🔺در نتیجه ناچاریم که نقد خود را بر میزانی اخلاقی و عقلانی (سکولار) استوار کنیم؛ و با این میزان، سراغ بنیادها و منابع فکری-عقیدتی خشونت‌گستر رفته، و صادقانه و شجاعانه اشکالات و خطاهای اخلاقی-منطقی آن متون را بازگو نماییم، ولو آنها ادعا کنند سخنشان از بالاترین مرجعیت‌های قدسی آمده است؛ ما متعهد به خرد و وجدان خویشیم، و نه قول دیگران؛ و جز با نور این دو نمی‌توانیم مانع از رشد و رواج دوبارۀ گروه‌های تروریستی و خشونت مقدس شویم.

#ترجمه: #اختصاصی_نقدآگین

.


#نقد_اسلام



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ملی‌گرایی ایرانی و چالش «زن، زندگی، آزادی»

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 در سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به نظر می‌رسد جریان ملی‌گرای ایرانی آشکارا نسبت به رقبای خودش دست بالا را پیدا کرده است. اسلام‌گرایی حاکم با انقلاب ۵۷ به همان میزانی ورشکسته شده است که چپ‌گرایی غرب‌ستیز. اندک تقلاهای قومیت‌گرایان ضدملی هم هرچند برای مدتی چالش‌هایی را در سطح رسانه برانگیخت، اما بیش از آنکه به اوج‌گیری چنین جریانی منتهی شود، به تقویت مبانی و انسجام گفتمان ملی‌گرا انجامید. با این حال، به شخصه گمان می‌کنم که ملی‌گرایی ایرانی، همچنان در پاسخ‌گویی به بسیاری از مطالبات روز جامعه دچار فقر نظری است.

🍂 اگر نماد و ستون اصلی گفتمان ملی‌گرایی را فردوسی قلمداد کنیم، می‌توان پذیرفت که به طرزی شگفت‌آور او شاعری است که سویه‌های زن‌ستیزی آشکار ندارد. حتی رد پایی از زنان برجسته، مستقل، با درایت و کنش‌گر در شاهنامه قابل شناسایی است؛ با این حال هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند بپذیرد که چه فردوسی، و چه هر نابغه‌ی دیگری در هرکجای جهان ۱۰۰۰ سال پیش، امکان عرضه‌ی تصویر و جایگاهی از زن داشته، که پاسخ‌گوی نگرش امروز ما به برابری مدرن شهروندی باشد.

🍂 اما از فردوسی که بگذریم (و اندک اشارات پراکنده و مشابه او در منظومه‌های نظامی گنجوی و فخرالدین اسعد گرگانی) اوضاع به مراتب بدتر می‌شود و ادبیات و فرهنگ ایرانی در ورطه‌ی هولناکی از «زن‌ستیزی» سقوط می‌کند. جایگاه زن در میان اکثر چهره‌های شاخصی که امروز نمادهای برجسته‌ی شعر و در نتیجه فرهنگ ایرانی شناخته می‌شوند چنان تکان‌دهنده است که حتی با ارتجاع حاکم بر دستگاه حکومتی فعلی نیز قابل مقایسه نیست.

🍂 اهریمن‌گونه‌ای که اغلب شعرای پارسی‌گو از شخصیت «زن» می‌سازند به حدی شوم و نفرت‌انگیز است که بر خلاف تصور عمومی از برجستگی «عشق» در ادب فارسی، حتی عاشقانه‌های ادبی ما نیز تا حد زیادی از سویه‌ی زنانه خالی می‌شوند. عشق‌ها یا رنگ و بوی الاهی می‌گیرند و یا به سمت و سوی نظربازی مردانه (هم‌جنس‌خواهی مردانه) کشیده می‌شوند. از ناصرخسرو و سنایی گرفته تا مولانا و سعدی همگی زن را موجودی پست و گاه حتی پلید تصویر می‌کردند و این نگرش در خاقانی چنان اوج گرفت که حتی از «دختر‌دارشدن» خودش احساس ننگ می‌کرد و پس از مرگ دخترش جشن گرفته بود!

🍂 مساله‌ی نقش و جایگاه زنان، تنها نقطه‌ی ضعف در سنت فکری و فرهنگی تاریخ ما نیست که تا دوران معاصر مسکوت و بلاتکلیف باقی مانده است. تک‌تک اجزای سه‌گانه‌ی شعار «زن، زندگی، آزادی» با وضعیت مشابهی مواجه هستند. «زندگی‌خواهی» که با کلیدواژه‌هایی چون «زندگی نرمال» در جنبش اخیر پررنگ شدند نه با فرهنگ عرفان‌زده‌ی ایرانی سازگاری دارد و نه با دین‌زدگی آخرت‌گرای آن. و ناگفته پیداست که فهم سنتی ایرانیان از «آزادی»، نسبت مستقیمی با فهم مدرن و رایج آزادی در جهان لیبرال ندارد.

ادامه‌ی این یادداشت را از اینجا بخوانید یا از گزینه instant view استفاده کنید.

.


#نقد_فرهنگ #ایران #زنان



🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘چرا عقلانیت یک شوخی بی‌مزه نیست؟
نقدی بر نگاهی بدبینانه

✍🏻 #شهرام_عین

یک) عقلانیت، برای جانوری همچون انسان، جز یک شوخی بی‌مزه و یک توهّم سرگرم‌کننده نیست. عقلانیت بیش از اندازه باد شده، تا حدی که بوی مشکوک می‌دهد. این همه جار و جنجال برای عقلانیت چیزی نیست جز داستان‌سُرایی؛ سرپوشی بر واقعیت عریان.

دو) انسان‌ها نه با عقل، بلکه با اقتدا به "الگو"های اصیل و ممتاز زنده می‌مانند؛ بی‌الگو، به حیوانی بی‌قطب‌نما بدل می‌شوند.

سه) و امروز، جز صحنه‌ای ویران نمانده است: جایی که فرزانگان را حذف کرده‌اند و میدان را تمام‌قد سپرده‌اند به اراذل و اوباشی در قامت شومن و مانکن!

🎙#علی_اشکان_نژاد


🔻سخن جناب علی اشکان نژاد، از لحاظ عاطفی و بیانی، قدرتمند و تأثیرگذار است، اما از منظر منطقی و تحلیلی، نقدهایی جدی به آن وارد است.

۱. رویکرد تقلیل‌گرایانه به عقلانیت

🔻بزرگ‌ترین نقد به سخن ایشان، نگاه تک‌بعدی و تقلیل‌گرایانه آن به مفهوم عقلانیت است.

▪️ایجاد دوگانهٔ کاذب: سخن ایشان، عقلانیت را به طور کامل نفی کرده و آن را در برابر «واقعیت عریان» قرار می‌دهد. این در حالی است که عقل، تنها یک ابزار است. اگر این ابزار به تنهایی و بدون شهود، احساس یا اخلاق به کار گرفته شود، ممکن است به یک "شوخی بی‌مزه" تبدیل شود، اما این به معنای بی‌ارزشی مطلق آن نیست.

▪️تناقض درونی: اشکان‌نژاد برای نقد عقل، از جملاتی منطقی و استدلالی استفاده می‌کند. سخن ایشان خود یک محصول عقلانیت است. چطور می‌توان با ابزاری که آن را "بی‌ارزش" می‌داند، به نقد آن پرداخت؟ این تناقض، ریشهٔ استدلال را سست می‌کند.

۲. ابهام در تعریف "الگو" و "فرزانه"

🔻سخن ایشان، زنده ماندن انسان را به اقتدای به "الگو"های اصیل منوط می‌داند، اما معیاری برای شناخت این الگوها ارائه نمی‌دهد.

▪️معیار انتخاب: اگر عقل یک "توهم" است، پس انسان بر چه اساسی می‌تواند یک الگوی "اصیل" را از یک "شومن" فریبنده تشخیص دهد؟ در غیاب عقلانیت، انتخاب یک الگو به امری کاملاً سلیقه‌ای و بی‌قاعده تبدیل می‌شود که می‌تواند به همان اندازه خطرناک باشد که بی‌الگویی.

▪️عدم ارائهٔ راهکار: سخن ایشان به درستی بیماری را تشخیص می‌دهد (فقدان الگو)، اما راهکاری برای درمان آن ارائه نمی‌دهد. در دنیای پیچیدهٔ امروز، چگونه می‌توان «فرزانگان حذف‌شده» را شناسایی کرد و به آنها اقتدا نمود؟

۳. نگرش بدبینانه و سطحی‌انگارانه به جامعه

🔻سخن ایشان، تصویری کاملاً سیاه و سفید از وضعیت جامعه ترسیم می‌کند که واقعیت آن را نادیده می‌گیرد.

▪️تعمیم‌گرایی افراطی: اگرچه زوال ارزش‌ها و سطحی شدن فرهنگ در جامعه مدرن یک پدیدهٔ قابل نقد است، اما سخن ایشان با یک تعمیم‌گرایی افراطی، همهٔ جامعه را «ویران» و تمام افراد تأثیرگذار را «اراذل و اوباش» می‌نامد. این دیدگاه، وجود فرزانگان و اندیشمندان امروز را که همچنان در حال تلاش برای روشنگری هستند، نفی می‌کند.

▪️ساده‌سازی واقعیت:
واقعیتِ جامعهٔ امروز بسیار پیچیده‌تر از یک صحنهٔ دوگانه (فرزانه در برابر اراذل) است. این نگاه ساده‌انگارانه، از تحلیل علل ریشه‌ای مشکلات جامعه عاجز می‌ماند و تنها به بیان شکوه و تأسف می‌پردازد.

کلام نهایی: سخن جناب علی اشکان نژاد با زبانی قدرتمند، احساسات بسیاری از افراد را نسبت به وضعیت جامعه بیان می‌کند و نقد آن به سوءاستفاده از عقل و رشد پوچ‌گرایی کاملاً درست است. با این حال، با نفی کامل عقل، خود را از ابزار لازم برای ارائهٔ یک راه‌حل منطقی و تشخیص حقیقت از باطل محروم می‌کند و در نهایت، به جای یک تحلیل عمیق، تصویری بدبینانه و غیرسازنده از واقعیت ارائه می‌دهد.

.


#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #فلسفه #روانکاوی #سخنرانی #عقلانیت #الگو



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مرزِ آزادی بیان تا کجاست؟ (+)
— به‌بهانه‌ی جنجال‌آفرینیِ زینب موسوی

🎙گفتگوی #اشکان و #علی_فیروزی (دانشجو دکترای روان‌شناسی دانشگاهِ  ویتن-هردکه)، صاحب کانالِ «سفر درون»

🔻نکات اصلی مناظره:

* دیدگاه اشکان: او معتقد است که آزادی بیان مطلق است و توهین، نقض آن محسوب نمی‌شود. او تنها محدودیت آزادی بیان را "اصل ضرر" می‌داند؛ به این معنی که فرد تا زمانی که به طور مستقیم به دیگران آسیب نرساند، آزاد است هرچه می‌خواهد بگوید. او همچنین استدلال می‌کند که توهین نوعی آسیب نیست و مردم باید آزاد باشند به هر کسی که زنده نیست، توهین کنند.

* دیدگاه علی: او معتقد است که آزادی بیان مطلق نیست. او استدلال می‌کند که "اصل ضرر" مبهم است و می‌تواند برای توجیه انواع محدودیت‌ها استفاده شود. او همچنین باور دارد که توهین می‌تواند نوعی آسیب باشد و به خشونت منجر شود.

🔺این مناظره، یک بحث کلاسیک دربارهٔ دو دیدگاه متفاوت در مورد آزادی بیان است. این ویدیو به خوبی نشان می‌دهد که کشیدن خط میان آزادی بیان و نفرت‌پراکنی چقدر دشوار است.

📘تکمله‌‌‌‌ای‌ بر گفتگو حول آزادی بیان

✍🏻 #اشکان

🔸به‌تازگی کلیپی منتشر شد که در آن یک طنزپرداز به فردوسی، شاعر بزرگ ایرانی، طعنه زده و حتی زبان به توهین گشوده است.  طبیعی‌ست که چنین گفتاری  احساسات بسیاری را جریحه‌دار کند. و آنان با دلخوری به این مسئله پاسخ دهند.

🔸بهتر است در ابتدا به دیوید هیوم اشاره کنم، او در کتاب  اصول اخلاق می‌گوید "احکام اخلاقی" ما بر پایه‌ی احساسات صادر می‌شوند؛ یعنی ما چیزی را خوب یا بد می‌نامیم چون درونمان واکنشی عاطفی برمی‌انگیزد. از این نظر، واکنش ناخوشایند عده‌ای به این کلیپ قابل فهم است.

🔴 اما آیا اخلاق و حقوق را می‌توان تماماً به احساس فروکاست؟ اگر «خانم زینب موسوی» به‌جای  «فردوسی»، «خمینی» یا  «پیامبر اسلام» را به سخره می‌گرفت، واکنش‌ها یکسان می‌بود؟ گمان نمی‌کنم. به نظر من که بسیاری حتی خوشحال می‌شدند و او را به فعالیت بیشتر تشویق می‌کردند. خودِ من هم شاید از این جنس شوخی‌ با مقدسات لذت می‌بردم. این نشان می‌دهد اگر تنها و فقط تنها   بر احساسات تکیه کنیم، داوری‌مان دچار تناقض می‌شود. پس نیاز به اصول عقلانی داریم تا از تشتت آرا و ناپایداری در داوری رها شویم.

🔻یکی از این اصول عقلانی، اصل آسیب (harm principle) است. جان استوارت میل در کتاب "درباب آزادی" می‌گفت:

هر رفتاری آزاد است اگر و فقط اگر موجب آسیب مستقیم به دیگری نشود.

🔺به عبارتی  هرکس می‌تواند هرچه می‌خواهد بگوید. هرگونه که می‌خواهد رفتار کند؛ ولی این رفتار و گفتار  نباید به فرد دیگری آسیب آشکار و عینی بزند. مانند جراحت، تخریب اموال و...

🟣 اما این اصل در موارد بسیاری با نظام اجتماعی تطبیق ندارد، مثلا توهین یا افترا به شخص "الف" از طرف  شخص "ب" می‌تواند در دادگاه پیگیری شود. یعنی عموم ما می پذیریم که توهین مستقیم از لحاظ حقوقی جایز نیست؛ زیرا  توهین مستقیم به یک شخص زنده می‌تواند کرامت او را خدشه‌دار کند و زندگی اجتماعی‌اش را مختل سازد. یعنی  عملاً این را قبول داریم  که حیثیت و کرامت  افراد زنده بخشی از حق آن‌هاست.
اما اگر بخواهیم نگاه حقوقی را عمیق‌تر کنیم می‌توان دو تفکیک عمده صورت داد آیا "فرد زنده" و "فرد فوت شده" از لحاظ حقوقی برابرند آیا فردی که فوت شده حق رأی، حق طلاق و حق داد و ستد دارد؟ بی‌شک خیر، می‌توان گفت که معمولا مرده‌ها  حقی ندارد. این تفکیک مردگان و زندگان در حل مسئله آزادی بیان بسیار  راهگشاست.

🟡 باید نظر داشت که افراد زنده حق دارند از حیثیت‌شان دفاع کنند و در برابر توهین یا افترا به دادگاه بروند. اما افراد مرده دیگر حق شخصی ندارند. نهایتاً بازماندگان نزدیک می‌توانند برای دفاع از نام خانوادگی شکایت کنند. مثلا اگر همان شخص "ب" به پدر شخص "الف" توهین کند. "الف" می‌تواند در دادگاه به سبب لطمه زدن به "حیثیت خانوادگی" یا "نام خانوادگی" شکایت کند.

🔤 به طور کل، با توجه به چنین گستره‌ای ، اگر  «فردوسی» یا  «پیامبر اسلام» توهین‌پذیر باشند، به‌عنوان صاحبان حق بشمار نمی‌آیند. بلکه به‌عنوان نمادهای فرهنگی و دینی‌اند محسوب می‌شوند. آنها ورثه‌ای در قید حیات ندارند که بتوانند از حق شخصی‌شان دفاع کنند. پس می‌توان گفت توهین به چنین شخصیت‌هایی، هرچند ممکن است از نظر اخلاقی برای عده‌ای ناپسند باشد، اما از بُعد حقوقی در چهارچوب حق آزادی بیان کاملاً معتبر و قابل دفاع است.


📕آزادی بیان و توهین به مردگان
📕آزادی بیان و توهین به مردگان
📕آیا آزادی بیان مطلقه؟
📕در دفاع از آزادی ابتذال
📕در دفاع از آزادی بیان مطلق
📻 توهین به شاهنامه و کار روشنفکر
📕دربارۀ طنازی
📺 اگر‌ بجای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه می‌شد؟
📕"بر کوروشِ بچه‌زنا لعنت!"
📕هر تعصبی بد است؟
ضرورتِ نقد مواجهه‌های کلیشه‌ای چپ


🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین pinned «📺 هیچ دلیلی بر جزءِ «اصول دین» بودنِ امامت یا تصدیقِ «اماماتِ امامانِ دوازده‌گانۀ شیعه» نداریم! 🎙 آیت‌الله #کمال_حیدری 🔸‌آیت‌الله کمال حیدری تنها مرجع تقلید شیعه است که بنا به التزام به حقیقت و عقلانیت، یک‌تنه، کل حوزه و کاسه‌کلک‌بازی‌ها و مغالطات و تاویل‌های…»
نقدآگین pinned an audio file
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘نقدی بر یاوه‌های «مشاهده‌محورِ» بیژن عبدالکریمی

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 یکی از آفات جدی اندیشه در ایران امروز آن است که کسانی که خود را «فیلسوف» یا «اندیشمند» می‌نامند، با تکیه بر مشاهدات سطحی روزمره، به تحلیل‌های کلان درباره وضعیت جامعه دست می‌زنند. نمونه اخیر آن، سخنان بیژن عبدالکریمی در گفت‌وگو با احمد زیدآبادی‌ست؛ جایی که ایشان مدعی می‌شود
«در کدام کشور می‌بینید مردم چهار دست خریدهای خود را حمل کنند و بوی کباب همه پارک‌ها را برداشته است»

این جمله در نگاه نخست شاید برای برخی شنوندگان جالب بیاید، اما در واقع نشان‌دهنده سطحی‌نگری، فقدان روش علمی، و نوعی خلط میان تجربه شخصی و تحلیل جامعه‌شناسانه است.

آیا واقعاً می‌توان بر پایه چند تصویر پراکنده از مردم در خیابان یا پارک، حکم کلی درباره وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران صادر کرد؟ آیا این «چهاردست خرید» و «بوی کباب در پارک‌ها» گواهی بر رفاه و آسایش عمومی است یا صرفاً نشانه‌ای از تلاش مردم برای اندکی شادی در دل فقر و محرومیت عمیق؟

🔺اگر عبدالکریمی اندکی با روش‌های علمی جامعه‌شناسی آشنا بود، می‌دانست که مشاهده فردی، آن هم بدون چارچوب نظری، ابزار تحقیق نیست؛ بلکه صرفاً حکایتی است از تجربه شخصی که می‌تواند گمراه‌کننده‌ترین مبنا برای داوری اجتماعی باشد.

🍂 جامعه ایران امروز با فقر گسترده، نابرابری فزاینده، و فرسایش طبقه متوسط دست به گریبان است. کافی‌ست به آمارهای رسمی ــ نه به بوی کباب در پارک‌ها ــ نگاه کنیم: میلیون‌ها نفر زیر خط فقر، میلیون‌ها بیکار و نیمه‌بیکار، نرخ تورم سرسام‌آور، سقوط مداوم قدرت خرید. این‌ها واقعیت‌های عینی و انکارناپذیرند. اما عبدالکریمی با چند تصویر سطحی، این واقعیت‌های تلخ را می‌پوشاند و نوعی «فلسفه‌ورزی عوامانه» عرضه می‌کند که در بهترین حالت، تحریف واقعیت و در بدترین حالت، خدمت به دستگاه‌های قدرت است.

آیا نمی‌بیند که همان خانواده‌ای که در پارک گوشت روی آتش می‌گذارد، در خانه خود شاید با اجاره‌خانه‌ای کمرشکن، قبض‌های برق و گاز و شهریه مدرسه و هزینه دارو دست‌وپنجه نرم می‌کند؟ آیا متوجه نیست که «خریدهای چهاردستی» مردم در فروشگاه‌ها، اغلب شامل اجناس بی‌کیفیت و ضروری‌ترین مایحتاج روزانه است، نه نشانه‌ای از رفاه یا انباشت سرمایه خانوار؟

🍂 این شیوه تحلیل ــ یا بهتر بگوییم، ضدتحلیل ــ مصداق روشن همان چیزی است که در علوم اجتماعی «شبه‌علم» نام دارد. عبدالکریمی به جای تکیه بر داده‌های تجربی معتبر، پژوهش‌های میدانی یا نظریه‌های جامعه‌شناختی، صرفاً به حس و حال شخصی خود رجوع می‌کند و آن را به نام «فلسفه» به خورد جامعه می‌دهد. این همان «یاوه‌گویی روشنفکرانه» است که نه تنها به فهم مسائل کمکی نمی‌کند، بلکه افکار عمومی را منحرف می‌سازد و درد و رنج میلیون‌ها ایرانی را به حاشیه می‌راند.

🍂 از منظر علوم سیاسی نیز این‌گونه سخنان خطرناک‌اند؛ زیرا به جای نقد ساختارهای نابرابر قدرت و اقتصاد، به بازنمایی تصویری توهم‌آلود از «رضایت عمومی» می‌پردازند. در فضایی که نهادهای رسمی همواره می‌کوشند وضعیت را بهتر از آنچه هست نشان دهند، چنین گفتارهایی ناخواسته در خدمت عادی‌سازی بحران و مشروعیت‌بخشی به وضع موجود قرار می‌گیرد. اینجا دیگر پای یک «خطای فردی» در میان نیست، بلکه با بخشی از سازوکار تولید ایدئولوژی مواجهیم.

🍂 به عنوان یک جامعه‌شناس، نمی‌توانم این ساده‌سازی‌های خطرناک را بی‌پاسخ بگذارم. تحلیل علمی نیازمند ابزار، روش، داده و نظریه است؛ نه خاطره‌های شخصی و مشاهده‌های پراکنده. هر جامعه‌ای لایه‌های متکثر و تناقض‌آلود دارد. در ایران امروز، لحظات شادی و نشانه‌های مصرف هرگز نمی‌توانند نقاب فقر سیستماتیک، فساد ساختاری و ناکارآمدی حکمرانی را پنهان کنند.

🍂 باید صریح گفت: مردمی که در پارک‌ها بوی کباب بلند می‌کنند، همان مردمی هستند که زیر بار گرانی گوشت، آن را به مثابه کالای لوکس فقط گاهی و در مقیاسی اندک مصرف می‌کنند. این شادی لحظه‌ای در فضای عمومی، نه شاهدی بر رفاه بلکه نشانه‌ای از کمیابی و تلاش برای جبران فقدان است. و جامعه‌شناس راستین کسی است که این تضاد را ببیند، نه آنکه با غفلت از آن، صورت مسئله را پاک کند.

🍂 پس اگر عبدالکریمی خود را فیلسوف می‌داند، نخست باید بیاموزد که فلسفه و جامعه‌شناسی بر پایه «اندیشه انتقادی» استوارند، نه بر پایه توصیف‌های شاعرانه از کوچه و بازار. و اگر او می‌خواهد درباره فقر یا رفاه ایرانیان سخن بگوید، باید به داده‌ها و پژوهش‌های معتبر تکیه کند، نه به بوی کباب در پارک‌ها. در غیر این صورت، سخنانش چیزی جز یاوه‌ای بی‌پایه نیست؛ یاوه‌ای که با تحقیر رنج واقعی مردم، تنها بر زخم‌هایشان نمک می‌پاشد.

🐄سبد کالای آدمی‌ یا گاو؟
📺 تا بحال گوشت نخوردیم!
📊 آمارهای فائو و بیژن
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📕مغالطات یک فیلسوف!

.


#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسلاوی ژیژک
— بن‌بست بلاهت ۳۶

🎙 #مجید_محمدی

🔻این ویدیو نقدی بر فیلسوف مارکسیست، #اسلاوی_ژیژک است. سخنران او را یکی از احمقانه‌ترین مارکسیست‌های عصر حاضر می‌داند و معتقد است که محبوبیت ژیژک، نشان‌دهندهٔ زوال مارکسیسم و مخاطبان آن است.

🔻نکات اصلی نقد:

* ژیژک به عنوان یک "فیلسوف-شاعر": سخنران معتقد است که ژیژک بین بیانیه‌های شاعرانه و ادعاهای فلسفی در نوسان است، اما عبارات شاعرانه‌اش نامطبوع و استدلال‌های فلسفی‌اش احمقانه است. او باور دارد که نقش فیلسوف (کشف واقعیت) و شاعر (زیستن در تخیل) اساساً ناسازگارند.

🔻نقد اظهارات ژیژک: سخنران چندین نقل‌قول از ژیژک را تحلیل و نقد می‌کند:

* دربارهٔ ترامپ و تعرفه‌ها: ادعای ژیژک که "تعرفه‌ها آشکارا ارگاسم ترامپ هستند"، بی‌معنی تلقی می‌شود.

* دربارهٔ آزادی: ژیژک می‌گوید ما احساس آزادی می‌کنیم چون فاقد زبانی برای بیان اسارت‌مان هستیم. سخنران این جمله را "احمقانه‌ترین چیز" می‌داند.

* دربارهٔ انسان‌دوستی: ژیژک به دلیل تشویق به عمل بدون تفکر مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

* دربارهٔ بشریت: نقل‌قول ژیژک که "۹۹ درصد مردم احمق‌های خسته‌کننده‌ای هستند" نشان‌دهندهٔ تحقیر نخبگان چپ‌گرا نسبت به تودهٔ مردم تلقی می‌شود.

* دربارهٔ خوشبختی: دیدگاه ژیژک که دیدن "مردم احمق شاد" افسرده‌کننده است، به رویکرد ضد شادمانی در سیستم‌های کمونیستی و اسلامی مرتبط دانسته می‌شود.

* دربارهٔ واقعیت: سخنران به تأثیرات هگلی در فلسفهٔ ژیژک اشاره می‌کند و آن را از واقعیت جدا می‌داند.

* نقد بر ایده‌های ژیژک در زمینه‌های مختلف: ویدیو به نقد دیدگاه‌های ژیژک دربارهٔ محیط‌زیست (القای احساس گناه)، چندفرهنگی‌گرایی (یک دروغ بزرگ)، دشمنان (عدم درک واقعیت)، و سوسیالیسم (دروغ‌های تاریخی) می‌پردازد.

🔺سخنران در پایان نتیجه می‌گیرد که ما در دنیای تاریکی زندگی می‌کنیم که چنین افرادی در آن فیلسوف محسوب می‌شوند و جهت‌گیری جامعه را زیر سؤال می‌برد.

🔻ژیژک
📺 خمینی: خادم صنعت چوبه‌های دار و امام انسان‌زدایی از زندانیان عقیدتی-سیاسی (انقلابیون سابق)
📺 ماتریالیسم و الهیات (یکم | دوم | سوم | چهارم)
📺 در بابِ اسلام (یکم | دوم)
📺 راهنمای ایدئولوژی برای منحرفان
📺 پاکسازی قومی‌ و کتاب مقدس
📺 خودسازی قبل از کنشِ اجتماعی-سیاسی؟
📺 کنسل‌کالچر و مشکلاتش
📺 پیامی به جوان‌ها
📺 خدا نیست؛ حال، همه‌چیز مجاز است یا ممنوع؟
📕‌‌ایلان ماسک زندگی جنسی من را نابود کرد!
📕منحرف‌های بنیادگرا
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
📕چه چیزی را در سوریه متوجه نشدیم؟
📕وُوک ما را بيدار می‌کند تا به خوابيدن ادامه دهيم!
📕اهمیت دیدنِ «هر شش پا»
📓خداناباوری مسیحی: چگونه یک ماتریالیست واقعی باشیم
📕 دربارۀ داستایفسکی، آزادی و خشونت مذهبی
📕از مردم ایران بیاموزیم

.


#نقد_چپ #نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 از بیژن عبدالکریمی تا جلال آل احمد

🎙 دکتر #احمد_زیدآبادی

🔸ضرورت نگاه همدلانه

🔸نقدِ اخلاقی به «استاندارد دوگانۀ» عبدالکریمی

🔸نقد «به تو چه؟»

📕نقدی بر یاوه‌های «مشاهده‌محورِ» بیژن عبدالکریمی
🐄سبد کالای آدمی‌ یا گاو؟
📕مغالطات دفاعیۀ یک فیلسوف!
ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار می‌شود؟
📕وارونه‌گویی در بدیهیات بیژن
📕«به‌توچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📕در داخل خفه، در خارج غزه!
📺 مقصر جنگ اخیر، ولایت‌فقیه بود
📺 جنگ اسرائیل تقصیر امت‌گرایی
📕چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟
📺 اگر «مرگ بر آمریکا» رو ازتون بگیرن هیچی دیگه ندارید!
📺 روشنفکران جامعه‌ستیز حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیان "فلسطینیزه شدن" سیاست

🔻پرونده‌ی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژن‌وار
📕پرونده‌سازی برای مهرآیین و موجه‌سازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بی‌سوادی «جبهۀ مقاومت»
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخورده‌ایم!
— نقدی بر مسئولیت‌ناپذیری بیژن عبدالکریمی

.


#چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin