عبدالکریمی و چپزدگی
@Naqdagin
🎧عبدالکریمی و چپزدگی (+)
— نقد-و-بررسیِ مناظرۀ بیژن عبدالکریمی و مهدی نصیری
🎙#آرمین_نوابی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقد-و-بررسیِ مناظرۀ بیژن عبدالکریمی و مهدی نصیری
🎙#آرمین_نوابی
🗄پست مرتبط
📕عبدالکریمی را چه شدهاست؟!
📻انقلاب یا اصلاح؟ (یکم: همراه با نقد مغالطات| قسمت دوم)
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
📕زیستجهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕بیژن عبدالکریمی استادِ «حشو و اطناب»
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
📻 در ستایش سلحشوری
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
فکر کن برای سالها این بیژن عبدالکریمی رو به عنوان منتقد نظام به همه معرفی میکردن. اکثرا هم باور کردن. به سه دلیل:
۱- اسمش بیژن بود و سیبیل داشت
۲- آکادمیک، پیچیده و شبیه آدمحسابیها حرف میزد.
۳- همیشه میگفت «من به روش حاکمیت نقد دارم»، اما هیچکس نپرسید دقیقا چه نقدی! طبیعتا همه فکر میکردن نقدهای خوب و اصلاحطلبانه داره
الان معلوم شد عقایدش اگر از رسائی و حسن عباسی بدتر نباشه، بهتر نیست! علنی میگه با چهل سال دشمنی و جنگ با آمریکا کاملا موافقه. بعد بلافاصله میگه اما من شدیدا به حاکمیت نقد دارم! حالا نقدش چیه؟
اینکه چرا گذاشت بچههای ما غربگرا بشن؟! یعنی چرا همین دو تا دیش ماهواره و اینترنت قطره چکونی رو هم کامل نبست که بچهها منحرف نشن؟!
✍️ رشنالیست
🔺درک سادهانگارانۀ فوق از حرف عبدالکریمی، خطاست. عبدالکریمی در یک جا از خاطراتش، از رفیق صمیمیای نقل قول میکند که:
«من حاضر نیستم لذت به دار کشیدن آخوندها را با نیروی خارجی تقسیم کنم».
بهشخصه تا بهحال چنین رفیق و حتی همصحبتی نداشتهام! حتی بیگانهای که اینقدر دیوانه و تشنۀ خون و اعدام باشد امکان همصحبتیِ من را نیافتهاست. تنها یک فردِ عمیقا چپ و چپزده و نزدیک به گروههای رادیکالی چون مجاهدین خلق و حزب توده است که چنین رفقایی دارد و از بیان و بازنقلِ چنین جملاتِ خشن و مشمئزکننده و آخوندستیزانه و غربستیزانهای مشعوف میشود؛ البته فرض تاکتیکِ هراسافکنی و ساخت تصویری کریه از مخالفان که مهدی نصیری هم در مناظره میگوید، دور از ذهن نیست.
🍂 مشکلِ چپهای غربستیز با حکومت آخوندی این است که غربستیزیشان بهینه و کارآمد و فلسفی و تمدنی و سکسی نیست، و باعث شده اسلامزدگی و شیعهزدگی ایجاد کند و در عمل نیز موفقیت چندانی کسب نکند. ایدهآل آنها کشوری مثل روسیه است که در آن پوشش آزاد است، کنسرت و دیسکو و بار و روسپیخانه نیز، اما غربستیزیِ بیمارگونِ «الکساندر دوگین»ی هم جریان دارد. بههمینخاطر است که در جایی از همان مناظره، بهشکلی حقیر و کوتولهوار (مشابهِ وقتی که از جایگاهِ علی دایی با حسرت یاد میکند)، با تمسک به ادبیاتِ مشترکِ «انصار حزبالله و حزبتوده»، زلنسکی، یعنی رئیسجمهور منتخب و شجاعِ یک کشور را، که خواستِ اوکراینیها برای نزدیکی به غرب و رهایی از سلطه و دستاندازیِ روسها را نمایندگی میکند، با ادبیاتی تحقیرآمیز «دلقک» خطاب میکند؛ چراکه یک هنرمند و بازیگر و کمدین، جرات کرده و مقابلِ خدا و اربابِ مشترکِ این چپهای روسگرا و تجزیهطلبانِ روسگرا و بسیجیهای یک خلیفهگریِ روسپرست ایستاده، و چند صد هزار کشته و تحقیری تاریخی و یک باتلاقِ تمامعیار بر روی دست ارتش روسیۀ پرادعا، اما توخالی، گذاشتهاست؛ کاری که ما ایرانیان آرزوی آن را مقابل غارتگر و تجزیهگرِ یک میلیون متر مربع از خاکمان داشتیم، اما هیچگاه نتوانستیم آن را تحقق بخشیم.
🍂 در واقع، ادبیات محور مقاومت، خصوصا وقتی میخواهد به قدرت سیاسی نزدیک شود، هیچ نسبتِ نقادانۀ مشابهی با تجاوزات و استعمارگریِ خونین و خشنِ روسیه و چین ندارد؛ جرات و شرافتِ نقد بزرگترین جنایاتِ قرن در کمیت و کیفیت، انجامشده توسط اتحادِ خاندان اسد و حامیانشان در سوریه را نیز ندارد؛ در مقابلِ جنایاتِ تاریخی اسلام و مسائلی چون بردهداری و بنیقریظه هم که بدل به توجیهگر و متکلمی ایدئولوژیک میشود که دامن اسلام را از همۀ اینها با شعبدهبازیهایی خندهدار تبرئه میکند! در این نگاه، تنها یک اهریمن و دشمن اصلی وجود دارد، و آن تمدنِ شیطانیِ مدرن و لیبرالِ غرب است که باعث نهیلیسم و گمراهی و بیهویتی و مصرفگرایی جوانان ما شدهاست؛ این همان «لبِ معشوق»یست که در هر بحث از زبان اینها میشنویم، هرچند هر بار، بنا به نیمقرن تجربۀ تاریخیِ این گفتمانِ بنا شده بر جنون و توهم و نفرت، که از در و دیوار، از اداره و مدرسه تا تلویزیون و مسجد را اشغال کردهاست، تمامِ وجودمان کهیر میزند!
✍🏻 #محمود_کریمی
🗄پست مرتبط
📕عبدالکریمی را چه شدهاست؟!
📕زیستجهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕بیژن عبدالکریمی استادِ «حشو و اطناب»
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
📻 در ستایش سلحشوری
📻 عبدالکریمی و چپزدگی
📻انقلاب یا اصلاح؟ (یکم: همراه با نقد مغالطات| قسمت دوم)
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی#استمرارطالبان #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 خشم و انزجار بخش عظیمی از ملت رنجکشیدۀ ایران از روشنفکران و ادبای پنجاهوهفتی که نقش بزرگ و غیرقابل انکاری در سقوط ایران به چاه نابودی و هلاکت داشتند، کاملا برحق و مشروع است.
🍂 این خشم مشروع، یک پژواک پویا و ماندگار تاریخی در ابعاد کلان است. ارتجاع عریان بدون خلعسلاح ذهنی و گمراهی عاطفی-روانیِ طبقات اجتماعی مدرن در دهههای چهل و پنجاه شمسی نمیتوانست به پیروزی دست یابد. برای این پیروزی سیاه، لزوما میبایست دانشجویان، تحصیلکردگان و طبقۀ متوسط جدید، منافع عینی و ملموس خود را گم کنند و به دام یک هپروت دو-بنی سقوط نمایند: رادیکالیسم ارتجاعی!
🔻این خطرناکترین دام کلاسیک برای جوامع جهان سوم و بهخصوص خاورمیانه بود که بهتازگی حرکت به سوی مدرنیزاسیون و تجدد را آغاز کردهبودند:
🍂 در این جوامع، بسیاری از سوژهها نه کاملا قادر به زیست در سنتاند و نه قادر به رهایی ذهنی کامل از آن و از سمت دیگر تاب و رغبت صبر و پشتکار برای پیمودن تنها مسیر معقول برای توسعه و تجدد را ندارند؛ بنابراین بسیار مستعد اوهام سیاسی و چشماندازهای اجتماعی تغزلیاند که نوید «وحدت تام تمنای ذهن با واقعیت بیرونی و رفع تمام شکافها و تضادها» را میدهند.
🍂 در خاورمیانه، نیروهای سیاسی مشخصی از قبیل بعثیها، ملیمذهبیها، سوسیالیستهای خدا پرست، ناسیونالیستهای چپگرای غربستیز، روشنفکران دینی و حتی خود مارکسیست-لنینیستها، این وظیفۀ شوم را بر عهده گرفتند که برای این اقشار نوپا، بیتاب و مضطرب، نقش روانگردان را ایفا کرده، بطوریکه دیگر راه خانهشان را هم پیدا نکنند و دشمن جان و مالشان را بهسان حضرت دوست بشناسند.
🍂 در این میان با توجه به روانشناسی اجتماعی و تاریخ و فرهنگ ایران و خاورمیانه، به طور طبیعی برندهترین سلاح برای این رستاخیز معکوس، شعر و ادبیات بود. در خاورمیانه، فرهنگ مکتوب بسیار ضعیف و فرهنگ شفاهی غالب است و زبان شعر و عاطفه همواره بسیار نیرومندتر از زبان استدلال بودهاست.
🍂 از آنجا هم که انباشت منظم تاریخی مکتوب وجود ندارد، فرار از مواجه شدن با سوالات بنیادی و مسئولیت پیامدهای ناگزیر این قبیل شبهاندیشههای تغزلی و منظوم بسیار آسان است.
🔻احمقانهتر و جاهلانهتر از این سخن وجود ندارد که:
🍂 اسطوره سازیها و دیوتراشیهای هپروتی میتوانند تا دههها پس از مرگ آفرینندگانشان، به حیات خود ادامه دهند و همچنان با توان کم یا زیاد، در مسیر خوشبختی یک ملت دستانداز و مانع بسازند.
🍂 پس این ادعا که این بحثها قدیمی و بیفایده است، کاملا نادرست و خطرناک است. ما در آستانۀ یک انقلاب تمدنی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جهتِ معکوس ۵۷ هستیم. این انقلاب بزرگ تمدنی، بدون رسوا نمودن و پاککردن آخرین رسوبات فرهنگی و عاطفیِ بهظاهر موجه موج تاریخی پیشین به انجام نمیرسد.
✍🏻#طوس_طهماسبی
🌾 @Naqdagin
🍂 این خشم مشروع، یک پژواک پویا و ماندگار تاریخی در ابعاد کلان است. ارتجاع عریان بدون خلعسلاح ذهنی و گمراهی عاطفی-روانیِ طبقات اجتماعی مدرن در دهههای چهل و پنجاه شمسی نمیتوانست به پیروزی دست یابد. برای این پیروزی سیاه، لزوما میبایست دانشجویان، تحصیلکردگان و طبقۀ متوسط جدید، منافع عینی و ملموس خود را گم کنند و به دام یک هپروت دو-بنی سقوط نمایند: رادیکالیسم ارتجاعی!
🔻این خطرناکترین دام کلاسیک برای جوامع جهان سوم و بهخصوص خاورمیانه بود که بهتازگی حرکت به سوی مدرنیزاسیون و تجدد را آغاز کردهبودند:
🍂 در این جوامع، بسیاری از سوژهها نه کاملا قادر به زیست در سنتاند و نه قادر به رهایی ذهنی کامل از آن و از سمت دیگر تاب و رغبت صبر و پشتکار برای پیمودن تنها مسیر معقول برای توسعه و تجدد را ندارند؛ بنابراین بسیار مستعد اوهام سیاسی و چشماندازهای اجتماعی تغزلیاند که نوید «وحدت تام تمنای ذهن با واقعیت بیرونی و رفع تمام شکافها و تضادها» را میدهند.
🍂 در خاورمیانه، نیروهای سیاسی مشخصی از قبیل بعثیها، ملیمذهبیها، سوسیالیستهای خدا پرست، ناسیونالیستهای چپگرای غربستیز، روشنفکران دینی و حتی خود مارکسیست-لنینیستها، این وظیفۀ شوم را بر عهده گرفتند که برای این اقشار نوپا، بیتاب و مضطرب، نقش روانگردان را ایفا کرده، بطوریکه دیگر راه خانهشان را هم پیدا نکنند و دشمن جان و مالشان را بهسان حضرت دوست بشناسند.
🍂 در این میان با توجه به روانشناسی اجتماعی و تاریخ و فرهنگ ایران و خاورمیانه، به طور طبیعی برندهترین سلاح برای این رستاخیز معکوس، شعر و ادبیات بود. در خاورمیانه، فرهنگ مکتوب بسیار ضعیف و فرهنگ شفاهی غالب است و زبان شعر و عاطفه همواره بسیار نیرومندتر از زبان استدلال بودهاست.
🍂 از آنجا هم که انباشت منظم تاریخی مکتوب وجود ندارد، فرار از مواجه شدن با سوالات بنیادی و مسئولیت پیامدهای ناگزیر این قبیل شبهاندیشههای تغزلی و منظوم بسیار آسان است.
🔻احمقانهتر و جاهلانهتر از این سخن وجود ندارد که:
برخی میگویند جمعی روشنفکر و شاعر بینوا و بیقدرت چه نقشی میتوانستند در حوادثی بزرگ نظیر انقلاب داشتهباشند؟گویندگان چنین سخنانی هیچ درکی از مکانیسم چند-وجهی و درازمدت تحولات بزرگ تاریخی ندارند. رسوبات درازمدت فرهنگی، روانی و عاطفی میتواند در لحظۀ حساس (یک تحول بزرگ تاریخی) یک طبقۀ اجتماعی را گیج کند، فلج کند و حتی او را از منافع حیاتیاش متنفر و منزجر نماید.
🍂 اسطوره سازیها و دیوتراشیهای هپروتی میتوانند تا دههها پس از مرگ آفرینندگانشان، به حیات خود ادامه دهند و همچنان با توان کم یا زیاد، در مسیر خوشبختی یک ملت دستانداز و مانع بسازند.
🍂 پس این ادعا که این بحثها قدیمی و بیفایده است، کاملا نادرست و خطرناک است. ما در آستانۀ یک انقلاب تمدنی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جهتِ معکوس ۵۷ هستیم. این انقلاب بزرگ تمدنی، بدون رسوا نمودن و پاککردن آخرین رسوبات فرهنگی و عاطفیِ بهظاهر موجه موج تاریخی پیشین به انجام نمیرسد.
✍🏻#طوس_طهماسبی
🗄پست مرتبط
📕۵۷یها چه را نمیفهمند؟
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
📕سَندرُم روشنفکران ایرانی؛ احترام به تغذیهگرانِ شر؟
📕 فحش ندادن نشانه روان سالم و ادب است؟
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
📺 چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!
.➖➖➖
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻شما افسردهاید، ناراحتید و برای لباس زیرتان هم تصمیم میگیرند؛ زیرا زمانی یک عده متوهم (که بدون وجود شاه احتمالا شانس مدرسه رفتن هم نداشتند) با موی رها روبهروی دوربین مینشستند و میگفتند:
🔻متوهمانی که الگویشان چریکبازیهای چهگوارایی بود و از در و دیوارشان پرترههای لنین، استالین، مارکس و مائو آویزان بود دست در دست دینفروشان مرتجعی که وعده بهشت میدادند ما، شما و ایران را موش آزمایشگاهی ایدههایشان کردند. همه آنها ویژگی مشترکی داشتند: ایران را دوست نداشتند.
🍂 اینکه غلامحسین ساعدی مهمانی دوست نداشت، بخش احمقانۀ شخصیتش بود که بخشِ هیولاییاش را به حاشیه بردهاست. کسی که از ته دل افسوس میخورد که چرا دستشان نرسیده است دختر ۱۰ ساله پهلوی را مانند رومانوفها سلاخی کنند را قهرمان جا نزنید؛ هرچند کار همیشگیتان است که از جانی، قهرمان بسازید.
🍂 امثال شما اگر دستتان به قدرت برسد چنان کاری خواهید کرد که استالین و هیتلر در مقابلتان صلحطلب به حساب بیایند. امروز اگر نیکا، مهسا، کومار و پوریاها کشته میشوند، نتیجۀ مستقیم همان انقلابی است که این قهرمانانتان کردند و بعد به گوشهای خزیدند و نقش قربانی گرفتند.
🔻به قول خانم هما ناطق که خود مثلا انقلابی بود:
🔺عزیزان! پروندۀ شماها در تاریخ این مملکت سیاهتر از آن است که با شاشیدن یک نفر روی سنگ قبرتان بتوانید «ژست قهرمان» بگیرید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @mohammadaleph
"برای سقوط شاه و شکست امپریالیسم جهانخوار همه حاضریم چادر سر کنیم".
🔻متوهمانی که الگویشان چریکبازیهای چهگوارایی بود و از در و دیوارشان پرترههای لنین، استالین، مارکس و مائو آویزان بود دست در دست دینفروشان مرتجعی که وعده بهشت میدادند ما، شما و ایران را موش آزمایشگاهی ایدههایشان کردند. همه آنها ویژگی مشترکی داشتند: ایران را دوست نداشتند.
🍂 اینکه غلامحسین ساعدی مهمانی دوست نداشت، بخش احمقانۀ شخصیتش بود که بخشِ هیولاییاش را به حاشیه بردهاست. کسی که از ته دل افسوس میخورد که چرا دستشان نرسیده است دختر ۱۰ ساله پهلوی را مانند رومانوفها سلاخی کنند را قهرمان جا نزنید؛ هرچند کار همیشگیتان است که از جانی، قهرمان بسازید.
🍂 امثال شما اگر دستتان به قدرت برسد چنان کاری خواهید کرد که استالین و هیتلر در مقابلتان صلحطلب به حساب بیایند. امروز اگر نیکا، مهسا، کومار و پوریاها کشته میشوند، نتیجۀ مستقیم همان انقلابی است که این قهرمانانتان کردند و بعد به گوشهای خزیدند و نقش قربانی گرفتند.
🔻به قول خانم هما ناطق که خود مثلا انقلابی بود:
«پرونده من در انقلاب ۵۷ چه بسا نابخشودنیتر از دیگران باشد، چرا که در انقلاب ۵۷ هم مدرس بودم و هم محقق.
اما شور چنان وَرَم داشته بود که تمام اندوختهها را به زبالهدانی ریختم و همرنگ با جهل جماعت به خیابان سرازیر شدم.
ادیبانهتر بگویم که گُه زدم و حالا به قول صادق هدایت آن گه را قاشق قاشق میخورم. اکنون پشیمان از خیانتی که به ایران کردم گوشهای خزیدهام تا ببینم چه پیش میآید.»
🔺عزیزان! پروندۀ شماها در تاریخ این مملکت سیاهتر از آن است که با شاشیدن یک نفر روی سنگ قبرتان بتوانید «ژست قهرمان» بگیرید.
🗄پست مرتبط
📕۵۷یها چه را نمیفهمند؟
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
📕سَندرُم روشنفکران ایرانی؛ احترام به تغذیهگرانِ شر؟
📕 فحش ندادن نشانه روان سالم و ادب است؟
📺 چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @mohammadaleph
📘نمونۀ سوریه
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🍂 اگر دشمنی حکومت آخوندی با اسرائیل و کشورهای عربی نبود، شاید اساساً بحران سوریه هرگز تا آن حد بزرگ نمیشد؛ چون به هر حال دشمنان ج.ا آن بحران را فرصتی ویژه برای کاهش نفوذ ایران در منطقه میدیدند و کمکهای مالی، نظامی، سیاسی و رسانهای بسیاری به مخالفان کردند.
🍂 در استراتژی اشتباه دیگری، همۀ سرمایهگذاری ج.ا روی خاندان اسد متمرکز شدهبود و ج.ا برای حفظ او حاضر شد روی خون صدها هزار نفر از مردم سوریه پا بگذارد و نفرت ابدی این مردم را به جان بخرد، در حالی که در ابتدای بحران میشد شخص دیگری از حزب بعث را جایگزین کرد و نفوذ نسبی ایران در این کشور را هم حفظ کرد.
🍂 پس از گذر از سالهای اوج جنگ داخلی در ۲۰۱۷ هم میشد با تلاش برای ارتباط گیری با غرب تحریمها را رفع و اقتصاد سوریه را احیا کرد، اما جمهوری اسلامی با همان نفهمی سابق، ترجیح داد سوریه را به زمین بازی محور مقاومت تبدیل کند و از آنجا جبههای جدید علیه اسرائیل ایجاد کند، تلاشی که با هزاران حمله هوایی اسرائیل نه تنها ناکام ماند بلکه به تضعیف اسد و سقوطش کمک بسیار کرد.
🍂 تصویب تحریمهای سزار در آمریکا هم کاری کرد که اقتصاد سوریه سال به سال وضعیت بدتری پیدا کند و انگیزه همان درصدی از مردم و ارتش سوریه که از ترس اسلامگرایان یک بار مانع سقوط رژیم شده بودند از بین برود و حکومت با تلنگری به یکباره ساقط شود.
🍂 در واقع، مشکل اصلی ارتش سوریه نه نظامی، که وضعیت بد اقتصادی و نبود همان چشمانداز مثبت بهبودی بود که در ابتدای بحث عرض کردم. چرا باید سرباز ارتش برای حقوقی کمتر از ۲۰ دلار ( یک میلیون و ششصد هزار تومان) جانش را فدا میکرد؟ آن هم حقوقی که سال آینده همین ارزش را هم نداشت و همه چیز نوید روزهای بدتر از این را میداد و بخش زیادی از این بحران هم به گردن جمهوری اسلامی بود.
🍂 شاهد آنکه آمریکا و امارات در همان ماههای پایانی به اسد پیشنهاد رفع تحریم در ازای قطع رابطه استراتژیک با ایران و حزبالله داده بودند. این پیشنهاد میتوانست به جای کانال امارات، مستقیم توسط ایران مطرح شود. اطمینان دهی به آمریکا و اسرائیل و در ازای آن رفع تحریم از سوریه و خود ایران اما حیف....
🍂 در مجموع سقوط اسد بدون تغییرات اساسی در وضعیت اقتصادی و سیاسی سوریه قطعی بود. دیر و زود داشت، اما سوخت و سوز نداشت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @iranjanejahan
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
🍂 اگر دشمنی حکومت آخوندی با اسرائیل و کشورهای عربی نبود، شاید اساساً بحران سوریه هرگز تا آن حد بزرگ نمیشد؛ چون به هر حال دشمنان ج.ا آن بحران را فرصتی ویژه برای کاهش نفوذ ایران در منطقه میدیدند و کمکهای مالی، نظامی، سیاسی و رسانهای بسیاری به مخالفان کردند.
🍂 در استراتژی اشتباه دیگری، همۀ سرمایهگذاری ج.ا روی خاندان اسد متمرکز شدهبود و ج.ا برای حفظ او حاضر شد روی خون صدها هزار نفر از مردم سوریه پا بگذارد و نفرت ابدی این مردم را به جان بخرد، در حالی که در ابتدای بحران میشد شخص دیگری از حزب بعث را جایگزین کرد و نفوذ نسبی ایران در این کشور را هم حفظ کرد.
🍂 پس از گذر از سالهای اوج جنگ داخلی در ۲۰۱۷ هم میشد با تلاش برای ارتباط گیری با غرب تحریمها را رفع و اقتصاد سوریه را احیا کرد، اما جمهوری اسلامی با همان نفهمی سابق، ترجیح داد سوریه را به زمین بازی محور مقاومت تبدیل کند و از آنجا جبههای جدید علیه اسرائیل ایجاد کند، تلاشی که با هزاران حمله هوایی اسرائیل نه تنها ناکام ماند بلکه به تضعیف اسد و سقوطش کمک بسیار کرد.
🍂 تصویب تحریمهای سزار در آمریکا هم کاری کرد که اقتصاد سوریه سال به سال وضعیت بدتری پیدا کند و انگیزه همان درصدی از مردم و ارتش سوریه که از ترس اسلامگرایان یک بار مانع سقوط رژیم شده بودند از بین برود و حکومت با تلنگری به یکباره ساقط شود.
🍂 در واقع، مشکل اصلی ارتش سوریه نه نظامی، که وضعیت بد اقتصادی و نبود همان چشمانداز مثبت بهبودی بود که در ابتدای بحث عرض کردم. چرا باید سرباز ارتش برای حقوقی کمتر از ۲۰ دلار ( یک میلیون و ششصد هزار تومان) جانش را فدا میکرد؟ آن هم حقوقی که سال آینده همین ارزش را هم نداشت و همه چیز نوید روزهای بدتر از این را میداد و بخش زیادی از این بحران هم به گردن جمهوری اسلامی بود.
🍂 شاهد آنکه آمریکا و امارات در همان ماههای پایانی به اسد پیشنهاد رفع تحریم در ازای قطع رابطه استراتژیک با ایران و حزبالله داده بودند. این پیشنهاد میتوانست به جای کانال امارات، مستقیم توسط ایران مطرح شود. اطمینان دهی به آمریکا و اسرائیل و در ازای آن رفع تحریم از سوریه و خود ایران اما حیف....
🍂 در مجموع سقوط اسد بدون تغییرات اساسی در وضعیت اقتصادی و سیاسی سوریه قطعی بود. دیر و زود داشت، اما سوخت و سوز نداشت.
🗄 پست مرتبط
📻 منافع ملی "واقعی" ایران در سوریه
📕چرا پروژۀ نیروهای نیابتی در منطقه محکوم به شکست بود؟
📕سیاستی جایگزین برای رویکرد نظامیگریهای فرامرزی
📕«عمق استراتژیک ما» و پیامدهای جنگ قره باغ
📕تاثیرات فروپاشی رژیم اسد بر ایران
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه#سوریه #بشار_اسد #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @iranjanejahan
Telegram
نقدآگین
📘تاثیرات فروپاشی رژیم اسد بر ایران
(۱/۲)
✍🏻#شاهین_طهماسبی
الف) سیاست خارجی
🍂 فروپاشی سریع حکومت سوریه، اتفاقی بسیار بزرگ است که چیزهای زیادی را در داخل و خارج برای ایران تغییر میدهد.
🍂 در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، سوریه دیرینترین متحد ایران از زمان…
(۱/۲)
✍🏻#شاهین_طهماسبی
الف) سیاست خارجی
🍂 فروپاشی سریع حکومت سوریه، اتفاقی بسیار بزرگ است که چیزهای زیادی را در داخل و خارج برای ایران تغییر میدهد.
🍂 در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، سوریه دیرینترین متحد ایران از زمان…
نقدآگین
🎧تدارکِ جنگِ بزرگ (۱۶) (+) — بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل 🔷یک زناشویی مصلحتی ▪️از این اتحاد چه گیر اسرائیل میآید؟ پول 🔸اسراییل پول میخواهد؛ میخواهد که کنگرۀ ایالات متحد همۀ حرفهای سیاسی آن را طوطیوار تکرار کند، و میخواهد که کنترل انحصاری و…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا امام مهدی همان دجال است؟
— نگاهی به عقایدِ مسیحیان افراطی (+)
🔸در این قسمت بخشهای دیگری از کتاب «تدارک جنگ بزرگ» مورد بررسی قرار گرفته و به گوشهای از نفوذ مسیحیت صهیونیست در میان سیاستمداران آمریکا پرداخته میشود، و همینطور نگاه افراطیای که در رسانه علیه منجی اسلامی به مخاطب غربی عرضه میشود را خواهید دید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نگاهی به عقایدِ مسیحیان افراطی (+)
🔸در این قسمت بخشهای دیگری از کتاب «تدارک جنگ بزرگ» مورد بررسی قرار گرفته و به گوشهای از نفوذ مسیحیت صهیونیست در میان سیاستمداران آمریکا پرداخته میشود، و همینطور نگاه افراطیای که در رسانه علیه منجی اسلامی به مخاطب غربی عرضه میشود را خواهید دید.
🔗 لینک مقالۀ نیویورک تایمز
🔗 لینک مربوط به خاکسپاری بیلی گراهام با حضور ترامپ و اعضای کنگره ایالات متحده
🔗 لینک مقالۀ "اوانجلیکالها و ریاست جمهوری آمریکایی"
🗄پست مرتبط
📻 تدارکِ جنگِ بزرگ (قسمت شانزدهم)
📺 مهدی در حال اذان گفتن و فراخواندن مردم
📺 امام مهدی ظهور کردهاست؟
📺 تاریخ سنت یا جنگ روزمرۀ خدایان
.
#غربشناسی #آمریکا #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_یهودیت#یهودیت #ترامپ #مسیحیت #مسیح #عیسی #عیسی_مسیح #امام_زمان #دجال #اسرائیل #جنگ #اخبار_جنگ #آخرالزمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بحث خدا
— زبان: انگلیسی، زیرنویس ندارد
(۱/۲)
🍂 مناظرۀ بین #ریچارد_داوکینز، و آیان هیرسی علی، یک مرتد (از اسلام) و آتئیست سابق است که اخیراً به مسیحیت گرویدهاست. هیرسی در سال ۱۹۶۹ در خانوادهای مسلمان در سومالی، از پدری تحصیلکرده در غرب و مادری بیسواد متولد میشود. بنا بهگفتۀ خودش، پدرش مسلمانی روشنفکر و از مخالفانِ دولت بود. با وجود مخالفت پدر با رسم دیرپای ختنۀ دختران، او را در پنج سالگی به دستور عمهاش ختنه میکنند. مادرش در تربیت اسلامی او، برادر و خواهر کوچکترش، نقش اولیه را بازی میکند. در شش سالگی به همراه خانواده ابتدا به عربستان و اتیوپی میرود و سرانجام در کنیا ساکن میشود. دورۀ دبیرستان را در مدرسهای انگلیسیزبان در این کشور به پایان میرساند. در این دوره متأثر از نظرات یکی از معلمانش به یک مسلمان رادیکال تبدیل میشود. در مصاحبهای میگوید که در آن سالها عربستان و سپس ایران با ایجاد مراکز خدماتی و مدارس آموزش قرآن، سیاست اسلامیکردن مردم نیازمند کنیا را با موفقیت به پیش میبردند.
🍂 علی سفر شخصی خود به سمت ایمان را بازگو میکند و توضیح میدهد که تغییر دین خود ناشی از یک بحران عمیق شخصی و بیداری معنوی بعدیست.
🍂 داوکینز، در حالی که داستان تکاندهندۀ شخصی علی را تصدیق میکند، از بیخدایی خود دفاع میکند و حقیقت واقعی اصول مسیحیت را زیر سوال میبرد.
🍂 بحث آنها در زمینۀ فرهنگی و سیاسی گستردهتر گسترش مییابد و خلأ اخلاقی درک شده در جامعۀ غربی و ظهور اسلامگرایی را بررسی میکند و هر دو، نگرانیهایی را دربارۀ تأثیر این نیروها بر جوانان ابراز میکنند. بحث با دیدگاههای متفاوت در مورد چگونگی مقابله با این گرایشها به پایان میرسد و علی مجدد از چارچوب اخلاقی مسیحیت حمایت میکند و داوکینز بر انسانگرایی و عقلانیت سکولار تأکید میکند.
🍂 گرویدن آیان هیرسی علی به مسیحیت ناشی از یک بحران شخصی و این باور بود که مسیحیت چارچوب اخلاقی قدرتمندی را ارائه میدهد که میتواند با تأثیرات منفی اسلام رادیکال و بیداری مقابله کند.
🍂 هیرسی علی دورهای از افسردگی شدید، اضطراب و نفرت از خود را توصیف میکند که او را به جایی رساند که دیگر نمیخواست زندگی کند. او درمانهای مختلفی را مبتنی بر «علم محض مبتنی بر شواهد» امتحان کرده بود، اما به نظر نمیرسید که هیچ کمکی کند. یک درمانگر گفتهبود که او در حال تجربۀ "ورشکستگی معنوی" است، که با او طنینانداز شد. او با ناامیدی شروع به دعا کرد و این نقطۀ عطفی در زندگی او بود. او از اشتیاق تازهای برای زندگی و احساس ارتباط با چیزی بالاتر از خودش خبر میدهد.
🍂 هیرسی علی ضمن اذعان به اینکه تجربۀ او ذهنیست و توضیح آن دشوار است، تأکید میکند که تغییر مذهب او یک انتخاب شخصی بوده؛ بهدلیل تأثیر مثبتی که بر زندگی او داشتهاست. هیرسی علی فراتر از تجربۀ شخصی خود، مسیحیت را نیرویی حیاتی برای مقابله با تهدیدات ناشی از اسلام رادیکال میبیند.
🍂 او مسیحیت را پایه و اساس تمدن غرب میداند و معتقد است آموزههای آن برای مقاومت در برابر گسترش اسلام، چه به صورت خشونتآمیز و چه بدون خشونت، ضروریست. او ابراز نگرانی می کند که شیطانسازی مسیحیت در فضاهای عمومی یک خلاء اخلاقی ایجاد کردهاست که توسط ایدئولوژی های مضر پر میشود. او نمونهای از دانشجویان دانشگاه را ذکر میکند که از جنبشهای «در ظاهر» طرفدار فلسطین استقبال میکنند (که در واقعیت امر هم حامی حقوق فلسطینیها نیستند)، که معتقد است تحتتأثیر چارچوبهای اسلامگرا هستند. هیرسی علی معتقد است که بیخدایی و اومانیسم سکولار نتوانستهاست جایگزینی قانعکننده برای دین ارائه کند و جوانان را در برابر ایدئولوژیهای افراطی آسیبپذیر کردهاست. او استدلال میکند که بیخدایی فاقد ساختار سازمانی و پیروان اختصاصی لازم برای انتقال مؤثر ارزشهای اخلاقی به جوانان است. او از «بیطرفی اخلاقی» مؤسسات آموزشی انتقاد میکند که معتقد است به خلأ اخلاقی کمک کردهاست.
🍂 تغییر دین هیرسی علی منعکسکنندۀ سفر شخصی او به سمت شفا و اعتقاد او به این است که مسیحیت یک قطبنمای اخلاقی لازم را برای جامعه ارائه میدهد؛ بهویژه در مقابله با آنچه که او بعنوان خطرات اسلام رادیکال تلقی میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زبان: انگلیسی، زیرنویس ندارد
(۱/۲)
🍂 مناظرۀ بین #ریچارد_داوکینز، و آیان هیرسی علی، یک مرتد (از اسلام) و آتئیست سابق است که اخیراً به مسیحیت گرویدهاست. هیرسی در سال ۱۹۶۹ در خانوادهای مسلمان در سومالی، از پدری تحصیلکرده در غرب و مادری بیسواد متولد میشود. بنا بهگفتۀ خودش، پدرش مسلمانی روشنفکر و از مخالفانِ دولت بود. با وجود مخالفت پدر با رسم دیرپای ختنۀ دختران، او را در پنج سالگی به دستور عمهاش ختنه میکنند. مادرش در تربیت اسلامی او، برادر و خواهر کوچکترش، نقش اولیه را بازی میکند. در شش سالگی به همراه خانواده ابتدا به عربستان و اتیوپی میرود و سرانجام در کنیا ساکن میشود. دورۀ دبیرستان را در مدرسهای انگلیسیزبان در این کشور به پایان میرساند. در این دوره متأثر از نظرات یکی از معلمانش به یک مسلمان رادیکال تبدیل میشود. در مصاحبهای میگوید که در آن سالها عربستان و سپس ایران با ایجاد مراکز خدماتی و مدارس آموزش قرآن، سیاست اسلامیکردن مردم نیازمند کنیا را با موفقیت به پیش میبردند.
🍂 علی سفر شخصی خود به سمت ایمان را بازگو میکند و توضیح میدهد که تغییر دین خود ناشی از یک بحران عمیق شخصی و بیداری معنوی بعدیست.
🍂 داوکینز، در حالی که داستان تکاندهندۀ شخصی علی را تصدیق میکند، از بیخدایی خود دفاع میکند و حقیقت واقعی اصول مسیحیت را زیر سوال میبرد.
🍂 بحث آنها در زمینۀ فرهنگی و سیاسی گستردهتر گسترش مییابد و خلأ اخلاقی درک شده در جامعۀ غربی و ظهور اسلامگرایی را بررسی میکند و هر دو، نگرانیهایی را دربارۀ تأثیر این نیروها بر جوانان ابراز میکنند. بحث با دیدگاههای متفاوت در مورد چگونگی مقابله با این گرایشها به پایان میرسد و علی مجدد از چارچوب اخلاقی مسیحیت حمایت میکند و داوکینز بر انسانگرایی و عقلانیت سکولار تأکید میکند.
🍂 گرویدن آیان هیرسی علی به مسیحیت ناشی از یک بحران شخصی و این باور بود که مسیحیت چارچوب اخلاقی قدرتمندی را ارائه میدهد که میتواند با تأثیرات منفی اسلام رادیکال و بیداری مقابله کند.
🍂 هیرسی علی دورهای از افسردگی شدید، اضطراب و نفرت از خود را توصیف میکند که او را به جایی رساند که دیگر نمیخواست زندگی کند. او درمانهای مختلفی را مبتنی بر «علم محض مبتنی بر شواهد» امتحان کرده بود، اما به نظر نمیرسید که هیچ کمکی کند. یک درمانگر گفتهبود که او در حال تجربۀ "ورشکستگی معنوی" است، که با او طنینانداز شد. او با ناامیدی شروع به دعا کرد و این نقطۀ عطفی در زندگی او بود. او از اشتیاق تازهای برای زندگی و احساس ارتباط با چیزی بالاتر از خودش خبر میدهد.
🍂 هیرسی علی ضمن اذعان به اینکه تجربۀ او ذهنیست و توضیح آن دشوار است، تأکید میکند که تغییر مذهب او یک انتخاب شخصی بوده؛ بهدلیل تأثیر مثبتی که بر زندگی او داشتهاست. هیرسی علی فراتر از تجربۀ شخصی خود، مسیحیت را نیرویی حیاتی برای مقابله با تهدیدات ناشی از اسلام رادیکال میبیند.
🍂 او مسیحیت را پایه و اساس تمدن غرب میداند و معتقد است آموزههای آن برای مقاومت در برابر گسترش اسلام، چه به صورت خشونتآمیز و چه بدون خشونت، ضروریست. او ابراز نگرانی می کند که شیطانسازی مسیحیت در فضاهای عمومی یک خلاء اخلاقی ایجاد کردهاست که توسط ایدئولوژی های مضر پر میشود. او نمونهای از دانشجویان دانشگاه را ذکر میکند که از جنبشهای «در ظاهر» طرفدار فلسطین استقبال میکنند (که در واقعیت امر هم حامی حقوق فلسطینیها نیستند)، که معتقد است تحتتأثیر چارچوبهای اسلامگرا هستند. هیرسی علی معتقد است که بیخدایی و اومانیسم سکولار نتوانستهاست جایگزینی قانعکننده برای دین ارائه کند و جوانان را در برابر ایدئولوژیهای افراطی آسیبپذیر کردهاست. او استدلال میکند که بیخدایی فاقد ساختار سازمانی و پیروان اختصاصی لازم برای انتقال مؤثر ارزشهای اخلاقی به جوانان است. او از «بیطرفی اخلاقی» مؤسسات آموزشی انتقاد میکند که معتقد است به خلأ اخلاقی کمک کردهاست.
🍂 تغییر دین هیرسی علی منعکسکنندۀ سفر شخصی او به سمت شفا و اعتقاد او به این است که مسیحیت یک قطبنمای اخلاقی لازم را برای جامعه ارائه میدهد؛ بهویژه در مقابله با آنچه که او بعنوان خطرات اسلام رادیکال تلقی میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بحث خدا
— زبان: انگلیسی، زیرنویس ندارد
(۲/۲)
🍂 ریچارد داوکینز و آیان هیرسی علی، علیرغم اینکه هر دو بیخدای برجستهای بودهاند، دیدگاههای متفاوتی در مورد نقش ایمان دارند.
🍂 داوکینز ایمان را اساساً منبع آسایش و معنا میداند، اما در نهایت معتقد است که مبتنی بر دروغ است. او تصدیق میکند که ایمان میتواند به افراد احساس «هدف و تعلق» بدهد، اما معتقد است که صحت ادعاهای دینی باید بر اساس «شواهد علمی» ارزیابی شود تا «احساسات شخصی یا منافع اجتماعی».
🍂 او ناباوری را موضعی مبتنی بر فقدان شواهد دال بر وجود خدا میداند و معتقد است که اخلاق باید از «اومانیسم سکولار و فلسفه اخلاق عقلانی» نشأت گرفتهباشد تا آموزه های دینی.
🍂 از سوی دیگر، هیرسی علی ایمان را نیروی قدرتمندی میداند که میتواند افراد، جوامع و تمدنها را شکل دهد. او گرویدن خود به مسیحیت را کمک به او برای غلبه بر بحران شخصی میداند و معتقد است که آموزههای مسیحیت، راهنمایی اخلاقی ارزشمند و احساس ارتباط با چیزی بزرگتر از خود را ارائه میدهد. او معتقد است که مسیحیت نقش مهمی در توسعۀ تمدن غرب ایفا کرده و ارزشهای آن برای مقابله با این تهدیدات مدرن ضروری است. او از بیخدایی گذشته خود ابراز تاسف میکند و از همکاران سابق خود میخواهد که اهمیت ایمان را در مبارزه با این ایدئولوژیهای خطرناک را تشخیص دهند.
🍂 با وجود اختلاف نظرها، داوکینز و هیرسی موافق هستند که اسلام یک تهدید بزرگ برای ارزشهای غربی است. آنها آموزههای آن را مضر میدانند و معتقدند که پیروان آن اغلب بیش از بسیاری از مسیحیان امروزی در اعتقادات خود متعصب هستند. هر دو نسبت به افزایش نفوذ اسلام در غرب ابراز نگرانی کرده و خواستار دفاع قوی از تمدن غرب در برابر این نیروها هستند.
🍂 هیرسی علی و داوکینز موافقند که جامعه غربی بهدلیل افول مسیحیت و ظهور آن چه به عنوان ایدئولوژیهای مضری مانند اسلام رادیکال میپندارند، با یک بحران اخلاقی مواجه است. آنها معتقدند که "ویروس ذهن" این ایدئولوژیها پایههای تمدن غرب را تهدید میکند. با این حال، راه حل های پیشنهادی آنها متفاوت است:
🍂 هیرسی علی استدلال می کند که مسیحیت، علیرغم نقص هایش، چارچوب اخلاقی لازم را فراهم میکند که میتواند با این تهدیدها مقابله کند. او از پذیرش مجدد آموزهها و ارزشهای مسیحی، بهویژه در میان جوانان حمایت میکند.
🍂 داوکینز معتقد است که انسانگرایی و عقلانیت سکولار، قطبنمای اخلاقی کافی را ارائه میکنند، حتی اگر بهطور مؤثری ترویج نشده باشند. او معتقد است که تکیه بر دین امری غیر ضروری و بالقوه خطرناک است و اگر مسیحیت نسبت به اسلام مطلوبتر بهنظر میرسد، بهاین خاطر است که ۷۰۰ سال بیشتر عمر داشته و فرصت اصلاح و پالایش در مواجهه با عصر رنسانس را یافتهاست و در نتیجه، مسیحیان چندان آن را جدی نمیگیرند (علیرغم اشتراکات جدی با دیگر ادیان سامی: خدای دیکتاتور و جهنم برای مخالفان و...)، برخلاف مسلمانان که اسلام را بسیار جدی میگیرند و حاضرند برای آن بجنگند تا بمیرند.
🍂 این بحث، پرسشهایی را در مورد نقش دین در جامعه سکولار مطرح میکند. آیا جوامع غربی باید بازگشت به ارزشهای مذهبی سنتی را تشویق کنند یا جایگزینهای سکولار را ترویج کنند؟ و چالش های مبارزه با افراطگرایی و ایدئولوژیهای رادیکال را برجسته میکند. چگونه جوامع غربی میتوانند بهطور موثر با این تهدیدات بدون به خطر انداختن ارزش های مدارا و آزادی بیان مقابله کنند؟ این امر باعث تأمل در آینده خود تمدن غرب میشود. آیا جوامع غربی در مواجهه با این چالشها میتوانند هویت و ارزشهای فرهنگی خود را حفظ کنند؟
🍂 بحث بین هیرسی علی و داوکینز منعکس کننده یک مبارزه اجتماعی گستردهتر برای تعریف مبانی اخلاقی تمدن غربی در دنیاییست که به سرعت در حال تغییر است. دیدگاههای متضاد آنها بینشهای ارزشمندی را در مورد این موضوع پیچیده و اضطراری ارائه میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زبان: انگلیسی، زیرنویس ندارد
(۲/۲)
🍂 ریچارد داوکینز و آیان هیرسی علی، علیرغم اینکه هر دو بیخدای برجستهای بودهاند، دیدگاههای متفاوتی در مورد نقش ایمان دارند.
🍂 داوکینز ایمان را اساساً منبع آسایش و معنا میداند، اما در نهایت معتقد است که مبتنی بر دروغ است. او تصدیق میکند که ایمان میتواند به افراد احساس «هدف و تعلق» بدهد، اما معتقد است که صحت ادعاهای دینی باید بر اساس «شواهد علمی» ارزیابی شود تا «احساسات شخصی یا منافع اجتماعی».
🍂 او ناباوری را موضعی مبتنی بر فقدان شواهد دال بر وجود خدا میداند و معتقد است که اخلاق باید از «اومانیسم سکولار و فلسفه اخلاق عقلانی» نشأت گرفتهباشد تا آموزه های دینی.
🍂 از سوی دیگر، هیرسی علی ایمان را نیروی قدرتمندی میداند که میتواند افراد، جوامع و تمدنها را شکل دهد. او گرویدن خود به مسیحیت را کمک به او برای غلبه بر بحران شخصی میداند و معتقد است که آموزههای مسیحیت، راهنمایی اخلاقی ارزشمند و احساس ارتباط با چیزی بزرگتر از خود را ارائه میدهد. او معتقد است که مسیحیت نقش مهمی در توسعۀ تمدن غرب ایفا کرده و ارزشهای آن برای مقابله با این تهدیدات مدرن ضروری است. او از بیخدایی گذشته خود ابراز تاسف میکند و از همکاران سابق خود میخواهد که اهمیت ایمان را در مبارزه با این ایدئولوژیهای خطرناک را تشخیص دهند.
🍂 با وجود اختلاف نظرها، داوکینز و هیرسی موافق هستند که اسلام یک تهدید بزرگ برای ارزشهای غربی است. آنها آموزههای آن را مضر میدانند و معتقدند که پیروان آن اغلب بیش از بسیاری از مسیحیان امروزی در اعتقادات خود متعصب هستند. هر دو نسبت به افزایش نفوذ اسلام در غرب ابراز نگرانی کرده و خواستار دفاع قوی از تمدن غرب در برابر این نیروها هستند.
🍂 هیرسی علی و داوکینز موافقند که جامعه غربی بهدلیل افول مسیحیت و ظهور آن چه به عنوان ایدئولوژیهای مضری مانند اسلام رادیکال میپندارند، با یک بحران اخلاقی مواجه است. آنها معتقدند که "ویروس ذهن" این ایدئولوژیها پایههای تمدن غرب را تهدید میکند. با این حال، راه حل های پیشنهادی آنها متفاوت است:
🍂 هیرسی علی استدلال می کند که مسیحیت، علیرغم نقص هایش، چارچوب اخلاقی لازم را فراهم میکند که میتواند با این تهدیدها مقابله کند. او از پذیرش مجدد آموزهها و ارزشهای مسیحی، بهویژه در میان جوانان حمایت میکند.
🍂 داوکینز معتقد است که انسانگرایی و عقلانیت سکولار، قطبنمای اخلاقی کافی را ارائه میکنند، حتی اگر بهطور مؤثری ترویج نشده باشند. او معتقد است که تکیه بر دین امری غیر ضروری و بالقوه خطرناک است و اگر مسیحیت نسبت به اسلام مطلوبتر بهنظر میرسد، بهاین خاطر است که ۷۰۰ سال بیشتر عمر داشته و فرصت اصلاح و پالایش در مواجهه با عصر رنسانس را یافتهاست و در نتیجه، مسیحیان چندان آن را جدی نمیگیرند (علیرغم اشتراکات جدی با دیگر ادیان سامی: خدای دیکتاتور و جهنم برای مخالفان و...)، برخلاف مسلمانان که اسلام را بسیار جدی میگیرند و حاضرند برای آن بجنگند تا بمیرند.
🍂 این بحث، پرسشهایی را در مورد نقش دین در جامعه سکولار مطرح میکند. آیا جوامع غربی باید بازگشت به ارزشهای مذهبی سنتی را تشویق کنند یا جایگزینهای سکولار را ترویج کنند؟ و چالش های مبارزه با افراطگرایی و ایدئولوژیهای رادیکال را برجسته میکند. چگونه جوامع غربی میتوانند بهطور موثر با این تهدیدات بدون به خطر انداختن ارزش های مدارا و آزادی بیان مقابله کنند؟ این امر باعث تأمل در آینده خود تمدن غرب میشود. آیا جوامع غربی در مواجهه با این چالشها میتوانند هویت و ارزشهای فرهنگی خود را حفظ کنند؟
🍂 بحث بین هیرسی علی و داوکینز منعکس کننده یک مبارزه اجتماعی گستردهتر برای تعریف مبانی اخلاقی تمدن غربی در دنیاییست که به سرعت در حال تغییر است. دیدگاههای متضاد آنها بینشهای ارزشمندی را در مورد این موضوع پیچیده و اضطراری ارائه میدهد.
.
#اختصاصی_نقدآگین #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ #آتئیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘آنچه شما در مورد اوکراین میدانید، احتمالا اشتباه است
— منتشره در بلومبرگ
✍🏻#مارک_چمپیون
🔻خلاصۀ متن
🍂 مقاله به بررسی باورهای غلط رایج درباره جنگ اوکراین و چالشهای ناشی از روایتهای نادرست کرملین میپردازد.
🍂 نویسنده، مارک چمپیون، به تحلیل این نکته میپردازد که بسیاری از افراد، بهویژه در کشورهای جنوب جهان، بر این باورند که غرب مسئول اصلی بحران اوکراین است و روسیه قربانی استعمار غربی است. این روایت به گسترش ناتو و کودتای سال ۲۰۱۴ در اوکراین نسبت دادهمیشود.
🍂 چمپیون با اشاره به تاریخ امپریالیستی روسیه، تأکید میکند که این کشور خود سابقهای طولانی در گسترش قدرت دارد و ادعای «قربانی بودن» آن نادرست است.
🍂 وی همچنین به واکنش پوتین به گسترش ناتو و الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ اشاره میکند و میگوید که در آن زمان حمایت از عضویت اوکراین در ناتو کم بود و بیطرفی در قانون اساسی این کشور وجود داشت.
🍂 نویسنده با رد ادعای کودتای سیا در انقلاب میدان، بر این نکته تأکید میکند که مردم اوکراین بهدلیل نارضایتی از فساد و ظلم، به خیابانها آمدند و این یک حرکت خودجوش بود. در نهایت، چمپیون به این نتیجه میرسد که برای درک صحیح از وضعیت کنونی، باید واقعیتهای تاریخی و سیاسی را در نظر گرفت و از روایتهای سادهانگارانه پرهیز کرد.
🌐مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۷۷ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— منتشره در بلومبرگ
✍🏻#مارک_چمپیون
🔻خلاصۀ متن
🍂 مقاله به بررسی باورهای غلط رایج درباره جنگ اوکراین و چالشهای ناشی از روایتهای نادرست کرملین میپردازد.
🍂 نویسنده، مارک چمپیون، به تحلیل این نکته میپردازد که بسیاری از افراد، بهویژه در کشورهای جنوب جهان، بر این باورند که غرب مسئول اصلی بحران اوکراین است و روسیه قربانی استعمار غربی است. این روایت به گسترش ناتو و کودتای سال ۲۰۱۴ در اوکراین نسبت دادهمیشود.
🍂 چمپیون با اشاره به تاریخ امپریالیستی روسیه، تأکید میکند که این کشور خود سابقهای طولانی در گسترش قدرت دارد و ادعای «قربانی بودن» آن نادرست است.
🍂 وی همچنین به واکنش پوتین به گسترش ناتو و الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ اشاره میکند و میگوید که در آن زمان حمایت از عضویت اوکراین در ناتو کم بود و بیطرفی در قانون اساسی این کشور وجود داشت.
🍂 نویسنده با رد ادعای کودتای سیا در انقلاب میدان، بر این نکته تأکید میکند که مردم اوکراین بهدلیل نارضایتی از فساد و ظلم، به خیابانها آمدند و این یک حرکت خودجوش بود. در نهایت، چمپیون به این نتیجه میرسد که برای درک صحیح از وضعیت کنونی، باید واقعیتهای تاریخی و سیاسی را در نظر گرفت و از روایتهای سادهانگارانه پرهیز کرد.
🌐مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۷۷ واژه
🗄پست مرتبط
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
.
#سیاست #بینالملل#روسیه #اوکراین #استعمار
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
آنچه شما در مورد اوکراین میدانید احتمالا اشتباه است
با نزدیک شدن مذاکرات، بررسی صحت ادعاهای کرملین از اهمیت بیشتری برخوردار است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 در باب پوچی (+)
— ساموئل بکت و بیمعنایی اگزیستانسیال بشر | تحلیل نمایشنامۀ «در انتظار گودو»
🔸در انتظار گودو، یکی از مهمترین نمایشنامههای قرن بیستم، اولین اثر حرفهای #ساموئل_بکت حساب میآید. این اثر برای اولین بار در سال ۱۹۵۳ نمایش درآمد و از همان زمان، یکی از اصلیترین سنگبناهای تئاتر قرن بیستم تبدیل شد.
🔸داستان، حول محور دو مرد ظاهراً بیخانمان میگردد که منتظر شخصی بهنام گودو هستند. ولادیمیر و استراگون در کنار درختی در جادهای بیآب و علف انتظار نشستهاند و در نمایشی حضور دارند که حول محور ذهن و هوشیاری خودشان میچرخد. نتیجۀ این شرایط، بازی کلامی خندهداری دربارۀ شعر و شاعری، رؤیاپردازی و معناباختگیست.
🔸این بازی کلامی، عنوان تمامی تلاشهای مذبوحانۀ بشر برای یافتن معنا در زندگی تفسیر شدهاست. نثر بکت در ارائهی مینیمالیسم روشنگرانهای پیشگام بود که تمامی تفکرات اگزیستانسیالیسم اروپای پس از جنگ جهانی دوم را در بر داشت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ساموئل بکت و بیمعنایی اگزیستانسیال بشر | تحلیل نمایشنامۀ «در انتظار گودو»
🔸در انتظار گودو، یکی از مهمترین نمایشنامههای قرن بیستم، اولین اثر حرفهای #ساموئل_بکت حساب میآید. این اثر برای اولین بار در سال ۱۹۵۳ نمایش درآمد و از همان زمان، یکی از اصلیترین سنگبناهای تئاتر قرن بیستم تبدیل شد.
🔸داستان، حول محور دو مرد ظاهراً بیخانمان میگردد که منتظر شخصی بهنام گودو هستند. ولادیمیر و استراگون در کنار درختی در جادهای بیآب و علف انتظار نشستهاند و در نمایشی حضور دارند که حول محور ذهن و هوشیاری خودشان میچرخد. نتیجۀ این شرایط، بازی کلامی خندهداری دربارۀ شعر و شاعری، رؤیاپردازی و معناباختگیست.
🔸این بازی کلامی، عنوان تمامی تلاشهای مذبوحانۀ بشر برای یافتن معنا در زندگی تفسیر شدهاست. نثر بکت در ارائهی مینیمالیسم روشنگرانهای پیشگام بود که تمامی تفکرات اگزیستانسیالیسم اروپای پس از جنگ جهانی دوم را در بر داشت.
🗄مرتبط
📕معنا، معنا، و باز هم معنا
📺 زندگی عذابه؛ درسته و غیرقابل انکار!
.
#فلسفیدن #خیالپرسه #زیستروان#نمایشنامه #معنای_زندگی #ادبیات #نهیلیسم #تئاتر #پوچی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وقتی فیلسوف دچار «ابتذالِ رسانه» شود، از جامعه انتظاری نیست
✍🏻 #محمود_کریمی
🔺واکنش بالا، یک درک عامیانه از تفاوت موضع عبدالکریمی در دو موضوع متفاوت است، بدون تلاشی برای فهم که سپس به نقد برسد، اما پاسخ زیر، چیز عمیقی از انحطاط میگوید؛ وقتی فیلسوف مملکت چنین ابتذال را توجیه کند، بیشک نباید از عوام انتظار همدلی داشتهباشد:
1️⃣ انواع کامنتهای سطحی و پر از تحقیر و تهمتهای بیمبنا به مهدی نصیری و حاتم قادری و دیگران که با فیلسوف مملکت، با رعایت کمال ادب و احترام گفتگو کردهاند، در کانال او، بدونِ کمترین ویراستاری کلماتِ زننده، بازنشر میشود، گویا کانالِ «روزنامۀ کیهان و انصار حزبالله و یالثارات یا بسیج دانشگاه» است، نه کانال یک فیلسوفِ مدعیِ دعوت به «اخلاق و امر معنوی و وفاق و گفتگوی ملی و پل زدن میان نسلها و روشنفکران و حکومت و مدرنها و سنتیها».
🍂 و همین به ما گوشزد میکند که اگر به مقام استادی در فلسفه هم برسی، همنشین و جمع بر تو بشدت اثر میکند، وقتی با حلقهای از بسیجیها و افرادی با اخلاقیات مباهتهمحور همنشین شوی، شما نیز به مغاک فرو میروی، و هر چه به تو نهیب بزنند، ملتفت نمیشوی و نهیبزنندگان را دشمن یا مشتی بددل و نادان تصور میکنی.
🍂 بعد آقا بجای آنکه بعد از تذکر افراد دلسوز، اندکی به خود آید و رویۀ مشمئزکننده و غیرآکادمیک و حتی غیر رسانهای را اصلاح کند، جوری پاسخ میدهد که بهقول خودش (در مواجهه با واکنش به ویدیوی بالا)، دو حال بیشتر متصور نیست: یا از آیکیو و ایکیوی زیرمتوسطی برخوردار است (یا تحت اثر چپزدگی چنین شده) یا تحتِ فرمان قرار گرفته و هدایت شده!
2️⃣ استاد دانشگاه مملکت است، اما حتی درکی اولیه از چیستی «ربات» ندارد، و در حد یک بسیجیِ کمدانشِ دچار مغزشویی و توهم توطئۀ شدید، خودش را مرکز ثقل عالم و موضوع انواع توطئههای «سازمانهای اطلاعاتی سیا، موساد، عربستان» میداند! واقعا معتقدی این همه سازمان بیکار و معطل تو «معلم ساده» هستند و با هم علیه تو حرکت میکنند؟! چرا فیلسوف مملکت باید شبیه فخرآور دچار چنین حدی از نارسیسیم و پارانویا شود؟ یعنی اگر مقام سیاسیای در این خرابشده میداشت، یا شهرت و جایگاهی در حد یکهزارم چامسکی، حدود توهمش تا کجا میرسید و چقدر پارانویا از خود بروز میداد؟! پس بنا به ظرفیتِ وجودیِ خود در رسانه وارد شویم.
3️⃣ بعد هم برای توجیه ابتذالی که کانالش را مبتلا کرده و آن را از محتوای تاملبرانگیز و ادبیات وزین تهی کرده، با بازنشر رگباری و بدون تامل و ویرایش و رباتگونۀ کامنتهای سطحی افرادی بینامونشان و دارای افکار سیاهوسفید و ولایی، بهصرف تمجید و مدح خودش، و کوبیدن دگراندیشان و مخالفان سیاسی و فکری، که حتی در نگارشِ صحیح فارسی و جملهبندی هم میلنگند، چه رسد به تلاش برای نمایشی از انصاف و تعلق به حقیقت و عقلانیت، میآید و کلیتِ اپوزیسیون را شرانگاری میکند که اساسا زمینهچینی حملۀ خارجی میکنند! انگار ابرقدرتهای جهان اگر بخواهند اقدامی کنند، به اینها که کمترین نفوذی ندارند و مصداق «كُلُّ حِزْبٍ بمَا لَديْهِمْ فَرِحُون» هستند، وقعی مینهند؛ و بر فرض بخشی از اپوزیسیون چنین باشند، چه ربطی به افرادِ اهل قلم و با سابقۀ روشن و متشخصی چون مهدی نصیری و حاتم قادری دارد که هرکس شلنگ را گرفت روی اینها و توهین و تهمتی روانهشان کرد را مثل یک دانشآموز دبستانیِ بسیجی بازنشر میکنید؟! آیا نقد هیچ آداب و اخلاق و مقدمات و الزاماتِ مشخصی ندارد؟ لازم نیست منتقد نشان دهد فهمی همدلانه از موضوع را طلبیده و جستجویی کرده و بعد اشکالاتِ دید یا کورچشمیها را با دلسوزی میگوید و مصداقِ «إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ؛ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ؛ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ» نیست که قبل از سنجشگریِ بیطرفانه و تقلایی برای کشفِ حقیقت، فکر کرد و موضع گرفت و بعد سنجههای خود را مبتنی بر این موضعگیریهای پیشینی تنظیم کرد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمود_کریمی
نام اثر: ترس، بیپولی مستاجری
#صریحالقلم
🔺واکنش بالا، یک درک عامیانه از تفاوت موضع عبدالکریمی در دو موضوع متفاوت است، بدون تلاشی برای فهم که سپس به نقد برسد، اما پاسخ زیر، چیز عمیقی از انحطاط میگوید؛ وقتی فیلسوف مملکت چنین ابتذال را توجیه کند، بیشک نباید از عوام انتظار همدلی داشتهباشد:
endetta
سلام جناب دکتر عبدالکریمی وقتتون بخیر واقعا از شما بعید بود توهین کنید به اقای نصیری و تو کانالتون بهشون فحاشی کنید . شما همیشه از سطح پایین عوام میگید و خودتون همون توهینها رو میکنید واقعا تاسف آور هست! موفق باشید
Bijan Abdolkarimi
سلام.اولا بنده توهین نکردم بلکه فقط صدای بخشی از افراد جامعه را منعکس کرده ام.
ثانیا، در برابر هزاران فحاشی هایی که روبات های وابسته با سازمانهای اطلاعاتی سیا، موساد، عربستان علیه بنده ارسال کرده اند این چند پیام هیچ چیز نیست.
ثالثاٌ، بازتاب این چند پیام در قیاس با بی ادبی بزرگی که برخی از نیروهای اپوزیسیون نادان می کنند، یعنی زمینه را برای به خاک و خون کشیدن ملت و ویرانی کشور توسط نیروهای خارجی فراهم می کنند عین ادب و اخلاق است.
1️⃣ انواع کامنتهای سطحی و پر از تحقیر و تهمتهای بیمبنا به مهدی نصیری و حاتم قادری و دیگران که با فیلسوف مملکت، با رعایت کمال ادب و احترام گفتگو کردهاند، در کانال او، بدونِ کمترین ویراستاری کلماتِ زننده، بازنشر میشود، گویا کانالِ «روزنامۀ کیهان و انصار حزبالله و یالثارات یا بسیج دانشگاه» است، نه کانال یک فیلسوفِ مدعیِ دعوت به «اخلاق و امر معنوی و وفاق و گفتگوی ملی و پل زدن میان نسلها و روشنفکران و حکومت و مدرنها و سنتیها».
🍂 و همین به ما گوشزد میکند که اگر به مقام استادی در فلسفه هم برسی، همنشین و جمع بر تو بشدت اثر میکند، وقتی با حلقهای از بسیجیها و افرادی با اخلاقیات مباهتهمحور همنشین شوی، شما نیز به مغاک فرو میروی، و هر چه به تو نهیب بزنند، ملتفت نمیشوی و نهیبزنندگان را دشمن یا مشتی بددل و نادان تصور میکنی.
🍂 بعد آقا بجای آنکه بعد از تذکر افراد دلسوز، اندکی به خود آید و رویۀ مشمئزکننده و غیرآکادمیک و حتی غیر رسانهای را اصلاح کند، جوری پاسخ میدهد که بهقول خودش (در مواجهه با واکنش به ویدیوی بالا)، دو حال بیشتر متصور نیست: یا از آیکیو و ایکیوی زیرمتوسطی برخوردار است (یا تحت اثر چپزدگی چنین شده) یا تحتِ فرمان قرار گرفته و هدایت شده!
2️⃣ استاد دانشگاه مملکت است، اما حتی درکی اولیه از چیستی «ربات» ندارد، و در حد یک بسیجیِ کمدانشِ دچار مغزشویی و توهم توطئۀ شدید، خودش را مرکز ثقل عالم و موضوع انواع توطئههای «سازمانهای اطلاعاتی سیا، موساد، عربستان» میداند! واقعا معتقدی این همه سازمان بیکار و معطل تو «معلم ساده» هستند و با هم علیه تو حرکت میکنند؟! چرا فیلسوف مملکت باید شبیه فخرآور دچار چنین حدی از نارسیسیم و پارانویا شود؟ یعنی اگر مقام سیاسیای در این خرابشده میداشت، یا شهرت و جایگاهی در حد یکهزارم چامسکی، حدود توهمش تا کجا میرسید و چقدر پارانویا از خود بروز میداد؟! پس بنا به ظرفیتِ وجودیِ خود در رسانه وارد شویم.
3️⃣ بعد هم برای توجیه ابتذالی که کانالش را مبتلا کرده و آن را از محتوای تاملبرانگیز و ادبیات وزین تهی کرده، با بازنشر رگباری و بدون تامل و ویرایش و رباتگونۀ کامنتهای سطحی افرادی بینامونشان و دارای افکار سیاهوسفید و ولایی، بهصرف تمجید و مدح خودش، و کوبیدن دگراندیشان و مخالفان سیاسی و فکری، که حتی در نگارشِ صحیح فارسی و جملهبندی هم میلنگند، چه رسد به تلاش برای نمایشی از انصاف و تعلق به حقیقت و عقلانیت، میآید و کلیتِ اپوزیسیون را شرانگاری میکند که اساسا زمینهچینی حملۀ خارجی میکنند! انگار ابرقدرتهای جهان اگر بخواهند اقدامی کنند، به اینها که کمترین نفوذی ندارند و مصداق «كُلُّ حِزْبٍ بمَا لَديْهِمْ فَرِحُون» هستند، وقعی مینهند؛ و بر فرض بخشی از اپوزیسیون چنین باشند، چه ربطی به افرادِ اهل قلم و با سابقۀ روشن و متشخصی چون مهدی نصیری و حاتم قادری دارد که هرکس شلنگ را گرفت روی اینها و توهین و تهمتی روانهشان کرد را مثل یک دانشآموز دبستانیِ بسیجی بازنشر میکنید؟! آیا نقد هیچ آداب و اخلاق و مقدمات و الزاماتِ مشخصی ندارد؟ لازم نیست منتقد نشان دهد فهمی همدلانه از موضوع را طلبیده و جستجویی کرده و بعد اشکالاتِ دید یا کورچشمیها را با دلسوزی میگوید و مصداقِ «إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ؛ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ؛ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ» نیست که قبل از سنجشگریِ بیطرفانه و تقلایی برای کشفِ حقیقت، فکر کرد و موضع گرفت و بعد سنجههای خود را مبتنی بر این موضعگیریهای پیشینی تنظیم کرد؟
.
#نقد_روشنفکران #اخلاق_نقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘وقتی فیلسوف دچار «ابتذالِ رسانه» شود، از جامعه انتظاری نیست ✍🏻 #محمود_کریمی نام اثر: ترس، بیپولی مستاجری #صریحالقلم 🔺واکنش بالا، یک درک عامیانه از تفاوت موضع عبدالکریمی در دو موضوع متفاوت است، بدون تلاشی برای فهم که سپس به نقد برسد، اما پاسخ زیر، چیز…
🔻دربارۀ «وقتی فیلسوف دچار «ابتذالِ رسانه» شود، از جامعه انتظاری نیست»
— نظرِ یکی از مخاطبان
🍂 خیلی خوب بهش تذکر دادید. صدای بسیجیها و اصلاحطلبهایی مثل خودش رو بازتاب داده و به این بهانه، فرافکنی میکنه و سلب مسئولیت از خودش.
🍂 توهین دیگران به خودش رو بهانۀ توهین به مخاطب مستقیم خودش قرار میده و مخاطب رو از موضوع توهین پرت میکنه با نوعی گندهگویی و خودشیفتگی!
🍂 بعد هم با اهریمنسازی از اپوزیسیون و نسبیسازی اخلاق، اخلاقِ گند خودشو توجیه میکنه. مثل این که یکی بگه بیژن جاکش و قرمساقه، و شما هم بازنشر کنید با این توجیه که بسیجیها و سایبریها نهتنها فحاشند، که ادم هم میکشند و... و بیژن زمینهساز تقویتِ این جماعته!
🍂 انصافا فیلسوف ما رو ببین! یک زمانی کسی در قدوقواره هایزنبرگ هم در دفاع از رژیم هیتلری از این سنخ چرندیات به هم میبافت؛ این که جای خود را دارد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نظرِ یکی از مخاطبان
🍂 خیلی خوب بهش تذکر دادید. صدای بسیجیها و اصلاحطلبهایی مثل خودش رو بازتاب داده و به این بهانه، فرافکنی میکنه و سلب مسئولیت از خودش.
🍂 توهین دیگران به خودش رو بهانۀ توهین به مخاطب مستقیم خودش قرار میده و مخاطب رو از موضوع توهین پرت میکنه با نوعی گندهگویی و خودشیفتگی!
🍂 بعد هم با اهریمنسازی از اپوزیسیون و نسبیسازی اخلاق، اخلاقِ گند خودشو توجیه میکنه. مثل این که یکی بگه بیژن جاکش و قرمساقه، و شما هم بازنشر کنید با این توجیه که بسیجیها و سایبریها نهتنها فحاشند، که ادم هم میکشند و... و بیژن زمینهساز تقویتِ این جماعته!
🍂 انصافا فیلسوف ما رو ببین! یک زمانی کسی در قدوقواره هایزنبرگ هم در دفاع از رژیم هیتلری از این سنخ چرندیات به هم میبافت؛ این که جای خود را دارد!
.
#نقد_روشنفکران #اخلاق_نقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وقتی فیلسوف دچار «ابتذالِ رسانه» شود، از جامعه انتظاری نیست
✍🏻 #محمود_کریمی
نام اثر: ترس، بیپولی مستاجری
#صریحالقلم
🔺واکنش بالا، یک درک عامیانه از تفاوت موضع عبدالکریمی در دو موضوع متفاوت است، بدون تلاشی برای فهم که سپس به نقد برسد، اما پاسخ زیر، چیز…
✍🏻 #محمود_کریمی
نام اثر: ترس، بیپولی مستاجری
#صریحالقلم
🔺واکنش بالا، یک درک عامیانه از تفاوت موضع عبدالکریمی در دو موضوع متفاوت است، بدون تلاشی برای فهم که سپس به نقد برسد، اما پاسخ زیر، چیز…
نقدآگین
🎧محمد وجود نداشت؟ (۱) (+) 🔸در این برنامه #آرمین_نوابی به همراه #ایوان_مریوان شروع به بررسی این موضوع میکنند که آیا پیامبر مسلمانان محمد وجود داشته یا خیر؟ 🔸در ادامه، آرمین نواب نقدهای خود را به بررسی دروندینی بازگو میکند که چرا کاملا عملی بیارزش است… – محمد وجود نداشت؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ثبتِ تاریخِ اسلام! (+)
🎙#زئوس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#زئوس
🗄پست مرتبط
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 دکتر ماجدی و عدم وجود پیامبران در اسناد
📺 کدام محمد؟ با استاد محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی:
جلسهٔ یکم: یکم| دوم
جلسهٔ دوم: یکم| دوم
📻 محمد وجود نداشت؟
📻 کتاب «اسلام چگونه پدید آمد؟»
📻 سلمان و تاریختراشی عباسی
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 مقایسۀ سقوط خسرو پرویز با سقوط روسیه
📕خَلق شخصیت محمد از مانی
📕محمد، پیامبرِ روزهای دوشنبه!
📕فشردهای پیرامون «تاریخ رستگاری»
📕تاریخ اسلام یا تاریخ رستگاری؟
.
#بازنگری #نقد_ادیان#تاریخ_اسلام #فرگشت #تاریخ_ادیان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin