نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
(۱/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک

🔻برای درک نگرانی‌های اخیر دربارهٔ احتمال شدت‌یافتن جنگ روسیه علیه اوکراین به یک درگیری هسته‌ای، باید به ریشه‌های آن بازگردیم، به جایی که پایه‌های این بحران شکل گرفت. دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور پیشین روسیه و معاون کنونی شورای امنیت این کشور، در اوایل سال ۲۰۲۳ شرط‌بندی‌ای که پشتوانهٔ تجاوز روسیه است را این‌گونه بیان کرده بود:
«من معتقدم که ناتو حتی در این سناریو (احتمال استفادهٔ روسیه از تسلیحات هسته‌ای علیه اوکراین) به‌طور مستقیم در این درگیری مداخله نخواهد کرد.» مدودف افزوده بود: «دموگوگ‌ها [اشاره به رهبران غربی] در آن‌سوی اقیانوس و در اروپا، نمی‌خواهند در یک آخرالزمان هسته‌ای بمیرند».


🔻اظهارات مدودف بر یک اصل بنیادین استوار است: حاکمیت کاملِ یک کشور به آمادگی شهروندانش نسبت به مردن برای آن بستگی دارد. از این منظر، جوامع غربی‌ای که اسیر مصرف‌گرایی و لذت‌جویی شده‌اند، این اصل را رها کرده‌اند. در مقابل، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، تأکید کرده که حاکمیت حقیقی نیازمند چنین تعهدی است:
«برای ادعای هر نوع رهبری‌ای — حتی صحبت از رهبری جهانی نیست، بلکه رهبری در هر زمینه‌ای — هر کشور، هر مردم، هر گروه قومی، باید از حاکمیت خود مطمئن شود و مراقبت کند.»

پوتین ادامه داد:
«زیرا حالت میانی‌ای وجود ندارد؛ یا یک کشور حاکمیت دارد، یا مستعمره است، فارغ از آنکه این مستعمره‌ها به چه نامی خوانده شوند».


🔺از نظر پوتین، اوکراین در دستهٔ دوم قرار می‌گیرد — شبه‌موجودیتی مبتنی بر یک ملت ناموجود که شایستهٔ حاکمیت نیست.

🍂 این دیدگاه یک تناظر فلسفی غیرمنتظره را پیش می‌کشد. سخنان پوتین و مدودف دارای پژواکی است از «پدیدارشناسی روح» هگل، به‌ویژه «دیالکتیک ارباب و بنده». در چارچوب هگل، هنگامی که دو خودآگاهی به یک نبرد مبتنی بر «مرگ یا زندگی» مشغول می‌شوند، اگر هر دو آماده باشند که همه‌چیز را به خطر بیندازند، هیچ‌کس پیروز نخواهد شد — یکی می‌میرد، و آنی که زنده می‌ماند فاقد بازشناسی است.

تاریخ و فرهنگ انسانی بر یک مصالحهٔ آغازین متکی هستند: یک طرف «چشم می‌پوشد» و بنده می‌شود. مدودف فرض می‌کند که «غرب فاسد و لذت‌پرست» چشم‌پوشی خواهد کرد. با این حال، همان‌طور که جنگ سرد به ما آموخت، در یک رویارویی هسته‌ای هیچ طرف پیروزی وجود ندارد — هر دو طرف نابود خواهد شد.

🍂 بنابراین، درگیری جاری میان روسیه و غرب ابعاد فلسفی عمیقی دارد. آنتون آلیخانوف، فرماندار منطقهٔ برون‌مرزی کالینینگراد روسیه، اخیراً ادعا کرده است که ایمانوئل کانت، که در این منطقه زندگی می‌کرده، با جنگ در اوکراین «ارتباط مستقیم» دارد.

🍂 آلیخانوف کانت را به خاطر «بی‌خدایی و فقدان ارزش‌های عالی» مسئول ایجاد شرایط جامعه‌-فرهنگ‌شناختی‌ای دانسته که به جنگ جهانی اول و درگیری کنونی منجر شده‌است:
«امروز، در سال ۲۰۲۴، ما به خود این جسارت را می‌دهیم که اعلام کنیم نه‌تنها جنگ جهانی اول با آثار کانت آغاز شد، بلکه درگیری کنونی در اوکراین نیز چنین است.

اینجا در کالینینگراد، ما جرأت آن را داریم که پیشنهاد دهیم — هرچند در واقع تقریباً مطمئنیم — که دقیقاً در کتاب‌های «نقد عقل محض» و «بنیاد مابعدالطبیعهٔ اخلاق» کانت… مبانی اخلاقی و ارزشی مناقشهٔ کنونی بنا نهاده شده‌است».


🍂 آلیخانوف کانت را «خالق روحانی غرب مدرن» توصیف کرده‌است و او را مسئول ایده‌هایی مانند «آزادی، حاکمیت قانون، لیبرالیسم و اتحادیهٔ اروپا» دانسته است. اگر اوکراین در دفاع از این ارزش‌ها در برابر روسیه مقاومت می‌کند، پس فلسفهٔ کانت به‌طور غیرمستقیم پشتوانهٔ مقاومت اوکراینی‌هاست. چنین اظهاراتی، هرچند عجیب به‌نظر برسند، اهمیت متافیزیکی این جنگ را برجسته می‌سازند.

🍂 پاتریارک کیریل، رهبر کلیسای ارتدکس روسیه، نیز از بیانیه‌های روحانی مشابهی استفاده کرده و نگرانی‌ها دربارهٔ یک آخرالزمان هسته‌ای را بی‌مورد دانسته است. کیریل در یک نمایش شوکه‌کننده، دانشمندان روس را به‌خاطر توسعهٔ «سلاح‌های شگفت‌انگیز» ستود و ادعا کرد که نگرانی دربارهٔ چنان موضوعاتی «برای سلامت روحانی خوب نیست»:
«ما در انتظار بازگشت عیسی مسیح هستیم که با جلالی بزرگ خواهد آمد، شرارت را نابود خواهد کرد و بر تمامی ملت‌ها داوری خواهد نمود».


🍂 کلمهٔ «روح» در اینجا باید بدون هیچ‌گونه آیرونی‌ای به کار گرفته شود: جنگ جاری صرفاً نبردی برای کنترل سرزمینی یا قدرت اقتصادی نیست. این جنگ حتی فراتر از تلاشی برای محوکردن یک ملت است، هرچند بُعد آشکاری از نسل‌کشی دارد — نه در معنای تحت‌اللفظی کشتن تمامی اعضای یک ملت، بلکه در معنای محروم‌کردن بازماندگان از هویت قومی خود و ادغام آن‌ها به‌عنوان روس.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
(۲/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک

🍂 این جنگ فراتر از نشانه‌ای از یک تغییر ژئوپلیتیکی جهانی است. این یک جنگ روح است بر علیه روح، تقابلی میان دو چشم‌انداز و شیوهٔ زیستِ مانعةالجمع که هرکدام تفسیری متفاوت از معنای انسان‌بودن دارند.

🍂 شاید باید به نیچه بازگردیم، که در «اینک انسان» و در واپسین سال‌های قرن نوزدهم، چشم‌اندازی تلخ از قرن بعدی ارائه داد:
«زیرا هنگامی که حقیقت علیه دروغ‌های هزاران‌ساله می‌جنگد، امواج شوک‌آور، زمین‌لرزه‌ها و جابه‌جایی کوه‌ها و دره‌ها رخ خواهد داد، به‌گونه‌ای که جهان هرگز حتی در رؤیاهایش نیز تصور نکرده است. سپس، مفهوم «سیاست» به‌کلی در قلمرو جنگ روحانی جذب خواهد شد. تمامی جهان‌های باعظمت نظم کهن جامعه به هوا پرتاب خواهند شد — چراکه همگی بر پایهٔ دروغ بنا شده‌اند: جنگ‌هایی رخ خواهند داد که مانند آن‌ها هرگز در زمین دیده نشده است».


🍂 پیش از آنکه این عبارات را صرفاً به‌عنوان تأملات تاریک و افسرده‌کننده کنار بگذاریم، باید توجه کنیم که آلن بدیو، هرچند از نیچه‌گرایی فاصله دارد، به نتیجه‌گیری‌های مشابهی درکتابچه‌اش به نام «قرن» می‌رسد.

🍂 بدیو از استعاره‌ای استفاده می‌کند که قرن بیستم را به «بدن زخمی یک هیولا» تشبیه می‌کند؛ مفهومی که از شعر «عصر» (1923) اثر اُسیپ ماندلشتام وام گرفته‌است. هیولای قرن نوزدهم در آسایش نسبی زندگی می‌کرد و با توهم پیشرفت تدریجی اقتصادی و سیاسی، آرام شده‌بود. اما در قرن بیست، این هیولا از پیشرفت تدریجی ملول گشت، و بر آن شد که این‌بار به‌طور مستقیم با تاریخ رویارو شود و وعده‌های قرن نوزده را از طریق اعمالی مبتنی بر اراده‌باوری بی‌رحمانه برآورده سازد.

🍂 همان‌طور که نیچه پیش‌بینی کرده بود، این تغییر منجر به ظهور گونه‌ای جدید از «جنگ‌های روحانی» شد: دو جنگ جهانی بی‌سابقه و ویرانگر، همراه با انقلاب‌هایی خشونت‌بار. بااین‌حال، این دگرگونی‌ها تنها هیولا را کمی مجروح کردند، و نتوانستند «انسان نوینی» که تصورش می‌رفت را به‌وجود بیاورند. بنابراین، پس از این آمیزهٔ منحصربه‌فرد متشکل از امید و سرخوردگی سخت، که معرّف قرن بیست است، چه چیزی در پیش داریم؟ در «ارادهٔ قدرت»، نیچه دربارهٔ قرن بیست‌ویکم نظرورزی می‌کند، و «فروپاشی کامل همهٔ ارزش‌ها» به‌همراه ظهور «برادری‌های ملی‌گرایانهٔ وحشیانه» را پیش‌بینی می‌کند:
هیچ‌کس نباید شگفت‌زده شود وقتی… برادری‌هایی با هدف غارت و بهره‌کشی از غیرمؤمنان… در عرصهٔ آینده ظهور کنند.


🍂 این وضعیت کنونی ماست، و آیرونی در این است که کسانی که خواستار بازگشت به ارزش‌های سنتی هستند، اغلب بی‌رحم‌ترین افراد در «غارت و بهره‌کشی از غیرمؤمنان» به شمار می‌آیند.

🍂 همهٔ ما باید آمادهٔ به‌خطرانداختن جان خود باشیم، اما تمایز اصلی میان روسیه و اروپای غربی در نگرش آن‌ها به مرگ نهفته است. همان‌طور که دیدیم، روسیه ادعا می‌کند که از مرگ هراسی ندارد و به قدرتی الهی باور دارد که مردمش را در زندگی پس از مرگ نجات خواهد داد. در مقابل، اروپای غربی با این آگاهی عمل می‌کند که هیچ تضمین والاتری وجود ندارد — مرگ همان پایان است.

🍂 امید ما بر این امکان متکی است که آمادگی اعلام‌شدهٔ روسیه برای مرگ، صرفاً یک بلوف و بخشی از یک نقاب استراتژیک باشد. اما حتی یک بلوف هم می‌تواند پیامدهای واقعی و خطرناکی داشته‌باشد. تنها خدایی که برای عصر ما مناسب به نظر می‌رسد، خدایی‌ست که به‌طور کامل نسبت به همه بی‌تفاوت باشد — مفهومی که کلاریس لیسپکتور آن را در توصیفی هولناک از چنین خدایی بیان می‌کند:
«آنچه هنوز مرا می‌ترساند این بود که حتی وحشت مجازات‌نشدنی، سخاوتمندانه در مغاک زمان بی‌پایان، در مغاک ارتفاعات بی‌پایان، و در مغاک ژرف خدا، بازجذب می‌شد: در قلب یک بی‌تفاوتی فرومی‌رفت. بی‌تفاوتی‌ای که هیچ شباهتی به بی‌تفاوتی انسانی نداشت».


‌‌#ترجمه: حسین متقی
@philosophyinthetoilet

.


#سیاست #فلسفیدن #اوکراین #روسیه #کانت #نیچه #آلن_بدیو #غرب



🌾 @Naqdagin
📺 تحولات منطقه‌ و آیندۀ ج.ا

🎙#یدالله_کریمی‌پور و #مهدی_نصیری

🔸فاجعۀ ۵۷ کارِ ملت نبود؛ هرچند توطئۀ خارجی‌ای نیز در کار نبود

🔸من بعدها متوجه شدم که یک نمازخوانِ کمونیستم

🔸۱۶۳ سال، استراتژی تمام دولت‌های ایران، یکی بوده در مقابل روسیه، پناه بردن به یک قدرت دریایی (از فرانسه تا انگلیس و هلند و آمریکا) برای جلوگیری از یک قدرت قاره‌ای (دلیل هم داشته، یک میلیون و صد و چهل کیلومتر مربع از ایران را جدا کردند)، اما ج.ا این سیاست را تغییر داد
. با روسیه باید مدارا کرد، اما هیچ‌چیز ندارند به ایران بدهند و جز نفوذ در سطوح مختلف و بدبخت‌کردن‌ ایران در بزنگاه‌ها (که گندش بعدها در خواهد آمد)، کاری نکرده‌اند

🔸حمایت از روسیه اشتباه محضِ ج.ا بوده‌است، و دیدیم که اوکراینی‌ها نیز برای مقابله در آموزش نیروهای مخالف، از جمله تحریرالشام، در سوریه نیز نقش ایفا کردند

🔸اگر روابط با غرب عادی‌سازی شود، دیگر نیازی به روسیه نخواهیم داشت

🔸جمهوری برای ایران مناسب نیست، و جزو کشورهایی‌ست که پادشاهی برای یکپارچگی آن مناسب‌تر است؛ در عین حال باید تمرکز-زدایی کرد

🔸در همان موقعِ تسخیر سفارت گفتم این بزرگترین خیانته؛ برای نجات این آب‌وخاک بهترین کار و «عمل صالح» برقراری رابطه با آمریکاست؛ بعنوان بزرگ‌ترین قدرتِ تاریخ بشریت؛ اصلا در هیچ نقشه‌ای نیامده که ایران جزو آسیاست، ما بیشترین ارتباطمون در تاریخ با غرب بوده و حتی بقول آل احمد نیز مادر امام زمانمون از غرب بوده‌است!

📻فایل صوتی فشردۀ گفتگو (اینجا)


🗄پست مرتبط
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
.


#سیاست #بین‌الملل #روسیه



🌾 @Naqdagin
🎧 تحولات منطقه‌ و آیندۀ ج.ا

🎙#یدالله_کریمی‌پور و #مهدی_نصیری

🔸فاجعۀ ۵۷ کارِ ملت نبود؛ هرچند توطئۀ خارجی‌ای نیز در کار نبود

🔸من بعدها متوجه شدم که یک نمازخوانِ کمونیستم

🔸۱۶۳ سال، استراتژی تمام دولت‌های ایران، یکی بوده در مقابل روسیه، پناه بردن به یک قدرت دریایی (از فرانسه تا انگلیس و هلند و آمریکا) برای جلوگیری از یک قدرت قاره‌ای (دلیل هم داشته، یک میلیون و صد و چهل کیلومتر مربع از ایران را جدا کردند)، اما ج.ا این سیاست را تغییر داد
. با روسیه باید مدارا کرد، اما هیچ‌چیز ندارند به ایران بدهند و جز نفوذ در سطوح مختلف و بدبخت‌کردن‌ ایران در بزنگاه‌ها (که گندش بعدها در خواهد آمد)، کاری نکرده‌اند

🔸حمایت از روسیه اشتباه محضِ ج.ا بوده‌است، و دیدیم که اوکراینی‌ها نیز برای مقابله در آموزش نیروهای مخالف، از جمله تحریرالشام، در سوریه نیز نقش ایفا کردند

🔸اگر روابط با غرب عادی‌سازی شود، دیگر نیازی به روسیه نخواهیم داشت

🔸جمهوری برای ایران مناسب نیست، و جزو کشورهایی‌ست که پادشاهی برای یکپارچگی آن مناسب‌تر است؛ در عین حال باید تمرکز-زدایی کرد

🔸در همان موقعِ تسخیر سفارت گفتم این بزرگترین خیانته؛ برای نجات این آب‌وخاک بهترین کار و «عمل صالح» برقراری رابطه با آمریکاست؛ بعنوان بزرگ‌ترین قدرتِ تاریخ بشریت؛ اصلا در هیچ نقشه‌ای نیامده که ایران جزو آسیاست، ما بیشترین ارتباطمون در تاریخ با غرب بوده و حتی بقول آل احمد نیز مادر امام زمانمون از غرب بوده‌است!

📺 فایل تصویریِ کم‌حجم گفتگو (اینجا)


🗄پست مرتبط
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
.


#سیاست #بین‌الملل #روسیه



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Sticker
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!
— نظرات توهین‌آمیز و بیمارگونِ غلامحسین ساعدی بنا به تاثیر از ایدئولوژی غالب آن زمان: «چپ‌گراییِ ایران‌ستیز»

✍🏻 #محمود_کریمی

🔺این بخشی از مصاحبۀ غلامحسین ساعدی با پروژه تاریخ شفاهی ایران است. یکی از جملات او بعدها به مشهورترین حملات علیه او تبدیل شد: «هر روز در این مملکت مهمانی و جشن بود».

🍂 میرزاده عشقی شعری با ابیات مشخص و کلمات تحریک‌آمیز زیر دارد، آیا در ایران فردا، یک روزنامه‌نگار یا شهروند عادی حق ندارد چنین متنی را بنویسد یا بگوید؟ آزادی بیانِ لیبرالی می‌گوید می‌تواند و این حق اوست که به بیان احساساتِ و افکارش، ولو باعث رنجش بسیاری شود، بپردازد. آزادی بیان مرز ندارد.

🍂 اما اینکه در وضعیتِ فشار سرسام‌آور حاصل از نیم‌قرن زیست در ذیلِ حاکمیت دیکتاتوری حکومتی چپ‌زده و غرب‌/شادی‌ستیز، عده‌ای بخواهند عملی مشابه بکنند، آیا تا این حد تعجب‌آمیز است که عده‌ای موضوع را به طرفداران جریان خاصی تقلیل می‌دهند یا آن را با لحنی اتوکشیده تقبیح می‌کنند؟ گویا پس‌زمینۀ موثر در این نوع واکنش‌ها را نمی‌بینند. همان پس‌زمینه‌ای که میرزادۀ عشقی را به بیان چنان ادبیاتی کشاند، با شدتی هزار بار قوی‌تر، عوام را به اعمالی مشابه می‌کشاند:

بعد ازین بر وطن و بوم و برش باید رید!
به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید!

به حقیقت در عدل، ار در این بام و در است!
به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید!

آن که بگرفته از او، تا به کمر ایران گه
به مکافات، الی تا کمرش باید رید

پدر ملت ایران، اگر این بی پدر است
به چنین ملت و گور پدرش باید رید

به «مدرس» نتوان کرد جسارت اما
آنقدر هست که بر ریش خرش باید رید

این حرارت که به خود، احمد آذر دارد
تا که خاموش شود بر شررش باید رید

«شفق سرخ» نوشت «آصف کرمانی» مرد
غفرالله کنون بر اثرش باید رید

آن «دهستانی» تحمیلی بی مدرک و لر
بهر این ملک، به نفع و ضررش باید رید

گر ندارد ضرر و نفع «مشیرالدوله»
از نوک پاش، الی فرق سرش باید رید

گر رود «مؤتمن الملک» به مجلس گاهی
احتراما به سر رهگذرش باید رید


🔻در ادامه (اینجا: ۵۷ی‌ها چه را نمی‌فهمند؟) به پستی از واکنشِ مرادی مراغه‌ای به این موضوع پرداخته‌ام.


.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
📘۵۷ی‌ها چه را نمی‌فهمند؟
«چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!»
(۱/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی

🍂 در پست قبلی، به‌اختصار به مقایسۀ ادبیاتِ ایران‌ستیزانه و بیمار و توهین‌آمیز غلام‌حسین ساعدی و ایضا ادبیات میرزادۀ عشقی با عملی که اخیرا فردی نامعلوم کرده، پرداختم، و نشان دادم چطور برخی از چپ‌زدگان، دچار استاندارد دوگانه‌اند و درکی از منطق موقعیت ندارند، و کور خود و بینای موضوعِ موردِ عقدۀ خود می‌شوند.

🔻در ادامه به پستی از مرادی مراغه‌ای می‌پردازم:
💥بی‌ادبی بر مزار دکتر غلامحسین ساعدی
✍️
#علی_مرادی_مراغه‌ای

به گواهی تاریخ، ما ایرانیان فحاش هستیم تاورنيه در دوره صفویه می‏نويسد:
«ايرانيها در اداء الفاظ ركيك و فحشهاى قبيح مهارت عجیبی دارند»

اما طرفداران پهلوی گوی سبقت را از همگان ربوده اند! برخی از اطرافیان این آدم از داعشی ها افراطی ترند چون آنها حداقل نمی شاشند اما این سلطنت طلبها به مرحله شاشیدن بر قبرها رسیده اند!

♦️این آقایان مدعیِ ارزشهای اصیل آریایی که هر موقع صحبت از پادشاهی می کنند بلافاصله به پادشاه سوئد، انگلستان، هلند، دانمارک... گریز می زنند اما نمی گویند که در عمل بیشتر شبیه هایله سلاسی امپراطور اتیوپی میگردند!

اگر سنت گرایان و پهلویستها در یکجا متفق القولند آن، ضدیت با روشنفکران سکولار از مشروطیت تا اکنون بوده!

♦️آنکه سالها در غربِ دمکراسی زیسته و اکنون بر قبر می شاشد، اگر بقدرت رسد بر سر دگراندیشان خواهد رید!


۱. ایران‌ستیزی و خودتحقیری با تمسک به ابتدایی‌ترین نوع مغلطۀ تعمیم جزء به کل، در این پستِ جنابِ مراغه‌ای جالب توجه است. یک ملت را با صفتِ «فحاش» معرفی می‌کند، با تمسک به چیز مبهمی به‌اسم تاریخ و با ارجاع به تعمیم بلاوجه یک نفر، که چون غربی‌ست پس باید حرفش را حجت تلقی کنیم!

اگر حتی با ملاک‌های بدوی اسلامی بخواهیم قضاوت کنیم، گناهِ آبیاری قبرِ یک مرده و نیست‌شده، قابل قیاس با ستیز با یک جامعه و تهمتِ ناحقی به این بزرگی به آن روا داشتن نیست؛ چرا که «آبروی یک انسان زنده» حتی از «حرمت کعبه» که خانۀ خداست بیشتر است و تهمت، گناهی بسیار بالاتر از هتک حرمت به مقدس‌ترین مکان است که نهایتا "خانه خدا یا مقبرۀ یک انسان"، ولو مقدس‌ترین انسان، محسوب می‌شود؛ مگر اینکه تصور کنیم قبر یک مردۀ فناشدۀ چپ، محترم‌تر از کعبه نزد مسلمانان است! و این از عجایبِ روزگار است که مقدس‌ستیزان معتقد به ماتریالیسم، خود مقدس‌ساز شده‌اند و برای قبر هم حرمتی ویژه قائل‌اند و بدل به «مدافعان حرمِ» مجازی شده‌اند!

۲. من قصد دفاع از رضا پهلوی و اطرافیانش را ندارم، در جای خودش هم به‌کرات ایده‌ها و نظرات و گاردهای آن‌ها را نیز در مواردی که لازم به نقد بوده، نقد کرده‌ام، اما اینجا فقط می‌خواهم به «عقدۀ پهلوی» که خصوصا در میان افراد «قومیت‌گرا و چپ‌زده و ایران‌ستیز» رایج است، اشاره کنم. عقده‌ای که هر بار به بهانه‌های مسخره بیرون می‌زند، و همۀ آن‌ها را با گرایشات به‌ظاهر متفاوت، متحد می‌کند در نشان دادن واکنش‌هایی کلیشه‌ای و فکرنشده و مطلوبِ نظم مستقر تا مردم و مخالفان را حتی از داعش هم پست‌تر نشان دهند!

۳. آیا اخیرا برخی از مردم یا اعضای تحریرالشام بر سر مقبرۀ سوزانده‌شدۀ حافظ اسد چنین عملی را نکردند تا ابراز نفرت ملت سوریه را از آن خاندانِ سفاک که زندگی چند نسل سوری را با خون و وحشت یکی کرد‌ه‌بود، بیان کنند؟ آیا این عمل قبیح است در هر شرایطی؟ و حتی از جلادیِ جوانان یک کشور، یا آدم‌کشی و یا خیانت به میهن یا بیان نظراتی که در عمل، ولو به‌شکلی ناچیز، به سرنوشتِ یک ملت آب‌یاری کرد و خون بسیاری از آن‌ها را ریخت، یا باعث تبعید و آوراگی و فقرشان شد، بدتر است؟

۴. نقد درستِ این عمل، تا حدی در متنی از بابک مینا آمده‌است:
غلامحسین ساعدی شماری از بهترین داستان‌های کوتاه ادبیات فارسی را نوشته است. او داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس خوبی بود و آثارش ماندگارند. اما همین ساعدی روشنفکری بسیار بد بود و بی‌اطلاع از پیچید‌گی دنیای سیاست. چیزهایی نسبتاً سطحی از مارکسیسم یاد گرفته بود و با نفرت کور از حکومت پهلوی درآمیخت که ماحصل‌اش شد اظهاراتی کودکانه درباره سیاست آن دوره.

انقلاب ۵۷ و بسیج توده‌ای آن سال چه ربطی به او و امثال او داشت؟ تقریباً هیچ! توده مردم پیرو روحانیون بودند و تنها بخش کوچکی از دانشگاهیان و دانشجویان و قشرهای کمی از طبقه متوسط تحت تأثیر «روشنفکران» بودند. موتور اصلی انقلاب، توده‌های مذهبی بودند نه روشنفکران.

عزیزان سلطنت‌طلب موتور اصلی را ول کرده‌اند چسبیده‌اند به موتور فرعی. تصور این که توده خشمگین در سال ۵۷ تحت تأثیر آثار شاملو و ساعدی و گلستان به خیابان‌ها ریختند خنده‌دار است. اصلاً این توده نمی‌توانست آثار اینان را بخواند. بدون روحانیون و بسیج وسیع توده‌های مذهبی، انقلاب در سال ۵۷ غیرممکن بود.


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘۵۷ی‌ها چه را نمی‌فهمند؟
هر روز جشن بود در این مملکت! آخه یعنی چی؟! جشن ۲۵۰۰ ساله! بابا ول کن! چی کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمانی که بر ملت بدبخت کردید!

(۲/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی

🍂 با این حاشیه، که ابراز نفرت و برائت از عده‌ای که با وجود علم و دانش نسبی، به‌‌خاطر ایدئولوژیک‌اندیشی، به‌درجات، ولو بسی ناچیز، در فاجعه‌ای ملی نقش داشتند، بدون اینکه به فردی آسیب بزند و حق او را نقض کند، به‌نظرم جزئی از آزادی بیان و تخلیۀ روانی ملتی سرکوب‌شده است و نشانه‌ای از پلشتیِ ذاتی و... نیست. مگر اینکه فرد ادبیاتی جز ادبیات دشنام نداشته‌باشد و در شرایط طبیعی، توان گفتگوی منطقی و بیان دیدگاه‌های خود به‌صورتی محترمانه و مستدل را نداشته‌باشد.

🍂 حتی اللهِ قرآن نیز در بزنگاه‌ها، دست به فحشش خوب بوده؛ انسانی که هیچ‌وقت از عمرش فحش نمی‌دهد تا یک‌وقت فحاش دیده‌نشود، می‌تواند عملا بدل به یک قاتل و خائن یا بزدلِ رذل شود، که همۀ رذایل اخلاقی‌اش را پشتِ ادب ظاهر مخفی کرده‌است. نظیر این مودب‌ها را کم ندیده‌ایم که برای مثال، همیشه جزئی از ارتشِ شیادان اصلاح‌طلب بوده‌اند و همیشه صفِ بیعت با یک نظم خلیفگی را پر کرده‌اند و بدان دعوت کرده‌اند تا مفعول‌بودگی شخصی‌شان را به جامعه نیز بسط دهند و اسم آن را هم فرهیختگی و حمایت از اصلاحاتِ تدریجی فرهنگی-تمدنی بگذارند.

۵. روشنفکر سکولار امام مقدس نیست که نتوان نقدش کرد، یا وقتی به کشوری خیانت کرد، از او و حماقتش ابراز برائت نکرد و جز با قربان‌صدقه‌رفتن با او سخن نگفت.

۶. اگر کسی از نزدیک با فرهنگِ مردم غرب و تاریخ پر فراز و نشیب آن آشنا باشد، مثل برخی آن را اسطوره‌ای و مقدس و مظهر یک‌سری آدم اتوکشیدۀ عصاقورت‌داده نمی‌بیند، و می‌داند که اگر یک هزارمِ فاجعۀ ۵۷ توسط عده‌ای به مردمش تحمیل می‌شد، بی‌شک اعمال مشابه و ای بسا بدتری از آن نسبت به عاملانش رقم می‌زدند. هرچند، اینکه هر کس و مکتبی، چقدر در آن فاجعه سهیم بوده، نیازمند بررسی دقیق و منصفانه است، و از جمله خود شاه و نظام سیاسی آن نیز وجهی جدی از چنین داوری تاریخی‌ای هستند، اما بیان احساسات به هیچ وجه معادلِ نقضِ حقوق افرادِ دگراندیش و حتی متهمانی که جرم‌شان در دادگاهی منصف ثابت شود، نیست. این یکسان‌سازی‌ها و اهریمن‌سازی از بیان احساسات، بیشتر از «اخلاق بردگانی» می‌آید که نیم‌قرن با شدیدترین سرکوب‌ها، اصلاح‌طلبان در اذهان مردم دمیده‌اند، که هر بلایی سرشان آوردند، گفتند نرم و مهربان و مودب باشید، تا نام‌تان توسط روشنفکرانِ به‌ظاهر خودی، در میان «بد»های تختۀ تلویزیون‌ها و روزنامه‌ها نوشته نشود.

۷. همۀ این‌ها که گفتم، به معنی دفاع و تشویقِ اعمال مشابه نیست، بلکه نقدِ مواجهه‌های ابلهانه و مزورانه با یک واکنشِ علت‌مند است؛ مواجهه‌هایی سطحی که هیچ اراده‌ای برای فهم موقعیت ندارند و صرفا دنبال انتقام و محکوم‌سازی تا حد اهریمن‌سازی از مخالفانِ سیاسیِ خود هستند.


🗄پست مرتبط
📕سَندرُم روشنفکران ایرانی؛ احترام به تغذیه‌گرانِ شر؟
📕 فحش ندادن نشانه روان سالم و ادب است؟
.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
فکر کن برای سالها این بیژن عبدالکریمی رو به عنوان منتقد نظام به همه معرفی میکردن. اکثرا هم باور کردن. به سه دلیل:

۱- اسمش بیژن بود و سیبیل داشت

۲- آکادمیک، پیچیده و شبیه آدم‌حسابی‌ها حرف میزد.

۳- همیشه میگفت «من به روش حاکمیت نقد دارم»، اما هیچکس نپرسید دقیقا چه نقدی! طبیعتا همه فکر میکردن نقدهای خوب و‌ اصلاحطلبانه داره

الان معلوم شد عقایدش اگر از رسائی و حسن عباسی بدتر نباشه، بهتر نیست! علنی میگه با چهل سال دشمنی و جنگ با آمریکا کاملا موافقه. بعد بلافاصله میگه اما من شدیدا به حاکمیت نقد دارم! حالا نقدش چیه؟

اینکه چرا گذاشت بچه‌های ما غربگرا بشن؟! یعنی چرا همین دو تا دیش ماهواره و اینترنت قطره چکونی رو هم کامل نبست که بچه‌ها منحرف نشن؟!


✍️ رشنالیست


🔺درک ساده‌انگارانۀ فوق از حرف عبدالکریمی، خطاست. عبدالکریمی در یک جا از خاطراتش، از رفیق صمیمی‌ای نقل قول می‌کند که:
«من حاضر نیستم لذت به دار کشیدن آخوندها را با نیروی خارجی تقسیم کنم».

به‌شخصه تا به‌حال چنین رفیق و حتی هم‌صحبتی نداشته‌ام! حتی بیگانه‌ای که اینقدر دیوانه و تشنۀ خون و اعدام باشد امکان هم‌صحبتیِ من را نیافته‌است. تنها یک فردِ عمیقا چپ‌ و چپ‌زده و نزدیک به گروه‌های رادیکالی چون مجاهدین خلق و حزب توده است که چنین رفقایی دارد و از بیان و بازنقلِ چنین جملاتِ خشن و مشمئزکننده و آخوندستیزانه و غرب‌ستیزانه‌ای مشعوف می‌شود؛ البته فرض تاکتیکِ هراس‌افکنی و ساخت تصویری کریه از مخالفان که مهدی نصیری هم در مناظره می‌گوید، دور از ذهن نیست.

🍂 مشکلِ چپ‌های غرب‌ستیز با حکومت آخوندی این است که غرب‌ستیزی‌شان بهینه و کارآمد و فلسفی و تمدنی و سکسی نیست، و باعث شده اسلام‌زدگی و شیعه‌زدگی ایجاد کند و در عمل نیز موفقیت چندانی کسب نکند. ایده‌آل آن‌ها کشوری مثل روسیه است که در آن‌ پوشش آزاد است، کنسرت و دیسکو و بار و روسپی‌خانه نیز، اما غرب‌ستیزیِ بیمارگونِ «الکساندر دوگین»ی هم جریان دارد. به‌همین‌خاطر است که در جایی از همان مناظره، به‌شکلی حقیر و کوتوله‌وار (مشابهِ وقتی که از جایگاهِ علی دایی با حسرت یاد می‌کند)، با تمسک به ادبیاتِ مشترکِ «انصار حزب‌الله و حزب‌توده»، زلنسکی، یعنی رئیس‌جمهور منتخب و شجاعِ یک کشور را، که خواستِ اوکراینی‌ها برای نزدیکی به غرب و رهایی از سلطه و دست‌اندازیِ روس‌ها را نمایندگی می‌کند، با ادبیاتی تحقیرآمیز «دلقک» خطاب می‌کند؛ چراکه یک هنرمند و بازیگر و کمدین، جرات کرده و مقابلِ خدا و اربابِ مشترکِ این چپ‌های روس‌گرا و تجزیه‌طلبانِ روس‌گرا و بسیجی‌های یک خلیفه‌گریِ روس‌‌پرست ایستاده، و چند صد هزار کشته و تحقیری تاریخی و یک باتلاقِ تمام‌عیار بر روی دست ارتش روسیۀ پرادعا، اما توخالی، گذاشته‌است؛ کاری که ما ایرانیان آرزوی آن را مقابل غارت‌گر و تجزیه‌گرِ یک میلیون متر مربع از خاک‌مان داشتیم، اما هیچ‌گاه نتوانستیم آن را تحقق بخشیم.

🍂 در واقع، ادبیات محور مقاومت، خصوصا وقتی می‌خواهد به قدرت سیاسی نزدیک شود، هیچ نسبتِ نقادانۀ مشابهی با تجاوزات و استعمارگریِ خونین و خشنِ روسیه و چین ندارد؛ جرات و شرافتِ نقد بزرگ‌ترین جنایاتِ قرن در کمیت و کیفیت، انجام‌شده توسط اتحادِ خاندان اسد و حامیانشان در سوریه را نیز ندارد؛ در مقابلِ جنایاتِ تاریخی اسلام و مسائلی چون برده‌داری و بنی‌قریظه هم که بدل به توجیه‌گر و متکلمی ایدئولوژیک می‌شود که دامن اسلام را از همۀ این‌ها با شعبده‌بازی‌هایی خنده‌دار تبرئه می‌کند! در این نگاه، تنها یک اهریمن و دشمن اصلی وجود دارد، و آن تمدنِ شیطانیِ مدرن و لیبرالِ غرب است که باعث نهیلیسم و گمراهی و بی‌هویتی و مصرف‌گرایی جوانان ما شده‌است؛ این همان «لبِ معشوق»ی‌ست که در هر بحث از زبان این‌ها می‌شنویم، هرچند هر بار، بنا به نیم‌قرن تجربۀ تاریخیِ این گفتمانِ بنا شده بر جنون‌ و توهم و نفرت، که از در و دیوار، از اداره و مدرسه تا تلویزیون و مسجد را اشغال کرده‌است، تمامِ وجودمان کهیر می‌زند!

✍🏻 #محمود_کریمی



🗄پست مرتبط
📕عبدالکریمی را چه شده‌است؟!
📕زیست‌جهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕بیژن عبدالکریمی استادِ «حشو و اطناب»
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکال‌پنداری با ذهنی بسیجی‌‌مآب!
📕باز هم روشنفکران را نمی‌بخشم!🥲
📻 در ستایش سلحشوری
📻 عبدالکریمی و چپ‌زدگی
📻انقلاب یا اصلاح؟ (یکم: همراه با نقد مغالطات| قسمت دوم)

.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی #استمرارطالبان #محور_مقاومت



🌾 @Naqdagin
🍂 خشم و انزجار بخش عظیمی از ملت رنج‌کشیدۀ ایران از روشنفکران و ادبای پنجاه‌و‌هفتی که نقش بزرگ و غیرقابل انکاری در سقوط ایران به چاه نابودی و هلاکت داشتند، کاملا برحق و مشروع است.

🍂 این خشم مشروع، یک پژواک پویا و ماندگار تاریخی در ابعاد کلان است. ارتجاع عریان بدون خلع‌سلاح ذهنی و گمراهی عاطفی-روانیِ طبقات اجتماعی مدرن در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی نمی‌توانست به پیروزی دست یابد. برای این پیروزی سیاه، لزوما می‌بایست دانشجویان، تحصیل‌کردگان و طبقۀ متوسط جدید، منافع عینی و ملموس خود را گم کنند و به دام یک هپروت دو-بنی سقوط نمایند: رادیکالیسم ارتجاعی!

🔻این خطرناک‌ترین دام کلاسیک برای جوامع جهان سوم و به‌خصوص خاورمیانه بود که به‌تازگی حرکت به سوی مدرنیزاسیون و تجدد را آغاز کرده‌بودند:

🍂 در این جوامع، بسیاری از سوژه‌ها نه کاملا قادر به زیست در سنت‌اند و نه قادر به رهایی ذهنی کامل از آن و از سمت دیگر تاب و رغبت صبر و پشتکار برای پیمودن تنها مسیر معقول برای توسعه و تجدد را ندارند؛ بنابراین بسیار مستعد اوهام سیاسی و چشم‌اندازهای اجتماعی تغزلی‌اند که نوید «وحدت تام تمنای ذهن با واقعیت بیرونی و رفع تمام شکاف‌ها و تضادها» را می‌دهند.

🍂 در خاورمیانه، نیروهای سیاسی مشخصی از قبیل بعثی‌ها، ملی‌مذهبی‌ها، سوسیالیست‌های خدا پرست، ناسیونالیست‌های چپ‌گرای غرب‌ستیز، روشنفکران دینی و حتی خود مارکسیست-لنینیست‌ها، این وظیفۀ شوم را بر عهده گرفتند که برای این اقشار نوپا، بی‌تاب و مضطرب، نقش روان‌گردان را ایفا کرده، بطوری‌که دیگر راه خانه‌شان را هم پیدا نکنند و دشمن جان و مال‌شان را به‌سان حضرت دوست بشناسند.

🍂 در این میان با توجه به روانشناسی اجتماعی و تاریخ و فرهنگ ایران و خاورمیانه، به طور طبیعی برنده‌ترین سلاح برای این رستاخیز معکوس، شعر و ادبیات بود. در خاورمیانه، فرهنگ مکتوب بسیار ضعیف و فرهنگ شفاهی غالب است و زبان شعر و عاطفه همواره بسیار نیرومندتر از زبان استدلال بوده‌است.

🍂 از آنجا هم که انباشت منظم تاریخی مکتوب وجود ندارد، فرار از مواجه شدن با سوالات بنیادی و مسئولیت پیامدهای ناگزیر این قبیل شبه‌اندیشه‌های تغزلی و منظوم بسیار آسان است.

🔻احمقانه‌تر و جاهلانه‌تر از این سخن وجود ندارد که:
برخی می‌گویند جمعی روشنفکر و شاعر بینوا و بی‌قدرت چه نقشی می‌توانستند در حوادثی بزرگ نظیر انقلاب داشته‌باشند؟
گویندگان چنین سخنانی هیچ درکی از مکانیسم چند-وجهی و درازمدت تحولات بزرگ تاریخی ندارند. رسوبات درازمدت فرهنگی، روانی و عاطفی می‌تواند در لحظۀ حساس (یک تحول بزرگ تاریخی) یک طبقۀ اجتماعی را گیج کند، فلج کند و حتی او را از منافع حیاتی‌اش متنفر و منزجر نماید.

🍂 اسطوره سازی‌ها و دیوتراشی‌های هپروتی می‌توانند تا دهه‌ها پس از مرگ آفرینندگانشان، به حیات خود ادامه دهند و همچنان با توان کم یا زیاد، در مسیر خوشبختی یک ملت دست‌انداز و مانع بسازند.

🍂 پس این ادعا که این بحث‌ها قدیمی و بی‌فایده است، کاملا نادرست و خطرناک است. ما در آستانۀ یک انقلاب تمدنی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جهتِ معکوس ۵۷ هستیم. این انقلاب بزرگ تمدنی، بدون رسوا نمودن و پاک‌کردن آخرین رسوبات فرهنگی و عاطفیِ به‌ظاهر موجه موج تاریخی پیشین به انجام نمی‌رسد.

✍🏻#طوس_طهماسبی


🗄پست مرتبط
📕۵۷ی‌ها چه را نمی‌فهمند؟
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
📕سَندرُم روشنفکران ایرانی؛ احترام به تغذیه‌گرانِ شر؟
📕 فحش ندادن نشانه روان سالم و ادب است؟
📕باز هم روشنفکران را نمی‌بخشم!🥲
📺 چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!
.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران


🌾 @Naqdagin
🔻شما افسرده‌‌‌اید، ناراحتید و برای لباس زیرتان هم تصمیم می‌گیرند؛ زیرا زمانی یک عده متوهم (که بدون وجود شاه احتمالا شانس مدرسه رفتن هم نداشتند) با موی رها روبه‌روی دوربین می‌نشستند و می‌گفتند:
"برای سقوط شاه و شکست امپریالیسم جهان‌خوار همه حاضریم چادر سر کنیم".


🔻متوهمانی که الگویشان چریک‌بازی‌های چه‌گوارایی بود و از در و دیوارشان پرتره‌های لنین، استالین، مارکس و مائو آویزان بود دست در دست دین‌فروشان مرتجعی که وعده بهشت می‌دادند ما، شما و ایران را موش آزمایشگاهی ایده‌هایشان کردند. همه آن‌ها ویژگی مشترکی داشتند: ایران را دوست نداشتند.

🍂 اینکه غلامحسین ساعدی مهمانی دوست نداشت، بخش احمقانۀ شخصیتش بود که بخشِ هیولایی‌اش را به حاشیه برده‌است. کسی که از ته دل افسوس می‌خورد که چرا دستشان نرسیده است دختر ۱۰ ساله پهلوی را مانند رومانوف‌ها سلاخی کنند را قهرمان جا نزنید؛ هرچند کار همیشگی‌تان است که از جانی، قهرمان بسازید.

🍂 امثال شما اگر دستتان به قدرت برسد چنان کاری خواهید کرد که استالین و هیتلر در مقابلتان صلح‌طلب به حساب بیایند. امروز اگر نیکا، مهسا، کومار و پوریاها کشته می‌شوند، نتیجۀ مستقیم همان انقلابی است که این قهرمانان‌تان کردند و بعد به گوشه‌ای خزیدند و نقش قربانی گرفتند.

🔻به قول خانم هما ناطق که خود مثلا انقلابی بود:
«پرونده من در انقلاب ۵۷ چه بسا نابخشودنی‌تر از دیگران باشد، چرا که در انقلاب ۵۷ هم مدرس بودم و هم محقق.

اما شور چنان وَرَم داشته بود که تمام اندوخته‌ها را به زباله‌دانی ریختم و همرنگ با جهل جماعت به خیابان سرازیر شدم.

ادیبانه‌تر بگویم که گُه زدم و حالا به قول صادق هدایت آن گه را قاشق قاشق می‌خورم. اکنون پشیمان از خیانتی که به ایران کردم گوشه‌ای خزیده‌ام تا ببینم چه پیش می‌آید.»


🔺عزیزان! پروندۀ شماها در تاریخ این مملکت سیاه‌تر از آن است که با شاشیدن یک نفر روی سنگ قبرتان بتوانید «ژست قهرمان» بگیرید.


🗄پست مرتبط
📕۵۷ی‌ها چه را نمی‌فهمند؟
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
📕سَندرُم روشنفکران ایرانی؛ احترام به تغذیه‌گرانِ شر؟
📕 فحش ندادن نشانه روان سالم و ادب است؟
📺 چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!

.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin | @mohammadaleph
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘نمونۀ سوریه

✍🏻 #شاهین_طهماسبی

🍂 اگر دشمنی حکومت آخوندی با اسرائیل و کشورهای عربی نبود، شاید اساساً بحران سوریه هرگز تا آن حد بزرگ نمی‌شد؛ چون به هر حال دشمنان ج.ا آن بحران را فرصتی ویژه برای کاهش نفوذ ایران در منطقه می‌دیدند و کمک‌های مالی، نظامی، سیاسی و رسانه‌ای بسیاری به مخالفان کردند.

🍂 در استراتژی اشتباه دیگری، همۀ سرمایه‌گذاری ج.ا روی خاندان اسد متمرکز شده‌بود و ج.ا برای حفظ او حاضر شد روی خون صدها هزار نفر از مردم سوریه پا بگذارد و نفرت ابدی این مردم را به جان بخرد، در حالی که در ابتدای بحران می‌شد شخص دیگری از حزب بعث را جایگزین کرد و نفوذ نسبی ایران در این کشور را هم حفظ کرد.

🍂 پس از گذر از سالهای اوج جنگ داخلی در ۲۰۱۷ هم می‌شد با تلاش برای ارتباط گیری با غرب تحریم‌ها را رفع و اقتصاد سوریه را احیا کرد، اما جمهوری اسلامی با همان نفهمی سابق، ترجیح داد سوریه را به زمین بازی محور مقاومت تبدیل کند و از آنجا جبهه‌ای جدید علیه اسرائیل ایجاد کند، تلاشی که با هزاران حمله هوایی اسرائیل نه تنها ناکام ماند بلکه به تضعیف اسد و سقوطش کمک بسیار کرد.

🍂 تصویب تحریم‌های سزار در آمریکا هم کاری کرد که اقتصاد سوریه سال به سال وضعیت بدتری پیدا کند و انگیزه همان درصدی از مردم و ارتش سوریه که از ترس اسلام‌گرایان یک بار مانع سقوط رژیم شده بودند از بین برود و حکومت با تلنگری به یکباره ساقط شود.

🍂 در واقع، مشکل اصلی ارتش سوریه نه نظامی، که وضعیت بد اقتصادی و نبود همان چشم‌انداز مثبت بهبودی بود که در ابتدای بحث عرض کردم. چرا باید سرباز ارتش برای حقوقی کمتر از ۲۰ دلار ( یک میلیون و ششصد هزار تومان) جانش را فدا می‌کرد؟ آن هم حقوقی که سال آینده همین ارزش را هم نداشت و همه چیز نوید روزهای بدتر از این را می‌داد و بخش زیادی از این بحران هم به گردن جمهوری اسلامی بود.

🍂 شاهد آنکه آمریکا و امارات در همان ماه‌های پایانی به اسد پیشنهاد رفع تحریم در ازای قطع رابطه استراتژیک با ایران و حزب‌الله داده بودند. این پیشنهاد می‌توانست به جای کانال امارات، مستقیم توسط ایران مطرح شود. اطمینان دهی به آمریکا و اسرائیل و در ازای آن رفع تحریم از سوریه و خود ایران اما حیف....

🍂 در مجموع سقوط اسد بدون تغییرات اساسی در وضعیت اقتصادی و سیاسی سوریه قطعی بود. دیر و زود داشت، اما سوخت و سوز نداشت.


🗄 پست مرتبط
📻 منافع ملی "واقعی" ایران در سوریه
📕چرا پروژۀ نیروهای نیابتی در منطقه محکوم به شکست بود؟
📕سیاستی جایگزین برای رویکرد نظامی‌گری‌های فرامرزی
📕«عمق استراتژیک ما» و پیامدهای جنگ قره باغ
📕تاثیرات فروپاشی رژیم اسد بر ایران

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه #سوریه #بشار_اسد #محور_مقاومت



🌾 @Naqdagin | @iranjanejahan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا امام مهدی همان دجال است؟
— نگاهی به عقایدِ مسیحیان افراطی (+)

🔸در این قسمت بخش‌های دیگری از کتاب «تدارک جنگ بزرگ» مورد بررسی قرار گرفته و به گوشه‌ای از نفوذ مسیحیت صهیونیست در میان سیاست‌مداران آمریکا پرداخته می‌شود، و همین‌طور نگاه افراطی‌ای که در رسانه علیه منجی اسلامی به مخاطب غربی عرضه می‌شود را خواهید دید.


🔗 لینک مقالۀ نیویورک تایمز
🔗 لینک مربوط به خاکسپاری بیلی گراهام با حضور ترامپ و اعضای کنگره ایالات متحده
🔗 لینک مقالۀ "اوانجلیکال‌ها و ریاست جمهوری آمریکایی"

🗄پست مرتبط
📻 تدارکِ جنگِ بزرگ (قسمت شانزدهم)
📺 مهدی در حال اذان گفتن و فراخواندن مردم
📺 امام مهدی ظهور کرده‌است؟
📺 تاریخ سنت یا جنگ روزمرۀ خدایان

.


#غرب‌شناسی #آمریکا #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_یهودیت #یهودیت #ترامپ #مسیحیت #مسیح #عیسی #عیسی_مسیح #امام_زمان #دجال #اسرائیل #جنگ #اخبار_جنگ #آخرالزمان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بحث خدا
— زبان: انگلیسی، زیرنویس ندارد
(۱/۲)

🍂 مناظرۀ بین #ریچارد_داوکینز، و آیان هیرسی علی، یک مرتد (از اسلام) و آتئیست سابق است که اخیراً به مسیحیت گرویده‌است. هیرسی در سال ۱۹۶۹ در خانواده‌ای مسلمان در سومالی، از پدری تحصیل‌کرده در غرب و مادری بی‌سواد متولد می‌شود. بنا به‌گفتۀ خودش، پدرش مسلمانی روشنفکر و از مخالفانِ دولت بود. با وجود مخالفت پدر با رسم دیرپای ختنۀ دختران، او را در پنج سالگی به دستور عمه‌اش ختنه می‌کنند. مادرش در تربیت اسلامی ‌او، برادر و خواهر کوچک‌ترش، نقش اولیه را بازی می‌‌کند. در شش سالگی به همراه خانواده ابتدا به عربستان و اتیوپی می‌رود و سرانجام در کنیا ساکن می‌شود. دورۀ دبیرستان را در مدرسه‌‌ای انگلیسی‌زبان در این کشور به پایان می‌رساند. در این دوره متأثر از نظرات یکی از معلمانش به یک مسلمان رادیکال تبدیل می‌شود. در مصاحبه‌ای می‌گوید که در آن سال‌ها عربستان و سپس ایران با ایجاد مراکز خدماتی و مدارس آموزش قرآن، سیاست اسلامی‌کردن مردم نیازمند کنیا را با موفقیت به پیش می‌بردند.

🍂 علی سفر شخصی خود به سمت ایمان را بازگو می‌کند و توضیح می‌دهد که تغییر دین خود ناشی از یک بحران عمیق شخصی و بیداری معنوی بعدی‌ست.

🍂 داوکینز، در حالی که داستان تکان‌دهندۀ شخصی علی را تصدیق می‌کند، از بی‌خدایی خود دفاع می‌کند و حقیقت واقعی اصول مسیحیت را زیر سوال می‌برد.

🍂 بحث آنها در زمینۀ فرهنگی و سیاسی گسترده‌تر گسترش می‌یابد و خلأ اخلاقی درک شده در جامعۀ غربی و ظهور اسلام‌گرایی را بررسی می‌کند و هر دو، نگرانی‌هایی را دربارۀ تأثیر این نیروها بر جوانان ابراز می‌کنند. بحث با دیدگاه‌های متفاوت در مورد چگونگی مقابله با این گرایش‌ها به پایان می‌رسد و علی مجدد از چارچوب اخلاقی مسیحیت حمایت می‌کند و داوکینز بر انسان‌گرایی و عقلانیت سکولار تأکید می‌کند.

🍂 گرویدن آیان هیرسی علی به مسیحیت ناشی از یک بحران شخصی و این باور بود که مسیحیت چارچوب اخلاقی قدرتمندی را ارائه می‌دهد که می‌تواند با تأثیرات منفی اسلام رادیکال و بیداری مقابله کند.

🍂 هیرسی علی دوره‌ای از افسردگی شدید، اضطراب و نفرت از خود را توصیف می‌کند که او را به جایی رساند که دیگر نمی‌خواست زندگی کند. او درمان‌های مختلفی را مبتنی بر «علم محض مبتنی بر شواهد» امتحان کرده بود، اما به نظر نمی‌رسید که هیچ کمکی کند. یک درمانگر گفته‌بود که او در حال تجربۀ "ورشکستگی معنوی" است، که با او طنین‌انداز شد. او با ناامیدی شروع به دعا کرد و این نقطۀ عطفی در زندگی او بود. او از اشتیاق تازه‌ای برای زندگی و احساس ارتباط با چیزی بالاتر از خودش خبر می‌دهد.

🍂 هیرسی علی ضمن اذعان به اینکه تجربۀ او ذهنی‌ست و توضیح آن دشوار است، تأکید می‌کند که تغییر مذهب او یک انتخاب شخصی بوده؛ به‌دلیل تأثیر مثبتی که بر زندگی او داشته‌است. هیرسی علی فراتر از تجربۀ شخصی خود، مسیحیت را نیرویی حیاتی برای مقابله با تهدیدات ناشی از اسلام رادیکال می‌بیند.

🍂 او مسیحیت را پایه و اساس تمدن غرب می‌داند و معتقد است آموزه‌های آن برای مقاومت در برابر گسترش اسلام، چه به صورت خشونت‌آمیز و چه بدون خشونت، ضروری‌ست. او ابراز نگرانی می کند که شیطان‌سازی مسیحیت در فضاهای عمومی یک خلاء اخلاقی ایجاد کرده‌است که توسط ایدئولوژی های مضر پر می‌شود. او نمونه‌ای از دانشجویان دانشگاه را ذکر می‌کند که از جنبش‌های «در ظاهر» طرفدار فلسطین استقبال می‌کنند (که در واقعیت امر هم حامی حقوق فلسطینی‌ها نیستند)، که معتقد است تحت‌تأثیر چارچوب‌های اسلام‌گرا هستند. هیرسی علی معتقد است که بی‌خدایی و اومانیسم سکولار نتوانسته‌است جایگزینی قانع‌کننده برای دین ارائه کند و جوانان را در برابر ایدئولوژی‌های افراطی آسیب‌پذیر کرده‌است. او استدلال می‌کند که بی‌خدایی فاقد ساختار سازمانی و پیروان اختصاصی لازم برای انتقال مؤثر ارزش‌های اخلاقی به جوانان است. او از «بی‌طرفی اخلاقی» مؤسسات آموزشی انتقاد می‌کند که معتقد است به خلأ اخلاقی کمک کرده‌است.

🍂 تغییر دین هیرسی علی منعکس‌کنندۀ سفر شخصی او به سمت شفا و اعتقاد او به این است که مسیحیت یک قطب‌نمای اخلاقی لازم را برای جامعه ارائه می‌دهد؛ به‌ویژه در مقابله با آنچه که او بعنوان خطرات اسلام رادیکال تلقی می‌کند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 بحث خدا
— زبان: انگلیسی، زیرنویس ندارد
(۲/۲)
🍂 ریچارد داوکینز و آیان هیرسی علی، علیرغم اینکه هر دو بی‌خدای برجسته‌ای بوده‌اند، دیدگاه‌های متفاوتی در مورد نقش ایمان دارند.

🍂 داوکینز ایمان را اساساً منبع آسایش و معنا می‌داند، اما در نهایت معتقد است که مبتنی بر دروغ است. او تصدیق می‌کند که ایمان می‌تواند به افراد احساس «هدف و تعلق» بدهد، اما معتقد است که صحت ادعاهای دینی باید بر اساس «شواهد علمی» ارزیابی شود تا «احساسات شخصی یا منافع اجتماعی».

🍂 او ناباوری را موضعی مبتنی بر فقدان شواهد دال بر وجود خدا می‌داند و معتقد است که اخلاق باید از «اومانیسم سکولار و فلسفه اخلاق عقلانی» نشأت گرفته‌باشد تا آموزه های دینی.

🍂 از سوی دیگر، هیرسی علی ایمان را نیروی قدرتمندی می‌داند که می‌تواند افراد، جوامع و تمدن‌ها را شکل دهد. او گرویدن خود به مسیحیت را کمک به او برای غلبه بر بحران شخصی می‌داند و معتقد است که آموزه‌های مسیحیت، راهنمایی اخلاقی ارزشمند و احساس ارتباط با چیزی بزرگتر از خود را ارائه می‌دهد. او معتقد است که مسیحیت نقش مهمی در توسعۀ تمدن غرب ایفا کرده و ارزش‌های آن برای مقابله با این تهدیدات مدرن ضروری است. او از بی‌خدایی گذشته خود ابراز تاسف می‌کند و از همکاران سابق خود می‌خواهد که اهمیت ایمان را در مبارزه با این ایدئولوژی‌های خطرناک را تشخیص دهند.

🍂 با وجود اختلاف نظرها، داوکینز و هیرسی موافق هستند که اسلام یک تهدید بزرگ برای ارزش‌های غربی است. آنها آموزه‌های آن را مضر می‌دانند و معتقدند که پیروان آن اغلب بیش از بسیاری از مسیحیان امروزی در اعتقادات خود متعصب هستند. هر دو نسبت به افزایش نفوذ اسلام در غرب ابراز نگرانی کرده و خواستار دفاع قوی از تمدن غرب در برابر این نیروها هستند.

🍂 هیرسی علی و داوکینز موافقند که جامعه غربی به‌دلیل افول مسیحیت و ظهور آن چه به عنوان ایدئولوژی‌های مضری مانند اسلام رادیکال می‌پندارند، با یک بحران اخلاقی مواجه است. آنها معتقدند که "ویروس ذهن" این ایدئولوژی‌ها پایه‌های تمدن غرب را تهدید می‌کند. با این حال، راه حل های پیشنهادی آنها متفاوت است:

🍂 هیرسی علی استدلال می کند که مسیحیت، علیرغم نقص هایش، چارچوب اخلاقی لازم را فراهم می‌کند که می‌تواند با این تهدیدها مقابله کند. او از پذیرش مجدد آموزه‌ها و ارزش‌های مسیحی، به‌ویژه در میان جوانان حمایت می‌کند.

🍂 داوکینز معتقد است که انسان‌گرایی و عقلانیت سکولار، قطب‌نمای اخلاقی کافی را ارائه می‌کنند، حتی اگر به‌طور مؤثری ترویج نشده باشند. او معتقد است که تکیه بر دین امری غیر ضروری و بالقوه خطرناک است و اگر مسیحیت نسبت به اسلام مطلوب‌تر به‌نظر می‌رسد، به‌این خاطر است که ۷۰۰ سال بیشتر عمر داشته و فرصت اصلاح و پالایش در مواجهه با عصر رنسانس را یافته‌است و در نتیجه، مسیحیان چندان آن را جدی نمی‌گیرند (علی‌رغم اشتراکات جدی با دیگر ادیان سامی: خدای دیکتاتور و جهنم برای مخالفان و...)، برخلاف مسلمانان که اسلام را بسیار جدی می‌گیرند و حاضرند برای آن بجنگند تا بمیرند.

🍂 این بحث، پرسش‌هایی را در مورد نقش دین در جامعه سکولار مطرح می‌کند. آیا جوامع غربی باید بازگشت به ارزش‌های مذهبی سنتی را تشویق کنند یا جایگزین‌های سکولار را ترویج کنند؟ و چالش های مبارزه با افراط‌گرایی و ایدئولوژی‌های رادیکال را برجسته می‌کند. چگونه جوامع غربی می‌توانند به‌طور موثر با این تهدیدات بدون به خطر انداختن ارزش های مدارا و آزادی بیان مقابله کنند؟ این امر باعث تأمل در آینده خود تمدن غرب می‌شود. آیا جوامع غربی در مواجهه با این چالش‌ها می‌توانند هویت و ارزش‌های فرهنگی خود را حفظ کنند؟

🍂 بحث بین هیرسی علی و داوکینز منعکس کننده یک مبارزه اجتماعی گسترده‌تر برای تعریف مبانی اخلاقی تمدن غربی در دنیایی‌ست که به سرعت در حال تغییر است. دیدگاه‌های متضاد آنها بینش‌های ارزشمندی را در مورد این موضوع پیچیده و اضطراری ارائه می‌دهد.


.



#اختصاصی_نقدآگین #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ #آتئیسم



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM