🍂 در موضوع تنشهای ارومیه میتوان از در تاریخچه و سیمیتکوها و پیشهوری و قاضی محمد و بقیه چهرههای غریب تاریخی آن منطقه صحبت کرد یا مساله زبانی و هویتی و… را پیش کشید. شکی نیست که مشکلات فرهنگی در آنجا نیز مانند دیگر نقاط ایران و جهان وجود دارد. تاثیر ان را نیز نمیتوان نادیده گرفت، با این همه احتمالا توضیح بهتری نیز (از نگرش من) وجود دارد
🍂 بحرانهای اقتصادی موجب بیکاری، فقر و ناکارآمدی در میان اقشار متوسط و فرودست میشوند. در یک ساختار بهینه این بحرانها بهانهایست برای پیدا کردن راهحل جهت از بین بردن فقر و رکود اقتصادی و بیکاری و تورم، اما وقتی راه حلی وجود ندارد، یا بر اثر بنبست راهحلهای ناکارآمد به صورت نوسانی تکرار میشوند، در این شرایط، افراد مانند کسانی که به تئوریِ «زمین تخت » را باور پیدا میکنند، مستعد ایدههای عجیب میشوند، مستقل از آن که چه اندازه واقعی باشند.
🍂 مثلا این ایده که تهرانی یا اصفهانی «حق مردم حاشیه» را خوردند، ایدهای جذاب بهنظر میرسد. اگرچه واقعی نیست. با این حال، از آنجا که تئوری کمضرر (و حتی سودمندی) است، کسی با آن مخالفت نمیکند، چون جوامع را تشویق به سرمایهگذاری بیشتر روی مناطق توسعهنیافته میکند که به نفع کشور است. اما گاهی این ایده با تئوریهای استعماری چپهای جهان سومی و فرصتطلبی سیاسیون محلی (منصفانه نقش دومی بسیار بیشتر است) به نوعی دیگرستیزی تبدیل میشود.
🍂 سیاست اتنیکی ذاتا دیگرستیز است؛ ذاتا در برابر دیگری طراحی شده تا حقش را بستاند. در نتیجه وقتی پانترکیسم یا پانکردیسم پررنگ شد، دیگر تنها در ستیز با تهران باقی نمیماند. قیمت خانه چرا افزایش پیدا کرد؟ چون دیگر گروه قومی به عنوان مهاجر خانه خریدند! چرا بیکاری زیاد شد؟ چون آن گروه دیگر مشاغل را دزدیدند! چرا جرم زیاد شده؟ چون آن دیگریها این جرائم را انجام دادند!
🔺تا وقتی دیگری محدود به «شهروندان خارجی» است میتوان این مساله را کنترل کرد. مثلا موج مهاجرت جمعیت افغانستان را کنترل کرد، اما وقتی از حالت محدود خارج شد، تبدیل به وضعیتی بغرنج میشود. قومیتهای ایرانی در هم تنیدهاند و حضور منسجمی در نقطهای معین ندارند، در نتیجه افزایش تنش به سرعت در کل کشور پدیدار میشود.
🍂 در اینجا قصد آن نیست که افراد را نصیحت کنیم. آنکه به این تئوریها دامن میزند، لابد فکر آیندهاش را کرده. از دید نگارنده که مشخص است به کجا میرسد و تنها مسئولیتی که حس میکنم هشدار است. بیش از این هشدار آرام به پزشکی میماند که به بیماری میگوید کاری را نکن و بیمار فکر میکند که پزشک قصد دارد جلوی پیشرفتش را بگیرد!
🍂 هر کس هر ایدهای دارد پیش بگیرد به شرط آن که مسئولیتش را بپذیرد. در نهایت در این روند هم ایران مستحکمتر از قبل بر سر جای خود خواهد ماند و همین کافی است. اما برای آنان که قصد دارند ایده ملی را به عنوان راه حل بپرورانند صورت مساله اصلی اینجاست:
✍🏻 #علیرضا_غلامحسینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jostarnevesht1
🍂 بحرانهای اقتصادی موجب بیکاری، فقر و ناکارآمدی در میان اقشار متوسط و فرودست میشوند. در یک ساختار بهینه این بحرانها بهانهایست برای پیدا کردن راهحل جهت از بین بردن فقر و رکود اقتصادی و بیکاری و تورم، اما وقتی راه حلی وجود ندارد، یا بر اثر بنبست راهحلهای ناکارآمد به صورت نوسانی تکرار میشوند، در این شرایط، افراد مانند کسانی که به تئوریِ «زمین تخت » را باور پیدا میکنند، مستعد ایدههای عجیب میشوند، مستقل از آن که چه اندازه واقعی باشند.
🍂 مثلا این ایده که تهرانی یا اصفهانی «حق مردم حاشیه» را خوردند، ایدهای جذاب بهنظر میرسد. اگرچه واقعی نیست. با این حال، از آنجا که تئوری کمضرر (و حتی سودمندی) است، کسی با آن مخالفت نمیکند، چون جوامع را تشویق به سرمایهگذاری بیشتر روی مناطق توسعهنیافته میکند که به نفع کشور است. اما گاهی این ایده با تئوریهای استعماری چپهای جهان سومی و فرصتطلبی سیاسیون محلی (منصفانه نقش دومی بسیار بیشتر است) به نوعی دیگرستیزی تبدیل میشود.
🍂 سیاست اتنیکی ذاتا دیگرستیز است؛ ذاتا در برابر دیگری طراحی شده تا حقش را بستاند. در نتیجه وقتی پانترکیسم یا پانکردیسم پررنگ شد، دیگر تنها در ستیز با تهران باقی نمیماند. قیمت خانه چرا افزایش پیدا کرد؟ چون دیگر گروه قومی به عنوان مهاجر خانه خریدند! چرا بیکاری زیاد شد؟ چون آن گروه دیگر مشاغل را دزدیدند! چرا جرم زیاد شده؟ چون آن دیگریها این جرائم را انجام دادند!
🔺تا وقتی دیگری محدود به «شهروندان خارجی» است میتوان این مساله را کنترل کرد. مثلا موج مهاجرت جمعیت افغانستان را کنترل کرد، اما وقتی از حالت محدود خارج شد، تبدیل به وضعیتی بغرنج میشود. قومیتهای ایرانی در هم تنیدهاند و حضور منسجمی در نقطهای معین ندارند، در نتیجه افزایش تنش به سرعت در کل کشور پدیدار میشود.
🍂 در اینجا قصد آن نیست که افراد را نصیحت کنیم. آنکه به این تئوریها دامن میزند، لابد فکر آیندهاش را کرده. از دید نگارنده که مشخص است به کجا میرسد و تنها مسئولیتی که حس میکنم هشدار است. بیش از این هشدار آرام به پزشکی میماند که به بیماری میگوید کاری را نکن و بیمار فکر میکند که پزشک قصد دارد جلوی پیشرفتش را بگیرد!
🍂 هر کس هر ایدهای دارد پیش بگیرد به شرط آن که مسئولیتش را بپذیرد. در نهایت در این روند هم ایران مستحکمتر از قبل بر سر جای خود خواهد ماند و همین کافی است. اما برای آنان که قصد دارند ایده ملی را به عنوان راه حل بپرورانند صورت مساله اصلی اینجاست:
«راه توسعه پایدار برای آن که ایران پس از این تنشها از این مرحله کامل عبور کند، چگونه است؟»
✍🏻 #علیرضا_غلامحسینی
📕انکار دیگری و هویتِ بسته
📕دربارۀ اختلافات قومی-قبیلهای
📕هشدار به مردم ایران
📕روزنهگشایان یا قومگرایانِ امتی؟
📕با قاضی پور و رئیس شورای شهر ارومیه برخورد کنید! [انتخاب نیوز]
📕خشونت با نوروز
.
#حکومت_اسلامی #نقد_چپ #سیاست #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jostarnevesht1
Telegram
نقدآگین
📘دربارۀ اختلافات قومی-قبیلهای
✍🏻#اشکان
🍂 دگرباره آتش اختلافات قومیـقبیلهای در آذربایجان غربی شعلهور شده. آن روز، گروهی از پانترکها، در واکنش به گردهمایی نوروزی هموطنان کردمان، با چوب و چماق به خیابان آمدند. به نظر میرسد فراخوان این تجمعات از سوی…
✍🏻#اشکان
🍂 دگرباره آتش اختلافات قومیـقبیلهای در آذربایجان غربی شعلهور شده. آن روز، گروهی از پانترکها، در واکنش به گردهمایی نوروزی هموطنان کردمان، با چوب و چماق به خیابان آمدند. به نظر میرسد فراخوان این تجمعات از سوی…
Telegram
نقدآگین
📘ماجرا چیست؟
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 پیش از عید همچون همه شهرهای کردستان هموطنان کرد نیز با موسیقی و ترانه و فولکلورهای دیرین خود به جنگ سیاهی و تباهی رفتند تا فرارسیدن عید و سرزندگی را به خود و هم وطنان خود تبریک بگویند. این مردم همچون همیشۀ تاریخ، همواره با رقص و شادی از خاکسترهای ققنوس خویش برخاستهاند. رقص و شادی با طبیعت و طینت این مردمان سرشتهاست.
🔻اما چند روز نگذشته، بانیان تباهی و مرگ بار دیگر سر از بلاهت خویش برآورده و چوب بهدست، نعرۀ «حیدر حیدر» سر میدهد. خود همین نعرۀ نکره بهتنهایی نشان میدهد که این جریان مرگستا، کوچکترین قرابتی با خوی و خاک ایران زمین ندارد. سردستهشان کیست؟
🍂 قاضیپور و جریانهای وابسته به سپاه که چندین سال است پروژهشان ایجاد تفرقه و نفاق و جنگ و خصومت بین کردها و ترکهای منطقه است و همیشه در مواقع حساس با تغذیۀ این گروهکهای وابسته، به فوبیای اجتماعی دامن میزنند تا مردم از ترس تجزیه و جنگ داخلی/قومی از مطالباتِ راستین خود دست بردارند و بهجای مبارزه با جرثومههای مرگآفرین و استبداد، که نمونۀ اعلایش جنبش مشروطیت بود و مشارکت سرانِ همۀ اقوام در مبارزه با استبداد، اینبار به جنگ و جانستانیِ هم بروند.
🍂 آنچه در ارومیه اتفاق افتاد، تجسم عینی فاشیسم است و کاملاً هدایتشده از سوی سپاه و جریانهای وابسته به آن است. پرسش اینجاست که اگر این جماعت نعرهزن، چنین نرهشیر تشریف دارند، پس چرا طی این چند سال مبارزه برای آزادی و حقوق راستینِ فرزندان خود و دموکراسی، دم برنیاورده اند؟ چرا هیچگونه حرکت و جنبش ایجابیای در راستای ایفای حقوق مدنی و سیاسی خود مطرح نمیکنند؟ چرا وقتی همین چند وقت پیش وقتی نمایندگانِ دستنشانده و گماشتۀ استبداد، تدریس زبانهای قومی را منتفی دانستند، هیچ حرکت اعتراضی را دامن نزدند؟ چون لگام این جماعت دست جریانهای قدرت است و رسالتشان مبارزه با دموکراسی و آرمانهای واقعی مردم ایران.
🍂 در اسفناکی این حرکات ضدمدنی و فاشیستی همین بس که قاضیپور ها راهبر و رهبر این جریانها هستند، و وای و افسوس بهحال مردمی که تجسم عینی بلاهت و حماقت راهبرشان باشد!
🔺و اما سخن آخر
فرزندان راستین آذربایجان که همواره درکنار آزادی و دموکراسی و کرامت انسانی ایستادهاند، اجازه نخواهند داد تا امثال بلاهتزدگانی چون قاضیپور که از سر امداد حاکمیت علمستیز، چند سالی بهغلط نام نمایندگی مردم آذربایجان را یدک کشیدند، بار دیگر میداندار باشند و علیه هموطنان خود نعره زنند، و هل من مبارز بطبلند، و مردم آزادی خواه آذربایجان، نوادگان شیخ خیابانیها و کسرویها و ستارخانها و آخوندزادهها و صدها مبارز آزادیخواه دیگر را، به بدنامی و ننگ ایستادن درکنار استبداد ملوث کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 پیش از عید همچون همه شهرهای کردستان هموطنان کرد نیز با موسیقی و ترانه و فولکلورهای دیرین خود به جنگ سیاهی و تباهی رفتند تا فرارسیدن عید و سرزندگی را به خود و هم وطنان خود تبریک بگویند. این مردم همچون همیشۀ تاریخ، همواره با رقص و شادی از خاکسترهای ققنوس خویش برخاستهاند. رقص و شادی با طبیعت و طینت این مردمان سرشتهاست.
🔻اما چند روز نگذشته، بانیان تباهی و مرگ بار دیگر سر از بلاهت خویش برآورده و چوب بهدست، نعرۀ «حیدر حیدر» سر میدهد. خود همین نعرۀ نکره بهتنهایی نشان میدهد که این جریان مرگستا، کوچکترین قرابتی با خوی و خاک ایران زمین ندارد. سردستهشان کیست؟
🍂 قاضیپور و جریانهای وابسته به سپاه که چندین سال است پروژهشان ایجاد تفرقه و نفاق و جنگ و خصومت بین کردها و ترکهای منطقه است و همیشه در مواقع حساس با تغذیۀ این گروهکهای وابسته، به فوبیای اجتماعی دامن میزنند تا مردم از ترس تجزیه و جنگ داخلی/قومی از مطالباتِ راستین خود دست بردارند و بهجای مبارزه با جرثومههای مرگآفرین و استبداد، که نمونۀ اعلایش جنبش مشروطیت بود و مشارکت سرانِ همۀ اقوام در مبارزه با استبداد، اینبار به جنگ و جانستانیِ هم بروند.
🍂 آنچه در ارومیه اتفاق افتاد، تجسم عینی فاشیسم است و کاملاً هدایتشده از سوی سپاه و جریانهای وابسته به آن است. پرسش اینجاست که اگر این جماعت نعرهزن، چنین نرهشیر تشریف دارند، پس چرا طی این چند سال مبارزه برای آزادی و حقوق راستینِ فرزندان خود و دموکراسی، دم برنیاورده اند؟ چرا هیچگونه حرکت و جنبش ایجابیای در راستای ایفای حقوق مدنی و سیاسی خود مطرح نمیکنند؟ چرا وقتی همین چند وقت پیش وقتی نمایندگانِ دستنشانده و گماشتۀ استبداد، تدریس زبانهای قومی را منتفی دانستند، هیچ حرکت اعتراضی را دامن نزدند؟ چون لگام این جماعت دست جریانهای قدرت است و رسالتشان مبارزه با دموکراسی و آرمانهای واقعی مردم ایران.
🍂 در اسفناکی این حرکات ضدمدنی و فاشیستی همین بس که قاضیپور ها راهبر و رهبر این جریانها هستند، و وای و افسوس بهحال مردمی که تجسم عینی بلاهت و حماقت راهبرشان باشد!
🔺و اما سخن آخر
فرزندان راستین آذربایجان که همواره درکنار آزادی و دموکراسی و کرامت انسانی ایستادهاند، اجازه نخواهند داد تا امثال بلاهتزدگانی چون قاضیپور که از سر امداد حاکمیت علمستیز، چند سالی بهغلط نام نمایندگی مردم آذربایجان را یدک کشیدند، بار دیگر میداندار باشند و علیه هموطنان خود نعره زنند، و هل من مبارز بطبلند، و مردم آزادی خواه آذربایجان، نوادگان شیخ خیابانیها و کسرویها و ستارخانها و آخوندزادهها و صدها مبارز آزادیخواه دیگر را، به بدنامی و ننگ ایستادن درکنار استبداد ملوث کنند.
📕انکار دیگری و هویتِ بسته
📕دربارۀ اختلافات قومی-قبیلهای
📕هشدار به مردم ایران
📕روزنهگشایان یا قومگرایانِ امتی؟
📕با قاضی پور و رئیس شورای شهر ارومیه برخورد کنید! [انتخاب نیوز]
📕خشونت با نوروز
.
#حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
Telegram
نقدآگین
🔻شعار:
«تبریز، باکو، آنکارا، ما کجا، کردها کجا» یا چیزی شبیه این.
🔸همانطور که پیشتر نوشتم، جدال دولت ترکیه و جمهوری اسلامی در حوادث ارومیه بیتاثیر نیست. همین چند هفته پیش، هاکان فیدان به جمهوری اسلامی هشدار داد که
«کسی که خانهاش از شیشه است به سمت…
«تبریز، باکو، آنکارا، ما کجا، کردها کجا» یا چیزی شبیه این.
🔸همانطور که پیشتر نوشتم، جدال دولت ترکیه و جمهوری اسلامی در حوادث ارومیه بیتاثیر نیست. همین چند هفته پیش، هاکان فیدان به جمهوری اسلامی هشدار داد که
«کسی که خانهاش از شیشه است به سمت…
📘فاشیسم و بیماری پارانویا
— انکار دیگری و هویتِ بسته
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 برخی فکر می کنند فاشیسم یعنی «فقدان تفاوت». انگار که آلمان و ایتالیا در دوران نازیسم و فاشیسم جوامعی خالی از تفاوت بودهاند. نباید فراموش کنیم لحظهای که نازیسم در آلمان به قدرت رسید، آلمان مهد هزاران گروه سیاسی و فکری بودهاست. بدون این که این تکثر، مانع ظهور فاشیسم در درون جامعه آلمانی و جذب میلیونها نفر به درون شبکه و شاخههای نازیسم شوند. اما فاشیسم هویتهای متفاوت را تا منتهاالیه ممکن مطلق میکند، تا چنان از هم جدا شوند که هیچ اشتراک انسانی میان آنها دیدهنشود.
🍂 فاشیسم یعنی این که نیروی گروهی نتواند بدون ساختن تصویری از دشمن به حیات خود ادامه دهد. فاشیسم به این معناست که گروهی تصویری غیرانسانی از دیگری را نشان دهند، مانند تصویر یهودیان در نزد نازیسم، تصویر کفار در اندیشه طالبان، تصویر شیعه در نظر وهابیت، و الی اخر.
🍂 فاشیسم همان «تعریف کردن خود براساس تفاوت» است. هنگامیکه از فاشیسم صحبت میکنیم، صحبت از هویتی میکنیم که رابطۀ پارانویایی با جهان دارد؛ یعنی سوژه به خشونت غیرمنطقی آبستن شدهاست. بودن یا نبودنِ «تفاوت» ربطی به وجود فاشیسم ندارد، چون تفاوت بنیاد هستیشناسی وجود است. فاشیسم «وضعیتی استثنایی در رابطه» است که از نگرش ویژه به «تفاوتها» و از رابطه با تفاوتها بهوجود میآید؛ فاشیسم «تاکیدِ بیش از اندازه» بر تفاوت است.
🍂 فاشیسم عبارت است از «فاصلهگیری زیاد از دیگری». تمایز قائلشدن مطلق است میان «من» و «تو». جدایی انسانها بر اساس «خوب و بد مطلق» است. اصرار بر تفاوت مطلق، اصرار بر «دوگانۀ بسته» است. بدون اصرار بر تفاوت، هرگز فاشیسم به وجود نمیآید. میل به «تفاوتگذاری شدید»، سازنده و خالقِ فاشیسم است.
🍂 تفاوت زمانی به دروازۀ فاشیسم بدل میشود که جنبۀ سیاسی محض داشتهباشد و با ذهنیت «من خوب» و «دیگری بد» کار کند. زمانی که در سطح فکری مناسب با تودهها حرف بزند و از شعارهای پوپولیستی استفاده کند، و رشد کاذب و قهرمان توهمی برای آنها خلق کند. کشتن تفاوتِ طبیعی در فاشیسم، از طریقِ «انکارِ» آن صورت نمیگیرد، بلکه از طریق «بیارزش جلوه دادن و تحقیر کردن و زشت انگاشتنِ تفاوت» انجام میگیرد؛ یعنی اخراج تفاوت از داخل نظام، و ساختن مرزی آهنین به دور خود که هرآنچه بیرون از آن مرز قرار بگیرد، باید ازتمامی حقوق محروم شود.
🍂 فاشیسم نادیدهگرفتن حق برخورداری از فرصتهای مساوی است. فاشیسم صنعت آفرینش «دیگر»انیست که شایستۀ زندگی کردن نیستند و شایسته آن نیستند که با سوژۀ فاشیستی مقایسه و یا یکی شمرده شوند. در اینجا، تفاوت ابزاری در خدمت دموکراسی نیست، بلکه تبدیل به ابزاری برای بنیاد نهادنِ هویتهای ازخودراضی و بسته و تنزهطلبی میشود که نخستین گام به سوی فاشیسم است.
🍂 آنچه در ارومیه با هدایت سپاه و جریانهای پانترکی وابسته به آن صورت گرفت، چیزی جز عرضاندامِ عینی فاشیسم نیست. سالهای سال است با این غدۀ بدخیم سرطانی مبارزه کردهام و هشدار دادهام که این جریان پانترکیسم، درکنار پانهای دیگر، شعلههای ویرانی این سرزمین را در زهدان خود حمل میکنند. اگر به موقعِ خود نتوان این جریانِ خطرناکِ زندگیستیز، زنستیز و آزادیستیز را مهار کرد، چیزی جز ویرانی و تباهی نصیبمان نخواهد شد. اما کجاست گوشی شنوا؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
— انکار دیگری و هویتِ بسته
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 برخی فکر می کنند فاشیسم یعنی «فقدان تفاوت». انگار که آلمان و ایتالیا در دوران نازیسم و فاشیسم جوامعی خالی از تفاوت بودهاند. نباید فراموش کنیم لحظهای که نازیسم در آلمان به قدرت رسید، آلمان مهد هزاران گروه سیاسی و فکری بودهاست. بدون این که این تکثر، مانع ظهور فاشیسم در درون جامعه آلمانی و جذب میلیونها نفر به درون شبکه و شاخههای نازیسم شوند. اما فاشیسم هویتهای متفاوت را تا منتهاالیه ممکن مطلق میکند، تا چنان از هم جدا شوند که هیچ اشتراک انسانی میان آنها دیدهنشود.
🍂 فاشیسم یعنی این که نیروی گروهی نتواند بدون ساختن تصویری از دشمن به حیات خود ادامه دهد. فاشیسم به این معناست که گروهی تصویری غیرانسانی از دیگری را نشان دهند، مانند تصویر یهودیان در نزد نازیسم، تصویر کفار در اندیشه طالبان، تصویر شیعه در نظر وهابیت، و الی اخر.
🍂 فاشیسم همان «تعریف کردن خود براساس تفاوت» است. هنگامیکه از فاشیسم صحبت میکنیم، صحبت از هویتی میکنیم که رابطۀ پارانویایی با جهان دارد؛ یعنی سوژه به خشونت غیرمنطقی آبستن شدهاست. بودن یا نبودنِ «تفاوت» ربطی به وجود فاشیسم ندارد، چون تفاوت بنیاد هستیشناسی وجود است. فاشیسم «وضعیتی استثنایی در رابطه» است که از نگرش ویژه به «تفاوتها» و از رابطه با تفاوتها بهوجود میآید؛ فاشیسم «تاکیدِ بیش از اندازه» بر تفاوت است.
🍂 فاشیسم عبارت است از «فاصلهگیری زیاد از دیگری». تمایز قائلشدن مطلق است میان «من» و «تو». جدایی انسانها بر اساس «خوب و بد مطلق» است. اصرار بر تفاوت مطلق، اصرار بر «دوگانۀ بسته» است. بدون اصرار بر تفاوت، هرگز فاشیسم به وجود نمیآید. میل به «تفاوتگذاری شدید»، سازنده و خالقِ فاشیسم است.
🍂 تفاوت زمانی به دروازۀ فاشیسم بدل میشود که جنبۀ سیاسی محض داشتهباشد و با ذهنیت «من خوب» و «دیگری بد» کار کند. زمانی که در سطح فکری مناسب با تودهها حرف بزند و از شعارهای پوپولیستی استفاده کند، و رشد کاذب و قهرمان توهمی برای آنها خلق کند. کشتن تفاوتِ طبیعی در فاشیسم، از طریقِ «انکارِ» آن صورت نمیگیرد، بلکه از طریق «بیارزش جلوه دادن و تحقیر کردن و زشت انگاشتنِ تفاوت» انجام میگیرد؛ یعنی اخراج تفاوت از داخل نظام، و ساختن مرزی آهنین به دور خود که هرآنچه بیرون از آن مرز قرار بگیرد، باید ازتمامی حقوق محروم شود.
🍂 فاشیسم نادیدهگرفتن حق برخورداری از فرصتهای مساوی است. فاشیسم صنعت آفرینش «دیگر»انیست که شایستۀ زندگی کردن نیستند و شایسته آن نیستند که با سوژۀ فاشیستی مقایسه و یا یکی شمرده شوند. در اینجا، تفاوت ابزاری در خدمت دموکراسی نیست، بلکه تبدیل به ابزاری برای بنیاد نهادنِ هویتهای ازخودراضی و بسته و تنزهطلبی میشود که نخستین گام به سوی فاشیسم است.
🍂 آنچه در ارومیه با هدایت سپاه و جریانهای پانترکی وابسته به آن صورت گرفت، چیزی جز عرضاندامِ عینی فاشیسم نیست. سالهای سال است با این غدۀ بدخیم سرطانی مبارزه کردهام و هشدار دادهام که این جریان پانترکیسم، درکنار پانهای دیگر، شعلههای ویرانی این سرزمین را در زهدان خود حمل میکنند. اگر به موقعِ خود نتوان این جریانِ خطرناکِ زندگیستیز، زنستیز و آزادیستیز را مهار کرد، چیزی جز ویرانی و تباهی نصیبمان نخواهد شد. اما کجاست گوشی شنوا؟
📕ماجرا چیست؟
📕دربارۀ اختلافات قومی-قبیلهای
📕هشدار به مردم ایران
📕روزنهگشایان یا قومگرایانِ امتی؟
📕با قاضی پور و رئیس شورای شهر ارومیه برخورد کنید! [انتخاب نیوز]
📕خشونت با نوروز
.
#حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گستاخیِ جدید اردوغان علیه ایران
🔸سخنان دیروز اردوغان که تبریز را بخشی از «جغرافیای معنوی» کشورش نامید، نهتنها تعرضی زبانی به تمامیت ارضیِ ایران، بلکه گامی دیگر در پروژۀ نئوعثمانیگری اوست. این اولین بار نیست که اردوغان بشکلی مستقیم یا غیرمستقیم، داعیههای توسعهطلبانۀ خود را در قبال ایران ابراز میکند. پیشتر نیز در جریان سخنرانیاش در باکو، شعری خواند که مفهوم آن چیزی جز حمایت از تجزیهطلبی و تهدید ایران نبود؛ یا چند روز پیش جشن نوروز باستانی ایران را جشنی ترکی معرفی کرد.
🔸مسئلۀ مهم و تأملبرانگیز، اما نه خود این ادعاهای مضحک، بلکه سکوت و انفعال مقامات جمهوری اسلامی در برابر آنهاست. به جای آنکه پاسخی قاطع و درخور به این زیادهخواهی ها داده شود، شاهد بیعملی و حتی نوعی مماشات با اردوغان هستیم. این سکوت و سیاست منفعلانه، اردوغان را روزبهروز گستاختر کردهاست، تا جایی که اکنون در توهمات خود، تبریز را بخشی از جغرافیای معنوی ترکیه میداند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🔸سخنان دیروز اردوغان که تبریز را بخشی از «جغرافیای معنوی» کشورش نامید، نهتنها تعرضی زبانی به تمامیت ارضیِ ایران، بلکه گامی دیگر در پروژۀ نئوعثمانیگری اوست. این اولین بار نیست که اردوغان بشکلی مستقیم یا غیرمستقیم، داعیههای توسعهطلبانۀ خود را در قبال ایران ابراز میکند. پیشتر نیز در جریان سخنرانیاش در باکو، شعری خواند که مفهوم آن چیزی جز حمایت از تجزیهطلبی و تهدید ایران نبود؛ یا چند روز پیش جشن نوروز باستانی ایران را جشنی ترکی معرفی کرد.
🔸مسئلۀ مهم و تأملبرانگیز، اما نه خود این ادعاهای مضحک، بلکه سکوت و انفعال مقامات جمهوری اسلامی در برابر آنهاست. به جای آنکه پاسخی قاطع و درخور به این زیادهخواهی ها داده شود، شاهد بیعملی و حتی نوعی مماشات با اردوغان هستیم. این سکوت و سیاست منفعلانه، اردوغان را روزبهروز گستاختر کردهاست، تا جایی که اکنون در توهمات خود، تبریز را بخشی از جغرافیای معنوی ترکیه میداند!
📕انکار دیگری و هویتِ بسته
📕هشدار به مردم ایران
📕روزنهگشایان یا قومگرایانِ امتی؟
📕خشونت با نوروز
.
#حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
نقدآگین
#نظرسنجی ۴۳
نظرتان دربارۀ طرح آزادی تدریس به زبان انگلیسی در "برخی مدارس خصوصی/دولتی" چیست؟ بدین معنا که برخی از مدارس تمام دروس را با کتبی به زبان انگلیسی تدریس کنند و در مدرسه نیز جز با زبان انگلیسی تدریس نشود، بجهت ایجاد تسلط حداکثری به این زبان جهانی؟
نظرتان دربارۀ طرح آزادی تدریس به زبان انگلیسی در "برخی مدارس خصوصی/دولتی" چیست؟ بدین معنا که برخی از مدارس تمام دروس را با کتبی به زبان انگلیسی تدریس کنند و در مدرسه نیز جز با زبان انگلیسی تدریس نشود، بجهت ایجاد تسلط حداکثری به این زبان جهانی؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#نظرسنجی ۴۳
نظرتان دربارۀ طرح آزادی تدریس به زبان انگلیسی در "برخی مدارس خصوصی/دولتی" چیست؟ بدین معنا که برخی از مدارس تمام دروس را با کتبی به زبان انگلیسی تدریس کنند و در مدرسه نیز جز با زبان انگلیسی تدریس نشود، بجهت ایجاد تسلط حداکثری به این زبان جهانی؟
نظرتان دربارۀ طرح آزادی تدریس به زبان انگلیسی در "برخی مدارس خصوصی/دولتی" چیست؟ بدین معنا که برخی از مدارس تمام دروس را با کتبی به زبان انگلیسی تدریس کنند و در مدرسه نیز جز با زبان انگلیسی تدریس نشود، بجهت ایجاد تسلط حداکثری به این زبان جهانی؟
#نظرسنجی ۴۴
بهنظر شما آیا بنا بر شواهد موجود و روندها، در سال ۱۴۰۴ جنگی با ایران رقم خواهد خورد؟
بهنظر شما آیا بنا بر شواهد موجود و روندها، در سال ۱۴۰۴ جنگی با ایران رقم خواهد خورد؟
Anonymous Poll
28%
۱. نه مذاکره میشود و نه جنگ؛ تحریمهای شدیدتر، فقر و قحطی، فلاکت و سقوط ارزش پول تصاعدی در پیش است
7%
۲. نه، با مذاکره حل میشود و اوضاع بهتدریج بهتر میشود
19%
۳. بله، بهصورت محدود و هدفمند، بدون تغییر نظام
14%
۴. بله، بهصورت محدود و هدفمند، با تغییر نظام
10%
۵. بله، بهصورت گسترده و با تخریب گستردۀ تاسیسات اساسی کشور، با تغییر نظام
20%
۶. نمیدانم | نتایج را ببینم
2%
۷. امسال سال ظهوره و شیعه پیروز خواهد شد
📘زبانی از آن همگان
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 زبان پارسی نو به گواهی نوشتهها، گزارشها و سندهای بهجا مانده از دورانهای پس از اسلام در پی یک خاموشی سیسدساله هماره زبان دیوانی (رسمی)[i] حکومتهای ایرانی بوده است. این پدیده چنان بدیهی بود که نویسندگان متمم قانون اساسی مشروطه نیازی ندیدند آن را همچون “بیرق رسمی” و “دین رسمی” جایی فروبنویسند. پیشتر از آن مظفرالدین شاه در فرمانی بهنام “انتظامات کلیه”در شعبان ۱۳۱۹(آبان ۱۲۸۰) نویسانده بود:
🍂 با این همه در پی اشغال ایران در سال ۱۳۲۰و پیدایی حزب مارکسیستی توده در پهنه سیاست ایرانی، دلباختگان سرزمین شوراها به فرمان استالین به گونهای سازمان یافته دست به برساختن گفتمانهایی زدند که هسته سخت همه آنها دشمنی با کیستی ایرانی در راستای تجزیه کشور بود[ii]. نخستین خاکریزی که هواداران استالین با آن روبرو بودند به مانند سرتاسر هزار سال گذشته زبان پارسی بود، که باید با افسانهسازی “زبان تحمیلی” شناسانده میشد، تحمیلی که پشتوانه آن را سرنیزه رضا شاه میخواندند. این افسانهسراییهای ایدئولوژیک همچون سنگی که دیوانهای در چاه افکند، در ۸۰ سال گذشته انبوهی از خردمندان را به خود سرگرم کرده است.
🍂 در نوشته پیش رو نشان خواهم داد که زبان پارسی نه تنها بر کسی “تحمیل” نشده، که حتا زبان یک قوم[iii] نیست و نمیتوان آن را در چارچوب آنچه که “ستم ملی”[iv] خوانده میشود بررسی کرد.
🍂 نخستین کژراهه شناختی برسازندگان این گفتمان این است که ما نه در ایران و نه در سرزمینهای پارسیگوی قومی به نام “پارسها / فارسها” با برداشت دانشگاهی و دانشنامهای آن نداریم. پارسیگویان آسیای خاوری و میانی را همان اندازه میتوان یک قوم دانست، که فرانسهگویانِ فرانسه، بلژیک، سوئیس، کِبک (کانادا)، هائیتی و نزدیک به ۲۰ کشور آفریقائی را. همانگونه که زیوندگان کشورهای انگلیسیزبان سرتاسر جهان را نمیتوان بخشی از “قوم” انگلیسی به شمار آورد.
🍂 به وارونه آن آذربایجانیها نه تنها در زبان، که در موسیقی، رقص، آئینها، جامهها، باورهای بومی و تا اندازهای در خوراکیها از دامنههای قفقاز تا زنجان و میانه دارای همانندیهای بسیارند و بدینگونه یک “قوم بهشمار میآیند. ولی بخش دیگری از ترکزبانان ایرانی که همپوشانی زبانی آنان با ترکی آذری بیش از ۹۰ درصد است، درست به دلیل ناهمانندی در نمونههایی که در پیش آوردم، خود را نه آذربایجانی، که “قشقایی” میخوانند.
🍂 همین سنجه را میتوان درباره لُرها و بختیاریها نیز بکار برد. به وارونه آن با تعریف دانشنامهای واژه “قوم” به جز زبان هیچ همانندی دیگری نمیتوانند میان پارسیگویان تایباد و بیرجند و زابل و بوشهر و آبادان و شیراز و اصفهان و یزد و کرمان یافت، چه رسد که بخواهیم مردم دوشنبه و خجند و پنجکند و هرات و مزارشریف و . . . را نیز هموندان یک قوم یگانه به شمار بیاوریم.
🍂 به زبان پارسی بازگردیم. زبان دیوانی شاهنشاهی ساسانی پارسی میانه ساسانی یا پارسیک بود، که نواده پارسی هخامنشی به شمار میآمد. این زبان...
🌐 مطالعه ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۵۴۱ واژه
@mazdakbamdadanofficial
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 زبان پارسی نو به گواهی نوشتهها، گزارشها و سندهای بهجا مانده از دورانهای پس از اسلام در پی یک خاموشی سیسدساله هماره زبان دیوانی (رسمی)[i] حکومتهای ایرانی بوده است. این پدیده چنان بدیهی بود که نویسندگان متمم قانون اساسی مشروطه نیازی ندیدند آن را همچون “بیرق رسمی” و “دین رسمی” جایی فروبنویسند. پیشتر از آن مظفرالدین شاه در فرمانی بهنام “انتظامات کلیه”در شعبان ۱۳۱۹(آبان ۱۲۸۰) نویسانده بود:
«درین مدارس عالیه تدریس علوم کلیهً بزبان فارسی است و در موقع لزوم به مناسبت آنکه زبان فرانسه در ایران از سایر السنه بیشتر متداول است بزبان فرانسه تدریس خواهد شد».
🍂 با این همه در پی اشغال ایران در سال ۱۳۲۰و پیدایی حزب مارکسیستی توده در پهنه سیاست ایرانی، دلباختگان سرزمین شوراها به فرمان استالین به گونهای سازمان یافته دست به برساختن گفتمانهایی زدند که هسته سخت همه آنها دشمنی با کیستی ایرانی در راستای تجزیه کشور بود[ii]. نخستین خاکریزی که هواداران استالین با آن روبرو بودند به مانند سرتاسر هزار سال گذشته زبان پارسی بود، که باید با افسانهسازی “زبان تحمیلی” شناسانده میشد، تحمیلی که پشتوانه آن را سرنیزه رضا شاه میخواندند. این افسانهسراییهای ایدئولوژیک همچون سنگی که دیوانهای در چاه افکند، در ۸۰ سال گذشته انبوهی از خردمندان را به خود سرگرم کرده است.
🍂 در نوشته پیش رو نشان خواهم داد که زبان پارسی نه تنها بر کسی “تحمیل” نشده، که حتا زبان یک قوم[iii] نیست و نمیتوان آن را در چارچوب آنچه که “ستم ملی”[iv] خوانده میشود بررسی کرد.
🍂 نخستین کژراهه شناختی برسازندگان این گفتمان این است که ما نه در ایران و نه در سرزمینهای پارسیگوی قومی به نام “پارسها / فارسها” با برداشت دانشگاهی و دانشنامهای آن نداریم. پارسیگویان آسیای خاوری و میانی را همان اندازه میتوان یک قوم دانست، که فرانسهگویانِ فرانسه، بلژیک، سوئیس، کِبک (کانادا)، هائیتی و نزدیک به ۲۰ کشور آفریقائی را. همانگونه که زیوندگان کشورهای انگلیسیزبان سرتاسر جهان را نمیتوان بخشی از “قوم” انگلیسی به شمار آورد.
🍂 به وارونه آن آذربایجانیها نه تنها در زبان، که در موسیقی، رقص، آئینها، جامهها، باورهای بومی و تا اندازهای در خوراکیها از دامنههای قفقاز تا زنجان و میانه دارای همانندیهای بسیارند و بدینگونه یک “قوم بهشمار میآیند. ولی بخش دیگری از ترکزبانان ایرانی که همپوشانی زبانی آنان با ترکی آذری بیش از ۹۰ درصد است، درست به دلیل ناهمانندی در نمونههایی که در پیش آوردم، خود را نه آذربایجانی، که “قشقایی” میخوانند.
🍂 همین سنجه را میتوان درباره لُرها و بختیاریها نیز بکار برد. به وارونه آن با تعریف دانشنامهای واژه “قوم” به جز زبان هیچ همانندی دیگری نمیتوانند میان پارسیگویان تایباد و بیرجند و زابل و بوشهر و آبادان و شیراز و اصفهان و یزد و کرمان یافت، چه رسد که بخواهیم مردم دوشنبه و خجند و پنجکند و هرات و مزارشریف و . . . را نیز هموندان یک قوم یگانه به شمار بیاوریم.
🍂 به زبان پارسی بازگردیم. زبان دیوانی شاهنشاهی ساسانی پارسی میانه ساسانی یا پارسیک بود، که نواده پارسی هخامنشی به شمار میآمد. این زبان...
🌐 مطالعه ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۵۴۱ واژه
@mazdakbamdadanofficial
📕همتافتگی نوروز با ایدههای ایرانی
📕سخنی با فریبخوردگان
.
#نقد_فرهنگ #نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
زبانی از آن همگان
دکتر محسن بنائی بنیاد میراث پاسارگاد سال ۲۵۸۴ (۱۴۰۴/ 2025) را سال بزرگداشت زبان پارسی نامیده است. به این بهانه نوشته زیر که چکیدهای فشرده از کتابی در دست نگارش است به همه دوستداران زبان پارسی پیشکش میشود. [ادامه از تلگرام نقدآگین] به زبان پارسی بازگردیم.…
📘عجم زنده داریم بدین پارسی
— چالش تاریخی زبان و خط نوشتاری پارسی
✍🏻 #آرمین_لنگرودی
🔻کمابیش در سیستم آموزشی همهٔ کشورهای امروزی، توانایی فرهنگی در چهارچوب توانایی «خواندن و نوشتن» برداشت میشود. بنابر همین نگرش، گونهٔ «دستوریِ» زبان بعنوان تنها شیوهٔ «درست»، «بایسته» و «استاندارد» در فرهنگ معرفی شده و بر مبنای آن، زبان آوایی ناگزیر به پیروی از این زبان استاندارد میگردد. این نگرش، اگرچه امروزه درست مینماید، ولی بازگوی تاریخی روند پیدایش زبان و خط نیست:
▪️ از دیدگاه فیلوژنتیک-تاریخی، «انسان خردمند» نخست آغاز به «سخن گفتن» کرد و سپس به آفرینش فن تکنیکی «نگاشتن» آن پرداخت.
▪️ از دیدگاه زیستشناسی هم، تمامی انسانها نخست سخن گفتن را میآموزند و سپس خواندن و نوشتن را.
▪️ از دیدگاه کاربردی و ساختاری نیز، زبان گفتاری پیشفرضِ سامانمندیِ همهٔ سیستمهای نگارشی است.
🍂 روی هم رفته میتوان گفت، زمانیکه انسان برای جابجایی پیامها و اندیشهها -خواه بنابر دوریِ جایگاه اجتماعی، مکانی و یا زمانی - از پیوند نزدیک بیبهره گردید، نیازمند به یک خط نگارشی شد. بگفتهٔ دیگر؛ آنجا که آواها نارسا مینمودند، انسان آغاز به نوشتن کرد. راه پیشرفت خط نگارشی نیز، بنابر تاریخ آن، با شیوههای «نگاریک» یا ترسیمی آغاز و رفتهرفته و در نتیجهٔ تبادل تجربه با زبانها و فرهنگهای دیگر نمودهای پیچیدهتر و بهتری بخود گرفت.
🍂 از آنجا که هستیِ زبانها به داشتنِ الزامی یک خط (زباننگاره) وابسته نبود، تلاشی هم از سوی تکتک آنها برای داشتن یک خط ویژه برای خود نشد. اینگونه بود، که در درازای تاریخ، بسیاری از زبانها از نگارههای یکدیگر برای نگارشِ خود وام میگرفتند. در همین راستا جایگزین کردن الفبای نگارشی یک زبان هم نمیتوانست در کوتاه- یا دراز-مدت، دگرگونی ژرفی در چونیِ آن بوجود آورد. از اینرو، در پژوهش پیرامون چیستیِ یک زبان، فاکتور خطِ نوشتاریِ آنچنان برجسته نمیگردد، چرا که «نگاشتن»، تنها یک ابزار برای «دیدن» یک زبان بوده است.
🔻از «زبان تیره» تا «زبان چیره»
اجازه دهید برای باز نمودن چگونگیِ پیوند زبان گویشی مردم یک «تیره» با یک زبان «چیره» و همچنین «خط» مربوط به آنها، با نمونهای از تاریخ سرزمینمان آغاز کنیم: همانگونه که برای بسیاری آشناست، استوانهٔ بجا مانده از کوروش کبیر، نه به زبان پارسی، بلکه به زبان اَکَدی و با خط میخی نوشته شده است.
🌐 مطالعه ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
🔖 ۲۳۲۳ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چالش تاریخی زبان و خط نوشتاری پارسی
✍🏻 #آرمین_لنگرودی
🔻کمابیش در سیستم آموزشی همهٔ کشورهای امروزی، توانایی فرهنگی در چهارچوب توانایی «خواندن و نوشتن» برداشت میشود. بنابر همین نگرش، گونهٔ «دستوریِ» زبان بعنوان تنها شیوهٔ «درست»، «بایسته» و «استاندارد» در فرهنگ معرفی شده و بر مبنای آن، زبان آوایی ناگزیر به پیروی از این زبان استاندارد میگردد. این نگرش، اگرچه امروزه درست مینماید، ولی بازگوی تاریخی روند پیدایش زبان و خط نیست:
▪️ از دیدگاه فیلوژنتیک-تاریخی، «انسان خردمند» نخست آغاز به «سخن گفتن» کرد و سپس به آفرینش فن تکنیکی «نگاشتن» آن پرداخت.
▪️ از دیدگاه زیستشناسی هم، تمامی انسانها نخست سخن گفتن را میآموزند و سپس خواندن و نوشتن را.
▪️ از دیدگاه کاربردی و ساختاری نیز، زبان گفتاری پیشفرضِ سامانمندیِ همهٔ سیستمهای نگارشی است.
🍂 روی هم رفته میتوان گفت، زمانیکه انسان برای جابجایی پیامها و اندیشهها -خواه بنابر دوریِ جایگاه اجتماعی، مکانی و یا زمانی - از پیوند نزدیک بیبهره گردید، نیازمند به یک خط نگارشی شد. بگفتهٔ دیگر؛ آنجا که آواها نارسا مینمودند، انسان آغاز به نوشتن کرد. راه پیشرفت خط نگارشی نیز، بنابر تاریخ آن، با شیوههای «نگاریک» یا ترسیمی آغاز و رفتهرفته و در نتیجهٔ تبادل تجربه با زبانها و فرهنگهای دیگر نمودهای پیچیدهتر و بهتری بخود گرفت.
🍂 از آنجا که هستیِ زبانها به داشتنِ الزامی یک خط (زباننگاره) وابسته نبود، تلاشی هم از سوی تکتک آنها برای داشتن یک خط ویژه برای خود نشد. اینگونه بود، که در درازای تاریخ، بسیاری از زبانها از نگارههای یکدیگر برای نگارشِ خود وام میگرفتند. در همین راستا جایگزین کردن الفبای نگارشی یک زبان هم نمیتوانست در کوتاه- یا دراز-مدت، دگرگونی ژرفی در چونیِ آن بوجود آورد. از اینرو، در پژوهش پیرامون چیستیِ یک زبان، فاکتور خطِ نوشتاریِ آنچنان برجسته نمیگردد، چرا که «نگاشتن»، تنها یک ابزار برای «دیدن» یک زبان بوده است.
🔻از «زبان تیره» تا «زبان چیره»
اجازه دهید برای باز نمودن چگونگیِ پیوند زبان گویشی مردم یک «تیره» با یک زبان «چیره» و همچنین «خط» مربوط به آنها، با نمونهای از تاریخ سرزمینمان آغاز کنیم: همانگونه که برای بسیاری آشناست، استوانهٔ بجا مانده از کوروش کبیر، نه به زبان پارسی، بلکه به زبان اَکَدی و با خط میخی نوشته شده است.
🌐 مطالعه ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
🔖 ۲۳۲۳ واژه
📕زبانی از آن همگان
📕همتافتگی نوروز با ایدههای ایرانی
📕سخنی با فریبخوردگان
.
#نقد_فرهنگ #نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
عجم زنده داریم بدین پارسی
ـ چالش تاریخی زبان و خط نوشتاری پارسی از «زبان تیره» تا «زبان چیره» اجازه دهید برای باز نمودن چگونگیِ پیوند زبان گویشی مردم یک «تیره» با یک زبان «چیره» و همچنین «خط» مربوط به آنها، با نمونهای از تاریخ سرزمینمان آغاز کنیم: همانگونه که برای بسیاری آشناست،…
🍂 کاملا درسته. هوشنگ سیحون فخر معماری مدرن ایرانه.
🍂 خیلی از معمارهای بزرگ دنیا معتقد بودن که بزرگترین چالش برای یک معمار، ساخت اثری هست که «تایملِس» باشه. یعنی با گذر زمان از چشم نیافته. هوشنگ سیحون یکی از معدود معمارهای تاریخ ایرانه که تونسته چنین آثاری رو از خودش به جا بذاره.
✍🏻 #رشنالیست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Rationalisti1
🍂 خیلی از معمارهای بزرگ دنیا معتقد بودن که بزرگترین چالش برای یک معمار، ساخت اثری هست که «تایملِس» باشه. یعنی با گذر زمان از چشم نیافته. هوشنگ سیحون یکی از معدود معمارهای تاریخ ایرانه که تونسته چنین آثاری رو از خودش به جا بذاره.
✍🏻 #رشنالیست
📺 معماری اسلامی وجود ندارد -هوشنگ سیحون-
📺 عبارت «معماریِ ایرانی-اسلامی» به چه معناست؟
.
#آخوندیسم #حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Rationalisti1
📘عظمت کار فردوسی و مسألۀ مسلمانی
✍🏻 #بامداد_اعتماد
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #بامداد_اعتماد
📕شاهنامه یا فردوسینامه
📕حاشیهای بر کتاب «شاهنامۀ فردوسی و فلسفه تاریخ ایران»
📕مام میهن و روشنفکرانِ سترون
📕ایراناندیشان سرافکنده در برابر ایرانبانان سرافراز
📺 هویت ملیِ ایران و دشمنانش
📺 فردوسی یا مولوی (قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم)
.➖➖➖
#حکومت_اسلامی #ایران
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 قم چطور مسلمان شد؟ (+)
🎙متن، تدوین و گویندگی: محسن ظهوری
🔸هفتاد نفر با دشنههایی در دست به سوی روستاها میروند. شب جشن است و ایرانیان شاد و سرخوش. آنها خبر ندارند که آفتاب فردا، برایشان روزگار دیگری خواهد آورد. روزگاری متفاوت با زمانی که یزدانپادار حکمرانی میکرد، همان کسی که نامش را در اسناد کهنی به خط پهلوی دیدهایم و کتابی تاریخی هم از او و کارهایش یاد کرده. از تصمیمی گفته که او برای آمدن اعراب خاندان اشعری گرفت و از عاقبت وحشتناکی که بر سر ایرانیان ناحیه قم آمد. داستانی که امروزه، آن را با سانسورهای فراوان روایت میکنند.
▪️توضیح: حجاج ابن یوسف رو به اشتباه «خلیفه» گفتم که واژه درست «نماینده خلیفه» بود که موقع خوندن اشتباه شدهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙متن، تدوین و گویندگی: محسن ظهوری
🔸هفتاد نفر با دشنههایی در دست به سوی روستاها میروند. شب جشن است و ایرانیان شاد و سرخوش. آنها خبر ندارند که آفتاب فردا، برایشان روزگار دیگری خواهد آورد. روزگاری متفاوت با زمانی که یزدانپادار حکمرانی میکرد، همان کسی که نامش را در اسناد کهنی به خط پهلوی دیدهایم و کتابی تاریخی هم از او و کارهایش یاد کرده. از تصمیمی گفته که او برای آمدن اعراب خاندان اشعری گرفت و از عاقبت وحشتناکی که بر سر ایرانیان ناحیه قم آمد. داستانی که امروزه، آن را با سانسورهای فراوان روایت میکنند.
▪️توضیح: حجاج ابن یوسف رو به اشتباه «خلیفه» گفتم که واژه درست «نماینده خلیفه» بود که موقع خوندن اشتباه شدهاست.
.
#آینه_تایخ #نقد_اسلام #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 گفتگوی کوروش با یک امامزاده (+)
🎙#نیما_قاسمی
🔸حمله به جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، اوج بیخردی پنجاه و هفتیها را بر آفتاب میافکند و ایرانستیزی برخی از آنها را آشکار میکند. این جشنها که با هدف معرفی ایران به عنوان تمدنی کهن تدارک شده بود تلاش میکرد پیامی را برساند: ایران، متمایز از کشورهای عربیست و اسلام تنها بخشی از تاریخ آن است. هویت ایرانی، به هویت اسلامی قابل تقلیل نیست و تقید به حقوق بشر در سوابق باستانی ایران قابل ردیابیست.
🔸مخاطبان این پیام ارزشمند، هم ملتهای جهان بودند و هم خود ملت ایران! افسوس که تا این لحظه، آنها که میخواستند ایران را فدای اهداف ایدئولوژیک اسلامگرایانه خود بکنند، با حذف نشان شیر و خورشید از پرچم ایرانیان و جایگزینی آن با «الله» شروع کردند و منابع انسانی و طبیعی این کشور را در چاههای غزه و لبنان ریختند.
🔸جشنهای ۲۵۰۰ ساله که طی چهار روز در مهرماه ۱۳۵۰ خورشیدی برگزار شد، تصویر ایران و ایرانی را در جهان ارتقاء بخشید و امواج تازهای از جهانگردان بینالملی را در سالهای بعد به کشور آورد و به صنعت گردشگری کمک شایان نمود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#نیما_قاسمی
🔸حمله به جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، اوج بیخردی پنجاه و هفتیها را بر آفتاب میافکند و ایرانستیزی برخی از آنها را آشکار میکند. این جشنها که با هدف معرفی ایران به عنوان تمدنی کهن تدارک شده بود تلاش میکرد پیامی را برساند: ایران، متمایز از کشورهای عربیست و اسلام تنها بخشی از تاریخ آن است. هویت ایرانی، به هویت اسلامی قابل تقلیل نیست و تقید به حقوق بشر در سوابق باستانی ایران قابل ردیابیست.
🔸مخاطبان این پیام ارزشمند، هم ملتهای جهان بودند و هم خود ملت ایران! افسوس که تا این لحظه، آنها که میخواستند ایران را فدای اهداف ایدئولوژیک اسلامگرایانه خود بکنند، با حذف نشان شیر و خورشید از پرچم ایرانیان و جایگزینی آن با «الله» شروع کردند و منابع انسانی و طبیعی این کشور را در چاههای غزه و لبنان ریختند.
🔸جشنهای ۲۵۰۰ ساله که طی چهار روز در مهرماه ۱۳۵۰ خورشیدی برگزار شد، تصویر ایران و ایرانی را در جهان ارتقاء بخشید و امواج تازهای از جهانگردان بینالملی را در سالهای بعد به کشور آورد و به صنعت گردشگری کمک شایان نمود.
📕خوکها در خیابان
📺 چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟! -۵۷یها چه را نمیفهمند؟-
📺 جشنوارۀ «هنر شیراز» و شایعۀ سکس بر صحنۀ یک نمایش: «خوک، بچه و آتش»
📺 حکومت پهلوی چگونه موجب تحول هنر ایران شد؟
📻 پنجاهوهفتیها کیستند؟
📻 ریشهیابی حماقت ۵۷
📻 آیا محمدرضا شاه دیکتاتور بود؟
.
#آینه_تاریخ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تاریخِ تخت جمشید (+)
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 مقدمه
01:16 سازههای پیش از تخت جمشید
03:50 داریوش و تخت جمشید
05:55 کاخهای تخت جمشید
10:18 جواب به ادعای مضحک
13:49 تخت جمشید چگونه ساخته شد؟
18:48 آیا تخت جمشید آتش گرفت؟
24:43 تخت جمشید بعد از اسلام
29:00 پایان
▪️منبع
کتاب راهنمای تخت جمشید شاپور شهبازی، جلد اول معماری ایرانی آسیه جوادی
🌾 @Naqdagin
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 مقدمه
01:16 سازههای پیش از تخت جمشید
03:50 داریوش و تخت جمشید
05:55 کاخهای تخت جمشید
10:18 جواب به ادعای مضحک
13:49 تخت جمشید چگونه ساخته شد؟
18:48 آیا تخت جمشید آتش گرفت؟
24:43 تخت جمشید بعد از اسلام
29:00 پایان
▪️منبع
کتاب راهنمای تخت جمشید شاپور شهبازی، جلد اول معماری ایرانی آسیه جوادی
.➖➖➖
#ایران #آینه_تاریخ#معماری #تخت_جمشید #داریوش #کوروش #پاسارگاد
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پشت پردۀ وحی: قرآن از کجا اومده؟
🎙#فردزیلا
🔸با یه نگاه دقیق و بیطرفانه، میریم سراغ شباهتهای حیرتانگیز بین قرآن و متون یهودی یه مثال خیلی جالب رو با هم بررسی میکنیم.
🔸نشون میدیم که چطور ممکنه پیامبر اسلام، با وجود بیسواد بودن ظاهری، از طریق ارتباط با جوامع یهودی اون زمان، با این مفاهیم آشنا شده باشه. و مهمتر از اون، به این سوال میپردازیم که اگه مسلمونا ادعا میکنن خاخامها تورات رو تحریف کردن و تورات شفاهی رو از خودشون درآوردن، پس چرا قرآن اینقدر شبیه به این منابع به اصطلاح دروغینه؟
🔺البته نکتهای که فردزیلا بطور جدی بدان وارد نمیشود این است که قرآن بهاحتمال زیاد به شخصیتی برساختۀ سیرهها (محمد) که ردی از او در تاریخ موجود نیست مربوط نمیشود و با یک متن مکتوب و ترجمهشده (نه سخنانِ شفاهی مکتوبشده) مواجهیم، که طی پروسهای چند دهساله توسط مولفان مختلف و برای پاسخگویی به مسائل روز شکل گرفتهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#فردزیلا
🔸با یه نگاه دقیق و بیطرفانه، میریم سراغ شباهتهای حیرتانگیز بین قرآن و متون یهودی یه مثال خیلی جالب رو با هم بررسی میکنیم.
🔸نشون میدیم که چطور ممکنه پیامبر اسلام، با وجود بیسواد بودن ظاهری، از طریق ارتباط با جوامع یهودی اون زمان، با این مفاهیم آشنا شده باشه. و مهمتر از اون، به این سوال میپردازیم که اگه مسلمونا ادعا میکنن خاخامها تورات رو تحریف کردن و تورات شفاهی رو از خودشون درآوردن، پس چرا قرآن اینقدر شبیه به این منابع به اصطلاح دروغینه؟
🔺البته نکتهای که فردزیلا بطور جدی بدان وارد نمیشود این است که قرآن بهاحتمال زیاد به شخصیتی برساختۀ سیرهها (محمد) که ردی از او در تاریخ موجود نیست مربوط نمیشود و با یک متن مکتوب و ترجمهشده (نه سخنانِ شفاهی مکتوبشده) مواجهیم، که طی پروسهای چند دهساله توسط مولفان مختلف و برای پاسخگویی به مسائل روز شکل گرفتهاست.
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📺 سروش در ترازو: قرآن: تجربۀ نبوی یا کپیپیستهایی ناشیانه؟
📺 پژوهشی در قرآن (جلسۀ ۱۳)
📺 افسانهٔ اصحاب فیل
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 کدام محمد؟
📺 محمد: رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 ذوالقرنین قرآن کپی «رمانس اسکندر»
📺 مؤلفان قرآن («عیسی و انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
.
#نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن
— مصاحبۀ استاد #محمد_المسیح با #حامد_عبدالصمد
🎞 [در یوتیوب نقدآگین]
🔻سورۀ فیل کاملا قهریست و هیچ جزئیاتی از هویت «اصحاب فیل» و چرایی واقعه گزارش نمیکند، اما برای تاریخ اسلام سورهای بس مهم است؛ چرا که تمهیدیست برای ولادت محمد تا مثل عیسی برایش تاریخ تولدی با معجزه-کرامت جعل شود.
🔻به همین دلیل تازه پس از سده یکِ «تاریخ عربی»، سر و کلۀ مؤلفانِ سیرۀ محمد و مفسران قرآن برای نوشتنِ داستانی بسیار مفصلتر از سوره فیل پیدا میشود؛ داستانی که تناقضات حیرتآوری با عقل سلیم دارد.
🔻طبق داستانسرایی تاریخ رستگاری، الله از کعبه هنگامیکه پر از بت و ضلالت بود، در مقابل پادشاه موحد مسیحی حفاظت کرد، اما هنگامی که قرامطه کعبه را منهدم کردند و حجرالاسود را دزدیدند، در حال تماشای این صحنهٔ دراماتیک بود(!) و هنگامی که حَجاج، کعبه را با منجنیق ویران کرد، گفت: «چون جنگ برادرای مسلمونه، لازم نکرده من دخالت کنم!» و در مقابل بارها تخریب کعبه با سیلی که ملائکهاش از روی حواسپرتی فرستاده بودند نیز کمافیالسابق به سکوت ازلی-ابدیاش ادامه داد!
🔻عبدالصمد، با طرح پرسشهایی از استاد محمد المسیح چگونگی شکلگیری این داستان در تاریخ و نتیجتن، نحوه شکلگیری تاریخ افسانهای قرآن را روشن میسازد.
🔻ابعاد و چرایی وجوه مسیحی-رومی و ایرانستیزانه قرآن (در کنار اقتباسات پرشمارش از متون زرتشتی - بایبلی) مدتها موضوع کاوش و پرسش من بودهاست. در سوره روم و در سوره فیل، بهدرجات میتوان همین وجه را مشاهده کرد؛ چیزی که کمتر ایرانیان بدان توجه میکنند و اگر توجه کنند نیز چونان علی شریعتی، با نوعی سوگیری مثبت اسلامی از آن یاد میکنند و راه را برای پرسشهایی که طرحشان، حداقل برای یک ایرانی (فارغ از عقیدهاش) ضروریست، میبندند.
🔻اصحاب فیل و «ابرهه/ابراهام»، داستانی پیرامون سرداری یمنی نیست؛ بلکه بنا به شواهد و به احتمال بالا، برگرفته شده از متنی غلوآمیز و جعلی از کشیشان مسیحی پس از جنگ با ارتش بهرام چوبین (شاه-سردار نابغه جنگ در تاریخ) است که به جنگ با رومیان مسیحی رفته بود و در این رویارویی، سپاه ارمنی، جزو عوامل مؤثر در پیروزی رومیان و شکست ایرانیان بودند. بعدتر این متن غلوآمیز توسط سیرهنویسان مسلمان بعنوان واقعیت تاریخی بیان شده تا برای کعبه-مکه، نوعی تاریخ تقدس و وجود تاریخی دراز دامن جعل کنند.
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #عبدالله
📖 نامه موشغ به بهرام در کتاب تاریخ سبئوس آر دبلیو تامسون
🔻این عقیده برای یهودیان و مسیحیان نیز شناخته شدهاست؛ همانطور که در کتاب «چهارم مکابیان» داستانی از حاکم یونانی آپولونیوس و آزار و اذیت وی در مورد یهودیان را در آن یاد می کنند و روایت شده:
🌐 مطالعه ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۳۰ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مصاحبۀ استاد #محمد_المسیح با #حامد_عبدالصمد
🎞 [در یوتیوب نقدآگین]
🔻سورۀ فیل کاملا قهریست و هیچ جزئیاتی از هویت «اصحاب فیل» و چرایی واقعه گزارش نمیکند، اما برای تاریخ اسلام سورهای بس مهم است؛ چرا که تمهیدیست برای ولادت محمد تا مثل عیسی برایش تاریخ تولدی با معجزه-کرامت جعل شود.
🔻به همین دلیل تازه پس از سده یکِ «تاریخ عربی»، سر و کلۀ مؤلفانِ سیرۀ محمد و مفسران قرآن برای نوشتنِ داستانی بسیار مفصلتر از سوره فیل پیدا میشود؛ داستانی که تناقضات حیرتآوری با عقل سلیم دارد.
🔻طبق داستانسرایی تاریخ رستگاری، الله از کعبه هنگامیکه پر از بت و ضلالت بود، در مقابل پادشاه موحد مسیحی حفاظت کرد، اما هنگامی که قرامطه کعبه را منهدم کردند و حجرالاسود را دزدیدند، در حال تماشای این صحنهٔ دراماتیک بود(!) و هنگامی که حَجاج، کعبه را با منجنیق ویران کرد، گفت: «چون جنگ برادرای مسلمونه، لازم نکرده من دخالت کنم!» و در مقابل بارها تخریب کعبه با سیلی که ملائکهاش از روی حواسپرتی فرستاده بودند نیز کمافیالسابق به سکوت ازلی-ابدیاش ادامه داد!
🔻عبدالصمد، با طرح پرسشهایی از استاد محمد المسیح چگونگی شکلگیری این داستان در تاریخ و نتیجتن، نحوه شکلگیری تاریخ افسانهای قرآن را روشن میسازد.
🔻ابعاد و چرایی وجوه مسیحی-رومی و ایرانستیزانه قرآن (در کنار اقتباسات پرشمارش از متون زرتشتی - بایبلی) مدتها موضوع کاوش و پرسش من بودهاست. در سوره روم و در سوره فیل، بهدرجات میتوان همین وجه را مشاهده کرد؛ چیزی که کمتر ایرانیان بدان توجه میکنند و اگر توجه کنند نیز چونان علی شریعتی، با نوعی سوگیری مثبت اسلامی از آن یاد میکنند و راه را برای پرسشهایی که طرحشان، حداقل برای یک ایرانی (فارغ از عقیدهاش) ضروریست، میبندند.
🔻اصحاب فیل و «ابرهه/ابراهام»، داستانی پیرامون سرداری یمنی نیست؛ بلکه بنا به شواهد و به احتمال بالا، برگرفته شده از متنی غلوآمیز و جعلی از کشیشان مسیحی پس از جنگ با ارتش بهرام چوبین (شاه-سردار نابغه جنگ در تاریخ) است که به جنگ با رومیان مسیحی رفته بود و در این رویارویی، سپاه ارمنی، جزو عوامل مؤثر در پیروزی رومیان و شکست ایرانیان بودند. بعدتر این متن غلوآمیز توسط سیرهنویسان مسلمان بعنوان واقعیت تاریخی بیان شده تا برای کعبه-مکه، نوعی تاریخ تقدس و وجود تاریخی دراز دامن جعل کنند.
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #عبدالله
📖 نامه موشغ به بهرام در کتاب تاریخ سبئوس آر دبلیو تامسون
«پادشاهی از آن خداست و آن را به هر کس که خود مصلحت بداند، عطا میکند، اما تو باید برای خویشتن خویش دریغ خوری؛ نه برای ما.🔺اگر به پیام موشغ توجه کنیم واضح است که پیام بهگونهای تدوین شدهاست که منعکس کننده عقاید دینی باشد. شاید این پیام را به موشغ نسبت دادهاند و از زبان موشغ نباشد و توسط یکی از راهبان مطابق با اعتقاد یهودی-مسیحی (پس از واقعه) نوشته شده باشد که ایده جنگجویان پیروز را با ارتشهایی از آسمان ترویج می کنند و سپس آن را به حاکم ارمنی نسبت دادهاند تا هالهای از تقدس را بر آن واقعه تاریخی اضافه کند.
تو را به لافزنی میشناسم. تو بر خدا تکیه نمیکنی و تكيهات بر دل و زور پیلان است، اما به تو گفته باشم که فردا، به خواست خدا، رزممردان دلیر، کار تو را خواهد ساخت و آنان همانند «ابرهای غران آسمانی» بر سر تو و انبوه پیلانت فرو خواهند آمد.
مصاف سهمگین و مرگباری درخواهد گرفت؛ جنگجویان سوار بر اسبان سپید با خنجرهای بران به تو حملهور خواهند شد، و سپاه تو را همچون صاعقهها که از آسمان بر زمین میزند و هر بوتهای را، خشک باشد یا تر، در دشت باشد یا در جنگل، به یکسان به آتش می کشد، خواهند سوزاند.
اگر خداوند بخواهد طوفان سهمناکی خواهد وزید و سپاهیان تو را مانند گرد و غبار خواهد پراکند و گنجهای شاهانه هم به کاخ پادشاه بازخواهد گشت».
🔻این عقیده برای یهودیان و مسیحیان نیز شناخته شدهاست؛ همانطور که در کتاب «چهارم مکابیان» داستانی از حاکم یونانی آپولونیوس و آزار و اذیت وی در مورد یهودیان را در آن یاد می کنند و روایت شده:
🌐 مطالعه ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۳۰ واژه
.
#نقد_قرآن #ایران #آینه_تاریخ #ایرانستیز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
دین عقلانی
🔴 هجوم میلیونها حشره به خانۀ خدا
🕰 4 فروردین 1404
https://t.me/dineaqlani
🕰 4 فروردین 1404
https://t.me/dineaqlani
📘چالشهای تاریخی-فلسفی سورۀ فیل
🔸از هجوم سپاه ابرهه تا هجوم میلیونها سوسک به مسجدالحرام
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
🔸سورۀ فیل از سورههای قرآن است که به روایت حملۀ سپاه ابرهه به مکه و نابودی آنها توسط پرندگانی که سنگهایی حمل میکردند، میپردازد. این سوره بعنوان شاهدی بر مداخلۀ الهی برای حفاظت از کعبه تفسیر شده، اما از دیدگاه بروندینی و انتقادی، این روایت با چالشهای تاریخی-فلسفی مهمی روبهروست که اینک بررسی میشود.
1️⃣ ساخت کعبه از سوی بشر و انتساب آن به خدا
🔻در متون دینی، کعبه "خانه خدا" خوانده میشود، اما از نظر تاریخی-فلسفی، این عنوان با چالشهای جدی روبهرو است:
▪️دستساخت بشر بودن کعبه
روایتهای اسلامی اذعان دارند که کعبه توسط ابراهیم-اسماعیل ساخته شده. این نشان میدهد که این بنا ساختۀ بشر است، نه مخلوقی الهی. پرسش اینجاست که اگر انسان یک بنا را میسازد، چگونه میتوان آن را "خانۀ خدا" نامید؟ [نقدآگین: اشکال جدیتر اینجاست که قدمت مکه و کعبه و سفر بیش از هزار کیلومتری ابراهیم را نه بایبل تایید میکند، نه باستانشناسی و تاریخ].
▪️مقایسۀ کعبه با دیگر اماکن مقدس
در ادیان مختلف، معابد بعنوان اماکن مقدس شناخته شدهاند. اما اگر یک بنا واقعاً خانۀ خدا باشد، باید تفاوتی اساسی با سایر بناها داشتهباشد؛ درحالیکه کعبه، همانند سایر بناها، در معرض ویرانی، بازسازی و حتی آلودگی زیستی قرار دارد.
2️⃣ ویرانی مکرر کعبه با مضمون سورۀ فیل
🔻سورۀ فیل روایت میکند که خداوند مانع از ویرانی کعبه بدست سپاه ابرهه شد. اما تاریخ نشان میدهد که این بنا بارها در معرض ویرانی قرار گرفته:
▪️ویرانی خانۀ خدا بر اثر سیلهای متعدد
در طول تاریخ، سیلهای شدید بارها کعبه را ویران کردهاند. گزارشهای تاریخی از قرون اولیه اسلام تا دوران معاصر، نشاندهندۀ تخریبهای گستردهای در اثر سیلابهای مکه است.
▪️ویرانی خانۀ خدا بر اثر حملۀ نظامی
در سال ۶۸۳ میلادی، سپاه اموی در نبرد با ابن زبیر، کعبه را با منجنیق ویران کرد. همچنین در سال ۹۳۰ میلادی، قرامطه نهتنها به مکه حمله کردند، بلکه حجرالاسود را دزدیده و برای سالها نزد خود نگه داشتند. اگر خدا در برابر سپاه ابرهه مداخله کرد، چرا در برابر این حملات که بطور مستقیم تقدس کعبه را زیر سؤال میبرد، سکوت کرد؟
▪️هجوم سوسکها به مسجدالحرام
در دوران معاصر، یکی از رویدادها، هجوم گستردۀ سوسکها به مسجدالحرام بود که باعث فرار نمازگزاران شد. این اتفاق پرسشهای جدی دربارۀ حفظ الهی کعبه مطرح میکند. چرا خداوند در برابر سپاه ابرهه پرندگان را برای نابودی مهاجمان فرستاد، اما در برابر حملۀ گستردۀ سوسکها به مسجدالحرام اقدامی نکرد؟ آیا پرندگان مأمور حفاظت الهی فقط علیه انسانها فعالاند و در برابر حشرات بیاثرند؟
3️⃣ حفظ بنای مصنوع بشر، اما مصونیت خود مصنوعات خدا از بیماری و مرگ
🔻فرضیۀ مداخلۀ الهی برای حفاظت از کعبه، پرسش مهمی را دربارۀ عدالت و اولویتبندی خداوند مطرح میکند:
▪️حفاظت از بنای مصنوع انسان، اما عدم حفاظت از انسانهای مخلوق خدا
درحالیکه روایت سورۀ فیل بر حفظ کعبه تأکید دارد، تاریخ نشان داده که انسانها همواره در معرض بلایا، بیماریها بودهاند. اگر خداوند برای حفظ یک بنای سنگی مداخله میکند، چرا همین حفاظت را برای انسانهایی که آفریده، اعمال نمیکند؟
▪️نمونههای فجایع انسانی
بیماریهای همهگیر، قحطیها و جنگهای خونین باعث مرگ میلیونها نفر در طول تاریخ شده است. اگر خداوند بهطور معجزهآسا از کعبه دفاع کرد، چرا در برابر فجایع انسانی سکوت کرده است؟
4️⃣ فرضیۀ تفسیر پسنگرانه از شکست سپاه ابرهه
🔻از منظر تاریخی، گزارشهای مستقل غیر اسلامی هیچ اشارهای به حادثۀ نابودی سپاه ابرهه توسط پرندگان سنگانداز ندارند. این موضوع به این فرضیه دامن میزند که سورۀ فیل ممکن است یک تفسیر پسنگرانه از یک شکست طبیعی باشد:
▪️نبود شواهد تاریخی مستقل
در منابع بیزانسی، حبشی و ایرانی که در آن دوران، وقایع منطقه را ثبت میکردند، هیچ اشارهای به چنین حادثهای نشده است. اگر سپاهی عظیم با فیلها به مکه حمله کرده و بهطور معجزهآسا نابود شده بود، حداقل یک منبع مستقل باید به این واقعه اشاره میکرد.
▪️شکست بر اثر بیماری یا مشکلات لجستیکی
برخی پژوهشگران معتقدند که سپاه ابرهه ممکن است بدلیل بیماری، کمبود آب یا مشکلات لجستیکی شکست خورده باشد. بعدها، این شکست در ذهن مردم مکه به عنوان یک مداخلۀ الهی تفسیر شده و در قالب سورۀ فیل ثبت شده است.
▪️شباهت با اسطورههای کهن
روایت شکست یک سپاه بزرگ توسط عوامل فراطبیعی در اسطورههای ملل مختلف دیده میشود. داستانهایی درباره شکست ارتشهای بزرگ توسط نیروهای غیبی، بارها در تاریخ تکرار شدهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
🔸از هجوم سپاه ابرهه تا هجوم میلیونها سوسک به مسجدالحرام
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
🔸سورۀ فیل از سورههای قرآن است که به روایت حملۀ سپاه ابرهه به مکه و نابودی آنها توسط پرندگانی که سنگهایی حمل میکردند، میپردازد. این سوره بعنوان شاهدی بر مداخلۀ الهی برای حفاظت از کعبه تفسیر شده، اما از دیدگاه بروندینی و انتقادی، این روایت با چالشهای تاریخی-فلسفی مهمی روبهروست که اینک بررسی میشود.
1️⃣ ساخت کعبه از سوی بشر و انتساب آن به خدا
🔻در متون دینی، کعبه "خانه خدا" خوانده میشود، اما از نظر تاریخی-فلسفی، این عنوان با چالشهای جدی روبهرو است:
▪️دستساخت بشر بودن کعبه
روایتهای اسلامی اذعان دارند که کعبه توسط ابراهیم-اسماعیل ساخته شده. این نشان میدهد که این بنا ساختۀ بشر است، نه مخلوقی الهی. پرسش اینجاست که اگر انسان یک بنا را میسازد، چگونه میتوان آن را "خانۀ خدا" نامید؟ [نقدآگین: اشکال جدیتر اینجاست که قدمت مکه و کعبه و سفر بیش از هزار کیلومتری ابراهیم را نه بایبل تایید میکند، نه باستانشناسی و تاریخ].
▪️مقایسۀ کعبه با دیگر اماکن مقدس
در ادیان مختلف، معابد بعنوان اماکن مقدس شناخته شدهاند. اما اگر یک بنا واقعاً خانۀ خدا باشد، باید تفاوتی اساسی با سایر بناها داشتهباشد؛ درحالیکه کعبه، همانند سایر بناها، در معرض ویرانی، بازسازی و حتی آلودگی زیستی قرار دارد.
2️⃣ ویرانی مکرر کعبه با مضمون سورۀ فیل
🔻سورۀ فیل روایت میکند که خداوند مانع از ویرانی کعبه بدست سپاه ابرهه شد. اما تاریخ نشان میدهد که این بنا بارها در معرض ویرانی قرار گرفته:
▪️ویرانی خانۀ خدا بر اثر سیلهای متعدد
در طول تاریخ، سیلهای شدید بارها کعبه را ویران کردهاند. گزارشهای تاریخی از قرون اولیه اسلام تا دوران معاصر، نشاندهندۀ تخریبهای گستردهای در اثر سیلابهای مکه است.
▪️ویرانی خانۀ خدا بر اثر حملۀ نظامی
در سال ۶۸۳ میلادی، سپاه اموی در نبرد با ابن زبیر، کعبه را با منجنیق ویران کرد. همچنین در سال ۹۳۰ میلادی، قرامطه نهتنها به مکه حمله کردند، بلکه حجرالاسود را دزدیده و برای سالها نزد خود نگه داشتند. اگر خدا در برابر سپاه ابرهه مداخله کرد، چرا در برابر این حملات که بطور مستقیم تقدس کعبه را زیر سؤال میبرد، سکوت کرد؟
▪️هجوم سوسکها به مسجدالحرام
در دوران معاصر، یکی از رویدادها، هجوم گستردۀ سوسکها به مسجدالحرام بود که باعث فرار نمازگزاران شد. این اتفاق پرسشهای جدی دربارۀ حفظ الهی کعبه مطرح میکند. چرا خداوند در برابر سپاه ابرهه پرندگان را برای نابودی مهاجمان فرستاد، اما در برابر حملۀ گستردۀ سوسکها به مسجدالحرام اقدامی نکرد؟ آیا پرندگان مأمور حفاظت الهی فقط علیه انسانها فعالاند و در برابر حشرات بیاثرند؟
3️⃣ حفظ بنای مصنوع بشر، اما مصونیت خود مصنوعات خدا از بیماری و مرگ
🔻فرضیۀ مداخلۀ الهی برای حفاظت از کعبه، پرسش مهمی را دربارۀ عدالت و اولویتبندی خداوند مطرح میکند:
▪️حفاظت از بنای مصنوع انسان، اما عدم حفاظت از انسانهای مخلوق خدا
درحالیکه روایت سورۀ فیل بر حفظ کعبه تأکید دارد، تاریخ نشان داده که انسانها همواره در معرض بلایا، بیماریها بودهاند. اگر خداوند برای حفظ یک بنای سنگی مداخله میکند، چرا همین حفاظت را برای انسانهایی که آفریده، اعمال نمیکند؟
▪️نمونههای فجایع انسانی
بیماریهای همهگیر، قحطیها و جنگهای خونین باعث مرگ میلیونها نفر در طول تاریخ شده است. اگر خداوند بهطور معجزهآسا از کعبه دفاع کرد، چرا در برابر فجایع انسانی سکوت کرده است؟
4️⃣ فرضیۀ تفسیر پسنگرانه از شکست سپاه ابرهه
🔻از منظر تاریخی، گزارشهای مستقل غیر اسلامی هیچ اشارهای به حادثۀ نابودی سپاه ابرهه توسط پرندگان سنگانداز ندارند. این موضوع به این فرضیه دامن میزند که سورۀ فیل ممکن است یک تفسیر پسنگرانه از یک شکست طبیعی باشد:
▪️نبود شواهد تاریخی مستقل
در منابع بیزانسی، حبشی و ایرانی که در آن دوران، وقایع منطقه را ثبت میکردند، هیچ اشارهای به چنین حادثهای نشده است. اگر سپاهی عظیم با فیلها به مکه حمله کرده و بهطور معجزهآسا نابود شده بود، حداقل یک منبع مستقل باید به این واقعه اشاره میکرد.
▪️شکست بر اثر بیماری یا مشکلات لجستیکی
برخی پژوهشگران معتقدند که سپاه ابرهه ممکن است بدلیل بیماری، کمبود آب یا مشکلات لجستیکی شکست خورده باشد. بعدها، این شکست در ذهن مردم مکه به عنوان یک مداخلۀ الهی تفسیر شده و در قالب سورۀ فیل ثبت شده است.
▪️شباهت با اسطورههای کهن
روایت شکست یک سپاه بزرگ توسط عوامل فراطبیعی در اسطورههای ملل مختلف دیده میشود. داستانهایی درباره شکست ارتشهای بزرگ توسط نیروهای غیبی، بارها در تاریخ تکرار شدهاند.
📺 افسانهٔ اصحاب فیل (افسانۀ ایرانستیزانۀ قرآن)
.
#نقد_قرآن #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani