نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘جشنوارۀ برونا در ماترا

✍🏻
#رسول_اسدزاده (پیج)

🍂 مراسمِ «La Festa Della Bruna» سالانه در ایتالیا برگزار می‌شود. بر اساس یک افسانۀ محلی، ۶ قرن پیش، کشاورزی در حال سفر به ماترا (شهر کوچکی در ایتالیا) به زن جوانی در کنار جاده برخورد می‌کند. زن جوان از او می‌خواهد که او را هم با خود به ماترا ببرد. کشاورز، زن جوان را سوارِ گاری خودش می‌کند و زن جوان پس از رسیدن به شهر ماترا از کشاورز تشکر می‌کند (احتمالا به دلیل پاکدامنی و نداشتن نظر سوء) و به او می‌گوید، من مدونا (مریم باکره [معادلِ قصه‌های خیالیِ امام‌زمان‌محور شیعیان]) هستم.

🍂 کشاورز به‌سرعت خودش را به اسقف کلیسای ماترا می‌رساند و داستان را به او بازگو می‌کند. اسقف و کشاورز هنگام بازگشت برای ملاقات با زن جوان می‌بینند اثری از او نیست و به‌جای او، یک مجسمه از مریم باکره به جا مانده‌است(!).

🍂 این روایت منشاء مراسمی مذهبی در شهر ماترای ایتالیا و برخی شهرهای دیگر است. در این مراسم در ماترا، مجسمۀ مریم باکره را از کلیسا سوار یک گاری چوبی می‌کنند و آن را به سمت میدانی که مردم تجمع کرده‌اند، می‌برند.

🍂 برخی از دست‌-اندر-کارانِ مراسم، که به «فرشتگان محافظ» شهرت دارند، در اطراف گاری که توسط چند قاطر کشیده می‌شود، مستقر می‌‌شوند تا از گاری و مجسمه محافظت کنند.

🍂 رسم بر این است که مردم «وحشیانه» (صفتی که آسیا پالومبا روزنامه‌نگار ایتالیایی بکار برده) به سمت گاری حمله می‌کنند و هر کدام تکه‌ای از گاری و متعلقاتی که مجسمه روی آن سوار است را برای «تبرّک» و «داشتن اقبال در سالِ جاری» جدا می‌کنند.

🍂 خشونت فیزیکی در این مراسم، جزئی از سنّت تغییرناپذیر آن است؛ به‌طوری‌که همه‌ساله، چندین مصدومِ بعضا جدی به‌جا می‌گذارد. در پایان این مراسم، مجسمۀ مدونا به‌سلامت به کلیسای ماترا برگردانده می‌شود.

🔻پی‌نوشت

🍂 البته که در همۀ کشورهای جهان مراسم سنتی و مذهبی وجود دارد، ولی این را در نظر داشته‌باشید که این ویدئو، مربوط به یک شهرِ کوچک ۶۰ هزار نفری در کشور ایتالیا است. چنین تصور نکنید که این کارها مقبولِ اکثریت مردم کشوری مثل ایتالیاست. وسعت این مراسم و تعداد شرکت کننده‌ها را در نظر بگیرید.

🍂 در ضمن من بعید می‌دانم حمایت‌های مالی و لجستیکی از محل بودجۀ عمومی برای چنین کارهایی پرداخت شود. در کشوری مثل ایتالیا هزینۀ این کارها از محلّ خیریه‌ها و پول‌هایی‌ست که معتقدین و مؤمنین از جیبِ مبارکِ خودشان پرداخت می‌کنند. اگر هم از بودجۀ عمومی باشد، لابد جاذبۀ توریستی و درآمد زایی دارد.


.


#نقد_ادیان #خواب_عمیق #نقد_فرهنگ #آخوندیسم #خرافات #خرافات_مذهبی #شیعه #اربعین #پیاده‌روی_اربعین #مسیحیت #مسیحی #پاپ #مریم_باکره #ایتالیا #خرافه #تفکر_انتقادی #تفکر_نقاد #کلیسا



🌾 @Naqdagin
📘زیبایی‌شناسیِ گناه
— از سکوت صوفیانۀ مسجد تا ساختار روایت‌گرِ کلیسا
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 در مسجد اما، فرم چیزی را ثبت نمی‌کند؛ در آنجا، هیچ حجاری‌ای برای روایت خطاها وجود ندارد، هیچ تصویری نمی‌خواهد سایه‌های انسان را نگاه دارد. فضا آن‌قدر خالص و تهی است که انسان، با تمام ضعف‌ها و زخم‌هایش، در آن حل می‌شود.

🍂 نه پنجره‌های رنگی‌ای هست که گناه را در خود حل کند، و آن را به یک عنصر زیبایی‌شناسانه بدل سازد، نه اعترافی که بتواند از بار گناه، حکایتی مقدس بسازد. در مسجد، گناه باید به فراموشی سپرده‌شود، اما در کلیسا، گناه همچون زخمی درخشان، در بافت فضا حک می‌شود. و این همان تفاوت بنیادین میان این دو است: در مسجد، انسان برای پاکی محو می‌شود، اما در کلیسا، انسان برای رسیدن به ابدیتی زمینی، در شکل و فرم هنری جاودانه می‌شود.

🔺بنابراین، آن‌چه در مسجد از یاد می‌رود، در کلیسا به داستان بدل می‌شود؛ به اعترافی که نه برای انکار، بلکه برای ماندگاری ابدی روایت انسان است. گناه در این‌جا صرفاً یک خطای اخلاقی نیست، بلکه ماده‌ی خام ادبیات است؛ افسانه‌ای که در زمزمه‌ی کشیش، در اشک‌های معترف، و در پژواک سالن‌های سنگی پیچیده می‌شود.

🍂 کلیسا، با آن شکوه گوتیکش، نه فقط مکانی برای توبه، که صحنه‌ای برای نمایش گناه است. همان‌طور که گناه در فرم معمارانه نقش می‌بندد، در کلمات نیز تداوم می‌یابد. انسان در کلیسا خطای خود را همچون یک داستان نقل می‌کند، در حالی که در مسجد، تنها سکوت به‌جای آن می‌نشیند.

🍂 در مسجد، هیچ نیازی به روایت نیست، چراکه حقیقتی محض و بی‌واسطه در کاشی‌های آن جاری است. اما کلیسا حقیقت را درون زبان شکل می‌دهد، آن را در افعال تاریخی درمی‌پیچد، به تصویر می‌کشد، و در نهایت، به داستانی بدل می‌سازد که نه‌تنها شنیده، بلکه خوانده و حتی بازخوانی می‌شود.

🔺از این رو می‌توان گفت که مسیحیت، دین ادبیات است. در این دین، متون مقدس تنها مجموعه‌ای از احکام نیستند، بلکه سرشار از تمثیل‌ها، مکاشفات و روایاتی‌اند که گناهکاران را قهرمانان قصه‌های خود می‌کنند. درست همان‌طور که در کلیسا گناه به نور بدل می‌شود، در ادبیات مسیحی نیز گناه به زبان شکل می‌دهد؛ از اعترافات آگوستین تا هملتِ شکسپیر، همگی بر مدار این حقیقت می‌چرخند که انسان، تنها از طریق روایت است که می‌تواند گناه خود را معنا ببخشد، و این است که در کلیسا، توبه نه پایان گناه، بلکه آغاز داستان است.


📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بوده‌است؟
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕"دین" در "تاریخ" نیست، در خیال انسان است!
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📺 از کشیشی پرشور تا بی‌خدایی قاطع
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📺 مؤلفان قرآن (عیسی و انجیل شهادتی بر عدم وحی)

.


#نقد_ادیان #نقد_اسلام #نقد_مسیحیت #مسجد #کلیسا #معماری #مسیحیت #اسلام #گناه



🌾 @Naqdagin | @nahidestan
📘هنر بی‌نظیر کلیسا یا جهنم سیمانی و بی‌تخیل فومن؟
— قیاس اشتباه جهنم فومن با دوره‌ی قرون وسطا
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 چرا به این نقطه رسیده‌ایم؟
در دوره‌ی قرون وسطا‌ی غرب، هنر رسانه بود. رسانه‌ای برای انتقال، برای پیچیدگی، برای رمز و راز. اما این‌جا، پروژه‌هایی مثل جهنم فومن ابزار قدرت‌اند. نه برای آموزش، نه برای پرسش، بلکه فقط برای یادآوری مطیع‌سازی.

🍂 در بسیاری از پروژه‌های دینی امروز در ایران، زیبایی خطرناک است. چون زیبایی، حتی وقتی در خدمت دین باشد، در دل خود چیزی از پرسش دارد. چون زیبا، آن‌چیزی‌ست که نمی‌توانی به‌تمامی کنترلش کنی. زیبا، راهی باز می‌گذارد برای فهم دیگری، نگاه نو و روایت‌های جدید. اما قدرت ایدئولوژیک چنین چیزی را نمی‌خواهد. نمی‌خواهد که مخاطب فکر کند. نمی‌خواهد که مخاطب احساس کند. فقط می‌خواهد که مخاطب اطاعت کند.

🍂 از این رو، جهنم فومن تنها یک نمایشگاه مذهبی نیست؛ نمادی‌ست از بحران رابطه‌ی دین و تخیل در ایران تاریخی، و ایران معاصر؛ نمادی از همان لحظه‌ی تاریخی که دین اسلام در بدو تولد، خود را از هنر جدا کرد، خود را از انسان جدا کرد، و به تصویر بی‌ریخت و تقلیدی از خودش بدل شد. گویی آن‌چه ساخته می‌شود، نه جهنم به عنوان یک مفهوم معنوی، که جهنمِ ناتوانی در تخیل است؛ جهنمی از سیمان و پلاستیک، که خود بیشتر به یک نماد عذاب می‌ماند تا به ابزاری برای هشدار.

🍂 جایی که اروپا حتی ترس را هم به قصه و زیبایی بدل کرد، ما درگیر نسخه‌ی کاریکاتورگونه‌ای از وحشت شده‌ایم که نه دل می‌برد، نه می‌ترساند، نه معنا می‌سازد. فقط می‌گوید: بترس.

🍂 و عجیب که به این موضوع فکر نمی‌کنند که اگر مخاطب دیگر نترسد، چه چیزی برایشان باقی می‌ماند؟

📕از سکوت صوفیانۀ مسجد تا ساختار روایت‌گرِ کلیسا
📕تسریع سکولارسازی: نتیجۀ وارونِ جهنم‌سازیِ آخوندی
📻 از سعدی تا وایکینگ‌ها

.


#حکومت_اسلامی #نقد_ادیان #مسیحیت #کلیسا



🌾 @Naqdagin | @nahidestan