Telegram
نقدآگین
🍂 ملیگرایی اصیل و پیشرو را چگونه میتوان از ملیگرایی ارتجاعی تمیز داد؟ این از مهمترین و حساسترین مسائل امروز ماست و در مرحلۀ اول، کار دشوار و بسیار پر ظرافتیست؛ چرا که در بسیاری نقاط، مرزها به باریکی مو به نظر میرسند، و گویی گزینش میانِ رستگاری و هلاکت را تنها یک گام به اینسو یا آنسوی خط معین میکند.
🍂 تنها راه این است که این تمایزگذاری را همچون یک هنر والا که از جنس اندیشه و سیاست است، تدوین کرده و زیستن سیاسی آن را گام به گام تجربه کرده و بیاموزیم. راه دشواریست اما باید با شجاعت و خرد وارد آن شد و پیش رفت، در غیر این صورت محکوم به آنیم که کژراهۀ جنبش نفت و ۵۷ را باز هم و این بار در لباس هخامنشی و با واژگان پارسی اصیل تکرار کنیم.
🍂 به باور من، نقطۀ آغاز روشن کردن این چراغ است که ملیگرایی اصیل و پیشرو با خرد، آزادی و تجدد در هم تنیده است و هیچگاه «منافع ملی، تمامیت ارضی و هویت ملی» را در تقابل با «رفاه و امنیت و آزادی» تعریف نمیکند. به بیان دیگر، بهخوبی میداند که اگر گروهی آمدند و منافع ملی را در مسیری تعریف کردند که به «انزوا، فقر و تقابل با بخش پیشرو و بهروز جهان امروز» منتهی میشود، آن مسیر قطعا ملی و تامینکنندۀ منافع راستین ملت ایران نبودهاست.
🍂 ملیگرایی اصیل و پیشرو بهخوبی آگاه است که رفاه و خوشبختی ملت ایران در گرو «حفظ تمامیت ارضی و سرمایههای تاریخی این سرزمین» است. «حفاظت از خاک» در تقابل با «انسان و آزادی و حقوق او» نیست، بلکه لازمه و تضمینکنندۀ این «آزادی و حقوق» است.
🍂 ملیگرایی اصیل، ایران را در اولویت قرار میدهد، اما این اولویتبخشی برای تامینِ «آزادی، امنیت و رفاه» ساکنان این سرزمین است، نه برای حفاظت از یک «هویت انتزاعی و تقابلمحور» که باید رفاه و آزادی ساکنان این سرزمین تا نفر آخر فدای آن شود.
🍂 ملیگرایی پیشرو تاریخ و فرهنگ و میراث هویت ملی را برای ورزیدهشدن، پیچیدهشدن و آموختن راه رفاه و پیشرفت و آزادی در جهان امروز میخواهد، نه برای محکوم کردن ملت ایران به ماندن در گذشته.
🍂 ملیگرایی پیشرو برخلاف ملیگرایی ارتجاعی، پاسداری از هویت ملی را این گونه نمیفهمد که ما محکومیم که همچون نیاکانمان بیاندیشیم و زندگی کنیم. هویت ملی از نگاه ملیگرایی ارتجاعی، یک زنجیر سنگین است که باید تا ابد به دست و پای ملت ایران بسته شود.
🍂 ملیگرایی ارتجاعی بسان شرطههای قرون وسطایی به جوان امروز ایرانی نهیب میزند که «ایرانی زندگی کن و ایرانی بیاندیش» و دائما میترساند که «جهان با ما دشمن است»، «فقط هم با ما دشمن است»، «تمام کشورهای منطقه و جهان میخواهند کشور ما را تکه تکه کنند؛ پس باید به قلعه برویم و سنگر بگیریم»، «ما تافتهای کاملا جدابافتهایم که شبیهِ هیچکس نیستیم»، «ما سرنوشت و تقدیری ویژه داریم که از آن گریزی نیست»، «ما در این جهان تنهاییم و همه فقط به ما نگاه میکنند و کار دیگری ندارند»، «تنهاییِ فرهنگی داریم، تنهایی نژادی داریم و بلاخره، تنهایی ژئوپلتیک، و هیچگاه هیچ دوستی در جهان نخواهیم داشت» و «حالا در چنین وضعیت هولآوری ای جوانِ خام! تو میخواهی خوش بگذرانی و راحت باشی؟» این بحث را پی خواهم گرفت.
✍🏻 #طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 تنها راه این است که این تمایزگذاری را همچون یک هنر والا که از جنس اندیشه و سیاست است، تدوین کرده و زیستن سیاسی آن را گام به گام تجربه کرده و بیاموزیم. راه دشواریست اما باید با شجاعت و خرد وارد آن شد و پیش رفت، در غیر این صورت محکوم به آنیم که کژراهۀ جنبش نفت و ۵۷ را باز هم و این بار در لباس هخامنشی و با واژگان پارسی اصیل تکرار کنیم.
🍂 به باور من، نقطۀ آغاز روشن کردن این چراغ است که ملیگرایی اصیل و پیشرو با خرد، آزادی و تجدد در هم تنیده است و هیچگاه «منافع ملی، تمامیت ارضی و هویت ملی» را در تقابل با «رفاه و امنیت و آزادی» تعریف نمیکند. به بیان دیگر، بهخوبی میداند که اگر گروهی آمدند و منافع ملی را در مسیری تعریف کردند که به «انزوا، فقر و تقابل با بخش پیشرو و بهروز جهان امروز» منتهی میشود، آن مسیر قطعا ملی و تامینکنندۀ منافع راستین ملت ایران نبودهاست.
🍂 ملیگرایی اصیل و پیشرو بهخوبی آگاه است که رفاه و خوشبختی ملت ایران در گرو «حفظ تمامیت ارضی و سرمایههای تاریخی این سرزمین» است. «حفاظت از خاک» در تقابل با «انسان و آزادی و حقوق او» نیست، بلکه لازمه و تضمینکنندۀ این «آزادی و حقوق» است.
🍂 ملیگرایی اصیل، ایران را در اولویت قرار میدهد، اما این اولویتبخشی برای تامینِ «آزادی، امنیت و رفاه» ساکنان این سرزمین است، نه برای حفاظت از یک «هویت انتزاعی و تقابلمحور» که باید رفاه و آزادی ساکنان این سرزمین تا نفر آخر فدای آن شود.
🍂 ملیگرایی پیشرو تاریخ و فرهنگ و میراث هویت ملی را برای ورزیدهشدن، پیچیدهشدن و آموختن راه رفاه و پیشرفت و آزادی در جهان امروز میخواهد، نه برای محکوم کردن ملت ایران به ماندن در گذشته.
🍂 ملیگرایی پیشرو برخلاف ملیگرایی ارتجاعی، پاسداری از هویت ملی را این گونه نمیفهمد که ما محکومیم که همچون نیاکانمان بیاندیشیم و زندگی کنیم. هویت ملی از نگاه ملیگرایی ارتجاعی، یک زنجیر سنگین است که باید تا ابد به دست و پای ملت ایران بسته شود.
🍂 ملیگرایی ارتجاعی بسان شرطههای قرون وسطایی به جوان امروز ایرانی نهیب میزند که «ایرانی زندگی کن و ایرانی بیاندیش» و دائما میترساند که «جهان با ما دشمن است»، «فقط هم با ما دشمن است»، «تمام کشورهای منطقه و جهان میخواهند کشور ما را تکه تکه کنند؛ پس باید به قلعه برویم و سنگر بگیریم»، «ما تافتهای کاملا جدابافتهایم که شبیهِ هیچکس نیستیم»، «ما سرنوشت و تقدیری ویژه داریم که از آن گریزی نیست»، «ما در این جهان تنهاییم و همه فقط به ما نگاه میکنند و کار دیگری ندارند»، «تنهاییِ فرهنگی داریم، تنهایی نژادی داریم و بلاخره، تنهایی ژئوپلتیک، و هیچگاه هیچ دوستی در جهان نخواهیم داشت» و «حالا در چنین وضعیت هولآوری ای جوانِ خام! تو میخواهی خوش بگذرانی و راحت باشی؟» این بحث را پی خواهم گرفت.
✍🏻 #طوس_طهماسبی
.
#ایران #نقد_فرهنگ#ملیگرایی #فرهنگ #کوروش #هفت_آبان #هویت #هویت_ملی #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 بزرگداشت روز کوروش در هفتِ آبانِ ۱۳۹۵ و حضورِ معنادارِ مردم و شعارهای جدید آنها، آغازِ یک مرحلۀ جدید گفتمانی در تاریخ معاصر ایران بود که مرحلۀ جنبشی آن نیز یک سال بعد در دی ۹۶ بهوقوع پیوست و از آن زمان تا به امروز، پیوسته ادامه یافته و آرامآرام قدرتمندتر شدهاست.
🍂 موج جدید ملیگراییِ تحولطلب و تجددخواهِ ایرانی، در شرایطی که فضای روشنفکری/ سیاسی مجاز و رانتی به بنبست رسیده و در چالۀ خود-کنده، دور خود میچرخید، بهشکلی غافلگیرکننده و بیخبر، از بطن جامعه جوشید و بلند و استوار عروج کرد.
🍂 این تکاپوی ملتی رنجکشیده و خسته از عقوبت تاریخ بود که میخواست «هویت، خاستگاه و مقصد» خود را در تقابل با ۵۷، بار دیگر و از نو تعریف کند. ملتی که حالا دیگر برخلاف دهۀ ۷۰ و ۸۰ شمسی، نه فقط دانشجو و روشنفکرش، که عامی و کم سوادش هم تحولخواه شدهبودند و ناکامی پویشهای آزادیخواهانۀ این دو دهه در ایران و خاورمیانه، آنها را به این باور رساندهبود که فقط مقصد و افق روشن کافی نیست، بلکه «زمینی سفت و مستحکم» هم زیر پا لازم است تا سختیهای راه و مقصد را تاب آوری و در گرداب و چاهی جدید فرو نیفتی.
🔻برخلاف جنبش ۵۷ که میکوشید خود را به بدنۀ خلافتگرایِ عربی/ترکیِ خاورمیانه سنجاق کند، جنبشی که آبان ۹۵ جرقهاش بود، آمدهبود تا بگوید:
🔺بله! حرکتِ هفت آبان فریادی بلند بود بدین آوا که ما از جنس شما نیستیم!
✍🏻 #طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @toos1989
🍂 موج جدید ملیگراییِ تحولطلب و تجددخواهِ ایرانی، در شرایطی که فضای روشنفکری/ سیاسی مجاز و رانتی به بنبست رسیده و در چالۀ خود-کنده، دور خود میچرخید، بهشکلی غافلگیرکننده و بیخبر، از بطن جامعه جوشید و بلند و استوار عروج کرد.
🍂 این تکاپوی ملتی رنجکشیده و خسته از عقوبت تاریخ بود که میخواست «هویت، خاستگاه و مقصد» خود را در تقابل با ۵۷، بار دیگر و از نو تعریف کند. ملتی که حالا دیگر برخلاف دهۀ ۷۰ و ۸۰ شمسی، نه فقط دانشجو و روشنفکرش، که عامی و کم سوادش هم تحولخواه شدهبودند و ناکامی پویشهای آزادیخواهانۀ این دو دهه در ایران و خاورمیانه، آنها را به این باور رساندهبود که فقط مقصد و افق روشن کافی نیست، بلکه «زمینی سفت و مستحکم» هم زیر پا لازم است تا سختیهای راه و مقصد را تاب آوری و در گرداب و چاهی جدید فرو نیفتی.
🔻برخلاف جنبش ۵۷ که میکوشید خود را به بدنۀ خلافتگرایِ عربی/ترکیِ خاورمیانه سنجاق کند، جنبشی که آبان ۹۵ جرقهاش بود، آمدهبود تا بگوید:
ما ایرانیان از جنسی دیگریم، نمیخواهیم تسلیم این بداقبالی تاریخی/جغرافیایی بمانیم، نمیخواهیم همقد شما باشیم؛ میخواهیم بلند شویم، ارتفاع بگیریم و آن افقهای روشن دوردست را لمس کنیم.
اگر اسطورههای شما بختانصر، محمد فاتح و صلاحالدین ایوبیاند که نمادِ «تعصب و دیگریستیزی و نسلکشی» بودهاند، اسطورۀ ما کوروش است که نماد «رواداری و آزاد کنندۀ ستمدیدگان« بود.
🔺بله! حرکتِ هفت آبان فریادی بلند بود بدین آوا که ما از جنس شما نیستیم!
✍🏻 #طوس_طهماسبی
.
#ایران#ملیگرایی #فرهنگ #کوروش #هفت_آبان #تخت_جمشید #پاسارگاد #قیام_فرودستان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @toos1989
📘سایۀ بلندِ یک پادشاه
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 همهچیز در یک روز زیبای پائیزی در میانرودان آغاز شد. اندکی پس از آنکه بابل به دست سپاهیان کوروش بزرگ گشوده شد، همه مردمان گرفتار آمده در بزرگترین شهر جهان باستان، اجازه یافتند به میهن خویش بازگردند و خدایان خویش را به همراه خود ببرند. از میان آنهمه ملتهای گوناگون، یهودیان تنها کسانی بودند که از تندبادهای سهمگین تاریخ جان به در بردند تا در کتاب مقدسشان بنویسند:
🍂 بسیار در این باره خوانده و شنیدهایم که رفتار کوروش با شکستخوردگان رفتاری یگانه بود. دیگر هیچگاه هیچ فرمانروایی نتوانست در یادگاه مردمان جهان به جایگاه او فرابروید.
🍂 در نوشتۀ پیش رو، بهویژه در زمانهای که دینفروشانِ اشغالگرِ سرزمینِ مادری ما، پیوسته در شیپور جنگ با یهودیان میدمند، میخواهم به سایۀ بلندی بپردازم که شیوۀ کشورداری کوروش تا به امروز، بر سرتاسر اندیشۀ سیاسیِ فرمانروائی ایرانی افکندهاست.
🍂 واکاویِ نمونۀ یهودیان از آن رو شایان ارجی ویژه است که در آنان میتوان، همچون گواهان زندۀ تاریخ، از روزگار نخستین شهریار ایرانی تا به امروز نگریست.
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
🔖 ۷۷۷ واژه
🗄پست مرتبط
📻 کوروشِ آزادهکیش و چپِ کهنهاندیش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
«هرگاه اسبی پارسی را دیدی که لگامش بر سنگِ گوری در سرزمینِ اسرائیل بسته شدهاست، آنگاه چشم به راه مشیاح باش، زیرا در آن روز صلح فرا خواهد رسید».
🍂 همهچیز در یک روز زیبای پائیزی در میانرودان آغاز شد. اندکی پس از آنکه بابل به دست سپاهیان کوروش بزرگ گشوده شد، همه مردمان گرفتار آمده در بزرگترین شهر جهان باستان، اجازه یافتند به میهن خویش بازگردند و خدایان خویش را به همراه خود ببرند. از میان آنهمه ملتهای گوناگون، یهودیان تنها کسانی بودند که از تندبادهای سهمگین تاریخ جان به در بردند تا در کتاب مقدسشان بنویسند:
«و خداوند با کورش میگوید: شبان من! او باید همۀ خواستههای مرا بجا آورد و به اورشلیم بگوید: [دوباره ساخته شو !] و به معبد بگوید: [دگرباره بنا شو!]»[i]
🍂 بسیار در این باره خوانده و شنیدهایم که رفتار کوروش با شکستخوردگان رفتاری یگانه بود. دیگر هیچگاه هیچ فرمانروایی نتوانست در یادگاه مردمان جهان به جایگاه او فرابروید.
🍂 در نوشتۀ پیش رو، بهویژه در زمانهای که دینفروشانِ اشغالگرِ سرزمینِ مادری ما، پیوسته در شیپور جنگ با یهودیان میدمند، میخواهم به سایۀ بلندی بپردازم که شیوۀ کشورداری کوروش تا به امروز، بر سرتاسر اندیشۀ سیاسیِ فرمانروائی ایرانی افکندهاست.
🍂 واکاویِ نمونۀ یهودیان از آن رو شایان ارجی ویژه است که در آنان میتوان، همچون گواهان زندۀ تاریخ، از روزگار نخستین شهریار ایرانی تا به امروز نگریست.
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
🔖 ۷۷۷ واژه
🗄پست مرتبط
📻 کوروشِ آزادهکیش و چپِ کهنهاندیش
.
#آینه_تاریخ #ایران #کوروش#هخامنشیان #تاریخ_ایران #ایران_باستان #یهود #دیگریستیزی #یهودستیزی #جنگ_جهانی #محمدرضاشاه #محمدرضا_پهلوی #رواداری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
سایۀ بلند یک پادشاه
چندی پس از بازگشت یهودیان به اورشلیم و آغاز بازسازی هیکل سلیمان، داریوش یکی از آنان به نام زروبابل را به آنجا گسیل داشت تا از سوی او بر “یهود مدیناتا”[ii] فرمان براند. 1200 سال دیرتر این ساتراپ که از نوادگان داوود بود، در باورهای فرجامشناسانه یهودیان جایگاه…
🎧شخصیت ذوالقرنین
— تشابهش با خضر و همسانیاش با کورش کبیر
🎙#طاهره_بارئی
🍂 خانم بارئی البته بهاشتباهِ رایج ایرانیانِ مسلمان، یا ایرانگرایانی که تصدیقشدنِ کوروش توسط قرآن را وجه مثبتی بر او میدانند، گرفتار شده، و بنا به حسن ظنی که بهطور توامان به کوروش و قرآن داشته، بدون بررسیِ تحقیقات تطبیقیِ انجامشده دربارۀ شخصیتِ افسانهای ذوالقرنین در قرآن، که در جزء به جزء داستان روایت شدهاش بیشترین تطابق را با «رمانس اسکندر» (نه اسکندر واقعی) دارد، آن را مطابق با شخصیت کوروش دانستهاست، که نه به توحید رایج ادیانِ سامی گرایش داشته (آنگونه که قرآن روایت میکند)، نه داستانهایی مشابه ذوالقرنین قرآن دربارۀ او در منابع تاریخی وجود دارد.
🍂 برای مطالعۀ بیشتر و دقیقتر، پیشنهاد میکنیم به مطالب منتشره در نقدآگین، که بخشی از آنها توسط گروه مترجمان ما به فارسی برگردانده شده، رجوع کنید:
🗄پست مرتبط
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن (ذوالقرنین)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تشابهش با خضر و همسانیاش با کورش کبیر
🎙#طاهره_بارئی
🍂 خانم بارئی البته بهاشتباهِ رایج ایرانیانِ مسلمان، یا ایرانگرایانی که تصدیقشدنِ کوروش توسط قرآن را وجه مثبتی بر او میدانند، گرفتار شده، و بنا به حسن ظنی که بهطور توامان به کوروش و قرآن داشته، بدون بررسیِ تحقیقات تطبیقیِ انجامشده دربارۀ شخصیتِ افسانهای ذوالقرنین در قرآن، که در جزء به جزء داستان روایت شدهاش بیشترین تطابق را با «رمانس اسکندر» (نه اسکندر واقعی) دارد، آن را مطابق با شخصیت کوروش دانستهاست، که نه به توحید رایج ادیانِ سامی گرایش داشته (آنگونه که قرآن روایت میکند)، نه داستانهایی مشابه ذوالقرنین قرآن دربارۀ او در منابع تاریخی وجود دارد.
🍂 برای مطالعۀ بیشتر و دقیقتر، پیشنهاد میکنیم به مطالب منتشره در نقدآگین، که بخشی از آنها توسط گروه مترجمان ما به فارسی برگردانده شده، رجوع کنید:
🗄پست مرتبط
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن (ذوالقرنین)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
.
#نقد_قرآن #کوروش #ذوالقرنین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کوروش؛ پایهگذار اولین امپراتوری
@Naqdagin
🎧کوروش کبیر؛ پایهگذار اولین امپراتوری (+)
🎙#احمد_هاشمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#احمد_هاشمی
🗄پست مرتبط
📻 شخصیت ذوالقرنین و کوروش؟
📻به کوروش افتخار کنیم؟
📻 نسبت منشور کوروش و یهودیان
📻 کوروش آزادهکیش و چپ کهنهاندیش
📻 پیرامون کوروش
📓کوروشِ رهاییبخش
📕سایۀ بلندِ یک پادشاه
📕سخنی با فریبخوردگان
📕کوروش، ایرانیان و کابوسِ تکخداباوری!
📕کوروشی که کوروش نبود
📕راستیپرهیزی یا راستیپژوهی؟
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📕ایراناندیشان سرافکنده در برابر ایرانبانان سرافراز
📕تاریخزدایان: طالبانهای قلمروی تاریخپژوهی
📕سرافرازی یا سرافکندگی؟ مسئله این است!
📕سخنی با فریبخوردگان
📕دربارهی استوانهی کورش
📕چرا کوروش برای ماکیاوللی مهم شد؟
📺 ۲۶۰۰ سال تاریخ در یک شئ — منشور کوروش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کوروش کبیر از چشم یونانیان باستان
(۱/۲)
✍🏻 #رضیالدین_طبیب
🍂 پرسِئوس، فرزند زئوس و پهلوان اساطیری یونان را چند فرزند بود که ارشدترین ایشان از همسرش آندورمِدا "پرسِس"(پِرسه) نام داشت. یونانیان همو را نیای بزرگ "پارسیان"(ایرانیان) میدانستند که پس از مرگ پدر به شرق رفت و امپراتوری عظیمی را بنیان نهاد.
🍂 پرسِس در زبان یونانی توأمان بهمعنای "صلح و غرور" بود. به زبانی روشنتر (و در بستر روایات اساطیری) یونانیان، ايرانيان را عموزادههای خویش به حساب میآورند، اما عموزادههایی که به زعمشان اصل و نسب خود از یاد بُرده و راهی دیگر در پیش گرفته بودند و چنانکه باید شایسته احترام نمینمودند. اگرچه بنیادیترين سبب برای این بیزاری آن بود که پارسیان قدیم (اجدادِ ما) به "یونانی" تکلم نمیکردند و به زبان پارسی سخن میراندند؛ يونانيان هرکسی را که به زبانشان سخن نمیگفت را در زمرۀ ملل "بربر" و بیتمدن مینشاندند.
🍂 در متن تاریخی اما، اهالی آتن و دولتشهرهای یونانی، اگرچه در عرصۀ اندیشه و فلسفیدن تباری درخشان و پشتوانهای گرانمایه داشتند، اما از حیثِ فقدانِ هنر جنگاوری، وسعت قلمرو، اخلاق جوانمردی، شکوهِ شاهانه و وجود رهبرانی نیرومند و کاریزماتیک بود که به پارسیان رشک میورزیدند و از اینرو، دشمن و بدخواه ايرانيان به شمار میآمدند.
🍂 در واقع، پارسیان باستان در نظر اینان، آراسته به هر هنری بودند که شعرا و نمایشنامهنویسان یونانی سخت آن را میستودند و در تکریم این فضائل (که بعدها فردریش نیچه از آنها با عنوان "اخلاق والاتباران" یاد میکند) دهها شاهکار ادبی آفریدند و با زبانی استعاری، همتبارانشان را مدام تشویق به آموختن این خصائل میکردند.
🍂 آنان با نقادی، یادآوری یا ترغیب به یادگیری آنچه که حاکمانشان نمیدانستند، و یا در فرهنگ یونانی غایب بود و فقدانش آزارنده مینمود، به عموزادههای دوستناداشتنیِ خود رجوع میکردند تا عیوب موجود را برطرف سازند و نیز با گریز زدن به فرهنگ ایرانی، "به در بگویند تا دیوار بشنود!".
و از آنجا که انديشه و فرهنگ یونانی، بالذات واجدِ خصلتی آرمانگرایانه است، به چشم ایشان و در آن عهد، "کوروش کبیر"، سرور پارسیان، به سبب سلوک رفتار، خِرَد حکمرانی و برپائی حکومت قانون به شمایلِ افسانهای و پرآوازهای بدل گشتهبود که مردم ایونیه چون الگوئی ایدهآل در او مینگریستند.
🍂 آیسخلوس، نمایشنامهنویس و کهنه سرباز جنگهای ایران و يونان، در تراژدی مشهورش "ایرانیان"، از قول داریوش، شاهنشاه پارس، زبان به ستایش کوروش کبیر میگشاید و از او در مقام نجیبزادهای یاد میکند که خِرَد و بزرگمنشی تا پایان عمر بر جانش حاکم بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #رضیالدین_طبیب
🍂 پرسِئوس، فرزند زئوس و پهلوان اساطیری یونان را چند فرزند بود که ارشدترین ایشان از همسرش آندورمِدا "پرسِس"(پِرسه) نام داشت. یونانیان همو را نیای بزرگ "پارسیان"(ایرانیان) میدانستند که پس از مرگ پدر به شرق رفت و امپراتوری عظیمی را بنیان نهاد.
🍂 پرسِس در زبان یونانی توأمان بهمعنای "صلح و غرور" بود. به زبانی روشنتر (و در بستر روایات اساطیری) یونانیان، ايرانيان را عموزادههای خویش به حساب میآورند، اما عموزادههایی که به زعمشان اصل و نسب خود از یاد بُرده و راهی دیگر در پیش گرفته بودند و چنانکه باید شایسته احترام نمینمودند. اگرچه بنیادیترين سبب برای این بیزاری آن بود که پارسیان قدیم (اجدادِ ما) به "یونانی" تکلم نمیکردند و به زبان پارسی سخن میراندند؛ يونانيان هرکسی را که به زبانشان سخن نمیگفت را در زمرۀ ملل "بربر" و بیتمدن مینشاندند.
🍂 در متن تاریخی اما، اهالی آتن و دولتشهرهای یونانی، اگرچه در عرصۀ اندیشه و فلسفیدن تباری درخشان و پشتوانهای گرانمایه داشتند، اما از حیثِ فقدانِ هنر جنگاوری، وسعت قلمرو، اخلاق جوانمردی، شکوهِ شاهانه و وجود رهبرانی نیرومند و کاریزماتیک بود که به پارسیان رشک میورزیدند و از اینرو، دشمن و بدخواه ايرانيان به شمار میآمدند.
🍂 در واقع، پارسیان باستان در نظر اینان، آراسته به هر هنری بودند که شعرا و نمایشنامهنویسان یونانی سخت آن را میستودند و در تکریم این فضائل (که بعدها فردریش نیچه از آنها با عنوان "اخلاق والاتباران" یاد میکند) دهها شاهکار ادبی آفریدند و با زبانی استعاری، همتبارانشان را مدام تشویق به آموختن این خصائل میکردند.
🍂 آنان با نقادی، یادآوری یا ترغیب به یادگیری آنچه که حاکمانشان نمیدانستند، و یا در فرهنگ یونانی غایب بود و فقدانش آزارنده مینمود، به عموزادههای دوستناداشتنیِ خود رجوع میکردند تا عیوب موجود را برطرف سازند و نیز با گریز زدن به فرهنگ ایرانی، "به در بگویند تا دیوار بشنود!".
و از آنجا که انديشه و فرهنگ یونانی، بالذات واجدِ خصلتی آرمانگرایانه است، به چشم ایشان و در آن عهد، "کوروش کبیر"، سرور پارسیان، به سبب سلوک رفتار، خِرَد حکمرانی و برپائی حکومت قانون به شمایلِ افسانهای و پرآوازهای بدل گشتهبود که مردم ایونیه چون الگوئی ایدهآل در او مینگریستند.
🍂 آیسخلوس، نمایشنامهنویس و کهنه سرباز جنگهای ایران و يونان، در تراژدی مشهورش "ایرانیان"، از قول داریوش، شاهنشاه پارس، زبان به ستایش کوروش کبیر میگشاید و از او در مقام نجیبزادهای یاد میکند که خِرَد و بزرگمنشی تا پایان عمر بر جانش حاکم بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کوروش کبیر از چشم یونانیان باستان
(۲/۲)
✍🏻 #رضیالدین_طبیب
🍂 پس از آیسخلوس، هرودوت مورخ نامدار یونانی، کتابی با نام “تواریخ” به رشته تحریر درآورد که بخش مربوط به تاریخ و تبار پارسیان در آن کماکان در زادگاهش و غرب محل بحث و مناقشه است.
🍂 هرودوت راوی یکی از چهار روایت کلان دربارهی شخصیت و سلوک کوروش کبیر است، و یکی از مهمترین دلایلی که سخنان او مورد حمله و نقد شدید قرار گرفته، این است که چرا هرودوت کمترین تلاشی برای تخریب و مسخ چهره و منش کوروش به خرج نمیدهد و سرگذشتی که او دربارهی کوروش بدست میدهد، تا بدین حد منصفانه و بیطرفانه است.
🍂 نیمقرن پس از هرودوت، "کِتزیاس"، مورخ و پزشک خاصه و یونانیتبار همسر داریوش دوم هخامنشی، که خود در دربار سلطنتی ایران اقامت داشت، کتابچهای دربارۀ کوروش کبیر به رشتۀ تحریر در میآورد که در قیاس با آثار تمام تاریخنگاران یونانی معاصرش، بیشتر به هزلنامه یا هجویه میماند و ابداً سندیت تاریخی ندارد؛ نوشتاری سرتاسر اهانت و سرشار از حب و بغض ملی و زبانی، که حتی مورد تأیید خود یونانیان هم قرار نمیگیرد.
🍂 پس از این دو، نویسندهی سومی در کار است که بغایت شایان اعتنا و مشهور است. او "گِزِنفون" نام دارد. گزنفون، نخست، یک سپاهیِ اجیر در لشکرکشی "کوروشکوچک"(شاهزادهی هخامنشی، پسر داریوش دوم و همسرش پریشاد) و نیز فیلسوف و یکی از شاگردان برجستۀ سقراط بود، که بعدها با جدایی از سپاه ایران خود به فرماندهی سپاه یونان دست مییابد و در زمرۀ بزرگان آتن قرار میگیرد و بعدها، ارسطو عنوان فرعی یکی از رسالات خود را به افتخارش به نام وی تغيير میدهد.
🍂 گزنفون کتابی دارد که در سالهای پایانی عمرش نوشته که نام آن کتاب را "پرورش کوروش”(یا همان کوروشنامه) نهادهاست.
🍂 این مورخ و متفکر برجسته (همچون نیکولو ماکیاولی ایتالیایی در عصر رنسانس،اما بنا بر اسلوب و نگاه خاصِ خود) در جستجوی شهریاری آرمانی بود که جمیع این خصائل شاهانه و آرمانی را تنها در کوروش کبیر، شاهنشاه ایرانیان، یافتهبود، و در همان کتاب پیوسته به هموطنانش گوشزد میساخت که سرزمین یونان و مردمانش برای دستیابی به شکوه و عظمتی والا، به کسی چون کوروش نياز دارند. بدیهی است که چنین امری نمیتواند بر حسب تصادف باشد.
🍂 انتخاب او، به خوبی نشان میدهد که در همان سالها، تصویری درخشان از کوروش در نزد یونانیان وجود داشتهاست و او را شهریاری آرمانی میدانستند.
🍂 یونانیان کوروش را "پدر پارسیان" و در شمار مردان بزرگ تاریخ قلمداد میکردند. در مجموع، تقریباً هر آنچه یونانیان باستان دربارهی کوروش نوشتهاند، ستایش و تحسین کردار و اعمال اوست.
🍂 گزنفون در بخشی از کتابش، به شکل خیالی، از زبان کوروش حکایتی را نقل میکند که این شهریار برای مادرش بازگو کرده است:
🍂 در حقيقت مکتوبی که گزنفون دربارۀ این شاه ایرانی آفریده، گونهای وصیتنامۀ اخلاقی و اندرزنامه سیاسیست که در آن کوروش کبیر به مثابه الگوئی آرمانی و بینقص از ترکیب اخلاقیات، عقلانیت و قدرت سیاسی تکریم شده و نویسنده به خواننده میآموزد که باید کسب موفقیت و محبوبیت به کسی چون او بدل گشت.
@renaissancetranslate
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #رضیالدین_طبیب
🍂 پس از آیسخلوس، هرودوت مورخ نامدار یونانی، کتابی با نام “تواریخ” به رشته تحریر درآورد که بخش مربوط به تاریخ و تبار پارسیان در آن کماکان در زادگاهش و غرب محل بحث و مناقشه است.
🍂 هرودوت راوی یکی از چهار روایت کلان دربارهی شخصیت و سلوک کوروش کبیر است، و یکی از مهمترین دلایلی که سخنان او مورد حمله و نقد شدید قرار گرفته، این است که چرا هرودوت کمترین تلاشی برای تخریب و مسخ چهره و منش کوروش به خرج نمیدهد و سرگذشتی که او دربارهی کوروش بدست میدهد، تا بدین حد منصفانه و بیطرفانه است.
🍂 نیمقرن پس از هرودوت، "کِتزیاس"، مورخ و پزشک خاصه و یونانیتبار همسر داریوش دوم هخامنشی، که خود در دربار سلطنتی ایران اقامت داشت، کتابچهای دربارۀ کوروش کبیر به رشتۀ تحریر در میآورد که در قیاس با آثار تمام تاریخنگاران یونانی معاصرش، بیشتر به هزلنامه یا هجویه میماند و ابداً سندیت تاریخی ندارد؛ نوشتاری سرتاسر اهانت و سرشار از حب و بغض ملی و زبانی، که حتی مورد تأیید خود یونانیان هم قرار نمیگیرد.
🍂 پس از این دو، نویسندهی سومی در کار است که بغایت شایان اعتنا و مشهور است. او "گِزِنفون" نام دارد. گزنفون، نخست، یک سپاهیِ اجیر در لشکرکشی "کوروشکوچک"(شاهزادهی هخامنشی، پسر داریوش دوم و همسرش پریشاد) و نیز فیلسوف و یکی از شاگردان برجستۀ سقراط بود، که بعدها با جدایی از سپاه ایران خود به فرماندهی سپاه یونان دست مییابد و در زمرۀ بزرگان آتن قرار میگیرد و بعدها، ارسطو عنوان فرعی یکی از رسالات خود را به افتخارش به نام وی تغيير میدهد.
🍂 گزنفون کتابی دارد که در سالهای پایانی عمرش نوشته که نام آن کتاب را "پرورش کوروش”(یا همان کوروشنامه) نهادهاست.
🍂 این مورخ و متفکر برجسته (همچون نیکولو ماکیاولی ایتالیایی در عصر رنسانس،اما بنا بر اسلوب و نگاه خاصِ خود) در جستجوی شهریاری آرمانی بود که جمیع این خصائل شاهانه و آرمانی را تنها در کوروش کبیر، شاهنشاه ایرانیان، یافتهبود، و در همان کتاب پیوسته به هموطنانش گوشزد میساخت که سرزمین یونان و مردمانش برای دستیابی به شکوه و عظمتی والا، به کسی چون کوروش نياز دارند. بدیهی است که چنین امری نمیتواند بر حسب تصادف باشد.
🍂 انتخاب او، به خوبی نشان میدهد که در همان سالها، تصویری درخشان از کوروش در نزد یونانیان وجود داشتهاست و او را شهریاری آرمانی میدانستند.
🍂 یونانیان کوروش را "پدر پارسیان" و در شمار مردان بزرگ تاریخ قلمداد میکردند. در مجموع، تقریباً هر آنچه یونانیان باستان دربارهی کوروش نوشتهاند، ستایش و تحسین کردار و اعمال اوست.
🍂 گزنفون در بخشی از کتابش، به شکل خیالی، از زبان کوروش حکایتی را نقل میکند که این شهریار برای مادرش بازگو کرده است:
"استاد من که تصور میکرد عمق عدالت را دریافتهام، پس مرا قاضی رفقایم کرد. با این حال، روزی پیش آمد که من به علت قضاوت غلط در یک اختلاف، از وی تازیانه خوردم.
کودک بزرگی که ردایی کوتاه به تن داشت، کودک کوچکتری را که ردای بلند داشت برهنه کرد، ردای خود را بر او پوشانده و خود ردای او را پوشیده بود.
من که بعنوان قاضی مشاجره پیش آمدهبودم، به این نتیجه رسیدم که ردایی برای هر یک از آنها مناسب است که اندازۀ قدشان باشد. درست به این دلیل بود که استادم مرا تنبیه کرد و تازیانه زد.
او به من گفت، اگر قرار بود دربارۀ امرِ تناسب قضاوت میکردم، باید چنین قضاوتی مینمودم؛ حال آن که باید داوری میکردم که ردا به چه کسی تعلق دارد، مالک حقیقی آن کیست و چه کسی آن را به زور تصاحب کرده یا آن را خریداری کردهاست.
آنگاه افزود که، آنچه با قوانین مطابقت داشته باشد، عادلانه است و هر چه چنین نباشد تجاوز محسوب می شود".
🍂 در حقيقت مکتوبی که گزنفون دربارۀ این شاه ایرانی آفریده، گونهای وصیتنامۀ اخلاقی و اندرزنامه سیاسیست که در آن کوروش کبیر به مثابه الگوئی آرمانی و بینقص از ترکیب اخلاقیات، عقلانیت و قدرت سیاسی تکریم شده و نویسنده به خواننده میآموزد که باید کسب موفقیت و محبوبیت به کسی چون او بدل گشت.
@renaissancetranslate
🗄پست مرتبط
📻کوروش کبیر؛ پایهگذار اولین امپراتوری
📻 شخصیت ذوالقرنین و کوروش؟
📻به کوروش افتخار کنیم؟
📻 نسبت منشور کوروش و یهودیان
📻 کوروش آزادهکیش و چپ کهنهاندیش
📻 پیرامون کوروش
📓کوروشِ رهاییبخش
📕سایۀ بلندِ یک پادشاه
📕سخنی با فریبخوردگان
📕کوروش، ایرانیان و کابوسِ تکخداباوری!
📕کوروشی که کوروش نبود
📕راستیپرهیزی یا راستیپژوهی؟
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📕ایراناندیشان سرافکنده در برابر ایرانبانان سرافراز
📕سخنی با فریبخوردگان
📕چرا کوروش برای ماکیاوللی مهم شد؟
📺 ۲۶۰۰ سال تاریخ در یک شئ
.
#آینه_تاریخ #ایران #کوروش#هخامنشیان #تاریخ_ایران #ایران_باستان #یونان_باستان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقدِ فیلمِ فهرست شیندلر| Schindler's List (+)
🎙#مسعود_فراستی
🔸فیلم فهرست شیندلر فیلم درام تاریخی آمریکایی محصول ۱۹۹۳ به کارگردانی و تهیهکنندگی استیون اسپیلبرگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مسعود_فراستی
🔸فیلم فهرست شیندلر فیلم درام تاریخی آمریکایی محصول ۱۹۹۳ به کارگردانی و تهیهکنندگی استیون اسپیلبرگ
.
#نقد_فیلم#فهرست_شیندلر #استیون_اسپیلبرگ #اسپیلبرگ #هلوکاست #جنگ_جهانی #فاشیسم #آشوییتس #نازیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 نگاهی به کتابِ «منشور آزادی» نوشتۀ فون هایک (+) — قسمت دوم 🎙#اشکان 🔸هایک دفاع از آزادی را مبتنی بر جهل ناگزیر انسان میداند. او ادعا دارد برای به دست آوردن عواملی که سبب بهروزی و رفاه مان میشود، باید در وضعیت آزادی باشیم تا عدهای بتوانند استعدادها و…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻رونالد رابرتسون، نویسندۀ کتاب «فلسفۀ رواقی و هنر شادکامی» از تاثیر کوروش و فلسفۀ ایران باستان بر سقراط، مارکوس اورلیوس و فلسفۀ رواقیگری میگوید:
🍂 رواقیون بسیار تحتتأثیر سقراط و شاگردانش گزنفون و آنتیستنس قرار گرفتند که همگی کوروش را، که امپراتوری ایران را در سال ۵۵۰ قبل میلاد تأسیس کرد، تحسین میکردند (سقراط در الکیبیادس اول افلاطون، گزنفون در سیروپیدیا، و آنتیستنس در کوروش، و دیگر آثار گمشده). رواقیون این دیدگاه را از آنها به ارث بردهاند.
🍂 پس از آنکه اسکندر مقدونی داریوش سوم (پادشاه ایران) را در سال ۳۳۱ پیش از میلاد شکست داد، امپراتوری هخامنشی که توسط کوروش تأسیس شد، بهدست تعدادی از فرمانروایان یونانی افتاد که امپراتوری سلوکیان را تشکیل دادند. مکتب رواقی اندکی پس از آن، در حدود سال ۳۰۱ پیش از میلاد، توسط زنون، تاجر فنیقی اهل کیتیوم در قبرس، پس از غرقشدنِ کشتیاش در نزدیکی آتن، تأسیس شد. بیشترِ رهبرانِ بعدیِ مکتب رواقیِ اولیه نیز از مهاجران آتنی بودند. بسیاری از آنها، از داخلِ امپراتوریِ سلوکی، از طرسوس، مرکز باستانی آموزش در آسیای صغیر، و همچنین از شرق دور تا بابل و سلوکیه، به ترتیب در سواحل فرات و دجله، جایی که فرهنگهای هلنیستی و ایرانیان باستان در هم آمیخته شدهاند، آمدهاند.
🍂 از آنجایی که امپراتوری اشکانی بهتدریج جانشین امپراتوری سلوکی در شرق شد، مرکز آموزش فلسفه رواقی به سمت غرب از آتن به روم منتقل شد. بااینحال، برخی از آثارِ احترامِ سقراطیِ اولیه به بنیانگذارِ بزرگ امپراتوری ایران باقی ماند.
🍂 اپیکتتوس، تأثیرگذارترین معلم رواقی رومی، و مارکوس اورلیوس، آخرین رواقی معروف دوران باستان، هر دو قطعهای را نقل میکنند که ظاهراً از یکی از آثار آنتیستنس است که به پادشاه بزرگ ایران اختصاص داده شدهاست (گفتارها، ۴.۶.۲۰؛ تأملات، ۷.۳۶).
بهعبارتدیگر، رهبری واقعی و قدرت شخصیت فرد، نشان میدهد که در انجام کاری که فکر میکند درست است، پافشاری کند، حتی در مواجهه با انتقاد.
🍂 گفته میشود که وقتی امپراتور مارکوس اورلیوس از استانهای شرقی امپراتوری روم بازدید کرد، در حدود سال ۱۷۵ پس از میلاد، در سفر از طریق کاپادوکیه، کیلیکیه و سوریه، با فرستادگان پادشاهی ایران باستان ملاقات کرد و به روشنفکران شرقی فلسفه رواقی، تجدید علاقه کرد. او مذاکرات زیادی با پادشاهان انجام داد و با همۀ پادشاهان و ساتراپهای ایران که به دیدار او آمدند، صلح کرد. او بسیار موردِ علاقۀ همۀ استانهای شرقی بود، و در واقع،
اثری از فلسفه بر جای گذاشت (Historia Augusta, Marcus Aurelius, 26).
🍂 در واقع، قرنها بعد، میتوانیم نمونههایی از فلسفۀ رواقی را در نوشتههای دانشمندان مسلمان عرب، از قرونوسطی، مانند ابزار رفع غم و اندوه اثر کندی، که در قرن نهم میلادی نوشته شدهاست، بیابیم. کندی چنین پارههایی را به سقراط نسبت میدهد، هرچند یادداشتهای رواقی آنها روشن است.
🍂 در مورد سقراط آتنی آمدهاست که:
او گاهی حتی رواقیتر به نظر میرسد، در جاهایی مانند این جملهاش:
🍂 بعدها، در قرن یازدهم پس از میلاد، فیلسوف ایرانی، ابنسینا، که در غرب با نام اوسینا شناخته میشود، اعتقاد بر این است که منطق رواقی را مطالعه کردهاست و تحتتأثیر جالینوس، پزشک دربار مارکوس اورلیوس قرار گرفتهاست، که در نوشتههای خود از نظریههای رواقی آسیبشناسی روانی و رواندرمانی استفاده کرده است.
🍂 همانطور که دیدیم، سنت سقراطی - رواقی در غرب، از بنیانگذار امپراتوری ایران الهام گرفته شدهاست، و اصول رواقی گاهی اوقات در میان فیلسوفان منطقه طنینانداز شده است.
🍂 امیدوارم این ترجمه فارسی به نحوی کوچک به تشویق کاربرد عملی فلسفه رواقی و مطالعۀ رابطۀ آن با حکمت و ارزشهای موجود در تاریخ ایران باستان و نوشتههای دانشمندان اسلامی کمک کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @mehreganekherad
🍂 رواقیون بسیار تحتتأثیر سقراط و شاگردانش گزنفون و آنتیستنس قرار گرفتند که همگی کوروش را، که امپراتوری ایران را در سال ۵۵۰ قبل میلاد تأسیس کرد، تحسین میکردند (سقراط در الکیبیادس اول افلاطون، گزنفون در سیروپیدیا، و آنتیستنس در کوروش، و دیگر آثار گمشده). رواقیون این دیدگاه را از آنها به ارث بردهاند.
🍂 پس از آنکه اسکندر مقدونی داریوش سوم (پادشاه ایران) را در سال ۳۳۱ پیش از میلاد شکست داد، امپراتوری هخامنشی که توسط کوروش تأسیس شد، بهدست تعدادی از فرمانروایان یونانی افتاد که امپراتوری سلوکیان را تشکیل دادند. مکتب رواقی اندکی پس از آن، در حدود سال ۳۰۱ پیش از میلاد، توسط زنون، تاجر فنیقی اهل کیتیوم در قبرس، پس از غرقشدنِ کشتیاش در نزدیکی آتن، تأسیس شد. بیشترِ رهبرانِ بعدیِ مکتب رواقیِ اولیه نیز از مهاجران آتنی بودند. بسیاری از آنها، از داخلِ امپراتوریِ سلوکی، از طرسوس، مرکز باستانی آموزش در آسیای صغیر، و همچنین از شرق دور تا بابل و سلوکیه، به ترتیب در سواحل فرات و دجله، جایی که فرهنگهای هلنیستی و ایرانیان باستان در هم آمیخته شدهاند، آمدهاند.
🍂 از آنجایی که امپراتوری اشکانی بهتدریج جانشین امپراتوری سلوکی در شرق شد، مرکز آموزش فلسفه رواقی به سمت غرب از آتن به روم منتقل شد. بااینحال، برخی از آثارِ احترامِ سقراطیِ اولیه به بنیانگذارِ بزرگ امپراتوری ایران باقی ماند.
🍂 اپیکتتوس، تأثیرگذارترین معلم رواقی رومی، و مارکوس اورلیوس، آخرین رواقی معروف دوران باستان، هر دو قطعهای را نقل میکنند که ظاهراً از یکی از آثار آنتیستنس است که به پادشاه بزرگ ایران اختصاص داده شدهاست (گفتارها، ۴.۶.۲۰؛ تأملات، ۷.۳۶).
ای کوروش! نیکیکردن فرد، حتی اگر از او بد بگویند، امری شاهانه است.
بهعبارتدیگر، رهبری واقعی و قدرت شخصیت فرد، نشان میدهد که در انجام کاری که فکر میکند درست است، پافشاری کند، حتی در مواجهه با انتقاد.
🍂 گفته میشود که وقتی امپراتور مارکوس اورلیوس از استانهای شرقی امپراتوری روم بازدید کرد، در حدود سال ۱۷۵ پس از میلاد، در سفر از طریق کاپادوکیه، کیلیکیه و سوریه، با فرستادگان پادشاهی ایران باستان ملاقات کرد و به روشنفکران شرقی فلسفه رواقی، تجدید علاقه کرد. او مذاکرات زیادی با پادشاهان انجام داد و با همۀ پادشاهان و ساتراپهای ایران که به دیدار او آمدند، صلح کرد. او بسیار موردِ علاقۀ همۀ استانهای شرقی بود، و در واقع،
اثری از فلسفه بر جای گذاشت (Historia Augusta, Marcus Aurelius, 26).
🍂 در واقع، قرنها بعد، میتوانیم نمونههایی از فلسفۀ رواقی را در نوشتههای دانشمندان مسلمان عرب، از قرونوسطی، مانند ابزار رفع غم و اندوه اثر کندی، که در قرن نهم میلادی نوشته شدهاست، بیابیم. کندی چنین پارههایی را به سقراط نسبت میدهد، هرچند یادداشتهای رواقی آنها روشن است.
🍂 در مورد سقراط آتنی آمدهاست که:
به او گفته شد: «چرا تو غمگین نیستی؟» گفت: «چون چیزی ندارم که با از دستدادن آن غمگین باشم» (کندی، ابزار رفع غم و اندوه).
او گاهی حتی رواقیتر به نظر میرسد، در جاهایی مانند این جملهاش:
«ما فکر میکنیم که هیچ چیز بدتر از مرگ نیست، هرچند مرگ بد نیست. ترس از مرگ بد است».
🍂 بعدها، در قرن یازدهم پس از میلاد، فیلسوف ایرانی، ابنسینا، که در غرب با نام اوسینا شناخته میشود، اعتقاد بر این است که منطق رواقی را مطالعه کردهاست و تحتتأثیر جالینوس، پزشک دربار مارکوس اورلیوس قرار گرفتهاست، که در نوشتههای خود از نظریههای رواقی آسیبشناسی روانی و رواندرمانی استفاده کرده است.
🍂 همانطور که دیدیم، سنت سقراطی - رواقی در غرب، از بنیانگذار امپراتوری ایران الهام گرفته شدهاست، و اصول رواقی گاهی اوقات در میان فیلسوفان منطقه طنینانداز شده است.
🍂 امیدوارم این ترجمه فارسی به نحوی کوچک به تشویق کاربرد عملی فلسفه رواقی و مطالعۀ رابطۀ آن با حکمت و ارزشهای موجود در تاریخ ایران باستان و نوشتههای دانشمندان اسلامی کمک کند.
🗄پست مرتبط
📻 شخصیت ذوالقرنین و کوروش؟
📻به کوروش افتخار کنیم؟
📻 نسبت منشور کوروش و یهودیان
📻 کوروش آزادهکیش و چپ کهنهاندیش
📻 پیرامون کوروش
📓کوروشِ رهاییبخش
📕سایۀ بلندِ یک پادشاه
📕سخنی با فریبخوردگان
📕کوروش، ایرانیان و کابوسِ تکخداباوری!
📕کوروشی که کوروش نبود
📕راستیپرهیزی یا راستیپژوهی؟
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📕سرافرازی یا سرافکندگی؟ مسئله این است!
📕سخنی با فریبخوردگان
📕دربارهی استوانهی کورش
📕چرا کوروش برای ماکیاوللی مهم شد؟
.
#معرفی_کتاب #فلسفیدن #ایران#فلسفه #فلسفه_رواقی #مکتب_رواقی #رواقیگری #رواقی #یونان_باستان #کوروش #سقراط
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @mehreganekherad
📘جدال روایتها
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 نیچه در «غروبِ بتها» اشاره میکند که چگونه فیلسوفان در طول تاریخ، روایتهای عقلانی ساختهاند تا بر «دهشت جهان» غلبه کنند؛ فیلسوفان هم برای گریز از هراس جهان، به روایت و داستان پناه میبرند. واقعیت این است که ما در کلاف پیچیدهای از روایتها و داستانها زندگی میکنیم.
🍂 دختری بیگناه به بهانۀ عدم رعایت پوشش اسلامی(!)، به قتل میرسد و حکومت بلافاصله تلاش میکند داستان در پی داستان بسازد تا مخاطبان را در گیجی و منگی و عدم تشخیصِ راست از غلط گرفتار کند، اما جامعه نیز روایتهای خاص خود را میسازد.
🍂 مسئلۀ اصلی این است که ما از زندگی، از عشق، از شجاعت، از فضیلتها و ارزشها، چه روایتی ساختهایم و برچه روایتهایی پا-میفشاریم؟
🍂 فقط کافیست در همین فضای مجازی تامل کنید، ببینید چگونه مردمان و طیفها و صاحبان قدرت و ایدئولوژی، تلاش میکنند روایتهای مورد قبول خود را در ذهن ما فرو ببرند:
یکی ما را فرا میخواند بودا-وار بر خواست و تمناهای خود «نه» بگوییم تا از درد و رنج خواستن و خواهشها رها شویم، و دیگری همزمان از ما میخواهد که حتی راهرفتن و خوابیدنمان را نیز به پول تبدیل کنیم، یکی ما را فرا-میخواند که عشق پیشه کنیم و با مردمان دیگر ازسر آشتی و صلح و مدارا عمل کنیم، همزمان روایت دیگر از ما میخواهد همواره از دیگریها بترسیم؛ چون به تعبیر سارتر «دیگری همان دوزخ است» و مشوب و مشوشکنندۀ خوشیهای ما، یکی شمشیر علیه سنتها برداشته و دین و آیین و مناسک را یکجا سر میبرد، و دیگری با یک کلیک دیگر، مدافع دین و سنتهاست و حاضر است برای حفظ آنها حتی سر هم ببرد!
🍂 ما از زندگیمان چه داستان و روایتی را ساختهایم؟ فقط یادمان باشد صاحبان قدرت و ایدئولوژی نیز بیکار ننشستهاند. آنها با کنترلِ داستانهای زندگی ما، میخواهند بر نفوس ما سلطه و سیطره داشتهباشند، و از ما موجوداتی رام و مطیع خود خلق کنند. جنگ قدرت، جدال میان داستانها و روایتهاست.
🍂 شکسپیر بزرگ زمانی نوشت «بودن یا نبودن؟ مسئله این است»، گویا این بار باید بنویسیم داستان ما یا داستانهای آنها؟ کدام یک؟ اگر میخواهیم زندگی خود را بسازیم و برای سعادت و خوشبختیمان بجنگیم، باید داستانهای خودمان را خلق کنیم. داستان زندگیمان را خودمان انشا کنیم. کلاس زندگی، کلاس دیکتۀ دیکتاتورها نیست، کلاسِ انشا و تصنیف است. باید کنترل داستانهای زندگیمان را به دست خود بگیریم و خودمان آنها را بنویسیم، و نگذاریم تانکها و سلاحها و سرکوبها و شکنجهها داستانهای من و تو را از خیابان و پیادهروهای زندگی محو کنند.
🍂 به نظر من، این سادهترین شکل سوژگیست، یا سوژه و فاعل زندگی خود میشویم، یا به مفعولی منفعل در دستان صاحبان قدرت تبدیل میشویم، به ملعبهای دست ملعبهبازان، به خرفتها و کودنهایی تنبل در دست سلبریتیهای بیخاصیت. فاصلۀ یک فرد عوام با یک فرد غیرعوام هم در همین است که عوام داستان زندگی دیگران را روایت میکند و خواص روایت زندگی خود را میسازند.
🍂 گویند از خواجه نصیر الدینطوسی پرسیدند تو که مسلمانی، چرا برای شاگردان خود قرآن تدریس نمیکنی و بهجای آن، فلسفه تدریس میکنی؟ جواب داد برای اینکه قرآن برای عوام است و فلسفه برای خواص. تصمیم با خود ماست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 نیچه در «غروبِ بتها» اشاره میکند که چگونه فیلسوفان در طول تاریخ، روایتهای عقلانی ساختهاند تا بر «دهشت جهان» غلبه کنند؛ فیلسوفان هم برای گریز از هراس جهان، به روایت و داستان پناه میبرند. واقعیت این است که ما در کلاف پیچیدهای از روایتها و داستانها زندگی میکنیم.
🍂 دختری بیگناه به بهانۀ عدم رعایت پوشش اسلامی(!)، به قتل میرسد و حکومت بلافاصله تلاش میکند داستان در پی داستان بسازد تا مخاطبان را در گیجی و منگی و عدم تشخیصِ راست از غلط گرفتار کند، اما جامعه نیز روایتهای خاص خود را میسازد.
🍂 مسئلۀ اصلی این است که ما از زندگی، از عشق، از شجاعت، از فضیلتها و ارزشها، چه روایتی ساختهایم و برچه روایتهایی پا-میفشاریم؟
🍂 فقط کافیست در همین فضای مجازی تامل کنید، ببینید چگونه مردمان و طیفها و صاحبان قدرت و ایدئولوژی، تلاش میکنند روایتهای مورد قبول خود را در ذهن ما فرو ببرند:
یکی ما را فرا میخواند بودا-وار بر خواست و تمناهای خود «نه» بگوییم تا از درد و رنج خواستن و خواهشها رها شویم، و دیگری همزمان از ما میخواهد که حتی راهرفتن و خوابیدنمان را نیز به پول تبدیل کنیم، یکی ما را فرا-میخواند که عشق پیشه کنیم و با مردمان دیگر ازسر آشتی و صلح و مدارا عمل کنیم، همزمان روایت دیگر از ما میخواهد همواره از دیگریها بترسیم؛ چون به تعبیر سارتر «دیگری همان دوزخ است» و مشوب و مشوشکنندۀ خوشیهای ما، یکی شمشیر علیه سنتها برداشته و دین و آیین و مناسک را یکجا سر میبرد، و دیگری با یک کلیک دیگر، مدافع دین و سنتهاست و حاضر است برای حفظ آنها حتی سر هم ببرد!
🍂 ما از زندگیمان چه داستان و روایتی را ساختهایم؟ فقط یادمان باشد صاحبان قدرت و ایدئولوژی نیز بیکار ننشستهاند. آنها با کنترلِ داستانهای زندگی ما، میخواهند بر نفوس ما سلطه و سیطره داشتهباشند، و از ما موجوداتی رام و مطیع خود خلق کنند. جنگ قدرت، جدال میان داستانها و روایتهاست.
🍂 شکسپیر بزرگ زمانی نوشت «بودن یا نبودن؟ مسئله این است»، گویا این بار باید بنویسیم داستان ما یا داستانهای آنها؟ کدام یک؟ اگر میخواهیم زندگی خود را بسازیم و برای سعادت و خوشبختیمان بجنگیم، باید داستانهای خودمان را خلق کنیم. داستان زندگیمان را خودمان انشا کنیم. کلاس زندگی، کلاس دیکتۀ دیکتاتورها نیست، کلاسِ انشا و تصنیف است. باید کنترل داستانهای زندگیمان را به دست خود بگیریم و خودمان آنها را بنویسیم، و نگذاریم تانکها و سلاحها و سرکوبها و شکنجهها داستانهای من و تو را از خیابان و پیادهروهای زندگی محو کنند.
🍂 به نظر من، این سادهترین شکل سوژگیست، یا سوژه و فاعل زندگی خود میشویم، یا به مفعولی منفعل در دستان صاحبان قدرت تبدیل میشویم، به ملعبهای دست ملعبهبازان، به خرفتها و کودنهایی تنبل در دست سلبریتیهای بیخاصیت. فاصلۀ یک فرد عوام با یک فرد غیرعوام هم در همین است که عوام داستان زندگی دیگران را روایت میکند و خواص روایت زندگی خود را میسازند.
🍂 گویند از خواجه نصیر الدینطوسی پرسیدند تو که مسلمانی، چرا برای شاگردان خود قرآن تدریس نمیکنی و بهجای آن، فلسفه تدریس میکنی؟ جواب داد برای اینکه قرآن برای عوام است و فلسفه برای خواص. تصمیم با خود ماست.
.
#فلسفیدن #اسطورهشناسی#اندیشه #روایت #اسطوره #معنای_زندگی #نیچه #مهسا_امینی #پست_مدرنیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دربارۀ ترانه «ضدجنگ» شروین حاجیپور
✍🏻 دکتر #مهدی_کاظمی
🍂 از درون جنگ، هیچ خیری متولد نمیشود. جنگ جز نشانۀ ناتوانی ما در شناخت دیگری و ناتوانی در فراهمکردن زبانی مناسب برای گفتگو و مفاهمه، هیچ چیز دیگر نیست.
🍂 فراموش نکنیم که ماحصل جنگ ایران و عراق، شهادت حدود ۲۰۰ هزار جوان ایرانی بود، اما اکنون دو ملت و دو کشور متحد هم هستند. آیا نمیشد، سیاستمداران دو کشور، ستیزش میان خود را نه در صحنۀ نبرد، بلکه در میز مذاکره حلوفصل می کردند.
🍂 مذاکرۀ مستقیم میان کشورهای خاورمیانه، از مصر و اسرائیل تا ایران، دربارۀ ترتیبات امنیتی و مسائلِ خاورمیانه، از جمله مسئلۀ فلسطین، تنها راهحل برای جلوگیری از جنگ، ویرانی و خونریزیست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @kazemizamharir
✍🏻 دکتر #مهدی_کاظمی
🍂 از درون جنگ، هیچ خیری متولد نمیشود. جنگ جز نشانۀ ناتوانی ما در شناخت دیگری و ناتوانی در فراهمکردن زبانی مناسب برای گفتگو و مفاهمه، هیچ چیز دیگر نیست.
🍂 فراموش نکنیم که ماحصل جنگ ایران و عراق، شهادت حدود ۲۰۰ هزار جوان ایرانی بود، اما اکنون دو ملت و دو کشور متحد هم هستند. آیا نمیشد، سیاستمداران دو کشور، ستیزش میان خود را نه در صحنۀ نبرد، بلکه در میز مذاکره حلوفصل می کردند.
🍂 مذاکرۀ مستقیم میان کشورهای خاورمیانه، از مصر و اسرائیل تا ایران، دربارۀ ترتیبات امنیتی و مسائلِ خاورمیانه، از جمله مسئلۀ فلسطین، تنها راهحل برای جلوگیری از جنگ، ویرانی و خونریزیست.
.
#سیاست #بینالملل #حکومت_اسلامی#اسرائیل #جنگ #صلح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @kazemizamharir
Telegram
نقدآگین
🔴 اسرائیل برای تدارک یک عملیات بزرگ به ایران حمله کرد
🎙گفتگو با خبرگزاری راسیسکایاگازتا
(۱/۲)
✍🏻 #احمد_وخشیته
🔻همانطور که انتظار میرفت، اسرائیل پاسخ ایران را داد، اما این پاسخ چند تفاوت مهم نسبت به گذشته دارد:
🍂 نخست اینکه، اسرائيل اگر در پاسخ به حمله موشکی و پهپادی ایران در بهار گذشته نیز به سامانه راداری در اصفهان حمله کرد، اما مسئولیت آن را رسما بر عهده نگرفت. در واقع ما اکنون از نخستین حملۀ اسرائیل به خاک ایران صحبت میکنیم که بهطور رسمی انجام شدهاست.
🔻نکتۀ دوم و البته مهمتر، این است که اسرائیل در ابتدا تصمیم داشت که به زیرساختهای هستهای و نفتی ایران حمله کند، اما نهایتا شاهد یک حمله محدود و کنترل شده به رادارهای و سامانه پدافند موشکی در داخل ایران بودیم که سه پیام مهم دارد:
1️⃣ دموکراتها در آمریکا تلاش کردند تا اسرائیل را کنترل کنند تا پیش از انتخابات آمریکا دست به یک تخریب گسترده در خاک ایران نزد که منجر به یک فاجعۀ انسانی در خاورمیانه شود، و این نشان میدهد در صورت مدیریت صحیح بحران از سوی ایران، آمریکا نیز از حملۀ مستقیم به ایران حمایت نمیکند.
2️⃣ اسرائیل یک حملۀ هدفمند و حسابشده و دقیق انجام داد. بخش قابل ملاحظهای از سامانههای راداری و پدافند را مورد هدف قرار دادهاست که این گام اول برای یک عملیات بزرگ است. بدینمعنا که در گام بعد، خیلی راحت و بدون مزاحمتِ رادارها و پدافندها میتواند به اهداف خود در ایران برسد.
3️⃣ حمله را بدون نورافشانی انجام داد تا جمهوری اسلامی ایران بتواند گستردگی آن را تکذیب کند و از پاسخ به این حمله جلوگیری کند، و منازعه در مسیر پینگپونگی ادامه پیدا نکند.
🍂 اکنون اسرائیل توپ را در زمین ایران انداختهاست. اگر سران جمهوری اسلامی پاسخ ندهند، از سوی نیروهای ایدئولوژیک و تندرو تحت فشار قرار میگیرند و متهم به سیاست منفعلانه میشوند. از سوی دیگر اگر بخواهند واکنش نشان دهند، بخش قابل ملاحظهای از مردم ایران با سیاست ضد اسرائيلی جمهوری اسلامی همراه نیستند و طبیعتا پاسخش نیز با پاسخ جدیتر اسرائیل روبرو میشود.
🍂 بنابراین جمهوری اسلامی هر چه در منازعه با اسرائیل جلوتر میرود، در دوراهیهای سختتری قرار میگیرد و هر یک از آنها میتواند سرنوشتسازترین تصمیم برای آینده حیات سیاسی جمهوری اسلامی در ایران باشد.
🍂 در واقع، ما با یک خطای محاسباتی هم در تهران و هم در تلاویو روبرو هستیم. جریانهای تندرو در اسرائیل گمان میکنند که اکنون بهترین فرصت برای نابودی تاسیاست هستهای ایران است و به دنبال بهانه هستند. جریان تندرو در ایران نیز گمان می کند با توجه به اینکه اکنون در چند جبهه با حزبالله در لبنان، حماس در فلسطین، انصارالله در یمن درگیر است، بهترین فرصت است که آخرین ضربه را به اسرائيل وارد کند.
🍂 اما واقعیتهای حاکم بر معماری امنیتی منطقه متفاوت از رویاهای دو جریان تندرو در تهران و تلاویو است، اما یک خوانش اشتباه از مرز میان بلوف و واقعیت میتواند هر یک از طرفها را دام آغاز یک جنگ و فاجعه انسانی در خاورمیانه بیندازد.
🔺من همچنان معتقدم که عقلانیترین کنش رویکرد جمهوری اسلامی در این شرایط، مطرح کردن آمادگی برای مذاکرۀ مستقیم با اسرائيل است؛ در این صورت، توپ را در زمین اسرائيل میاندازد و در صورت هر نوع پاسخی، دست بالاتر در جامعه بینالملل را دارد.
🔻 اکنون بهترین زمان مذاکره با اسرائیل است
🍂 شما چه باور داشته باشید اسرائیل کشور است و چه باور نداشته باشید، اگر جنگی میان ایران و اسرائیل شکل بگیرد، جمهوری اسلامی [به شرط حیات سیاسی] نهایتا ناچار است پای میز مذاکره با اسرائیل بنشیند تا جنگ به صلح برسد.
🍂 بنابراین وقتی قرار است پس از ویرانی، پای میز مذاکره با اسرائیل بنشینند، هر عقل سلیمی میگوید که در زمان آبادانی، مذاکره را مطرح کنند و در زمان صلح منافع ملی را از مسیر دیپلماسی جستجو کنند، پیش از آنکه کار به زور حداکثری برسد و در زمان جنگ در به در دنبال صلح باشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتگو با خبرگزاری راسیسکایاگازتا
(۱/۲)
✍🏻 #احمد_وخشیته
🔻همانطور که انتظار میرفت، اسرائیل پاسخ ایران را داد، اما این پاسخ چند تفاوت مهم نسبت به گذشته دارد:
🍂 نخست اینکه، اسرائيل اگر در پاسخ به حمله موشکی و پهپادی ایران در بهار گذشته نیز به سامانه راداری در اصفهان حمله کرد، اما مسئولیت آن را رسما بر عهده نگرفت. در واقع ما اکنون از نخستین حملۀ اسرائیل به خاک ایران صحبت میکنیم که بهطور رسمی انجام شدهاست.
🔻نکتۀ دوم و البته مهمتر، این است که اسرائیل در ابتدا تصمیم داشت که به زیرساختهای هستهای و نفتی ایران حمله کند، اما نهایتا شاهد یک حمله محدود و کنترل شده به رادارهای و سامانه پدافند موشکی در داخل ایران بودیم که سه پیام مهم دارد:
1️⃣ دموکراتها در آمریکا تلاش کردند تا اسرائیل را کنترل کنند تا پیش از انتخابات آمریکا دست به یک تخریب گسترده در خاک ایران نزد که منجر به یک فاجعۀ انسانی در خاورمیانه شود، و این نشان میدهد در صورت مدیریت صحیح بحران از سوی ایران، آمریکا نیز از حملۀ مستقیم به ایران حمایت نمیکند.
2️⃣ اسرائیل یک حملۀ هدفمند و حسابشده و دقیق انجام داد. بخش قابل ملاحظهای از سامانههای راداری و پدافند را مورد هدف قرار دادهاست که این گام اول برای یک عملیات بزرگ است. بدینمعنا که در گام بعد، خیلی راحت و بدون مزاحمتِ رادارها و پدافندها میتواند به اهداف خود در ایران برسد.
3️⃣ حمله را بدون نورافشانی انجام داد تا جمهوری اسلامی ایران بتواند گستردگی آن را تکذیب کند و از پاسخ به این حمله جلوگیری کند، و منازعه در مسیر پینگپونگی ادامه پیدا نکند.
🍂 اکنون اسرائیل توپ را در زمین ایران انداختهاست. اگر سران جمهوری اسلامی پاسخ ندهند، از سوی نیروهای ایدئولوژیک و تندرو تحت فشار قرار میگیرند و متهم به سیاست منفعلانه میشوند. از سوی دیگر اگر بخواهند واکنش نشان دهند، بخش قابل ملاحظهای از مردم ایران با سیاست ضد اسرائيلی جمهوری اسلامی همراه نیستند و طبیعتا پاسخش نیز با پاسخ جدیتر اسرائیل روبرو میشود.
🍂 بنابراین جمهوری اسلامی هر چه در منازعه با اسرائیل جلوتر میرود، در دوراهیهای سختتری قرار میگیرد و هر یک از آنها میتواند سرنوشتسازترین تصمیم برای آینده حیات سیاسی جمهوری اسلامی در ایران باشد.
🍂 در واقع، ما با یک خطای محاسباتی هم در تهران و هم در تلاویو روبرو هستیم. جریانهای تندرو در اسرائیل گمان میکنند که اکنون بهترین فرصت برای نابودی تاسیاست هستهای ایران است و به دنبال بهانه هستند. جریان تندرو در ایران نیز گمان می کند با توجه به اینکه اکنون در چند جبهه با حزبالله در لبنان، حماس در فلسطین، انصارالله در یمن درگیر است، بهترین فرصت است که آخرین ضربه را به اسرائيل وارد کند.
🍂 اما واقعیتهای حاکم بر معماری امنیتی منطقه متفاوت از رویاهای دو جریان تندرو در تهران و تلاویو است، اما یک خوانش اشتباه از مرز میان بلوف و واقعیت میتواند هر یک از طرفها را دام آغاز یک جنگ و فاجعه انسانی در خاورمیانه بیندازد.
🔺من همچنان معتقدم که عقلانیترین کنش رویکرد جمهوری اسلامی در این شرایط، مطرح کردن آمادگی برای مذاکرۀ مستقیم با اسرائيل است؛ در این صورت، توپ را در زمین اسرائيل میاندازد و در صورت هر نوع پاسخی، دست بالاتر در جامعه بینالملل را دارد.
🔻 اکنون بهترین زمان مذاکره با اسرائیل است
🍂 شما چه باور داشته باشید اسرائیل کشور است و چه باور نداشته باشید، اگر جنگی میان ایران و اسرائیل شکل بگیرد، جمهوری اسلامی [به شرط حیات سیاسی] نهایتا ناچار است پای میز مذاکره با اسرائیل بنشیند تا جنگ به صلح برسد.
🍂 بنابراین وقتی قرار است پس از ویرانی، پای میز مذاکره با اسرائیل بنشینند، هر عقل سلیمی میگوید که در زمان آبادانی، مذاکره را مطرح کنند و در زمان صلح منافع ملی را از مسیر دیپلماسی جستجو کنند، پیش از آنکه کار به زور حداکثری برسد و در زمان جنگ در به در دنبال صلح باشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin