Telegram
نقدآگین
📺 تفاوت خدای اسلام و زرتشت در ایران (+)
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓خدای زرتشت و خدای ایران پس از اسلام تفاوتهای بسیاری دارند. اما ریشۀ این تفاوتها در چیست؟ چه باعث میشود شیعیان سیاه بپوشند و آتش بر تمدن ایران پیش از اسلام بکشند؟ چرا خدای پس از اسلام خدای خشنتری بوده؟
🔸این کلیپ برشی از گفتگوی سهقسمتیِ «اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم) میباشد.
🔻خدای خودساختۀ یک ملت یا خدای تحمیلیِ یورشگر؟
— حاشیهای کوتاه بر کلیپ
🔸فرق است بین خدایی که یک ملت، خودش آفریدهاست و خدایی که به او یورش آوردهاست. خدایان و پهلوانان هر ملت نمودگارِ بهترین و خردمندانهترین صفاتی هستند که یک ملت میتواند برای خود تصور کند. تضاد بین آنچه درونزاد است و آنچه تحمیلیست بهآسانی مرتفع نمیشود. این کشمکشی هزارهای است! این نکتهای است که دکتر شروین وکیلی بدان توجه مقتضی را نمیکند. در یادداشتِ «نشیبی دراز است پیشِ فراز» در باب این مواجهۀ خاص او با اسلام بیشتر پرداختهام:
🔺ادامۀ متن را در «نشیبی دراز است پیشِ فراز» بخوانید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓خدای زرتشت و خدای ایران پس از اسلام تفاوتهای بسیاری دارند. اما ریشۀ این تفاوتها در چیست؟ چه باعث میشود شیعیان سیاه بپوشند و آتش بر تمدن ایران پیش از اسلام بکشند؟ چرا خدای پس از اسلام خدای خشنتری بوده؟
🔸این کلیپ برشی از گفتگوی سهقسمتیِ «اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم) میباشد.
🔻خدای خودساختۀ یک ملت یا خدای تحمیلیِ یورشگر؟
— حاشیهای کوتاه بر کلیپ
🔸فرق است بین خدایی که یک ملت، خودش آفریدهاست و خدایی که به او یورش آوردهاست. خدایان و پهلوانان هر ملت نمودگارِ بهترین و خردمندانهترین صفاتی هستند که یک ملت میتواند برای خود تصور کند. تضاد بین آنچه درونزاد است و آنچه تحمیلیست بهآسانی مرتفع نمیشود. این کشمکشی هزارهای است! این نکتهای است که دکتر شروین وکیلی بدان توجه مقتضی را نمیکند. در یادداشتِ «نشیبی دراز است پیشِ فراز» در باب این مواجهۀ خاص او با اسلام بیشتر پرداختهام:
اگر «تاختوتاز»، «تاژیکان» به «ایرانشهر» آغازِ یک «گسستِ بنیادین» در تاریخِ ایران نیست، پس چرا در وجدان «فردوسی» و نیز در وجدان نویسندۀ «بندهشن»، چونان سرآغاز یک «نشیب درازدامن» و یک دوران دیریاز «فروفتادگی و سرفکندگی» فهم میشود؟ چرا هر دوی این بزرگان، این یورش را سرآغاز چیرگی منطق «سخنان بهکردار بازی» بر ایران میدانند؟ این پرسشیست که خوانش تاریخی دکتر #شروین_وکیلی از نسبت ایران و اعراب، پاسخی بدان فراهم نمیآورد.
🔺ادامۀ متن را در «نشیبی دراز است پیشِ فراز» بخوانید.
.
#نقد_ادیان #ایران #نقد_روشنفکران#نقد_اسلام #نقد_مسیحیت #زرتشت #زرتشتی #مدرنیته #داعش #طالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘«نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی»
🔻جناب محمدعلیِ جنتخواه دو خطا یا سوءاستفادهی فاحش در کاربست قضایای ناتمامیت گودل دارد:
نخست آن که این دو قضیه را، که قضایایی در منطق ریاضی هستند، به تمام ذهن و معرفت انسانی تعمیم میدهد. قضیهی اول ناتمامیت بهزبان ساده بیان میدارد که در هر دستگاه آکسیوماتیک حساب، میتوان حداقل یک گزاره یافت که صدق (یا عدمصدق) آن در خود دستگاه حساب اثباتپذیر نیست—یعنی هر دستگاه آکسیوماتیک حساب ناتمام است. طبق قضیهی دوم، گزارهای که میگوید این دستگاه آکسیوماتیک حسابْ سازگار یا «باثبات» است (یعنی نمیتوان دو گزارهی متناقض را در آن اثبات کرد)، همان گزارهای است که صدق یا عدمصدق آن در خود دستگاه قابلاثبات نیست—یعنی سازگاریِ هر دستگاه آکسیوماتیک حساب را باید با استدلالی خارج از این دستگاه استنباط کرد (که البته تا به امروز کسی حتی نمیداند چنین استدلالی چه ماهیتی دارد).
🍂 واضح است که قضایای ناتمامیت گودل منحصراً معطوف به منطق ریاضی هستند. با این حال، کم نبودهاند کسانی که از زمان ارائهی این قضایا آنها را به موضوعاتی دیگر، مانند علم فیزیک یا ذهن انسان، تعمیم دادهاند. اما مفسران گودل بهدرستی اشاره کردهاند که این تعمیمها نه منطقی، بلکه عقیده و گمان شخصی تعمیمدهندگان است که هیچکدام از آنها نیز در تقریباً یک قرن گذشته، یک اثبات منطقی برای این تعمیم خود ارائه ندادهاند.
دوم آن که گودل درکنار قضایای مشهور ناتمامیت، یک قضیه کمتر مشهور بهنام «تمامیت» دارد. طبق قضیهی تمامیت، اگر T یک نظریهی منطقِ مرتبهی اول و φ جملهای در یک زبان باشد، بهگونهای که هر مدل T یک مدل φ باشد، پس T یک نظریهی کامل است. یا به زبان سادهتر، اگر T یک نظام صوری باشد که استنباطهایی منطقی از زبان را برمیگرداند، T ضرورتاً تمامیت دارد. این از آن جهت حائز اهمیت است که جناب جنتخواه ادعا میکند مفهوم آزادی، مانند یک دستگاه حساب، گزارههایی غیرقابلاثبات از طریق ذهن دارد که صدق خود را از موجودیتی خارج از ذهن (خدا/دین) میگیرند؛ پس دین یک نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی است. حال آن که در این توضیح تناقضی مهلک وجود دارد.
🍂 اگر مفهوم آزادی با یک نظام صوری قابلتوضیح باشد، پس طبق قضیهی تمامیت گودل، نظامِ صوریِ آزادیْ کامل است و هیچ گزارهای ندارد که در درون خود اثبات نشود—از جمله گزارهای که میگوید این نظام سازگار (باثبات) است.
🍂 به بیان دیگر، «نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی» اصلاً نیازی به دین ندارد. از طرف دیگر، اگر بخواهیم قضایای ناتمامیت را به بحث آزادی تعمیم دهیم (که البته در درستی این تعمیمْ شَکی جدی وجود دارد)، و بگوییم آزادیْ گزارههایی دارد که بهطور ذهنی قابلاثبات نیستند و دین یک نظام صوری برای آزادی است، گزارهی مربوط به «باثبات» بودن یا نبودنِ این نظام صوری در خود این نظام قابل اثبات نیست و همچنان نیاز به یک اثبات منطقی خارج از خود، یعنی خارج از دین، دارد—مگر آن که در یک چرخش دلبخواهی، آزادی را طبق قضیههای ناتمامیتْ ناتمام فرض کنیم و دین را طبق قضیهی تمامیت، تمام و سازگار.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @austro_libertarian
🔻جناب محمدعلیِ جنتخواه دو خطا یا سوءاستفادهی فاحش در کاربست قضایای ناتمامیت گودل دارد:
نخست آن که این دو قضیه را، که قضایایی در منطق ریاضی هستند، به تمام ذهن و معرفت انسانی تعمیم میدهد. قضیهی اول ناتمامیت بهزبان ساده بیان میدارد که در هر دستگاه آکسیوماتیک حساب، میتوان حداقل یک گزاره یافت که صدق (یا عدمصدق) آن در خود دستگاه حساب اثباتپذیر نیست—یعنی هر دستگاه آکسیوماتیک حساب ناتمام است. طبق قضیهی دوم، گزارهای که میگوید این دستگاه آکسیوماتیک حسابْ سازگار یا «باثبات» است (یعنی نمیتوان دو گزارهی متناقض را در آن اثبات کرد)، همان گزارهای است که صدق یا عدمصدق آن در خود دستگاه قابلاثبات نیست—یعنی سازگاریِ هر دستگاه آکسیوماتیک حساب را باید با استدلالی خارج از این دستگاه استنباط کرد (که البته تا به امروز کسی حتی نمیداند چنین استدلالی چه ماهیتی دارد).
🍂 واضح است که قضایای ناتمامیت گودل منحصراً معطوف به منطق ریاضی هستند. با این حال، کم نبودهاند کسانی که از زمان ارائهی این قضایا آنها را به موضوعاتی دیگر، مانند علم فیزیک یا ذهن انسان، تعمیم دادهاند. اما مفسران گودل بهدرستی اشاره کردهاند که این تعمیمها نه منطقی، بلکه عقیده و گمان شخصی تعمیمدهندگان است که هیچکدام از آنها نیز در تقریباً یک قرن گذشته، یک اثبات منطقی برای این تعمیم خود ارائه ندادهاند.
دوم آن که گودل درکنار قضایای مشهور ناتمامیت، یک قضیه کمتر مشهور بهنام «تمامیت» دارد. طبق قضیهی تمامیت، اگر T یک نظریهی منطقِ مرتبهی اول و φ جملهای در یک زبان باشد، بهگونهای که هر مدل T یک مدل φ باشد، پس T یک نظریهی کامل است. یا به زبان سادهتر، اگر T یک نظام صوری باشد که استنباطهایی منطقی از زبان را برمیگرداند، T ضرورتاً تمامیت دارد. این از آن جهت حائز اهمیت است که جناب جنتخواه ادعا میکند مفهوم آزادی، مانند یک دستگاه حساب، گزارههایی غیرقابلاثبات از طریق ذهن دارد که صدق خود را از موجودیتی خارج از ذهن (خدا/دین) میگیرند؛ پس دین یک نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی است. حال آن که در این توضیح تناقضی مهلک وجود دارد.
🍂 اگر مفهوم آزادی با یک نظام صوری قابلتوضیح باشد، پس طبق قضیهی تمامیت گودل، نظامِ صوریِ آزادیْ کامل است و هیچ گزارهای ندارد که در درون خود اثبات نشود—از جمله گزارهای که میگوید این نظام سازگار (باثبات) است.
🍂 به بیان دیگر، «نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی» اصلاً نیازی به دین ندارد. از طرف دیگر، اگر بخواهیم قضایای ناتمامیت را به بحث آزادی تعمیم دهیم (که البته در درستی این تعمیمْ شَکی جدی وجود دارد)، و بگوییم آزادیْ گزارههایی دارد که بهطور ذهنی قابلاثبات نیستند و دین یک نظام صوری برای آزادی است، گزارهی مربوط به «باثبات» بودن یا نبودنِ این نظام صوری در خود این نظام قابل اثبات نیست و همچنان نیاز به یک اثبات منطقی خارج از خود، یعنی خارج از دین، دارد—مگر آن که در یک چرخش دلبخواهی، آزادی را طبق قضیههای ناتمامیتْ ناتمام فرض کنیم و دین را طبق قضیهی تمامیت، تمام و سازگار.
.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #مغلطجات#فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @austro_libertarian
بیژن عبدالکریمی
من همینجا اعلام کنم منتقدی رادیکالتر از خودم در کشور نسبت به نظام سیاسی نمیشناسم؛ در جامعه ما فکر میکنند هر کس فحش دهد خیلی رادیکال است! در صورتی که میشود با احترام صحبت کرد و دنبال گیر و گورهای بنیادین و ساختاری گشت. به همین دلیل من خودم را کماکان یک منتقد رادیکال نسبت به وضعیت موجود میبینم.
📘خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
(۱/۲)
🍂 آقای عبدالکریمی؛ اول نکتهای که به ذهنم میرسد، این است که به تو بگویم وقتی با التهاب و حالت هیجان و جوگرفتگی میگویی:
حواست به لِرت باشد. آب دهانت را بپا! زیادی هدر میرود. در ضمن باور کن یک نفر از تو رادیکالتر است، خیلی رادیکالتر!! ندیدی که جناب دغدغو چطور میکروفن را پرت کرد؟ به جان خودم و به جان عزیز خودت، اینقدر جسارت هم خودش هنریست؛ که طبعا در حضرتعالی نیست! میدانی چرا؟ چون فرق است بین یک "دوستدار کشور" و کسی که با یک رژیم هیتلری نرد عشق میبازد! به جان خودت سوگند، نظر تو نیز با مرادت هایدگر در بوسهزدن به دستِ اهریمن هیچ فرقی ندارد. به آن یک دست علیلش نگاه کن! ببین چقدر ظریف است! از لبان خشکِ سیراب از تریاکِ اصلش دیگر چیزی نمیگویم.
🍂 نخبگی حضرتعالی نیز در این حد است که نمیدانی فرق است بین یک نظامِ "برانداز ملت" و یک نظامِ "پاسدار ملت". تو نیز در پخمگی خاصی که مختص همۀ همسفرههای نظام است، زور میزنی که با توسل به اتوریته نداشتهات، به مردم کوچه و بازار اینطور تلقین کنی که آنچه این نظام میکند، چیزیست از سنخ "کشورداری"!
🍂 نه جانم! از "روشنفکر-جماعت" که بگذریم، سگِ فحشهای آن پیرزنِ بیسوادِ فرتوتی که کمرش زیر بار "کشورگردانیِ سکاندارِ محورِ مقاربت" خم شدهاست، شرف دارد به آن سنخ تحلیلهای آبکیِ امثال تو که ایران را نه "خانهای امن برای مردم"، که یک "مرکز آماد و پشتیبانی" میخواهی برای تامین ابدیِ آن چیزی که در توهماتِ خودت "بازوهای کشور" یا "نیروهای نیابتی" میخوانی. تکلیفِ مردم با سپاهِ "پاسدارانِ انقلابِ اسلامیِ" ایرانیکُش روشن است، اما میزان رادیکالیزم حضرتعالی در همین حد است که روحاً و قلباً در تسخیرِ اندیشۀ بسیجی و سپاهی هستی و به همین دلیل، ترهات تو در مورد "اصل دفاع از کشور" همان اندازه چرند است که ترهات آنان.
🍂 البته در اصل دفاع از کشور تردیدی نیست، اما فرق است بین دفاع از نظامی "ملتزدا" و نظامی "ملتخواه". این نظام اهریمنی که همواره به آن نرد عشق میبازی و همواره همسفرۀ آن بودهای و کمترین فاصلهای از آن نگرفتهای -بعنوان شرط نخستین یک نقد رادیکال- و همواره در کنار آن بودهای و یکدم دست از دفاع از آن برنداشتهای، رانۀ پیشرانندهاش چیزی نیست جز ایدۀ "کشورگیری" و "تسخیر ممالک"، آنگونه که آن رهبُر کبیر در "کشف الاسرارش" فرمولبندی کردهاست. این "نیروهای نیابتی" نیز چیزیاند از سنخ پاهای یک دوالپا، و نه نیروهای تقویتکنندۀ ملت ایران، که بازوهای اختاپوسگونهای هستند که پیکرۀ ملت را فروگرفتهاند و از شیرۀ جان آن میمکند.
🍂 تو، مرد سزاوار ناسزا، همینقدر نخبهای که این بدیهیات را که مردم عادی نیز در تجربۀ عادی و مستقیم خود درک میکنند، درک نمیکنی و جالب است که دم از "رادیکالبودن" نیز میزنی!! سپاه و بسیج و اطلاعات، اصولاً کی تو را خطری دیدهاند که بخواهند از "رادیکالبودن"ت بترسند؟ آنچه آنها با زبان الکنشان نمیدانند، تو به بهترین شکلی برایشان تئوریزه میکنی!! و تحلیلهایت نیز دقیقاً از سنخِ تحلیلهای کیهان ولایت فقیه است؛ پس اگر تو "رادیکالترین روشنفکر ایران امروز" هستی، روزنامۀ کیهانِ ولایت فقیه نیز "رادیکالترین روزنامه امروز ایران" است!
دستهای زیبای آن علیل گریان را ببین و لبان سیراب از تریاکش را. از کمال همنشین، گونهای نشئگی در تو نیز پیداست! این زیبابینیها از اثر نشئگی نیز هست. دیریست که دودخور شدهای و آسمان مینوردی ای نخبه! ای روشنفکر! ای رادیکال!!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🍂 آقای عبدالکریمی؛ اول نکتهای که به ذهنم میرسد، این است که به تو بگویم وقتی با التهاب و حالت هیجان و جوگرفتگی میگویی:
"منتقدی رادیکالتر از خودم در کشور نمیشناسم"
حواست به لِرت باشد. آب دهانت را بپا! زیادی هدر میرود. در ضمن باور کن یک نفر از تو رادیکالتر است، خیلی رادیکالتر!! ندیدی که جناب دغدغو چطور میکروفن را پرت کرد؟ به جان خودم و به جان عزیز خودت، اینقدر جسارت هم خودش هنریست؛ که طبعا در حضرتعالی نیست! میدانی چرا؟ چون فرق است بین یک "دوستدار کشور" و کسی که با یک رژیم هیتلری نرد عشق میبازد! به جان خودت سوگند، نظر تو نیز با مرادت هایدگر در بوسهزدن به دستِ اهریمن هیچ فرقی ندارد. به آن یک دست علیلش نگاه کن! ببین چقدر ظریف است! از لبان خشکِ سیراب از تریاکِ اصلش دیگر چیزی نمیگویم.
🍂 نخبگی حضرتعالی نیز در این حد است که نمیدانی فرق است بین یک نظامِ "برانداز ملت" و یک نظامِ "پاسدار ملت". تو نیز در پخمگی خاصی که مختص همۀ همسفرههای نظام است، زور میزنی که با توسل به اتوریته نداشتهات، به مردم کوچه و بازار اینطور تلقین کنی که آنچه این نظام میکند، چیزیست از سنخ "کشورداری"!
🍂 نه جانم! از "روشنفکر-جماعت" که بگذریم، سگِ فحشهای آن پیرزنِ بیسوادِ فرتوتی که کمرش زیر بار "کشورگردانیِ سکاندارِ محورِ مقاربت" خم شدهاست، شرف دارد به آن سنخ تحلیلهای آبکیِ امثال تو که ایران را نه "خانهای امن برای مردم"، که یک "مرکز آماد و پشتیبانی" میخواهی برای تامین ابدیِ آن چیزی که در توهماتِ خودت "بازوهای کشور" یا "نیروهای نیابتی" میخوانی. تکلیفِ مردم با سپاهِ "پاسدارانِ انقلابِ اسلامیِ" ایرانیکُش روشن است، اما میزان رادیکالیزم حضرتعالی در همین حد است که روحاً و قلباً در تسخیرِ اندیشۀ بسیجی و سپاهی هستی و به همین دلیل، ترهات تو در مورد "اصل دفاع از کشور" همان اندازه چرند است که ترهات آنان.
🍂 البته در اصل دفاع از کشور تردیدی نیست، اما فرق است بین دفاع از نظامی "ملتزدا" و نظامی "ملتخواه". این نظام اهریمنی که همواره به آن نرد عشق میبازی و همواره همسفرۀ آن بودهای و کمترین فاصلهای از آن نگرفتهای -بعنوان شرط نخستین یک نقد رادیکال- و همواره در کنار آن بودهای و یکدم دست از دفاع از آن برنداشتهای، رانۀ پیشرانندهاش چیزی نیست جز ایدۀ "کشورگیری" و "تسخیر ممالک"، آنگونه که آن رهبُر کبیر در "کشف الاسرارش" فرمولبندی کردهاست. این "نیروهای نیابتی" نیز چیزیاند از سنخ پاهای یک دوالپا، و نه نیروهای تقویتکنندۀ ملت ایران، که بازوهای اختاپوسگونهای هستند که پیکرۀ ملت را فروگرفتهاند و از شیرۀ جان آن میمکند.
🍂 تو، مرد سزاوار ناسزا، همینقدر نخبهای که این بدیهیات را که مردم عادی نیز در تجربۀ عادی و مستقیم خود درک میکنند، درک نمیکنی و جالب است که دم از "رادیکالبودن" نیز میزنی!! سپاه و بسیج و اطلاعات، اصولاً کی تو را خطری دیدهاند که بخواهند از "رادیکالبودن"ت بترسند؟ آنچه آنها با زبان الکنشان نمیدانند، تو به بهترین شکلی برایشان تئوریزه میکنی!! و تحلیلهایت نیز دقیقاً از سنخِ تحلیلهای کیهان ولایت فقیه است؛ پس اگر تو "رادیکالترین روشنفکر ایران امروز" هستی، روزنامۀ کیهانِ ولایت فقیه نیز "رادیکالترین روزنامه امروز ایران" است!
من کیام، محبوب و محبوب کیست من
هر دو یک روحیم در دو بدن
دستهای زیبای آن علیل گریان را ببین و لبان سیراب از تریاکش را. از کمال همنشین، گونهای نشئگی در تو نیز پیداست! این زیبابینیها از اثر نشئگی نیز هست. دیریست که دودخور شدهای و آسمان مینوردی ای نخبه! ای روشنفکر! ای رادیکال!!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
بیژن عبدالکریمی
چطور ممکن است من خشونتی را که مثلا نسبت به دختری به نام مهسا روا شد– البته میدانم که قصه چنین نبود- محکوم کنم،
📘خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
(۲/۲)
🍂 به لحنِ چندشانگیزِ بیژن [در نقلقول بالا] راجعبه "مهسا" نگاه کنید! الان هر کس که اندک شرفی دارد، "مهسا" را "مهسای ما" و "مهسای ایران" میداند. اما برای بیژن، مهسا فقط "دختری بهنام مهسا" است؛ یک بیگانه است که انگار نسبتی با او ندارد. یک دختر ایران نیست؛ یک خواهر نیست؛ حتی یک ستمدیده نیست؛ شاید حتی یک خشونتدیده نیست(!)؛ چون قصهاش "چنین" نبود! اگر چنین نبود پس چگونه بود، ای روشنفکر رادیکال؟! و این "چنین نبود" را از زبان چه کسانی و برای رعایت چه مردمانی میگویی؟
🍂 بیژن عبدالکریمی پذیرشِ چاکرمنشیِ خودش از طرف سپاه و اطلاعات و بسیج را با "اهل گفتگو بودن" این سازمانها یکسان میگیرد. نخیر قربان! بحث بر سر اهل گفتگو بودن نیست! تو چاکرمنشانه حرف میزنی، و اینان نیز "چاکرمنشان" را دوست دارند. سر جانهای آزاد و آزادگان زیادی بر دار شدهاست، جناب آقای چاکر!
🍂 حیفِ این اسمی که بر توست! آن پهلوان، حتی دستبسته و گرفتار، در بین خیل دشمنان نیز هماورد میطلبید! تو مجیز میگویی، بر آن نامِ "رادیکالیزم" میگذاری! یکی هم بود مثل سعیدی سیرجانی که میگفت:
و او را و بسی چون او را برنتافتند و برنمیتابند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🍂 به لحنِ چندشانگیزِ بیژن [در نقلقول بالا] راجعبه "مهسا" نگاه کنید! الان هر کس که اندک شرفی دارد، "مهسا" را "مهسای ما" و "مهسای ایران" میداند. اما برای بیژن، مهسا فقط "دختری بهنام مهسا" است؛ یک بیگانه است که انگار نسبتی با او ندارد. یک دختر ایران نیست؛ یک خواهر نیست؛ حتی یک ستمدیده نیست؛ شاید حتی یک خشونتدیده نیست(!)؛ چون قصهاش "چنین" نبود! اگر چنین نبود پس چگونه بود، ای روشنفکر رادیکال؟! و این "چنین نبود" را از زبان چه کسانی و برای رعایت چه مردمانی میگویی؟
🍂 بیژن عبدالکریمی پذیرشِ چاکرمنشیِ خودش از طرف سپاه و اطلاعات و بسیج را با "اهل گفتگو بودن" این سازمانها یکسان میگیرد. نخیر قربان! بحث بر سر اهل گفتگو بودن نیست! تو چاکرمنشانه حرف میزنی، و اینان نیز "چاکرمنشان" را دوست دارند. سر جانهای آزاد و آزادگان زیادی بر دار شدهاست، جناب آقای چاکر!
🍂 حیفِ این اسمی که بر توست! آن پهلوان، حتی دستبسته و گرفتار، در بین خیل دشمنان نیز هماورد میطلبید! تو مجیز میگویی، بر آن نامِ "رادیکالیزم" میگذاری! یکی هم بود مثل سعیدی سیرجانی که میگفت:
آدمیزادهام، آزادهام و دلیلش همین نامه، که در حکم فرمان آتش است و نوشیدن جام شوکران!
بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیزِ ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند.
و او را و بسی چون او را برنتافتند و برنمیتابند!
.
#استمرارطالبان #نقد_روشنفکران#اصلاحات #مهسا_امینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 ۱۰ کتابِ اثرگذارِ کل زندگیِ استاد #مصطفی_ملکیان . #معرفی_کتاب #نقد_کتاب #فلسفیدن #اندیشه ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاریخ و آخرتشناسی حضور ابدیت
@Naqdagin
🎧تاریخ و آخرتشناسی: حضور ابدیت (+)
— نقد و بررسی کتاب
🎙با حضور #مصطفا_ملکیان، #زانیار_ابراهیمی و #سروش_سیدی به میزبانی #محسن_آزموده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقد و بررسی کتاب
🎙با حضور #مصطفا_ملکیان، #زانیار_ابراهیمی و #سروش_سیدی به میزبانی #محسن_آزموده
.
#فلسفیدن #نقد_کتاب #نقد_ادیان #نقد_قرآن #نقد_شیعه #نقد_مسیحیت #حکومت_اسلامی#تاریخ #آخرالزمان #مسیح #عصر_ظهور #قیامت #امام_زمان #سکولاریسم #مسیحیت #مارکسیسم #موعود #مارکس #منجی #شیعه #قرآن #جواد_طباطبایی #عبدالکریم_سروش #بنیادگرایی #اسلامگرایی #ولایت_فقیه #جمهوری_اسلامی #صفویه #ایرانشهر #بولتمان #آگامبن #پولس #کلیسا #هایدگر #عهد_عتیق #تاریخ #فلسفه_تاریخ #بایبل #الاهیات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 چرا پیدا کردن پارتنر سخت شدهاست؟ 🎙دکتر #سامرند_سلیمی 🗄پست مرتبط 📺 تکامل انتخاب همسر در انسان 📺"مردان آلفا" کلاهبرداری یا علمی؟ (قسمت اول) 📻خشونتِ پنهان در رابطۀ عاطفی . #زیستروان #مشاوره_ازدواج #ازدواج #زوج_درمانگر #روانشناسی #رابطه ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 صاف بایست و شونههاتو عقب بده!
— دربارۀ قانون اول زندگی از کتابِ «۱۲ قانون برای زندگی»
🎙دکتر #جردن_پیترسون
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دربارۀ قانون اول زندگی از کتابِ «۱۲ قانون برای زندگی»
🎙دکتر #جردن_پیترسون
دربارۀ دکتر جردن پیترسون
جردن پیترسون استاد روانشناسی در دانشگاه تورونتو، روانشناس بالینی و مؤلف کتاب بسیار پرفروش «۱۲ قانون برای زندگی: پادزهری برای آشوب» است. این اثر در سال ۲۰۱۸ در صدر فروش در کشورهای آمریکا، کانادا، انگلستان، استرالیا، نیوزیلند، سوئد، هلند و برزی بود و به ۵۰ زبان ترجمه شده یا ترجمه آن در حال انجام است.
او که در ناحیهای دورافتاده و سردسیر استان آلبرتا در کانادا به دنیا آمده، پیش از رسیدن به استادی دانشگاه به کارهای بدنی سخت و دشواری همچون کار در چاههای نفت پرداختهاست. او پس از استادی دانشگاه به سازمانِملل مشاوره داده است، مشاور برخی از مهمترین شرکتهای حقوقی کانادا بودهاست و به مراجعان مطبش کمک کردهاست که با مصائب و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنند. درسهای دانشگاهی دکتر پیترسون بر شناختِ افسانهها و روانشناسی مذهب تمرکز دارد.
.
#زیستروان #نقد_کتاب#معرفی_کتاب #خودشناسی #خودسازی #روانشناسی #تربیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ «پیشگیری از مرگ»
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🗄پست مرتبط
📺 روانکاویِ «مازوخیسم ایدئولوژیک»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🗄پست مرتبط
📺 روانکاویِ «مازوخیسم ایدئولوژیک»
.
#زیستروان#مرگ #خودکشی #روانکاوی #روانشناسی #معنای_زندگی #تصادف_رانندگی #انتحاری #مرگپرستی #افسردگی #مازوخیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
محمد و اسلام
@Naqdagin
🎧مناظرهای درباب «محمد و اسلام» (+)
🎙#اشکان و علیرضا
🔸گفتوگویی داشتم با علیرضا عزیز در مورد زندگی و روش پیامبر اسلام. در این گفتگو ما کتاب «حیاتالقلوب» مجلسی را مورد ارجاع قرار دادیم.
🔸فرصتی شد با دوستی مسلمان دربارۀ نحوه رفتار پیامبر بحث کنیم و انتقاداتی نسبت به برخی جنبهها، از جمله شیوههای تبلیغاتی و برخورد با مخالفان را طرح و بررسی کنیم. در این بحث، به تحلیل تاریخی و فلسفی این رویدادها پرداخته میشود تا به درک بهتری از این دورۀ تاریخی برسیم. هدف از این گفتوگو نهتنها تبادل نظر، بلکه ایجاد فضای فکری برای درک عمیقتر تاریخ اسلام است.
🔗 دیگر دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای در موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند و به آیدی موجود در آن پیغام بدهند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙#اشکان و علیرضا
🔸گفتوگویی داشتم با علیرضا عزیز در مورد زندگی و روش پیامبر اسلام. در این گفتگو ما کتاب «حیاتالقلوب» مجلسی را مورد ارجاع قرار دادیم.
🔸فرصتی شد با دوستی مسلمان دربارۀ نحوه رفتار پیامبر بحث کنیم و انتقاداتی نسبت به برخی جنبهها، از جمله شیوههای تبلیغاتی و برخورد با مخالفان را طرح و بررسی کنیم. در این بحث، به تحلیل تاریخی و فلسفی این رویدادها پرداخته میشود تا به درک بهتری از این دورۀ تاریخی برسیم. هدف از این گفتوگو نهتنها تبادل نظر، بلکه ایجاد فضای فکری برای درک عمیقتر تاریخ اسلام است.
🔗 دیگر دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای در موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند و به آیدی موجود در آن پیغام بدهند.
.
#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام#مناظره #گفتگو #تاریخ_اسلام #پیامبر_اسلام #اثبات_نبوت #الاهیات #الاهیات_اسلامی #قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🍂 وقتی با یک عمر جهازبوسیِ خلیفه، دیپلم به بالات رو گرفتی و بعنوان استاد فلسفۀ دانشگاهِ تهران نصب شدی، همۀ امور دنیا را با جهاز میبینی و تبیین میکنی، همانطور که برادر زنت (علی مطهری) سندرومِ آلت بیقرار خود را فرافکنی میکند و مثل یک نوجوانِ تازهبلوغشده، هر زن و دختری را یک آبژۀ تحریک میبیند و میخواهد از جلوی چشمانش با تحمیل حجاب اجباری دور سازد:)
🍂 این و مطهری تازه فیلسووووفِ این قوم یاجوج و ماجوجاند، ببین حسابِ مابقیشون چیه!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این و مطهری تازه فیلسووووفِ این قوم یاجوج و ماجوجاند، ببین حسابِ مابقیشون چیه!
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 علی شریعتی، آخوندِ روشنفکر (+) . #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ #حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ #علی_شریعتی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘زنآزاری
✍🏻#احسان_شریعتی
🔻ابنعربی:
🍂 «هر ده دقیقه زنی در جهان کشته میشود!» این گزارش تکاندهندۀ سازمان ملل نشان میدهد که زنآزاری (و بطورکلی تبعیضِ جنسیتی) ریشه نه در فرهنگها، بلکه در خویِ شبهحیوانی «جنس» مذکر دارد و خود-قویتر-و-برتر-پنداری و میلِ به سُلطه و سیطره بر «جنسِ» متفاوت (و در واقع «نیمهی دیگر») ضعیفانگاشتهشده.
🍂 توجیهاتِ کلامی، دینی و عقیدتی..، اما امری پسینی، مصنوعی و برساختهاند. آنچه «طبیعی»ست، همین خویِ ناخودآگاهِ نرینگی و تمایلِ به سُلطه بر نیمهٔ «دیگر»ی در هر آدمیست که در سلسلهی تبعیضها (ی جنسیتی، نژادی-قومی، طبقاتی، دینی-عقیدتی، و..)، نخستین شکل از محرومسازی («استضعاف») دیگریِ متفاوت، و مادرِ سایر تبعیض و امتیازها بهشمار میآید و واپسینِ آنها در مسیرِ رهایی.
🍂 این خویِ غریزیِ هراس از (فوبیا) و ستیز با تفاوتِ طبیعی و عرضیِ جنسیتی سپس، با توهمات و شبهاتِ عقلی و کلامی، شبهعلمی و دینی، توجیه می شود؛ برای نمونه، همین مفهوم «جنس»پنداریِ تفاوتِ جنسی است: «جنس» (گنوس) در منطق به کلیترین تفاوت در دستهبندیِ موجودات، مثلا میان موجودات زنده و غیرزنده اطلاق میشود.
🍂 تفاوت میانِ موجوداتِ زنده (گیاه و جانور و انسان)، را تفاوتِ میان «نوع»(ایدوس)ها مینامیم. تفاوتِ نوعی انسان مثلا «ناطق بودن» است. اما تفاوتِ جنسیّتِ انسانها (مذکر-مؤنث) تفاوت دو «جنس» نیست و حتی تفاوت دو «نوع» (انسان) نیز نیست، و یک تفاوتِ عارضی (اتفاقی) «ژنتیک» ساده و صرف در یک نوع است.
🍂 «جنسی» نامیدن این تفاوت منشأ چه بسا اشتباهات (شبیه گرفتنها) و مغالطهها در تاریخِ بشر و اندیشه شده! از جمله نزد «معلمِ اول» فلاسفه، ارسطو، که برغمِ سرآمدِ حکمایِ علاقهمند به علومِ طبیعی بودن، بدلیلِ نقصِدانشِ ژنتیک در زمانِ او، میپنداشت که زن تنها ظرفی حاملِ نطفهی انسان، و مرد است که تعیینکنندهی مشخصاتِ ارثی است!
🍂 نمونهٔ دیگر، مفهومِ «حجاب» در تاریخِ اسلام است که در جامعهی «نیمهبرهنه»ی قبایلی (پس از یک درگیریِ زنانِ مسلمان با سایر ادیان و قبایل پدید آمد)، نمادِ یک «تمایز» سادهٔ شکلی و پوششی بود، اما در ایران امروز، نمادِ «اجبار» (یا قدرتِ «تحمیل») نظامِ دینی شده است. و این نکته فراموش شده است که این دین، دینِ «اُمیّین» (محرومان از ارثِ آن مادر، هاجر) بوده که در دامنش «توحید» بیجهت سمتوسو مییافته و پیامبرش با تصدیقِ یک زن (نخستین مسلمان، خدیجه)، به وثوقِ آن وحی اطمینان یافته و در برابر اتهامِ «ابتر»بودن، بهدلیلِ داشتنِ فرزندِ دختر، کتابش او را سرچشمهٔ زایش و فزایش (کوثر) خوانده و پیروانِ «مذهب»ش را از اینرو در تاریخ «بنیفاطمه» نامیدهاند و «پیام»آورِ خونِ فرزندانش نیز یک «زن» بودهاست، و هم از اینرو، به تعبیرِ «جرجیس»وارِ اِسلاوُی ژیژک:
🍂 ابهامِ زبانی، در یک نمونهی دیگر، مفهومِ «نسلکشی» است (Génocide، کشتنِ cide «جنس، نژاد»genos، یک گروه از آدمیان). در نسلکشی اخیر در غزه، «آکسفام» (از بزرگترین سازمانهای امدادرسانی جهان)، هشدار داده که تلفات سالانۀ زنان و کودکان توسط اسرائیل، بیش از تمامی جنگهای تاریخ اخیر بودهاست. در آمریکا اما با ابهاماتِ حقوقیِ کلید-واژهی نسلکشی برای فرار از پاسخگویی و توجیهِ همدستی با این نسل کشی «بازیِ زبانی» میکنند!
🍂 در ایرانِ ما اما، یکی از آقایانِ علما اخیرا فرمودهاند تنها مسئلهای که در حالِ حاضر در کشور داریم «بیحجابی» است!
🔻نقدآگین
این هم استاد فلسفۀ دیگرِ تولیدیِ انقلابِ اسلامی (که توسط آخوندها دزدیده شد!!) و پسر علی شریعتی که به سنت پدر (که همین تحصیلات فلسفی حداقلی را نیز نداشت و عذرش در مهملگویی و مغلطهگری موجهتر بود) در حرف از روی هوا زدن، با ارجاعی نادقیق و صغرا-کبرایی ناقص، ادعایی سترگ میکند و مشکل اصلی را «حیوانصفتیِ مرد» میداند و فرهنگ را امری دستهدوم! اصل خبر:
عبارت «هر ده دقیقه زنی در جهان کشته میشود!»، تقریبا هیچ به ما نمیگوید! نه توزیع این آمار در هر کشور، مذهب، طبقه و فرهنگ را، نه مقایسه با آمار مقتولان مرد/پسر توسط زنان/والدین را، و نه حتی اینکه چند درصد قاتلان مرد بودهاند و چقدر انگیزۀ جنسیتی در میان بوده!! بابت همین متن، اگر دانشگاهی در کشور بود، باید اعتبار مدرکی که تحصیل کرده را ساقط میکرد و از او آزمونهایی در حوزۀ منطق و تحلیل آمار میگرفت. از توسلش به امام ژیژک برای بزککردن اسلام (با زیر فرش بردن تلی از آیات/روایات نقیض) و فروش آن بعنوان دینی زنگرا میگذرم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#احسان_شریعتی
🔻ابنعربی:
«هر مکانی که زنانگی نداشته باشد، بر او اعتماد و اعتباری نیست!»
🍂 «هر ده دقیقه زنی در جهان کشته میشود!» این گزارش تکاندهندۀ سازمان ملل نشان میدهد که زنآزاری (و بطورکلی تبعیضِ جنسیتی) ریشه نه در فرهنگها، بلکه در خویِ شبهحیوانی «جنس» مذکر دارد و خود-قویتر-و-برتر-پنداری و میلِ به سُلطه و سیطره بر «جنسِ» متفاوت (و در واقع «نیمهی دیگر») ضعیفانگاشتهشده.
🍂 توجیهاتِ کلامی، دینی و عقیدتی..، اما امری پسینی، مصنوعی و برساختهاند. آنچه «طبیعی»ست، همین خویِ ناخودآگاهِ نرینگی و تمایلِ به سُلطه بر نیمهٔ «دیگر»ی در هر آدمیست که در سلسلهی تبعیضها (ی جنسیتی، نژادی-قومی، طبقاتی، دینی-عقیدتی، و..)، نخستین شکل از محرومسازی («استضعاف») دیگریِ متفاوت، و مادرِ سایر تبعیض و امتیازها بهشمار میآید و واپسینِ آنها در مسیرِ رهایی.
🍂 این خویِ غریزیِ هراس از (فوبیا) و ستیز با تفاوتِ طبیعی و عرضیِ جنسیتی سپس، با توهمات و شبهاتِ عقلی و کلامی، شبهعلمی و دینی، توجیه می شود؛ برای نمونه، همین مفهوم «جنس»پنداریِ تفاوتِ جنسی است: «جنس» (گنوس) در منطق به کلیترین تفاوت در دستهبندیِ موجودات، مثلا میان موجودات زنده و غیرزنده اطلاق میشود.
🍂 تفاوت میانِ موجوداتِ زنده (گیاه و جانور و انسان)، را تفاوتِ میان «نوع»(ایدوس)ها مینامیم. تفاوتِ نوعی انسان مثلا «ناطق بودن» است. اما تفاوتِ جنسیّتِ انسانها (مذکر-مؤنث) تفاوت دو «جنس» نیست و حتی تفاوت دو «نوع» (انسان) نیز نیست، و یک تفاوتِ عارضی (اتفاقی) «ژنتیک» ساده و صرف در یک نوع است.
🍂 «جنسی» نامیدن این تفاوت منشأ چه بسا اشتباهات (شبیه گرفتنها) و مغالطهها در تاریخِ بشر و اندیشه شده! از جمله نزد «معلمِ اول» فلاسفه، ارسطو، که برغمِ سرآمدِ حکمایِ علاقهمند به علومِ طبیعی بودن، بدلیلِ نقصِدانشِ ژنتیک در زمانِ او، میپنداشت که زن تنها ظرفی حاملِ نطفهی انسان، و مرد است که تعیینکنندهی مشخصاتِ ارثی است!
🍂 نمونهٔ دیگر، مفهومِ «حجاب» در تاریخِ اسلام است که در جامعهی «نیمهبرهنه»ی قبایلی (پس از یک درگیریِ زنانِ مسلمان با سایر ادیان و قبایل پدید آمد)، نمادِ یک «تمایز» سادهٔ شکلی و پوششی بود، اما در ایران امروز، نمادِ «اجبار» (یا قدرتِ «تحمیل») نظامِ دینی شده است. و این نکته فراموش شده است که این دین، دینِ «اُمیّین» (محرومان از ارثِ آن مادر، هاجر) بوده که در دامنش «توحید» بیجهت سمتوسو مییافته و پیامبرش با تصدیقِ یک زن (نخستین مسلمان، خدیجه)، به وثوقِ آن وحی اطمینان یافته و در برابر اتهامِ «ابتر»بودن، بهدلیلِ داشتنِ فرزندِ دختر، کتابش او را سرچشمهٔ زایش و فزایش (کوثر) خوانده و پیروانِ «مذهب»ش را از اینرو در تاریخ «بنیفاطمه» نامیدهاند و «پیام»آورِ خونِ فرزندانش نیز یک «زن» بودهاست، و هم از اینرو، به تعبیرِ «جرجیس»وارِ اِسلاوُی ژیژک:
گویی بنیادگرایان میکوشند بر این «حقیقت» (نقشِ زن در تکوینِ اسلام) حجاب بپوشند!
🍂 ابهامِ زبانی، در یک نمونهی دیگر، مفهومِ «نسلکشی» است (Génocide، کشتنِ cide «جنس، نژاد»genos، یک گروه از آدمیان). در نسلکشی اخیر در غزه، «آکسفام» (از بزرگترین سازمانهای امدادرسانی جهان)، هشدار داده که تلفات سالانۀ زنان و کودکان توسط اسرائیل، بیش از تمامی جنگهای تاریخ اخیر بودهاست. در آمریکا اما با ابهاماتِ حقوقیِ کلید-واژهی نسلکشی برای فرار از پاسخگویی و توجیهِ همدستی با این نسل کشی «بازیِ زبانی» میکنند!
🍂 در ایرانِ ما اما، یکی از آقایانِ علما اخیرا فرمودهاند تنها مسئلهای که در حالِ حاضر در کشور داریم «بیحجابی» است!
تنگدستی، کرده زاهد این دلِ نامرد را،
باعثِ مستوریِ بیبی بود بی چادری
🔻نقدآگین
این هم استاد فلسفۀ دیگرِ تولیدیِ انقلابِ اسلامی (که توسط آخوندها دزدیده شد!!) و پسر علی شریعتی که به سنت پدر (که همین تحصیلات فلسفی حداقلی را نیز نداشت و عذرش در مهملگویی و مغلطهگری موجهتر بود) در حرف از روی هوا زدن، با ارجاعی نادقیق و صغرا-کبرایی ناقص، ادعایی سترگ میکند و مشکل اصلی را «حیوانصفتیِ مرد» میداند و فرهنگ را امری دستهدوم! اصل خبر:
..از سوی پارتنر یا عضو خانواده خود کشته میشود.
عبارت «هر ده دقیقه زنی در جهان کشته میشود!»، تقریبا هیچ به ما نمیگوید! نه توزیع این آمار در هر کشور، مذهب، طبقه و فرهنگ را، نه مقایسه با آمار مقتولان مرد/پسر توسط زنان/والدین را، و نه حتی اینکه چند درصد قاتلان مرد بودهاند و چقدر انگیزۀ جنسیتی در میان بوده!! بابت همین متن، اگر دانشگاهی در کشور بود، باید اعتبار مدرکی که تحصیل کرده را ساقط میکرد و از او آزمونهایی در حوزۀ منطق و تحلیل آمار میگرفت. از توسلش به امام ژیژک برای بزککردن اسلام (با زیر فرش بردن تلی از آیات/روایات نقیض) و فروش آن بعنوان دینی زنگرا میگذرم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin