نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🎧انقلاب یا اصلاح؟ (یکم) (+)

🎙مناظرۀ #مهدی_نصیری و #بیژن_عبدالکریمی

🔻بیژن عبدالکریمی
[من می‌دونم نمیشه!😖]

▪️انقلاب ما اصلا و اساسا برای مقاومت و مبارزه با «نظام سلطه» انجام شد!

[اساسا وعده‌های خمینی در پاریس حتی یکی هم از این حرف‌ها نبود! عجیب‌تر از این نمیشه انقلاب ۵۷ رو به‌نفع غرب‌ستیزی و فردیدیسم تحریف کرد؛ درسته وجوه ارتجاعیِ و ضدزنِ جدی چون اسلام‌گرا بودند داشتند، ولی دقیقا آرمان‌شهری که خمینی تصویر کرده‌بود، جمهوری‌ای مثل جمهوریِ [استعماری] فرانسه بود، نه یک کشور مبارز با استعمار مثل الجزایز؛ جالبه حتی در نماز اون اوایل، قبل بساط مشکوک تسخیر سفارت [در رقابت با مجاهدین و چپ‌گراهای آمریکاستیز]، سفیر آمریکا و انگلیس هم می‌روند و در صف اول، پشت ایت‌الله نماز جماعت (یا جمعه) می‌خوانند!]

▪️جریانات لیبرالی، یعنی جریانات وابسته به نظام سلطه!

👆🏻[وقتی می‌گوید من می‌خواهم فراتر از چپ‌زدگی و راست‌زدگی تحلیل کنم، ولی دم خروس چپ‌زدگی‌ هاردش بالا می‌زند، در لغزشی فرویدی: جریانات لیبرالی مساوی جریانات وابسته به سلطه؟! در نظر چه کسانی این این‌همانی وجود داشت و از لیبرال با عنوان فحش و ناسزا با معنایِ وابسته استفاده می‌کردند؟!]

▪️اگر وعدۀ صادق ۳ بشود، من حمایت می‌کنم، اگر هم نشود، من حمایت می‌کنم!

👇🏻[بیان کامل حزب توده‌ای: زلنسکی را که مقابل حمله و تجاوز روسیه مردانه و تا آخر ایستاد «دلقک» می‌داند و تحقیر می‌کند، اما دیگرانی که در شرایط صلح و بعد از میلیاردها دلار خرج از بودجۀ مملکت، طرح‌هاشان شکست خورد و ایران را به انزوایی بدتر از اوکراین کشاندند که ارزش پول ملی‌اش در وضعیت غیرجنگی از اوکراین جنگ‌زده پایین‌تر است، عارف و بصیر و فرمانده و... می‌نامد!]

▪️این ساده‌اندیشی‌ست که اگر از مقاومت در مقابل نظام سلطه دست برداریم، ایران به لیبرال‌دموکراسی و سعادت و رفاه می‌رسد! نمونه‌اش دلقلکی به‌نام زلنسکی که فکر می‌کرد با نزدیکی به ناتو، آلمان دوم و فرانسه می‌شود!

👆🏻[اینجا دقیقا یک قیاس مع‌الفارق بدجور انجام می‌دهد حتی یک دانش‌آموز فلسفه‌خوانده هم به آن دچار نمی‌شود! اینکه روسیه قبل از پیوستن به ناتو می‌خواست به اوکراین (مثل مابقی کشورهای همسایه‌ای که حملاتی خونین کرده‌بود) حمله کند و حمله کرد را با این موضوع مقایسه می‌کند که اگر ایران مثل ترکیه و کشورهای عربی، روابطِ نرمالی با جهان داشته‌باشد، ضرورتا بدبخت‌تر می‌شود؛ به‌خاطر چه؟ حملۀ روسیه؟ مگر ایران مرز مشترک با روسیه دارد یا قبلا جزئی از روسیه بوده‌است؟ یا چه؟ این بضاعتِ ذهنیِ استاد فلسفۀ مملکت واقعا رقت‌انگیز است که تا این حد مغالطات سطحی را مرتکب می‌شود و بعد خود را در قلۀ تفکر مملکت هم تصور می‌کند!]

▪️نیروهای انقلاب، بنا به خواست مردم انقلابی ما تصمیم گرفتند مقابل غرب بایستند! نه بنا به روان بیمار هسته‌ای کوچک از رهبران! بلکه نتیجۀ «اجتماع طبیعی»(!) ایرانیان علیه استعمار بود!

▪️اپوزیسیون نادان ما فضای کشور را برای اصلاحات به‌شدت مسدود کرده است. من خواهان تغییر و اصلاحاتم حتی اگر به‌قیمت براندازی تمام شود، اما تغییر باید به‌واسطه نیروهای ایرانی باشد، نه از مسیری که دشمنان ایران تعیین می‌کنند. دشمنی آنها فقط با جمهوری اسلامی نیست. حاکم بد را به تغییراتی که منجر به خلا قدرت و هرج‌ومرج شود، ترجیح می‌دهم.

▪️هیچ‌ کشوری مسالۀ امنیت کشور خودشو با پول و کشته‌ها نمی‌سنجه

👆🏻[درحالی‌که دقایقی قبل زلنسکی را «دلقک» خطاب کرده‌بود که برای امنیتش که به آمریکا نزدیک شد، عملا کشورش ویرانه شد! مگه می‌شه سیاست تامین امنیت رو بدون بحث جدی اقتصادی و هزینه-فایده بررسی کرد؟]

🔻مهدی نصیری
فاجعه‌ای بزرگ‌تر از بقای حاکمیت کنونی نیست. باب هرگونه اصلاحی بسته است. هیچ عنصری از اپوزیسیون دنبال دخالت خارجی نیست، حتی کشورهای غربی نمی‌خواهند منافع مردم را از بین ببرند. در آینده، خطر تجزیه وجود ندارد. ده‌ها بحران برای ایران ایجاد شده و با حملات اسرائیل نیز معلوم شد سیاست سلطه‌ستیزی باعث امنیت نمی‌شود.

🥲از عجایبِ زمانه اینه که نصیریِ کیهان، بدل شده به یک محمد نوری‌زاد ثانی و بسی معقول‌تر و منصف‌تر و دقیق‌تر از او، و روشنفکر جامعه، بنا به پس‌زمینه و ذهنیتِ حزب‌توده‌ای‌وار و چپ‌زده‌اش، بدل شده به سخنگوی کیهان و یالثارات و...! درست مثل نقش وارونی که آیت‌الله منتظری و کیانوری (حزب توده) در مظالم پس از انقلاب ایفا کردند! در واقع اینجاست که می‌توان درک کرد چپ‌زدگی بسی از اسلام‌زدگی خطرناک‌تر است.


🗄پست مرتبط
📻 در ستایش سلحشوری
📕عبدالکریمی را چه شده‌است؟!
📕زیست‌جهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕بیژن عبدالکریمی استادِ «حشو و اطناب»
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکال‌پنداری با ذهنی بسیجی‌‌مآب!

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی #مغلطجات #نقد_روشنفکران #اپوزیشنقد #محور_مقاومت



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 خمینی هیچ‌چیز جز تحصیلاتِ کلاسیکِ حوزوی نداشت و از طباطبایی هم کم‌‌دانش‌تر بود

🎙#عبدالکریم_سروش

🔸هیچ‌وقت یادم نمی‌ره که روی در و دیوار از قول خمینی نوشته‌بودند که "روزی که «احکام اسلام» اجرا شود، کار ما تمام است!" حتی نمی‌گفت "روزی که «اخلاق اسلامی» پیاده‌شود" و این نشانه‌ای جدی بود از غلبۀ نگاه فقهی بر او.


.


#حکومت_اسلامی #روح‌الله_خمینی #خمینی



🌾 @Naqdagin
📘‌‌هیچ نواندیشی دینیِ بنیه‌داری نمی‌تواند که به ژرفای هستی‌شناسیِ دین فرو نشود!
محمد مجتهد شبستری: من از فریب‌خوردگان این انقلابم

(۱/۲)
✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 در این "آخرخطِ" حکومت‌اسلامی در ایران، بازنشر این فقره از سخنان دکتر سروش "مغتنم" است. البته دکتر سروش نگاه خاصی به مسائل دین و تاریخ معاصر دارند که همه کسانی‌که ایشان را دنبال می‌کنند، مختصاتش را بخوبی می‌شناسند. نگاه من دیگرست.

🍂 در نگاه من، "مسلمانی" چندان سنتی و متجدد ندارد؛ بلکه "مسلمانی"، باشنده‌بودن در "زیست‌جهانِ" ویژه‌ای از فرهنگ است که بر پایه هستی‌شناسیِ خاصی ایستاده است. هردوی مسلمان سنتی و متجدد، در آن هستی‌شناسی "اشتراک‌ دارند". سنتی‌بودن یا متجددبودن، به آن‌ هستی‌شناسی سرایت نمی‌کند، بلکه متعَلَقِ "فرعیاتی" از آن می‌شود. درست از اینروست که جمله ابتدایی همین بند را گفتم.

🍂 وقتی پای خودِ آن "هستی‌شناسی" در میان باشد، اختلاف‌ در فرعیات (که بین مسلمانان سنتی و متجدد هست) غالباً رو به جناح سنتی حل‌می‌شود نه رو به آن دیگری! این نکته بسیار مهمی برای فهمیدنِ ژرفایی مطلب و رمزگشایِ حیرت محمد مجتهد،شبستری است که دکتر سروش روایت می‌کند. چرا چنین است؟

🍂 برای این‌ که "هستی‌شناسی" فرهنگ‌ها، سازه‌ای تاریخی است. مثلا درباره اسلام فقط‌ قرآن نبود که هستی‌شناسی اسلام را ساخت، قرآن - فارغ از تعدد تفسیرهای صورت‌گرفته از آن - فقط یکی از آن منابع بود، هرچند اهمیت درجه‌اولی داشت. مصادر و عوامل دیگری علاوه بر قرآن هم بودند که در فراگردی تاریخی، حتی بر "فهم‌ِقرآن" نیز موثر افتادند. یک نمونه درشت از این، فهمِ ویژه‌ای از قرآن است که در سنت‌عرفانی ما حاصل شد. بگذارید نمونه‌ای نشان بدهم:

🍂 وقتی شما "النوبه‌الثالثه" تفسیر قرآن "کشف‌الاسرار" میبدی، یا مقالات شمس و مثنوی مولانا، یا "گلشن‌راز" شیخ‌محمود شبستری را در مطالعه می‌گیرید، شاهد انبوه محیرالعقولی از تفسیر و تاویل‌های بشدت نچسب و به‌غایت پرتکلفِ لجام‌گسیخته از آیات قرآن (و احادیث) می‌شوید. هرگز چنین نبود که این افراد قصد "تحریف‌معنی" آیات قرآن را داشتند، بلکه آن عینک ویژه‌ای که پیش‌چشمِ فاهمه‌ آنان بود، آیات قرآن را بدان‌نحو غریب و نچسب، و گاهی بکلی پرت‌وپلا می‌فهمید! بنابراین "قرآن" یک‌مطلب است، و "فهم‌قرآن" که صورت‌بخشِ هستی‌شناسیِ مسلمانی(ها) [یعنی فرهنگ‌های مسلمانی] شد، مطلب بکلی دیگری است.

🍂 در جریان تکوین تاریخی هستی‌شناسی فرهنگ، و هم‌عنان با آن، آنچه "سنتِ" فرهنگی نامیده‌ می‌شود نیز حاصل می‌آید. بنابراین، تفکیک "سنتِ (فرهنگی)" از "هستی‌شناسیِ (فرهنگ)" یک تفکیکِ تجریدی است، نه واقعی.

🍂 هر "نگاه نویی" که تغییرِ "سنت" را در آماج داشته‌باشد، اگر نخواهد هیچ‌تغییری در کلان‌سازه هستی‌شناسی آن فرهنگ بدهد، لاجرم امری سطحی و بی‌ریشه خواهد بود و چنین‌هم خواهد ماند.

🍂 ادعای من آن‌ است که مسلمانی به‌اصطلاح متجددِ امثالِ محمدبهشتی‌ تا موسی‌صدر تا همین محمدخاتمی‌ امروز، مصداق همین‌ بی‌بنیادی است. چون آنان در نظر به هستی‌شناسی تشیع امامیه هیچ تفاوتی با کلینی تا علامه حلی، گرفته تا برسیم به همین علم‌الهدی بدنام خراسان امروز نداشته و ندارند. البته من "علام‌الغیوب" نیستم، ولی همه شواهد و قرائن مشهود، حکم به همین که گفتم می‌دهند.

🍂 اگر چنین باشد، نه بهشتی و خاتمی، و نه حتی موسی‌صدری که در میدان تجدد جسور و تیز می‌تاخت، نمی‌توانست وقتی پای مسلماتِ اجماعیِ فقه در میان باشد، کمترین مخالفتی را بکند. زیرا چنان مخالفتی، مخالفت با یک‌ یا چند حکم فقهی نیست، بلکه به جِرخوردگی‌ای می‌انجامد که بیخ‌اش به هستی‌شناسی مسلمانی خواهد رسید، لاجرم.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘‌‌هیچ نواندیشی دینیِ بنیه‌داری نمی‌تواند که به ژرفای هستی‌شناسیِ دین فرو نشود!
محمد مجتهد شبستری: من از فریب‌خوردگان این انقلابم

(۲/۲)
✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 همین‌هم بود که به‌نظر من نواندیشیِ امثال این آدم‌ها بجز از "ژستی" برای طنازی و دلبری از جوانان، هیچ "محتوایی" نداشت. چنین می‌شود که آقای محمد مجتهد شبستریِ "مدرن‌شده" در بلاد فرنگ، حیرت می‌کند از رفیقش محمد بهشتی که مصداق بدویتی چون "لایحه قصاص" را بی‌هیچ شرم و آزرم به مجلس اول انقلاب می‌آورد برای تصویب‌! انگار نه‌انگار که این همان بهشتی است که تا همین دیروز لاف نوگرایی مسلمانی‌ می‌زد! هرآنچه می‌زد و می‌گفت، لافی دلبرانه بیش نبود! رنگی بود، اگر نگویم که نیرنگی بود!

🍂 نواندیشی دینی، اگر بیخ‌وبن‌دار باشدُ نباید کمترین پروای رویگردانی از استوانه‌های هستی‌شناختی آن دین را داشته باشد. چنین نواندیشی‌ای "درد‌ داشتن" می‌خواهد! ادا درآوردن نیست!

🍂 مثلا "آریوس"، متالهی مسیحی در قرن چهارم میلادی بود که خدابودگی عیسی‌مسیح را برنتافت و بنیان‌گذار مسیحیت "آریانی" شد که عملا غیرتثلیثی بود. البته "بدعت" شناخته و طرد گشت، ولو که در اسکندریه پیروان زیادی یافت.

🍂 نواندیشی‌دینیِ مارتین‌لوتر هم از سرِ درد بود، و گام‌به‌گام نقدهایش به کاتولیسیسم چنان ژرفایی یافت که جِرخوردگی‌اش از پدران‌ متقدم کلیسا گذشت و دامن بخش‌هایی (هرچند جزئی) از عهدجدید را نیز گرفت. نواندیشی دینی اگر آمادگی چنین نقادی بنیادی "سنت دینی" را نداشته باشد، اصلا نواندیشی نیست، ادا و اطوار است!

🍂 البته در امروزِ ایران، عملا کار از نواندیشی دینی گذشته است؛ خیلی هم گذشته است. حتی رونق بازار تذوقات عرفانی هم شکسته است، تا نتوان مسلمانیِ عرفانی را بدیل مسلمانی آبروباخته شریعت‌محورِ ولو غیربنیادگرایانه کرد.

🍂 امروزه نگاه ما به گذشته نیم‌قرن اخیر، تلاش برای "فهم" چگونگی زوال حاد و تسریعیِ یک زیست‌جهان فرهنگ و بی‌اعتباری تقریباً جامعِ یک هستی‌شناسی است.

🍂 این فهم هم کم‌کاری نیست! بهرحال چنین شتابی در متلاشی‌شدن یک فرهنگ، اتفاق رایجی که نیست، بسیار هم نادر است.


.


#نقد_روشنفکران #نواندیشی #آخوندیسم #حکومت_اسلامی #نقد_اسلام #محمد_مجتهد_شبستری #عبدالکریم_سروش #دکتر_سروش #نواندیشی_دینی



🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسلام: دین خونریزی؟ (+)
— دین و قدرت در قرآن و سنت پیامبر

🎙#محمدحسن_غلامی

خلاصۀ آخرین فهمِ دکتر #عبدالکریم_سروش از اسلام چه‌ بوده‌است؟


.


#نقد_اسلام #روشنفکری_دینی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 انسانِ تنها هیچ‌چیز نمی‌داند (+)
— دانش و نبوغِ فردی یک توهم است

🔸ما انسان‌ها غالباً فکر می‌کنیم که دانش کافی درباره مسائل روزمره داریم، اما وقتی از ما جزئیات بخواهند، ضعف‌های دانشی‌مان آشکار می‌شود. این پدیده «توهم عمق توضیحی» نام دارد.

🔸مغز انسان برای ذخیره انبوهی از اطلاعات طراحی نشده، بلکه برای همکاری و حل مسائل پیچیده اجتماعی تکامل یافته‌است. ما با تقسیم کار شناختی و اتکا به دانش جمعی، موفق به خلق تمدن مدرن شده‌ایم. این موضوع نشان می‌دهد که نبوغ فردی کمتر از قدرت همکاری اهمیت دارد و تفکر، بیشتر از مغز، به تعامل با محیط و دیگران وابسته است.


.


#فلسفیدن #تفکر_انتقادی #چیستا #تکامل #خودشناسی #جامعه #مغز



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ۰۲ - فلسفه از اول - سولون اهل آتن

🎙#بنیامین_دیبا (+)

🔸سولون بنیان‌گذار ساختارهای دموکراتیک و پدر آزادی‌ست. او معاصر روزگار کوروش کبیر زندگی می‌کرد و در مدت کوتاهی که زمام‌دار قدرت در آتن بود، الگویی به‌وجود آوارد که حتی تا امروز هم هدفی ایده‌آل برای همۀ ملت‌هاست: جامعۀ آزاد.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب

0:00 - مقدمه
05:33 - انواع حکومت دوران باستان
10:48 - شرایط آتن باستان قبل از به قدرت رسیدن سولون
18:25 - تعریف سولون از آزادی به شکل عملی
27:22 - قوانین سولون
39:30 - سفرهای سولون
43:20 - بازگشت به آتن

.


#درسگفتار #فلسفیدن #سیاست #آینه_تاریخ #فلسفه #متافیزیک #یونان #سولون #یونان_باستان #تاریخ_فلسفه



🌾 @Naqdagin
02 - فلسفه از اول - سولون اهل آتن
🎧 ۰۲ - فلسفه از اول - سولون اهل آتن

🎙#بنیامین_دیبا (+)

🔸سولون بنیان‌گذار ساختارهای دموکراتیک و پدر آزادی‌ست. او معاصر روزگار کوروش کبیر زندگی می‌کرد و در مدت کوتاهی که زمام‌دار قدرت در آتن بود، الگویی به‌وجود آوارد که حتی تا امروز هم هدفی ایده‌آل برای همۀ ملت‌هاست: جامعۀ آزاد.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب

0:00 - مقدمه
05:33 - انواع حکومت دوران باستان
10:48 - شرایط آتن باستان قبل از به قدرت رسیدن سولون
18:25 - تعریف سولون از آزادی به شکل عملی
27:22 - قوانین سولون
39:30 - سفرهای سولون
43:20 - بازگشت به آتن

.


#درسگفتار #فلسفیدن #سیاست #آینه_تاریخ #فلسفه #متافیزیک #یونان #سولون #یونان_باستان #تاریخ_فلسفه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
— به انگلیسی - بدون زیرنویس

🍂 در سال ۲۰۱۲، مورخی به‌نام کارن کینگ، تاریخ مسیحیت را وارونه کرد. او یک قطعۀ کوچک از پاپیروس ۱۳۰۰ ساله را با کتیبه‌ای ارائه کرد:
"عیسی به توم گفت: همسرم... من با او زندگی می‌کنم".


🍂 کاغذ پاپیروس علی‌رغم اصالتش، توسط مراجع مذهبی به‌رسمیت شناخته‌نشد. با این حال، دو سال بعد، در سال ۲۰۱۴ متن جدیدی در کتابخانۀ بریتانیا در لندن کشف شد که مثل یک بمب خبری بود. این متن از رابطۀ زناشویی بین عیسی و "همسر"ش، مریم مجدلیه می‌گفت. آیا این افشاگری‌ها می‌تواند نشان دهد که زوجین صاحب فرزند شده‌اند؟

🍂 این مستند از انیمیشن برای زنده‌کردن سرنخ‌ها استفاده می‌کند، در حالی که بر اساسِ نگاهی علمی جدید این سوال را مطرح می‌کند که آیا عیسی ممکن است بچه داشته‌باشد یا نه. این فیلم به بررسی آثار آخرالزمان می‌پردازد - از مقبره‌هایی که اخیراً کشف شده‌اند تا کاغذهای پاپیروس باستانی. کتیبه‌ها و نتایج آزمایش‌های علمی را تجزیه و تحلیل می‌کند. هدف این است که یکی از قدیمی‌ترین اسرار جهان را روشن کند.

خلاصه‌

🍂 این مستند که دیروروز در دویچه‌وله انگلیسی منتشر شده‌است، به زندگی و هویت عیسی ناصری می‌پردازد؛ به‌ویژه بر مسائل مربوط به انسان‌بودگی، وضعیت تأهل و روابط او، به‌ویژه با مریم مجدلیه تمرکز می‌کند.

🍂 این پرسش تحریک‌آمیز را مطرح می‌کند: آیا عیسی صرفاً یک انسان بود یا دارای طبیعت الهی بود؟ باورهای رسمیِ مسیحی مبتنی بر این است که عیسی زندگی مجردی داشته‌است، اما اکتشافات باستان‌شناسی اخیر روایت‌های دیگری را پیشنهاد می‌کنند که نشان می‌دهد او احتمالاً با «مریم مجدلیه» ازدواج کرده‌است. این ایده از طریق کاوش در نسخه‌های خطی و پاپیروس‌های باستانی مورد توجه قرار می‌گیرد، که منجر به بحث‌های داغ بین محققان شده و موضوع مورد علاقه شدید مردم شده‌است.

🍂 شواهد کلیدی ارائه‌شده، قطعه‌ای از «انجیل همسر عیسی» است که به این موضوع اشاره می‌کند که عیسی از یک زن بعنوان همسر خود یاد می‌کند. صحت این قطعه مورد مناقشه است و منتقدان درباره منشأ آن تردیدهایی را مطرح می‌کنند و ادعا می‌کنند که ممکن است یک متن جعلی باشد.

🍂 علاوه بر این، یافته‌های باستان‌شناسی مرتبط با مقبره تالپیوت - حاوی استون‌هایی با نام‌هایی مانند عیسی، مریم و یوسف - نظریه‌های ارتباط خانوادگی با عیسی را بیشتر تقویت می‌کند؛ با این حال، تردید در مورد مشترک بودن این نام‌ها و پیامدهای آنها همچنان ادامه دارد.

🍂 این مستند، شیفتگی مداوم به زندگی شخصی عیسی و پیامدهای آن برای درک هویت او را نشان می‌دهد. همانطور که روایت آشکار می‌شود، به برداشت نادرست تاریخی مریم مجدلیه می‌پردازد، که در طول تاریخ از یک شاگرد مهم به یک شخصیت تحقیر شده تغییر یافته‌است. تنش بین تحقیقات علمی و اصول ایمان، بینندگان را وادار می‌کند تا در مورد پیچیدگی‌های پیرامون جنبه انسانی عیسی، روابط او، و روایت‌های قدرتمندی که مسیحیت را برای هزاران سال شکل داده‌است، فکر کنند.

🍂 این مستند با برجسته‌کردن جذابیت این پرسش‌ها به پایان می‌رسد و نشان می‌دهد که تمایل بشر برای ارتباط و درک ماهیت واقعی زندگی عیسی، با ادامه ظهور شواهد و نظریه‌های جدید رشد می‌کند.


🗄پست‌ مرتبط
📺 «عیسی» و «انجیل» و هویت مؤلفان قرآن
📺 داستانِ اسطوره‌ایِ «بکارتِ» مریم
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)

.


#نقد_ادیان #مستند #بازنگری #نقد_مسیحیت #عیسی_مسیح #مسیحی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘پاسخ سوالی دربارۀ «تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»

سقراط و افلاطون هم تناسخ‌باور بوده‌اند و یسری دیگه از فلاسفه یونان؟

وقتی مثلا برخی‌شون میگن تناسخ و زندگی‌های مجدد، یک‌سری امکان برای رسیدن به وحدت با کمال مطلقِ نفوس مجرده، به نظر تو صرفا دارن یه آرزواندیشی/اسطوره‌اندیشی می‌کنند (مشابهِ مثلا تحلیل افلاطون دربارۀ بردگان و ذات متفاوتشون که نوعی فرافکنیِ ساختار اجتماعی زمانه‌اش بوده) برای فرافکنی اضطراب مرگ و در حرفشون هیچ مبنایی نیست و هیچ درک مشترکی باهاشون حس نمی‌کنی؟

دارم یه ویدیویی رو می‌بینم [که در پیوست بارگذاری شده]. میگه تناسخ حتی در مسیحیت اولیه بوده تا اینکه امپراتور روم برای ایجاد نوعی اقتدار مرکزی کلیسا مداخله می‌کنه و این رو خطر می‌دونه جهت اقتدارش که نجات در تک‌زندگی رو به کلیسا منحصر می‌کرده.


🍂 راستش این بحث که تناسخ یا زندگی‌های متعدد بیشتر از جنس آرزواندیشی باشه یا واقعیتی پشتش باشه، یه چیزی نیست که بشه قطعی درباره‌‌اش حکم کرد، ولی اگه بخوایم با دید فلسفی و تاریخی نگاه کنیم، احتمالا بیشتر از اون‌ که حقیقتی بیرونی باشه، ریشه در نیازهای درونی آدم‌ ها داره. مثل همون چیزی که گفتی: فرافکنی اضطراب مرگ.

🍂 آدم همیشه یه جوری دنبال جاودانگی بوده. حالا بعضی‌‌ها توی فرهنگ‌‌ها و اسطوره‌‌هاشون این کارو با ایده‌‌هایی مثل تناسخ می‌‌کردن، بعضیا هم با بهشت و جهنم، و یه سری دیگه هم با ساختن چیزی موندگار، مثل هنر، علم یا حتی نسل بعدی.

🍂 این‌ که این ایده تو مسیحیت اولیه هم بوده، واقعیت تاریخی داره. آموزه‌‌های مسیحیت اولیه، قبل از این‌ که تبدیل بشه به یه نهاد رسمی، تحت اقتدار روم، انعطاف‌‌پذیرتر بودن. وقتی قدرت سیاسی وارد دین می‌‌شه، طبیعیه که واسه کنترل و مرکزیت‌‌بخشی، چیزایی مثل "نجات انحصاری" مطرح بشه. در این شرایط، تناسخ یه جور تهدید حساب می‌‌شه؛ چون به افراد اختیار بیشتری برای زندگی‌‌های آینده می‌‌ده.

🍂 اما از منظر شخصی، هرچند ایده‌‌هایی مثل تناسخ ممکنه بیشتر اسطوره‌‌ای یا روان‌‌شناختی به‌نظر بیان، باز یه‌جوری به آدم انگیزه می‌‌دن. انگار یه آرامش یا حتی معنا واسه لحظه‌‌های سخت فراهم می‌‌کنن. شاید مهم اینه که ازشون الهام بگیریم، حتی اگه باور عمیقی بهشون نداشته‌باشیم

🍂 در فلسفه افلاطون، تناسخ یه جور راه واسه اینه که بگه:
«آدما این زندگی رو مفتی به‌ دست نیاوردن، قبلا یه جا بودن، و قراره دوباره یه جایی برن».

نفس آدم از یه دنیای پاک و نورانی به اسم «عالم مثل» میاد، اونجا همه‌چی خوب و ابدیه؛ همه‌‌چیز رو هم می‌‌دونسته، ولی وقتی میاد تو این دنیا و می‌‌ره تو بدن، انگار یادش می‌‌ره کی بوده و چی کار می‌‌کرده. حالا چرا اینو می‌‌گه؟ چون به‌نظرش آدم تو این دنیا کلی اشتباه می‌‌کنه و باید کم‌‌کم دوباره یادش بیاد که چه خبره. این وسط تناسخ می‌‌شه یه چرخه که نفس تو بدن‌‌های مختلف بچرخه، تجربه جمع کنه، اشتباهاتش رو جبران کنه و آخرش برگرده همون جای خفن اولی که ازش اومده.

🍂 از اون طرف، افلاطون دنیا رو یه جور «پله‌ پله» می‌‌دید. بعضیا فیلسوف و روشن‌‌فکرن و نزدیک‌‌تر به حقیقت، بعضیا معمولی‌‌ترن؛ بعضیا هم تو سطح پایین‌‌تری گیر کردن. ایده تناسخ اینجوری بود که بگه:
«اگه آدم تو این زندگی خوب پیش بره، شاید تو زندگی بعدی بیفته تو یه بدن بهتر، جایگاه بالاتر. ولی اگه گند بزنه، ممکنه برگرده پایین‌‌تر، حتی بشه حیوان یا چیزی شبیه این».


🔺حالا اینجاست که یه نقد هم می‌‌شه زد: شاید افلاطون با این حرفا داشته ساختار اجتماعی زمان خودش رو یه‌جوری توجیه می‌‌کرده، این‌ که چرا یکی شاهزاده‌ا ست و یکی رعیت. انگار می‌‌خواسته بگه: «خب، تو قبلا گند زدی، این شده حالت؛ حالا بهتر کار کن تا یه زندگی بهتر گیرت بیاد!». یعنی هم یه داستان فلسفی قشنگ می‌‌سازه، هم یه جورایی داره اون چیزی رو که تو جامعه‌‌اش می‌بینه، با یه ایده بزرگ‌‌تر توضیح می‌‌ده.


.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #تناسخ



🌾 @Naqdagin