نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا نازی‌ها (سوسیالیست‌های ملی‌گرا) چپ‌گرا بودند؟

🔸در این برنامه نگاهی داریم به تحلیلی از راین مک‌میکن (سردبیر میسز وایر) و آسترین (کارشناس علوم سیاسی) دربارۀ اینکه سوسیالیست‌های ملی‌گرا، نه‌تنها دشمن چپِ انقلابی نبودند، بلکه خودشان هم چپ بودند و صرفاً به نوع متفاوتی از تمامیت‌خواهی چپ‌گرای لنینیستی مقید بودند.


🗄پست‌ مرتبط
📕فاشیسم از کجا آمد؟
📕استبدادخواهی در لوای تجددخواهی
📺 راز قدرت اقتصادیِ آلمان تازه تاسیس
📺 اقتصاد آلمان نازی با رهبری هیتلر چقدر قدرتمند بود؟
📺 تیتو علیه هیتلر
📻 کتابِ صوتی فیلسوفانِ هیتلر
📻هویت ملی و دشمنان آن

.


#نقد_چپ #سوسیالیسم #نازیسم #هیتلر #ناسیونالیسم



🌾 @Naqdagin
📘منحرف‌های بنیادگرا
(۱/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک

🍂 تفسیرِ رایج از جنگِ روسیه و اوکراین این است که «جنگِ فرهنگ‌ها» است، درگیری‌ای میانِ لیبرالیسمِ غربی و اقتدارگراییِ سنتیِ روسیه. اما این دیدگاه به‌شدت گمراه‌کننده است. ولادیمیر پوتین به‌هیچ‌وجه یک سنت‌گرا نیست، بلکه صرفاً آخرین فرد است در سلسله‌ای از مدرنیزه‌کنندگانِ قاتلی که از ایوانِ مخوف و پترِ کبیر تا کاترینِ کبیر و استالین امتداد دارد.

🍂 زمانی که در اواخرِ دههٔ ۱۹۲۰ از استالین خواسته شد تا بلشویسم را تعریف کند، او آن را به‌مثابهٔ ترکیبی از تعهدِ روسی به یک آرمان و عمل‌گراییِ آمریکایی توصیف کرد. استالین پس از رسیدن به قدرت تلاش کرد تا دستاوردهایِ هِنری فورد (یکی از صنعتی‌سازانِ آمریکایی) را در سراسرِ اتحادِ جماهیرِ شوروی تقلید کند. بدین جهت نیز اقداماتی انجام داد که به‌طورِ بی‌رحمانه‌ای تمامیِ نشانه‌هایِ سنتِ روسی را محو می‌کرد، اقداماتی که از جملهٔ مهم‌ترین‌شان «جمعی‌سازیِ خشونت‌آمیزِ کشاورزی» بود.[1]

🍂 استالین یکی از بزرگ‌ترین ستایشگرانِ پترِ کبیر نیز بود، کسی که برایِ روسیه پایتختی جدید (سن‌پترزبورگ) در کنارِ دریایِ بالتیک ساخت تا ارتباطِ مستقیمی با اروپایِ غربی برقرار کند. اصلاحاتِ پتر با مقاومت از سویِ به‌اصطلاح کهن‌باوران مواجه شد، یعنی مسیحیانِ ارتدوکسِ شرقی که آیین‌ها و شیوه‌هایِ مذهبی‌شان به پیش از اصلاحاتی برمی‌گشت که پاتریارک نیکون از مسکو بینِ سال‌هایِ ۱۶۵۲ تا ۱۶۶۶ انجام داد. بسیاری از آن کهن‌باوران در نهایت مرگ را به سازش بر سرِ ایمان‌شان ترجیح دادند. در طولِ قرنِ هفده تا نوزده، هزاران نفر با خودسوزی جان‌شان را از دست دادند.

🍂 اوضاع در روسیه تنها با انقلابِ اکتبر واقعاً تغییر کرد؛ و حتی در آن زمان نیز، نخستین دولتِ شوروی شاملِ چندین شخصیتِ برجسته با پیشینه‌ای از کهن‌باوری بود. بلشویک‌ها به‌درستی این فرقه‌گرایان را نمایندگانِ یک اعتراضِ اجتماعی دیدند که مدت‌ها بود علیهِ رژیمِ تزاری ادامه داشت. کهن‌باوران همواره به اتحادِ کلیسا و دولت (که در واقع به‌معنایِ تبعیتِ کلیسا از دولت بود) بی‌اعتماد و بر این باور بوده‌اند که جماعتِ دینی بایستی به‌صورتِ یک سازمان‌دهیِ خودجوش از میانِ مردمِ عادی باقی بماند.

🍂 پس عجیب نیست که آزار و اذیتِ مذهبی‌ها در حکومتِ استالین شدت می‌گیرد، و انقیادِ کلیسایِ ارتدوکس توسطِ دولت همچنان تا به امروز ادامه دارد. پوتین در واقع کلیسا را برایِ اهدافِ سیاسیِ خودش بسیج کرده است.

🍂 به‌گفتهٔ پاتریارک کیریل از مسکو، روس‌ها نباید از جنگِ هسته‌ای بترسند، زیرا مسیحیان باید از پایانِ دنیا استقبال کنند. او در اواخرِ سالِ گذشته گفت:
«ما در انتظارِ بازگشتِ عیسی مسیح هستیم که با جلالی بزرگ خواهد آمد، شرارت را نابود خواهد کرد و بر تمامیِ ملت‌ها داوری خواهد نمود.»[2]

بنابراین، آنچه به‌عنوانِ یک حرکتِ واکنشی به نظر می‌رسد — بازگشت به ارتدوکسیِ کهن — ممکن است در واقع بیانِ منحرفانه‌ای باشد از ردِّ سلطه و استثمار که تحتِ پوششِ «مدرن‌سازی» در جهانِ مادی واقع می‌شود.

🍂 مثالِ بسیار متفاوت اما آموزنده از چنین مقاومتی، کانودوس است: جامعه‌ای خارج از حوزهٔ قانون در اعماقِ مناطقِ دورافتادهٔ برزیل در ایالتِ باهیا در قرنِ نوزده که به‌رهبریِ پیامبرِ آخرالزمانی آنتونیو کانسله‌ئرو به پناهگاهی برایِ روسپی‌ها، گدایان، دزدان، طردشدگان و فقرا تبدیل شده بود. به‌گفتهٔ ادواردو ماتارازو سوپلی‌سی از حزبِ کارگران برزیل:
«این جامعه «یک مفهومِ مشترک، تعاونی و همبسته از کار» را توسعه داد… نوعی قدرتِ اجتماعی-عرفانی، مذهبی، کمک‌کننده، و جمعی، که از «انجمن‌هایِ برابری‌خواهانهٔ کمونیسمِ مسیحیِ اولیه» الهام گرفته بود، جایی که در آن هیچ گرسنه‌ای وجود نداشت. «همگی با هم کار می‌کردند. هیچ‌کس چیزی نداشت. همه بر رویِ خاک کار می‌کردند، همه زحمت می‌کشیدند. برداشت می‌کردند… این مالِ توست… این مالِ توست. هیچ‌کس بیشتر یا کمتر نداشت».


🍂 کانسله‌ئرو آثارِ توماس مور را خوانده بود و تجربیاتِ او مشابه با تجربیاتِ سوسیالیست‌هایِ آرمان‌شهری‌ای مثلِ شارل فوریه و رابرت اووِن بود. کانودوس توسطِ ارتش برزیل با خاک یکسان شد و کانسله‌ئرو در سال ۱۸۹۷ گردن زده شد.» (او پیش‌تر به‌خاطرِ بیماری فوت کرده بود.)

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘منحرف‌های بنیادگرا
(۲/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک

🍂 کانودوس جایی بود برایِ پناه‌گرفتن از پول، مالکیت، مالیات، و ازدواج، و نه به‌دلیلِ تنش‌هایِ درونی‌اش، بلکه به‌دستِ نیروهایِ مسلحِ دولتِ «پیشرفته» و سکولارِ برزیل فروپاشید و نابود شد. کانودوس جایی بود که قربانیانِ پیشرفتِ تاریخی در آن فضایی برایِ خود یافته بودند. در واقع آرمان‌شهر برایِ لحظه‌ای کوتاه وجود داشت، و این برایِ مدرنیزه‌کنندگان قابلِ تحمل نبود وگرنه چگونه می‌توان کشتارِ همهٔ ساکنانِ کانودوس، از جمله زنان و کودکان، را توضیح داد؟ نفسِ یاد و خاطرهٔ آزادی بایستی محو می‌شد.

🍂 استدلالِ بدیهی‌ای که در مخالفت با دفاع از کانودوس مطرح می‌شود این است که با پروژه‌هایِ بنیادگرایِ مذهبی‌ای همچو دولتِ اسلامی تفاوتی ندارد. اما یک تمایزِ روشن میانِ این دو وجود دارد: کانودوس آشکارا پذیرایِ دیگری بود، اما دولتِ اسلامی — مانندِ تمامِ بنیادگرایانِ دینی — چنین عمل نمی‌کند.

🍂 اگر «بنیادگرایانِ» امروزی صادقانه بر این باورند که راهشان را به‌سویِ حقیقت یافته‌اند، چرا این اندازه از سمتِ غیرمؤمنان احساسِ خطر می‌کنند؟ هرچه نباشد، وقتی یک بودایی با لذت‌پرستانِ غربی روبه‌رو می‌شود، نه تحریک می‌شود و نه نیاز دارد آن‌ها را محکوم کند؛ او فقط سرش را به‌نشانهٔ تأسف از جست‌وجویِ خودویرانگرانهٔ آن‌ها برایِ خوشبختی تکان می‌دهد.

🍂 اما شبه‌بنیادگرایان به زندگیِ گناه‌آلودِ غیرمؤمنان وسواس دارند، چرا که این گناهان بازتابی از وسوسه‌هایِ خودشان است. برخلافِ کسانی که حقیقتاً ایمان دارند، شبه‌بنیادگرایان به‌جایِ اینکه دل‌شان به حالِ کسانی که امیالِ خود را ارضاء می‌کنند بسوزد، به آن‌ها حسادت می‌ورزند.

🍂 آنجا که راهبانِ تبتی تبت را «مرکزِ جهان و قلبِ تمدن» می‌دانند،[3] تمدنِ اروپایی به‌طورِ قطع خارج از مرکز قرار گرفته است. اما آرزویِ مرکزیِ ما این است که نوعی حکمتِ نهایی و آگالمایِ[4] پنهانی یا گنجِ روحانی که بسیار پیش‌تر از دست داده‌ایم را دوباره بازیابیم. استعمار هیچ‌گاه صرفاً دربارهٔ تحمیلِ ارزش‌هایِ غربی بر دیگران نبوده است؛ بلکه جست‌وجویی برایِ بازیابیِ خلوصِ روحانیِ ازدست‌رفته نیز بوده است. این داستانی به‌قدمتِ خودِ تمدنِ غربی است: برایِ یونانیانِ باستان، مصر انبارِ اسطوره‌ایِ حکمتِ باستانی بوده است.

🍂 در جوامعِ خودِ ما، تفاوتِ میانِ بنیادگرایانِ اصیل و بنیادگرایانِ منحرف این است که گروهِ اول (مانندِ آمیش‌هایِ آمریکایی) با همسایگانِ خود کنار می‌آیند، چرا که آن‌ها نگرانِ دنیایِ خودشان هستند و نه آنچه که دیگران انجام می‌دهند. اما بنیادگرایانِ منحرف، برعکس، از احساساتِ دوسویهٔ خود رنج می‌برند و به‌طورِ همزمان هم از گناهکاران وحشت دارند و هم به آن‌ها حسادت می‌ورزند — ترکیبی ناپاک که آن‌ها را به‌سویِ اعمالِ خشونت‌آمیز سوق می‌دهد، چه بمب‌گذاری‌هایِ تروریستی باشد و چه حملاتِ بی‌رحمانه.

🍂 رژیمِ پوتین هیچ اشتراکی با یک روحانیتِ اصیلِ روسی که مدرن‌سازیِ اروپایی را ردّ می‌کند، ندارد. اوراسیایِ خیالیِ پوتین صرفاً واژه‌ای است برایِ مشروعیت‌بخشیدن به پروژهٔ مدرنیزاسیونِ نامشروع‌اش. به همین دلیل است که ما نباید روسیه را کشوری عمیقاً محافظه‌کار و سنتی بدانیم که الی الابد از مدرنیّت جدا افتاده است. هرچه نباشد، روحانیتِ روسی‌ای که در کهن‌باوران تجسم یافته است، قدرتِ دولتیِ اقتدارگرا را ردّ می‌کند. برایِ شکست‌دادنِ منحرف‌هایی که اکنون در کرملین حکمرانی می‌کنند، این روحانیت باید دوباره بیدار شود.

توضیحات

[1] این عبارت به سیاستی اشاره دارد که در آن، مزارع و زمین‌هایِ خصوصیِ کشاورزان در اتحادِ جماهیرِ شوروی با زور مصادره شد و به مزارعِ اشتراکی یا دولتی تبدیل شد. این اقدام با هدفِ افزایشِ تولیدِ کشاورزی و تأمینِ موادِ غذایی برایِ صنعتی‌سازیِ کشور انجام شد، اما اجرایِ این سیاست با خشونت و سرکوبِ شدید همراه بود. کشاورزانِ بسیاری که با این سیاست مخالفت کردند، به کارِ اجباری فرستاده شدند، کشته شدند یا از گرسنگی جان باختند. یکی از نتایجِ این سیاست، قحطیِ بزرگِ اوکراین (هولودومور) در سال‌هایِ ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ بود که میلیون‌ها نفر در اثرِ آن جان باختند. (مترجم)

[2] لینک

[3] Orville Schell, Virtual Tibet: Searching for Shangri-La from the Himalayas to Hollywood (New York: Henry Holt, 2000).

[4] آگالما واژه‌ای یونانی است که به‌معنایِ «گنج» یا «هدیهٔ مقدس» است و در فلسفه و اساطیرِ یونانی به چیزی ارزشمند و پنهان اشاره دارد که معمولاً نمادِ حقیقت یا حکمتِ روحانی است. آگالما در تفکرِ ارسطو به‌معنایِ یک شیءِ مقدس یا گنجینهٔ معنوی است که به‌شکلی نمادین به روحِ انسان تعلق دارد، اما ژیژک در معنایِ «ابژهٔ a» بدان اشاره دارد.

🖊#ترجمه: حسین متقی

@philosophyinthetoilet

.


#سیاست #نقد_چپ #روسیه #بنیادگرایی #سنت‌گرایی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ذهنیت غربی و شرقی چه تفاوت‌هایی با هم دارند و چه نتایجی داشته‌اند؟ (+)


.


#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #غرب‌شناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘برخی نکات درباره‌ی آتش‌سوزی کالیفرنیا

۱. «انسان‌دوستیِ» اسلامگراها و چپ‌ها به این سبکه که خیلیاشون علنا ذوق کردن که آخییییش! آه مظلومان غزه گرفت و امپریالیسم «کارما» پس داد! گوگولی‌های انسان‌دوست جذاب.

۲. خیلی از ویدیوها و عکس‌های منتشر شده، فیک هستن و با هوش مصنوعی درست شدن.

۳. تا الان بعد از چند روز آتش‌سوزی گسترده، ۱۱ کشته داشتن! تلفات مراسم تشییع جنازۀ ق.س در سال ۱۳۹۸، بیش از ۶۰ کشته بجا گذاشته‌بود! کسایی که چنین حماسه‌ای رو در مدیریت یک مراسم ساده رقم زدن، بهتره درباره‌ی مدیریت تز صادر نکنن!

۴. من که ایران نیستم، ولی عزیزان لطفا توجه کنید: یک زلزلۀ شدید توی تهران، جهنمی آخرالزمانی بپا می‌کنه. ماجرا فقط آوار و خرابی ساختمون‌ها نیست. پیامدهاش خیلی وسیع‌تره. درباره‌ی اينکه چه سلسله‌اتفاقاتی با یک زلزله‌ی شدید توی تهران میتونه بیافته، بخونید. از متخصصان معتمد پرس‌وجو کنید. اگر روزی چنین اتفاق مهیبی افتاد، براش از جهات مختلف آماده باشین.

پیج «ایران اولوشن»


.


#حکومت_اسلامی #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 زورخانه: عنکبوت جهنده (+)

🎙دکتر #شروین_وکیلی

🔸در مجموعه برنامه‌های زورخانه به تلفیق جانورشناسی و هنرهای رزمی می‌پردازم. یعنی با تمرکز بر رفتارشناسی جانوران و فنون رزمی سعی می‌کنیم درس‌هایی برای زندگی روزمره بیاموزیم. در این برنامه درباره‌ی گونه‌ی عنکبوت جهنده (Salticidae) و رفتارهای آن توضیحاتی می‌دهم.


⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب

00:00 مقدمه
01:45 گونه‌ی عنکبوت جهنده (Salticidae)
07:30 درس نخست: در مسیر پیشرفت اتصال خود را چگونه حفظ کنیم؟
10:00 عنکبوتی که خواب می‌بیند؟!
11:30 این عنکبوت چگونه خود را نمایش می‌دهد؟
14:30 درس دوم: برای شکار کردن افراد چگونه عمل کنیم؟
15:35 جمع‌بندی
.


#چیستا #حیوان‌دوستی #جانورشناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خرافاتِ قرآن
@Naqdagin
🎧اعتقاداتِ غیرعقلانی در قرآن
— چرا عقل و دین سازگار نیستند؟ (+)

🎙 #شبگرد و #فردزیلا

🔸در این برنامه به بررسی مواردی از اعتقادات خرافی که در قرآن وجود دارند، می‌پردازیم. این موارد را با دیدگاه علمی و منطقی تحلیل می‌کنیم و نشان می‌دهیم که چگونه این باورها، با عقل و منطق سازگار نیستند.

🔸هدف ما از این بررسی، نقدی بی‌پرده و بی‌طرفانه بر برخی از اعتقادات مذهبی است که به عنوان حقایق مقدس پذیرفته شده‌اند. اگر به دنبال یک بحث چالشی درباره رابطه بین دین و عقل هستید، این برنامه را از دست ندهید.


🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
📻 بی‌احترامی سلیمان به اسب‌ها و عواقب آن
📻 مسموم‌سازی ذهن از کودکی
📺
حرز جواد همه‌کاره(!) و آخوند بهجت
📺 جنِ عاشق یا جنِ خارش؟
👳🏿‍♂️پنج خانه‌ای که در آن جن وجود دارد
📺جن‌گیری با عرفان حلقه
📺 جن‌گیری از دختری جوان و فاجعۀ دخالت دین‌بانان در امور پزشکی
📺 روانکاویِ «ذهنِ خرافه‌گرا»
📺 روان‌کاویِ «شبه‌علم»
📕و تو چه می‌دانی جن چیست؟
| بخش یک
| بخش دو

.


#تفکر_انتقادی #نقد_قرآن #خرافات



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 برخی از معابدِ هند (+)
— رواداری مذهبی، تفکیک هویت مذهبی و هویت ملی

🔸معمولا شیعیانِ حکومتی به جمعیت «راهپیمایی اربعین» و «مراسم عزاداری محرم» (که هر دو وام‌گیری‌های اساسی و شناسنامه‌دار از مسیحیت هستند (اینجا و اینجا) و نوعی بدعتِ اساسی خلاف آموزه‌ها و سنت پیامبر اسلام) بعنوان امری افتخارآمیز یاد می‌کنند و با حذف دیگری‌های مختلف جامعۀ متکثر ایرانی، بسادگی «ایرانی‌بودن» را معادلِ «شیعه‌بودن» جا می‌زنند و ادعا می‌کنند هویت ایرانی با هویت شیعی همبستگی غیرقابل گسست دارد و نمی‌توان هویت مستقلی برای انسانِ ایرانی، سوای مذهبی از مذاهب که دوره‌ای از تاریخ در آن رشد و نمو داشته‌، تعریف کرد.

🔸نمی‌خواهم چندان به آمارسنجی‌های متاخر (نظیر گمان و ایسپا) دربارۀ تنوع و تغییرِ باورها در ایران ارجاع بدهم، یا به حکومت توتالیتر، سوای روحانیت دیگری‌ستیز شیعه، که هر نوع دگرباوری (اعم از اهل سنت، مسیحی، بهایی، بودایی و مدرس مدیتیشن، ناباوران و...) را از رسانه‌های رسمی و غیررسمی حذف و سانسور کرده‌اند، و اگر کمترین نشانی از تبلیغ باورشان (ولو به‌صورت محفلی) ببینند، با شدیدترین برخوردهای امنیتی مواجه می‌شوند؛ و مدارس و دانشگاه‌ها را عملا مکان پروپاگاندای شبانه‌روزیِ باور فرقه‌ای خاص ساخته‌اند، ولو والدینی که فرزندان‌شان را به مدارس و دانشگاه‌ها می‌فرستند، عقایدی بشدت متفاوت از عقاید رسمی داشته‌باشند.

🔸فقط می‌خواهم به این نکته توجه بدهم که چگونه در هند، جمعیت‌های بزرگی از مردم، باورهایی دارند که از نظر عامۀ مذهبی ما نیز خرافی تلقی می‌شوند؛ پس نفسِ «جمعیت داشتن»، به‌معنای «حقانیت باور» نیست، و نشانۀ اینکه عقلانی‌ست که هویت یک کشور را با عقاید مذهب و فرقه‌ای خاص، ولو غالب، تعریف و تحدید کنیم.

🔸اما نکتۀ ستایش‌برانگیز دربارۀ هند این است که این تنوع باورها، بسادگی در کنار هم زیست می‌کنند و معابدشان برای قرون متمادی پابرجا مانده‌است، و دولت یا طبقۀ روحانی مذهبی خاص، وظیفۀ خود را حذف باوری خاص یا تحمیل باوری دیگر نمی‌داند؛ در عین حال که احتمالا مثل ایران، بودجه‌ای هم از اموال عمومی به مذهبی برگزیده اختصاص نمی‌دهد.


🗄پست‌ مرتبط
📺 چرا مسیحیت و اسلام خدای زن ندارند؟
📺 برخی از معابد هند
📻 اعتقاداتِ غیرعقلانی در قرآن
📕پاسخ سوالی دربارۀ «تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»

.


#نقد_ادیان #جهان‌گردی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معبدی که موش‌ها را می‌پرستند (+)

🔸کلمۀ «پرستش» البته در زبان رایج ما گمراه‌کننده است. پرستش بمعنای «عبادت بمثابه خدا» نیست آن‌گونه که عوام می‌فهمند؛ بلکه از واژۀ «پرستاری» می‌آید و بمعنای احترام و حرمت‌نهادن است، به آنچه که معمولا بعنوان نمادی از زندگی/امر قدسی دانسته می‌شود: حال چه آتش باشد که زندگی بدان وابسته است، چه گاو، چه آلت مردانه/زنانه.

🔸باورها به همین سادگی شکل می‌گیرند. انسان حیوانی باورمند است و با باور به یک‌سری امور مشترک بنا به جغرافیا-تاریخی خاص، نوعی از نظم و همبستگی اجتماعی را کسب می‌کند.

🔸آیا باور به «سخن‌گفتن مورچه و هدهد و حکمرانی سلیمان بر باد و اجنه، یا اینکه فلان قبر شفا می‌دهد»، عقلانی‌تر از باور معتقدان به این معبد خاص است؟ فقط چون نسبت به موش حس چندش بیشتری می‌کنیم؟ یا باور به تناسخ میان اطرافیان ما کمتر رایج است و برای ارتباط اجتماعی و بقا، نیازمند دانستن ظرائف آن و باور به آن و مثلا تیک‌زدنِ «اعتقاد و التزام عملی به باور مترقیِ تناسخ» نداشته‌ایم؟

🗄پست‌ مرتبط
📕دربارۀ «تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»
📻 اعتقاداتِ غیرعقلانی در قرآن
.


#نقد_ادیان #جهان‌گردی


🌾 @Naqdagin
📺 چرا انسان‌ «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
— توضیح تکاملی (دگرگشتی)
(۱/۲)
🍂 این ویدئو به بررسی این امر می‌پردازد که چگونه و به چه عللی ممکن است تکامل، انسان‌ها را به باور به خدایان و موجودات ماوراءالطبیعی سوق داده‌باشد. گوینده استدلال می‌کند که این باورها، نتیجۀ مستقیمِ «مزیت تکاملی» نیستند، بلکه از «محصولات جانبیِ» ویژگی‌های شناختی هستند که برای بقا مفید بوده‌اند، مانند «تشخیص عاملِ هوشمندِ» به‌شکلی بیش‌فعال، نظریۀ ذهن، و غایت‌شناسی بی‌‌ضابطه».

🍂 این کارکردهای ذهنی، انسان‌های اولیه را به درک نیت و هدف در دنیای اطرافشان سوق داد که به اعتقادات رایج در جهان و تاریخ دربارۀ خدایان و ارواح کمک کرد.

1️⃣ یکی از عملکردهای ذهنیِ کلیدی، «فرضِ "عاملِ هوشمند"» به‌شکلی بیش‌فعال بوده‌است، که وفق این مشخصه، انسان‌ها نسبت به شناسایی عوامل یا موجودات هوشمند در محیط خود، بسیار حساس هستند؛ حتی زمانی که هیچ‌چیزی وجود ندارد. این تمایل به اِعمالِ بیش از حد تشخیص خطر، به انسان‌ها کمک کرد تا زنده بمانند؛ زیرا افرادی که به تهدیدات احتمالی حساس بودند (مثلاً احتمال اینکه چیزی که می‌جنبد مار باشد، ولو در ۹۰ درصد موارد خطا می‌کردند)، احتمال زنده‌ماندن و طولانی‌تر زندگی کردن‌شان بیشتر از کسانی بود که حساسیت اضافی و غیردقیقِ چندانی نداشتند، و نتیجتا، همین دسته افراد، ژن‌های خود را با احتمال بالاتری منتقل می‌کردند.

🍂 برای درک بهتر موضوع، لازم است بدانید که مارها بزرگترین تهدید جانوری امروزی برای انسان هستند و مسئول حدود ۹۴۰۰۰ مرگ در سال هستند! آن را با تلفات ناشی از کوسه مقایسه کنید که در سال ۲۰۲۳ تنها ۱۴ مورد بود. اگر می‌خواستیم زنده بمانیم و عمر بلندتری داشته‌باشیم، توانایی تشخیص مارها برای ما بعنوان یک گونه، بسیار مهم بوده‌است. و همین امر توضیح می‌دهد که چرا نوزادان ۷ ماهه، نوعی واکنش مغزی به مارها نشان می‌دهند، حتی اگر قبلاً این حیوانات را ندیده‌باشند؛ یعنی احتمالا این روشن‌شدن هشدار درونی، نسبت به دیدن موجودی با ویژگی‌های یادشده، درون ماست و با آن به دنیا می‌آییم (افق رویداد، به‌نقل از نیچر).

🔻کورت گرِی و دنیل وِنجر در این باره نوشته‌اند:
خطر بالای به‌کارنبردن «فرض عامل هوشمند» و هزینه پایین تشخیص اشتباه در آن باعث شده است محققان پیشنهاد دهند که انسان‌ها یک «بخش بیش‌فعّال فرض عامل هوشمند» دارند، یک بخش شناختی که به‌سرعت رویدادهای محیط را به رفتار عوامل زنده نسبت می‌دهد.


🍂 «فرض "عامل هوشمند"» در وضعیتِ بیش‌فعال، انسان‌ها را به تصور موجودات فراطبیعی، مانند خدایان یا ارواح، سوق داد، زمانی که نمی‌توانستند رویدادهای طبیعی، مانند رعد و برق یا بیماری را توضیح دهند.

🍂 دانشمندان بر این باورند که اعتقاد به خدایان کنشگر، یک محصولِ فرعیِ فرگشتی تشخیصِ عامل هوشمند است و یک صفت غیرانطباقی‌‌ست که به‌عنوان عارضۀ جانبی یک صفتِ تطبیقی شکل می‌گیرد.

🍂 برخی روان‌شناسانِ فرگشتی این نظریه را مطرح می‌کنند که:
«اگر صدای شاخه‌ای را در جنگل بشنوید، احتمال می‌دهید که فاعلی پشت آن است" که منجر به اجتناب از شکارچیان بالقوه‌ای می‌شود که به دنبال خوردن یا کشتن شما هستند».

این ویژگی در انسان‌های مدرن نیز به‌صورت «فرض عامل هوشمندِ» بیش از حد حساس باقی مانده‌است. بنابراین، برخی از روانشناسان تکاملی این نظریه را مطرح می‌کنند که:
«حتی اگر صدا ناشی از باد باشد، انسان‌های مدرن نیز همچنان تمایل دارند که صدا را به یک عامل هوشمند نسبت دهند. آنها این شخص را خدا می‌نامند».


2️⃣ "نظریه ذهن" یکی دیگر از عملکردهای شناختی‌ست که به انسان کمک می‌کند تا نیات و احساسات دیگران را بنا به تشخیص شهودی چهرۀ آن‌ها پیش‌بینی کند، که همین، همکاری بهتر در گروه‌های اجتماعی را ممکن می‌کند و شانس بقا و انتقال ژن را تقویت می‌کند. انسان‌ها تمایل دارند با نسبت‌دادن ویژگی‌ها یا نیات انسان‌‌وار به حیوانات و اشیاء، «نظریۀ ذهن» را بیش از حد به کار ببرند و این باعث تقویت بیشتر اعتقاد به موجودات ماوراءطبیعی می‌شود.

🍂 مردم به‌طور طبیعی ویژگی‌های انسان‌وار را برای اشیاء به‌کار می‌برند، مانند اینکه فکر می‌کنند ماشینشان «عصبانی»ست وقتی کار نمی‌کند، یا آمدن سیل و زلزله، نتیجۀ خشم طبیعت یا خدایانِ خاصی در طبیعت است، و برای آرام کردن ‌آن‌ها و رفع بلایای آتی، ضروری‌ست قربانی خاصی انجام داد یا صدقه داد، ادعیۀ خاصی را قرائت کرد یا از گناهان خود توبه کرد؛ که همگی منعکس‌کنندۀ کاربرد بیش از حدِ «نظریۀ ذهن» هستند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 چرا انسان‌ «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
— توضیح تکاملی (دگرگشتی)
(۲/۲)
3️⃣ "غایت‌شناسی بی‌ضابطه" به این گرایش اشاره دارد که هر چیزی را دارای هدف یا قصدی فرض کنیم که یک «میانبر ذهنی»‌ست که برای بقا در تاریخ تکاملی ما مفید بود. این تفکر غایت‌شناختی برای ارزیابی سریع عملکرد اشیاء یا پدیده‌های طبیعی مفید است، مانند تشخیص اینکه «ابرها برای باران باریدن هستند» یا «حیوانات درنده برای آسیب زدن خلق شده‌اند» و «حیوانات اهلی برای خورده‌شدن توسط انسان‌ها خلق شده‌اند» یا «زنان برای لذت و فرزندآوریِ مردان خلق شده‌اند». در حالی که تفکر غایت‌شناختی به بقا کمک می‌کند، با این تصور که انسان‌ها در پس همه چیز، از جمله جهان طبیعی، «هدف» و «موجوداتی قصدمند» نهفته است، به باورهای مذهبی نیز منجر می‌شود.

🍂 غایت‌شناسی بی‌ضابطه گرایش به فرض این است که هر چیز برای هدف یا قصدی خاص وجود دارد:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری


🍂 به‌عنوان مثالی دیگر، یک کودک ممکن است فکر کند گل‌ها برای زیبا کردن دنیا یا لذت ما از بوی خوش وجود دارند. این طرز تفکر که برای بقا مفید است، چرا که کارکردها را بسادگی کد می‌کند و به حافظۀ ما وارد می‌کند، بدون اینکه مکانیزم‌های پیچیده و پر از جزئیات را موضوع پرسش قرار دهد، انسان‌ها را نیز به تصور طراحان یا خدایان ماوراءالطبیعی در پشت پدیده‌های طبیعی سوق می‌دهد.

🍂 برخی نظریه‌ها نشان می‌دهند که «اعتقاد به خدایانی که اعمال ما را رصد می‌کنند» ممکن است مزایای تکاملی داشته باشد، مانند «تشویق رفتار اخلاقی و تقویت همکاری»، اما تمرکز در این ویدیو بر روی محصولات جانبی غریزی تکامل است که بدان اشاره شد.

🍂 تئوری ذهن به توانایی درک و پیش‌بینی حالات ذهنی دیگران اشاره دارد که به انسان‌ها کمک کرد تا در گروه‌های اجتماعی بهتر همکاری کنند. با این حال، انسان‌ها بیش از حد از این توانایی استفاده کردند و اغلب ویژگی‌ها و نیات انسان‌وار را به موجودات غیر انسانی، مانند حیوانات یا پدیده‌های طبیعی نسبت می‌دادند، که منجر به باور به موجودات ماوراءالطبیعی و خدایان شد.

🍂 آموزش و دانش علمی تصوراتِ ابتدایی و غالبِ غایت‌شناختی را کاهش می‌دهد - این فرض که همه چیز برای هدفی وجود دارد. همانطور که مردم بیشتر در مورد جهان طبیعی و نحوۀ عملکرد آن می‌آموزند، تمایل آنها به نسبت‌دادن هدف به همه‌چیز، از جمله پدیده‌های طبیعی، کاهش می‌یابد، که تا حدی که می‌توان آن را از عواملِ افزایش ناباوری در جامعه مدرن دانست.

🍂 کودکان بیشتر مستعد تفکر غایت‌شناختی هستند، زیرا درک آنها از جهانِ ذهنی هنوز در حال توسعه است. آنها به احتمال زیاد هدف یا نیت را در پدیده‌های طبیعی تصور می‌کنند. همانطور که آنها رشد می کنند و دانش بیشتری به‌دست می‌آورند، تفکر آنها کمتر غایت‌شناختی می‌شود و بیشتر با توضیحات علمی همسو می‌شود.

🍂 اعتقاد به خدایان و تئوری‌های توطئه، شباهت‌هایی در نحوۀ تمایل مردم به اختصاص‌دادن غرض یا عاملیت به رویدادهای تصادفی دارند. در هر دو مورد، افراد ممکن است رخدادهای غیرقابل توضیح یا تصادفی را به اعمال یک موجود ماوراء‌الطبیعی یا یک نیروی پنهان نسبت دهند که نشان‌دهندۀ تمایل مغز به یافتنِ الگوها و مقاصد در پشتِ رویدادهاست.

🍂 به گفته جاستین ال بارت (روان‌شناس تجربی اهل ایالات متحده آمریکا):
داشتن یک توضیح علمی برای پدیده‌های ذهنی، ضرورتا به این معنی نیست که ما باید از اعتقاد به آنها دست برداریم. "فرض کنید علم یک توضیح قانع‌کننده برای اینکه چرا من فکر می‌کنم همسرم مرا دوست دارد ارائه می‌دهد - آیا باید دیگر باور نکنم که او مرا دوست دارد؟"

🔺هرچند مثال که این روان‌شناس زده، قیاسی مع‌الفارق است. ما در مورد خدایان، اجنه و دیوها، یا صورت‌های بسیار متاخرتر و تکاملی‌تر آن‌ها در ادیان سامی، نه‌تنها با اثباتی عقلی و محکمه‌پسند روبرو هستیم، بلکه با ادله‌ای قوی در رد مواجهیم، از جمله «برهان شر»، اما دوست‌داشتنِ همسر و یک شخصِ واقعی، تا حد قابل‌قبولی، قابلِ آزمون و راستی‌آزمایی‌ست و یک باورِ صرفِ موروثی نیست.


🗄پست مرتبط
📻
اسپینوزا و خطای غایت‌انگاری
📕و تو چه می‌دانی جن چیست؟
| بخش یک | بخش دو
📺 روانکاویِ «ذهنِ خرافه‌گرا»
📺 روان‌کاویِ «شبه‌علم»
📺
حرز جواد همه‌کاره(!) و آخوند بهجت
📺 جنِ عاشق یا جنِ خارش؟
👳🏿‍♂️پنج خانه‌ای که در آن جن وجود دارد
📺جن‌گیری با عرفان حلقه
📺 جن‌گیری از دختری جوان و فاجعۀ دخالت دین‌بانان در امور پزشکی

.


#چیستا #نقد_ادیان #زیست‌روان #تکامل #علم #علمی #خدایان #دین‌شناسی #تاریخ_ادیان #فرگشت



🌾 @Naqdagin
🎧آیا براهین وجود خدا قانع‌کننده‌اند؟ (+)
— نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت

🎙#اشکان (کانالِ یوتیوبِ «فلسفه و دانش»)

🔸در این کلیپ به بررسی براهین وجود خدا از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ، ایمانوئل کانت و دیوید هیوم، می‌پردازیم. این دو فیلسوف نقدهای مهمی به براهین سنتی وجود خدا داشته‌اند که تأثیر زیادی بر فلسفه دین گذاشته‌اند و ما قصد داریم این دیدگاه‌ها را به زبانی ساده‌تر بررسی کنیم.

🔸ابتدا به نقد کانت بر برهان کیهانی‌شناختی می‌پردازیم. کانت در کتاب "سنجش عقل محض" می‌گوید که:
هر برهانی که به علیت تکیه می‌کند، نمی‌تواند از محدوده جهان حسی و تجربی ما فراتر برود.


🔻به‌عبارت دیگر:
مفهوم علیت فقط در دنیای تجربه‌ ما معنی دارد و نمی‌توان آن را برای چیزی خارج از آن، مثل خدا، به کار برد.

🔻از نظر کانت:
این محدودیت‌ها باعث می‌شوند که هرگونه استنتاج متافیزیکی درباره وجود خدا با مشکلات جدی روبرو شود و نتوانیم به نتیجه‌ای قطعی برسیم.


🔻سپس به نقدهای دیوید هیوم می‌پردازیم، به‌خصوص آنچه که در کتاب "گفتاری درباب دین طبیعی" آمده است. هیوم از طریق شخصیت کلینتس به نقد مفهوم "هستی ضروری" می‌پردازد. او معتقد است که:
ایدۀ "هستیِ ضروری"، همان‌طور که فیلسوفانی مانند آنسلم و لایب‌نیتس مطرح کرده‌اند، پر از ابهام است.


🔻هیوم می‌گوید که:
هیچ چیزی در تجربه‌های ما وجود ندارد که نشان دهد وجود چیزی، از جمله خدا، به‌طور ضروری باشد. به بیان ساده‌تر، همه باورهای ما دربارۀ وجود چیزها، بر اساس "تجربه و مشاهده" است و نمی‌توان گفت که چیزی لزوماً باید وجود داشته‌باشد.


🔻هیوم همچنین به «برهان نظم» می‌پردازد و می‌گوید که:
تشبیه جهان به یک ماشین یا ساعت، که نیاز به یک سازنده هوشمند دارد، نادرست است.


🔻او توضیح می‌دهد که:
این تشبیه‌ها بیشتر محدودیت‌های ذهن ما را نشان می‌دهند که سعی می‌کند با استفاده از تجربیات محدود خود، به درکی از جهان برسد.

🔻هیوم معتقد است که:
این نوع براهین، به دلیل استفاده از قیاس‌های ضعیف، نمی‌توانند دلیل محکمی برای اثبات وجود خدا باشند.


🔸هدف این کلیپ این است که نشان دهد چگونه کانت و هیوم، هر یک به روش خود، براهین سنتی وجود خدا را به چالش می‌کشند و با استفاده از استدلال‌های فلسفی، محدودیت‌های این براهین را نشان می‌دهند.

🔸این بحث‌ها به ما کمک می‌کنند که با دقت بیشتری به موضوع وجود خدا نگاه کنیم و به‌جای پذیرفتن بی‌چون‌وچرای براهین قدیمی، آن‌ها را با دقت و تفکر بیشتری بررسی کنیم.


🗄پست‌ مرتبط
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظره‌ای درباب «برهان نظم»
📺 چرا انسان‌ «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #اثبات_خدا #هستی‌کاوی #فلسفه #کانت #هیوم #فلسفه_دین #الهیات



🌾 @Naqdagin | @fargasht22
📺 آیا براهین وجود خدا قانع‌کننده‌اند؟ (+)
— نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت

🎙#اشکان (کانالِ یوتیوبِ «فلسفه و دانش»)

🔸در این کلیپ به بررسی براهین وجود خدا از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ، ایمانوئل کانت و دیوید هیوم، می‌پردازیم. این دو فیلسوف نقدهای مهمی به براهین سنتی وجود خدا داشته‌اند که تأثیر زیادی بر فلسفه دین گذاشته‌اند و ما قصد داریم این دیدگاه‌ها را به زبانی ساده‌تر بررسی کنیم.

🔸ابتدا به نقد کانت بر برهان کیهانی‌شناختی می‌پردازیم. کانت در کتاب "سنجش عقل محض" می‌گوید که:
هر برهانی که به علیت تکیه می‌کند، نمی‌تواند از محدوده جهان حسی و تجربی ما فراتر برود.


🔻به‌عبارت دیگر:
مفهوم علیت فقط در دنیای تجربه‌ ما معنی دارد و نمی‌توان آن را برای چیزی خارج از آن، مثل خدا، به کار برد.

🔻از نظر کانت:
این محدودیت‌ها باعث می‌شوند که هرگونه استنتاج متافیزیکی درباره وجود خدا با مشکلات جدی روبرو شود و نتوانیم به نتیجه‌ای قطعی برسیم.


🔻سپس به نقدهای دیوید هیوم می‌پردازیم، به‌خصوص آنچه که در کتاب "گفتاری درباب دین طبیعی" آمده است. هیوم از طریق شخصیت کلینتس به نقد مفهوم "هستی ضروری" می‌پردازد. او معتقد است که:
ایدۀ "هستیِ ضروری"، همان‌طور که فیلسوفانی مانند آنسلم و لایب‌نیتس مطرح کرده‌اند، پر از ابهام است.


🔻هیوم می‌گوید که:
هیچ چیزی در تجربه‌های ما وجود ندارد که نشان دهد وجود چیزی، از جمله خدا، به‌طور ضروری باشد. به بیان ساده‌تر، همه باورهای ما دربارۀ وجود چیزها، بر اساس "تجربه و مشاهده" است و نمی‌توان گفت که چیزی لزوماً باید وجود داشته‌باشد.


🔻هیوم همچنین به «برهان نظم» می‌پردازد و می‌گوید که:
تشبیه جهان به یک ماشین یا ساعت، که نیاز به یک سازنده هوشمند دارد، نادرست است.


🔻او توضیح می‌دهد که:
این تشبیه‌ها بیشتر محدودیت‌های ذهن ما را نشان می‌دهند که سعی می‌کند با استفاده از تجربیات محدود خود، به درکی از جهان برسد.

🔻هیوم معتقد است که:
این نوع براهین، به دلیل استفاده از قیاس‌های ضعیف، نمی‌توانند دلیل محکمی برای اثبات وجود خدا باشند.


🔸هدف این کلیپ این است که نشان دهد چگونه کانت و هیوم، هر یک به روش خود، براهین سنتی وجود خدا را به چالش می‌کشند و با استفاده از استدلال‌های فلسفی، محدودیت‌های این براهین را نشان می‌دهند.

🔸این بحث‌ها به ما کمک می‌کنند که با دقت بیشتری به موضوع وجود خدا نگاه کنیم و به‌جای پذیرفتن بی‌چون‌وچرای براهین قدیمی، آن‌ها را با دقت و تفکر بیشتری بررسی کنیم.


🗄پست‌ مرتبط
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظره‌ای درباب «برهان نظم»
📺 چرا انسان‌ «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #اثبات_خدا #هستی‌کاوی #فلسفه #کانت #هیوم #فلسفه_دین #الهیات



🌾 @Naqdagin | @fargasht22