نقدآگین
📺 سعید لیلاز بهمن ۹۷: تورم در۶ ماه گذشته ۳۰ درصد بوده ولی نفس کسی درنمیاد چون به یک همگرایی تاریخی رسیدیم. از فرانسه هم جلوتریم تیر ۱۴۰۳: تورم ۳۰ درصد شده مردم تحمل ندارند. پزشکیان باید رئیسجمهور شود تا دل طبقه متوسط به نظام جمهوری اسلامی جذب شود. به پزشکیان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 پزشکیان واسه چی تایید صلاحیت شد؟
— نظر آقا به «ضربهگیرِ» افزایش قیمتها و سرکوبهای مقتضی
🎙#سعید_لیلاز
۵- من بعنوان یک لیبرال، به آزادسازی قیمت سوخت و حذف مداخلات دولتی در اقتصاد باور عمیق دارم، اما گرانکردن دستوری بنزین، در عین تداوم سیطرهی وحشتناک…
— نظر آقا به «ضربهگیرِ» افزایش قیمتها و سرکوبهای مقتضی
🎙#سعید_لیلاز
۵- من بعنوان یک لیبرال، به آزادسازی قیمت سوخت و حذف مداخلات دولتی در اقتصاد باور عمیق دارم، اما گرانکردن دستوری بنزین، در عین تداوم سیطرهی وحشتناک…
📘از مردمِ بزدل تا حکومتِ بیشرم!
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🔻چندی پیش سعید لیلاز اقتصاددان ایرانی در یک مصاحبه بهصراحت گفت:
🍂 انصافاً در میان وراجیهای رسانهای، این یکی از بهترین و سادهفهمترین تحلیلهایی بود که لیلاز از اقتصاد سیاسی ایران ارائه داد، و اینک این رئیسجمهور صُمُّ بُكم و بله-قربانگوی حاکمیت تصمیم گرفتهاست در اولین گام با بهرهگیری از سیاستهای پوپولیستی، قیمت بنزین را افزایش دهد تا بتواند حقوق دهمیلیون کارمندِ «نومن کلاتورایِ» خود را پرداخت کند.
🔻اما آنچه جالب است مغالطۀ شخص رئیسجمهور و اعوان و انصار ایشان است که میفرمایند:
🔻از این آقایان فقط دو چیز را باید خواست و طلب کرد:
1️⃣ تعرفۀ ماشینهای خارجی صفر شود و مردم بتوانند ماشین دلخواه خود را سوار شوند؛
2️⃣ حقوق کارگران و کارمندان با حقوق کارگران و کارمندان کشورهای مورد مقایسه ترازسازی شود.
❌ نمیتوانید هم یک ماشین آدمکش و خانهخرابکنی چون پراید را به قیمت یک تویوتا و میتسوبیشی به مردم قالب کنید و هم قیمت بنزین را درسطح جهانی بالا ببرید.
🍂 وانگهی افزایش قیمت بنزین یعنی افزایش قیمت تمامشدۀ تمام خدمات، و این یعنی نارضایتی گسترده و ویرانسازی هرچه بیشتر طبقات فرودست و طبقۀ متوسط جامعه که عملاً حکم مرگش از زمان احمدینژاد صادر شد.
🍂 اما جناب پزشکیان که با خواندن آیه و حدیث و بلغور عربی گوش مردم را کر کردید و هر روز قول شرف میدادید که با مردم صادق باشید؛
▪️صادقانه بفرمایید اقتصاد مملکت ورشکست شدهاست و هرکس به فکر خودش باشد؛
▪️صادقانه بفرمایید که پولی برای پرداخت حقوق ۱۰ میلیون حقوقبگیر ندارید؛
◼️ صادقانه بفرمایید که هزینۀ حوثیهای یمنی و موشکهای حزب الله و حماس و حشدالشعبی عراق باید از جیب ملت بدبخت ایران پرداخت شود؛
⬛️ صادقانه بفرمایید که ملت ایران حمالترین ملت جهانند، چون هم باید تورم بالای ۷۰ درصد را به دوش بکشند که همان مالیات پنهان است و هم مالیاتهای سنگین دیگر را؛ یعنی از هر ۱۰۰ هزارتومانی که کار میکنند، دولت چون دزدی سرگردنه ۸۰ هزار تومان آن را به زور از مردم میگیرد.
🟥 و اما شما ای مردم (نا)نجیب اگر نمردهاید هنوز لااقل به قول مهران مدیری یک صدایی ازخود و درکنید. سکوت نشانۀ نجابت نیست که نشانۀ ترس و بزدلی است!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🔻چندی پیش سعید لیلاز اقتصاددان ایرانی در یک مصاحبه بهصراحت گفت:
چرا فکر میکنید آقای پزشکیان را آوردند فکر میکنید عاشق چشم و آبرویش بودند؟نخیر آقا! کفگیر به ته دیگ خورده. پولی در بساط ندارند. صندوق ذخیرۀ ملی خالی شدهاست. اینها اگر نقت ۱۵۰ و ۲۰۰ دلار باشد که اغیار را سر سفره نمیآورند؛ الان چون پول ندارند مجبورند سیاستهای مالی خاصی را پیاده کنند؛ مثلاً بنزین را گران کنند و مالیاتها را افزایش دهند و دست در جیب ملت کنند. برای اینکار حاکمیت به یکی مثل پزشکیان نیاز داشت که فحشخورش کنند. خودشان که نباید فحش بخورند!
🍂 انصافاً در میان وراجیهای رسانهای، این یکی از بهترین و سادهفهمترین تحلیلهایی بود که لیلاز از اقتصاد سیاسی ایران ارائه داد، و اینک این رئیسجمهور صُمُّ بُكم و بله-قربانگوی حاکمیت تصمیم گرفتهاست در اولین گام با بهرهگیری از سیاستهای پوپولیستی، قیمت بنزین را افزایش دهد تا بتواند حقوق دهمیلیون کارمندِ «نومن کلاتورایِ» خود را پرداخت کند.
🔻اما آنچه جالب است مغالطۀ شخص رئیسجمهور و اعوان و انصار ایشان است که میفرمایند:
قیمت بنزین در ایران در مقایسه با کشورهای غربی بسیار پایین است.
🔻از این آقایان فقط دو چیز را باید خواست و طلب کرد:
1️⃣ تعرفۀ ماشینهای خارجی صفر شود و مردم بتوانند ماشین دلخواه خود را سوار شوند؛
2️⃣ حقوق کارگران و کارمندان با حقوق کارگران و کارمندان کشورهای مورد مقایسه ترازسازی شود.
❌ نمیتوانید هم یک ماشین آدمکش و خانهخرابکنی چون پراید را به قیمت یک تویوتا و میتسوبیشی به مردم قالب کنید و هم قیمت بنزین را درسطح جهانی بالا ببرید.
🍂 وانگهی افزایش قیمت بنزین یعنی افزایش قیمت تمامشدۀ تمام خدمات، و این یعنی نارضایتی گسترده و ویرانسازی هرچه بیشتر طبقات فرودست و طبقۀ متوسط جامعه که عملاً حکم مرگش از زمان احمدینژاد صادر شد.
🍂 اما جناب پزشکیان که با خواندن آیه و حدیث و بلغور عربی گوش مردم را کر کردید و هر روز قول شرف میدادید که با مردم صادق باشید؛
▪️صادقانه بفرمایید اقتصاد مملکت ورشکست شدهاست و هرکس به فکر خودش باشد؛
▪️صادقانه بفرمایید که پولی برای پرداخت حقوق ۱۰ میلیون حقوقبگیر ندارید؛
◼️ صادقانه بفرمایید که هزینۀ حوثیهای یمنی و موشکهای حزب الله و حماس و حشدالشعبی عراق باید از جیب ملت بدبخت ایران پرداخت شود؛
⬛️ صادقانه بفرمایید که ملت ایران حمالترین ملت جهانند، چون هم باید تورم بالای ۷۰ درصد را به دوش بکشند که همان مالیات پنهان است و هم مالیاتهای سنگین دیگر را؛ یعنی از هر ۱۰۰ هزارتومانی که کار میکنند، دولت چون دزدی سرگردنه ۸۰ هزار تومان آن را به زور از مردم میگیرد.
🟥 و اما شما ای مردم (نا)نجیب اگر نمردهاید هنوز لااقل به قول مهران مدیری یک صدایی ازخود و درکنید. سکوت نشانۀ نجابت نیست که نشانۀ ترس و بزدلی است!
.
#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #اقتصاد#سعید_لیلاز #مسعود_پزشکیان #حسن_روحانی #آبان_خونین #سقوط_اقتصادی #حکومت_آخوندی #افزایش_قیمت #تورم #دلار
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا گفتگو در مورد مشکلات جنسی در جامعۀ ایران تابوست؟
🎙دکتر #آزیتا_سایان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #آزیتا_سایان
.
#نقد_فرهنگ#رابطه_جنسی #ایدز #همجنسگرایی #فرهنگ #آموزش_عمومی #مشکلات_فرهنگی #صداوسیما #آموزش_جنسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#خبر_نقدآگین
🍂 پروفسور انا لمبکی (Anna Lembke) با تمرکز بر تعادل بین درد و لذت به بررسی تاثیر دوپامین بر اعتیاد به پ.ورن، مواد، اینترنت و انواع اعتیادها میپردازد.
🍂 او که استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد است با تکیه بر تجربهی غنی خود در درمان بیماران مختلف، تاثیر نقص در سیستم دوپامینرژیک بر سلامت روان ما را آشکار میکند با این حال همچنان نگاهی استعارهگونه به مسئلهی دوپامین دارد. او از این استعاره استفاده میکند برای تبیین وضعیت پیچیدهی انسانی که در انبوهی از لذتها محصور شده است و به آسیبشناسی این وضعیت میپردازد، و از این رهگذر پیشنهادهایی را برای زندگی روزمره ارائه میدهد. محور اصلی این رویداد مسائل اصلی کتابِ «ملتِ دوپامین» (Dopamin Nation, 2021) خواهد بود.
◇ همراه با "ترجمه همزمان" توسط جناب آقای علی الوند (مترجم)
◇ برای کسانی که مایلند صرفاً صدای سخنران جلسه را به زبان اصلی بشنوند هم این امکان فراهم است.
◇ تاریخ رویداد ۱۲ شهریور
◇ ساعت ۲۰:۳۰ بهوقت تهران
◇ آنلاین و در بستر ZOOM
◇ برای حضور در این جلسه
به آیدی تلگرام
@freudisalive1
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @freudisalive
ملال هم چیزی در خود دارد. البته ممکن است آدم را ناراحت کند، اما در عین حال میتواند سبب شود که با پرسشهای بزرگ زندگی مانند معنا و هدف روبرو شویم.
همچنین ملال فرصتی است برای کشف و ابداع. ملال فاصلهای ایجاد میکند که در آن افکار و ایده های جدید شکل میگیرند. اگر ملال نباشد، ما مجبوریم مدام به محرک های اطراف خود واکنش نشان دهیم و نمیتوانیم طعم زندگی را بچشیم و در متن تجربه های زندگی غوطهور شویم.
از نظر فیلوژنیک سازوکار قدیمی عصبی برای پردازش درد و لذت طی تکامل در میان همه گونهها تقریبا بدون تغییر مانده است. این مکانیسم برای زندگی در جهانی مناسب بود که کمبود منابع و امکانات در آن شایع بود. در چنان شرایطی بدون انگیزه لذت، انسانها تمایلی به خوردن و نوشیدن و تولید مثل نداشتند. از طرفی اگر درد نبود، از خود در برابر جراحت و مرگ دفاع نمیکردند.
وقتی انسانها توانستند سطح تنظیم عصبی خود را با برخورداری مکرر از لذت بالا ببرند، درگیر تلاشی بیپایان برای کسب لذت بیشتر شدند. از آن پس انسانها هیچ وقت به چیزی که داشتند راضی نبودند و مدام در پی فزونی زحمت میکشیدند.
اما مشکل همین جاست انسانها به عنوان جویندگان ماهر توانستند به بهترین وجه از پس چالش جستجوی لذت و اجتناب از درد برآیند. لذا جهان را از حالت کمبود منابع و امکانات به میدانی انباشته از فراوانی نعمت بدل کردند. مغزهای ما برای زندگی در دنیایی تا این حد سرشار از منابع و امکانات، ساخته نشده است.
اگر هدف ما این باشد که به کمک مصرف دارو با دنیا سازگار شویم، نخست باید بپرسیم هدف ما سازگار شدن با کدام دنیاست؟ آیا ما پزشکان داریم سعی میکنیم به اسم درمان بیماریهای روانی بخش وسیعی از مردم را نسبت به شرایط تحملناپذیری که در دنیا به وجود آمده بیتفاوت کنیم؟
یا یک پله بدتر از آن، آیا داروهای مؤثر بر اعصاب و روان به ابزاری برای کنترل جامعه، به ویژه بخش فقیر و محروم و بیکار جامعه تبدیل شدهاند؟ باید بدانیم که از نظر آماری داروهای اعصاب و روان بیشتر به افراد فقیر جامعه، مخصوصاً کودکان فقیر تجویز میشوند.
پارادوکس اینجاست که لذت گرایی یا جست و جوی لذت به خاطر نفس لذت منجر به عدم توانایی درک هرگونه لذت (anhedionia) میشود.
درد بهایی است که برای لذت میپردازیم و لذت پاداشی است که در برابر درد دریافت میکنیم.
در مورد موشی که داخل جعبهای باشد نسبت به حالت پایه، شکلات ترشح دوپامین را ۵۵ درصد، رابطه جنسی ۱۰۰ درصد، نیکوتین ۱۵۰ درصد و کوکائین ۲۲۵ درصد افزایش میدهد. آمفتامین جزء اصلی و فعال داروهای خیابانی است که با نامهای اسپید (speed)، آیس (ice) و شابو (shabu) به فروش میرسد و در داروهایی مانند آدرال (مؤثر در درمان اختلال کمبود توجه) نیز وجود دارد. آمفتامین میتواند ترشح دوپامین را تا ۱۰۰۰ برابر افزایش دهد. لذا مصرف یک پایپ آمفتامین معادل ۱۰ بار ارگاسم است.
🍂 پروفسور انا لمبکی (Anna Lembke) با تمرکز بر تعادل بین درد و لذت به بررسی تاثیر دوپامین بر اعتیاد به پ.ورن، مواد، اینترنت و انواع اعتیادها میپردازد.
🍂 او که استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد است با تکیه بر تجربهی غنی خود در درمان بیماران مختلف، تاثیر نقص در سیستم دوپامینرژیک بر سلامت روان ما را آشکار میکند با این حال همچنان نگاهی استعارهگونه به مسئلهی دوپامین دارد. او از این استعاره استفاده میکند برای تبیین وضعیت پیچیدهی انسانی که در انبوهی از لذتها محصور شده است و به آسیبشناسی این وضعیت میپردازد، و از این رهگذر پیشنهادهایی را برای زندگی روزمره ارائه میدهد. محور اصلی این رویداد مسائل اصلی کتابِ «ملتِ دوپامین» (Dopamin Nation, 2021) خواهد بود.
◇ همراه با "ترجمه همزمان" توسط جناب آقای علی الوند (مترجم)
◇ برای کسانی که مایلند صرفاً صدای سخنران جلسه را به زبان اصلی بشنوند هم این امکان فراهم است.
◇ تاریخ رویداد ۱۲ شهریور
◇ ساعت ۲۰:۳۰ بهوقت تهران
◇ آنلاین و در بستر ZOOM
◇ برای حضور در این جلسه
به آیدی تلگرام
@freudisalive1
.
#زیستروان#خودشناسی #اعتیاد #بزهکاری #روانرنجوری #روانکاوی #سبک_زندگی #عادت #دوپامین #روانشناسی #روانپزشکی #سلامت_روان #زندگی_سالم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @freudisalive
نقدآگین
📘از مردمِ بزدل تا حکومتِ بیشرم! ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی 🔻چندی پیش سعید لیلاز اقتصاددان ایرانی در یک مصاحبه بهصراحت گفت: چرا فکر میکنید آقای پزشکیان را آوردند فکر میکنید عاشق چشم و آبرویش بودند؟نخیر آقا! کفگیر به ته دیگ خورده. پولی در بساط ندارند. صندوق…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺گزارش یک قتل
— روایت «شرق» از مرگ دلخراش «سیدمحمد میرموسوی» جوان لنگرودی
✍🏻 #مریم_لطفی
🔹یکی از محلیها به «شرق» میگوید:
🔹او میگوید سر درگیری و نزاعی که درگرفته بود، سیدمحمد را به درختی بسته بودند و ماشینش را آتش میزنند.
🔹یکی از همکلاسیهای سیدمحمد میرموسوی در گفتوگو با «شرق» میگوید:
🔹گزارش کامل
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-941594
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sharghdaily
— روایت «شرق» از مرگ دلخراش «سیدمحمد میرموسوی» جوان لنگرودی
✍🏻 #مریم_لطفی
🔹یکی از محلیها به «شرق» میگوید:
مادر و پدر او هر دو بازنشسته یکی از ارگانها هستند و برای همین مجبور شدهاند قضیه را یکطوری جمع کنند، اما مظلومیت این جوان و دادخواهی برای او همچنان پابرجاست.
🔹او میگوید سر درگیری و نزاعی که درگرفته بود، سیدمحمد را به درختی بسته بودند و ماشینش را آتش میزنند.
البته ماشین برای پدرش بوده است. بعد او را به پاسگاه میبرند و آنجا هم او را به صندلی یا ستونی میبندند و با کابل و آهن و میله و باتوم کتکش میزنند و بر اثر همین ضربات او کشته میشود.
🔹یکی از همکلاسیهای سیدمحمد میرموسوی در گفتوگو با «شرق» میگوید:
من و محمد دو سال در هنرستان کلانتری سمت جاده لیلاکو لنگرود در رشته برق صنعتی همکلاس بودیم. ساکن اطراف لنگرود بود و ما او را به عنوان بچه همینجا میشناختیم. بچه بااخلاق و باادب و خوشرو و خوشخندهای بود. او را برده بودند سمت پاسگاه ناصر کیاده لاهیجان و با نامردی تمام کشتنش.
🔹گزارش کامل
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-941594
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sharghdaily
نقدآگین
📺 دگرگونیِ اصلِ «پویایی» به اصلِ «شیطانی» 🎙#جوزف_کمبل؛ اسطورهشناس آمریکایی و استاد ادبیات در کالج سارالارنس نیویورک؛ تخصص او اسطورهشناسی تطبیقی و دینشناسی تطبیقی بود. 🖌#ترجمه: شهرام مهرافروز #نقد_ادیان #اسطورهشناسی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چگونه استورهها در زندگی به ما یاری میرسانند؟
🎙پروفسور #جوزف_کمبل؛ اسطورهشناس آمریکایی و استاد ادبیات در کالج سارالارنس نیویورک؛ تخصص او اسطورهشناسی تطبیقی و دینشناسی تطبیقی بود.
🖌#ترجمه: شهرام مهرافروز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙پروفسور #جوزف_کمبل؛ اسطورهشناس آمریکایی و استاد ادبیات در کالج سارالارنس نیویورک؛ تخصص او اسطورهشناسی تطبیقی و دینشناسی تطبیقی بود.
🖌#ترجمه: شهرام مهرافروز
.
#اسطورهشناسی #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ#زندگی #هندوستان #مسیح #مسیحیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دعویِ بیگناهی (+)
🎙#مرتضی_مردیها
🔻فهرست مباحث طرحشده
00:08 حفاظ دور فیلسوفان
04:40 جنگل
06:00 روی دیگر: سیاستمداران و سرمایهگذاران
07:38 تفاوت و شباهتهای آدمها
10:05 میکروفون
14:05 متفکران میتوانند تاثیر خوب و بد بگذارند
15:13 یکی از بزرگترین اختراعات
16:40 نیچه
18:08 خلاصه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مرتضی_مردیها
🔻فهرست مباحث طرحشده
00:08 حفاظ دور فیلسوفان
04:40 جنگل
06:00 روی دیگر: سیاستمداران و سرمایهگذاران
07:38 تفاوت و شباهتهای آدمها
10:05 میکروفون
14:05 متفکران میتوانند تاثیر خوب و بد بگذارند
15:13 یکی از بزرگترین اختراعات
16:40 نیچه
18:08 خلاصه
.
#فلسفیدن#فلسفه #اندیشه #اختراع #نیچه #تفکر #فیلسوفان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
👤 The ARP →
🎙#امیررضایوسف_پورسیفی
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👤 The ARP →
🎙#امیررضایوسف_پورسیفی
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
.
#نقد_روشنفکران #تفکر_انتقادی #نقد_فیلم#تفکر_نقاد #سینما #فیلم #هنر #نقد #تفکر_نقاد #مجله_فیلم #قیصر #مسعود_کیمیایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 غمِ عشق 🎙Shine N Shid بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو شب از فراق تو مینالم ای پریرخسار چو روز گردد گویی در آتشم بیتو دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا همیشه زهر فراقت همی چِشَم بیتو اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خرچنگهای مردابی | #محمدعلی_بهمنی (+)
🎙#رشید_کاکاوند
🍂 محمّدعلی بهمنی (۲۷ فروردین ۱۳۲۱ – ۹ شهریور ۱۴۰۳) شاعر و غزلسرای ایرانی بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#رشید_کاکاوند
🍂 محمّدعلی بهمنی (۲۷ فروردین ۱۳۲۱ – ۹ شهریور ۱۴۰۳) شاعر و غزلسرای ایرانی بود.
در این زمانۀ بیهایوهوی لالپرست
خوشا به حال کلاغان قیلوقالپرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظۀ خود را
برای این همه ناباور خیالپرست
به شبنشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلالپرست
رسیدهها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرزه علفهای باغ کالپرست
رسیدهام به کمالی که جز انالحق نیست
کمالدار برای من کمالپرست
هنوز هم زندهام و زندهبودنم خاریست
به چشم تنگ مردم زوالپرست
.
#شعرانه #خیالپرسه #در_چنین_روزی#شعر #شاعر #غزل #غزلسرا #نیما_یوشیج #منزوی #ناصر_عبداللهی #حمیرا #حبیب #علیرضا_قربانی #شادمهر_عقیلی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 هر اثر هنری جهان خاص خودش را خلق میکند و اگر هنرمند از پس کارش به درستی بر بیاید (یعنی یک اثر منسجم و ارزشمند از نظر هنری خلق کند) آنگاه جهان جدیدی را خلق کردهاست که با حذف حواشی واقعیت، اصلیترین عناصر آن را مقابل چشم مخاطب برجسته میکند. این نخستین کارکرد، یا ظرفیتیست که اثر هنری برای خوانشهای نظری و اجتماعی فراهم میآورد.
🍂 از سوی دیگر، تجربهی مواجهه با اثری هنری که به لایههای متفاوتی از جامعه با ارزشها و نگرشهای کاملا متفاوت مربوط میشود، از جهت «ضرورتهای یک زیست جمعی» اهمیت پیدا میکنند.
🍂 ما ممکن است در تجربهی شخصی هرگز با این گروههای اجتماعی برخورد نکنیم و با توجه به ارزشها و نگرشهای بسیار متفاوت، چندان علاقهای هم به شنیدن نظرات آنها نداشتهباشیم، اما نمیتوانیم انکار کنیم که در نهایت، سرنوشت اجتماعی همهی ما به یکدیگر وابسته است؛ همین پیوستگیِ اجتماعی ضرورت و اهمیت آثاری را تعیین میکند که ما را با لایههای دیگر جامعه آشنا میکنند. «قیصر» یکی از شاخصترین این فیلمها در تاریخ سینمای ماست.
🍂 جهان فیلم قیصر، جهانی کاملا منسجم با قواعدیست که تمامی اجزای آن در-هم-تنیدهاند و از نظم واحدی پیروی میکنند؛ حتی اختلاف نگرشهای موجود در فیلم (مثل جدال قیصر با ارزشهای خاندایی)، صرفا در دل همان قشر اجتماعی قابل فهم هستند و خبر از یک «گذار» در این اجتماع مشخص میدهند. استقبال باقی اهالی محل از تصمیم قیصر، و حتی همراهی آشکارا تشویقکنندهی آنها در مسیر انتقامجویی او نیز نشان میدهد که قیصر در جهانبینی خودش، اصلا موجودی خاص و یگانه نیست؛ حتی دلیلِ استقبالِ گیشهی سینما از فیلم را هم میتوان در تداوم همین همدلی عمومی با اهالی محلهی قیصر فهم کرد.
🍂 اگر من بخواهم به اختصار داستان قیصر را در دو «عاملیت» ویژه خلاصه کنم، نخست فیلم را حکایتگر «بیگانگی» یک قشر اجتماعی، با قواعد کلان سیاسی و اجتماعی میدانم. نه قیصر، نه هیچ یک از هممحلیهای او کوچکترین پیوند و اشتراکی با نظم حقوقی موجود احساس نمیکنند. در نتیجه، حوالهکردنِ مسائلِ خودشان به چنین نظمی را مصداق «بیغیرتی» میدانند.
🍂 فهمی سطحی و تقلیلگرایانه از معنای این «غیرت» میتواند آن را صرفا در تعصبهای ناموسی خلاصه کند، اما غیرت مورد اشارهی من، برای این قشر اجتماعی، کارکردِ نوعی از «مسوولیت اجتماعی» را دارد و اتفاقا با همین خوانش و کارکرد است که به دومین عاملیت تعیینکننده در فیلم میرسیم: «ضرورت عمل اجتماعی».
🍂 حتی در مناقشهی بین «خاندایی» و «قیصر»، به نظر نمیرسد که بر سر بخش اول مساله، اختلافنظری وجود داشتهباشد. خاستگاه ارزشهای آنان مشترک است و اختلافی اگر ایجاد شده، بر سر وجه دوم یا همان «ضرورت عمل» است.
🍂 البته «مادرِ» قیصر، اشارۀ گذرایی به واگذاریِ مساله به ماموران قانون میکند، اما بهنظر نمیرسد که پیشنهادش از سر وجود یک نوع نگرش متفاوت (مثلا باور به ضرورت پایبندی به نظم نوین حقوقی) باشد. او هم صرفا میخواهد به بهانهای جلوی «ضرورت عمل» قیصر را بگیرد.
🍂 از ترکیب این دو وجه مهم، یعنی «احساس بیگانگی با جهان موجود» و البته «ضرورت عمل اجتماعی» است که مشخصا «انسان یاغی» زاده میشود.
🍂 اینکه ۱۰ سال پس از ساختِ فیلم، انقلابی در کشور رخ داد که بسیاری رویکرد و فرم آن را با گرایشهای حاضر در فیلم کیمیایی مشابه دانستند، نه نقطهی ضعف کیمیایی، بلکه اتفاقا نشاندهندهی اوج نبوغ او بود که توانستهبود واقعیتی را که زیر پوست لایههای پنهان اجتماعی در جریان است، پیشاپیش تشخیص دهد و به تصویر بکشد.
🍂 سنت دیرپا و البته آشنایی برای ماست که در نظامهای استبدادی، هرگاه منتقدی نسبت به ناهنجاریهای اجتماعی هشداری بدهد، یا هنرمندی این عارضهها را به تصویر بکشد، دستگاه سانسور، بهجای آنکه هشدارها را جدی بگیرد و تلاش کند کارکردهای خودش را اصلاح کند، ترجیح میدهد که صدای هشدار را خاموش و سرکوب کند.
🍂 نگاه تکبعدی دستگاه سانسور گمان میکند که با سرکوبِ «نشانهها» میتواند بر ریشهها غلبه کند. اگر چنین رویکردی از جانب «سانسورچیها» قابل فهم باشد، تکرار آن از جانب مدعیان «نقد اجتماعی» واقعا حیرتانگیز است.
🍂 نیمقرن پس از آن «ضرورت عمل»ی که به فاجعهی ۵۷ ختم شد، همچنان شاهد خوانشهای شگفتانگیزی از تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور هستیم که حتی با دیدنِ نتایج وقایع هم بهجای درس گرفتن در باب عوامل مشهود اجتماعی، انگشت اتهام را به سمت و سوی هشداردهندگان و حتی هنرمندان اشاره میروند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 هر اثر هنری جهان خاص خودش را خلق میکند و اگر هنرمند از پس کارش به درستی بر بیاید (یعنی یک اثر منسجم و ارزشمند از نظر هنری خلق کند) آنگاه جهان جدیدی را خلق کردهاست که با حذف حواشی واقعیت، اصلیترین عناصر آن را مقابل چشم مخاطب برجسته میکند. این نخستین کارکرد، یا ظرفیتیست که اثر هنری برای خوانشهای نظری و اجتماعی فراهم میآورد.
🍂 از سوی دیگر، تجربهی مواجهه با اثری هنری که به لایههای متفاوتی از جامعه با ارزشها و نگرشهای کاملا متفاوت مربوط میشود، از جهت «ضرورتهای یک زیست جمعی» اهمیت پیدا میکنند.
🍂 ما ممکن است در تجربهی شخصی هرگز با این گروههای اجتماعی برخورد نکنیم و با توجه به ارزشها و نگرشهای بسیار متفاوت، چندان علاقهای هم به شنیدن نظرات آنها نداشتهباشیم، اما نمیتوانیم انکار کنیم که در نهایت، سرنوشت اجتماعی همهی ما به یکدیگر وابسته است؛ همین پیوستگیِ اجتماعی ضرورت و اهمیت آثاری را تعیین میکند که ما را با لایههای دیگر جامعه آشنا میکنند. «قیصر» یکی از شاخصترین این فیلمها در تاریخ سینمای ماست.
🍂 جهان فیلم قیصر، جهانی کاملا منسجم با قواعدیست که تمامی اجزای آن در-هم-تنیدهاند و از نظم واحدی پیروی میکنند؛ حتی اختلاف نگرشهای موجود در فیلم (مثل جدال قیصر با ارزشهای خاندایی)، صرفا در دل همان قشر اجتماعی قابل فهم هستند و خبر از یک «گذار» در این اجتماع مشخص میدهند. استقبال باقی اهالی محل از تصمیم قیصر، و حتی همراهی آشکارا تشویقکنندهی آنها در مسیر انتقامجویی او نیز نشان میدهد که قیصر در جهانبینی خودش، اصلا موجودی خاص و یگانه نیست؛ حتی دلیلِ استقبالِ گیشهی سینما از فیلم را هم میتوان در تداوم همین همدلی عمومی با اهالی محلهی قیصر فهم کرد.
🍂 اگر من بخواهم به اختصار داستان قیصر را در دو «عاملیت» ویژه خلاصه کنم، نخست فیلم را حکایتگر «بیگانگی» یک قشر اجتماعی، با قواعد کلان سیاسی و اجتماعی میدانم. نه قیصر، نه هیچ یک از هممحلیهای او کوچکترین پیوند و اشتراکی با نظم حقوقی موجود احساس نمیکنند. در نتیجه، حوالهکردنِ مسائلِ خودشان به چنین نظمی را مصداق «بیغیرتی» میدانند.
🍂 فهمی سطحی و تقلیلگرایانه از معنای این «غیرت» میتواند آن را صرفا در تعصبهای ناموسی خلاصه کند، اما غیرت مورد اشارهی من، برای این قشر اجتماعی، کارکردِ نوعی از «مسوولیت اجتماعی» را دارد و اتفاقا با همین خوانش و کارکرد است که به دومین عاملیت تعیینکننده در فیلم میرسیم: «ضرورت عمل اجتماعی».
🍂 حتی در مناقشهی بین «خاندایی» و «قیصر»، به نظر نمیرسد که بر سر بخش اول مساله، اختلافنظری وجود داشتهباشد. خاستگاه ارزشهای آنان مشترک است و اختلافی اگر ایجاد شده، بر سر وجه دوم یا همان «ضرورت عمل» است.
🍂 البته «مادرِ» قیصر، اشارۀ گذرایی به واگذاریِ مساله به ماموران قانون میکند، اما بهنظر نمیرسد که پیشنهادش از سر وجود یک نوع نگرش متفاوت (مثلا باور به ضرورت پایبندی به نظم نوین حقوقی) باشد. او هم صرفا میخواهد به بهانهای جلوی «ضرورت عمل» قیصر را بگیرد.
🍂 از ترکیب این دو وجه مهم، یعنی «احساس بیگانگی با جهان موجود» و البته «ضرورت عمل اجتماعی» است که مشخصا «انسان یاغی» زاده میشود.
🍂 اینکه ۱۰ سال پس از ساختِ فیلم، انقلابی در کشور رخ داد که بسیاری رویکرد و فرم آن را با گرایشهای حاضر در فیلم کیمیایی مشابه دانستند، نه نقطهی ضعف کیمیایی، بلکه اتفاقا نشاندهندهی اوج نبوغ او بود که توانستهبود واقعیتی را که زیر پوست لایههای پنهان اجتماعی در جریان است، پیشاپیش تشخیص دهد و به تصویر بکشد.
🍂 سنت دیرپا و البته آشنایی برای ماست که در نظامهای استبدادی، هرگاه منتقدی نسبت به ناهنجاریهای اجتماعی هشداری بدهد، یا هنرمندی این عارضهها را به تصویر بکشد، دستگاه سانسور، بهجای آنکه هشدارها را جدی بگیرد و تلاش کند کارکردهای خودش را اصلاح کند، ترجیح میدهد که صدای هشدار را خاموش و سرکوب کند.
🍂 نگاه تکبعدی دستگاه سانسور گمان میکند که با سرکوبِ «نشانهها» میتواند بر ریشهها غلبه کند. اگر چنین رویکردی از جانب «سانسورچیها» قابل فهم باشد، تکرار آن از جانب مدعیان «نقد اجتماعی» واقعا حیرتانگیز است.
🍂 نیمقرن پس از آن «ضرورت عمل»ی که به فاجعهی ۵۷ ختم شد، همچنان شاهد خوانشهای شگفتانگیزی از تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور هستیم که حتی با دیدنِ نتایج وقایع هم بهجای درس گرفتن در باب عوامل مشهود اجتماعی، انگشت اتهام را به سمت و سوی هشداردهندگان و حتی هنرمندان اشاره میروند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 گروه نخست که بهصورت یک مضحکهی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعهشناس» ظهور پیدا کردهاند، بهجای تلاش برای یافتن ریشههای بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب میزنند! یعنی بهجای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی میکند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفتهاند که «تو لیاقت نظم حقوقیات را نداشتی»! یا مضحکتر اینکه به هنرمندان نهیب میزنند که «چرا واقعیت را همانگونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!
🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تاملتر هستند. این گروه، دستکم به این اندازه دنکیشوتوار بر سیمای واقعیت چنگ نمیکشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخهی درمان متفاوتی را تجویز میکنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار میدهند: «ضرورت عمل».
🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقهی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصهی سینما، در رمانهای دههی ۷۰ قابل مشاهده است. جمعبندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه میشود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!
🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونتآمیز» آن بود و نه سویههای نظری و ایدهآلهای واپسگرایانهی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف میشود با تخطئهی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه میرسند که در ادعای «خشونتپرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی میگیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجنمال میکنند «روح طغیانگری و مقاومت»ی است که بنمایهی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.
🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریههای کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد میکنند، سبب شد که نتیجهی نهایی یک دستگاه بهنسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلیترین سنگبنای سنت سیاستورزی «اصلاحطلبان ایرانی» را تشکیل میدهد.
🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) میتواند توضیح دهندهی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاحطلبانی باشد که تمرکز اصلیشان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصهی سیاست، و اقبال به سمتوسویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافقگرا» به دست آورده.
🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، بهطرز جالبی در میان اصلاحطلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت پهلوی کاملا مشترک است!
🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنتطلبان، در اکثر حوزههای تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانههای شبهامنیتی اصلاحطلبان قرار دارد!
🍂 پشتوانههای نظری و تاریخی این رویکرد را سالهاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کردهاند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصهی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهههای ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.
🍂 جریان جدید پهلویگرا نیز، همین منطق و همین تاریخنگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمهای و با این حجم تنفر از نقشآفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئهی تمامی بنمایههای دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 گروه نخست که بهصورت یک مضحکهی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعهشناس» ظهور پیدا کردهاند، بهجای تلاش برای یافتن ریشههای بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب میزنند! یعنی بهجای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی میکند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفتهاند که «تو لیاقت نظم حقوقیات را نداشتی»! یا مضحکتر اینکه به هنرمندان نهیب میزنند که «چرا واقعیت را همانگونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!
🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تاملتر هستند. این گروه، دستکم به این اندازه دنکیشوتوار بر سیمای واقعیت چنگ نمیکشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخهی درمان متفاوتی را تجویز میکنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار میدهند: «ضرورت عمل».
🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقهی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصهی سینما، در رمانهای دههی ۷۰ قابل مشاهده است. جمعبندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه میشود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!
🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونتآمیز» آن بود و نه سویههای نظری و ایدهآلهای واپسگرایانهی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف میشود با تخطئهی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه میرسند که در ادعای «خشونتپرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی میگیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجنمال میکنند «روح طغیانگری و مقاومت»ی است که بنمایهی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.
🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریههای کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد میکنند، سبب شد که نتیجهی نهایی یک دستگاه بهنسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلیترین سنگبنای سنت سیاستورزی «اصلاحطلبان ایرانی» را تشکیل میدهد.
🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) میتواند توضیح دهندهی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاحطلبانی باشد که تمرکز اصلیشان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصهی سیاست، و اقبال به سمتوسویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافقگرا» به دست آورده.
🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، بهطرز جالبی در میان اصلاحطلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت پهلوی کاملا مشترک است!
🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنتطلبان، در اکثر حوزههای تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانههای شبهامنیتی اصلاحطلبان قرار دارد!
🍂 پشتوانههای نظری و تاریخی این رویکرد را سالهاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کردهاند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصهی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهههای ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.
🍂 جریان جدید پهلویگرا نیز، همین منطق و همین تاریخنگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمهای و با این حجم تنفر از نقشآفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئهی تمامی بنمایههای دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
.
#نقد_فیلم #اپوزیشنقد #استمرارطالبان#سلطنتطلب #پهلوی #پهلویسم #مشروطهخواه #سینما #انقلاب #غیرت #ناموس #مسعود_کیمیایی #قیصر #فیلم_فارسی #اصلاحطلبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
نقدآگین
#خبر_نقدآگین ملال هم چیزی در خود دارد. البته ممکن است آدم را ناراحت کند، اما در عین حال میتواند سبب شود که با پرسشهای بزرگ زندگی مانند معنا و هدف روبرو شویم. همچنین ملال فرصتی است برای کشف و ابداع. ملال فاصلهای ایجاد میکند که در آن افکار و ایده های جدید…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM