نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
اسلام و برده‌داری
@Naqdagin
🎧اسلام و برده‌داری (+)
— طبیعت و تکامل، مؤیدِ برده‌داری؟!

🎙 #فردزیلا و #شبگرد

🔸در این اپیزود، به بررسی دیدگاه‌های آخوند عباس فتحی، دربارۀ موضوع حساس و بحث‌برانگیزِ «برده‌داری در اسلام» پرداخته می‌شود. آیا محمد بن عبدالله، تقویت‌کنندۀ برده‌داری بود یا تعضیف‌کنندۀ آن؟ پس از مرگِ او، آمار بردگان و کنیزها کاهش یافت یا افزایش؟

🔸اسلام‌گرایان به‌طرز عجیبی، فجایعِ حاصل از برده‌داری در جهان اسلام را از دید عموم (از جمله خود مسلمانان) پنهان کرده‌اند. اگر مردم به عمق این مسائل پی ببرند، حس شفقت انسانی، آن‌ها را در مسیرِ جستجویِ حقیقت راهنما خواهد شد. بسیاری از مسلمانان سابق نیز به دلیل همین مسئلۀ برده‌داری اسلامی از دین اسلام روی‌گردان شده‌اند.


.




#روشنفکری_دینی #نقد_اسلام #مغلطجات #برده‌داری #اسلام#مغالطات #تاریخ_اسلام



🌾 @Naqdagin
📘نشیبی دراز است پیشِ فراز
(۱/۲)

«می‌ستاییم نخستین پیروان آیین کهن را؛ آنان را كه در خانمان‌ها و روستاها و دهستان‌ها و كشورها، به ایجاد خانه كامروا شدند، به ایجاد روستا كامروا شدند، به ایجاد دهستان كامروا شدند، به ایجاد كشور كامروا شدند، به ایجاد آیین راستی كامروا شدند، به آزادی روان كامروا شدند، به داشتن همه شادی‌ها كامروا شدند. می‌ستاییم ایـن زمین را؛ می‌ستاییم آن آسمان را؛ می‌ستاییم همه خوبـی‌هایی كه در ایـن میانه است؛ می‌ستاییم هر آنچه كه برازنده ستایش و شایسته نیایش است». (فروردین یشت، ۱۵۱-۱۵۲)


🍂 اگر «تاخت‌و‌تاز»، «تاژیکان» به «ایرانشهر» آغازِ یک «گسستِ بنیادین» در تاریخِ ایران نیست، پس چرا در وجدان «فردوسی» و نیز در وجدان نویسندۀ «بندهشن»، چونان سرآغاز یک «نشیب درازدامن» و یک دوران دیریاز «فروفتادگی و سرفکندگی» فهم می‌شود؟ چرا هر دوی این بزرگان، این یورش را سرآغاز چیرگی منطق «سخنان به‌کردار بازی» بر ایران می‌دانند؟ این پرسشی‌ست که خوانش تاریخی دکتر #شروین_وکیلی از نسبت ایران و اعراب (ویدیوی پیوست)، پاسخی بدان فراهم نمی‌آورد.

🍂 بدیهی‌ست که نمی‌توان ادعا کرد که همانندان فردوسی، نویسندۀ بندهشن و به طورکلی رگۀ شعوبی فرهنگ ایران، در اثر شبه‌دانش تولید‌شده توسط استعمارگران، به سخن‌گفتن از چنین «فروشدی» انگیخته شده‌اند. منطق «پایداری و ایستادگی فرهنگی» در برابر «امر جدید» عربی را نمی‌توان با منطق «پیوستگی تمدنی» ایرانیان و اعراب فروشکافی کرد.

🍂 ایرانی در برابر این «تازش»، که یورشی است به همه ارکان تمدنی ایران، واکنش‌های متفاوتی از خود بروز می‌دهد. برخی آنچنان که از درونمایه «قصۀ سنجان»*(ر.ک. ارجاعات) می‌فهمیم راه گریز در پیش می‌گیرند، برخی می‌مانند و پیکار می‌کنند، برخی راه سازش در پیش می‌گیرند، برخی به پیکار فرهنگی می‌گرایند و برخی ضمن سازش سعی می‌کنند زمام قدرت را در دست بگیرند و آیین و رسوم ایران را بر اعراب تحمیل کنند، برخی هم به وضعیت جدید تن می‌دهند. اما پیکاری درونی در هر دو رزمگاه، حتی تا به امروز نیز ادامه دارد. این پیکاری است در سپهر «روح» و به نوعی اسکیزوفرنی فرهنگی دامن زده است که «چندپارگی روانی و فرهنگی ایرانی»، یکی از پیامدهای شوم آن است.

🍂 حضور ایران قدیم در ایران جدید و رده‌برکشیدن آن در برابر امر جدید عربی، اگر از دیدگاهی پدیدارشناسانه بنگریم، نشان از آن دارد که با «تاخت‌و‌تاز تاژیکان» به ایرانشهر، «مسئله»ای پدیدار گشته که همچنان «حل‌نشده»، استوار بر سر جای خود برپاست. مسئلۀ تازش مغول به ایران با همه دهشت‌انگیزی و درهم‌کوبندگی آن، با شکست مغولان راه‌حل خود را یافت، اما مسئله سرفکندگی‌ای که با یورش اعراب و دست‌اندازی آنان بر ایرانشهر، به‌وجود آمد، هنوز حل نشده‌است، و منتظر پاسخی از جانب نسل‌های امروز و فرداست.

 🍂 حل این مسئله، طبعاً هیچ ربطی به نوعی پیکار «نژادپرستانه» ندارد؛ بلکه بحث بر سر ایده‌ها و الگوهای تمدن‌سازی است. در ذیل ایدۀ «کیانی» «جهان‌آرایی»، عرب هم سهمی در «گیتی‌فروزی» دارد و می‌تواند داشته‌باشد، اما ذیل نگارۀ قرآنی از انسان و ایده‌آل‌های انسان‌سازی آن، هر سرزمینی موجودیتش را وامدار سرسپردگی در برابر ایدۀ «امت واحده» است.

 🍂 بدین‌معنا، با قرآن، انسان بطورکلی «بی‌سرزمین» می‌شود و «سرزمین‌مندی» او فرع بر «عقیده‌مندی»اش. سرزمین قرآنی، سرزمینی است از آن «هم‌عقیدگان». از این رو، نابودی یا نیست‌شوندگی ایران یا هر سرزمین مفروضی شرط ورود در «مدینه» یا «سرزمین هم‌عقیدگان» (امت واحده) است. این ایده، در بنیاد خود، ایده‌ای «قبیله‌ای» و «عشیره‌ای»ست و آن را ضدیتی بنیادی با ایده کلی «جهان‌آرایی» ایرانی‌ست.

🔻ایده‌ای که مخاطب آن نه صرفاً «حزب گروندگان همعقیده چیرگی‌خواه» (المائده، ۵۶) که انسان‌های آبادگر همه سرزمین‌هاست. آنان که: «بزرگ‌تر، توانمندتر، دلیرتر، نیرومندتر، پیروزمندتر، درمان‌بخش‌تر و سودمندتر از آن‌اند که در سخن گفته آید» (فروردین یشت بند ۶۴)؛ آنان که بر آنند: «این سرزمین ما باید خرم گردد، باید بالنده شود». (همان، بند ۱۳۰)؛ آنان که «زیستن» را از این دریچه می‌نگرند:
«برای تندرستی، برای فرزندان نیک، هوشیار، دانا، سخن آرا و توانا، با چشم‌های درخشان و خویشتنداری دلاورانه از نیازمندی‌ها ... برای آگاهی از آینده و زندگی دورهنگام ... برای همه بهروزی‌ها، برای همه درمان‌ها ... و برای پایداری در برابر آزار ستمکاران و آزارپیشگان و زدارکامکان» (همان، بندهای ۱۳۳ تا ۱۳۵).


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘نشیبی دراز است پیشِ فراز
(۲/۲)

🔻برای اینکه روشن شود به چه معنا، ایدۀ کلیِ «جهان‌آراییِ ایرانی»، پیوندی با «قبیله‌گرایی» ندارد و مخاطب آن نیک‌زنان و نیک‌مردانِ همۀ سرزمین‌ها، حتی سرزمین‌های دشمنان ایران است، بد نیست به این بند از فروردین یشت توجه کنیم و آن را با همۀ آیاتی در قرآن مقایسه کنیم که «به‌دوستی گرفتن» (المائده، ۵۱) و از درِ آشتی در آمدن با حتی برخی از خداپرستانِ «اهل کتاب» را نیز کاری ناشایست و ناروا جلوه می‌دهند:
«می‌ستاییم روان‌های نیک‌مردان سرزمین‌های «ایرانی» را، می‌ستاییم روان‌های نیک‌زنان سرزمین‌های «ایرانی» را؛ می‌ستاییم روان‌های نیک‌مردان سرزمین‌های «تورانی» را، می‌ستاییم روان های نیک‌زنان سرزمین‌های «تورانی» را؛ می‌ستاییم روان‌های راست‌مردان سرزمین‌های «سَئیریم» را، می‌ستاییم روان های راست‌زنان سرزمین‌های «سَئیریم» را» (فروردین یشت، بند ۱۴۳).


🔻به یورش اعراب به ایران بازگردیم و ببینیم نویسنده بندهشن این تاخت‌و‌تاز و فرجام آن را چگونه به تصویر می‌کشد:
«از آمدن تاژیکان به ایرانشهر و رواج‌بخشیدن ایشان دشدینی و دشخواهی را، از کیان نیکودینی و از دین برداران آزرم  فرابرده و گریزان شد و شود.

سخنان گاهان ژرف نابود و روش نیکوی چیزها - اندیشه نیکو، کردار راست و سخن چیمی  ـ از یاد و دانش مردم بِدَر شد.

بدزمانگی را، او نیز که از دوده بزرگان و کیان و دین برداران (بود) به آئین و منِش آن دشدینان آمیخت و برای نگهداشتن اورنگ خویش آن سخن، آئین پرستش و کرده بهدینان را به آهو و شرك داشت. او را نیز که به آموختن این فرهنگ و رازکامه بود امکان نبود که بتواند آن را از جای‌جای حتی به کوشش و رنج به سبب سهمگینی زمانه، از آن خویش کند» (بندهشن، مهرداد بهار، صفحه آغازین).


🔺و این «سهمگینی زمانه»، درست آن چیزی‌ست که هرکس بهره‌ای از «فرهنگ» و «دلی در گرو پاس‌داشت ایده‌های نیک پیشینیان» داشته‌باشد، بار کمرشکن آن را بر تن و جان خویش، حتی در ایران امروز نیز احساس می‌کند.

🔻رستم‌ فرخزاد که نمایندۀ وجدان ایرانی در مواجهه با این «امر جدید» است، سرآغاز و تاریخ دیریاز این فروفتادگی به مغاک سرفکندگی را این گونه نگارگری می‌کند:
شود خوار هرکس که‌هست ارجمند
فرومایه را بخت گردد بلند

پراگنده گردد بدی در جهان
گزند آشکارا و خوبی نهان

بهَر کشوری در ستمگاره‌ای
پدید آید و زشت پتیاره‌ای
***
چو  تخت  با  منبر  برابر  کنند
همه نام بوبکر و عمر کنند

تبه گردد این رنج‌های دراز
نشیبی درازست پیش فراز

نه  تخت و  نه‌ دیهیم  بینی  نه  شهر
ز اختر همه تازیان راست بهر

چو روز اندر آید به روز دراز
شود ناسزا شاه گردن‌فراز

بپوشد ازیشان گروهی سیاه
ز دیبا نهند از برِ سر کلاه

نه تخت و نه تاج و نه زرّینه‌کفش
نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش

به رنج یکی دیگری برخورَد
به داد و به بخشش همی‌ننگرد
***
ز پیمان بگردند وز راستی
گرامی شود کژّی و کاستی

پیاده شود مردم جنگ‌جوی
سوار آنک لاف آرَد و گفت‌وگوی

کشاورز جنگی شود بی‌هنر
نژاد و هنر کمتر آید ببر

رباید همی این از آن آن ازین
ز نفرین ندانند باز آفرین

نهان بدتر از آشکارا شود
دل شاهشان سنگ خارا شود

بداندیش گردد پدر بر پسر
پسر بر پدر هم چنین چاره‌گر

شود بنده بی‌هنر شهریار
نژاد و بزرگی نیاید به کار

به گیتی کسی را نماند وفا
روان و زبان‌ها شود پر جفا

از ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود
سخن‌ها به کردار بازی بود

همه گنج‌ها زیر دامن نهند
بمیرند و کوشش به دشمن دهند

بود دانشومند و زاهد به نام
بکوشد ازین تا که آید به کام

چنان فاش گردد غم و رنج و شور
که شادی به هنگام بهرام گور

نه جشن و نه رامش نه کوشش نه کام
همه چاره ورزش و ساز دام

پدر با پسر کینِ سیم آورد
خورش کشک و پوشش گلیم آورد

زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش

نباشد بهار و زمستان پدید
نیارند هنگام رامش نبید

چو بسیار ازین داستان بگذرد
کسی سوی آزادگی ننگرد

بریزند خون از پی خواسته
شود روزگار مهان کاسته



پی‌نوشت:
* «قصۀ سنجان» منظومه‌ای‌ست به پارسی، که داستان مهاجرت دشوار و غم‌انگیز گروهی از زرتشتیان ایران به هندوستان پس از فتح ایران توسط تازیان مسلمان است. این روایت حماسی، بعنوان تنها روایت موجود از مهاجرت پارسیان به هند، بی‌مانند است و عموماً نزد پارسیان هند به عنوان سند موثقی از تاریخ پیشینیان‌شان پذیرفته شده‌است.


.


#آینه_تاریخ #ایران #نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #نقد_اسلام #زرتشتیان #قادسیه #فردوسی #شعوبیه



🌾 @Naqdagin
🎧تدارکِ جنگِ بزرگ (۸) (+)
— بر اساس پیشگویی‌های انبیای بنی‌اسرائیل

🔻جری فال ول (کشیش آمریکایی معروف) در کتاب خود به نام "جری فال ول و یهودیان" می‌گوید:
من احساس می‌کنم که سرنوشت کشور اسرائیل بدون تردید مهمترین موضوع بین‌المللی است که جهان امروز با آن روبروست. من معتقدم که قوم اسرائیل نه تنها یک حق الهیاتی، بلکه یک حق تاریخی و قانونی بر این سرزمین دارند. من شخصاً یک صهیونیست هستم و این دیدگاه را از اعتقادم به کتب عهد عتیق به دست آورده ام. من همچنین بارها به اسرائیل سفر کرده‌ام. من به این نتیجه رسیده‌ام که اگر ایالات متحده تعهد بی‌دریغ خود به کشور اسرائیل را حفظ نکند، بقای ملت ما در خطر خواهد بود ... هر آمریکایی که با حق ذاتی اسرائیل به آن سرزمین موافق است، باید آماده اعمال همه گونه فشار مورد نیاز بر قدرت برای تضمین حمایت تام آمریکا از اسرائیل در این زمان باشد.


🔸میلیون‌ها مسیحی تبشیری در آمریکا و سایر نقاط دنیا، مصرانه بر این عقیده هستند که تنها راه فراهم آوردن زمینه بازگشت عیسی مسیح، شروع جنگی هسته‌ای‌ست که طی آن، میلیونها انسان از میان خواهند رفت.

🔸بر اساس باور این بنیاداگرایان مذهبی، این نبرد عظیم (آرماگدون) در سرزمین فلسطین رخ خواهد داد، اما تنها زمانی که یهودیان (که به ظن این مسیحیان مخلوقات برگزیده خداوند هستند) سرزمین فلسطین را اشغال و یک حکومت یهودی در ان مستقر کرده باشند. بر اساس باور این گروه, که عموما ریشه در تفاسیر شاذ از عهد عتیق دارد, یکی از اصلی‌ترین شرایط برای بازگشت مسیح ساختن مجدد معبد در اورشلیم یا همان بیت‌المقدس است.

🔸این بنیادگرایان که تنها در آمریکا جمعیتی بالغ بر ۱۰۰ میلیون را شامل می‌شوند، همگی باور دارند که:
عیسی خداوند و خالق ما و جهان است؛ عمر جهان حدود ۶۰۰۰ سال است؛ تکامل داروینی یک دروغ بزرگ است؛ محمد پیغمبری دروغین و منحرف بوده؛ یهودیان، امت برگزیدۀ خدا هستند و خداوند سرزمین قدس را به امت برگزیدۀ خود داده‌است.


🔸یکی از معروف‌ترین مبلغین این فرقه و البته یکی از وفادارترین ابزارهای اسرائیل، جری فال ول، کشیش بپتیست آمریکایی، مبلغ تلویزیون، و فعال محافظه‌کار بود. او کشیش موسس کلیسای بپتیست توماس رود، یک کلیسای بزرگ در لینچ برگِ ویرجینیا بود. فال ول موسسس آکادمی مسیحی لینچ برگ (آکادمی مسیحی آزادی) در سال ۱۹۷۶, دانشگاه لیبرتی (آزادی) در سال ۱۹۷۱ و موسسۀ «اکثریت اخلاقی» (مورال مجارتی) در سال ۱۹۷۶ است. او مشاور یا کشیشِ بسیاری از روسای جمهور ایالات متحده بوده‌است.


.


#کتاب_صوتی #غرب‌شناسی #آمریکا #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_یهودیت #یهودیت #مسیحیت #مسیح #عیسی #عیسی_مسیح #امام_زمان #ظهور #ظهور_نزدیک_است #اسرائیل #جنگ #اخبار_جنگ #آخرالزمان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مواضع متناقض علی علیزاده؛ نفوذی یا احمق؟

🔻وفق این ویدیو، علی علیزاده (علیز) حدود یک ماه پیش گفته‌بود:
«هرکس به شما بگوید ما باید بمب اتم بسازیم و راه‌حل اینه، شما رو بدنبال نخود سیاه می‌فرستد؛ چرا که مشکل ایران نداشتنِ ابزار و سلاح نیست».

ولی حالا در چرخشی ۱۸۰ درجه، موضعی کاملا متناقض را گرفته‌است و با انواع تهدید و تحقیرِ نظامیان ایران، آن‌ها را به ساختِ بمب اتم تحریک می‌کند. پیشتر در نقد و تحلیل این موضع عجیب و بودارِ او دو یادداشت منتشر کرده‌بودیم، هرچند از صحبت کاملا متناقض او در چند هفته قبل مطلع نبودیم:

📕 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر!
📕علیز، چپی جاهل یا نفوذی بیگانه؟
.


#چپ_ایرانی #نفوذ #جنگ #بمب_اتم



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقد فیلم خون به پا خواهد شد | There Will Be Blood (+)
— به کارگردانی پل توماس اندرسن، محصولِ ۲۰۰۷

🎙#مسعود_فراستی


.


#نقد_فیلم #فیلم #فیلم_سینمایی #سینما



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ار رضاشاه تا رضا پهلوی
@Naqdagin
🎧از رضاشاه تا رضا پهلوی

🎙#مهدی_نصیری و #صادق_زیباکلام

🔸زیباکلام در پایانِ گفتگو، سخنی طرح می‌کند که دلیل حضور پررنگِ گفتمانِ تجزیه‌طلبی میان اصلاح‌طلبان، تا سطوح عالی، را آشکار می‌کند. جمهوری لائیک فرانسه که مظهر نظام جمهوری در جهان است، در اصل دوم قانون اساسی‌اش آورده:
فرانسه‏ یک‏ جمهوری‏ غیرقابل‏ تجزیه‏، غیرمذهبی‏، دمکراتیک‏ و اجتماعی‏ است‏.

اما زیباکلام بخاطر نفرتش از یک نظام سیاسیِ خاص، بدون شرمندگی، بنا به تاکتیک همیشگیِ «ترس‌افزایی» #استمرارطالبان، بحث حق بودنِ تجزیه‌طلبی را پیش می‌کشد و یک قسمت از ایران را ملکِ یک تیره از تیره‌های ایرانی، که از اصیل‌ترین تیره‌های ایرانی هستند، می‌داند. این مختصۀ یک ذهن ۵۷ی‌ست که برپایۀ نفرت‌ورزیِ کور زیست می‌کند؛ ولو نتایج فاجعه‌بار این نفرت‌ورزی را برای نیم‌قرن دیده‌باشد، حاضر است بلایی بدتر از آنچه در نیم‌قرن بر سر ایران آورده، بر سر آن بیاورد و حتی اسلحه بدست بگیرد تا مبادا روزی مجبور شود با صداقت و صدایی رسا بگوید «غلط کردیم و گند زدیم» و بابت چنین گندِ تاریخی‌ای، صلاحیتِ «مرجع فکری بودن» را از خود سلب کردیم.

.


#سیاست #آینه_تاریخ #اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
🔻موسی غنی‌نژاد خطاب به پزشکیان:
آذربایجان سر ایران است. یک عده آدم‌های مشکوک و مفلوک [تجزیه‌طلب] که حرف‌زدن درست هم بلد نیستند، نباید بعنوان وفاق ملی دور شما بچرخند.

معنای «وفاق ملی» این نیست که شما یک عده «ایران‌ستیز» را دور خود‌ جمع کنید.


🍂 وقتی خاتمی از «فدرالیسم» گفت (با این عبارت «مطلوب‌ترین شیوۀ حکومت مردمی، ادارۀ فدرالی‌ست») و تئوریسین سیاسیِ اصلاح‌طلبان، زیباکلام، بصراحت از «حق تجزیه‌طلبی» سخن می‌گوید تا ایرانیان را تهدید کند که اگر نظام برود و بخواهد پادشاهی هم یکی از گزینه‌های رای شود، جدای از اسلحه‌گرفتنش مقابل ملت تا قبل از آن مرحله، تجزیۀ هر قسمت ایران هم باید بتوان به رای گذاشت (فرم دیگر از تهدید و ترساندن از سوریه‌زاسیون)، می‌خواهید امثال پزشکیان از این گفتمانِ تقویت‌کنندۀ بقای نظامِ امت‌گرایِ ایران‌ستیز حمایت نکنند؟ وقتی شعارهای خودش نیز آشکارا مبتنی بر امت‌گرایی (عرب‌زدگی زبانی و طرح مکرر اتحاد کشورهای مسلمان) و قوم‌گرایی‌ (ممنوعیت صحبت به زبان ملی در خانه‌اش، و برجسته‌کردن بحث قومیت، بجای طرح حذف اکثریت ایرانیان با باورهای دینی-سیاسیِ متفاوت، بنا بر ایدئولوژیِ ولایت مطلقۀ فقیه) بوده‌است و ارجاع مکررش به نهج‌البلاغه و قرآن، بدون یک بار ارجاع به شاهنامه بعنوان سندی ملی و بزرگانِ تاریخِ ایران؛ و به همین جهت، عملا فاقد این امکانِ گفتمانی بوده که مانع از مداخله در تنش‌هایی شود که نتیجه‌شان، اولین «نقض حریم هوایی ایران» از زمان جنگ هشت ساله، و نزدیک‌شدن هرچه بیشترِ سایۀ جنگی ویرانگر و نامربوط به خواست ایرانیان بوده‌است.

🍂 باری، نفرت هیچ‌گاه راهگشا نخواهد بود. موجِ رسانه‌ایِ دامن‌زننده به نفرت‌ از مصدق و ساختِ یک تصویر اهریمنی از او، یکی را در نظر عده‌ای بزرگ و استاد مسلم کرد و ندیدند مثلِ گفتمانِ زرد و زمانه‌پسندش، چه حفره‌های بزرگی در گفتمانِ به‌ظاهر لیبرال اوست که دنبال هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و مسعود پزشکیان می‌دود و به حامی سرسخت بقای یک نظام آزادی‌ستیزِ غیرنرمالِ ضد اقتصاد بازار بدل شده‌است؛ نفرت از جلیلی هم عده‌ای را به آغوشِ منتخب ثانی (یا اولِ) رهبر انداخت، بدون آنکه پاسخگوی وضعیتِ فاجعه‌بارِ امروز و بی‌عملی و بی‌ارادگیِ منتخب‌شان باشند، که ساختِ «کشتی نوح»ی از فسیل‌های درون نظام را، «وفاق» تعریف کرده‌است، و بجای گام‌برداشتن برای عملی‌کردنِ وعدۀ جذب سرمایه‌های خارجی، ایرانیان را (که سرانه مصرف برقشان کمتر از بسیاری کشورهاست) میان استیصال از قطع مداوم برق و مسموم‌شدن با مازوت‌خوری محصور کرده‌است و بابت اینکه برق‌شان را می‌برد و زندگی‌ عادی‌شان را مختل می‌کند، بر سرشان منت نیز می‌گذارد که چقدر سیاست‌ورز شریف و مدبری است!


.


#سیاست #استمرارطالبان #ایران‌ستیزان #قوم‌گرا #پزشکیان #ایران



🌾 @Naqdagin | @TahlilZamane
📘توبه نمی‌کند اثر...

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂
دونالد ترامپ در حالی پیروز انتخابات آمریکا شد که نسبت به دور قبلی تقریبا افزایش رای قابل ذکری نداشت. (۷۵ میلیون این دوره و ۷۴ میلیون دوره‌ی قبلی) در مقابل نامزد دموکرات‌ها نسبت به انتخابات قبلی ۱۰ میلیون رای کمتر کسب کرد. از این نظر، اگر کسی نتیجه بگیرد که بیش از آنکه شاهد پیروزی ترامپ بوده‌ایم، با «شکست دموکرات‌ها» مواجهیم قضاوتش چندان بی‌راه نیست.

🍂 من در طول این مدت تحلیل‌های کلیشه‌ای زیادی خوانده‌ام که بر دوگانه‌ی «نخبگان / عوام» انتخابات آمریکا را تحلیل کرده‌اند. آن هم درست در شرایطی که بخش بزرگی از تحلیل‌گران دموکرات در حال نقدهای جدی به عملکرد خودشان هستند و سیاست‌های هویتی این حزب را یکی از بزرگترین عوامل شکست می‌خوانند، توهمات خودنخبه‌پنداری، همراه با نگاه متفرعنانه و تحقیر رای عمومی دست از سر بخش بزرگی از تحلیل‌گران ما بر نداشته است.

🍂 به گمان من، این فقط حکومت‌ها نیستند که در غیاب یک شرایط رقابتی در معرض فساد قرار دارند. احزاب، نهادها و حتی شبکه‌ی نخبگان هم وضعیت مشابهی دارند. بخشی از «الیت» جامعه در حوزه‌های مختلف به رده‌های بالا دست پیدا می‌کنند و بلافاصله تشکیل شبکه‌ای تارعنکبوتی می‌دهند تا این جایگاه را در درون خود حفظ کنند. اعضای شبکه برای حفظ خود در ساختار روابط مدام به کلیشه‌های موجود دامن می‌زنند و صرفا تصوراتی را بازتولید می‌کنند که خوشایند شبکه است و به همین ترتیب کار شبکه‌ی نخبگان به جایی می‌رسد که بجز حفظ خود شبکه‌ دیگر هیچ کارکرد سازنده‌ای ندارد. به‌ویژه در عرصه‌ی سیاس که فساد این شبکه سبب می‌شود به مرور دیگر نتواند هیچ گرهی از مشکلات واقعی مردم باز کند و کارشان در حد ابتذال «روزنه‌گشایی» سقوط کند، اما حتی در پی این سقوط و مشاهده‌ی تبعات بعدی‌اش هم تنها به تحقیر رای عمومی و زدن برچسب «پوپولیسم» به دیگران روی می‌آورند.

🍂 اینکه دموکرات‌ها در آمریکا چطور با نتایج شکست‌شان کنار می‌آیند زیاد دغدغه‌ی من نیست. اما اینکه شبکه‌های مشابه در ایران همچنان ترجیح می‌دهند به جای نقد خود، جامعه را متهم به افراط و خشونت و بی‌صبری و فریب‌خوردگی کنند برایم مسجل می‌کند که قشر الیت جامعه‌ی رانتی درست به اندازه‌ی حکومتش فاسد و اصلاح‌ناپذیر شده و جز با چماق سخت واقعیت نمی‌توان از شرش خلاص شد.


.


#سیاست #آمریکا #نقد_روشنفکران #استمرارطالبان #ترامپ #دونالد_ترامپ



🌾 @Naqdagin | @DivaneSara