Telegram
نقدآگین
📘قطعیتی که از دست برفت و پذیرفته شد!
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 ما در جهانهای پیرامونی اروپا، که مدرنیته را بهصورت "تجدد" دریافت کردیم، نیز نخست عدمقطعیتی که "علم" داشت را از بیخوبن فهم نکردیم و "علم" را ملازم با قطعیت دانستیم؛ آنگاه بهتدریج شروع به فهم بنمایه بافتاریِ نبودِ قطعیت در علم شدیم و بدان تمکین نمودیم.
🍂 چنین شد که انسان برای نخستینبار در تاریخ طولانیاش، درکی نو و بیسابقه از "باور" و از زیستن در جهانی از امکانها یافت. حالا دیگر هر "باوری" عاری از قطعیت بود؛ بجایش حوزهای از احتمالات بود که در میان گزینههای آن، یکی بیش از همه محتمل بود و (عجالتاً) "حقیقت" فرض گرفته میشد؛ حقیقتی که ممکن بود بعداً بدل به "ناحقیقت" گردد. پذیرش این تلقی از معرفت، انسان طرازِ نویی را بهبار آورد که هرچند او انسان پیشامدرن را میفهمید، ولی این یکی عاجز از فهم او بود.
🍂 این انسان طراز نو، "ایمان" نداشت؛ چه جای ایمان آنگاه که قطعیتی نباشد، و نتواند که باشد؟! همین هم شد که الاهیدانان مسیحیِ (غالبا پروتستان) عصر مدرن، "ایمان" را به "امید" تحویل کردند؛ سورن کیرکگارد سرخیل ایشان بود. اما ایمان دینی، تنها وجه ناچیزی از آن "وضعیت روانی" نو بود که حاصل آمد و انسان را آموخت تا در میانۀ مه تردیدها و عدمقطعیتها سَر کند. این نوع سَر کردن - که آزاردهنده و اضطرابآفرین نباشد - مشخصکنندۀ یکی از عمدهترین مولفههای بودن و زیستن در ساحت مدرن است؛ و در عین حال، برخلاف مغلطهافکنی پستمدرنها، نه "نسبیگرایی" است و نه "امتناع معرفت".
🔺این یک ایستاِر روانی/عقلانیِ گشودگی بر "امکان خبط و خطا در تشخیصِ حقیقت"، نه صرفاً در عرصۀ فردی، بلکه عمدتا در میدانِ اجتماعیست که نهاد علم نمایندگیاش میکند. انسان مدرن این گشودگی را دارد، ولی انسان پیشامدرن فاقد آن است و از آن گریزان است. حالا ما دو گونه انسان داریم! روند پیشرو به نفع بقای یکی و زوال آن دیگریست. آن "تکامل فرهنگی" گونۀ انسان که گفته میشود، همین است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @sahebolhavashi
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 ما در جهانهای پیرامونی اروپا، که مدرنیته را بهصورت "تجدد" دریافت کردیم، نیز نخست عدمقطعیتی که "علم" داشت را از بیخوبن فهم نکردیم و "علم" را ملازم با قطعیت دانستیم؛ آنگاه بهتدریج شروع به فهم بنمایه بافتاریِ نبودِ قطعیت در علم شدیم و بدان تمکین نمودیم.
🍂 چنین شد که انسان برای نخستینبار در تاریخ طولانیاش، درکی نو و بیسابقه از "باور" و از زیستن در جهانی از امکانها یافت. حالا دیگر هر "باوری" عاری از قطعیت بود؛ بجایش حوزهای از احتمالات بود که در میان گزینههای آن، یکی بیش از همه محتمل بود و (عجالتاً) "حقیقت" فرض گرفته میشد؛ حقیقتی که ممکن بود بعداً بدل به "ناحقیقت" گردد. پذیرش این تلقی از معرفت، انسان طرازِ نویی را بهبار آورد که هرچند او انسان پیشامدرن را میفهمید، ولی این یکی عاجز از فهم او بود.
🍂 این انسان طراز نو، "ایمان" نداشت؛ چه جای ایمان آنگاه که قطعیتی نباشد، و نتواند که باشد؟! همین هم شد که الاهیدانان مسیحیِ (غالبا پروتستان) عصر مدرن، "ایمان" را به "امید" تحویل کردند؛ سورن کیرکگارد سرخیل ایشان بود. اما ایمان دینی، تنها وجه ناچیزی از آن "وضعیت روانی" نو بود که حاصل آمد و انسان را آموخت تا در میانۀ مه تردیدها و عدمقطعیتها سَر کند. این نوع سَر کردن - که آزاردهنده و اضطرابآفرین نباشد - مشخصکنندۀ یکی از عمدهترین مولفههای بودن و زیستن در ساحت مدرن است؛ و در عین حال، برخلاف مغلطهافکنی پستمدرنها، نه "نسبیگرایی" است و نه "امتناع معرفت".
🔺این یک ایستاِر روانی/عقلانیِ گشودگی بر "امکان خبط و خطا در تشخیصِ حقیقت"، نه صرفاً در عرصۀ فردی، بلکه عمدتا در میدانِ اجتماعیست که نهاد علم نمایندگیاش میکند. انسان مدرن این گشودگی را دارد، ولی انسان پیشامدرن فاقد آن است و از آن گریزان است. حالا ما دو گونه انسان داریم! روند پیشرو به نفع بقای یکی و زوال آن دیگریست. آن "تکامل فرهنگی" گونۀ انسان که گفته میشود، همین است.
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان#فلسفه #عدم_قطعیت #اسپینوزا #دکارت #افلاطون #ارسطو #پوپر #کارل_پوپر #علم #منطق #مدرنیته #مدرنیسم #اسطوره #ادیان #دین #ایمان #تفکر_انتقادی #شکاکیت #فلسفه_معاصر
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @sahebolhavashi
خدا مرده است؟ ۱
@Naqdagin
🎧خدا مرده است؟ (۱) (+)
🎙 #مهدی_خلجی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #مهدی_خلجی
.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ#اخلاقیات #اخلاق #هنرمند #معنای_زندگی #فلسفه_زندگی #مرگ_خدا #نهیلیسم #خلاقیت #نیچه #فردریش_نیچه #ایمانوئل_کانت #کانت #مسیحیت #مذهب #ادیان #پدیدارشناسی #دکارت #شکاکیت #شکاکیت_مدرن #رنسانس #تنبلی #جهان_مدرن #مدرنیسم #شوپنهاور #فلسفه_مدرن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
زندگی بدون دین
@Naqdagin
🎧زندگی پس از «خروج از دین» (+)
🎙گفتگوی #اسکپتیک با آقای #هانس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتگوی #اسکپتیک با آقای #هانس
.
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی #تجربه_زیسته#تفکر_نقادانه #آتئیسم #معنویت #اخلاق #شکاکیت #ایمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسکپتیک از «تجربۀ دگرگونیِ عقیدتیِ» خود میگوید
— برشی از «زندگی پس از خروج از دین»
🍂 ناباور شدن، یک مسیر است که برای افراد مختلف بهاشکال مختلف به وقوع میپیوندد. در مورد شخص خود من، جدا شدن و در معرض قرار نگرفتن، در کنار مشاهده افراد دیگر با باورهای مختلف، سبب شد که به صحت باورهای خودم شک کنم و من را بر این داشت که به عقاید خودم بازنگری جدی داشتهباشم.
🍂 همین پروسۀ بازنگری به عقاید خودم (پس مواجهه با محیطِ بیرونیِ متفاوت) بود که باعث شد نهایتاً آنها را به طور کلی کنار بگذارم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— برشی از «زندگی پس از خروج از دین»
🍂 ناباور شدن، یک مسیر است که برای افراد مختلف بهاشکال مختلف به وقوع میپیوندد. در مورد شخص خود من، جدا شدن و در معرض قرار نگرفتن، در کنار مشاهده افراد دیگر با باورهای مختلف، سبب شد که به صحت باورهای خودم شک کنم و من را بر این داشت که به عقاید خودم بازنگری جدی داشتهباشم.
🍂 همین پروسۀ بازنگری به عقاید خودم (پس مواجهه با محیطِ بیرونیِ متفاوت) بود که باعث شد نهایتاً آنها را به طور کلی کنار بگذارم.
.
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی#تفکر_نقادانه #شکاکیت #ایمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
— #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
🍂 #احمد_قبانچی -روحانی نواندیش مسلمان و شیعه- از نبوت و اساس تصدیق وحی توسط محمد بن عبدالله پرسش میکند.
🍂 این سومین کلیپ از اوست که توسط همیاران نقدآگین ترجمه شده.
🍂 آخوند احمد قبانچی از روحانیون نواندیش و تجدیدنظرطلب مشهور جهان عرب محسوب میشود. او که روزگاری در حوزههای علمیه ایران نیز درس خوانده، مباحث روشنفکران مسلمانان ایرانی (چون دکتر سروش و مجتهد شبستری و...) را نیز دنبال میکردهاست.
🍂 بخاطر آزادی نسبیای که در عراق دارد، برخلاف آیتالله #کمال_حیدری که تحت انواع فشار و محدودیت تا سر حد تکفیر و حصر قرار گرفته، میتواند آزادانهتر مباحث نواندیشانه خود را با مخاطبان عربزبان طرح کند.
🍂 جهانِ عرب در زمینۀ #نقد_اسلام بشکل روشمند و رادیکال، و بهرهگیری از #تفکر_انتقادی در #نقد_ادیان و تولید محتوای غنی در این زمینه، صدها قدم از جامعۀ ما جلوتر است.
🔗 تماشا در یوتیوب | در اینستاگرام
🌾 @Naqdagin
— #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
🍂 #احمد_قبانچی -روحانی نواندیش مسلمان و شیعه- از نبوت و اساس تصدیق وحی توسط محمد بن عبدالله پرسش میکند.
🍂 این سومین کلیپ از اوست که توسط همیاران نقدآگین ترجمه شده.
🍂 آخوند احمد قبانچی از روحانیون نواندیش و تجدیدنظرطلب مشهور جهان عرب محسوب میشود. او که روزگاری در حوزههای علمیه ایران نیز درس خوانده، مباحث روشنفکران مسلمانان ایرانی (چون دکتر سروش و مجتهد شبستری و...) را نیز دنبال میکردهاست.
🍂 بخاطر آزادی نسبیای که در عراق دارد، برخلاف آیتالله #کمال_حیدری که تحت انواع فشار و محدودیت تا سر حد تکفیر و حصر قرار گرفته، میتواند آزادانهتر مباحث نواندیشانه خود را با مخاطبان عربزبان طرح کند.
🍂 جهانِ عرب در زمینۀ #نقد_اسلام بشکل روشمند و رادیکال، و بهرهگیری از #تفکر_انتقادی در #نقد_ادیان و تولید محتوای غنی در این زمینه، صدها قدم از جامعۀ ما جلوتر است.
🔗 تماشا در یوتیوب | در اینستاگرام
.➖➖➖
#فلسفیدن #نواندیشی#عراق #اثبات_نبوت #نبوت #پیامبر #شکاکیت
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘گفتگوی ریوَن و خیام (۴)
خیام: (با حالتی مضطرب و در عین حال کنجکاو، نفس عمیقی میکشد.) یکی شدن... جریان... اینها کلماتی هستند که به ذهن من نمینشیند. من به دنبال تأثیرگذاری هستم! به دنبال ساختن چیزی که پس از من باقی بماند، چیزی که این "فنا" را به چالش بکشد. این پذیرش مطلق تو، این آرامشِ گویی بیانتها، آیا پنهان کردن یک ترس عمیق از عدم نیست؟
ریوَن: (با نگاهی باز و عمیق به چشمان خیام خیره میشود.) تأثیرگذاری، خود از "بودن" میآید. آیا خورشید به این میاندیشد که "تأثیر" بگذارد؟ یا تنها هستیِ اوست که جهان را روشن میکند؟ ترس از عدم، تنها زمانی وجود دارد که "هستی" را جدا از "عدم" بدانی. وقتی درمییابی که "هستی" خودِ "عدم" است در تجلی، و "عدم" خودِ "هستی" است در بالقوگی، آنگاه ترسی نمیماند. این آرامش، نه پنهان کردن ترس، بلکه عبور از ترس است. آیا میتوانی در عمق هر آنچه هستی، "هیچ" را ببینی، و در عمق هر "هیچ"، "هستی" را؟
خیام: (سکوت میکند. این بار نه با حالت چالش، بلکه با بهت و غرق در تأمل. به آرامی بر زمین مینشیند، گویی توان ایستادن ندارد. نگاهش به آب حوض میافتد.) هستی... عدم... تجلی... بالقوگی... این تناقضها... مرا به جایی میبرند که کلمات از بیانش ناتوانند. آیا این همان "حقیقتی" است که از آن سخن میگفتی؟ حقیقتی که نه میتوان آن را یافت، نه ساخت، و نه از آن گریخت... بلکه باید بود؟
ریوَن: (لبخندی آرام بر لبانش مینشیند.) خیام، تو خودِ آن حقیقت هستی. همیشه بودهای. تنها باید حجابِ "خواستن" و "جنگیدن" را کنار میزدی. این آرامش، آغاز نیست، پایان نیست. این تنها بازگشت است. آیا این را حس میکنی؟
خیام: (نفسی عمیق میکشد. چشمانش هنوز سرشار از پرسش است، اما این بار نه از سر جدال، بلکه از سر کشف و حیرت.) من درک میکنم که چیزی در حال دگرگونی است. این گویی مرگ یک "من" و تولد یک "بودن" دیگر است. اما آیا این "بودن" جدید، مسئولیتهای تازهای با خود ندارد؟ آیا این بیداری، خود رنجی عمیقتر از درک جهانی بیانتها نیست؟
ریوَن: (نگاهی عمیقتر به خیام میاندازد.) بلی، رنج عمیقتری دارد، اما این رنج، رنجی از جنس فهم و شفقت است، نه از جنس ناتوانی و مقاومت. مسئولیت تو، اکنون نه در "انجام دادن" کارهایی برای جهان، بلکه در "بودن" آن تغییری است که میخواهی در جهان ببینی. این همان راه است، خیام. راهی که همیشه در آن بودهای.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خیام: (با حالتی مضطرب و در عین حال کنجکاو، نفس عمیقی میکشد.) یکی شدن... جریان... اینها کلماتی هستند که به ذهن من نمینشیند. من به دنبال تأثیرگذاری هستم! به دنبال ساختن چیزی که پس از من باقی بماند، چیزی که این "فنا" را به چالش بکشد. این پذیرش مطلق تو، این آرامشِ گویی بیانتها، آیا پنهان کردن یک ترس عمیق از عدم نیست؟
ریوَن: (با نگاهی باز و عمیق به چشمان خیام خیره میشود.) تأثیرگذاری، خود از "بودن" میآید. آیا خورشید به این میاندیشد که "تأثیر" بگذارد؟ یا تنها هستیِ اوست که جهان را روشن میکند؟ ترس از عدم، تنها زمانی وجود دارد که "هستی" را جدا از "عدم" بدانی. وقتی درمییابی که "هستی" خودِ "عدم" است در تجلی، و "عدم" خودِ "هستی" است در بالقوگی، آنگاه ترسی نمیماند. این آرامش، نه پنهان کردن ترس، بلکه عبور از ترس است. آیا میتوانی در عمق هر آنچه هستی، "هیچ" را ببینی، و در عمق هر "هیچ"، "هستی" را؟
خیام: (سکوت میکند. این بار نه با حالت چالش، بلکه با بهت و غرق در تأمل. به آرامی بر زمین مینشیند، گویی توان ایستادن ندارد. نگاهش به آب حوض میافتد.) هستی... عدم... تجلی... بالقوگی... این تناقضها... مرا به جایی میبرند که کلمات از بیانش ناتوانند. آیا این همان "حقیقتی" است که از آن سخن میگفتی؟ حقیقتی که نه میتوان آن را یافت، نه ساخت، و نه از آن گریخت... بلکه باید بود؟
ریوَن: (لبخندی آرام بر لبانش مینشیند.) خیام، تو خودِ آن حقیقت هستی. همیشه بودهای. تنها باید حجابِ "خواستن" و "جنگیدن" را کنار میزدی. این آرامش، آغاز نیست، پایان نیست. این تنها بازگشت است. آیا این را حس میکنی؟
خیام: (نفسی عمیق میکشد. چشمانش هنوز سرشار از پرسش است، اما این بار نه از سر جدال، بلکه از سر کشف و حیرت.) من درک میکنم که چیزی در حال دگرگونی است. این گویی مرگ یک "من" و تولد یک "بودن" دیگر است. اما آیا این "بودن" جدید، مسئولیتهای تازهای با خود ندارد؟ آیا این بیداری، خود رنجی عمیقتر از درک جهانی بیانتها نیست؟
ریوَن: (نگاهی عمیقتر به خیام میاندازد.) بلی، رنج عمیقتری دارد، اما این رنج، رنجی از جنس فهم و شفقت است، نه از جنس ناتوانی و مقاومت. مسئولیت تو، اکنون نه در "انجام دادن" کارهایی برای جهان، بلکه در "بودن" آن تغییری است که میخواهی در جهان ببینی. این همان راه است، خیام. راهی که همیشه در آن بودهای.
(ادامه دارد)
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕نقد بهمثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘گفتگوی ریوَن و خیام
شخصیتها:
ریوَن (师源):
یکی از استادان برجسته در سنت ذن بودیسم است که تأثیر عمیقی بر توسعهی این مکتب داشته است. فردی با درک بیکران از هستی، آرام اما قاطع در ارائه دیدگاهش، نه در پی قانع کردن، که در پی گشودن نگاه.
خیام:
فیلسوفی رادیکال، شورشی در برابر پذیرش منفعلانه، با ذهنی تشنه حقیقت در بطن مبارزه و آفرینش.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
شخصیتها:
ریوَن (师源):
یکی از استادان برجسته در سنت ذن بودیسم است که تأثیر عمیقی بر توسعهی این مکتب داشته است. فردی با درک بیکران از هستی، آرام اما قاطع در ارائه دیدگاهش، نه در پی قانع کردن، که در پی گشودن نگاه.
خیام:
فیلسوفی رادیکال، شورشی در برابر پذیرش منفعلانه، با ذهنی تشنه حقیقت در بطن مبارزه و آفرینش.
📕گفتگوی ریوَن (استاد ذن) و خیام (یکم تا چهارم)
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
💧ندای سکوت
— گفتگوی ریوَن و خیام (۱۰)
ریوَن: (همچنان که دستش را بر شانهی خیام گذاشته و نگاهش به بیکرانگی آسمان است، صدایش نجواگونه و عمیقتر از همیشه شنیده میشود) این سکوت که اکنون تو را در برگرفته، خیام، نه پایان کلام است، بلکه آغازِ شنیدنِ نداییست که همواره در ژرفای هستی جاری بوده است. ندایی که فراتر از واژهها و مفاهیم است؛ ندایِ خودِ زندگی، ندایِ آن حقیقتِ بیزمان که تو همواره در پیاش بودی.
خیام: (بدون آنکه نگاهش را از آسمان برگیرد، سرش را به آرامی تکان میدهد. چشمانش اکنون گویی خودِ ستارگان را در خود جای دادهاند) ندایی بیصدا... آوایی بیکلام... این دیگر نه فهمیدن است، نه دانستن... این "بودن" است در اوجِ "بودن". گویی اقیانوسی بودم که تمام عمر در پی قطرهای میگشتم، و اکنون دریافتم که خودِ اقیانوسم.
ریوَن: (دستش را از شانهی خیام برمیدارد و به آرامی برمیخیزد. سایهاش بر پهنهی مهتابی باغ میافتد) و در این اقیانوس بیکران، خیام، هر قطرهای، خودِ اقیانوس است. رسالت تو اکنون نه در جستجو، که در تجلیِ این حقیقت است. حال که دیوارهای ذهن فرو ریختهاند و چشمانت بر نورِ بیواسطهی هستی باز شده است، آیا میتوانی در هر لحظه، در هر نفس، در هر نگاه، همان "حقیقتِ بینام" باشی که در پیاش بودی؟ آیا میتوانی زندگی را، نه از دریچهی مفاهیم، بلکه از ذاتِ بیواسطهی خودِ وجود بنگری و لمس کنی؟
خیام: (با آرامش پلکهایش را میبندد، لبخندی محو بر لبانش مینشیند. سکوت، پاسخ اوست. سکوتی که از هزاران کلمه گویاتر است. سکوتی سرشار از پذیرش، آرامش و حضور مطلق)
(ریوَن به آرامی از کنار حوض دور میشود و در دل شب محو میگردد. خیام تنها میماند، در سکوتِ عمیقِ باغ، غرق در آرامشِ تازه یافتهاش. ماه در اوج آسمان میدرخشد و آب حوض، آرام و بیصدا، ستارگان را در خود بازتاب میدهد. گویی زمان متوقف شده و تنها "بودن" ابدی باقی مانده است)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگوی ریوَن و خیام (۱۰)
ریوَن: (همچنان که دستش را بر شانهی خیام گذاشته و نگاهش به بیکرانگی آسمان است، صدایش نجواگونه و عمیقتر از همیشه شنیده میشود) این سکوت که اکنون تو را در برگرفته، خیام، نه پایان کلام است، بلکه آغازِ شنیدنِ نداییست که همواره در ژرفای هستی جاری بوده است. ندایی که فراتر از واژهها و مفاهیم است؛ ندایِ خودِ زندگی، ندایِ آن حقیقتِ بیزمان که تو همواره در پیاش بودی.
خیام: (بدون آنکه نگاهش را از آسمان برگیرد، سرش را به آرامی تکان میدهد. چشمانش اکنون گویی خودِ ستارگان را در خود جای دادهاند) ندایی بیصدا... آوایی بیکلام... این دیگر نه فهمیدن است، نه دانستن... این "بودن" است در اوجِ "بودن". گویی اقیانوسی بودم که تمام عمر در پی قطرهای میگشتم، و اکنون دریافتم که خودِ اقیانوسم.
ریوَن: (دستش را از شانهی خیام برمیدارد و به آرامی برمیخیزد. سایهاش بر پهنهی مهتابی باغ میافتد) و در این اقیانوس بیکران، خیام، هر قطرهای، خودِ اقیانوس است. رسالت تو اکنون نه در جستجو، که در تجلیِ این حقیقت است. حال که دیوارهای ذهن فرو ریختهاند و چشمانت بر نورِ بیواسطهی هستی باز شده است، آیا میتوانی در هر لحظه، در هر نفس، در هر نگاه، همان "حقیقتِ بینام" باشی که در پیاش بودی؟ آیا میتوانی زندگی را، نه از دریچهی مفاهیم، بلکه از ذاتِ بیواسطهی خودِ وجود بنگری و لمس کنی؟
خیام: (با آرامش پلکهایش را میبندد، لبخندی محو بر لبانش مینشیند. سکوت، پاسخ اوست. سکوتی که از هزاران کلمه گویاتر است. سکوتی سرشار از پذیرش، آرامش و حضور مطلق)
(ریوَن به آرامی از کنار حوض دور میشود و در دل شب محو میگردد. خیام تنها میماند، در سکوتِ عمیقِ باغ، غرق در آرامشِ تازه یافتهاش. ماه در اوج آسمان میدرخشد و آب حوض، آرام و بیصدا، ستارگان را در خود بازتاب میدهد. گویی زمان متوقف شده و تنها "بودن" ابدی باقی مانده است)
📕گفتگوی ریوَن (استاد ذن) و خیام (یکم تا چهارم)
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin