🔻کشف مغالطات در زندگی روزمره
الهام فخرایی
وقتی تصمیم میگیریم متفكرانه زندگی کنیم، یکی از اولین چیزهایی که یاد میگیریم و باید به آن متعهد باشیم تکنیک فاصله گذاری است. یعنی در مواجهه با هر متن و محتوایی به جای توسل به خوشآمدهای شخصی مان، جانب تفکر خردمندانه را بگیریم.
به این ترتیب در نقادی با متن سر و کار داریم و نه ذهن خوانی، نسبت دادن پنداشت ها یا خود افراد.
یکی از بهترین تمرین های تفکر نقادانه حساس بودن نسبت به تیترها و جملاتی است که در زندگی روزمره در رسانه ها می شنویم.
دو مثال و یک تمرین را با هم مرور می کنیم:
"اوبامای به ظاهر سیاهپوست" عبارتی که توسط گوینده خبر یکی از شبکه ها استفاده شد. این عبارت مصداق و مثال بارز "مغالطه تحریف" و "دروغ" محسوب می شود. البته ممکن است تهیه کننده خبر قصد داشته این گزاره را منتقل کند: "اوباما" مدافع حقوق سیاه پوست ها نیست. اما نه تنها برای این ادعا دلیل ارائه نکرده که به جای آن به #مغالطه متوسل شده است. [ادامه در اینجا]
#تفکرنقادانه
#آموزش_مغالطات
پ.ن
هواخوری زندان؛ اثر ون گوگ
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
الهام فخرایی
وقتی تصمیم میگیریم متفكرانه زندگی کنیم، یکی از اولین چیزهایی که یاد میگیریم و باید به آن متعهد باشیم تکنیک فاصله گذاری است. یعنی در مواجهه با هر متن و محتوایی به جای توسل به خوشآمدهای شخصی مان، جانب تفکر خردمندانه را بگیریم.
به این ترتیب در نقادی با متن سر و کار داریم و نه ذهن خوانی، نسبت دادن پنداشت ها یا خود افراد.
یکی از بهترین تمرین های تفکر نقادانه حساس بودن نسبت به تیترها و جملاتی است که در زندگی روزمره در رسانه ها می شنویم.
دو مثال و یک تمرین را با هم مرور می کنیم:
"اوبامای به ظاهر سیاهپوست" عبارتی که توسط گوینده خبر یکی از شبکه ها استفاده شد. این عبارت مصداق و مثال بارز "مغالطه تحریف" و "دروغ" محسوب می شود. البته ممکن است تهیه کننده خبر قصد داشته این گزاره را منتقل کند: "اوباما" مدافع حقوق سیاه پوست ها نیست. اما نه تنها برای این ادعا دلیل ارائه نکرده که به جای آن به #مغالطه متوسل شده است. [ادامه در اینجا]
#تفکرنقادانه
#آموزش_مغالطات
پ.ن
هواخوری زندان؛ اثر ون گوگ
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
مدرسه مهارت های تفکر
کشف مغالطات در زندگی روزمره
یکی از بهترین تمرین های تفکر نقادانه حساس بودن نسبت به تیترها و جملاتی است که در زندگی روزمره در رسانه ها می شنویم.
🔻چه چیز چراغ خانه فیلسوفان کوچک را روشن می کند؟
الهام فخرایی
می خواهیم با هم کمی تمرینِ فلسفه ورزی کنیم. برای شروع چندتایی کاغذ یا یک دفترچه کوچک بردارید و یک گوشه خلوت پیدا کنید؛ جایی که چیزی حواستان را پرت نکند.
حالا باید درست مثل یک کاشف بگردید دنبال سوال، اما نه هر سوالی. خوب فکر کنید و ببینید چه سوال هایی تا به حال برایتان پیش آمده یا هنوز توی ذهن تان اینور و آن ور می رود که بی جواب مانده اند. منظورم آن سوال هایی است که برایشان هیچ جوابی پیدا نکرده اید و وقتی هم آن ها را از بزرگترها پرسیده اید، آنها هم جوابی برای این پرسش ها نداشتند.
- تمام این پرسش ها را یادداشت کنید.
مهم نیست تعدادشان زیاد یا کم باشد، فقط کافی است آنها را بنویسید.حالا بروید سراغ دوستان و اعضای خانواده؛ بخصوص اگر یک مهمانی هم پیش رو دارید، فرصت بسیار خوبی برای کشف پرسش های بیشتر است. از بقیه همین سوال را بپرسید و پرسش های آنها را هم در دفترچه تان بنویسید. البته فقط مواردی را که برای شما هم جالب است. اگر هم تکراری بود و قبلا خودتان یا فرد دیگری شبیه آن را مطرح کرده، فقط جلوی آن پرسش ها علامت بزنید.
حالا که ... [ادامه در اینجا]
#فلسفه_برای_کودکان
#فعالیت_گفتگومحور
#پرسشگری
https://elhamfakhraee.ir
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
الهام فخرایی
می خواهیم با هم کمی تمرینِ فلسفه ورزی کنیم. برای شروع چندتایی کاغذ یا یک دفترچه کوچک بردارید و یک گوشه خلوت پیدا کنید؛ جایی که چیزی حواستان را پرت نکند.
حالا باید درست مثل یک کاشف بگردید دنبال سوال، اما نه هر سوالی. خوب فکر کنید و ببینید چه سوال هایی تا به حال برایتان پیش آمده یا هنوز توی ذهن تان اینور و آن ور می رود که بی جواب مانده اند. منظورم آن سوال هایی است که برایشان هیچ جوابی پیدا نکرده اید و وقتی هم آن ها را از بزرگترها پرسیده اید، آنها هم جوابی برای این پرسش ها نداشتند.
- تمام این پرسش ها را یادداشت کنید.
مهم نیست تعدادشان زیاد یا کم باشد، فقط کافی است آنها را بنویسید.حالا بروید سراغ دوستان و اعضای خانواده؛ بخصوص اگر یک مهمانی هم پیش رو دارید، فرصت بسیار خوبی برای کشف پرسش های بیشتر است. از بقیه همین سوال را بپرسید و پرسش های آنها را هم در دفترچه تان بنویسید. البته فقط مواردی را که برای شما هم جالب است. اگر هم تکراری بود و قبلا خودتان یا فرد دیگری شبیه آن را مطرح کرده، فقط جلوی آن پرسش ها علامت بزنید.
حالا که ... [ادامه در اینجا]
#فلسفه_برای_کودکان
#فعالیت_گفتگومحور
#پرسشگری
https://elhamfakhraee.ir
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
مدرسه مهارت های تفکر
چه چیز چراغ خانه فیلسوفان کوچک را روشن می کند؟
می خواهیم با هم کمی تمرینِ فلسفه ورزی کنیم. برای شروع چندتایی کاغذ یا یک دفترچه کوچک بردارید و یک گوشه خلوت پیدا کنید؛ جایی که ...
🔻مهمترین موجود زندگی من
(مواجهه ای روانشناختی با "درخت بخشنده")
الهام فخرایی
در پاسخ به پرسش:
چرا باید این کتاب را با دقت بیشتری برای بچه ها خواند؟
کتاب #درخت_بخشنده با متنی کوتاه و روان یکی از آثار شناخته شده و پرکاربرد استاین برای کودک است. این داستان مصور، به رابطه عاطفی بین یک کودک و درخت می پردازد. البته به تدریج کودک بزرگ می شود و این رابطه تا میانسالیِ هر دو ادامه پیدا می کند. اما همانطور که به پایان داستان می رسیم، به پایان درخت هم نزدیک می شویم.
مهربانی یا مهرطلبی
تجربه من درباره این داستان وقتی آن را در کارگاه فلسفه خوانده ام، همینطور بازخوردها و تفاسیری که از برخی تسهیلگرها گرفته ام، ضرورت بیان این موضوع را برایم مطرح کرد.
وقتی با کودک کار می کنیم لازم است همان طور که "دوبونو" تاکید دارد؛ همه جنبه ها را لحاظ کنیم. در مورد خوانش این کتاب هم همینطور.
مخاطب کودک، موضوع محیط زیست و "بخشندگی" ذیل مفهوم "دوست داشتن"، ضرورت گفتگو درباره محتوای این داستان را شدت می بخشد:
وقتی ماجرای بخشندگی های پی در پی درخت را می خوانیم، شاید در نگاه اول همه چیز ستودنی و مثبت به نظر برسد. حتی برخی مربی ها یا والدین بر ضرورت طرح چنین داستان هایی برای آشنایی و تاکید روی مفهوم "عشق بدون قید و شرط" توصیه می کنند.
اما مرور ویژگی های "عشق و دوست داشتن سالم"، همین طور اثرات روانشناختی و اجتماعی آن، نشان می دهد که ... [ادامه در اینجا]
مفاهیم:
هوش زیست محیطی، هوش عاطفی، مهرطلبی، مهربانی، فردیت، ایثار، بخشندگی، عزت نفس، خواسته، نیاز و ...
پ. ن
بعضی کتاب های پرفروش خلاف آنچه به نظر می رسد، برای بچه ها چندان مناسب نیست، از جمله کتاب "شازده کوچولو" که به زودی درباره اش می نویسم.
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_کودک
elhamfakhraee.ir
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(مواجهه ای روانشناختی با "درخت بخشنده")
الهام فخرایی
در پاسخ به پرسش:
چرا باید این کتاب را با دقت بیشتری برای بچه ها خواند؟
کتاب #درخت_بخشنده با متنی کوتاه و روان یکی از آثار شناخته شده و پرکاربرد استاین برای کودک است. این داستان مصور، به رابطه عاطفی بین یک کودک و درخت می پردازد. البته به تدریج کودک بزرگ می شود و این رابطه تا میانسالیِ هر دو ادامه پیدا می کند. اما همانطور که به پایان داستان می رسیم، به پایان درخت هم نزدیک می شویم.
مهربانی یا مهرطلبی
تجربه من درباره این داستان وقتی آن را در کارگاه فلسفه خوانده ام، همینطور بازخوردها و تفاسیری که از برخی تسهیلگرها گرفته ام، ضرورت بیان این موضوع را برایم مطرح کرد.
وقتی با کودک کار می کنیم لازم است همان طور که "دوبونو" تاکید دارد؛ همه جنبه ها را لحاظ کنیم. در مورد خوانش این کتاب هم همینطور.
مخاطب کودک، موضوع محیط زیست و "بخشندگی" ذیل مفهوم "دوست داشتن"، ضرورت گفتگو درباره محتوای این داستان را شدت می بخشد:
وقتی ماجرای بخشندگی های پی در پی درخت را می خوانیم، شاید در نگاه اول همه چیز ستودنی و مثبت به نظر برسد. حتی برخی مربی ها یا والدین بر ضرورت طرح چنین داستان هایی برای آشنایی و تاکید روی مفهوم "عشق بدون قید و شرط" توصیه می کنند.
اما مرور ویژگی های "عشق و دوست داشتن سالم"، همین طور اثرات روانشناختی و اجتماعی آن، نشان می دهد که ... [ادامه در اینجا]
مفاهیم:
هوش زیست محیطی، هوش عاطفی، مهرطلبی، مهربانی، فردیت، ایثار، بخشندگی، عزت نفس، خواسته، نیاز و ...
پ. ن
بعضی کتاب های پرفروش خلاف آنچه به نظر می رسد، برای بچه ها چندان مناسب نیست، از جمله کتاب "شازده کوچولو" که به زودی درباره اش می نویسم.
#الهام_فخرایی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_کودک
elhamfakhraee.ir
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍1
🔻بهمنگان (جشن های ایرانی برای کودکان)
کودکان را با رسوم و آیین های میهنی آشنا کنیم
جشن روز پدر:
ایرانیان باستان در دومین روز بهمن ماه برای گرامی داشتن “وهومن” جشن میگرفتند. فرشته وهومن در بین ایرانیان باستان به “اندیشه و منش نیک” مشهور بوده و به همین دلیل در بهمنگان هدیه دادن و ادای احترام به “پدرها” هم انجام می شده است. جشن “روز پدر” نیز از مناسبت های بهمن است که مطابق معمول در “روز” همنام ماه برگزار می شود. قدمت این جشن به بیش از دو هزار سال قبل برمیگردد.
گیاهخواری:
یکی از ویژگی های مهم جشن بهمنگان، گیاهخواری است. درواقع چون وهومن نگهبان چارپایان اهلی محسوب میشده، مردم در این ماه از کشتن حیوانات و خوردن گوشت آنها پرهیز میکردند.
آیین ها و فعالیتها:
میز مخصوص این ماه را بچینید و با ... [متن کامل در اینجا]
یادمان باشد هر کدام از این جشن ها بهانه ای است برای ارتباط، همدلی و یادآوری نیکی ها.
سایر جشنها را در کانال طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان دنبال کنید. برای دریافت لینک اشتراک کانال به پشتیبانی پیام دهید.
@Asist_RadioP4C
الهام فخرایی
مفاهیم: رابطه متقابل فکر و رفتار، قدردانی، حقوق حیوانات، کاوشگری علمی، کاوشگری فرهنگی
#جشن_های_ایرانی
#روز_پدر
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_علمی
📌شما رسانهاید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کودکان را با رسوم و آیین های میهنی آشنا کنیم
جشن روز پدر:
ایرانیان باستان در دومین روز بهمن ماه برای گرامی داشتن “وهومن” جشن میگرفتند. فرشته وهومن در بین ایرانیان باستان به “اندیشه و منش نیک” مشهور بوده و به همین دلیل در بهمنگان هدیه دادن و ادای احترام به “پدرها” هم انجام می شده است. جشن “روز پدر” نیز از مناسبت های بهمن است که مطابق معمول در “روز” همنام ماه برگزار می شود. قدمت این جشن به بیش از دو هزار سال قبل برمیگردد.
گیاهخواری:
یکی از ویژگی های مهم جشن بهمنگان، گیاهخواری است. درواقع چون وهومن نگهبان چارپایان اهلی محسوب میشده، مردم در این ماه از کشتن حیوانات و خوردن گوشت آنها پرهیز میکردند.
آیین ها و فعالیتها:
میز مخصوص این ماه را بچینید و با ... [متن کامل در اینجا]
یادمان باشد هر کدام از این جشن ها بهانه ای است برای ارتباط، همدلی و یادآوری نیکی ها.
سایر جشنها را در کانال طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان دنبال کنید. برای دریافت لینک اشتراک کانال به پشتیبانی پیام دهید.
@Asist_RadioP4C
الهام فخرایی
مفاهیم: رابطه متقابل فکر و رفتار، قدردانی، حقوق حیوانات، کاوشگری علمی، کاوشگری فرهنگی
#جشن_های_ایرانی
#روز_پدر
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_علمی
📌شما رسانهاید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻جشن سده (جشن های ایرانی برای کودکان)
کودکان را با رسوم و آیین های میهنی آشنا کنیم
جشن سده
جشن سده یکی از مهمترین جشنهای ملی و باستانی ایران است که در فهرست میراث فرهنگی جهانی هم ثبت شده و هنوز هم در ایران برگزار می شود.
اهمیت جشن سده
این جشن به اندازه مهرگان و نوروز برای ایرانی ها اهمیت داشته و مصادف با شامگاه دهم بهمن برگزار می شود. مردم با کمک هم و به نشانه سپاسگزاری از خداوند و مقابله با سرمای زمستان، آتش بزرگی می افروزند و تا نزدیک صبح جشن می گیرند.
جشن سده هم مانند بقیه جشن های ایرانی ارتباط نزدیکی با محیط زیست، همکاری و دور هم بودن دارد.
چرا سده؟
در منابع آمده “سده” در زبان اوستایی، به معنی پیدایی و آشکار شدن است. از آن جایی که زمستان رو به تمام شدن بوده و گرما کم کم آشکار می شده، نام سده روی این جشن گذاشته شده است.
در شاهنامه این جشن به هوشنگ و پدید آمدن آتش نسبت داده شده، برخی هم آن را حاصل جمع روزهایی که از اعتدال زمستانه گذشته و روزهایی که به اعتدال بهاری مانده، می دانند.
آیین ها
- افروختن آتش
ایرانی ها از روز پنجم بهمن ماه یا جشن “نوسره” به استقبال جشن سده می روند. آنها به کمک هم، هیزم جمع کرده و آن را به شکل مخروط بزرگی روی هم تلنبار می کنند تا برای شامگاه سده آماده باشد.
- خوراکی ها
در روز دهم بهمنماه، همه دور سده جمع میشوند و این مناسبت را با انواع خوراکی ها مانند آش، آجیل و میوه های زمستانی جشن می گیرند. پردهخوانی، شاهنامهخوانی، نقالی و نواختن موسیقی از جمله آیین های این جشن است.
- نیایش
هم زمان با غروب آفتاب، مردم دور “سده” جمع می شوند و ضمن نیایش خداوند، هیزم ها را از چهار طرف آتش میزنند.
-بردن خاکستر
در جشن سده هم مانند چهارشنبه سوری با کم شدن آتش، جوان تر ها از روی آن می پرند. کشاورزها بخشی از خاکستر آتش را به نیت خوش یمن بودن و طلب برکت برای پاشیدن روی زمین کشاورزی شان برمی دارند.
فعالیت:
درباره آیین سده با کودکان گفتگو کنید و آن را از جنبه های مختلف مورد کندوکاو و کاوشگری قرار دهید:
۱ - کاوشگری فرهنگی- تاریخی
ابتدا از بچهها بخواهید ... [ادامه مطلب در اینجا]
درباره جشن بهمنگان در اینجا بخوانید؛
📌شما رسانه اید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#جشن_های_ایرانی
#روز_پدر
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_علمی
#کاوشگری_تاریخی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کودکان را با رسوم و آیین های میهنی آشنا کنیم
جشن سده
جشن سده یکی از مهمترین جشنهای ملی و باستانی ایران است که در فهرست میراث فرهنگی جهانی هم ثبت شده و هنوز هم در ایران برگزار می شود.
اهمیت جشن سده
این جشن به اندازه مهرگان و نوروز برای ایرانی ها اهمیت داشته و مصادف با شامگاه دهم بهمن برگزار می شود. مردم با کمک هم و به نشانه سپاسگزاری از خداوند و مقابله با سرمای زمستان، آتش بزرگی می افروزند و تا نزدیک صبح جشن می گیرند.
جشن سده هم مانند بقیه جشن های ایرانی ارتباط نزدیکی با محیط زیست، همکاری و دور هم بودن دارد.
چرا سده؟
در منابع آمده “سده” در زبان اوستایی، به معنی پیدایی و آشکار شدن است. از آن جایی که زمستان رو به تمام شدن بوده و گرما کم کم آشکار می شده، نام سده روی این جشن گذاشته شده است.
در شاهنامه این جشن به هوشنگ و پدید آمدن آتش نسبت داده شده، برخی هم آن را حاصل جمع روزهایی که از اعتدال زمستانه گذشته و روزهایی که به اعتدال بهاری مانده، می دانند.
آیین ها
- افروختن آتش
ایرانی ها از روز پنجم بهمن ماه یا جشن “نوسره” به استقبال جشن سده می روند. آنها به کمک هم، هیزم جمع کرده و آن را به شکل مخروط بزرگی روی هم تلنبار می کنند تا برای شامگاه سده آماده باشد.
- خوراکی ها
در روز دهم بهمنماه، همه دور سده جمع میشوند و این مناسبت را با انواع خوراکی ها مانند آش، آجیل و میوه های زمستانی جشن می گیرند. پردهخوانی، شاهنامهخوانی، نقالی و نواختن موسیقی از جمله آیین های این جشن است.
- نیایش
هم زمان با غروب آفتاب، مردم دور “سده” جمع می شوند و ضمن نیایش خداوند، هیزم ها را از چهار طرف آتش میزنند.
-بردن خاکستر
در جشن سده هم مانند چهارشنبه سوری با کم شدن آتش، جوان تر ها از روی آن می پرند. کشاورزها بخشی از خاکستر آتش را به نیت خوش یمن بودن و طلب برکت برای پاشیدن روی زمین کشاورزی شان برمی دارند.
فعالیت:
درباره آیین سده با کودکان گفتگو کنید و آن را از جنبه های مختلف مورد کندوکاو و کاوشگری قرار دهید:
۱ - کاوشگری فرهنگی- تاریخی
ابتدا از بچهها بخواهید ... [ادامه مطلب در اینجا]
درباره جشن بهمنگان در اینجا بخوانید؛
📌شما رسانه اید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#جشن_های_ایرانی
#روز_پدر
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_علمی
#کاوشگری_تاریخی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻روایت درمانی با "جین ایر " برای نوجوان ها
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
قسمت اول
الهام فخرایی
قبل از اینکه جستار زیر بخوانید، به این پرسش فکر کنید و اگر مایل بودید بنویسید که: چند نوجوان و حتی بزرگسال را میشناسید که خودشان را دوست داشته باشند؟ یا برعکس وچطور به این نتیجه رسیدید؟
حالا درباره این کتاب بخوانید:
فنی بریت در کتاب "جین، روباه و من" ماجرای دخترک نوجوانی را روایت می کند که به دلیل مسخره شدن در مدرسه، تصویر بدنی خوشایندی از خودش ندارد و برای کنار آمدن با احساس طرد شدگی و تنهایی به ادبیات پناه برده است. در این کتاب ما به کمک "هلن" قهرمان داستان با رمان جین ایر نوشته شارلوت برونته همراه می شویم تا انتها که ... .
عنوان کتاب "جین، روباه و من" است که با محتوای کتاب کاملا هم خوانی دارد. به خصوص جنبه "روایت درمانی" در این عنوان به خوبی منعکس شده، حتی "من" به نمایندگی از هلن که آخرین نفر است.
کتاب ترکیبی از کارکردهای مختلف را در خودش جمع کرده است که در عناوین زیر به آن می پردازیم:
🔻تصویر بدنی، بلوغ، نوجوانی
داستان با این جمله ها شروع می شود: "امروز نمی شد هیچ جا قایم شوم، نه توی سالن های مدرسه، نه توی حیاط و نه حتی راه پله های ته مدرسه که بوی شیر ترش می دهد، آن ها همه جا بودند، مثل توهین هایشان، حتی روی دیوار دستشویی ..."
همان طور که از این جمله ها برمی آید، هلن توی مدرسه دست انداخته می شود: چاق، هلن ۱۵۰ کیلویی؟ هلن بدبو، کسی با هلن دوست نمی شود و ... این ها القاب و اخباری است که چندتایی از هم مدرسه ای ها در مورد هلن این ور و آن ور جار می زنند.
هر چند مثل دنیای واقعی...[ادامه مطلب در اینجا]
#الهام_فخرایی
مشخصات کتاب:
خود دوست داشتنی من
نویسنده: فنی فرنت
تصویرگر: ایزابل آرسئول
مترجم: مهناز بهرامی
نشر پرتقال
پ. ن
تصاویر دوم و سوم به ترتیب: نویسنده و تصویرگر
#روایت_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
https://elhamfakhraee.ir
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍1
🔻چطور نام خیابان وزرا را به نام مهسا امینی تغییر دهیم؟
روی کلمه لینک کلیک کنید و راهنمای تصویری را با توضیح مراحل ببینید.
این کنش مدنی توسط یک شهروند پیشنهاد داده شده تا نام جدید را به گوگل مپ پیشنهاد دهید.
حالا نوبت شماست
مفاهیم:
آزادی، آزادگی، برابری، استقلال، عدالت، اخلاق، کنشگری، انفعال، خلاقیت، قانون، جامعه مدنی، حد، مرز و...
پ.ن
- البته در بسیاری کشورها در چنین شرایطی درخواست تجمع داده میشود، اما نظر به سابقهای که همه میدانیم، در کنشگری و تجمع مجازی فوق، امکان به خشونت کشیده شدن توسط اراذل و اوباش همیشگی که همه میدانیم چه کسانی هستند، منتفی است!
- در ضرورت #کنشگری_مدنی، هشتگ #فلسفه_سیاسی را در این صفحه جستجو کنید و بخوانید.
#الهام_فخرایی
#کاوشگری_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
روی کلمه لینک کلیک کنید و راهنمای تصویری را با توضیح مراحل ببینید.
این کنش مدنی توسط یک شهروند پیشنهاد داده شده تا نام جدید را به گوگل مپ پیشنهاد دهید.
حالا نوبت شماست
مفاهیم:
آزادی، آزادگی، برابری، استقلال، عدالت، اخلاق، کنشگری، انفعال، خلاقیت، قانون، جامعه مدنی، حد، مرز و...
پ.ن
- البته در بسیاری کشورها در چنین شرایطی درخواست تجمع داده میشود، اما نظر به سابقهای که همه میدانیم، در کنشگری و تجمع مجازی فوق، امکان به خشونت کشیده شدن توسط اراذل و اوباش همیشگی که همه میدانیم چه کسانی هستند، منتفی است!
- در ضرورت #کنشگری_مدنی، هشتگ #فلسفه_سیاسی را در این صفحه جستجو کنید و بخوانید.
#الهام_فخرایی
#کاوشگری_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤4
🔻 "چیزی بگو"
چطور کنشگرانه زندگی کنیم؟ حداقل یکی از این سه مورد را انتخاب و اجرا کنیم:
- کنشگری و فعال بودن به جای انفعال "چیزی بگوییم؛ با گفتار، با کردار، با آفریدن"
- "خودابرازگری" حتی وقتی کسی گوش ندهد
- فعالانه به "تماشای" زیبایی و اثر دیگری نشستن و آن را به اشتراک گذاشتن
نقشهایی که هر کدام از ما میتوانیم ایفا کنیم.
به قول رینولدز: "لازم نیست صدایت بلند باشد، حرف تاثیرگذار میتواند یک زمزمه باشد... صدای تو میتواند الهام بخش، شفابخش و دگرگونکننده باشد."
پس اگر یک بوم سفید دم دستت بود، طرحی روی آن بکش. اگر عصبانی هستی به دیگران بگو و اگر کسی مورد ظلم واقع شده، ساکت نباش. چیزی بگو و بقیه را هم به این کار دعوت کن.
حالا نوبت شماست: "چیزی بگو"!
مفاهیم:
آزادی، برابری، عدالت، #کنشگری، انفعال، خلاقیت، قانون، منافع فردی، منافع جمعی، جامعه مدنی، حد، مرز و...
پ. ن
در ضرورت #کنشگری_مدنی و آموزش حقوق به کودکان، نوشتار" درس های #فلسفه_سیاسی برای کودکان" را در این صفحه جستجو کنید و بخوانید.
کتاب #چیزی_بگو
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
چطور کنشگرانه زندگی کنیم؟ حداقل یکی از این سه مورد را انتخاب و اجرا کنیم:
- کنشگری و فعال بودن به جای انفعال "چیزی بگوییم؛ با گفتار، با کردار، با آفریدن"
- "خودابرازگری" حتی وقتی کسی گوش ندهد
- فعالانه به "تماشای" زیبایی و اثر دیگری نشستن و آن را به اشتراک گذاشتن
نقشهایی که هر کدام از ما میتوانیم ایفا کنیم.
به قول رینولدز: "لازم نیست صدایت بلند باشد، حرف تاثیرگذار میتواند یک زمزمه باشد... صدای تو میتواند الهام بخش، شفابخش و دگرگونکننده باشد."
پس اگر یک بوم سفید دم دستت بود، طرحی روی آن بکش. اگر عصبانی هستی به دیگران بگو و اگر کسی مورد ظلم واقع شده، ساکت نباش. چیزی بگو و بقیه را هم به این کار دعوت کن.
حالا نوبت شماست: "چیزی بگو"!
مفاهیم:
آزادی، برابری، عدالت، #کنشگری، انفعال، خلاقیت، قانون، منافع فردی، منافع جمعی، جامعه مدنی، حد، مرز و...
پ. ن
در ضرورت #کنشگری_مدنی و آموزش حقوق به کودکان، نوشتار" درس های #فلسفه_سیاسی برای کودکان" را در این صفحه جستجو کنید و بخوانید.
کتاب #چیزی_بگو
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5👍2
Forwarded from هشت دقیقه
جای خالی دخترک در عکس دسته جمعی کلاس!
این یادداشت را برای این می نویسم که از معلم کلاس چهارم برای درس امروز قدردانی کنم. شما امروز مقنعه تک تک بچه ها را به شکلی روی سرشان تا زدید که حتی یک تار مو بیرون نباشد تا بعدش به عنوان جایزه یک عکس دسته جمعی از بچهها بگیرید.
نمی دانم چقدر این کار وقت شما و کلاس را گرفت، اما ارزشش را داشت. می دانید چرا؟
چون از کلاس سی نفری، یک دانشآموز اجازه این کار را به شما نداد و از بودن در عکس محروم شد. امروز وقتی با گریه ماجرا را تعریف کرد، پرسیدم: "اگر دوباره این اتفاق تکرار بشه، اجازه میدی تا مقنعه ات رو به اون شکل تا بزنند تا بتونی توی عکس باشی؟" با چشم های اشک آلود جواب داد: "نه"
راستش وقتی ازش می خواستیم که بدون فکر کردن و تا دلیل درستی کاری برایش مشخص نشده، انجامش ندهد، فکرش را هم نمی کردیم که در چنین موقعیتی، این قدر شجاعانه فکر کند، تصمیم بگیرد و پای انتخابش بایستد.
سقراط قرن ها پیش گفته بود: " زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد." و دخترک تمرین میکند تا زندگی اش را بررسی کند.
از شما سپاسگزاریم. امیدوارم این یادداشت به دست شما و آنها که شبیه شما فکر میکنند، برسد.
#زندگی_در_سایه_دانایی
#مدرسه_نوشت
#هزاروچهارصدویک
@Sayeyedanaee
این یادداشت را برای این می نویسم که از معلم کلاس چهارم برای درس امروز قدردانی کنم. شما امروز مقنعه تک تک بچه ها را به شکلی روی سرشان تا زدید که حتی یک تار مو بیرون نباشد تا بعدش به عنوان جایزه یک عکس دسته جمعی از بچهها بگیرید.
نمی دانم چقدر این کار وقت شما و کلاس را گرفت، اما ارزشش را داشت. می دانید چرا؟
چون از کلاس سی نفری، یک دانشآموز اجازه این کار را به شما نداد و از بودن در عکس محروم شد. امروز وقتی با گریه ماجرا را تعریف کرد، پرسیدم: "اگر دوباره این اتفاق تکرار بشه، اجازه میدی تا مقنعه ات رو به اون شکل تا بزنند تا بتونی توی عکس باشی؟" با چشم های اشک آلود جواب داد: "نه"
راستش وقتی ازش می خواستیم که بدون فکر کردن و تا دلیل درستی کاری برایش مشخص نشده، انجامش ندهد، فکرش را هم نمی کردیم که در چنین موقعیتی، این قدر شجاعانه فکر کند، تصمیم بگیرد و پای انتخابش بایستد.
سقراط قرن ها پیش گفته بود: " زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد." و دخترک تمرین میکند تا زندگی اش را بررسی کند.
از شما سپاسگزاریم. امیدوارم این یادداشت به دست شما و آنها که شبیه شما فکر میکنند، برسد.
#زندگی_در_سایه_دانایی
#مدرسه_نوشت
#هزاروچهارصدویک
@Sayeyedanaee
👍14👏8🕊1
🔻چطور مهربانی را به کودکان بیاموزیم؟
الهام فخرایی
جهان امروز سرشار از پیامهای خشونتبار و نامهربانانهاست بهطوریکه اگر تجربههای شخصی خود را هم نادیده بگیریم و پیگیر اخبار روز باشیم متوجه خواهیم شد که مسایل غیراخلاقی بخش عمدهای از خبرها را پوشش میدهند. در چنین جهانی ما چه کاری برای آموزش مهربانی به کودکان بهعنوان یک ویژگی اخلاقی میتوانیم انجام دهیم؟ و آیا اصلا لازم هست در این مورد کاری بکنیم؟
فاصله من تا مهربانی
همه ما به فراخور ظرفیتهای فردی خود سطوح مختلفی از مهربانی را تجربه میکنیم چه نسبت به خود و چه دیگران. بعضی از ما مصداق شخصیت خودشکوفای مازلو هستیم که بدون هیچ چشمداشتی برای بهتر شدن جهان اطرافمان تلاش میکنیم و بعضی از ما اولویت را به نیازهای خود داده و ضرب المثل “آنچه به خانه رواست به مسجد حرام است” را سرلوحه زندگی خود قرار دادهایم و برخی نیز میانهروی را در پیش گرفتهایم.
آنچه مسلم است ما از هر گروهی که باشیم، علاقهمندیم واجد صفت مهربانی باشیم و دیگران هم نسبت به ما مهربان باشند. پس چرا در عمل این اتفاق نمیافتد و مهربانی فراگیر نمیشود؟ پاسخ فاصله بین نیت و عمل است. ما دلمان میخواهد مهربان باشیم، اما این به تنهایی تعیین کننده و کافی نیست، حداقل نه تا زمانی که تبدیل به عمل نشده باشد.
درست بههمین دلیل بسیاری از ما نمیپذیریم که مهربان نیستیم. در فرهنگ ما روی موضوع نیت فراوان تاکید شده است. اما فراموش کردهایم نیت زمانی تعیینکننده است که علیرغم میل باطنیمان امکان اقدام نداشته باشیم. پس اگر فقط به نیت اکتفا کنیم طبیعتا در عمل رشد کافی و لازم را نخواهیم داشت. بنابراین اولین گام برای مهربان بودن تبدیل میل و خواست درونیمان به عمل و نمود بیرونی است؛ به عبارت بهتر باید کاری بکنیم.
در گام بعدی ما بهعنوان پدر و مادر یا بزرگسالی که میخواهد ارزش و ضرورت مهربانی را بهعنوان یک فعل اخلاقی به کودکان بیاموزانیم؛ چه راهی پیشرو داریم؟ آیا امکان چنین آموزشی وجود دارد؟
کهلبرگ معتقد است استدلالهای اخلاقی کودکان بهتدریج و مرحله به مرحله شکل میگیرد. بنابراین برای آموزش لازم است شما بدانید که او اکنون در چه مرحلهای از استدلال اخلاقی قرار دارد:
مراحل استدلال اخلاقی:
یک: اغلب کودکان تا حدود چهار سالگی در مرحله استدلال خودمحورانه قرار دارند. در این مرحله کودک بدون توجه و اهمیت به احساسات دیگران، تلاش میکند به خواستههایش برسد.
دو: در سالهای بعد بخش مهمی از عمل اخلاقی متاثر از پیامدهاست. اینکه انجام دادن یا ندادن این کار چه پیامدی برای او دارد؛ تشویق یا تنبیه؟
سه: سالهای نخست دبستان رفتارهای اخلاقی بیشتر بر مبادله و دریافت متمرکز است. اینکه در مقابل کاری که برای تو انجام میدهم چه چیزی نصیب من میشود؟ مرحله سوم تا نوجوانی ادامه پیدا میکند.
چهار: یک نوجوان تمایل دارد بهعنوان دختر یا پسر خوب شناخته شود بنابراین رفتار اخلاقی را بهعنوان یک هنجار اجتماعی میپذیرد.
پنج: وجدان اخلاقی بالاترین مرحله است که شخص بزرگسال فعل اخلاقی را بهعنوان یک رفتار انسانی و بهصورت کاملا خودانگیخته و مستقل از ناظر بیرونی انجام میدهد.
تقسیمبندی کهلبرگ چند نکته مهم را برای ما روشن میکند؛ اول اینکه ما نمیتوانیم کودک را برای مهربان بودن تحت فشار قرار دهیم و مثلا از کودکی که در مرحله ابتدایی استدلال اخلاقی قرار دارد انتظار داشته باشیم رفتار اخلاقی خودانگیخته داشته باشد.
نکته دوم اینکه مرور این مراحل نشان میدهد بسیاری از بزرگسالان نیز از نظر استدلال اخلاقی هنوز در مراحل اولیه باقی ماندهاند... [ادامه مطلب در اینجا ]
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#مهارتهای_زندگی
#کاوشگری_اخلاقی
برخی کتاب های مناسب برای کار با کودک:
قول، ما اینجا زندگی میکنیم، پتوی فرانکلین، چگونه میتوان بال شکسته ای را درمان کرد؟
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
جهان امروز سرشار از پیامهای خشونتبار و نامهربانانهاست بهطوریکه اگر تجربههای شخصی خود را هم نادیده بگیریم و پیگیر اخبار روز باشیم متوجه خواهیم شد که مسایل غیراخلاقی بخش عمدهای از خبرها را پوشش میدهند. در چنین جهانی ما چه کاری برای آموزش مهربانی به کودکان بهعنوان یک ویژگی اخلاقی میتوانیم انجام دهیم؟ و آیا اصلا لازم هست در این مورد کاری بکنیم؟
فاصله من تا مهربانی
همه ما به فراخور ظرفیتهای فردی خود سطوح مختلفی از مهربانی را تجربه میکنیم چه نسبت به خود و چه دیگران. بعضی از ما مصداق شخصیت خودشکوفای مازلو هستیم که بدون هیچ چشمداشتی برای بهتر شدن جهان اطرافمان تلاش میکنیم و بعضی از ما اولویت را به نیازهای خود داده و ضرب المثل “آنچه به خانه رواست به مسجد حرام است” را سرلوحه زندگی خود قرار دادهایم و برخی نیز میانهروی را در پیش گرفتهایم.
آنچه مسلم است ما از هر گروهی که باشیم، علاقهمندیم واجد صفت مهربانی باشیم و دیگران هم نسبت به ما مهربان باشند. پس چرا در عمل این اتفاق نمیافتد و مهربانی فراگیر نمیشود؟ پاسخ فاصله بین نیت و عمل است. ما دلمان میخواهد مهربان باشیم، اما این به تنهایی تعیین کننده و کافی نیست، حداقل نه تا زمانی که تبدیل به عمل نشده باشد.
درست بههمین دلیل بسیاری از ما نمیپذیریم که مهربان نیستیم. در فرهنگ ما روی موضوع نیت فراوان تاکید شده است. اما فراموش کردهایم نیت زمانی تعیینکننده است که علیرغم میل باطنیمان امکان اقدام نداشته باشیم. پس اگر فقط به نیت اکتفا کنیم طبیعتا در عمل رشد کافی و لازم را نخواهیم داشت. بنابراین اولین گام برای مهربان بودن تبدیل میل و خواست درونیمان به عمل و نمود بیرونی است؛ به عبارت بهتر باید کاری بکنیم.
در گام بعدی ما بهعنوان پدر و مادر یا بزرگسالی که میخواهد ارزش و ضرورت مهربانی را بهعنوان یک فعل اخلاقی به کودکان بیاموزانیم؛ چه راهی پیشرو داریم؟ آیا امکان چنین آموزشی وجود دارد؟
کهلبرگ معتقد است استدلالهای اخلاقی کودکان بهتدریج و مرحله به مرحله شکل میگیرد. بنابراین برای آموزش لازم است شما بدانید که او اکنون در چه مرحلهای از استدلال اخلاقی قرار دارد:
مراحل استدلال اخلاقی:
یک: اغلب کودکان تا حدود چهار سالگی در مرحله استدلال خودمحورانه قرار دارند. در این مرحله کودک بدون توجه و اهمیت به احساسات دیگران، تلاش میکند به خواستههایش برسد.
دو: در سالهای بعد بخش مهمی از عمل اخلاقی متاثر از پیامدهاست. اینکه انجام دادن یا ندادن این کار چه پیامدی برای او دارد؛ تشویق یا تنبیه؟
سه: سالهای نخست دبستان رفتارهای اخلاقی بیشتر بر مبادله و دریافت متمرکز است. اینکه در مقابل کاری که برای تو انجام میدهم چه چیزی نصیب من میشود؟ مرحله سوم تا نوجوانی ادامه پیدا میکند.
چهار: یک نوجوان تمایل دارد بهعنوان دختر یا پسر خوب شناخته شود بنابراین رفتار اخلاقی را بهعنوان یک هنجار اجتماعی میپذیرد.
پنج: وجدان اخلاقی بالاترین مرحله است که شخص بزرگسال فعل اخلاقی را بهعنوان یک رفتار انسانی و بهصورت کاملا خودانگیخته و مستقل از ناظر بیرونی انجام میدهد.
تقسیمبندی کهلبرگ چند نکته مهم را برای ما روشن میکند؛ اول اینکه ما نمیتوانیم کودک را برای مهربان بودن تحت فشار قرار دهیم و مثلا از کودکی که در مرحله ابتدایی استدلال اخلاقی قرار دارد انتظار داشته باشیم رفتار اخلاقی خودانگیخته داشته باشد.
نکته دوم اینکه مرور این مراحل نشان میدهد بسیاری از بزرگسالان نیز از نظر استدلال اخلاقی هنوز در مراحل اولیه باقی ماندهاند... [ادامه مطلب در اینجا ]
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#مهارتهای_زندگی
#کاوشگری_اخلاقی
برخی کتاب های مناسب برای کار با کودک:
قول، ما اینجا زندگی میکنیم، پتوی فرانکلین، چگونه میتوان بال شکسته ای را درمان کرد؟
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5👍1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
پرسشها:
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
لینک مطلب
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻 "چیزی بگو"
چطور کنشگرانه زندگی کنیم؟ حداقل یکی از این سه مورد را انتخاب و اجرا کنیم:
- کنشگری و فعال بودن به جای انفعال "چیزی بگوییم؛ با گفتار، با کردار، با آفریدن"
- "خودابرازگری" حتی وقتی کسی گوش ندهد
- فعالانه به "تماشای" زیبایی و اثر دیگری نشستن و آن را به اشتراک گذاشتن
نقش هایی که هر کدام از ما می توانیم ایفا کنیم.
به قول رینولدز: "لازم نیست صدایت بلند باشد، حرف تاثیرگذار می تواند یک زمزمه باشد... صدای تو می تواند الهام بخش، شفابخش و دگرگون کننده باشد."
پس اگر یک بوم سفید دم دستت بود، طرحی روی آن بکش. اگر عصبانی هستی به دیگران بگو و اگر کسی مورد ظلم واقع شده، ساکت نباش. چیزی بگو و بقیه را هم به این کار دعوت کن.
حالا نوبت شماست: "چیزی بگو"!
مفاهیم:
آزادی، برابری، عدالت، کنشگری، انفعال، خلاقیت، قانون، منافع فردی، منافع جمعی، جامعه مدنی، حد، مرز و...
پ. ن
در ضرورت #کنشگری_مدنی و آموزش حقوق به کودکان، نوشتار" درس های #فلسفه_سیاسی برای کودکان" را در این صفحه جستجو کنید و بخوانید.
کتاب #چیزی_بگو
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
چطور کنشگرانه زندگی کنیم؟ حداقل یکی از این سه مورد را انتخاب و اجرا کنیم:
- کنشگری و فعال بودن به جای انفعال "چیزی بگوییم؛ با گفتار، با کردار، با آفریدن"
- "خودابرازگری" حتی وقتی کسی گوش ندهد
- فعالانه به "تماشای" زیبایی و اثر دیگری نشستن و آن را به اشتراک گذاشتن
نقش هایی که هر کدام از ما می توانیم ایفا کنیم.
به قول رینولدز: "لازم نیست صدایت بلند باشد، حرف تاثیرگذار می تواند یک زمزمه باشد... صدای تو می تواند الهام بخش، شفابخش و دگرگون کننده باشد."
پس اگر یک بوم سفید دم دستت بود، طرحی روی آن بکش. اگر عصبانی هستی به دیگران بگو و اگر کسی مورد ظلم واقع شده، ساکت نباش. چیزی بگو و بقیه را هم به این کار دعوت کن.
حالا نوبت شماست: "چیزی بگو"!
مفاهیم:
آزادی، برابری، عدالت، کنشگری، انفعال، خلاقیت، قانون، منافع فردی، منافع جمعی، جامعه مدنی، حد، مرز و...
پ. ن
در ضرورت #کنشگری_مدنی و آموزش حقوق به کودکان، نوشتار" درس های #فلسفه_سیاسی برای کودکان" را در این صفحه جستجو کنید و بخوانید.
کتاب #چیزی_بگو
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5
خانم، اجازه؟
#مدرسه_نوشت
معلم جدید ظاهرا بدون اینکه از پویایی های هیجانی کلاس مطلع باشد، دو دانشآموز را که معمولا با هم کنار نمیآیند در یک گروه قرار داده است، آنهم در گروهی که پیشاپیش اعلام کرده که خودتان اعضا را انتخاب کنید.
یکی از این دو دانشآموز چون نمیخواسته جلوی بقیه گریه کند، به معلم گفته که "من حالم خوب نیست و چند دقیقه می روم بیرون" و منتظر اجازه معلم نمانده، بعد که آرامتر شده، برگشته که از معلم عذرخواهی کند ولی معلم راهش نداده، معاون آموزشی واسطه شده، معلم قبول نکرده و خواسته والدین دانشآموز به مدرسه مراجعه کنند.
والدین مراجعه کردند و دانشآموز مجددا در حضور والدین توضیح داده که من به این دلیل از کلاس بیرون رفتم و بعد هم متوجه اشتباهم شدم و آمدم که عذرخواهی کنم ولی شما اجازه ندادید، حالا هم باز دوباره عذرخواهی میکنم.
اما معلم باز هم عذرخواهی دانشآموز را قبول نمیکند.
- میپرسم: چرا عذرخواهی را نمیپذیرید؟
- میگوید: چون اینکار چند بار تکرار شده.
والدین میگویند: دو روز پیش که در جلسه مدرسه از شما درباره مسایل کلاس و فرزندمان سوال کردیم، چیزی درباره این موضوع نگفتید.
معلم جواب میدهد: فکر نمیکردم مهم باشد.
- میپرسم: آیا قوانین کلاس را برای بچهها توضیح دادید؟
- میگوید: همان اول سال در گروه مجازی والدین توضیح دادم.
- میگویم: پیشنهاد میکنم قوانین را روی یک برگه بنویسید و در کلاس نصب کنید. درباره هر قانون و پیامدش به بچهها توضیح دهید و توافق کنید که اگر انجام نشد دانشآموز چه کاری انجام دهد.
از دانشآموز میپرسم: چرا منتظر اجازه معلم نشدی؟
- میگوید: چون مطمئنم اجازه نمیداد و من نمیخواستم بچههای کلاس، اشکهایم را ببینند.
فکر میکنید ماجرا اینجا تمام شد؟ خیر!
فردا دانشآموز دیگری بیرون کلاس ایشان ایستاده، چرا؟ چون بدون اجازه از کلاس بیرون رفته
چند پرسش:
قوانین برای اداره بهتر یک جامعه است یا دستاویزی برای آزار رساندن به افراد جامعه؟ قوانین برای حفظ منافع جمع است یا تامین خواستههای فردی یک یا چند نفر؟ چرا یک قانون به دفعات نقض میشود؟ آیا هر قانونی را باید پذیرفت؟ بزرگترها باید خودشان را با توان و نیاز کودک وفق دهند یا برعکس؟ و ...
#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
#مدرسه_نوشت
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#مدرسه_نوشت
معلم جدید ظاهرا بدون اینکه از پویایی های هیجانی کلاس مطلع باشد، دو دانشآموز را که معمولا با هم کنار نمیآیند در یک گروه قرار داده است، آنهم در گروهی که پیشاپیش اعلام کرده که خودتان اعضا را انتخاب کنید.
یکی از این دو دانشآموز چون نمیخواسته جلوی بقیه گریه کند، به معلم گفته که "من حالم خوب نیست و چند دقیقه می روم بیرون" و منتظر اجازه معلم نمانده، بعد که آرامتر شده، برگشته که از معلم عذرخواهی کند ولی معلم راهش نداده، معاون آموزشی واسطه شده، معلم قبول نکرده و خواسته والدین دانشآموز به مدرسه مراجعه کنند.
والدین مراجعه کردند و دانشآموز مجددا در حضور والدین توضیح داده که من به این دلیل از کلاس بیرون رفتم و بعد هم متوجه اشتباهم شدم و آمدم که عذرخواهی کنم ولی شما اجازه ندادید، حالا هم باز دوباره عذرخواهی میکنم.
اما معلم باز هم عذرخواهی دانشآموز را قبول نمیکند.
- میپرسم: چرا عذرخواهی را نمیپذیرید؟
- میگوید: چون اینکار چند بار تکرار شده.
والدین میگویند: دو روز پیش که در جلسه مدرسه از شما درباره مسایل کلاس و فرزندمان سوال کردیم، چیزی درباره این موضوع نگفتید.
معلم جواب میدهد: فکر نمیکردم مهم باشد.
- میپرسم: آیا قوانین کلاس را برای بچهها توضیح دادید؟
- میگوید: همان اول سال در گروه مجازی والدین توضیح دادم.
- میگویم: پیشنهاد میکنم قوانین را روی یک برگه بنویسید و در کلاس نصب کنید. درباره هر قانون و پیامدش به بچهها توضیح دهید و توافق کنید که اگر انجام نشد دانشآموز چه کاری انجام دهد.
از دانشآموز میپرسم: چرا منتظر اجازه معلم نشدی؟
- میگوید: چون مطمئنم اجازه نمیداد و من نمیخواستم بچههای کلاس، اشکهایم را ببینند.
فکر میکنید ماجرا اینجا تمام شد؟ خیر!
فردا دانشآموز دیگری بیرون کلاس ایشان ایستاده، چرا؟ چون بدون اجازه از کلاس بیرون رفته
چند پرسش:
قوانین برای اداره بهتر یک جامعه است یا دستاویزی برای آزار رساندن به افراد جامعه؟ قوانین برای حفظ منافع جمع است یا تامین خواستههای فردی یک یا چند نفر؟ چرا یک قانون به دفعات نقض میشود؟ آیا هر قانونی را باید پذیرفت؟ بزرگترها باید خودشان را با توان و نیاز کودک وفق دهند یا برعکس؟ و ...
#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
#مدرسه_نوشت
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍11❤7👌4
این یک هشدار است!
#مدرسه_نوشت
تعداد زیادی از دانشآموزان علاوه بر تجربه افت تحصیلی، با اضطراب، استرس و هیجان منفی مستمر روبرو هستند که میتواند تهدیدی برای سلامت روان و جسم آنها و حتی گاهی ابتلا به بیماریهای #خودایمنی باشد.
لطفا اگر بهعنوان #معلم، مدیر یا #والدین با کودک و نوجوان سر و کار دارید، سعی کنید روی تجربههای مثبت یادگیری آنها تمرکز کنید، به جای اینکه دانشآموزان را به رقابت با هم تشویق کنید؛ آن هم گاهی حتی برای نیم نمره بیشتر یا کمتر.
دقت کنید که نوشتن تکلیف و نمره را به ابزاری برای شکنجه و تحت فشار قرار دادن بچهها تبدیل نکنید. طبق یافتهها، تکلیف رونویسی به خودی خود تاثیر چشمگیری در دستاورد تحصیلی بچهها ندارد.
لطفا، لطفا مراقب سلامت روان بچهها باشیم.
#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#مدرسه_نوشت
تعداد زیادی از دانشآموزان علاوه بر تجربه افت تحصیلی، با اضطراب، استرس و هیجان منفی مستمر روبرو هستند که میتواند تهدیدی برای سلامت روان و جسم آنها و حتی گاهی ابتلا به بیماریهای #خودایمنی باشد.
لطفا اگر بهعنوان #معلم، مدیر یا #والدین با کودک و نوجوان سر و کار دارید، سعی کنید روی تجربههای مثبت یادگیری آنها تمرکز کنید، به جای اینکه دانشآموزان را به رقابت با هم تشویق کنید؛ آن هم گاهی حتی برای نیم نمره بیشتر یا کمتر.
دقت کنید که نوشتن تکلیف و نمره را به ابزاری برای شکنجه و تحت فشار قرار دادن بچهها تبدیل نکنید. طبق یافتهها، تکلیف رونویسی به خودی خود تاثیر چشمگیری در دستاورد تحصیلی بچهها ندارد.
لطفا، لطفا مراقب سلامت روان بچهها باشیم.
#الهام_فخرایی
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍12❤5👏3
وطن
#شخصی_نوشت
وقتی پنج یا شش سال پیش برای اولین بار شروع کردم به نوشتن درباره "جشن های ایرانی برای کودکان"، چندان خوشبین نبودم، اما امیدوار بودم که در آیندهای نه چندان دور به جای هالوین، ولنتاین و موقعیتهای واراداتی یا تحمیلی ...، به آیینهای ریشهدار و پیشینه فرهنگی غنی سرزمینمان ایران برگردیم.
شما هم با من موافقید که جشن سده وارد این چرخه شده و امسال بسیار دربارهاش شنیدیم و شاهدش بودیم؟
برای من این یعنی؛ رویش جوانهها؛ یعنی ریشهها هنوز نمردهاند.
امیدوارم سال بعد مهرگان و آذرگان را هم پررنگتر ببینیم. اما چرا راه دور برویم؛ روز عشق هم در پیش است؛ جشن سپندارمزگان!
#جشن_های_ایرانی
#کاوشگری_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#شخصی_نوشت
وقتی پنج یا شش سال پیش برای اولین بار شروع کردم به نوشتن درباره "جشن های ایرانی برای کودکان"، چندان خوشبین نبودم، اما امیدوار بودم که در آیندهای نه چندان دور به جای هالوین، ولنتاین و موقعیتهای واراداتی یا تحمیلی ...، به آیینهای ریشهدار و پیشینه فرهنگی غنی سرزمینمان ایران برگردیم.
شما هم با من موافقید که جشن سده وارد این چرخه شده و امسال بسیار دربارهاش شنیدیم و شاهدش بودیم؟
برای من این یعنی؛ رویش جوانهها؛ یعنی ریشهها هنوز نمردهاند.
امیدوارم سال بعد مهرگان و آذرگان را هم پررنگتر ببینیم. اما چرا راه دور برویم؛ روز عشق هم در پیش است؛ جشن سپندارمزگان!
#جشن_های_ایرانی
#کاوشگری_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
#مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤18🕊4👍2🎉2👏1
🔻 خوب میشناسمت
#مدرسه_نوشت
بهعنوان یک آموزگار، استاد یا مربی به نظرم یکی از مهمترین تلههایی که میتوانيم توی آن بیفتیم همین باوری است که در عنوان متن نوشته شده است.
البته که افتادن در این تله گاهی همزمان، فراهم کردن زمینه برای به دام افتادن مخاطب و دیگران هم است.
بهترین کار این است که همیشه درباره این شناخت با مخاطب گفتگو کنیم. مثلا فکر میکنی تو در چنین موقعیتی چه کاری انجام میدهی؟ یا نظر خودت درباره این برداشت چیست؟
راستش نشده تا بهحال یک دوره آموزشی را تجربه کرده باشم و شاهد این توهم شناخت نبوده باشم. اصلا درک همین پیوستگی و تکرارش انگیزهای شد برای نوشتن این یادداشت کوچک.
فارغ از اینکه گاهی این شناختها به کلی اشتباه است و گاهی حتی فاقد حسن نیت لازم، یکی از مهمترین آسیبهایش همین است که آن شناخت را به دیگری هم انتقال میدهیم.
مثلا در یک جمع اعلام میکنیم با شناختی که من از فلانی دارم، اینطور آدمی است یا این دو نفر شبیه به هم هستند.
البته که دو نفر ممکن است در یک ویژگی اشتراک داشته باشند، اما این وجه را به کل شخصیت آن دو نسبت دادن اشتباه محض است.
بدتر اینکه این اشتباه از طرف یک مربی و در فضایی آموزشی اتفاق بیفتد.
بهخصوص وقتی مخاطب بههر دلیلی (سن کم، ضعف شناخت، عزت نفس پایین، باور به مربی و ...) در برابر این شناخت آسیبپذیر باشد و آن را بیچون و چرا باور کند.
البته که مربی، معلم و ... زبده میتواند درباره میزان مهارت یا دانش فعلی فرد در حوزه تخصص خودش نظر دهد، اما درباره شخصیت یا آینده آن فرد، خیر.
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#نقد_آموزشی
پ.ن
یادداشتهای مدرسهنوشت درباره مدرسه به معنای عرفی آن نیست، بلکه به هر فضای آموزشی اشاره دارد.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#مدرسه_نوشت
بهعنوان یک آموزگار، استاد یا مربی به نظرم یکی از مهمترین تلههایی که میتوانيم توی آن بیفتیم همین باوری است که در عنوان متن نوشته شده است.
البته که افتادن در این تله گاهی همزمان، فراهم کردن زمینه برای به دام افتادن مخاطب و دیگران هم است.
بهترین کار این است که همیشه درباره این شناخت با مخاطب گفتگو کنیم. مثلا فکر میکنی تو در چنین موقعیتی چه کاری انجام میدهی؟ یا نظر خودت درباره این برداشت چیست؟
راستش نشده تا بهحال یک دوره آموزشی را تجربه کرده باشم و شاهد این توهم شناخت نبوده باشم. اصلا درک همین پیوستگی و تکرارش انگیزهای شد برای نوشتن این یادداشت کوچک.
فارغ از اینکه گاهی این شناختها به کلی اشتباه است و گاهی حتی فاقد حسن نیت لازم، یکی از مهمترین آسیبهایش همین است که آن شناخت را به دیگری هم انتقال میدهیم.
مثلا در یک جمع اعلام میکنیم با شناختی که من از فلانی دارم، اینطور آدمی است یا این دو نفر شبیه به هم هستند.
البته که دو نفر ممکن است در یک ویژگی اشتراک داشته باشند، اما این وجه را به کل شخصیت آن دو نسبت دادن اشتباه محض است.
بدتر اینکه این اشتباه از طرف یک مربی و در فضایی آموزشی اتفاق بیفتد.
بهخصوص وقتی مخاطب بههر دلیلی (سن کم، ضعف شناخت، عزت نفس پایین، باور به مربی و ...) در برابر این شناخت آسیبپذیر باشد و آن را بیچون و چرا باور کند.
البته که مربی، معلم و ... زبده میتواند درباره میزان مهارت یا دانش فعلی فرد در حوزه تخصص خودش نظر دهد، اما درباره شخصیت یا آینده آن فرد، خیر.
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#نقد_آموزشی
پ.ن
یادداشتهای مدرسهنوشت درباره مدرسه به معنای عرفی آن نیست، بلکه به هر فضای آموزشی اشاره دارد.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤6👍6👏3🔥2
🔻من از تو بهترم
حتما برای شما هم پیش آمده که دنبال یک استاد یا آموزگار باشید و به جز سایر معیارها، برایتان مهم باشد که حتما او درباره موضوع مورد نظرتان بیشتر از شما بداند.
تا اینجای ماجرا و در این طلب و تمنای شما به عنوان شاگرد، هیچ چیز اشتباه و پیچیدهای وجود ندارد.
اما اگر همین ویژگی از طرف آن آموزگار یا استاد نه از باب توضیح و روشنگری، بلکه برای خودنمایی بهکار گرفته شود، آن وقت حتما در انتخاب استاد ایدهآلتان اشتباه کردهاید.
اشتباه از این جهت که یک استاد یا استادکار نباید فقط به شاگرد نشان دهد که به تعبیری خیلی خیلی بهتر از او میفهمد یا میتواند محصول نهایی بهتری ارائه کند. بلکه لازم است اشتباهات خودش را هم به اشتراک بگذارد و آن نیمه خالی لیوان را هم با شاگرد سهیم شود.
البته که این بیشتر دانستن، پیشنیاز استادی است، اما نحوه ارائه این دانش باید به نحوی باشد که مسیر را برای اعتمادسازی و یادگیری بیشتر شاگرد هموار کند نه اینکه برعکس، او را از ادامه مسیر منصرف کند. حالا آموزگاری را در نظر بگیرید که یک تصویر بینقص از خودش را به شاگرد منتقل میکند، این رفتار قطعا اثر معکوس بر یادگیری خواهد داشت.
هیچ فرقی هم نمیکند که استاد یا آموزگار یا استادکارِ چه موضوع و چه رشتهای باشد. میخواهد یک مهارت ورزشی باشد یا هنری، درس ریاضی باشد یا ادبیات، زبان فرانسه باشد یا زبان اشاره و ... . مهم است که در آموزش به جای پرداختن به خودمان، روی تواناییها و مسیر شاگرد متمرکز باشیم. اینکه چقدر در انجام فلان بخش از موضوع خوب عمل کرده و چطور میتواند بخش ضعیفتر را بهتر ارائه کند.
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#نقد_آموزشی
#تسهیلگری
#مدرسه_نوشت
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
حتما برای شما هم پیش آمده که دنبال یک استاد یا آموزگار باشید و به جز سایر معیارها، برایتان مهم باشد که حتما او درباره موضوع مورد نظرتان بیشتر از شما بداند.
تا اینجای ماجرا و در این طلب و تمنای شما به عنوان شاگرد، هیچ چیز اشتباه و پیچیدهای وجود ندارد.
اما اگر همین ویژگی از طرف آن آموزگار یا استاد نه از باب توضیح و روشنگری، بلکه برای خودنمایی بهکار گرفته شود، آن وقت حتما در انتخاب استاد ایدهآلتان اشتباه کردهاید.
اشتباه از این جهت که یک استاد یا استادکار نباید فقط به شاگرد نشان دهد که به تعبیری خیلی خیلی بهتر از او میفهمد یا میتواند محصول نهایی بهتری ارائه کند. بلکه لازم است اشتباهات خودش را هم به اشتراک بگذارد و آن نیمه خالی لیوان را هم با شاگرد سهیم شود.
البته که این بیشتر دانستن، پیشنیاز استادی است، اما نحوه ارائه این دانش باید به نحوی باشد که مسیر را برای اعتمادسازی و یادگیری بیشتر شاگرد هموار کند نه اینکه برعکس، او را از ادامه مسیر منصرف کند. حالا آموزگاری را در نظر بگیرید که یک تصویر بینقص از خودش را به شاگرد منتقل میکند، این رفتار قطعا اثر معکوس بر یادگیری خواهد داشت.
هیچ فرقی هم نمیکند که استاد یا آموزگار یا استادکارِ چه موضوع و چه رشتهای باشد. میخواهد یک مهارت ورزشی باشد یا هنری، درس ریاضی باشد یا ادبیات، زبان فرانسه باشد یا زبان اشاره و ... . مهم است که در آموزش به جای پرداختن به خودمان، روی تواناییها و مسیر شاگرد متمرکز باشیم. اینکه چقدر در انجام فلان بخش از موضوع خوب عمل کرده و چطور میتواند بخش ضعیفتر را بهتر ارائه کند.
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#نقد_آموزشی
#تسهیلگری
#مدرسه_نوشت
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍4❤3🔥1👏1
مچگیری یا مچاندازی؟!
#یادداشت
قطعا شما هم با مچگیری و مچاندازی آشنایی دارید، حالا اگر نگوییم بهعنوان بازیگر اصلی، احتمالا شاهد یا موضوعش بودهاید.
همیشه حوالی سال تحصیلی بحثهایی داریم درباره اینکه چطور شرایط مناسبی در مدرسه فراهم کنیم و مشغول گفتگو هستیم که معاون مدرسه با لبخند میگويد: "خیالتان راحت، ما اینجا دوربین داریم و سریع مچ بچهها را میگیریم."
شما را نمیدانم، اما شخصا همیشه انتظار بیشتری از قشر فرهنگی و بهویژه محیطهای آموزشی دارم. مقطع آموزشیاش هم البته فرقی نمیکند، به جز اینکه خلاف باور بسیاری، به نظرم هر چه سن مخاطب کمتر است، دانش و مهارت مربی باید بیشتر باشد.
بهرحال توضیح میدهم که گمانم وظیفه ما گرفتن مچ بچهها نباشد و بیشتر باید حامی بچهها باشیم تا شرایط بهتری داشته باشند.
در مسیر برگشت به لحن و چهره پیروزمندانه معاون مدرسه فکر میکنم. به این که اساسا گرفتن مچ دیگران (بهخصوص یک بچه) چه لذت یا فایدهای دارد؟ و تا کجا قابل تایید و تحسین است؟
به زیستبومهای مجازی فکر میکنم، به گفتگوهای مجازی، به پرسش و پاسخهایی که گهگاه در این فضا تجربه میکنیم که گاهی بیشتر شبیه مچاندازی هستند تا گفتگو و تعامل مثبت؛ همتای دیگر مچگیری!
به فلسفه لایبنیتس که تا حد زیادی شرحی بر آرای دکارت بوده، به اینکه چقدر حوصله و فرصت میخواهد، اینکه چند بار از گفتگو یا تعهد به پاسخگو بودن نسبت به برخی نظرات پشیمان شدهایم و ....
و بهنظرم میرسد شاید طرح این بحث برای دیگران هم مفید باشد.
#الهام_فخرایی
#مدرسه_نوشت
#نقد_فرهنگی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#یادداشت
قطعا شما هم با مچگیری و مچاندازی آشنایی دارید، حالا اگر نگوییم بهعنوان بازیگر اصلی، احتمالا شاهد یا موضوعش بودهاید.
همیشه حوالی سال تحصیلی بحثهایی داریم درباره اینکه چطور شرایط مناسبی در مدرسه فراهم کنیم و مشغول گفتگو هستیم که معاون مدرسه با لبخند میگويد: "خیالتان راحت، ما اینجا دوربین داریم و سریع مچ بچهها را میگیریم."
شما را نمیدانم، اما شخصا همیشه انتظار بیشتری از قشر فرهنگی و بهویژه محیطهای آموزشی دارم. مقطع آموزشیاش هم البته فرقی نمیکند، به جز اینکه خلاف باور بسیاری، به نظرم هر چه سن مخاطب کمتر است، دانش و مهارت مربی باید بیشتر باشد.
بهرحال توضیح میدهم که گمانم وظیفه ما گرفتن مچ بچهها نباشد و بیشتر باید حامی بچهها باشیم تا شرایط بهتری داشته باشند.
در مسیر برگشت به لحن و چهره پیروزمندانه معاون مدرسه فکر میکنم. به این که اساسا گرفتن مچ دیگران (بهخصوص یک بچه) چه لذت یا فایدهای دارد؟ و تا کجا قابل تایید و تحسین است؟
به زیستبومهای مجازی فکر میکنم، به گفتگوهای مجازی، به پرسش و پاسخهایی که گهگاه در این فضا تجربه میکنیم که گاهی بیشتر شبیه مچاندازی هستند تا گفتگو و تعامل مثبت؛ همتای دیگر مچگیری!
به فلسفه لایبنیتس که تا حد زیادی شرحی بر آرای دکارت بوده، به اینکه چقدر حوصله و فرصت میخواهد، اینکه چند بار از گفتگو یا تعهد به پاسخگو بودن نسبت به برخی نظرات پشیمان شدهایم و ....
و بهنظرم میرسد شاید طرح این بحث برای دیگران هم مفید باشد.
#الهام_فخرایی
#مدرسه_نوشت
#نقد_فرهنگی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍8❤1
چراغِ خاموشِ ...
رابرت فیشر در کتابش "دربارهی تفکر و خلاقیت" توضیح میدهد که کودکان تا قبل از دوران ورود به مدرسه سرشار از تخیل، پرسشگری و خلاقیتاند؛ اما وقتی وارد مدرسه میشوند، این ویژگیها به مرور کمرنگ و کمرنگتر میشوند.
فیشر این پدیده را به ساختار و فرهنگ رایج مدارس نسبت میدهد و به نظر میرسد کاملا حق دارد.
اما نکته جالبتر اینکه سطح این خلاقیت را میتوانید با مقایسه فعالیت بچهها در تعطیلات و در دوران مدرسه هم ارزیابی کنید.
گروهی از بچهها پیش از مدرسه و در تعطیلات فرصت دارند تا انواع بازیهای تخیلی را بسازند، ایدهپردازی کنند و از چیزهای ساده داستانآفرینی کنند و بیپروا ایدههای نو مطرح کنند.
حالا این وضعیت را مقایسه کنید با بچههایی که فقط روی دستاوردهای تحصیلی و ملموس متمرکزند.
این گروه تحت تاثیر مدرسه که عموما پاسخ درست و غلط را ارزشمند میداند و نه مسیر پرسش و جستجو را، فراموش کردهاند که چطور کاوش کنند و تجربهی شخصی رقم بزنند.
نتیجه این میشود که بچهها یاد میگیرند بیشتر «آنچه درست است» را تکرار کنند تا اینکه خودشان طرح جدیدی خلق کنند.
بدتر اینکه بعضی والدین هم این روند همسانسازی مدارس را درونی کردهاند و بهجای توجه به فرایند، دستاوردها را ارزشگذاری میکنند.
برای این گروه هم یادگیری چیزی شبیه فرو کردن بچهها در خم رنگرزی است تا کاوش و کندوکاوی از سر شکیبایی و کنجکاوی.
خلاصه اینکه به قول رابرت فیشر "بچهها با «چراغ روشنِ خلاقیت» وارد مدرسه میشوند، اما نظام آموزشی معمولی کمکم شعلهی این چراغ را کمنور میکند."
نکته پایانی اینکه؛ ما اغلب شنیدهایم مدرسه، خانه دوم بچههاست، اما اگر از من بپرسید، حالا خانههای زیادی هستند که حکم مدرسه دوم بچهها را پیدا کردهاند.
#الهام_فخرایی
#مدرسه_نوشت
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
رابرت فیشر در کتابش "دربارهی تفکر و خلاقیت" توضیح میدهد که کودکان تا قبل از دوران ورود به مدرسه سرشار از تخیل، پرسشگری و خلاقیتاند؛ اما وقتی وارد مدرسه میشوند، این ویژگیها به مرور کمرنگ و کمرنگتر میشوند.
فیشر این پدیده را به ساختار و فرهنگ رایج مدارس نسبت میدهد و به نظر میرسد کاملا حق دارد.
اما نکته جالبتر اینکه سطح این خلاقیت را میتوانید با مقایسه فعالیت بچهها در تعطیلات و در دوران مدرسه هم ارزیابی کنید.
گروهی از بچهها پیش از مدرسه و در تعطیلات فرصت دارند تا انواع بازیهای تخیلی را بسازند، ایدهپردازی کنند و از چیزهای ساده داستانآفرینی کنند و بیپروا ایدههای نو مطرح کنند.
حالا این وضعیت را مقایسه کنید با بچههایی که فقط روی دستاوردهای تحصیلی و ملموس متمرکزند.
این گروه تحت تاثیر مدرسه که عموما پاسخ درست و غلط را ارزشمند میداند و نه مسیر پرسش و جستجو را، فراموش کردهاند که چطور کاوش کنند و تجربهی شخصی رقم بزنند.
نتیجه این میشود که بچهها یاد میگیرند بیشتر «آنچه درست است» را تکرار کنند تا اینکه خودشان طرح جدیدی خلق کنند.
بدتر اینکه بعضی والدین هم این روند همسانسازی مدارس را درونی کردهاند و بهجای توجه به فرایند، دستاوردها را ارزشگذاری میکنند.
برای این گروه هم یادگیری چیزی شبیه فرو کردن بچهها در خم رنگرزی است تا کاوش و کندوکاوی از سر شکیبایی و کنجکاوی.
خلاصه اینکه به قول رابرت فیشر "بچهها با «چراغ روشنِ خلاقیت» وارد مدرسه میشوند، اما نظام آموزشی معمولی کمکم شعلهی این چراغ را کمنور میکند."
نکته پایانی اینکه؛ ما اغلب شنیدهایم مدرسه، خانه دوم بچههاست، اما اگر از من بپرسید، حالا خانههای زیادی هستند که حکم مدرسه دوم بچهها را پیدا کردهاند.
#الهام_فخرایی
#مدرسه_نوشت
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید. از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍8❤2👏2