رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
2.58K subscribers
445 photos
92 videos
31 files
376 links
ویژه والدین و تسهیلگران

الهام فخرایی
مدرس- کوچ مهارتهای شناختی- روانشناختی
تفکر، یادگیری و تسهیلگری
دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
دانش‌آموخته درمانگری

پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C

برای دریافت لینک خرید اشتراک دوره‌های آفلاین و مشاوره به پشتیبانی پیام دهید.
Download Telegram
مدل ذهنی موفقیت
🔻 شکست را چطور برای کودکان تعریف می کنیم؟

شکست و موفقیت دو مفهوم مکمل اند، اما معمولا به اولی چندان توجهی نمی شود و خیلی از ما و به خصوص والدین از شکست اجتناب می کنیم و تمام تلاشمان را می کنیم تا فرزندمان گاهی حتی به هر قیمتی شده، در دسته موفق ها و پیروزها قرار بگیرد.

اما جالب اینجاست که طبق تحقیقاتی که انجام شده، تفاوت آدم های موفق با ناموفق در نوع نگرش آنها به شکست است. موفق ها از شکست نمی ترسند، نه تنها نمی ترسند که از آن استقبال می کنند، در حالی که ناموفق ها به این افتخار می کنند که در کارنامه شان شکست کمتری وجود دارد.

خب، شما مایلید موفق باشید؟ یا فرزند موفقی داشته باشید؟

فرمول خیلی ساده است:
شکست کمتر، پیروزی کمتر و برعکس!

#الهام_فخرایی

پ. ن
در ویدئو مسیری را که استیو کلانش تا قهرمانی طی کرده می بینیم، پسری که یک پایش کوتاه‌تر است و از ناحیه انگشتان یک دست دچار معلولیت است. به نظر استیو برای قهرمان شدن باید تصمیم بگیرید که شما روی موانع سوار می شوید یا از آنها فرار می کنید؟ روی توانایی هایتان متمرکز می شوید یا ناتوانی ها؟ پیشنهاد استیو این است: "دفعه بعد که کسی دست گذاشت روی مشکلات جسمی، زمینه خانوادگی، مالی، رنگ پوست، جنس و... شما و گفت که نمی توانید، بهش ثابت کنید که اشتباه می کند."

لینک ویدئو

#فرزندپروری
#مدل_ذهنی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻ترس، ذهن را از کار می اندازد!

یک ارزیابی هشت ساله که توسط دانشگاه کمبریج انجام شد، نشان داد که تمرین مهارت های یادگیری با دانش آموزان کم دستاورد، به پیشرفت چشمگیری در یادگیری آنها منجر می شود.

در این کتاب راهنمایی عملی برای معلمان و مدیران مدرسه، ارائه شده که موفقیت را منوط به تحقق سه مفهوم اصلی می داند:

-فراشناخت (تأمل در یادگیری)
-خودتنظیمی (مالکیت در روند یادگیری)
-بیان (توسعه مهارت های گفتاری و شنیداری سطح بالا).

ایده و محتوای این کتاب حاصل تلاش گروه کوچکی از معلم ها است که فرصت را غنیمت شمردند تا دانش، مهارت و اعتماد به نفس خودشان را فعالانه به کار بگیرند.

سفر ذهنی و تجربی آنها با این سوال آغاز شد:

اگر کسی روی کار ما نظارت نکند، چگونه و چه چیزهایی را آموزش می دهیم؟

سوالی که روی دو بعد متمرکز شده؛ اینکه دوست داریم چگونه معلمی باشیم و اینکه مایلیم چه چیزهایی را به کودکان آموزش دهیم.

پ.ن
پرسش هایی که می تواند دستمایه تحقیق و تامل در حوزه تعلیم و تربیت قرار بگیرد.

#الهام_فخرایی
#همرسانی
#فلسفه_برای_کودکان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻 تاملی بر چالش انتخاب کتاب های فاخر

"کتاب کلاس قصه خوانی خانم بروکس"

یکی از پرسش ها و دغدغه های پرتکرار والدین به ویژه گروهی که به فرهنگ نگاه مثبتی دارند، کتابخوان کردن بچه هاست و اینکه چطور فرزندمان را به کتابخوانی علاقه مند کنیم.

تا جایی که به والدین مربوط می شود، عادت کتاب خواندن برمی گردد به مشاهدات کودکی؛ اینکه فرزند شما تا چه حد در محیط خانه با کتاب سر و کار داشته و شاهد مطالعه شما بوده یا زمان مشترکی را به کتاب خواندن و فعالیت با کتاب اختصاص داده باشید.

اما از والدین که بگذریم، محیط آموزشی، مربی و به خصوص کتابدار کار بلد یکی دیگر از امکان های تعیین کننده برای علاقه مند کردن بچه ها به مطالعه است.

"بارابار باتنر" در این کتاب روی همین امکان دست گذاشته ولی به گونه ای که شاید در نگاه اول عجیب و تا حدی نپذیرفتنی به نظر بیاید.

خانم بروکس یک کتابدار، کتابخوان حرفه‌ای، فعال و دو آتیشه است که کتاب دوست دارد (عنوان اصلی)، اما نه اینکه فقط خودش کتاب بخواند، بلکه با "قصه بازی" یا "قصه نمایش" برای بچه‌ها سعی می.کند آن ها را به کتاب خواندن و کتابخانه علاقه‌مند کند، حالا حدس بزنید با چه کتاب‌هایی؟!

انتخاب کتاب فاخر و مته به خشخاش گذاشتن برای انتخاب یکی از چالش‌های جدی والدین و مربی‌هاست. بارها دیده شده که کودک به کتابی توجه نشان داده و والدین یا مربی ها اصرار دارند که این کتاب فاخر نیست. (هایلایت مجله نقد کتاب)

البته فاخر نبودن کتاب با آسیب زا بودنش تفاوت دارد، اما گاهی استانداردهایی در نظر گرفته می‌شود که انگار کودک یا نوجوان صرفا یک بزرگسال در اندازه‌ای کوچک است که می‌تواند سلیقه بزرگترها را بازنمایی کند و مثلا آثار کلاسیک بخواند یا اشعار فلان شاعر بزرگ را بدون داشتن درکی از آن بازگویی کند، غافل از اینکه این نوع مطالعه نمی‌تواند لزوما نشانگر شاخص رشد یا کتابخوانی فرزندشان باشد.
(یادداشت "چگونه کتاب مناسبی برای کودک انتخاب کنیم" را در همین صفحه مطالعه کنید)

در کتاب "کلاس قصه خوانی بروکس" با پسرکی روبرو هستیم که هیچ علاقه‌ای به کتاب خواندن ندارد، آنقدر که حتی روی جلد کتاب هم نوشته :"من کتاب خواندن دوست ندارم"، آنهم با وجود همه ترفندهای جذابی که بروکس رو می‌کند؛ تا اینکه پسرک به "زگیل" علاقه نشان می‌دهد و با غول سبز "شرک" کارش را شروع می‌کند.

شما چه فکر می کنید؟ اگر زگیل و شرک به نظرتان نچسب و ناخوشایند است، دفعه بعد که خواستید برای بچه‌ها کتاب‌های فاخر انتخاب کنید، خانم بروکس را به خودتان یادآوری کنید، شاید این دو تا انتخاب‌های اول یک کتابدار خوب نباشند، اما داشتن توجه و تایید مناسب نسبت به انتخاب‌های اولیه کودک برای ارتباط‌سازی و علاقه‌مند کردنش به کتاب و دنیای داستان‌ها ضروری است.

کتاب "کلاس قصه‌خوانی خانم بروکس" به ویژه با وجود تصویرهای باورپذیر و کارکترهای جذابش می‌تواند برای گروه سنی پیش دبستان و دوره اول دبستان استفاده شود، به عنوان یک مخاطب بزرگسال علاقه مند هم می‌توانید ایده‌های خوبی برای فعالیت‌های حین خواندن از این کتاب بگیرید.

#الهام_فخرایی

مشخصات کتاب:
کلاس قصه خوانی خانم بروکس
بارابار باتنر
نسرین وکیلی
نشر پرتقال



#کلاس_قصه_خوانی_خانم_بروکس

#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#نقد_فرهنگی
#کتاب_کودک


📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر


@RadioP4C
@RadioP4C
🔻و باز هم درباره انتخاب کتاب مناسب

پرسش: آیا مجموعه "می می نی" کتاب مناسبی است؟

وقتی درباره کتاب مناسب صحبت می کنیم، لازم است یک طیف را در نظر بگیریم.

در یک سر طیف، کتاب های آسیب زا با ضعف حداکثری قرار دارد و در سر دیگر آن کتاب های باکیفیت، با تناسب و قوت حداکثری؛ اما در میانه می توان کتاب هایی با کیفیت های متفاوت هم دسته بندی کرد.

از طرفی چون برای انتخاب کتاب مناسب باید معیارهای متعددی را لحاظ کنیم (هشتگ های #یک_کتاب و #داستان_کودک_فلسفه را ببینید و یادداشت "تلقین یا تربیت"چگونه کتاب مناسبی برای کودک انتخاب کنیم؟" و "تاملی بر چالش انتخاب کتاب فاخر" را بخوانید)، کتاب های باکیفیت و کتاب هایی با محتوای فاخر را نمی توان لزوما کتاب مناسب دانست.

بر اساس این معیارها یک کتاب فاخر مانند شاهنامه یا کتابی باکیفیت ولی مثلا با موضوعی روان تکان می تواند برای یک گروه سنی یا کودکی با موقعیتی خاص، نامناسب و برای دیگری مناسب باشد.

گاهی این تناسب و عدم تناسب، موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و زمانی را هم شامل می شود؛ یعنی گرچه محتوای کتاب مهم، مفید، مشهور یا ارزنده است، ولی به تنهایی کافی نیست.

به همین ترتیب کتابی مثل "مجموعه می می نی" گرچه کتاب فاخری محسوب نمی شود و در سر طیف کتاب های باکیفیت هم قرار نمی گیرد، ولی با توجه به اینکه در دسته کتاب های آسیب زا هم نیست (مقایسه کنید با "مواظب جریمه خدا باش") و از طرفی مورد استقبال بچه ها است، می تواند به طور عمومی (نه موارد و شرایط خاص) کتاب مناسبی باشد.

برای روشن تر شدن درجه کیفی این مجموعه برخی ویژگی های آن را به طور اجمالی بررسی می کنیم:

نقاط ضعف:
- شخصیت "می می نی" اغلب خرابکاری می کند.
-پیام های کتاب مستقیم است. مادر، مربی و بزرگترها نکات تربیتی را مستقیما عنوان می کنند و در نقش معلم و مربی ظاهر می شوند و نه تسهیلگر.
-کارکتر می می نی و رنگ پردازی تصاویر کتاب برای بچه ها جذاب است ولی نمونه قابل توجهی نیست.

نقاط قوت:
-کتاب مورد توجه بچه هاست.
-قالب شعری، بازخوانی کتاب را برای بچه ها خوشایند می‌کند.
-بچه ها متن را به خوبی به ذهن می‌سپارند.
-موقعیت هایی که در کتاب توصیف می شود، برای بچه ها ملموس است.
-تاکید کتاب بر پیامدها است.
-برای هر مساله ای راهکار ارائه می دهد.
-انتهای هر جلد چند پرسش کوتاه مطرح می کند.
-کنش ها و واکنش های "می می نی" برای گروه سنی 3 تا 5 سال باورپذیر است.
-شخصیت "می می نی" خاکستری است.
-کودک می تواند احساسات "می می نی" را به شکل نمادین و در قالب فرافکنی در جریان داستان تجربه کند و آمادگی ذهنی نسبی را برای مواجهه با موقعیت های مشابه کسب و تمرین کند.

بنابراین به نظر می رسد مجموعه "می می نی" با توجه به گروه سنی و نیاز به تعامل بزرگترها برای خوانش کتاب، می تواند متناسب با علاقه و تمایل کودک گزینه قابل قبولی باشد، به ویژه اگر والدین، تسهیلگر، مربی یا کتاب یار آگاهانه و فعال روایت های کتاب را با پرسشگری همراه کند.

نمونه داستانی مشابه "می می نی" مجموعه "لی لی و کانگوروی آبی" از چیچستر کلارک است که در نقاط ضعف با هم اشتراک دارند، به جز اینکه که تصویرگری این مجموعه جذابیت تصویری بیشتری دارد و با توجه به شکل داستانی اش برای گروه سنی 6 تا 8 سال مناسب تر است.

نکته پایانی اینکه اگر طیفی که در آغاز اشاره شد را لحاظ کنیم (در کنار سایر معیارها) مادامی که کتابی آسیب زا نبوده و ضعف حداکثری نداشته باشد، می توانیم متناسب با علاقه کودک، انعطاف بیشتری به خرج دهیم و نتایج بهتری بگیریم، ضمن توجه به این نکته که این اولین و آخرین کتابی نیست که برای کودک بازخوانی می شود یا خودش می خواند.

#الهام_فخرایی


#یک_کتاب
#می_می_نی
#لی_لی_و_کانگوروی_آبی


مشخصات:
- مجموعه "می می نی"
سروده ناصر کشاورز

- لی لی و کانگوروی آبی
چیچستر کلارک

- مواظب جریمه خدا باش
غلامرضا حیدری ابهری




#نقد_فرهنگی
#کتاب_کودک



📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر


@RadioP4C
@RadioP4C
🔻چه کسی شهر را نجات می دهد؟ (فلسفه سیاسی برای کودکان)

درباره "فیل ماکارون"

هر جایی که پای حق و حقوق و مسئولیت وسط می آید، می توان مباحث فلسفه سیاسی را هم چاشنی اش کرد، اما اینکه کتابی برای کودک نوشته شود و تا این اندازه مستقیم و در عین حال درست به مساله شهر، حقوق مدنی، فردی و ... پرداخته باشد، تحسین برانگیز است.

در کتاب" فیل ماکارون" یا noodlephant با فیلی دوست داشتنی آشنا می شویم که عاشق ماکارونی است؛ غذایی که اغلب بچه ها دوستش دارند و بنابراین خیلی خوب می توانند با شخصیت اصلی داستان همراه شوند.

شهری که "جیکوب کریمر" توصیف می کند، یک مشکل اساسی دارد؛ در این شهر کانگوروها حکومت و قانون وضع می‌کنند، آن هم قانون های عجیب و غریبی که اصلا با عقل جور در نمی‌آید و صرفا منافع کانگوروها را حفظ می کند؛ مثلا "شنا در دریا فقط مخصوص کانگوروها است" یا "فقط آنها حق بازدید از باغ پروانه ها را دارند" و از همه مهمتر "فقط کانگوروها می توانند قانون وضع کنند"، هر کسی هم که از دستوراتشان سرپیچی کند، بلافاصله دستگیر و به باغ وحش منتقل می شود.

البته در این شهر علاوه بر کانگوروها و فیل ماکارون، انواع و اقسام حیوانات زندگی می کنند و از آنجایی که حریف کانگوروها نمی شوند، با شرایط کنار آمده اند؛ مثلا به جای شنا در دریا از شلنگ آب برای خنک شدن استفاده می کنند یا به جای بازدید از باغ پروانه ها، شب پره های دور تیر چراغ برق را تماشا می کنند!

بله، اهالی شهر جیکوب کریمر در برابر کانگوروها در انفعال کامل هستند، با این حال سعی می کنند با امکانات باقی مانده اوقات خوشی داشته باشند، دور هم جمع شوند، مهمانی بگیرند و خلاصه خودشان را از تک و تا نیندازند.

تا اینکه یکی از کانگوروها فیل را موقع خرید لوازم پخت و پز مهمانی می بیند و قانون جدیدی وضع می کند:

"فیل ها فقط باید خار و خاشاک بخورند".

خب، حالا فیل داستان چه کاری باید انجام بدهد؟! تصورش را بکنید که به جای پاستاهای لذیذ و سس مخصوص فیل ماکارون، این بار فقط با خار و خاشاک از مهمان ها پذیرایی شود؟!

این قانون جدید، تعلیق و چالش اصلی قهرمان داستان است. تعلیقی که" جیکوب کریمر" از زاویه فلسفه سیاسی به خوبی آن را مطرح می کند.

در داستان "فیل ماکارون" با مفاهیمی کلیدی مانند آزادی، برابری، عدالت، قانون، کنشگری و... در فلسفه سیاسی روبرو هستیم که همگی می توانند به گفتگو و بحث گذاشته شوند:

فعالیت
شهری را در نظر بگیرید که:
- قوانین فقط بر اساس منافع و حقوق اکثریت وضع و اجرا شود.

- شهری که قوانین فقط بر اساس منافع و حقوق اقلیت وضع و اجرا شود.

- شهری که قوانین حافظ منافع و حقوق اکثریت و اقلیت است.

اغلب افراد به ویژه در جوامع توسعه نیافته تا زمانی که مساله ای مستقیما منافع فردی شان را هدف قرار ندهد، واکنش جدی نشان نمی دهند، گاهی حتی تحمل کردن و گذشتن از کنار مسائل کوچکتر با امید بهتر شدن اوضاع، توصیه هم می شود، در حالی که تجربه و دانش نشان می دهد که با عقب نشستن و هیچ کاری نکردن، روز به روز اوضاع بدتر می شود.

خب حالا "کریمر" این موضوع را در "فیل ماکارون" مطرح کرده؛ موضوعی که در دنیای کودکانه در قالب دعواها و قلدری ها چه در مهد کودک، مدرسه، پارک و چه جمع های خانوادگی به دفعات اتفاق می افتد و می تواند زمینه گفتگو، یادگیری و یادآوری این مفاهیم در اکنون و آینده کودک باشد، به خصوص که در این کتاب در مقایسه با نمونه های مشابه پایان مثبت و کنشگرانه ای دارد و با به کارگیری عنصر ذائقه می توان فعالیت جذاب تری هم برای کار با کودک طراحی کرد.

تصویرگری:
وقتی برای کودک کتاب انتخاب می کنیم، تصویرگری را نه تنها نمی شود نادیده گرفت، بلکه نقش تعیین کننده ای هم در فهم پذیرتر کردن مفاهیم بازی می کند و به دلیل جذابیت بصری می تواند مخاطب را جذب داستان کند یا برعکس.

"جیکوب کریمر" و "کی فی استیل" در این کتاب یک ترکیب بی نظیر ساخته اند و وزن تصاویر به شدت سنگین است. مثلا صحنه ای که کانگوروها باتوم به دست و لگدزنان به خانه فیل هجوم آوردند تا او را حین انجام جرم (پخت ماکارونی) دستگیر کنند یا فیل با دست های بسته که در جایگاه متهم ایستاده؛ قاضی، دادستان و هیئت منصفه همگی کانگورو هستند. این تصویرها را می توان به بحث گذاشت و در عین حال کتاب مملو از تصاویر مثبت و رنگ پردازی مناسب است.

مفاهیم:
آزادی، برابری، عدالت، کنشگری، انفعال، خلاقیت، قانون، منافع فردی، منافع جمعی، جامعه مدنی، حد، مرز و...

الهام فخرایی

#نوشتار
#فیل_ماکارون
#فلسفه_سیاسی
#کاوشگری_اجتماعی
#کنشگری_مدنی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#گروه_سنی_ب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C

مشخصات کتاب:
عنوان: "فیل ماکارون"
نویسنده: جیکوب کریمر
تصویرگر: کی فی استیل
ناشر: پرتقال



@RadioP4C
1
🔻چیزهایی که پشت سر گذاشته ایم (درباره مهاجرت و دلتنگی)

کتاب "کنسرت آقای خرس" یا آنچنان که در عنوان اصلی آمده "خرس و پیانو" The Bear and Piano را می توان با خیال راحت برای بچه ها خواند. نویسنده از یک پیانوی رها شده در جنگل و بچه خرسی کنجکاو استفاده کرده وموضوع دلتنگی برای جایی که سال ها در آن ریشه دواندیم و کسانی که دوستشان داریم را مطرح می کند.

خرس کوچک سال ها با پیانو تمرین می کند، از کودکی، احوال ناشناخته و ترس اولیه از شی رها شده در جنگل، به آقای خرس و مهارت نواختن پیانو و غرق شدن در لذت نواها می رسد تا اینکه پیشنهادی دریافت می کند و تصمیم می گیرد جنگل و دوستانش را ترک کند.

کمی بعد با اینکه همه چیز خوب پیش می رود، اما آقای خرس دلش تنگ شده و نگران است، آیا وقتی برمی گردد، دوستانش هنوز او را به یاد دارند؟ هنوز دوستش دارند؟ اصلا او را می پذیرند یا بابت اینکه آنها را ترک کرده و دنبال آرزوهایش رفته، طردش می کنند؟!

دیوید لیچفیلد نویسنده و تصویرگر کتاب موضوعی مهم را به زبانی ساده و با تصاویری دلپذیر مطرح کرده است.

پنجه های خرس را روی پیانو تصور کنید؛ حالا خرسی را تصور کنید که بتواند آن قدر خوب بنوازد که در "برادوی" اجرا داشته باشد، آیا اگر خرس در جنگل می ماند، می توانست چنین چیزی را تجربه کند؟ آیا رفتن همیشه بهترین تصمیم است؟ آیا دوست داشتن با فاصله گرفتن کم می شود؟ با تغییر کردن چطور؟ مثلا با مشهور شدن؟ بزرگ شدن؟ و... ما با افرادی که ترک مان می کنند، چطور مواجه می شویم؟ چطور باید برخورد کنیم؟ ما نسبت به افراد یا سرزمینی که پشت سر می‌گذاریم، چه حسی داریم؟ چه مسئولیت هایی؟ و پرسش های دیگر.

کتاب "کنسرت آقای خرس" می تواند برای کودکان عادی و کودکی که تجربه مهاجرت دارد و همین طور کودکی که این تجربه را به شکل روان تکان تجربه کرده توسط درمانگر استفاده شود.

مفاهیم: ترس، تغییر، تجربه، جسارت، نگرانی، مهاجرت، هویت، دلبستگی، پیوند، وابستگی، دوستی، سرمایه اجتماعی، شهرت، وطن و...

#الهام_فخرایی

#نوشتار
#کنسرت_آقای_خرس
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#قصه_درمانی
#گروه_سنی_ب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
مشخصات کتاب:
عنوان: "کنسرت آقای خرس"
نویسنده و تصویرگر:
دیوید لیچفیلد
ناشر: پرتقال

اینستاگرام

@RadioP4C
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آموزش مغالطه برای نوجوان ها
مغالطه شماره نهم: توسل به احساسات

#الهام_فخرایی
#سنجشگرانه_اندیشی
#نوجوان_توانمند


برای مشاهده شماره های قبلی، روی هشتگ های زیر کلیک کنید:

#آموزش_مغالطات
#مغالطه_برای_نوجوانها

به کوشش مدرسه رسانه ای رسا

📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.


#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر 

@RadioP4C
@RadioP4C
🔻آبی غرورانگیز

نویسنده کتاب "آبی غرورانگیز" ابتهاج محمد؛ اولین قهرمان شمشیربازی زن مسلمان آمریکایی است که با حجاب در مسابقات جهانی ظاهر شده است.

روی کتاب نوشته: درباره حجاب و خانواده

اما کارکرد کتاب فقط به این موضوع محدود نمی شود، درواقع "آبی غرورانگیز" کتابی درباره اهمیت دو مولفه "رواداری" از حیث اجتماعی و "عزت نفس" از جنبه فردی است.

اینکه اگر فردی باور یا انتخاب متفاوتی با ما دارد، چطور با آن مواجه شویم، آیا او را تغییر بدهیم؟ مسخره اش کنیم؟ محدودش کنیم؟ چه وقت چنین اجازه ای داریم؟ آیا اصلا چنین اجازه ای داریم؟ طرف مقابل در برابر ما و واکنش هایمان چه کند؟ و پرسش های دیگر.

ابتهاج محمد در این کتاب با الهام از زندگی خود، داستان اولین روزی را که دختری با حجاب به مدرسه می رود، روایت می کند.

راوی خواهر کوچکتر است که فائزه نام دارد و از زبان او متوجه می شویم که چرا و چطور خواهرش به جای رنگ صورتی، روسری آبی را انتخاب می کند، شبیه رنگ اقیانوس؛ جایی که آبی اقیانوس و آسمان با هم می آمیزند و یکی می شوند، اینکه با این روسری آبی خیلی راحت می‌تواند خواهرش را در مدرسه پیدا کند، اینکه حجاب نقطه قوت خواهرش است و حتی وقتی یکی دو تا از پسرها "آسیه" را مسخره می کنند، باعث شرمندگی او نمی شوند، چون به قول مادر "حرف های بدی که دیگران می زنند، به خودشان تعلق دارد و لازم نیست آن ها را بپذیرید."

در کتاب #آبی_غرورانگیز توجیه شناختی و مستدل برای حجاب ارائه نمی شود و صرفا بر روایت احساسات و هیجانات شخصی قهرمان های داستان متمرکز است و درست به همین دلیل، کتاب لزوما درباره حجاب یا حتی ابتهاج محمد نیست.

به بیان ساده تر؛ موضوع اصلی کتاب این است: فردی در حوزه زندگی شخصی خودش، انتخاب متفاوتی دارد که برایش ارزشمند است و نیازی به تایید بیرونی ندارد. در مقابل، دیگران هم در تعامل با این فرد، لازم است که رواداری پیشه کنند.

کتاب "آبی غرورانگیز" با تصویرگری اس. کی علی تصاویری ملموس، دارای ریتم و از زاویه دیدی متنوع ارائه می کند، شخصیت های اصلی و رنگ ها به خوبی انتخاب شدند و از لحاظ بصری برای کودک جذاب اند.

فعالیت
این کتاب را می توانید با طرح درس هایی از زاویه روانشناسی شخصیت سالم مانند مفاهیم انتخاب، ارزش ها، آزادی، مسئولیت پذیری، خودشکوفایی و... به کلاس ببرید، همچنان که از زاویه روانشناسی اجتماعی می توانید با مفاهیم تفاوت، دیگری، رواداری، انحصارگرایی و... به کار بگیرید.

از بچه ها بخواهید مثال های بیشتری از افراد و گروه هایی که با اکثریت جامعه متفاوت اند، پیدا کنند، مثلا افرادی که به زبان یا لهجه متفاوتی صحبت می کنند، اقوام یا اقلیت ها، توان خواهان، افرادی از طبقات اجتماعی متفاوت و.... سعی کنید یا استفاده از این محتوا، موضوع تعصب، تبعیض و کلیشه ها را به بحث بگذارید.

مفاهیم:
انتخاب، ارزش ها، آزادی، مسئولیت پذیری، خودشکوفایی، تفاوت، دیگری، رواداری، انحصارگرایی، تعصب، تبعیض، کلیشه ها و...


#الهام_فخرایی

#رواداری
#چندفرهنگی
#انحصارگرایی
#تبعیض
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻 رویاهایتان را بکارید!
بازخوانی داستان "قول" به مناسبت روز زمین

نوشتن یک قصهٔ خوب برای کودک بدون تصویرگری مناسب اگر نگوییم ناممکن، قطعا دشوار است. داستان «قول» اثر نیکلا دیویس این خوش‌شانسی را دارد که تصویرگری هوشمندانهٔ لورا کارلین را در کنار خود داشته باشد. در صفحات ابتدایی کتاب با تصویری مواجه‌ایم که کمی بعد متوجه می‌شویم بخشی از دیوارها و سنگفرش شهری خاکستری است؛ شهر خشک، غبارآلود، ترک‌خورده و باران‌ندیده که همیشه شن‌بادی زردرنگ مثل سگی گرسنه به ساختمان‌هایش پنجه می‌کشد، شهری بدون رویش، رشد و لبخند.

نیکلا دیویس برای ما تعریف می‌کند که مردم این شهر هم درست مثل خود شهر هستند؛ حتی راوی داستان هم آن‌طور که خودش می‌گوید خشک و خشن و زشت است. مردم شهر به پستی و حقارت عادت کرده‌اند و زندگی‌شان را از راه دله‌دزدی می‌گذرانند. راوی داستان از آنجا شروع می‌کند که دختری جوان بوده و او هم مثل بقیه اهالی شهر قلبش مچاله و سرد شده و هیچ شور و هیجان و احساسی که بشود زندگی را در آن دید، احساس نمی‌کند.

کمی بعد دختر جوان سعی می‌کند کیسه‌ای را از یک پیرزن بدزد. البته پیرزن هم مقاومت می‌کند و در نهایت در ازای گرفتن یک #قول از دختر، کیسه را به او می‌دهد: «اگر قول بدهی آنها را بکاری، می‌گذارم کیسه را ببری.»

تا این‌جای داستان ما با تصاویری روبه‌رو هستیم که یک شهر خاکستری، سرد و مملو از سازه‌های مدرن را نشان می‌دهد. اما وقتی دختر در کیسه را باز می‌کند و با دانه‌های بلوط مواجه می‌شود، تازه می‌فهمیم که نویسنده چه خوابی برای شهر و ما دیده است. دختر جوان می‌گوید: «یک جنگل در دستانم بود. احساس جدیدی وجودم را فراگرفت.»
نیکلا دیویس با همین عبارت نشان می‌دهد که از نظر او زیست عاطفی و اخلاقی انسان تا چه حد به طبیعت وابسته است. دختر برای اولین‌بار در زندگیش احساس خوشبختی می‌کند و در برابر این احساس، پول و غذا و خواسته‌های این‌چنینی بی‌مقدار می‌شوند. رویای داشتن یک جنگل بلوط در شهر، آهسته‌آهسته در وجودش جان می‌گیرد و او که کمی قبل به‌دنبال دزدی از یک پیرزن بود، حالا صبح را با عزم بر عملی‌کردن قولش آغاز می‌کند. ما هم با دختر (راوی) همراه می‌شویم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.

دختر جوان شروع می‌کند به کاشتن دانه‌ها؛ اینجا و آنجا. نیکلا دیویس در جریان کاشتن دانه‌های بلوط به تمام سازه‌های مختلف شهری اشاره می‌کند: گاراژ، خیابان‌ها، کنار میدان، پارک‌های متروک، کارخانه‌ها و بازارها، خط راه‌آهن، چراغ‌های راهنمایی، ایستگاه‌های اتوبوس، کافه‌ها، خانه‌ها و… حتی میان سنگ‌ها، بین ریل‌های زنگ‌زده و خرابه‌ها. در واقع نویسنده با ساختن این فهرست تصور جدایی شهر و طبیعت از یکدیگر را به چالش می‌کشد.

شهر یک محصول انسانی است و در نگاه نمادین، مردانه. ولی دیویس در این داستان اشاراتی ظریف به گرفتار‌شدن انسان در سازه‌های ساخت خودش و دورافتادگی از طبیعت به‌عنوان اصل، مبنا و جنبه‌های زنانه وجود، دارد. راوی داستان «قول» زنی کهنسال است که خاطره‌ای را از جوانی‌اش نقل می‌کند؛ در عین حال اولین مواجهه بین شخصیت‌ها در داستان «قول» بین یک پیرزن و دختر جوان اتفاق می‌افتد. اینکه پیرزنی حامل بذرهای بلوط است، اینکه پیرزن به سادگی و تا پیش از گرفتن قول از دختر جوان حاضر به رهاکردن کیسه نمی‌شود و اینکه درخت بلوط به‌دلیل عمر طولانی‌اش نماد استقامت است، همگی می‌تواند از وجوه استعاری داستان باشد؛ اشاره‌ای ظریف به جنبه‌های زنانه طبیعت و خاستگاه رویش.

البته علی‌رغم این وجوه استعاری، قرار نیست خیال‌پردازانه و به‌سادگی بلافاصله شاهد یک معجزه باشیم. مدتی طول می‌کشد تا اینکه آهسته‌آهسته جوانه‌ها ظاهر می‌شوند و صفحات کتاب نیز کم‌کم رنگ می‌گیرد. حالا مردم شهر به‌جای آن قیافه‌های اخمو و سرگردان سوسک مانند با لبخند حرف می‌زنند و می‌خندند و همه این‌ها را مدیون لذت کشف و تماشای برگ‌ها و نهال‌های نورسته‌اند؛ مدیون بازگشت به دامان طبیعت و جنبه‌های زنانه وجود.

«قول» به‌وضوح کتاب دوست‌دار طبیعت محسوب می‌شود. کتابی که با نگاهی کنشگرانه خواننده را به حرکت و اقدام در بدترین شرایط دعوت می‌کند. در داستان هم می‌بینیم که بقیه هم کم کم دست‌به‌کار می‌شوند و سبزی و گل و گیاه و رنگ و لبخند چطور گسترش می‌یابد. به‌خصوص وقتی انتهای داستان پسر جوانی سعی می‌کند کیسه راوی را بدزدد و او با گرفتن یک قول و رویای ساختن شهر سبز دیگری، کیسه را با لبخند رها می‌کند. البته اینجا نیز بار دیگر به نحوی استعاری شاهد پیوند جنبه‌های مردانه و زنانه‌ایم.

با تمام‌شدن داستان، این پرسش با ما می‌ماند: راستی اگر دختر به قولش عمل نمی‌کرد، این شهر زیبا وجود داشت؟... [ادامه در اینجا]

ویدئو در اینستاگرام

#الهام_فخرایی
#روز_زمین
#هوش_زیست_محیطی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخت تو منتظر توست!

یادداشت های مرتبط را در کانال با هشتگ های زیر جستجو و مطالعه کنید.

#هوش_زیست_محیطی
#اندوه_بالابان
#شکارگاه_عجیب
#قول
#درخت_بخشنده
#جاسوس_پنجاپنج
#قورباغه_کجاست
#کاوشگری_طبیعی

درخت تو منتظر است!
درختی که تماشای آن اشک شوق به چشمان بعضی می آورد، برای برخی دیگر فقط چیزی است که سر راهشان قرار گرفته است.

#درخت_بکاریم

رادیو فلسفه برای کودکان
@RadioP4C
کاوشگری هنری همراه با کنشگری
تاملی بر کتاب “شاید چیزی زیبا”

الهام فخرایی
وقتی صحبت هنر، هنرمند یا چیزی هنری به میان می آید، اولین تصویری که در ذهنتان نقش می بندد، چیست؟ وقتی بچه ها را در کلاس های هنری ثبت نام می کنید، چطور؟ آیا قرار است به استاندارد یا الگوی مشخصی برسند؟ به نظر شما هنر در کجا و توسط چه کسانی خلق و استفاده می شود؟ و….

صرف نظر از اینکه به پرسش های بالا چه جوابی داده باشید، کتاب “شاید چیزی زیبا” چه به لحاظ ماجرایی که ایزابل کامپوی روایت می کند و چه تصویرسازی جذاب و حرفه ای رافائل لوپز برای شما خواندنی خواهد بود.

در کتاب “شاید چیزی زیبا” با دختر کوچکی به نام میرا آشنا می شویم که در قلب یک شهر خاکستری زندگی می کند، اما چون شیفته نقاشی کشیدن، طراحی، دودل بافت و رنگ زدن است، از هر امکان و فرصتی استفاده می کند تا جایی که هم اتاقش پر از رنگ شده و هم قلبش پر از شادی.

حالا وقت آن است که نقاشی ها راهشان را به دنیای بیرون از اتاق میرا باز کنند، روز بعد میرا در راه مدرسه نقاشی هدیه می دهد، به خانم هنری، لوپز، پلیس و… و حتی یک خورشید برای یک دیوار خاکستری!

اما آیا نقاشی های میرا به تنهایی می توانند، شهر را از این حال و هوای خاکستری در بیاورند؟

نقطه قوت داستان از همین نقطه شروع می شود. اینکه نویسنده هنر، خلق کردن و زیبایی را به میرا محدود نمی کند. مرد نقاش از راه می رسد و بقیه هم کم کم سر و کله شان پیدا می شود. تازه فقط این نیست، موسیقی و رقص هم از راه می رسند و حتی وقتی آقای پلیس سر می رسد و همه نگران از تک و تا می‌افتند، افسر خم می شود و از دخترک سوال می کند: “ممکنه منم با شما نقاشی بکشم؟” و خب… دوباره جادوی رنگ، موسیقی و حرکت به راه می افتد.

آمیختن وجه اجتماعی و کنشگری با کاوشگری هنری یکی از وجوه تمایز این داستان با برخی نمونه های مشابه است، همان طور که از ابتدا و روی جلد کتاب وعده داده شده که “چطور هنر محله شما را زیر و رو می کند”

در داستان “ایزابل کامپوی” میرا به عنوان کودک نماینده آفریدن و خلق کردن زیبایی بررسی نشده و بدون معیار است، میرا هر بار که قلم مو را برمی دارد یا فضایی خالی می بیند، با خودش فکر می کند که” خب، شاید…” و دست به کار می شود. مرد نقاش هم در جواب سوال میرا که به چه چیزی خیره شده، جواب می دهد: “شاید… چیزی زیبا”

درواقع علی رغم تردید، خودانگیخته بودن، در لحظه و بدون برنامه ریزی خلق کردن، اینجا و اکنون را زندگی کردن و لذت بردن پس زمینه فکری داستان را می سازد.

خلق کردن مستلزم این است که حتی برای لحظاتی، نقد و انتقاد را تعطیل کنیم و اجازه دهیم اتفاق بیفتد، همانطور که مرد نقاش به اهالی محله گفت :”همه شما هنرمندید و جهان بوم شماست!”

فعالیت
داستان” شاید چیزی زیبا” را به عنوان یک کتاب فعالیت محور می توانید در کلاس، مدرسه یا در خانه با کودکتان بخوانید تا او را تشویق کنید که آزادانه تر از امکانات دنیای اطرافش استفاده کند و آن را با هر وضعیتی که فعلا دارد، بهتر و زیباتر کند، همچنین می توانید با استفاده از نمونه های واقعی در نقاط مختلف دنیا درباره اینکه چطور هنر می تواند تغییر ایجاد کند، طرح بحث کنید و همین طور درباره مفاهیمی مانند هنر، لذت، زیبایی، تغییر، تفکر، تردید، مسئولیت، انحصار، اکنون، اینجا، چیستی، تعریف و… با هم گفتگو کنید.

Maybe something beautiful
لینک مطلب

#الهام_فخرایی
#شاید_چیزی_زیبا
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کاوشگری_هنری
#کنشگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
پادکست سواد رسانه ای مدرسه رسا - قسمت دهم
پادکست دهم مدرسه رسا: تفکر انتقادی

اگر می خواهید دانش مقدماتی نسبت به تفکر انتقادی داشته باشید و همچنین تمرین هایی برای پرورش این مهارت در دانش آموزان یاد بگیرید، حتما این پادکست را گوش دهید.

گوینده: الهام فخرایی، دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت

تنظیم پادکست: مهدی کریمیان

پادکست را در کست باکس بشنوید.

#پادکست_مدرسه_رسا
#تفکر_انتقادی

@rasaschool99
@rasaschool99
آموزگار خوب

کسی نيست که شاگردانش توانسته اند به سوالات او جواب بدهند، بلکه کسی است که شاگردانش را به پرسشگری و طرح سوالاتی تشویق کرده که جواب دادن به آنها برای خودش هم دشوار است.
آليس ويلينگتون رولينز

#آموزگاران_خوب_روزتان_مبارک🌿


و من اضافه کنم که:
آموزگار خوب بیشتر از جواب دادن به دنبال ارزش گذاشتن روی پرسشگری و کنجکاوی است.

"نمی دانم" یا "تو چه فکر می کنی" و سوال را با سوال جواب دادن و تاکید روی اینکه هیچ جوابی آنقدرها کامل نیست و همیشه سوال ها مهمترند، از نشانه های این آموزگاران است.

#الهام_فخرایی
#رادیوفبک
#آموزگاران_خوب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان

@Radiop4c
👏3
🔻 چطور یک معلم می تواند خودپنداره دانش آموز را تقویت، تخریب یا اصلاح کند؟

در ویدئو ماجرای پسرکی روایت می شود که خودش را با بقیه هم کلاسی ها متفاوت یافته، حتی پدر و مادرش تمایل او را به بازی با عروسک ها نه می پذیرفتند و نه تایید می کردند و... همه اینها او را به این تصور می رساند که لابد مشکلی دارد.

تا اینکه معلم موسیقی این تمایل را می پذیرد و اینجاست که برای اولین بار آن طور که خودش توضیح می دهد، می فهمد که این فقط یک علاقه و ترجیح اوست و برای بازی کردن با عروسک ها لازم نیست حتما پسر نباشی یا لباس دخترانه بپوشی.

#کلیشه_جنسیتی

جالب اینجاست که این ماجرا به عنوان یک اتفاق تاثیرگذار از طرف دانش آموز انتخاب شده، در حالی که معلمش فکر نمی کرده که این بازخورد و پذیرش تا این حد روی او اثر گذاشته باشد.

به قول هنری آدامز هرگز نمی توان گفت که اثر اندیشه ها و رفتار یک معلم بر جامعه کجا تمام می شود... گاهی تا ابدیت‌ ادامه دارد.

از مجموعه ویدئوهای روایت های تاثیرگذار به مناسبت هفته بزرگداشت معلم US

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#آموزگاران_خوب

📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.

#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C
@RadioP4C
🔻اعتماد، پیش نیاز صلح
(نگاهی به انیمیشن "رایا و آخرین اژدها")


الهام فخرایی

رسم بر این است که قصه ها یا با ورود قهرمان شروع شوند یا با رفتن او؛ انیمیشن "رایا و آخرین اژدها" نیز با ورود "رایا" شروع می شود.

"رایا" دخترک نوجوانی که سودای محافظت از الماس "روح سیسو" را دارد؛ آخرین اژدهایی که تمام قدرتش را در این الماس متمرکز کرد تا درون های پلید، زمین را ترک کنند.

تا پیش از آن در دوران طلایی که زمین مانند بهشت بود، انسان ها و اژدهایان بدون ترس در کنار هم زندگی می کردند، جادوی اژدها آب، باران و صلح می آورد. اما با هجوم درون های پلید، اژدهایان خودشان را قربانی کردند تا زمین و انسان ها را نجات بدهند.

با این حال، زمین بدون حضور آنها هرگز مثل قبل نشد و انسان ها دیگر نتوانستند به هم اعتماد کنند.

انیمیشن "رایا و آخرین اژدها" درباره "اعتماد" است، مفهومی کلیدی برای "صلح"... در ماجرای این انیمیشن بارها شاهدیم که رایا می بایست به دیگری اعتماد کند، اما بعد از همه اتفاقات ناگواری که رخ داده، اعتماد کردن سخت ترین کار دنیاست. در مقابل، آخرین اژدها "سیسو" هیچ تصور ذهنی از دروغ و بی اعتمادی ندارد و این همان چالشی است که داستان ما را به تجربه اش دعوت می کند.

انیمیشن "رایا و آخرین اژدها" گرچه نگاهی سنت گرا و اساطیری را دنبال می کند و رد پای فرهنگ شرق در آن مشهود است، اما به موضوعی می پردازد که هنوز یکی از پرسش های مطرح فلسفه در دنیای معاصر است:

اینکه اکنون چه راهکاری برای اعتماد داریم‌: کاهش اعتماد،اعتماد بیشتر، یا بازسازی اعتماد؟ (نگاه کنید به "Question Of Trust" اثر اونورا اونیل برنده جایزه برگروئن در سال ۲۰۱۷)

انیمیشن "رایا و آخرین اژدها" تلاش می کند به مخاطب نشان بدهد که بدون پذیرش خطر اولیه و نسبی اعتماد کردن، امکان ندارد بتوانیم به هم اعتماد کرده و صلح را برقرار کنیم.

در مقابل، افتادن در دام بازی «بخور تا خورده‌نشوی» آن طور که فایری‌کوشمن، روان‌شناس اخلاقی دانشگاه هاروارد، عنوان می کند "شهود اخلاقی ما را منحرف کرده و باعث می شود به جای اعتماد و همکاری، صرفا دنبال منفعت شخصی‌مان باشیم. دیدگاهی که به طور خاص در فرهنگ‌هایی شایع‌تر است که حاکمیت قانون در آن‌ها ضعیف، فساد بالا و اعتماد عمومی کم است."

همان طور که در "رایا و آخرین اژدها" می بینیم که چطور فساد همه جا را فرا گرفته و حتی کودک که نماد پاکی و راستی است "رایا"را فریب می دهد.

از ویژگی های متمایز این اثر نقش آفرینی برابر زنان و مردان فارغ از کلیشه های جنسیتی است. ضمن اینکه بر کنشگری به جای نشستن و در انفعال انتظار کشیدن تاکید دارد.

حذف تقابل های معمول بین دو جنس، طبقات اجتماعی، موجودات زمینی و فرازمینی، از جمله برتری انسان نسبت به سایر موجودات نیز از نقاط قوت آن محسوب می شود.

در این انیمیشن با طرح داستان هر کدام از شخصیت ها، مفهوم "دیگری" به معنای منفی آن رنگ می بازد تا آن جا که اعتماد و اتحاد ممکن می شود. رنگ و بوی سنتی داستان، طراحی زیبا، ریتم مناسب و محتوای مهم در کنار هم "رایا و آخرین اژدها" را برای مخاطب 9 سال به بالا، به ویژه برای نوجوان ها پیشنهادی دیدنی و قابل توصیه می کند.

مفاهیم:
اعتماد، صلح، حقیقت، انفعال، کنشگری، طبیعت، محیط زیست، سنت، خیال، واقعیت، محیط، فداکاری، مراقبت، اراده و...

#الهام_فخرایی

#نوشتار
#اعتماد
#حقیقت
#دروغ
#یک_انیمیشن
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان

@RadioP4C
🔻اعتماد، پیش نیاز صلح
نگاهی به انیمیشن "رایا و آخرین اژدها"
الهام فخرایی

منتشر شده در اینجا

مفاهیم:
اعتماد، صلح، حقیقت، انفعال، کنشگری، طبیعت، محیط زیست، سنت، خیال، واقعیت، محیط، فداکاری، مراقبت، اراده و...

#الهام_فخرایی
#نوشتار
#اعتماد
#حقیقت
#دروغ
#یک_انیمیشن
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان

@RadioP4C
فلسفه ورزی درباره مشاهیر
امروز: مریم میرزاخانی

یکی از موضوعاتی است که در حلقه کندوکاو فبک یا اجتماع پژوهشی فلسفه برای کودک و نوجوان کاربرد دارد، گفتگو درباره مشاهیر و چهره های ماندگار است. برای این منظور می توانید از جملات، آثار، حوادث مهم، فعالیت ها، موضع گیری ها واندیشه های و... منسوب به این افراد استفاده کنید

امروز درباره #مریم_میرزاخانی با کودکان و نوجوانان صحبت کنید.

می توانید مستند The Secrets of the Surface را با دانش آموزان تان ببینید یا بخش هایی از آن را انتخاب و با آنها به اشتراک بگذارید یا متن کوتاهی درباره زندگینامه این شخصیت بنویسید و در اختیارشان قرار بدهید.

سپس از آنها بپرسید:
اگر به جای مریم بودند، چه می کردند؟
آیا پیش آمده که از تلاش کردن خسته شده باشند؟
آیا هدفی دارند که برای رسیدن به آن تلاش کنند؟ آیا تا به حال تبعیض یا کمبودی تجربه کردند؟ از آن ها بخواهید درباره کلیشه هایی که به دخترها نسبت داده می شود، صحبت کنند و مثال بزنند.
آیا دخترها در ریاضیات ضعیف تر هستند؟ چطور می توان این کلیشه ها را تغییر داد؟ چه کلیشه های اشتباه دیگری وجود دارد؟ آن ها چه اهداف بزرگی دارند و برای رسیدن به آن چه برنامه ای دارند؟ مریم میرزاخانی برای ما و جهان چه کرد؟ ما چه وظیفه ای در قبال او و جهان داریم؟ و...

این تمرین علاوه بر اینکه مجموعه ای از اهداف فبک نظیر تفکر نقادانه، خلاق، مراقبتی، مهارت های گفتگو و ... را پوشش می دهد، همزمان کارکرد مثبتی در هویت سازی و آشنایی آنها با فرهنگ اصیل و ادای احترام به چهره های ماندگار خواهد داشت.

تماشای بخش هایی از این مستند در صفحه اینستاگرام


منبع کمکی:
- کتاب "داستانهای شب برای دختران سرکش"

- مستند The Secrets of the Surface

مفاهیم: کلیشه های جنسیتی، برابری، هویت، ارزشگذاری، جنسیت، قهرمان، سرکشی، مشاهیر، سرمایه اجتماعی، هدف، رویا، آرزو و ...


#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#طرح_درس_مشاهیر




@RadioP4C
🔻رویای دویدن
(یافتن معنا و دوباره از نو شروع کردن)
الهام فخرایی

رمان "رویای دویدن" درباره "جسیکا"
دختری 16 ساله و شیفته دویدن است. جسیکا قهرمان و رکورد دار مسابقه‌ی دو چهارصد متر  مدرسه است، اما در جریان تصادف اتوبوس مدرسه، پایش دچار آسیب جدی می شود.

داستان از "خط پایان" شروع می شود؛ "خط پایان" عنوان فصل اول کتاب است.

نقطه ای که "جسیکا" هشیاری اش را به دست آورده و حالا می تواند وضعیت اش را تجزیه و تحلیل کند:

من یک دونده ام!
کارم دویدن است.
دویدن هویت من است و تنها چیزی که بلدم، می خواهمش و برایم اهمیت دارد.
نسیم خنکی که از روی علف ها بلند می شود، پریدن از روی شبدرهایی که تازه شکوفه دادند و شکست دادن همه پسرها و اینکه باد روی گونه هایم و لابلای موهایم بوزد، احساس زنده بودن ولی حالا...

نقطه شروع داستان درواقع جایی است که برای "جسیکا' خط پایان محسوب می شود. شروع غم انگیز و توصیف دقیق، واقعی و ملموس آنچه قهرمان داستان تجربه می کند، می تواند در نگاه اول، مخاطب را در انتخاب کتاب مردد کند، اما بعدتر" باد مخالف" شروع به وزیدن می کند تا "نقطه شروع" تازه ای را رقم بزند.

داستان رویای دویدن به طور خاص درباره معنا آفرینی است، اینکه چطور برای زندگی مان معنا بسازیم، کشف کنیم و پرورش بدهیم و چطور دوباره از نو شروع کنیم.

چالش اصلی داستان، کنار آمدن جسیکا با شرایط جدید و موضوع دویدن یا به عبارتی" ندویدن" است، اما نویسنده به این اکتفا نمی کند. جسیکا در کنار مساله دویدن، چالش های مختلفی را تجربه می کند که او را قوی تر و به رویای دویدن نزدیک تر می‌کنند، هر چند نویسنده در طول داستان، به واقع گرایی کاملا وفادار است و قرار نیست با تفکر جادویی مسائل را فیصله بدهد.

احساس گناه، تلاش برای فهم اینکه چرا این اتفاق برای من افتاده، افسردگی، تسلیم شدن و خیال پردازی در مورد تمام سناریوهای ممکن، درواقع ضمائم و مکمل های هر فقداني محسوب می شوند که در این داستان هم به خوبی لحاظ شده است.

در بخشی از داستان، وقتی "جسیکا" تلاش می کند به تنهایی حمام کند، اولش فکر می کند که بهتر بود به جای پا دستش آسیب می دید، اما وقتی دستهایش را لابلای موهایش فرو کرده و شامپو می زند، خدا را شکر می کند که هنوز هر دو دستش را دارد.

به عبارتی جزئیاتی که نویسنده با دقت توصیف می کند، نوعی تمرین ذهن آگاهی است و به خواننده کمک می کند تا بیشتر از قبل بر داشته ها و تجربه هایش متمرکز بماند، مثلا بیشتر از قبل به پاهایش و لذت گام برداشتن توجه کند یا حتی مانند نویسنده این متن تصمیم بگیرد خودش را به چالش دویدن دعوت کند.

در "رویای دویدن" با شخصیت های مختلفی روبرو هستیم، خانواده جسیکا، هم کلاسی ها، رقبای جسیکا، دوستان صمیمی اش، مربی ورزش، معلم ها، پزشک و حتی حیوان خانگی اش. هر کدام از اینها کنش ها، واکنش‌ها، دلواپسی ها، آرزوها و خواسته های خودشان را دارند که به نوعی با جسیکا ارتباط پیدا می کند.

آگاهی، همراه شدن و بررسی این روابط امکان دیگری است که نویسنده فراهم کرده است تا با مفاهیم همدلی، همدردی و "دیگری" آشنا شویم.

"جسیکا" تا پیش از این هرگز به "رزا" توجه نکرده بود، دختری که همیشه انتهای کلاس و روی ویلچر می نشست و نمی توانست خوب صحبت کند. حالا جسیکا کنار رزا می نشیند و این همنشینی فرصتی می شود تا هم رزا را بهتر بشناسد و هم خودش را، طوری که در بخش پایانی کتاب با عنوان "خط شروع" رزا نقش تعیین کننده ای دارد.

همین طور پرداختن به مفهوم ضمنی عشق و "خودپنداره" جسیکا درباره خودش و آنچه که دیگران از ظاهر رزا برداشت می‌کنند، در کنار پرداختن به خطاهای شناختی نظیر ذهن خوانی یا فاجعه سازی، همگی می تواند محملی برای گفتگو، یادگیری و الهام بخشی برای خواننده به ویژه نوجوان باشد.

"رویای دویدن" را می توان به گروه سنی نوجوان پیشنهاد داد و همزمان به عنوان منبعی آموزشی برای والدین، مربی- معلم ها و همینطور درمانگرها به کار گرفت.
#الهام_فخرایی


مشخصات کتاب:
عنوان: "رویای دویدن"
نویسنده: وندلین ون درانن
مترجم: آناهیتا حضرتی
ناشر: پرتقال


مفاهیم:
معنا، دوستی، عشق، همدلی، احساس گناه، عدالت، حل مساله، امید، هدف، پذیرش، چالش، آرزو، افسردگی، فقدان، انگیزه، خطاهای شناختی، هویت یابی، خودپنداره، دیگری سازی و...

لینک مطلب

#نوشتار
#رویای_دویدن
#روایت_درمانی
#قصه_درمانی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#کتاب_نوجوان
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان


در این لینک (صفحه دوم) می توانید مصاحبه کوتاهی را با نویسنده رمان ببینید که از تجربه خودش و مشاهداتی که داشته صحبت می کند و اینکه این تجربه ارزش این را داشته که در اختیار دیگران قرار بگیرد و برای جهان الهام بخش باشد.


@RadioP4C
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش مغالطه برای نوجوان ها
مغالطه شماره دهم: دوراهی نادرست

تا حالا شده سر دو راهی انتخاب قرار گرفته باشید؟

آیا این دو راهی واقعا وجود دارد یا جعلی و تحمیل شده است؟!


این مغالطه شما را به یاد چه وضعیت هایی می اندازد؟ مثال بزنید.

#الهام_فخرایی
#سنجشگرانه_اندیشی
#تفکرنقادانه
#نوجوان_توانمند
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

برای مشاهده شماره های قبلی، روی هشتگ های زیر کلیک کنید:

#آموزش_مغالطات
#مغالطه_برای_نوجوانها


به کوشش مدرسه رسانه ای رسا


#بازنشرکنیدلطفا
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

#Criticalthinking
@RadioP4C