Telegram
نقدآگین
📘منشِ جنسی ابنسینا در نسخِ کهن
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 امروز روز شیخالرئیس «ابنسینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را بهدلیل نوشتههای عربیاش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد میکند تا فیلسوف اسلامی!
🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابنسینا-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپلامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانههای ایران مشغول بود.
🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابنسینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابنسینا به شهوترانی و صیغهکردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمتهای دشمنان او بودهاست؛ چندانکه گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.
🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جانمکگینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرفهای آنها را تکرار کردهاند.
🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی دربارهی ابنسینا ساخت که:
🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخههایی از زندگی ابنسینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخشهایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
🔺با صرفنظر از نقطهچینهای عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت بهصورت تقطیعشدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیاتالاعیان» ابنخلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و ابن القفطی و ابن ابیاصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شدهاست.
🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخهها، همین حرف را تکرار میکند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر میشود.
🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة فيالقولنج» درمییابد که ابنسینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچکدام آنها نبودهاست.
🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخهای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری میشود دست پیدا میکند که تا حدی مشکل برایش حل میشود و مشخص میشود مولفان نامبرده در بالا، از عبارت یادشده با نقطهچین، کلماتی را حذف کردهاند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او نسبت دهند.
🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمییابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکردهاند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زدهاست.
🍂 اما بدخواهان ابنسینا که بودهاند که دست به حذف و تحریف عبارات او زدهاند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافتالفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابنسینا نظر میکردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخالرئیس را «شرابخوار و آوازخوان و عشقباز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه میداد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.
🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شدهاست که از این لینک قابل دریافت است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 امروز روز شیخالرئیس «ابنسینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را بهدلیل نوشتههای عربیاش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد میکند تا فیلسوف اسلامی!
🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابنسینا-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپلامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانههای ایران مشغول بود.
🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابنسینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابنسینا به شهوترانی و صیغهکردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمتهای دشمنان او بودهاست؛ چندانکه گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.
🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جانمکگینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرفهای آنها را تکرار کردهاند.
🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی دربارهی ابنسینا ساخت که:
و لم یشف ما نابه بالشفا
و لم ينج من موته بالنجاة
نه كتاب شفايش وي را از قولنج شفا داد
نه کتاب نجاتش از مرگ نجاتش بخشید
🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخههایی از زندگی ابنسینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخشهایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
و یشتغل بالمجامعة کثیرا فأثر فی مزاجه… حتی صار امره فی السنه… اصاب الشیخ قولنج
🔺با صرفنظر از نقطهچینهای عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت بهصورت تقطیعشدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیاتالاعیان» ابنخلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و ابن القفطی و ابن ابیاصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شدهاست.
🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخهها، همین حرف را تکرار میکند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر میشود.
🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة فيالقولنج» درمییابد که ابنسینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچکدام آنها نبودهاست.
🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخهای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری میشود دست پیدا میکند که تا حدی مشکل برایش حل میشود و مشخص میشود مولفان نامبرده در بالا، از عبارت یادشده با نقطهچین، کلماتی را حذف کردهاند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او نسبت دهند.
🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمییابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکردهاند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زدهاست.
🍂 اما بدخواهان ابنسینا که بودهاند که دست به حذف و تحریف عبارات او زدهاند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافتالفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابنسینا نظر میکردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخالرئیس را «شرابخوار و آوازخوان و عشقباز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه میداد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.
🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شدهاست که از این لینک قابل دریافت است.
.
#بازاندیشی #در_چنین_روزی #آخوندیسم#پزشک #بازنگری #تاریخ #تاریخ_ایران #ابن_سینا #فلاسفه #فیلسوف #فلسفه #غزالی #احمد_غزالی #تکفیر #تفسیق #مباهته #قلنج #رابطه_جنسی #تحریف
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
Telegram
نقدآگین
📺 اسراییل از اجنه برای جاسوسی استفاده میکند
🔸اگر امثال این آخوند، معتاد مخدری سنگین نباشند، یا خودشان نفوذی نباشند، یا تحت تاثیر جاسوسهای نفوذیِ درونِ حوزهها و هیئتهای مذهبی، باید پرسید که چطور الله که کلماتی گیرا بر زبانِ رهبر مسلمین جهان(!) و نائبِ…
🔸اگر امثال این آخوند، معتاد مخدری سنگین نباشند، یا خودشان نفوذی نباشند، یا تحت تاثیر جاسوسهای نفوذیِ درونِ حوزهها و هیئتهای مذهبی، باید پرسید که چطور الله که کلماتی گیرا بر زبانِ رهبر مسلمین جهان(!) و نائبِ…
📘سخنان جاهلانهای که ریشه در الاهیات ثنوی دارد
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 ممکن است این آخوند، اصلاً این حرفها حالیاش نباشد، بههرحال، این جماعت جز از فقه چیزی بلد نیستند. ما در اسلام الاهیات فلسفی نداشته و نداریم؛ زیرا اسلام برخلاف مسیحیت در محیط فلسفهاندیش نشو-و-نما نیافت تا ناگزیر از کسبِ "لسان قوم" گردد. همین هم شد که حتی اهل علمکلام - که در صدد دفاع عقلانی از اسلام بودند - مطعون و کجپالان گرفته شدند! یعنی حتی به میان کشیدن پای عقل و عقلانیت برای دفاع از دین نیز ناپسند است! (البته معلوم است چرا؛ چون عقل لگامپذیر نیست و میتواند زیرآب همهچیز دین را هم بزند).
🍂 در میان اهلسنت، غزالی که اصلاً متکلم بود، از اینکارهبودنِ خودش شرمنده بود، یا درستتر آنکه بعداً شرمنده شد! بین شیعه نیز (بجز از اسماعیلیه که بههرحال عقلانی و فلسفهاندیش بودند)، غالباً متکلمین را کجپالانهایی گمراهکننده میگرفتند. به همین جهت نیز بود که "درس فلسفه" در حوزههای امامیه، طیفی از مکروه تا حرام و نجس تلقی میشد؛ هنوز هم تا حد زیادی چنین است.
🍂 فلسفه بلدنبودن مصداق جهل است، و این جهل بدان معنا نیست که فلسفهای در کار نیست. مثل غفلت ماهی از آب است، که جهل است، والا حیاتش بسته به همانیست که نسبت بدان جاهل است.
🍂 حالِ مسلمانهای فلسفهگریز و فلسفهستیز هم چنین شد. جاهلِ فلسفه شدند، اما به منزلتِ انسانی، ناگزیر از آن بودند! الا اینکه جهل فلسفیشان، الاهیات مسلمانی را بیمایه و اندیشۀ متالهین مسلمان را آکنده از بیانسجامیهای عنیف نمود.
🍂 بیجهت نبود که عابدالجابری گفت که تمدن اسلامی فلسفی نیست، فقهی است! همین هم بود و شد که امثال این آخوند، نظریهای را طرح میکند که بیآنکه بداند و بخواهد، در بنمایهاش مشرکانه و ثنوی، و لذا خلاف قرآن است. ذالک مبلغهم من العلم!
🗄پست مرتبط
📕در گردابِ جاسوسان
📕ضرورت تحلیل راهبردی پیرامون نفوذ
📕نفوذیها را دریابید!
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 ممکن است این آخوند، اصلاً این حرفها حالیاش نباشد، بههرحال، این جماعت جز از فقه چیزی بلد نیستند. ما در اسلام الاهیات فلسفی نداشته و نداریم؛ زیرا اسلام برخلاف مسیحیت در محیط فلسفهاندیش نشو-و-نما نیافت تا ناگزیر از کسبِ "لسان قوم" گردد. همین هم شد که حتی اهل علمکلام - که در صدد دفاع عقلانی از اسلام بودند - مطعون و کجپالان گرفته شدند! یعنی حتی به میان کشیدن پای عقل و عقلانیت برای دفاع از دین نیز ناپسند است! (البته معلوم است چرا؛ چون عقل لگامپذیر نیست و میتواند زیرآب همهچیز دین را هم بزند).
🍂 در میان اهلسنت، غزالی که اصلاً متکلم بود، از اینکارهبودنِ خودش شرمنده بود، یا درستتر آنکه بعداً شرمنده شد! بین شیعه نیز (بجز از اسماعیلیه که بههرحال عقلانی و فلسفهاندیش بودند)، غالباً متکلمین را کجپالانهایی گمراهکننده میگرفتند. به همین جهت نیز بود که "درس فلسفه" در حوزههای امامیه، طیفی از مکروه تا حرام و نجس تلقی میشد؛ هنوز هم تا حد زیادی چنین است.
🍂 فلسفه بلدنبودن مصداق جهل است، و این جهل بدان معنا نیست که فلسفهای در کار نیست. مثل غفلت ماهی از آب است، که جهل است، والا حیاتش بسته به همانیست که نسبت بدان جاهل است.
🍂 حالِ مسلمانهای فلسفهگریز و فلسفهستیز هم چنین شد. جاهلِ فلسفه شدند، اما به منزلتِ انسانی، ناگزیر از آن بودند! الا اینکه جهل فلسفیشان، الاهیات مسلمانی را بیمایه و اندیشۀ متالهین مسلمان را آکنده از بیانسجامیهای عنیف نمود.
🍂 بیجهت نبود که عابدالجابری گفت که تمدن اسلامی فلسفی نیست، فقهی است! همین هم بود و شد که امثال این آخوند، نظریهای را طرح میکند که بیآنکه بداند و بخواهد، در بنمایهاش مشرکانه و ثنوی، و لذا خلاف قرآن است. ذالک مبلغهم من العلم!
🗄پست مرتبط
📕در گردابِ جاسوسان
📕ضرورت تحلیل راهبردی پیرامون نفوذ
📕نفوذیها را دریابید!
.
#سم_هفته #آخوندیسم #نقد_شیعه#نقد_قرآن #قرآن #شیعه #آخوند #جن #غزالی #علوم_اسلامی #فلسفه #خرافات
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘متکلم یا فیلسوف؟
— پاسخی به نقد جناب آقای علیرضا معینی
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 بله، فیلسوف هم پیشفرضها دارد. چنانکه شما نیز گفتید بدون پیشفرض نمیتوان اندیشید، اما وقتی پیشفرض "دین" باشد که "زیستجهانِ فرهنگ" است، و لاجرم "همهچیزِ" هستیدن است، دیگر یک پیشفرض چون دیگر پیشفرضها نیست، بلکه کلان-پیشفرضِ "ملکالقدس العزیز و الجباری" انحصارجوی است که تاب هیچ همنشین ندارد، که سلطنتی بلامعارض و قدرقدرت بر همه اندیشه و بودن دارد.
🍂 در دکارت و هگل، "مدرنیته" این سلطان را لگامها زده و مطلقیتش را مشروط نموده، و یال و دمِ شیریاش را از او ستانده بود.
🍂 به لحاظ تاریخی نیز بیجهت نبود که دکارت نقطۀ آغاز "دئیسم" شد. "دئیسم" تقلیلِ دین و خدای ادیان ابراهیمی بود که دیگر "کل یوم هو فیشان" نبود، بلکه دمیورگی آفریننده بود، برکنار نشسته. حالا چنین خدایی، با دینش، میتوانست پیشفرضی چون دیگر پیشفرضها باشد، که در شرایطی میشد حتی از آن عبور هم کرد! چنانکه عصر روشنگری این عبور را انجام داد. مگر آلبرتوس و آکویناس و غزالی از پیشفرض دینشان میتوانستند بگدرند؟ هرگز! چنین گذشتنی برای آنان "ویرانی و تباهی" صدر تا ذیلِ جهانشان میشد!
🍂 مادامی که "دین" همهچیز باشد که بیرونش خلاءمطلق باشد - به تعبیر دیگر مادامی که ما باشنده زیستجهانِ مطلق دین باشیم که بیرونش هیچ نیست - ما جز "متکلم" نتوانیم که بود. از اوگوستین تا غزالی تا آکویناس، و از فخرالدین رازی تا صدرالدین شیرازی تا ویلیام اوکامی - بنا به سرشتِ زیستجهانیشان - همگی "متکلمان دین" بودند، که بعضاً نوآوران در اندیشه هم بودند، اما باری، "فیلسوف" نبودند، که تحتِ سیطرۀ تامِ و بلامعارضِ دین زیسته و میاندیشیدند.
🍂 "دین" برای دکتر سروش، همۀ دغدغه است، پیشفرضی نیست که حتی در مقام نظر برایش قابل عبور باشد؛ پس ایشان متکلماند، نه فیلسوف.
🍂 برای بوعلی و دکارت و هگل، "دین" همهچیز نبود، حتی بسا اصلیترین چیز هم نبود. "معرفت" اصلیترین چیز بود که "دین" هم در آنجا در کنار چیزهای بسیاری حضور داشت.
🍂 چرا این تغییر نگاه در این سهنفر اخیر صورت بست تا برخلاف آن سه نفر نخست، "دین" همهچیزشان نباشد؟ پاسخ این پرسش در مورد دکارت و هگل "مدرنیته" است، اما در حق بوعلی (و البته فارابی) "یونانیت" بود!
🍂 دکارت و هگل داخل در "هندسۀ مدرن" شدهبودند و آنجا میاندیشیدند. بوعلی در میراثداری از "انقلاب عصر طلایی یونان" میاندیشید، که زادگاهِ فلسفهاندیشیِ پسااسطورهاندیشی شدهبود؛ و البته امتداد محتوایی همین هم بود که پس از فَترتِ قرونِ وسطایی به جریان "مدرنیته" انجامید.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @sahebolhavashi
— پاسخی به نقد جناب آقای علیرضا معینی
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 بله، فیلسوف هم پیشفرضها دارد. چنانکه شما نیز گفتید بدون پیشفرض نمیتوان اندیشید، اما وقتی پیشفرض "دین" باشد که "زیستجهانِ فرهنگ" است، و لاجرم "همهچیزِ" هستیدن است، دیگر یک پیشفرض چون دیگر پیشفرضها نیست، بلکه کلان-پیشفرضِ "ملکالقدس العزیز و الجباری" انحصارجوی است که تاب هیچ همنشین ندارد، که سلطنتی بلامعارض و قدرقدرت بر همه اندیشه و بودن دارد.
🍂 در دکارت و هگل، "مدرنیته" این سلطان را لگامها زده و مطلقیتش را مشروط نموده، و یال و دمِ شیریاش را از او ستانده بود.
🍂 به لحاظ تاریخی نیز بیجهت نبود که دکارت نقطۀ آغاز "دئیسم" شد. "دئیسم" تقلیلِ دین و خدای ادیان ابراهیمی بود که دیگر "کل یوم هو فیشان" نبود، بلکه دمیورگی آفریننده بود، برکنار نشسته. حالا چنین خدایی، با دینش، میتوانست پیشفرضی چون دیگر پیشفرضها باشد، که در شرایطی میشد حتی از آن عبور هم کرد! چنانکه عصر روشنگری این عبور را انجام داد. مگر آلبرتوس و آکویناس و غزالی از پیشفرض دینشان میتوانستند بگدرند؟ هرگز! چنین گذشتنی برای آنان "ویرانی و تباهی" صدر تا ذیلِ جهانشان میشد!
🍂 مادامی که "دین" همهچیز باشد که بیرونش خلاءمطلق باشد - به تعبیر دیگر مادامی که ما باشنده زیستجهانِ مطلق دین باشیم که بیرونش هیچ نیست - ما جز "متکلم" نتوانیم که بود. از اوگوستین تا غزالی تا آکویناس، و از فخرالدین رازی تا صدرالدین شیرازی تا ویلیام اوکامی - بنا به سرشتِ زیستجهانیشان - همگی "متکلمان دین" بودند، که بعضاً نوآوران در اندیشه هم بودند، اما باری، "فیلسوف" نبودند، که تحتِ سیطرۀ تامِ و بلامعارضِ دین زیسته و میاندیشیدند.
🍂 "دین" برای دکتر سروش، همۀ دغدغه است، پیشفرضی نیست که حتی در مقام نظر برایش قابل عبور باشد؛ پس ایشان متکلماند، نه فیلسوف.
🍂 برای بوعلی و دکارت و هگل، "دین" همهچیز نبود، حتی بسا اصلیترین چیز هم نبود. "معرفت" اصلیترین چیز بود که "دین" هم در آنجا در کنار چیزهای بسیاری حضور داشت.
🍂 چرا این تغییر نگاه در این سهنفر اخیر صورت بست تا برخلاف آن سه نفر نخست، "دین" همهچیزشان نباشد؟ پاسخ این پرسش در مورد دکارت و هگل "مدرنیته" است، اما در حق بوعلی (و البته فارابی) "یونانیت" بود!
🍂 دکارت و هگل داخل در "هندسۀ مدرن" شدهبودند و آنجا میاندیشیدند. بوعلی در میراثداری از "انقلاب عصر طلایی یونان" میاندیشید، که زادگاهِ فلسفهاندیشیِ پسااسطورهاندیشی شدهبود؛ و البته امتداد محتوایی همین هم بود که پس از فَترتِ قرونِ وسطایی به جریان "مدرنیته" انجامید.
.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نواندیشی#فلسفه #عبدالکریم_سروش #دکتر_سروش #اسلام #دین #متکلم #روشنفکری #فیلسوف #سکولاریسم #ابن_سینا #هگل #غزالی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @sahebolhavashi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر (۲) (+)
— مرگ در نگاه زرتشت و ایران باستان (اسطورهشناسیِ عواطف و هیجانها و ارزشگذاری رنج و لذت در ادیان)
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓نگاه به مرگ و شادی در اسلام و زرتشتیت چه تفاوتهایی دارد؟ چرا «مرگ حق است» پس از اسلام ظهور یافت؟ تغییر نگاه به مرگ در پیش و بعد از اسلام چگونه بودهاست؟ ایرانیان پیش از اسلام به مرگ چه نگاهی داشتند؟
📻 فایل صوتی فشرده (اینجا)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مرگ در نگاه زرتشت و ایران باستان (اسطورهشناسیِ عواطف و هیجانها و ارزشگذاری رنج و لذت در ادیان)
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓نگاه به مرگ و شادی در اسلام و زرتشتیت چه تفاوتهایی دارد؟ چرا «مرگ حق است» پس از اسلام ظهور یافت؟ تغییر نگاه به مرگ در پیش و بعد از اسلام چگونه بودهاست؟ ایرانیان پیش از اسلام به مرگ چه نگاهی داشتند؟
یهوه [که الله از روی آن گرتهبرداری میشود توسط اعراب] یک خدای خشمگینِ ویرانگریست اساسا. با احترام به هموطنان کلیمی، بهنظر من، پیروی از خدایی که رفتارش غیراخلاقیست، غیراخلاقیست. من معتزلیام و نه اشعری.
📻 فایل صوتی فشرده (اینجا)
.
#ایران #اسطورهشناسی #فلسفیدن #گاهان #نقد_ادیان#گاتاها #الهیات #امر_قدسی #ادیان #تاریخ_ادیان #دینشناسی #مرگ #حماسه #زندگی #معنای_زندگی #قیامت #آخرت #آخرالزمان #میترائیسم #اهورامزدا #اهریمن #جمشید #فریدون #سیاوش #عاشورا #بهرام_چوبین #مسیح #مسیحیت #اوستا #زرتشتی #زرتشت #افلاطون #شهادت #شهادتطلبی #بودا #ایرانشهری #ایرانشهر #مانی #مانویت #بودیسم #نیچه #مولوی #غزالی #عشق #مدرنیسم #ابن_تیمیه #فلسفه_سیاسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اهمیتِ گاهان در ایرانشهر ۲
@Naqdagin
🎧 اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر (۲) (+)
— اسطورهشناسیِ عواطف و هیجانها و ارزشگذاری رنج و لذت در ادیان
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓نگاه به مرگ و شادی در اسلام و زرتشتیت چه تفاوتهایی دارد؟ چرا «مرگ حق است» پس از اسلام ظهور یافت؟ تغییر نگاه به مرگ در پیش و بعد از اسلام چگونه بودهاست؟ ایرانیان پیش از اسلام به مرگ چه نگاهی داشتند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسطورهشناسیِ عواطف و هیجانها و ارزشگذاری رنج و لذت در ادیان
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓نگاه به مرگ و شادی در اسلام و زرتشتیت چه تفاوتهایی دارد؟ چرا «مرگ حق است» پس از اسلام ظهور یافت؟ تغییر نگاه به مرگ در پیش و بعد از اسلام چگونه بودهاست؟ ایرانیان پیش از اسلام به مرگ چه نگاهی داشتند؟
یهوه [که الله از روی آن گرتهبرداری میشود توسط اعراب] یک خدای خشمگینِ ویرانگریست اساسا. با احترام به هموطنان کلیمی، بهنظر من، پیروی از خدایی که رفتارش غیراخلاقیست، غیراخلاقیست. من معتزلیام و نه اشعری.
.
#ایران #اسطورهشناسی #فلسفیدن #گاهان #نقد_ادیان#گاتاها #الهیات #امر_قدسی #ادیان #تاریخ_ادیان #دینشناسی #مرگ #حماسه #زندگی #معنای_زندگی #قیامت #آخرت #آخرالزمان #میترائیسم #پل_صراط #اهورامزدا #اهریمن #جمشید #فریدون #ضحاک #سیاوش #عاشورا #بهرام_چوبین #مسیح #مسیحیت #اوستا #زرتشتی #زرتشت #افلاطون #شهادت #شهادتطلبی #انتحاری #بودا #ایرانشهری #ایرانشهر #مانی #مانویت #بودیسم #نیچه #مولوی #غزالی #عشق #مدرنیسم #ابن_تیمیه #طالبان #فلسفه_سیاسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin