نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.06K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📚 قرار نبود زندگیمان اینقدر تلخ و بی‌رحمانه باشد


می توانید زندگی حقیقی را فیلتر کنید؟

می شود خودتان را و تصمیماتتان را از زندگی ما حذف کنید؟

گفته بودید دیو می رود و فرشته می‌آید. مردم بر کف خیابان‌ها جان دادند. در جبهه‌ها جنگیدند. نوجوانان و پسران مادران و پدران جوان بر خاک های جبهه‌ها تیر خوردند و کشته شدند تا شما سال‌ها وقیحانه منت آن را بر سر مردم بگذارید.

همان مردمی که فقط تاوان دادند و همیشه قربانی بودند.

زیر بار گرانی, ظلم, اسارت, قوانین متحجرانه و عقب ماندگی کمر خم کردند. خیلی‌ها حسرت داشتن یک زندگی معمولی (مثل بقیه‌ی مردم دنیا) را به گور بردند.

مردمی که زندگی نکردند و با شعار احمقانه‌ی نه شرقی نه غربی متحمل فقر و محدودیت و بدبختی شدند.

مردمی که فهمیدند نداشتن استقلال و وابستگی به دشمن "دانا" بهتر از نداشتن آزادی و حق انتخاب است.

امروز هم خزر و خلیج فارس و خاک جنوب را از دست دادیم, هم جوانی و عمرمان را. عزت و سربلندی تنها فریبی بودند برای بخشیدن سرمایه‌های این خاک به اربابانتان. شما حتی لایق واژه‌ی وطن فروش هم نیستید چون ایرانی نیستید.

اگر انسانی سالم بودید, از روی وظیفه هم که شده قدری به جان دیگر انسان‌ها اهمیت می‌دادید. شما اگر سلامت روان داشتید فقط در صورتی از خود رضایت داشتید که در کار خود مفید و موثر باشید.

اگر برای رسیدن به جایگاهتان زحمت کشیده بودید و درس خوانده بودید, دلتان می‌خواست از دانشتان برای بهتر کردن اوضاع استفاده کنید. اگر سواد داشتید و از سیاست و اقتصاد چیزی می‌دانستید, امروز در جایگاه بدترین کشورهای دنیا قرار نداشتیم.

اگر ذره‌ای انسانیت در وجودتان بود طرح غربالگری را حذف نمی‌کردید.

کدام عقل و منطقی می تواند این را بپذیرد؟ چه توجیهی برای این تصمیم وجود دارد؟ افزایش جمعیت بیمار, معلول و عقب مانده که چه بشود؟ در مورد پیامدهای مالی و روانی که بر خانواده‌ها و جامعه وارد می شود چیزی نمی گویم, چون تصمیم گیرندگان کمترین دغدغه ای بابت این مسائل ندارند و هرچه بگوییم آب در هاون کوبیدن است.

نگران فضای مجازی هستید؟! خبر ندارید کتاب‌های مدرسه از هر محتوای مبتذلی در فضای مجازی برای فرزندان ما مضرتر است؟ آنچه که باید فیلتر شود شما هستید آنچه که باید از زندگی ما حذف شود هستید.

دیگر نمی توانید شعار استقلال داده, به مردم وعده‌ی تغییر دهید. شما حقیرتر, بی‌سوادتر و بیمارتر از مردمی هستید که برای آنها تصمیم می‌گیرید.

نه به شما! ننگ بر شما!

شما که برخلاف حکومت های سنگدل فقط معترضان را نکشتید. از کرونا برای پر کردن جیب‌هایتان و محدود کردن مردم سؤاستفاده کردید. به قیمت محروم کردم مردم از واکسن, و همچنان آمار مرگ و میر را در خبرها اعلام می کنید.

دیگر این کرونا نیست که مردم را می کشد. حالا که آمار مرگ و میر در بسیاری نقاط دنیا به صفر نزدیک شده است, دیگر این مرگ‌ها طبیعی نیست, بلکه قتل است و مسئولیتش مستقیم بر عهده ی شما تصمیم گیرندگان است.

قابل درک است که این همه از مردم متنفر باشید!

چون سال‌ها برای ایدئولوژیتان تبلیغ کردید. چند دهه از طریق رسانه‌هایتان مردم را مشتاق و علاقمند نشان دادید. سناریو نوشتید و خیال را به واقعیت ترجیح دادید. هی دستور دادید و نوشتند و ساختند و دلتان می خواست واقعیت همین باشد!

خیلی سعی کردید عروسک های چادری دوست داشتنی و پسر ریشوهای پاک و نورانی را به مردم نشان دهید.

خیلی خواستید مثل مردم عادی باشید و دوستتان داشته باشند! ولی مردم شما را نمی خواهند, قبولتان ندارند و هیچ یک از شما را انتخاب نمی‌کنند. چون بسیار باهوش تر و آگاه تر از شما هستند.

هرچقدر هم که عمر سلسله‌تان را بیشتر کنید, به اربابانتان باج دهید و کل خاک ایران را هم حراج کنید, خودتان بهتر می دانید که هرگز, هرگز و هرگز همراهی این مردم را نخواهید داشت.

قابل درک است که این همه از مردم متنفر باشید!

@drkhanlarzade

📕یادداشت مرتبط:
سیستم بیمار زنجیری


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📊۱۲ فروردین، نمایهٔ آشکار جاهلیت
چرا دیگر رفراندوم قانون اساسی برگزار نمی شود؟

✍️ دکتر #جلال_پورالعجل
(۱/۲)

📌قانون اساسی نتیجهٔ ناآگاهی، غفلت، بی‌تجربگی و تعصب بود!

1️⃣ تدوین، تصویب و بازنگری قانون اساسی

آمارها نشان می دهند که در فروردین ۵۸ بیش از ۲۰ میلیون نفر یعنی ۹۹% شرکت کنندگان به استقرار "جمهوری اسلامی" رأی مثبت دادند (البته پیرامون درصد مشارکت و درصد رای به جمهوری اسلامی و آمارسازی‌ها مباحث و مقالات جدی طرح شده‌است).

🔅با این وجود، پس از تدوین قانون اساسی، در آذر ۵۸ حدود ۵ میلیون نفر یعنی ۲۵% از افرادی که به استقرار جمهوری اسلامی رأی مثبت داده بودند، به قانون اساسی رأی ندادند؛ احتمالاً آن را مغایر با اساس جمهوریت و در تضاد با آرمانهای انقلاب یافته بودند.

🔅جالبتر این که پس از اصلاح قانون اساسی در مرداد ۶۸، حدود ۱۴ میلیون نفر یعنی ۴۵% افراد واجد شرایط در همه پرسی بازنگری قانون اساسی شرکت نکردند. این نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در عمر ۱۰ ساله خود بسیاری از طرفداران اولیه خود را از دست داده است.

حال تصور کنید اگر در حال حاضر قانون اساسی به رأی گذاشته شود چند درصد مردم به آن رأی مثبت خواهند داد؟! به همین دلیل است که اجرای اصل ۱۷۷ مبنی بر بازنگری و اصلاح قانون اساسی و برگزاری همه پرسی برای مسئولین نظام به یک کابوس دهشتناک تبدیل شده است!

2️⃣ ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی (مجلس مؤسسان)

👳🏾‍♂️جالب است بدانید که از مجموع ۷۳ عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، ۵۳ نفر (۷۳%) از روحانیون بودند و فقط ۵ نفر دارای درجه دکترای دانشگاهی بودند!
شاید این ترکیب برای تدوین "رسالهٔ عملیه" مناسب باشد ولی برای تدوین "قانون اساسی" یک کشور به هیچ‌وجه ترکیب مناسبی نبوده است. متأسفانه غایب بزرگ مجلس خبرگان قانون اساسی دانشگاهیان، حقوقدانان و جامعه شناسان بودند.

❗️ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی باعث شد تا روحانیون حداکثر بهره برداری را از تدوین قانون اساسی ببرند و تمام پستهای کلیدی و حساس را به نفع خود مصادره نمایند. قانون اساسی به گونه ای تدوین شده که شاهرگ اصلی تمام قوانین و امور اجرایی کشور در اختیار و انحصار روحانیون قرار داشته باشد! به نحوی که بدون اجازهٔ آنها هیچ قانونی در کشور تصویب نخواهد شد و هیچ اقدامی، چه در حوزه سیاست داخلی و چه در حوزه سیاست خارجی بدون اذن آنها صورت نخواهد گرفت! (این بیان اخیر ظریف «صفر درصد سیاست خارجی دست من بود»)

⚠️در واقع، ثمرهٔ اصلی این شیوه قانون نگاری مرگ "جمهوریت" و سلب "اراده مردم" و استیلای بلامنازع روحانیون بر تمام مقدرات و امور کشور به شیوهٔ قرون وسطایی بود.

با توجه به محدودیت دسترسی به رسانه‌ها در سال ۵۸ و غفلت ناشی از شور و اشتیاق بعد از پیروزی انقلاب به نظر می رسد که بخش عظیمی از رأی دهندگان حتی از محتوای قانون اساسی بی‌اطلاع بوده‌اند و به صرف اعتمادی که به مسئولین و بویژه روحانیون داشتند به این قانون رأی مثبت داده‌اند؛ و حتی کسانی هم که آن را مطالعه کرده بودند، یا در رأی گیری شرکت نکردند (۵ میلیون نفر) یا هرگز تصور نمی‌کردند که قانون اساسی به شیوهٔ کنونی تفسیر و اجرا شود.

جای بسی تأسّف است که در حال حاضر، بسیاری از طرفداران جمهوری اسلامی حتی یک بار هم قانون اساسی را مطالعه نکرده‌اند و از محتوا و نواقص آن بی خبرند!

❗️هیچ‌یک از تدوین کنندگان قانون اساسی سابقه کار اجرایی و کشورداری نداشتند. اجرایی‌ترین فرد در بین انقلابیون مهندس بازرگان بود که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برای مدتی رئیس شرکت آب و فاضلاب تهران بود!

تصور کنید ترکیبی از افراد فاقد تجربه با چاشنی تعصبات دینی و انقلابی به تدوین قانون اساسی مبادرت نمایند چه فاجعه ای خواهد شد که اکنون شاهد آن هستیم!

تدوین کنندگان قانون اساسی حتی نمی‌دانستند که باید اصلی را برای بازنگری و اصلاح قانون اساسی در نظر بگیرند و بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ با دستور بنیانگذار جمهوری اسلامی صورت گرفت.

در حال حاضر، بر اساس اصل ۱۷۷، بازنگری در قانون اساسی در "موارد ضروری" صرفاً با اذن رهبری امکانپذیر است. مع‌الأسف، در ذیل همین اصل، بندی آورده شده که عملاً امکان اصلاحات بنیادین در قانون اساسی که امروز موضوعات اصلی مورد مناقشه و مخالفت آحاد مردم است را غیرممکن و اصلاح ناپذیر نموده است.

در ذیل اصل ۱۷۷ چنین آمده است:

"محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی وپایه‌های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت ونیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی و دین و مذهب رسمی ایران تغییرناپذیر است."

(ادامه دارد)



🌾@Naqdagin
📊۱۲ فروردین، نمایهٔ آشکار جاهلیت

چرا دیگر رفراندوم قانون اساسی برگزار نمی شود؟

✍️ دکتر #جلال_پورالعجل
(۲/۲)

❗️این بند حاوی این پیام است که حتی اگر همه کسانی که قانون اساسی را تدوین نموده‌اند یا به آن رأی مثبت داده‌اند فوت کنند، بازهم این قانون قابل اصلاح نیست و به نسلهای بعدی تسری خواهد یافت!

در واقع جمود و تغییرناپذیری قانون اساسی نه تنها کمکی به بقای جمهوری اسلامی نمی‌کند بلکه آن را شکننده‌تر هم ساخته است. هنگامی که راه اصلاحات مسدود شود؛ مسیر براندازی گشوده خواهد شد! این درس بزرگ تاریخ است.


📓مدیا و یادداشت مرتبط:
▪️ قرار نبود زندگیمان اینقدر تلخ و بی‌رحمانه باشد
▪️
نقش قرآن و خطبهٔ ضدّ زن نهج‌البلاغه در وضع فلاکت‌بار ایران



نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕چرا دموکراسی از روی کفن داعش می‌گذرد؟

(حق عزل مسالمت‌آمیز وجه ممیز دیکتاتوری با
دموکراسی)
(۱/۳)
✍️
#رضا_زمان

1️⃣مصباح یزدی گفته است:”اطاعت از ولی‌فقیه‌ مانند اطاعت از ائمه معصومین واجب است؛ هر چند که ولی‌فقیه معصوم نیست و ممکن است بین هزاران تصمیم، اشتباهی نیز بکند اما همان‌گونه که به حکم عقل اطاعت از فرمانده واجب است، اطاعت از ولی فقیه نیز واجب است”.

مصباح در واقع، حقیقتِ ولایت فقیه را گفته است. با تمام سفاهت و خباثتی که دارد، ولایت فقیه را به شکلی عریان در سخنانش نشان می‌دهد و زشتی و شناعت آن را آشکار می‌سازد. ولایت فقیه، دقیقاً همین است که مصباح می‌گوید.

اصل و اساسِ ولایت فقیه این است: استبداد مطلق و تعطیل عقل؛ بردگی و تسلیم شدن در برابر سلطان. ولایت فقیه از انسانی که باید محق، مختار و آزاد باشد، موجودی مکلف، مجبور و برده می‌سازد. ولی فقیه از ما اطاعت و بردگی می‌خواهد و بس. استبداد مطلق، ذاتِ ولایت فقیه است و ضدیت با انسان، ضدیت با آزادی و عدالت، پیامد و نتیجه‌ی ناگزیر آن. هیچ جان و توانی هم نمی‌ماند برای آزادی‌خواهان و عدالت‌طلبان تحت چنین ولایت و سلطنتی. البته، باید خدا را شکر کرد که نظریه ولایت فقیه به طور کامل هم در جامعه ما، پیاده و اجرا نشده که اگر شده بود، وضعیت ما بسیار بدتر و فجیع‌تر از چیزی بود که امروز هست. با این حال، ولایت فقیه زشتی‌های خودش را نشان داده است.

در ذیل چنین نظامی، رسیدن به دموکراسی و عدالت و آزادی، واقعاً آرزوی محال است. مگر اینکه، ولایت فقیه یا از میان برود یا ناتوان و بی‌خاصیت شود.

2️⃣حسن رحیم پور ازغدی در جایی میگوید: “اسلام به قدری با مسئله رابطه دختر و پسر باز برخورد کرده که می‌گوید حتی دختر و پسر دبستانی هم می‌توانند با هم ازدواج کنند. اصلا حد سنی ندارد؛ نه از این طرف نه از آن طرف”.

حقیقتاً شرم‌آور است که چنین باورها و اعتقاداتی در جامعه ما وجود دارد و عده‌ای می‌کوشند پدیده‌های زشت و خطرناکی مثل «کودک همسری» را، توجیه کنند و بدتر از آن، این سخنان و اقوال حامیانی هم دارد. در واقع آقای ازغدی، کودک همسری و ازدواج کودکان را، به لحاظ اسلامی و شرعی، توجیه کرده است. می‌گوید اسلام چنین حکمی را روا و مجاز می‌داند و از آن نتیجه می‌گیرد روایی کودک همسری را. مشکل در همین نتیجه‌گیری است. با چنین منطقِ بی‌منطقی، برده‌داری و نابرابری‌های جنسیتی و عقیدتی و قتل مرتد و هر خشونت و تبعیض دیگری را که شریعت اسلام روا و مجاز داشته است، می‌توان توجیه کرد.

مشکل دقیقاً کجاست؟ مشکل در فقه‌زدگی است، در شریعت‌زدگی است. مشکل در اسلامِ فقاهتی و شریعت‌زده‌ای است که بر ما حاکم و غالب شده است. دینی که فقط و فقط، به فقه‌اش چسبیده است و انگار جز فقه چیزی ندارد(و واقعاً هم ندارد!) و رسالت خود را، اعمال و اجرای تمام و کمال شریعت می‌داند؛ شریعتی که الهی و آسمانی و مقدس و ثابت و مطلق است و الزام‌آور. مشکل در اسلامِ حداکثری و متکبری است که پشتیبان و حامی جمهوری اسلامی است. اسلامی که همه‌جا باید دخالت کند و در سیاست و اخلاق و حقوق و قانون و علم و اقتصاد باید اتوریته و ولایت داشته باشد و همه‌چیز را اسلامی کند. آقای ازغدی هم دقیقاً همین اسلام را در این سالها، تقویت و تبلیغ کرده است. حکومت از همین اسلام می‌خواهد مشروعیت خودش را بگیرد. اسلام فقاهتی و شریعت‌زده، اسلام حداکثری و متکبر، اجازه نفس کشیدن به حقوق بشر و دموکراسی و آزادی و عدالت را نمی‌دهد، نمی‌گذارد ارزش‌های دموکراتیک و لیبرال در جامعه رشد کنند و قاتل اخلاق انسانی است. در بهترین حالت، جمهوری اسلامی نتیجه‌اش است و در بدترین (و واقعی‌ترین) حالت داعش. پس، باید به سراغ‌اش برویم، باید برای برافکندن‌اش فکری کنیم؛ بیش از این نباید اجازه دهیم زندگی ما را ویران کند. با چه سلاحی؟ با سلاحِ مدرنیسم، با سلاحِ عقلانیت و اخلاق مدنی، با سلاحِ حقوق بشر و سکولاریسم. هرچه مدرنیته، عقلانیت و اخلاق مدنی، حقوق بشر و سکولاریسم، در فرهنگ ما نهادینه شود و بیشتر رشد کند، اسلامِ حداکثری و شریعت‌زده هم به مرگ خود نزدیکتر می‌شود.

تکلیف مسلمانانِ معاصر در این میان چیست؟ تکلیف‌شان، دنبال کردن پروژه‌ی رفرمِ جدی و عمیق و بنیادینِ دینی است؛ بهترین شکل‌اش را هم می‌توان در آرای روشنفکران دینی دید. رفرم دینی، پیامد و نتیجه‌ی مبارک‌اش، عبور کامل از اسلامِ فقاهتی، سنتی، شریعت‌زده‎ و حداکثری است و پیدایش و ظهور یک اسلامِ بهداشتی، انسانی و حداقلی. نامسلمانان هم، باید به مسلمانانِ رفرمیست‌ کمک کنند و از رفرم دینی در جهان اسلامی حمایت و پشتیبانی کنند.

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕چرا دموکراسی از روی کفن داعش می‌گذرد؟

(حق عزل مسالمت‌آمیز وجه ممیز دیکتاتوری با
دموکراسی)
(۲/۳)
✍️
#رضا_زمان

3️⃣جامعه باز و آزاد، مؤلفه‌ها و عناصری دارد که بدون آنها نمی‌تواند تحقق یابد و پایدار بماند. آزادی فردی، حقوق اساسی، برابری حقوقی در برابر آن قانون، کثرت‌اندیشی، کنترل و نظارت بر دولت، از مفاهیم و ارزش‌های مهم و اساسی‌ای هستند که جامعه باز و مدنی بر آنها بنا می‌شود. یعنی در این جامعه، افراد و اشخاص از آزادی‌های اساسی، از آزادی بیان و عقیده تا آزادی لذت، بهره‌مند می‌شوند و برای هر شهروند در مقام انسانی محق، حقوق مشخصی تعریف می‌شود. افراد در برابر قانون برابر و یکسان‌اند و کسی از این لحاظ بر دیگری برتری ندارد. جامعه مدنی، متکثر و متنوع است و کثرت و تنوع آموزه‌ها و باورها، به رسمیت شمرده می‌شود. در این جامعه، امکان و آزادی نظارت بر حکومت و کنترل رفتار آن از طریق نهادهای دموکراتیک وجود دارد. در حقیقت عدالت، به‌مثابه رعایت حق و رفع تبعیض، تنها در جامعه باز و آزاد ممکن خواهد بود.

برای رسیدن به جامعه باز، باید این عناصر را پذیرفت. باید بر روی ترویج و تقویت گفتمانی تلاش کرد که این مفاهیم را درون خود داشته باشد. یعنی گفتمان دموکراتیک؛ گفتمانی که بر آزادی فردی و حقوق مدنی و برابری حقوقی و کثرت‌گرایی و نظارت بر دولت و رضایت مردم، تکیه دارد. باید بر روی تک‌تک این ارزش‌های مدنی و مدرن، حساس باشیم، باید آنها را بشناسیم و در جامعه نهادینه کنیم. این یک حساسیت معقول و درست است، نتیجه‌اش ایستادگی در برابر هر ایدئولوژی و اندیشه‌ای است که به ارزش‌های مدنی حمله می‌کنند، با تحقیر حق و کوبیدن آزادی و تمسخر برابری مدنی و نفی کثرت و کنترل‌ناپذیر کردن دولت، می‌کوشند گفتمان دموکراتیک را تضعیف کنند و نیرو و قوت را از آن بگیرند. این ایستادگی یعنی نقد بنیادین، یعنی نشان دادن سستی و ضعف و خطر و سیاهی آن ایدئولوژی‌ها و تیشه زدن بر ریشه اعتقادات ضددموکراتیک.

از این حیث، بیزاری و برائت ما از فردید و فردیدها، از مصباح و مصباح‌ها، ضروری و عقلانی است. این اشخاص، نقش‌شان ضدیت با دموکراسی و ترویج جریان‌های‌ آزادی‌ستیز و ایدئولوژی‌های حق‌گریز در کشور بوده است. اینان با تاریک‌اندیشی خود، حافظ و پاسدار جامعه بسته و استبدادی‌اند که در آن ولایت و اطاعت و تکلیف و یکدستی جایی برای آزادی و حق و برابری و کثرت و نظارت نمی‌گذارند. جامعه باز و آزاد، باید از دشمنان آزادی و حق و ستایشگران استبداد و خفقان، بیزار و متنفر باشند. این بیزاری و نفرت، ناشی از همان حساسیت و از جنس ایستادگی است. فاشیست‌جماعت باید در جامعه باز، منزوی و تنها و پنهان باشند.

4️⃣پوپر به ما یاد داد که دموکراسی، نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت. حکومت مردم یا اکثریت، باطل‌نمای دموکراسی است؛ مردم یا اکثریت هیچ وقت حکومت نکرده‌اند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی می‌کند، توانایی و حقِ عزلِ حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی. آنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری می‌کند، بی‌نصیب ماندن مردم از این توان و حق است مگر با انقلاب و سرنگونی. دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چه‌کس باید حکومت کند؟»، کنار می‌زند و به جای آن می‌پرسد «چگونه باید حکومت کرد؟». چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذل‌ترین حاکم را بتوان پایین آورد. اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، می‌توانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاه‌هایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت می‌کنند.

بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رای و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم. صندوق رای و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمی‌کنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رای گرفتن از مردم، ممکن است بلکه هر رای گرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست. البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ دموکراسی عزل است نه نصب. برای دموکراسی شدن، به دستگاه و نظامی حاجت است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📗پیشینه‌ی مختصری از همه‌پرسی: از قرن ۱۳ سوئیس تا برگزیت

✍️ جک گودمن (روزنامه‌نگار در بخش راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی)
(۱/۲)
🖌#ترجمه: #بهار

همه‌پرسی از ویژگی‌های مشترک بسیاری از دموکراسی‌ها است، اما (با فرم کنونی و متداولش) به ندرت در دوران مدرن، متداوم و نتیجه‌بخش بوده است. اما در طول تاریخ، همه‌پرسی‌ها میراث پیچیده‌ای دارند و بسیاری از کشورها را به استقلال سیاسی سوق داده‌اند؛ در حالی که در موارد دیگر به دیکتاتورها اجازه می‌دهد سلطنت خود را قانونی جلوه دهند (نمونه‌ی حکومت اسلامی در ایران پسا انقلاب).

اولین شواهد مربوط به همه‌پرسی همانطور که می‌دانیم در قرن ۱۳ میلادی در سوئیس بود، هنگامی که با بلند کردن دست در مورد موضوعات رأی می‌گرفتند و در نهایت سوئیس تبدیل به پایتخت همه‌پرسی جهان شد. رفراندوم در سال ۱۸۴۷ وارد قانون اساسی سوئیس شد. دو نوع مکانیسم همه‌پرسیِ اجباری و اختیاری در قانون اساسی سوئیس قرار داده شده است.

همه‌پرسی اجباری
کلیه بازبینی‌ها و تجدید نظرها در مواد قانون اساسی، پیوستن به سازمان‌ها و ارگان‌های بین‌المللی و همین‌طور قوانین اضطراری فدرال که پیش‌بینی می‌شود مدت آن بیش از یک سال باشد و مربوط به قانون اساسی نیز نبوده، باید اجباراً به همه‌پرسی گذاشته شوند و به دو اکثریتی برای تصویب دست یابند (اکثریت مردم سوئیس و اکثریت کانتون‌های سوئیس)

بین سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۹۹۷، ۲۰۱ مورد همه‌پرسی اجباری به رأی گذاشته شده که ۱۴۶ مورد از (۷۲٪) آن‌ها به رأی آورده و پذیرفته شده‌اند.

همه‌پرسی اختیاری
در فرصت تجدید نظر در قانون اساسی در سال ۱۸۷۴، همه‌پرسی اختیاری به قانون اساسی اضافه شد، این همه‌پرسی به ۵۰۰۰۰ نفر از شهروندان یا ۸ کانتون (از سال ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۹، کانتون‌ها تاکنون تنها یک بار از این حق خود استفاده کرده‌اند) اجازه می‌دهد که درخواست رای‌گیری عمومی در مورد قوانین مصوب مجلس فدرال، بخشی از تصمیمات گرفته شده توسط مدیرت فدرال و بخشی از پیمان‌های بین‌المللی را داشته باشند. امضاء کنندگان درخواست باید بتوانند تا ۱۰۰ روز پس از اعلام رسمی آن تعداد ۵۰۰۰۰ نفر از شهروندان را به امضاء طرح خود مجاب کنند. بر خلاف همه‌پرسی اجباری، برای تصویب همه‌پرسی اختیاری تنها کسب اکثریت آرای شهروندان سوئیس (و نه کانتون‌ها) لازم است. در بین سال‌های ۱۸۷۴ تا ۱۹۹۷، از ۱۸۸۸ مصوبه مجلس فدرال تنها در مورد ۱۲۹ مصوبه آن درخواست همه‌پرسی اختیاری شده (۷٪) که نزدیک به نیمی از آن (۶۲ مورد) مورد پذیرش واقع شده است.

اگرچه همه‌پرسی در سوئیس نتایج مثبتی داشته است، چهره‌ی تاریک خود را در دیگر کشور‌ها نشان داده است.

نخست وزیر سابق انگلیس، کلمنت اتلی، همه‌پرسی را وسیله‌ای "بیگانه" خواند. وی معتقد بود " اغلب ابزار نازیسم و فاشیسم بوده است".

آلمان با استفاده از همه‌پرسی‌ها قدرت فوق العاده‌ای به آدولف هیتلر داد. به عنوان مثال در سال ۱۹۳۴، یک رأی عمومی، هیتلر را صدراعظم و رئیس جمهور کرد. در پی آن، نیویورک تایمز نوشت:
" این همه‌پرسی، قدرتی برتر از همه‌ی دیکتاتور‌های جهان به هیتلر داده است که جهان شاید از زمان چنگیزخان به خود ندیده است".

رفراندوم در سایر کشورها، و در دهها مورد دیگر مورد استفاده قرار گرفته است. در عرض قرن بیستم، ده‌ها کشور برای تعیین سرنوشت خود و اخراج شاهان از رفراندوم استفاده کرده‌اند. به عنوان مثال، در سال ۱۹۵۸، گابن، سنگال، ساحل عاج، ماداگاسکار، کنگو، چاد و نیجر، همه به جدا شدن از فرانسه رأی دادند؛ همین اتفاق پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی رخ داد، وقتی لتونی، لیتوانی، گرجستان و اوکراین همه به نفع استقلال رأی دادند. اخیراً مونته‌نگرو در سال ۲۰۰۶ این روش را در پیش گرفت و مردم سودان جنوبی رأی دادند که در سال ۲۰۱۱ مستقل شوند.

در ایالات متحده، هیچ مکانیسمی برأی همه‌پرسی ملی وجود ندارد، بیشتر به دلیل آن که بنیانگذاران معتقد بودند که این امر باعث تضعیف سیستم فدرالی می‌شود که برای خودمختاری ایالات طرح‌ریزی شده است. با این حال در ۲۴ ایالت، به دو صورت از آن استفاده کرده‌اند. در ماساچوست در سال ۱۷۸۸، و ایالات جنوبی از رفراندوم برای پیشنهاد جدایی در آستانه جنگ داخلی استفاده شد.

در دوران معاصر، ایالت کالیفرنیا ممکن است معروف‌ترین باشد، زیرا به طور منظم رفراندوم می‌گذارد و از ساکنان می‌خواهد در مورد اقدامات مختلف رأی دهند، و به این منظور امضای شهروندان را جمع آوری می‌کنند. مثلا سال ۲۰۰۸، رأی دهندگان با تصویب پیشنهاد شماره ۸، قانون ازدواج همجنس‌گرایان را لغو کردند. سال‌ها بعد دیوان عالی ازدواج همجنس‌گرایان را وارد قانون اساسی کرد و این امر در سطح ملی قانونی شد.

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺#پرونده‌ ای پیرامون #رانت‌خوار_فرهنگ #حسن_رحیم‌پور_ازغدی به رد #رفراندوم بنا بر نگرش دموکراتیک و اسلامی می‌پردازد، و مثل یک ملای خودخداپندار، در جنگ با دشمنان فرضی و پوشالی، باور پیشینی خود را با دو تا صغرا کبرا اثبات می‌کند(!) در ادامه، به بررسی سخنان…
📕"مگر پدران ما «ولیّ» ما هستند؟"

(بررسی سخن «درست» خمینی با آمار
)

✍️#میلاد_خوشکار

اشاره روح الله خمینی (اینجا: 4:05) به پدیده تغییر نسل و تبعات آن می‌باشد؛ من در ادامه به تحلیل آماری این عبارت در امروز ایران می‌پردازم:

«به چه حقی ملتِ ۵۰ سال پیش از این، سرنوشت ملتِ بعد را معین می‌کند؟ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است؛ مگر پدرهای ما ولیّ ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در ۱۰۰ سال پیش از این، ۸۰ سال پیش از این بودند، می‌توانند سرنوشت ملتی را که بعدها وجود پیدا می‌کنند آنها تعیین بکنند؟»


#یادداشت
#حکومت_اسلامی #دموکراسی #رفراندوم
#روح_الله_خمینی #حسن_رحیم‌پور_ازغدی
#رانت‌خوار_فرهنگ



نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📘خمینی و پاول دورف

✍🏻 #زهرا_عبدی

🍂 یکی از این دو نفر تحت حمایت فرانسه برای آزادی بیان قرار گرفت و دیگری به جرمِ تن ندادن به سانسور تلگرام در فرانسه دستگیر شد.

🍂 به یکی از این دو بهترین خانه را در قلب نوفل‌لوشاتو دادند و تمام خبرنگاران جهان را دعوت کردند تا صدایش را به جهان مخابره کنند و دیگری که تا دیروز آزادانه در امارت زندگی می‌کرد، به‌محض پاگذاشتن به فرانسه دستگیر شد.

🍂 یکی از این دو با وجود سابقه‌ی اعتراض و سخنرانی علیه اعطای «حق رای به زنان» در سال ۴۲، بعنوان رهبری آزادی‌خواه(!) با شعار حمایت از دموکراسی و آزادی بیان، توسط دولت فرانسه حمایت شد و دیگری به جرم تلاش برای رفع سانسور در فرانسه دستگیر شد.

🍂 یکی از این دو با هواپیمای فرانسه تا ایران اسکورت شد. هنگام پیاده‌شدن از هواپیما زیر بازویش را جاسوس رسمی فرانسه گرفت که ملبّس به لباس خلبانی بود! و اینگونه او را به خاک ایران نزول اجلال کردند و دیگری را به‌خاطر فراهم آوردن امکانات رفع سانسور، به محض ورود به خاک فرانسه دستگیر کرد.

🍂 پاول دورف، مجبور شد از کشورش روسیه برود چون حاضر نشد دیتابیس و اطلاعات کاربران را در اختیار پوتین قرار دهد.

🍂 باید اعتراف کنم خوشحالم از ویروسی که بر تن فرانسه و انگلیس افتاده. همان ویروسی که سال ۵۷ بر جان ما روانه‌اش کردند. خوشحالم از درازای صف‌های نمازجماعت در پاریس و لندن.

🍂 در تمام این سال‌هایی که به جهت شغل نویسندگی، جریانات اجتماعی و سیاسی جهان را در حد بضاعتِ فهم خویش، موشکافانه دنبال کردم، هیچ چیزی را به اندازه‌ی «استاندارد دوگانه» داشتن، نشانه‌ی رفتار سالوس و کثیف حکومت‌ها و افراد نمی‌دانم.

🍂 از نظر من برخورد دوگانه با موضوع واحد، آن هم درست در برابر چشم‌ها و افکار عمومی، نتیجه‌ی قطعی‌اش، سقوط اخلاق و فضیلت است و بس.

🍂 در تمام این سال‌هایی که سعی کردم انواع جریان‌های فکری را واکاوی کنم، هیچ جریان فکری‌ای را به اندازه‌ی فضیلت‌فروشان کثیف نیافتم.

🍂 فضیلت‌فروشان غوغاسالارانی هستند که کارشان تجارتِ شعارها و تئوری‌ها، دمیدن در بوق‌ اخلاق، دموکراسی و آزادی بیان است؛ در حالی که وقتی پای عمل در میان باشد، هرگز توان زیستن تئوری‌های خویش را ندارند. به نظر من دموکراسی در اروپا در شرف در غلتیدن به چاه فاضلاب است. در چنین روزگاری که «همه آفاق پر از فتنه و شر می‌بینم»، امیدوارم ایلان ماسک به‌هنگام کوچ از زمین به مریخ، جایی هم داشته‌باشد برای کسانی که از دنیای بوق‌سالار خسته‌شده‌اند.


.


#سیاست #فرانسه #مکرون #روسیه #پاول_دوروف #تلگرام #آزادی_بیان #روح‌الله_خمینی #خمینی #پاریس #رمزارز #دموکراسی #سانسور #انقلاب_اسلامی #پوتین #حریم_خصوصی



🌾@Naqdagin
📘راهی برای مبارزه با آزادی اینترنت

🍂 دیشب که خبر دستگیری دوروف تازه منتشر شده بود، رسانه‌ها می‌گفتند او به اتهام «فراهم کردن بستری برای کلاهبرداری، پول‌شویی، قاچاق مواد مخدر و کودک‌آزاری» بازداشت شده‌است. اما حالا در اروپا یک روز کاری گذشته و همین رسانه‌ها فرصت کرده‌اند کامل‌تر به موضوع بپردازند؛ مثلاً گاردین چند ساعت پیش یک مقاله‌ی نسبتاً مفصل‌تر درباره‌ی دوروف منتشر کرده‌است. اینجا هم در یک خط گفته که برخی افراد از تلگرام برای مقاصد مجرمانه‌ای مانند کلاهبرداری‌ها و کودک‌آزاری‌ها استفاده می‌کنند. اما سپس جهت نوشته کاملاً عوض می‌شود و ما در ادامه‌ی مقاله فقط می‌خوانیم که تلگرام شبکه‌ی اجتماعی اصلی علاقمندان به نظریه‌های توطئه، disinformation، و—درست حدس زدید—راست‌های افراطی شده است!

🍂 جالب این که در جایی اشاره می‌شود که گروهی به اسم Hope Not Hate به این نتیجه رسیده که تلگرام تبدیل شده به اپ منتخب نژادپرستان (کلمه‌ی رمز ووک‌ها برای مخالفان خود) و افراطی‌ها و «فاضلاب محتوای یهودستیزانه» و تلگرام نیز هیچ تلاشی برای محدودسازی محتوای افراطی نمی‌کند. این Hope Not Hate، که ادعا می‌کند گروه پیشرو مبارزه با فاشیسم در انگلیس است، ۳۳ هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام و ۱۲۰ هزار دنبال‌کننده در توییتر دارد. از این موارد فراوان هستند؛ اما چرا یک سازمان اقلیت به این نتیجه می‌رسد که می‌تواند برای محدودسازی یک پلتفرم خصوصی با حدوداً یک میلیارد کاربر تصمیم‌گیری کند؟

🍂 چون چیزی که این مبارزان فاشیسم با آن مبارزه می‌کنند، دقیقاً آزادی همان یک میلیارد نفر است، نه سوءاستفاده‌ی یک مشت پدوفیل و یهودستیز یا هر گروهی که به آن اشاره می‌شود. در تمام تاریخ همیشه اقلیتی بودند که شَر یک اقلیت دیگر را بهانه‌ای برای محدود کردن آزادی تمام انسان‌ها می‌دانستند. این موضوع بر آزادی‌خواهان گذشته هم پوشیده نبود و در بسیاری از نوشته‌های کلاسیک دفاع از آزادی بیان همیشه با این نکته برخورد می‌کنیم که اقلیتی همواره از آزادی رسانه‌ها سوءاستفاده می‌کنند، اما این نمی‌تواند و نباید بهانه‌ی مشروعی برای محدود کردن یکی دیگر از آزادی‌های مردم باشد.

🍂 کسی مثل جان استوارت میل حتی چنان پیش می‌رود که می‌گوید آزاد بودن این افراد در بیان عقایدشان بهترین راه برای مبارزه با آن‌هاست؛ برعکس، محدود کردن آزادی بیان آن‌ها باعث می‌شود تا مردم آمادگی ذهنی خود را برای مقابله با آن‌ها از دست بدهند.

🍂 اگر هدف مبارزه با نژادپرستی و کودک‌آزاری است، شنیدن مداوم حرف‌ها و استدلال‌های این گروه‌ها و برنامه‌هایشان باعث می‌شود تا همیشه و هرجا که کوچک‌ترین نشانه‌ای ازشان ببینیم متوجه شده و مقابله کنیم. در مقابل، ساکت کردن‌شان، حذف‌شان از همه‌ی پلتفرم‌ها، نه‌تنها مانعی برای ارتکاب جرم نیست، بلکه حتی باعث می‌شود تا بتوانند در سکوت و بدون این که کسی متوجه شود مقدمات جنایات خود را فراهم کنند.

🍂 مردم زمانی متوجه این‌ها خواهند شد که دیگر کار از کار گذشته، درحالی‌که اگر واقعاً می‌دانستند یک نژادپرست، یا زن‌ستیز، یا کودک‌آزار چه عقایدی دارد، ساده‌تر او را شناسایی می‌کردند. یا حداقل اگر می‌دیدند که این افراد چنان فراوانند که مثلاً در تلگرام به‌صورت سازمان‌یافته فعالیت دارند، بیشتر خود را آماده می‌کردند.

🍂 در هر صورت، فقط خود را فریب می‌دهیم اگر فکر کنیم که مشکل اصلی دولت‌ها با افرادی که در راستای آزادی اینترنت کار می‌کنند، مبارزه با شرهایی مثل نژادپرستی و کودک‌آزاری باشد. خیلی‌ها از قبل به‌روشنی نشان داده‌اند (مثلاً این اقدام سال گذشته‌ی دولت فرانسه در رابطه با تلگرام) که مشکل اصلی‌شان دقیقاً آزادی اینترنت هست، نه چیزی دیگر.

🍂 البته خوش‌بینانه می‌توان گفت اتهاماتی که رسانه‌ها می‌گویند دوروف به‌خاطرشان دستگیر شده بسیار بی‌پایه‌تر از آن هستند که در یک دادگاه درست‌حسابی بتوان با اتکا به آن‌ها انسانی را محکوم کرد. اما این دستگیری مطمئناً آغاز یک راه بسیار نگران‌کننده‌تر برای مبارزه با آزادی بیان در اینترنت خواهد بود.


.
🗄پست مرتبط

📕خمینی و پاول دورف
📕بازداشت پاول دوروف: حادثه‌ای جنجالی در فرانسه

.


#سیاست #نقد_چپ #فرانسه #راست_افراطی #نژادپرستی #فاشیسم #فلسفه_سیاست #مکرون #روسیه #پاول_دوروف #تلگرام #آزادی_بیان #پاریس #رمزارز #دموکراسی #نظریه_توطئه #سانسور #حریم_خصوصی



🌾 @Naqdagin | @austro_libertarian
📘روشنفکرانِ گمراه

✍🏻#بیژن_اشتری

🍂
خیلی بی‌مقدمه خدمتتان عرض می‌کنم که بدا به حال آن مملکتی که روشنفکرانش به بیراهه رفته باشند. امروز داشتم کتابخانه‌ام را مرتب می‌کردم و چشمم خورد به کتاب‌هایی که براهنی و ساعدی و شاملو و پرهام و... در دههٔ پنجاه نوشته یا ترجمه کرده بودند.

🍂 بی‌اغراق همهٔ کتاب‌ها یک مضمون واحد را دنبال میکرد و آن امپریالیسم‌ستیزی و استعمار ستیزی است. دریغ از یک کتاب تألیفی یا ترجمه‌ای دربارهٔ دموکراسی. این واقعیتی‌ست که در دههٔ پنجاه خورشیدی، مفهوم دموکراسی هیچ نقشی و هیچ جایگاهی در ذهنیت روشنفکران ایرانی نداشت. اصلاً در مواردی، دموکراسی یک ارزش منفی شمرده می‌شد و به نظرم یک دلیل عمده‌اش این بود که حامیان نظام شاهنشاهی در جهان عمدتاً کشورهای دموکراتیک غربی بودند و البته دلیل دیگرش هم تأثیرپذیری تقریباً همهٔ روشنفکران ما، و حتی اندیشمندان مذهبی ما، از کمونیسم و مارکسیسم بود.

🍂 به هر حال انقلاب اسلامی که رخ داد دقیقاً همان چیزی را به روشنفکران داد که آنها تقریباً یک دهه دربارهٔ ارزشمندی آن نوشته و گفته بودند. نظامی روی کار آمد که امپریالیسم‌ستیز و آمریکاستیز بود. جالب است که در یکی دو سال اول، باز همین روشنفکران همچنان بر باورهای قدیمی خود تأکید می‌کردند و حتی حکومت جمهوری اسلامی را متهم می‌کردند که به اندازهٔ کافی امپریالیسم‌ستیز نیست.

🍂 یادمان نرفته که اولین بار یک سازمان چپگرا، که مورد تأیید تقریباً عموم روشنفکران ما بود، سفارت آمریکا را اشغال کرد و یادمان نرفته که پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، شاملو و ساعدی و‌ پرهام و دیگر بزرگان الیت روشنفکری کشور نامهٔ تأییدآمیزی بر این حرکت نوشتند و منتشر کردند. یادمان نرفته که چپی‌ها روی دیوارها می‌نوشتند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید و یا می‌نوشتند همهٔ ساواکی‌ها اعدام باید گردند.

🍂 خلاصه می‌خواهم بگویم دیگ تندروی و آمریکاستیزی را همین روشنفکران عزیز هم می‌زدند و جمهوری اسلامی نیز برای اینکه اینها را از حیث شعاری خلع سلاح کند مدام مرتکب اعمال آمریکا ستیزانهٔ افراطی‌تر می‌شد و آنقدر در این کار پیش رفت که روی حضرات روشنفکر کم شد.

🍂 خلاصه چپی‌های ما کاری کردند که لیبرال تبدیل به یک فحش ناموسی شد و حرف زدن از مزایای دموکراسی عملی مستوجب شماتت و احیاناً زندان. و نتیجه میگیرم که گناه همه گرفتاری های امروز ما را نباید صرفاً سر «آخوندها» انداخت. گناه روشنفکران دههٔ پنجاهی بیشتر نباشد کمتر نیست.


.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران #غرب‌ستیزی #آمریکاستیزی #فردید #براهنی #دموکراسی #شاملو #ساعدی



🌾 @Naqdagin
فلسفۀ اسپینوزا ۱۱
@Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه یازدهم
— متن‌خوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا

🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی


.


#درسگفتار #فلسفیدن #هستی‌کاوی #دموکراسی



🌾 @Naqdagin