This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مرگ از نظر یونگ (+)
🖌ترجمه: #شهرام_مهرافروز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖌ترجمه: #شهرام_مهرافروز
.
#زیستروان#معنا #معنای_زندگی #سالخوردگی #خودشناسی #روانکاوی #روانشناسی #زندگی #توسعه_فردی #خودکشی #انگیزه #اگزیستانسیالیسم #نهیلیسم #یونگ #کارل_یونگ #معنویت #معنوی #دین #ایمان #عشق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 کابوسی بهنام کودکهمسری 🍂 بنا به گزارش مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۶ هزار دختر قربانی کودکهمسری شدند. مژگان مولایی را در سن ۱۳ سالگی به خانه همسر فرستادند. 🗄 پست مرتبط 📺 روانکاویِ «کودکهمسری» 📺 کودکهمسری در اسلام 📻 «کودکهمسری» در غرب و دوران…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سیراک مِلکُنیان (+)
🍂 سیراک مِلکُنیان (۲۴ مهر ۱۳۱۰ – ۳۰ مرداد ۱۴۰۳) هنرمندِ نقاشِ ارمنی-ایرانی و از پیشگامانِ هنرِ نوگرای ایران بود.
🍂 او در آثارش به شیوهای انتزاعی و با تاکید بر خط و فرم، به نمایش انتزاعی مناظر میپرداخت. آثار این هنرمند طبیعتی نه خیالی و نه واقعی، نه فراواقعگرا و نه واقعگرا را به زبانی منحصربهفرد به تصویر میکشید.
🍂 سیراک ملکنیان، در امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ در سن ۹۲ سالگی در کانادا درگذشت.
🌾 @Naqdagin
🍂 سیراک مِلکُنیان (۲۴ مهر ۱۳۱۰ – ۳۰ مرداد ۱۴۰۳) هنرمندِ نقاشِ ارمنی-ایرانی و از پیشگامانِ هنرِ نوگرای ایران بود.
🍂 او در آثارش به شیوهای انتزاعی و با تاکید بر خط و فرم، به نمایش انتزاعی مناظر میپرداخت. آثار این هنرمند طبیعتی نه خیالی و نه واقعی، نه فراواقعگرا و نه واقعگرا را به زبانی منحصربهفرد به تصویر میکشید.
🍂 سیراک ملکنیان، در امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ در سن ۹۲ سالگی در کانادا درگذشت.
.➖➖➖
#تجربه_زیسته #مستند #هنر #در_چنین_روزی#بزرگان #هنر_مدرن #نقاش #نقاشی #آبسترکت #هنرمند #هنرمندان #ارمنی #مارکو_گریگوریان #سهراب_سپهری #کانادا #هنر_تجسمی #موسیقی #گرافیک #پرتره #ایران
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 مرگ از نظر یونگ (+) 🖌ترجمه: #شهرام_مهرافروز . #زیستروان #معنا #معنای_زندگی #سالخوردگی #خودشناسی #روانکاوی #روانشناسی #زندگی #توسعه_فردی #خودکشی #انگیزه #اگزیستانسیالیسم #نهیلیسم #یونگ #کارل_یونگ #معنویت #معنوی #دین #ایمان #عشق ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بر اساسِ کتابِ «افسانۀ عادیبودنِ تروما، بیماری و درمان در فرهنگ سمی»، اثر دکتر #گابور_ماته (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
.
#زیستروان #معرفی_کتاب#روانکاوی #روانشناسی #نقد_کتاب #تروما #تربیت_سالم #خودشناسی #اعتیاد #اضطراب #زندگی #فرزند_طلاق #تراپی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘از بازرگان تا #پزشکیان — پلهپله سقوط تا درۀ سفلگی ✍🏻 #رضا_زمان 🍂 مهندس #مهدی_بازرگان، دولتمردِ شایستهی ایران، که هم ایمان داشت و هم عقل، هم مؤمن بود و هم روشنفکر، هم از معنویت بهره برده بود هم از عقلانیت، هم مردِ علم بود و هم مردِ دین، پیش از همهی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 اگر مجلس در راس امور بود و نه فرمایشی، تمام وزرای «کابینۀ دوازدهم آقای خامنهای» با »وزیرالوزراییِ» مسعود پزشکیان، اینگونه رای اعتماد نمیگرفتند.
🍂 جمهوری اسلامی به مرحلهای از یک دست سازی رسیده است که دیگر تفکیک قوا مفهومی ندارد؛ قوه مقننه که تزئینی بیش نیست؛ وضعیت قوه قضائیه هم که مشخص است و نیاز به توضیح ندارد.
🔺اما پیشنهاد میکنم که فرهنگستان زبان و ادب فارسی در راستای درستنویسی، واژه «رئیس جمهور» در فرهنگ جمهوری اسلامی را به «وزیرالوزرا» یا «معاون اجرایی رهبر جمهوری اسلامی» تغییر دهد.
✍🏻 #احمد_وخشیته
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 جمهوری اسلامی به مرحلهای از یک دست سازی رسیده است که دیگر تفکیک قوا مفهومی ندارد؛ قوه مقننه که تزئینی بیش نیست؛ وضعیت قوه قضائیه هم که مشخص است و نیاز به توضیح ندارد.
🔺اما پیشنهاد میکنم که فرهنگستان زبان و ادب فارسی در راستای درستنویسی، واژه «رئیس جمهور» در فرهنگ جمهوری اسلامی را به «وزیرالوزرا» یا «معاون اجرایی رهبر جمهوری اسلامی» تغییر دهد.
✍🏻 #احمد_وخشیته
.
#استمرارطاببان #حکومت_اسلامی#مسعود_پزشکیان #اصلاحات #اعتدال
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
ایران آزاد و آباد (مهدی نصیری)
✍علی صاحبالحواشی
مسئله این نیست که نباید به ملتی خاکسترنشین شده اشقیا پناه داد.ابدا هم مسئله هویت و ملیت نیست، زیرا افغانیها همانقدر "ایرانی"اند که خوزستانیها و خراسانیها؛ تیره و تبار و زبان و فرهنگ و تاریخشان "ایرانی" است.
مسئله ادراک نیمهخودآگاهِ…
مسئله این نیست که نباید به ملتی خاکسترنشین شده اشقیا پناه داد.ابدا هم مسئله هویت و ملیت نیست، زیرا افغانیها همانقدر "ایرانی"اند که خوزستانیها و خراسانیها؛ تیره و تبار و زبان و فرهنگ و تاریخشان "ایرانی" است.
مسئله ادراک نیمهخودآگاهِ…
📘مسالۀ چند وجهیِ جمعیت افغانستانی در ایران
— منظر سیاسی/امنیتی و منظر توسعهای
✍🏻 دکتر #حسن_محدثی
🍂 مخاطبان مختلف بارها و بارها از من خواستهاند در مورد جمعیت افغانستانیها در ایران بنویسم. برخی از آنها بارها مرا با خشم و نگرانی مورد خطاب قرار دادهاند. نگرانیهای زیادی در این باره به من منتقل شدهاست. مطالب بسیاری نیز در فضای مجازی له و علیه این موضوع منتشر شدهاست، و مکرر نیز منتشر میشود. من خود مطالب زیادی در این باره خواندهام. کثیری از مردم ما در این باره نگرانند؛ نگران از آیندۀ کشور و اینکه به کدام سو میرویم و بر سر کشور ما چه میآید.
🍂 من تاکنون در این باره سکوت کردهام؛ زیرا نگرانیهای چند-سویهای وجود دارد و نوشتن در این باره دقت خاصی میطلبد و دانش و شناخت دقیقی میخواهد. از یک سو نگرانیِ بهحق مردم در بارۀ وضع کشور و خطراتی که ممکن است از طریق افزایش افسار گسیختۀ جمعیت افغانستانی در ایران برای کشور ما پدید آید، مطرح است.
🍂 از سوی دیگر، در میان مردم ما شخصا خشم و نفرتی علیه مردم افغانستانی میبینم و بارها سخنان بسیار نفرتآمیز آنان را علیه افغانستانیها شنیدهام. از زبان دوستان افغانستانی نیز در این مورد هر از گاهی چیزهایی میشنوم.
🍂 این وضعیت برای ما نگرانکننده است. چیزی که خیلی مهم است فقدان اطلاعات کافی و دقیق در این مورد است و اینکه سیاستهای مدیران سیاسیی ما در این مورد چیست و مساله چگونه مدیریت میشود. ما الان نیاز داریم به اطلاعات دقیق در بارۀ سیاست مهاجرپذیری.
🍂 اینکه حکومت طالبان در افغانستان، بعدها چه استفادهای از این جمعیت مهاجر در ایران میکند و چه خطراتی متوجه کشور ما خواهد بود، بیش از پیش ما را نگران میکند.
🍂 من امیدوارم مقامات ایرانی، در این باره روشنگری بکنند و اطلاعات دقیقی از سیاستهای خود ارائه بکنند و نیز با اتخاذ سیاستهای دقیق، این نگرانیها را بر طرف بکنند.
🍂 آیندۀ کشور ما با این سیاستها و سیاستگذاریها گره خوردهاست. اگر اطلاعات دقیقی به مردم داده شود و سیاستهای درستی در این باره اتخاذ گردد، موج نفرت و خشمی که در میان بخشی از مردم ما ایجاد شدهاست نیز تا حدی مهار میگردد.
🍂 من از شخصیتها و صاحبنظرانی که در این باره اطلاعات دقیقی دارند، استدعا دارم ما را مطلع سازند و دانش خود را در اختیار ما و مردم عزیز قرار دهند.
🍂 آنچه تاکنون گفتم، وجه امنیتی-سیاسی داشت. اما به مسالۀ مهاجران افغانستانی از منظر توسعهای نیز میتوان نگریست و این منظر نیز مهم است. مردم ما بهدرستی میگویند: درست است که در مورد همسایهگان خود وظایفی داریم، اما در درجۀ اول لازم است به کشور خود و مردمش فکر کنیم و مشکلات و مسائلشان را حل کنیم. من با نگرانیهای مردم عزیزمان در این مورد همدلی دارم و امیدوارم به این نگرانیها بهنحو شایستهای توجه شود.
🍂 در یک سیاستگذاری اجتماعی-سیاسی و اقتصادی مطلوب، سیاستهای مهاجرپذیری میبایست ذيل برنامههای کلان توسعهای قرار گیرند. از منظر امنیتی-سیاسی ضرورت دارد جمعیت مهاجر محدود بماند و همان جمعیت محدود نیز با برنامههای فرهنگی و اجتماعی، بهتدریج در درون جامعۀ ایرانی ادغام شود و با آن تا حد ممکن یکی گردد. اما از منظر توسعهای نیز پذیرش جمعیت مهاجر میبایست بهمنزلۀ بخشی از برنامۀ توسعهای دیده شود و عمل کند و در نهایت و عملا نیز به توسعۀ اقتصادی و اجتماعیِ کشور کمک کند.
🍂 بنابراین، بهعنوان یک کارشناس اجتماعی انتظار دارم مقامات محترم کشور سیاستهای مهاجرپذیری را برای ما دستکم از دو منظر امنیتی-سیاسی و توسعهای، تشریح کنند و توضیحات آنها نیز نگرانیِ ما مردم را در این باره برطرف سازد.
🖼 یک نمونه از مطالب در بارۀ جمعیت مهاجر افغانستانی در ایران را در تصویر پیوست میبینید.
@NewHasanMohaddesi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— منظر سیاسی/امنیتی و منظر توسعهای
✍🏻 دکتر #حسن_محدثی
🍂 مخاطبان مختلف بارها و بارها از من خواستهاند در مورد جمعیت افغانستانیها در ایران بنویسم. برخی از آنها بارها مرا با خشم و نگرانی مورد خطاب قرار دادهاند. نگرانیهای زیادی در این باره به من منتقل شدهاست. مطالب بسیاری نیز در فضای مجازی له و علیه این موضوع منتشر شدهاست، و مکرر نیز منتشر میشود. من خود مطالب زیادی در این باره خواندهام. کثیری از مردم ما در این باره نگرانند؛ نگران از آیندۀ کشور و اینکه به کدام سو میرویم و بر سر کشور ما چه میآید.
🍂 من تاکنون در این باره سکوت کردهام؛ زیرا نگرانیهای چند-سویهای وجود دارد و نوشتن در این باره دقت خاصی میطلبد و دانش و شناخت دقیقی میخواهد. از یک سو نگرانیِ بهحق مردم در بارۀ وضع کشور و خطراتی که ممکن است از طریق افزایش افسار گسیختۀ جمعیت افغانستانی در ایران برای کشور ما پدید آید، مطرح است.
🍂 از سوی دیگر، در میان مردم ما شخصا خشم و نفرتی علیه مردم افغانستانی میبینم و بارها سخنان بسیار نفرتآمیز آنان را علیه افغانستانیها شنیدهام. از زبان دوستان افغانستانی نیز در این مورد هر از گاهی چیزهایی میشنوم.
🍂 این وضعیت برای ما نگرانکننده است. چیزی که خیلی مهم است فقدان اطلاعات کافی و دقیق در این مورد است و اینکه سیاستهای مدیران سیاسیی ما در این مورد چیست و مساله چگونه مدیریت میشود. ما الان نیاز داریم به اطلاعات دقیق در بارۀ سیاست مهاجرپذیری.
🍂 اینکه حکومت طالبان در افغانستان، بعدها چه استفادهای از این جمعیت مهاجر در ایران میکند و چه خطراتی متوجه کشور ما خواهد بود، بیش از پیش ما را نگران میکند.
🍂 من امیدوارم مقامات ایرانی، در این باره روشنگری بکنند و اطلاعات دقیقی از سیاستهای خود ارائه بکنند و نیز با اتخاذ سیاستهای دقیق، این نگرانیها را بر طرف بکنند.
🍂 آیندۀ کشور ما با این سیاستها و سیاستگذاریها گره خوردهاست. اگر اطلاعات دقیقی به مردم داده شود و سیاستهای درستی در این باره اتخاذ گردد، موج نفرت و خشمی که در میان بخشی از مردم ما ایجاد شدهاست نیز تا حدی مهار میگردد.
🍂 من از شخصیتها و صاحبنظرانی که در این باره اطلاعات دقیقی دارند، استدعا دارم ما را مطلع سازند و دانش خود را در اختیار ما و مردم عزیز قرار دهند.
🍂 آنچه تاکنون گفتم، وجه امنیتی-سیاسی داشت. اما به مسالۀ مهاجران افغانستانی از منظر توسعهای نیز میتوان نگریست و این منظر نیز مهم است. مردم ما بهدرستی میگویند: درست است که در مورد همسایهگان خود وظایفی داریم، اما در درجۀ اول لازم است به کشور خود و مردمش فکر کنیم و مشکلات و مسائلشان را حل کنیم. من با نگرانیهای مردم عزیزمان در این مورد همدلی دارم و امیدوارم به این نگرانیها بهنحو شایستهای توجه شود.
🍂 در یک سیاستگذاری اجتماعی-سیاسی و اقتصادی مطلوب، سیاستهای مهاجرپذیری میبایست ذيل برنامههای کلان توسعهای قرار گیرند. از منظر امنیتی-سیاسی ضرورت دارد جمعیت مهاجر محدود بماند و همان جمعیت محدود نیز با برنامههای فرهنگی و اجتماعی، بهتدریج در درون جامعۀ ایرانی ادغام شود و با آن تا حد ممکن یکی گردد. اما از منظر توسعهای نیز پذیرش جمعیت مهاجر میبایست بهمنزلۀ بخشی از برنامۀ توسعهای دیده شود و عمل کند و در نهایت و عملا نیز به توسعۀ اقتصادی و اجتماعیِ کشور کمک کند.
🍂 بنابراین، بهعنوان یک کارشناس اجتماعی انتظار دارم مقامات محترم کشور سیاستهای مهاجرپذیری را برای ما دستکم از دو منظر امنیتی-سیاسی و توسعهای، تشریح کنند و توضیحات آنها نیز نگرانیِ ما مردم را در این باره برطرف سازد.
🖼 یک نمونه از مطالب در بارۀ جمعیت مهاجر افغانستانی در ایران را در تصویر پیوست میبینید.
@NewHasanMohaddesi
🗄پست مرتبط
📕چپ ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
📺 افغانستان تمام وزارتخانههای ایران را درگیر خود کردهاست
.
#سیاست #ایران #حکومت_اسلامی #جامعه#افغانستان #فرهنگ #مهاجرت #مهاجر #مهاجرت_غیرقانونی #طالبان #پناهنده #پناهندگی #پزشکیان #رئیسی #نژادپرستی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پول در-آوردن بسیار سخت شدهاست
— با این نرخِ ارز فقط به ۴ روش پول در-میآید
🎙دکتر #محمدحسین_ادیب
🗄پست مرتبط
📕حرکتِ اقتصاد به سمت «پاکستانیزه شدن»
📕مرگ تدریجیِ یک رویا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— با این نرخِ ارز فقط به ۴ روش پول در-میآید
🎙دکتر #محمدحسین_ادیب
🗄پست مرتبط
📕حرکتِ اقتصاد به سمت «پاکستانیزه شدن»
📕مرگ تدریجیِ یک رویا
.
#اقتصاد #حکومت_اسلامی #سیاست#اقتصادی #نرخ_ارز #دلار #مسعود_پزشکیان #وعده_صادق #انتقام_سخت #تحریم #اقتصاد_مقاومتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تاریخ تکرار نمیشود، اما «الگو»هایش چرا! (+)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🔻باربارا تاکمن در فصل مربوط به «پاپهای رنسانس» از کتاب «تاریخ بیخردی»، آن فضاحت هنجاری/اخلاقی که دامنگیر پاپهای رنسانس شدهبود را بیان میدارد. وضع و حال آن پاپها، همچون سخن این شیخ از حال و روز حوزههای علمیه بود، که:
🍂 بحران الاهیاتی در کاتولیسیسم از قرن سیزدهم میلادی و تاسیس اسکولاستیسیسم در پی آموزههای توماس آکویناس شروع شد که امواج اندیشگی در میان نخبگانِ الاهیات برآورد و امتدادش، به فرهیختگان رنسانسی و بعد از آن نیز رسید. این بحران الاهیاتی، خوراک نخبگان بود، اما آن فسادِ هنجاری/اخلاقی که در مرجعیت کاتولیک عصر رنسانس بروز کرد و بر آفتاب افهام عمومی افتاد، خوراکِ همگان گشت تا مراجع کاتولیک حتی در چشم متدینان عامی نیز لکهدار شدند، و هزار البته مارتین لوتر را منفجر نمود!
🍂 اعتراض لوتری، نخست به آن فضاحت هنجاری/اخلاقیِ مرجعیت کاتولیک بود؛ بعدها بود که او در پرسش از چراییِ بروز آن فضاحتها، به مباحث الاهیاتی و کنکاش در تاریخِ کاتولیسیسم پرداخت و کلبتین (گازانبر) نقادیاش را چنان به ژرفای سنت کاتولیک گیر داد که ریشۀ بسیار عمیقِ آن را از خاکِ تاریخِ مسیحیت بدر آورد و دورانداخت.
🍂 تاریخ تکرار نمیشود! اما الگوهایی وجود دارد که به صور مختلف میتوانند تکرار شوند. «اعتبار» مرجعیت کاتولیک به تکلفاتِ پیچیدۀ این سنت در میدان «الاهیات فلسفی» نبود، به «قدس و تقوا و پاکدستی و عملِ صالح» مراجعشان بود. مردم نه فهمی و نه اعتنایی به الاهیات فلسفی نداشته و ندارند، مردم کار با هنجارها و اخلاقیات مراجع دارند.
🍂 آن رانه که پاپهای رنسانس را به مغاک زوال کشید، همانی بود که مرجعیت امامیه در ایران را پس از انقلاب ۱۳۵۷ به همان مغاک راند:
🍂 چنین شد که پاپهای رنسانس، وارد بازی «سیاست» شدند، ارتش ساختند، جنگها کردند، دسیسهها چیدند و برای این همه، در پیِ انباشتِ ثروت برای پشتیبانیِ "سیاست"شان رفتند. علاوه بر اینها، برای قدرتنمایی و جلوه فروشی، کلیسای سنپیتر رومانسکِ قبلی را تخریب کرده و بجایش کلیسای پرتکلف سنتپیتر موجود را به میکلآنژ سفارش داده و ساختند (برنینی نیز تغییرات تنقیحی در طراحیاش داد) تا جواهری از معماری رنسانس برآمد که خاک بر سر واتیکان کرد!
🍂 این پروژه بقدری پرهزینه بود که کمر مالی واتیکان را شکست. این علاوه بر پروژههای نظامی بلندپروازانۀ پاپهای رنسانس بود که مدام با حکومتهای اروپایی درگیر میشدند و هربار، جنگ یا سلسله جنگهایی در میگرفت؛ جنگ پول میخورد به گزاف. فلاکت مالی واتیکان بهحدی رسید که رو به «آخرتفروشی» آورد که این یکی، مارتین لوتر را بیطاقت نمود. آشنا نیست؟!
🍂 روحانیت شیعه بعد از صفویان بنیادی شد که سخت حرمت معنوی یافت. مردم غیرمتدین هم جانب حرمت روحانیت را نگه میداشتند. بههرحال زهد و تقوی یک "فرهمندی" بهبار میآورد که مردم فهمش میکنند و حریمش را پاس میدارند. کسی به کسی نمیگفت که فلانی را کمتر از "حضرت آقا" خطاب نکن! مردم خود به شعورِ حرمتفهمِ خود چنین میکردند. حالا به همهشان فحشهای چارواداری میدهند!! خود روحانیت هم از ترس بیحرمتی مردم، تا حد ممکن، با لباس در میان مردم تردد نمیکنند.
🍂 این نیست مگر آنکه روحانیت خودش را در تمنای قدرتسیاسی مفتضح کرد، آنهم چه مفتضح کردنی! این خدشه برگشتپذیر نیست، جَفالقلم! [جف القلم مضمون حدیثی در تایید تقدیر است. یعنی قلم خشک شد. در واقع یعنی مرکب تقدیر خشک شد و قابل پاک کردن نیست].
🍂 چشم معنابین باید، تا ببیند که فجایعی که ولایتفقیهِ مستظهر به حمایت، یا سکوت روحانیت، در زندانهایش میکند، قتل و غارتها که مرتکب میشود، چشمها که کور میکند، محاکماتِ فرمایشی و اعترافات اجباری که انجام میدهد، کتکها که به زنان و دختران میزند، خاک ملعنت و نکبت است که بر سرِ خود و نهادِ روحانیت امامیه میبارَد! برای چه؟ برای روزی چند تنعم اینجهانیِ خوشخورم و خوشخرامم و بهجای پیکانِ فرسوده، بنزِ ضدگلوله سوار شوم و بچههایم را به آب و نانی برسانم و بالاشهر خانه بگیرم و "ناز از غلامان ترک" محافظ کنم و...
🍂 آن خاکی که خمینی در ایران بر سَرِ اسلام و مسلمانی کرد، هزار رضاشاهِ متاخرِ دینستیز، نمیتوانست بکند! گوارایتان باد حضرات! گویی این آیه قرآن در حق شماها نازل شد که:
🔺حقا که بر زوالتان کسی نخواهد گریست، اما بیشمارانی پایکوبی خواهند کرد!
#آینه_تاریخ #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🔻باربارا تاکمن در فصل مربوط به «پاپهای رنسانس» از کتاب «تاریخ بیخردی»، آن فضاحت هنجاری/اخلاقی که دامنگیر پاپهای رنسانس شدهبود را بیان میدارد. وضع و حال آن پاپها، همچون سخن این شیخ از حال و روز حوزههای علمیه بود، که:
«خدا در کتابهایشان بود، ولی در اعمالشان نبود!».
🍂 بحران الاهیاتی در کاتولیسیسم از قرن سیزدهم میلادی و تاسیس اسکولاستیسیسم در پی آموزههای توماس آکویناس شروع شد که امواج اندیشگی در میان نخبگانِ الاهیات برآورد و امتدادش، به فرهیختگان رنسانسی و بعد از آن نیز رسید. این بحران الاهیاتی، خوراک نخبگان بود، اما آن فسادِ هنجاری/اخلاقی که در مرجعیت کاتولیک عصر رنسانس بروز کرد و بر آفتاب افهام عمومی افتاد، خوراکِ همگان گشت تا مراجع کاتولیک حتی در چشم متدینان عامی نیز لکهدار شدند، و هزار البته مارتین لوتر را منفجر نمود!
🍂 اعتراض لوتری، نخست به آن فضاحت هنجاری/اخلاقیِ مرجعیت کاتولیک بود؛ بعدها بود که او در پرسش از چراییِ بروز آن فضاحتها، به مباحث الاهیاتی و کنکاش در تاریخِ کاتولیسیسم پرداخت و کلبتین (گازانبر) نقادیاش را چنان به ژرفای سنت کاتولیک گیر داد که ریشۀ بسیار عمیقِ آن را از خاکِ تاریخِ مسیحیت بدر آورد و دورانداخت.
🍂 تاریخ تکرار نمیشود! اما الگوهایی وجود دارد که به صور مختلف میتوانند تکرار شوند. «اعتبار» مرجعیت کاتولیک به تکلفاتِ پیچیدۀ این سنت در میدان «الاهیات فلسفی» نبود، به «قدس و تقوا و پاکدستی و عملِ صالح» مراجعشان بود. مردم نه فهمی و نه اعتنایی به الاهیات فلسفی نداشته و ندارند، مردم کار با هنجارها و اخلاقیات مراجع دارند.
🍂 آن رانه که پاپهای رنسانس را به مغاک زوال کشید، همانی بود که مرجعیت امامیه در ایران را پس از انقلاب ۱۳۵۷ به همان مغاک راند:
دستیابی به «قدرتسیاسی» که علاوه بر قدرت معنوی باشد!
🍂 چنین شد که پاپهای رنسانس، وارد بازی «سیاست» شدند، ارتش ساختند، جنگها کردند، دسیسهها چیدند و برای این همه، در پیِ انباشتِ ثروت برای پشتیبانیِ "سیاست"شان رفتند. علاوه بر اینها، برای قدرتنمایی و جلوه فروشی، کلیسای سنپیتر رومانسکِ قبلی را تخریب کرده و بجایش کلیسای پرتکلف سنتپیتر موجود را به میکلآنژ سفارش داده و ساختند (برنینی نیز تغییرات تنقیحی در طراحیاش داد) تا جواهری از معماری رنسانس برآمد که خاک بر سر واتیکان کرد!
🍂 این پروژه بقدری پرهزینه بود که کمر مالی واتیکان را شکست. این علاوه بر پروژههای نظامی بلندپروازانۀ پاپهای رنسانس بود که مدام با حکومتهای اروپایی درگیر میشدند و هربار، جنگ یا سلسله جنگهایی در میگرفت؛ جنگ پول میخورد به گزاف. فلاکت مالی واتیکان بهحدی رسید که رو به «آخرتفروشی» آورد که این یکی، مارتین لوتر را بیطاقت نمود. آشنا نیست؟!
🍂 روحانیت شیعه بعد از صفویان بنیادی شد که سخت حرمت معنوی یافت. مردم غیرمتدین هم جانب حرمت روحانیت را نگه میداشتند. بههرحال زهد و تقوی یک "فرهمندی" بهبار میآورد که مردم فهمش میکنند و حریمش را پاس میدارند. کسی به کسی نمیگفت که فلانی را کمتر از "حضرت آقا" خطاب نکن! مردم خود به شعورِ حرمتفهمِ خود چنین میکردند. حالا به همهشان فحشهای چارواداری میدهند!! خود روحانیت هم از ترس بیحرمتی مردم، تا حد ممکن، با لباس در میان مردم تردد نمیکنند.
🍂 این نیست مگر آنکه روحانیت خودش را در تمنای قدرتسیاسی مفتضح کرد، آنهم چه مفتضح کردنی! این خدشه برگشتپذیر نیست، جَفالقلم! [جف القلم مضمون حدیثی در تایید تقدیر است. یعنی قلم خشک شد. در واقع یعنی مرکب تقدیر خشک شد و قابل پاک کردن نیست].
🍂 چشم معنابین باید، تا ببیند که فجایعی که ولایتفقیهِ مستظهر به حمایت، یا سکوت روحانیت، در زندانهایش میکند، قتل و غارتها که مرتکب میشود، چشمها که کور میکند، محاکماتِ فرمایشی و اعترافات اجباری که انجام میدهد، کتکها که به زنان و دختران میزند، خاک ملعنت و نکبت است که بر سرِ خود و نهادِ روحانیت امامیه میبارَد! برای چه؟ برای روزی چند تنعم اینجهانیِ خوشخورم و خوشخرامم و بهجای پیکانِ فرسوده، بنزِ ضدگلوله سوار شوم و بچههایم را به آب و نانی برسانم و بالاشهر خانه بگیرم و "ناز از غلامان ترک" محافظ کنم و...
یا رب این نُودولَتان را بآخَرِ خودْشان نشان
این همه ناز "از غلامِ تُرک و اَسْتَر" میکنند
🍂 آن خاکی که خمینی در ایران بر سَرِ اسلام و مسلمانی کرد، هزار رضاشاهِ متاخرِ دینستیز، نمیتوانست بکند! گوارایتان باد حضرات! گویی این آیه قرآن در حق شماها نازل شد که:
«پس درپی ایشان پسینیانی آمدند که نماز تباه کردند و هوسکاریها پیگرفتند و چه زود باشد که دوزخ را دریابند».
🔺حقا که بر زوالتان کسی نخواهد گریست، اما بیشمارانی پایکوبی خواهند کرد!
#آینه_تاریخ #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘در بابِ تقلا برای عرضۀ «حکمت»
🍂 در ادبیات فقیهان و متشرعان همواره تاکید بر "علتِ" احکام میشود و فهم "حکمتِ" احکام را دشوار میدانند. اما با اینحال، اهل دیانت میلی مفرط برای ذکر حکمتِ احکام و امور دارند. فیالمثل وقتی سخن از علت حکم وجوب حجاب میشود، برخی آیات و روایات را بهمثابه "علت" این حکم بیان میکنند، اما وقتی میخواهند از "حکمت" حجاب سخن بگویند، از یک کشف یا مقالۀ علمی در یک ژورنال غربی دربارۀ تاثیرات نور خورشید بر روی پوست تا خوابی که یک بازیگر هالیوودی در اهمیت حجاب دیده، استناد میکنند، تا ثابت کنند که حجاب "حکمتی" دارد!
🍂 همهچیز در خدمت اثبات درستی آن حکم قرار میگیرد و این "همه چیز" را "حکمت" مینامند! در حقیقت، حکمت چیزی نیست جز همان ایدئولوژی که بیهیچ حد و مرزی تلاش دارد تا آن حُکم را تثبیت نماید.
🍂 قرار است یک پیشفرض (مثلا یک حکم شرعی) «بای نحو کان» ثابت شود تا مو لای درزش نرود. از همینرو حکمت نه علم است و نه معرفت، بل صرفا نوعی از ایدئولوژی کاذب است.
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
#آخوندیسم #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در ادبیات فقیهان و متشرعان همواره تاکید بر "علتِ" احکام میشود و فهم "حکمتِ" احکام را دشوار میدانند. اما با اینحال، اهل دیانت میلی مفرط برای ذکر حکمتِ احکام و امور دارند. فیالمثل وقتی سخن از علت حکم وجوب حجاب میشود، برخی آیات و روایات را بهمثابه "علت" این حکم بیان میکنند، اما وقتی میخواهند از "حکمت" حجاب سخن بگویند، از یک کشف یا مقالۀ علمی در یک ژورنال غربی دربارۀ تاثیرات نور خورشید بر روی پوست تا خوابی که یک بازیگر هالیوودی در اهمیت حجاب دیده، استناد میکنند، تا ثابت کنند که حجاب "حکمتی" دارد!
🍂 همهچیز در خدمت اثبات درستی آن حکم قرار میگیرد و این "همه چیز" را "حکمت" مینامند! در حقیقت، حکمت چیزی نیست جز همان ایدئولوژی که بیهیچ حد و مرزی تلاش دارد تا آن حُکم را تثبیت نماید.
🍂 قرار است یک پیشفرض (مثلا یک حکم شرعی) «بای نحو کان» ثابت شود تا مو لای درزش نرود. از همینرو حکمت نه علم است و نه معرفت، بل صرفا نوعی از ایدئولوژی کاذب است.
✍🏻 دکتر #اکبر_جباری
#آخوندیسم #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 تصنیفِ «وطنِ من» آهنگساز: پرویز مشکاتیان خواننده: #کوهسار_کلباسی نوازنده تار: تارا رودگریان نوازنده تنبک: کیهان شریفی #بوقت_آواز ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 غمِ عشق
🎙Shine N Shid
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙Shine N Shid
بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو
شب از فراق تو مینالم ای پریرخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بیتو
دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا
همیشه زهر فراقت همی چِشَم بیتو
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بیتو
پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بیتو
***
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و منِ خسته بیچارهگدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
.
#بوقت_آواز #شعرانه #سعدی#عاشقانه #موزیک_ویدیو #فراق #غزلیات #شعر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘منشِ جنسی ابنسینا در نسخِ کهن
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 امروز روز شیخالرئیس «ابنسینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را بهدلیل نوشتههای عربیاش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد میکند تا فیلسوف اسلامی!
🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابنسینا-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپلامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانههای ایران مشغول بود.
🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابنسینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابنسینا به شهوترانی و صیغهکردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمتهای دشمنان او بودهاست؛ چندانکه گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.
🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جانمکگینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرفهای آنها را تکرار کردهاند.
🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی دربارهی ابنسینا ساخت که:
🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخههایی از زندگی ابنسینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخشهایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
🔺با صرفنظر از نقطهچینهای عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت بهصورت تقطیعشدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیاتالاعیان» ابنخلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و ابن القفطی و ابن ابیاصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شدهاست.
🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخهها، همین حرف را تکرار میکند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر میشود.
🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة فيالقولنج» درمییابد که ابنسینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچکدام آنها نبودهاست.
🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخهای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری میشود دست پیدا میکند که تا حدی مشکل برایش حل میشود و مشخص میشود مولفان نامبرده در بالا، از عبارت یادشده با نقطهچین، کلماتی را حذف کردهاند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او نسبت دهند.
🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمییابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکردهاند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زدهاست.
🍂 اما بدخواهان ابنسینا که بودهاند که دست به حذف و تحریف عبارات او زدهاند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافتالفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابنسینا نظر میکردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخالرئیس را «شرابخوار و آوازخوان و عشقباز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه میداد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.
🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شدهاست که از این لینک قابل دریافت است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 امروز روز شیخالرئیس «ابنسینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را بهدلیل نوشتههای عربیاش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد میکند تا فیلسوف اسلامی!
🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابنسینا-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپلامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانههای ایران مشغول بود.
🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابنسینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابنسینا به شهوترانی و صیغهکردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمتهای دشمنان او بودهاست؛ چندانکه گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.
🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جانمکگینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرفهای آنها را تکرار کردهاند.
🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی دربارهی ابنسینا ساخت که:
و لم یشف ما نابه بالشفا
و لم ينج من موته بالنجاة
نه كتاب شفايش وي را از قولنج شفا داد
نه کتاب نجاتش از مرگ نجاتش بخشید
🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخههایی از زندگی ابنسینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخشهایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
و یشتغل بالمجامعة کثیرا فأثر فی مزاجه… حتی صار امره فی السنه… اصاب الشیخ قولنج
🔺با صرفنظر از نقطهچینهای عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت بهصورت تقطیعشدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیاتالاعیان» ابنخلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و ابن القفطی و ابن ابیاصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شدهاست.
🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخهها، همین حرف را تکرار میکند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر میشود.
🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة فيالقولنج» درمییابد که ابنسینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچکدام آنها نبودهاست.
🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخهای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری میشود دست پیدا میکند که تا حدی مشکل برایش حل میشود و مشخص میشود مولفان نامبرده در بالا، از عبارت یادشده با نقطهچین، کلماتی را حذف کردهاند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او نسبت دهند.
🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمییابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکردهاند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زدهاست.
🍂 اما بدخواهان ابنسینا که بودهاند که دست به حذف و تحریف عبارات او زدهاند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافتالفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابنسینا نظر میکردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخالرئیس را «شرابخوار و آوازخوان و عشقباز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه میداد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.
🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شدهاست که از این لینک قابل دریافت است.
.
#بازاندیشی #در_چنین_روزی #آخوندیسم#پزشک #بازنگری #تاریخ #تاریخ_ایران #ابن_سینا #فلاسفه #فیلسوف #فلسفه #غزالی #احمد_غزالی #تکفیر #تفسیق #مباهته #قلنج #رابطه_جنسی #تحریف
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic