Telegram
نقدآگین
📘روشنفکرانِ گمراه
✍🏻#بیژن_اشتری
🍂 خیلی بیمقدمه خدمتتان عرض میکنم که بدا به حال آن مملکتی که روشنفکرانش به بیراهه رفته باشند. امروز داشتم کتابخانهام را مرتب میکردم و چشمم خورد به کتابهایی که براهنی و ساعدی و شاملو و پرهام و... در دههٔ پنجاه نوشته یا ترجمه کرده بودند.
🍂 بیاغراق همهٔ کتابها یک مضمون واحد را دنبال میکرد و آن امپریالیسمستیزی و استعمار ستیزی است. دریغ از یک کتاب تألیفی یا ترجمهای دربارهٔ دموکراسی. این واقعیتیست که در دههٔ پنجاه خورشیدی، مفهوم دموکراسی هیچ نقشی و هیچ جایگاهی در ذهنیت روشنفکران ایرانی نداشت. اصلاً در مواردی، دموکراسی یک ارزش منفی شمرده میشد و به نظرم یک دلیل عمدهاش این بود که حامیان نظام شاهنشاهی در جهان عمدتاً کشورهای دموکراتیک غربی بودند و البته دلیل دیگرش هم تأثیرپذیری تقریباً همهٔ روشنفکران ما، و حتی اندیشمندان مذهبی ما، از کمونیسم و مارکسیسم بود.
🍂 به هر حال انقلاب اسلامی که رخ داد دقیقاً همان چیزی را به روشنفکران داد که آنها تقریباً یک دهه دربارهٔ ارزشمندی آن نوشته و گفته بودند. نظامی روی کار آمد که امپریالیسمستیز و آمریکاستیز بود. جالب است که در یکی دو سال اول، باز همین روشنفکران همچنان بر باورهای قدیمی خود تأکید میکردند و حتی حکومت جمهوری اسلامی را متهم میکردند که به اندازهٔ کافی امپریالیسمستیز نیست.
🍂 یادمان نرفته که اولین بار یک سازمان چپگرا، که مورد تأیید تقریباً عموم روشنفکران ما بود، سفارت آمریکا را اشغال کرد و یادمان نرفته که پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، شاملو و ساعدی و پرهام و دیگر بزرگان الیت روشنفکری کشور نامهٔ تأییدآمیزی بر این حرکت نوشتند و منتشر کردند. یادمان نرفته که چپیها روی دیوارها مینوشتند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید و یا مینوشتند همهٔ ساواکیها اعدام باید گردند.
🍂 خلاصه میخواهم بگویم دیگ تندروی و آمریکاستیزی را همین روشنفکران عزیز هم میزدند و جمهوری اسلامی نیز برای اینکه اینها را از حیث شعاری خلع سلاح کند مدام مرتکب اعمال آمریکا ستیزانهٔ افراطیتر میشد و آنقدر در این کار پیش رفت که روی حضرات روشنفکر کم شد.
🍂 خلاصه چپیهای ما کاری کردند که لیبرال تبدیل به یک فحش ناموسی شد و حرف زدن از مزایای دموکراسی عملی مستوجب شماتت و احیاناً زندان. و نتیجه میگیرم که گناه همه گرفتاری های امروز ما را نباید صرفاً سر «آخوندها» انداخت. گناه روشنفکران دههٔ پنجاهی بیشتر نباشد کمتر نیست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#بیژن_اشتری
🍂 خیلی بیمقدمه خدمتتان عرض میکنم که بدا به حال آن مملکتی که روشنفکرانش به بیراهه رفته باشند. امروز داشتم کتابخانهام را مرتب میکردم و چشمم خورد به کتابهایی که براهنی و ساعدی و شاملو و پرهام و... در دههٔ پنجاه نوشته یا ترجمه کرده بودند.
🍂 بیاغراق همهٔ کتابها یک مضمون واحد را دنبال میکرد و آن امپریالیسمستیزی و استعمار ستیزی است. دریغ از یک کتاب تألیفی یا ترجمهای دربارهٔ دموکراسی. این واقعیتیست که در دههٔ پنجاه خورشیدی، مفهوم دموکراسی هیچ نقشی و هیچ جایگاهی در ذهنیت روشنفکران ایرانی نداشت. اصلاً در مواردی، دموکراسی یک ارزش منفی شمرده میشد و به نظرم یک دلیل عمدهاش این بود که حامیان نظام شاهنشاهی در جهان عمدتاً کشورهای دموکراتیک غربی بودند و البته دلیل دیگرش هم تأثیرپذیری تقریباً همهٔ روشنفکران ما، و حتی اندیشمندان مذهبی ما، از کمونیسم و مارکسیسم بود.
🍂 به هر حال انقلاب اسلامی که رخ داد دقیقاً همان چیزی را به روشنفکران داد که آنها تقریباً یک دهه دربارهٔ ارزشمندی آن نوشته و گفته بودند. نظامی روی کار آمد که امپریالیسمستیز و آمریکاستیز بود. جالب است که در یکی دو سال اول، باز همین روشنفکران همچنان بر باورهای قدیمی خود تأکید میکردند و حتی حکومت جمهوری اسلامی را متهم میکردند که به اندازهٔ کافی امپریالیسمستیز نیست.
🍂 یادمان نرفته که اولین بار یک سازمان چپگرا، که مورد تأیید تقریباً عموم روشنفکران ما بود، سفارت آمریکا را اشغال کرد و یادمان نرفته که پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، شاملو و ساعدی و پرهام و دیگر بزرگان الیت روشنفکری کشور نامهٔ تأییدآمیزی بر این حرکت نوشتند و منتشر کردند. یادمان نرفته که چپیها روی دیوارها مینوشتند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید و یا مینوشتند همهٔ ساواکیها اعدام باید گردند.
🍂 خلاصه میخواهم بگویم دیگ تندروی و آمریکاستیزی را همین روشنفکران عزیز هم میزدند و جمهوری اسلامی نیز برای اینکه اینها را از حیث شعاری خلع سلاح کند مدام مرتکب اعمال آمریکا ستیزانهٔ افراطیتر میشد و آنقدر در این کار پیش رفت که روی حضرات روشنفکر کم شد.
🍂 خلاصه چپیهای ما کاری کردند که لیبرال تبدیل به یک فحش ناموسی شد و حرف زدن از مزایای دموکراسی عملی مستوجب شماتت و احیاناً زندان. و نتیجه میگیرم که گناه همه گرفتاری های امروز ما را نباید صرفاً سر «آخوندها» انداخت. گناه روشنفکران دههٔ پنجاهی بیشتر نباشد کمتر نیست.
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران#غربستیزی #آمریکاستیزی #فردید #براهنی #دموکراسی #شاملو #ساعدی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘نهجالبلاغه و علی؟ ✍️#اسعد_ابراهیم_الخزاعی 🖌#ترجمه: #فریدون_فرخ 🗄پست مرتبط: 🗄فهرست مطالب پیرامون علی 📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن 📕چرا دعای عرفه از حسين نمیتواند باشد؟ 📕وحیِ الله علیم یا بدعاقبتی کپیکاران؟! 📕ظهور مهدی؛ اقتباسی حداکثری از افسانهپردازی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘بررسیِ خطبۀ همام
— معرفی کتابِ در دستِ انتشار
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 کتاب بالا پژوهشِ تحقیقی خوبی دربارهی جعلی بودن انتساب خطبه «همام» به امام اول شیعیان است. دو تصویری که در بالا گذاشتم حدود «۲۰ شرح» بر خطبهی «همام» را ذکر کردهاست؛ خطبهای که معروفیتش بیشتر از این باب است که طبق گفتۀ راویان، «همام» پس از استماع آن تاب نمیآورد و همانجا جان میسپارد.
🍂 نویسنده جدای از شروح یادشده در بالا، یادآور شده که بیش از ۳۰۰ شارح نهجالبلاغه و بیش از ۱۰۰ شارح اختصاصی این خطبه، بدون اینکه انتساب و اصالت خطبه و راوی آن را بررسی و صحتسنجی کنند، عمر خود را در شرح خطبهای جعلی هدر دادهاند!
🍂 نویسنده از محققان حوزه و فرزند آیتالله رضا استادی، از فقیهان پیشین شورای نگهبان، است و با اصطلاحات حوزوی و رجالی و نسخهشناسی کاملا آشناست، که از قضا کارشناسی ارشد فلسفه غرب را هم گذرانده.
🍂 امروز در کتاب «اختلاف الحدیث» آیتاللهالعظمی سیستانی میدیدم که گفتهاند:
[و من هنا لا نطمئن بمرويات محمد بن سنان] چرا که ایشان منسوب به طایفهی غلات بوده و زعم و گمان این طایفه این بود که اگر کلمات فصیح با مضامین عالی و محتوای بلیغی مییافتند، بدون بررسی «وثاقت صدوری» و وجه «انتساب متون» آنها را به امامان خویش منسوب میکردند. و حتا راویان مجعول و مجهولی برای این متون خلق میکردهاند. مثلاً: در روایات طب اسلامی بیش از ۲۰۷ راوی در رجال ذکر شده که طبق یک بررسی رجالی، ۲۰۴ تن از آنان کاملاً موهوم بودهاند یعنی اصلاً وجود خارجی نداشتهاند!
🍂 مورد دیگر، فربهشدگیِ این دسته از متونِ انتسابی است؛ مثلاً نویسنده در قدیمیترین متن همین خطبهی همام، متوجه میشود که متن ابتدایی آن بیش از «صد کلمه» نبودهاست، اما متأخران چنان آن را آراسته و پیراسته و ویراستهاند که بالغ بر چندین صفحه شدهاست!
🍂 البته، مولف خاطر نشان میکند که ۸۰ درصد شروح این خطبه، برای نویسندگان و خطیبان دوران معاصر است.
🍂 لازم است یادآور شوم که برخی از محققان متأخر، مانند استاد محمدتقی جعفری، علاقمند به قاعدهی «دلالته تغنی عن السند» بودند که وجه مخربی در سندشناسی و نسخهپژوهی ایفا میکند، و جهات صدوری حدیث را نادیده، بلکه مخدوش میسازد.
🍂 نویسنده با بررسی و ارزیابی نسخهها تا قرن هفتم، متوجه میشود راوی حدیث در متون متقدم، نهتنها همام نیست، بلکه به افراد متعددی چون حسن بصری یا ذوالنون مصری یا ابن عباس یا اوفیبن دلهم، یا حتا اسامی مجهول و موهوم دیگری منتسب شده، وحتا گویندۀ خطبه نیز در افرادی نامتعین آمده، که در بین آنان، ابن عباس و و علیبن الحسین و امام صادق و ذوالنون مصری هم دیده میشود.
🍂 نویسنده در پژوهش ۲۵۰صفحهای خود، به این پرسش میرسد که اگر بشود هر متن رسا و اعجازانگیز و اعجابآوری را به امامان منسوب ساخت، دیگر چه اطمینانی باقی میماند که خطابههای امثال جاحظ و صاحب بن عباد و فصیحان دیگر عرب، به امامان پیشین منتسب نشده باشند؟! و در نهایت، نتیجه میگیرد که این خطبه مرتبط با تراث صوفیان است و از مُختلقاتِ ایشان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
— معرفی کتابِ در دستِ انتشار
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 کتاب بالا پژوهشِ تحقیقی خوبی دربارهی جعلی بودن انتساب خطبه «همام» به امام اول شیعیان است. دو تصویری که در بالا گذاشتم حدود «۲۰ شرح» بر خطبهی «همام» را ذکر کردهاست؛ خطبهای که معروفیتش بیشتر از این باب است که طبق گفتۀ راویان، «همام» پس از استماع آن تاب نمیآورد و همانجا جان میسپارد.
🍂 نویسنده جدای از شروح یادشده در بالا، یادآور شده که بیش از ۳۰۰ شارح نهجالبلاغه و بیش از ۱۰۰ شارح اختصاصی این خطبه، بدون اینکه انتساب و اصالت خطبه و راوی آن را بررسی و صحتسنجی کنند، عمر خود را در شرح خطبهای جعلی هدر دادهاند!
🍂 نویسنده از محققان حوزه و فرزند آیتالله رضا استادی، از فقیهان پیشین شورای نگهبان، است و با اصطلاحات حوزوی و رجالی و نسخهشناسی کاملا آشناست، که از قضا کارشناسی ارشد فلسفه غرب را هم گذرانده.
🍂 امروز در کتاب «اختلاف الحدیث» آیتاللهالعظمی سیستانی میدیدم که گفتهاند:
[و من هنا لا نطمئن بمرويات محمد بن سنان] چرا که ایشان منسوب به طایفهی غلات بوده و زعم و گمان این طایفه این بود که اگر کلمات فصیح با مضامین عالی و محتوای بلیغی مییافتند، بدون بررسی «وثاقت صدوری» و وجه «انتساب متون» آنها را به امامان خویش منسوب میکردند. و حتا راویان مجعول و مجهولی برای این متون خلق میکردهاند. مثلاً: در روایات طب اسلامی بیش از ۲۰۷ راوی در رجال ذکر شده که طبق یک بررسی رجالی، ۲۰۴ تن از آنان کاملاً موهوم بودهاند یعنی اصلاً وجود خارجی نداشتهاند!
🍂 مورد دیگر، فربهشدگیِ این دسته از متونِ انتسابی است؛ مثلاً نویسنده در قدیمیترین متن همین خطبهی همام، متوجه میشود که متن ابتدایی آن بیش از «صد کلمه» نبودهاست، اما متأخران چنان آن را آراسته و پیراسته و ویراستهاند که بالغ بر چندین صفحه شدهاست!
🍂 البته، مولف خاطر نشان میکند که ۸۰ درصد شروح این خطبه، برای نویسندگان و خطیبان دوران معاصر است.
🍂 لازم است یادآور شوم که برخی از محققان متأخر، مانند استاد محمدتقی جعفری، علاقمند به قاعدهی «دلالته تغنی عن السند» بودند که وجه مخربی در سندشناسی و نسخهپژوهی ایفا میکند، و جهات صدوری حدیث را نادیده، بلکه مخدوش میسازد.
🍂 نویسنده با بررسی و ارزیابی نسخهها تا قرن هفتم، متوجه میشود راوی حدیث در متون متقدم، نهتنها همام نیست، بلکه به افراد متعددی چون حسن بصری یا ذوالنون مصری یا ابن عباس یا اوفیبن دلهم، یا حتا اسامی مجهول و موهوم دیگری منتسب شده، وحتا گویندۀ خطبه نیز در افرادی نامتعین آمده، که در بین آنان، ابن عباس و و علیبن الحسین و امام صادق و ذوالنون مصری هم دیده میشود.
🍂 نویسنده در پژوهش ۲۵۰صفحهای خود، به این پرسش میرسد که اگر بشود هر متن رسا و اعجازانگیز و اعجابآوری را به امامان منسوب ساخت، دیگر چه اطمینانی باقی میماند که خطابههای امثال جاحظ و صاحب بن عباد و فصیحان دیگر عرب، به امامان پیشین منتسب نشده باشند؟! و در نهایت، نتیجه میگیرد که این خطبه مرتبط با تراث صوفیان است و از مُختلقاتِ ایشان.
🗄پست مرتبط
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📕چرا دعای عرفه از حسين نمیتواند باشد؟
📕وحیِ الله علیم یا بدعاقبتی کپیکاران؟!
📕ظهور مهدی؛ اقتباسی حداکثری از افسانهپردازی مسیحیان
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📺 پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
📺 معجزه قرآن؟!
📺 ابن اسحاق دجال
📺 محمد هاجری یا محمد واقعی-تاریخی
📺 کمالحیدری: قرآن اصلی دست ما نیست!
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
📻 سندیت نهجالبلاغه و نقد عمیقترین خطبهاش
.
#نقد_شیعه #بازاندیشی #علی #نهجالبلاغه #معرفی_کتاب#امام_علی #بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
Telegram
نقدآگین
📺 تا مرد سخن نگفتهباشد، مردمفریبیِ او نهفته باشد!
🔻مسعود پوزیده (شصتچی) در دیدار با جامعۀ پزشکان:
اولا، در میانِ جامعۀ پزشکان دربارۀ آموزشوپرورش و معلمان صحبت کردن، مصداق دانشآموزیست که در وسطِ کلاسِ ریاضی، شعر میخواند.
ثانیا، اگر همین کرسیشعرها را جلیلی یا احمدینژاد و رئیسی میگفتند، امثال فاضلی و جلائیپور و سپاهِ رسانهای و خبرنگاران اصلاحطلب، حسابی از شرمندگی نمایشِ این حد از گاگولی (و در واقع شارلاتانیزم) در چنین مقامی در-میآمدند، ولی الان هنگامۀ وفاق(!) است و تقسیم غنائم و سکوت اوجبِ واجبات است.
ثالثا، حل مشکلات مردم، نیازمند رهایی از نگرشِ خود-خفنپنداریِ رایج میانِ نوابیغِ نظام و پوپولیستهاست که نظرِ معلمانِ با سابقه و استخوانخوردکرده را با یک باد هوا در کردن جانانه، رد کنی و حتی لحظهای درنگ نکنی که محیط عمومی، مکان چنین افعالِ بیحساب و کتابی نیست! احمدینژادیسم و خود را متخصص در هر زمینه نشان دادن، نشانه از عدم تحصیل اصولیِ فرد است؛ وگرنه کسی که واقعا تا دکترا بهشکل صحیح تحصیل کردهباشد، بسیار مراقب است که به این بلیه دچار نشود و در اظهار نظر بسیار محتاط و اهل خودداری است.
رابعا، اگر این راهکار بود، و نه فرار به جلویی از سنخِ قطعکردنِ برق مردم و صنایع برای حل مشکل ناترازیِ حاصل از عدم سرمایهگذاری خارجی (بهخاطر سیاستِ خارجۀ تحریمطلب و سودبرنده از وضعیت تحریم و فلاکتِ اکثریت) یا بدست آوردن برق برای مزارع استخراج بیتکوین (باز بهخاطر فقدان رابطۀ نرمال با دنیا)، یا گرانکردنِ قیمتها علیرغم وعدهات در مناظرات، مدارس اروپا و آمریکا و ژاپن چنین بودند، و یا ژنهایخوبِ و نوابغِ آقازاده در چنین مدارسی تحصیل میکردند.
خامسا، باورم نمیشود از بیشعوری و کودنی از این دست تزها را تفت بدهی، بلکه یک شارلاتانِ تمامعیار مثل احمدینژاد میدانمت که معنی واژۀ صادق بودن را نیز به گند کشیدی با استفادۀ ابزاری و تبلیغاتی از آن در عین دروغگوییهای مکرر و وقیحانه.
سادسا، گروهسازی در کلاسها ربطی به جمعیت فراتر از ظرفیتِ یک کلاس و یک معلمِ مفلوک (با حقوقی کمتر از حقوق بیکاری در آمریکا: زیر ۲۵۰ دلار!) ندارد و یک روشِ کلاسداری و آموزش است. جمعیت بزرگ دانشآموزان، در کلاسهایی کوچک، با دروسی اکثرا بیارزش و ایدئولوژیک و اتلافکنندۀ عمر، مدیریت کلاس را برای معلمان بدل به زندانبانی زندانیان دچارِ جنون کردهاست و بازده کلاسها را به این وضعیت کشانده که معدل متوسط دانشآموزان مدارس، در میانِ ۱۰ و زیر آن نوسان میکند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻مسعود پوزیده (شصتچی) در دیدار با جامعۀ پزشکان:
در آموزش و پرورش میگفتند کلاسهای ۴۰ و ۴۵ نفره بد است، ولی در یک نگاه دیگر، کلاسهای ۴۵ نفره خیلی هم خوب است، ما میتوانیم دانشآموزان را به چهار گروه ده نفره تقسیم کنیم، تیم بشوند روی موضوع بحث کنند و دانشآموز خود مرکز آموزش شود!
تلاش خواهیم کرد که با مردم باشیم و به نیازهای آنها پاسخگو باشیم، ما مقصریم اگر نتوانیم مشکل مردم را حل کنیم.
اولا، در میانِ جامعۀ پزشکان دربارۀ آموزشوپرورش و معلمان صحبت کردن، مصداق دانشآموزیست که در وسطِ کلاسِ ریاضی، شعر میخواند.
ثانیا، اگر همین کرسیشعرها را جلیلی یا احمدینژاد و رئیسی میگفتند، امثال فاضلی و جلائیپور و سپاهِ رسانهای و خبرنگاران اصلاحطلب، حسابی از شرمندگی نمایشِ این حد از گاگولی (و در واقع شارلاتانیزم) در چنین مقامی در-میآمدند، ولی الان هنگامۀ وفاق(!) است و تقسیم غنائم و سکوت اوجبِ واجبات است.
ثالثا، حل مشکلات مردم، نیازمند رهایی از نگرشِ خود-خفنپنداریِ رایج میانِ نوابیغِ نظام و پوپولیستهاست که نظرِ معلمانِ با سابقه و استخوانخوردکرده را با یک باد هوا در کردن جانانه، رد کنی و حتی لحظهای درنگ نکنی که محیط عمومی، مکان چنین افعالِ بیحساب و کتابی نیست! احمدینژادیسم و خود را متخصص در هر زمینه نشان دادن، نشانه از عدم تحصیل اصولیِ فرد است؛ وگرنه کسی که واقعا تا دکترا بهشکل صحیح تحصیل کردهباشد، بسیار مراقب است که به این بلیه دچار نشود و در اظهار نظر بسیار محتاط و اهل خودداری است.
رابعا، اگر این راهکار بود، و نه فرار به جلویی از سنخِ قطعکردنِ برق مردم و صنایع برای حل مشکل ناترازیِ حاصل از عدم سرمایهگذاری خارجی (بهخاطر سیاستِ خارجۀ تحریمطلب و سودبرنده از وضعیت تحریم و فلاکتِ اکثریت) یا بدست آوردن برق برای مزارع استخراج بیتکوین (باز بهخاطر فقدان رابطۀ نرمال با دنیا)، یا گرانکردنِ قیمتها علیرغم وعدهات در مناظرات، مدارس اروپا و آمریکا و ژاپن چنین بودند، و یا ژنهایخوبِ و نوابغِ آقازاده در چنین مدارسی تحصیل میکردند.
خامسا، باورم نمیشود از بیشعوری و کودنی از این دست تزها را تفت بدهی، بلکه یک شارلاتانِ تمامعیار مثل احمدینژاد میدانمت که معنی واژۀ صادق بودن را نیز به گند کشیدی با استفادۀ ابزاری و تبلیغاتی از آن در عین دروغگوییهای مکرر و وقیحانه.
سادسا، گروهسازی در کلاسها ربطی به جمعیت فراتر از ظرفیتِ یک کلاس و یک معلمِ مفلوک (با حقوقی کمتر از حقوق بیکاری در آمریکا: زیر ۲۵۰ دلار!) ندارد و یک روشِ کلاسداری و آموزش است. جمعیت بزرگ دانشآموزان، در کلاسهایی کوچک، با دروسی اکثرا بیارزش و ایدئولوژیک و اتلافکنندۀ عمر، مدیریت کلاس را برای معلمان بدل به زندانبانی زندانیان دچارِ جنون کردهاست و بازده کلاسها را به این وضعیت کشانده که معدل متوسط دانشآموزان مدارس، در میانِ ۱۰ و زیر آن نوسان میکند!
.
#استمرارطالبان#پزشکیان #پوزیده #احمدینژاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بازدید از یک مدرسۀ دولتی در اتریش
— سیستم آموزشی اتریش و تفاوت آن با سیستم آموزشی ما
یکی این کلیپ را به تدارکاتچی بیت برساند تا شاید بفهمد که حرفزدن در عصر اینترنت، به حداقلی شعور و احترام قائلشدن برای مخاطب نیازمند است، و کسی که گاله را باز میکند تا بهشیوۀ امامان جمعه توصیه کند که مردم گوشت نخورند یا یک وعده بخورند، یا برقهای خانه را خاموش کنند و بخاریها و شوفاژها را خاموش کنند و با کاپشن در کشوری صادرکنندۀ نفت و گاز زیست کنند، لایق چیزی بیش از دربانی و کاسهلیسی سلطان نیست و اسمش را نمیتوان دکتر و رئیسجمهور گذاشت.
حدود ۲۰ هزار مدرسه از حدود ۱۰۵ هزار مدرسه ایران، در تراز مدارس فرسوده قرار دارند. حدود ۳۰ درصد مدارس تهران فرسودهاند. بیش از ۵۰ درصد مدارس پایتخت ناایمن هستند و تنها ۳ مدرسه از مجموع ۴۵۳۸ مدرسه تأییدیه ایمنی آتشنشانی دارند! بررسی دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد که سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲، آمار دانشآموز بازمانده از تحصیل در مقاطع تحصیلی مختلف به ۹۲۹ هزار و ۷۹۸ نفر رسیدهاست. در چنین وضعیتی، بهجای فکر به تغییر وضعیتِ ویرانهکدۀ آموزشوپرورش، یاوهسرایی میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سیستم آموزشی اتریش و تفاوت آن با سیستم آموزشی ما
یکی این کلیپ را به تدارکاتچی بیت برساند تا شاید بفهمد که حرفزدن در عصر اینترنت، به حداقلی شعور و احترام قائلشدن برای مخاطب نیازمند است، و کسی که گاله را باز میکند تا بهشیوۀ امامان جمعه توصیه کند که مردم گوشت نخورند یا یک وعده بخورند، یا برقهای خانه را خاموش کنند و بخاریها و شوفاژها را خاموش کنند و با کاپشن در کشوری صادرکنندۀ نفت و گاز زیست کنند، لایق چیزی بیش از دربانی و کاسهلیسی سلطان نیست و اسمش را نمیتوان دکتر و رئیسجمهور گذاشت.
حدود ۲۰ هزار مدرسه از حدود ۱۰۵ هزار مدرسه ایران، در تراز مدارس فرسوده قرار دارند. حدود ۳۰ درصد مدارس تهران فرسودهاند. بیش از ۵۰ درصد مدارس پایتخت ناایمن هستند و تنها ۳ مدرسه از مجموع ۴۵۳۸ مدرسه تأییدیه ایمنی آتشنشانی دارند! بررسی دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد که سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲، آمار دانشآموز بازمانده از تحصیل در مقاطع تحصیلی مختلف به ۹۲۹ هزار و ۷۹۸ نفر رسیدهاست. در چنین وضعیتی، بهجای فکر به تغییر وضعیتِ ویرانهکدۀ آموزشوپرورش، یاوهسرایی میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 استدلال دگرگشتی (تکاملی) علیه طبیعتگرایی فلسفی از آلوین پلنتینگا — قسمت دوم (+) 🎙#نیما_اورازانی (روانشناس اجتماعی و انتقادی) ❓آیا میتوان از «دگرگشت» (تکامل) برای رد «طبیعتگرایی فلسفی» استفاده کرد؟ غالبا تصور بر این است که دگرگشت یکی از بنایدهای خداناباوری…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با دکتر حسام نوذری
@Naqdagin
🎧قصد داروین قتل خدا نبود، اما... (+)
🎙دکتر #حسام_نوذری
🔸در این قسمت گفتگویی جذاب و عمیق دربارۀ فرگشت و ژنتیک شکل گرفته که ما را به تأمل در ارتباطات ژنتیکیمان با دیگر موجودات وامیدارد و به جستجوی ریشههای مشترکمان در مسیر تکاملی میپردازد.
🔸دکتر نوذری با دیدگاهی علمی و مبتنی بر شواهد ژنتیکی، توضیح میدهد که چگونه میتوانیم به این نتیجه برسیم که همه موجودات زنده، از جمله انسانها، از یک نیای مشترک تکامل یافتهاند. در این اپیزود، چالشهای پیش روی پذیرش این نظریات در جوامع مذهبی، و همچنین جنبههای انتقادی تفکر علمی و فرگشت، بویژه در مورد انسان و منشأ او، مورد بحث قرار میگیرد.
42:30 اگر از تعارفات بگذریم، تمایلات مذهبی و پایبندی به آنها و مناسک، با وجود همۀ فکتهای نقیض چون دگرگشت، به سلامت روان فرد کمک میکند و جلوی اضطرابهای مواجهه با واقعیتهای تلخ زندگی و فروپاشیِ روانی را میگیرد؛ به همین جهت است که در سنین بالا، ترک دین چندان ساده و عقلانی نیست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا دختر من فرصت نداشت زندگی کند
🎙دکتر #حسام_نوذری
🔸در این قسمت گفتگویی جذاب و عمیق دربارۀ فرگشت و ژنتیک شکل گرفته که ما را به تأمل در ارتباطات ژنتیکیمان با دیگر موجودات وامیدارد و به جستجوی ریشههای مشترکمان در مسیر تکاملی میپردازد.
🔸دکتر نوذری با دیدگاهی علمی و مبتنی بر شواهد ژنتیکی، توضیح میدهد که چگونه میتوانیم به این نتیجه برسیم که همه موجودات زنده، از جمله انسانها، از یک نیای مشترک تکامل یافتهاند. در این اپیزود، چالشهای پیش روی پذیرش این نظریات در جوامع مذهبی، و همچنین جنبههای انتقادی تفکر علمی و فرگشت، بویژه در مورد انسان و منشأ او، مورد بحث قرار میگیرد.
42:30 اگر از تعارفات بگذریم، تمایلات مذهبی و پایبندی به آنها و مناسک، با وجود همۀ فکتهای نقیض چون دگرگشت، به سلامت روان فرد کمک میکند و جلوی اضطرابهای مواجهه با واقعیتهای تلخ زندگی و فروپاشیِ روانی را میگیرد؛ به همین جهت است که در سنین بالا، ترک دین چندان ساده و عقلانی نیست؟
.
#چیستا #نقد_ادیان#علم #تاریخ_علم #داروین #فرگشت #آتئیسم #علم_و_دین #زیستشناسی #حیات #معنای_زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تفاوت خدای اسلام و زرتشت در ایران (+)
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓خدای زرتشت و خدای ایران پس از اسلام تفاوتهای بسیاری دارند. اما ریشۀ این تفاوتها در چیست؟ چه باعث میشود شیعیان سیاه بپوشند و آتش بر تمدن ایران پیش از اسلام بکشند؟ چرا خدای پس از اسلام خدای خشنتری بوده؟
🔸این کلیپ برشی از گفتگوی سهقسمتیِ «اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم) میباشد.
🔻خدای خودساختۀ یک ملت یا خدای تحمیلیِ یورشگر؟
— حاشیهای کوتاه بر کلیپ
🔸فرق است بین خدایی که یک ملت، خودش آفریدهاست و خدایی که به او یورش آوردهاست. خدایان و پهلوانان هر ملت نمودگارِ بهترین و خردمندانهترین صفاتی هستند که یک ملت میتواند برای خود تصور کند. تضاد بین آنچه درونزاد است و آنچه تحمیلیست بهآسانی مرتفع نمیشود. این کشمکشی هزارهای است! این نکتهای است که دکتر شروین وکیلی بدان توجه مقتضی را نمیکند. در یادداشتِ «نشیبی دراز است پیشِ فراز» در باب این مواجهۀ خاص او با اسلام بیشتر پرداختهام:
🔺ادامۀ متن را در «نشیبی دراز است پیشِ فراز» بخوانید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓خدای زرتشت و خدای ایران پس از اسلام تفاوتهای بسیاری دارند. اما ریشۀ این تفاوتها در چیست؟ چه باعث میشود شیعیان سیاه بپوشند و آتش بر تمدن ایران پیش از اسلام بکشند؟ چرا خدای پس از اسلام خدای خشنتری بوده؟
🔸این کلیپ برشی از گفتگوی سهقسمتیِ «اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم) میباشد.
🔻خدای خودساختۀ یک ملت یا خدای تحمیلیِ یورشگر؟
— حاشیهای کوتاه بر کلیپ
🔸فرق است بین خدایی که یک ملت، خودش آفریدهاست و خدایی که به او یورش آوردهاست. خدایان و پهلوانان هر ملت نمودگارِ بهترین و خردمندانهترین صفاتی هستند که یک ملت میتواند برای خود تصور کند. تضاد بین آنچه درونزاد است و آنچه تحمیلیست بهآسانی مرتفع نمیشود. این کشمکشی هزارهای است! این نکتهای است که دکتر شروین وکیلی بدان توجه مقتضی را نمیکند. در یادداشتِ «نشیبی دراز است پیشِ فراز» در باب این مواجهۀ خاص او با اسلام بیشتر پرداختهام:
اگر «تاختوتاز»، «تاژیکان» به «ایرانشهر» آغازِ یک «گسستِ بنیادین» در تاریخِ ایران نیست، پس چرا در وجدان «فردوسی» و نیز در وجدان نویسندۀ «بندهشن»، چونان سرآغاز یک «نشیب درازدامن» و یک دوران دیریاز «فروفتادگی و سرفکندگی» فهم میشود؟ چرا هر دوی این بزرگان، این یورش را سرآغاز چیرگی منطق «سخنان بهکردار بازی» بر ایران میدانند؟ این پرسشیست که خوانش تاریخی دکتر #شروین_وکیلی از نسبت ایران و اعراب، پاسخی بدان فراهم نمیآورد.
🔺ادامۀ متن را در «نشیبی دراز است پیشِ فراز» بخوانید.
.
#نقد_ادیان #ایران #نقد_روشنفکران#نقد_اسلام #نقد_مسیحیت #زرتشت #زرتشتی #مدرنیته #داعش #طالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘«نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی»
🔻جناب محمدعلیِ جنتخواه دو خطا یا سوءاستفادهی فاحش در کاربست قضایای ناتمامیت گودل دارد:
نخست آن که این دو قضیه را، که قضایایی در منطق ریاضی هستند، به تمام ذهن و معرفت انسانی تعمیم میدهد. قضیهی اول ناتمامیت بهزبان ساده بیان میدارد که در هر دستگاه آکسیوماتیک حساب، میتوان حداقل یک گزاره یافت که صدق (یا عدمصدق) آن در خود دستگاه حساب اثباتپذیر نیست—یعنی هر دستگاه آکسیوماتیک حساب ناتمام است. طبق قضیهی دوم، گزارهای که میگوید این دستگاه آکسیوماتیک حسابْ سازگار یا «باثبات» است (یعنی نمیتوان دو گزارهی متناقض را در آن اثبات کرد)، همان گزارهای است که صدق یا عدمصدق آن در خود دستگاه قابلاثبات نیست—یعنی سازگاریِ هر دستگاه آکسیوماتیک حساب را باید با استدلالی خارج از این دستگاه استنباط کرد (که البته تا به امروز کسی حتی نمیداند چنین استدلالی چه ماهیتی دارد).
🍂 واضح است که قضایای ناتمامیت گودل منحصراً معطوف به منطق ریاضی هستند. با این حال، کم نبودهاند کسانی که از زمان ارائهی این قضایا آنها را به موضوعاتی دیگر، مانند علم فیزیک یا ذهن انسان، تعمیم دادهاند. اما مفسران گودل بهدرستی اشاره کردهاند که این تعمیمها نه منطقی، بلکه عقیده و گمان شخصی تعمیمدهندگان است که هیچکدام از آنها نیز در تقریباً یک قرن گذشته، یک اثبات منطقی برای این تعمیم خود ارائه ندادهاند.
دوم آن که گودل درکنار قضایای مشهور ناتمامیت، یک قضیه کمتر مشهور بهنام «تمامیت» دارد. طبق قضیهی تمامیت، اگر T یک نظریهی منطقِ مرتبهی اول و φ جملهای در یک زبان باشد، بهگونهای که هر مدل T یک مدل φ باشد، پس T یک نظریهی کامل است. یا به زبان سادهتر، اگر T یک نظام صوری باشد که استنباطهایی منطقی از زبان را برمیگرداند، T ضرورتاً تمامیت دارد. این از آن جهت حائز اهمیت است که جناب جنتخواه ادعا میکند مفهوم آزادی، مانند یک دستگاه حساب، گزارههایی غیرقابلاثبات از طریق ذهن دارد که صدق خود را از موجودیتی خارج از ذهن (خدا/دین) میگیرند؛ پس دین یک نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی است. حال آن که در این توضیح تناقضی مهلک وجود دارد.
🍂 اگر مفهوم آزادی با یک نظام صوری قابلتوضیح باشد، پس طبق قضیهی تمامیت گودل، نظامِ صوریِ آزادیْ کامل است و هیچ گزارهای ندارد که در درون خود اثبات نشود—از جمله گزارهای که میگوید این نظام سازگار (باثبات) است.
🍂 به بیان دیگر، «نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی» اصلاً نیازی به دین ندارد. از طرف دیگر، اگر بخواهیم قضایای ناتمامیت را به بحث آزادی تعمیم دهیم (که البته در درستی این تعمیمْ شَکی جدی وجود دارد)، و بگوییم آزادیْ گزارههایی دارد که بهطور ذهنی قابلاثبات نیستند و دین یک نظام صوری برای آزادی است، گزارهی مربوط به «باثبات» بودن یا نبودنِ این نظام صوری در خود این نظام قابل اثبات نیست و همچنان نیاز به یک اثبات منطقی خارج از خود، یعنی خارج از دین، دارد—مگر آن که در یک چرخش دلبخواهی، آزادی را طبق قضیههای ناتمامیتْ ناتمام فرض کنیم و دین را طبق قضیهی تمامیت، تمام و سازگار.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @austro_libertarian
🔻جناب محمدعلیِ جنتخواه دو خطا یا سوءاستفادهی فاحش در کاربست قضایای ناتمامیت گودل دارد:
نخست آن که این دو قضیه را، که قضایایی در منطق ریاضی هستند، به تمام ذهن و معرفت انسانی تعمیم میدهد. قضیهی اول ناتمامیت بهزبان ساده بیان میدارد که در هر دستگاه آکسیوماتیک حساب، میتوان حداقل یک گزاره یافت که صدق (یا عدمصدق) آن در خود دستگاه حساب اثباتپذیر نیست—یعنی هر دستگاه آکسیوماتیک حساب ناتمام است. طبق قضیهی دوم، گزارهای که میگوید این دستگاه آکسیوماتیک حسابْ سازگار یا «باثبات» است (یعنی نمیتوان دو گزارهی متناقض را در آن اثبات کرد)، همان گزارهای است که صدق یا عدمصدق آن در خود دستگاه قابلاثبات نیست—یعنی سازگاریِ هر دستگاه آکسیوماتیک حساب را باید با استدلالی خارج از این دستگاه استنباط کرد (که البته تا به امروز کسی حتی نمیداند چنین استدلالی چه ماهیتی دارد).
🍂 واضح است که قضایای ناتمامیت گودل منحصراً معطوف به منطق ریاضی هستند. با این حال، کم نبودهاند کسانی که از زمان ارائهی این قضایا آنها را به موضوعاتی دیگر، مانند علم فیزیک یا ذهن انسان، تعمیم دادهاند. اما مفسران گودل بهدرستی اشاره کردهاند که این تعمیمها نه منطقی، بلکه عقیده و گمان شخصی تعمیمدهندگان است که هیچکدام از آنها نیز در تقریباً یک قرن گذشته، یک اثبات منطقی برای این تعمیم خود ارائه ندادهاند.
دوم آن که گودل درکنار قضایای مشهور ناتمامیت، یک قضیه کمتر مشهور بهنام «تمامیت» دارد. طبق قضیهی تمامیت، اگر T یک نظریهی منطقِ مرتبهی اول و φ جملهای در یک زبان باشد، بهگونهای که هر مدل T یک مدل φ باشد، پس T یک نظریهی کامل است. یا به زبان سادهتر، اگر T یک نظام صوری باشد که استنباطهایی منطقی از زبان را برمیگرداند، T ضرورتاً تمامیت دارد. این از آن جهت حائز اهمیت است که جناب جنتخواه ادعا میکند مفهوم آزادی، مانند یک دستگاه حساب، گزارههایی غیرقابلاثبات از طریق ذهن دارد که صدق خود را از موجودیتی خارج از ذهن (خدا/دین) میگیرند؛ پس دین یک نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی است. حال آن که در این توضیح تناقضی مهلک وجود دارد.
🍂 اگر مفهوم آزادی با یک نظام صوری قابلتوضیح باشد، پس طبق قضیهی تمامیت گودل، نظامِ صوریِ آزادیْ کامل است و هیچ گزارهای ندارد که در درون خود اثبات نشود—از جمله گزارهای که میگوید این نظام سازگار (باثبات) است.
🍂 به بیان دیگر، «نظام صوری باثبات برای مفهوم آزادی» اصلاً نیازی به دین ندارد. از طرف دیگر، اگر بخواهیم قضایای ناتمامیت را به بحث آزادی تعمیم دهیم (که البته در درستی این تعمیمْ شَکی جدی وجود دارد)، و بگوییم آزادیْ گزارههایی دارد که بهطور ذهنی قابلاثبات نیستند و دین یک نظام صوری برای آزادی است، گزارهی مربوط به «باثبات» بودن یا نبودنِ این نظام صوری در خود این نظام قابل اثبات نیست و همچنان نیاز به یک اثبات منطقی خارج از خود، یعنی خارج از دین، دارد—مگر آن که در یک چرخش دلبخواهی، آزادی را طبق قضیههای ناتمامیتْ ناتمام فرض کنیم و دین را طبق قضیهی تمامیت، تمام و سازگار.
.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #مغلطجات#فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @austro_libertarian
بیژن عبدالکریمی
من همینجا اعلام کنم منتقدی رادیکالتر از خودم در کشور نسبت به نظام سیاسی نمیشناسم؛ در جامعه ما فکر میکنند هر کس فحش دهد خیلی رادیکال است! در صورتی که میشود با احترام صحبت کرد و دنبال گیر و گورهای بنیادین و ساختاری گشت. به همین دلیل من خودم را کماکان یک منتقد رادیکال نسبت به وضعیت موجود میبینم.
📘خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
(۱/۲)
🍂 آقای عبدالکریمی؛ اول نکتهای که به ذهنم میرسد، این است که به تو بگویم وقتی با التهاب و حالت هیجان و جوگرفتگی میگویی:
حواست به لِرت باشد. آب دهانت را بپا! زیادی هدر میرود. در ضمن باور کن یک نفر از تو رادیکالتر است، خیلی رادیکالتر!! ندیدی که جناب دغدغو چطور میکروفن را پرت کرد؟ به جان خودم و به جان عزیز خودت، اینقدر جسارت هم خودش هنریست؛ که طبعا در حضرتعالی نیست! میدانی چرا؟ چون فرق است بین یک "دوستدار کشور" و کسی که با یک رژیم هیتلری نرد عشق میبازد! به جان خودت سوگند، نظر تو نیز با مرادت هایدگر در بوسهزدن به دستِ اهریمن هیچ فرقی ندارد. به آن یک دست علیلش نگاه کن! ببین چقدر ظریف است! از لبان خشکِ سیراب از تریاکِ اصلش دیگر چیزی نمیگویم.
🍂 نخبگی حضرتعالی نیز در این حد است که نمیدانی فرق است بین یک نظامِ "برانداز ملت" و یک نظامِ "پاسدار ملت". تو نیز در پخمگی خاصی که مختص همۀ همسفرههای نظام است، زور میزنی که با توسل به اتوریته نداشتهات، به مردم کوچه و بازار اینطور تلقین کنی که آنچه این نظام میکند، چیزیست از سنخ "کشورداری"!
🍂 نه جانم! از "روشنفکر-جماعت" که بگذریم، سگِ فحشهای آن پیرزنِ بیسوادِ فرتوتی که کمرش زیر بار "کشورگردانیِ سکاندارِ محورِ مقاربت" خم شدهاست، شرف دارد به آن سنخ تحلیلهای آبکیِ امثال تو که ایران را نه "خانهای امن برای مردم"، که یک "مرکز آماد و پشتیبانی" میخواهی برای تامین ابدیِ آن چیزی که در توهماتِ خودت "بازوهای کشور" یا "نیروهای نیابتی" میخوانی. تکلیفِ مردم با سپاهِ "پاسدارانِ انقلابِ اسلامیِ" ایرانیکُش روشن است، اما میزان رادیکالیزم حضرتعالی در همین حد است که روحاً و قلباً در تسخیرِ اندیشۀ بسیجی و سپاهی هستی و به همین دلیل، ترهات تو در مورد "اصل دفاع از کشور" همان اندازه چرند است که ترهات آنان.
🍂 البته در اصل دفاع از کشور تردیدی نیست، اما فرق است بین دفاع از نظامی "ملتزدا" و نظامی "ملتخواه". این نظام اهریمنی که همواره به آن نرد عشق میبازی و همواره همسفرۀ آن بودهای و کمترین فاصلهای از آن نگرفتهای -بعنوان شرط نخستین یک نقد رادیکال- و همواره در کنار آن بودهای و یکدم دست از دفاع از آن برنداشتهای، رانۀ پیشرانندهاش چیزی نیست جز ایدۀ "کشورگیری" و "تسخیر ممالک"، آنگونه که آن رهبُر کبیر در "کشف الاسرارش" فرمولبندی کردهاست. این "نیروهای نیابتی" نیز چیزیاند از سنخ پاهای یک دوالپا، و نه نیروهای تقویتکنندۀ ملت ایران، که بازوهای اختاپوسگونهای هستند که پیکرۀ ملت را فروگرفتهاند و از شیرۀ جان آن میمکند.
🍂 تو، مرد سزاوار ناسزا، همینقدر نخبهای که این بدیهیات را که مردم عادی نیز در تجربۀ عادی و مستقیم خود درک میکنند، درک نمیکنی و جالب است که دم از "رادیکالبودن" نیز میزنی!! سپاه و بسیج و اطلاعات، اصولاً کی تو را خطری دیدهاند که بخواهند از "رادیکالبودن"ت بترسند؟ آنچه آنها با زبان الکنشان نمیدانند، تو به بهترین شکلی برایشان تئوریزه میکنی!! و تحلیلهایت نیز دقیقاً از سنخِ تحلیلهای کیهان ولایت فقیه است؛ پس اگر تو "رادیکالترین روشنفکر ایران امروز" هستی، روزنامۀ کیهانِ ولایت فقیه نیز "رادیکالترین روزنامه امروز ایران" است!
دستهای زیبای آن علیل گریان را ببین و لبان سیراب از تریاکش را. از کمال همنشین، گونهای نشئگی در تو نیز پیداست! این زیبابینیها از اثر نشئگی نیز هست. دیریست که دودخور شدهای و آسمان مینوردی ای نخبه! ای روشنفکر! ای رادیکال!!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🍂 آقای عبدالکریمی؛ اول نکتهای که به ذهنم میرسد، این است که به تو بگویم وقتی با التهاب و حالت هیجان و جوگرفتگی میگویی:
"منتقدی رادیکالتر از خودم در کشور نمیشناسم"
حواست به لِرت باشد. آب دهانت را بپا! زیادی هدر میرود. در ضمن باور کن یک نفر از تو رادیکالتر است، خیلی رادیکالتر!! ندیدی که جناب دغدغو چطور میکروفن را پرت کرد؟ به جان خودم و به جان عزیز خودت، اینقدر جسارت هم خودش هنریست؛ که طبعا در حضرتعالی نیست! میدانی چرا؟ چون فرق است بین یک "دوستدار کشور" و کسی که با یک رژیم هیتلری نرد عشق میبازد! به جان خودت سوگند، نظر تو نیز با مرادت هایدگر در بوسهزدن به دستِ اهریمن هیچ فرقی ندارد. به آن یک دست علیلش نگاه کن! ببین چقدر ظریف است! از لبان خشکِ سیراب از تریاکِ اصلش دیگر چیزی نمیگویم.
🍂 نخبگی حضرتعالی نیز در این حد است که نمیدانی فرق است بین یک نظامِ "برانداز ملت" و یک نظامِ "پاسدار ملت". تو نیز در پخمگی خاصی که مختص همۀ همسفرههای نظام است، زور میزنی که با توسل به اتوریته نداشتهات، به مردم کوچه و بازار اینطور تلقین کنی که آنچه این نظام میکند، چیزیست از سنخ "کشورداری"!
🍂 نه جانم! از "روشنفکر-جماعت" که بگذریم، سگِ فحشهای آن پیرزنِ بیسوادِ فرتوتی که کمرش زیر بار "کشورگردانیِ سکاندارِ محورِ مقاربت" خم شدهاست، شرف دارد به آن سنخ تحلیلهای آبکیِ امثال تو که ایران را نه "خانهای امن برای مردم"، که یک "مرکز آماد و پشتیبانی" میخواهی برای تامین ابدیِ آن چیزی که در توهماتِ خودت "بازوهای کشور" یا "نیروهای نیابتی" میخوانی. تکلیفِ مردم با سپاهِ "پاسدارانِ انقلابِ اسلامیِ" ایرانیکُش روشن است، اما میزان رادیکالیزم حضرتعالی در همین حد است که روحاً و قلباً در تسخیرِ اندیشۀ بسیجی و سپاهی هستی و به همین دلیل، ترهات تو در مورد "اصل دفاع از کشور" همان اندازه چرند است که ترهات آنان.
🍂 البته در اصل دفاع از کشور تردیدی نیست، اما فرق است بین دفاع از نظامی "ملتزدا" و نظامی "ملتخواه". این نظام اهریمنی که همواره به آن نرد عشق میبازی و همواره همسفرۀ آن بودهای و کمترین فاصلهای از آن نگرفتهای -بعنوان شرط نخستین یک نقد رادیکال- و همواره در کنار آن بودهای و یکدم دست از دفاع از آن برنداشتهای، رانۀ پیشرانندهاش چیزی نیست جز ایدۀ "کشورگیری" و "تسخیر ممالک"، آنگونه که آن رهبُر کبیر در "کشف الاسرارش" فرمولبندی کردهاست. این "نیروهای نیابتی" نیز چیزیاند از سنخ پاهای یک دوالپا، و نه نیروهای تقویتکنندۀ ملت ایران، که بازوهای اختاپوسگونهای هستند که پیکرۀ ملت را فروگرفتهاند و از شیرۀ جان آن میمکند.
🍂 تو، مرد سزاوار ناسزا، همینقدر نخبهای که این بدیهیات را که مردم عادی نیز در تجربۀ عادی و مستقیم خود درک میکنند، درک نمیکنی و جالب است که دم از "رادیکالبودن" نیز میزنی!! سپاه و بسیج و اطلاعات، اصولاً کی تو را خطری دیدهاند که بخواهند از "رادیکالبودن"ت بترسند؟ آنچه آنها با زبان الکنشان نمیدانند، تو به بهترین شکلی برایشان تئوریزه میکنی!! و تحلیلهایت نیز دقیقاً از سنخِ تحلیلهای کیهان ولایت فقیه است؛ پس اگر تو "رادیکالترین روشنفکر ایران امروز" هستی، روزنامۀ کیهانِ ولایت فقیه نیز "رادیکالترین روزنامه امروز ایران" است!
من کیام، محبوب و محبوب کیست من
هر دو یک روحیم در دو بدن
دستهای زیبای آن علیل گریان را ببین و لبان سیراب از تریاکش را. از کمال همنشین، گونهای نشئگی در تو نیز پیداست! این زیبابینیها از اثر نشئگی نیز هست. دیریست که دودخور شدهای و آسمان مینوردی ای نخبه! ای روشنفکر! ای رادیکال!!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
بیژن عبدالکریمی
چطور ممکن است من خشونتی را که مثلا نسبت به دختری به نام مهسا روا شد– البته میدانم که قصه چنین نبود- محکوم کنم،
📘خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
(۲/۲)
🍂 به لحنِ چندشانگیزِ بیژن [در نقلقول بالا] راجعبه "مهسا" نگاه کنید! الان هر کس که اندک شرفی دارد، "مهسا" را "مهسای ما" و "مهسای ایران" میداند. اما برای بیژن، مهسا فقط "دختری بهنام مهسا" است؛ یک بیگانه است که انگار نسبتی با او ندارد. یک دختر ایران نیست؛ یک خواهر نیست؛ حتی یک ستمدیده نیست؛ شاید حتی یک خشونتدیده نیست(!)؛ چون قصهاش "چنین" نبود! اگر چنین نبود پس چگونه بود، ای روشنفکر رادیکال؟! و این "چنین نبود" را از زبان چه کسانی و برای رعایت چه مردمانی میگویی؟
🍂 بیژن عبدالکریمی پذیرشِ چاکرمنشیِ خودش از طرف سپاه و اطلاعات و بسیج را با "اهل گفتگو بودن" این سازمانها یکسان میگیرد. نخیر قربان! بحث بر سر اهل گفتگو بودن نیست! تو چاکرمنشانه حرف میزنی، و اینان نیز "چاکرمنشان" را دوست دارند. سر جانهای آزاد و آزادگان زیادی بر دار شدهاست، جناب آقای چاکر!
🍂 حیفِ این اسمی که بر توست! آن پهلوان، حتی دستبسته و گرفتار، در بین خیل دشمنان نیز هماورد میطلبید! تو مجیز میگویی، بر آن نامِ "رادیکالیزم" میگذاری! یکی هم بود مثل سعیدی سیرجانی که میگفت:
و او را و بسی چون او را برنتافتند و برنمیتابند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🍂 به لحنِ چندشانگیزِ بیژن [در نقلقول بالا] راجعبه "مهسا" نگاه کنید! الان هر کس که اندک شرفی دارد، "مهسا" را "مهسای ما" و "مهسای ایران" میداند. اما برای بیژن، مهسا فقط "دختری بهنام مهسا" است؛ یک بیگانه است که انگار نسبتی با او ندارد. یک دختر ایران نیست؛ یک خواهر نیست؛ حتی یک ستمدیده نیست؛ شاید حتی یک خشونتدیده نیست(!)؛ چون قصهاش "چنین" نبود! اگر چنین نبود پس چگونه بود، ای روشنفکر رادیکال؟! و این "چنین نبود" را از زبان چه کسانی و برای رعایت چه مردمانی میگویی؟
🍂 بیژن عبدالکریمی پذیرشِ چاکرمنشیِ خودش از طرف سپاه و اطلاعات و بسیج را با "اهل گفتگو بودن" این سازمانها یکسان میگیرد. نخیر قربان! بحث بر سر اهل گفتگو بودن نیست! تو چاکرمنشانه حرف میزنی، و اینان نیز "چاکرمنشان" را دوست دارند. سر جانهای آزاد و آزادگان زیادی بر دار شدهاست، جناب آقای چاکر!
🍂 حیفِ این اسمی که بر توست! آن پهلوان، حتی دستبسته و گرفتار، در بین خیل دشمنان نیز هماورد میطلبید! تو مجیز میگویی، بر آن نامِ "رادیکالیزم" میگذاری! یکی هم بود مثل سعیدی سیرجانی که میگفت:
آدمیزادهام، آزادهام و دلیلش همین نامه، که در حکم فرمان آتش است و نوشیدن جام شوکران!
بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیزِ ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند.
و او را و بسی چون او را برنتافتند و برنمیتابند!
.
#استمرارطالبان #نقد_روشنفکران#اصلاحات #مهسا_امینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 ۱۰ کتابِ اثرگذارِ کل زندگیِ استاد #مصطفی_ملکیان . #معرفی_کتاب #نقد_کتاب #فلسفیدن #اندیشه ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاریخ و آخرتشناسی حضور ابدیت
@Naqdagin
🎧تاریخ و آخرتشناسی: حضور ابدیت (+)
— نقد و بررسی کتاب
🎙با حضور #مصطفا_ملکیان، #زانیار_ابراهیمی و #سروش_سیدی به میزبانی #محسن_آزموده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقد و بررسی کتاب
🎙با حضور #مصطفا_ملکیان، #زانیار_ابراهیمی و #سروش_سیدی به میزبانی #محسن_آزموده
.
#فلسفیدن #نقد_کتاب #نقد_ادیان #نقد_قرآن #نقد_شیعه #نقد_مسیحیت #حکومت_اسلامی#تاریخ #آخرالزمان #مسیح #عصر_ظهور #قیامت #امام_زمان #سکولاریسم #مسیحیت #مارکسیسم #موعود #مارکس #منجی #شیعه #قرآن #جواد_طباطبایی #عبدالکریم_سروش #بنیادگرایی #اسلامگرایی #ولایت_فقیه #جمهوری_اسلامی #صفویه #ایرانشهر #بولتمان #آگامبن #پولس #کلیسا #هایدگر #عهد_عتیق #تاریخ #فلسفه_تاریخ #بایبل #الاهیات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 چرا پیدا کردن پارتنر سخت شدهاست؟ 🎙دکتر #سامرند_سلیمی 🗄پست مرتبط 📺 تکامل انتخاب همسر در انسان 📺"مردان آلفا" کلاهبرداری یا علمی؟ (قسمت اول) 📻خشونتِ پنهان در رابطۀ عاطفی . #زیستروان #مشاوره_ازدواج #ازدواج #زوج_درمانگر #روانشناسی #رابطه ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM