نقدآگین
#نظرسنجی ۳۹
آیا به نظر شما محتمل است تا ۵۰۰۰ سال آینده، امام زمان شیعیان ظهور کند؟ و بر اساس این نظر شما، چه باید کرد؟
آیا به نظر شما محتمل است تا ۵۰۰۰ سال آینده، امام زمان شیعیان ظهور کند؟ و بر اساس این نظر شما، چه باید کرد؟
#نظرسنجی ۴۰
با توجه به بازگشت ترامپ و حوادث منطقه، بهنظر شما در ۱ الی ۴ سال آینده، چه چیز بطور قطعیتر رخ میدهد؟
با توجه به بازگشت ترامپ و حوادث منطقه، بهنظر شما در ۱ الی ۴ سال آینده، چه چیز بطور قطعیتر رخ میدهد؟
Anonymous Poll
2%
۱. بنا به فرمایشات خلیفه، رشد ۸ درصدی و افزایش قدرت مقاومت و فرار آمریکا از منطقه را شاهد خواهیم بود
12%
۲. اتفاق خاصی نمیافتد و همین وضع نهجنگ-نهصلح به آرامی امتداد پیدا میکند
25%
۳. تحریمهای حداکثری و شدیدتر، و تورم و و فقر و قحطی فجیعتر از امروز: یمنسازی ایران توسط ولایت
24%
۴. به خواستههای ترامپ تن داده میشود و یا حکومت بنحوی دیگر استحالۀ اساسی مییابد
5%
۵. جنگ و تنش نظامی جدیای روی خواهد داد
33%
۶. حکومت سقوط میکند و حکومتی دیگر به روی کار میآید
ولایت و نظریۀ سیاسی شیعه ۲
@Naqdagin
🎧 ولایت و نظریۀ سیاسی شیعه -دوم- (+)
🎙#حاتم_قادری و #حسن_انصاری
🔻حاتم قادری: مسئلۀ جانشینی علیبنابیطالب اگر دستور الهی بوده، چرا در قرآن نیامده تا اختلافها برطرف شود؟ و اگر یک امر سیاسی-اجتماعی بوده، تحولات پس از وفات پیامبر بیانگر این است که شرایط برای چنین امری فراهم نبوده است. اساسا مفهوم پیامبری توام با انذار به آخرت نزدیک است و پیامبر نیز در مکه همین شیوه را داشت، اما با آمدن به مدینه متحول شد. امامان شیعه نیز قبل از امام صادق جایگاه الهیاتی برای خودشان قائل نبودند.
🔻حسن انصاری: پیامبر به تدریج مسئله جانشینی امام علی را مطرح میکردند و وفات ایشان در زمانی نبود که انتظارش میرفت. اشاره مستقیم قرآن به ولایت امام علی مانند بسیاری از آیات دیگر قرآن، نیازمند یک زمینهسازی تاریخی بود که پیامبر داشت آن را فراهم میکرد. قدرت الهی نیز در بستر اراده و اختیار انسانها شکل میگیرد. کسانی مثل مادلونگ یا لمنس هم که تاریخ اسلام را تحقیق کردهاند، از اتفاقی شبیه کودتا پس از پیامبر نوشتهاند.
📻قسمتِ اول گفتگو
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙#حاتم_قادری و #حسن_انصاری
🔻حاتم قادری: مسئلۀ جانشینی علیبنابیطالب اگر دستور الهی بوده، چرا در قرآن نیامده تا اختلافها برطرف شود؟ و اگر یک امر سیاسی-اجتماعی بوده، تحولات پس از وفات پیامبر بیانگر این است که شرایط برای چنین امری فراهم نبوده است. اساسا مفهوم پیامبری توام با انذار به آخرت نزدیک است و پیامبر نیز در مکه همین شیوه را داشت، اما با آمدن به مدینه متحول شد. امامان شیعه نیز قبل از امام صادق جایگاه الهیاتی برای خودشان قائل نبودند.
🔻حسن انصاری: پیامبر به تدریج مسئله جانشینی امام علی را مطرح میکردند و وفات ایشان در زمانی نبود که انتظارش میرفت. اشاره مستقیم قرآن به ولایت امام علی مانند بسیاری از آیات دیگر قرآن، نیازمند یک زمینهسازی تاریخی بود که پیامبر داشت آن را فراهم میکرد. قدرت الهی نیز در بستر اراده و اختیار انسانها شکل میگیرد. کسانی مثل مادلونگ یا لمنس هم که تاریخ اسلام را تحقیق کردهاند، از اتفاقی شبیه کودتا پس از پیامبر نوشتهاند.
📻قسمتِ اول گفتگو
.
#نقد_شیعه #بازنگری #حکومت_اسلامی#ولایت_فقیه #فلسفه_سیاسی #تاریخ_اسلام #آخرالزمان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ۳۱۳ نفر از «اصحابِ امام مهدی»
🎙#عبدالله_هاشم
❓شیعه چه بوده و چه نسبتی با ولایت فقیه دارد؟
🔸در این کلیپ، عبدالله هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام بنا به ادعایِ خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-) به توصیف یاران قائم (در واقع بنا به باور و ادعایش، خودِ خودِ خودش) بنا به روایات متعدد شیعی میپردازد.
🔸در واقع، با دیدن کلیپ، یک دورۀ فشرده و هیجانانگیز از تخیلات-فانتزیهای عجیبوغریبِ شیعه در طول تاریخ را مرور خواهید کرد. اینکه مسلمانانِ سنتی و وفادار به نصوص اصلی، شیعیان را رافضی میدانستند، بیهوده نبوده. این حد از رویاپردازی و تخیلات افزون بر دین، برای اهل سنت که به قرآن و سنت (شریعت) محمدی بسنده کردهاند، قفل بودهاست. اگر از نزدیک نیز با مسلمانان (اهل سنت) مواجهههایی داشتهباشید، آدمهای بسیار سادهتر و بدون پیچیدگیهای جالب و تناقضاتِ حیرتآور شیعیان مییابیدشان (تا حدی که برخی روحانیون چون مرتضی مطهری، بخشی از شیعیان را از قالتاقترینِ انسانها دانستهاند!)، چون اصول بسیار ساده و روشنی دارند، ولو پر از غلط و خرافه، مثل یهودیت.
🔸در واقع، شیعیان (در فرقههای مختلفشان) گروهی از مسلمانان (یا نومسلمانانِ بهاجبار یا اختیار) بودند که در مواجهه با فشارهای مختلف حکام زمان و روزگار، بخاطر محدودیتهای متعدد حاکم بر جهان سنت و سیاستورزی و دینورزی اختیاری، ناچار بودند بعنوان «تشکیلات/فرقهای سیاسی»، به ساختوپرداختِ فانتزیها و تخیلات از «یک روز خوب» بپردازند تا حس کنند «رها نشدهاند» و «این شب تاریخ» عمر درازی ندارد، و بلاخره یک آیندۀ بیکموکاست و تماما الوهی و ماورایی میآید، و خدا انسانها را مثل دهها هزار سال قبل، رها نکرده؛ و از طرفی دیگر، با تاکید غلوآمیز بر مقام رهبر دینی-سیاسی خود، او را خدایی زمین معرفی میکردند که «بالاترین فضیلتِ» یک انسان مومن، شناخت او و مقامش، و ایمان و سرسپردگی محض به او برای انجام هر عملیات خطرناکی، ولو خلاف آشکار اخلاق و عرف و شرع (حکمِ خدای بظاهر آسمانی)، بدون بروز و ظهورِ کمترین شک و تردیدی، بودهاست؛ و اگر آن فردِ مطلقا بری از هرگونه نقص و قدیس برگزیدهای در زمانهای یافت نشود، فرد مومن، ولو بهطور نسبی، اخلاقیتری و اهل شرعترین و گشودهترین و عاقلترین انسان جمعیتی هم باشد، باز هم اگر بمیرد، به مرگ جاهلیت و کفر مردهاست، و بالاترین عمل عبادی و رهاییبخش، نه مثلا خدمت به بشریت و خودشناسی فلسفی و علمآموزی و انجام وظایف عبادی و اخلاقی، بلکه «منتظر ظهور ابرمرد/امام زمان بودن» است.
🔸از دل همین الاهیات پر فانتزی و ستبر بودهاست که بابیت و بهاییت بیرون زدند، و سپس ولایت فقیه نیز با وامگیری از آنها، محور را «اطاعت مطلق از ولیمطلقۀفقیه = امام زمان (با تخفیف و تواضعی تقیهای «نائب امام زمان»)» دانست و مقام ولیفقیه را معادل پیامبر و ائمه دانست که میتواند احکام شرعی و حتی احکام اخلاقی را برای آنچه که مصالح اسلام تشخیص میدهد، لغو کند؛ چون جان او و جان خدا یکی شدهاست و تمام دین چیزی جز خدمت به او و اطاعت از اوامر و منویات او بمثابه انسان کامل نیست.
🔸بطور خلاصه، همانطور که آموزههای عیسی نوعی بدعت تفسیری از بایبل عبری بود، مسیحیت بدعت تفسیری پولس و دستگاه کلیسای رومی از آموزهها و مدعیاتِ عیسی؛ اسلام، بدعت تفسیری یهودی-مسیحیان در مقابل مسیحیت رومی-تثلیثی؛ و شیعه (با تمام فرقش) بدعت تفسیری مسلمانانِ در اقلیت زیر سرکوب و ناراضی، از قرآن و سنت نبوی؛ بابیت و بهاییت و ولایت فقیه، بدعت تفسیری شیعۀ تقیهمدار زیر فشار مدرنیسم پسامشروطه، از نصوص اصلی شیعه (که بر محور تقیۀ حداکثری و پرهیز از قدرت و علمای مایل بدان بوده) بود؛ حال عبدالله هاشم («قائمالمهدی موعود» بنا به ادعای خودش)، میخواهد این بازی را ادامه بدهد؛ چون ذهن دینخوی بخش وسیعی از شیعیان، امکان اینکه بطور ناگهانی با جهان مدرن و دود-شدن بسیاری از مبانی ستبرِ باورورزی خود (از قرآن تا سنت نبوی و احادیث امامان) مواجه شود، و به نهیلیسم شدیدی گرفتار نشود، ندارد، و برای هماهنگشدن با زمانه، باید این بازی زبانی را ادامه داد. همانطور که نواندیشان دینیای چون علی شریعتی و روشنفکران دینیای چون دکتر سروش، عملا چنین کنشی (بدعت تفسیری) را، ولو با زبانی سکولارتر و علمیتر (براساسِ دینشناسی تطبیقی، هرمونوتیک، روانشناسی و...)، رقم زدند، و دلیل جاذبۀ نسبی بازارشان همین زبان مشترک و عدم ایجاد حفرههای بزرگ شک بر بنیادها بودهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالله_هاشم
❓شیعه چه بوده و چه نسبتی با ولایت فقیه دارد؟
🔸در این کلیپ، عبدالله هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام بنا به ادعایِ خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-) به توصیف یاران قائم (در واقع بنا به باور و ادعایش، خودِ خودِ خودش) بنا به روایات متعدد شیعی میپردازد.
🔸در واقع، با دیدن کلیپ، یک دورۀ فشرده و هیجانانگیز از تخیلات-فانتزیهای عجیبوغریبِ شیعه در طول تاریخ را مرور خواهید کرد. اینکه مسلمانانِ سنتی و وفادار به نصوص اصلی، شیعیان را رافضی میدانستند، بیهوده نبوده. این حد از رویاپردازی و تخیلات افزون بر دین، برای اهل سنت که به قرآن و سنت (شریعت) محمدی بسنده کردهاند، قفل بودهاست. اگر از نزدیک نیز با مسلمانان (اهل سنت) مواجهههایی داشتهباشید، آدمهای بسیار سادهتر و بدون پیچیدگیهای جالب و تناقضاتِ حیرتآور شیعیان مییابیدشان (تا حدی که برخی روحانیون چون مرتضی مطهری، بخشی از شیعیان را از قالتاقترینِ انسانها دانستهاند!)، چون اصول بسیار ساده و روشنی دارند، ولو پر از غلط و خرافه، مثل یهودیت.
🔸در واقع، شیعیان (در فرقههای مختلفشان) گروهی از مسلمانان (یا نومسلمانانِ بهاجبار یا اختیار) بودند که در مواجهه با فشارهای مختلف حکام زمان و روزگار، بخاطر محدودیتهای متعدد حاکم بر جهان سنت و سیاستورزی و دینورزی اختیاری، ناچار بودند بعنوان «تشکیلات/فرقهای سیاسی»، به ساختوپرداختِ فانتزیها و تخیلات از «یک روز خوب» بپردازند تا حس کنند «رها نشدهاند» و «این شب تاریخ» عمر درازی ندارد، و بلاخره یک آیندۀ بیکموکاست و تماما الوهی و ماورایی میآید، و خدا انسانها را مثل دهها هزار سال قبل، رها نکرده؛ و از طرفی دیگر، با تاکید غلوآمیز بر مقام رهبر دینی-سیاسی خود، او را خدایی زمین معرفی میکردند که «بالاترین فضیلتِ» یک انسان مومن، شناخت او و مقامش، و ایمان و سرسپردگی محض به او برای انجام هر عملیات خطرناکی، ولو خلاف آشکار اخلاق و عرف و شرع (حکمِ خدای بظاهر آسمانی)، بدون بروز و ظهورِ کمترین شک و تردیدی، بودهاست؛ و اگر آن فردِ مطلقا بری از هرگونه نقص و قدیس برگزیدهای در زمانهای یافت نشود، فرد مومن، ولو بهطور نسبی، اخلاقیتری و اهل شرعترین و گشودهترین و عاقلترین انسان جمعیتی هم باشد، باز هم اگر بمیرد، به مرگ جاهلیت و کفر مردهاست، و بالاترین عمل عبادی و رهاییبخش، نه مثلا خدمت به بشریت و خودشناسی فلسفی و علمآموزی و انجام وظایف عبادی و اخلاقی، بلکه «منتظر ظهور ابرمرد/امام زمان بودن» است.
🔸از دل همین الاهیات پر فانتزی و ستبر بودهاست که بابیت و بهاییت بیرون زدند، و سپس ولایت فقیه نیز با وامگیری از آنها، محور را «اطاعت مطلق از ولیمطلقۀفقیه = امام زمان (با تخفیف و تواضعی تقیهای «نائب امام زمان»)» دانست و مقام ولیفقیه را معادل پیامبر و ائمه دانست که میتواند احکام شرعی و حتی احکام اخلاقی را برای آنچه که مصالح اسلام تشخیص میدهد، لغو کند؛ چون جان او و جان خدا یکی شدهاست و تمام دین چیزی جز خدمت به او و اطاعت از اوامر و منویات او بمثابه انسان کامل نیست.
🔸بطور خلاصه، همانطور که آموزههای عیسی نوعی بدعت تفسیری از بایبل عبری بود، مسیحیت بدعت تفسیری پولس و دستگاه کلیسای رومی از آموزهها و مدعیاتِ عیسی؛ اسلام، بدعت تفسیری یهودی-مسیحیان در مقابل مسیحیت رومی-تثلیثی؛ و شیعه (با تمام فرقش) بدعت تفسیری مسلمانانِ در اقلیت زیر سرکوب و ناراضی، از قرآن و سنت نبوی؛ بابیت و بهاییت و ولایت فقیه، بدعت تفسیری شیعۀ تقیهمدار زیر فشار مدرنیسم پسامشروطه، از نصوص اصلی شیعه (که بر محور تقیۀ حداکثری و پرهیز از قدرت و علمای مایل بدان بوده) بود؛ حال عبدالله هاشم («قائمالمهدی موعود» بنا به ادعای خودش)، میخواهد این بازی را ادامه بدهد؛ چون ذهن دینخوی بخش وسیعی از شیعیان، امکان اینکه بطور ناگهانی با جهان مدرن و دود-شدن بسیاری از مبانی ستبرِ باورورزی خود (از قرآن تا سنت نبوی و احادیث امامان) مواجه شود، و به نهیلیسم شدیدی گرفتار نشود، ندارد، و برای هماهنگشدن با زمانه، باید این بازی زبانی را ادامه داد. همانطور که نواندیشان دینیای چون علی شریعتی و روشنفکران دینیای چون دکتر سروش، عملا چنین کنشی (بدعت تفسیری) را، ولو با زبانی سکولارتر و علمیتر (براساسِ دینشناسی تطبیقی، هرمونوتیک، روانشناسی و...)، رقم زدند، و دلیل جاذبۀ نسبی بازارشان همین زبان مشترک و عدم ایجاد حفرههای بزرگ شک بر بنیادها بودهاست.
🗄 پست مرتبط
📺 «الوهیم» یا «العالین» (بلندمرتبگان)
📺 قرآن از الله یا محمد؟
📺 خمینی «شیعۀ غالی» بود
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 چرا آتن بر بیتالمقدس-مکه ارجح است؟
📕از ولایت تشیع و عرفان تا خداگونگی
.
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #اهل_غلو#گنوسیسم #امام_زمان #ولایت_فقیه #بهاییت #بابیت #امامت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در بابِ «حجاب، نماز و شراب»
(۱/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی
1️⃣ در زمان صدر اسلام مردم اکثرا روستایی و عشایری بودند، و زنان جزئی از نیروی کاری مشابه با نظام اقتصادیِ جهان مدرن، نبودند که بشکل روزمره در اماکن عمومی و دهها کیلومتر بدور از خانوادۀ خود، و مردانِ خاندان خود (که وفق قرآن، مثلا ۲۴ نساء، مردان نوعی از ولایت و آقایی و سروریِ زنان خانوادۀ خود را دارند)، در کنار مردانی غریبه، کار کنند.
🔸زنان در اسلام «عورت و منزل» محسوب میشدند و «حیوانات»(مادونِ مردان)ی که برای مردان خلق شدهاند، و بههمینخاطر، روایات مکرر از پیامبر اسلام و چهارده معصوم هست که حتی از خروج زنان از خانه برای نماز جماعت نیز منع کردهاند و مکروه دانستهاند و از فضایل زن آن دانستهاند که جز شوهرش او را نبیند:
🔺تقلای آخوندها برای جدیگرفتن حجاب تا حد گرفتار شدن به جنونِ جباریت و ایجاد بدعت رسوایِ «حجاب اجباری»، بیشتر به همین تغییر نقش زن در جامعۀ مدرن و تقسیم کار و شهرسازی مدرن برمیگردد.
2️⃣ حجاب از واجبات اسلام نبودهاست، همانطور که شراب نیز از محرمات نبودهاست، اگر قرآن را درست بخوانیم. حجاب حکمی طبقاتی بوده برای جداسازیِ زنان مومن آزاد و غیرآزاد، تا زنان مومن آزاد در جامعۀ بدوی و بدون برق و تلفن و شوکر و پلیس آن زمان (که زن اساسا استقلال مالی و شخصیتی بهشکل عمده نداشت) مورد آزار و اذیت یکسری مزاحم خیابانی قرار نگیرند. در هیچ کجای قرآن برای «بیحجابی»، تذکری و انذاری اخروی داده نشده، یا مجازاتی تعیین نشدهاست، یا مثل «نقض روزه» در ایام معدود واجب آن، «کفاره»ای تعیین نشدهاست.
3️⃣ از آن طرف، اگر بنا به روایات (نه آیات قرآن) با مساله نماز و حجاب هم روبرو بشویم. میبینیم که اتفاقا بابت نماز، «تارکالصلات» باید تنبیه اجتماعی و فیزیکی تا حد طرد و قتل شود، ولی دربارۀ حجاب و عدم رعایت آن، حکمی مشابه، ولو در حد تذکر زبانی و طرد اجتماعی، هم نداریم که بگوییم جزو واجبات و ضروریات دین، ولو طبق روایات (و خلاف صریح آیات) بودهاست:
🔸همچنین بنگرید به «حکم به آتشزدنِ خانۀ تارکِ عمدی نماز جماعت/جمعه، بنا به روایات امامان و پیامبر»، درحالیکه یک میلیاردم این احادیث دربارۀ حجاب زنان وجود ندارد! و البته قابل فهم است فقها بدلیل آنچه در بند نخست گفتم و روح حاکم بر روایات دربارۀ «تارک نماز»، و عدم التفات به «پسزمینۀ تاریخی-طبقاتی حکم حجاب»، چنین کردهاند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی
✍🏻 #جناب_گاو
👳🏿♂️ذهن بیمار و ضدشرع آخوند حکومتی و دولتزده (در اینجا شخص سئوالکننده در میان حاضران) را ببینید! وقتی از او میپرسد که حجاب با نماز چه فرقی دارد: (چرا که نماز را نمیشود اجبار کرد)، میگوید
"نماز از احکام فرعی است، ولی...."
🔺نماز از «احکام فرعی»ست، مردک زشتخوی مزور ریاکار؟! قرآن به عمرت نخواندهای؟ شاید نخواندهای، چون کم ندیدهام آخوندی که کاری به قرآن ندارد!
🔺اینکه "حجاب از ضروریات دین است" هم چیزی جدید است! در بین گذشتگان تا همین دو قرن پیش، چنین سخنی را هیچجا نمییابید و هیچ جا نمیبینید که از بیحجابی مثلاً به عنوان گناهی کبیره یاد کرده باشند.
1️⃣ در زمان صدر اسلام مردم اکثرا روستایی و عشایری بودند، و زنان جزئی از نیروی کاری مشابه با نظام اقتصادیِ جهان مدرن، نبودند که بشکل روزمره در اماکن عمومی و دهها کیلومتر بدور از خانوادۀ خود، و مردانِ خاندان خود (که وفق قرآن، مثلا ۲۴ نساء، مردان نوعی از ولایت و آقایی و سروریِ زنان خانوادۀ خود را دارند)، در کنار مردانی غریبه، کار کنند.
🔸زنان در اسلام «عورت و منزل» محسوب میشدند و «حیوانات»(مادونِ مردان)ی که برای مردان خلق شدهاند، و بههمینخاطر، روایات مکرر از پیامبر اسلام و چهارده معصوم هست که حتی از خروج زنان از خانه برای نماز جماعت نیز منع کردهاند و مکروه دانستهاند و از فضایل زن آن دانستهاند که جز شوهرش او را نبیند:
«برای زن بهتر است که نه او مردی را ببیند و نه مردی او را ببیند»
🔺تقلای آخوندها برای جدیگرفتن حجاب تا حد گرفتار شدن به جنونِ جباریت و ایجاد بدعت رسوایِ «حجاب اجباری»، بیشتر به همین تغییر نقش زن در جامعۀ مدرن و تقسیم کار و شهرسازی مدرن برمیگردد.
2️⃣ حجاب از واجبات اسلام نبودهاست، همانطور که شراب نیز از محرمات نبودهاست، اگر قرآن را درست بخوانیم. حجاب حکمی طبقاتی بوده برای جداسازیِ زنان مومن آزاد و غیرآزاد، تا زنان مومن آزاد در جامعۀ بدوی و بدون برق و تلفن و شوکر و پلیس آن زمان (که زن اساسا استقلال مالی و شخصیتی بهشکل عمده نداشت) مورد آزار و اذیت یکسری مزاحم خیابانی قرار نگیرند. در هیچ کجای قرآن برای «بیحجابی»، تذکری و انذاری اخروی داده نشده، یا مجازاتی تعیین نشدهاست، یا مثل «نقض روزه» در ایام معدود واجب آن، «کفاره»ای تعیین نشدهاست.
3️⃣ از آن طرف، اگر بنا به روایات (نه آیات قرآن) با مساله نماز و حجاب هم روبرو بشویم. میبینیم که اتفاقا بابت نماز، «تارکالصلات» باید تنبیه اجتماعی و فیزیکی تا حد طرد و قتل شود، ولی دربارۀ حجاب و عدم رعایت آن، حکمی مشابه، ولو در حد تذکر زبانی و طرد اجتماعی، هم نداریم که بگوییم جزو واجبات و ضروریات دین، ولو طبق روایات (و خلاف صریح آیات) بودهاست:
🔻 مجازات بینماز، رأی عموم فقها در طول تاریخ است:
الف- اگر مردی اساساً نماز را قبول نداشته باشد کیفرش بیهیچ تخفیفی مرگ است!
🔸زیرا به دلیل انکار یکی از ضروریاتِ دین، از اسلام خارج شده و مرتد و کافر نامیده میشود.
🔸کیفر مرتد، قتل است.
🔸اینچنین فردی حتّی اگر توبه کند، باز مانع اجرای حکم نمیشود.
🔸بر کسی که بدلیل انکار نماز اعدام شود نماز میّت نمیخوانند و در گورستان مسلمانان دفن نمیشود.
⚪️(البته اگر وی نومسلمان! باشد و نه از آغازِ تولّد مسلمان، در این صورت شانس توبهٔ سریع به وی داده میشود).
ب- اگر زنی نماز را قبول نداشته باشد کیفرش حبس اَبَد است؛
🔸در حبس باید بر او سخت گرفت
🔸لباس خشن بر وی پوشاند
🔸از خوراک و آبَش کم گذاشت
🔸از وی کار بکشَند
🔸و هنگام وعدههای پنجگانهٔ نماز باید به سراغش رفت و او را به باد کتک گرفت
🔸و این رویّه را آنقدر تکرار کرد تا یا بمیرد و یا سرِ عقل آید و معتقد و نمازخوان شود!
پ- اگر فردی (چه مرد و چه زن) نماز را قبول داشته باشد ولی عملاً آن را بجا نیاورد، در این صورت او را تعزیر میکنند،
اگر باز نماز نخواند دوباره تعزیرش میکنند
و بار سوم یا حدّاکثر چهارم (اختلاف در فتوی و احتیاط) او را میکُشند
🔸زیرا به این واجبِ مسلّم، پایبند! نبود و مرتکب گناه کبیره شد، و کیفرِ این عدم تقیّد، اعدام است.
🔸او البته این شانس را دارد که پس از مرگ، تشریفاتِ مسلمانی را برایش اجرا کنند:
نماز میّت بر او بخوانند ، در گورستان مسلمین خاکش کنند ...
🔸زیرا او مسلمان بود و نماز را انکار نکرد بلکه فقط تنبلی داشت.
🔸همچنین بنگرید به «حکم به آتشزدنِ خانۀ تارکِ عمدی نماز جماعت/جمعه، بنا به روایات امامان و پیامبر»، درحالیکه یک میلیاردم این احادیث دربارۀ حجاب زنان وجود ندارد! و البته قابل فهم است فقها بدلیل آنچه در بند نخست گفتم و روح حاکم بر روایات دربارۀ «تارک نماز»، و عدم التفات به «پسزمینۀ تاریخی-طبقاتی حکم حجاب»، چنین کردهاند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در بابِ «حجاب، نماز و شراب»
(۲/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔺دین یک امر اختیاری و انتخاب شخصی نیست وفق اسلام روایی؛ و اسلام قرآنی از جهات زیادی با اسلام روایی (که بنا به مصالح سیاسیِ دیگری ساخته شده) تعارضهایی بنیادین دارد.
4️⃣ در مورد شراب نیز همین است، و اگر فرض بر صحتِ «ترتیب نزول» مورد باور عامۀ مسلمانان بگیریم (و از اشکالاتِ استاد ملکیان بگذریم)، بحث اصلی، عدم ظرفیتِ اعراب مسلمانِ آن زمان و عدم رعایت حدود نوشیدن بوده، که منجر شده در هنگام نماز جماعت نیز مست ظاهر شوند و حتی عبارات خطایی را در نماز ادا کنند و در خانۀ خدا نیز رسوایی ببار آورند!
🔻در هیچکجای قرآن، برای نوشیدنِ شراب، چه توسط مسلمانان، چه توسط غیرمسلمانان، مجازات و تعزیری تعیین نشده، و حتی برای آخرت شرابخوران نیز انذاری داده نشدهاست، بلکه صرفا این آیات را داریم:
🔺🔻در اینجا مسکرات کاملا اموری طبیعی و جزو روزیهای خوب دانسته شدهاست؛ همانطور که در آیات مربوط به بهشت نیز از نعمات بهشتی، نهرهای شراب دانستهاست:
🔺در اینجا، «مستی» را معادل «جنبشدن و قضای حاجت» (امری طبیعی که خدا گذاشته) دانستهاست، و تنها خواسته موقع نماز، همانطور که نباید بدون وضو و غسل وارد شد، بدون آگاهی نرمال نیز نباید وارد شد، تا ادای کلمات با حضور ذهن باشد.
🔺پس اینجا نیز نوعی حکم مشابه حکم زنا را شاهد نیستیم که برای آن تعذیری تعیین شده؛ حتی در آخرین آیه در این موضوع نیز مشابه زنا هیچ تعذیری پیشنهاد نمیشود و حتی مطلقِ شرابخواری را معادل عذابکشیدن در جهنم نمیداند:
🔺تا قبل از پرسیدن برخی، مسلمانان شراب میخوردند، و نهایتا هنگام نماز رعایت میکردند تا مست به نماز نروند، چونان که بدون وضو و غسل نباید برای نماز حاضر شد.
🔺«اثم» به هر کار و هر چیزی گفته میشود که حالتی در روح و عقل به وجود میآورد، و انسان را از رسیدن به فضایل باز میدارد؛ برخلاف آنچه در ترجمهها رایج است، «اثم» «جُنَاحٌ» (گناه) نیست، و طبق خود آیه نیز مشخص است که مقابل سود بکار برده و میگوید ضرر و سود توامان دارد، اما ضررش بیشتر است [معمولا].
🔺بلاخره از آنجا که اعراب اهل افراط بودهاند و این توصیهها اثر نمیکرده تا حد وسط و تعادل را رعایت کنند، در اینجا در کنار قمار، پلیدی و زشت تا حدِ عمل و خواست (بهاصطلاح) شیطان دانسته، و باز هم با لحنی خواهشگرایانه و ملتمسانه (که میداند چندان جدی گرفته نمیشود و با امر و نهی نمیتوان مردم جهان را از این تاریخیترین نوشیدنیها پس از آب، دور کرد) میگوید پرهیز کنید تا از ضرر غالب بر سودش برهید و رستگار و سعادتمند بشوید.
🔶 در هیچ کجای قرآن وظیفۀ پیامبر و حکومت اسلامی، تعزیر شرابخوران مسلمان و غیرمسلمان، و بستنِ شرابفروشیها و تعرض به کسبوکار و امول شرابفروشیها ذکر نشدهاست. مقایسه شود با آیات مربوط به زنا، که البته در آنجا نیز بحث تایید با شروط متعددی بسیار دشوار و قریب به محال شده، که مجازات مشخصی برای زناکاران تعیین شدهاست؛ چرا که زنا «گناهی واقعی» دانسته شده. گناه واقعی چیست؟ تعرض به حقوق دیگریها (قراردادی اجتماعی میان یک زوج و نابود کردن عملی خانوده). اما شراب هیچوقت جناح دانسته نشدهاست، و برایش هیچ نوع تعزیری مشخص نشدهاست، چون عملا این نفس شراب نوشیدن نیست که دردسرساز است، عدم رعایت حد تعادل و عدم نوشیدن در مکان و زمان مناسب (و البته وسط شخص غیر مناسب) بودهاست که دردسرساز میشدهاست. بههمین خاطر است که در ملل متمدن جهان «مست بودن در هنگام رانندگی» است که جرم است و شدیدترین جریمهها را دارد، چون این عمل خسارات بسیار شدیدی را میتواند برای خود فرد و دیگر افراد جامعه بوجود بیاورد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔺دین یک امر اختیاری و انتخاب شخصی نیست وفق اسلام روایی؛ و اسلام قرآنی از جهات زیادی با اسلام روایی (که بنا به مصالح سیاسیِ دیگری ساخته شده) تعارضهایی بنیادین دارد.
4️⃣ در مورد شراب نیز همین است، و اگر فرض بر صحتِ «ترتیب نزول» مورد باور عامۀ مسلمانان بگیریم (و از اشکالاتِ استاد ملکیان بگذریم)، بحث اصلی، عدم ظرفیتِ اعراب مسلمانِ آن زمان و عدم رعایت حدود نوشیدن بوده، که منجر شده در هنگام نماز جماعت نیز مست ظاهر شوند و حتی عبارات خطایی را در نماز ادا کنند و در خانۀ خدا نیز رسوایی ببار آورند!
🔻در هیچکجای قرآن، برای نوشیدنِ شراب، چه توسط مسلمانان، چه توسط غیرمسلمانان، مجازات و تعزیری تعیین نشده، و حتی برای آخرت شرابخوران نیز انذاری داده نشدهاست، بلکه صرفا این آیات را داریم:
۱. «و از میوههای درختان نخل و انگور، مسکرات و روزی خوب و پاکیزه میگیرید در این روشنی است برای جمعیتی که اندیشه میکنند».
🔺🔻در اینجا مسکرات کاملا اموری طبیعی و جزو روزیهای خوب دانسته شدهاست؛ همانطور که در آیات مربوط به بهشت نیز از نعمات بهشتی، نهرهای شراب دانستهاست:
«و در بهشت... نهرهایی از شراب است که برای نوشندگان مایه لذت است»
۲. «ای کسانی که ایمان آوردهاید در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه میگوئید و همچنین هنگامی که جنب هستید، مگر اینکه مسافر باشید، تا غسل کنید، و اگر بیمارید یا مسافر و یا قضای حاجت کردهاید و یا با زنان آمیزش جنسی داشتهاید و در این حال آب (برای وضو و غسل) نیابید با خاک پاکی تیمم کنید، به این طریق که صورتها و دستها را با آن مسح کنید، خداوند بخشنده و آمرزنده است»
🔺در اینجا، «مستی» را معادل «جنبشدن و قضای حاجت» (امری طبیعی که خدا گذاشته) دانستهاست، و تنها خواسته موقع نماز، همانطور که نباید بدون وضو و غسل وارد شد، بدون آگاهی نرمال نیز نباید وارد شد، تا ادای کلمات با حضور ذهن باشد.
🔺پس اینجا نیز نوعی حکم مشابه حکم زنا را شاهد نیستیم که برای آن تعذیری تعیین شده؛ حتی در آخرین آیه در این موضوع نیز مشابه زنا هیچ تعذیری پیشنهاد نمیشود و حتی مطلقِ شرابخواری را معادل عذابکشیدن در جهنم نمیداند:
«هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید....»
۳. «درباره شراب و قمار از تو سؤال میکنند، بگو: در آنها اثم (ضرر و زیان) بزرگی است، و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بر دارد، (ولی) اثم آنها از نفعشان بیشتر است».
🔺تا قبل از پرسیدن برخی، مسلمانان شراب میخوردند، و نهایتا هنگام نماز رعایت میکردند تا مست به نماز نروند، چونان که بدون وضو و غسل نباید برای نماز حاضر شد.
🔺«اثم» به هر کار و هر چیزی گفته میشود که حالتی در روح و عقل به وجود میآورد، و انسان را از رسیدن به فضایل باز میدارد؛ برخلاف آنچه در ترجمهها رایج است، «اثم» «جُنَاحٌ» (گناه) نیست، و طبق خود آیه نیز مشخص است که مقابل سود بکار برده و میگوید ضرر و سود توامان دارد، اما ضررش بیشتر است [معمولا].
۴. «ای کسانی که ایمان آوردهاید شراب و قمار و بتها و ازلام (که یک نوع بخت آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید».
🔺بلاخره از آنجا که اعراب اهل افراط بودهاند و این توصیهها اثر نمیکرده تا حد وسط و تعادل را رعایت کنند، در اینجا در کنار قمار، پلیدی و زشت تا حدِ عمل و خواست (بهاصطلاح) شیطان دانسته، و باز هم با لحنی خواهشگرایانه و ملتمسانه (که میداند چندان جدی گرفته نمیشود و با امر و نهی نمیتوان مردم جهان را از این تاریخیترین نوشیدنیها پس از آب، دور کرد) میگوید پرهیز کنید تا از ضرر غالب بر سودش برهید و رستگار و سعادتمند بشوید.
🔶 در هیچ کجای قرآن وظیفۀ پیامبر و حکومت اسلامی، تعزیر شرابخوران مسلمان و غیرمسلمان، و بستنِ شرابفروشیها و تعرض به کسبوکار و امول شرابفروشیها ذکر نشدهاست. مقایسه شود با آیات مربوط به زنا، که البته در آنجا نیز بحث تایید با شروط متعددی بسیار دشوار و قریب به محال شده، که مجازات مشخصی برای زناکاران تعیین شدهاست؛ چرا که زنا «گناهی واقعی» دانسته شده. گناه واقعی چیست؟ تعرض به حقوق دیگریها (قراردادی اجتماعی میان یک زوج و نابود کردن عملی خانوده). اما شراب هیچوقت جناح دانسته نشدهاست، و برایش هیچ نوع تعزیری مشخص نشدهاست، چون عملا این نفس شراب نوشیدن نیست که دردسرساز است، عدم رعایت حد تعادل و عدم نوشیدن در مکان و زمان مناسب (و البته وسط شخص غیر مناسب) بودهاست که دردسرساز میشدهاست. بههمین خاطر است که در ملل متمدن جهان «مست بودن در هنگام رانندگی» است که جرم است و شدیدترین جریمهها را دارد، چون این عمل خسارات بسیار شدیدی را میتواند برای خود فرد و دیگر افراد جامعه بوجود بیاورد.
.
#بازنگری #آخوندیسم #زنان #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جهانگشایانِ مارکسیستِ کرملین (+)
— بخش اول | دروغی به نام «امپریالیسم»
🎙#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش اول | دروغی به نام «امپریالیسم»
🎙#طوس_طهماسبی
.
#نقد_چپ#چپ #شوروی #استالین #امپریالیسم #مارکسیسم #کمونیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دروغی به نام امپریالیسم | بخش اول طوس تهماسبی | جهانگشایان مارکسیست…
🎧جهانگشایانِ مارکسیستِ کرملین (+)
— بخش اول | دروغی به نام «امپریالیسم»
🎙#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش اول | دروغی به نام «امپریالیسم»
🎙#طوس_طهماسبی
.
#نقد_چپ#چپ #شوروی #استالین #امپریالیسم #مارکسیسم #کمونیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا نازیها (سوسیالیستهای ملیگرا) چپگرا بودند؟
🔸در این برنامه نگاهی داریم به تحلیلی از راین مکمیکن (سردبیر میسز وایر) و آسترین (کارشناس علوم سیاسی) دربارۀ اینکه سوسیالیستهای ملیگرا، نهتنها دشمن چپِ انقلابی نبودند، بلکه خودشان هم چپ بودند و صرفاً به نوع متفاوتی از تمامیتخواهی چپگرای لنینیستی مقید بودند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در این برنامه نگاهی داریم به تحلیلی از راین مکمیکن (سردبیر میسز وایر) و آسترین (کارشناس علوم سیاسی) دربارۀ اینکه سوسیالیستهای ملیگرا، نهتنها دشمن چپِ انقلابی نبودند، بلکه خودشان هم چپ بودند و صرفاً به نوع متفاوتی از تمامیتخواهی چپگرای لنینیستی مقید بودند.
🗄پست مرتبط
📕فاشیسم از کجا آمد؟
📕استبدادخواهی در لوای تجددخواهی
📺 راز قدرت اقتصادیِ آلمان تازه تاسیس
📺 اقتصاد آلمان نازی با رهبری هیتلر چقدر قدرتمند بود؟
📺 تیتو علیه هیتلر
📻 کتابِ صوتی فیلسوفانِ هیتلر
📻هویت ملی و دشمنان آن
.
#نقد_چپ #سوسیالیسم #نازیسم #هیتلر #ناسیونالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘منحرفهای بنیادگرا
(۱/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک
🍂 تفسیرِ رایج از جنگِ روسیه و اوکراین این است که «جنگِ فرهنگها» است، درگیریای میانِ لیبرالیسمِ غربی و اقتدارگراییِ سنتیِ روسیه. اما این دیدگاه بهشدت گمراهکننده است. ولادیمیر پوتین بههیچوجه یک سنتگرا نیست، بلکه صرفاً آخرین فرد است در سلسلهای از مدرنیزهکنندگانِ قاتلی که از ایوانِ مخوف و پترِ کبیر تا کاترینِ کبیر و استالین امتداد دارد.
🍂 زمانی که در اواخرِ دههٔ ۱۹۲۰ از استالین خواسته شد تا بلشویسم را تعریف کند، او آن را بهمثابهٔ ترکیبی از تعهدِ روسی به یک آرمان و عملگراییِ آمریکایی توصیف کرد. استالین پس از رسیدن به قدرت تلاش کرد تا دستاوردهایِ هِنری فورد (یکی از صنعتیسازانِ آمریکایی) را در سراسرِ اتحادِ جماهیرِ شوروی تقلید کند. بدین جهت نیز اقداماتی انجام داد که بهطورِ بیرحمانهای تمامیِ نشانههایِ سنتِ روسی را محو میکرد، اقداماتی که از جملهٔ مهمترینشان «جمعیسازیِ خشونتآمیزِ کشاورزی» بود.[1]
🍂 استالین یکی از بزرگترین ستایشگرانِ پترِ کبیر نیز بود، کسی که برایِ روسیه پایتختی جدید (سنپترزبورگ) در کنارِ دریایِ بالتیک ساخت تا ارتباطِ مستقیمی با اروپایِ غربی برقرار کند. اصلاحاتِ پتر با مقاومت از سویِ بهاصطلاح کهنباوران مواجه شد، یعنی مسیحیانِ ارتدوکسِ شرقی که آیینها و شیوههایِ مذهبیشان به پیش از اصلاحاتی برمیگشت که پاتریارک نیکون از مسکو بینِ سالهایِ ۱۶۵۲ تا ۱۶۶۶ انجام داد. بسیاری از آن کهنباوران در نهایت مرگ را به سازش بر سرِ ایمانشان ترجیح دادند. در طولِ قرنِ هفده تا نوزده، هزاران نفر با خودسوزی جانشان را از دست دادند.
🍂 اوضاع در روسیه تنها با انقلابِ اکتبر واقعاً تغییر کرد؛ و حتی در آن زمان نیز، نخستین دولتِ شوروی شاملِ چندین شخصیتِ برجسته با پیشینهای از کهنباوری بود. بلشویکها بهدرستی این فرقهگرایان را نمایندگانِ یک اعتراضِ اجتماعی دیدند که مدتها بود علیهِ رژیمِ تزاری ادامه داشت. کهنباوران همواره به اتحادِ کلیسا و دولت (که در واقع بهمعنایِ تبعیتِ کلیسا از دولت بود) بیاعتماد و بر این باور بودهاند که جماعتِ دینی بایستی بهصورتِ یک سازماندهیِ خودجوش از میانِ مردمِ عادی باقی بماند.
🍂 پس عجیب نیست که آزار و اذیتِ مذهبیها در حکومتِ استالین شدت میگیرد، و انقیادِ کلیسایِ ارتدوکس توسطِ دولت همچنان تا به امروز ادامه دارد. پوتین در واقع کلیسا را برایِ اهدافِ سیاسیِ خودش بسیج کرده است.
🍂 بهگفتهٔ پاتریارک کیریل از مسکو، روسها نباید از جنگِ هستهای بترسند، زیرا مسیحیان باید از پایانِ دنیا استقبال کنند. او در اواخرِ سالِ گذشته گفت:
بنابراین، آنچه بهعنوانِ یک حرکتِ واکنشی به نظر میرسد — بازگشت به ارتدوکسیِ کهن — ممکن است در واقع بیانِ منحرفانهای باشد از ردِّ سلطه و استثمار که تحتِ پوششِ «مدرنسازی» در جهانِ مادی واقع میشود.
🍂 مثالِ بسیار متفاوت اما آموزنده از چنین مقاومتی، کانودوس است: جامعهای خارج از حوزهٔ قانون در اعماقِ مناطقِ دورافتادهٔ برزیل در ایالتِ باهیا در قرنِ نوزده که بهرهبریِ پیامبرِ آخرالزمانی آنتونیو کانسلهئرو به پناهگاهی برایِ روسپیها، گدایان، دزدان، طردشدگان و فقرا تبدیل شده بود. بهگفتهٔ ادواردو ماتارازو سوپلیسی از حزبِ کارگران برزیل:
🍂 کانسلهئرو آثارِ توماس مور را خوانده بود و تجربیاتِ او مشابه با تجربیاتِ سوسیالیستهایِ آرمانشهریای مثلِ شارل فوریه و رابرت اووِن بود. کانودوس توسطِ ارتش برزیل با خاک یکسان شد و کانسلهئرو در سال ۱۸۹۷ گردن زده شد.» (او پیشتر بهخاطرِ بیماری فوت کرده بود.)
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک
🍂 تفسیرِ رایج از جنگِ روسیه و اوکراین این است که «جنگِ فرهنگها» است، درگیریای میانِ لیبرالیسمِ غربی و اقتدارگراییِ سنتیِ روسیه. اما این دیدگاه بهشدت گمراهکننده است. ولادیمیر پوتین بههیچوجه یک سنتگرا نیست، بلکه صرفاً آخرین فرد است در سلسلهای از مدرنیزهکنندگانِ قاتلی که از ایوانِ مخوف و پترِ کبیر تا کاترینِ کبیر و استالین امتداد دارد.
🍂 زمانی که در اواخرِ دههٔ ۱۹۲۰ از استالین خواسته شد تا بلشویسم را تعریف کند، او آن را بهمثابهٔ ترکیبی از تعهدِ روسی به یک آرمان و عملگراییِ آمریکایی توصیف کرد. استالین پس از رسیدن به قدرت تلاش کرد تا دستاوردهایِ هِنری فورد (یکی از صنعتیسازانِ آمریکایی) را در سراسرِ اتحادِ جماهیرِ شوروی تقلید کند. بدین جهت نیز اقداماتی انجام داد که بهطورِ بیرحمانهای تمامیِ نشانههایِ سنتِ روسی را محو میکرد، اقداماتی که از جملهٔ مهمترینشان «جمعیسازیِ خشونتآمیزِ کشاورزی» بود.[1]
🍂 استالین یکی از بزرگترین ستایشگرانِ پترِ کبیر نیز بود، کسی که برایِ روسیه پایتختی جدید (سنپترزبورگ) در کنارِ دریایِ بالتیک ساخت تا ارتباطِ مستقیمی با اروپایِ غربی برقرار کند. اصلاحاتِ پتر با مقاومت از سویِ بهاصطلاح کهنباوران مواجه شد، یعنی مسیحیانِ ارتدوکسِ شرقی که آیینها و شیوههایِ مذهبیشان به پیش از اصلاحاتی برمیگشت که پاتریارک نیکون از مسکو بینِ سالهایِ ۱۶۵۲ تا ۱۶۶۶ انجام داد. بسیاری از آن کهنباوران در نهایت مرگ را به سازش بر سرِ ایمانشان ترجیح دادند. در طولِ قرنِ هفده تا نوزده، هزاران نفر با خودسوزی جانشان را از دست دادند.
🍂 اوضاع در روسیه تنها با انقلابِ اکتبر واقعاً تغییر کرد؛ و حتی در آن زمان نیز، نخستین دولتِ شوروی شاملِ چندین شخصیتِ برجسته با پیشینهای از کهنباوری بود. بلشویکها بهدرستی این فرقهگرایان را نمایندگانِ یک اعتراضِ اجتماعی دیدند که مدتها بود علیهِ رژیمِ تزاری ادامه داشت. کهنباوران همواره به اتحادِ کلیسا و دولت (که در واقع بهمعنایِ تبعیتِ کلیسا از دولت بود) بیاعتماد و بر این باور بودهاند که جماعتِ دینی بایستی بهصورتِ یک سازماندهیِ خودجوش از میانِ مردمِ عادی باقی بماند.
🍂 پس عجیب نیست که آزار و اذیتِ مذهبیها در حکومتِ استالین شدت میگیرد، و انقیادِ کلیسایِ ارتدوکس توسطِ دولت همچنان تا به امروز ادامه دارد. پوتین در واقع کلیسا را برایِ اهدافِ سیاسیِ خودش بسیج کرده است.
🍂 بهگفتهٔ پاتریارک کیریل از مسکو، روسها نباید از جنگِ هستهای بترسند، زیرا مسیحیان باید از پایانِ دنیا استقبال کنند. او در اواخرِ سالِ گذشته گفت:
«ما در انتظارِ بازگشتِ عیسی مسیح هستیم که با جلالی بزرگ خواهد آمد، شرارت را نابود خواهد کرد و بر تمامیِ ملتها داوری خواهد نمود.»[2]
بنابراین، آنچه بهعنوانِ یک حرکتِ واکنشی به نظر میرسد — بازگشت به ارتدوکسیِ کهن — ممکن است در واقع بیانِ منحرفانهای باشد از ردِّ سلطه و استثمار که تحتِ پوششِ «مدرنسازی» در جهانِ مادی واقع میشود.
🍂 مثالِ بسیار متفاوت اما آموزنده از چنین مقاومتی، کانودوس است: جامعهای خارج از حوزهٔ قانون در اعماقِ مناطقِ دورافتادهٔ برزیل در ایالتِ باهیا در قرنِ نوزده که بهرهبریِ پیامبرِ آخرالزمانی آنتونیو کانسلهئرو به پناهگاهی برایِ روسپیها، گدایان، دزدان، طردشدگان و فقرا تبدیل شده بود. بهگفتهٔ ادواردو ماتارازو سوپلیسی از حزبِ کارگران برزیل:
«این جامعه «یک مفهومِ مشترک، تعاونی و همبسته از کار» را توسعه داد… نوعی قدرتِ اجتماعی-عرفانی، مذهبی، کمککننده، و جمعی، که از «انجمنهایِ برابریخواهانهٔ کمونیسمِ مسیحیِ اولیه» الهام گرفته بود، جایی که در آن هیچ گرسنهای وجود نداشت. «همگی با هم کار میکردند. هیچکس چیزی نداشت. همه بر رویِ خاک کار میکردند، همه زحمت میکشیدند. برداشت میکردند… این مالِ توست… این مالِ توست. هیچکس بیشتر یا کمتر نداشت».
🍂 کانسلهئرو آثارِ توماس مور را خوانده بود و تجربیاتِ او مشابه با تجربیاتِ سوسیالیستهایِ آرمانشهریای مثلِ شارل فوریه و رابرت اووِن بود. کانودوس توسطِ ارتش برزیل با خاک یکسان شد و کانسلهئرو در سال ۱۸۹۷ گردن زده شد.» (او پیشتر بهخاطرِ بیماری فوت کرده بود.)
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘منحرفهای بنیادگرا
(۲/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک
🍂 کانودوس جایی بود برایِ پناهگرفتن از پول، مالکیت، مالیات، و ازدواج، و نه بهدلیلِ تنشهایِ درونیاش، بلکه بهدستِ نیروهایِ مسلحِ دولتِ «پیشرفته» و سکولارِ برزیل فروپاشید و نابود شد. کانودوس جایی بود که قربانیانِ پیشرفتِ تاریخی در آن فضایی برایِ خود یافته بودند. در واقع آرمانشهر برایِ لحظهای کوتاه وجود داشت، و این برایِ مدرنیزهکنندگان قابلِ تحمل نبود وگرنه چگونه میتوان کشتارِ همهٔ ساکنانِ کانودوس، از جمله زنان و کودکان، را توضیح داد؟ نفسِ یاد و خاطرهٔ آزادی بایستی محو میشد.
🍂 استدلالِ بدیهیای که در مخالفت با دفاع از کانودوس مطرح میشود این است که با پروژههایِ بنیادگرایِ مذهبیای همچو دولتِ اسلامی تفاوتی ندارد. اما یک تمایزِ روشن میانِ این دو وجود دارد: کانودوس آشکارا پذیرایِ دیگری بود، اما دولتِ اسلامی — مانندِ تمامِ بنیادگرایانِ دینی — چنین عمل نمیکند.
🍂 اگر «بنیادگرایانِ» امروزی صادقانه بر این باورند که راهشان را بهسویِ حقیقت یافتهاند، چرا این اندازه از سمتِ غیرمؤمنان احساسِ خطر میکنند؟ هرچه نباشد، وقتی یک بودایی با لذتپرستانِ غربی روبهرو میشود، نه تحریک میشود و نه نیاز دارد آنها را محکوم کند؛ او فقط سرش را بهنشانهٔ تأسف از جستوجویِ خودویرانگرانهٔ آنها برایِ خوشبختی تکان میدهد.
🍂 اما شبهبنیادگرایان به زندگیِ گناهآلودِ غیرمؤمنان وسواس دارند، چرا که این گناهان بازتابی از وسوسههایِ خودشان است. برخلافِ کسانی که حقیقتاً ایمان دارند، شبهبنیادگرایان بهجایِ اینکه دلشان به حالِ کسانی که امیالِ خود را ارضاء میکنند بسوزد، به آنها حسادت میورزند.
🍂 آنجا که راهبانِ تبتی تبت را «مرکزِ جهان و قلبِ تمدن» میدانند،[3] تمدنِ اروپایی بهطورِ قطع خارج از مرکز قرار گرفته است. اما آرزویِ مرکزیِ ما این است که نوعی حکمتِ نهایی و آگالمایِ[4] پنهانی یا گنجِ روحانی که بسیار پیشتر از دست دادهایم را دوباره بازیابیم. استعمار هیچگاه صرفاً دربارهٔ تحمیلِ ارزشهایِ غربی بر دیگران نبوده است؛ بلکه جستوجویی برایِ بازیابیِ خلوصِ روحانیِ ازدسترفته نیز بوده است. این داستانی بهقدمتِ خودِ تمدنِ غربی است: برایِ یونانیانِ باستان، مصر انبارِ اسطورهایِ حکمتِ باستانی بوده است.
🍂 در جوامعِ خودِ ما، تفاوتِ میانِ بنیادگرایانِ اصیل و بنیادگرایانِ منحرف این است که گروهِ اول (مانندِ آمیشهایِ آمریکایی) با همسایگانِ خود کنار میآیند، چرا که آنها نگرانِ دنیایِ خودشان هستند و نه آنچه که دیگران انجام میدهند. اما بنیادگرایانِ منحرف، برعکس، از احساساتِ دوسویهٔ خود رنج میبرند و بهطورِ همزمان هم از گناهکاران وحشت دارند و هم به آنها حسادت میورزند — ترکیبی ناپاک که آنها را بهسویِ اعمالِ خشونتآمیز سوق میدهد، چه بمبگذاریهایِ تروریستی باشد و چه حملاتِ بیرحمانه.
🍂 رژیمِ پوتین هیچ اشتراکی با یک روحانیتِ اصیلِ روسی که مدرنسازیِ اروپایی را ردّ میکند، ندارد. اوراسیایِ خیالیِ پوتین صرفاً واژهای است برایِ مشروعیتبخشیدن به پروژهٔ مدرنیزاسیونِ نامشروعاش. به همین دلیل است که ما نباید روسیه را کشوری عمیقاً محافظهکار و سنتی بدانیم که الی الابد از مدرنیّت جدا افتاده است. هرچه نباشد، روحانیتِ روسیای که در کهنباوران تجسم یافته است، قدرتِ دولتیِ اقتدارگرا را ردّ میکند. برایِ شکستدادنِ منحرفهایی که اکنون در کرملین حکمرانی میکنند، این روحانیت باید دوباره بیدار شود.
توضیحات
[1] این عبارت به سیاستی اشاره دارد که در آن، مزارع و زمینهایِ خصوصیِ کشاورزان در اتحادِ جماهیرِ شوروی با زور مصادره شد و به مزارعِ اشتراکی یا دولتی تبدیل شد. این اقدام با هدفِ افزایشِ تولیدِ کشاورزی و تأمینِ موادِ غذایی برایِ صنعتیسازیِ کشور انجام شد، اما اجرایِ این سیاست با خشونت و سرکوبِ شدید همراه بود. کشاورزانِ بسیاری که با این سیاست مخالفت کردند، به کارِ اجباری فرستاده شدند، کشته شدند یا از گرسنگی جان باختند. یکی از نتایجِ این سیاست، قحطیِ بزرگِ اوکراین (هولودومور) در سالهایِ ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ بود که میلیونها نفر در اثرِ آن جان باختند. (مترجم)
[2] لینک
[3] Orville Schell, Virtual Tibet: Searching for Shangri-La from the Himalayas to Hollywood (New York: Henry Holt, 2000).
[4] آگالما واژهای یونانی است که بهمعنایِ «گنج» یا «هدیهٔ مقدس» است و در فلسفه و اساطیرِ یونانی به چیزی ارزشمند و پنهان اشاره دارد که معمولاً نمادِ حقیقت یا حکمتِ روحانی است. آگالما در تفکرِ ارسطو بهمعنایِ یک شیءِ مقدس یا گنجینهٔ معنوی است که بهشکلی نمادین به روحِ انسان تعلق دارد، اما ژیژک در معنایِ «ابژهٔ a» بدان اشاره دارد.
🖊#ترجمه: حسین متقی
@philosophyinthetoilet
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک
🍂 کانودوس جایی بود برایِ پناهگرفتن از پول، مالکیت، مالیات، و ازدواج، و نه بهدلیلِ تنشهایِ درونیاش، بلکه بهدستِ نیروهایِ مسلحِ دولتِ «پیشرفته» و سکولارِ برزیل فروپاشید و نابود شد. کانودوس جایی بود که قربانیانِ پیشرفتِ تاریخی در آن فضایی برایِ خود یافته بودند. در واقع آرمانشهر برایِ لحظهای کوتاه وجود داشت، و این برایِ مدرنیزهکنندگان قابلِ تحمل نبود وگرنه چگونه میتوان کشتارِ همهٔ ساکنانِ کانودوس، از جمله زنان و کودکان، را توضیح داد؟ نفسِ یاد و خاطرهٔ آزادی بایستی محو میشد.
🍂 استدلالِ بدیهیای که در مخالفت با دفاع از کانودوس مطرح میشود این است که با پروژههایِ بنیادگرایِ مذهبیای همچو دولتِ اسلامی تفاوتی ندارد. اما یک تمایزِ روشن میانِ این دو وجود دارد: کانودوس آشکارا پذیرایِ دیگری بود، اما دولتِ اسلامی — مانندِ تمامِ بنیادگرایانِ دینی — چنین عمل نمیکند.
🍂 اگر «بنیادگرایانِ» امروزی صادقانه بر این باورند که راهشان را بهسویِ حقیقت یافتهاند، چرا این اندازه از سمتِ غیرمؤمنان احساسِ خطر میکنند؟ هرچه نباشد، وقتی یک بودایی با لذتپرستانِ غربی روبهرو میشود، نه تحریک میشود و نه نیاز دارد آنها را محکوم کند؛ او فقط سرش را بهنشانهٔ تأسف از جستوجویِ خودویرانگرانهٔ آنها برایِ خوشبختی تکان میدهد.
🍂 اما شبهبنیادگرایان به زندگیِ گناهآلودِ غیرمؤمنان وسواس دارند، چرا که این گناهان بازتابی از وسوسههایِ خودشان است. برخلافِ کسانی که حقیقتاً ایمان دارند، شبهبنیادگرایان بهجایِ اینکه دلشان به حالِ کسانی که امیالِ خود را ارضاء میکنند بسوزد، به آنها حسادت میورزند.
🍂 آنجا که راهبانِ تبتی تبت را «مرکزِ جهان و قلبِ تمدن» میدانند،[3] تمدنِ اروپایی بهطورِ قطع خارج از مرکز قرار گرفته است. اما آرزویِ مرکزیِ ما این است که نوعی حکمتِ نهایی و آگالمایِ[4] پنهانی یا گنجِ روحانی که بسیار پیشتر از دست دادهایم را دوباره بازیابیم. استعمار هیچگاه صرفاً دربارهٔ تحمیلِ ارزشهایِ غربی بر دیگران نبوده است؛ بلکه جستوجویی برایِ بازیابیِ خلوصِ روحانیِ ازدسترفته نیز بوده است. این داستانی بهقدمتِ خودِ تمدنِ غربی است: برایِ یونانیانِ باستان، مصر انبارِ اسطورهایِ حکمتِ باستانی بوده است.
🍂 در جوامعِ خودِ ما، تفاوتِ میانِ بنیادگرایانِ اصیل و بنیادگرایانِ منحرف این است که گروهِ اول (مانندِ آمیشهایِ آمریکایی) با همسایگانِ خود کنار میآیند، چرا که آنها نگرانِ دنیایِ خودشان هستند و نه آنچه که دیگران انجام میدهند. اما بنیادگرایانِ منحرف، برعکس، از احساساتِ دوسویهٔ خود رنج میبرند و بهطورِ همزمان هم از گناهکاران وحشت دارند و هم به آنها حسادت میورزند — ترکیبی ناپاک که آنها را بهسویِ اعمالِ خشونتآمیز سوق میدهد، چه بمبگذاریهایِ تروریستی باشد و چه حملاتِ بیرحمانه.
🍂 رژیمِ پوتین هیچ اشتراکی با یک روحانیتِ اصیلِ روسی که مدرنسازیِ اروپایی را ردّ میکند، ندارد. اوراسیایِ خیالیِ پوتین صرفاً واژهای است برایِ مشروعیتبخشیدن به پروژهٔ مدرنیزاسیونِ نامشروعاش. به همین دلیل است که ما نباید روسیه را کشوری عمیقاً محافظهکار و سنتی بدانیم که الی الابد از مدرنیّت جدا افتاده است. هرچه نباشد، روحانیتِ روسیای که در کهنباوران تجسم یافته است، قدرتِ دولتیِ اقتدارگرا را ردّ میکند. برایِ شکستدادنِ منحرفهایی که اکنون در کرملین حکمرانی میکنند، این روحانیت باید دوباره بیدار شود.
توضیحات
[1] این عبارت به سیاستی اشاره دارد که در آن، مزارع و زمینهایِ خصوصیِ کشاورزان در اتحادِ جماهیرِ شوروی با زور مصادره شد و به مزارعِ اشتراکی یا دولتی تبدیل شد. این اقدام با هدفِ افزایشِ تولیدِ کشاورزی و تأمینِ موادِ غذایی برایِ صنعتیسازیِ کشور انجام شد، اما اجرایِ این سیاست با خشونت و سرکوبِ شدید همراه بود. کشاورزانِ بسیاری که با این سیاست مخالفت کردند، به کارِ اجباری فرستاده شدند، کشته شدند یا از گرسنگی جان باختند. یکی از نتایجِ این سیاست، قحطیِ بزرگِ اوکراین (هولودومور) در سالهایِ ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ بود که میلیونها نفر در اثرِ آن جان باختند. (مترجم)
[2] لینک
[3] Orville Schell, Virtual Tibet: Searching for Shangri-La from the Himalayas to Hollywood (New York: Henry Holt, 2000).
[4] آگالما واژهای یونانی است که بهمعنایِ «گنج» یا «هدیهٔ مقدس» است و در فلسفه و اساطیرِ یونانی به چیزی ارزشمند و پنهان اشاره دارد که معمولاً نمادِ حقیقت یا حکمتِ روحانی است. آگالما در تفکرِ ارسطو بهمعنایِ یک شیءِ مقدس یا گنجینهٔ معنوی است که بهشکلی نمادین به روحِ انسان تعلق دارد، اما ژیژک در معنایِ «ابژهٔ a» بدان اشاره دارد.
🖊#ترجمه: حسین متقی
@philosophyinthetoilet
.
#سیاست #نقد_چپ #روسیه #بنیادگرایی #سنتگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ذهنیت غربی و شرقی چه تفاوتهایی با هم دارند و چه نتایجی داشتهاند؟ (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #غربشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin