Telegram
نقدآگین
🍂 امروز این مطلب را خیلی جاها دیدم. کاربری عکس صبا معصوم نیا رتبه اول کنکور تجربی را که بین کتابها دو زانو نشسته، در ایکس گذاشته و نوشته:
البته که سیل انتقاد و ناسزا به سمت کسی که چنین مطلب سخیفی نوشته سرازیر شده و چنانکه خودش هم پیشبینی کرده، نظرش نامطلوب از آب در آمده است.
🍂 مافیای کنکور و سیستمِ بیرحم و ناعدالتی آموزشی که سهم مدارس دولتی در رتبههای برتر کنکورِ آن فقط هفت درصد است را بگذارید کنار، سوی سخنِ من دختریست که این نظر نامطلوب را دربارۀ همجنس خودش نوشتهاست. او خودش یک قربانی است. قربانی جامعهای که در آن دختران و زنان برحسبِ معیارهای دمدستی و گاهی مبتذل ارزش گذاری میشوند. قربانیِ نگاه جنسیت زدهای که زوایای مختلف آن را میشود برشمرد.
🍂 نگاه کنید به مراکز تزریق ژل و جراحیهای زیبایی که در مملکت ما چگونه مثل قارچ رشد میکنند. نگاه کنید به میزانِ گرایش دخترهای نوجوان به عمل بینی و تزریق ژل و دستکاری قیافهای که هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است!!!! نگاه کنید به درصد خانوادههایی که ازدواج کردن را غایت نهایی و موفقیت و بختِ یک دختر میدانند. نگاه کنید به چهره دخترهایی که انگار از یک خط تولید مشترک خارج شدهاند.
🍂 بینیهای یک شکل، ابروهای یک شکل، لبها و زاویه فک تکراری و همۀ آنچه که مثل یک شابلون روی چهره دخترهای میهنمان بعنوان استاندارهای مدرن و امروزیِ زیبایی نشستهاست. خب خروجی چنین جامعهای مسلما تفکّری بیمار و بهقول معروف Obsessed است که نظری نامطلوب مثل همین تصویر از شکمِ آن زاییده میشود.
🍂 شاید متن من هم بهنوعی تبدیل به یک نظر نامطلوب شود، ولی گمان میکنم، خودکالاپنداری در بین دختران و زنانِ بسیاری در کشور ما شایع شدهاست؛ چه آن دختر جوانی که در جلسه مصاحبۀ شغلی با موی شنیون شده و دگمههای تا چاک سینه باز روبروی مصاحبهگر مینشیند، چه آن دختر نوجوانی که چهرۀ نابالغ خودش را به تیغ جراحی میسپارد، چه آن زنی که در میانسالی نه برای دل خودش، که برای نجات زندگی زناشوییاش، به سفت کردنِ پستان و تنگی واژن اقدام میکند، درگیر این خودکالاپنداری است. صد البته سهم عمده این Obsession یا (عقده) متوجّهِ مردان است؛ مردانی که میل و سلیقه آنها در شکل و شمایل زنان و دختران و القای حس ناکافی بودن به آنها موثر است.
🍂 القصّه، صبا خانم را باید تشویق و تمجید کرد؛ چرا که توانمند شدنِ زنان در یک جامعه، اولین قدم برای رهایی از قالب و شابلونهایی است که در بالا اشاره شد.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دخترهای زشت محکوم به موفقیت هستند
البته که سیل انتقاد و ناسزا به سمت کسی که چنین مطلب سخیفی نوشته سرازیر شده و چنانکه خودش هم پیشبینی کرده، نظرش نامطلوب از آب در آمده است.
🍂 مافیای کنکور و سیستمِ بیرحم و ناعدالتی آموزشی که سهم مدارس دولتی در رتبههای برتر کنکورِ آن فقط هفت درصد است را بگذارید کنار، سوی سخنِ من دختریست که این نظر نامطلوب را دربارۀ همجنس خودش نوشتهاست. او خودش یک قربانی است. قربانی جامعهای که در آن دختران و زنان برحسبِ معیارهای دمدستی و گاهی مبتذل ارزش گذاری میشوند. قربانیِ نگاه جنسیت زدهای که زوایای مختلف آن را میشود برشمرد.
🍂 نگاه کنید به مراکز تزریق ژل و جراحیهای زیبایی که در مملکت ما چگونه مثل قارچ رشد میکنند. نگاه کنید به میزانِ گرایش دخترهای نوجوان به عمل بینی و تزریق ژل و دستکاری قیافهای که هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است!!!! نگاه کنید به درصد خانوادههایی که ازدواج کردن را غایت نهایی و موفقیت و بختِ یک دختر میدانند. نگاه کنید به چهره دخترهایی که انگار از یک خط تولید مشترک خارج شدهاند.
🍂 بینیهای یک شکل، ابروهای یک شکل، لبها و زاویه فک تکراری و همۀ آنچه که مثل یک شابلون روی چهره دخترهای میهنمان بعنوان استاندارهای مدرن و امروزیِ زیبایی نشستهاست. خب خروجی چنین جامعهای مسلما تفکّری بیمار و بهقول معروف Obsessed است که نظری نامطلوب مثل همین تصویر از شکمِ آن زاییده میشود.
🍂 شاید متن من هم بهنوعی تبدیل به یک نظر نامطلوب شود، ولی گمان میکنم، خودکالاپنداری در بین دختران و زنانِ بسیاری در کشور ما شایع شدهاست؛ چه آن دختر جوانی که در جلسه مصاحبۀ شغلی با موی شنیون شده و دگمههای تا چاک سینه باز روبروی مصاحبهگر مینشیند، چه آن دختر نوجوانی که چهرۀ نابالغ خودش را به تیغ جراحی میسپارد، چه آن زنی که در میانسالی نه برای دل خودش، که برای نجات زندگی زناشوییاش، به سفت کردنِ پستان و تنگی واژن اقدام میکند، درگیر این خودکالاپنداری است. صد البته سهم عمده این Obsession یا (عقده) متوجّهِ مردان است؛ مردانی که میل و سلیقه آنها در شکل و شمایل زنان و دختران و القای حس ناکافی بودن به آنها موثر است.
🍂 القصّه، صبا خانم را باید تشویق و تمجید کرد؛ چرا که توانمند شدنِ زنان در یک جامعه، اولین قدم برای رهایی از قالب و شابلونهایی است که در بالا اشاره شد.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
.
#نقد_فرهنگ جامعه#زنان #مافیای_کنکور #زیبایی #زنستیزی #مردسالاری #عمل_زیبایی #اجتماعی #سرمایهداری #حجاب_اجباری #عدالت_آموزشی #بندرعباس #توییتر #توییتر_فارسی #رتبه_کنکور #جراحی_زیبایی #سکسیسم #موفقیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیا وطن باید مقدس باشد؟
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 اجازه دهید بدون پرداختن به اشخاصی که چنین سخنی را مطرح میکنند یا انگیزههایی که ممکن است از مطرح کردن آن داشته باشند، خود این داعیه را کمی دقیقتر و تا جای ممکن با روش علمی بشکافیم. برای این کار ما پرسشی را مطرح کرده و کوشش میکنیم به آن پاسخ دهیم. پرسش ما این است که وقتی میگویند چیزی مقدس است منظور چیست؟ امر قدسی به چه معناست؟
🍂 برای پاسخ به این پرسش از همان مثال بسیار مشهور «رابینسون کوروزوئه» استفاده میکنیم. فرض کنیم فردی در یک جزیره گرفتار شدهاست، تا سالها یا شاید تا پایان عمر بخت نجات یافتن از آنجا را ندارد و تنها خودش در آن جزیره زندگی میکند. آیا برای چنین شخصی امر مقدس معنا دارد؟ احتمال زیادی دارد که پاسخ اکثر مردم به این پرسش مثبت باشد و اساساً ارتباط میان تنها بودن یا نبودن یک انسان و امر قدسی را درک نکنند. برای مثال بگویند اگر آن فرد آدم مذهبی بوده باشد شاید اکنون در وضعیت تنهایی مطلق حتی امر قدسی در او نیرومندتر هم بشود. مشکل این حرف آن است که ایمان را با امر قدسی یکسان میگیرد. من ادعا نمیکنم که این دو به یکدیگر ارتباطی ندارند، ولی یکی هم نیستند.
🍂 ممکن است فردی به چیزی ایمان داشته باشد و در عین حال موضوع ایمان برای او مقدس نباشد. مصداق چنین چیزی را در مورد اعمال خرافی عامیانه مثل کفبینی و احضار ارواح میتوان یافت.
🍂 اگر کسی در مقابل فالگیر اثربخشی کار او را منکر شود احتمالاً از اینکه حرفش باعث کساد شدن کسبوکار فالگیر میگردد هدف خشم او قرار بگیرد و حتی ممکن است فالگیر دست به اعمال خشن علیه فرد منکر هم بزند؛ ولی در اینگونه موارد ما بیش از اینکه با چیزی از نوع تقدس مواجه باشیم با یک تعصب صنفی مواجهیم. پس ایمان داشتن به امری میتواند در پیرامون خود، پدیدۀ تقدس را هم به وجود آورد و تقویت کند، ولی ایمان و تقدس یک پدیدۀ واحد نیستند و میتوان این دو را مستقل از یکدیگر هم تصور کرد.
🍂 پدیدۀ تقدس و پدیدۀ «به وجد آمدن» هم در ارتباط هستند، ولی باز یکسان نیستند. یک مسیحیِ معتقد، از توهین به تمثال مسیح خشمگین میشود و همزمان از تماشای این تمثال به وجد میآید. این موردی است که در آن تقدس و به وجد آمدن همزمان وجود دارند. اما میتوان مثالی هم آورد که در آن این دو پدیده همراه یکدیگر وجود ندارند.
🍂 همان فرد گرفتار در جزیره یا حتی خود ما هنگامیکه به بیرون از شهر سفر میکنیم ممکن است از مشاهدۀ لحظۀ طلوع یا غروب خورشید به وجد بیاییم و حالات روحی ویژهای به ما دست دهد. بااینهمه بعید است ما از «اهانت به لحظۀ غروب خورشید» یا به وجد نیامدن از آن خشمگین شویم.
🍂 من منکر این نمیشوم که ممکن است در جایی از دنیا دینی وجود داشته باشد که دقیقاً لحظۀ غروب خورشید را مقدس بدانند. صرفاً میگویم تقدس و به وجد آمدن دو پدیدۀ جدا هستند که میتوانند همراه یکدیگر حادث بشوند یا نشوند.
🍂 همچنین «دلبستگی» هم همان تقدس نیست. انسانها ممکن است نسبت به بسیاری انسانهای دیگر یا حتی اشیاء دلبستگی داشته باشند و به شدت در برابر آسیبها از آنها محافظت کنند و دیگران را نیز از آسیب به آنها نهی کنند. اما برای مثال کسی که از یک خودروی آنتیک بهشدت محافظت میکند آن خودرو را مقدس میداند؟ البته بسیار پیش میآید که در صحبتهای روزمره ما چنین توصیفی را برای بعضی دلبستگیهای شدید به کار ببریم؛ ولی توصیفات روزمره نمیتوانند معیار بحث علمی و دقیق باشند. حتی افراد بهاصطلاح مقدسمأب معمولاً از اینکه عنوان مقدس بر روی چنین دلبستگیهایی گذاشته شود خشمگین میشوند. در ضمن باز هم در اینجا دلبستگی و تقدس میتوانند در ارتباط باشند و به تقویت یکدیگر بیانجامند، اما دو پدیدۀ متفاوت هستند.
🍂 در تمام این مثالها مشاهده میکنید که در پدیدۀ تقدس نوعی «حریم» و «نهی» دیگران از شکسته شدن آن حریم وجود دارد. دلیل اینکه مثال رابینسون کوروزوئه را ذکر کردم و ادعا کردم که امر مقدس برای او نمیتواند وجود داشتهباشد نیز همین بود.
🍂 در آن جزیره کس دیگری وجود ندارد که رابینسون بخواهد او را از شکستن حریم خاصی «نهی» کند. آری، او در آن جزیره حتی بیشتر از گذشته به راز و نیاز میپردازد. ایمان دارد که این راز و نیازها روزی به نجات او خواهند انجامید. در برابر پدیدههای طبیعی به وجد میآید، اما تا زمانی که نفر دومی وارد جزیره نشده باشد اساساً معنا ندارد که بابت شکسته شدن حریم خاصی خشمگین گردد و تلاش کند دیگری را از شکستهشدن آن حریم نهی کند. پس امر قدسی هم برای او وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 اجازه دهید بدون پرداختن به اشخاصی که چنین سخنی را مطرح میکنند یا انگیزههایی که ممکن است از مطرح کردن آن داشته باشند، خود این داعیه را کمی دقیقتر و تا جای ممکن با روش علمی بشکافیم. برای این کار ما پرسشی را مطرح کرده و کوشش میکنیم به آن پاسخ دهیم. پرسش ما این است که وقتی میگویند چیزی مقدس است منظور چیست؟ امر قدسی به چه معناست؟
🍂 برای پاسخ به این پرسش از همان مثال بسیار مشهور «رابینسون کوروزوئه» استفاده میکنیم. فرض کنیم فردی در یک جزیره گرفتار شدهاست، تا سالها یا شاید تا پایان عمر بخت نجات یافتن از آنجا را ندارد و تنها خودش در آن جزیره زندگی میکند. آیا برای چنین شخصی امر مقدس معنا دارد؟ احتمال زیادی دارد که پاسخ اکثر مردم به این پرسش مثبت باشد و اساساً ارتباط میان تنها بودن یا نبودن یک انسان و امر قدسی را درک نکنند. برای مثال بگویند اگر آن فرد آدم مذهبی بوده باشد شاید اکنون در وضعیت تنهایی مطلق حتی امر قدسی در او نیرومندتر هم بشود. مشکل این حرف آن است که ایمان را با امر قدسی یکسان میگیرد. من ادعا نمیکنم که این دو به یکدیگر ارتباطی ندارند، ولی یکی هم نیستند.
🍂 ممکن است فردی به چیزی ایمان داشته باشد و در عین حال موضوع ایمان برای او مقدس نباشد. مصداق چنین چیزی را در مورد اعمال خرافی عامیانه مثل کفبینی و احضار ارواح میتوان یافت.
🍂 اگر کسی در مقابل فالگیر اثربخشی کار او را منکر شود احتمالاً از اینکه حرفش باعث کساد شدن کسبوکار فالگیر میگردد هدف خشم او قرار بگیرد و حتی ممکن است فالگیر دست به اعمال خشن علیه فرد منکر هم بزند؛ ولی در اینگونه موارد ما بیش از اینکه با چیزی از نوع تقدس مواجه باشیم با یک تعصب صنفی مواجهیم. پس ایمان داشتن به امری میتواند در پیرامون خود، پدیدۀ تقدس را هم به وجود آورد و تقویت کند، ولی ایمان و تقدس یک پدیدۀ واحد نیستند و میتوان این دو را مستقل از یکدیگر هم تصور کرد.
🍂 پدیدۀ تقدس و پدیدۀ «به وجد آمدن» هم در ارتباط هستند، ولی باز یکسان نیستند. یک مسیحیِ معتقد، از توهین به تمثال مسیح خشمگین میشود و همزمان از تماشای این تمثال به وجد میآید. این موردی است که در آن تقدس و به وجد آمدن همزمان وجود دارند. اما میتوان مثالی هم آورد که در آن این دو پدیده همراه یکدیگر وجود ندارند.
🍂 همان فرد گرفتار در جزیره یا حتی خود ما هنگامیکه به بیرون از شهر سفر میکنیم ممکن است از مشاهدۀ لحظۀ طلوع یا غروب خورشید به وجد بیاییم و حالات روحی ویژهای به ما دست دهد. بااینهمه بعید است ما از «اهانت به لحظۀ غروب خورشید» یا به وجد نیامدن از آن خشمگین شویم.
🍂 من منکر این نمیشوم که ممکن است در جایی از دنیا دینی وجود داشته باشد که دقیقاً لحظۀ غروب خورشید را مقدس بدانند. صرفاً میگویم تقدس و به وجد آمدن دو پدیدۀ جدا هستند که میتوانند همراه یکدیگر حادث بشوند یا نشوند.
🍂 همچنین «دلبستگی» هم همان تقدس نیست. انسانها ممکن است نسبت به بسیاری انسانهای دیگر یا حتی اشیاء دلبستگی داشته باشند و به شدت در برابر آسیبها از آنها محافظت کنند و دیگران را نیز از آسیب به آنها نهی کنند. اما برای مثال کسی که از یک خودروی آنتیک بهشدت محافظت میکند آن خودرو را مقدس میداند؟ البته بسیار پیش میآید که در صحبتهای روزمره ما چنین توصیفی را برای بعضی دلبستگیهای شدید به کار ببریم؛ ولی توصیفات روزمره نمیتوانند معیار بحث علمی و دقیق باشند. حتی افراد بهاصطلاح مقدسمأب معمولاً از اینکه عنوان مقدس بر روی چنین دلبستگیهایی گذاشته شود خشمگین میشوند. در ضمن باز هم در اینجا دلبستگی و تقدس میتوانند در ارتباط باشند و به تقویت یکدیگر بیانجامند، اما دو پدیدۀ متفاوت هستند.
🍂 در تمام این مثالها مشاهده میکنید که در پدیدۀ تقدس نوعی «حریم» و «نهی» دیگران از شکسته شدن آن حریم وجود دارد. دلیل اینکه مثال رابینسون کوروزوئه را ذکر کردم و ادعا کردم که امر مقدس برای او نمیتواند وجود داشتهباشد نیز همین بود.
🍂 در آن جزیره کس دیگری وجود ندارد که رابینسون بخواهد او را از شکستن حریم خاصی «نهی» کند. آری، او در آن جزیره حتی بیشتر از گذشته به راز و نیاز میپردازد. ایمان دارد که این راز و نیازها روزی به نجات او خواهند انجامید. در برابر پدیدههای طبیعی به وجد میآید، اما تا زمانی که نفر دومی وارد جزیره نشده باشد اساساً معنا ندارد که بابت شکسته شدن حریم خاصی خشمگین گردد و تلاش کند دیگری را از شکستهشدن آن حریم نهی کند. پس امر قدسی هم برای او وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیا وطن باید مقدس باشد؟
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 ممکن است گفتهشود که او خودش را از شکستن حریمهایی نهی میکند. مثلاً اگر تمثالی همراهش باشد آن را در بهترین جایی که در دسترس او قرار دارد میگذارد. اما این پاسخ از لحاظ منطقی مشکل دارد، چون مانند این است که ما یک نفر را در واقع دو نفر فرض کرده باشیم که یک وجودش میخواهد کاری را انجام دهد و وجود دیگرش او را نهی میکند. ما میتوانیم بگوییم که او از عواقب ماورالطبیعیِ بیاحترامی به تمثال در این جهان یا جهان دیگر هراس دارد. این هراس هم باز مانند موارد بالا هرچند میتواند با تقدس در ارتباط باشد، ولی با آن یکسان نیست.
🍂 فرد معتقد به ارواح خبیث هم از بیاحترامی به آنها یا حتی ذکر نامشان میترسد، ولی شاید حتی از اینکه دشمنش به آن ارواح اهانت کند شادمان هم بشود، چون معتقد است آن ارواح به حسابش خواهند رسید! در اینجا ما با پدیدۀ تقدس روبهرو نیستیم.
🍂 پس امر مقدس را با دو صفت «حریم» و «نهی» تعریف میکنم؛ و این نهی خطاب به دیگران است. یعنی این نهی در اجتماعی از آدمیان اتفاق میافتد. تا اینجا بحث جامعهشناختی بود و تا حد زیادی آن را مدیون امیل دورکیم - جامعهشناس فرانسوی - هستم؛ بنابراین وظیفه دارم از او نام ببرم.
🍂 دورکیم سرچشمۀ امر قدسی و بهطور کلی دین را به «جامعه» نسبت میدهد و این بهنظر من کاملاً صحیح است؛ هرچند نتایجی که میگیرم چیزی نیستند که او احتمالاً اگر آنها را میشنید باب میلش میبودند. دورکیم رسماً یک سوسیالیست بود. بااینهمه در اینجا این پرسشها فارغ از لیبرال بودن یا نبودن و با رجوع به منطق محض مطرح میشوند: در یک جامعه
❓چه کسی این حریم را تعریف میکند؟ چه کسی مصادیق شکستن آن حریم را تعریف میکند؟ چه کسی ابزار نهی از شکستن آن حریم را در اختیار دارد؟ هزینۀ محافظت از آن حریم چگونه تأمین میشود؟ هزینۀ جا انداختن آن حریم در ذهن کودکان چگونه تأمین میشود؟
🍂 و باز نه بهعنوان یک لیبرال بلکه با رجوع به منطق محض تنها پاسخی که برای این پرسشها وجود دارد این است: آن کسی که زورش برسد و بتواند مؤثرتر از دیگران آدم بکشد.
🍂 شما برای آنکه امری را - در اینجا یک واحد سیاسی به نام دولتملت - مقدس بدانید باید «حریمی» را در رابطه با آن تعریف کنید، مصادیق نقض آن حریم را تعریف کنید و در ضمن این پتانسیل را داشته باشید که برای حفظ آن «حریم» دست به خشونت و اعمال زور بزنید. یعنی باید جامعهای را بر پایۀ زور بنیان بگذارید. پس تقدس و خشونت لازم و ملزوم یکدیگر هستند. این دقیقاً آن چیزی است که لیبرالیسم نفی میکند.
🍂 اگر بخواهم وارد تعریف و توضیح لیبرالیسم بشوم باید متنی به همین اندازه بنویسم که خارج از موضوع بحث است. همچنین ممکن است کسی پاسخ بدهد «به درک که نفی میکند، من میخواهم آدم بکشم!» من در اینجا به دنبال بحث با آدمکشهای بالقوه یا بالفعل و قانع کردنشان نیستم. صرفاً دارم موضوعی را توضیح میدهم و نشان میدهم که دعاوی ما منطقاً ره به کجا میبرند. اینکه کسی مایل باشد به همانجا برود یا نه موضوع بحث من نیست.
🍂 همچنین اینکه جامعۀ مبتنی بر لیبرالیسم به خوشبختی انسانها منتهی میشود یا جامعۀ مبتنی بر خشونت موضوع بحث من در اینجا نیست، اما اگر کسی خود را مقید به اصول اخلاقی میداند و معتقد است من دارم اشتباه میکنم ممنون میشوم که توضیح بدهد کجای بحث از لحاظ منطقی ایراد دارد.
🍂 در پایان یک توضیح هم بدهم. لیبرالیسم خشونت را بهطور مطلق رد نمیکند؛ بلکه آغاز به خشونت و نهادینه کردن آن و بنیان جامعه بر مبنای آن را نفی میکند. اگر کسی قصد جان یا مال کس دیگری را داشته باشد طبعاً فرد مورد تهاجم حق دارد با ابزارهایی که در اختیار دارد از خود دفاع کند.
🍂 البته میتوان واژگان را بهگونهای دیگر به کار برد و اساساً دفاع را خشونت ندانست و تنها حمله را بهعنوان خشونت تعریف کرد. این تعاریف میتوانند به شفاف شدن بحث کمک کنند، اما اصل موضوع را تغییر نمیدهند. بنابراین شاید اشکالی نداشته باشد که یک نتیجه بگیریم: لیبرالیسم برای دفاع از جان انسانها با خشونت مشکلی ندارد و چون خشونت و تقدس لازم و ملزوم یکدیگر هستند، پس میتوان گفت برای لیبرالیسم تنها یک چیز مقدس است: جان انسان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 ممکن است گفتهشود که او خودش را از شکستن حریمهایی نهی میکند. مثلاً اگر تمثالی همراهش باشد آن را در بهترین جایی که در دسترس او قرار دارد میگذارد. اما این پاسخ از لحاظ منطقی مشکل دارد، چون مانند این است که ما یک نفر را در واقع دو نفر فرض کرده باشیم که یک وجودش میخواهد کاری را انجام دهد و وجود دیگرش او را نهی میکند. ما میتوانیم بگوییم که او از عواقب ماورالطبیعیِ بیاحترامی به تمثال در این جهان یا جهان دیگر هراس دارد. این هراس هم باز مانند موارد بالا هرچند میتواند با تقدس در ارتباط باشد، ولی با آن یکسان نیست.
🍂 فرد معتقد به ارواح خبیث هم از بیاحترامی به آنها یا حتی ذکر نامشان میترسد، ولی شاید حتی از اینکه دشمنش به آن ارواح اهانت کند شادمان هم بشود، چون معتقد است آن ارواح به حسابش خواهند رسید! در اینجا ما با پدیدۀ تقدس روبهرو نیستیم.
🍂 پس امر مقدس را با دو صفت «حریم» و «نهی» تعریف میکنم؛ و این نهی خطاب به دیگران است. یعنی این نهی در اجتماعی از آدمیان اتفاق میافتد. تا اینجا بحث جامعهشناختی بود و تا حد زیادی آن را مدیون امیل دورکیم - جامعهشناس فرانسوی - هستم؛ بنابراین وظیفه دارم از او نام ببرم.
🍂 دورکیم سرچشمۀ امر قدسی و بهطور کلی دین را به «جامعه» نسبت میدهد و این بهنظر من کاملاً صحیح است؛ هرچند نتایجی که میگیرم چیزی نیستند که او احتمالاً اگر آنها را میشنید باب میلش میبودند. دورکیم رسماً یک سوسیالیست بود. بااینهمه در اینجا این پرسشها فارغ از لیبرال بودن یا نبودن و با رجوع به منطق محض مطرح میشوند: در یک جامعه
❓چه کسی این حریم را تعریف میکند؟ چه کسی مصادیق شکستن آن حریم را تعریف میکند؟ چه کسی ابزار نهی از شکستن آن حریم را در اختیار دارد؟ هزینۀ محافظت از آن حریم چگونه تأمین میشود؟ هزینۀ جا انداختن آن حریم در ذهن کودکان چگونه تأمین میشود؟
🍂 و باز نه بهعنوان یک لیبرال بلکه با رجوع به منطق محض تنها پاسخی که برای این پرسشها وجود دارد این است: آن کسی که زورش برسد و بتواند مؤثرتر از دیگران آدم بکشد.
🍂 شما برای آنکه امری را - در اینجا یک واحد سیاسی به نام دولتملت - مقدس بدانید باید «حریمی» را در رابطه با آن تعریف کنید، مصادیق نقض آن حریم را تعریف کنید و در ضمن این پتانسیل را داشته باشید که برای حفظ آن «حریم» دست به خشونت و اعمال زور بزنید. یعنی باید جامعهای را بر پایۀ زور بنیان بگذارید. پس تقدس و خشونت لازم و ملزوم یکدیگر هستند. این دقیقاً آن چیزی است که لیبرالیسم نفی میکند.
🍂 اگر بخواهم وارد تعریف و توضیح لیبرالیسم بشوم باید متنی به همین اندازه بنویسم که خارج از موضوع بحث است. همچنین ممکن است کسی پاسخ بدهد «به درک که نفی میکند، من میخواهم آدم بکشم!» من در اینجا به دنبال بحث با آدمکشهای بالقوه یا بالفعل و قانع کردنشان نیستم. صرفاً دارم موضوعی را توضیح میدهم و نشان میدهم که دعاوی ما منطقاً ره به کجا میبرند. اینکه کسی مایل باشد به همانجا برود یا نه موضوع بحث من نیست.
🍂 همچنین اینکه جامعۀ مبتنی بر لیبرالیسم به خوشبختی انسانها منتهی میشود یا جامعۀ مبتنی بر خشونت موضوع بحث من در اینجا نیست، اما اگر کسی خود را مقید به اصول اخلاقی میداند و معتقد است من دارم اشتباه میکنم ممنون میشوم که توضیح بدهد کجای بحث از لحاظ منطقی ایراد دارد.
🍂 در پایان یک توضیح هم بدهم. لیبرالیسم خشونت را بهطور مطلق رد نمیکند؛ بلکه آغاز به خشونت و نهادینه کردن آن و بنیان جامعه بر مبنای آن را نفی میکند. اگر کسی قصد جان یا مال کس دیگری را داشته باشد طبعاً فرد مورد تهاجم حق دارد با ابزارهایی که در اختیار دارد از خود دفاع کند.
🍂 البته میتوان واژگان را بهگونهای دیگر به کار برد و اساساً دفاع را خشونت ندانست و تنها حمله را بهعنوان خشونت تعریف کرد. این تعاریف میتوانند به شفاف شدن بحث کمک کنند، اما اصل موضوع را تغییر نمیدهند. بنابراین شاید اشکالی نداشته باشد که یک نتیجه بگیریم: لیبرالیسم برای دفاع از جان انسانها با خشونت مشکلی ندارد و چون خشونت و تقدس لازم و ملزوم یکدیگر هستند، پس میتوان گفت برای لیبرالیسم تنها یک چیز مقدس است: جان انسان.
.
#جامعه#نقد_فرهنگ #جامعهشناسی #دورکیم #ملت #ملیگرایی #تقدس #لیبرالیسم #لیبرال #خشونت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
نقدآگین
📺 به یادِ آلن دلون (+) 🍂 نگاهی به فیلمها و زندگی بازیگر فراموشنشدنیِ فرانسه 🎙#مسعود_فراستی . #نقد_فیلم #آلن_دلون #موفقیت #خوشبختی #بازیگر #بازیگری #اسکار #مرگ #مرگآگاهی #فرانسه #مکرون #سینما #سینمایی #دوبلر #خسرو_خسروشاهی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقدِ فیلمِ «هاراکیری» اثرِ ماساکی کوبایاشی (+)
🎙#مسعود_فراستی
🔸فیلمی ژاپنی (۱۹۶۲) با بازی تاتسویا ناکادای
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مسعود_فراستی
🔸فیلمی ژاپنی (۱۹۶۲) با بازی تاتسویا ناکادای
.
#نقد_فیلم#هاراکیری #سینما #ژاپن #فیلم #تحلیل_فیلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 حافظ خیلی وقتها شخصیتهای قرآنی رو مسخره میکنه. به این بیت دقت کنید:
در قسمتی از آیهٔ ۸۱ از سورۀ انبیا گفته میشه که:
🔺در واقع، طبق این آیه، حضرت سلیمان بر بادهای عالم حکمرانی میکرد. حالا حافظ وقتی میخواد بگه که به وصال معشوق نرسیده، میگه «مثل سلیمان تنها چیزی که به دست آوردم، باد بود». «باد بهدست بودن» کنایه از «تهیدست» بودنه؛ درواقع، حضرت سلیمان رو هم مثل خودش سرکار میدونه:) و روایت قرآنی رو به سخره میگیره.
✍🏻 #پیام
🌾 @Naqdagin
حافظ أز دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواش نیست بهجز باد بهدست
در قسمتی از آیهٔ ۸۱ از سورۀ انبیا گفته میشه که:
باد را در تسخیر سلیمان درآوردیم.
🔺در واقع، طبق این آیه، حضرت سلیمان بر بادهای عالم حکمرانی میکرد. حالا حافظ وقتی میخواد بگه که به وصال معشوق نرسیده، میگه «مثل سلیمان تنها چیزی که به دست آوردم، باد بود». «باد بهدست بودن» کنایه از «تهیدست» بودنه؛ درواقع، حضرت سلیمان رو هم مثل خودش سرکار میدونه:) و روایت قرآنی رو به سخره میگیره.
✍🏻 #پیام
.➖➖➖
#نقد_قرآن#حافظ #سلیمان #آرایه_ادبی #تلمیح #وصال #فراق #رند #شعر
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
نگاهی به سوژۀ مستأجر. #آرش_حیدری، جامعهشناس، برای توصیف لحظهٔ از نو شروعکردن، وضعیت مستأجری را مثال میزند که مجبور به جابهجایی است. 🍂 بینید وقتی مساله رو از دریچه خودتون ببینید، درگاه ذهنتون هم همینطوری بسته باقی میمونه و در نهایت مساله رو خرابتر هم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 وام میلیاردیِ بانکها به کارمندان خود
🎙#کیاداوود_اسفندیاری
🍂 عصبانیت مردم از این نیست که چرا کارمندان بانکها وام میگیرند. عصبانیت از نابرابریه.
🍂 متوسط وام کارمندان بانکها در سال حدود ۴۰۰ میلیونه. بعضی بانکها بین ۱ تا ۲ میلیارد متوسط به کارمندانشون وام دادهاند.
🍂 وام تو ایران با وام تو سایر کشورا فرق میکنه. اینجا وام نوعی توزیع رانته. وقتی نرخ بهرۀ وام کارمندای بانک ۱۰ درصده، تورم ۵۰ درصده و نرخ بهرۀ بازار بین ۷۰ تا ۱۲۰ درصده؛ یعنی هرکس این وامها رو میگیره، سود نجومی به دست آورده.
🍂 وقتی اینگونه رانت ایجاد میکنیم و بیعدالتی تو توزیعش مشاهده میشه، مردم خشمگین میشن، دیگه نمیشه مردم رو کنترل کرد؛ جرم و تخلف و قانونگریزی بهشدت بیشتر میشه. شما حساب کنید از هشتاد و چند میلیون ایرانی ۲۰۰ هزار نفر وامهای چند صدمیلیونی در سال و بقیه هیچ.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#کیاداوود_اسفندیاری
عبدالناصر همتی وزیر اقتصادِ پزشکیان در گفتوگویی تلویزیونی از پرداخت وام به کارکنان بانکها دفاع کرد (+).
🍂 عصبانیت مردم از این نیست که چرا کارمندان بانکها وام میگیرند. عصبانیت از نابرابریه.
🍂 متوسط وام کارمندان بانکها در سال حدود ۴۰۰ میلیونه. بعضی بانکها بین ۱ تا ۲ میلیارد متوسط به کارمندانشون وام دادهاند.
🍂 وام تو ایران با وام تو سایر کشورا فرق میکنه. اینجا وام نوعی توزیع رانته. وقتی نرخ بهرۀ وام کارمندای بانک ۱۰ درصده، تورم ۵۰ درصده و نرخ بهرۀ بازار بین ۷۰ تا ۱۲۰ درصده؛ یعنی هرکس این وامها رو میگیره، سود نجومی به دست آورده.
🍂 وقتی اینگونه رانت ایجاد میکنیم و بیعدالتی تو توزیعش مشاهده میشه، مردم خشمگین میشن، دیگه نمیشه مردم رو کنترل کرد؛ جرم و تخلف و قانونگریزی بهشدت بیشتر میشه. شما حساب کنید از هشتاد و چند میلیون ایرانی ۲۰۰ هزار نفر وامهای چند صدمیلیونی در سال و بقیه هیچ.
.
#اقتصاد #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان#وام #تبعیض #رانت #وام_بانکی #اقتصاد_مقاومتی #اقتصادی #پزشکیان #مسعود_پزشکیان #حکومت_آخوندی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔍 اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده
🍂 افرادی که فرایند «دگرگونش» را علیرغم همه شواهد علمی رد میکنند، معتقدند که توضیح این فرآیند بدون پذیرش وجود یک «طراح اصلی و کسی که همه چیز را رهبری کرده» ممکن نیست. اما مطالعات بیولوژیکی نشان میدهد که اگر طرحی نیز در ابتدا وجود داشته، این طرح آنقدرها هم عالی نبوده است.
🍂 دگرگونش بیولوژیکی یک واقعیت است، حتی اگر انکارکنندگان مخالف آن باشند. این تئوری شواهد علمی پشتیبان بسیار زیادی دارد.
🍂 بطور مثال در حالی که جیمز آشر، اسقف اعظم ایرلند (که اقدام به گاهشماریِ وقایعِ کتاب مقدس کرده) با اتکا به بیان کتاب مقدس زمان آغاز آفرینش را سال ۴۰۰۴ قبل از میلاد اعلام کرده است، شواهد زمینشناسی نشان میدهد که سن زمین حدود ۴.۵ میلیارد سال است. وجود فسیلهایی از حیوانات قدیمی که تخمین زده میشود مربوط به میلیونها سال پیش باشند نیز این یافتههای زمین شناسی را تایید میکند.
🍂 البته برخی تعلیمات دینی سعی داشتند برای وجود این فسیلها نیز یک توضیح ماورائی پیدا کنند؛ از جمله اینکه خدا فسیلها را برای آزمایش ایمان ما آفریده است؛ یا اینکه دایناسورها به دلیل جا نگرفتن در کشتی نوح منقرض شدند وگرنه آنها نیز قبل از طوفان سهمگین عصر نوح، در کنار انسانها زندگی میکردند.
🍂 اگرچه تاکنون هرگز فسیل انسان و دایناسور در یک لایه مشترک از زمین شناسی یافت نشده تا این استدلال را ثابت کند، اما این امر نیز نتوانسته افراد سرکش در برابر نظریه «دگرگونش» را متقاعد کند، و همچنان در آثار مذهبی، تصاویر زیادی از انسانهای بدوی که با دایناسورها همزیستی داشتهاند، دیده میشود.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
🔖 ۷۲۸ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🍂 افرادی که فرایند «دگرگونش» را علیرغم همه شواهد علمی رد میکنند، معتقدند که توضیح این فرآیند بدون پذیرش وجود یک «طراح اصلی و کسی که همه چیز را رهبری کرده» ممکن نیست. اما مطالعات بیولوژیکی نشان میدهد که اگر طرحی نیز در ابتدا وجود داشته، این طرح آنقدرها هم عالی نبوده است.
🍂 دگرگونش بیولوژیکی یک واقعیت است، حتی اگر انکارکنندگان مخالف آن باشند. این تئوری شواهد علمی پشتیبان بسیار زیادی دارد.
🍂 بطور مثال در حالی که جیمز آشر، اسقف اعظم ایرلند (که اقدام به گاهشماریِ وقایعِ کتاب مقدس کرده) با اتکا به بیان کتاب مقدس زمان آغاز آفرینش را سال ۴۰۰۴ قبل از میلاد اعلام کرده است، شواهد زمینشناسی نشان میدهد که سن زمین حدود ۴.۵ میلیارد سال است. وجود فسیلهایی از حیوانات قدیمی که تخمین زده میشود مربوط به میلیونها سال پیش باشند نیز این یافتههای زمین شناسی را تایید میکند.
🍂 البته برخی تعلیمات دینی سعی داشتند برای وجود این فسیلها نیز یک توضیح ماورائی پیدا کنند؛ از جمله اینکه خدا فسیلها را برای آزمایش ایمان ما آفریده است؛ یا اینکه دایناسورها به دلیل جا نگرفتن در کشتی نوح منقرض شدند وگرنه آنها نیز قبل از طوفان سهمگین عصر نوح، در کنار انسانها زندگی میکردند.
🍂 اگرچه تاکنون هرگز فسیل انسان و دایناسور در یک لایه مشترک از زمین شناسی یافت نشده تا این استدلال را ثابت کند، اما این امر نیز نتوانسته افراد سرکش در برابر نظریه «دگرگونش» را متقاعد کند، و همچنان در آثار مذهبی، تصاویر زیادی از انسانهای بدوی که با دایناسورها همزیستی داشتهاند، دیده میشود.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
🔖 ۷۲۸ واژه
.
#نقد_ادیان #چیستا#علمی #زیستشناسی #علم #علوم #تکامل #داروین #چارلز_داروین #نقد_دین #علم_و_دین #داروینیسم #نوح #خرافات #خلقت #اعجاز_علمی #آتئیسم #خداباوری #خداناباوری #خداشناسی #الهیات #اسطوره
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده است
یک «طراحی هوشمندانه» یک مکتب فکری نیز وجود دارد که معتقد است میتوان وجود خدا را در کنار فرایند «تکامل» توضیح داد زیرا همین تکامل نیز باید بر اساس «طرحی از قبل تثبیتشده» و یک «طراحی هوشمندانه» انجام شود. در واقع آنها سعی دارند ایده وجود خدا را به نوعی وارد…
نقدآگین
نگاهی به سوژۀ مستأجر. #آرش_حیدری، جامعهشناس، برای توصیف لحظهٔ از نو شروعکردن، وضعیت مستأجری را مثال میزند که مجبور به جابهجایی است. 🍂 بینید وقتی مساله رو از دریچه خودتون ببینید، درگاه ذهنتون هم همینطوری بسته باقی میمونه و در نهایت مساله رو خرابتر هم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 نقدی بر «تصور روحانیون از آزادی»
✍🏻#ناهید_زمانیان
🔻مصطفی ملکیان
🍂 اینکه ذهن روحانی چطوره و ذهن کتوشلوارپوش و گربهی چکمهپوش آلیس چطور، همه رو بذار کنار!!! من بعنوان یک زن ایرانی، اجدادم رو گرو میذارم تا ثابت کنم در این زمینه هیچ فرقی بین روحانی و استاد دانشگاه نیست؛ اینم بذاریم کنار.
🍂 مسئله اینجاست که (برای بار چندم میگم) ما مفهوم آزادی رو نمیفهمیم؛ چرا ایشون باید ثابت کنه که مرد ایرانی به زیر شکمش فکر نمیکنه؟
اولا، مگه تحقیق و آماری در این زمینه وجود داره؟
دوما، اصلا به کسی چه ربطی داره که کی داره به چی فکر میکنه؟ مسئلهی جنسی مثل بقیهی مسائل انسان، جزئی از حقوق فردی محسوب میشه.
🍂 در قانون لیبرال به شما گفته میشه که تو آزادی از ۲۴ ساعت، ۲۵ ساعت به مسئلهی جنسیات فکر کنی؛ به این شرط که حقوق فردی هیچکسی رو پایمال نکنی. بقیهاش دیگه به خودت مربوطه. دوست داری خودتو کور کنی یا ضعف جسمانی بگیری برو بگیر، اصلا برو بمیر! فقط به دیگری تعرض نکن و آسیب نزن.
🍂 مسئله اینجاست که میخواییم ایدئولوژی رو با ایدئولوژی نقد و حذف کنیم. کسی که نمیخواد باور کنه انسان موجودی آزاده و اتفاقا بخش اعظمی از وقتش رو صرف رفاه جسمی و روحیاش میکنه، از روحانی، روحانیتره! چون اون روحانی لااقل واسۀ عباش یه «جیب» درست و درمونی دوخته و این ثابت میکنه که اتفاقا برای مطالباتش برنامه داره؛ این بندهخداها که دیگه خسرالدنیا و الآخره شدن!!!
🍂 روحانیت میگه آزادی باعث ولنگاری میشه؛ اینا میگن چرا به مردم تهمت میزنید؟ مردم ما فرهیختهتر از این حرفا هستند؛ نهایتا یکصدم ذهنشون ولنگاره!! با این اوصاف، انصافا اون روحانی واقعیت آزادی رو بهتر فهمیده، و خطراتش رو برای ایدئولوژی بهتر درک کرده 🤦♀️
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @nahidestan
✍🏻#ناهید_زمانیان
🔻مصطفی ملکیان
متأسفانه باید بگویم روحانیون ما اشتغال ذهنیشان نسبت به امور جنسی بسیار بالاست.
به این ترتیب، اگر کسی گفت «آزادی» باز ذهن اینها به سمت آزادی در امور جنسی جهتگیری میکند.
🍂 اینکه ذهن روحانی چطوره و ذهن کتوشلوارپوش و گربهی چکمهپوش آلیس چطور، همه رو بذار کنار!!! من بعنوان یک زن ایرانی، اجدادم رو گرو میذارم تا ثابت کنم در این زمینه هیچ فرقی بین روحانی و استاد دانشگاه نیست؛ اینم بذاریم کنار.
🍂 مسئله اینجاست که (برای بار چندم میگم) ما مفهوم آزادی رو نمیفهمیم؛ چرا ایشون باید ثابت کنه که مرد ایرانی به زیر شکمش فکر نمیکنه؟
اولا، مگه تحقیق و آماری در این زمینه وجود داره؟
دوما، اصلا به کسی چه ربطی داره که کی داره به چی فکر میکنه؟ مسئلهی جنسی مثل بقیهی مسائل انسان، جزئی از حقوق فردی محسوب میشه.
🍂 در قانون لیبرال به شما گفته میشه که تو آزادی از ۲۴ ساعت، ۲۵ ساعت به مسئلهی جنسیات فکر کنی؛ به این شرط که حقوق فردی هیچکسی رو پایمال نکنی. بقیهاش دیگه به خودت مربوطه. دوست داری خودتو کور کنی یا ضعف جسمانی بگیری برو بگیر، اصلا برو بمیر! فقط به دیگری تعرض نکن و آسیب نزن.
🍂 مسئله اینجاست که میخواییم ایدئولوژی رو با ایدئولوژی نقد و حذف کنیم. کسی که نمیخواد باور کنه انسان موجودی آزاده و اتفاقا بخش اعظمی از وقتش رو صرف رفاه جسمی و روحیاش میکنه، از روحانی، روحانیتره! چون اون روحانی لااقل واسۀ عباش یه «جیب» درست و درمونی دوخته و این ثابت میکنه که اتفاقا برای مطالباتش برنامه داره؛ این بندهخداها که دیگه خسرالدنیا و الآخره شدن!!!
🍂 روحانیت میگه آزادی باعث ولنگاری میشه؛ اینا میگن چرا به مردم تهمت میزنید؟ مردم ما فرهیختهتر از این حرفا هستند؛ نهایتا یکصدم ذهنشون ولنگاره!! با این اوصاف، انصافا اون روحانی واقعیت آزادی رو بهتر فهمیده، و خطراتش رو برای ایدئولوژی بهتر درک کرده 🤦♀️
.
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ#مصطفی_ملکیان #روشنفکری_دینی #دینخویی #لیبرالیسم #لیبرال #آخوند #آزادی #آزادی_جنسی #رابطه
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @nahidestan
نقدآگین
📺 روانکاویِ «ناترازی روانی» 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی . #زیستروان #خودکشی #آرامش #عزت_نفس #موفقیت #ناترازی #قطعی_برق #روانپریشی #روانکاوی #روانشناسی #تراپی #رواندرمانی #حل_مساله #روان_درمانی #بلوغ #خودآگاهی #آگاهی #تفکر_انتقادی #طلاق #اسکیزوفرنی …
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 بهتعویق انداختنِ نیازها و روانشناسیِ فستفودی
✍🏻 دکتر #پویان_مقدم
🍂 تمام بحث فقط بر سر این نیست که کدام نیازمان برآورده نشده، بلکه بخش زیادی از رشدنایافتگی، حاصل بهاندازه و بهموقع «ناکامِ نشدن» ماست.
🍂 ترس از تنهاییِ ناهشیار، گاه بیش از آنکه حاصل «رهاشدگی» باشد، حاصل این است که نتوانستهایم در محیطی امن باور کنیم که قرار است در نهایت تنها باشیم.
🔻این عبارت را افراد مختلفی از فروید تا آلبرت الیس به انحا مختلف گفتهاند که:
و این پذیرش حاصل قبول کردنِ «محدودیتهای ما در جهان» است.
🍂 روانشناسی زرد در پی تقویت احساس «همهکار توانیِ» مخاطبان است و با دادن وعدههایی که بخشِ کودک ما را ارضا میکند، ما را جذب میکند. نمونۀ بارز آن قانون جذب است:
آیا این همان رویای ناهشیار کودکی همۀ ما نیست؟! دست دراز کنیم و سینۀ مادر در مشتمان باشد! کودک در ابتداییترین مراحل رشد، هیچ عاملیتی برای مادر قائل نیست؛ انگار اصلا مادری وجود ندارد و همه چیز خودش است. اگر مادر به او شیر میدهد، کودک، هذیانوار در این تصور است که بخشی از خودش دارد او را سیر میکند:
شبیه به قانون جذب نیست؟!
🍂 در واقع، روانشاسی زرد و فستفودی، که حتی ممکن است توسط متخصصین روانشناسی با هذیانهای خودشیفتهوار ارائه شود، بنیانهای سایکوتیک دارد.
🍂 امروز آنچه روانشناسی زرد را از روانشناسی سالم جدا میکند حتی محتوای علمی نیست، بلکه «نحوهی ارایۀ محتوا» است. علمیترین محتواها که با احساس «دانای کل» بودن و یا با «نمایش خود» ارائه میشوند همگی در باطن خود دارند بخشهای خودشیفتهوارِ ارائه دهنده و مخاطب را ارضا میکنند.
🍂 اینگونه است که اینکه لزوما فردی متخصص این حوزه باشد و یا پروانۀ تخصصی داشته باشد، تعیین کنندهی قطعی سالم بودن نحوهی ارائه و محتوا نیست.
🍂 باید مخاطب به تفکر نقادانه مسلح باشد، و همیشه بهدنبال نشانگانی از این احساس کودکانه در محتوا باشد که: "هیچ محدودیتی برای انسان وجود ندارد". این شاید بزرگترین و اصلیترین چراغ خطر برای شناسایی محتواهای زرد و ناسالم باشد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 دکتر #پویان_مقدم
🍂 تمام بحث فقط بر سر این نیست که کدام نیازمان برآورده نشده، بلکه بخش زیادی از رشدنایافتگی، حاصل بهاندازه و بهموقع «ناکامِ نشدن» ماست.
🍂 ترس از تنهاییِ ناهشیار، گاه بیش از آنکه حاصل «رهاشدگی» باشد، حاصل این است که نتوانستهایم در محیطی امن باور کنیم که قرار است در نهایت تنها باشیم.
🔻این عبارت را افراد مختلفی از فروید تا آلبرت الیس به انحا مختلف گفتهاند که:
آنچه برایش تلاش کردهایم و حاصل نشد، شاید دیگر مشکل ما نیست، بلکه واقعیتی است که نتوانستهایم آنرا همانگونه که هست، بپذیریم.
و این پذیرش حاصل قبول کردنِ «محدودیتهای ما در جهان» است.
🍂 روانشناسی زرد در پی تقویت احساس «همهکار توانیِ» مخاطبان است و با دادن وعدههایی که بخشِ کودک ما را ارضا میکند، ما را جذب میکند. نمونۀ بارز آن قانون جذب است:
"شما چیزی را جذب میکنید که به آن فکر میکنید"
آیا این همان رویای ناهشیار کودکی همۀ ما نیست؟! دست دراز کنیم و سینۀ مادر در مشتمان باشد! کودک در ابتداییترین مراحل رشد، هیچ عاملیتی برای مادر قائل نیست؛ انگار اصلا مادری وجود ندارد و همه چیز خودش است. اگر مادر به او شیر میدهد، کودک، هذیانوار در این تصور است که بخشی از خودش دارد او را سیر میکند:
"من میخوام پس میشه، به شیر فکر میکنم، و سیر میشم!"
شبیه به قانون جذب نیست؟!
🍂 در واقع، روانشاسی زرد و فستفودی، که حتی ممکن است توسط متخصصین روانشناسی با هذیانهای خودشیفتهوار ارائه شود، بنیانهای سایکوتیک دارد.
🍂 امروز آنچه روانشناسی زرد را از روانشناسی سالم جدا میکند حتی محتوای علمی نیست، بلکه «نحوهی ارایۀ محتوا» است. علمیترین محتواها که با احساس «دانای کل» بودن و یا با «نمایش خود» ارائه میشوند همگی در باطن خود دارند بخشهای خودشیفتهوارِ ارائه دهنده و مخاطب را ارضا میکنند.
🍂 اینگونه است که اینکه لزوما فردی متخصص این حوزه باشد و یا پروانۀ تخصصی داشته باشد، تعیین کنندهی قطعی سالم بودن نحوهی ارائه و محتوا نیست.
🍂 باید مخاطب به تفکر نقادانه مسلح باشد، و همیشه بهدنبال نشانگانی از این احساس کودکانه در محتوا باشد که: "هیچ محدودیتی برای انسان وجود ندارد". این شاید بزرگترین و اصلیترین چراغ خطر برای شناسایی محتواهای زرد و ناسالم باشد.
.
#زیستروان#روانشناسی #رواندرمانگر #روانشناس #روانکاوی #خودشناسی #روانشناسی_زرد #خرافات_مدرن #تفکر_انتقادی #نقد #تفکر_نقاد #قانون_جذب
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
1️⃣ بیخدایی فارسی مصاحبهٔ #پیرز_مورگن با #راجر_واترز مولتی میلیونر و سرمایهدار چپ، مدافع دیکتاتور کاراکاس، که هر روز صبح تو کلبههای تفریحی در جزایر کارائیب و لبهٔ پنجرههای هتل تو نیویورکسیتی میشینه و واسه فلسطین گریه میکنه! 2️⃣ #محمود_کریمی 🔻کلیپ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🍂 مشخص نیست چه کسانی ادمین این کانال «تحلیل زمانه» هستند که با حدود ۴۰ هزار عضو، یک نشانی ارتباطی هم ندارد.
🍂 هر نوع مهملی را کپیپیست کردن، بدون کمینه ویراستاریِ متن، و بدونِ ارجاعدهی به آدرس کانال نویسنده یا پیج و توییتی که از آن برداشتهشده، مایۀ تاسف است؛ خصوصا وقتی در بیوی کانالِ خود نوشته باشید:
🔺تحلیل از هر نوعش، با بیانیۀ سیاسی و فاشیستی دادن که تقویتگرِ مواجهههای ستیزهگرانه و کور است، متفاوت است. تحلیل، حداقل باید یک استدلالِ ولو مغالطهآمیز هم داشتهباشد؛ این پست دقیقا چه استدلالی داشته که مایی که خود منتقدِ جدیِ فقدان رویۀ مشخص در موضوع مهاجران هستیم و بدان بارها پرداختهایم، با خواندن آن دچار نوعی از حسّ شرم نشویم که موضعی پوپولیستی و فاشیستی و جنونآمیز مبنای نقد ما بودهاست؟
🍂 جالب اینجاست که افغانستانیِ «متخصص و سرمایهدار» هم «اشغالگر» معرفی میکند که باید اخراج شود، اما این مطالبه را به مادرِ طالبان و داعش و نگهبانِ بشار اسد، یعنی نظام ولایت مطلقۀ فقیه، بعنوان اشغالگرِ اعظم، عرضه میکند(!)؛ یعنی «متخصص و سرمایهدار و کارگر» افغانستانی، که «فرآیند قانونی مهاجرت» را طی کرده، از یک «بسیجی چماقبدستِ بیسواد ایرانی» اشغالگرتر است و اولی جای دومی را اشغال کرده و ایران منحصرا مختص به دومیست؟
🍂 بهنظر میرسد این نوع موضعگیریها، بیشتر نوعی از «طرح غلط مساله، بهشکل هدفمند» هستند تا ذهن جامعه را با شبهمسالهها و دشمنهای فرضی مشغول کنند و از بنیادِ مشکلاتِ خود غافل کنند، و در نهایت نیز مسببِ تغییری معنادار در همان موضوعِ بحرانساز نشوند. گویا قبل از آمدنِ افغانستانیها، مملکت گلوبلبل و آزاد بود، و حالا ما در «وضعیتِ اشغال» قرار گرفتهایم و با مطالبۀ اخراج یکسری انسانِ عضوِ ایرانِ فرهنگی، آن هم «بهشکل فلهای»، مشکلات ما حل میشود!
🍂 این نوع ادبیات، بیشتر حاصل نوعی از توهم است که فرد خود را با یک اروپایی و آمریکایی یکی میبیند که با ورود مهاجران، از وضعیتی ایدهآل به وضعیت پایینتری گرفتار شده؛ منتها در همان غرب نیز مطالبۀ «اخراج فلهایِ» تمام مردم یک کشور، جز از بیمارترین افراد جامعه طرح نمیشود، و توسط عموم جدی گرفته نمیشود.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🍂 هر نوع مهملی را کپیپیست کردن، بدون کمینه ویراستاریِ متن، و بدونِ ارجاعدهی به آدرس کانال نویسنده یا پیج و توییتی که از آن برداشتهشده، مایۀ تاسف است؛ خصوصا وقتی در بیوی کانالِ خود نوشته باشید:
پایگاه تحلیل زمانه سعی در ارایه تفاسیر مختلف در مورد اتفاقات ایران و جهان دارد. تحلیل های مختلف جهت اطلاع رسانی می باشد و ممکن است مورد تائید نباشد
🔺تحلیل از هر نوعش، با بیانیۀ سیاسی و فاشیستی دادن که تقویتگرِ مواجهههای ستیزهگرانه و کور است، متفاوت است. تحلیل، حداقل باید یک استدلالِ ولو مغالطهآمیز هم داشتهباشد؛ این پست دقیقا چه استدلالی داشته که مایی که خود منتقدِ جدیِ فقدان رویۀ مشخص در موضوع مهاجران هستیم و بدان بارها پرداختهایم، با خواندن آن دچار نوعی از حسّ شرم نشویم که موضعی پوپولیستی و فاشیستی و جنونآمیز مبنای نقد ما بودهاست؟
🍂 جالب اینجاست که افغانستانیِ «متخصص و سرمایهدار» هم «اشغالگر» معرفی میکند که باید اخراج شود، اما این مطالبه را به مادرِ طالبان و داعش و نگهبانِ بشار اسد، یعنی نظام ولایت مطلقۀ فقیه، بعنوان اشغالگرِ اعظم، عرضه میکند(!)؛ یعنی «متخصص و سرمایهدار و کارگر» افغانستانی، که «فرآیند قانونی مهاجرت» را طی کرده، از یک «بسیجی چماقبدستِ بیسواد ایرانی» اشغالگرتر است و اولی جای دومی را اشغال کرده و ایران منحصرا مختص به دومیست؟
🍂 بهنظر میرسد این نوع موضعگیریها، بیشتر نوعی از «طرح غلط مساله، بهشکل هدفمند» هستند تا ذهن جامعه را با شبهمسالهها و دشمنهای فرضی مشغول کنند و از بنیادِ مشکلاتِ خود غافل کنند، و در نهایت نیز مسببِ تغییری معنادار در همان موضوعِ بحرانساز نشوند. گویا قبل از آمدنِ افغانستانیها، مملکت گلوبلبل و آزاد بود، و حالا ما در «وضعیتِ اشغال» قرار گرفتهایم و با مطالبۀ اخراج یکسری انسانِ عضوِ ایرانِ فرهنگی، آن هم «بهشکل فلهای»، مشکلات ما حل میشود!
🍂 این نوع ادبیات، بیشتر حاصل نوعی از توهم است که فرد خود را با یک اروپایی و آمریکایی یکی میبیند که با ورود مهاجران، از وضعیتی ایدهآل به وضعیت پایینتری گرفتار شده؛ منتها در همان غرب نیز مطالبۀ «اخراج فلهایِ» تمام مردم یک کشور، جز از بیمارترین افراد جامعه طرح نمیشود، و توسط عموم جدی گرفته نمیشود.
🗄پست مرتبط
📕مسالۀ چند وجهی جمعیت افغانستانی در ایران
📕چپ ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
📺 افغانستان تمام وزارتخانههای ایران را درگیر خود کردهاست
.
#نقد_رسانه #ایران#افغانستان #مهاجرت #اتباع #پوپولیسم #فاشیسم #حکومت_آخوندی #حکومت_اسلامی #حقوق_شهروندی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🍂 اگر آدمیان همیشه میتوانستند امور خود را با تشخیصِ مطمئن رتقوفتق کنند، یا اگر بخت همیشه بر آنان لبخند میزد، آنگاه هرگز به دام هیج خرافاتی نمیافتادند؛ اما از آنجا که مردم اغلب دچار چنان تنگناهایی میشوند که از رسیدن به قضاوتی محکم درمیمانند، و از آنجا که نمیتوان روی خوبیهای بخت که ایشان برایشان اشتهایی سیریناپذیر دارند، چندان حساب کرد، در میانِ بیم و امید اسیر تلاطم میشوند؛ از همینرو است که بیشترِ مردم آمادهاند تا به هرچیزی ایمان بیاورند.
🍂 هنگامیکه ذهن دستخوش شک شود، خفیفترین رانشی آن را به آسانی به هر سو خواهد کشید؛ بهویژه آن زمان که میان بیم و امید به دستوپا زدن افتادهباشد؛ گرچه در دیگر اوقات، به خود مطمئن، و سرشار از غرور و تکبر باشد.
✍🏻 #اسپینوزا
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @Spaph
🍂 هنگامیکه ذهن دستخوش شک شود، خفیفترین رانشی آن را به آسانی به هر سو خواهد کشید؛ بهویژه آن زمان که میان بیم و امید به دستوپا زدن افتادهباشد؛ گرچه در دیگر اوقات، به خود مطمئن، و سرشار از غرور و تکبر باشد.
✍🏻 #اسپینوزا
.
#گزیدهسخن #فلسفیدن #نقد_ادیان#خرافات #خرافات_مذهبی #خودشناسی #تفکر_انتقادی #تفکر_نقاد #خرافات_مذهبی #خرافات_مدرن #اسپینوزا #استخاره
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @Spaph
نقدآگین
📺 سیراک مِلکُنیان (+) 🍂 سیراک مِلکُنیان (۲۴ مهر ۱۳۱۰ – ۳۰ مرداد ۱۴۰۳) هنرمندِ نقاشِ ارمنی-ایرانی و از پیشگامانِ هنرِ نوگرای ایران بود. 🍂 او در آثارش به شیوهای انتزاعی و با تاکید بر خط و فرم، به نمایش انتزاعی مناظر میپرداخت. آثار این هنرمند طبیعتی نه خیالی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM