Telegram
نقدآگین
📘از بازرگان تا #پزشکیان
— پلهپله سقوط تا درۀ سفلگی
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهندس #مهدی_بازرگان، دولتمردِ شایستهی ایران، که هم ایمان داشت و هم عقل، هم مؤمن بود و هم روشنفکر، هم از معنویت بهره برده بود هم از عقلانیت، هم مردِ علم بود و هم مردِ دین، پیش از همهی اینها، پیش از دیانت و سیاست، قبل از علم و دین، «آزادگی» و «حریت» داشت؛ آزاده و حُر بود.
🍂 بازرگان، در دیانت و در سیاست، از ولایتِ غیر آزاد و رها بود؛ تمامِ سیاست و دیانتِ او، تمام فکر و عمل او، همین بود و بس، یعنی: آزادی از ولایتِ غیر.
🍂 برای بازرگان، آزادی از ولایتِ غیر چیزی نبود جز آزاد بودن از بندگیِ غیر، که جوهر آزادگی و حریت است.
🍂 بازرگان، آن دولتمردِ آزاد و آزاده، به واقع زیر بار هیچ نوع ولایت و سلطنت نرفت، چه از نوع پهلوی و چه نوع خمینی. بازرگان، نه ولایتِ پادشاه را و نه #ولایت_فقیه را برنتافت و نتوانست خود را با هیچ نوع ولایتی سازگار کند. او دولتمردِ شایستهای بود که خود را از هرگونه ولایت، دینی و نادینی، سلطنتی و فقاهتی، آزاد دید.
🔻بازرگان، در این ویدیو، در آخرین آنات دولت، پیش از استعفا، به روشنی میگوید:
🔺به روشنی میگوید که بنا نیست، و بنا نباید باشد، که اهل دولت «اجازه» بگیرند. خطابِ بازرگان، در طعن و کنایه، در واقع استبدادِ نوپایی بود که بنای دخالتِ آمرانه را در تمام امورات گذاشت و اختیارات را هرچه بیشتر بسط داد، آنقدری که از نهادهای دیگر، چیزی جز اسم و نام نماند.
🍂 امروز، همچنان روزگار روزگارِ استبدادی است که این بار فرتوت، باز بنا را بر دخالتِ آمرانه در همهجا گذاشته و اختیارات خود را بر اختیارات دیگران سوار میکند. استبداد امروز تاریکتر و سیاهتر، فربهتر و گستردهتر، سلطه و ولایت دارد امّا “کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد”؟
#استمرارطالبان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
— پلهپله سقوط تا درۀ سفلگی
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهندس #مهدی_بازرگان، دولتمردِ شایستهی ایران، که هم ایمان داشت و هم عقل، هم مؤمن بود و هم روشنفکر، هم از معنویت بهره برده بود هم از عقلانیت، هم مردِ علم بود و هم مردِ دین، پیش از همهی اینها، پیش از دیانت و سیاست، قبل از علم و دین، «آزادگی» و «حریت» داشت؛ آزاده و حُر بود.
🍂 بازرگان، در دیانت و در سیاست، از ولایتِ غیر آزاد و رها بود؛ تمامِ سیاست و دیانتِ او، تمام فکر و عمل او، همین بود و بس، یعنی: آزادی از ولایتِ غیر.
🍂 برای بازرگان، آزادی از ولایتِ غیر چیزی نبود جز آزاد بودن از بندگیِ غیر، که جوهر آزادگی و حریت است.
🍂 بازرگان، آن دولتمردِ آزاد و آزاده، به واقع زیر بار هیچ نوع ولایت و سلطنت نرفت، چه از نوع پهلوی و چه نوع خمینی. بازرگان، نه ولایتِ پادشاه را و نه #ولایت_فقیه را برنتافت و نتوانست خود را با هیچ نوع ولایتی سازگار کند. او دولتمردِ شایستهای بود که خود را از هرگونه ولایت، دینی و نادینی، سلطنتی و فقاهتی، آزاد دید.
🔻بازرگان، در این ویدیو، در آخرین آنات دولت، پیش از استعفا، به روشنی میگوید:
«نخستوزیری - یا رئیس جمهوری - که بخواهد برای اموراتش (مثل ملاقات با وزرا، یا اصلاً تعیین وزرا) اجازه بگیرد، برای لای جرز خوب است».
🔺به روشنی میگوید که بنا نیست، و بنا نباید باشد، که اهل دولت «اجازه» بگیرند. خطابِ بازرگان، در طعن و کنایه، در واقع استبدادِ نوپایی بود که بنای دخالتِ آمرانه را در تمام امورات گذاشت و اختیارات را هرچه بیشتر بسط داد، آنقدری که از نهادهای دیگر، چیزی جز اسم و نام نماند.
🍂 امروز، همچنان روزگار روزگارِ استبدادی است که این بار فرتوت، باز بنا را بر دخالتِ آمرانه در همهجا گذاشته و اختیارات خود را بر اختیارات دیگران سوار میکند. استبداد امروز تاریکتر و سیاهتر، فربهتر و گستردهتر، سلطه و ولایت دارد امّا “کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد”؟
#استمرارطالبان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘نشیمنگزِ آرمانخواهی
✍🏻 #محمدرضا_عین
🍂 زمانی که کیانوش در سریال شبهای برره توسط ماری گزیده شد (بررهایها به این مار «نشیمنگز» میگفتند) به جایی پرت شد که متعلق به آن نبود؛ نه آداب و رسوم آن دیار مال او بود، نه حتی هویت جنسی او (کیانوش نامی زنانه در برره بود).
🍂 کیانوش، روزنامهنگار (کاشف و عیانکنندۀ حقیقت)، در پی انتشار سرمقالهای انتقادی تبعید شدهبود به جایی که حتی جذام هم در آنجا حضور داشت؛ جایی با کمترین نظارتهای حکومتی. اما او، بهطریقی، سر از دیاری در برآورد که بهدنبال بهرسمیت شناختهشدن از طریق حاکمیت بود (بررهایها بهدنبال این بودند که «بخش» حساب شوند).
🍂 حال کیانوش برای بقای خود و فرار از جایی که آنجا را نمیشناخت و احتمالا توصیفهای آنجا ترسناکتر از واقعیتش بود، سعی میکرد که در میان بررهایها پذیرفته شود.
🍂 او البته در مبارزهی شریفش در شهر، سر تعظیم فرو نیاورد، اما در برره برابر هر خانِ بالا و پایینی، تبدیل به ملیجکی شدهبود که حتی تن به ازدواج با یکی از زنان این دیار هم داد.
🍂 خواننده میتواند با این سطح از برداشت با سریال موافق نباشد و برداشت دیگری داشتهباشد (مخصوصا آنکه شخص میتواند این سطح از برداشت را دور از ذهنیت کارگردانی چون مهران مدیری ببیند). اما من تا همینجا، برداشت و تفسیر خودم را به اتمام میرسانم؛ چرا که معتقدم در حد این تفسیر، مختصات نمادهای مورد نظرم را به مخاطب معرفی کردهام.
🍂 در این برداشت و حتی تمثیل، برره از نظر من به پایگاه اصلاحطلبانی نزدیک است که نهتنها شباهتی بسیار به حاکمیت دارند، بلکه چنان القا میکنند که شهروند برای بقای خود، مجبور به اتکای به آنهاست. و مهمتر آنکه برای این اتکا، مجبور است در آدابورسوم و فرهنگ آنها حل شود، و یا به تعبیری، این فرهنگ باید توسط کیانوش «درک» شود.
🍂 یکی از ترفندهای اصلاحطلبان برای کاهشِ سطح آرمانخواهی مردم، چیزیست که میتوانیم آن را «درک سیاستمدار» بخوانیم. در این ترفند، جایگاه و پتانسیل سیاستمدار، مخصوصا در زمانی که در قدرت است، «ضعیف، ومحدود»، و با توجیهِ تداوم فعالیت (فارغ از هرگونه اعتراض) «مطالبه و چانهزنی در سطوحِ قدرت» است.
🍂 این تشریح از سوی #اصلاحطلبان به طوری اعلام میشود که بیش از هرچیز اعم از روشنگری، جایگاه سیاستمدار را به مردم حقنه میکند. در واقع، گویی مردم در جایگاه سیاستمدار نشسته و باید او را «درک» کنند.
🍂 در پی این درکِ حاصل از تغییر جایگاه است که سطح آرمانخواهی نیز کاهش پیدا میکند. این درحالیست که اساسا باید مسئله را وارونه دید. بهعبارتی، این سیاستمدار است که باید ببیند در قد و اندازهی سطح آرمانخواهیِ مردم یا هر شهروند قرار میگیرد یا خیر.
🍂 در یک فعالیت مشترک سالم بین مردم و سیاستمدار، این اتفاقا سیاستمدار است که باید واقعبین باشد و با توجه به شرایط موجود، تدبیری بیاندیشد و سیاستِ موجود را نزدیکتر به آرمان شهروندان کند.
🍂 سیاستمدار ذاتا هیچگاه «آرمانخواه» نیست و نخواهد بود مگر در کسب قدرت بیشتر، اما این بدین معنی نیست که آرمانخواهیِ مردم باید با جایگاه سیاستمدار در تطابق باشد.
🍂 در واقع، اتفاقا این «آرمانخواهی مردم» در برابر «واقعگرایی سیاستمدار» است که خود را در قامت معیاری برای «کنترل قدرت» و «سنجشِ سیاستمدار» نشان خواهد داد.
🍂 به زبان بررهای، ما به جد نیازمندِ نشیمنگزی هستم که جایگاه مردم و سیاستمدار را تغییر داده و در مسیرِ درست خود قرار دهد. یکی از این نشیمنگزها به نظر من آرمانخواهی است.
#سیاست #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمدرضا_عین
🍂 زمانی که کیانوش در سریال شبهای برره توسط ماری گزیده شد (بررهایها به این مار «نشیمنگز» میگفتند) به جایی پرت شد که متعلق به آن نبود؛ نه آداب و رسوم آن دیار مال او بود، نه حتی هویت جنسی او (کیانوش نامی زنانه در برره بود).
🍂 کیانوش، روزنامهنگار (کاشف و عیانکنندۀ حقیقت)، در پی انتشار سرمقالهای انتقادی تبعید شدهبود به جایی که حتی جذام هم در آنجا حضور داشت؛ جایی با کمترین نظارتهای حکومتی. اما او، بهطریقی، سر از دیاری در برآورد که بهدنبال بهرسمیت شناختهشدن از طریق حاکمیت بود (بررهایها بهدنبال این بودند که «بخش» حساب شوند).
🍂 حال کیانوش برای بقای خود و فرار از جایی که آنجا را نمیشناخت و احتمالا توصیفهای آنجا ترسناکتر از واقعیتش بود، سعی میکرد که در میان بررهایها پذیرفته شود.
🍂 او البته در مبارزهی شریفش در شهر، سر تعظیم فرو نیاورد، اما در برره برابر هر خانِ بالا و پایینی، تبدیل به ملیجکی شدهبود که حتی تن به ازدواج با یکی از زنان این دیار هم داد.
🍂 خواننده میتواند با این سطح از برداشت با سریال موافق نباشد و برداشت دیگری داشتهباشد (مخصوصا آنکه شخص میتواند این سطح از برداشت را دور از ذهنیت کارگردانی چون مهران مدیری ببیند). اما من تا همینجا، برداشت و تفسیر خودم را به اتمام میرسانم؛ چرا که معتقدم در حد این تفسیر، مختصات نمادهای مورد نظرم را به مخاطب معرفی کردهام.
🍂 در این برداشت و حتی تمثیل، برره از نظر من به پایگاه اصلاحطلبانی نزدیک است که نهتنها شباهتی بسیار به حاکمیت دارند، بلکه چنان القا میکنند که شهروند برای بقای خود، مجبور به اتکای به آنهاست. و مهمتر آنکه برای این اتکا، مجبور است در آدابورسوم و فرهنگ آنها حل شود، و یا به تعبیری، این فرهنگ باید توسط کیانوش «درک» شود.
🍂 یکی از ترفندهای اصلاحطلبان برای کاهشِ سطح آرمانخواهی مردم، چیزیست که میتوانیم آن را «درک سیاستمدار» بخوانیم. در این ترفند، جایگاه و پتانسیل سیاستمدار، مخصوصا در زمانی که در قدرت است، «ضعیف، ومحدود»، و با توجیهِ تداوم فعالیت (فارغ از هرگونه اعتراض) «مطالبه و چانهزنی در سطوحِ قدرت» است.
🍂 این تشریح از سوی #اصلاحطلبان به طوری اعلام میشود که بیش از هرچیز اعم از روشنگری، جایگاه سیاستمدار را به مردم حقنه میکند. در واقع، گویی مردم در جایگاه سیاستمدار نشسته و باید او را «درک» کنند.
🍂 در پی این درکِ حاصل از تغییر جایگاه است که سطح آرمانخواهی نیز کاهش پیدا میکند. این درحالیست که اساسا باید مسئله را وارونه دید. بهعبارتی، این سیاستمدار است که باید ببیند در قد و اندازهی سطح آرمانخواهیِ مردم یا هر شهروند قرار میگیرد یا خیر.
🍂 در یک فعالیت مشترک سالم بین مردم و سیاستمدار، این اتفاقا سیاستمدار است که باید واقعبین باشد و با توجه به شرایط موجود، تدبیری بیاندیشد و سیاستِ موجود را نزدیکتر به آرمان شهروندان کند.
🍂 سیاستمدار ذاتا هیچگاه «آرمانخواه» نیست و نخواهد بود مگر در کسب قدرت بیشتر، اما این بدین معنی نیست که آرمانخواهیِ مردم باید با جایگاه سیاستمدار در تطابق باشد.
🍂 در واقع، اتفاقا این «آرمانخواهی مردم» در برابر «واقعگرایی سیاستمدار» است که خود را در قامت معیاری برای «کنترل قدرت» و «سنجشِ سیاستمدار» نشان خواهد داد.
🍂 به زبان بررهای، ما به جد نیازمندِ نشیمنگزی هستم که جایگاه مردم و سیاستمدار را تغییر داده و در مسیرِ درست خود قرار دهد. یکی از این نشیمنگزها به نظر من آرمانخواهی است.
#سیاست #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیا عقل یک ایرانی با یک غربی برابری میکند؟
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻حتما برای شما هم پیش آمده که شنیدهباشید (و يا ای بسا خودتان استدلال کرده باشید) که:
بیتعارف استدلال برخورندهای است و همواره با این شائبه مواجه میشود که راوی، نوعی نگاه نژادپرستانه دارد، و یا دستکم بر اثر نوعی خودکمبینی، انسان غربی را بهصورت ذاتی برتر از انسان ایرانی/شرقی قلمداد میکند؛ اما بهگمان من، این شائبه، محصول نوع نگرش ما به مسالهی «فکر کردن» با همان «عقل» است.
🍂 اگر ملاک سنجش، صرفا مقایسهای میان تواناییهای ذاتی دو انسان باشد، بسیار بعید است که این تواناییها به نژاد یا حتی فرهنگ ملل وابسته باشند؛ اما در این حالت، تصور ما از «عقل»، احتمالا نوعی «تصور انتزاعی» است؛ یک جور «خصلت ذاتیِ انسانی» که مجرد از «محیط، عرف، سنت، تجربه، ساختار اجتماعی و نهادی» عمل میکند، «عقلانیت بالفعل» اما، هرگز بهاین اندازه مجرد و انتزاعی نیست.
🍂 سهم بسیار بزرگی از «عقلانیت عملی»، همواره بر دوش «تجربه» سوار میشود. دشوار نیست که بفهمیم فردی که بارها عملی را آزموده، نسبت به دیگری که صرفا به آن فکر کرده، امکان دستیابی به جواب بهتری دارد. دومی تنها از یک «عقل انتزاعی» بهره برده و اولی این عقل انتزاعی را با «عقلانیت تجربی» ترکیب کردهاست.
🍂 حال اگر بتوانیم مجموعهای از تجربیات را گرد هم بیاوریم، یعنی تجربۀ تعداد زیادی از افراد، آن هم در طول سالها و ای بسا قرنهای متمادی، به همین میزان، اعتبار و کیفیت عقلانیت خود را بهبود بخشیدهایم؛ کمترین دلیلی که سبب میشود ما کتاب بخوانیم یا در مدرسه و دانشگاه آموزش ببینیم، همین است که مشتاقیم تجربیات و آموختههای دیگران را بهسرعت کسب کنیم؛ اما نهادهای تجميع تجربیات، فقط به این موارد محدود نمیشوند.
🍂 «نهادهای پایدار اجتماعی» محل انباشت این تجربیات تاریخی و عقلانیتهای گروهی هستند؛ هرچه جامعهای از نهادهای پایدار بیشتری بهرهمند باشد، به همان نسبت میتواند در تصمیمات خودش از کیفیت عقلانی بیشتری بهره بگیرد، و دستکم از آزمودن آزمودهها پرهیز کرده و دایرۀ اشتباهاتش را محدودتر کند؛ در این میان، بجز سازمانهای اجتماعی و حتی دولتی و حکومتی، مکانیزمهای اجتماعیای همچون «قانون، عرف و سنت» هم هستند که بار سنگین حفظ و انتقال بخش بزرگی از تجربیات اجتماعی را به دوش میکشند، و به همین نسبت، هرچه جامعهای از سنتهای ریشهدار و پایداری بهرهمند باشد، باز هم از امکان و ظرفیت بیشتری برای کاهش خطا برخوردار است.
🍂 اشارۀ دکتر #همایون_کاتوزیان به «جامعۀ کوتاهمدت» تلنگری بود به همین ناپایداری نهادهای اجتماعی در طول تاریخ کشور ما؛ کشوری که هرگز نتوانست به وضعیتِ ساختاری-تاریخیِ «سرمایهداری» برسد و به همان میزان و البته با هزار و یک عامل موثر دیگر، نهادهای اجتماعیاش بهندرت بیش از یک قرن عمر و دوام پیدا میکنند.
🍂 کافیست فقط به عمر بنای ساختمانها در ایران و غرب نگاهی کنیم که دریابیم، معنای اینکه دانشگاههایی با عمر ۵۰۰ سال و بیشتر در غرب وجود دارد، چیست؟ اگر فلان تالار اوپرا در ایتالیا ۳۰۰ سال عمر دارد؛ یعنی مردمانی طی ۳۰۰ سال به یک سالن وارد شدهاند و این همه زمان فرصت داشتهاند که برای چگونگی رفتار در این سالن و حتی در مورد شأن و حرمت و حدود نمایشهایش، آزمون و خطا کنند و
بیندیشند و اندیشههایشان را بهاشتراک بگذارند.
🍂 مساله را که اگر به این ترتیب نگاه کنیم، آنوقت صورتبندی نخستین، حتی وارونه میشود؛ یعنی اگر من به خودم اجازه که با «عقلانیتی فردی»، بهصورت ناگهانی و مثلا یک ساعت پس از زمانی که برای نخستینبار با یک مساله مواجه شدهام، در موردش اظهارنظر کنم، نهتنها به مسالۀ برابری انسانها در فهم و تشخیص باور ندارم، بلکه اتفاقا با یک تبختر جنونآمیز (که تنها نشانگر کودکی و خامی مفرط است) ادعا کردهام، «عقل شخصی» بنده، به مجموع و برآیند ۳۰۰ سال عقل و تجربۀ مشترک دهها هزار نفری که وارد این سالن شدهاند، برتری دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻حتما برای شما هم پیش آمده که شنیدهباشید (و يا ای بسا خودتان استدلال کرده باشید) که:
«چرا یک ایرانی (خاورمیانهای) باید نسبت به قانون یا سنتی در جهان غرب انتقاد کند!!».
بیتعارف استدلال برخورندهای است و همواره با این شائبه مواجه میشود که راوی، نوعی نگاه نژادپرستانه دارد، و یا دستکم بر اثر نوعی خودکمبینی، انسان غربی را بهصورت ذاتی برتر از انسان ایرانی/شرقی قلمداد میکند؛ اما بهگمان من، این شائبه، محصول نوع نگرش ما به مسالهی «فکر کردن» با همان «عقل» است.
🍂 اگر ملاک سنجش، صرفا مقایسهای میان تواناییهای ذاتی دو انسان باشد، بسیار بعید است که این تواناییها به نژاد یا حتی فرهنگ ملل وابسته باشند؛ اما در این حالت، تصور ما از «عقل»، احتمالا نوعی «تصور انتزاعی» است؛ یک جور «خصلت ذاتیِ انسانی» که مجرد از «محیط، عرف، سنت، تجربه، ساختار اجتماعی و نهادی» عمل میکند، «عقلانیت بالفعل» اما، هرگز بهاین اندازه مجرد و انتزاعی نیست.
🍂 سهم بسیار بزرگی از «عقلانیت عملی»، همواره بر دوش «تجربه» سوار میشود. دشوار نیست که بفهمیم فردی که بارها عملی را آزموده، نسبت به دیگری که صرفا به آن فکر کرده، امکان دستیابی به جواب بهتری دارد. دومی تنها از یک «عقل انتزاعی» بهره برده و اولی این عقل انتزاعی را با «عقلانیت تجربی» ترکیب کردهاست.
🍂 حال اگر بتوانیم مجموعهای از تجربیات را گرد هم بیاوریم، یعنی تجربۀ تعداد زیادی از افراد، آن هم در طول سالها و ای بسا قرنهای متمادی، به همین میزان، اعتبار و کیفیت عقلانیت خود را بهبود بخشیدهایم؛ کمترین دلیلی که سبب میشود ما کتاب بخوانیم یا در مدرسه و دانشگاه آموزش ببینیم، همین است که مشتاقیم تجربیات و آموختههای دیگران را بهسرعت کسب کنیم؛ اما نهادهای تجميع تجربیات، فقط به این موارد محدود نمیشوند.
🍂 «نهادهای پایدار اجتماعی» محل انباشت این تجربیات تاریخی و عقلانیتهای گروهی هستند؛ هرچه جامعهای از نهادهای پایدار بیشتری بهرهمند باشد، به همان نسبت میتواند در تصمیمات خودش از کیفیت عقلانی بیشتری بهره بگیرد، و دستکم از آزمودن آزمودهها پرهیز کرده و دایرۀ اشتباهاتش را محدودتر کند؛ در این میان، بجز سازمانهای اجتماعی و حتی دولتی و حکومتی، مکانیزمهای اجتماعیای همچون «قانون، عرف و سنت» هم هستند که بار سنگین حفظ و انتقال بخش بزرگی از تجربیات اجتماعی را به دوش میکشند، و به همین نسبت، هرچه جامعهای از سنتهای ریشهدار و پایداری بهرهمند باشد، باز هم از امکان و ظرفیت بیشتری برای کاهش خطا برخوردار است.
🍂 اشارۀ دکتر #همایون_کاتوزیان به «جامعۀ کوتاهمدت» تلنگری بود به همین ناپایداری نهادهای اجتماعی در طول تاریخ کشور ما؛ کشوری که هرگز نتوانست به وضعیتِ ساختاری-تاریخیِ «سرمایهداری» برسد و به همان میزان و البته با هزار و یک عامل موثر دیگر، نهادهای اجتماعیاش بهندرت بیش از یک قرن عمر و دوام پیدا میکنند.
🍂 کافیست فقط به عمر بنای ساختمانها در ایران و غرب نگاهی کنیم که دریابیم، معنای اینکه دانشگاههایی با عمر ۵۰۰ سال و بیشتر در غرب وجود دارد، چیست؟ اگر فلان تالار اوپرا در ایتالیا ۳۰۰ سال عمر دارد؛ یعنی مردمانی طی ۳۰۰ سال به یک سالن وارد شدهاند و این همه زمان فرصت داشتهاند که برای چگونگی رفتار در این سالن و حتی در مورد شأن و حرمت و حدود نمایشهایش، آزمون و خطا کنند و
بیندیشند و اندیشههایشان را بهاشتراک بگذارند.
🍂 مساله را که اگر به این ترتیب نگاه کنیم، آنوقت صورتبندی نخستین، حتی وارونه میشود؛ یعنی اگر من به خودم اجازه که با «عقلانیتی فردی»، بهصورت ناگهانی و مثلا یک ساعت پس از زمانی که برای نخستینبار با یک مساله مواجه شدهام، در موردش اظهارنظر کنم، نهتنها به مسالۀ برابری انسانها در فهم و تشخیص باور ندارم، بلکه اتفاقا با یک تبختر جنونآمیز (که تنها نشانگر کودکی و خامی مفرط است) ادعا کردهام، «عقل شخصی» بنده، به مجموع و برآیند ۳۰۰ سال عقل و تجربۀ مشترک دهها هزار نفری که وارد این سالن شدهاند، برتری دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آیا عقل یک ایرانی با یک غربی برابری میکند؟
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 تمامی این توضیحات بدان معنا نیست که ما نمیتوانیم و نباید با سنتها یا قواعد و قوانینی که نهادینه شدهاند، بهصورتی انتقادی مواجه شویم. کنار گذاشتن این نگرش انتقادی، نه فقط محافظهکارانه، بلکه سقوط در دام نوعی تصلب و تحجر خواهد بود.
🍂 ما به گمانم بسیار مهم است که در برخورد با اموری که بهصورتی نهادمند به تثبیت رسیدهاند، تا حد ممکن شهوت نوآوری و ارائۀ پیشنهادات بدیع و خلقالساعه را کنترل کنیم و در گام نخست، از در پرسشگری درآییم تا دلایل آنچه را که احتمالا در نگاه نخست ما غیرعقلانی است دریابیم. به احتمال زیاد سنت فرهنگی خودمان نیز بنابر توصیه ای مشابه بوده که ضربالمثل «غوره نشده، مویز گشتن» را تولید کردهاست.
🍂 همۀ این یادداشت و مقدمات اضافهگویی بود اگر در جامعۀ ما، میان فهم «سنت» با «عقلانیت» و «نوآوری»، این میزان از سوءتفاهم وجود نداشت.
🍂 به هر اندازه که در یک فرهنگ ریشهدار و عقلانی، «سنت» نهادی است که کارکرد تجمیع «عقلانیت تاریخی» را دارد و به همین دلیل است که ستون اصلی جامعۀ مدنی و دست یافتن به مدرنیته محسوب میشود، در جوامع استبدادی بحرانزدۀ کوتاهمدت، و بهویژه آلوده به ارتجاع مذهبی، مفهوم سنت، بیشتر از جنس جهل و خرافات ضدمدنی و در نتیجه نقطۀ متضاد عقلانیت مدرن و علمی فهمیده میشود.
🍂 همین است که برخی از ما، مدام مشتاق آن هستیم که نهتنها در کشور خود، بلکه اگر دستمان برسد، در تمامی جهان، هر سنت هر نهاد و هر قانون و هر عرفی را متلاشی کنیم و باب آنچه در لحظه میاندیشیم و عقلانیت تصور میکنیم، طرحی نو دراندازیم، و این اصلیترین عامل برای تداوم
دور باطل یک «جامعۀ کوتاه مدت» است.
🏞 دربارۀ تصویر پیوست
تصویر این پست، تابلوییست هجوآمیز که جناب «بنکسی» از پارلمان انگلستان کشیدهاست. جلسات این پارلمان بیش از ۱۵۰ سال است که در همین ساختمان (کاخ وستمینستر) برگزار میشود. البته قبلش هم همینجا بوده، اما ساختمان اولیه که عمرش به قرون وسطی میرسید، در سال ۱۸۳۷ آتش میگیرد و از بین میرود. تا بیایند دوباره بسازند یک مدتی طول میکشد.
.
🍂 خلاصه در طول این ۱۵۰ سالی که انگلیسیها در همان سالن مشغول قانونگذاری بودند، ما هم توانستیم به مشروطه برسیم و حدودا از ۱۳۰ سال پیش مجلسدار شدیم. در طول این مدت اما، ساختمان مجلس ما دستکم دو بار تغییر مکان داده و حالا در سومین ساختمان جدید، جلسات بسیار پربار و اثرگذار مجلس تشکیل میشود.
🍂 گمان میکنم که تصور نمایندگان محترم ما از «عقل» نمایندگان مجلس انگلستان چیزی شبیه همین تصویر جناب بنکسی باشد! چون این بزرگواران فرهیختهی وطنیَ، به هفت دست آفتابه لگن نیاز دارند تا این سطح از قوانین کارآمد و مترقی را تصویب کنند و احتمالا گمان میکنند «عقل» انگلیسیها پارهسنگ بر میدارد که این همه سال در همان دخمۀ تنگ و ترش به هم چسبیدهاند!
#جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 تمامی این توضیحات بدان معنا نیست که ما نمیتوانیم و نباید با سنتها یا قواعد و قوانینی که نهادینه شدهاند، بهصورتی انتقادی مواجه شویم. کنار گذاشتن این نگرش انتقادی، نه فقط محافظهکارانه، بلکه سقوط در دام نوعی تصلب و تحجر خواهد بود.
🍂 ما به گمانم بسیار مهم است که در برخورد با اموری که بهصورتی نهادمند به تثبیت رسیدهاند، تا حد ممکن شهوت نوآوری و ارائۀ پیشنهادات بدیع و خلقالساعه را کنترل کنیم و در گام نخست، از در پرسشگری درآییم تا دلایل آنچه را که احتمالا در نگاه نخست ما غیرعقلانی است دریابیم. به احتمال زیاد سنت فرهنگی خودمان نیز بنابر توصیه ای مشابه بوده که ضربالمثل «غوره نشده، مویز گشتن» را تولید کردهاست.
🍂 همۀ این یادداشت و مقدمات اضافهگویی بود اگر در جامعۀ ما، میان فهم «سنت» با «عقلانیت» و «نوآوری»، این میزان از سوءتفاهم وجود نداشت.
🍂 به هر اندازه که در یک فرهنگ ریشهدار و عقلانی، «سنت» نهادی است که کارکرد تجمیع «عقلانیت تاریخی» را دارد و به همین دلیل است که ستون اصلی جامعۀ مدنی و دست یافتن به مدرنیته محسوب میشود، در جوامع استبدادی بحرانزدۀ کوتاهمدت، و بهویژه آلوده به ارتجاع مذهبی، مفهوم سنت، بیشتر از جنس جهل و خرافات ضدمدنی و در نتیجه نقطۀ متضاد عقلانیت مدرن و علمی فهمیده میشود.
🍂 همین است که برخی از ما، مدام مشتاق آن هستیم که نهتنها در کشور خود، بلکه اگر دستمان برسد، در تمامی جهان، هر سنت هر نهاد و هر قانون و هر عرفی را متلاشی کنیم و باب آنچه در لحظه میاندیشیم و عقلانیت تصور میکنیم، طرحی نو دراندازیم، و این اصلیترین عامل برای تداوم
دور باطل یک «جامعۀ کوتاه مدت» است.
🏞 دربارۀ تصویر پیوست
تصویر این پست، تابلوییست هجوآمیز که جناب «بنکسی» از پارلمان انگلستان کشیدهاست. جلسات این پارلمان بیش از ۱۵۰ سال است که در همین ساختمان (کاخ وستمینستر) برگزار میشود. البته قبلش هم همینجا بوده، اما ساختمان اولیه که عمرش به قرون وسطی میرسید، در سال ۱۸۳۷ آتش میگیرد و از بین میرود. تا بیایند دوباره بسازند یک مدتی طول میکشد.
.
🍂 خلاصه در طول این ۱۵۰ سالی که انگلیسیها در همان سالن مشغول قانونگذاری بودند، ما هم توانستیم به مشروطه برسیم و حدودا از ۱۳۰ سال پیش مجلسدار شدیم. در طول این مدت اما، ساختمان مجلس ما دستکم دو بار تغییر مکان داده و حالا در سومین ساختمان جدید، جلسات بسیار پربار و اثرگذار مجلس تشکیل میشود.
🍂 گمان میکنم که تصور نمایندگان محترم ما از «عقل» نمایندگان مجلس انگلستان چیزی شبیه همین تصویر جناب بنکسی باشد! چون این بزرگواران فرهیختهی وطنیَ، به هفت دست آفتابه لگن نیاز دارند تا این سطح از قوانین کارآمد و مترقی را تصویب کنند و احتمالا گمان میکنند «عقل» انگلیسیها پارهسنگ بر میدارد که این همه سال در همان دخمۀ تنگ و ترش به هم چسبیدهاند!
#جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 گفتگوی ایلان ماسک و جردن پیترسون (source)
🔸در این مصاحبه هر دو نفر در مورد مباحث روز مثل «هوش مصنوعی» و «آیندهی انسان»، «ترامپ» و «سیاست آمریکا» صحبت میکنند.
🔸#جردن_پیترسون نکات جالبی طرح میکند و ایلان ماسک هم از «کشته شدن پسرش توسط چپگراها و حامیان تغییر جنسیت» و «حمایتش از ترامپ» میگوید و اینکه باخودش عهد بسته از ووکها انتقام بگیره.
🔗 تماشا در سایت مترجم:
persianpeterson.com/elon-musk
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در این مصاحبه هر دو نفر در مورد مباحث روز مثل «هوش مصنوعی» و «آیندهی انسان»، «ترامپ» و «سیاست آمریکا» صحبت میکنند.
🔸#جردن_پیترسون نکات جالبی طرح میکند و ایلان ماسک هم از «کشته شدن پسرش توسط چپگراها و حامیان تغییر جنسیت» و «حمایتش از ترامپ» میگوید و اینکه باخودش عهد بسته از ووکها انتقام بگیره.
🔗 تماشا در سایت مترجم:
persianpeterson.com/elon-musk
.#ترجمه #مصاحبه #نقد_چپ #فلسفیدن #سیاست #آمریکا #ایلان_ماسک #هوش_مصنوعی #چپگرا #تغییر_جنسیت #نقد_فرهنگ #آگاهی #خودآگاهی #فناوری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 افغانستان تمام وزارتخانههای ایران را درگیر خود کردهاست
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
.
🗄پست مرتبط
📕چپ ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
.#نقد_رسانه #حکومت_اسلامی #ایران #مهاجرت #مهاجران_افغان #مهاجران #افغانستانی #ایراناینترنشنال #نژادپرستی #اروپا #سیاسی #اجتماعی #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 چند روز پیش در باب اتفاقی که در نشستِ کتاب "گذشتۀ یک توهم" افتاد، مطلب کوتاهی در استوری اینستاگرام نوشتم. در آنجا اشارهی کوتاهی داشتم به این موضوع که ادبیات، فارغ از ژانرها و سبکهایش، یک روش ارتباط با جامعه است؛ روشی که خاص خود ادبیات است و اگر دیگر رشتههای علوم انسانی بخواهند از ادبیات استفاده کنند، باید بر این نکته آگاه باشند که برخی روشهای نوشتاری در ادبیات نمیتواند در دیگر رشتههای علوم انسانی به کار گرفتهشود.
🍂 بعنوان مثال، یک متخصص علوم سیاسی یا اجتماعی نمیتواند از شکل داستانی، که مملو از ایهام و استعاره است، استفاده کند؛ زیرا متن علمی باید از هرگونه ابهام به دور باشد؛ برای مثالِ این مهم، از ادبیات هر دو دوستی که در این نشست حضور داشتند (یعنی جناب محدثی و جناب اشکان زارع) بهره بردم و دلایلم را مبنی بر اینکه استفادهی نابجا از واژهها، چگونه میتواند محافل علمی (و حتی جامعه) را به خشونت بکشاند، عنوان کردم.
🍂 جناب محدثی از این نقد برآشفته شده و همچنانکه نقدهایی که بر ایشان میشود را با سبک و سیاق پروپاگاندائیسم در کانالشان به اشتراک میگذارند تا طرفدارانشان بتوانند منتقد را به باد فحش و ناسزا بگیرند (البته از حق نگذریم، در مورد نقد بنده، اعضای کانالشان خویشتنداری بیشتری داشتهاند و بهنظر میرسد کمی با نوشتهام همدلتر بودهاند)، متن بنده نیز اینجا به اشتراک گذاشته شده.
🍂 تصورم این است که ایشان اصلا متوجه موضوع مندرج در متن نشدهاند؛ زیرا به تعریض، از ایرج میرزا عذرخواهی کردهاند که واژۀ خر و خریت را از انحصار ایشان درآوردهاند.
🍂 البته این عذرخواهی از سر ادب بوده، چون با این وضعیت، پر واضح است که خریت انحصاری نیست، اما بصورت کلی، عرض من این بود که اگر اهالی علوم انسانی بنا دارند از ادبیات بهره ببرند، این بهرهگیری باید در شکل «بینامتنیت» بروز کند. الگوگیری اشتباه از ادبیات، منجر به تنشی میشود که در این مورد شاهد آن بودیم.
🍂 به هر حال، بنده از همین تریبون از جناب محدثی عذرخواهی میکنم که از متن خودشان کپی کردم! ایشان وقتی تحمل خوانش متن خود را ندارند و از اینکه به تعداد بالای واژههایی مثل «خر و خریت» اشاره شده، دلگیر شدهاند، چگونه میتوانند انتظار بازخورد مثبت از خوانندگانشان داشته باشند؟!
🍂 در مورد کتابشان نیز در همین متن به صراحت اعلام کردهام که کتاب را نخواندهام و هیچ نقدی هم بر آن نکردهام. اگر ایشان اصرار دارند که متنم را نقد کتاب قلمداد کنند که حرفی نیست؛ به هر حال هر نویسندهای میتواند از روشهای مختلفِ تبلیغ، برای فروش بیشتر کتابش استفاده کند.
🍂 در پایان، متن استوریم را بدون کم و کاست در این کانال به اشتراک میگذارم. البته در استوری از زبان محاوره استفاده کرده بودم و چون بنا ندارم تغییری در متن ایجاد کنم، آن را به زبان نوشتاری تبدیل نکردم. پیشاپیش از غلطهای دستوری که ممکن است در متن وجود داشتهباشد، عذرخواهم.
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🗄پست مرتبط
📕در بابِ جنجال در یک جلسۀ فرهنگی
📕آیندۀ مبهمِ «سنت نظری»
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
🍂 بعنوان مثال، یک متخصص علوم سیاسی یا اجتماعی نمیتواند از شکل داستانی، که مملو از ایهام و استعاره است، استفاده کند؛ زیرا متن علمی باید از هرگونه ابهام به دور باشد؛ برای مثالِ این مهم، از ادبیات هر دو دوستی که در این نشست حضور داشتند (یعنی جناب محدثی و جناب اشکان زارع) بهره بردم و دلایلم را مبنی بر اینکه استفادهی نابجا از واژهها، چگونه میتواند محافل علمی (و حتی جامعه) را به خشونت بکشاند، عنوان کردم.
🍂 جناب محدثی از این نقد برآشفته شده و همچنانکه نقدهایی که بر ایشان میشود را با سبک و سیاق پروپاگاندائیسم در کانالشان به اشتراک میگذارند تا طرفدارانشان بتوانند منتقد را به باد فحش و ناسزا بگیرند (البته از حق نگذریم، در مورد نقد بنده، اعضای کانالشان خویشتنداری بیشتری داشتهاند و بهنظر میرسد کمی با نوشتهام همدلتر بودهاند)، متن بنده نیز اینجا به اشتراک گذاشته شده.
🍂 تصورم این است که ایشان اصلا متوجه موضوع مندرج در متن نشدهاند؛ زیرا به تعریض، از ایرج میرزا عذرخواهی کردهاند که واژۀ خر و خریت را از انحصار ایشان درآوردهاند.
🍂 البته این عذرخواهی از سر ادب بوده، چون با این وضعیت، پر واضح است که خریت انحصاری نیست، اما بصورت کلی، عرض من این بود که اگر اهالی علوم انسانی بنا دارند از ادبیات بهره ببرند، این بهرهگیری باید در شکل «بینامتنیت» بروز کند. الگوگیری اشتباه از ادبیات، منجر به تنشی میشود که در این مورد شاهد آن بودیم.
🍂 به هر حال، بنده از همین تریبون از جناب محدثی عذرخواهی میکنم که از متن خودشان کپی کردم! ایشان وقتی تحمل خوانش متن خود را ندارند و از اینکه به تعداد بالای واژههایی مثل «خر و خریت» اشاره شده، دلگیر شدهاند، چگونه میتوانند انتظار بازخورد مثبت از خوانندگانشان داشته باشند؟!
🍂 در مورد کتابشان نیز در همین متن به صراحت اعلام کردهام که کتاب را نخواندهام و هیچ نقدی هم بر آن نکردهام. اگر ایشان اصرار دارند که متنم را نقد کتاب قلمداد کنند که حرفی نیست؛ به هر حال هر نویسندهای میتواند از روشهای مختلفِ تبلیغ، برای فروش بیشتر کتابش استفاده کند.
🍂 در پایان، متن استوریم را بدون کم و کاست در این کانال به اشتراک میگذارم. البته در استوری از زبان محاوره استفاده کرده بودم و چون بنا ندارم تغییری در متن ایجاد کنم، آن را به زبان نوشتاری تبدیل نکردم. پیشاپیش از غلطهای دستوری که ممکن است در متن وجود داشتهباشد، عذرخواهم.
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🗄پست مرتبط
📕در بابِ جنجال در یک جلسۀ فرهنگی
📕آیندۀ مبهمِ «سنت نظری»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
Telegram
نقدآگین
📘در بابِ جنجال در یک جلسۀ فرهنگی
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 حالا که چند روزی از هیجاناتِ اتفاقی که در نشست آقایان اشکان زارع و محدثی گذشته، راحتتر میشه در موردش حرف زد. با وجود اینکه این اتفاق خیلیها رو دچار بهت کرد، اما تا وقتی که به بدعت تبدیل نشه، نمیتونیم…
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 حالا که چند روزی از هیجاناتِ اتفاقی که در نشست آقایان اشکان زارع و محدثی گذشته، راحتتر میشه در موردش حرف زد. با وجود اینکه این اتفاق خیلیها رو دچار بهت کرد، اما تا وقتی که به بدعت تبدیل نشه، نمیتونیم…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا سیگار میکشیم؟ (+)
— چرا به چیزی اعتیاد یا میل داریم؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا به چیزی اعتیاد یا میل داریم؟
.#زیستروان #روانکاوی #روانشناسی #اعتیاد #سیگار #خودشناسی #ریزوم #ترک_اعتیاد #زندگی_سالم #فروید #زیگموند_فروید #اروتیسم #دلوز #ژیل_دلوز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا بعضیها بسیار حواسپرت هستند؟
✍🏻 دکتر #طاهر_علیزاده
🍂 یک اختلال و مشکلی وجود دارد که حتی برای خیلی از روانشناسان هم تا حدودی ناشناس و گنگ است، ولی طبق برخی شواهد، سومین اختلالیست که مردم بهخاطر آن به کلینیکها مراجعه میکنند.
🍂 برخی از افراد همیشه دچار حواسپرتی هستند، وسایل را گم میکنند، مطالب و کارها و قرار ها را فراموش میکنند، زیاد تصادف میکنند، توجه و تمرکزشان ضعیف است، مدام دچار پرش توجه میشوند و فکر میکنند حافظهشان ضعیف شدهاست و دنبال روشهای تقویت حافظه و یا دنبال دارو درمانی هستند.
🍂 بدن ما انسانها و سایر پستانداران در مواقع زخم و درد شدید، مکانیسمی دارد که در اون لحظۀ بحرانی، خیلی درد را متوجه نشویم و روی آن متمرکز نشویم تا بتوانیم یا از خطر (مثل شیر و پلنگ و تصادف) فرار کنیم، یا بدون غرق شدن در درد، خوب مبارزه کنیم تا شکست نخوریم.
🍂 اصولا هر درد، یک نشانه است. درد میگه به اون منطقه توجه کن؛ اگر نیاز به مراقبت و ترمیم هست انجام بده. تصور کنید سیستم درد نداشتیم، ممکن بود بخاطر عفونت جایی از بدن که بهراحتی قابل تشخیص بود، خیلی راحت بمیریم.
🍂 حالا همین شرایط را هم دربارۀ مسائل روانی هم داریم. بیشتر دردهای انسانهای مدرن، درد روانی هستند. وقتی در کودکی ضعیف و کمتوان هستیم، و نه امکان فرار هست و نه امکان مبارزه، و تجربۀ درد کشیدن خیلی عذابآور است، سیستم روان ما یک تکنیک موثری را به کار میبرد؛ بهجای توجه به دنیای بیرون به دنیای درون پناه میبرد، و خیلی متوجه نیست در دنیای بیرون چه اتفاقی میافتد.
🍂 فرض کنید بچه چهار سالهای هر روز توسط پدرش مورد تجاوز قرار میگیرد. این بچه چارهای جز قطع توجه از بیرون و پناه بردن به دنیای درون ندارد. ممکن است آنقدر غرق درون شود که دوستان خیالی و موجودات خیالی را ببیند (سریال پاتریک ملروز)، و خیلی به دنیای بیرون در آن لحظه توجه نکند؛ چون اگر بدون خودفریبی و بدون قطع توجه، با تجاوزِ پدر مواجه شود، ممکن است از شدت درد و عذاب و وحشت، از هم بپاشد. اسم این فرایندِ قطعِ ارتباط با بیرون، گسست یا dissociation است.
🍂 حالا همین کودک نهتنها در برخورد با تجاوز واقعی، بلکه در مواجهه با خاطرات تجاوز، آسیب، تنبیه، بیتوجهی و تحقیر و... به دنیای درون پناه میبرد؛ طوری که انگار در این دنیا نیست. وقتی شدت آسیبها آنقدر زیاد باشد که نتوانیم اتوماتیک این گسست را ایجاد کنیم، ممکن است دست به دامن چیزهایی شویم که این گسست را ایجاد میکنند؛ مثلا کوکائین، شیشه، هروئین و یا سیگار؛ هر چقدر مواد قویتری باشد، گسست شدیدتری هم ایجاد میکند؛ ممکن است سراغ سکس (یا بازی کامپیوتری، موبایل، اینترنت و ...؛ حتی بعضا نشخوار فکری و فکر زیاد مکانیزمِ «ایجاد گسست» هستند) بروند؛ چون در سکس هم امکان گسست فراهم است.
🍂 پس وقتی با بزرگسالانی مواجه میشویم که حواسپرت هستند، مدام تو خودشون هستند، وقتی باهاشون حرف میزنی، انگار ارتباطی ایجاد نمیشود، و فرد مدام میخواهد با مواد و دارو خودش را سِر کند، با گسست مواجه هستیم و احتمالا فرد با سابقۀ تجربۀ آسیبهای (تروما) زیاد در دوران رشد مواجه بودهاست که مجبور شده اینقدر بدن و ذهنش را سِر کند که کمتر درد بکشد، و به احتمال زیاد، مشکلی در حافظه و مغز نداریم و مساله نوع برخورد با تجربههای دردناک (چه خودشان چه زندهشدن و خاطرات آن) است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @neoravankavi
✍🏻 دکتر #طاهر_علیزاده
🍂 یک اختلال و مشکلی وجود دارد که حتی برای خیلی از روانشناسان هم تا حدودی ناشناس و گنگ است، ولی طبق برخی شواهد، سومین اختلالیست که مردم بهخاطر آن به کلینیکها مراجعه میکنند.
🍂 برخی از افراد همیشه دچار حواسپرتی هستند، وسایل را گم میکنند، مطالب و کارها و قرار ها را فراموش میکنند، زیاد تصادف میکنند، توجه و تمرکزشان ضعیف است، مدام دچار پرش توجه میشوند و فکر میکنند حافظهشان ضعیف شدهاست و دنبال روشهای تقویت حافظه و یا دنبال دارو درمانی هستند.
🍂 بدن ما انسانها و سایر پستانداران در مواقع زخم و درد شدید، مکانیسمی دارد که در اون لحظۀ بحرانی، خیلی درد را متوجه نشویم و روی آن متمرکز نشویم تا بتوانیم یا از خطر (مثل شیر و پلنگ و تصادف) فرار کنیم، یا بدون غرق شدن در درد، خوب مبارزه کنیم تا شکست نخوریم.
🍂 اصولا هر درد، یک نشانه است. درد میگه به اون منطقه توجه کن؛ اگر نیاز به مراقبت و ترمیم هست انجام بده. تصور کنید سیستم درد نداشتیم، ممکن بود بخاطر عفونت جایی از بدن که بهراحتی قابل تشخیص بود، خیلی راحت بمیریم.
🍂 حالا همین شرایط را هم دربارۀ مسائل روانی هم داریم. بیشتر دردهای انسانهای مدرن، درد روانی هستند. وقتی در کودکی ضعیف و کمتوان هستیم، و نه امکان فرار هست و نه امکان مبارزه، و تجربۀ درد کشیدن خیلی عذابآور است، سیستم روان ما یک تکنیک موثری را به کار میبرد؛ بهجای توجه به دنیای بیرون به دنیای درون پناه میبرد، و خیلی متوجه نیست در دنیای بیرون چه اتفاقی میافتد.
🍂 فرض کنید بچه چهار سالهای هر روز توسط پدرش مورد تجاوز قرار میگیرد. این بچه چارهای جز قطع توجه از بیرون و پناه بردن به دنیای درون ندارد. ممکن است آنقدر غرق درون شود که دوستان خیالی و موجودات خیالی را ببیند (سریال پاتریک ملروز)، و خیلی به دنیای بیرون در آن لحظه توجه نکند؛ چون اگر بدون خودفریبی و بدون قطع توجه، با تجاوزِ پدر مواجه شود، ممکن است از شدت درد و عذاب و وحشت، از هم بپاشد. اسم این فرایندِ قطعِ ارتباط با بیرون، گسست یا dissociation است.
🍂 حالا همین کودک نهتنها در برخورد با تجاوز واقعی، بلکه در مواجهه با خاطرات تجاوز، آسیب، تنبیه، بیتوجهی و تحقیر و... به دنیای درون پناه میبرد؛ طوری که انگار در این دنیا نیست. وقتی شدت آسیبها آنقدر زیاد باشد که نتوانیم اتوماتیک این گسست را ایجاد کنیم، ممکن است دست به دامن چیزهایی شویم که این گسست را ایجاد میکنند؛ مثلا کوکائین، شیشه، هروئین و یا سیگار؛ هر چقدر مواد قویتری باشد، گسست شدیدتری هم ایجاد میکند؛ ممکن است سراغ سکس (یا بازی کامپیوتری، موبایل، اینترنت و ...؛ حتی بعضا نشخوار فکری و فکر زیاد مکانیزمِ «ایجاد گسست» هستند) بروند؛ چون در سکس هم امکان گسست فراهم است.
🍂 پس وقتی با بزرگسالانی مواجه میشویم که حواسپرت هستند، مدام تو خودشون هستند، وقتی باهاشون حرف میزنی، انگار ارتباطی ایجاد نمیشود، و فرد مدام میخواهد با مواد و دارو خودش را سِر کند، با گسست مواجه هستیم و احتمالا فرد با سابقۀ تجربۀ آسیبهای (تروما) زیاد در دوران رشد مواجه بودهاست که مجبور شده اینقدر بدن و ذهنش را سِر کند که کمتر درد بکشد، و به احتمال زیاد، مشکلی در حافظه و مغز نداریم و مساله نوع برخورد با تجربههای دردناک (چه خودشان چه زندهشدن و خاطرات آن) است.
.#زیستروان #روانکاوی #روانشناسی #مکانیسم_دفاعی #تروما #معرفی_فیلم #حواسپرتی #حواس_پرتی #معرفی_سریال #خودشناسی #سلامت_روان #حوادث_رانندگی #مواد_مخدر #اعتیاد #سیگار #ترک_اعتیاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @neoravankavi
Telegram
روانکاوی به زبانساده
🎬#معرفی_فیلم_روانشناختی🎬
با نمره خوب 8.1 از سایت imdb و جزو برترین های این سایت
🌱 مینی سریال پنج قسمتی و بسیار زیبای «پاتریک ملروز» با بازی درخشان بندیکت کامبریچ ،با محوریت ترومای روانی(آسیب شدید) و گسست .
یکی از مینی سریال های جذاب که از تماشای آن پشیمان…
با نمره خوب 8.1 از سایت imdb و جزو برترین های این سایت
🌱 مینی سریال پنج قسمتی و بسیار زیبای «پاتریک ملروز» با بازی درخشان بندیکت کامبریچ ،با محوریت ترومای روانی(آسیب شدید) و گسست .
یکی از مینی سریال های جذاب که از تماشای آن پشیمان…
نقدآگین
📺 روانکاویِ «ناخودآگاهی و زنستیزی» 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی #زیستروان #زنان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ «خشونت مقدس»
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
.#زیستروان #نقد_چپ #حکومت_اسلامی #ابوبکر_البغدادی #روانکاوی #روانشناسی #خشونت #ایدئولوژی #حجاب_اجباری #کره_شمالی #کیم_جونگ_اون #خودشیفتگی #گشت_ارشاد #نه_به_اعدام #مکانیزم_دفاعی #پوتین #ولادیمر_پوتین #مائو #استالین #مغزشویی #کمونیسم #صدام #قذافی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
نقدآگین
📻 اسطورۀ قربانی (۱۱) — آزتکها و شیوههای قربانیِ آدمیان 🎙سوسن آذیش 🗄پست مرتبط 📺 خدایان کبابخوار! 📻 تبارشناسی قربانی 📻 ۶) آیینهای قربانی در ایران 📻 ۷) قیام اشو زرتشت علیه آئینهای قربانی 📻 ۸) آئین های قربانی نزد مولوخ 📻 ۹) بایبل عبری و قربانی حیوانی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📻 اسطورۀ قربانی (۱۲)
— اسطورۀ قربانی در ادوار و ادیان مختلف
🎙سوسن آذیش
🔻فهرست مباحث طرحشده:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسطورۀ قربانی در ادوار و ادیان مختلف
🎙سوسن آذیش
🔻فهرست مباحث طرحشده:
بخش دوم: شرمپرستی، گونهای از قربانی
پرستش شرمگاه میان اقوام و ملل
.
🗄پست مرتبط
📺 خدایان کبابخوار!
📻 تبارشناسی قربانی
📻 ۸) آئین های قربانی نزد مولوخ
📻 ۹) بایبل عبری و قربانی حیوانی و انسانی
📻 ۱۰) آئینهای قربانی انسانی و اعراب
📻 ۱۱) آزتکها و شیوههای قربانیِ آدمیان
📻 «تیغ سنت به نام مذهب» (ختنه در ایران)
📺 «ختنه» چگونه بخشی از اسلام شد؟
📕دلالتهای مفهومی تن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اسطورۀ قربانی ۱۲
@Naqdagin
🎧 اسطورۀ قربانی (۱۲)
— پرستش شرمگاه میان اقوام و ملل
✍🏻 #علیاصغر_مصطفوی
🔻فهرست مباحث طرحشده:
🌾 @Naqdagin
— پرستش شرمگاه میان اقوام و ملل
✍🏻 #علیاصغر_مصطفوی
🔻فهرست مباحث طرحشده:
بخش دوم: شرمپرستی، گونهای از قربانی
پرستش شرمگاه میان اقوام و ملل
.➖➖➖
#کتاب_صوتی #نقد_ادیان#ادیان #مذاهب #تاریخ_ادیان #دینشناسی #آلتپرستی #آدم_و_حوا #میترائیسم #مهرپرستی #ارواح #مینو #نازایی #باروری #تقدس #ختنه #مصر #خدایان #قربانی #تبارشناسی #تولید_مثل #زرتشتیت #شفاعت #شرک #باستانشناسی #تاریخ_باستان
🌾 @Naqdagin