📚 نظر #کانت دربارهی تریاککشی ایرانیان!
(۱/۲)
🍷#شراب و شرورِ نگره ناتاریخی مسلمانان
🖋#علینجات_غلامی
احتمالا خواننده با دیدن عنوان فوق تصور کند که دارم شوخی میکنم یا استعارهای چیزی در کار است. اما نه، کانت در این باب نظر دارد.
همانطور که میدانیم بحثی درگرفته است در مصادر قانونگذاری که مانند زمان پهلوی عرضهی محدود و رقیق تریاک با قید و شروطی آزاد شود و این امر واکنشها و تحلیلات گوناگونی را در پی داشته است. فکر میکنم کمتر کسی مشتاق نباشد نظر فیلسوف شمارهی یک مدرن را در این خصوص بشنود.
یان آلموند کتابی تألیف کرده است با عنوان «history of Islam in German thought: from Leibniz to Nietzsche» که در آن کتاب دیدگاههای فلاسفهی آلمانی را در خصوص اسلام و جهان اسلام گرد آورده است. فصلی از این کتاب به دیدگاههای کانت دربارهی اسلام و مسلمانان و فهماش از آنها ضمن تحلیل ارجاعاتی از وی میپردازد که خب موضوع بحث ما اینجا اینها نیستند. اما در این میان آلموند چند جمله از کانت را نقل میکند که به مسئله ایرانیها و تریاک اشارت دارند.
کانت میگوید «پارسیان علناً خود را غرق در نئشگی تریاک و بنگ میکنند و دانههای خشخاش را میمکند». آلموند میگوید که از دید کانت این به اسلام مربوط است زیرا وی در 1797 مینویسد «اسلام که شراب را تحریم کرد به نحو بدی این را برگزید که تریاک را مجاز بشمارد». یک سال بعد نیز در متن انسانشناسی (مانند لایبنیتس) میگوید که تهور ترکها از جنونی میآید که ناشی از تریاک است.
به هر حال جانب بحث کانت به نکوهشِ در اصل مسیحی-لوتریاش بر هوسها و انفعالات نفسانیای کشیده میشود که از دید وی در بهشت مسلمانان بازنمایی میشود و اسلام در نهایت برای کانت چونان یک «سابلایم» برای اخلاق محض دیده میشود. که خب این را باید در جای خود بحث کرد. (به قول صادق هدایت جواب این مردک زندیق توی مشتمان است اما خب اینجا جایش نیست).
اما نکته اینجاست که اگر تاریخی بحث کنیم کانت در زمانهای تصویری از اسلام میگیرد که این تصویر از طریق حکومت عثمانی و نیز صفویه ارائه میشود. زمانی که خاصه در صفویه تفقه کاملاً رسمیت دارد و قوانین اسلامی خاصه در خصوص شرابخواری رسماً اِعمال میشود.
ما با رصد تاریخ ایران متوجه میشویم تا قبل از صفویه مسئلهی تریاک چندان فراگیر نیست بعد از صفویه است که اعتیاد به تریاک در بین ایرانیان و افغانستانیها و ترکها و دیگران فراگیر میشود.
حال جملهی کانت که «اسلام که شراب را تحریم کرد به نحو بدی این را برگزید که تریاک را مجاز بشمارد» را اگر نتوان دربارهی اسلام در تمام تاریخش صادق دانست دست کم دربارهی اسلام در زمانهی خود کانت صادق است.
در دوران قبل مثلاً عباسیان و بعد از آن ما تسامحی نسبت به خوردن شراب را میبینیم مثلاً در برخی متون اخلاقی حتی فصلی چونان «آداب خوردن شراب» را داریم که نویسنده حتی تأکید هم میکند که اگرچه حرام و بد است اما خب جوانان معمولاً میخورند و ما خود نیز خوردهایم! حال نخورید! اگر هم میخورید آداباش که کمتر مضر باشد چنین و چونان است.
تقریباً از قرن ششم به بعد - بگوییم از نظامی تا حافظ - ما درگیری شدیدی میبینیم که شاعران مدام با خودشان نیز انگار درگیرند و مدام شراب از معنای واقعیاش به سمت استعاره حرکت میکند که این نشان از غلبه نگاه فقاهتی دارد که به اصطلاح از تسامح کم میشود. مثلاً نظامی که در وصف شراب و مستی و غیره بسیار میگوید در بیتی قسم میخورد که تا بوده است به شراب لب نیالوده است. و یا حافظ که آنهمه با جزییات عالم شرب را توضیح میدهد و بعد مینویسد که «تو مست آب انگوری!».
به هر حال این یک حرکت را نشان میدهد که تا زمان صفویه تکمیل میشود و در زمان صفویه دیگر جدی جدی «حد زنند هشیار مردم، مست را». با کنار رفتن شراب از فضای عمومی، تریاک که حکم فقهی حول آن وجود ندارد مورد استقبال قرار میگیرد و به شدت شیوع مییابد. لذا حرف کانت بدین معنا درست است.
حال در حکومت پهلوی تریاک و شراب را همزمان آزاد میکنند. اما بعد از انقلاب شراب ممنوعیت شدید دارد هم به مثابه گناه و هم به مثابه جرم. اما تریاک به مثابه جرم است و ممنوعیت قضائی دارد و اما ممنوعیت دینی بهمثابه گناه ندارد. حال میخواهند ممنوعیت قضائی را بردارند.
میدانیم که نسبت معکوسی بین شراب و تریاک وجود دارد. کسی که یکی را مصرف کند نمیتواند آن یکی را مصرف کند و این کار حتی ممکن است به مرگ فرد منتهی شود. از آن سو انسان در دل جامعه به لحظاتی از انفعال نیازمند است که لختی از محاسبات عقل دوراندیش بیاساید. به طور تیپیک دو ابزار دم دستی و صناعی این آسودن مشروبات و موادمخدرند که نوعاً در تضاد با یکدیگر نیز هستند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(۱/۲)
🍷#شراب و شرورِ نگره ناتاریخی مسلمانان
🖋#علینجات_غلامی
احتمالا خواننده با دیدن عنوان فوق تصور کند که دارم شوخی میکنم یا استعارهای چیزی در کار است. اما نه، کانت در این باب نظر دارد.
همانطور که میدانیم بحثی درگرفته است در مصادر قانونگذاری که مانند زمان پهلوی عرضهی محدود و رقیق تریاک با قید و شروطی آزاد شود و این امر واکنشها و تحلیلات گوناگونی را در پی داشته است. فکر میکنم کمتر کسی مشتاق نباشد نظر فیلسوف شمارهی یک مدرن را در این خصوص بشنود.
یان آلموند کتابی تألیف کرده است با عنوان «history of Islam in German thought: from Leibniz to Nietzsche» که در آن کتاب دیدگاههای فلاسفهی آلمانی را در خصوص اسلام و جهان اسلام گرد آورده است. فصلی از این کتاب به دیدگاههای کانت دربارهی اسلام و مسلمانان و فهماش از آنها ضمن تحلیل ارجاعاتی از وی میپردازد که خب موضوع بحث ما اینجا اینها نیستند. اما در این میان آلموند چند جمله از کانت را نقل میکند که به مسئله ایرانیها و تریاک اشارت دارند.
کانت میگوید «پارسیان علناً خود را غرق در نئشگی تریاک و بنگ میکنند و دانههای خشخاش را میمکند». آلموند میگوید که از دید کانت این به اسلام مربوط است زیرا وی در 1797 مینویسد «اسلام که شراب را تحریم کرد به نحو بدی این را برگزید که تریاک را مجاز بشمارد». یک سال بعد نیز در متن انسانشناسی (مانند لایبنیتس) میگوید که تهور ترکها از جنونی میآید که ناشی از تریاک است.
به هر حال جانب بحث کانت به نکوهشِ در اصل مسیحی-لوتریاش بر هوسها و انفعالات نفسانیای کشیده میشود که از دید وی در بهشت مسلمانان بازنمایی میشود و اسلام در نهایت برای کانت چونان یک «سابلایم» برای اخلاق محض دیده میشود. که خب این را باید در جای خود بحث کرد. (به قول صادق هدایت جواب این مردک زندیق توی مشتمان است اما خب اینجا جایش نیست).
اما نکته اینجاست که اگر تاریخی بحث کنیم کانت در زمانهای تصویری از اسلام میگیرد که این تصویر از طریق حکومت عثمانی و نیز صفویه ارائه میشود. زمانی که خاصه در صفویه تفقه کاملاً رسمیت دارد و قوانین اسلامی خاصه در خصوص شرابخواری رسماً اِعمال میشود.
ما با رصد تاریخ ایران متوجه میشویم تا قبل از صفویه مسئلهی تریاک چندان فراگیر نیست بعد از صفویه است که اعتیاد به تریاک در بین ایرانیان و افغانستانیها و ترکها و دیگران فراگیر میشود.
حال جملهی کانت که «اسلام که شراب را تحریم کرد به نحو بدی این را برگزید که تریاک را مجاز بشمارد» را اگر نتوان دربارهی اسلام در تمام تاریخش صادق دانست دست کم دربارهی اسلام در زمانهی خود کانت صادق است.
در دوران قبل مثلاً عباسیان و بعد از آن ما تسامحی نسبت به خوردن شراب را میبینیم مثلاً در برخی متون اخلاقی حتی فصلی چونان «آداب خوردن شراب» را داریم که نویسنده حتی تأکید هم میکند که اگرچه حرام و بد است اما خب جوانان معمولاً میخورند و ما خود نیز خوردهایم! حال نخورید! اگر هم میخورید آداباش که کمتر مضر باشد چنین و چونان است.
تقریباً از قرن ششم به بعد - بگوییم از نظامی تا حافظ - ما درگیری شدیدی میبینیم که شاعران مدام با خودشان نیز انگار درگیرند و مدام شراب از معنای واقعیاش به سمت استعاره حرکت میکند که این نشان از غلبه نگاه فقاهتی دارد که به اصطلاح از تسامح کم میشود. مثلاً نظامی که در وصف شراب و مستی و غیره بسیار میگوید در بیتی قسم میخورد که تا بوده است به شراب لب نیالوده است. و یا حافظ که آنهمه با جزییات عالم شرب را توضیح میدهد و بعد مینویسد که «تو مست آب انگوری!».
به هر حال این یک حرکت را نشان میدهد که تا زمان صفویه تکمیل میشود و در زمان صفویه دیگر جدی جدی «حد زنند هشیار مردم، مست را». با کنار رفتن شراب از فضای عمومی، تریاک که حکم فقهی حول آن وجود ندارد مورد استقبال قرار میگیرد و به شدت شیوع مییابد. لذا حرف کانت بدین معنا درست است.
حال در حکومت پهلوی تریاک و شراب را همزمان آزاد میکنند. اما بعد از انقلاب شراب ممنوعیت شدید دارد هم به مثابه گناه و هم به مثابه جرم. اما تریاک به مثابه جرم است و ممنوعیت قضائی دارد و اما ممنوعیت دینی بهمثابه گناه ندارد. حال میخواهند ممنوعیت قضائی را بردارند.
میدانیم که نسبت معکوسی بین شراب و تریاک وجود دارد. کسی که یکی را مصرف کند نمیتواند آن یکی را مصرف کند و این کار حتی ممکن است به مرگ فرد منتهی شود. از آن سو انسان در دل جامعه به لحظاتی از انفعال نیازمند است که لختی از محاسبات عقل دوراندیش بیاساید. به طور تیپیک دو ابزار دم دستی و صناعی این آسودن مشروبات و موادمخدرند که نوعاً در تضاد با یکدیگر نیز هستند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نقدآگین
@Naqdagin – آخوندیسم؛ چهاردهم
آخوندیسم؛ پانزدهم
@Naqdagin
🎧#آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ جلسهٔ پانزدهم
🎤 #محمد_رضوانی
🔻معنای دقیق ولایت چیست؟ و مولوی چه کسانی را ولی خود میدانست؟
🔻نگاه #کانت به سیستم خلقت و نقش خدا در آن چیست؟ و آیا در این نگاه نبوت ضرورتی دارد؟
🔻تشریح و نقد برهان عدالت در ضرورت نبوت
🔻حتا اگر معاد بتواند اثبات شود (که نمیتواند بشود)، معاد قابل اثبات آن معادی نیست که مثلا در قرآن آمده است.
🔻نقد نظریهٔ ملاصدرا در اثبات معاد و بیان محیالدین عربی و #دینانی
🔻تشریح و نقد برهان حکمت الاهی در ضرورت نبوت (ایدهٔ #مصباح_یزدی)
🔻ملایان میگویند قرآن بیغلط است و معجزهٔ صرف و نحوی است؛ درحالی که متخصصان ادبیات عرب تعداد زیادی غلط صرف و نحوی از قرآن گرفتهاند. (کمال حیدری از اشکالات متعدد صرف و نحوی قرآن میگوید)
🔻تشریح و نقد برهان عدم كفايت عقل در ضرورت نبوت
🔻تشریح و نقد برهان #قاعده_لطف در ضرورت نبوت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #فلسفیدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎤 #محمد_رضوانی
🔻معنای دقیق ولایت چیست؟ و مولوی چه کسانی را ولی خود میدانست؟
🔻نگاه #کانت به سیستم خلقت و نقش خدا در آن چیست؟ و آیا در این نگاه نبوت ضرورتی دارد؟
🔻تشریح و نقد برهان عدالت در ضرورت نبوت
🔻حتا اگر معاد بتواند اثبات شود (که نمیتواند بشود)، معاد قابل اثبات آن معادی نیست که مثلا در قرآن آمده است.
🔻نقد نظریهٔ ملاصدرا در اثبات معاد و بیان محیالدین عربی و #دینانی
🔻تشریح و نقد برهان حکمت الاهی در ضرورت نبوت (ایدهٔ #مصباح_یزدی)
🔻ملایان میگویند قرآن بیغلط است و معجزهٔ صرف و نحوی است؛ درحالی که متخصصان ادبیات عرب تعداد زیادی غلط صرف و نحوی از قرآن گرفتهاند. (کمال حیدری از اشکالات متعدد صرف و نحوی قرآن میگوید)
🔻تشریح و نقد برهان عدم كفايت عقل در ضرورت نبوت
🔻تشریح و نقد برهان #قاعده_لطف در ضرورت نبوت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #فلسفیدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
فلسفه قارهای؛ رابطه کانت با افلاطون
@Naqdagin
#فلسفیدن
🎧 فلسفه قارهای؛ رابطه #کانت با افلاطون
— #درسگفتار «فلسفهٔ قارهای» (۳)
🎙دکتر #قربان_عباسی
🔹افلاطون و نسبتش با پرسش از «معنای زندگی» و فلسفه قارهای
🔹اهمیت عشق در دید افلاطون
🔹زندگی فلسفی از نظر افلاطون: غایتمداری، فضیلتمندی، خردمندی
🔹اشتراک نگاه افلاطونی و مذهبی
🔹دورکیم و وضعیت بحرانی جامعه معاصر
➖➖➖
🌾 @Nasaksara
🌾 @Naqdagin
🎧 فلسفه قارهای؛ رابطه #کانت با افلاطون
— #درسگفتار «فلسفهٔ قارهای» (۳)
🎙دکتر #قربان_عباسی
🔹افلاطون و نسبتش با پرسش از «معنای زندگی» و فلسفه قارهای
🔹اهمیت عشق در دید افلاطون
🔹زندگی فلسفی از نظر افلاطون: غایتمداری، فضیلتمندی، خردمندی
🔹اشتراک نگاه افلاطونی و مذهبی
🔹دورکیم و وضعیت بحرانی جامعه معاصر
➖➖➖
🌾 @Nasaksara
🌾 @Naqdagin
کانت و دفاع از اخلاق
@Naqdagin
#فلسفیدن
🎧#کانت و دفاع از اخلاق
— #درسگفتار «فلسفهٔ قارهای» (۴)
🎙دکتر #قربان_عباسی
🔹جابجایی مبنای ارزشها از «جهان حقیقی افلاطونی - ملکوت» به «سوژه»
🔹ماهیت سعادت و خوشبختی
🔹کاهلی و بزدلی جلوی ظهور «خودبنیادی-خودفرمانی-خودشکوفیایی» و «سوژه مدرن» شدن را میگیرد و آدمی را در حالت «صغارت تاریخی» نگاه میدارد.
🔹بنیادگرایان ذهنی از-پیش-ساماندهیشده دارند
🔹هر انسان غایت است و نه ابزار
➖➖➖
🌾 @Nasaksara
🌾 @Naqdagin
🎧#کانت و دفاع از اخلاق
— #درسگفتار «فلسفهٔ قارهای» (۴)
🎙دکتر #قربان_عباسی
🔹جابجایی مبنای ارزشها از «جهان حقیقی افلاطونی - ملکوت» به «سوژه»
🔹ماهیت سعادت و خوشبختی
🔹کاهلی و بزدلی جلوی ظهور «خودبنیادی-خودفرمانی-خودشکوفیایی» و «سوژه مدرن» شدن را میگیرد و آدمی را در حالت «صغارت تاریخی» نگاه میدارد.
🔹بنیادگرایان ذهنی از-پیش-ساماندهیشده دارند
🔹هر انسان غایت است و نه ابزار
➖➖➖
🌾 @Nasaksara
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
دکتر محمود فرجامی – شوخطبعی هراسی اسلام
#نقد_قرآن #نقد_روشنفکران
📘ای #کانت، ز قرآن بیاموز اخلاق را!
— نقش مؤلفان الله و قرآن در انحطاط اخلاقی جوامع مسلمان
✍️#بهرام_بسطامی
- «همیشه طوری رفتار کن که انسان برایت هیچوقت ابزار نباشد، بلکه به خودی خود همیشه برایت هدف باشد؛ چه خودت، چه دیگری» (ایمانوئل کانت).
- «فقط بر اساس قاعدهای عمل کن که بتوانی در عین حال بخواهی که یک قانون همگانی شود» (همو).
- «در به کار بردن خرد خویش دلیری ورز!» (کانت به نقل از هوراس).
🍂 دکتر سروش دباغ در قسمت نظرات و نقدهای کنفرانس «شوخطبعی هراسیِ اسلام»، در این تایم 1:16:00 تا 1:20:30، نقل به مضمون (با تعبیراتی از من) میگوید: «باید مراقب باشیم در نقد اسلام، به چند خطا دچار نشویم: ۱- ذات گرایی، ۲- زمانپریشی، ۳- بیتوجهی به «روح/خود قرآن». ...
🌐 مطالعه ادامه و متن کامل در تلگراف تلگرام یا در سایت «تریبون زمانه»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۹۲۸ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘ای #کانت، ز قرآن بیاموز اخلاق را!
— نقش مؤلفان الله و قرآن در انحطاط اخلاقی جوامع مسلمان
✍️#بهرام_بسطامی
- «همیشه طوری رفتار کن که انسان برایت هیچوقت ابزار نباشد، بلکه به خودی خود همیشه برایت هدف باشد؛ چه خودت، چه دیگری» (ایمانوئل کانت).
- «فقط بر اساس قاعدهای عمل کن که بتوانی در عین حال بخواهی که یک قانون همگانی شود» (همو).
- «در به کار بردن خرد خویش دلیری ورز!» (کانت به نقل از هوراس).
🍂 دکتر سروش دباغ در قسمت نظرات و نقدهای کنفرانس «شوخطبعی هراسیِ اسلام»، در این تایم 1:16:00 تا 1:20:30، نقل به مضمون (با تعبیراتی از من) میگوید: «باید مراقب باشیم در نقد اسلام، به چند خطا دچار نشویم: ۱- ذات گرایی، ۲- زمانپریشی، ۳- بیتوجهی به «روح/خود قرآن». ...
🌐 مطالعه ادامه و متن کامل در تلگراف تلگرام یا در سایت «تریبون زمانه»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۹۲۸ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘دلیر باش! در بهکارگرفتن «فهم خویش»؛ این است شعار روشنگری
🍂 تنآسایی و ترسوییست که سبب میشود بخش بزرگی از آدمیان، با آنکه طبیعت آنان را دیرگاهیست به بلوغ رسانیده و از هدایت غیر، رهایی بخشیده، با رغبت، همۀ عمر نابالغ بمانند تا دیگران بتوانند چنین ساده و آسان، خود را به مقام قیّمی ایشان برکشانند؛ نابالغی آسودگی است.
🍂 ... قیّمهایی که «از سر لطف»، نظارت عالیه بر آنان [آن آدمیان] را بر عهده گرفتهاند ... پس از آن که جانوران دستآموز خود را خوب تحمیق کردند، سخت مواظبت میکنند که این موجودات سربهراه، نکند از قفسک کودکشان، [یعنی] همان زندانی که ایشان برایشان فراهم کردهاند، پا بیرون بگذارند. آنگاه در گوششان میخوانند که اگر به تنهایی قدم بیرون بگذارند، چه خطرهایی تهدیدشان میکند.، اما این خطرها چندان هم که میگویند، بزرگ نیستند و با چند بار افتوخیز، سرانجام شیوه راهرفتن را میآموزند.
🍂 ... برای دستیابی به این روشنگری، به هیچچیز نیاز نیست، مگر آزادی؛ تازه آن هم کمزیانترین نوع آن: یعنی آزادی در بهکاربردن تمام و کمال عقل در امور همگانی، اما از همهسو میشنوم که فریاد برمیدارند که عقل نورزید! نظامی میگوید: عقل نورزید! مشق کنید! مدیر مالیه میگوید: عقل نورزید! پول بسلفید! کشیش میگوید: عقل نورزید! ایمان بیاورید!
🍂 ... پیمانی که نوع بشر را برای همیشه از دستیابی به روشنگری بیشتر باز دارد، همانا باطل و پوچ است؛ حتی اگر بالاترین قدرتها و شوراهای قانونگذاری و شکوهمندترین توافقنامههای صلح، مهر تصویب بر آن زده باشند. هیچ دورانی نمیتواند با خود، به این قصد همداستان و همسوگند شود که دوران بعد را در قیدی بگذارد که هرگز نتواند شناختهایش را گسترش بخشد و از خطاها بپیراید و بهطورکلی، در شاهراه روشنگری پیش رود.
🍂 ... معیار سنجش آنچه بهعنوان قانون بر مردم وضع میشود آن است که آیا آن مردم هرگز خود چنان قوانینی برای خویش وضع میکردند یا نه؟
#کانت، ایمانوئل؛ «در پاسخ به پرسش روشنگری چیست؟»؛ ترجمه سیروس آرینپور؛ به نقل از کتاب مدرنیسم و پستمدرنیسم، لارنس کهون، ویراستار متن فارسی: عبدالکریم رشیدیان؛ نشر نی: صص ۴۵-۵۲.
#فلسفیدن #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 تنآسایی و ترسوییست که سبب میشود بخش بزرگی از آدمیان، با آنکه طبیعت آنان را دیرگاهیست به بلوغ رسانیده و از هدایت غیر، رهایی بخشیده، با رغبت، همۀ عمر نابالغ بمانند تا دیگران بتوانند چنین ساده و آسان، خود را به مقام قیّمی ایشان برکشانند؛ نابالغی آسودگی است.
🍂 ... قیّمهایی که «از سر لطف»، نظارت عالیه بر آنان [آن آدمیان] را بر عهده گرفتهاند ... پس از آن که جانوران دستآموز خود را خوب تحمیق کردند، سخت مواظبت میکنند که این موجودات سربهراه، نکند از قفسک کودکشان، [یعنی] همان زندانی که ایشان برایشان فراهم کردهاند، پا بیرون بگذارند. آنگاه در گوششان میخوانند که اگر به تنهایی قدم بیرون بگذارند، چه خطرهایی تهدیدشان میکند.، اما این خطرها چندان هم که میگویند، بزرگ نیستند و با چند بار افتوخیز، سرانجام شیوه راهرفتن را میآموزند.
🍂 ... برای دستیابی به این روشنگری، به هیچچیز نیاز نیست، مگر آزادی؛ تازه آن هم کمزیانترین نوع آن: یعنی آزادی در بهکاربردن تمام و کمال عقل در امور همگانی، اما از همهسو میشنوم که فریاد برمیدارند که عقل نورزید! نظامی میگوید: عقل نورزید! مشق کنید! مدیر مالیه میگوید: عقل نورزید! پول بسلفید! کشیش میگوید: عقل نورزید! ایمان بیاورید!
🍂 ... پیمانی که نوع بشر را برای همیشه از دستیابی به روشنگری بیشتر باز دارد، همانا باطل و پوچ است؛ حتی اگر بالاترین قدرتها و شوراهای قانونگذاری و شکوهمندترین توافقنامههای صلح، مهر تصویب بر آن زده باشند. هیچ دورانی نمیتواند با خود، به این قصد همداستان و همسوگند شود که دوران بعد را در قیدی بگذارد که هرگز نتواند شناختهایش را گسترش بخشد و از خطاها بپیراید و بهطورکلی، در شاهراه روشنگری پیش رود.
🍂 ... معیار سنجش آنچه بهعنوان قانون بر مردم وضع میشود آن است که آیا آن مردم هرگز خود چنان قوانینی برای خویش وضع میکردند یا نه؟
#کانت، ایمانوئل؛ «در پاسخ به پرسش روشنگری چیست؟»؛ ترجمه سیروس آرینپور؛ به نقل از کتاب مدرنیسم و پستمدرنیسم، لارنس کهون، ویراستار متن فارسی: عبدالکریم رشیدیان؛ نشر نی: صص ۴۵-۵۲.
#فلسفیدن #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
خدا مرده است؟ ۱
@Naqdagin
🎧خدا مرده است؟ (۱) (+)
🎙 #مهدی_خلجی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #مهدی_خلجی
.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ#اخلاقیات #اخلاق #هنرمند #معنای_زندگی #فلسفه_زندگی #مرگ_خدا #نهیلیسم #خلاقیت #نیچه #فردریش_نیچه #ایمانوئل_کانت #کانت #مسیحیت #مذهب #ادیان #پدیدارشناسی #دکارت #شکاکیت #شکاکیت_مدرن #رنسانس #تنبلی #جهان_مدرن #مدرنیسم #شوپنهاور #فلسفه_مدرن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ قرن؛ داستانمداریِ ذهن انسانی
— دور اولِ مناظره، قسمت نهم تا دهم
🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون
🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)
🗄پست مرتبط
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دور اولِ مناظره، قسمت نهم تا دهم
🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون
🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)
🗄پست مرتبط
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
.
#مناظره #فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان#اندیشه #گفتگو #کانت #ایمانوئل_کانت #اخلاق #اخلاقیات #فلسفه_اخلاق #فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
برهان علیت و شر
@Naqdagin
🎧برهان علیت و مسألۀ شر
🎙#اشکان و علیرضا
🔻گفتوگویی داشتیم در مورد برهان علیت و مسئلۀ شر.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 توضیح برهان علیت
3:50 توضیح علت و معلول
09:45 تقریر برهان علیت
13:32 اصل علیت عقلی است؟
21:00 اصل علیت ضرورت منطقی دارد؟
23:00 دفاع از اصل علیت
25:00 نقد دوم به برهان علیت
28:34 دفاع از برهان علیت
33:23 نقد سوم به برهان علیت
35:22 دفاع از برهان علیت
1:00:20 نقد کانت به برهان علیت
1:04:00 بررسی نقد کانت
1:09:20 علت جهان چیست؟
1:11:00 تقریر هیوم از مسئله شر
1:14:20 دفاع از شر
1:22:00 طرح کلی مسئله شر
1:29:00 دفاع دوم از مسئه شر
1:37:00 شر غیر ضروری
🔗 دیگر دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای با موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند و به آیدی موجود در آن پیغام بدهند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙#اشکان و علیرضا
🔻گفتوگویی داشتیم در مورد برهان علیت و مسئلۀ شر.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 توضیح برهان علیت
3:50 توضیح علت و معلول
09:45 تقریر برهان علیت
13:32 اصل علیت عقلی است؟
21:00 اصل علیت ضرورت منطقی دارد؟
23:00 دفاع از اصل علیت
25:00 نقد دوم به برهان علیت
28:34 دفاع از برهان علیت
33:23 نقد سوم به برهان علیت
35:22 دفاع از برهان علیت
1:00:20 نقد کانت به برهان علیت
1:04:00 بررسی نقد کانت
1:09:20 علت جهان چیست؟
1:11:00 تقریر هیوم از مسئله شر
1:14:20 دفاع از شر
1:22:00 طرح کلی مسئله شر
1:29:00 دفاع دوم از مسئه شر
1:37:00 شر غیر ضروری
🔗 دیگر دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای با موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند و به آیدی موجود در آن پیغام بدهند.
.
#فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان #مناظره #گفتگو#اثبات_خدا #دیوید_هیوم #هیوم #الهیات #برهان_علیت #ابن_سینا #کانت #برهان_شر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
پنجرۀ آتئیسم ۲
@Naqdagin
🎧پنجرۀ آتئیسم (قسمت دوم) (+)
🎙#وریا_امیری و #بهراد_توکلی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#وریا_امیری و #بهراد_توکلی
🗄پست مرتبط
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #تفکر_انتقادی#هگل #فلسفه #مصباح_یزدی #کانت #آتئیسم #خداباوری #عقلانیت #مرتضی_مطهری #دیالیکتیک
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
(۲/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک
🍂 این جنگ فراتر از نشانهای از یک تغییر ژئوپلیتیکی جهانی است. این یک جنگ روح است بر علیه روح، تقابلی میان دو چشمانداز و شیوهٔ زیستِ مانعةالجمع که هرکدام تفسیری متفاوت از معنای انسانبودن دارند.
🍂 شاید باید به نیچه بازگردیم، که در «اینک انسان» و در واپسین سالهای قرن نوزدهم، چشماندازی تلخ از قرن بعدی ارائه داد:
🍂 پیش از آنکه این عبارات را صرفاً بهعنوان تأملات تاریک و افسردهکننده کنار بگذاریم، باید توجه کنیم که آلن بدیو، هرچند از نیچهگرایی فاصله دارد، به نتیجهگیریهای مشابهی درکتابچهاش به نام «قرن» میرسد.
🍂 بدیو از استعارهای استفاده میکند که قرن بیستم را به «بدن زخمی یک هیولا» تشبیه میکند؛ مفهومی که از شعر «عصر» (1923) اثر اُسیپ ماندلشتام وام گرفتهاست. هیولای قرن نوزدهم در آسایش نسبی زندگی میکرد و با توهم پیشرفت تدریجی اقتصادی و سیاسی، آرام شدهبود. اما در قرن بیست، این هیولا از پیشرفت تدریجی ملول گشت، و بر آن شد که اینبار بهطور مستقیم با تاریخ رویارو شود و وعدههای قرن نوزده را از طریق اعمالی مبتنی بر ارادهباوری بیرحمانه برآورده سازد.
🍂 همانطور که نیچه پیشبینی کرده بود، این تغییر منجر به ظهور گونهای جدید از «جنگهای روحانی» شد: دو جنگ جهانی بیسابقه و ویرانگر، همراه با انقلابهایی خشونتبار. بااینحال، این دگرگونیها تنها هیولا را کمی مجروح کردند، و نتوانستند «انسان نوینی» که تصورش میرفت را بهوجود بیاورند. بنابراین، پس از این آمیزهٔ منحصربهفرد متشکل از امید و سرخوردگی سخت، که معرّف قرن بیست است، چه چیزی در پیش داریم؟ در «ارادهٔ قدرت»، نیچه دربارهٔ قرن بیستویکم نظرورزی میکند، و «فروپاشی کامل همهٔ ارزشها» بههمراه ظهور «برادریهای ملیگرایانهٔ وحشیانه» را پیشبینی میکند:
🍂 این وضعیت کنونی ماست، و آیرونی در این است که کسانی که خواستار بازگشت به ارزشهای سنتی هستند، اغلب بیرحمترین افراد در «غارت و بهرهکشی از غیرمؤمنان» به شمار میآیند.
🍂 همهٔ ما باید آمادهٔ بهخطرانداختن جان خود باشیم، اما تمایز اصلی میان روسیه و اروپای غربی در نگرش آنها به مرگ نهفته است. همانطور که دیدیم، روسیه ادعا میکند که از مرگ هراسی ندارد و به قدرتی الهی باور دارد که مردمش را در زندگی پس از مرگ نجات خواهد داد. در مقابل، اروپای غربی با این آگاهی عمل میکند که هیچ تضمین والاتری وجود ندارد — مرگ همان پایان است.
🍂 امید ما بر این امکان متکی است که آمادگی اعلامشدهٔ روسیه برای مرگ، صرفاً یک بلوف و بخشی از یک نقاب استراتژیک باشد. اما حتی یک بلوف هم میتواند پیامدهای واقعی و خطرناکی داشتهباشد. تنها خدایی که برای عصر ما مناسب به نظر میرسد، خداییست که بهطور کامل نسبت به همه بیتفاوت باشد — مفهومی که کلاریس لیسپکتور آن را در توصیفی هولناک از چنین خدایی بیان میکند:
#ترجمه: حسین متقی
@philosophyinthetoilet
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#اسلاوی_ژیژک
🍂 این جنگ فراتر از نشانهای از یک تغییر ژئوپلیتیکی جهانی است. این یک جنگ روح است بر علیه روح، تقابلی میان دو چشمانداز و شیوهٔ زیستِ مانعةالجمع که هرکدام تفسیری متفاوت از معنای انسانبودن دارند.
🍂 شاید باید به نیچه بازگردیم، که در «اینک انسان» و در واپسین سالهای قرن نوزدهم، چشماندازی تلخ از قرن بعدی ارائه داد:
«زیرا هنگامی که حقیقت علیه دروغهای هزارانساله میجنگد، امواج شوکآور، زمینلرزهها و جابهجایی کوهها و درهها رخ خواهد داد، بهگونهای که جهان هرگز حتی در رؤیاهایش نیز تصور نکرده است. سپس، مفهوم «سیاست» بهکلی در قلمرو جنگ روحانی جذب خواهد شد. تمامی جهانهای باعظمت نظم کهن جامعه به هوا پرتاب خواهند شد — چراکه همگی بر پایهٔ دروغ بنا شدهاند: جنگهایی رخ خواهند داد که مانند آنها هرگز در زمین دیده نشده است».
🍂 پیش از آنکه این عبارات را صرفاً بهعنوان تأملات تاریک و افسردهکننده کنار بگذاریم، باید توجه کنیم که آلن بدیو، هرچند از نیچهگرایی فاصله دارد، به نتیجهگیریهای مشابهی درکتابچهاش به نام «قرن» میرسد.
🍂 بدیو از استعارهای استفاده میکند که قرن بیستم را به «بدن زخمی یک هیولا» تشبیه میکند؛ مفهومی که از شعر «عصر» (1923) اثر اُسیپ ماندلشتام وام گرفتهاست. هیولای قرن نوزدهم در آسایش نسبی زندگی میکرد و با توهم پیشرفت تدریجی اقتصادی و سیاسی، آرام شدهبود. اما در قرن بیست، این هیولا از پیشرفت تدریجی ملول گشت، و بر آن شد که اینبار بهطور مستقیم با تاریخ رویارو شود و وعدههای قرن نوزده را از طریق اعمالی مبتنی بر ارادهباوری بیرحمانه برآورده سازد.
🍂 همانطور که نیچه پیشبینی کرده بود، این تغییر منجر به ظهور گونهای جدید از «جنگهای روحانی» شد: دو جنگ جهانی بیسابقه و ویرانگر، همراه با انقلابهایی خشونتبار. بااینحال، این دگرگونیها تنها هیولا را کمی مجروح کردند، و نتوانستند «انسان نوینی» که تصورش میرفت را بهوجود بیاورند. بنابراین، پس از این آمیزهٔ منحصربهفرد متشکل از امید و سرخوردگی سخت، که معرّف قرن بیست است، چه چیزی در پیش داریم؟ در «ارادهٔ قدرت»، نیچه دربارهٔ قرن بیستویکم نظرورزی میکند، و «فروپاشی کامل همهٔ ارزشها» بههمراه ظهور «برادریهای ملیگرایانهٔ وحشیانه» را پیشبینی میکند:
هیچکس نباید شگفتزده شود وقتی… برادریهایی با هدف غارت و بهرهکشی از غیرمؤمنان… در عرصهٔ آینده ظهور کنند.
🍂 این وضعیت کنونی ماست، و آیرونی در این است که کسانی که خواستار بازگشت به ارزشهای سنتی هستند، اغلب بیرحمترین افراد در «غارت و بهرهکشی از غیرمؤمنان» به شمار میآیند.
🍂 همهٔ ما باید آمادهٔ بهخطرانداختن جان خود باشیم، اما تمایز اصلی میان روسیه و اروپای غربی در نگرش آنها به مرگ نهفته است. همانطور که دیدیم، روسیه ادعا میکند که از مرگ هراسی ندارد و به قدرتی الهی باور دارد که مردمش را در زندگی پس از مرگ نجات خواهد داد. در مقابل، اروپای غربی با این آگاهی عمل میکند که هیچ تضمین والاتری وجود ندارد — مرگ همان پایان است.
🍂 امید ما بر این امکان متکی است که آمادگی اعلامشدهٔ روسیه برای مرگ، صرفاً یک بلوف و بخشی از یک نقاب استراتژیک باشد. اما حتی یک بلوف هم میتواند پیامدهای واقعی و خطرناکی داشتهباشد. تنها خدایی که برای عصر ما مناسب به نظر میرسد، خداییست که بهطور کامل نسبت به همه بیتفاوت باشد — مفهومی که کلاریس لیسپکتور آن را در توصیفی هولناک از چنین خدایی بیان میکند:
«آنچه هنوز مرا میترساند این بود که حتی وحشت مجازاتنشدنی، سخاوتمندانه در مغاک زمان بیپایان، در مغاک ارتفاعات بیپایان، و در مغاک ژرف خدا، بازجذب میشد: در قلب یک بیتفاوتی فرومیرفت. بیتفاوتیای که هیچ شباهتی به بیتفاوتی انسانی نداشت».
#ترجمه: حسین متقی
@philosophyinthetoilet
.
#سیاست #فلسفیدن#اوکراین #روسیه #کانت #نیچه #آلن_بدیو #غرب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧آیا براهین وجود خدا قانعکنندهاند؟ (+)
— نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
🎙#اشکان (کانالِ یوتیوبِ «فلسفه و دانش»)
🔸در این کلیپ به بررسی براهین وجود خدا از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ، ایمانوئل کانت و دیوید هیوم، میپردازیم. این دو فیلسوف نقدهای مهمی به براهین سنتی وجود خدا داشتهاند که تأثیر زیادی بر فلسفه دین گذاشتهاند و ما قصد داریم این دیدگاهها را به زبانی سادهتر بررسی کنیم.
🔸ابتدا به نقد کانت بر برهان کیهانیشناختی میپردازیم. کانت در کتاب "سنجش عقل محض" میگوید که:
🔻بهعبارت دیگر:
🔻از نظر کانت:
🔻سپس به نقدهای دیوید هیوم میپردازیم، بهخصوص آنچه که در کتاب "گفتاری درباب دین طبیعی" آمده است. هیوم از طریق شخصیت کلینتس به نقد مفهوم "هستی ضروری" میپردازد. او معتقد است که:
🔻هیوم میگوید که:
🔻هیوم همچنین به «برهان نظم» میپردازد و میگوید که:
🔻او توضیح میدهد که:
🔻هیوم معتقد است که:
🔸هدف این کلیپ این است که نشان دهد چگونه کانت و هیوم، هر یک به روش خود، براهین سنتی وجود خدا را به چالش میکشند و با استفاده از استدلالهای فلسفی، محدودیتهای این براهین را نشان میدهند.
🔸این بحثها به ما کمک میکنند که با دقت بیشتری به موضوع وجود خدا نگاه کنیم و بهجای پذیرفتن بیچونوچرای براهین قدیمی، آنها را با دقت و تفکر بیشتری بررسی کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
🎙#اشکان (کانالِ یوتیوبِ «فلسفه و دانش»)
🔸در این کلیپ به بررسی براهین وجود خدا از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ، ایمانوئل کانت و دیوید هیوم، میپردازیم. این دو فیلسوف نقدهای مهمی به براهین سنتی وجود خدا داشتهاند که تأثیر زیادی بر فلسفه دین گذاشتهاند و ما قصد داریم این دیدگاهها را به زبانی سادهتر بررسی کنیم.
🔸ابتدا به نقد کانت بر برهان کیهانیشناختی میپردازیم. کانت در کتاب "سنجش عقل محض" میگوید که:
هر برهانی که به علیت تکیه میکند، نمیتواند از محدوده جهان حسی و تجربی ما فراتر برود.
🔻بهعبارت دیگر:
مفهوم علیت فقط در دنیای تجربه ما معنی دارد و نمیتوان آن را برای چیزی خارج از آن، مثل خدا، به کار برد.
🔻از نظر کانت:
این محدودیتها باعث میشوند که هرگونه استنتاج متافیزیکی درباره وجود خدا با مشکلات جدی روبرو شود و نتوانیم به نتیجهای قطعی برسیم.
🔻سپس به نقدهای دیوید هیوم میپردازیم، بهخصوص آنچه که در کتاب "گفتاری درباب دین طبیعی" آمده است. هیوم از طریق شخصیت کلینتس به نقد مفهوم "هستی ضروری" میپردازد. او معتقد است که:
ایدۀ "هستیِ ضروری"، همانطور که فیلسوفانی مانند آنسلم و لایبنیتس مطرح کردهاند، پر از ابهام است.
🔻هیوم میگوید که:
هیچ چیزی در تجربههای ما وجود ندارد که نشان دهد وجود چیزی، از جمله خدا، بهطور ضروری باشد. به بیان سادهتر، همه باورهای ما دربارۀ وجود چیزها، بر اساس "تجربه و مشاهده" است و نمیتوان گفت که چیزی لزوماً باید وجود داشتهباشد.
🔻هیوم همچنین به «برهان نظم» میپردازد و میگوید که:
تشبیه جهان به یک ماشین یا ساعت، که نیاز به یک سازنده هوشمند دارد، نادرست است.
🔻او توضیح میدهد که:
این تشبیهها بیشتر محدودیتهای ذهن ما را نشان میدهند که سعی میکند با استفاده از تجربیات محدود خود، به درکی از جهان برسد.
🔻هیوم معتقد است که:
این نوع براهین، به دلیل استفاده از قیاسهای ضعیف، نمیتوانند دلیل محکمی برای اثبات وجود خدا باشند.
🔸هدف این کلیپ این است که نشان دهد چگونه کانت و هیوم، هر یک به روش خود، براهین سنتی وجود خدا را به چالش میکشند و با استفاده از استدلالهای فلسفی، محدودیتهای این براهین را نشان میدهند.
🔸این بحثها به ما کمک میکنند که با دقت بیشتری به موضوع وجود خدا نگاه کنیم و بهجای پذیرفتن بیچونوچرای براهین قدیمی، آنها را با دقت و تفکر بیشتری بررسی کنیم.
🗄پست مرتبط
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظرهای درباب «برهان نظم»
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان#اثبات_خدا #هستیکاوی #فلسفه #کانت #هیوم #فلسفه_دین #الهیات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Telegram
نقدآگین
📺 آیا براهین وجود خدا قانعکنندهاند؟ (+)
— نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
🎙#اشکان (کانالِ یوتیوبِ «فلسفه و دانش»)
🔸در این کلیپ به بررسی براهین وجود خدا از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ، ایمانوئل کانت و دیوید هیوم، میپردازیم. این دو فیلسوف نقدهای مهمی به براهین سنتی وجود خدا داشتهاند که تأثیر زیادی بر فلسفه دین گذاشتهاند و ما قصد داریم این دیدگاهها را به زبانی سادهتر بررسی کنیم.
🔸ابتدا به نقد کانت بر برهان کیهانیشناختی میپردازیم. کانت در کتاب "سنجش عقل محض" میگوید که:
🔻بهعبارت دیگر:
🔻از نظر کانت:
🔻سپس به نقدهای دیوید هیوم میپردازیم، بهخصوص آنچه که در کتاب "گفتاری درباب دین طبیعی" آمده است. هیوم از طریق شخصیت کلینتس به نقد مفهوم "هستی ضروری" میپردازد. او معتقد است که:
🔻هیوم میگوید که:
🔻هیوم همچنین به «برهان نظم» میپردازد و میگوید که:
🔻او توضیح میدهد که:
🔻هیوم معتقد است که:
🔸هدف این کلیپ این است که نشان دهد چگونه کانت و هیوم، هر یک به روش خود، براهین سنتی وجود خدا را به چالش میکشند و با استفاده از استدلالهای فلسفی، محدودیتهای این براهین را نشان میدهند.
🔸این بحثها به ما کمک میکنند که با دقت بیشتری به موضوع وجود خدا نگاه کنیم و بهجای پذیرفتن بیچونوچرای براهین قدیمی، آنها را با دقت و تفکر بیشتری بررسی کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
🎙#اشکان (کانالِ یوتیوبِ «فلسفه و دانش»)
🔸در این کلیپ به بررسی براهین وجود خدا از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ، ایمانوئل کانت و دیوید هیوم، میپردازیم. این دو فیلسوف نقدهای مهمی به براهین سنتی وجود خدا داشتهاند که تأثیر زیادی بر فلسفه دین گذاشتهاند و ما قصد داریم این دیدگاهها را به زبانی سادهتر بررسی کنیم.
🔸ابتدا به نقد کانت بر برهان کیهانیشناختی میپردازیم. کانت در کتاب "سنجش عقل محض" میگوید که:
هر برهانی که به علیت تکیه میکند، نمیتواند از محدوده جهان حسی و تجربی ما فراتر برود.
🔻بهعبارت دیگر:
مفهوم علیت فقط در دنیای تجربه ما معنی دارد و نمیتوان آن را برای چیزی خارج از آن، مثل خدا، به کار برد.
🔻از نظر کانت:
این محدودیتها باعث میشوند که هرگونه استنتاج متافیزیکی درباره وجود خدا با مشکلات جدی روبرو شود و نتوانیم به نتیجهای قطعی برسیم.
🔻سپس به نقدهای دیوید هیوم میپردازیم، بهخصوص آنچه که در کتاب "گفتاری درباب دین طبیعی" آمده است. هیوم از طریق شخصیت کلینتس به نقد مفهوم "هستی ضروری" میپردازد. او معتقد است که:
ایدۀ "هستیِ ضروری"، همانطور که فیلسوفانی مانند آنسلم و لایبنیتس مطرح کردهاند، پر از ابهام است.
🔻هیوم میگوید که:
هیچ چیزی در تجربههای ما وجود ندارد که نشان دهد وجود چیزی، از جمله خدا، بهطور ضروری باشد. به بیان سادهتر، همه باورهای ما دربارۀ وجود چیزها، بر اساس "تجربه و مشاهده" است و نمیتوان گفت که چیزی لزوماً باید وجود داشتهباشد.
🔻هیوم همچنین به «برهان نظم» میپردازد و میگوید که:
تشبیه جهان به یک ماشین یا ساعت، که نیاز به یک سازنده هوشمند دارد، نادرست است.
🔻او توضیح میدهد که:
این تشبیهها بیشتر محدودیتهای ذهن ما را نشان میدهند که سعی میکند با استفاده از تجربیات محدود خود، به درکی از جهان برسد.
🔻هیوم معتقد است که:
این نوع براهین، به دلیل استفاده از قیاسهای ضعیف، نمیتوانند دلیل محکمی برای اثبات وجود خدا باشند.
🔸هدف این کلیپ این است که نشان دهد چگونه کانت و هیوم، هر یک به روش خود، براهین سنتی وجود خدا را به چالش میکشند و با استفاده از استدلالهای فلسفی، محدودیتهای این براهین را نشان میدهند.
🔸این بحثها به ما کمک میکنند که با دقت بیشتری به موضوع وجود خدا نگاه کنیم و بهجای پذیرفتن بیچونوچرای براهین قدیمی، آنها را با دقت و تفکر بیشتری بررسی کنیم.
🗄پست مرتبط
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظرهای درباب «برهان نظم»
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان#اثبات_خدا #هستیکاوی #فلسفه #کانت #هیوم #فلسفه_دین #الهیات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22