نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاه اسطوره‌ای به زن (۳) (+)
— اسطورۀ زن

🎙#داروین_صبوری (جامعه‌شناس)

🔸زنان در پهلوی دوم احساس می‌کردند آنچه به آن رسیده‌اند، به‌سادگی بوده و و امری طبیعی، و هرکسی بود، چنین می‌شد

چه فضایی در دهۀ ۵۰ بر سپهر سیاسی و اندیشۀ کشور حاکم بود؟ چپ‌ها و اسلام‌گرا ها در دهۀ ۵۰ چه نگاهی به زن داشتند؟

امثالِ هما ناطق چه نقشی در شکل‌گیری دیدگاهِ زنان داشتند؟ ملی‌گرایان و مذهبیون چه نگاهی به زن داشتند؟ چرا به یک‌باره جامعۀ ایران به تمام نمادهای زنانگی حمله کرد و آنها را شیطانی دانست؟

🔸دربارۀ گوگوش و نقشی که ایفا می‌کرد و داریوش و نقشِ حزب توده در شکل‌دهیِ ذهنیتِ هنرمندان

🔸آنچه علی شریعتی و آل احمد بعنوان الگو برای زنان ساختند


.


#زنان #آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ #جامعه‌شناسی #پهلوی #انقلاب_اسلامی #گوگوش #داریوش #حزب_توده #زن‌ستیزی #فرح_دیبا #علی_شریعتی #آل_احمد #دکتر_شریعتی #محمدرضا_پهلوی #محمدرشاه_شاه #رضا_شاه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from آثار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 فیلم سینمایی «کیک محبوب من»
📀 کیفیت 360p

🎥 فیلم سینمایی «کیک محبوب من»
💠 نسخۀ اورجینال
🔰 ژانر: کمدی | درام | عاشقانه
📆 سال تولید: ۱۴۰۳
📆 سال انتشار: ۱۴۰۳
👥 بازیگران: لیلی فرهادپور، اسماعیل محرابی، محمد حیدری، ملیکا پازوکی و...
👤 کارگردان: مریم مقدم و بهتاش صناعی‌ها

📄 خلاصه داستان
مهین زنی هفتاد ساله است که سال‌ها تنها زندگی کرده و تصمیم می‌‌گیرد روال کسالت‌‌‌بار زندگی فردی خود را بشکند و زندگی عاشقانه‌‌ای را برای خود احیا کند. او در همان قدم اول برای رسیدن به مسیری جدید، در برخوردی غیرمنتظره، با شبی فراموش‌نشدنی مواجه می‌‌شود.

IMDb My Favourite Cake (2024)

.


#فیلم #فیلم_سینمایی #کمدی #درام #عاشقانه #دانلود_فیلم #حجاب_اجباری #گشت_ارشاد #حجاب



🌾 @Naqdagin
⚜️ نانِ فیلسوفانه نوشتن
— نشریهٔ پراکسیس برگزار می‌کند

📓نگاهی به کتابِ «مثل فیلسوف نوشتن: آموزش نگارش مقالهٔ فلسفی» و بررسیِ چیستیِ یک «مقالهٔ فلسفی خوب»

🎙همراه با مؤلف اثر: اِی. پی. مارتینیک؛ فیلسوف و استادِ فلسفهٔ در ‌دانشگاه آستین در تگزاس

📆 زمان برگزاری: پنج‌شنبه ۳ آبان ماه، ساعت ۱۹

📌 مکان برگزاری: گوگل‌میت (آنلاین)

🟥 این کنفرانس با همراهیِ انتشارات هرمس برگزار می‌شود.

✔️جهت ثبت‌ نام می‌توانید با آیدی زیر در تلگرام در ارتباط باشید:‏ @praxispress


.


#خبر_نقدآگین #آموزش #آموزشی #نظریه_فلسفی #فلسفه #مقاله_فلسفی #روش_تحقیق #روش_پژوهش #یادداشت_تحلیلی #یادداشت_علمی #روزنامه‌نگاری



🌾 @Naqdagin
📺 میم‌ها و کهن‌الگوها
— مناظرۀ #ریچارد_داوکینز و #جردن_پیترسون

🍂 در بحثی تامل‌برانگیز بین دکتر جردن پیترسون و دکتر ریچارد داوکینز، این دو روشنفکر به تعامل پیچیده بین علم، اسطوره و دین می پردازند.

🍂 محور گفتگوی آنها تمایز بین حقایق و نمادهاست؛ جایی که داوکینز بر اهمیتِ حقایق تجربی تأکید می‌کند، درحالیکه پیترسون بر اهمیت روایت‌ها و کهن‌الگوهای اسطوره‌ای در شکل‌دادن به درک و فرهنگ انسانی استدلال می‌کند.

🍂 هر دو سخنران، دیدگاه‌های خود را در موردِ «مسیحیت فرهنگی» بیان می‌کنند. پترسون خود را یک «مسیحی فرهنگی» می‌داند که در عین حال، نسبت به برخورد «واقعیت‌انگارانه» با روایات کتاب مقدس بدبین است، درحالی‌که داوکینز اعتبار «اصول بنیادینِ مسیحیت» را به چالش می‌کشد.

🍂 بحثی نیز به منظور دستیابی به ایده‌های پیرامون میم‌ها در می‌گیرد. داوکینز آن‌ها را به‌عنوان «تکرارکننده‌های فرهنگی» تعریف می‌کند که می‌توانند از طریق تقلید گسترش یابند، تکامل می‌یابند. پترسون، با این حال، پیوندهایی بین میم‌ها و کهن الگوهای یونگی ایجاد می‌کند، و پیشنهاد می کند که برخی از روایات قدرتمند در سطح روانشناختی طنین‌انداز می‌شوند و به آنها اجازه می‌دهد تا از طریق فرهنگ‌ها منتشر شوند؛ دقیقاً مانند ویژگی‌های زیستی تحت‌تأثیر فشارهای تکاملی.

🍂 این گفتگو همچنین سوالاتی را در مورد نقش فداکاری، ارزش‌های جامعه، و پیامدهای روان‌شناختی که زیربنای رفتار انسان است، مطرح می‌کند - موضوعی که به متون کتاب مقدسی که پترسون به آنها اشاره می‌کند، مرتبط است.

🍂 هر دو متفکر در پایان گفتمان خود، با به رسمیت شناختن جهت‌گیری فکری متفاوت - تمایل داوکینز به شواهد واقعی و کاوش گستردۀ پترسون در معنای نمادین و ماهیت کهن‌الگوی تجربیات انسانی را بیان می‌کنند. این تضاد، گفت‌وگوی آن‌ها را تعریف می‌کند، زیرا تلاش می‌کنند تا دوگانگی درک‌شده بین حقیقت علمی و روایت‌های عمیقی را که فرهنگ بشری را آگاه می‌کنند، آشتی دهند، آن هم در‌حالی‌که ظرفیت‌های دگرگون‌کنندۀ داستان‌ها و چگونگی شکل‌دهی چارچوب‌های اخلاقی و اخلاقی را در نظر می‌گیرند. گفتگو با تصدیقِ پیچیدگی‌های درکِ حقیقت - اعم از تجربی و وجودی - پایان می‌یابد؛ که حاکی از نیازِ مداوم به گفتگو بین این دو قلمروست.


.


#مناظره #نقد_ادیان #اسطوره‌شناسی #فلسفیدن #اندیشه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اگر بعد از مرگ، قضاوت بر اساس اخلاقیات باشه، چی؟ (+)

اگر بعد از مرگ خدای مورد نظر شما واقعی نباشه چی؟ اگر زندگی بعد از مرگ وجود داشته باشه، ولی صرفا برای کسانی که اخلاقی زندگی کردن چی؟ اگه واقعا هر آرزویی برای دیگران داریم، در نهایت سرنوشت خودمون رو تعیین کنه چی؟


.


#نقد_ادیان #هوش_مصنوعی #کنفسیوس #اخلاق #اخلاقیات #ادیان_ابراهیمی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره» (Source)
— برشی از «میم‌ها و کهن‌الگوها»

🎙 #ریچارد_داوکینز و #جردن_پیترسون


🔗#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین کیپ را در «اینجا» بخوانید.


🌾 @Naqdagin
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
— ترجمۀ برشی از «میم‌ها و کهن‌الگوها»
(۱/۳)
پیترسون
: حقیقت، همونطور که می‌دونیم، امر پیچیده‌ای است. آیا فکر می‌کنی که تفاوتی میان ادعای حقیقتِ نویسنده‌های مختلف داستان وجود داره؟ مثلاً من گمان می‌کنم داستایفسکی بسیار عمیق‌تر است از...

داوکینز: نه، من که نمی‌گم داستان‌ ادعای حقیقتی داره.

پیترسون: حالا بر چه اساسی داستان‌ها رو از نظر کیفیت رتبه‌بندی می‌کنیم؟ مثلاً داستایفسکی واقعاً یک داستان‌نویس عمیق در زمینه فلسفی‌ست. نوشته‌هاش فوق‌العاده عمیق و مفهومی‌اند و یه چیزی در موردشون حقیقته.

داوکینز: اما این حقیقت ربطی به حقیقت علمی نداره. نگرانی درباره حقیقت علم، حقیقتی‌ست که ما را به ماه می‌رساند.

منظورم اینه که این هیچ ارتباطی با این نداره که آیا یک نویسنده داستان خیالی فهمی از طبیعت انسان داره یا نه؛ این رو می‌پذیرم.

پیترسون
:‌حالا چطور با این مفهوم روبه‌رو می‌شیم؟ از نظر کاملاً واقعی، چطور با این ایده برخورد می‌کنیم؟ بیایید درباره ختنه‌ی زنان صحبت کنیم. ما یک استدلال علمی می‌آوریم که این کار نامناسبه یا اینکه آیا داریم از دلایل دیگری صحبت می‌کنیم؟ مثل اینکه من می‌بینم در سنت یهودی-مسیحی، یکی از اولین بیانات اینه که هم مردان و هم زنان تصویر خدا رو به دوش می‌کشن و این یه لحن خاصی به همه چیزهایی که بعدش میاد میده. این یک اعلامیه شگفت‌انگیز به خاطر قدمت رادیکالش هست که هر دو جنس باید به عنوان موجوداتی با ارزش ذاتی دیده بشن، جدا از دنیای قدرت و سیاست.

اما برام واضح نیست، با وجود اینکه خیلی به این موضوع فکر کردم، چطور باید توی دنیای واقعی با این قضیه کنار بیایم. حقیقت اینه که اگه بتونم بهت ظلم کنم، چرا نباید این کارو بکنم؟

مجری: کار من اینه که همه چیز رو سر جای خودش نگه دارم. فکر می‌کنم سوالات زیادی هست که پروفسور داوکینز خیلی مستقیم پرسیده و ما هنوز جوابش رو نشنیدیم.

پروفسور در مورد تولد باکره سوال می‌کرد، تو شروع کردی به صحبت درباره تعبیر و اسطوره. فکر می‌کنم هر کسی که به این گفتگو گوش می‌ده، می‌فهمه که شاید جامعه‌ای که به تولد باکره ایمان نداره (از مرحلۀ مقدماتی اسطوره‌ نگذشته‌باشه)، نمی‌تونه راه بیفته و پیشرفتی هم تجربه کنه. شاید این قدرتی پیش‌بینی هم باشه که درباره‌اش صحبت می‌کنید.

اما به نظر من باید بفهمید که وقتی پروفسور داوکینز از شما می‌پرسه که آیا به این باور دارید که «عیسی از یک باکره به دنیا اومده»، منظورش چیزی شبیه به یک «واقعیت زیستی» هست. و به هر حال، گفتن "نمی‌دونم" یا گفتن "من صلاحیت اظهار نظر ندارم" هم جواب این سواله، اما آیا این جواب شماست؟ که شما نمی‌دونید؟

پیترسون: من قبلاً گفتم و همچنان به این اعتقاد دارم که عناصری در متن وجود دارند که من نمی‌دونم چطور باید به طور کامل براشون توضیح بدم. نمی‌تونم توضیح بدم که واقعیت و اهمیت مفهوم «رستاخیز (عیسی)» چیه؟ اطلاعات من فقط به همین جا می‌رسه.

می‌دونم که هرچی که اتفاق افتاد، به‌خاطر شروع و گسترش داستان مسیحیت، آنقدر قدرت داشت که رم رو به زانو درآورد و کارهای بت‌پرستی رو خراب کرد.

پس توی این داستان یه قدرتی هست که قابل توجهه.

داوکینز: حالا بیایید سراغ «تولد باکره». خب، تولد باکره ناشی از یه «اشتباه در ترجمه‌ی کتاب اشعیا» هست؛ خودت که اینو می‌دونی؟

پیترسون: با طرح امثال این سوالات، به نظرم اصل مطلب و ذاتِ پیام یک دین رو درک نمی‌کنید.

داوکینز: منظورت رو می‌فهمم.

پیترسون: نگاه کن، من می‌فهمم که دلایل خوبی برای بحث دربارۀ این موضوع وجود داره و سوالت کاملاً معتبره، اما از نظر من، به موضوع اصلی مربوط نیست. و بخشی از این قضیه به این برمی‌گرده که وقتی این گفتگو رو شروع کردیم، گفتم، مثلاً به نظر می‌رسه که توصیف ساختاری که از طریقش دنیا رو درک می‌کنیم، یه داستان و روایته. ما دنیا را از طریق یک داستان می‌بینیم و می‌فهمیم، و این یک چیز فوق‌العاده است، یک کشف شگفت‌انگیز. این موضوع ۶۰ سال اخیر در رشته‌های مختلف به وجود اومده، چون ما باید حقایق رو «اولویت‌بندی» کنیم. ما این حقایق رو طبق یک «الگوی خاص» اولویت‌بندی می‌کنیم و الگوهایی وجود داره که به نظر می‌رسه کار می‌کنند و به‌خوبی خودشونو ترویج می‌دند و فرهنگ‌ها رو به سمت زندگی پربار سوق می‌دهند. و الگوهای دیگری هم هست، مثل الگوی «قابیل» که به ویرانی مطلق و خونین منجر می‌شه، و دقیقاً نمی‌دونم چطور این حقیقت رو تعبیر و تفسیر کنم.

اما ما در مورد ظلم به زنان صحبت کردیم. مثلاً چطور می‌تونی به دیدی کاملا علمی-عینی این مسئله رو مطرح کنی که با زنان باید مواجهۀ برابری با مردان داشت؟

داوکینز: این یه سوال اخلاقیه و..

پیترسون: می‌دونم، دقیقا!

داوکینز: ... و من دقیقاً سوالی دربارۀ واقعیت را طرح کردم که «آیا عیسی پدر داشت یا نه» که جوابی ندادی.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
— ترجمۀ برشی از «میم‌ها و کهن‌الگوها»
(۲/۳)
پیترسون
: عیسی یک پدر یا پدر آسمانی، مثل تقریباً همه قهرمان‌های افسانه‌ای، داشت.

داوکینز
: پس او از یک باکره به دنیا نیومده. پس داری می‌گی عیسی از یک باکره به دنیا نیومده؟

اول از همه، من گفتم که من...من نمی‌دونم چطور باید دوگانگی «واقعیت» و «ارزش» رو در این مورد توضیح بدم. من هم همون حرف رو درباره رستاخیز (عیسی) زدم.

داوکینز: اینجا صحبت «ارزش» نیست، یه واقعیت ساده است. یعنی «آیا یه مرد با مریم رابطه داشت و عیسی رو به دنیا آورد؟». این یه سوال دربارۀ واقعیته، نه سوال «ارزشی-اخلاقی».

مجری: باید بفهمی که ازت چه سوالی می‌پرسند. حتی اگر فکر کنی نویسنده متون کتاب مقدس منظورش خیلی بیشتر از یه تحلیل علمی ساده از وقایعه، پروفسور داوکینز به این موضوع علاقه‌منده.

حقیقت علمی همون نوع حقیقته که اون بهش علاقه داره و حتی اگه فکر کنی به موضوعی که نویسندگان انجیل دنبال می‌کردن، ربطی نداره، اول باید این موضوع روشن بشه تا بتونه واقعا شروع به کشف کنه که داستان‌ها دربارۀ چی هستن.

بنابراین فکر می‌کنم پروفسور داوکینز از یک دیدگاه علمی سوال می‌کنه و شاید تو فکر کنی این رویکرد علمی اشتباهه، اما اگه یه لحظه بهش فکر کنی، شاید این همون چیزی باشه که به ما نشون می‌ده چه چیزهایی اشتباهه.

بیایید از یک رویکرد علمی شروع کنیم و سوال کنیم آیا این اتفاق افتاده یا نه؟

پیترسون
: به نظرم استفاده از چنین سوالی برای زیر سؤال بردن اعتبار کل این نگاه اسطوره‌محورانۀ عمیق درست نیست.

مجری: فرض کنیم که ما همه اینجا مسیحی هستیم، یک اجتماع مسیحی. و در هنگام نهار خوردن کنار هم به این فکر می‌کنیم که «به‌نظر تو واقعا این رخ داده به‌شکل واقعی و علمی؟». پاسخت فقط این خواهد بود که «نمی‌دانم»؟

پیترسون: بله.

مجری: و فکر نمی‌کنم این سوالی باشه که نامناسب باشه، فقط به خاطر کنجکاوی پرسیده می‌شه...

پیترسون: درسته.

مجری: ... که «آیا واقعا این اتفاق افتاده؟» من فکر می‌کنم خیلی از مردم این سوال رو ازت می‌پرسن، مخصوصا با توجه به موضوع این گفتگو. ما همه چیزهایی که دربارۀ استعاره‌ها و اسطوره‌ها گفتی رو شنیدیم، اما هنوز هم سوال اینه که «آیا واقعا اتفاق افتاده یا نه؟». می‌دونی، این چیزی‌یه که ازت می‌پرسن و اینکه به این راحتی گفتی «بله»، برام جالبه که چرا در خیلی از شرایطِ دیگه، نمی‌تونی همینطور راحت بگی؟

پیترسون: فکر می‌کنم چون من به موقعیت‌ها به همون شیوه‌ای که دکتر داوکینز نگاه می‌کنه، نگاه نمی‌کنم.

وضعیت واقعاً خیلی متفاوت و در خیلی از جنبه‌ها به همدیگه وابسته‌ است. مثلاً در مورد سوال دربارۀ «میم»، من ادبیات مربوط به تاریخ ایده‌های مذهبی رو می‌شناسم و می‌بینم چطور این ایده‌ها در طول هزاران سال با هم مبارزه کردن. این خیلی شبیه ادعایی‌ست که دکتر داوکینز در مورد میم مطرح می‌کنه. من اون ادبیاتِ جدلی مذهبی رو می‌شناسم ولی دکتر داوکینز اون رو نمی‌شناسه. برام خیلی سخته که از دل این ادبیات باهاش صحبت کنم چون خیلی گسترده‌ و عمیق است.

و با مسائل عمیقی دربارۀ رابطۀ بین «حقیقت استعاری» و «حقیقت مبتنی بر ارزش» و «حقیقت واقعیت‌محور-علمی» مواجهیم و عمق این ارتباط رو درک نمی‌کنیم. این یک مشکل بزرگه. ما نمی‌تونیم، هیچ مدرکی از دیدگاه علمی وجود نداره که بتونیم فقط بر اساس واقعیت‌ها خودمون رو در دنیا راهنمایی کنیم، و این خودش یک واقعیته! این موضوع در ۶۰ سال گذشته بطور مفصل توسط افراد از رشته‌های مختلف بررسی شده‌است.

ما باید واقعیت‌ها را اولویت‌بندی کنیم: نظام مشخصی از ارزش‌ها یا اخلاق داشته‌باشیم، یک سلسله‌مراتب ارزشی. ممکنه راه‌های درست و نادرست برای اولویت‌بندی واقعیت‌ها وجود داشته‌باشه، اما نمی‌تونی با ارجاع به واقعیت‌های علمی، میزان صحت و سقمِ ولویت‌بندی واقعیت‌ها داری را تعیین کنی. این یه مشکل بزرگه.

مجری: بیایید درباره‌اش صحبت کنیم، شاید کمی دور بشیم، چون فکر می‌کنم باید به موضوع «رستاخیزِ مسیح» برگردیم.

اما پروفسور داوکینز! آیا شما می‌گید که در پس‌زمینه‌ی فعالیت‌های علمی، یک فرضیه‌ی به‌اصطلاح غیرعلمی وجود داره؟

شما می‌تونید در دنیا، تحقیقات علمی انجام بدید، اما برای این کار باید انتخاب کنید که چه چیزی رو در اولویت قرار بدید و چی رو بررسی کنید.

همچنین باید به حقیقت اهمیت بدید و برای انجام این کار، از قبل، یک ارزش و انگیزه داشته‌باشید. این نوع چیزها خودشون نمی‌تونند به طور علمی توجیه بشن، و به همین دلیل به نظر می‌رسه که علم هم یک «فرض غیرعلمی» در اساس خودش داره.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
— ترجمۀ برشی از «میم‌ها و کهن‌الگوها»
(۳/۳)
داوکینز: من فکر می‌کنم چنین است که گفتید. شاید این موضوع به جوردن-ریچارد مربوط بشه، اما…خب، به‌نظرم جردن به اسطوره‌ها اهمیت می‌ده و من به واقعیت‌ها. اسطوره‌ها کمی جالبن (و در ردۀ دوم حقایق‌اند)، اما اصلی‌ترین چیز زندگیِ من نیستن! فکر می‌کنم اینا به واقعیت‌های علمی که به ما می‌گن «جهان چقدر سن داره، زمین چقدر سن داره، تاریخ زندگی»، و دستاوردهای مهندسی مثل «نشستن یک فضاپیما روی یک دنباله‌دار»، کارهایی هستند که علم به‌صورت عملی می‌تونه انجام بده، و همونطور که گفتم، «پیش‌بینی‌های نظریۀ کوانتوم»، که راجع‌به پیش‌بینی‌های نظریه کوانتوم هم باید صحبت کنیم، که به اندازه کافی دقت داره که می‌شه عرض آمریکای شمالی رو به اندازه یک مو پیش‌بینی کرد.

حالا، با اینکه نظریه کوانتوم خیلی سخته و درک کردنش کار آسانی نیست، اما این چیزی که می‌تونی ازش بگیری، معماهای کتاب مقدس هستش. اگه معماهایی هم وجود داشته‌باشه، توی سطح هم نیستن. منظورم اینه که واقعاً به درد نمی‌خوره.

پیترسون: خب، بذارید به این موضوع پاسخ بدم. یکی از چیزهایی که سعی کردم مطالعه کنم، پیش‌شرط‌های خود علم است. به نظر می‌رسد که شما با الکس موافقید که ممکنه برخی فرضیات و اصول وجود داشته‌باشه که باید پذیرفته‌بشوند (نمی‌خوام به‌جای شما صحبت کنم، می‌خوام اینو درست بفهمم) قبل از اینکه کار علمی شروع بشه. سعی کردم چند تا از این حقایق رو مشخص کنم. این بخشی از کاریه که انجام دادم تا ثابت کنم، مثلاً شما بیشتر از چیزی که فکر می‌کنید، مسیحی هستید!

بعنوان مثال، فکر می‌کنم کار علمی از فرضیه‌ای ناشی میشه که «حقیقت به سمت وحدت تمایل داره». به نظرم این بر اساس این مفهوم بنا شده که «یک نظم منطقی در کائنات وجود داره» و «این نظم بنیادین خوبه» و «برای انسان قابل فهمه» و اینکه «کشف کردن اون نظم و هم‌راستا شدن باهاش، باعث میشه زندگی پربارتر بشه»، و فکر می‌کنم که علم بر اساس این ایده بنا شده که «حقیقت تو رو آزاد می‌کنه» و به نظرم همه‌ی این‌ فروض، اصولِ مذهبی هستند و از سنت یهودی-مسیحی نشأت می‌گیرند.

اگه به این باور نداری، باید توضیح بدی چرا علم فقط در اروپا پدید اومد، و نه در هیچ‌کجای دیگه از تاریخ بشر؟ و اینکه چرا الان از همه‌‌سو مورد حمله قرار گرفته، همان فروپاشیِ اصول متافیزیک؟

به‌نظر اصلاً نیازی نبوده که تو توی زندگی‌ات نگرانِ زیرساخت‌های اسطوره‌ای باشی؟ چون همه‌چیز درست و حسابی بود.

داوکینز: بله.

پیترسون: و به همین خاطر دانشگاه‌ها می‌تونستن شکوفا بشن و تو آزادیِ فوق‌العاده‌ای داشتی که هرجا می‌خواستی به تحقیقات علمی‌ات ادامه بدی و مردم هم به خاطرش تو رو تحسین می‌کردند!

اما حالا اون زمان و وضعیت تهدید شده و جدی هم هست، و به‌نظرم بخشی از این موضوع به این برمی‌گرده که حالا این فرضیات متافیزیکی قابل سوال شدن، و این یکی از دلایلی‌ست که من به این موضوع توجه می‌کنم.

این مسئله به خاطر این نیست که من دقت پیش‌بینی‌های کوانتومی رو تحسین نمی‌کنم، یا از کارهای ماسک در ارسال راکت به مریخ خوشحال نیستم (که بیشتر به خاطر اهمیتی‌ست که به تکنولوژی می‌دهیم). ولی می‌دونی تو دانشگاه‌ها چه خبره؟ اوضاع خیلی افتضاحه و این یک مشکل علمی نیست.

داوکینز: من با این سخنت موافقم.

پیترسون: اوکی.


.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #اسطوره‌شناسی #آتئیسم #مسیحیت #اخلاق #فلسفه_اخلاق #فلسفه_دین



🌾 @Naqdagin
فیلسوف کیست؟
@Naqdagin
📘چشم‌اندازِ «از اسطوره تا دانایی»
به‌بهانۀ «فیلسوف کیست؟» (کلامِ بابک احمدی)

✍🏻#علی_صاحب‌الحواشی (+)

🍂 شبح تصور و انگارۀ "از اسطوره تا دانایی" در حوالی پانصد پیش از میلاد، در یونان پیدا شده بود که بیش از دوهزارسال بعدتر، اصحاب عصر روشنگری عَلَمش کردند و بدل به شعار محوری معرفت در عصر روشنگری شد.

🍂 یونانیان باستانِ عصر طلایی، متوجه شده بودند که دو گونه فهم/باور وجود دارد: یکی متکی به باورهای رایج عامه است و آن دیگری متکی به منطق و داوری عقلانی است (آنان هنوز به فهم منسجمی از معرفت‌تجربی دست نیافته بودند).

🍂 خودِ این پدیده که "باورهای رایج عامه" در تقابل با "معارف عقلانی" نهاده‌ شود، آن جهش دشوار و حیرت‌افکنِ آگاهی، در مقیاس تمدنی، بود که منحصراً در یونان‌باستان، و نه در هیچ جای دیگر جهان، واقع شد و بدل به "جریانی" گردید که تاریخ اندیشه در اروپا و غرب‌آسیا و غرب شبه‌قاره هند را متاثر نمود. چرا سخن از محوریت تمدنیِ این تقابل می‌زنم؟...

🌐مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۶۸۹ واژه


.


#فلسفیدن #اسطوره #معنا #معنای_زندگی #فلسغه #تاریخ_فلسفه #افلاطون #سقراط



🌾 @Naqdagin