نقدآگین
📘دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد ✍🏻 #خالد_رسولپور ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود ؟ (+)
🗄 پست مرتبط
📕دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🗄 پست مرتبط
📕دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
.
#آینه_تاریخ #چپ_ایرانی #نقد_چپ #سیاست#کودتا #تاریخ_معاصر #تاریخ #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #صنعت_نفت #ملیگرایی #سلطنتطلب #مشروطه #مشروطهخواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #انگلستان #آمریکا #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنینژاد #ناسیونالیسم #شوروی #امپریالیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘دربارۀ افسانهزدایی از رویدادهای تاریخی
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 اینکه دربارۀ یک رویداد تاریخی، ۷۰ سال پس از وقوع آن کماکان مناقشه و بحث و جدال و تفسیر و ضدتفسیر وجود داشته باشد، امری بد یا حتی غیرعادی نیست. با رعایت شروطی میتواند خوب هم باشد؛ در ادامه به چند مورد از آن شروط اشاره خواهم کرد، اما پیش از آن، خوب است مثالی را ذکر کنم که نشان میدهد این رویکرد نسبت به رویدادهای تاریخی که به هر دلیلی مهم تلقی میشوند، تنها مختص ایران نیست.
🍂 برای مثال انقلاب فرانسه را در نظر بگیرید. از همان سال ۱۷۸۹ که اولین مرحلۀ انقلاب در گرفت تحلیلهای مفصل در تأیید یا رد آن در خود فرانسه و حتی بیشتر از فرانسه در کشورهای دیگری مثل انگلیس و آمریکا نوشته شدهاند و نوشتن این تحلیلها تا امروز که قرن ۲۱ام است هنوز هم ادامه دارد. هنوز کارهای پژوهشی دامنهدار و ژرفی پیرامون رویدادهای مرتبط با انقلاب فرانسه یا پیامدهای آن بیرون میآیند.
🍂 در کنار این تحلیلها، شمار بسیاری بالایی رمان، تابلوی نقاشی، شعر، نمایشنامه و بعدها فیلم و سریال آن رویداد را موضوع کار هنری و فکری خود قرار دادهاند. بعضی نامهای بسیار بزرگی که در ادبیات، فلسفه، تاریخ، نقاشی، دانش اجتماعی و سیاسی و دیگر شاخهها میشناسیم یا تمام توان فکریشان را مستقیم و غیرمستقیم بر روی فهم انقلاب فرانسه گذاشتند (مثل آلکسی توکویل) یا دستکم آثاری مرتبط با آن رویداد پدیده آوردند (مثل ویکتور هوگو).
🍂 عدهای با ۱۷۸۹ - یعنی سال سقوط باستیل و مشروطه شدن نظام فرانسه - همدلی دارند و در مقابل ۱۷۹۲ - یعنی سال سقوط کاخ تویلری و سپس گردن زدن پادشاه (در ۱۷۹۳) - را رد میکنند. عدهای دیگر ۱۷۹۲ را نتیجۀ طبیعی و کاملکنندۀ ۱۷۸۹ میدانند. خود این دستۀ اخیر عبارت از دو گروه متضاد است: یک گروه با هدف تأیید ۱۷۹۲ و نیز ۱۷۹۳ - دوران موسوم به ترور (وحشت) و حکومت روبسپیر - چنین موضعی را اتخاذ میکنند و گروهی دیگر در مقابل با هدف تخطئۀ خود ۱۷۸۹.
گروه اول ژاکوبنها و سپس میراثداران سوسیالیست و کمونیست آنها در قرنهای نوزدهم و بیستم هستند.
گروه دوم رویالیستها و کاتولیکها و سپس میراثداران محافظهکار و فاشیست آنها در قرنهای نوزدهم و بیستم.
🍂 همین بحثهای دامنهدار را میتوان در مورد رویدادهای تاریخی مهم یا مهم انگاشتهشدۀ دیگر مثل انقلاب آمریکا، جنگ داخلی آمریکا، انقلاب روسیه، دو جنگ جهانی و رویدادهای مرتبط با آنها، جنگ داخلی اسپانیا، مناقشۀ اسرائیل و فلسطین و خلاصه انواع و اقسام جنگها، کودتاها، انقلابها و رقابتها دید
🍂 فروپاشی بلوک شرق و بحران مالی سال ۲۰۰۸ دو مورد از تازهترین رویدادهای دورانسازی هستند که احتمالاً سالها و شاید قرنها دربارۀ آنها بنویسند.
🍂 جنگ اوکراین اگر به رویدادی دورانساز منتهی شود و همچنین چهبسا اگر حال و روز کنونی خود ما در ایران و خاورمیانه پیامدهای دامنهدار و شدید پیدا کند، باز موضوعات دیگری هستند که دربارۀ آن بسیار خواهند نوشت و مناقشهها خواهند کرد.
🍂 نفس اینکه دربارۀ رویدادهای تاریخی دائماً تحلیل و نظر متفاوت بیرون بیاید نشان میدهد که نوعی پویایی و حیات هنوز در جامعه وجود دارد و ذهنها در حال کار کردن هستند و اجازۀ چیرگی کامل یک روایت دستوری واحد و از بالا را نمیدهند، ولو اینکه نظام آموزشی و رسانهای رسمی در انحصار یک گروه خاص و فعلاً اسلحه به دست باشد.
🍂 تحلیل تاریخ تحلیل رویدادهای معاصر است. حتی اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم - به تعبیر لودویگ فون میزس - هر نوع «داده/fact» در واقع دادۀ تاریخی است. دادۀ آینده معنا ندارد. به محض آنکه ما از چیزی مطلع شدیم آن چیز جزئی از تاریخ است.
🍂 ما با همان ذهنی که سراغ رویدادهای تاریخی میرویم سراغ رویدادهای سیاسی روزمره هم میرویم و از تحلیل یک نفر از تاریخ میتوان تا حد مناسبی مواضع سیاسی او در آینده را هم پیشبینی کرد - البته نه به طور قطعی، چون گاهی ممکن است تفاوت در تحلیل تاریخی صرفاً بهدلیل تفاوت در دادههایی باشد که به آنها رجوع شده است و لزوماً بیانگر تفاوت در قالبهای فکری نباشد.
🍂 پس رواج تفسیر و بازتفسیر رویدادهای تاریخی در یک جامعه نهتنها امر بدی نیست، بلکه خاص جوامع توسعهیافته است. به ندرت تحلیلگر شناختهشدهای از آفریقا را میشناسیم که رویدادهای تاریخی مهم جامعۀ خود را تحلیل کرده باشد. اگر هم چیزهایی نوشته باشند اغلب بیشتر از اینکه تحلیل تاریخی باشند نالهاند و حتی همان نالهها را هم اول طیفی از غربیها سر دادهاند و بعد اینها از روی دست آنها نوشتهاند. در مقابل غرب دائماً در حال محکوم کردن خود بوده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 اینکه دربارۀ یک رویداد تاریخی، ۷۰ سال پس از وقوع آن کماکان مناقشه و بحث و جدال و تفسیر و ضدتفسیر وجود داشته باشد، امری بد یا حتی غیرعادی نیست. با رعایت شروطی میتواند خوب هم باشد؛ در ادامه به چند مورد از آن شروط اشاره خواهم کرد، اما پیش از آن، خوب است مثالی را ذکر کنم که نشان میدهد این رویکرد نسبت به رویدادهای تاریخی که به هر دلیلی مهم تلقی میشوند، تنها مختص ایران نیست.
🍂 برای مثال انقلاب فرانسه را در نظر بگیرید. از همان سال ۱۷۸۹ که اولین مرحلۀ انقلاب در گرفت تحلیلهای مفصل در تأیید یا رد آن در خود فرانسه و حتی بیشتر از فرانسه در کشورهای دیگری مثل انگلیس و آمریکا نوشته شدهاند و نوشتن این تحلیلها تا امروز که قرن ۲۱ام است هنوز هم ادامه دارد. هنوز کارهای پژوهشی دامنهدار و ژرفی پیرامون رویدادهای مرتبط با انقلاب فرانسه یا پیامدهای آن بیرون میآیند.
🍂 در کنار این تحلیلها، شمار بسیاری بالایی رمان، تابلوی نقاشی، شعر، نمایشنامه و بعدها فیلم و سریال آن رویداد را موضوع کار هنری و فکری خود قرار دادهاند. بعضی نامهای بسیار بزرگی که در ادبیات، فلسفه، تاریخ، نقاشی، دانش اجتماعی و سیاسی و دیگر شاخهها میشناسیم یا تمام توان فکریشان را مستقیم و غیرمستقیم بر روی فهم انقلاب فرانسه گذاشتند (مثل آلکسی توکویل) یا دستکم آثاری مرتبط با آن رویداد پدیده آوردند (مثل ویکتور هوگو).
🍂 عدهای با ۱۷۸۹ - یعنی سال سقوط باستیل و مشروطه شدن نظام فرانسه - همدلی دارند و در مقابل ۱۷۹۲ - یعنی سال سقوط کاخ تویلری و سپس گردن زدن پادشاه (در ۱۷۹۳) - را رد میکنند. عدهای دیگر ۱۷۹۲ را نتیجۀ طبیعی و کاملکنندۀ ۱۷۸۹ میدانند. خود این دستۀ اخیر عبارت از دو گروه متضاد است: یک گروه با هدف تأیید ۱۷۹۲ و نیز ۱۷۹۳ - دوران موسوم به ترور (وحشت) و حکومت روبسپیر - چنین موضعی را اتخاذ میکنند و گروهی دیگر در مقابل با هدف تخطئۀ خود ۱۷۸۹.
گروه اول ژاکوبنها و سپس میراثداران سوسیالیست و کمونیست آنها در قرنهای نوزدهم و بیستم هستند.
گروه دوم رویالیستها و کاتولیکها و سپس میراثداران محافظهکار و فاشیست آنها در قرنهای نوزدهم و بیستم.
🍂 همین بحثهای دامنهدار را میتوان در مورد رویدادهای تاریخی مهم یا مهم انگاشتهشدۀ دیگر مثل انقلاب آمریکا، جنگ داخلی آمریکا، انقلاب روسیه، دو جنگ جهانی و رویدادهای مرتبط با آنها، جنگ داخلی اسپانیا، مناقشۀ اسرائیل و فلسطین و خلاصه انواع و اقسام جنگها، کودتاها، انقلابها و رقابتها دید
🍂 فروپاشی بلوک شرق و بحران مالی سال ۲۰۰۸ دو مورد از تازهترین رویدادهای دورانسازی هستند که احتمالاً سالها و شاید قرنها دربارۀ آنها بنویسند.
🍂 جنگ اوکراین اگر به رویدادی دورانساز منتهی شود و همچنین چهبسا اگر حال و روز کنونی خود ما در ایران و خاورمیانه پیامدهای دامنهدار و شدید پیدا کند، باز موضوعات دیگری هستند که دربارۀ آن بسیار خواهند نوشت و مناقشهها خواهند کرد.
🍂 نفس اینکه دربارۀ رویدادهای تاریخی دائماً تحلیل و نظر متفاوت بیرون بیاید نشان میدهد که نوعی پویایی و حیات هنوز در جامعه وجود دارد و ذهنها در حال کار کردن هستند و اجازۀ چیرگی کامل یک روایت دستوری واحد و از بالا را نمیدهند، ولو اینکه نظام آموزشی و رسانهای رسمی در انحصار یک گروه خاص و فعلاً اسلحه به دست باشد.
🍂 تحلیل تاریخ تحلیل رویدادهای معاصر است. حتی اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم - به تعبیر لودویگ فون میزس - هر نوع «داده/fact» در واقع دادۀ تاریخی است. دادۀ آینده معنا ندارد. به محض آنکه ما از چیزی مطلع شدیم آن چیز جزئی از تاریخ است.
🍂 ما با همان ذهنی که سراغ رویدادهای تاریخی میرویم سراغ رویدادهای سیاسی روزمره هم میرویم و از تحلیل یک نفر از تاریخ میتوان تا حد مناسبی مواضع سیاسی او در آینده را هم پیشبینی کرد - البته نه به طور قطعی، چون گاهی ممکن است تفاوت در تحلیل تاریخی صرفاً بهدلیل تفاوت در دادههایی باشد که به آنها رجوع شده است و لزوماً بیانگر تفاوت در قالبهای فکری نباشد.
🍂 پس رواج تفسیر و بازتفسیر رویدادهای تاریخی در یک جامعه نهتنها امر بدی نیست، بلکه خاص جوامع توسعهیافته است. به ندرت تحلیلگر شناختهشدهای از آفریقا را میشناسیم که رویدادهای تاریخی مهم جامعۀ خود را تحلیل کرده باشد. اگر هم چیزهایی نوشته باشند اغلب بیشتر از اینکه تحلیل تاریخی باشند نالهاند و حتی همان نالهها را هم اول طیفی از غربیها سر دادهاند و بعد اینها از روی دست آنها نوشتهاند. در مقابل غرب دائماً در حال محکوم کردن خود بوده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘دربارۀ افسانهزدایی از رویدادهای تاریخی
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 شاید در هیچ جایی به اندازۀ سینمای خود آمریکا جنگ ویتنام محکوم نشده باشد. چند فیلم ضد جنگ دربارۀ جنگ ویتنام میشناسید؟ آیا تاریخ شرکت آمریکا در جنگ ویتنام به همان سیاهی است که هالیوود نمایش میدهد؟ من شخصاً چون مطالعهای دربارۀ آن رویداد خاص نکردهام قضاوتی نمیکنم و موضوع بحث حاضر هم این نیست.
🍂 مهم برای ما در اینجا این است که امکان چنین نقدهایی در آمریکا وجود دارد، ولی برای مثال کسی در چین جرأت روایت آنچه را که دولت کمونیستی مائو بر سر مردمان تبت و فرهنگ و هویتشان آورد ندارد.
🍂 یا بهعنوان مثال دیگر، کارگردان ایرانی اصلاً حق ساختن فیلم ضد جنگ ندارد. درگیری جامعۀ ایران در جنگ با کشور همسایهاش بهمراتب بیشتر از درگیری جامعۀ آمریکا در جنگی با کشوری در آن طرف دنیا بود. پیامدهای جانی و مالی جنگ ایران و عراق برای دو طرف بهمراتب بیشتر از پیامدهای جانی و مالی جنگ ویتنام برای آمریکا بود. حالا چند تا فیلم ایرانی یا عراقی دیدهاید که رفتار طرف خودی در آن جنگ را به اندازۀ یک صدم آنچه در سینمای آمریکا اتفاق میافتد نقد کرده باشد؟ چه کسی جرأت چنین کاری را دارد؟
🔺«انسان غربی» تفاوت ژنتیکی با «انسان شرقی» ندارد. ساختار مغز سیاهپوست با سفیدپوست یکسان است. اما انسان غربی مدتهای طولانی در معرض یک مناسبات اجتماعی قرار گرفتهاست که دائماً از ذهنش افسانهزدایی میکند و این در طولانیمدت، چنان تفاوتی ایجاد کردهاست که بعضیها از آن نتیجۀ نژادی گرفتند؛ وگرنه در میان همان سفیدها، توهمات فراگیر میان روسها را نگاه کنید.
🍂این حرف به این معنی نیست که با هر نقد و تحلیل تاریخی که در آنجا نوشته میشود موافق باشیم یا معتقد باشیم هر که تحلیلی تاریخی مینویسد ذهنیت اسطورهای ندارد یا حتی امکان ندارد خودش بهشدت جزماندیش و متوهم باشد. موضوع این است که در یک جا امکان به دست دادن روایتهای متفاوت بیشتر از جای دیگر فراهم است، ولو اینکه عدهای از آن روایت متفاوت آزرده شوند، احساس ناامنی کنند و آن را توهینی به باورها و ارزشهای خودشان یا جامعه تلقی کنند؛ ولو اینکه آن روایتهای متفاوت لزوماً غیرمتوهمانه هم نباشند.
🍂 بحث در نهایت همان آزادی است، و نه درست یا غلط بودن حرفی که ذیل آزادی گفته میشود. خیلی از فیلسوفان و نویسندگان و کارگردانان بزرگ غربی افراد متوهمی بودند، افکار سیاسی و اجتماعی بهشدت نادرست داشتند و کمترین تصوری از اینکه اقتصاد چگونه کار میکند نداشتند. اما آزاد بودند که حرفشان را بزنند و این چیزی است که آن دست از ایرانیهایی که چندان لزومی به آزادی و دمکراسی نمیبیند باید همچون میخ هم که شده در مغزشان فرو کنند. بدون آزادی مغز و ذهن انسان رشد نمیکند؛ حتی اگر آن آزادی به معنای این باشد که چند نفر نادان هم حرف بزنند یا حتی نادانها بیشتر و بلندتر از عاقلها حرف بزنند؛ چون مسئلۀ اساسی در اینجا قرار گرفتن ذهن در معرض حرفهای متفاوت است. حکومت حق و وظیفه ندارد دهان احمقها را ببندد تا فقط صدای عاقلها شنیده شود؛ چون این در نهایت به احمق شدن همه میانجامد.
🍂 مخاطب ایرانی گفته شدن سخنان متفاوت و گاه غلط یا حتی مضحک را در غرب میبیند، کشمکشها را در آنجا میبیند و فوراً «انحطاط غرب» و سقوط قریبالوقوع آنجا و شکست دمکراسی را نتیجه میگیرد، اما در بلندمدت تفاوت جامعۀ «غربی» از «شرقی» همین است.
🍂 چنین صداهای متفاوت و نقدهای بنیادینی مخاطب سادهلوح را دچار سوگیری شناختی میکند و به این نتیجه میرساند که تاریخ «غرب» سراسر خونریزی بودهاست و در مقابل مردمان «شرقی» معصوم و ساده بودند. افسانۀ مصدق هم از محصولات همین سوگیری شناختی است و تا نیم قرن ابتدای پدید آمدنش اصلاً مورد نقادی قرار نگرفت.
🍂 ناسزاهایی که حکومت پیشین و حکومت کنونی هرکدام با انگیزههای خاص خودشان به مصدق میدادند هم نقد و افسانهزدایی نبودند. چون آنها اصلاً دنبال افسانهزدایی نبودند و دولت نمیتواند چنین کاری انجام دهد. آنها صرفاً دنبال جایگزینی افسانۀ خودشان با افسانۀ رایج در میان مردم و روشنفکران بودند.
🍂 بسیاری از رفتارهای حاکمان پیشین و کنونی را در واقع میتوان با تلاششان برای اثبات «بهتر از مصدق بودن» توضیح داد. یعنی همزمان که به او دشنام میدهند افسانه (اسطوره) او در اعماق ذهنشان ریشه کرده است. برای همین است که میگوییم دولت افزون بر اینکه مدیر خوبی نیست، افسانهزدا و روشنگر خوبی هم نیست.
🗄پست مرتبط
📕تاریخزدایان: طالبانهای قلمروی تاریخپژوهی
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 شاید در هیچ جایی به اندازۀ سینمای خود آمریکا جنگ ویتنام محکوم نشده باشد. چند فیلم ضد جنگ دربارۀ جنگ ویتنام میشناسید؟ آیا تاریخ شرکت آمریکا در جنگ ویتنام به همان سیاهی است که هالیوود نمایش میدهد؟ من شخصاً چون مطالعهای دربارۀ آن رویداد خاص نکردهام قضاوتی نمیکنم و موضوع بحث حاضر هم این نیست.
🍂 مهم برای ما در اینجا این است که امکان چنین نقدهایی در آمریکا وجود دارد، ولی برای مثال کسی در چین جرأت روایت آنچه را که دولت کمونیستی مائو بر سر مردمان تبت و فرهنگ و هویتشان آورد ندارد.
🍂 یا بهعنوان مثال دیگر، کارگردان ایرانی اصلاً حق ساختن فیلم ضد جنگ ندارد. درگیری جامعۀ ایران در جنگ با کشور همسایهاش بهمراتب بیشتر از درگیری جامعۀ آمریکا در جنگی با کشوری در آن طرف دنیا بود. پیامدهای جانی و مالی جنگ ایران و عراق برای دو طرف بهمراتب بیشتر از پیامدهای جانی و مالی جنگ ویتنام برای آمریکا بود. حالا چند تا فیلم ایرانی یا عراقی دیدهاید که رفتار طرف خودی در آن جنگ را به اندازۀ یک صدم آنچه در سینمای آمریکا اتفاق میافتد نقد کرده باشد؟ چه کسی جرأت چنین کاری را دارد؟
🔺«انسان غربی» تفاوت ژنتیکی با «انسان شرقی» ندارد. ساختار مغز سیاهپوست با سفیدپوست یکسان است. اما انسان غربی مدتهای طولانی در معرض یک مناسبات اجتماعی قرار گرفتهاست که دائماً از ذهنش افسانهزدایی میکند و این در طولانیمدت، چنان تفاوتی ایجاد کردهاست که بعضیها از آن نتیجۀ نژادی گرفتند؛ وگرنه در میان همان سفیدها، توهمات فراگیر میان روسها را نگاه کنید.
🍂این حرف به این معنی نیست که با هر نقد و تحلیل تاریخی که در آنجا نوشته میشود موافق باشیم یا معتقد باشیم هر که تحلیلی تاریخی مینویسد ذهنیت اسطورهای ندارد یا حتی امکان ندارد خودش بهشدت جزماندیش و متوهم باشد. موضوع این است که در یک جا امکان به دست دادن روایتهای متفاوت بیشتر از جای دیگر فراهم است، ولو اینکه عدهای از آن روایت متفاوت آزرده شوند، احساس ناامنی کنند و آن را توهینی به باورها و ارزشهای خودشان یا جامعه تلقی کنند؛ ولو اینکه آن روایتهای متفاوت لزوماً غیرمتوهمانه هم نباشند.
🍂 بحث در نهایت همان آزادی است، و نه درست یا غلط بودن حرفی که ذیل آزادی گفته میشود. خیلی از فیلسوفان و نویسندگان و کارگردانان بزرگ غربی افراد متوهمی بودند، افکار سیاسی و اجتماعی بهشدت نادرست داشتند و کمترین تصوری از اینکه اقتصاد چگونه کار میکند نداشتند. اما آزاد بودند که حرفشان را بزنند و این چیزی است که آن دست از ایرانیهایی که چندان لزومی به آزادی و دمکراسی نمیبیند باید همچون میخ هم که شده در مغزشان فرو کنند. بدون آزادی مغز و ذهن انسان رشد نمیکند؛ حتی اگر آن آزادی به معنای این باشد که چند نفر نادان هم حرف بزنند یا حتی نادانها بیشتر و بلندتر از عاقلها حرف بزنند؛ چون مسئلۀ اساسی در اینجا قرار گرفتن ذهن در معرض حرفهای متفاوت است. حکومت حق و وظیفه ندارد دهان احمقها را ببندد تا فقط صدای عاقلها شنیده شود؛ چون این در نهایت به احمق شدن همه میانجامد.
🍂 مخاطب ایرانی گفته شدن سخنان متفاوت و گاه غلط یا حتی مضحک را در غرب میبیند، کشمکشها را در آنجا میبیند و فوراً «انحطاط غرب» و سقوط قریبالوقوع آنجا و شکست دمکراسی را نتیجه میگیرد، اما در بلندمدت تفاوت جامعۀ «غربی» از «شرقی» همین است.
🍂 چنین صداهای متفاوت و نقدهای بنیادینی مخاطب سادهلوح را دچار سوگیری شناختی میکند و به این نتیجه میرساند که تاریخ «غرب» سراسر خونریزی بودهاست و در مقابل مردمان «شرقی» معصوم و ساده بودند. افسانۀ مصدق هم از محصولات همین سوگیری شناختی است و تا نیم قرن ابتدای پدید آمدنش اصلاً مورد نقادی قرار نگرفت.
🍂 ناسزاهایی که حکومت پیشین و حکومت کنونی هرکدام با انگیزههای خاص خودشان به مصدق میدادند هم نقد و افسانهزدایی نبودند. چون آنها اصلاً دنبال افسانهزدایی نبودند و دولت نمیتواند چنین کاری انجام دهد. آنها صرفاً دنبال جایگزینی افسانۀ خودشان با افسانۀ رایج در میان مردم و روشنفکران بودند.
🍂 بسیاری از رفتارهای حاکمان پیشین و کنونی را در واقع میتوان با تلاششان برای اثبات «بهتر از مصدق بودن» توضیح داد. یعنی همزمان که به او دشنام میدهند افسانه (اسطوره) او در اعماق ذهنشان ریشه کرده است. برای همین است که میگوییم دولت افزون بر اینکه مدیر خوبی نیست، افسانهزدا و روشنگر خوبی هم نیست.
🗄پست مرتبط
📕تاریخزدایان: طالبانهای قلمروی تاریخپژوهی
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود؟
.
#فلسفیدن#اندیشه #غرب #لیبرالیسم #تاریخ #محمد_مصدق #سلطنتطلب #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #اوکراین #روسیه #فرانسه #آفریقا #انقلاب_فرانسه #آمریکا #عراق #چین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبههی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطهخواهان به دست آمدهبود.
🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شدهبود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.
🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کردهبود؛ ارادهای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخگو میخواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وامدارِ مشروطیت، دولتی که میخواست شاهْسلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.
🍂 کودتای مردادی، بهواقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت میبُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.
🍂 دموکراسیِ ملی و قانونمندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهرهگیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفسهای خود را در حدود محدودی از آزادیهای نسبی و مدنی، میکشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تکحزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.
🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابهی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبههی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطهخواهان به دست آمدهبود.
🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شدهبود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.
🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کردهبود؛ ارادهای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخگو میخواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وامدارِ مشروطیت، دولتی که میخواست شاهْسلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.
🍂 کودتای مردادی، بهواقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت میبُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.
🍂 دموکراسیِ ملی و قانونمندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهرهگیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفسهای خود را در حدود محدودی از آزادیهای نسبی و مدنی، میکشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تکحزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.
🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابهی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.
.
#آینه_تاریخ #سیاست#کودتا #تاریخ #حکومت_قانون #انقلاب_اسلامی #آمریکا #انگلستان #تاریخ_معاصر #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #سلطنتطلب #مشروطه #مشروطهخواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنینژاد #ناسیونالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Forwarded from نقدآگین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 کودتای ۵۳
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال ۲۰۱۷، دولت #آمریکا از حالت محرمانه بیرون آورد و بنا بر آنها، مناسبات بین افراد و خیلی از موضوعات پنهان در کودتا آشکار شد.
🍂 از جمله آنکه، آمریکا و بریتانیا آنقدر به حذف مصدق از قدرت مصمم بودند که در نظر داشتند اگر شاه از توطئه کودتای آنها حمایت نکند، خود او را از تخت سلطنت ساقط کنند. آنها حدود یک ماه قبل از کودتای ۲۸ امرداد، گزینۀ روی کار آوردن یکی از برادران شاه را هم بررسی کردهبودند.
🍂 محور این #مستند جنجالی، شکافتن نقش #بریتانیا در کودتا، بویژه شخصیت مرموزی بنام نورمن داربیشایر است که از جمله مسئولیتهایش، پخش پول و سازماندهی برای کودتا بود و در ربودن، شکنجه و کشتن محمود افشار طوس، رئیس شهربانی، نقش داشته و تمام مصاحبهاش با عوامل مستند «پایان امپراتوری»، به فرمان حکومتی حذف شدهاست.
⏬ ادامه و معرفی بیشتر
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال ۲۰۱۷، دولت #آمریکا از حالت محرمانه بیرون آورد و بنا بر آنها، مناسبات بین افراد و خیلی از موضوعات پنهان در کودتا آشکار شد.
🍂 از جمله آنکه، آمریکا و بریتانیا آنقدر به حذف مصدق از قدرت مصمم بودند که در نظر داشتند اگر شاه از توطئه کودتای آنها حمایت نکند، خود او را از تخت سلطنت ساقط کنند. آنها حدود یک ماه قبل از کودتای ۲۸ امرداد، گزینۀ روی کار آوردن یکی از برادران شاه را هم بررسی کردهبودند.
🍂 محور این #مستند جنجالی، شکافتن نقش #بریتانیا در کودتا، بویژه شخصیت مرموزی بنام نورمن داربیشایر است که از جمله مسئولیتهایش، پخش پول و سازماندهی برای کودتا بود و در ربودن، شکنجه و کشتن محمود افشار طوس، رئیس شهربانی، نقش داشته و تمام مصاحبهاش با عوامل مستند «پایان امپراتوری»، به فرمان حکومتی حذف شدهاست.
⏬ ادامه و معرفی بیشتر
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 کودتای ۵۳
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال…
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال…
📘پیرامون مستند «کودتای ۵۳»
(۱/۳)
🍂 کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علاوه بر برگرداندن شاه به سلطنت، تأمین سلطهٔ سیاسی و اقتصادی (نفتی) و نظامی غرب بر ایران، پیامدهای منفی درازمدتی برای ملت ایران داشت که همچنان محسوس است.
🍂 آن کودتا، به معنای واقعی کلمه راه تحقق آرمان مشروطه و دولت دموکراتیک را قطع کرد و روند تحوّل و کثرتگرایی و سیاستوَرزی مدنی و نوین در ایران را دچار وقفهای طولانی با پیامدهای منفی ماندگار کرد.
🍂 از سر راه برداشتن دولت ملّی ایران، سرکوب و حبس و شکنجه و اعدام نیروهای ترقیخواه ملیگرا و برقراری حکومت پلیسی و سرکوبگر، پیشرفت دموکراسی و حاکمیت ملّی و مردمی در ایران را در عمل متوقف کرد.
🍂 این کودتا نهفقط پیامدهایی زیانبار در ایران داشت، بلکه روندهای مشابهی را در کل میانرودان (خاورمیانه) و آسیا و نیز در سراسر جهان پدید آورد و
🍂 امروزه حتّی سیاستمداران برجسته و بالارتبهٔ آمریکایی نیز میپذیرند و آشکارا میگویند که آن کودتا، علیه دولتی بود که با حمایت دموکراتیک مردم بر سر کار آمده بود
🍂 کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ زمینههای فعالیت سیاسی-اجتماعی آزادانه و کثرتگرایی را از میان برد و «اپوزیسیون سکولار ایران را در هم شکست» (همان) و زمینههای خشونت و سرکوب و انحصارگرایی را فراهم آورد.
🍂 همین باعث شد که روند سرکوبشدهٔ تحوّلخواهی دموکراتیک در ایران به انقلاب بهمن ۵۷ منجر شود که باز به علّت همان نبود دموکراسی و سرکوب نیروهای ملّی و مدنی در رژیم کودتایی شاهنشاهی، دچار انحصارگرایی و اسلامگرایی حکومتی شد و خیلی زود، پس از پیروزی انقلاب، همان کاری را با انقلاب مردم کرد که آمریکا و بریتانیا و ارتجاع مذهبی و شاهنشاهی در سال ۱۳۳۲ با نماد جنبش ملّی مشروطه و روند دموکراسیخواهی، عدالتطلبی و تحوّلخواهی مردم ایران کردند.
🍂 در حدود ۶۹ سال گذشته، تحقیقهای زیادی در مورد این کودتا صورت گرفته و سندهای معتبری نیز دربارهٔ آن منتشر شدهاست. از آن جمله، مطلبی است که ۴۷ سال پیش با عنوان «چگونه نیروهای «MI6» و سیا برای طرحریزی کودتای ایران همکار کردند؟» در روز ۲۶ مه ۱۹۷۵ (خرداد ۱۳۵۴) در نشریهٔ انگلیسی آبزِروِر منتشر شد.
🍂 روزنامهٔ انگلیسی گاردین/ آبزِروِر در شمارهٔ ۲ اوت ۲۰۲۰ (۱۲ مرداد ۱۳۹۹) خود اشارهای داشت به آن گزارشِ سال ۱۹۷۵ نشریهٔ آبزروِر، که در آن نقش پنهان مأموران امنیتی بریتانیایی در هدایت کودتا و برگرداندن محمدرضاشاه به ایران افشا شده بود.
🍂 در آن گزارش آمده بود که یکی از مأموران سازمان امنیت و اطلاعات بریتانیا «MI6» به نام نورمَن داربیشایر، عملیات «پنهانی و خشونتآمیزی» را برای بازگرداندن شاه هدایت میکردهاست. به نوشتهٔ گاردین/ آبزِروِر ، چند روز پس از انتشار آن گزارش، همهٔ شواهد این عملیات بریتانیایی و هویت داربیشایر از عرصهٔ اخبار عمومی حذف و محو شد!
🍂 انگیزهٔ انتشار این مطلب در گاردین، فیلم مستندی به نام «کودتای ۵۳» (اشاره به سال وقوع کودتا: ۱۹۵۳/۱۳۳۲) ساختهٔ آقای تقی امیرانی است که قرار بود، همزمان با سالگرد کودتای ۲۸ مرداد نمایش عمومی آن آغاز شود.
🍂 آقای امیرانی دربارهٔ درز کردن نقش نورمن داربیشایر در کودتا و انتشار آن در گزارش آبزِروِر میگوید:
🍂 گاردین/ آبزِروِر مینویسد:
🍂 اکنون روشن شده است که کارِ «MI6» در همکاری با سیا، که او نیز امیدوار بود محمدرضاشاه پهلوی را دوباره بر تخت سلطنت ببیند، خیلی بیش از «صرفاً تحریک برای براندازی مصدق» بود.
🍂 فیلم مستند «کودتای ۵۳» اکنون روشن میکند که بریتانیاییها شورشی را هماهنگ میکردند که تا حدّ آدمربایی، شکنجه و پول دادن به افراد و الوات برای ریختن به خیابانهای تهران [به نفع شاه] طراحی شدهبود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
🍂 کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علاوه بر برگرداندن شاه به سلطنت، تأمین سلطهٔ سیاسی و اقتصادی (نفتی) و نظامی غرب بر ایران، پیامدهای منفی درازمدتی برای ملت ایران داشت که همچنان محسوس است.
🍂 آن کودتا، به معنای واقعی کلمه راه تحقق آرمان مشروطه و دولت دموکراتیک را قطع کرد و روند تحوّل و کثرتگرایی و سیاستوَرزی مدنی و نوین در ایران را دچار وقفهای طولانی با پیامدهای منفی ماندگار کرد.
🍂 از سر راه برداشتن دولت ملّی ایران، سرکوب و حبس و شکنجه و اعدام نیروهای ترقیخواه ملیگرا و برقراری حکومت پلیسی و سرکوبگر، پیشرفت دموکراسی و حاکمیت ملّی و مردمی در ایران را در عمل متوقف کرد.
🍂 این کودتا نهفقط پیامدهایی زیانبار در ایران داشت، بلکه روندهای مشابهی را در کل میانرودان (خاورمیانه) و آسیا و نیز در سراسر جهان پدید آورد و
«این نتیجهگیری را در ذهن [سیاستسازان آمریکا] شکل بخشید که میتوانند، در جاهای دیگر هم دولتهای دردسرساز را بهآسانی سرنگون کنند… حداقل به مدّت ۲ دهه کل، روند ملّی کردن نفت را در سراسر جهان به تعویق انداخت» («کودتا»، نوشتهٔ یرواند آبراهیمیان، ترجمهٔ ناصر زرافشان، تهران، ۱۳۹۳).
🍂 امروزه حتّی سیاستمداران برجسته و بالارتبهٔ آمریکایی نیز میپذیرند و آشکارا میگویند که آن کودتا، علیه دولتی بود که با حمایت دموکراتیک مردم بر سر کار آمده بود
🍂 کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ زمینههای فعالیت سیاسی-اجتماعی آزادانه و کثرتگرایی را از میان برد و «اپوزیسیون سکولار ایران را در هم شکست» (همان) و زمینههای خشونت و سرکوب و انحصارگرایی را فراهم آورد.
🍂 همین باعث شد که روند سرکوبشدهٔ تحوّلخواهی دموکراتیک در ایران به انقلاب بهمن ۵۷ منجر شود که باز به علّت همان نبود دموکراسی و سرکوب نیروهای ملّی و مدنی در رژیم کودتایی شاهنشاهی، دچار انحصارگرایی و اسلامگرایی حکومتی شد و خیلی زود، پس از پیروزی انقلاب، همان کاری را با انقلاب مردم کرد که آمریکا و بریتانیا و ارتجاع مذهبی و شاهنشاهی در سال ۱۳۳۲ با نماد جنبش ملّی مشروطه و روند دموکراسیخواهی، عدالتطلبی و تحوّلخواهی مردم ایران کردند.
🍂 در حدود ۶۹ سال گذشته، تحقیقهای زیادی در مورد این کودتا صورت گرفته و سندهای معتبری نیز دربارهٔ آن منتشر شدهاست. از آن جمله، مطلبی است که ۴۷ سال پیش با عنوان «چگونه نیروهای «MI6» و سیا برای طرحریزی کودتای ایران همکار کردند؟» در روز ۲۶ مه ۱۹۷۵ (خرداد ۱۳۵۴) در نشریهٔ انگلیسی آبزِروِر منتشر شد.
🍂 روزنامهٔ انگلیسی گاردین/ آبزِروِر در شمارهٔ ۲ اوت ۲۰۲۰ (۱۲ مرداد ۱۳۹۹) خود اشارهای داشت به آن گزارشِ سال ۱۹۷۵ نشریهٔ آبزروِر، که در آن نقش پنهان مأموران امنیتی بریتانیایی در هدایت کودتا و برگرداندن محمدرضاشاه به ایران افشا شده بود.
🍂 در آن گزارش آمده بود که یکی از مأموران سازمان امنیت و اطلاعات بریتانیا «MI6» به نام نورمَن داربیشایر، عملیات «پنهانی و خشونتآمیزی» را برای بازگرداندن شاه هدایت میکردهاست. به نوشتهٔ گاردین/ آبزِروِر ، چند روز پس از انتشار آن گزارش، همهٔ شواهد این عملیات بریتانیایی و هویت داربیشایر از عرصهٔ اخبار عمومی حذف و محو شد!
🍂 انگیزهٔ انتشار این مطلب در گاردین، فیلم مستندی به نام «کودتای ۵۳» (اشاره به سال وقوع کودتا: ۱۹۵۳/۱۳۳۲) ساختهٔ آقای تقی امیرانی است که قرار بود، همزمان با سالگرد کودتای ۲۸ مرداد نمایش عمومی آن آغاز شود.
🍂 آقای امیرانی دربارهٔ درز کردن نقش نورمن داربیشایر در کودتا و انتشار آن در گزارش آبزِروِر میگوید:
«ما هنوز نمیدانیم که این اطلاعات را چه کسی و چرا به آبزرور داده بود. ما فقط میدانیم که [پس از آن گزارش] همهٔ اسناد و مدارک مصاحبه با داربیشایر بهسرعت ناپدید شد و کسی هم آن ماجرا را دنبال نکرد. همین، حکایت از سرپوشگذاری کامل در مورد مشارکت بریتانیا [در آن کودتا] تا همین امروز دارد».
🍂 گاردین/ آبزِروِر مینویسد:
«نخستوزیر [وقت] وینستون چرچیل با حکومت نخستین رهبر دموکرات کشور [ایران]، محمد مصدق، مخالف بود. بهطور عمده به این دلیل که این دولت منافع بریتانیا در صنعت نفت ایران را تهدید میکرد».
🍂 اکنون روشن شده است که کارِ «MI6» در همکاری با سیا، که او نیز امیدوار بود محمدرضاشاه پهلوی را دوباره بر تخت سلطنت ببیند، خیلی بیش از «صرفاً تحریک برای براندازی مصدق» بود.
🍂 فیلم مستند «کودتای ۵۳» اکنون روشن میکند که بریتانیاییها شورشی را هماهنگ میکردند که تا حدّ آدمربایی، شکنجه و پول دادن به افراد و الوات برای ریختن به خیابانهای تهران [به نفع شاه] طراحی شدهبود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 کودتای ۵۳
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال…
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال…
📘پیرامون مستند «کودتای ۵۳»
(۲/۳)
🍂 مستند «کودتای ۵۳» حاصل پژوهشهای گستردهٔ تقی امیرانی، کارگردان بریتانیایی- ایرانیتبار است که با همکاری والتر مِرچ، تدوینکنندهٔ برجستهٔ فیلمهایی مثل «مکالمه» و «بیمار انگلیسی» به مطالعهٔ گستردهٔ آرشیوهای موجود پرداخته و با بسیاری از افرادی که در کودتا مشارکت داشتهاند، مصاحبه کرده است.
🍂 مِرچ میگوید:
🍂 به نوشتهٔ گاردین:
🍂 متن یکی از قسمتهای این مجموعه دربارهٔ ایران، حاوی مصاحبهای با داربیشایر بود که حرفهای صریحی در آن زدهاست. داربیشایر در آن مصاحبه میگوید:
🍂 در آن مصاحبه، این مأمور «MI6» توضیح میدهد که «پول کلانی، خیلی بیشتر از یکونیم میلیون پوند» خرج میکند و میگوید:
🍂 گاردین مینویسد که این مصاحبه، در آن قسمت از مجموعهٔ «پایان امپراتوری» سانسور شد و هرگز پخش نشد، ولی در فیلم مستندِ «کودتای ۵۳» هنرپیشهای که نقش نورمَن داربیشایر را بازی میکند، بخشهایی از متن سانسور شدهٔ حرفهای داربیشایر را بیان میکند.
🍂 گزارش ماه مه ۱۹۷۵ آبزِروِر که پیش از این به آن اشاره شد، درست پیش از نمایش قسمت مربوط به ایرانِ مستندِ «پایان امپراتوری» از شبکهٔ ۴ تلویزیون بریتانیا منتشر شده بود. وقتی این قسمت نمایش داده شد، اثری از آن مصاحبهٔ داربیشایر در آن نبود!
🍂 حالا تقی امیرانی و مِرچ و مشاوران امنیتی آنها به این نتیجه رسیدهاند که در آن زمان و پس از نمایش خصوصی «پایان امپراتوری»، دولت بریتانیا مداخله میکند و نمیگذارد که مصاحبهٔ داربیشایر را در آن مستند بگنجانند.
🍂 با استناد به مقررات دولتی بریتانیا موسوم به D Notice (درخواست از رسانهها برای سانسور مطالب به علّت مسائل مربوط به امنیت ملّی) به آبزِروِر و دیگر نشریات نیز گفته شد که دیگر موضوع را دنبال نکنند.
🍂 داربیشایر همکاری نزدیکی با استیفن مید داشت که مأمور سیا بود. صحبتهای این شخص نیز از مستند «پایان امپراتوری» حذف شد. او همکار بریتانیاییاش (داربیشایر) را «شخصی کاملاً کاردان که فارسی و فرانسه را روان صحبت میکرد» توصیف میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
🍂 مستند «کودتای ۵۳» حاصل پژوهشهای گستردهٔ تقی امیرانی، کارگردان بریتانیایی- ایرانیتبار است که با همکاری والتر مِرچ، تدوینکنندهٔ برجستهٔ فیلمهایی مثل «مکالمه» و «بیمار انگلیسی» به مطالعهٔ گستردهٔ آرشیوهای موجود پرداخته و با بسیاری از افرادی که در کودتا مشارکت داشتهاند، مصاحبه کرده است.
🍂 مِرچ میگوید:
«ما وقتی که ساختن این فیلم را شروع کردیم، چیزی از «راز داربیشایر» یا «رازِ این راز» نمیدانستیم؛ اصلاً دنبال اینها نبودیم. تقی همانطور که جلو میرفتیم، چیزهایی کشف میکرد… طرح ما مبتنی بر نگاه کردن به مصاحبههای دیدهنشده بود… ۵۳۲ ساعت مطلب».
🍂 به نوشتهٔ گاردین:
نقطهعطف جالب این پژوهش زمانی بودهاست که آقای امیرانی شاهدی مهم در تحقیقی متروک پیدا میکند که برای ساختن مجموعهٔ مستند «پایان امپراتوری» دربارهٔ گرانادا در میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰/۱۳۵۰ صورت گرفته بود.
🍂 متن یکی از قسمتهای این مجموعه دربارهٔ ایران، حاوی مصاحبهای با داربیشایر بود که حرفهای صریحی در آن زدهاست. داربیشایر در آن مصاحبه میگوید:
«خلاصهٔ وظایفی که به من توجیه شد، خیلی ساده بود. برو آنجا [ایران]، به سفیر هم خبر نده، و برای تأمین هر پولی که ممکن است برای سرنگونی مصدق به شیوههای قانونی یا شبهقانونی لازم داشته باشی، از [منابع] سرویس امنیتی استفاده کن».
🍂 در آن مصاحبه، این مأمور «MI6» توضیح میدهد که «پول کلانی، خیلی بیشتر از یکونیم میلیون پوند» خرج میکند و میگوید:
«شخصاً دستورها را میدادم و شورشهای خیابانی را هدایت میکردم».
🍂 گاردین مینویسد که این مصاحبه، در آن قسمت از مجموعهٔ «پایان امپراتوری» سانسور شد و هرگز پخش نشد، ولی در فیلم مستندِ «کودتای ۵۳» هنرپیشهای که نقش نورمَن داربیشایر را بازی میکند، بخشهایی از متن سانسور شدهٔ حرفهای داربیشایر را بیان میکند.
🍂 گزارش ماه مه ۱۹۷۵ آبزِروِر که پیش از این به آن اشاره شد، درست پیش از نمایش قسمت مربوط به ایرانِ مستندِ «پایان امپراتوری» از شبکهٔ ۴ تلویزیون بریتانیا منتشر شده بود. وقتی این قسمت نمایش داده شد، اثری از آن مصاحبهٔ داربیشایر در آن نبود!
🍂 حالا تقی امیرانی و مِرچ و مشاوران امنیتی آنها به این نتیجه رسیدهاند که در آن زمان و پس از نمایش خصوصی «پایان امپراتوری»، دولت بریتانیا مداخله میکند و نمیگذارد که مصاحبهٔ داربیشایر را در آن مستند بگنجانند.
🍂 با استناد به مقررات دولتی بریتانیا موسوم به D Notice (درخواست از رسانهها برای سانسور مطالب به علّت مسائل مربوط به امنیت ملّی) به آبزِروِر و دیگر نشریات نیز گفته شد که دیگر موضوع را دنبال نکنند.
🍂 داربیشایر همکاری نزدیکی با استیفن مید داشت که مأمور سیا بود. صحبتهای این شخص نیز از مستند «پایان امپراتوری» حذف شد. او همکار بریتانیاییاش (داربیشایر) را «شخصی کاملاً کاردان که فارسی و فرانسه را روان صحبت میکرد» توصیف میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 کودتای ۵۳
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال…
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال…
📘پیرامون مستند «کودتای ۵۳»
(۳/۳)
🍂 گاردین مینویسد:
🍂 دکتر آبراهیمیان نیز در کتابش «کودتا» مینویسد:
🍂 مقالهٔ گاردین اضافه میکند که در تکههایی از مستند «پایان امپراتوری» که پخش نشد، داربیشایر مدعی میشود که
🍂 بریتانیاییها طراحی و اجرای کودتا را «عملیات چکمهها» نامگذاری کرده بودند و آمریکاییها از آن با نام «عملیات آژاکس» یاد میکنند.
🍂 محمدرضاشاه که پس از کودتای نافرجام ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ از کشور فرار کرده بود و در ایتالیا در تبعید بود، پس از موفقیت کودتای ۲۸ مرداد به کشور بازگشت. در روز کودتا، تیمسار فضلالله زاهدی از مخفیگاه خود به مرکز رادیو در تهران رفت و دکتر مصدق را معزول و خود را نخستوزیر ایران اعلام کرد. او با همکاری علی امینی که در آن زمان سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی بود، قرارداد معروف به «کنسرسیوم» را برای از سرگیری فروش نفت به شرکتهای آمریکایی، انگلیسی، هلندی، و فرانسوی که نزدیک به چهار سال متوقف بود، به سرانجام رساند. تیمسار سپهبد زاهدی، نخستوزیرِ کودتا، نزدیک به دو سال در این مقام بود و سپس در مقام نمایندهٔ ایران به دفتر اروپایی سازمان ملل متحد به سوییس فرستاده شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حکومت پلیسی محمدرضاشاه بیشتر از ۲۵ سال برقرار بود تا با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شد.
🍂 تقی امیرانی، سازندهٔ مستند «کودتای ۵۳» بهدرستی میگوید:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
🍂 گاردین مینویسد:
شاید تکاندهندهترین شاهد در مستند «کودتای ۵۳»، نقش بریتانیا در «ربودن [و شکنجه] و کشتن تصادفی» محمود افشار طوس، رئیس شهربانی وقت باشد.
🍂 دکتر آبراهیمیان نیز در کتابش «کودتا» مینویسد:
«فجیعترین اقدام در جهت بیثبات کردن کشور، در آخرین روز فروردین ۳۲ صورت گرفت که طی آن هواداران بقایی -با مشارکت و دخالت فعّال «MI6»- سرتیپ محمود افشارطوس، رئیس شهربانی کل کشور… را ربودند و با شکنجه او را به قتل رساندند. قاتلان جسد او را… در خارج از تهران دفن کردند تا… نشان دهند که دولت حتّی قادر نیست از چهرههای برجستهٔ خودش هم محافظت کند» (همان).
🍂 مقالهٔ گاردین اضافه میکند که در تکههایی از مستند «پایان امپراتوری» که پخش نشد، داربیشایر مدعی میشود که
او «روانشناسی شخصیت جمعیت ایرانی را درست میفهمید» و میدانست که آنها «احساس میکردند که از دههٔ ۱۹۲۰ [۱۳۰۰] تا حالا سرشان کلاه گذاشته شدهاست».
🍂 بریتانیاییها طراحی و اجرای کودتا را «عملیات چکمهها» نامگذاری کرده بودند و آمریکاییها از آن با نام «عملیات آژاکس» یاد میکنند.
🍂 محمدرضاشاه که پس از کودتای نافرجام ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ از کشور فرار کرده بود و در ایتالیا در تبعید بود، پس از موفقیت کودتای ۲۸ مرداد به کشور بازگشت. در روز کودتا، تیمسار فضلالله زاهدی از مخفیگاه خود به مرکز رادیو در تهران رفت و دکتر مصدق را معزول و خود را نخستوزیر ایران اعلام کرد. او با همکاری علی امینی که در آن زمان سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی بود، قرارداد معروف به «کنسرسیوم» را برای از سرگیری فروش نفت به شرکتهای آمریکایی، انگلیسی، هلندی، و فرانسوی که نزدیک به چهار سال متوقف بود، به سرانجام رساند. تیمسار سپهبد زاهدی، نخستوزیرِ کودتا، نزدیک به دو سال در این مقام بود و سپس در مقام نمایندهٔ ایران به دفتر اروپایی سازمان ملل متحد به سوییس فرستاده شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حکومت پلیسی محمدرضاشاه بیشتر از ۲۵ سال برقرار بود تا با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شد.
🍂 تقی امیرانی، سازندهٔ مستند «کودتای ۵۳» بهدرستی میگوید:
«این کودتا نهفقط ۶۰ سال مناسبات غرب با ایران را شکل داد، بلکه خاورمیانه را تغییر داد».
.
#آینه_تاریخ#ایران #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #تاریخ_معاصر #تاریخ #مستند_تاریخی #کودتا #سلطنت #مشروطه #پادشاهی #دیکتاتوری #انقلاب_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘فاجعۀ دولتیشدنِ نفت
(۱/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 مصدق در همان یکی دو سال نخستوزیریاش چند رویۀ فاجعهبار را در ایران تقویت کرد که هنوز هم مغز اکثر فعالین سیاسی در ایران مطابق با آنها کار میکند:
اول، توسل به همهپرسی برای دور زدن قانون و حقوق؛ [پست مرتبط]
دوم، عادی جلوه دادن و حتی افتخار به نقض مالکیت؛
سوم، پوپولیسم، قهرمانبازی، توسل قدرتطلبانه به مفهوم مبهمی به نام «مردم»، استفاده از ترور و لاتها برای پیشبرد اهداف سیاسی، یا به طور خلاصه فاشیسم.
🔺حقایق تاریخی را نباید به دعواهای سیاسی روزه آلوده کرد. نظر ما دربارۀ وقایع بعدی هر چه باشد مصدق حق انحلال مجلس را با برگزاری همهپرسی نداشت. تصور کنید نخستوزیر انگلیس وقتی ببیند در پارلمان اکثریت را از دست دادهاست، همهپرسی برگزار کرده مجلس را منحل کند و خودش قدرت را در دست بگیرد، یا آنکه برود جلوی پارلمان میان هوادارانش آنها را با دست نشان دهد و بگوید «مجلس این است!». چنین کاری در انگلیس یا هر کشور با حداقلی از استقرار قانون حتی دور از تصور است.
🍂 همین روش مصدق را محمدرضا پهلوی بعداً در جریان انقلاب سفید انجام داد و مفاد غیرقانونی و ناقض حق مالکیت آن را به رأی عمومی گذاشت. جمهوری اسلامی با همین شیوه در ۱۲ فروردین ۵۸ مستقر شد و امروز هم هواداران استبداد ناسیونالیستی در میان اپوزوسیون از چنین روشی دفاع میکنند.
🍂 این یک تناقض است که تعطیلی دمکراسی را به رأی بگذارید. اگر منشأ مشروعیت سیاسی حاکمی «مردم» است، مردم در دموکراسیهای لیبرال رایج در دنیا به «اکثریت» ترجمه میشود. بنابراین حاکم وقتی اکثریت را از دست داد، باید کنار برود. پادشاه انگلیس نمیگوید من پادشاهم چون مردم خواستهاند. ولی نخستوزیر انگلیس یا رئیسجمهور فرانسه چنین ادعایی دارند؛ پس وقتی اکثریت را از دست دادند باید کنار بروند. حالا منشأ مشروعیت مصدق چه بود؟ رأی اکثریت نمایندگان مجلس، که آن نمایندگان هم به نوبۀ خود، مشروعیتشان را از اکثریت میگرفتند.
🍂 حالا مصدق آمده و - در یک رفراندوم جعلی و مسخره که خود داستان دیگری است - مجلس را منحل کردهاست. وقتی مجلس منحل میشود، چه کسی به او اجازه داده حکومت کند؟ خدا؟ قطعاً خیر. خدا در نظامهای سنتی همیشه احکام پادشاه و خان و خلیفه و پرنس و امپراتور و خاقان و تزار را امضاء میکرد و دیده نشده که به رئیسجمهور و شهردار و نخستوزیر و دوچه و صدر هیئت رئیسه و ولی فقیه مشروعیت دادهباشد. به دستۀ دوم موجودیت متافیزیکی جدیدی به نام «مردم» مشروعیت حکومت کردن میدهد. آیا مصدق با انحلال مجلس حق حکومتش را از این خدای جدید گرفتهبود؟ باز هم پاسخ منفی است:
اولاً مگر نظام جمهوری بود و مصدق میخواست رئیسجمهور شود که مستقیم از مردم مشروعیت بگیرد؟ خود مصدق چنین ادعایی نداشت و برعکس تا پایان عمر تأکید داشت که به نظام مشروطه وفادار بود.
ثانیاً مگر مصدق خود را در معرض رأی گذاشته بود؟ خیر. پس حکومتش پس از انحلال مجلس به شرطی مشروعیت داشت که شاه اجازۀ حکومت به او میداد؛ یعنی شاه [اینکه پهلوی پدر و پسر شاه مشروطه نبودند، بحث دیگری است، چون خود مصدق شاه مشروطه بودن آنها را پذیرفته بود و در آن چهارچوب نخستوزیر شده بود] حق عزلش را داشت [نقیض ادعای نویسنده: اینجا و اینجا] و این رویه قبل از آن هم در دوران احمدشاه و میان تشکیل مجلس سوم و چهارم برقرار بود و کسی نمیگفت احمدشاه دیکتاتور است [نقیض ادعای نویسنده: اینجا].
🍂 نقلقولهایی وجود دارند که نشان میدهند مصدق این را میدانست ولی تصور نمیکرد محمدرضا پهلوی جرأت برکناریاش را داشتهباشد. در واقع، درست هم فکر میکرد و این اطرافیان پهلوی بودند که او را به سمت این کار سوق دادند.
🍂 اهمیتی ندارد که ۲۸ مرداد را کودتا بنامیم یا خیر. آنچه اتفاق افتاد از لحاظ حقوقی کاملاً مشروع بود. نتیجۀ تداوم حکومت دیکتاتوری مصدق، یا به انقلاب حزب توده و کمونیستی شدن ایران میانجامید که البته احتمالش در آن مقطع اندک بود، یا به تصاحب قدرت توسط کسی مانند حسین فاطمی و استقرار حکومتی همچون حکومت حزب بعث عراق در ایران. خود محمدرضا پهلوی بعداً، بهویژه بعد از گران شدن قیمت نفت، همین روش را در پیش گرفت و از دیکتاتوریهای جهان سومی آن دوران، از جمله صدام، تقلید کرد؛ ولی این موضوعی جداست و توجیه رفتار فاجعهبار مصدق نمیشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
(۱/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 مصدق در همان یکی دو سال نخستوزیریاش چند رویۀ فاجعهبار را در ایران تقویت کرد که هنوز هم مغز اکثر فعالین سیاسی در ایران مطابق با آنها کار میکند:
اول، توسل به همهپرسی برای دور زدن قانون و حقوق؛ [پست مرتبط]
دوم، عادی جلوه دادن و حتی افتخار به نقض مالکیت؛
سوم، پوپولیسم، قهرمانبازی، توسل قدرتطلبانه به مفهوم مبهمی به نام «مردم»، استفاده از ترور و لاتها برای پیشبرد اهداف سیاسی، یا به طور خلاصه فاشیسم.
🔺حقایق تاریخی را نباید به دعواهای سیاسی روزه آلوده کرد. نظر ما دربارۀ وقایع بعدی هر چه باشد مصدق حق انحلال مجلس را با برگزاری همهپرسی نداشت. تصور کنید نخستوزیر انگلیس وقتی ببیند در پارلمان اکثریت را از دست دادهاست، همهپرسی برگزار کرده مجلس را منحل کند و خودش قدرت را در دست بگیرد، یا آنکه برود جلوی پارلمان میان هوادارانش آنها را با دست نشان دهد و بگوید «مجلس این است!». چنین کاری در انگلیس یا هر کشور با حداقلی از استقرار قانون حتی دور از تصور است.
🍂 همین روش مصدق را محمدرضا پهلوی بعداً در جریان انقلاب سفید انجام داد و مفاد غیرقانونی و ناقض حق مالکیت آن را به رأی عمومی گذاشت. جمهوری اسلامی با همین شیوه در ۱۲ فروردین ۵۸ مستقر شد و امروز هم هواداران استبداد ناسیونالیستی در میان اپوزوسیون از چنین روشی دفاع میکنند.
🍂 این یک تناقض است که تعطیلی دمکراسی را به رأی بگذارید. اگر منشأ مشروعیت سیاسی حاکمی «مردم» است، مردم در دموکراسیهای لیبرال رایج در دنیا به «اکثریت» ترجمه میشود. بنابراین حاکم وقتی اکثریت را از دست داد، باید کنار برود. پادشاه انگلیس نمیگوید من پادشاهم چون مردم خواستهاند. ولی نخستوزیر انگلیس یا رئیسجمهور فرانسه چنین ادعایی دارند؛ پس وقتی اکثریت را از دست دادند باید کنار بروند. حالا منشأ مشروعیت مصدق چه بود؟ رأی اکثریت نمایندگان مجلس، که آن نمایندگان هم به نوبۀ خود، مشروعیتشان را از اکثریت میگرفتند.
🍂 حالا مصدق آمده و - در یک رفراندوم جعلی و مسخره که خود داستان دیگری است - مجلس را منحل کردهاست. وقتی مجلس منحل میشود، چه کسی به او اجازه داده حکومت کند؟ خدا؟ قطعاً خیر. خدا در نظامهای سنتی همیشه احکام پادشاه و خان و خلیفه و پرنس و امپراتور و خاقان و تزار را امضاء میکرد و دیده نشده که به رئیسجمهور و شهردار و نخستوزیر و دوچه و صدر هیئت رئیسه و ولی فقیه مشروعیت دادهباشد. به دستۀ دوم موجودیت متافیزیکی جدیدی به نام «مردم» مشروعیت حکومت کردن میدهد. آیا مصدق با انحلال مجلس حق حکومتش را از این خدای جدید گرفتهبود؟ باز هم پاسخ منفی است:
اولاً مگر نظام جمهوری بود و مصدق میخواست رئیسجمهور شود که مستقیم از مردم مشروعیت بگیرد؟ خود مصدق چنین ادعایی نداشت و برعکس تا پایان عمر تأکید داشت که به نظام مشروطه وفادار بود.
ثانیاً مگر مصدق خود را در معرض رأی گذاشته بود؟ خیر. پس حکومتش پس از انحلال مجلس به شرطی مشروعیت داشت که شاه اجازۀ حکومت به او میداد؛ یعنی شاه [اینکه پهلوی پدر و پسر شاه مشروطه نبودند، بحث دیگری است، چون خود مصدق شاه مشروطه بودن آنها را پذیرفته بود و در آن چهارچوب نخستوزیر شده بود] حق عزلش را داشت [نقیض ادعای نویسنده: اینجا و اینجا] و این رویه قبل از آن هم در دوران احمدشاه و میان تشکیل مجلس سوم و چهارم برقرار بود و کسی نمیگفت احمدشاه دیکتاتور است [نقیض ادعای نویسنده: اینجا].
🍂 نقلقولهایی وجود دارند که نشان میدهند مصدق این را میدانست ولی تصور نمیکرد محمدرضا پهلوی جرأت برکناریاش را داشتهباشد. در واقع، درست هم فکر میکرد و این اطرافیان پهلوی بودند که او را به سمت این کار سوق دادند.
🍂 اهمیتی ندارد که ۲۸ مرداد را کودتا بنامیم یا خیر. آنچه اتفاق افتاد از لحاظ حقوقی کاملاً مشروع بود. نتیجۀ تداوم حکومت دیکتاتوری مصدق، یا به انقلاب حزب توده و کمونیستی شدن ایران میانجامید که البته احتمالش در آن مقطع اندک بود، یا به تصاحب قدرت توسط کسی مانند حسین فاطمی و استقرار حکومتی همچون حکومت حزب بعث عراق در ایران. خود محمدرضا پهلوی بعداً، بهویژه بعد از گران شدن قیمت نفت، همین روش را در پیش گرفت و از دیکتاتوریهای جهان سومی آن دوران، از جمله صدام، تقلید کرد؛ ولی این موضوعی جداست و توجیه رفتار فاجعهبار مصدق نمیشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegram
نقدآگین
#آینه_تاریخ
🎧 زخم تاریخی ۲۸ مرداد
🎙 دکتر #علی_مرادی مراغهای (نویسنده و پژوهشگر تاریخ)
سؤال ۱۱) از نظر شما انحلال مجلس هفدهم توسط دکتر محمد مصدق قابل دفاع است؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 زخم تاریخی ۲۸ مرداد
🎙 دکتر #علی_مرادی مراغهای (نویسنده و پژوهشگر تاریخ)
سؤال ۱۱) از نظر شما انحلال مجلس هفدهم توسط دکتر محمد مصدق قابل دفاع است؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘فاجعۀ دولتیشدنِ نفت
(۲/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 البته مصدق یا هیچ فرد بهخصوصی را نمیتوان به تنهایی مسئول پیدایش این رویهها در ایران دانست. خود حکومت پهلوی با یک نمایش انتخاباتی غیرقانونی و انحلال پادشاهی مشروطه به قدرت رسیدهبود، یا در مورد ایراد نقض مالکیت (انتقاد دوم از عملکرد مصدق) که بنیان جوامع انسانی است، چنین مفهومی اساساً هیچگاه در خارج حوزۀ تمدنی غرب اعتبار چندانی نداشت.
🍂 «ملیسازی/دولتیسازی» (nationalization) یا همان غارت کسبوکارهای خصوصی در نیمۀ اول قرن بیستم حتی به اروپای غربی و تا حدی به ممالک متحد آمریکا هم تسری یافتهبود.
🍂 این نکتۀ مهم را در میان بحث تذکر دهیم که «ملیسازی» یک لفظ غلطانداز است. ما یا مالکیت خصوصی داریم یا - با کمی تسامح - مالکیت دولتی. مالکیت دولتی هم به نوبۀ خود یا راجع است، به دولت ملی/مرکزی یا راجع است به دولتهای محلی/شهرداریها. لفظ «ملی» که در زبان فارسی رایج است، هیچ مابهازای خارجی ندارد، و ملیسازی به سان پوششی برای غارت اموال مردم به دست سران دولت مستقر عمل میکند.
🍂 لودویگ فون میزس همان زمان در مورد جنبش دولتیسازی نفت در ایران گفته بود که وقتی خود دولت انگلیس درون قلمرو تحت حاکمیتش دست به دولتیسازی صنایع بزرگ میزند دولت ایران هم با همان منطق میتواند صنایع درون قلمرو تحت حاکمیتش را دولتی کند.
🍂 میزس اینجا از اصل قضیه که در واقع غارت اموال افراد است دفاع نمیکرد. سخنش این بود که وقتی خودتان یک رویۀ نقض مالکیت را باب میکنید مبنایی برای ایراد گرفتن به دیگران در دست ندارید و نمیتوانید پیشبینی کنید که این رویه روزی گریبان خودتان را نخواهد گرفت.
🍂 مقصود اینکه نمیخواهم بگویم مصدق بهتنهایی مسئول این رویههای فاجعهبار در ایران بود. اینها اساساً امواج جهانی بودند که قبل از جنگ اول جهانی مغز روشنفکران و نخبگان جهان را و بعد از آن جنگ و انقلاب روسیه به تدریج سراسر کشورهای جهان را در نوردیدند.
🍂 خود مصدق حتی در دهههای قبل در مواردی خلاف عملکردش در دوران نخستوزیری موضع میگرفت. برای نمونه:
1️⃣ از معدود کسانی بود که جرأت کرد علنی علیه طرح غیرقانونی انحلال قاجار (در اصل انحلال پادشاهی مشروطه در ایران) سخن بگوید و استدلالهای بسیار متقنی را پشت تریبون مجلس اقامه کرد.
2️⃣ در سالهای بعد از استقرار دیکتاتوری رضا پهلوی جزو معدود افرادی بود که جرأت کرد علیه طرح فاجعهبار راهآهن سراسری در مجلس سخن بگوید که این به ویژه به کام دیکتاتور جدید ایران خوش نیامد.
3️⃣ پس از شهریور بیست که محمدرضا پهلوی قصد داشت زمینهای غارت شده توسط پدرش را میان توده بذل و بخشش کند، باز مصدق به مخالفت برخاست، با این عنوان که این زمینها مالک داشتند و تو حقی برای بذلوبخشش ملکی که مالکش نیستی نداری.
🔺اما متأسفانه هرچقدر که به اواخر دهۀ بیست نزدیکتر شدیم، مصدق و اطرافیانش (بدتر از همه حسین فاطمی که رابط جبهۀ ملی با لاتها و تروریستها بود) همگام با گرایشِ عمومی جامعه، که بسیار متأثر از حزب توده بود، رویۀ دیگری در پیش گرفتند.
🍂 طرح دولتیشدن صنعت نفت را از هر لحاظ که نگاه کنیم، فاجعۀ تمامعیار حقوقی، سیاسی و اقتصادی بود. باعثِ تقویت بیسابقه و استواری هیولای استبداد در ایران شد و هنوز هم دارد آن را تغذیه میکند.
🍂 امروز پس از ۷۰ سال تکتک آن ساچمههایی که وارد بدن مردم معترض میشوند و بعد از این خواهند شد، با پول نفتی تهیه میشوند که ما هنوز فکر میکنیم بدیهی است باید مستقیم وارد خزانۀ دولت شود. بررسی تمام ابعاد این فاجعه خود یک پروژۀ پژوهشی مستقل است. بنابراین در اینجا نمیتوان به اندازۀ کافی به آن پرداخت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
(۲/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 البته مصدق یا هیچ فرد بهخصوصی را نمیتوان به تنهایی مسئول پیدایش این رویهها در ایران دانست. خود حکومت پهلوی با یک نمایش انتخاباتی غیرقانونی و انحلال پادشاهی مشروطه به قدرت رسیدهبود، یا در مورد ایراد نقض مالکیت (انتقاد دوم از عملکرد مصدق) که بنیان جوامع انسانی است، چنین مفهومی اساساً هیچگاه در خارج حوزۀ تمدنی غرب اعتبار چندانی نداشت.
🍂 «ملیسازی/دولتیسازی» (nationalization) یا همان غارت کسبوکارهای خصوصی در نیمۀ اول قرن بیستم حتی به اروپای غربی و تا حدی به ممالک متحد آمریکا هم تسری یافتهبود.
🍂 این نکتۀ مهم را در میان بحث تذکر دهیم که «ملیسازی» یک لفظ غلطانداز است. ما یا مالکیت خصوصی داریم یا - با کمی تسامح - مالکیت دولتی. مالکیت دولتی هم به نوبۀ خود یا راجع است، به دولت ملی/مرکزی یا راجع است به دولتهای محلی/شهرداریها. لفظ «ملی» که در زبان فارسی رایج است، هیچ مابهازای خارجی ندارد، و ملیسازی به سان پوششی برای غارت اموال مردم به دست سران دولت مستقر عمل میکند.
🍂 لودویگ فون میزس همان زمان در مورد جنبش دولتیسازی نفت در ایران گفته بود که وقتی خود دولت انگلیس درون قلمرو تحت حاکمیتش دست به دولتیسازی صنایع بزرگ میزند دولت ایران هم با همان منطق میتواند صنایع درون قلمرو تحت حاکمیتش را دولتی کند.
🍂 میزس اینجا از اصل قضیه که در واقع غارت اموال افراد است دفاع نمیکرد. سخنش این بود که وقتی خودتان یک رویۀ نقض مالکیت را باب میکنید مبنایی برای ایراد گرفتن به دیگران در دست ندارید و نمیتوانید پیشبینی کنید که این رویه روزی گریبان خودتان را نخواهد گرفت.
🍂 مقصود اینکه نمیخواهم بگویم مصدق بهتنهایی مسئول این رویههای فاجعهبار در ایران بود. اینها اساساً امواج جهانی بودند که قبل از جنگ اول جهانی مغز روشنفکران و نخبگان جهان را و بعد از آن جنگ و انقلاب روسیه به تدریج سراسر کشورهای جهان را در نوردیدند.
🍂 خود مصدق حتی در دهههای قبل در مواردی خلاف عملکردش در دوران نخستوزیری موضع میگرفت. برای نمونه:
1️⃣ از معدود کسانی بود که جرأت کرد علنی علیه طرح غیرقانونی انحلال قاجار (در اصل انحلال پادشاهی مشروطه در ایران) سخن بگوید و استدلالهای بسیار متقنی را پشت تریبون مجلس اقامه کرد.
2️⃣ در سالهای بعد از استقرار دیکتاتوری رضا پهلوی جزو معدود افرادی بود که جرأت کرد علیه طرح فاجعهبار راهآهن سراسری در مجلس سخن بگوید که این به ویژه به کام دیکتاتور جدید ایران خوش نیامد.
3️⃣ پس از شهریور بیست که محمدرضا پهلوی قصد داشت زمینهای غارت شده توسط پدرش را میان توده بذل و بخشش کند، باز مصدق به مخالفت برخاست، با این عنوان که این زمینها مالک داشتند و تو حقی برای بذلوبخشش ملکی که مالکش نیستی نداری.
🔺اما متأسفانه هرچقدر که به اواخر دهۀ بیست نزدیکتر شدیم، مصدق و اطرافیانش (بدتر از همه حسین فاطمی که رابط جبهۀ ملی با لاتها و تروریستها بود) همگام با گرایشِ عمومی جامعه، که بسیار متأثر از حزب توده بود، رویۀ دیگری در پیش گرفتند.
🍂 طرح دولتیشدن صنعت نفت را از هر لحاظ که نگاه کنیم، فاجعۀ تمامعیار حقوقی، سیاسی و اقتصادی بود. باعثِ تقویت بیسابقه و استواری هیولای استبداد در ایران شد و هنوز هم دارد آن را تغذیه میکند.
🍂 امروز پس از ۷۰ سال تکتک آن ساچمههایی که وارد بدن مردم معترض میشوند و بعد از این خواهند شد، با پول نفتی تهیه میشوند که ما هنوز فکر میکنیم بدیهی است باید مستقیم وارد خزانۀ دولت شود. بررسی تمام ابعاد این فاجعه خود یک پروژۀ پژوهشی مستقل است. بنابراین در اینجا نمیتوان به اندازۀ کافی به آن پرداخت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘فاجعۀ دولتیشدنِ نفت
(۳/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 دولت ایران حتی یک ریال بابت ایجاد تأسیسات استخراج، پالایش و صدور نفت پرداخت نکرده بود. زمانی که حتی در سطح جهان هم کمتر کسی برای نفت اهمیت قائل بود یک آنتروپرونر این ریسک را بر روی داراییهای خود کرد و در آستانۀ شکست کامل سرمایهگذاری خود بالاخره در مسجدسلیمان به نفت رسید.
🍂 اگر عملیات اکتشاف شکست میخورد دولت ایران موظف نبود حتی یک ریال خسارت پرداخت کند. اما مطابق با قرارداد در صورت موفقیت عملیات اکتشاف قسمتی از عایدات به دولت ایران میرسید.
🍂 مصدق هنگام نخستوزیری به خبرنگاران خارجی میگفت بروید مناطق جنوب تهران را نگاه کنید که در چه وضعی زندگی میکنند و آیا این حق است که نفت این مردم را انگلیس ببرد؟ لابد الان پس از هفتاد سال که دیگر نفت ایران را انگلیس نمیبرد جنوب تهران بهشت شده است!
🍂 این حرف اما از لحاظ تئوری اقتصادی هم مطلقاً غلط است (تاریخ را بدون دانستن تئوری نمیتوان خواند). بخش اعظم هزینۀ عملیات شرکتی مانند شرکت نفت عبارت از دستمزدی است که به پرسنل خود میپردازد. همچنین به نفع شرکت است که تجهیزات و مواد مورد نیاز خود را از همان کشور محل فعالیت خود تهیه کند، مگر آنکه امکان تهیهاش فراهم نباشد. اکثر پرسنل شرکت نفت در آن زمان کارگران ایرانی بودند. پرسنل رده بالا و متخصص البته ایرانی نبودند و یکی از مفاد قراردادی که در زمان رضا پهلوی امضاء شد، آموزش پرسنل متخصص ایرانی بود. ولی تعداد پرسنل متخصص به هر حال اندک بود. بنابراین در نهایت حاصل بخش بزرگی از عملیات شرکت نفت خواه ناخواه در خود ایران هزینه میشد و به جیب کارگر ایرانی میرفت.
🍂 دولتی شدن صنعت نفت (یا کانال سوئز یا صنایع نیشکر و قهوه و...) منطقش یک منطق سوسیالیستی است، حتی اگر هواداران آن این را ندانند. مصدق، کاشانی و پهلوی (در آن زمان) سوسیالیست نبودند، ولی با منطق سوسیالیستی عمل میکردند. و به همان دلیلی که سوسیالیسم محکوم به شکست است، ملی/دولتیسازی صنایع هم به فاجعه ختم میشود. نیازی نیست راه دوری برویم: وضعیت آرامکو سعودی را با شرکت ملی نفت ایران مقایسه کنید.
🍂 در سالها و دهههای پس از قرارداد دارسی دولت انگلیس - که تأسیسات را خریداری کرده بود - به هر حال با دولت ایران وارد مذاکره شد تا سهم ایران را افزایش دهد. ایران هم البته استدلالهای درستی در دست داشت، مانند اینکه حق ۱۶ درصدی ایران باید شامل عملیات شرکت در خارج از کشور نیز بشود، یا اینکه شرکت باید حسابهای دخل و خرج را به رویت نمایندگان دولت ایران هم برساند.
🍂 نتیجۀ مذاکرات شد انداختن متن مذاکرات درون شومینه توسط رضا پهلوی. دیکتاتور وقت ایران تصور میکرد در سطح بینالمللی هم مانند درون ایران کارها با لاتبازی مطابق میل او پیش میروند. آن زمان البته همۀ کاسه کوزهها بر سر چند نفر، از جمله تیمورتاش، شکسته شدند و بدنامی امضای قرارداد جدید هم نصیب تقیزاده شد. دیکتاتور به هر حال پاسخگو نیست.
🍂 پس از شهریور بیست، «ملی شدن» را - بنا به نظر آبراهامیان - حزب توده برای نخستین بار به کار برد. در آن جو آکنده از جهالت که از پهلوی و مصدق و کاشانی گرفته تا حزب توده و فداییان اسلام و جبهه ملی تا روشنفکر و مذهبی و شاعر و ملا، همه و همه علیرغم تمام اختلافاتشان بر سر مسائل دیگر در آن جهالت مشترک بودند، رزمآرا یکی از معدود کسانی بود که جرأت کرد و آشکارا ملی شدن را غیرممکن خواند. تاوان بر زبان آوردن حقیقت تلخ را با خونش داد و همه از مرگش شادمان شدند. انگار اگر گویندۀ حقیقت حذف شود حقیقت عوض میشود.
🍂 بنابراین اینجا هم نمیتوان گفت مصدق یگانه مقصر وضعیت به وجود آمده بود. ولی به هر حال هم در پیدایش جو به وجود آمده که باعث شد هرگونه مذاکره و امکان تفاهمی قفل شود سهیم بود، و هم اینکه وقتی مسئولیت نخستوزیری را آن هم با پیششرط تصویب «ملی شدن» صنعت نفت در مجلس پذیرفت، متهم درجه اول میشود.
🍂 مصدق پس از چند ماه تا اندازهای متوجه پوچ بودن وعدههای اولیه شد. اما وقتی از ترور دو نخستوزیر کشور تلویحاً حمایت کرده بود و اعضای حزبش با تروریستها لاس میزدند و پس از کلی وعده وعید، در نهایت نمیتوانست به همانجایی برسد که قبلیها رسیده بودند و بخاطرش محکوم شده بودند (آشنا نیست؟!). در آن شرایط ادامۀ حکومت مصدق و همزمان خودداری از دستیابی به یک توافق - که باعث میشد به خیانت متهم شود تازه اگر ترور نمیشد - فقط و فقط یک توجیه داشت: حفظ نام و آبروی شخصی. و این تنها زمینهای بود که مصدق در آن به موفقیتی تمام و کمال دست یافت. حاصل موفقیتش این شد که الان در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ من دارم دربارۀ او مطلب مینویسم نه ساعد و هژیر و علا و سهیلی و...!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
(۳/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 دولت ایران حتی یک ریال بابت ایجاد تأسیسات استخراج، پالایش و صدور نفت پرداخت نکرده بود. زمانی که حتی در سطح جهان هم کمتر کسی برای نفت اهمیت قائل بود یک آنتروپرونر این ریسک را بر روی داراییهای خود کرد و در آستانۀ شکست کامل سرمایهگذاری خود بالاخره در مسجدسلیمان به نفت رسید.
🍂 اگر عملیات اکتشاف شکست میخورد دولت ایران موظف نبود حتی یک ریال خسارت پرداخت کند. اما مطابق با قرارداد در صورت موفقیت عملیات اکتشاف قسمتی از عایدات به دولت ایران میرسید.
🍂 مصدق هنگام نخستوزیری به خبرنگاران خارجی میگفت بروید مناطق جنوب تهران را نگاه کنید که در چه وضعی زندگی میکنند و آیا این حق است که نفت این مردم را انگلیس ببرد؟ لابد الان پس از هفتاد سال که دیگر نفت ایران را انگلیس نمیبرد جنوب تهران بهشت شده است!
🍂 این حرف اما از لحاظ تئوری اقتصادی هم مطلقاً غلط است (تاریخ را بدون دانستن تئوری نمیتوان خواند). بخش اعظم هزینۀ عملیات شرکتی مانند شرکت نفت عبارت از دستمزدی است که به پرسنل خود میپردازد. همچنین به نفع شرکت است که تجهیزات و مواد مورد نیاز خود را از همان کشور محل فعالیت خود تهیه کند، مگر آنکه امکان تهیهاش فراهم نباشد. اکثر پرسنل شرکت نفت در آن زمان کارگران ایرانی بودند. پرسنل رده بالا و متخصص البته ایرانی نبودند و یکی از مفاد قراردادی که در زمان رضا پهلوی امضاء شد، آموزش پرسنل متخصص ایرانی بود. ولی تعداد پرسنل متخصص به هر حال اندک بود. بنابراین در نهایت حاصل بخش بزرگی از عملیات شرکت نفت خواه ناخواه در خود ایران هزینه میشد و به جیب کارگر ایرانی میرفت.
🍂 دولتی شدن صنعت نفت (یا کانال سوئز یا صنایع نیشکر و قهوه و...) منطقش یک منطق سوسیالیستی است، حتی اگر هواداران آن این را ندانند. مصدق، کاشانی و پهلوی (در آن زمان) سوسیالیست نبودند، ولی با منطق سوسیالیستی عمل میکردند. و به همان دلیلی که سوسیالیسم محکوم به شکست است، ملی/دولتیسازی صنایع هم به فاجعه ختم میشود. نیازی نیست راه دوری برویم: وضعیت آرامکو سعودی را با شرکت ملی نفت ایران مقایسه کنید.
🍂 در سالها و دهههای پس از قرارداد دارسی دولت انگلیس - که تأسیسات را خریداری کرده بود - به هر حال با دولت ایران وارد مذاکره شد تا سهم ایران را افزایش دهد. ایران هم البته استدلالهای درستی در دست داشت، مانند اینکه حق ۱۶ درصدی ایران باید شامل عملیات شرکت در خارج از کشور نیز بشود، یا اینکه شرکت باید حسابهای دخل و خرج را به رویت نمایندگان دولت ایران هم برساند.
🍂 نتیجۀ مذاکرات شد انداختن متن مذاکرات درون شومینه توسط رضا پهلوی. دیکتاتور وقت ایران تصور میکرد در سطح بینالمللی هم مانند درون ایران کارها با لاتبازی مطابق میل او پیش میروند. آن زمان البته همۀ کاسه کوزهها بر سر چند نفر، از جمله تیمورتاش، شکسته شدند و بدنامی امضای قرارداد جدید هم نصیب تقیزاده شد. دیکتاتور به هر حال پاسخگو نیست.
🍂 پس از شهریور بیست، «ملی شدن» را - بنا به نظر آبراهامیان - حزب توده برای نخستین بار به کار برد. در آن جو آکنده از جهالت که از پهلوی و مصدق و کاشانی گرفته تا حزب توده و فداییان اسلام و جبهه ملی تا روشنفکر و مذهبی و شاعر و ملا، همه و همه علیرغم تمام اختلافاتشان بر سر مسائل دیگر در آن جهالت مشترک بودند، رزمآرا یکی از معدود کسانی بود که جرأت کرد و آشکارا ملی شدن را غیرممکن خواند. تاوان بر زبان آوردن حقیقت تلخ را با خونش داد و همه از مرگش شادمان شدند. انگار اگر گویندۀ حقیقت حذف شود حقیقت عوض میشود.
🍂 بنابراین اینجا هم نمیتوان گفت مصدق یگانه مقصر وضعیت به وجود آمده بود. ولی به هر حال هم در پیدایش جو به وجود آمده که باعث شد هرگونه مذاکره و امکان تفاهمی قفل شود سهیم بود، و هم اینکه وقتی مسئولیت نخستوزیری را آن هم با پیششرط تصویب «ملی شدن» صنعت نفت در مجلس پذیرفت، متهم درجه اول میشود.
🍂 مصدق پس از چند ماه تا اندازهای متوجه پوچ بودن وعدههای اولیه شد. اما وقتی از ترور دو نخستوزیر کشور تلویحاً حمایت کرده بود و اعضای حزبش با تروریستها لاس میزدند و پس از کلی وعده وعید، در نهایت نمیتوانست به همانجایی برسد که قبلیها رسیده بودند و بخاطرش محکوم شده بودند (آشنا نیست؟!). در آن شرایط ادامۀ حکومت مصدق و همزمان خودداری از دستیابی به یک توافق - که باعث میشد به خیانت متهم شود تازه اگر ترور نمیشد - فقط و فقط یک توجیه داشت: حفظ نام و آبروی شخصی. و این تنها زمینهای بود که مصدق در آن به موفقیتی تمام و کمال دست یافت. حاصل موفقیتش این شد که الان در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ من دارم دربارۀ او مطلب مینویسم نه ساعد و هژیر و علا و سهیلی و...!
.
#آینه_تاریخ #اقتصاد #نقد_چپ #چپ_ایرانی#سوسیالیسم #کمونیسم #تاریخ_معاصر #پهلوی #رضاشاه #محمدرضا_پهلوی #مصدق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegram
نقدآگین
📺 سینما رکس را چه کسی آتش زد؟ (+)
🔸ساعت ۹ شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ تمام بلیطهای آخرین سانس نمایش فیلم گوزنها در سينما «رکس» آبادان به فروش رفته و ۷۰۰ نفر در سینما، تماشاگر فیلم مسعود کیمیایی بودند.
🔸هنوز فیلم به میانۀ داستان نرسیدهبود که ۴ مرد وارد لابی سینما شدند. آنها درهای سالن انتظار را بستند و بر روی زمین، مواد آتش زا پاشیدند. ۳ نفر از انها به داخل سالن نمایش رفتند و نفر چهارم کبریت را کشید.
🔸شعلههای آتش زبانه کشید. آتش، لابی و سپس تمام سالن سینما را در برگرفت. مردان، زنان و کودکان تماشاچی با دیدن شعلههای آتش به طرف درهای خروجی هجوم بردند، اما درها بسته بود. ۷۰۰ نفر در محاصره آتش قرار گرفتهبودند. دود کل سالن را گرفتهبود و بسیاری قبل از آنکه بتوانند حرکتی کنند، خفه شدهبودند.
🔸این مرگبارترین عملیات تروریستی در جهان بود و تا ۲۳ سال بعد که القاعده در ۱۱ سپتامبر برج های دوقلوی نیویورک را منفجر کرد، آتشسوزی سینما رکس، در صدر مرگبارترین حملات تروریستی دنیا بود. حملهای که نه فقط چندصد انسان بیگناه را کشت، که آتش انقلاب در ایران را شعلهور کرد و ۵ ماه بعد، رژیم سلطنتی در ایران نیز سرنگون شد.
🔸تنها چند ساعت پس از آتشسوزی سینما، اعلاميهای در سطح شهر آبادان پخش شد که شهربانی و ساواک را عامل آتشزدنِ سینما رکس معرفی میکرد. ادعایی که بسیار زود در سراسر کشور پخش شد، و نه فقط اغلب مردم ایران، بلکه برخی ناظران خارجی نیز آن را باور کردند. اما آن ۴ نفر که بودند و چه کسی سینما رکس آبادان را به آتش کشید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ساعت ۹ شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ تمام بلیطهای آخرین سانس نمایش فیلم گوزنها در سينما «رکس» آبادان به فروش رفته و ۷۰۰ نفر در سینما، تماشاگر فیلم مسعود کیمیایی بودند.
🔸هنوز فیلم به میانۀ داستان نرسیدهبود که ۴ مرد وارد لابی سینما شدند. آنها درهای سالن انتظار را بستند و بر روی زمین، مواد آتش زا پاشیدند. ۳ نفر از انها به داخل سالن نمایش رفتند و نفر چهارم کبریت را کشید.
🔸شعلههای آتش زبانه کشید. آتش، لابی و سپس تمام سالن سینما را در برگرفت. مردان، زنان و کودکان تماشاچی با دیدن شعلههای آتش به طرف درهای خروجی هجوم بردند، اما درها بسته بود. ۷۰۰ نفر در محاصره آتش قرار گرفتهبودند. دود کل سالن را گرفتهبود و بسیاری قبل از آنکه بتوانند حرکتی کنند، خفه شدهبودند.
🔸این مرگبارترین عملیات تروریستی در جهان بود و تا ۲۳ سال بعد که القاعده در ۱۱ سپتامبر برج های دوقلوی نیویورک را منفجر کرد، آتشسوزی سینما رکس، در صدر مرگبارترین حملات تروریستی دنیا بود. حملهای که نه فقط چندصد انسان بیگناه را کشت، که آتش انقلاب در ایران را شعلهور کرد و ۵ ماه بعد، رژیم سلطنتی در ایران نیز سرنگون شد.
🔸تنها چند ساعت پس از آتشسوزی سینما، اعلاميهای در سطح شهر آبادان پخش شد که شهربانی و ساواک را عامل آتشزدنِ سینما رکس معرفی میکرد. ادعایی که بسیار زود در سراسر کشور پخش شد، و نه فقط اغلب مردم ایران، بلکه برخی ناظران خارجی نیز آن را باور کردند. اما آن ۴ نفر که بودند و چه کسی سینما رکس آبادان را به آتش کشید؟
.
#در_چنین_روزی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم#تاریخ_معاصر #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #سینما_رکس #سینما #دادگاه #دادگاه_انقلاب #تروریسم #ساواک #دروغ #پروپاگاندا #انقلاب_اسلامی #روحالله_خمینی #احمد_خمینی #نواب_صفوی #مسعود_کیمیایی #آبادان #آمریکا #تروریست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دربارۀ سینما رکس
@Naqdagin
🎧دربارۀ فاجعۀ «سینما رکس آبادان»
🎙دکنر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکنر #محسن_بنائی
.
#در_چنین_روزی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_چپ #چپ_ایرانی#تاریخ_معاصر #تاریخ #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #سینما_رکس #سینما #دادگاه #دادگاه_انقلاب #تروریست #تروریسم #ساواک #دروغ #پروپاگاندا #انقلاب_اسلامی #بنیادگرایی #روحالله_خمینی #احمد_خمینی #نواب_صفوی #مسعود_کیمیایی #آبادان #مارکسیست #مارکس #لنین #انقلاب_مشروطه #مشروطه #مشروطهخواه #شریعتی #علی_شریعتی #خلیل_ملکی #صمد_بهرنگی #فرخی_یزدی #مجاهدین_خلق #فداییان_خلق #احمد_شاملو #فیلم_فارسی #حق_رای #مطالعات_زنان #جبهه_ملی #زنان #شاپور_بختیار #محمد_مصدق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اهمیت بستر فرهنگی ۸
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۸)
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸معنای آفرینش جهان در نگاه اسطورهایِ زرتشتی و اسلامی؛ مسالهمحوری در مقابلِ اطاعتمحوری
🔸مواجهۀ بسیار متفاوتِ با پرسش در اسلام و زرتشتی
🔸خشم و آز جزو دیوها در آیین زرتشتی بودند که اهورامزدا فاقد مطلق آنها بود، اما در اسلام الله مکرر با خشم توصیف میشود
🔸الله خدایی قادر مطلق است، اما اهورامزدا خردورزیِ مطلق که نیازمند طراحی و اندیشۀ صحیح و مشارکت با انسان در پیشبرد اهداف خود است
🔸حرافی و رجزخوانی در فرهنگ اسلامی
🔸آرمانگرایی گیتاگرانه و دوراندیشانۀ ایرانی در مقابلِ معاملهگری و دلالمنشی اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸معنای آفرینش جهان در نگاه اسطورهایِ زرتشتی و اسلامی؛ مسالهمحوری در مقابلِ اطاعتمحوری
🔸مواجهۀ بسیار متفاوتِ با پرسش در اسلام و زرتشتی
🔸خشم و آز جزو دیوها در آیین زرتشتی بودند که اهورامزدا فاقد مطلق آنها بود، اما در اسلام الله مکرر با خشم توصیف میشود
🔸الله خدایی قادر مطلق است، اما اهورامزدا خردورزیِ مطلق که نیازمند طراحی و اندیشۀ صحیح و مشارکت با انسان در پیشبرد اهداف خود است
🔸حرافی و رجزخوانی در فرهنگ اسلامی
🔸آرمانگرایی گیتاگرانه و دوراندیشانۀ ایرانی در مقابلِ معاملهگری و دلالمنشی اسلامی
.
#اسطورهشناسی #نقد_فرهنگ #نقد_ادیان#ادیان #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #الهیات #اسلام #نقد_اسلام #مطالعات_اسلام #جهان_اسلام #شرک #الله #زرتشتی #دینشناسی #قادسیه #گاتها #عقلانیت #خرد #اهورامزدا #اوستا #دین_شناسی #تاریخ_ادیان #سپنتا #امشاسپندان #تفکر_انتقادی #پیشرفت #ایرانشهر #ایرانشناسی #پیشرفت #توسعه_فردی #معنای_زندگی #اساطیر #اسطوره #اخلاق #اهریمن #مطالعات_فرهنگی #فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 طهران قدیم در عکسهای آرشیو کاخ گلستان — مقایسۀ نقشۀ تهران ناصری و تهران امروز 🔻در قسمت دوم مجموعهی عکسهای قاجاری لو رفته از آرشیو آلبومخانهی کاخ گلستان، قراره سراغ آلبوم شمارهی ۱۳۲ بریم و عکسهایی از تهران قدیم ببینیم. مکانها و نشونههایی که بعضیاشون…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM