Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
👤 The ARP →
🎙#امیررضایوسف_پورسیفی
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👤 The ARP →
🎙#امیررضایوسف_پورسیفی
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
.
#نقد_روشنفکران #تفکر_انتقادی #نقد_فیلم#تفکر_نقاد #سینما #فیلم #هنر #نقد #تفکر_نقاد #مجله_فیلم #قیصر #مسعود_کیمیایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 غمِ عشق 🎙Shine N Shid بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو شب از فراق تو مینالم ای پریرخسار چو روز گردد گویی در آتشم بیتو دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا همیشه زهر فراقت همی چِشَم بیتو اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خرچنگهای مردابی | #محمدعلی_بهمنی (+)
🎙#رشید_کاکاوند
🍂 محمّدعلی بهمنی (۲۷ فروردین ۱۳۲۱ – ۹ شهریور ۱۴۰۳) شاعر و غزلسرای ایرانی بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#رشید_کاکاوند
🍂 محمّدعلی بهمنی (۲۷ فروردین ۱۳۲۱ – ۹ شهریور ۱۴۰۳) شاعر و غزلسرای ایرانی بود.
در این زمانۀ بیهایوهوی لالپرست
خوشا به حال کلاغان قیلوقالپرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظۀ خود را
برای این همه ناباور خیالپرست
به شبنشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلالپرست
رسیدهها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرزه علفهای باغ کالپرست
رسیدهام به کمالی که جز انالحق نیست
کمالدار برای من کمالپرست
هنوز هم زندهام و زندهبودنم خاریست
به چشم تنگ مردم زوالپرست
.
#شعرانه #خیالپرسه #در_چنین_روزی#شعر #شاعر #غزل #غزلسرا #نیما_یوشیج #منزوی #ناصر_عبداللهی #حمیرا #حبیب #علیرضا_قربانی #شادمهر_عقیلی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 هر اثر هنری جهان خاص خودش را خلق میکند و اگر هنرمند از پس کارش به درستی بر بیاید (یعنی یک اثر منسجم و ارزشمند از نظر هنری خلق کند) آنگاه جهان جدیدی را خلق کردهاست که با حذف حواشی واقعیت، اصلیترین عناصر آن را مقابل چشم مخاطب برجسته میکند. این نخستین کارکرد، یا ظرفیتیست که اثر هنری برای خوانشهای نظری و اجتماعی فراهم میآورد.
🍂 از سوی دیگر، تجربهی مواجهه با اثری هنری که به لایههای متفاوتی از جامعه با ارزشها و نگرشهای کاملا متفاوت مربوط میشود، از جهت «ضرورتهای یک زیست جمعی» اهمیت پیدا میکنند.
🍂 ما ممکن است در تجربهی شخصی هرگز با این گروههای اجتماعی برخورد نکنیم و با توجه به ارزشها و نگرشهای بسیار متفاوت، چندان علاقهای هم به شنیدن نظرات آنها نداشتهباشیم، اما نمیتوانیم انکار کنیم که در نهایت، سرنوشت اجتماعی همهی ما به یکدیگر وابسته است؛ همین پیوستگیِ اجتماعی ضرورت و اهمیت آثاری را تعیین میکند که ما را با لایههای دیگر جامعه آشنا میکنند. «قیصر» یکی از شاخصترین این فیلمها در تاریخ سینمای ماست.
🍂 جهان فیلم قیصر، جهانی کاملا منسجم با قواعدیست که تمامی اجزای آن در-هم-تنیدهاند و از نظم واحدی پیروی میکنند؛ حتی اختلاف نگرشهای موجود در فیلم (مثل جدال قیصر با ارزشهای خاندایی)، صرفا در دل همان قشر اجتماعی قابل فهم هستند و خبر از یک «گذار» در این اجتماع مشخص میدهند. استقبال باقی اهالی محل از تصمیم قیصر، و حتی همراهی آشکارا تشویقکنندهی آنها در مسیر انتقامجویی او نیز نشان میدهد که قیصر در جهانبینی خودش، اصلا موجودی خاص و یگانه نیست؛ حتی دلیلِ استقبالِ گیشهی سینما از فیلم را هم میتوان در تداوم همین همدلی عمومی با اهالی محلهی قیصر فهم کرد.
🍂 اگر من بخواهم به اختصار داستان قیصر را در دو «عاملیت» ویژه خلاصه کنم، نخست فیلم را حکایتگر «بیگانگی» یک قشر اجتماعی، با قواعد کلان سیاسی و اجتماعی میدانم. نه قیصر، نه هیچ یک از هممحلیهای او کوچکترین پیوند و اشتراکی با نظم حقوقی موجود احساس نمیکنند. در نتیجه، حوالهکردنِ مسائلِ خودشان به چنین نظمی را مصداق «بیغیرتی» میدانند.
🍂 فهمی سطحی و تقلیلگرایانه از معنای این «غیرت» میتواند آن را صرفا در تعصبهای ناموسی خلاصه کند، اما غیرت مورد اشارهی من، برای این قشر اجتماعی، کارکردِ نوعی از «مسوولیت اجتماعی» را دارد و اتفاقا با همین خوانش و کارکرد است که به دومین عاملیت تعیینکننده در فیلم میرسیم: «ضرورت عمل اجتماعی».
🍂 حتی در مناقشهی بین «خاندایی» و «قیصر»، به نظر نمیرسد که بر سر بخش اول مساله، اختلافنظری وجود داشتهباشد. خاستگاه ارزشهای آنان مشترک است و اختلافی اگر ایجاد شده، بر سر وجه دوم یا همان «ضرورت عمل» است.
🍂 البته «مادرِ» قیصر، اشارۀ گذرایی به واگذاریِ مساله به ماموران قانون میکند، اما بهنظر نمیرسد که پیشنهادش از سر وجود یک نوع نگرش متفاوت (مثلا باور به ضرورت پایبندی به نظم نوین حقوقی) باشد. او هم صرفا میخواهد به بهانهای جلوی «ضرورت عمل» قیصر را بگیرد.
🍂 از ترکیب این دو وجه مهم، یعنی «احساس بیگانگی با جهان موجود» و البته «ضرورت عمل اجتماعی» است که مشخصا «انسان یاغی» زاده میشود.
🍂 اینکه ۱۰ سال پس از ساختِ فیلم، انقلابی در کشور رخ داد که بسیاری رویکرد و فرم آن را با گرایشهای حاضر در فیلم کیمیایی مشابه دانستند، نه نقطهی ضعف کیمیایی، بلکه اتفاقا نشاندهندهی اوج نبوغ او بود که توانستهبود واقعیتی را که زیر پوست لایههای پنهان اجتماعی در جریان است، پیشاپیش تشخیص دهد و به تصویر بکشد.
🍂 سنت دیرپا و البته آشنایی برای ماست که در نظامهای استبدادی، هرگاه منتقدی نسبت به ناهنجاریهای اجتماعی هشداری بدهد، یا هنرمندی این عارضهها را به تصویر بکشد، دستگاه سانسور، بهجای آنکه هشدارها را جدی بگیرد و تلاش کند کارکردهای خودش را اصلاح کند، ترجیح میدهد که صدای هشدار را خاموش و سرکوب کند.
🍂 نگاه تکبعدی دستگاه سانسور گمان میکند که با سرکوبِ «نشانهها» میتواند بر ریشهها غلبه کند. اگر چنین رویکردی از جانب «سانسورچیها» قابل فهم باشد، تکرار آن از جانب مدعیان «نقد اجتماعی» واقعا حیرتانگیز است.
🍂 نیمقرن پس از آن «ضرورت عمل»ی که به فاجعهی ۵۷ ختم شد، همچنان شاهد خوانشهای شگفتانگیزی از تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور هستیم که حتی با دیدنِ نتایج وقایع هم بهجای درس گرفتن در باب عوامل مشهود اجتماعی، انگشت اتهام را به سمت و سوی هشداردهندگان و حتی هنرمندان اشاره میروند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 هر اثر هنری جهان خاص خودش را خلق میکند و اگر هنرمند از پس کارش به درستی بر بیاید (یعنی یک اثر منسجم و ارزشمند از نظر هنری خلق کند) آنگاه جهان جدیدی را خلق کردهاست که با حذف حواشی واقعیت، اصلیترین عناصر آن را مقابل چشم مخاطب برجسته میکند. این نخستین کارکرد، یا ظرفیتیست که اثر هنری برای خوانشهای نظری و اجتماعی فراهم میآورد.
🍂 از سوی دیگر، تجربهی مواجهه با اثری هنری که به لایههای متفاوتی از جامعه با ارزشها و نگرشهای کاملا متفاوت مربوط میشود، از جهت «ضرورتهای یک زیست جمعی» اهمیت پیدا میکنند.
🍂 ما ممکن است در تجربهی شخصی هرگز با این گروههای اجتماعی برخورد نکنیم و با توجه به ارزشها و نگرشهای بسیار متفاوت، چندان علاقهای هم به شنیدن نظرات آنها نداشتهباشیم، اما نمیتوانیم انکار کنیم که در نهایت، سرنوشت اجتماعی همهی ما به یکدیگر وابسته است؛ همین پیوستگیِ اجتماعی ضرورت و اهمیت آثاری را تعیین میکند که ما را با لایههای دیگر جامعه آشنا میکنند. «قیصر» یکی از شاخصترین این فیلمها در تاریخ سینمای ماست.
🍂 جهان فیلم قیصر، جهانی کاملا منسجم با قواعدیست که تمامی اجزای آن در-هم-تنیدهاند و از نظم واحدی پیروی میکنند؛ حتی اختلاف نگرشهای موجود در فیلم (مثل جدال قیصر با ارزشهای خاندایی)، صرفا در دل همان قشر اجتماعی قابل فهم هستند و خبر از یک «گذار» در این اجتماع مشخص میدهند. استقبال باقی اهالی محل از تصمیم قیصر، و حتی همراهی آشکارا تشویقکنندهی آنها در مسیر انتقامجویی او نیز نشان میدهد که قیصر در جهانبینی خودش، اصلا موجودی خاص و یگانه نیست؛ حتی دلیلِ استقبالِ گیشهی سینما از فیلم را هم میتوان در تداوم همین همدلی عمومی با اهالی محلهی قیصر فهم کرد.
🍂 اگر من بخواهم به اختصار داستان قیصر را در دو «عاملیت» ویژه خلاصه کنم، نخست فیلم را حکایتگر «بیگانگی» یک قشر اجتماعی، با قواعد کلان سیاسی و اجتماعی میدانم. نه قیصر، نه هیچ یک از هممحلیهای او کوچکترین پیوند و اشتراکی با نظم حقوقی موجود احساس نمیکنند. در نتیجه، حوالهکردنِ مسائلِ خودشان به چنین نظمی را مصداق «بیغیرتی» میدانند.
🍂 فهمی سطحی و تقلیلگرایانه از معنای این «غیرت» میتواند آن را صرفا در تعصبهای ناموسی خلاصه کند، اما غیرت مورد اشارهی من، برای این قشر اجتماعی، کارکردِ نوعی از «مسوولیت اجتماعی» را دارد و اتفاقا با همین خوانش و کارکرد است که به دومین عاملیت تعیینکننده در فیلم میرسیم: «ضرورت عمل اجتماعی».
🍂 حتی در مناقشهی بین «خاندایی» و «قیصر»، به نظر نمیرسد که بر سر بخش اول مساله، اختلافنظری وجود داشتهباشد. خاستگاه ارزشهای آنان مشترک است و اختلافی اگر ایجاد شده، بر سر وجه دوم یا همان «ضرورت عمل» است.
🍂 البته «مادرِ» قیصر، اشارۀ گذرایی به واگذاریِ مساله به ماموران قانون میکند، اما بهنظر نمیرسد که پیشنهادش از سر وجود یک نوع نگرش متفاوت (مثلا باور به ضرورت پایبندی به نظم نوین حقوقی) باشد. او هم صرفا میخواهد به بهانهای جلوی «ضرورت عمل» قیصر را بگیرد.
🍂 از ترکیب این دو وجه مهم، یعنی «احساس بیگانگی با جهان موجود» و البته «ضرورت عمل اجتماعی» است که مشخصا «انسان یاغی» زاده میشود.
🍂 اینکه ۱۰ سال پس از ساختِ فیلم، انقلابی در کشور رخ داد که بسیاری رویکرد و فرم آن را با گرایشهای حاضر در فیلم کیمیایی مشابه دانستند، نه نقطهی ضعف کیمیایی، بلکه اتفاقا نشاندهندهی اوج نبوغ او بود که توانستهبود واقعیتی را که زیر پوست لایههای پنهان اجتماعی در جریان است، پیشاپیش تشخیص دهد و به تصویر بکشد.
🍂 سنت دیرپا و البته آشنایی برای ماست که در نظامهای استبدادی، هرگاه منتقدی نسبت به ناهنجاریهای اجتماعی هشداری بدهد، یا هنرمندی این عارضهها را به تصویر بکشد، دستگاه سانسور، بهجای آنکه هشدارها را جدی بگیرد و تلاش کند کارکردهای خودش را اصلاح کند، ترجیح میدهد که صدای هشدار را خاموش و سرکوب کند.
🍂 نگاه تکبعدی دستگاه سانسور گمان میکند که با سرکوبِ «نشانهها» میتواند بر ریشهها غلبه کند. اگر چنین رویکردی از جانب «سانسورچیها» قابل فهم باشد، تکرار آن از جانب مدعیان «نقد اجتماعی» واقعا حیرتانگیز است.
🍂 نیمقرن پس از آن «ضرورت عمل»ی که به فاجعهی ۵۷ ختم شد، همچنان شاهد خوانشهای شگفتانگیزی از تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور هستیم که حتی با دیدنِ نتایج وقایع هم بهجای درس گرفتن در باب عوامل مشهود اجتماعی، انگشت اتهام را به سمت و سوی هشداردهندگان و حتی هنرمندان اشاره میروند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 گروه نخست که بهصورت یک مضحکهی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعهشناس» ظهور پیدا کردهاند، بهجای تلاش برای یافتن ریشههای بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب میزنند! یعنی بهجای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی میکند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفتهاند که «تو لیاقت نظم حقوقیات را نداشتی»! یا مضحکتر اینکه به هنرمندان نهیب میزنند که «چرا واقعیت را همانگونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!
🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تاملتر هستند. این گروه، دستکم به این اندازه دنکیشوتوار بر سیمای واقعیت چنگ نمیکشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخهی درمان متفاوتی را تجویز میکنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار میدهند: «ضرورت عمل».
🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقهی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصهی سینما، در رمانهای دههی ۷۰ قابل مشاهده است. جمعبندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه میشود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!
🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونتآمیز» آن بود و نه سویههای نظری و ایدهآلهای واپسگرایانهی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف میشود با تخطئهی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه میرسند که در ادعای «خشونتپرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی میگیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجنمال میکنند «روح طغیانگری و مقاومت»ی است که بنمایهی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.
🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریههای کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد میکنند، سبب شد که نتیجهی نهایی یک دستگاه بهنسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلیترین سنگبنای سنت سیاستورزی «اصلاحطلبان ایرانی» را تشکیل میدهد.
🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) میتواند توضیح دهندهی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاحطلبانی باشد که تمرکز اصلیشان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصهی سیاست، و اقبال به سمتوسویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافقگرا» به دست آورده.
🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، بهطرز جالبی در میان اصلاحطلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت پهلوی کاملا مشترک است!
🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنتطلبان، در اکثر حوزههای تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانههای شبهامنیتی اصلاحطلبان قرار دارد!
🍂 پشتوانههای نظری و تاریخی این رویکرد را سالهاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کردهاند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصهی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهههای ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.
🍂 جریان جدید پهلویگرا نیز، همین منطق و همین تاریخنگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمهای و با این حجم تنفر از نقشآفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئهی تمامی بنمایههای دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 گروه نخست که بهصورت یک مضحکهی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعهشناس» ظهور پیدا کردهاند، بهجای تلاش برای یافتن ریشههای بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب میزنند! یعنی بهجای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی میکند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفتهاند که «تو لیاقت نظم حقوقیات را نداشتی»! یا مضحکتر اینکه به هنرمندان نهیب میزنند که «چرا واقعیت را همانگونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!
🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تاملتر هستند. این گروه، دستکم به این اندازه دنکیشوتوار بر سیمای واقعیت چنگ نمیکشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخهی درمان متفاوتی را تجویز میکنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار میدهند: «ضرورت عمل».
🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقهی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصهی سینما، در رمانهای دههی ۷۰ قابل مشاهده است. جمعبندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه میشود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!
🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونتآمیز» آن بود و نه سویههای نظری و ایدهآلهای واپسگرایانهی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف میشود با تخطئهی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه میرسند که در ادعای «خشونتپرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی میگیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجنمال میکنند «روح طغیانگری و مقاومت»ی است که بنمایهی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.
🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریههای کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد میکنند، سبب شد که نتیجهی نهایی یک دستگاه بهنسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلیترین سنگبنای سنت سیاستورزی «اصلاحطلبان ایرانی» را تشکیل میدهد.
🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) میتواند توضیح دهندهی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاحطلبانی باشد که تمرکز اصلیشان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصهی سیاست، و اقبال به سمتوسویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافقگرا» به دست آورده.
🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، بهطرز جالبی در میان اصلاحطلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت پهلوی کاملا مشترک است!
🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنتطلبان، در اکثر حوزههای تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانههای شبهامنیتی اصلاحطلبان قرار دارد!
🍂 پشتوانههای نظری و تاریخی این رویکرد را سالهاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کردهاند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصهی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهههای ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.
🍂 جریان جدید پهلویگرا نیز، همین منطق و همین تاریخنگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمهای و با این حجم تنفر از نقشآفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئهی تمامی بنمایههای دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
.
#نقد_فیلم #اپوزیشنقد #استمرارطالبان#سلطنتطلب #پهلوی #پهلویسم #مشروطهخواه #سینما #انقلاب #غیرت #ناموس #مسعود_کیمیایی #قیصر #فیلم_فارسی #اصلاحطلبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
نقدآگین
#خبر_نقدآگین ملال هم چیزی در خود دارد. البته ممکن است آدم را ناراحت کند، اما در عین حال میتواند سبب شود که با پرسشهای بزرگ زندگی مانند معنا و هدف روبرو شویم. همچنین ملال فرصتی است برای کشف و ابداع. ملال فاصلهای ایجاد میکند که در آن افکار و ایده های جدید…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خبر_نقدآگین
⚜️نشریهٔ پراکسیس برگزار میکند:
مدخلهای ورود به فلسفهٔ قرون وسطی
📆 زمان برگزاری: پنجشنبه ۱۵ شهریورماه، ساعت ۱۹
📌 مکان برگزاری: گوگلمیت (آنلاین)
🎙ارائهدهنده: جان مارنبون | فیلسوف و استادِ فلسفهٔ قرون وسطی در دانشگاه کمبریج
✔️جهت ثبتنام میتوانید با این آیدی در ارتباط باشید: @praxispress
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⚜️نشریهٔ پراکسیس برگزار میکند:
مدخلهای ورود به فلسفهٔ قرون وسطی
📆 زمان برگزاری: پنجشنبه ۱۵ شهریورماه، ساعت ۱۹
📌 مکان برگزاری: گوگلمیت (آنلاین)
🎙ارائهدهنده: جان مارنبون | فیلسوف و استادِ فلسفهٔ قرون وسطی در دانشگاه کمبریج
✔️جهت ثبتنام میتوانید با این آیدی در ارتباط باشید: @praxispress
.
#نظریه_فلسفی #فلسفه #اندیشه #تاریخ_فلسفه_غرب #فلسفه_قرون_وسطی #فلسفه_اسلامی #فلسفه_یهودی #فلسفه_لاتینی #فلسفه_اسلامی #جان_مارنبون
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘قطعیتی که از دست برفت و پذیرفته شد! (۱/۲) ✍🏻 #علی_صاحبالحواشی 🍂 در کلیپ «چرا در علم «اثبات» نداریم؟» [بهزبان آلمانی و زیرنویس انگلیسی] رشتۀ اصلی بحث پوپر همان نظر بدیع "ابطالپذیری" او دربارۀ نظریههای علمیست، که من بدان نمیپردازم. یک رشتۀ دومی در…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘انسانی که "معنا" میآفریند
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 انسان موجودی "معناآفرین" است. این معنا، در لایههای مختلفی متجلی میشود که در ژرفاییترین لایه، پاسخی به "اضطراب وجودی" است. رنج و حرمان قابل تحمل است، بشرطی که "معنایی" بر آن حمل شود؛ در حیرانی نمیتوان سَر کرد.
🍂 هانس بلومنبرگ راست میگفت که:
🔺همین تقلیبِ "اضطراب" به "ترس"، آن خدمتیست که الوهیت به انسان میکند و طی آن "دستاویزی" تدارک میشود تا انسان در برابر نیروهای سهمگین طبیعت و شوربختیهای حیاتجمعی در دامن آن بیاویزد، به تمنای نجات؛ آن "معنایی" که دین برمیآورد، همین است.
🍂 اینجا دیگر سخن از این و آن دین نیست، بلکه سخن بر سر "دین" بطور کلی است. همۀ ادیان نقشِ "آشناییزایی" انسان با جهان را ایفا کردهاند؛ زیرا که همۀ هستی را از مبدا و منشائی عنوان نمودند که انسان نیز از همان مبدأ است. بدینطریق، انسان و جهان همریشه میشوند.
🍂 این "آشناییزایی" است که اضطرابی را که نمیتوان برتافت، بدل به ترسی میکند که میشود با آن کنار آمد و مهمتر آنکه، سازوکاری برای انسان تدارک میکند تا با "ترس" کنار بیاید: نماز، عرض حاجت، نذر و پیمان بستنها با خدایی که جهانآفرین است و قادری متعال.
🍂 بیجهت نیست که قصۀ "دین" در تاریخ انسان اینقدر بالا گرفت تا اقیانوسی از تفسیرها و تاملات ژرفکاو پدیدار شدند که "الاهیات" را ساختند و آنگاه سلسلهجبالی از ادبیات در پیرامونش شکل گرفت، از تکههای بههم پیوستهای که اناجیل شدند، تا اپانیشادها، تا کمدی الاهی دانته و "رساله الغفرانِ" ابوالعلای معری تا برسیم به باریکبینیهای حکمتآمیزِ منطقالطیر و تداعیهای داراز-دامن بیقرار و ژرفاپیمایِ مقالات شمس و فیهمافیه و مثنوی خودمان.
🍂 بر همین سیاق، دریا-دریا هنرهای تجسمی و موسیقیایی نیز در پایِ دین آفریده شدند؛ از آیکونهای مسیحیتشرقی تا نگارههای میکلآنژ بر سقفِ نمازخانۀ سیستین، تا قرآنِ ثلث بایسنقر-میرزا و جامعِ گوهرشادِ مادرش، تا مَسِ بیماینور و صدها کانتاتِ باخ، تا برسیم به این آریای (تکخوانی) دعایی دلانگیز "کاستا دیوا" از اپرای "نورما" اثر وینچنزو بِلینی (۱۸۰۱-۱۸۳۵).
🍂 انسان "معنا" میسازد و بندیِ آن میشود و درون آن میخزد و در سایهسار آن "آرام میگیرد". بیمعنا نمیتوان سر کرد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 انسان موجودی "معناآفرین" است. این معنا، در لایههای مختلفی متجلی میشود که در ژرفاییترین لایه، پاسخی به "اضطراب وجودی" است. رنج و حرمان قابل تحمل است، بشرطی که "معنایی" بر آن حمل شود؛ در حیرانی نمیتوان سَر کرد.
🍂 هانس بلومنبرگ راست میگفت که:
خاستگاهِ اساطیر را در گرایشِ انسان به تدوین روایتی دانست تا "اضطراب" را بدل به "ترس" کند؛ ترس از خدایان، پس آنگاه خدای واحد!
🔺همین تقلیبِ "اضطراب" به "ترس"، آن خدمتیست که الوهیت به انسان میکند و طی آن "دستاویزی" تدارک میشود تا انسان در برابر نیروهای سهمگین طبیعت و شوربختیهای حیاتجمعی در دامن آن بیاویزد، به تمنای نجات؛ آن "معنایی" که دین برمیآورد، همین است.
🍂 اینجا دیگر سخن از این و آن دین نیست، بلکه سخن بر سر "دین" بطور کلی است. همۀ ادیان نقشِ "آشناییزایی" انسان با جهان را ایفا کردهاند؛ زیرا که همۀ هستی را از مبدا و منشائی عنوان نمودند که انسان نیز از همان مبدأ است. بدینطریق، انسان و جهان همریشه میشوند.
🍂 این "آشناییزایی" است که اضطرابی را که نمیتوان برتافت، بدل به ترسی میکند که میشود با آن کنار آمد و مهمتر آنکه، سازوکاری برای انسان تدارک میکند تا با "ترس" کنار بیاید: نماز، عرض حاجت، نذر و پیمان بستنها با خدایی که جهانآفرین است و قادری متعال.
🍂 بیجهت نیست که قصۀ "دین" در تاریخ انسان اینقدر بالا گرفت تا اقیانوسی از تفسیرها و تاملات ژرفکاو پدیدار شدند که "الاهیات" را ساختند و آنگاه سلسلهجبالی از ادبیات در پیرامونش شکل گرفت، از تکههای بههم پیوستهای که اناجیل شدند، تا اپانیشادها، تا کمدی الاهی دانته و "رساله الغفرانِ" ابوالعلای معری تا برسیم به باریکبینیهای حکمتآمیزِ منطقالطیر و تداعیهای داراز-دامن بیقرار و ژرفاپیمایِ مقالات شمس و فیهمافیه و مثنوی خودمان.
🍂 بر همین سیاق، دریا-دریا هنرهای تجسمی و موسیقیایی نیز در پایِ دین آفریده شدند؛ از آیکونهای مسیحیتشرقی تا نگارههای میکلآنژ بر سقفِ نمازخانۀ سیستین، تا قرآنِ ثلث بایسنقر-میرزا و جامعِ گوهرشادِ مادرش، تا مَسِ بیماینور و صدها کانتاتِ باخ، تا برسیم به این آریای (تکخوانی) دعایی دلانگیز "کاستا دیوا" از اپرای "نورما" اثر وینچنزو بِلینی (۱۸۰۱-۱۸۳۵).
🍂 انسان "معنا" میسازد و بندیِ آن میشود و درون آن میخزد و در سایهسار آن "آرام میگیرد". بیمعنا نمیتوان سر کرد!
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان#معنا #معنای_زندگی #اگزیستانسیالیسم #اضطراب_وجودی #مرگآگاهی #فلسفه_زندگی #هنر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شریعتی یا کسروی؟ (+)
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_شیعه #آخوندیسم#احمد_کسروی #علی_شریعتی #شاهنامه #فردوسی #ایران_باستان #جندیشاپور #دکتر_شریعتی #ساسانیان #اسلام #فداییان_اسلام #ساواک #احسان_نراقی #عباس_میلانی #حزب_توده #مجاهدین_خلق #فاطمه_زهرا #عبدالکریم_سروش #شیعهگری #زینب_کبری #مشروطه #نواب_صفوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
روشنفکران ایرانی و خیام
@Naqdagin
🎧روشنفکران ایرانی و خیام (+)
🍂 در این جلسه #زهیر_باقری_نوعپرست نقدهای روشنفکران ایرانی (آخوندزاده، کسروی، علی دشتی و ایرج میرزا) به دین را بررسی میکند و نشان میدهد که آنها «اصلاحطلبان دینی» هستند، سپس به نقدِ خیام به دین میپردازد که آن را نقدِ رادیکالِ دین میداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در این جلسه #زهیر_باقری_نوعپرست نقدهای روشنفکران ایرانی (آخوندزاده، کسروی، علی دشتی و ایرج میرزا) به دین را بررسی میکند و نشان میدهد که آنها «اصلاحطلبان دینی» هستند، سپس به نقدِ خیام به دین میپردازد که آن را نقدِ رادیکالِ دین میداند.
.
#نقد_روشنفکران #نقد_ادیان #نواندیشی_دینی#خیام #کسروی #احمد_کسروی #علی_دشتی #ایرج_میرزا #آخوندزاده #رباعیات_خیام #روشنفکر #روشنفکری #روشنفکران #نقد_دین #خداباور #خداباوری #آتئیسم #خداناباوری #نقد_اسلام #شراب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نگاهی به سوژۀ مستأجر. #آرش_حیدری، جامعهشناس، برای توصیف لحظهٔ از نو شروعکردن، وضعیت مستأجری را مثال میزند که مجبور به جابهجایی است.
🍂 بینید وقتی مساله رو از دریچه خودتون ببینید، درگاه ذهنتون هم همینطوری بسته باقی میمونه و در نهایت مساله رو خرابتر هم میکنید. بزرگترین خطای این رویکردِ «روایتمحور» به زندگی، درک نکردنِ «چیستی و چگونگی جامعه» است.
🍂 تصور کنید «بازار آزاد» باشه و جامعه بتونه خودش رو بازسازی کنه بدون هیچ دستورالعمل دولتی و بدون رانت و تبعات بسته بودن بازار. همینطور، وقتی اقتصاد دولتی نیست، «قیمتگذاری» تحت تاثیر نقدینگی قرار نمیگیره؛ چون اصلا دولت اجازه نداره دست ببره توی قیمتها و تورم ایجاد کنه و فساد و رانت به تورم بیشتر منجر بشه که بخواد نقدینگی وارد بازار بکنه؛ در نتیجه، قیمتها یکشبه سر به فلک نمیکشن و سرمایهی مردم به هدر نمیره و میتونه با سرمایهگذاری به ثروت خودش اضافه کنه، اما این ۴۵ سال هر کسی خونه هم داشت، مستاجر شد.
🍂 دخالت دولت پول رو بیارزش کرد و رشد اجارهنشینی زیاد شد. یعنی شما حتا آمار صعودی اجارهنشینی طی این چند ده سال رو ندیدید که اینارو میگید؟
🍂 اگه اقتصاد آزاد بود و سیاست لیبرالیسم بر دولت ما نظارت داشت خیلیها خونه داشتند و همین آزادی بازار و قدرت رقابت به مستاجر حق انتخاب بیشتری میداد.
🍂 در نهایت صاحبخانهها هم برای اینکه مشتری خودشون از دست ندن، مجبور میشدن به سود مستاجر فکر کنند. هر چیزی که داره میگه این آدم نتیجۀ اقتصاد دولتیه؛ خودشون میسازن خودشون بعدش میان غر هم میزنن؛ تهش ام منبر اخلاق میرن! چون نمیخوان قبول کنن ایدههای سوسیالیستیشون این بلا رو سر ما آورد. بعد میخوان چاره کنن میرن سراغ «مدیریت اموال خصوصی مردم» که چرا صاحبخونه به مستاجر گفت پاشو؟ به تو چه ربطی داره؟ مال خودشه. تو چرا دست کثیف دولتت رو از مال ایرانی و اقنصاد خصوصیاش برنداشتی؟ پاسخ این سوال رو باید بدی اول.
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
.
#نقد_روشنفکران#حکومت_اسلامی #نقد_چپ #چپ_ایرانی #اقتصاد #مستاجر #بازار #بازار_آزاد #لیبرال #لیبرالیسم #تورم #اجاره #اجارهنشینی #اقتصاد_دستوری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
1️⃣ بیخدایی فارسی مصاحبهٔ #پیرز_مورگن با #راجر_واترز مولتی میلیونر و سرمایهدار چپ، مدافع دیکتاتور کاراکاس، که هر روز صبح تو کلبههای تفریحی در جزایر کارائیب و لبهٔ پنجرههای هتل تو نیویورکسیتی میشینه و واسه فلسطین گریه میکنه! 2️⃣ #محمود_کریمی 🔻کلیپ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
1️⃣ فیلسوف معروف چپگرای فمنیست آمریکایی، جودیت باتلر
حماس و حزبالله بخشی از چپ جهانیاند.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 از بانو باتلر تقاضا داریم که پدر مهربان این دو (یعنی فردین خاورمیانه، حکومت آخوندی-اسلامی) را نیز زیر چتر واسعۀ چپ جهانی بپذیرد و مسئولیتش را تقبل…
حماس و حزبالله بخشی از چپ جهانیاند.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 از بانو باتلر تقاضا داریم که پدر مهربان این دو (یعنی فردین خاورمیانه، حکومت آخوندی-اسلامی) را نیز زیر چتر واسعۀ چپ جهانی بپذیرد و مسئولیتش را تقبل…
📘چپ و اسلامیسم
(۱/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
❓میدانید کدام نوع از «چپ»ها اغلب خودشان را در کنار سازمانهای اسلامی افراطی مسلّح همچون «حماس» و «حزبالله» و «طالبان» و... مییابند؟ سوال بسیار جالبی است و اگر بتوانیم پاسخ درستی به آن بدهیم، به سادگی تفاوت اساسی بین دو نحلهی «چپ»ها را متوجه خواهیم شد.
🍂 تا قبل از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، دیدگاه کلی مارکسیستها، همهی کشورهای سرمایهداری را کم و بیش عرصههای مبارزه طبقاتی داخلی بین کارگران و طبقات بورژوا میدانست که همواره در کشاکش مثبت و منفی بین مقاومت سرمایه و مبارزهی کار و دستاوردهای طبقهی کارگر بودند؛ یعنی همان که مارکس و انگلس میگفتند.
🍂 آنها ضمن نقد ساز و کارهای استثمار سرمایهداری، دستاوردهای مثبت و انقلابی بورژوازی علیه فئودالیسم را ارج مینهادند و آزادیهای دموکراتیک و حقوق سیاسی و اجتماعی مردمان غربی را ارزشمند میدانستند.
🍂 اما بعد از انقلاب اکتبر، و بخصوص بعد از وقوع جنگ خونبار داخلی که با پشتیبانی و دخالت کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و... در روسیه درگرفت، تا سال ۱۹۲۱ طول کشید و به نابودی صدها هزار کمونیست و سرباز اتحاد شوروی انجامید و جمهوری جوان شوروی را دچار قحطی و ویرانی نمود، دشمنی با غرب دخالتگر و مهاجم تبدیل شد به بخشی از هویت وجودی کمونیسم روسی.
🍂 در دههی سی که دیگر اثری از انترناسیونالیسم انقلابی در نظام شوروی باقی نمانده و همهی انترناسیونالیستهای انقلابی (از جمله همهی یاران لنین و رهبران کمونیست جهانی) اعدام یا ترور شدند، نظام شوروی به یک نظام ناسیونالیستی با محوریّت زبان و فرهنگ «روسی» استحاله یافت. حالا دیگر یک روسیه بود در مقابل همهی جهان غرب. پس لازم آمد که ناسیونالیسم روسی زیر پوشش مارکسیسم توجیه شود.
🍂 از آن به بعد بود که سرتاپای تمدن غرب ِ موجود، شیطانی و فاسد تلقی شد. همهی دستاوردهای طبقهی کارگر غربی فقط فریب بورژوازی نظامی تعریف شد. آزادی، حق بیان و اعتصاب و انتقاد و اعتراض و حقوق بشر و اتحادیههای کارگری مستقل و برابری حقوقی کارگر غربی و... دروغهایی بیش نبودند که همچون رشوهای به کارگر غربی داده شده و او را فاسد کرده بود.
🍂 کارگران غربی تنها زمانی انقلابی و مترقی تلقی میشدند که اتحاد شوروی را وطن واقعی خود بدانند و زیر فرمان دولت شوروی و احزاب وابسته به آن باشند. حتی یک مورد مثبت از زندگی و فعالیت کارگران غربی را تایید نمیکردند و کل سیستم حقوقی غرب را نقاب فریب و استثمار میدانستند.
🍂 این تلقی ضد مارکسیستی که صرفاً زادهی ملیگرایی روسی-شوروی بود، کمکم به درون سازمانها و احزاب کمونیست همهی دنیا (که به دستور و با حمایت شوروی تشکیل شده و هدایت میشدند) نفوذ کرد و یک چپ شبهمارکسیست جهانی به وجود آمد که دیگر دغدغهاش مبارزهی طبقاتی نبود و طبقهی کارگر غربی (و بعدتر خودی) را از معادلات و محاسبات خود حذف نمود.
🍂 حالا دیگر «غرب» یک دشمن یکپارچه بود که همچون هیولایی دهان بر بقیهی جهان گشوده و آمادهی بلعیدنش بود. هر که علیه «غرب» بود، در جبههی کمونیسم هم بود و هر که کمترین امتیازی به وجوهی مثبت از «غرب» میداد، در جبههی شیطانی استثمار و امپریالیسم ایستاده بود! از اینجا تا حمایت از «صدام حسین» و «معمر قذافی» کمونیستکُش راه زیادی نبود.
🍂 احزاب کمونیست غربی هم بخشی از این خودتخریبی مازوخیستی بودند و از همین راه هم بود که تمام حمایت مردمی و کارگری خود را از دست دادند و از احزابی که زمانی جهت سیاست ملی را تعیین میکردند، تبدیل شدند به محافل کم رونق ورّاجی که دلشان را به فتح شهرداری کوچکی در حومهی «لیون» یا «اسکی شهیر» خوش کردهاند.
🍂 این میراث ضد غربی در شاکلهی ذهنیّت چپ اردوگاهی «نقر» شد و دیگر زدوده نشد. این چپ اردوگاهی حتی بعد از سقوط اردوگاه شوروی همچنان بر تعصب اردوگاهیاش پای فشرد و پس از چند سال آوارگی و تردید نظری، چین و روسیه و بعدتر ایران را به جای شوروی قدیم نشانید و همچنان از جهان دو-قطبی دم زد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
❓میدانید کدام نوع از «چپ»ها اغلب خودشان را در کنار سازمانهای اسلامی افراطی مسلّح همچون «حماس» و «حزبالله» و «طالبان» و... مییابند؟ سوال بسیار جالبی است و اگر بتوانیم پاسخ درستی به آن بدهیم، به سادگی تفاوت اساسی بین دو نحلهی «چپ»ها را متوجه خواهیم شد.
🍂 تا قبل از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، دیدگاه کلی مارکسیستها، همهی کشورهای سرمایهداری را کم و بیش عرصههای مبارزه طبقاتی داخلی بین کارگران و طبقات بورژوا میدانست که همواره در کشاکش مثبت و منفی بین مقاومت سرمایه و مبارزهی کار و دستاوردهای طبقهی کارگر بودند؛ یعنی همان که مارکس و انگلس میگفتند.
🍂 آنها ضمن نقد ساز و کارهای استثمار سرمایهداری، دستاوردهای مثبت و انقلابی بورژوازی علیه فئودالیسم را ارج مینهادند و آزادیهای دموکراتیک و حقوق سیاسی و اجتماعی مردمان غربی را ارزشمند میدانستند.
🍂 اما بعد از انقلاب اکتبر، و بخصوص بعد از وقوع جنگ خونبار داخلی که با پشتیبانی و دخالت کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و... در روسیه درگرفت، تا سال ۱۹۲۱ طول کشید و به نابودی صدها هزار کمونیست و سرباز اتحاد شوروی انجامید و جمهوری جوان شوروی را دچار قحطی و ویرانی نمود، دشمنی با غرب دخالتگر و مهاجم تبدیل شد به بخشی از هویت وجودی کمونیسم روسی.
🍂 در دههی سی که دیگر اثری از انترناسیونالیسم انقلابی در نظام شوروی باقی نمانده و همهی انترناسیونالیستهای انقلابی (از جمله همهی یاران لنین و رهبران کمونیست جهانی) اعدام یا ترور شدند، نظام شوروی به یک نظام ناسیونالیستی با محوریّت زبان و فرهنگ «روسی» استحاله یافت. حالا دیگر یک روسیه بود در مقابل همهی جهان غرب. پس لازم آمد که ناسیونالیسم روسی زیر پوشش مارکسیسم توجیه شود.
🍂 از آن به بعد بود که سرتاپای تمدن غرب ِ موجود، شیطانی و فاسد تلقی شد. همهی دستاوردهای طبقهی کارگر غربی فقط فریب بورژوازی نظامی تعریف شد. آزادی، حق بیان و اعتصاب و انتقاد و اعتراض و حقوق بشر و اتحادیههای کارگری مستقل و برابری حقوقی کارگر غربی و... دروغهایی بیش نبودند که همچون رشوهای به کارگر غربی داده شده و او را فاسد کرده بود.
🍂 کارگران غربی تنها زمانی انقلابی و مترقی تلقی میشدند که اتحاد شوروی را وطن واقعی خود بدانند و زیر فرمان دولت شوروی و احزاب وابسته به آن باشند. حتی یک مورد مثبت از زندگی و فعالیت کارگران غربی را تایید نمیکردند و کل سیستم حقوقی غرب را نقاب فریب و استثمار میدانستند.
🍂 این تلقی ضد مارکسیستی که صرفاً زادهی ملیگرایی روسی-شوروی بود، کمکم به درون سازمانها و احزاب کمونیست همهی دنیا (که به دستور و با حمایت شوروی تشکیل شده و هدایت میشدند) نفوذ کرد و یک چپ شبهمارکسیست جهانی به وجود آمد که دیگر دغدغهاش مبارزهی طبقاتی نبود و طبقهی کارگر غربی (و بعدتر خودی) را از معادلات و محاسبات خود حذف نمود.
🍂 حالا دیگر «غرب» یک دشمن یکپارچه بود که همچون هیولایی دهان بر بقیهی جهان گشوده و آمادهی بلعیدنش بود. هر که علیه «غرب» بود، در جبههی کمونیسم هم بود و هر که کمترین امتیازی به وجوهی مثبت از «غرب» میداد، در جبههی شیطانی استثمار و امپریالیسم ایستاده بود! از اینجا تا حمایت از «صدام حسین» و «معمر قذافی» کمونیستکُش راه زیادی نبود.
🍂 احزاب کمونیست غربی هم بخشی از این خودتخریبی مازوخیستی بودند و از همین راه هم بود که تمام حمایت مردمی و کارگری خود را از دست دادند و از احزابی که زمانی جهت سیاست ملی را تعیین میکردند، تبدیل شدند به محافل کم رونق ورّاجی که دلشان را به فتح شهرداری کوچکی در حومهی «لیون» یا «اسکی شهیر» خوش کردهاند.
🍂 این میراث ضد غربی در شاکلهی ذهنیّت چپ اردوگاهی «نقر» شد و دیگر زدوده نشد. این چپ اردوگاهی حتی بعد از سقوط اردوگاه شوروی همچنان بر تعصب اردوگاهیاش پای فشرد و پس از چند سال آوارگی و تردید نظری، چین و روسیه و بعدتر ایران را به جای شوروی قدیم نشانید و همچنان از جهان دو-قطبی دم زد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
1️⃣ فیلسوف معروف چپگرای فمنیست آمریکایی، جودیت باتلر
حماس و حزبالله بخشی از چپ جهانیاند.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 از بانو باتلر تقاضا داریم که پدر مهربان این دو (یعنی فردین خاورمیانه، حکومت آخوندی-اسلامی) را نیز زیر چتر واسعۀ چپ جهانی بپذیرد و مسئولیتش را تقبل…
حماس و حزبالله بخشی از چپ جهانیاند.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 از بانو باتلر تقاضا داریم که پدر مهربان این دو (یعنی فردین خاورمیانه، حکومت آخوندی-اسلامی) را نیز زیر چتر واسعۀ چپ جهانی بپذیرد و مسئولیتش را تقبل…
📘چپ و اسلامیسم
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
🍂 البته حالا دیگر قضیه خیلی رسواست، چرا که چین نه آن زمان که مائوئیست بود «رفیق» شمرده میشد و نه حالا که پرتعدادترین میلیاردرهای دنیا را در خود دارد میتواند کمونیست شمرده شود. روسیه که رسماً گورکن کمونیسم شورویایی بود و ایران هم که علناً کمونیسم را الحاد و کفر میشناسد و همین حالا هم هر شهروند ایرانی را که کمونیست بداند سرکوب خواهدکرد. پس چپ اردوگاهی چگونه این مثلث را به عنوان قطب چپ و مارکسی توجیه میکند؟ با یک ترفند غریب!
🍂 این ترفند چنین است: اگر تا قبل از سقوط اردوگاه شوروی، معیار چپبودن و مارکسیستبودن وفاداری به شوروی بود، حالا که شوروی وجود ندارد، پس معیار چپبودن و مارکسیست بودن، دشمنی با قطب قدیم مقابل شوروی است! درست است که شوروی فروپاشیده اما دشمن تاریخیاش که هنوز سرپاست! پس وقتی او دشمن است، هر که علیه او ایستاده یا میایستد، در قطب مترقی و چپ مارکسی ماست. حالا اگر جای صدام و قذافی را حماس و حشد شعبی گرفتهاند خیلی مهم نیست: مگر هر چهارتا کمونیست نمیکشتند؟؟
🍂 در واقع دشمنی پیشامدرن اسلام افراطی مسلح با «دموکراسی غربی»، فرقی با دشمنی مدرن چپ شبه مارکسیست اردوگاهی با «سرمایهداری غربی» ندارد. هر دو مخالف اساس تمدن و فرهنگ دموکراتیک موجود غربی هستند. هر دو مزایا و دستاوردهای آن را انکار میکنند و در عین حال که به شدّت در حال سوءاستفاده از آن ومکیدن خون آن هستند و از مزایای آن میخورند، به ریشهکن کردن آن مشغول هستند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
🍂 البته حالا دیگر قضیه خیلی رسواست، چرا که چین نه آن زمان که مائوئیست بود «رفیق» شمرده میشد و نه حالا که پرتعدادترین میلیاردرهای دنیا را در خود دارد میتواند کمونیست شمرده شود. روسیه که رسماً گورکن کمونیسم شورویایی بود و ایران هم که علناً کمونیسم را الحاد و کفر میشناسد و همین حالا هم هر شهروند ایرانی را که کمونیست بداند سرکوب خواهدکرد. پس چپ اردوگاهی چگونه این مثلث را به عنوان قطب چپ و مارکسی توجیه میکند؟ با یک ترفند غریب!
🍂 این ترفند چنین است: اگر تا قبل از سقوط اردوگاه شوروی، معیار چپبودن و مارکسیستبودن وفاداری به شوروی بود، حالا که شوروی وجود ندارد، پس معیار چپبودن و مارکسیست بودن، دشمنی با قطب قدیم مقابل شوروی است! درست است که شوروی فروپاشیده اما دشمن تاریخیاش که هنوز سرپاست! پس وقتی او دشمن است، هر که علیه او ایستاده یا میایستد، در قطب مترقی و چپ مارکسی ماست. حالا اگر جای صدام و قذافی را حماس و حشد شعبی گرفتهاند خیلی مهم نیست: مگر هر چهارتا کمونیست نمیکشتند؟؟
🍂 در واقع دشمنی پیشامدرن اسلام افراطی مسلح با «دموکراسی غربی»، فرقی با دشمنی مدرن چپ شبه مارکسیست اردوگاهی با «سرمایهداری غربی» ندارد. هر دو مخالف اساس تمدن و فرهنگ دموکراتیک موجود غربی هستند. هر دو مزایا و دستاوردهای آن را انکار میکنند و در عین حال که به شدّت در حال سوءاستفاده از آن ومکیدن خون آن هستند و از مزایای آن میخورند، به ریشهکن کردن آن مشغول هستند.
.
#نقد_چپ#چپ_ایرانی #چپ_روسی #حزب_توده #فرخ_نگهدار #علی_علیزاده #آمریکا #روسیه #حماس #جهاد_اسلامی #محور_مقاومت #آینه_تاریخ #سیاست #سیاسی #شوروی #کمونیسم #کمونیست #روسی #انترناسیونالیسم #کارگر #غرب #امپریالیسم #مارکسیسم #مارکسیست #صدام #قذافی #حکومت_آخوندی #سرمایهداری #بورژوازی #مائو #چین #بنیادگرایی #یهودستیزی #آمریکاستیزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 ملکم خان: مردِ هزار چهرۀ تاریخ معاصر ایران (+) 🍂 میرزا ملکم خان ناظمالدوله، چهرهای پر رمز و راز در تاریخ معاصر ایران است. از روشنفکر اصلاحطلب تا متهم به فساد مالی، زندگی او پر از فراز و نشیب بود. در این ویدیو، به بررسی زندگی و افکار ملکم خان او پرداخته…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM