نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘پیرامون مستند «کودتای ۵۳»
(۲/۳)

🍂 مستند «کودتای ۵۳» حاصل پژوهش‌های گستردهٔ تقی امیرانی، کارگردان بریتانیایی- ایرانی‌تبار است که با همکاری والتر مِرچ، تدوین‌کنندهٔ برجستهٔ فیلم‌هایی مثل «مکالمه» و «بیمار انگلیسی» به مطالعهٔ گستردهٔ آرشیوهای موجود پرداخته و با بسیاری از افرادی که در کودتا مشارکت داشته‌اند، مصاحبه کرده است.

🍂 مِرچ می‌گوید:
«ما وقتی که ساختن این فیلم را شروع کردیم، چیزی از «راز داربی‌شایر» یا «رازِ این راز» نمی‌دانستیم؛ اصلاً دنبال اینها نبودیم. تقی همان‌طور که جلو می‌رفتیم، چیزهایی کشف می‌کرد… طرح ما مبتنی بر نگاه کردن به مصاحبه‌های دیده‌نشده بود… ۵۳۲ ساعت مطلب».


🍂 به نوشتهٔ گاردین:
نقطه‌عطف جالب این پژوهش زمانی بوده‌است که آقای امیرانی شاهدی مهم در تحقیقی متروک پیدا می‌کند که برای ساختن مجموعهٔ مستند «پایان امپراتوری» دربارهٔ گرانادا در میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰/۱۳۵۰ صورت گرفته بود.


🍂 متن یکی از قسمت‌های این مجموعه دربارهٔ ایران، حاوی مصاحبه‌ای با داربی‌شایر بود که حرف‌های صریحی در آن زده‌است. داربی‌شایر در آن مصاحبه می‌گوید:
«خلاصهٔ وظایفی که به من توجیه شد، خیلی ساده بود. برو آنجا [ایران]، به سفیر هم خبر نده، و برای تأمین هر پولی که ممکن است برای سرنگونی مصدق به شیوه‌های قانونی یا شبه‌قانونی لازم داشته باشی، از [منابع] سرویس امنیتی استفاده کن».


🍂 در آن مصاحبه، این مأمور «MI6» توضیح می‌دهد که «پول کلانی، خیلی بیشتر از یک‌ونیم میلیون پوند» خرج می‌کند و می‌گوید:
«شخصاً دستورها را می‌دادم و شورش‌های خیابانی را هدایت می‌کردم».


🍂 گاردین می‌نویسد که این مصاحبه، در آن قسمت از مجموعهٔ «پایان امپراتوری» سانسور شد و هرگز پخش نشد، ولی در فیلم مستندِ «کودتای ۵۳» هنرپیشه‌ای که نقش نورمَن داربی‌شایر را بازی می‌کند، بخش‌هایی از متن سانسور شدهٔ حرف‌های داربی‌شایر را بیان می‌کند.

🍂 گزارش ماه مه ۱۹۷۵ آبزِروِر که پیش از این به آن اشاره شد، درست پیش از نمایش قسمت مربوط به ایرانِ مستندِ «پایان امپراتوری» از شبکهٔ ۴ تلویزیون بریتانیا منتشر شده بود. وقتی این قسمت نمایش داده شد، اثری از آن مصاحبهٔ داربی‌شایر در آن نبود!

🍂 حالا تقی امیرانی و مِرچ و مشاوران امنیتی آنها به این نتیجه رسیده‌اند که در آن زمان و پس از نمایش خصوصی «پایان امپراتوری»، دولت بریتانیا مداخله می‌کند و نمی‌گذارد که مصاحبهٔ داربی‌شایر را در آن مستند بگنجانند.

🍂 با استناد به مقررات دولتی بریتانیا موسوم به D Notice (درخواست از رسانه‌ها برای سانسور مطالب به علّت مسائل مربوط به امنیت ملّی) به آبزِروِر و دیگر نشریات نیز گفته شد که دیگر موضوع را دنبال نکنند.

🍂 داربی‌شایر همکاری نزدیکی با استیفن مید داشت که مأمور سیا بود. صحبت‌های این شخص نیز از مستند «پایان امپراتوری» حذف شد. او همکار بریتانیایی‌اش (داربی‌شایر) را «شخصی کاملاً کاردان که فارسی و فرانسه را روان صحبت می‌کرد» توصیف می‌کند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘پیرامون مستند «کودتای ۵۳»
(۳/۳)

🍂 گاردین می‌نویسد:
شاید تکان‌دهنده‌ترین شاهد در مستند «کودتای ۵۳»، نقش بریتانیا در «ربودن [و شکنجه] و کشتن تصادفی» محمود افشار طوس، رئیس شهربانی وقت باشد.


🍂 دکتر آبراهیمیان نیز در کتابش «کودتا» می‌نویسد:
«فجیع‌ترین اقدام در جهت بی‌ثبات کردن کشور، در آخرین روز فروردین ۳۲ صورت گرفت که طی آن هواداران بقایی -با مشارکت و دخالت فعّال «MI6»- سرتیپ محمود افشارطوس، رئیس شهربانی کل کشور… را ربودند و با شکنجه او را به قتل رساندند. قاتلان جسد او را… در خارج از تهران دفن کردند تا… نشان دهند که دولت حتّی قادر نیست از چهره‌های برجستهٔ خودش هم محافظت کند» (همان).


🍂 مقالهٔ گاردین اضافه می‌کند که در تکه‌هایی از مستند «پایان امپراتوری» که پخش نشد، داربی‌شایر مدعی می‌شود که
او «روان‌شناسی شخصیت جمعیت ایرانی را درست می‌فهمید» و می‌دانست که آنها «احساس می‌کردند که از دههٔ ۱۹۲۰ [۱۳۰۰] تا حالا سرشان کلاه گذاشته شده‌است».


🍂 بریتانیایی‌ها طراحی و اجرای کودتا را «عملیات چکمه‌ها» نام‌گذاری کرده بودند و آمریکایی‌ها از آن با نام «عملیات آژاکس» یاد می‌کنند.

🍂 محمدرضاشاه که پس از کودتای نافرجام ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ از کشور فرار کرده بود و در ایتالیا در تبعید بود، پس از موفقیت کودتای ۲۸ مرداد به کشور بازگشت. در روز کودتا، تیمسار فضل‌الله زاهدی از مخفی‌گاه خود به مرکز رادیو در تهران رفت و دکتر مصدق را معزول و خود را نخست‌وزیر ایران اعلام کرد. او با همکاری علی امینی که در آن زمان سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی بود، قرارداد معروف به «کنسرسیوم» را برای از سرگیری فروش نفت به شرکت‌های آمریکایی، انگلیسی، هلندی، و فرانسوی که نزدیک به چهار سال متوقف بود، به سرانجام رساند. تیمسار سپهبد زاهدی، نخست‌وزیرِ کودتا، نزدیک به دو سال در این مقام بود و سپس در مقام نمایندهٔ ایران به دفتر اروپایی سازمان ملل متحد به سوییس فرستاده شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حکومت پلیسی محمدرضاشاه بیشتر از ۲۵ سال برقرار بود تا با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شد.

🍂 تقی امیرانی، سازندهٔ مستند «کودتای ۵۳» به‌درستی می‌گوید:
«این کودتا نه‌فقط ۶۰ سال مناسبات غرب با ایران را شکل داد، بلکه خاورمیانه را تغییر داد».



.


#آینه_تاریخ #ایران #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #تاریخ_معاصر #تاریخ #مستند_تاریخی #کودتا #سلطنت #مشروطه #پادشاهی #دیکتاتوری #انقلاب_اسلامی



🌾 @Naqdagin
📘فاجعۀ دولتی‌شدنِ نفت
(۱/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 مصدق در همان یکی دو سال نخست‌وزیری‌اش چند رویۀ فاجعه‌بار را در ایران تقویت کرد که هنوز هم مغز اکثر فعالین سیاسی در ایران مطابق با آنها کار می‌کند:

اول، توسل به همه‌پرسی برای دور زدن قانون و حقوق؛ [پست مرتبط]

دوم، عادی جلوه دادن و حتی افتخار به نقض مالکیت؛

سوم، پوپولیسم، قهرمان‌بازی، توسل قدرت‌طلبانه به مفهوم مبهمی به نام «مردم»، استفاده از ترور و لات‌ها برای پیشبرد اهداف سیاسی، یا به طور خلاصه فاشیسم.

🔺حقایق تاریخی را نباید به دعواهای سیاسی روزه آلوده کرد. نظر ما دربارۀ وقایع بعدی هر چه باشد مصدق حق انحلال مجلس را با برگزاری همه‌پرسی نداشت. تصور کنید نخست‌وزیر انگلیس وقتی ببیند در پارلمان اکثریت را از دست داده‌است، همه‌پرسی برگزار کرده مجلس را منحل کند و خودش قدرت را در دست بگیرد، یا آنکه برود جلوی پارلمان میان هوادارانش آنها را با دست نشان دهد و بگوید «مجلس این است!». چنین کاری در انگلیس یا هر کشور با حداقلی از استقرار قانون حتی دور از تصور است.

🍂 همین روش مصدق را محمدرضا پهلوی بعداً در جریان انقلاب سفید انجام داد و مفاد غیرقانونی و ناقض حق مالکیت آن را به رأی عمومی گذاشت. جمهوری اسلامی با همین شیوه در ۱۲ فروردین ۵۸ مستقر شد و امروز هم هواداران استبداد ناسیونالیستی در میان اپوزوسیون از چنین روشی دفاع می‌کنند.

🍂 این یک تناقض است که تعطیلی دمکراسی را به رأی بگذارید. اگر منشأ مشروعیت سیاسی حاکمی «مردم» است، مردم در دموکراسی‌های لیبرال رایج در دنیا به «اکثریت» ترجمه می‌شود. بنابراین حاکم وقتی اکثریت را از دست داد، باید کنار برود. پادشاه انگلیس نمی‌گوید من پادشاهم چون مردم خواسته‌اند. ولی نخست‌وزیر انگلیس یا رئیس‌جمهور فرانسه چنین ادعایی دارند؛ پس وقتی اکثریت را از دست دادند باید کنار بروند. حالا منشأ مشروعیت مصدق چه بود؟ رأی اکثریت نمایندگان مجلس، که آن نمایندگان هم به نوبۀ خود، مشروعیت‌شان را از اکثریت می‌گرفتند.

🍂 حالا مصدق آمده و - در یک رفراندوم جعلی و مسخره که خود داستان دیگری است - مجلس را منحل کرده‌است. وقتی مجلس منحل می‌شود، چه کسی به او اجازه داده حکومت کند؟ خدا؟ قطعاً خیر. خدا در نظام‌های سنتی همیشه احکام پادشاه و خان و خلیفه و پرنس و امپراتور و خاقان و تزار را امضاء می‌کرد و دیده نشده که به رئیس‌جمهور و شهردار و نخست‌وزیر و دوچه و صدر هیئت رئیسه و ولی فقیه مشروعیت داده‌باشد. به دستۀ دوم موجودیت متافیزیکی جدیدی به نام «مردم» مشروعیت حکومت کردن می‌دهد. آیا مصدق با انحلال مجلس حق حکومتش را از این خدای جدید گرفته‌بود؟ باز هم پاسخ منفی است:

اولاً مگر نظام جمهوری بود و مصدق می‌خواست رئیس‌جمهور شود که مستقیم از مردم مشروعیت بگیرد؟ خود مصدق چنین ادعایی نداشت و برعکس تا پایان عمر تأکید داشت که به نظام مشروطه وفادار بود.

ثانیاً مگر مصدق خود را در معرض رأی گذاشته بود؟ خیر. پس حکومتش پس از انحلال مجلس به شرطی مشروعیت داشت که شاه اجازۀ حکومت به او می‌داد؛ یعنی شاه [اینکه پهلوی پدر و پسر شاه مشروطه نبودند، بحث دیگری است، چون خود مصدق شاه مشروطه بودن آنها را پذیرفته بود و در آن چهارچوب نخست‌وزیر شده بود] حق عزلش را داشت [نقیض ادعای نویسنده: اینجا و اینجا] و این رویه قبل از آن هم در دوران احمدشاه و میان تشکیل مجلس سوم و چهارم برقرار بود و کسی نمی‌گفت احمدشاه دیکتاتور است [نقیض ادعای نویسنده: اینجا].

🍂 نقل‌قول‌هایی وجود دارند که نشان می‌دهند مصدق این را می‌دانست ولی تصور نمی‌کرد محمدرضا پهلوی جرأت برکناری‌اش را داشته‌باشد. در واقع، درست هم فکر می‌کرد و این اطرافیان پهلوی بودند که او را به سمت این کار سوق دادند.

🍂 اهمیتی ندارد که ۲۸ مرداد را کودتا بنامیم یا خیر. آنچه اتفاق افتاد از لحاظ حقوقی کاملاً مشروع بود. نتیجۀ تداوم حکومت دیکتاتوری مصدق، یا به انقلاب حزب توده و کمونیستی شدن ایران می‌انجامید که البته احتمالش در آن مقطع اندک بود، یا به تصاحب قدرت توسط کسی مانند حسین فاطمی و استقرار حکومتی همچون حکومت حزب بعث عراق در ایران. خود محمدرضا پهلوی بعداً، به‌ویژه بعد از گران شدن قیمت نفت، همین روش را در پیش گرفت و از دیکتاتوری‌های جهان سومی آن دوران، از جمله صدام، تقلید کرد؛ ولی این موضوعی جداست و توجیه رفتار فاجعه‌بار مصدق نمی‌شود.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘فاجعۀ دولتی‌شدنِ نفت
(۲/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 البته مصدق یا هیچ فرد به‌خصوصی را نمی‌توان به تنهایی مسئول پیدایش این رویه‌ها در ایران دانست. خود حکومت پهلوی با یک نمایش انتخاباتی غیرقانونی و انحلال پادشاهی مشروطه به قدرت رسیده‌بود، یا در مورد ایراد نقض مالکیت (انتقاد دوم از عملکرد مصدق) که بنیان جوامع انسانی است، چنین مفهومی اساساً هیچ‌گاه در خارج حوزۀ تمدنی غرب اعتبار چندانی نداشت.

🍂 «ملی‌سازی/دولتی‌سازی» (nationalization) یا همان غارت کسب‌وکارهای خصوصی در نیمۀ اول قرن بیستم حتی به اروپای غربی و تا حدی به ممالک متحد آمریکا هم تسری یافته‌بود.

🍂 این نکتۀ مهم را در میان بحث تذکر دهیم که «ملی‌سازی» یک لفظ غلط‌انداز است. ما یا مالکیت خصوصی داریم یا - با کمی تسامح - مالکیت دولتی. مالکیت دولتی هم به نوبۀ خود یا راجع است، به دولت ملی/مرکزی یا راجع است به دولت‌های محلی/شهرداری‌ها. لفظ «ملی» که در زبان فارسی رایج است، هیچ ما‌به‌ازای خارجی ندارد، و ملی‌سازی به سان پوششی برای غارت اموال مردم به دست سران دولت مستقر عمل می‌کند.

🍂 لودویگ فون میزس همان زمان در مورد جنبش دولتی‌سازی نفت در ایران گفته بود که وقتی خود دولت انگلیس درون قلمرو تحت حاکمیتش دست به دولتی‌سازی صنایع بزرگ می‌زند دولت ایران هم با همان منطق می‌تواند صنایع درون قلمرو تحت حاکمیتش را دولتی کند.

🍂 میزس اینجا از اصل قضیه که در واقع غارت اموال افراد است دفاع نمی‌کرد. سخنش این بود که وقتی خودتان یک رویۀ نقض مالکیت را باب می‌کنید مبنایی برای ایراد گرفتن به دیگران در دست ندارید و نمی‌توانید پیش‌بینی کنید که این رویه روزی گریبان خودتان را نخواهد گرفت.

🍂 مقصود اینکه نمی‌خواهم بگویم مصدق به‌تنهایی مسئول این رویه‌های فاجعه‌بار در ایران بود. اینها اساساً امواج جهانی بودند که قبل از جنگ اول جهانی مغز روشنفکران و نخبگان جهان را و بعد از آن جنگ و انقلاب روسیه به تدریج سراسر کشورهای جهان را در نوردیدند.

🍂 خود مصدق حتی در دهه‌های قبل در مواردی خلاف عملکردش در دوران نخست‌وزیری موضع می‌گرفت. برای نمونه:

1️⃣ از معدود کسانی بود که جرأت کرد علنی علیه طرح غیرقانونی انحلال قاجار (در اصل انحلال پادشاهی مشروطه در ایران) سخن بگوید و استدلال‌های بسیار متقنی را پشت تریبون مجلس اقامه کرد.

2️⃣ در سال‌های بعد از استقرار دیکتاتوری رضا پهلوی جزو معدود افرادی بود که جرأت کرد علیه طرح فاجعه‌بار راه‌آهن سراسری در مجلس سخن بگوید که این به ویژه به کام دیکتاتور جدید ایران خوش نیامد.

3️⃣ پس از شهریور بیست که محمدرضا پهلوی قصد داشت زمین‌های غارت شده توسط پدرش را میان توده بذل و بخشش کند، باز مصدق به مخالفت برخاست، با این عنوان که این زمین‌ها مالک داشتند و تو حقی برای بذل‌وبخشش ملکی که مالکش نیستی نداری.

🔺اما متأسفانه هرچقدر که به اواخر دهۀ بیست نزدیک‌تر شدیم، مصدق و اطرافیانش (بدتر از همه حسین فاطمی که رابط جبهۀ ملی با لات‌ها و تروریست‌ها بود) همگام با گرایشِ عمومی جامعه، که بسیار متأثر از حزب توده بود، رویۀ دیگری در پیش گرفتند.

🍂 طرح دولتی‌شدن صنعت نفت را از هر لحاظ که نگاه کنیم، فاجعۀ تمام‌عیار حقوقی، سیاسی و اقتصادی بود. باعثِ تقویت بی‌سابقه و استواری هیولای استبداد در ایران شد و هنوز هم دارد آن را تغذیه می‌کند.

🍂 امروز پس از ۷۰ سال تک‌تک آن ساچمه‌هایی که وارد بدن مردم معترض می‌شوند و بعد از این خواهند شد، با پول نفتی تهیه می‌شوند که ما هنوز فکر می‌کنیم بدیهی است باید مستقیم وارد خزانۀ دولت شود. بررسی تمام ابعاد این فاجعه خود یک پروژۀ پژوهشی مستقل است. بنابراین در اینجا نمی‌توان به اندازۀ کافی به آن پرداخت.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘فاجعۀ دولتی‌شدنِ نفت
(۳/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 دولت ایران حتی یک ریال بابت ایجاد تأسیسات استخراج، پالایش و صدور نفت پرداخت نکرده بود. زمانی که حتی در سطح جهان هم کمتر کسی برای نفت اهمیت قائل بود یک آنتروپرونر این ریسک را بر روی دارایی‌های خود کرد و در آستانۀ شکست کامل سرمایه‌گذاری خود بالاخره در مسجدسلیمان به نفت رسید.

🍂 اگر عملیات اکتشاف شکست می‌خورد دولت ایران موظف نبود حتی یک ریال خسارت پرداخت کند. اما مطابق با قرارداد در صورت موفقیت عملیات اکتشاف قسمتی از عایدات به دولت ایران می‌رسید.

🍂 مصدق هنگام نخست‌وزیری به خبرنگاران خارجی می‌گفت بروید مناطق جنوب تهران را نگاه کنید که در چه وضعی زندگی می‌کنند و آیا این حق است که نفت این مردم را انگلیس ببرد؟ لابد الان پس از هفتاد سال که دیگر نفت ایران را انگلیس نمی‌برد جنوب تهران بهشت شده است!

🍂 این حرف اما از لحاظ تئوری اقتصادی هم مطلقاً غلط است (تاریخ را بدون دانستن تئوری نمی‌توان خواند). بخش اعظم هزینۀ عملیات شرکتی مانند شرکت نفت عبارت از دستمزدی است که به پرسنل خود می‌پردازد. همچنین به نفع شرکت است که تجهیزات و مواد مورد نیاز خود را از همان کشور محل فعالیت خود تهیه کند، مگر آنکه امکان تهیه‌اش فراهم نباشد. اکثر پرسنل شرکت نفت در آن زمان کارگران ایرانی بودند. پرسنل رده بالا و متخصص البته ایرانی نبودند و یکی از مفاد قراردادی که در زمان رضا پهلوی امضاء شد، آموزش پرسنل متخصص ایرانی بود. ولی تعداد پرسنل متخصص به هر حال اندک بود. بنابراین در نهایت حاصل بخش بزرگی از عملیات شرکت نفت خواه ناخواه در خود ایران هزینه می‌شد و به جیب کارگر ایرانی می‌رفت.

🍂 دولتی شدن صنعت نفت (یا کانال سوئز یا صنایع نیشکر و قهوه و...) منطقش یک منطق سوسیالیستی است، حتی اگر هواداران آن این را ندانند. مصدق، کاشانی و پهلوی (در آن زمان) سوسیالیست نبودند، ولی با منطق سوسیالیستی عمل می‌کردند. و به همان دلیلی که سوسیالیسم محکوم به شکست است، ملی/دولتی‌سازی صنایع هم به فاجعه ختم می‌شود. نیازی نیست راه دوری برویم: وضعیت آرامکو سعودی را با شرکت ملی نفت ایران مقایسه کنید.

🍂 در سال‌ها و دهه‌های پس از قرارداد دارسی دولت انگلیس - که تأسیسات را خریداری کرده بود - به هر حال با دولت ایران وارد مذاکره شد تا سهم ایران را افزایش دهد. ایران هم البته استدلال‌های درستی در دست داشت، مانند اینکه حق ۱۶ درصدی ایران باید شامل عملیات شرکت در خارج از کشور نیز بشود، یا اینکه شرکت باید حساب‌های دخل و خرج را به رویت نمایندگان دولت ایران هم برساند.

🍂 نتیجۀ مذاکرات شد انداختن متن مذاکرات درون شومینه توسط رضا پهلوی. دیکتاتور وقت ایران تصور می‌کرد در سطح بین‌المللی هم مانند درون ایران کارها با لات‌بازی مطابق میل او پیش می‌روند. آن زمان البته همۀ کاسه کوزه‌ها بر سر چند نفر، از جمله تیمورتاش، شکسته شدند و بدنامی امضای قرارداد جدید هم نصیب تقی‌زاده شد. دیکتاتور به هر حال پاسخگو نیست.

🍂 پس از شهریور بیست، «ملی شدن» را - بنا به نظر آبراهامیان - حزب توده برای نخستین بار به کار برد. در آن جو آکنده از جهالت که از پهلوی و مصدق و کاشانی گرفته تا حزب توده و فداییان اسلام و جبهه ملی تا روشنفکر و مذهبی و شاعر و ملا، همه و همه علیرغم تمام اختلافاتشان بر سر مسائل دیگر در آن جهالت مشترک بودند، رزم‌آرا یکی از معدود کسانی بود که جرأت کرد و آشکارا ملی شدن را غیرممکن خواند. تاوان بر زبان آوردن حقیقت تلخ را با خونش داد و همه از مرگش شادمان شدند. انگار اگر گویندۀ حقیقت حذف شود حقیقت عوض می‌شود.

🍂 بنابراین اینجا هم نمی‌توان گفت مصدق یگانه مقصر وضعیت به وجود آمده بود. ولی به هر حال هم در پیدایش جو به وجود آمده که باعث شد هرگونه مذاکره و امکان تفاهمی قفل شود سهیم بود، و هم اینکه وقتی مسئولیت نخست‌وزیری را آن هم با پیش‌شرط تصویب «ملی شدن» صنعت نفت در مجلس پذیرفت، متهم درجه اول می‌شود.

🍂 مصدق پس از چند ماه تا اندازه‌ای متوجه پوچ بودن وعده‌های اولیه شد. اما وقتی از ترور دو نخست‌وزیر کشور تلویحاً حمایت کرده بود و اعضای حزبش با تروریست‌ها لاس می‌زدند و پس از کلی وعده وعید، در نهایت نمی‌توانست به همان‌جایی برسد که قبلی‌ها رسیده بودند و بخاطرش محکوم شده بودند (آشنا نیست؟!). در آن شرایط ادامۀ حکومت مصدق و همزمان خودداری از دستیابی به یک توافق - که باعث می‌شد به خیانت متهم شود تازه اگر ترور نمی‌شد - فقط و فقط یک توجیه داشت: حفظ نام و آبروی شخصی. و این تنها زمینه‌ای بود که مصدق در آن به موفقیتی تمام و کمال دست یافت. حاصل موفقیتش این شد که الان در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ من دارم دربارۀ او مطلب می‌نویسم نه ساعد و هژیر و علا و سهیلی و...!

.


#آینه_تاریخ #اقتصاد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #سوسیالیسم #کمونیسم #تاریخ_معاصر #پهلوی #رضاشاه #محمدرضا_پهلوی #مصدق



🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📺 سینما رکس را چه کسی آتش زد؟ (+)

🔸ساعت ۹ شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ تمام بلیط‌های آخرین سانس نمایش فیلم گوزن‌ها در سينما «رکس» آبادان به فروش رفته و ۷۰۰ نفر در سینما، تماشاگر فیلم مسعود کیمیایی بودند.

🔸هنوز فیلم به میانۀ داستان نرسیده‌بود که ۴ مرد وارد لابی سینما شدند. آنها درهای سالن انتظار را بستند و بر روی زمین، مواد آتش زا پاشیدند. ۳ نفر از انها به داخل سالن نمایش رفتند و نفر چهارم کبریت را کشید.

🔸شعله‌های آتش زبانه کشید. آتش، لابی و سپس تمام سالن سینما را در برگرفت. مردان، زنان و کودکان تماشاچی با دیدن شعله‌های آتش به طرف درهای خروجی هجوم بردند، اما درها بسته بود. ۷۰۰ نفر در محاصره آتش قرار گرفته‌بودند. دود کل سالن را گرفته‌بود و بسیاری قبل از آنکه بتوانند حرکتی کنند، خفه شده‌بودند.

🔸این مرگبارترین عملیات تروریستی در جهان بود و تا ۲۳ سال بعد که القاعده در ۱۱ سپتامبر برج های دوقلوی نیویورک را منفجر کرد، آتش‌سوزی سینما رکس، در صدر مرگبارترین حملات تروریستی دنیا بود. حمله‌ای که نه فقط چندصد انسان بی‌گناه را کشت، که آتش انقلاب در ایران را شعله‌ور کرد و ۵ ماه بعد، رژیم سلطنتی در ایران نیز سرنگون شد.

🔸تنها چند ساعت پس از آتش‌سوزی سینما، اعلاميه‌ای در سطح شهر آبادان پخش شد که شهربانی و ساواک را عامل آتش‌زدنِ سینما رکس معرفی می‌کرد. ادعایی که بسیار زود در سراسر کشور پخش شد، و نه فقط اغلب مردم ایران، بلکه برخی ناظران خارجی نیز آن را باور کردند. اما آن ۴ نفر که بودند و چه کسی سینما رکس آبادان را به آتش کشید؟


.


#در_چنین_روزی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم #تاریخ_معاصر #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #سینما_رکس #سینما #دادگاه #دادگاه_انقلاب #تروریسم #ساواک #دروغ #پروپاگاندا #انقلاب_اسلامی #روح‌الله_خمینی #احمد_خمینی #نواب_صفوی #مسعود_کیمیایی #آبادان #آمریکا #تروریست



🌾 @Naqdagin
اهمیت بستر فرهنگی ۸
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۸)

🎙گفت‌وگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین

🔸معنای آفرینش جهان در نگاه اسطوره‌‌ایِ زرتشتی و اسلامی؛ مساله‌محوری در مقابلِ اطاعت‌محوری

🔸مواجهۀ بسیار متفاوتِ با پرسش در اسلام و زرتشتی

🔸خشم و آز جزو دیوها در آیین زرتشتی بودند که اهورامزدا فاقد مطلق آن‌ها بود، اما در اسلام الله مکرر با خشم توصیف می‌شود

🔸الله خدایی قادر مطلق است، اما اهورامزدا خردورزیِ مطلق که نیازمند طراحی و اندیشۀ صحیح و مشارکت با انسان در پیشبرد اهداف خود است

🔸حرافی و رجزخوانی در فرهنگ اسلامی

🔸آرمان‌گرایی گیتاگرانه و دوراندیشانۀ ایرانی در مقابلِ معامله‌گری و دلال‌منشی اسلامی

.


#اسطوره‌شناسی #نقد_فرهنگ #نقد_ادیان #ادیان #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #الهیات #اسلام #نقد_اسلام #مطالعات_اسلام #جهان_اسلام #شرک #الله #زرتشتی #دین‌شناسی #قادسیه #گاتها #عقلانیت #خرد #اهورامزدا #اوستا #دین_شناسی #تاریخ_ادیان #سپنتا #امشاسپندان #تفکر_انتقادی #پیشرفت #ایرانشهر #ایران‌شناسی #پیشرفت #توسعه_فردی #معنای_زندگی #اساطیر #اسطوره #اخلاق #اهریمن #مطالعات_فرهنگی #فرهنگ



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بازنماییِ «بوسه» در تاریخ نقاشی (+)

اثر اول: ملاقات در دروازه ی طلایی اثر «جوتو» 00:14
اثر دوم: بوسه اثر «ادوارد مونک» 01:29
اثر سوم: عشاق اثر «رنه مگریت» 02:40
اثر چهارم: زادروز (تولد) اثر «مارک شاگال» 04:06
اثر پنجم: بوسه اثر «گوستاو کلیمت» 05:15


.


#هنر #نگار_نو #نقاشی #نقاش #بوسه #رنسانس #سورئالیسم #خودکشی #عاشقانه #تاریخ_هنر



🌾 @Naqdagin
🍂 چند روز پیش آیسان اسلامی ویدیویی از سیمین پورمهر در دوبی بازنشر کرده و گفته اگر برادرش بود، سرش را می‌برید. مثل جیران، رومینا، ریحانه، مونا، آریانا، فاطمه، مبینا، هایده و ۱۸۶ زنی که در سال ۱۴۰۲ کشته شده‌اند. یک‌روز در میان زنی را به همان فرمانی که آیسان برای لشکر ده میلیونی‌اش صادر می‌کند، می کشند.

🍂 سیمین حق دارد که بترسد و در ویدیویی هراسان بگوید زن خوبی است و بگذارند زندگی کند. و کسی که فرمان قتل را داده، بگوید "عصبانی" شده و "کس‌شعر" گفته.

🍂 هراس سیمین و هزاران زنی که ضحاک ناموس هر دو روز جان‌شان را می‌گیرد، اندازه "عصبانی" بودم و "کس‌شعر" گفتم، بیشتر ارزش ندارد. مثل محسن نامجو که "یک نفسش اندازه شش ماه زندگی کسانی که از آزارجنسی او می‌گفتند ارزش داشت".

🍂 یکی از دنبال‌کنندگان این لمپن، گلشیفته فراهانی است. دنبال کردن چنین فردی، آن هم بین کمتر از صد نفر برگزیده، حتا قبل از انتشار ویدیوی فرمان زن‌کشی، به‌قدری فجیع است که برای ضد زن و هوادار لمپنیسم و خشونت علیه زنان دانستنِ او، کافی است.

🍂 گلشیفته مثل همیشه ساکت مانده تا آب‌ها از آسیاب بیفتد. نباید اجازه بدهیم هم از توبره لمپن‌ها برای معروف ماندن بخورد و هم با چند جمله زینتی از اعتبار زن زندگی آزادی بهره ببرد.

🍂 با این دنبال کردن و سکوت، حتا اگر علیه آیسان موضوع بگیرد، همچنان او را علیه زنان و حامی خشونت علیه زنان می‌دانم.

🍂 برای پاک کردن این لکۀ ننگ، باید از او برای ترویج خشونت و فرمان قتل در پلتفرمی با ده میلیون مخاطب،  شکایت کند و برای این کار، وقت و پول خرج کند. آن‌وقت می‌شود گفت اشتباهش در همراهی با خشونت علیه زنان و اعتباربخشی به فرمان‌ قتل ناموسی را پذیرفته و به اندازۀ توانش برای جبران خبطش گام برداشته‌است.

🍂 غیر این باشد، همراه با نام بردنش باید گوشزد کرد که او حامی خشونت علیه زنان است و حرف‌های دکوری‌اش پشیزی ارزش ندارد. نباید اجازه داد حامیان خشونت علیه زنان، به صف مبارزه‌مان نفوذ کنند. باید آنان را واداشت تا متناسب با خبطشان هزینه بدهند.

🍂 و رسوایی بزرگی برای مسیح علی‌نژاد خواهد بود اگر از پتانسیل معروف بودن و شبکه‌اش برای به دادگاه کشیدن فردی که فرمان زن‌کشی در آمریکا داده‌است، استفاده نکند. شما نمی‌توانی برای اوکراین و ونزوئلا کمپین کنی، اما از کنار فرمان زن‌کشی بلغزی و خودت را به ندیدن بزنی.

🏞 دربارۀ عکس؛ جیران چون عشق ولیعهد را داشت از شوهرش طلاق می‌گیرد و به دست جوانان "غیرت‌مند و باشرفِ" تبریز، سرش بریده می‌شود.

✍🏻 #مسعود_سلطانی


🗄 پست مرتبط
📺 جامعۀ ما پر از خشم است
📺 "همه دختران ایران؛ ناموس من هستند!"
#زنان #مطالعات_زنان #حقوق_زنان #زن‌کشی #گلشيفته_فراهانی #مسیح_علینژاد #سیمین_پورمهر #جیران #ناموس #قتل_ناموسی #خشونت_علیه_زنان #زن_زندگی_آزادی‌ #آیسان_اسلامی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 دکتر #کاوه_مظفری، در این ویدیو در خصوص شلیک پلیس به #آرزو_بدری نکات قابل توجهی را بیان می‌کند.

🍂 او با بررسی اطلاعات منتشره نشان می‌دهد که شلیک به خانم آرزو بدری، مغایر با قوانین حمل سلاح و از فاصله نزدیک انجام گرفته‌است.

🍂 آرزو بدری، ۳۱ ساله و مادر دو کودک خردسال، زنی‌ست که در شهر نور استان مازندران که ماشینش به خاطر حجاب، حکم توقیف داشته، پلیس به‌سوی او شلیک کرد. او در پی شلیک پلیس به کمرش در حین رانندگی توان راه رفتن را از دست داده‌است.

🍂 «حجاب» در آغاز اسلام، وفقِ متن قرآن و کتاب تحقیقی امیرحسین ترکاشوند («حجاب شرعی در عصر پیامبر»)، صرفا توصیه‌ (بدونِ تعیینِ هیچ نوع مجازاتِ رایج در احکام که فراتر از توصیه بوده‌اند) و پیشنهادی برای حفاظت از آزارهای احتمالیِ «زنان آزادِ مسلمان» (و نه زنانِ کنیز مسلمان، ولو کنیز و شریک جنسیِ امامان و پیامبران بوده‌باشند، یا دیگر زنان جامعه با باورهای متفاوت) در فضایِ ناامن آن جغرافیای خاص بوده‌است، اما در طی زمان، بدل به حکمی عام و جزمی و نرینه‌سالارانه شد که بر نقضِ «مالکیت زنان بر بدن خود» استوار بود و زنان را جزئی از «عورتِ و مایملکِ مردانِ خانواده» تصور می‌کرد. در نتیجه، به کلیت بدنِ آن‌ها به‌مثابه امر جنسی نگاه می‌کرد که مکلف‌اند آن را بپوشانند و تا حد امکان حتی برای عبادت نیز از خانه خارج نشوند (حکمی که در روایات متاخرتر از قرآن، ساخته و پرداخته شد و مبنایی در متنِ قرآن و نگاه کلی حاکم بر آن ندارد) و یا حتی در هنگامِ «عبادت و نماز» در خانۀ امن خود و در پیش محرمان خانه نیز، حجاب بگیرند!

🍂 گشت ارشاد نیز بر مبنای چنین تصوری از زنان استوار است که نیمی از جامعه را «ملک و شیء» نیمی دیگر جامعه می‌داند و هیچ نوع حق مالکیتی بر بدن، برای زنان قائل نیست، و از این‌رو، بنا به مصلحت و موقعیت، سطوحِ مختلفِ مداخله و فضولی و خشونت زبانی و فیزیکی را با شهروندانی که فاقدِ حق مالکیت بر بدن خود می‌داند، مجاز می‌بیند.

🍂 این خشونت‌ها، حوادثی رندوم و موردی و بی‌ربط به کلیتِ این نهاد متعرض به زنان و انگاره‌ای که بر پایۀ آن استوار شده، نیستند، بلکه جزئی جدایی‌ناپذیر از این انگاره‌اند که در آن، زنان انسان‌هایی برابر و صاحب حق مالکیت بر بدن خود نیستند؛ چنانکه همین تفکر است که مانع از پخش و فروش و تبلیغِ ابزارهای جلوگیری از بارداری می‌شود؛ تو گویی زن و بدنش، نه فقط مملوکِ شریک جنسی‌اش است، بلکه مملوک خلیفه و امیال مادی او نیز هست و مکلف است که برای او، بدون هرگونه انتخاب و محاسبه‌ و تصمیمی عقلانی، هر چه بیشتر، سرباز و کارگر تولید کند؛ بر مبنای همین تفکر داعشی‌ست که قوانینِ نابرابر میان زنان و مردان کنار گذاشته نمی‌شود؛ از جمله اینکه زن حق سفر بدون اجازۀ شوهر و حق فسخ قرارداد ازدواج را ندارد، و اگر توسط همسر (با بهانه و توجیهی ناموسی) و والدینش به قتل برسد، حکم مجازات برابری با آنکه اگر خود دست به قتلی مشابه می‌زد، بر قاتلانش جاری نمی‌شود، بلکه قاتلان می‌توانند با خیالی آسوده و با توهمِ اخلاقی بودن و غیور بودن و مورد تمجید واقع شدن، دست به‌ زن‌کشی بزنند؛ تو گویی زن، حیوانی خانگی بیش نیست که میان پدر و شوهر مبادله می‌شود و هر زمان از حدودش تجاوز کرد، حق دارند به‌نحوی که مناسب می‌دانند، او را قربانی کنند.


.


#حکومت_اسلامی #زنان #بازاندیشی #نواندیشی_دینی #نقد_اسلام #نقد_قرآن #مطالعات_زنان #حجاب #گشت_ارشاد #خشونت_علیه_زنان #زن‌ستیزی #زن‌کشی #تکریم_زنان #فاطمه_زهرا #بازنگری #امیرحسین_ترکاشوند



🌾 @Naqdagin
📘پروپاگاندا
— چرا زبان تحلیلی-پژوهشی در #جامعه‌شناسی نباید به ادبیات آغشته شود؟

✍🏻#محبوبه_زمانیان

🍂 همۀ ما شناختی کلی از پدیدۀ پروپاگاندا داریم؛ مثلا می‌دانیم پروپاگاندا بوسیلۀ تبلیغات، عواطف و احساسات و ذهن جامعه را برای رسیدن به اهداف و ایده‌های خود دستکاری می‌کند. در درجۀ اول بنظر می‌آید این کار را غیرمستقیم انجام می‌دهد، اما تاریخچۀ #کمونیسم و فاشیسم نشان می‌دهد که حتا می‌تواند بصورت مستقیم و واضح قصد خودش را نشان بدهد. ما حتا می‌توانیم نیت آن را بفهمیم اما با این همه ممکن است قادر به مواجهه با آن نباشیم و بصورت آگاهانه آن را بپذیریم، از آن اطاعت می‌کنیم و تلاشی برای مقابله با آن انجام ندهیم. نمونه‌های آن را می‌توان در تاریخ آلمان دید.

🍂 مورد دیگری که دربارۀ پروپاگاندا می‌دانیم این است که پیام یا اطلاعات در محتوای پروپاگاندا دروغ است. درحالیکه لزوما چنین نیست؛ یعنی محتوای پروپاگاندا لزوما دروغ نیست و می‌تواند کاملا درست، یا حتا عینی و واقعی باشد.

🍂 برای عموم ما انسان‌ها پروپاگاندا معنای القای عقیده یا باور دارد. این نکته هم به تاریخ آن در کلیسای کاتولیک روم باستان برمی‌گردد. یعنی زمانی که کلیسا کنگرۀ ترویج ایمان را راه‌اندازی می‌کند و برای اولین بار مفهوم پروپاگاندا در تاریخ شکل می‌گیرد، اما لزوما چنین چیزی نمی‌تواند پروپاگاندا باشد. انسان‌ها در زندگی روزمره نیز همواره در حال اقناع دیگری و القای عقایدشان هستند. ما همین کار را هر روزه انجام می‌دهیم. پس چنین تعریفی نیز نمی‌تواند اصل ماجرا را برای ما روشن کند.

🍂 اما ویژگی درست و واقعی پروپاگاندا جنبۀ تبلیغاتی آن است و ویژگی اصلی این تبلیغات نیز زیرکانه و موذیانه بودن آن است. در واقع دستگاه پروپاگاندا بصورت مستقیم یا بصورت غیرمستقیم نه در حال تبلیغ درباره‌ی آن کار یا امری است که به آن مشغول است، بلکه در حال تبلیغ کاری است که از آن سخن به میان نمی‌آورد و بصورت مستقیم بیان نمی‌شود.

🍂 بعنوان مثال گفته می‌شود کشیشان و شاعران آنچه را انجام می‌دهند تبلیغ می‌کنند؛ نه آنچه را که انجام نمی‌دهند. هر دوی آن‌ها از زبان و شیوه‌ی جامعه‌ی انسانی برای باورپذیری جامعه و اقناع آن برای پذیرش چیزی تلاش می‌کنند که در حال انجام دادن آن هستند. چنانچه آن‌ها از این شیوۀ تاثیرگذاری عواطف و احساسات جامعه برای درونی کردن ارزش یا باور یا عملی استفاده کنند که بصورت مستقیم از سوی مخاطب ادراک نشود پروپاگاندا شکل می‌گیرد. تبلیغاتی که مستقیما در برابر دیدگان و خِرد شما مشغول به کار خود است نمی‌تواند پروپاگاندا باشد مگر زمانی که از ابزار «زبان» برای اهداف دیگری غیر از خودش استفاده کند.

🍂 با این وجود در بسیاری از مواقع جامعه متوجه پدیدۀ پروپاگاندا می‌شود اما نمی‌تواند با آن مبارزه کند. گاهی این امر به دلیل وجود مشت آهنین است و گاهی علت دیگری دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. اما پیش از آن به مهم‌ترین بخش پروپاگاندا یعنی زبان خواهیم پرداخت.

🍂 تا اینجا به ویژگی موذیانه بودن و زیرکانه بودن پروپاگاندا، و همچنین به فُرم مخصوص آن یعنی تبلیغات پی بردیم و متوجه ویژگی زبانی آن شدیم. اصولا ابزار اصلی تبلیغات زبان است و این نکتۀ مبهمی نیست. اما اگر پروپاگاندا را صرفا زبان بدانیم پس تمامی تعاملات انسانی و حتا ویژگی بازار را باید پروپاگاندا بدانیم؛ و این نتیجه خطاست. تبلیغات بدون وجود زبان نمی‌تواند شکل بگیرد. پروپاگاندا زبان نیست، «لفاظی» است.
***

در بسیاری از مواقع اهالی اندیشه از این دام می‌رهند اما چه بسیار اندیشمندان و اساتید ایرانی که به دام آن می‌افتند و حتی چنین ادبیات لفاظانه‌ای را بعنوان یک ویژگی ارزشمند خود تلقی می‌کنند. در نهایت دستگاه شناخت و ادراک افراد جامعه در اختیار روشنفکر و اهالی اندیشۀ آن قرار می‌گیرد. در این وضعیت جامعه نمی‌تواند بتنهایی پروسۀ ادراک را طی کند و با شتاب سرسام‌آوری به نتایجی می‌رسد که همگی نشانۀ خط‌مشی اهداف و غرایز متفکرانش است.

زمانی که ما قصد داریم مفاهیم و موضوعات دشوار انتزاعی و ذهنی را به مخاطب انتقال دهیم این اجازه را داریم تا با استفاده از مجموعه‌ای از کلمات و دستور زبان ساده مفاهیم را منتقل کنیم، اما اگر جامعه‌شناس از فُرم ادبی که قابلیت لفاظی را بالا می‌برد بجای فرم علمی و تخصصی استفاده کند پروپاگاندا به‌آسانی رخ می‌دهد؛ چرا که مخاطب دیگر نمی‌تواند آزادانه و با نیروی اندیشه و شناخت خود وارد تعامل معرفتی شده و به درک و شناختی شخصی برسد و آن هم به این دلیل است که پیش از آن در کانال عواطف و احساسات خود با آن مواجه شده و ذهن او توسط اهداف و نیت‌ گوینده بمباران شده و با آن همسو شده و این فرایند اقناع، توده را چنان خوش می‌آید که هرگونه نقدی بر آن با مشت آهنین پاسخ داده خواهد شد.


🌐 مطالعۀ ادامه
زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۰۵ واژه


🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ ترامپ:
مردم [در افغانستان یا خاورمیانه] آزادی نمی‌خواهند


یکی رو دیدم می‌گه [حالا نمی‌خوام بگم کی بود چون خجالت‌آوره]:
می‌خواستیم زن‌ها در اونجا، مجبور نباشند که فلان‌چیز [برقع] را بپوشند.


من هم گفتم: آها، خب منطقیه! خیلی هم خوب.

بعد دیدم با چند زن مصاحبه کردند و گفتند:
«ما می‌خواهیم [حجاب یا برقع] داشته‌باشیم؛ هزار ساله [حجاب یا برقع] داریم. چرا اصلا کسی باید بخواد بگه [حجاب] نداشته‌باشیم؟».


اونا خودشون می‌خوان!! اصلا ما چرا خودمون رو داخل ماجرا می‌کنیم؟

راستش [با برقع] راحت‌تر هم هست، و لازم نیست دیگه آرایش کنین!! ببینی چقدر همه‌تون خوشگلین؛ آسون‌تر نبود؟

من اگه زن بودم، نمی‌خواستم [آرایش کنم!]. بیا! عزیزم، آماده شدم، بریم! حقیقته!!

نه! می‌دونین دلیل اینکه نمی‌خوام اسمش رو ببرم، اینه که طرف جمهوری‌خواه بوده؛ هه...اما دموکرات‌ها هم همینجوری فکر می‌کنند! [با لحن تمسخرآمیز] «دموکراسی می‌خواند! دموکراسی!».

2️⃣ مغالطات ترامپ در اینجا، از هر زاویۀ همدلانه‌ای بنگریم، شرم‌آور است، و کسانی که در آمریکا و سالیان سال پرورش در محیطی لیبرال و آزاد، چنین برای مهملات او کف می‌زنند، خجالت‌آورتر.

🍂 اینکه در هر جامعه‌ای عده‌ای هستند که از زنجیرها دفاع می‌کنند و زنجیرها را می‌پرستند، اگر توجیهی برای تعمیم آن عده به کل آن جمعیت و نادیده گرفتن «حقوق فردی» و «حقوق طبیعی» بود، ولو آن فردها، اقلیت باشند، که چنین نیست، اساسا برده‌داری در آمریکا و بسیاری نقاط جهان، برچیده نمی‌شد.

🍂 اینکه همۀ ارزش‌ها و حقوق، در ذیل منافع اقتصادیِ و گروهی ما فهم و تحلیل شود، یک ابتذال و سقوطِ تمام‌عیار است. کسی که با همین منطق رای جمع می‌کند، در فردای پیروزی‌اش نیز می‌تواند با توجیهاتِ اقتصادی، و چند تعمیم نابجای مشابه، حقوق افراد مخالف یا دگراندیش را نقض کند، یا بگوید برای چه مثلا باید برای حفظ حقوق فلان دسته از شهروندان مداخله کنیم و هزینه‌ای بدهیم؟ چرا باید فلان قوانین حافظِ حقوق شهروندان را تصویب کنیم و برای مثال در خشونت خانگی علیه زنان مداخله کنیم و انرژی و زمان و پول صرف کنیم؟ برخی از زنان اتفاقا گفته‌اند خیلی هم دوست دارند که چوب ترِ «مردِ آلفا» بالای سرشان باشند و...، آن‌ها خودشان می‌خواهند و انتخابِ خودشان است!

🍂 حتی اگر در این موضوع خاص، از نظر اقتصادی و منافع ملی، عدم مداخله موجه باشد، قرار نیست ارزش‌های انسانی با زبانی لخت به گند کشیده‌شوند و یا با انواع مغالطاتِ کودکانه، انسان‌های یکی جغرافیا با تاریخِ تمدنیِ بلند را پست و هم‌شکل جلوه بدهیم؛ آن هم در وسطِ سرزمینی که اتفاقا به سرزمین مهاجران مشهور است و از بسیاری مهاجرانِ خاورمیانه‌‌ای تشکیل شده، و از بسیاری جهات، وام‌دار همین انسان‌هاست که ارزش‌های فرهنگی لیبرال را به‌درجات پذیرفته‌اند و برای حفظ آن ارزش‌ها نیز به سهم خود، هزینه داده‌اند و می‌دهند.

🍂 حجاب در جهان امروز، از اساس بر نوعی «کالا/جنس‌دوم‌»انگاریِ زنان استوار است و جز با داغ و درش و خشونتِ دولتی، نمی‌تواند بقایی فراگیر بیابد. دفاع از این حد از «زن‌ستیزی دولتی» و «نقض حقوق فردی»، که مطابق آن، مردان نیز به آلت‌هایی متحرک و بی‌اراده تقلیل و تخفیف می‌یابند، آن هم در وسطِ مهدِ دموکراسی، حقیقتا شرم‌آور است. آن هم با وجود هزینه‌های سنگین و متعددی که زنان و مردان این جغرافیای جنگ‌/مذهب‌زده، با مقاومت هر-روزه‌شان برای پایان‌بخشی به آن، جلوی لنز دوربین‌های جهان داده‌اند و می‌دهند، نوعی دهن‌کجیِ آشکار به ارزشمندیِ خون‌ها و هزینه‌هایی که آزادی‌خواهان این خطه خرج آرمان‌شان کرده‌اند، محسوب می‌شود. تصور کنید ترامپ نظیر همین ادبیات را دربارۀ یهودیان در آلمان هیتلری به‌کار می‌برد، بی‌شک مواجهۀ سختی که با او می‌شد، اساسا قابلِ قیاس نبود.

🍂 جز این، نگاه او بسیار نژادپرستانه است و باور دارد کل مردم خاورمیانه [یا افغانستان]، از ادراکِ «زیبایی» و مفهومی به نام «آزادی» بیگانه‌اند و آزادی را نمی‌خواهند؛ درحالی‌که حتی در دل افغانستان نیز جنبش‌های مختلفی برای حقوق زنان وجود دارد؛ منتها چون حقوق زن افغانستانی و خاورمیانه‌ای، نامهم‌تر از حقوق همجنس‌گرایان و ترنس‌ها تلقی می‌شود [رجوع کنید به برخورد دوگانه در المپیک پاریس با این دو موضوع]، این صداها با کمترین هزینه و با شدیدترین روش‌ها سرکوب می‌شوند؛ چه رسد به ایران که جنبش «زن، زندگی، آزادی»‌اش، جهانی را به تحسین و تعظیم واداشت و تبلورِ امری تاریخی و شگفت شد.

🍂 کسانی که به چنین شخصیتی امید بسته‌اند که با جنگ یا تحریم، حکومت آخوندی را براندازد نیز نیازمند کمی تامل بیشترند تا از ساده‌لوحی‌شان کاسته شود.


.


#زنان #مغلطجات #آمریکا #مغالطات #مغلطه #انتخابات_آمریکا #ترامپ #دونالد_ترامپ #افغانستان #ایران #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #گشت_ارشاد #زن_ستیزی #نیکا_شاکرمی



🌾 @Naqdagin