نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
تصاویر مورد اشاره در جلسۀ هفتم «اهمیت بستر فرهنگی برای جهش ایران در آینده»




🌾 @Naqdagin
اهمیت بستر فرهنگی
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۷)

🎙گفت‌وگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین

🔸تفسیرِ ایرانی-شیعی از واقعۀ کربلا، نوعی تلاش برای ارتقاء حسین به یک فیلسوف و شوالیۀ زرتشتی بوده‌است، اما در نهایت، چون زهر اسلام آنقدر غلیظ بوده، پروژۀ تشیع نیز شکست خورد

🔸تعارضِ آشکارِ تصور ایرانیان از دین و واقعیت اسلام

.


#نقد_فرهنگ #زیست‌روان #نقد_ادیان #ادیان #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #اسلام #نقد_اسلام #مطالعات_اسلام #جهان_اسلام #مسیحیت #قرون_وسطی #سامانیان #سلجوقی #آل_بویه #شرک #الله #زرتشتی #دین‌شناسی #ایمان #ساسانیان #قادسیه #رضا_شاه #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #علی_شریعتی #خمینی #امام_خمینی #آل_احمد #احمد_فردید #کمونیسم #امت #امامت #شیعه #مرتضی_مطهری #توسعه #روانکاوی #روانشناسی #گاتها #عقلانیت #خرد #اهورامزدا #اوستا #دین_شناسی #تاریخ_ادیان #سکولاریسم #ترکیه #توتالیتر #توحید #سپنتا #امشاسپندان #شریعت #تحجر #تفکر_انتقادی #جهاد_اکبر #پیشرفت #ایرانشهر #انقلاب_اسلامی #ایران‌شناسی #پیشرفت #توسعه_فردی #معنای_زندگی #اسطوره‌شناسی #اساطیر #اسطوره #اخلاق #کارما #حسین #امام_حسین #آرش_کمانگیر #کربلا #اهریمن #مطالعات_فرهنگی #فرهنگ



🌾 @Naqdagin
📻 علم و دین: پنج پرسش (+)
— قسمت ۱۱) مصاحبه با جان.اف.هاگت


🗄 پست مرتبط

📓علم و دین: پنج پرسش
📻 علم و دین: پنج پرسش: یکم - دوم - سوم - چهارم - پنجم - ششم - هفتم - هشتم - نهم
📺 معنا، اخلاق و خدا
📺 آیا اخلاق بر ستون خدایان ادیان استوار است؟



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین pinned «📄 به‌بهانۀ بازنشر چندبارۀ یک مطلب — سخنی دوستانه با ادمین‌های محترم کانال‌های تلگرامی کانال Finance & Economics https://t.me/UTfinance/3407 کانال تحلیل زمانه https://t.me/TahlilZamane/58047 کانال جامعه‌شناسی https://t.me/iransociology/14326 🍂 جدا از مطالبی…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دربارۀ افسانه‌زدایی از رویدادهای تاریخی
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 اینکه دربارۀ یک رویداد تاریخی، ۷۰ سال پس از وقوع آن کماکان مناقشه و بحث و جدال و تفسیر و ضدتفسیر وجود داشته باشد، امری بد یا حتی غیرعادی نیست. با رعایت شروطی می‌تواند خوب هم باشد؛ در ادامه به چند مورد از آن شروط اشاره خواهم کرد، اما پیش از آن، خوب است مثالی را ذکر کنم که نشان می‌دهد این رویکرد نسبت به رویدادهای تاریخی که به هر دلیلی مهم تلقی می‌شوند، تنها مختص ایران نیست.

🍂 برای مثال انقلاب فرانسه را در نظر بگیرید. از همان سال ۱۷۸۹ که اولین مرحلۀ انقلاب در گرفت تحلیل‌های مفصل در تأیید یا رد آن در خود فرانسه و حتی بیشتر از فرانسه در کشورهای دیگری مثل انگلیس و آمریکا نوشته شده‌اند و نوشتن این تحلیل‌ها تا امروز که قرن ۲۱ام است هنوز هم ادامه دارد. هنوز کارهای پژوهشی دامنه‌دار و ژرفی پیرامون رویدادهای مرتبط با انقلاب فرانسه یا پیامدهای آن بیرون می‌آیند.

🍂 در کنار این تحلیل‌ها، شمار بسیاری بالایی رمان، تابلوی نقاشی، شعر، نمایشنامه و بعدها فیلم و سریال آن رویداد را موضوع کار هنری و فکری خود قرار داده‌اند. بعضی نام‌های بسیار بزرگی که در ادبیات، فلسفه، تاریخ، نقاشی، دانش اجتماعی و سیاسی و دیگر شاخه‌ها می‌شناسیم یا تمام توان فکریشان را مستقیم و غیرمستقیم بر روی فهم انقلاب فرانسه گذاشتند (مثل آلکسی توکویل) یا دست‌کم آثاری مرتبط با آن رویداد پدیده آوردند (مثل ویکتور هوگو).

🍂 عده‌ای با ۱۷۸۹ - یعنی سال سقوط باستیل و مشروطه شدن نظام فرانسه - همدلی دارند و در مقابل ۱۷۹۲ - یعنی سال سقوط کاخ تویلری و سپس گردن زدن پادشاه (در ۱۷۹۳) - را رد می‌کنند. عده‌ای دیگر ۱۷۹۲ را نتیجۀ طبیعی و کامل‌کنندۀ ۱۷۸۹ می‌دانند. خود این دستۀ اخیر عبارت از دو گروه متضاد است: یک گروه با هدف تأیید ۱۷۹۲ و نیز ۱۷۹۳ - دوران موسوم به ترور (وحشت) و حکومت روبسپیر - چنین موضعی را اتخاذ می‌کنند و گروهی دیگر در مقابل با هدف تخطئۀ خود ۱۷۸۹.

گروه اول ژاکوبن‌ها و سپس میراث‌داران سوسیالیست و کمونیست آن‌ها در قرن‌های نوزدهم و بیستم هستند.

گروه دوم رویالیست‌ها و کاتولیک‌ها و سپس میراث‌داران محافظه‌کار و فاشیست آن‌ها در قرن‌های نوزدهم و بیستم.

🍂 همین بحث‌های دامنه‌دار را می‌توان در مورد رویدادهای تاریخی مهم یا مهم انگاشته‌شدۀ دیگر مثل انقلاب آمریکا، جنگ داخلی آمریکا، انقلاب روسیه، دو جنگ جهانی و رویدادهای مرتبط با آن‌ها، جنگ داخلی اسپانیا، مناقشۀ اسرائیل و فلسطین و خلاصه انواع و اقسام جنگ‌ها، کودتاها، انقلاب‌ها و رقابت‌ها دید

🍂 فروپاشی بلوک شرق و بحران مالی سال ۲۰۰۸ دو مورد از تازه‌ترین رویدادهای دوران‌سازی هستند که احتمالاً سال‌ها و شاید قرن‌ها دربارۀ آن‌ها بنویسند.

🍂 جنگ اوکراین اگر به رویدادی دوران‌ساز منتهی شود و همچنین چه‌بسا اگر حال و روز کنونی خود ما در ایران و خاورمیانه پیامدهای دامنه‌دار و شدید پیدا کند، باز موضوعات دیگری هستند که دربارۀ آن بسیار خواهند نوشت و مناقشه‌ها خواهند کرد.

🍂 نفس اینکه دربارۀ رویدادهای تاریخی دائماً تحلیل و نظر متفاوت بیرون بیاید نشان می‌دهد که نوعی پویایی و حیات هنوز در جامعه وجود دارد و ذهن‌ها در حال کار کردن هستند و اجازۀ چیرگی کامل یک روایت دستوری واحد و از بالا را نمی‌دهند، ولو اینکه نظام آموزشی و رسانه‌ای رسمی در انحصار یک گروه خاص و فعلاً اسلحه به دست باشد.

🍂 تحلیل تاریخ تحلیل رویدادهای معاصر است. حتی اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم - به تعبیر لودویگ فون میزس - هر نوع «داده/fact» در واقع دادۀ تاریخی است. دادۀ آینده معنا ندارد. به محض آنکه ما از چیزی مطلع شدیم آن چیز جزئی از تاریخ است.

🍂 ما با همان ذهنی که سراغ رویدادهای تاریخی می‌رویم سراغ رویدادهای سیاسی روزمره هم می‌رویم و از تحلیل یک نفر از تاریخ می‌توان تا حد مناسبی مواضع سیاسی او در آینده را هم پیش‌بینی کرد - البته نه به طور قطعی، چون گاهی ممکن است تفاوت در تحلیل تاریخی صرفاً به‌دلیل تفاوت در داده‌هایی باشد که به آن‌ها رجوع شده است و لزوماً بیانگر تفاوت در قالب‌های فکری نباشد.

🍂 پس رواج تفسیر و بازتفسیر رویدادهای تاریخی در یک جامعه نه‌تنها امر بدی نیست، بلکه خاص جوامع توسعه‌یافته است. به‌ ندرت تحلیل‌گر شناخته‌شده‌ای از آفریقا را می‌شناسیم که رویدادهای تاریخی مهم جامعۀ خود را تحلیل کرده باشد. اگر هم چیزهایی نوشته باشند اغلب بیشتر از اینکه تحلیل تاریخی باشند ناله‌اند و حتی همان ناله‌ها را هم اول طیفی از غربی‌ها سر داده‌اند و بعد این‌ها از روی دست آن‌ها نوشته‌اند. در مقابل غرب دائماً در حال محکوم کردن خود بوده است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘دربارۀ افسانه‌زدایی از رویدادهای تاریخی
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂 شاید در هیچ جایی به اندازۀ سینمای خود آمریکا جنگ ویتنام محکوم نشده باشد. چند فیلم ضد جنگ دربارۀ جنگ ویتنام می‌شناسید؟ آیا تاریخ شرکت آمریکا در جنگ ویتنام به همان سیاهی است که هالیوود نمایش می‌دهد؟ من شخصاً چون مطالعه‌ای دربارۀ آن رویداد خاص نکرده‌ام قضاوتی نمی‌کنم و موضوع بحث حاضر هم این نیست.

🍂 مهم برای ما در اینجا این است که امکان چنین نقدهایی در آمریکا وجود دارد، ولی برای مثال کسی در چین جرأت روایت آنچه را که دولت کمونیستی مائو بر سر مردمان تبت و فرهنگ و هویت‌شان آورد ندارد.

🍂 یا به‌عنوان مثال دیگر، کارگردان ایرانی اصلاً حق ساختن فیلم ضد جنگ ندارد. درگیری جامعۀ ایران در جنگ با کشور همسایه‌اش به‌مراتب بیشتر از درگیری جامعۀ آمریکا در جنگی با کشوری در آن طرف دنیا بود. پیامدهای جانی و مالی جنگ ایران و عراق برای دو طرف به‌مراتب بیشتر از پیامدهای جانی و مالی جنگ ویتنام برای آمریکا بود. حالا چند تا فیلم ایرانی یا عراقی دیده‌اید که رفتار طرف خودی در آن جنگ را به اندازۀ یک صدم آنچه در سینمای آمریکا اتفاق می‌افتد نقد کرده باشد؟ چه کسی جرأت چنین کاری را دارد؟

🔺«انسان غربی» تفاوت ژنتیکی با «انسان شرقی» ندارد. ساختار مغز سیاه‌پوست با سفیدپوست یکسان است. اما انسان غربی مدت‌های طولانی در معرض یک مناسبات اجتماعی قرار گرفته‌است که دائماً از ذهنش افسانه‌زدایی می‌کند و این در طولانی‌مدت، چنان تفاوتی ایجاد کرده‌است که بعضی‌ها از آن نتیجۀ نژادی گرفتند؛ وگرنه در میان همان سفیدها، توهمات فراگیر میان روس‌ها را نگاه کنید.

🍂این حرف به این معنی نیست که با هر نقد و تحلیل تاریخی که در آنجا نوشته می‌شود موافق باشیم یا معتقد باشیم هر که تحلیلی تاریخی می‌نویسد ذهنیت اسطوره‌ای ندارد یا حتی امکان ندارد خودش به‌شدت جزم‌اندیش و متوهم باشد. موضوع این است که در یک جا امکان به دست دادن روایت‌های متفاوت بیشتر از جای دیگر فراهم است، ولو اینکه عده‌ای از آن روایت متفاوت آزرده شوند، احساس ناامنی کنند و آن را توهینی به باورها و ارزش‌های خودشان یا جامعه تلقی کنند؛ ولو اینکه آن روایت‌های متفاوت لزوماً غیرمتوهمانه هم نباشند.

🍂 بحث در نهایت همان آزادی است، و نه درست یا غلط بودن حرفی که ذیل آزادی گفته می‌شود. خیلی از فیلسوفان و نویسندگان و کارگردانان بزرگ غربی افراد متوهمی بودند، افکار سیاسی و اجتماعی به‌شدت نادرست داشتند و کمترین تصوری از اینکه اقتصاد چگونه کار می‌کند نداشتند. اما آزاد بودند که حرف‌شان را بزنند و این چیزی است که آن دست از ایرانی‌هایی که چندان لزومی به آزادی و دمکراسی نمی‌بیند باید همچون میخ هم که شده در مغزشان فرو کنند. بدون آزادی مغز و ذهن انسان رشد نمی‌کند؛ حتی اگر آن آزادی به معنای این باشد که چند نفر نادان هم حرف بزنند یا حتی نادان‌ها بیشتر و بلندتر از عاقل‌ها حرف بزنند؛ چون مسئلۀ اساسی در اینجا قرار گرفتن ذهن در معرض حرف‌های متفاوت است. حکومت حق و وظیفه ندارد دهان احمق‌ها را ببندد تا فقط صدای عاقل‌ها شنیده شود؛ چون این در نهایت به احمق شدن همه می‌انجامد.

🍂 مخاطب ایرانی گفته شدن سخنان متفاوت و گاه غلط یا حتی مضحک را در غرب می‌بیند، کشمکش‌ها را در آنجا می‌بیند و فوراً «انحطاط غرب» و سقوط قریب‌الوقوع آنجا و شکست دمکراسی را نتیجه می‌گیرد، اما در بلندمدت تفاوت جامعۀ «غربی» از «شرقی» همین است.

🍂 چنین صداهای متفاوت و نقدهای بنیادینی مخاطب ساده‌لوح را دچار سوگیری شناختی می‌کند و به این نتیجه می‌رساند که تاریخ «غرب» سراسر خون‌ریزی بوده‌است و در مقابل مردمان «شرقی» معصوم و ساده بودند. افسانۀ مصدق هم از محصولات همین سوگیری شناختی است و تا نیم قرن ابتدای پدید آمدنش اصلاً مورد نقادی قرار نگرفت.

🍂 ناسزاهایی که حکومت پیشین و حکومت کنونی هرکدام با انگیزه‌های خاص خودشان به مصدق می‌دادند هم نقد و افسانه‌زدایی نبودند. چون آن‌ها اصلاً دنبال افسانه‌زدایی نبودند و دولت نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد. آن‌ها صرفاً دنبال جایگزینی افسانۀ خودشان با افسانۀ رایج در میان مردم و روشنفکران بودند.

🍂 بسیاری از رفتارهای حاکمان پیشین و کنونی را در واقع می‌توان با تلاششان برای اثبات «بهتر از مصدق بودن» توضیح داد. یعنی همزمان که به او دشنام می‌دهند افسانه (اسطوره) او در اعماق ذهن‌شان ریشه کرده است. برای همین است که می‌گوییم دولت افزون بر اینکه مدیر خوبی نیست، افسانه‌زدا و روشنگر خوبی هم نیست.


🗄پست مرتبط

📕تاریخ‌زدایان: طالبان‌های قلمروی تاریخ‌پژوهی
📕کوروش؛ جهان‌سوز یا جهان‌ساز؟
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود؟
.


#فلسفیدن #اندیشه #غرب #لیبرالیسم #تاریخ #محمد_مصدق #سلطنت‌طلب #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #اوکراین #روسیه #فرانسه #آفریقا #انقلاب_فرانسه #آمریکا #عراق #چین



🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون

✍🏻 #رضا_زمان

🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبهه‌ی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطه‌خواهان به دست آمده‌بود.

🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شده‌بود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.

🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کرده‌بود؛ اراده‌ای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخ‌گو می‌خواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وام‌دارِ مشروطیت، دولتی که می‌خواست شاهْ‌سلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.

🍂 کودتای مردادی، به‌واقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت می‌بُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.

🍂 دموکراسیِ ملی و قانون‌مندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهره‌گیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفس‌های خود را در حدود محدودی از آزادی‌های نسبی و مدنی، می‌کشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تک‌حزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.

🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابه‌ی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.


.


#آینه_تاریخ #سیاست #کودتا #تاریخ #حکومت_قانون #انقلاب_اسلامی #آمریکا #انگلستان #تاریخ_معاصر #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #سلطنت‌طلب #مشروطه #مشروطه‌خواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنی‌نژاد #ناسیونالیسم



🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Forwarded from نقدآگین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 کودتای ۵۳

🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد‌_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط‌ به ملی‌شدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالی‌ست.

🍂 نقطۀ عطف داده‌های تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقه‌بندی‌شده‌ای بود که در سال ۲۰۱۷، دولت #آمریکا از حالت محرمانه بیرون آورد و بنا بر آنها، مناسبات بین افراد و خیلی از موضوعات پنهان در کودتا آشکار شد.

🍂 از جمله آنکه، آمریکا و بریتانیا آنقدر به حذف مصدق از قدرت مصمم بودند که در نظر داشتند اگر شاه از توطئه کودتای آنها حمایت نکند، خود او را از تخت سلطنت ساقط کنند. آنها حدود یک ماه قبل از کودتای ۲۸ امرداد، گزینۀ روی کار آوردن یکی از برادران شاه را هم بررسی کرده‌بودند.

🍂 محور این #مستند جنجالی، شکافتن نقش #بریتانیا در کودتا، بویژه شخصیت مرموزی بنام نورمن داربی‌شایر است که از جمله مسئولیت‌هایش، پخش پول و سازماندهی برای کودتا بود و در ربودن، شکنجه و کشتن محمود افشار طوس، رئیس شهربانی، نقش داشته‌ و تمام مصاحبه‌‌اش با عوامل مستند «پایان امپراتوری»، به فرمان حکومتی حذف شده‌‌است.

ادامه و معرفی بیشتر


#آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin
📘پیرامون مستند «کودتای ۵۳»
(۱/۳)

🍂 کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علاوه بر برگرداندن شاه به سلطنت، تأمین سلطهٔ سیاسی و اقتصادی (نفتی) و نظامی غرب بر ایران، پیامدهای منفی درازمدتی برای ملت ایران داشت که همچنان محسوس است.

🍂 آن کودتا، به معنای واقعی کلمه راه تحقق آرمان مشروطه و دولت دموکراتیک را قطع کرد و روند تحوّل و کثرت‌گرایی و سیاست‌وَرزی مدنی و نوین در ایران را دچار وقفه‌ای طولانی با پیامدهای منفی ماندگار کرد.

🍂 از سر راه برداشتن دولت ملّی ایران، سرکوب و حبس و شکنجه و اعدام نیروهای ترقی‌خواه ملی‌گرا و برقراری حکومت پلیسی و سرکوبگر، پیشرفت دموکراسی و حاکمیت ملّی و مردمی در ایران را در عمل متوقف کرد.

🍂 این کودتا نه‌فقط پیامدهایی زیانبار در ایران داشت، بلکه روندهای مشابهی را در کل میانرودان (خاورمیانه) و آسیا و نیز در سراسر جهان پدید آورد و
«این نتیجه‌گیری را در ذهن [سیاست‌سازان آمریکا] شکل بخشید که می‌توانند، در جاهای دیگر هم دولت‌های دردسرساز را به‌آسانی سرنگون کنند… حداقل به مدّت ۲ دهه کل، روند ملّی کردن نفت را در سراسر جهان به تعویق انداخت» («کودتا»،‌ نوشتهٔ یرواند آبراهیمیان، ترجمهٔ ناصر زرافشان، تهران، ۱۳۹۳).


🍂 امروزه حتّی سیاستمداران برجسته و بالارتبهٔ آمریکایی نیز می‌پذیرند و آشکارا می‌گویند که آن کودتا، علیه دولتی بود که با حمایت دموکراتیک مردم بر سر کار آمده بود

🍂 کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ زمینه‌های فعالیت سیاسی-اجتماعی آزادانه و کثرت‌گرایی را از میان برد و «اپوزیسیون سکولار ایران را در هم شکست» (همان‌) و زمینه‌های خشونت و سرکوب و انحصارگرایی را فراهم آورد.

🍂 همین باعث شد که روند سرکوب‌شدهٔ تحوّل‌خواهی دموکراتیک در ایران به انقلاب بهمن ۵۷ منجر شود که باز به علّت همان نبود دموکراسی و سرکوب نیروهای ملّی و مدنی در رژیم کودتایی شاهنشاهی، دچار انحصارگرایی و اسلام‌گرایی حکومتی شد و خیلی زود، پس از پیروزی انقلاب، همان کاری را با انقلاب مردم کرد که آمریکا و بریتانیا و ارتجاع مذهبی و شاهنشاهی در سال ۱۳۳۲ با نماد جنبش ملّی مشروطه‌ و روند دموکراسی‌خواهی، عدالت‌طلبی و تحوّل‌خواهی مردم ایران کردند.

🍂 در حدود ۶۹ سال گذشته، تحقیق‌های زیادی در مورد این کودتا صورت گرفته و سندهای معتبری نیز دربارهٔ آن منتشر شده‌است. از آن جمله، مطلبی است که ۴۷ سال پیش با عنوان «چگونه نیروهای «MI6» و سیا برای طرح‌ریزی کودتای ایران همکار کردند؟» در روز ۲۶ مه ۱۹۷۵ (خرداد ۱۳۵۴) در نشریهٔ انگلیسی آبزِروِر منتشر شد.

🍂 روزنامهٔ انگلیسی گاردین/ آبزِروِر در شمارهٔ ۲ اوت ۲۰۲۰ (۱۲ مرداد ۱۳۹۹) خود اشاره‌ای داشت به آن گزارشِ سال ۱۹۷۵ نشریهٔ آبزروِر، که در آن نقش پنهان مأموران امنیتی بریتانیایی در هدایت کودتا و برگرداندن محمدرضاشاه به ایران افشا شده بود.

🍂 در آن گزارش آمده بود که یکی از مأموران سازمان امنیت و اطلاعات بریتانیا «MI6» به نام نورمَن داربی‌شایر، عملیات «پنهانی و خشونت‌آمیزی» را برای بازگرداندن شاه هدایت می‌کرده‌است. به نوشتهٔ گاردین/ آبزِروِر ، چند روز پس از انتشار آن گزارش، همهٔ شواهد این عملیات بریتانیایی و هویت داربی‌شایر از عرصهٔ اخبار عمومی حذف و محو شد!

🍂 انگیزهٔ انتشار این مطلب در گاردین، فیلم مستندی به نام «کودتای ۵۳» (اشاره به سال وقوع کودتا: ۱۹۵۳/۱۳۳۲) ساختهٔ آقای تقی امیرانی است که قرار بود، همزمان با سالگرد کودتای ۲۸ مرداد نمایش عمومی آن آغاز شود.

🍂 آقای امیرانی دربارهٔ درز کردن نقش نورمن داربی‌شایر در کودتا و انتشار آن در گزارش آبزِروِر می‌گوید:
«ما هنوز نمی‌دانیم که این اطلاعات را چه کسی و چرا به آبزرور داده بود. ما فقط می‌دانیم که [پس از آن گزارش] همهٔ اسناد و مدارک مصاحبه با داربی‌شایر به‌سرعت ناپدید شد و کسی هم آن ماجرا را دنبال نکرد. همین، حکایت از سرپوش‌گذاری کامل در مورد مشارکت بریتانیا [در آن کودتا] تا همین امروز دارد».


🍂 گاردین/ آبزِروِر می‌نویسد:
«نخست‌وزیر [وقت] وینستون چرچیل با حکومت نخستین رهبر دموکرات کشور [ایران]، محمد مصدق، مخالف بود. به‌طور عمده به این دلیل که این دولت منافع بریتانیا در صنعت نفت ایران را تهدید می‌کرد».


🍂 اکنون روشن شده است که کارِ «MI6» در همکاری با سیا، که او نیز امیدوار بود محمدرضاشاه پهلوی را دوباره بر تخت سلطنت ببیند، خیلی بیش از «صرفاً تحریک برای براندازی مصدق» بود.

🍂 فیلم مستند «کودتای ۵۳» اکنون روشن می‌کند که بریتانیایی‌ها شورشی را هماهنگ می‌کردند که تا حدّ آدم‌ربایی، شکنجه و پول دادن به افراد و الوات برای ریختن به خیابان‌های تهران [به نفع شاه] طراحی شده‌بود.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin